انگ اجتماعی و سازمانی از موانع مهم درمان سلامت روان مردان است
استادیار گروه بهداشت روان و مدیریت دانشکده پرستاری دانشگاه علوم پزشکی مشهد با اشاره به وجود انگ اجتماعی پیرامون سلامت روان مردان گفت: بسیاری از مردان با این پیام فرهنگی بزرگ میشوند که «باید بتوانند مشکلاتشان را خودشان حل کنند» و به همین دلیل درخواست کمک را نشانه ضعف میدانند.
دکتر فاطمه دیزاوندی در گفتوگو با خبرنگار وبدا اظهار کرد: در بسیاری از فرهنگها به مردان آموزش داده میشود که احساسات خود را بهصورت خصوصی مدیریت کنند و درباره آنها صحبت نکنند. این روایتهای فرهنگی عمیقاً ریشهدار هستند، بهویژه برای مردانی که در محیطهایی رشد کردهاند که ابراز احساسات در آنها دلسردکننده یا حتی تنبیهکننده بوده است.
وی افزود: مفاهیم سنتی مردانگی مانند قوی بودن، متکی به خود بودن و کنترل داشتن، گاهی بهطور مستقیم با مراجعه برای دریافت خدمات سلامت روان در تضاد قرار میگیرند. در چنین شرایطی، پذیرفتن اینکه فرد با یک مشکل روانی دستوپنجه نرم میکند، ممکن است بهمنزله ناتوانی یا کاهش صلاحیت تلقی شود.
عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد ادامه داد: این مسئله در میان مردانی که در نقشهای پرفشار مانند مدیران، نیروهای نظامی، امدادگران و ورزشکاران قرار دارند بیشتر دیده میشود. در حالی که واقعیت این است که مشکلات سلامت روان میتواند برای هر فردی حتی افراد توانمند و موفق رخ دهد و هوش، شایستگی یا تابآوری لزوماً فرد را از ابتلا به افسردگی، اضطراب یا آسیبهای روانی مصون نمیکند.
وی با بیان اینکه انگ اجتماعی میتواند این پیام را به مردان منتقل کند که ابتلا به بیماری روانی ارزش آنها را کاهش میدهد، گفت: این نگاه ممکن است از سوی همسالان، خانواده، جامعه یا حتی رسانهها تقویت شود.
دکتر دیزاوندی همچنین به نقش سواد سلامت در نگرش افراد اشاره کرد و افزود: مردانی که سواد سلامت کمتری دارند، معمولاً دیدگاههای منفیتری نسبت به سلامت روان دارند. همچنین مردانی که تجربه شخصی از مشکلات روانی ندارند، ممکن است افسردگی را جدّی نگیرند یا افراد مبتلا به بیماریهای روانی را خطرناک تلقی کنند. احساس شرم و خودانگاری نیز میتواند مانع از مراجعه مردان برای دریافت کمک تخصصی شود.
وی تصریح کرد: مردان جوانتر نیز معمولاً با انگ اجتماعی بیشتری در زمینه افسردگی و خودکشی مواجه هستند که این موضوع میتواند روند کمکخواهی را دشوارتر کند.
استادیار گروه بهداشت روان و مدیریت دانشکده پرستاری دانشگاه علوم پزشکی مشهد با اشاره به انگ سازمانی بهعنوان یکی دیگر از موانع مهم درمان سلامت روان مردان گفت: انگ نهادی ممکن است در سیاستهای دولتی یا سازمانی منعکس شود و بهطور مستقیم یا غیرمستقیم افراد دارای مشکلات سلامت روان را از پیشرفت و موفقیت باز دارد.
وی افزود: در برخی موارد، نگاه منفی نهادها به مسائل سلامت روان میتواند موجب کاهش بودجههای درمانی در این حوزه شود و به جای رویکرد حمایتی، رویکردهای تنبیهی یا کیفری نسبت به افرادی که به حمایت روانی نیاز دارند، تقویت شود.
دکتر دیزاوندی با اشاره به تفاوت بروز علائم افسردگی در مردان گفت: افسردگی در مردان همیشه با غم و اندوه یا گریه همراه نیست و ممکن است به شکل تحریکپذیری و خشم، بیحسی عاطفی، افزایش مصرف مواد، رفتارهای پرخطر، کنارهگیری از روابط اجتماعی، خستگی و دردهای جسمی یا مشکل در تمرکز و تصمیمگیری بروز کند.
وی ادامه داد: از آنجا که به بسیاری از مردان آموزش داده میشود احساسات خود را سرکوب کنند، افسردگی در آنها ممکن است به شکل رفتارهای بیرونی مانند خشم ناگهانی، رفتارهای کنترلگرانه، فرار از واقعیت (مانند غرق شدن در کار)، یا شکایات جسمی مانند سردرد، درد معده و درد گردن و کمر ظاهر شود.
وی افزود: به همین دلیل بسیاری از مردان ممکن است متوجه نشوند که دچار افسردگی هستند و تصور کنند تنها دچار استرس یا فشارهای معمول زندگی شدهاند، در حالی که ممکن است با یک اختلال روانی قابل درمان مواجه باشند.
این عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد با بیان اینکه اضطراب معمولاً بیشتر با زنان مرتبط دانسته میشود، گفت: اگرچه آمار ابتلا در زنان بیشتر است، اما مردان نیز اضطراب را تجربه میکنند، با این تفاوت که ممکن است علائم آن را به شکل متفاوتی نشان دهند.
وی افزود: برخی مردان برای کاهش اضطراب به مصرف الکل یا داروهای بدون نسخه روی میآورند. در حالی که جامعه مصرف دارو برای اضطراب را کمتر میپذیرد، مصرف الکل گاهی بهعنوان راهی برای رهایی از فشارهای روانی تلقی میشود.
دکتر دیزاوندی گفت: برخی مردان نیز به جای صحبت درباره احساسات خود، اضطراب را به شکل خشم یا پرخاشگری بروز میدهند. سرکوب احساسات میتواند باعث افزایش اضطراب و در نهایت بروز خشم انفجاری شود که روابط فردی، محیط کار و حتی وضعیت حقوقی فرد را تحت تأثیر قرار میدهد.
وی با اشاره به نقش فعالیت بدنی در کاهش اضطراب بیان کرد: ورزش میتواند راهی مؤثر برای تخلیه انرژی و کاهش احساسات منفی باشد، اما اگر فرد تمام وقت خود را صرف ورزش برای فرار از مشکلات کند، ممکن است نیاز باشد به روشهای دیگری برای مدیریت اضطراب نیز توجه کند.
دکتر دیزاوندی افزود: بسیاری از مردان به دلیل فشارهای اجتماعی و مسئولیت تأمین نیازهای خانواده، ممکن است درباره آینده و کارهایی که هنوز به آنها دست نیافتهاند دچار اضطراب شوند. حتی مردانی که از نگاه دیگران موفق به نظر میرسند نیز ممکن است در ذهن خود با این فشارها دستوپنجه نرم کنند.
وی در پایان گفت: اضطراب در مردان میتواند بر روابط آنها نیز تأثیر بگذارد. بسیاری از مردان دایره اجتماعی محدودی برای بیان احساسات دارند و ممکن است تنها با شریک زندگی خود درد دل کنند. در چنین شرایطی، اگر اضطراب به خشم یا پرخاشگری تبدیل شود، میتواند به بیثباتی در روابط و بروز تعارضهای خانوادگی منجر شود.
درج نظر