چاپ

گزارش آذر ماه ماه 404-متن اخبار

متن خبر

ردیف

واحد مددکاری اجتماعی در بیمارستان‌های روانپزشکی نقشی کلیدی و فراتر از خدمات درمانی مستقیم ایفا می‌کند. این واحد به عنوان پلی میان بیمار، خانواده، منابع اجتماعی و سیستم‌های حمایتی عمل کرده و بستری برای بازگشت موفقیت‌آمیز بیمار به جامعه فراهم می‌آورد.

دکتر طیبه جعفریان، در گفتگو با وبدا درباره فعالیت های واحد مددکاری بیمارستان ابن سینا اظهار داشت: مددکاری در بیمارستان‌های عمومی عمدتاً بر مسائل جسمی، مالی ناشی از بیماری حاد و تسهیل ترخیص متمرکز است. اما در محیط روانپزشکی، چالش‌ها عمق بیشتری دارند. وی افزود: در این بیمارستان ما با بیمارانی سروکار داریم که اغلب دچار اختلالات مزمن، مسائل پیچیده اجتماعی، فقدان حمایت خانوادگی یا اجتماعی، مشکلات اقتصادی شدید و چالش‌های قانونی هستند. هدف ما صرفاً ترخیص نیست، بلکه مدیریت مورد (Case Management) جامع، کاهش اثرات اجتماعی بیماری و جلوگیری از بازگشت مکرر به بستری است، لذا مددکاری در روانپزشکی ارتباط تنگاتنگی با بقای اجتماعی بیمار دارد.

فرآیند مدیریت مورد (Case Management) و تریاژ مددکاری

دکتر جعفریان فرآیند مددکاری را یک زنجیره پیوسته عنوان کرد، که از لحظه ورود بیمار آغاز می‌شود. وی افزود: در تریاژ مددکاری از بدو ورود به محض پذیرش هر بیمار، یک ارزیابی سریع مددکاری انجام می‌شود. این تریاژ بر اساس چهار محور اصلی از جمله، وضعیت مالی و بیمه‌ای، وضعیت سکونت و حمایت خانوادگی، سطح نیاز به حمایت قانونی و میزان خطر در محیط خارج از بیمارستان استوار است. بیمارانی که فاقد سرپناه، حمایت خانواده یا سابقه مصرف مواد مخدر دارند، در اولویت بالای تریاژ قرار می‌گیرند و اقدامات حمایتی سریع برای آن‌ها تعریف می‌شود.

مسئول واحد مددکاری بیمارستان ابن سینا درباره مدیریت مورد در این واحد اظهار داشت: مدیریت مورد در واحد ما، رویکردی چندبعدی است. پس از ارزیابی اولیه، یک برنامه مدون برای هر بیمار تنظیم می‌شود. این برنامه شامل شناسایی نیازهای فوری (مانند تأمین دارو، پوشاک یا غذا)، برنامه‌ریزی برای ترخیص ایمن و تدوین استراتژی‌های بلندمدت برای جلوگیری از عود است. این فرآیند نیاز به هماهنگی مداوم میان تیم روانپزشکی، روانشناسان و مددکاران دارد.

 

دکتر جعفریان با تأکید بر اینکه، بیماری‌های روانپزشکی به ندرت بدون بستر اجتماعی قابل کنترل هستند و عوامل محیطی نقش مستقیم در بروز، شدت و عود بیماری دارند افزود: بسیاری از بیماران این بیمارستان به دلیل اختلالات روانپزشکی، تحصیلات نیمه‌تمام دارند یا سابقه شغلی منسجمی ندارند. بیکاری یا اشتغال نامناسب نه تنها منبع درآمد را قطع می‌کند؛ بلکه سبب کاهش عزت نفس و انزوای اجتماعی می‌شود که خود عوامل تشدید کننده بیماری هستند، بنابراین ما در تلاشیم تا از طریق سازمان‌های حمایتی، زمینه آموزش فنی حرفه‌ای یا بازگشت به محیط کار را فراهم آوریم. همچنین، سبک زندگی نامناسب (شامل رژیم غذایی، بی‌خوابی مزمن و فقدان فعالیت بدنی) به‌ویژه در بیماران با تشخیص‌های اسکیزوفرنی یا اختلال دوقطبی، به‌شدت بر پایداری درمان تأثیر می‌گذارد.

 

1

حمایت‌های مالی، بیمه‌ای و نقش خانواده

دکتر طاهریان با اشاره به اینکه، مسائل اقتصادی و ساختار خانواده، ستون‌های اصلی برنامه‌ریزی مددکاری هستند، تصریح کرد: بررسی دقیق وضعیت بیمه‌ای بیمار از اولین اقدامات واحدد مددکاری به شمار می رود. تأمین داروهای روانپزشکی به دلیل گران بودن برخی داروها و نیاز به مصرف مداوم، بسیار حیاتی است. ما با کمک مددکاران، پرونده‌های بیمه‌ای بیمارانی که فاقد پوشش درمانی هستند را پیگیری می‌کنیم. در مواردی که بیمار نیاز به خدمات مستمر دارد و توان مالی ندارد، پرونده‌ها جهت دریافت کمک‌های بلاعوض یا حمایت‌های یارانه‌ای به کمیته امداد امام خمینی (ره) یا سایر خیریه‌ها ارجاع داده می‌شود.

نقش خانواده و همراه مؤثر

مسئول واحد مددکاری بیمارستان ابن سینا، خانواده را مهم‌ترین منبع حمایتی بیمار ذکر کرد و افزود: متأسفانه در بسیاری موارد، خانواده خود دچار فرسودگی، دانش ناکافی درباره بیماری یا حتی انکار هستند. بخشی از کار ما آموزش خانواده است. ما تلاش می‌کنیم تا خانواده‌ها را به عنوان 'همراه مؤثر' در چرخه درمان وارد کنیم. در مواردی که خانواده منکر بیماری است یا حتی عامل آسیب‌رسانی بوده، مداخلات مددکاری باید با احتیاط بیشتری صورت گیرد و تمرکز به سمت یافتن منابع حمایتی جایگزین معطوف شود.

مداخلات در بخش‌های مختلف بستری

دکتر درباره ارائه خدمات مددکاری بیمارستان ابن سینا گفت: خدمات مددکاری متناسب با گروه سنی و شرایط بالینی بیمار تنظیم می‌شود. در بخش کودکان و نوجوانان تمرکز بر آموزش والدین، هماهنگی با مدارس (در صورت امکان) و پیگیری مسائلی چون آزار جسمی یا جنسی که ممکن است که می تواند، زمینه‌ساز اختلال روانی باشد. در بخش بزرگسالان، تمرکز اصلی بر مدیریت مورد، بازگشت به کار و سازماندهی مجدد ساختار زندگی بیمار پس از ترخیص و نیز در بخش سالمندان بررسی شرایط نگهداری، ارزیابی خطر سوءاستفاده یا غفلت در منزل، و هماهنگی با خدمات اجتماعی محلی برای حمایت از سالمندان مبتلا به زوال عقل یا سایکوز می باشد.

