برگزاري مسابقه فرهنگي عوامل تحکيم خانواده از ديدگاه حضرت زهرا (س) در دانشگاه
به مناسب هفته بزرگداشت مقام زن و ولادت با سعادت حضرت زهرا (س) ،مسابقه فرهنگي با عنوان عوامل تحکيم خانواده از ديدگاه حضرت فاطمه زهرا (س) در دانشگاه علوم پزشکي مشهد برگزار مي شود .
به گزارش وب دا ، اين مسابقه ويژه بانوان شاغل در دانشگاه با مطالعه مقاله اي با عنوان عوامل تحکيم خانوده از ديدگاه حضرت زهرا(س) که در ذيل اين خبر آمده است برگزار مي شود .
زمان برگزاري اين مسابقه هفتم ارديبهشت ماه از ساعت 11/30 در نمازخانه شهرک دانش و سلامت ، مجتمع ولي عصر بيمارستان قائم(عج) و نمازخانه بيمارستان شهيد هاشمي نژاد اعلام شده است .
عوامل تحكیم خانواده از دیدگاه حضرت فاطمه زهرا(س)
الگوبرداری از سیره ی حضرت فاطمه زهرا(س)، بهترین طریق معرفت به خطوط اساسی خانواده ی آرمانی است. مكتب فاطمی(س) به لحاظ تعالی برقراری اتحاد عقل عملی با عقل نظری، این قابلیت را دارد كه با مراجعه به آن بتوان به معارف جزئی در پرتو معارف كلی دست یافت و در همه ی امور زندگی از آن بهره جست. نوشتار حاضر، در راستای شناخت مهمترین عوامل تحكیم خانواده، ابتدا مقدمات و مبانی آن را در سنت و نگرش حضرت زهرا(س) به بحث می گذارد و به مباحثی همچون بینش توحیدی فاطمه (س) نسبت به خانواده، بر صواب بودن مقدمات ازدواج و اعتماد و اطمینان به دوام ازدواج می پردازد و سرانجام در بیان عوامل تحكیم خانواده در جلوه های رفتاری و گفتاری حضرت زهرا(س)، مسائلی از قبیل تدبیر در حسن سلوك با همسر، حمایت و دفاع از همسر، حفظ مراتب حجاب، تقسیم كار در خانواده و... را مورد بحث قرار می دهد.
تاریخ، موطن حادثه ها و زمان، بستر ظهور و بروز پدیده هاست؛ پدیده هایی كه دم به دم به سان قطره یا موجی به سواحل تاریخ برخورد كرده و محو می شوند. در این میان، آن دسته از وقایع و حوادثی كه ریشه در اخلاص و توحید دارند، باقی مانده و موجی برخاسته از ناپیداكرانه ی موجودیت آن ها، در بستر تاریخ، ساری و جاری می شود؛ چنان كه جهاد عاشوراییان، همه روزها و همه زمین ها را دربرگرفت و در همه عوالم درخشید.
جلوه های رفتاری فاطمه (س) در محیط خانه و خانواده نیز جهادی دیگر بود كه لوحی از اندیشه و حسن سلوك را در برابر همه قرون و اعصار گشود. وقتی چنین زنی پا به خانه بخت می گذارد و بر عرش همسری و مادری می نشیند، لحظه لحظه ی حیاتش، تاریخ و جغرافیای آرمانی ترین خانواده را رقم می زند و سرای او در سرسرای تاریخ، اسوه می شود.
اخلاص، مهمترین سرّ جاودانگی حیات فاطمه (س) است. فاطمه (س) از حیات و ممات خویش، جز خداوند، اراده نفرمود. حضرت (س) موفق ترین بانوی هستی در كامروایی از زندگی، عشق همسر و فرزند بود و از آن جا كه حیات خانوادگی خود را نیز برای خداوند می خواست، چنین دعا می فرمود:
«... احینی ما عملت الحیاة خیراً لی و توفنی اذا كانت خیراً لی، اللهم انی اسألك كلمة الاخلاص...» (مجلسی، 1404ق: ج91، ص225)، «خداوندا، مادامی كه می دانی در زندگی من خیری است، مرا زنده بدار و آن زمان كه مرگ برای من بهتر است، مرا بمیران. خدای من، من از تو كلمه ی اخلاص را مسئلت دارم.»
معمولاً زنانی كه از كانون خانواده ارضا شده و كامروایند، چنان به زندگی دل می بندند و از آن خرسندند كه آن را با چیز دیگری معامله نمی كنند؛ ولی فاطمه (س)، حیات خود را با خداوند معامله كرد. وی در همه ی اعمال و رفتارش جز محبت و رضایت دوست، چیزی در نظر نداشت و تحقق این معنا را از درگاه دوست تقاضا نموده و می فرمود: «اللهم انی اسئلك بماتحب و ترضی.» (شیخ الاسلامی، 1377: ص227) فاطمه (س) عشق و محبت به همسر و فرزندانش را نیز، در ظلّ محبت خداوند طلب می كرد؛ چنان كه در مقام نیایش با خداوند كه منتهای آرزویش بود، این سان مناجات می كرد: «اللهم اجعلنا ممن كانه یراك الی یوم القیامة الذی فیه یلقاك و لاتمتنا الا علی رضاك. اللهم واجعلنا ممن اخلص لك بعلمه و احبك فی جمیع خلقه...» (مجلسی، 1404ق: ج87 ، ص338)، «خدایا! مرا قرار بده از كسانی كه تو را تا روز قیامت (كه در آن روز همه مشاهده ات می كنند) در نظر دارند و ما را به جز بر حال رضایت خودت نمیران. خدای من، ما را از كسانی قرار بده كه عمل خودشان را برای تو خالص می نمایند و تو را در همه ی خلایق دوست دارند.»
