سواد رسانهای؛ سپر دفاعی در برابر عادیسازی دخانیات در فیلمها و شبکههای اجتماعی
مسئول سلامت روان بیمارستان شهید هاشمینژاد، از مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با اشاره به هفته بدون دخانیات گفت: فیلمها، سریالها و شبکههای اجتماعی گاهی با بهرهگیری از ترفندهای روانشناختی، سیگار را بهعنوان رفتاری عادی، جذاب و آرامشبخش نمایش میدهند؛ روندی که بهویژه بر نوجوانان و جوانان اثر میگذارد و میتواند قبح مصرف دخانیات را در ذهن مخاطب کاهش دهد.
عطیه حامدی در گفتوگو با وبدا با تأکید بر نقش رسانهها در شکلدهی نگرشها و رفتارهای سلامتمحور اظهار کرد: این هفته فرصتی است تا علاوه بر خطرات جسمی دخانیات، به عوامل پنهان و اثرگذار بر گرایش به مصرف آن نیز توجه شود؛ عواملی که یکی از مهمترین آنها، محتوای رسانهای از فیلم و سریال تا شبکههای اجتماعی است.
وی افزود: رسانهها گاهی بهجای نمایش واقعیتهای تلخ دخانیات، آن را با «بستهبندیهای روانشناختی و تصویری» همراه میکنند که در نهایت مصرف دخانیات را در ذهن مخاطب قابلقبولتر و حتی مطلوبتر جلوه میدهد.
سه سازوکار اثرگذاری رسانهها بر گرایش به دخانیات
مسئول سلامت روان بیمارستان شهید هاشمینژاد، عادیسازی را نخستین سازوکار دانست و گفت: وقتی افراد سیگاری در نقش شخصیتهای جذاب، متمرد، بااعتمادبهنفس، موفق یا حتی روشنفکر و «خاص» نمایش داده میشوند، مخاطب ناخودآگاه این رفتار را طبیعیتر تلقی میکند. در بسیاری از فیلمها و سریالها، سیگار کشیدن دقیقاً در لحظات کلیدی رخ میدهد؛ مثل زمان تفکر، تصمیمگیری سخت یا جمع دوستان. همین موضوع باعث میشود قبح سیگار شکسته شود و با مفاهیمی مانند پختگی یا تجربه گره بخورد.
حامدی، پیوند با هیجانات مثبت را دومین ترفند عنوان کرد و توضیح داد: زمانی که سیگار کشیدن در کنار شادی، دورهمی، موفقیت شغلی یا صحنههای آرامشبخش نمایش داده میشود، مغز مخاطب احساس خوب آن لحظه را به سیگار نسبت میدهد. این همبستگی کاذب، سیگار را بهعنوان ابزاری برای لذت، کاهش استرس یا ارتباط اجتماعی معرفی میکند؛ در حالی که این تصویر با واقعیتهای سلامت فاصله زیادی دارد.
وی ادامه داد: اثرگذاری این پیامها در دوره نوجوانی و اوایل جوانی، زمانی که هویت فرد در حال شکلگیری است، شدیدتر میشود.
مسئول سلامت روان بیمارستان شهید هاشمینژاد، سوگیری تأیید را سومین سازوکار دانست و گفت: وقتی نوجوان یا جوان مدام تصاویر مثبت از دخانیات میبیند، ممکن است آنها را با «خودِ ایدهآل» هماهنگ تصور کند؛ یعنی باور کند سیگاری بودن بخشی از هویت مطلوب اوست، مثلاً برای هنرمند بودن، روشنفکر دیده شدن یا سرکش به نظر رسیدن. در این وضعیت، فرد بهدنبال شواهدی میگردد که این باور را تأیید کند و این همان سوگیری تأیید است.
راهکار پیشنهادی: تقویت سواد رسانهای و نگاه انتقادی
حامدی با تأکید بر راهکارهای پیشگیرانه بیان کرد: واقعیت این است که همیشه کنترلی بر محتوای تولیدی رسانهها نداریم، اما سواد رسانهای میتواند نجاتدهنده باشد. همین که بدانیم بخش قابل توجهی از تصاویر مثبت دخانیات در رسانهها میتواند در راستای اهداف تجاری و سودآوری کمپانیهای دخانیاتی هدایت شود، از اثرگذاری روانی آن کم میکند.وی در پایان خاطرنشان کرد: آمار واقعی مرگومیر، بیماریها و هزینههای مستقیم و غیرمستقیم دخانیات نگرانکننده است و هیچ جذابیت نمایشی نمیتواند این واقعیت را پنهان کند. رسانهها ابزار قدرتمندی برای شکلدهی باورها هستند، اما با شناخت ترفندهای روانشناختی، میتوان پیامها را هوشیارانهتر تحلیل کرد و اجازه نداد ترویج ناآگاهانه مصرف دخانیات در ذهن و رفتار افراد جا باز کند.
درج نظر