بازدید از محیط زندگی بیمار

دکتر جعفریان، گفت: در مواردی که وضعیت سکونت بیمار نگران‌کننده است (مانند زندگی در محیط‌های آسیب‌زا، فرسوده یا ناایمن)، بازدید از محیط زندگی بیمار توسط مددکار انجام می‌شود. این بازدید به ما کمک می‌کند تا ارزیابی دقیق‌تری از خطرات احتمالی هنگام ترخیص و نیازهای واقعی بیمار در محیط خانه داشته باشیم.

تعامل با نهادهای برون‌سازمانی

مسئول واحد مددکاری بیمارستان ابن سینا ضمن اشاره به اینکه این واحد به عنوان متولی اصلی برقراری ارتباط با سایر نهادهای حمایتی عمل می‌کند، افزود: ما تعامل مستمر و رسمی با سازمان‌های ذیربط داریم. برای بیماران نیازمند سرپناه یا حمایت‌های توانبخشی بلندمدت، پرونده‌ها به سازمان بهزیستی ارسال می‌شود. در مواردی که نیاز به تعیین سرپرست یا احراز صلاحیت روانی برای انجام امور مالی وجود دارد، هماهنگی با دادگستری انجام می‌گیرد. همچنین، شبکه‌ای از خیریه‌های معتبر برای تأمین اقلام ضروری، کمک هزینه درمان یا پشتیبانی از بیماران فاقد توان مالی وجود دارد که با آن‌ها در تماس دائم هستیم.

فرآیند ترخیص ایمن و کاهش عود مجدد

دکتر جعفریان، هدف نهایی مددکاری، را ترخیص موفقیت‌آمیز است عنوان کرد؛ که به معنی بازگشت ایمن و پایدار بیمار به جامعه است.

وی افزود: ترخیص زمانی ایمن تلقی می‌شود که سه رکن اساسی تأمین شده باشد: تداوم درمان دارویی، داشتن سرپناه مناسب و وجود حمایت اجتماعی مستمر. پیش از ترخیص، برنامه مشخصی برای پیگیری‌ها تنظیم می‌شود. بیمار و خانواده باید آموزش کامل در مورد علائم هشداردهنده عود را دریافت کنند.

 

طرح نشاندار شدن بیماری‌های روانپزشکی شدید و کاهش هزینه‌ها

دکتر جعفریان به یک رویکرد سیستمی اشاره کرد و افزود: یکی از اقدامات ما، تعریف بیمارانی است که در دسته بیماری‌های روانپزشکی شدید و ناتوان‌کننده قرار می‌گیرند. این بیماران معمولاً نیازمند حمایت‌های بلندمدت و شدید هستند. با مدیریت متمرکز مورد و ارائه خدمات جامعه‌نگر، هدف ما این است که نیاز به بستری‌های اورژانسی و مکرر کاهش یابد، که این امر هم از نظر بالینی و هم از نظر اقتصادی بسیار مقرون به صرفه است.

حمایت از بیماران فاقد توان مالی

وی افزود: در مواردی که بیمار هیچ پشتوانه مالی یا بیمه‌ای ندارد، واحد مددکاری تلاش می‌کند با استفاده از منابع داخلی بیمارستان و کمک‌های مردمی (صندوق خیریه بیمارستان)، حداقل هزینه‌های دارو و ترخیص اولیه را پوشش دهد تا بیمار به دلیل فقر مطلق، سرگردان نشود.

ارجاع به کمپ‌های ترک اعتیاد

به گفته مددکار اجتماعی بیمارستان ابن سینا، بخش قابل توجهی از بیماران دارای تشخیص‌های همزمان روانپزشکی و سوءمصرف مواد هستند. در این موارد، مددکاران نقش مهمی در آماده‌سازی بیمار برای ارجاع به کمپ‌های ترک اعتیاد یا مراکز اقامتی میان‌راهی ایفا می‌کنند. این ارجاع نیازمند کسب رضایت آگاهانه بیمار و خانواده و اطمینان از وجود بستر مناسب برای پذیرش در مرکز ترک است.

پیگیری پس از ترخیص (Follow-up):

دکتر جعفریان، مهم‌ترین مرحله را پیگیری پس از ترخیص برشمرد. وی در خصوص این مرحله کفت: ما یک پروتکل سخت‌گیرانه برای پیگیری حداقل سه ماهه پس از خروج بیمار داریم. این پیگیری‌ها شامل تماس تلفنی مستمر، ویزیت‌های تیمی در منزل و اطمینان از دریافت خدمات سرپایی است.

ویزیت‌های گروهی در منزل

مسئول واحد مددکاری بیمارستان ابن سینا، گفت: ویزیت‌های تیمی در منزل، یک نقطه قوت در برنامه حمایتی این واحد است. در این ویزیت‌ها، مددکار، روانشناس و روانپزشک به‌صورت هماهنگ از منزل بیمار بازدید می‌کنند. این کار به تیم بالینی اجازه می‌دهد تا محیط واقعی زندگی بیمار را مشاهده کنند و مداخلات حمایتی (مددکاری) و درمانی (روانپزشکی و روانشناسی) را به‌طور همزمان و متناسب با شرایط محیطی تنظیم نمایند. این رویکرد، تأثیر فوق‌العاده‌ای بر اثربخشی درمان دارد.

کاهش تا ۴۰٪ عود مجدد:

دکتر جعفریان، با استناد به داده‌های داخلی واحد، اعلام کرد، از زمانی که برنامه پیگیری‌های تیمی و مدیریت مورد جامع پس از ترخیص را به صورت استاندارد پیاده‌سازی کرده‌ایم، موفق شده‌ایم نرخ عود مجدد و بستری مجدد بیماران مزمن را تا حدود ۴۰ درصد کاهش دهیم که این میزان دستاورد بزرگی در مدیریت بیماری‌های مزمن روانپزشکی محسوب می‌شود.

انگ اجتماعی و چالش‌های دسترسی

در پایان، دکتر جعفریان به مهم‌ترین چالش پیش روی مددکاری در حوزه سلامت روان اشاره کرد و افزود:

بزرگترین مانع بازگشت موفقیت‌آمیز بیماران، انگ اجتماعی است. این انگ باعث می‌شود که خانواده‌ها بیماری را پنهان کنند، بیمار از دریافت خدمات در جامعه خجالت بکشد و کارفرمایان از استخدام افراد دارای سابقه بیماری روانی اجتناب کنند. این انگ، دسترسی به منابع اولیه مانند مسکن و اشتغال را به شدت محدود می‌کند. مددکار اجتماعی نه تنها باید به نیازهای درمانی بیمار پاسخ دهد، بلکه باید در خط مقدم مبارزه با این انگ اجتماعی نیز فعال باشد تا بیمار بتواند به صورت کامل و بدون تبعیض در جامعه زندگی کند.