فراز شریف «واحبك فی جمیع خلقه»، با تحلیل عرفانی، حائز نكات بسیار بلند توحیدی است و نشان دهنده ی این معناست كه این بانوی موحد و مخلص، خداوند را در مظاهر خلقی می دیده و محبت او به مظاهر خلق نیز به واسطه ی حب ذاتی به ذات ظاهر بوده است، نه به مظهر؛ یعنی حد واسط محبت فاطمه (س) به همسر و فرزندانش نیز، چیزی جز محبت خداوند نبوده است.
به جهان خرم از آنم كه جهان خرم از اوست عاشقم بر همه عالم كه همه عالم از اوست
حضرت (س) در اوج علاقه ی بسیار زیادی كه نسبت به همسرش، علی(ع)، داشت، در فرازهایی از سخنان و مناجاتش پرده از لایه های درونی قلب خود برمی دارد و می فرماید: «یا رب لیست من احد غیرك تثلج بها صدری و تسرّ بها نفسی و تقربها عینی»، «خداوندا، هیچ احدی به جز تو سینه ام را خنك نمی كند و نفسم را مسرور و شادمان نمی نماید و هیچ كس جز تو چشم مرا روشنی نمی دهد.» (قیومی، 1374: ص48)
حضرت فاطمه (س) در زندگی خانوادگی، هر وقت تقاضایی داشت، آن را با رضایت خدا می سنجید و رضایت خدا را بر رضایت خویش مقدم می دانست. به عنوان نمونه، در یك حاجت مشروع، مثل تقاضای خادم، وقتی با پیشنهاد پیامبر(ص) مبنی بر جایگزین نمودن اذكار و تسبیحات به جای خادم مواجه می شود، چنین می فرماید: «رضیت عن الله و رسوله، رضیت عن الله و رسوله، رضیت عن الله و رسوله.» (شیخ بهایی، 1411ق: ص49) ایشان سه بار می فرماید: «من به آن چه كه خدا و رسول(ص) راضی اند، رضایت می دهم.»
فاطمه (س) محبت فرزندان و پاره های قلب خود را نیز با خداوند معامله می كرد. چنان كه وقتی پیامبر(ص) ایشان را از ماجرای شهادت امام حسین(ع) و واقعه ی خونبار كربلا آگاه فرمود، فاطمه (س) كلمه استرجاع را بر زبان جاری كرد و گریست و آن گاه فرمود: «یا ابة! سلّمت و رضیت و توكّلت علی الله» (كوفی، 1410ق: ص55)، «پدرم، من تسلیم شدم و رضایت دادم و به خداوند توكل می كنم.»
مسلم است كسی كه همه ی وجودش و همه ی محبتش را با رضایت خدا معامله می كند، به آن جا می رسد كه خداوند رضایت او را ملاك رضایت خود و غضب وی را معیار غضب خود قرار می دهد.
بینش فاطمی در انتزاعی ترین لایه های فلسفی و معرفتی، با مسائل عینی و واقعیت های ملموس در ارتباط است. ابعاد نظری شخصیت جامع حضرت فاطمه (س) با عرصه ی مسائل خانوادگی و همسرداری ایشان، پیوندی ناگسستنی و معنی دار دارد. حضرت فاطمه (س) الگوی جامع شخصیت زن مسلمان اسوه ای است كه همه ی مناسبت های استغراق در بحر توحید و وحدانیت را با تمامی شئونات مربوط به عالم كثرت جمع كرده است. وجود بی كرانه ی حضرت فاطمه زهرا (س)، مجموعه ای صالح و كامل از تجسم همه ی خوبی ها و زیبایی ها است.
یكپارچگی و وحدت شخصیت در وجودهای مبارك و متعالی، در چنان اوجی است كه همه ی حركات و سكنات در پرتو آن، یك معنای خاص پیدا می كند و آن معنی چیزی جز عبودیت و عشق ورزی به حقیقت الحقایق نیست. معنای احترام به همسر و رحمت بر فرزند، در وجود حضرت فاطمه (س)، معنایی جز احترام به خالق و رحمت بر جلوه های او ندارد. بنابراین، نظام رفتاری فاطمی در شئونات خانوادگی، متشكل، منسجم و یكپارچه است. بخش توحیدی این نظام، مجموعه ای دقیق است كه در آرمانی ترین اشكال، سازمان یافته است و بین اجزای این رفتار، هیچ نوع خلل، تضاد و تضاربی وجود ندارد و به همین جهت، سازمان نظام مند سیره ی فاطمی در شئونات خانوادگی، این قابلیت را دارد كه بتوان از آن قوانین عمومی و خصوصی را انتزاع نمود. روابط كوچك و بزرگ داخلی یا خارجی این سازمان رفتاری، الله محوری است و خداوند در همه ی شبكه های ارتباطی، جلوه های فعل و قول و تقریر فاطمی حضور دارد. در كانون خانه و خانواده وی، خدا موج می زند و پروردگار عامل مهم بستگی همه ی اجزای اندیشه فاطمی است. عاملی كه سبب جامعیت عمل و نظر در وجود حضرت فاطمه (س) می شود، فقط و فقط خداوند است.
