• 1405/04/20
  • - تعداد بازدید: 11
  • زمان مطالعه : 4 دقیقه

شکافتن امواج دلدادگی برای نجات یک قلب؛ روایت خدمت بی‌وقفه مدافعان سلامت در شب تشییع رهبر شهید

365

 

غروب هجدهم تیرماه بود؛ خورشید با رنگی از خون و اندوه در پس گنبد طلایی رنگ می‌باخت.

مشهد، این قطعه از بهشت، التهابی غریب و بی‌سابقه داشت.هوا سنگین بود و بغضی به وسعت یک ملت در گلوها گیر کرده بود.

شب، شب شهادت سیدالساجدین، امام زین‌العابدین (ع) بود؛ شبی که خود به تنهایی بار غمی عظیم را بر دوش می‌کشید.اما این بار، غم بزرگ دیگری نیز بر دل‌های زائران و مجاوران سایه انداخته بود.قرار بود پیکر خادم‌الرضا، رهبر شهید و عزیز این انقلاب، در آغوش حریم امن رضوی آرام بگیرد.

سیل جمعیت از هر کوی و برزن به سمت حرم مطهر روانه بود.خیابان‌های منتهی به حرم، دیگر جای سوزن انداختن نداشت و موج انسانی لحظه به لحظه متراکم‌تر می‌شد.شانه‌ها به شانه‌ها گره خورده بود و چشم‌ها، چشمه‌ی جوشان اشک بود.در این میان، روایتی دیگر در جریان بود؛ روایتی از جنس خدمت، از جنس ایثار در لباس سپید.

به عنوان یک خبرنگار نظام سلامت، نگاهم تنها به موج سوگوار جمعیت نبود؛ نگاهم به مدافعان بی‌ادعای جان مردم بود.تمام گروه‌های پزشکی، بهداشتی و درمانی دانشگاه علوم پزشکی مشهد در آماده‌باش کامل و بی‌سابقه بودند.

از پایگاه‌های موقت سلامت تا نیروهای واکنش سریع، همه و همه بوی خدمت بی‌وقفه می‌داد.اورژانس پیش‌بیمارستانی، خط مقدم این جبهه بود که لحظه‌ای از پا ننشست.

آمبولانس‌ها با چراغ‌های گردانشان در حاشیه خیابان‌ها مستقر بودند، اما حصار انسانی چنان فشرده بود که حرکت چرخ‌ها را ناممکن می‌ساخت.نیروهای اورژانس، با کاورهای شبرنگ و چشمانی همیشه بیدار، در میان مردم قدم می‌زدند تا نبض تپنده این مراسم باشند.

آن‌ها نیامده بودند که فقط ناظر باشند؛ آمده بودند تا نگذارند در این بزم اندوه، جان هیچ زائری به خطر بیفتد.صدای نوحه و عزا در صحن‌ها و خیابان‌ها می‌پیچید و فضا را ملکوتی‌تر می‌کرد.

ناگهان، در متراکم‌ترین نقطه از موج جمعیت، التهابی دیگر شکل گرفت.مردی میانسال، با صورتی غرق در عرق سرد، دست بر قفسه سینه‌اش فشرد.

رنگ از رخسارش پریده بود و نفس‌هایش به شماره و خس‌خس افتاد.زانوهایش لرزید و در میان دست و پای جمعیتِ بی‌قرار، به زمین افتاد.

یا امام رضا! کمک کنید! یک نفر حالش بد شده!

این فریاد، در هیاهوی مداحی و سینه‌زنی گم می‌شد، اما موج اضطرابِ اطرافیان، خبر از یک فاجعه می‌داد.حمله قلبی، خاموش و بی‌رحم، در شبی که قلب‌ها همه شکسته بود، قلب این مرد را هدف قرار داده بود.

ثانیه‌ها، همان ثانیه‌های طلایی که مرز میان مرگ و زندگی‌اند، به سرعت در حال گذر بودند.

امکان ورود برانکارد به آن نقطه از جمعیت مطلقاً وجود نداشت.

امکان حرکت دادن آمبولانس حتی برای یک متر هم در آن تراکم انسانی میسر نبود.

در این لحظه دلهره‌آور، چشمم به یکی از تکنسین‌های اورژانس پیش‌بیمارستانی افتاد.جوانی با اراده که از بی‌سیم دستی‌اش، کد بحران و موقعیت بیمار را دریافت کرده بود.

او لحظه‌ای درنگ نکرد و بهانه نیاورد که راه بسته است.می‌دانست که اگر منتظر باز شدن مسیر بماند، مرگ، زودتر از او به بالین بیمار خواهد رسید.

کیف سنگین احیا، داروهای اورژانسی و تجهیزات پزشکی را بر دوش انداخت.دستگاه الکتروشوک و کپسول کوچک اکسیژن را در دستانش محکم گرفت.

و بعد، ماراتن نفس‌گیر و قهرمانانه او آغاز شد.دویدن با پای پیاده در میان سیلی از انسان‌های به هم فشرده، شبیه به شکافتن صخره بود.

یا الله! راه بدهید! اورژانس! مریض بدحال داریم!

صدای گرفته‌اش در میان صدای جمعیت می‌شکست، اما اراده‌اش برای نجات یک جان، نه. با التماس، با فریاد، و با تمام توان، جمعیت را می‌شکافت و به جلو می‌رفت.

عرق از سر و رویش می‌بارید، نفس خودش هم به شماره افتاده بود، اما قدمی متوقف نمی‌شد.او تجلیِ آیه «وَمَنْ أَحْیَاهَا فَکَأَنَّمَا أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعًا» در آن شب تاریک و غم‌بار بود.

بالاخره رسید؛ حلقه نگران جمعیت را کنار زد و خود را به بالین مرد میانسال رساند.بلافاصله علائم حیاتی را چک کرد؛ زمان به صفر نزدیک می‌شد و قلب بیمار در حال تسلیم شدن بود.

با مهارتی که حاصل سال‌ها تجربه و عشق به خدمت بود، عملیات احیا، رگ‌گیری و اکسیژن‌رسانی را در همان کف خیابان آغاز کرد.چند دقیقه دلهره‌آور گذشت؛ دقایقی که برای اطرافیان و خانواده مرد به اندازه یک عمر طول کشید.و ناگهان، معجزه خدمت در حریم یار به ثمر نشست؛ نفس به سینه مرد برگشت و چشمانش را نیمه‌باز کرد.تکنسین اورژانس، با لبخندی که پشت قطرات عرق پنهان بود، نفس راحتی کشید و بیمار را برای انتقال بعدی پایدار کرد.

آن شب، در حاشیه تشییع رهبر شهیدمان، مدافعان سلامت نشان دادند که در مکتب خادمان الرضا (ع)، نجات جان یک انسان، خود بالاترین روضه و خالصانه‌ترین زیارت است.

 

 

  • گروه خبری : پزشکی,بدرقه رهبر شهید
  • کد خبری : 189391
کلیدواژه
مسئول  پایگاه خبری وبدا
مؤلف

مسئول پایگاه خبری وبدا

عکس های مرتبط

364

نظرات

0 تعداد نظرات

درج نظر