 

2

کاردرمانگر و مسئول واحد کاردرمانی بیمارستان ابن‌سینا و دکتر حجازی، بر ضرورت ایجاد جامعه‌ای فراگیر، برابر و مشارکتی برای همه افراد تأکید کرد.

مصطفی ملازاده، در گفتگو با وبدا اظهار داشت:  روز جهانی معلولین، یادآور آن است که محدودیت‌ها اغلب ناشی از نبود شرایط مناسب در محیط هستند، نه ویژگی افراد؛ بنابراین مسئولیت جمعی ماست که با اصلاح نگرش‌ها و فراهم‌سازی فرصت‌های برابر، زمینه حضور فعال تمامی افراد را در جامعه فراهم کنیم.

آقای ملازاده، با اشاره به نقش اساسی کاردرمانی در ارتقای کیفیت زندگی افراد دارای شرایط ویژه اظهار کرد: کاردرمانی تنها یک مداخله درمانی نیست، بلکه فرآیندی جامع برای توانمندسازی فرد و افزایش استقلال او در انجام فعالیت‌های روزمره است. وی افزود که این حوزه تخصصی به ابعاد جسمی، ذهنی، روانی، اجتماعی و محیطی فرد توجه کرده و تلاش می‌کند امکان مشارکت کامل و مؤثر او را در زندگی فراهم سازد.

وی، تسهیل حضور افراد دارای معلولیت در محیط‌های واقعی زندگی را از مأموریت‌های مهم کاردرمانی ذکر کرد و افزود: ارزیابی محیط‌های آموزشی، کاری، اجتماعی و خانوادگی، شناسایی موانع و ارائه راهکارهای اصلاحی، نقش مهمی در افزایش حضور ایمن و مؤثر افراد در جامعه دارد. به گفته وی، کاردرمانی نه‌تنها بر توانمندسازی فرد تمرکز دارد، بلکه تغییر محیط و ساختارهای اجتماعی را نیز هدف قرار می‌دهد تا جامعه‌ای انسانی‌تر و سازگارتر با نیازهای همه افراد شکل گیرد.

مسئول واحد کار درمانی بیمارستان ابن سینا، با اشاره به پژوهش‌های اخیر جهانی تصریح کرد: مداخلات کاردرمانی هنگامی بیشترین تأثیر را دارند، که چندبعدی باشند. ترکیبی از آموزش مهارت‌های حرکتی، شناختی و اجتماعی، حمایت روانی، بهبود دسترس‌پذیری محیطی و بهره‌گیری از فناوری‌های کمکی و فناوری‌های نوین مانند واقعیت مجازی، می‌تواند عملکرد افراد را به‌طور چشمگیری ارتقا دهد. این مداخلات باید بر پایه شناخت دقیق نیازها و ویژگی‌های فردی طراحی شوند.

آقای ملازاده ،همچنین به اهمیت  فعالیت‌های هدفمند  در کاردرمانی اشاره کرد و گفت: این فعالیت‌ها صرفاً تمرین نیستند، بلکه تجربه‌های واقعی و معنادار هستند که با نیازهای روزمره فرد هماهنگ شده‌اند و می‌توانند موجب افزایش اعتمادبه‌نفس، ارتقای سازگاری و بهبود کیفیت زندگی شوند. وی افزود: کاردرمانگران با طراحی فعالیت‌هایی نزدیک به زندگی واقعی از جمله، امور منزل و تحصیل تا مهارت‌های شغلی و تعامل اجتماعی، به افراد کمک می‌کنند نقش‌های انسانی و اجتماعی خود را بهتر ایفا کنند.

وی، تأکید کرد: امروز بیش از هر زمان دیگری باور داریم، که افراد دارای معلولیت جزئی جدا از جامعه نیستند، بلکه سرمایه انسانی آن به شمار می‌روند. با توسعه رویکردهای علمی، تقویت حمایت‌های اجتماعی، افزایش دسترس‌پذیری و به‌کارگیری ظرفیت‌های کاردرمانی، می‌توان جامعه‌ای فراگیرتر و عادلانه‌تر برای همه ساخت.

 

3

فوق تخصص بیماری‌های متابولیک كودكان بيمارستان اكبر از مراكز درماني وابسيته به دانشگاه علوم پزشكي مشهد، با اشاره به ماهیت ژنتیکی این بیماری‌ها گفت: بیماری‌های متابولیک که به اختصار EM نامیده می‌شوند، جزء بیماری‌های ارثی و ژنتیکی به شمار مي روند و اغلب در گروه بیماری‌های منوژن یا تک‌ژنی قرار می‌گیرند، که ارتباط مستقیمی با توارث خانوادگی دارند.

دكتر پيمان اشراقي در گفتگو با وبدا، درباره زمينه ژنتيكي بيماري هاي متابوليك اظهار داشت: در بسیاری از موارد، پدر و مادر ناقل هستند و فرزند مبتلا متولد می‌شود. احتمال ابتلای فرزند در این خانواده‌ها حدود ۲۵ درصد یا یک‌چهارم است؛ به همین دلیل، مشاوره ژنتیک پیش از فرزندآوری و پس از تولد کودک مبتلا، از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است.

وي، با تأکید بر اهمیت آگاهی خانواده‌ها بیان کرد: متأسفانه در بسیاری از مواقع خانواده‌ها بدون اطلاع از ماهیت ژنتیکی بیماری، کودک مبتلا را برای درمان مراجعه می‌کنند، در حالی که شناخت ابعاد بیماری، که گاه بسیار گسترده‌تر از تصور اولیه است، می‌تواند نگاه خانواده را تغییر داده و مسیر تصمیم‌گیری‌های آینده را اصلاح کند. تشخیص ژنتیکی و دریافت مشاوره صحیح می‌تواند امکان پیشگیری از تولد فرزندان مبتلای بعدی را فراهم کند.

اين فوق تخصص بيماري هاي متابوليك كودكان تصريح كرد: بدیهی است که نباید در یک خانواده بیش از یک کودک مبتلا به بیماری‌های تک‌ژنی وجود داشته باشد. با این حال، نمونه‌هایی از خانواده‌ها وجود دارند که دارای دو یا حتی سه فرزند مبتلا به بیماری‌های تک‌ژنی هستند، که این مسأله یک فاجعه ژنتیکی و خانوادگی محسوب می‌شود. حتی داشتن یک فرزند مبتلا، ضرورت آگاهی کامل والدین از نوع بیماری و ریسک تکرار آن را ایجاب می‌کند.

دكتر اشراقي، با اشاره به گستردگی بیماری‌های متابولیک ارثی خاطرنشان كرد: مجموعه این بیماری‌ها بسیار وسیع است و تقریباً هر یک تا دو ماه، بیماری جدیدی به این فهرست اضافه می‌شود. از جمله این بیماری‌ها می‌توان به اسیدمی‌های آلی، اختلالات چرخه متابولیک، و بیماری‌هایی با عناوین کمتر شناخته‌شده مانند متیل‌مالونیک اسیدمی و گلوتاریک اسیدمی اشاره کرد. اگرچه این بیماری‌ها نادر هستند و شیوع بالایی ندارند، اما برای افرادی که درگیر آن هستند، شناخت بیماری یک ضرورت حیاتی محسوب می‌شود.