اغلب شخصیت ها تنها در معدودی از سویه ها و زمینه های وجودی خود به بلوغ می رسند و از آن جا كه دارای اعتدال و جامعیت نیستند، نمی توانند از معارف نظری خود در رابطه با كم و كیف انجام اعمال مدد گیرند. بنابراین، چون حیطه ی عقل نظری و عقل عملی ایشان از هم جدا است، نمی توانند معرفت كلی را با معارف جزئی درآمیزند و هرچند كه در وادی اندیشه پیشتازند، لیكن در عرصه و میدان عمل توانمند نیستند؛ اما در شخصیت های متعالی، از آن جا كه به اتحاد عقل عملی و عقل نظری رسیده اند، معارف جزئی در پرتو معارف كلی روشن می شود.
نوشتار حاضر درصدد است تا با بیان قوانین منتزع از سیره ی فاطمی(س) كه سبب تحكیم خانواده می شود، نمادی برای تشكیل خطوط اساسی یك خانواده آرمانی ترسیم كند.
مبانی و مقدمات تحكیم خانواده در نگرش و سنت حضرت زهرا(س)
الف بینش توحیدی فاطمه (س) نسبت به خانواده
حضرت فاطمه (س) در والاترین درجات بینش توحیدی به سر می برد. این بانوی «غیب و شهود» و این ملكه ی «بود و نمود»، هر حسن مرتبتی را در سلوك خانوادگی، مرهون بینش توحیدی می دانست. زیرا چنان كه اشاره شد، معرفت كلی و معرفت جزئی در گستره ی شناخت فاطمی هیچ گسستی ندارد. وجود نازنین فاطمه(س) از آن جا كه تاج شهزادگی در ساحت دیدگاه توحیدی بر سر داشت، به الهام ربوی، بر تمام رمز و رازهای كدبانوگری و تدبیر منزل احاطه یافت و خود در این رابطه می فرماید: «الحمدلله الذی لم یجعلنی متحیرة فی امر من اموری»، «حمد خدایی را كه مرا در هیچ یك از اموراتم متحیر و سرگردان نگذاشت.» (قیومی، 1374: ص122)
در مقام صدیقین، موحد همه حقایق را در پرتو حق مطلق ملاحظه می كند و جز یار در دیار هستی، دیّاری نمی بیند. صدق، عامل انكشاف بعضی از حقایق و كشف مغیّبات برای صدیقین است؛ چنان كه حضرت یوسف(ع) در پرتو مقام صدیقیّت خویش، صور مثالی حقایق جزئی را در رویاها و منامات دریافت می فرمود و البته غیر از تعبیر خواب، بر علوم دیگری نظیر علم مملكت داری و حفظ خزاین نیز اشراف داشت. از اثرات وضعی مقام صدّیقیّت این است كه صدّیق در مقام امور جزئی و شئون عالم كثرت نیز، از آگاهی های ژرف و حكمت های شگرفی برخوردار می شود.
حضرت فاطمه (س) دارای بالاترین مرتبه ی صدّیقیّت است. از این رو، وجود مبارك ایشان به «صدیقه كبری» لقب یافت. امام صادق (ع) در این باره می فرماید: «هی صدیقةالكبری و علی معرفتها دارت القرون الاولی»، «حضرت فاطمه (س) صدیقه كبری است و عصرها و نسل های پیشین بر محور شناخت و معرفت او می گردد.» (مهاجر، 1413ق: ج1، ص65) برحسب اقتضای این مقام، ایشان در زمینه ی حكمت عملی، بیشترین اشراف را به رموز تدبیر منزل، همسرداری و تربیت فرزند داشتند و سیره ی خانوادگی ایشان نیز، آرمانی ترین آیین ها و روش ها بوده است.
یكی از بنیانی ترین و ریشه دارترین مبانی تحكیم خانواده این است كه بینش زن و مرد نسبت به خانواده، بینشی توحیدی باشد. پیشینه ی ازدواج، خواستگاری، ملاك های همسرگزینی، مهر، جهاز و...، همه و همه در زندگی فاطمه (س) توحیدی است و نور الهی سراسر عناصر و شاخصه های زندگی خانوادگی حضرت (س) را می پوشاند و این پیام را در سرسرای تاریخ همه همسران، طنین انداز می نماید كه ركین ترین و استوارترین عماد در استحكام زندگی خانوادگی را می بایست در عرصه ی بینش توحیدی جستجو كرد.
فاطمه(س) جز خدا را نمی دید و در همه لحظات حیات پاكش، جز خدا و رضایت وی را طلب نمی كرد. شئونات زندگی او نیز در سایه سار خدادوستی و خداپرستی، بالنده می شد. خود درباره ی احوال توحیدی و عرفانی اش می فرماید: «شغلنی عن مسئلته لذّة خدمته، لاحاجة لی غیرالنظر الی وجهه الكریم» (دشتی، 1375: ص99)، «لذتی كه از خدمت حضرت حق می برم، مرا از هر خواهشی باز داشته است و حاجتی جز این ندارم كه پیوسته ناظر جمال زیبا و والای خداوند باشم.»
