دکتر سیدمحسن سلطانی، متخصص مغز و اعصاب و عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، و دکتر مهسا اکبری، متخصص پاتولوژی و رئیس بخش پاتولوژی بیمارستان امید، یکی از زوجین فعال در عرصه علوم پزشکی کشور هستند که از رهگذر سالها فعالیت در این فضا تصویری از تعهد، تخصص و فعالیت حرفهای در دانشگاه علوم پزشکی مشهد را ارائه میدهند.
دکتر سلطانی، متولد ۱۳۶۱ در تربتحیدریه، پس از گذراندن دوره پزشکی عمومی در دانشگاه علوم پزشکی زاهدان و طرح خدمت در استان سیستان و بلوچستان، از سال ۱۳۹۰ وارد دوره تخصص مغز و اعصاب دانشگاه علوم پزشکی مشهد شد و پس از فارغالتحصیلی، دوره طرح تخصصی خود را در شهرستان تایباد با مسئولیتهای اجرایی شامل ریاست بخش اورژانس و مسئول فنی بیمارستان خاتمالانبیاء به پایان رساند. از سال ۱۴۰۰، دوره فلوشیپ بیماریهای عروق مغزی را گذراند و از فروردین ۱۴۰۲ به عنوان عضو هیأت علمی و فلوشیپ بیماریهای عروق مغزی در دانشگاه علوم پزشکی مشهد مشغول فعالیت است و در حوزه آموزش، درمان و پژوهش، دانشجویان پزشکی عمومی، رزیدنتها و دانشجویان فلوشیپ را آموزش میدهد و تمرکز اصلی فعالیتش بر ارتقای کیفیت درمان بیماران مبتلا به بیماریهای مغزی و عروقی است.
دکتر اکبری هم، متولد ۱۳۶۲ در همان شهرستان، پس از اتمام دوره پزشکی عمومی در دانشگاه علوم پزشکی مشهد و دو سال خدمت در طرح نیروی انسانی، وارد دوره دستیاری پاتولوژی شد و در سال ۱۳۹۵ با کسب رتبه نخست بورد تخصصی کشوری فارغالتحصیل شد و از همان سال به عنوان عضو هیأت علمی در بیمارستان امید مشغول خدمت شد و در سال 1399نیز به عنوان مسئول فنی و رئیس بخش پاتولوژی بیمارستان امید فعالیت میکند و مدیریت بخشهای کلینیکال و آناتومیکال پاتولوژی را بر عهده دارد. او مسئولیت تشخیص ضایعات توموری و غیرتوموری، مدیریت آزمایشهای تخصصی و پشتیبانی از تصمیمات درمانی بیماران را دارا بوده و همزمان به آموزش رزیدنتها و پژوهشهای مرتبط با پاتولوژی میپردازد.
در این گفتوگو، هر دو استاد بر اهمیت سه حوزه آموزش، پژوهش و درمان تأکید داشته و دکتر سلطانی توضیح می دهد که فعالیت درمانی بخش بزرگی از زمان را میگیرد اما آموزش و پژوهش نیز در کنار آن باید ادامه داشته باشد تا مسئولیت حرفهای هیأت علمی بهطور کامل محقق شود. دکتر اکبری نیز معتقد است که محدودیت نیرو و تجهیزات در بیمارستانهای دولتی، به ویژه در حوزه پاتولوژی، فشار کاری را افزایش داده و تمرکز وی را به حوزه درمان معطوف نموده است. وی تصریح کرد: کمبود نیروی آموزشدیده و تجهیزات تخصصی مانند کیتهای ایمونوهیستوشیمی باعث میشود بسیاری از فعالیتهای آموزشی و پژوهشی به تعویق بیفتد و تمرکز اصلی روی تشخیص بیماران باشد.
هر دو استاد بر چالشهای موجود در حوزه آموزش و پژوهش و ضرورت حمایتهای مالی و نیروی انسانی تأکید کردند و دکتر سلطانی معتقد است که فراهم کردن بستر مناسب برای جذب و آموزش دانشجویان علاقهمند به هیأت علمی از همان ابتدا میتواند انگیزه و کیفیت آموزش را افزایش دهد. دکتر اکبری نیز توضیح داد که تجهیزات تخصصی و دسترسی به کیتهای تشخیصی با کیفیت، نقش حیاتی در ارائه نتایج دقیق به بیماران دارد و کمبود آنها روند درمان و پژوهش را مختل میکند.
دکتر سلطانی و دکتر اکبری همچنین شاخصهای استاد موفق در دانشگاه را ترکیبی از صلاحیت علمی، اخلاق حرفهای و تعهد به آموزش و پژوهش میدانند و به اعتقاد آنها، یک استاد باید بتواند همزمان در حوزه درمان، آموزش و پژوهش فعالیت کند و تجربه و تخصص خود را به دانشجویان و رزیدنتها منتقل کند تا نسل آینده متخصصان با مهارت و توانمندی کامل تربیت شوند.
این زوج هیأت علمی، با مدیریت همزمان بیمارستان و کلاس درس، اجرای پژوهشهای علمی و آموزش دانشجویان و رزیدنتها، نمونهای از تعهد حرفهای و نقش کلیدی استادان دانشگاه در توسعه آموزش و درمان در کشور هستند. مسیر حرفهای آنها نشان میدهد که موفقیت در دانشگاه نه تنها نیازمند تخصص علمی است، بلکه تلاش مستمر، مدیریت زمان و هماهنگی بین فعالیتهای درمانی، آموزشی و پژوهشی نیز نقش حیاتی دارد.