 

وی، همچنین به بیماری‌های تجمعی و لیزوزومال اشاره کرد و گفت: بیماری‌هایی نظیر موکوپلی‌ساکاریدوزها و بیماری پُمپ از جمله اختلالات مهم این گروه هستند که نام آن‌ها در میان عموم جامعه کمتر شناخته شده است، اما نیازمند اطلاع‌رسانی گسترده و آگاهی‌بخشی عمومی هستند.

به گفته این فوق تخصص، بیماری‌های متابولیک ارثی می‌توانند تأثیرات عمیق و گسترده‌ای بر زندگی فرد مبتلا و خانواده او داشته باشند؛ به‌گونه‌ای که نه‌تنها خانواده، بلکه محیط مدرسه و جامعه نیز درگیر این مسئله می‌شوند. این بیماری‌ها طیف شدت متفاوتی دارند؛ از انواع خفیف تا موارد شدید که می‌توانند کودک را به‌طور کامل ناتوان کرده و حتی انجام امور شخصی روزمره را برای او غیرممکن سازند.

دكتر اشراقي راه اصلی پیشگیری، را انجام مشاوره ژنتیک، شناسایی ژن معیوب و بهره‌گیری از روش‌های تشخیص پیش از تولد ذكر كرد و افزود: در صورت تشخیص ابتلای جنین، امکان سقط درمانی وجود دارد تا خانواده بتواند صاحب فرزند سالم شود. افزایش آگاهی عمومی در این زمینه یک ضرورت انکارناپذیر است و باید بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد.

 

4

متخصص جراحی و فلوشیپ جراحی سرطان، از انجام موفقيت آميز جراحی پیشرفته بيمار 85 ساله مبتلا به تومور بدخیم فک تحتانی در بیمارستان امید، از مراكز درماني وابسته به دانشگاه علوم پزشكي مشهد خبر داد.

دكتر ازاده جباري در گفتگو با وبدا، درباره شرح حال اين بيمار سالمند اظهار داشت: این بیمار با تشخیص کارسینوم سلول سنگفرشی (SCC) پیشرفته فک تحتانی و به‌دنبال مراجعه دیرهنگام، با درگیری وسیع لب و استخوان فک تحتانی به بیمارستان امید مراجعه کرده بود. با توجه به سن بالا، کاهش وزن شدید و افت وضعیت عمومی بیمار، امکان استفاده از درمان‌های تکمیلی نظیر شیمی‌درمانی و پرتودرمانی وجود نداشت و برنامه درمانی متناسب با شرایط خاص بیمار تدوین شد.

وي افزود: در مرحله نخست، به‌منظور اصلاح وضعیت تغذیه و بهبود شرایط عمومی، گاستروستومی برای بیمار انجام شد. پس از بهبود نسبی وضعیت عمومی و آمادگی لازم برای جراحی، بیمار در قالب یک کار تیمی تحت رزکسیون وسیع تومور فک تحتانی به همراه دیسکشن گردن قرار گرفت و به‌طور همزمان بازسازی ناحیه با استفاده از فلپ پکتورال انجام شد. این جراحی با حضور و همکاری دکتر محسن نجم‌الدینی، متخصص جراحی و فلوشیپ جراحی سرطان، انجام گرفت.

فلوشیپ جراحی سرطان، با اشاره به رویکرد درمانی اتخاذ شده در این بیمار گفت: با توجه به شرایط سنی بیمار و پیشرفت بیماری، هدف اصلی تیم درمانی بهبود کیفیت زندگی و کاهش عوارض ناشی از تومور بود.

دكتر جباري، تصريح كرد: پس از انجام عمل جراحی، وضعیت عمومی بیمار پایدار گزارش شد و بیمار در حال حاضر تحت مراقبت‌های پس از عمل قرار دارد.

گفتني است، این اقدام درمانی بیانگر توانمندی تیم جراحی سرطان بیمارستان امید، در مدیریت موارد پیچیده سرطان‌های سر و گردن و ارائه خدمات درمانی تخصصی در چارچوب کار تیمی است.

 

5

متخصص پاتولوژی و رئیس بخش پاتولوژی بیمارستان امید، از مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد گفت:  بخش پاتولوژی و آزمایشگاه بالینی به‌طور همزمان پذیرای بیماران بستری و سرپایی است و تمام نمونه‌های پاتولوژی و آزمایشگاهی در طول روز بدون محدودیت تعداد پذیرش می‌شوند. وی افزود: این بخش مجهز به دستگاه فزون سکشن است که موجب تسریع تشخیص‌های حین جراحی و ارتقای دقت پاتولوژی می شود.

دکتر مهسا اکبری درگفتگو با وبدا درباره فعالیت های بهش پاتولوژی بیمارستان امید اظهار داشت: نمونه‌های کوچک پاتولوژی که عمدتاً به‌صورت سرپایی دریافت می‌شوند، ظرف سه تا چهار روز پاسخ‌دهی می‌شوند. اما نمونه‌های حجیم اتاق عمل مانند برداشت تمام یا بخشی از پستان، روده، معده، رحم و موارد مشابه، به دلیل حجم کار و حساسیت تشخیص، معمولاً بین یک هفته تا ده روز زمان می‌برد. در برخی مواقع به دلیل نیاز به نمونه‌برداری بیشتر یا انجام آزمایشات تخصصی ایمونوهیستوشیمی، این مدت ممکن است افزایش یابد.

وی افزود: بخش پاتولوژی بیمارستان امید به‌طور معمول آزمایشات ایمونوهیستوشیمی را نیز انجام می‌دهد؛ آزمایش‌هایی که نقش مهمی در تشخیص تکمیلی دارند. اما به دلیل عدم تأمین بودجه و کمبود کیت‌ها و آنتی‌بادی‌ها، این بخش به‌صورت موقت پذیرش این آزمایشات را متوقف کرده و در انتظار تأمین مواد و کیت های جدید است.

دکتر اکبری درباره آزمایشگاه بالینی بیمارستان گفت: این بخش تمام آزمایش‌های روتین از جمله خون، بیوشیمی، بانک خون ،تست های انعقادی و میکروب‌شناسی را انجام می‌دهد و به محض آماده‌شدن نتایج، پاسخ‌ها به بیماران ارائه می‌شود.