این چنین محبت خداوند، نهانی ترین لایه های دل لاهوتی فاطمه (س) را سرشار نموده بود و حب همسر و فرزند در پرتو محبت خدا برای وی تفسیر می شد؛ چنان كه اصل انتخاب علی(ع) به همسری نیز، جز داعیه ی اخلاص نبود. از این رو، هنگامی كه به واسطه ی انتخاب علی(ع)، در معرض طعن زنان قریش قرار گرفت، عرض حالی به خدمت حضرت رسول(ص) برد و آن گاه سر به آسمان بلند كرد؛ لبخند زد و فرمود: «رضیت بما رضی الله و رسوله»، «راضی شدم به آن چه خدا و رسول خدا(ص) به آن راضی اند.» (شیخ الاسلامی، 1377: ص273) و روزی كه علی(ع) از وی پرسید: چرا از رنج گرسنگی و بی طعام ماندن خانه، وی را باخبر نكرده است؛ آن بانو در پاسخ نفرمود كه علی جان من از تو شرم می كنم؛ بلكه فرمود: «یا ابالحسن! انی لاستحیی من الهی ان اكلف نفسك مالا تقدر علیه»، «ای ابالحسن! من از خدای خود شرم می كنم كه به تو تكلیفی كنم كه تو قادر بر انجام آن نیستی.» (همان)
ب بر صواب بودن مقدمات ازدواج
یكی از علل مؤثر در تحكیم خانواده، خالی بودن پیشینه ی ازدواج و مقدمات آن از خلل و فساد است. هرچه نور خدا، نور محبت و صداقت در این پیشینه شعله ورتر باشد، امید این كه این نور در سراسر زندگی مشترك زوجین تجلی كند، بیشتر است. چنان چه یكی از عوامل مهم تزلزل خانواده ها، مورد مطالعه قرار گیرد، روشن می شود كه در بسیاری از ازدواج های ناموفق، مقدمات غلط و نابجایی وجود داشته كه بذر سیاهی ها و كدورت ها را حتی قبل از ازدواج در زمین آن افشانده است. مروری اجمالی بر زندگی حضرت فاطمه (س) نشان می دهد كه ممهّدات ازدواج ایشان در كمال تعالی و نورانیت بوده اند. در ذیل به نمونه ای از آن ها اشاره می شود:
1 رضایت زوجین نسبت به اصل ازدواج
اگر در اندیشه ی یكی از زوجین، ناخشنودی و نارضایتی از اصل ازدواج وجود داشته باشد، این عامل، تأثیرات منفی بسیاری در زندگی مشترك باقی خواهد گذاشت. هم چنین اگر این خشنودی و رضایت، رضایتی الهی نباشد، باز هم این ازدواج، ریشه ی مستحكمی نخواهد داشت. بنابراین، اگر دختری با اجبار خانواده ازدواج كند و خود تمایلی به آن نداشته باشد یا به واسطه علاقه و میل به مال، جاه و جمال مردی، همسر وی شود، در حالی كه به لحاظ دین و خلق از او رضایتی ندارد، این ازدواج، ازدواج ممدوحی نمی تواند باشد و سبزی صلح و مودت در آن دیری نخواهد پایید. حضرت فاطمه (س) رضایت خود را از ازدواج با علی(ع) این گونه اعلام می فرماید: «رضیت بما رضی الله و رسوله» (دشتی، 1375: ص29)، «من به آن چه كه خدا و رسول خدا(ص) راضی اند، راضی و خشنودم.»
كاوش در پهنا و ژرفای این عبارت شریف، تبیین كننده ی این حقیقت است كه رضایتی كه مقدمه ی ازدواج است، در صورتی سبب تحكیم خانواده خواهد بود كه رضایتی الهی و خداپسندانه باشد. مفهوم عكس این قضیه شرطی نیز حجیت دارد و با قراین روایی مورد تأكید و تصریح قرار گرفته است. به تعبیر دیگر، مفهوم عكس این قضیه با منطوق كتاب و سنت، تنصیص شده است. چنان كه روایات زیادی مشتمل بر این مضمون، در جوامع حدیثی وارد گردیده كه اگر كسی به داعیه ی جمال و مال با كسی ازدواج كند، مال و جمال از او زایل می شود. وقتی عواملی گذرا و بی پایه، ریشه ی یك پیوند قرار گیرند، آن پیوند، با اولین باد خزانی افسرده خواهد شد؛ ولی اگر كسی تنها برای خدا و رضایت او قدم به ساحت زندگی مشترك بگذارد، این نیت الهی در تحكیم بنیان خانوادگی وی مؤثر خواهد افتاد.
