• 1405/05/20
  • - تعداد بازدید: 9
  • زمان مطالعه : 5 دقیقه

ملک‌الشعرای طبیب؛ روایت زندگی دکتر قاسم رسا، پزشک و شاعر نامدار مشهد

روایت زندگی پزشکی که طبابت، خدمت به مردم و ارادت به امام رضا(ع) را در هم آمیخت و نامش را در تاریخ علمی و فرهنگی مشهد ماندگار کرد

431

 

 

دکتر قاسم رسا (۱۲۹۰–۱۳۵۶ خورشیدی) از چهره‌های ماندگار علمی و فرهنگی مشهد بود؛ پزشکی متعهد و مردم‌دار که در کنار سال‌ها فعالیت حرفه‌ای در عرصه طبابت، در شعر و ادب نیز جایگاهی ممتاز یافت. با این حال، آنچه بیش از هر چیز شخصیت او را شکل می‌داد، نگاه انسانی و مسئولانه‌اش به حرفه پزشکی و خدمت به مردم بود؛ پزشکی که درمان را تنها در تجویز دارو و نسخه نمی‌دید و برای آرامش بیماران نیز جایگاهی ویژه قائل بود.

او در سال ۱۲۹۰ خورشیدی در تهران و در خانواده‌ای اهل علم دیده به جهان گشود. پدرش، شیخ محمدحسن هروی، از عالمان شناخته‌شده بود. دکتر رسا در دوران کودکی همراه خانواده به مشهد آمد و در جوار بارگاه ملکوتی حضرت علی‌بن‌موسی‌الرضا(ع) رشد یافت؛ شهری که بعدها نه‌تنها محل زندگی و فعالیت حرفه‌ای او، بلکه بخش مهمی از هویت معنوی و فرهنگی‌اش شد.

پس از گذراندن تحصیلات مقدماتی در مشهد، در سال ۱۳۰۹ خورشیدی وارد دانشکده پزشکی دانشگاه تهران شد و پس از دریافت درجه دکتری در طب، فعالیت حرفه‌ای خود را آغاز کرد. او سپس در وزارت بهداری مشغول به کار شد و نزدیک به سه دهه از عمر خود را در مسیر طبابت و خدمت به بیماران سپری کرد.

پزشکی که بیمارانش را با امید بدرقه می‌کرد

دکتر رسا برای بسیاری از مردم تنها یک پزشک نبود. بیماران نزد او فقط برای دریافت نسخه و درمان بیماری جسمی مراجعه نمی‌کردند؛ بلکه بسیاری از آنان، به‌ویژه کسانی که از بیماری و دشواری‌های درمان خسته و ناامید شده بودند، در مطب او با امید و آرامش بیشتری مواجه می‌شدند.

روایت‌های بسیاری از برخورد مهربانانه و مردم‌دارانه او با بیماران نقل شده است؛ بیمارانی که با نگرانی وارد مطب می‌شدند و با امیدی تازه آنجا را ترک می‌کردند. در نگاه مردم مشهد، مهارت پزشکی، روحیه انسان‌دوستانه و ارادت عمیق او به حضرت امام رضا(ع) در کنار یکدیگر قرار داشت و همین پیوند، تصویری متفاوت از یک طبیب در ذهن آنان ساخته بود.

دکتر رسا پزشکی بود که درمان جسم را با توجه به روح و روان بیمار همراه می‌کرد؛ پزشکی که کلامش برای بسیاری از بیماران، بخشی از فرآیند آرامش و درمان بود.

از پزشکی تا شاعری؛ دو مسیر در خدمت انسان

علاقه دکتر رسا به شعر و ادب از دوران نوجوانی شکل گرفت. او نزد استادانی همچون سیدحسن ادیب بجنوردی و سیدحسین مشکان طبسی، فنون شعر و سخنوری را فراگرفت و به‌تدریج در شمار شاعران شناخته‌شده مشهد قرار گرفت.

ذهن منظم و دقیق او که در مسیر تحصیل پزشکی پرورش یافته بود، در شعر نیز جلوه‌ای خاص داشت. سروده‌هایش از استحکام زبانی، مضامین اخلاقی و مفاهیم معنوی برخوردار بود و بخش مهمی از آثار او به مدح و منقبت اهل‌بیت(ع)، به‌ویژه حضرت امام رضا(ع)، اختصاص داشت.