رئیس بخش پاتولوژی بیمارستان امید، همچنین یکی از خدمات ویژه بخش پاتولوژی بیمارستان امید را انجام فروزن‌سکشن عنوان کرد و گفت: با همکاری دانشگاه و خیرین، دستگاه جدید فروزن‌سکشن به ارزش حدود سه و نیم میلیارد تومان جایگزین دستگاه فرسوده پیشین شد.  با استفاده از این دستگاه، زمانی که بیمار در حال عمل جراحی است، نمونه تازه بافت برای تشخیص سریع به بخش پاتولوژی ارسال می‌شود. در بخش داخل دستگاه مخصوص فروزن سکشن بافت منجمد و برش‌گیری می‌شود و سپس توسط پاتولوژیست زیر میکروسکوپ بررسی می گردد و نتیجه را در عرض بیست تا سی دقیقه تلفنی به جراح اعلام می‌کند تا ادامه روند جراحی تعیین تکلیف شود.

او نمونه‌هایی از کاربرد فروزن‌سکشن را شامل بررسی درگیری غدد لنفاوی پیشاهنگ در سرطان پستان، ارزیابی ضایعات مشکوک حین جراحی، بررسی حاشیه‌های برداشت تومور و تشخیص اولیه توده‌هایی که پیش از عمل تشخیص قطعی نداشته‌اند، عنوان کرد. اکبری تأکید کرد:  اگرچه این روش بسیار کمک‌کننده است، اما دقت آن صد درصدی نیست و احتمال خطای خیلی کم وجود دارد؛ با این حال مهارت پرسنل و تجربه پاتولوژیست می‌تواند این خطا را به حداقل برساند.

وی در ادامه درباره تجهیزات بخش کلینیکال پاتولوژی(آزمایشگاه بالینی) بیمارستان امید افزود: آزمایشگاه دارای دستگاه اتوانالایزر BT3500 است که برای آنالیز تست‌های بیوشیمی از جمله سنجش قند، چربی و سایر پارامترهای بیوشیمیایی مورد استفاده قرار می‌گیرد. این تجهیز با دقت بالا توانایی انجام حجم زیادی از تست‌ها را در مدت زمان کوتاه دارد.

وی افزود: در بخش هماتولوژی نیز دو دستگاه سل‌کانتر Sysmex فعال است که برای انجام CBC و اندازه گیری پارامترهای خونی کاربرد دارد و نقش مهمی در تشخیص بیماری‌های خونی و ارزیابی وضعیت عمومی بیماران ایفا می‌کند.

برای بررسی هورمون و همینطور تومورمارکرها از روش ELISA استفاده می‌شود؛ که سنجش تومورمارکرها در تشخیص سرطان‌ها، بررسی پیشرفت بیماری و پایش درمان اهمیت ویژه‌ای دارند.

مسئول آزمایشگاه تشخیص طبی بیمارستان امید، همچنین به وجود دستگاه Converges برای انجام آزمایش گازهای خون (Blood Gas) اشاره کرد؛ آزمایشی که برای ارزیابی وضعیت تنفسی، اسید–باز و وضعیت حیاتی بیماران بستری، به‌ویژه در بخش‌های ویژه، ضروری است.

وی در ادامه اعلام کرد که این مرکز دارای دو دستگاه یونومتر (یونوگرام) نیز است که برای اندازه‌گیری الکترولیت‌ها و یون‌های حیاتی بدن مانند سدیم و پتاسیم مورد استفاده قرار می‌گیرد و در پایش بیماران بدحال اهمیت زیادی دارد.

او خاطرنشان کرد که وجود این دستگاهها، نقش مهمی در افزایش سرعت، دقت و کیفیت خدمات تشخیصی آزمایشگاه دارد.

 

6

در یک جراحی فوق‌تخصصی و چندساعته، دکتر محسن نجم‌الدینی، جراح برجسته دانشگاه علوم پزشکی، به همراه تیم تخصصی خود و با همکاری دکتر مهدی شیخ (متخصص بیهوشی)، موفق شدند، جان بیمار ۶۶ ساله‌ای را که از سرطان پیشرفته و نادر حفره شکم رنج می‌برد، در بیمارستان امید نجات دهند.

دکتر محسن نجم الدینی، جراح این بیمار در گفتگو با وبدا اظهار داشت: بیمار با تشخیص پسودومیکسوم پریتونئال (Pseudomyxoma Peritonei) مراجعه کرده بود؛ بیماری نادری که در آن سلول‌های توموری مخاطی، سطح حفره شکم و پرده صفاق (پریتونئوم) را درگیر کرده و حالتی بسیار پیچیده و تهدیدکننده حیات ایجاد می‌کند.

وی افزود: با توجه به گستردگی درگیری، تنها راه درمان مؤثر، انجام جراحی وسیع سیتوریداکتیو (Cytoreductive Surgery) بود. در این عمل، دکتر نجم‌الدینی و تیم جراحی وی ، تمام ضایعات توموری قابل مشاهده را، با دقت بالا از سطح شکم و اندام‌های داخلی برداشتند.

در ادامه، بلافاصله پس از برداشت تومور، مرحله دوم درمان تحت عنوان شیمی‌درمانی داخل صفاقی گرم‌شده (HIPEC) یا هایپک، در همان حین جراحی انجام شد. در این روش، داروهای شیمی‌درمانی خاص پس از گرم‌شدن، مستقیماً به داخل حفره شکم تزریق می‌شوند تا باقیمانده سلول‌های میکروسکوپی تومور از بین برود؛ روشی که به شکل قابل‌توجهی اثربخشی درمان را افزایش می‌دهد.

دکتر نجم‌الدینی ضمن قدردانی از تلاش همه همکاران خود، پرستاران ICU  و پرستاران بخش جراحی بیمارستان امید گفت: این درمان ترکیبی پیچیده (سیتوریداکتیو همراه با هایپک)، آخرین خط درمان برای بیماران مبتلا به این نوع سرطان پیشرفته است. اجرای موفق آن نیازمند زیرساخت‌های فنی پیشرفته، تجهیزات خاص و مهم‌تر از همه تیمی چندرشته‌ای، هماهنگ و با تجربه است. نتیجه مثبت این جراحی حاصل از خودگذشتگی، دانش و همکاری مثال‌زدنی همکاران بیمارستان امید است.

به گفته فلوشیپ جراحی آنکولوژی، مدیریت چنین جراحی گسترده‌ای تنها با همکاری چندین گروه تخصصی ممکن شد، بنابراین تیم جراحی با اجرای تکنیک‌های دقیق، تیم بیهوشی با حفظ ثبات وضعیت حیاتی در طول ساعات طولانی عمل و کادر اتاق عمل با پشتیبانی بی‌وقفه، در موفقیت این عمل سهم مؤثری داشتند.

دکتر نجم الدینی، درباره وضعیت بیمار پس از این عمل پیچیده گفت: بیمار پس از جراحی به بخش مراقبت‌های ویژه (ICU) منتقل و تحت مراقبت شبانه‌روزی پرستاران و پزشکان مراقبت ویژه قرار گرفت. پس از تثبیت وضعیت عمومی، وی به بخش جراحی منتقل شد و فرآیند بهبود خود را با نظارت دقیق تیم درمانی دنبال می‌کند.