2 رضایت خانواده از ازدواج
یكی دیگر از عوامل مؤثر در تحكیم خانواده این است كه هر دو خانواده به ازدواج فرزندانشان راضی باشند. هرچه این رضایت به لحاظ كمی و كیفی عمیق تر باشد، این ازدواج از ضمانت و كفالت بیشتری برخوردار خواهد بود. آثار سوء ازدواج های تحمیلی، از همان نخستین طلیعه ی ازدواج نمودار می شوند. این تحمیل ها گاه مستقیم و گاه غیرمستقیم اند. چنان كه گاهی خانواده ها به ظاهر فرزندانشان را از ازدواج منع نمی كنند، ولی آثار نارضایتی خود را در گوشه و كنار ممهّدات ازدواج یا پس از آن نشان می دهند و این چنین زوجین به بی رغبتی خانواده های خود پی می برند و این معنا در روحیه ی زندگی مشترك آن ها (خودآگاه یا ناخودآگاه) تأثیر خواهد داشت.
زندگی حضرت فاطمه (س) از این ضمانت محكم برخوردار بود و رضایت و خشنودی پیامبر(ص) از ازدواج فاطمه (س) با علی(ع) بر هیچ كس پوشیده نبود. پیامبر(ص) در همه ی مراحل زندگی این زوج، به عنوان یك عقل مجرب، از تداوم این ازدواج حمایت می فرمودند و در رفع مشكلات ایشان می كوشیدند.
3 عدم توجه به ارزش های باطل و دروغین در مراسم ازدواج
از دیگر عوامل مؤثر در استحكام خانواده، عدم توجه به ارزش های باطل و دروغین در مقدمات ازدواج، نظیر تعیین مهریه، تهیه جهاز، برگزاری مراسم ازدواج و... است. بررسی های به عمل آمده نشان می دهد كه گاه كدورت ها و مشكلات خانوادگی در همان سپیده دم زندگی مشترك به واسطه ی این برنامه ها و عدم توجه به ارزش های واقعی در طی آن ها به وجود می آید.
علی(ع) در صداق ازدواجش، همه ی داراییش را به فاطمه (س) داد؛ زیرا همه ی دارایی وی، تنها یك زره بود و ما به ازای آن تبدیل به وسایل ضروری زندگی آن دو شد. جهاز فاطمه (س) هفده قلم (چادر، مقنعه، پیراهن، حصیر، پرده، لحاف، متكا، لیوان گلین آب خوری، كوزه، كاسه گلی، آفتابه گلی، آسیاب دستی، مشك، تشت، حوله، پوست گوسفند و...) بیش نبود. در تمامی مراسم ازدواج فاطمه (س)، مستحسنات و مستحبات الهی، نورافشانی می نمودند. در مراسم ولیمه، فقرا و اغنیا با یكدیگر دعوت شده بودند. تهلیلات و تكبیرات به جای غنا و لهو و لهب، زینت بخش مجلس عروسی فاطمه (س) بود و در ملازمات عقد، نظیر مهر و جهاز و...، مراتب خلوص دیده می شد. وقتی به علی(ع) طعنه زدند كه تو بافضیلت ترین و شجاع ترین مرد عرب هستی و می توانستی دختر ثروتمندی را به عقد خود درآوری تا خانه ی تو را سرشار از جهاز نفیس كند، آن حضرت(ع) فرمود: «انا قوم نرضی بما قدرالله و لانرید الاّ رضی الله و فخرنا بالاعمال، لا بالاموال» (بحرانی، بی تا: ج11، ص363)، «همانا ما گروهی هستیم كه به مقررات الهی رضایت داده ایم و جز رضایت خدا چیزی نمی خواهیم و افتخار ما نیز به اعمال نیكو است؛ نه به مال و ثروت» و وقتی به فاطمه (س) طعنه زدند كه تو همسر مرد فقیری شده ای كه هیچ مالی ندارد، آن وجود نازنین فرمود: «رضیت به فوق الرّضا»، «من به علی(ع) راضی هستم و رضایت من از او فوق درجات رضایت است.» (مجلسی، 1404ق: ج43، ص97)
هنگامی كه پیامبر(ص) به فاطمه (س) فرمود: «من تو را به مهر چهارصد درهم به همسری علی درآوردم»، ایشان در پاسخ فرمود: «رضیت علیاً و لاارضی بصداق اربعمائة درهم»، «من به علی(ع) راضی هستم؛ ولی به چهارصد درهم مهریه راضی نیستم.» سپس رسول خدا(ص) از وی سؤال می كند: «پس تو چه مهریه ای را طلب داری؟» آن حضرت(س) می فرماید: «من دل نگران امت توام؛ چه آن كه فكر شما نیز مشغول امت است» و آن گاه خداوند شفاعت امت محمد (ص) را به عنوان صداق عقد فاطمه (س) به وی تقدیم می فرماید. (شیخ الاسلامی، 1377: ص284)
چنان كه مشهود است، تمامی ارزش ها از نخستین طلیعه ی وصلت علی(ع) و فاطمه (س)، ارزش هایی الهی و راستین بوده است؛ در صورتی كه این ارزش ها در كانون خانواده ی شیعیان ارج نهاده شود، بی شك دیگر شاهد زندگی های از هم پاشیده و نابسامان نخواهیم بود.