در سال ۱۳۲۵ خورشیدی، دکتر رسا با قرائت قصیده‌ای در تالار تشریفات آستان قدس رضوی مورد توجه قرار گرفت و به عنوان شاعر و خادم افتخاری آستان شناخته شد. در ادامه، در سال ۱۳۳۶ خورشیدی به مقام ملک‌الشعرای آستان قدس رضوی رسید؛ عنوانی که پس از درگذشت او دیگر به فرد دیگری اعطا نشد.

بخشی از اشعار او بر سنگ‌های ازاره حرم مطهر رضوی به خط نستعلیق حک شده است؛ آثاری که همچنان بخشی از میراث ادبی و معنوی این شاعر و پزشک فرهیخته به شمار می‌رود.

دیوان اشعار دکتر رسا که مجموعه‌ای از قصاید، غزلیات، مثنویات و رباعیات او را دربرمی‌گیرد، نخستین بار در سال ۱۳۴۰ خورشیدی منتشر شد و حدود شش هزار بیت را شامل می‌شود.

شاعری که امام رضا(ع) را پناه دل‌های خسته می‌دید

ارادت دکتر رسا به حضرت رضا(ع) در بسیاری از سروده‌های او آشکار است. او در یکی از اشعار خود می‌سراید:

بیا که مظهر آیات کبریا اینجاستبیا که تربت سلطان دین، رضا اینجاست

و در ادامه:

اگر کلید درِ رحمت خدا جوییبیا، کلید درِ رحمت خدا اینجاست

در شعری دیگر، امام رضا(ع) را پناهگاه دل‌های درمانده معرفی می‌کند:

این رضا کیست که عالم همه خشنود از اوستاین رضا کیست که بر درد دل خلق دواست

و در وصف فضای معنوی حرم رضوی می‌سراید:

بر تن مرده دمد روح، نسیم حرمشکه نسیم حرم اوست مسیحا اعجاز

این اشعار نشان می‌دهد که حرم رضوی و شخصیت معنوی حضرت امام رضا(ع) تنها موضوعی ادبی برای دکتر رسا نبود، بلکه بخشی عمیق از جهان‌بینی و زیست معنوی او را تشکیل می‌داد.

دل به دست آر و مزن دست به آزار کسی

در کنار اشعار آیینی، مضامین اخلاقی و حکمی نیز جایگاه ویژه‌ای در آثار دکتر رسا داشت. یکی از مشهورترین ابیات او چنین است:

طاعتی نیست پسندیده‌تر از خدمت خلقدل به دست آر و مزن دست به آزار کسی

این بیت شاید بیش از هر چیز دیگری، پیوند میان شخصیت حرفه‌ای و ادبی او را نشان دهد. خدمت به خلق برای دکتر رسا تنها یک مفهوم شاعرانه نبود؛ اصلی بود که در زندگی حرفه‌ای او نیز جریان داشت.

او از یک سو پزشکی بود که سال‌های طولانی را در خدمت بیماران سپری کرد و از سوی دیگر، شاعری بود که در آثارش بر اخلاق، مهربانی، خدمت به مردم و پرهیز از آزار دیگران تأکید می‌کرد.

میراث پزشکی که شعر و طبابت را به هم پیوند زد

دکتر قاسم رسا سرانجام در ۲۵ آبان ۱۳۵۶ خورشیدی چشم از جهان فروبست؛ اما میراث او همچنان در دو عرصه پزشکی و فرهنگ مشهد باقی مانده است.

پیکر این پزشک، شاعر و خادم آستان قدس رضوی، به پاس یک عمر خدمات علمی، پزشکی و فرهنگی در صحن انقلاب اسلامی حرم مطهر امام رضا(ع)، در جوار بارگاه رضوی و روبه‌روی پنجره فولاد به خاک سپرده شد.

نام دکتر قاسم رسا در حافظه تاریخی مشهد با دو یادگار بزرگ گره خورده است؛ دست‌هایی که برای درمان بیماران تلاش کردند و کلماتی که برای آرامش دل‌های خسته سروده شدند.

او نمونه‌ای از پزشکی بود که حرفه‌اش را با انسانیت معنا کرد؛ طبیبی که در درمان جسم کوشید و در کنار آن، با شعر و کلام، به جان انسان‌ها نیز توجه داشت. شاید به همین دلیل است که پس از گذشت دهه‌ها، یاد او همچنان در میان جامعه پزشکی و فرهنگی مشهد زنده مانده است.

  • گروه خبری : آموزش,فرهنگی,اخبار دهه پایانی صفر
  • کد خبری : 190183
کلیدواژه
مسئول  پایگاه خبری وبدا
مؤلف

مسئول پایگاه خبری وبدا

نظرات

0 تعداد نظرات

درج نظر