گفتنی است، حال عمومی بیمار رضایت‌بخش است و این موفقیت، گامی مهم در جهت توسعه جراحی‌های پیشرفته درمان سرطان‌های نادر در کشور به شمار می‌رود.

 

7

به گزارش وبدا، برای نخستین‌بار در بیمارستان قائم(عج) مشهد، عمل پیشرفته کاشت دریچه آئورت قلب از طریق کاتتر یا Transcatheter Aortic Valve Implantation – TAVI با موفقیت کامل بر روی یک بیمار ۶۵ ساله انجام شد. این رویداد، نقطه‌ عطفی در توسعه خدمات نوین قلب و عروق در استان خراسان رضوی و ارتقای کیفیت درمان بیماران مبتلا به بیماری‌های پیشرفته قلبی به شمار می‌رود.

این عمل توسط تیم جراحی و درمانی متشکل از دکتر محمود محمدزاده شبستری، دکتر محسن موهبتی، دکتر مصطفی داستانی، دکتر مصطفی احمدی، دکتر هورک پورزند، دکتر هما فال سلیمان، دکتر معزی، دکتر مهدی کهرم، دکتر علیمی، دکتر بیگلدلو دکتر رامین خامنه باقری، دکتر علیرضا حیدری بکاولی، دکتر دهقانی دشت آبی و دکتر بهرام شهری‌برآبادی و دکتر شیبانی متخصص بیهوشی، اجرا شد.

در روش TAVI که از مدرن‌ترین شیوه‌های درمان تنگی شدید دریچه آئورت محسوب می‌شود، جراحان بدون نیاز به جراحی قلب باز و بدون باز کردن قفسه سینه، از طریق یک برش کوچک در کشاله ران یا قفسه سینه، دریچه مصنوعی را با استفاده از کاتتر بسیار نازک به محل دریچه آسیب‌دیده منتقل و جایگزین می‌کنند.

این روش کم‌تهاجمی، علاوه بر کاهش قابل‌توجه ریسک جراحی، موجب کوتاه‌تر شدن دوره نقاهت و بازگشت سریع‌تر بیمار به زندگی روزمره می‌شود؛ مسیری نوین که امید تازه‌ای برای بیمارانی ایجاد می‌کند که توان تحمل جراحی قلب باز را ندارند.

در این تکنیک، دریچه مصنوعی به صورت جمع‌شده وارد رگ شده و پس از رسیدن به محل تنگی باز می‌شود، دریچه قبلی را کنار می‌زند و جریان طبیعی خون در قلب را احیا می‌کند. این روش عمدتاً برای بیماران مبتلا به تنگی شدید دریچه آئورت همراه با علائم بالینی کاربرد دارد و نقشی مهم در بهبود کیفیت زندگی و افزایش طول عمر بیماران ایفا می‌کند.

اجرای موفق با همکاری تیمی متخصص

این عمل پیچیده با همکاری اساتید گروه قلب دانشگاه علوم پزشکی مشهد، پزشکان مجرب بیهوشی و کادر باتجربه پرستاری بیمارستان قائم(عج) انجام شد. استفاده از تجهیزات پیشرفته تصویربرداری و تکنیک‌های روز دنیا، امکان اجرای این روش کم‌تهاجمی را با کیفیت بالا و بدون عارضه جدی برای بیمار فراهم کرد.

موفقیت این عمل، نویددهنده گسترش روش‌های نوین درمانی در حوزه قلب و عروق و افزایش دسترسی بیماران استان به درمان‌های کم‌تهاجمی و مدرن است.

 

8

کارشناس پرستاری شاغل در بخش ICU 8 بیمارستان قائم (عج) مشهد، از ورزشکاران باسابقه و از اعضای تیم والیبال دانشگاه علوم پزشکی مشهد، از کسب مقام سوم تیم در المپیاد ورزشی بانوان کشور خبر داد.

راضیه داوری، در گفتگو با وبدا اظهار داشت: از سال 1375 فعالیت حرفه‌ای ام را در رشته والیبال آغاز کردم و پس از ورود به دانشگاه، عضویت در تیم دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی مشهد را تجربه کردم. این ورزشکار پرتلاش در ادامه، در تیم کارکنان دانشگاه و تیم نظام پرستاری مشهد نیز حضور داشته و طی این سال‌ها همراه با تیم خود موفق به کسب مقام‌های اول تا سوم در رقابت‌های مختلف شده است.

او با اشاره به استمرار علاقه‌مندی‌اش به ورزش والیبال با وجود مشغله‌های شغلی و مسئولیت‌های خانوادگی گفت: به طور میانگین هفته‌ای سه جلسه تمرین دارم و این علاقه باعث شده هرگز از مسیر ورزش فاصله نگیرم. امروز به عنوان یکی از پیشکسوتان تیم دانشگاه، امیدوارم نسل جوان‌تر با انرژی و توان بیشتر به میدان بیایند و مسیر موفقیت را با قدرت ادامه دهند.

خانم داوری همچنین درباره حضور اخیر خود در المپیاد ورزشی بانوان کشور افزود: امسال با تیم علوم پزشکی مشهد در رقابت‌های کشوری شرکت کردیم و در میان ۴۹ تیم موفق شدیم مقام سوم را کسب کنیم. این موفقیت حاصل تلاش، همدلی و روحیه تیمی مثال‌زدنی بازیکنان، هدایت‌ مؤثر خانم سوختانلو (مربی تیم) و حمایت‌های ارزشمند سرپرست تیم، خانم دکتر داودی بود. سطح رقابت‌ها در این دوره به‌مراتب بالاتر از سال‌های گذشته بود و کسب این عنوان برای ما بسیار ارزشمند است.

وی، در پایان از مسئولان برگزاری مسابقات کشوری و مسئولان دانشگاه علوم پزشکی مشهد، به‌دلیل نقش مؤثر در ایجاد رویدادهای ورزشی، ارتقای انگیزه و توسعه مهارت‌های کارکنان، صمیمانه قدردانی کرد.

 

9

جشنواره ماه بانو، که با همکاری امور بانوان دانشگاه علوم پزشکی، به مناسبت ولادت حضرت فاطمه زهرا(س) و بزرگداشت مقام زن برگزار شد، کارشناس ارشد ژنتیک و کارشناس آزمایشگاه بیمارستان قائم(عج) مشهد، با فعالیت‌های برجسته علمی و پژوهشی خود موفق شد ، به عنوان یکی از برگزیده گان حوزه علمی–پژوهشی این جشنواره انتخاب شود.

مریم شیخی که در بخش پاتولوژی مولکولی و سیتوژنتیک بیمارستان قائم(عج) و همچنین مرکز تحقیقات پاتولوژی مولکولی سرطان فعالیت دارد، از پژوهشگران فعال حوزه ژنتیک سرطان به شمار می‌رود. وی تاکنون موفق به چاپ بیش از ۷۰ مقاله علمی داخلی و بین‌المللی، تألیف دو کتاب تخصصی، تدریس در کارگاه‌های ضمن خدمت و همکاری در ۴۵ طرح تحقیقاتی شده است.