4 الهی بودن مراسم ازدواج
در تمام مراحل و موارد، مراسم ازدواج حضرت زهرا(س)، الهی بود. ولیمه ی ازدواج، مبارك بود؛ چرا كه با آن فقیران مدینه را اطعام نمودند. فاطمه (س) با فریاد تكبیر به خانه ی امیرمؤمنان(ع) مشرف شد و در میانه ی راه پیراهن عروسی خویش را مسكین بخشید. (مظاهری، 1372: صص 67-66) در روایت وارد شده است:
«قال علی(ع)، قال لی رسول الله(ص)، یا علی اصنع لاهلك طعاماً فاضلا، ثم قال: من عندنا الحم و الخبز و علیك التمر و السمن، ... ثم قال لی رسول الله(ص): ادع من احببت، فاتیت المسجد و هو مشحن بالصحابة، فاستحییت ان اشخص قوماً و ادع قوماً، ثم صعدت علی ربوة هناك و نادیت: اجیبوا الی ولیمة فاطمه (س)، فاقبل الناس ارسالاً، فاستحییت من كثرة الناس و قلة الطعام، فعلم رسول الله مما تداخلنی، فقال یا علی! انی سادعوالله بالبركة» (مجلسی، 1404ق: ج3، ص94)، «علی(ع) می فرماید كه رسول خدا(ص) به من فرمود: ای علی! برای اهل خود طعام بافضیلتی تدارك ببین و آن گاه فرمود: گوشت و نان از سوی ما و خرما و روغن از سوی تو تهیه شود؛ سپس فرمود: «ای علی، برو و هر كه را خواستی، دعوت كن.» من به مسجد آمدم؛ در حالی كه مملو از صحابه بود و شرم كردم از این كه گروهی را دعوت كرده و جمعی را واگذارم؛ از این رو ندا دادم: مردم! به ولیمه ی فاطمه (س) بشتابید و مردم پذیرفتند؛ من از كثرت مردم و كمبود طعام شرم كردم و پیامبر(ص) از آن چه بر من رفته بود، باخبر شد؛ فلذا فرمود: علی، من برای ولیمه ی تو به بركت یافتن دعا می كنم» و این چنین، نشانه های بركت، رحمت و ایمان از مراسم ازدواج الهی علی(ع) و فاطمه (س) هویدا بود.
فاطمه (س) در شب ازدواجش به جای اندیشه در ارزش های بی ارزش، به حقایق عالم هستی می اندیشید؛ تا آنجا كه علی(ع) متوجه اشك های پرفروغ و پاك او شده و حال وی را جویا گشت. فاطمه (س) فرمود:
«تفكرت فی حالی و امری عند ذهاب عمری و نزولی فی قبری فشبهت دخولی فی فراشی بمنزلی كدخولی الی لحدی و قبری، فانشدك الله ان قمت الی الصلاة، فنعبدالله تعالی فی هذه اللیلة...» (شافعی، بی تا: ص295)، «در پیرامون حال و رفتارم فكر كردم و به یاد پایان عمر و منزلگاه دیگری به نام قبر افتادم كه امروز از خانه پدر به خانه شما منتقل شدم و روزی دیگر از این جا به طرف قبر و قیامت خواهم رفت. در این آغازین لحظه های زندگی، تو را به خدا سوگند می دهم كه بیا تا به نماز بایستیم و با هم این شب را عبادت كنیم.»
5 دعا و صدقه در ازدواج
دعا و صدقه از عوامل بسیار مهمی هستند كه می توانند یك ازدواج را بیمه نمایند. دعا و صدقه در روایات و احادیث، به منزله ی سپری معرّفی شده اند كه بلاها را دفع می نمایند. هیچ ازدواجی در این عالم محقق نمی شود، مگر این كه در معرض بعضی بلیات جزئی یا كلی در اصل یا فروعاتش قرار می گیرد. استفاده از فرمول های غیبی كه در باب آثار دعا و صدقه وارد شده است، می تواند حلاّل برخی از مشكلات اصلی و فرعی بنای ازدواج باشد. چنان كه امام صادق(ع) می فرماید: «ما من قبض و لا بسط الاّ و لله فیه مشیة و قضاء و ابتلاء ...» (كلینی، 1362: ج1، ص152)، «هیچ گشایش و تنگی ای وجود ندارد، مگر این كه برای خداوند در آن اراده، قضا، امتحان و بلیه ای وجود دارد.»
