هشت سال دفاع مقدس، فقط میدان نبرد رزمندگان نبود؛ بیمارستانها، اتاقهای عمل و راهروهای مملو از مجروحان نیز خط مقدم جهاد و ایثار بودند. در این میان، پزشکان و کادر درمان با کمترین امکانات و بیشترین تعهد، شانهبهشانه رزمندگان ایستادند و جان هزاران مجروح را نجات دادند.
دکتر ضیاءالله حقی، فوقتخصص جراحی توراکس، استاد پیشکسوت گروه جراحی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، از جمله پزشکانی است که خاطراتش از آن روزها، روایت روشن ایمان، شجاعت و فداکاری جامعه پزشکی کشور است.
دکتر ضیاءالله حقی با مرور سالهای پیش از پیروزی انقلاب اسلامی میگوید:من متولد ۲۸ تیر ۱۳۲۴ در طبس هستم. از همان سالهای جوانی، فضای خفقان رژیم پهلوی را لمس کردیم. حتی داشتن یک عکس کوچک از امام خمینی(ره) خطر بزرگی محسوب میشد.
وی با اشاره به نقش جامعه پزشکی مشهد در شکلگیری حرکتهای انقلابی اظهار میکند:در سال ۱۳۵۷، بیمارستانهای قائم(عج) و امام رضا(ع) از کانونهای اصلی آغاز راهپیماییها در مشهد بودند. مردم وقتی پزشکان و کادر درمان را با روپوش سفید در صف اول اعتراضات میدیدند، با اطمینان بیشتری به حرکت میپیوستند. جامعه پزشکی در کنار سایر اقشار تحصیلکرده، پیشگام انقلاب بود.
این استاد پیشکسوت جراحی دانشگاه علوم پزشکی مشهد ادامه میدهد:بارها پیش میآمد که در همان روزهای تظاهرات، ناگهان از اورژانس خبر میدادند که مجروح تیرخورده آوردهاند و ما بلافاصله از دل راهپیمایی وارد اتاق عمل میشدیم.
آغاز جنگ و حضور داوطلبانه پزشکان
دکتر حقی با یادآوری روزهای نخست جنگ تحمیلی میگوید:تنها یک هفته از شروع جنگ گذشته بود که به دعوت هلال احمر و دانشگاه، جلسهای برای اعزام پزشکان برگزار شد. فردای آن روز، تیتر روزنامه خراسان این بود: “اقشار پزشکی خراسان یکصدا برای حضور در جبههها اعلام آمادگی کردند.” ما با قطار راهی جنوب شدیم، بیآنکه بدانیم دشمن تا نزدیکی آبادان و خرمشهر پیش آمده است.
او از نخستین شب حضور در آبادان چنین روایت میکند:شب اول تا صبح صدای انفجار توپ و خمپاره قطع نمیشد. هیچکس خواب به چشمش نیامد. صبح با اتوبوس به بیمارستان طالقانی، در ابتدای جاده خرمشهر منتقل شدیم. از شدت ترس، کف اتوبوس دراز کشیده بودم؛ فقط دود و صدای انفجار را حس میکردم. آبادان شهری خالی از سکنه شده بود.
۴۲۰۰ مجروح قفسه سینه و یک خاطره فراموشنشدنی
دکتر حقی با اشاره به حجم گسترده مجروحان میافزاید:در طول هشت سال دفاع مقدس، بیش از ۴۲۰۰ مجروح جنگی قفسه سینه را درمان کردم. جنگ، جراحان را بهشدت ورزیده و باتجربه کرد.
وی یکی از ماندگارترین خاطرات خود را اینگونه بیان میکند:روزی در عکس رادیولوژی یک نوجوان ۱۶ ساله، جسمی شبیه گلابی در قفسه سینهاش دیدیم. ابتدا تصور نمیکردیم چیست. با کمک برادران سپاه مشخص شد که ماسوره عملنکرده خمپاره است که درست پشت قلب قرار گرفته بود و هر لحظه امکان انفجار داشت.
این جراح برجسته ادامه میدهد:برای جراحی، من، کمکم و متخصص بیهوشی جلیقه ضدگلوله پوشیدیم. برخی از نیروهای اتاق عمل با نگرانی پرسیدند: “دکتر، نمیترسی؟” گفتم: خون من رنگینتر از خون این نوجوان بسیجی نیست که داوطلبانه جانش را کف دست گرفته است.
او میگوید:به لطف خدا، ماسوره را سالم خارج کردیم و تحویل نیروهای سپاه دادیم. مجروح پس از چند روز با حال عمومی خوب مرخص شد. واقعاً هرچه درباره بسیجیان و سپاهیان بگویم کم گفتهام؛ وقتی شجاعت یک نوجوان ۱۶ ساله را میدیدم، اشک در چشمانم جمع میشد.
مشهد؛ پناهگاه مجروحان جنگ
دکتر حقی با اشاره به نقش مشهد در سالهای جنگ میگوید:در سالهای ۶۰ و ۶۱، مشهد امنترین شهر ایران بود، چون موشکهای صدام به اینجا نمیرسید. به همین دلیل، مجروحان جنگی پس از اقدامات اولیه، با هواپیما به مشهد منتقل میشدند.
وی ادامه میدهد:در بیمارستان قائم(عج) تقریباً همه بخشها از داخلی و قلب گرفته تا اطفال و زنان به مجروحان جنگی اختصاص داشت. حتی در راهروها تخت گذاشته بودند. بیمارستان امام رضا(ع) و امدادی هم شرایط مشابهی داشتند.
خلاقیت، خودکفایی و ثمره ایثار
این استاد پیشکسوت دانشگاه علوم پزشکی مشهد با اشاره به کمبود تجهیزات در سالهای جنگ خاطرنشان میکند: ما حتی شیشه درن قفسه سینه نداشتیم. با شیشههای سرم، خودمان درن میساختیم. اما همان کمبودها باعث شد کشور به سمت خودکفایی برود. امروز انواع درنها، سرمها، داروها و تجهیزات جراحی در داخل ایران تولید میشود.
او تأکید میکند:در حالی که تقریباً تمام دنیا از آمریکا و اروپا تا شوروی سابق پشت صدام ایستاده بودند، ایران با دست خالی مقاومت کرد. اگر فداکاری و جانبرکفی بسیج و سپاه نبود، شاید امروز چیزی به نام ایران وجود نداشت.
دکتر ضیاءالله حقی در پایان با لحنی آمیخته به ایمان و امید میگوید:خون پاک این جوانان، ضامن پیروزی ما بود و هست. ما در آن سالها فقط جراحی نمیکردیم؛ از شرافت، استقلال و آینده این سرزمین دفاع میکردیم. پیروزی، ثمره همان ایثارهاست.