از دیگر دستاوردهای شاخص این بانوی پژوهشگر، می‌توان به ثبت یک اختراع در زمینه ژنتیک سرطان اشاره کرد. این اختراع در حوزه طراحی کیت‌های آزمایشگاهی مرتبط با ژنتیک سرطان و پاتولوژی مولکولی تعریف شده و نقش مهمی در توسعه روش‌های تشخیصی در این عرصه دارد.

وی در گفتگو با وبدا، با اشاره به اهمیت برگزاری جشنواره‌هایی مانند ماه بانو، تأکید کرد: شرکت بانوان در این جشنواره‌ها باعث افزایش انگیزه، تقویت حس مفید بودن و تشویق بانوان شاغل در دانشگاه‌ها و مراکز درمانی برای حضور فعال‌تر در فعالیت‌های علمی و پژوهشی می‌شود.

خانم شیخی این دوره را نخستین تجربه حضور خود در جشنواره ماه بانو عنوان کرد و افزود: با گسترش فعالیت‌های علمی و پژوهشی، در سال‌های آینده نیز با انگیزه بیشتری در این رویدادها شرکت خواهد کرد.

وی، ضمن قدردانی از مسئولان محترم آزمایشگاه بیمارستان قائم(عج)، به‌ویژه دکتر حسین آیت‌اللهی و محمد محروقی که همواره پشتیبان وی بوده‌اند، از همسر و پدر و مادر خود نیز به دلیل حمایت‌های مستمر و همراهی صمیمانه قدردانی کرد.

 

10

به مناسبت روز زن، سومین جشنوراه ماه بانو در دانشگاه علوم پزشکی مشهد برگزار شد که در این جشنواره از بانوان برتر دانشگاه در حوزه های مختلف تقدیر به عمل آمد. در همین راستا کارشناس فناوری اطلاعات سلامت بیمارستان قائم(عج) دانشگاه علوم پزشکی مشهد، حوزه پژوهش و فناوری به‌عنوان یکی از بانوان برگزیده این جشنواره معرفی شد.

فاطمه مهدی‌زاده که دارای مدرک کارشناسی فناوری اطلاعات سلامت و کارشناسی ارشد مهندسی کامپیوتر گرایش شبکه‌های کامپیوتری است در گفتگو با وبدا اظهار داشت: هم‌اکنون به‌عنوان کارشناس فناوری اطلاعات سلامت در بیمارستان قائم(عج) مشغول به فعالیت می‌باشم. وی در این جشنواره، ارائه‌ای تخصصی با محوریت نقش پژوهش و داده‌محوری در ارتقای نظام سلامت ارائه کرد.

وی افزود: موضوع ارائه‌شده در جشنواره ماه بانودر حوزه فناوری اطلاعات سلامت بود که در آن، ضمن معرفی فعالیت‌های پژوهشی انجام‌شده، به کاربرد فناوری‌های نوین اطلاعاتی در بهبود کیفیت خدمات درمانی، افزایش ایمنی بیماران، کاهش خطاهای بالینی و پشتیبانی از تصمیم‌گیری‌های مدیریتی در مراکز درمانی پرداخته شد.

این پژوهشگر حوزه سلامت الکترونیک با اشاره به سوابق علمی خود گفت: تاکنون حدود ۱۱ مقاله علمی در حوزه فناوری اطلاعات سلامت به چاپ رسانده‌ام که در ۸ مقاله به‌عنوان نویسنده اول یا نویسنده مسئول حضور داشته‌ام و این آثار تاکنون ۶ استناد علمی دریافت کرده‌اند. همچنین حدود ۴۰ مقاله در همایش‌های علمی ارائه داده و در چندین پروپوزال پژوهشی مصوب دانشگاهی مشارکت داشته‌ام.

وی هدف اصلی از این ارائه، را تبیین نقش مؤثر پژوهش‌های مبتنی بر فناوری اطلاعات سلامت در بهینه‌سازی فرآیندهای بیمارستانی، ارتقای کارایی نظام سلامت و توسعه دانش کاربردی عنوان کرد و افزود: بانوان پژوهشگر می‌توانند سهم بسزایی در پیشبرد علمی و فناورانه حوزه سلامت ایفا کنند و این مسیر می‌تواند الگویی الهام‌بخش برای بانوان جوان علاقه‌مند به عرصه علم و فناوری باشد.

 

مهدی‌زاده، با تأکید بر اهمیت برگزاری جشنواره‌هایی همچون ماه بانو اظهار داشت: این جشنواره‌ها فرصت ارزشمندی برای شناسایی، معرفی و تقدیر از توانمندی‌ها و دستاوردهای علمی، پژوهشی و فناورانه بانوان فراهم می‌کنند و نقش مؤثری در افزایش اعتمادبه‌نفس، انگیزه و خودباوری زنان دارند.

وی افزود: حضور در این جشنواره نشان داد بانوان ایرانی از ظرفیت‌ها و توانمندی‌های بی‌نظیری برخوردارند. همچنین ایجاد بستر تبادل تجربه، شبکه‌سازی علمی و فرهنگی و هم‌افزایی میان بانوان فعال از مهم‌ترین دستاوردهای این رویدادهاست که می‌تواند به رشد حرفه‌ای و ارتقای جایگاه اجتماعی و علمی زنان منجر شود.

این کارشناس فناوری اطلاعات سلامت، با بیان اینکه این نخستین تجربه حضور وی در جشنواره ماه بانو بوده است، خاطرنشان کرد: این تجربه برایم بسیار ارزشمند و انگیزه‌بخش بود و احساس می‌کنم تازه در ابتدای مسیر قرار دارم. انگیزه اصلی من از شرکت در این جشنواره، معرفی فعالیت‌ها و دستاوردهای پژوهشی در حوزه فناوری اطلاعات سلامت و تقویت نقش بانوان در علم، پژوهش و فناوری بود.

مهدی‌زاده در پایان ضمن قدردانی از برگزارکنندگان جشنواره ماه بانو تصریح کرد: این جشنواره نه‌تنها محفلی برای تقدیر از بانوان توانمند است، بلکه عاملی مؤثر در توسعه علمی، فرهنگی و اجتماعی بانوان به شمار می‌رود. امیدوارم این رویداد هر سال گسترده‌تر برگزار شود و الهام‌بخش نسل‌های آینده بانوان فعال در عرصه‌های مختلف باشد.

 

11

پژوهشگران دو درصد برتر جهان فهرستی است که سالانه توسط گروهی از محققین دانشگاه استنفورد با استفاده از داده‌های پایگاه Scopus منتشر می شود. در این رتبه‌بندی برای هر پژوهشگر برگزیده یک شاخص ترکیبی به نام c-score اعلام می شود که از ترکیب شش معیار مختلف تعداد کل مقالات و استنادات، اچ ایندکس، میانگین تعداد استنادات، نسبت استناد به مقالات برتر، میزان استناد به مقالاتی که در آن‌ها نویسنده مسئول یاتنها نویسنده بوده است، محاسبه می شود.