االبته مراد از بلا همیشه آفت نیست؛ بلكه حتی اگر در ازدواج رونق و گشایشی باشد، باز هم می توان آن را نوعی بلا دانست. «بلاء» نوعی اختبار و امتحان است و در نیك و بد استعمال می شود. جوهری در صحاح می گوید: «البلاء الاختبار یكون بالخیر و الشر. یقال: أبلاه الله بلاء حسناً و ابتلیه معروفاً.» (رك. امام خمینی، 1371: ص236)
در ازدواج حضرت فاطمه (س)، اثرات شریف دعا و صدقه هویدا است. هنگامی كه جهازیه حضرت (س) را نزد پیامبر اكرم (ص) آوردند، اشك شوق از دیدگان مبارك ایشان جاری شد و دست به دعا برداشتند: «خدایا مبارك كن این جهازیه را كه اغلب آن از گل است» و هنگامی كه حضرت رسول(ص)، جواب مثبت فاطمه (س) را برای وصلت ایشان به دست آوردند، در طلیعه ی بشارت این وصلت تكبیر گفتند. علی(ع) می فرماید: «رسول خدا(ص) وقتی دخترش را به ازدواج من درآورد، نزد من آمد و فرمود: با نام خدا برخیز و این ذكر را بخوان: «علی بركة الله، ماشاءالله، و لاقوة الا بالله، توكلت علی الله...»، «بر سفره خدا می نشینم و راضی می شوم بر آن چه كه او بخواهد؛ قدرت و قوتی نیست مگر از جانب خدا؛ پس به او توكل می كنم و یاری می طلبم.» سپس مرا در كنار فاطمه نشانید و گفت: «خداوندا ! اینان محبوب ترین مردم در نزد من می باشند؛ آنان را دوست بدار و خیر و بركت به فرزندان آن ها عطا كن و آنان را از هر آسیبی حافظ باش، من آن ها و فرزندانشان را از شرّ شیطان فریبكار به تو می سپارم.» (شیخ طوسی، 1372: ج1، ص38)
هر صدقه ی جزئی، بعضی از آفات و سیئات پیرامون ازدواج را دور می كند. متعالی ترین نماد این صدقه، بخشش پیراهن عروسی حضرت زهرا(س) در شب زفاف آن حضرت، توسط ایشان بود. چنان كه در روایت آمده است:
«ان النبی(ص) صنع لها قمیصاً جدیداً لیلة عرسها و زفافها و كان لها قمیص مرقوع و اذاً بسائل علی الباب، یقول: اطلب من بیت النبوة قمیصاً خلقا.ً فارادت ان تدفع الیه القمیص المرقوع، فتذكرت قوله تعالی (لن تنالوا البرّ حتی تنفقوا مما تحبون)[1] فدفعت له الجدید.» (شیخ الاسلامی، 1377: ص282)، «رسول خدا(ص) برای عروسی حضرت فاطمه (س) پیراهن تازه ای تهیه كرد و جامه ی كهنه و وصله داری نیز نزد فاطمه (س) بود، در این هنگام سائلی در زد و گفت: از خانه ی رسول خدا(ص) جامه ای كهنه می خواهم. فاطمه (س) خواست كه جامه ی وصله دار را به وی بدهد، ناگاه به یاد آورد كه خداوند فرموده است: «هرگز به فضیلت نمی رسید، مگر انفاق كنید از آن چه دوست دارید.» چنین بود كه آن حضرت(س) جامه ی نو و جدید خود را به فقیر بخشید.»
6 اعتماد و اطمینان به دوام ازدواج
از دیگر عواملی كه می تواند سبب تحكیم خانواده شود، این است كه زوجین با یقین قدم در عرصه ی ازدواج بگذارند و بدانند كه وصلت آن ها دائمی است و اطمینان داشته باشند كه هرگز از هم جدا نخواهند شد. تشویش و بیم جدایی، گرمی و زلالی اطمینان را از دل و جان می زداید و تزلزل اعتماد، سبب ظهور اولین رخنه ها در دیواره ی مستحكم نهاد خانواده می شود.
همان طور كه بیان گردید، حضرت فاطمه (س) در اولین شبی كه به همسری علی(ع) درآمدند، تعبیری را بیان داشتند كه حكایت از یقین ایشان می كند كه از خانه ی علی(ع) جز با مرگ جدا نخواهند شد و جز مرگ نمی تواند در اجتماع و الفت این دو خلیل، خللی وارد آورد: «ای علی... من امروز از خانه ی پدر به خانه ی شما منتقل شدم و روزی هم از این خانه به قبر و لحد، پای خواهم گذاشت.» (دشتی، 1375: ص35)
7 همسر را بهترین همسر دانستن
یكی از اصلی ترین محورها در تحكیم خانواده این است كه زن و شوهر دیدگاه مثبتی درباره ی یكدیگر داشته باشند؛ هرچه این دیدگاه مثبت تر و متعالی تر باشد، به همان میزان هر دو از خوشبختی بیشتری در زندگی زناشویی برخوردار خواهند بود. اصلی ترین عاملی كه رایحه ی رضایتمندی و خرسندی را در فضای زندگی مشترك می پراكند، سبزی و خرمی است كه شاخسار بینش همسران نسبت به هم را بارور می كند و زمانی مودّت میان زوجین تهدید می شود كه پنداشت و نظرگاه آن ها نسبت به همسری با یكدیگر مخدوش شود و نخستین صاعقه ای كه دیواره ی اعتماد و محبت بین همسران را می شكافد، این است كه یكی از زوجین بپندارد كه همسرش وی را لایق همسری خود نمی بیند و یكی از دو همسر یا هر دو، در این اندیشه باشند كه بهترین همسر را برای خود برنگزیده اند. این پنداشت در ذهن هر یك از زوجین خلجان كند، موجب تلخ كامی و ناخرسندی در طرفین و البته تلخ تر و سنگین تر برای زوجی خواهد بود كه مورد خسران قرار گرفته و می داند كه همسرش او را لایق نمی شمارد.
با الگوبرداری از زندگی مشترك و شكوهمند فاطمه (س)، می توان این معیار وزین را در تحكیم خانواده عرضه نمود كه «همسر را بهترین همسر دانستن»، از اولین و اساسی ترین گام های مسیر خوشبختی خانواده است.
شاهد این مدعی این است كه پیامبر(ص) در طلیعه ی زندگی علی(ع) و فاطمه (س)، نخست، دیدگاه آنان را نسبت به همسری با یكدیگر جویا می شود، آن گاه كه از علی(ع) می پرسد: «همسرت را چگونه یافتی؟» جواب می شنود: «چه قدر او یاور خوبی در راه اطاعت خدا است» و زمانی كه از فاطمه (س) سؤال می كند كه «تو همسرت را چگونه یافتی؟» آن بانو در پاسخ می گوید: «علی(ع) بهترین شوهر است.»
آن چه كه از تأمل و ژرف نگری در این اقوال شریف به دست می آید، این است كه خوشبخت ترین و پاك ترین زوج های عالم، همدیگر را تنها لایق همسری خویش نمی دانستند، بلكه یكدیگر را لایق ترین همسر برای هم می دیدند. حضرت فاطمه (س) در جواب پدر نفرمود: «بعل خیر»، «او شوهر خوبی است»؛ بلكه فرمود: «او بهترین شوهر است.»
وجود چنین دیدگاهی میان همسران نه تنها مایه ی خوشبختی، جبران فقدان ها و ملایمت مشكلات است، بلكه موجب پوشاندن نقایص هر یك از زوجین در نظر دیگری است و اگر این نگاه متعالی و زیبا متقابل باشد، لطف این زندگی به سرحد اعلای كمال و بالندگی خواهد رسید.
عوامل تحكیم خانواده در جلوه های رفتاری و سیره ی حضرت زهرا(س)
الف حسن سلوك با همسر
یكی از عوامل بسیار مهم و اساسی در زمینه ی تحكیم خانواده، تدبیر در حسن سلوك با همسر است. این مفهوم از مفاهیم پیچیده ای است كه چندین مفهوم دیگر در تشكّل ساختار آن نقش آفرینی می كنند. نوعی فراست و كاردانی در تدبیر منزل و رفتار با همسر، می تواند از تعیین كننده ترین عوامل موفقیت در آیین همسرداری به حساب آید. در این جا نمونه ای از ظرایف و لطایف جلوه های رفتاری و گفتاری فاطمه (س) در برخورد با همسر بزرگوارشان حضرت امیرالمؤمنین (ع) بیان می شود تا در تحلیل جوانب و جزئیات این رفتار، گامی به سوی درك كاربردی مفهوم «فراست و تدبیر در حسن سلوك با همسر»، برداشته شود.
1 توجه به ظرایف روحیات همسر
یكی از عوامل استحكام بخش پیوندهای مودّت میان زن و شوهر این است كه طرفین بتوانند حالات و روحیات یكدیگر را درك كنند. شاید هیچ عاملی به اندازه ی درك متقابل روحیات در زندگی خانوادگی، نمی تواند آرامش بخش و سازنده باشد. مهمترین عامل و سبب محبت نیز معرفت است (رك. فیض كاشانی، بی تا: ج 8-7 ، ص201) و درك روحیه و شناخت ابعاد وجودی همسر، از تجلّیات معرفت به اوست.
فاطمه (س)، علی(ع) را خوب می شناخت و بر روحیات او مشرف بود. در شرایطی كه دیگران علی(ع) را درك نمی كردند و از جلوه های رفتاری وی سوء برداشت می نمودند، این همسر گرامی وی بود كه او را می شناخت و برای دیگران رفع ابهام می كرد. چنان كه در روایتی وارد شده است كه یكی از اصحاب امیرالمؤمنین(ع) وی را در تاریكی های نخلستان تعقیب كرد و شاهد حالات عرفانی و راز و نیاز محیرالعقول او با معبود بود. در این میان، ناگهان مشاهده كرد كه حضرت(ع) همانند چوب خشكی در زمین عبادتگاه خود فرو افتاد؛ پس از تأمل بیشتر به این گمان یا یقین رسید كه علی(ع) از دنیا رفته است؛ هراسان به درب منزل او آمد تا این خبر را به فاطمه (س) بازگوید؛ آن بانوی جلیل القدر با معرفت و دركی كه از روحیات علی(ع) داشت، دریافت كه علی(ع) در حالت خوف الهی بدان صورت درآمده است؛ فلذا فرمود: «... الغیشة التی تأخذه من خشیة الله...» (ابن شهرآشوب، 1379: ص124)، «این حالتی است كه به واسطه ی خشیت الهی بر وی عارض شده است.»
نمونه ی دیگری كه از توجه حضرت زهرا (س) به ظرایف روحیات همسر بزرگوارشان حكایت دارد، ماجرای واپسین لحظات حیات نورانی آن حضرت(س) است. فاطمه(س) شدت دلبستگی همسرش، علی(ع)، را به خود می دانست و بر این مطلب آگاه بود كه وی با وجودی كه قلبی پهناورتر از وسعت تمام هستی و استقامتی عظیم تر از استقامت كوه دارد ولكن از دست دادن فاطمه (س) ممكن است وجود او را از هم بپاشد. از این جهت، در واپسین لحظات زندگی، با درك ظرایف روحی همسر، او را به نزد خود خواند و با زبان دلداری و دل آرامی، آرام آرام لحظات مرگ خود را برای وی توصیف كرد تا پذیرش مرگ خود را برای او آسان نماید. یكی از ظرایف مواجه نمودن افراد با مرگ عزیزان این است كه این خبر آرام آرام و مرحله به مرحله به ایشان برسد و فاطمه (س) با درك لطایف روح علی(ع)، خود این مهم را برعهده گرفت.