این فهرست، برای ارائه یک نمای کلی و منصفانه، پژوهشگران را در قالب شش موضوع اصلی شامل 22 رشته اصلی و 174 زیرشاخه قرار داده است. این گروه پژوهشی هر سال دوفهرست برای پژوهشگران دو درصد برتر منتشر می‌کند. یکی فهرست عملکرد پژوهشگران در یک سال میلادی و دیگری فهرست عملکرد در طول خدمت علمی که عملکرد پژوهشگر را از ابتدای فعالیت علمی (Career-long) تا پایان سال اخیر موردبررسی قرار می‌دهد و نشان‌دهنده تأثیر طولانی مدت پژوهشگران است

رئیس مرکز تحقیقات ارتوپدی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، که امسال نام او در فهرست 2 درد پژوهشگران برتر جهان به چشم می خورد، ضمن ابراز خرسندی از این موفقیت جهانی گفت:  این رتبه‌بندی توسط دانشگاه استنفورد هر سال منتشر می‌شود و معمولاً بر اساس شاخص‌هایی مانند Citation، Impact Factor  تعداد مقالات علمی محاسبه می‌شود. خوشبختانه امسال نام من نیز در فهرست دیده شد.

دکتر محمد حسین ابراهیم زاده در همین راستا در گفتگو با وبدا اظهار داشت: در فهرست پژوهشگران دو درصد برتر سال 2025، از نظر عملکرد یک ساله، تعداد دوهزار و ۵۳۳ پژوهشگر از ایران حضور دارند که نسبت به سال گذشته ۲۰۷ نفر افزایش داشته است.در فهرست عملکرد طول دوره خدمت علمی پژوهشگران سال 2025 ، تعداد ۱۲۰۱ نفر از ایران حضور دارند که نسبت به سال گذشته ۱۸۳ نفر افزایش داشته است. در سال 2025 تعداد پژوهشگران حاضر در لیست عملکرد سالانه از دانشگاه علوم پزشکی تهران، 97 نفر و تعداد پژوهشگران حاضر در لیست عملکرد کل دوره خدمت علمی 38 نفر است.

توسعه ۱۵ ساله مرکز تحقیقات ارتوپدی

دکتر ابراهیم‌ زاده با اشاره به راه‌اندازی مرکز تحقیقات ارتوپدی بیش از13 سال پیش افزود: از زمان تاسیس مرکز تحقیقات ارتوپد دانشگاه، تلاش کردیم تیمی علمی و پویا شکل داده و زیرساخت‌های پژوهشی را در حوزه ارتوپدی تشکیل دهیم. پیش از این، پژوهش ها در حوزه ارتوپدی در رشته ما چندان جایگاهی نداشت، اما اکنون با حمایت های دانشگاه، خوشبختانه علاوه بر اینکه هم در سطح کشور مطرح شده ایم، در سطح جهانی نیز به جایگاه خوبی دست یافته ایم.

 

دکتر ابراهیم زاده، به اهمّ اقدامات صورت‌گرفته در مرکز تحقیقات ارتوپد دانشگاه در طی سال ها فعالیت اشاره کرد و گفت: تأسیس مرکز تحقیقات ارتوپدی، ایجاد آزمایشگاه پژوهشی در حوزه استخوان و مفصل و همزمان راه‌اندازی مجله بین‌المللی Archives of Bone and Joint Surgery (ABJS) که اکنون بیش از ۱۳ سال از فعالیت آن می‌گذرد و همچنین جذب نیروهای جوان و کارآمد پژوهشگر از اقدامات مهم این مرکز بوده است که افراد پتانسیل های پژوهشی و آکادمیک بالایی داشتند و جزء نفرات برتر در دوره پزشکی عمومی و تخصص بوده اند، بنابراین مجموعه این حمایت ها و تلاش های دانشگاه منجر شد که مرکز تحقیقات ارتوپدی دانشگاه علوم پزشکی مشهد و تیم علمی آن در سطح کشور مطرح شود و به لطف خدا با رتبه بندی های انجام شده، جایگاه بین المللی خود را به دست آورده است.

 

 

12

رئیس مرکز تحقیقات ارتوپدی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با بیان اینکه دامنه فعالیت‌های پژوهشی این مرکز بسیار گسترده است، در ادامه مطلب اضافه کرد: این مرکز تحقیقات در زمینه های مختلف ارتوپدی و علوم پایه تحقیقات زیادی را شروع کرده است و بخش زیادی از این تحقیقات خوشبختانه به ثمر نشسته است. از جمله، تحقیقات این مرکز، در بخش‌های مختلف ارتوپدی از جمله زانو، شانه، هیپ، جراحی پا و مچ پا، دست، پا، ستون فقرات و نیز در زمینه‌های علوم پایه مانند سلول‌های بنیادی، بیولوژی استخوان، تحقیقات بیومکانیک و بیومتریال توسعه یافته است.

وی افزود: علاوه بر این از دیگر دستاوردهای مرکز تحقیقات ارتوپد دانشگاه، انتشار تعداد زیاد مقالات علمی است.

در سال‌های اخیر پروژه‌هایی در حوزه هوش مصنوعی و یادگیری ماشین نیز آغاز کرده‌ایم که برخی منتشر و برخی دیگر از مقالات در حال انجام هستند. همچنین مطالعاتی در زمینه Finite Element Analysis یا همان المان محدود در دست اجرا می باشد، بنابراین مجموعه ای تحقیقات بالینی و پایه را در رشته ارتوپدی شروع کردیم که این تحقیقات قاعدتاً مورد توجه دانشمندان ایرانی و جهانی و نیز مورد استناد قرار گرفته اند، لذا از این بابت بسیار خرسند هستم که توانستم یک گام کوچکی برای توسعه، پیشرفت و ارتقاء جایگاه جهانی ایران و رشته ارتوپدی در سطح جهانی بردارم.

جایگاه ملی و بین‌المللی

پژوهشگر دو درصد برتر جهان، با اشاره به جایگاه فعلی دانشگاه علوم پزشکی مشهد در میان مراکز تحقیقاتی کشور اظهار داشت: اکنون گروه ارتوپدی دانشگاه مشهد دانشگاه علوم پزشکی مشهد، از نظر آموزشی و پژوهشی جزو سه گروه برتر کشور است و به لحاظ پژوهشی احتمالاً در رتبه نخست بین مراکز ارتوپدی قرار دارد. این جایگاه نتیجه تلاش جمعی اعضای گروه و پشتیبانی دانشگاه است.

ضرورت حمایت از پژوهش و پژوهشگران

در ادامه، رئیس مرکز تحقیقات ارتوپد دانشگاه، از چالش‌های موجود در مسیر پژوهش گفت: با توجه به اینکه، با کمک تمام اعضای تیم تحقیقاتی گروه ارتوپدی و حمایت های دانشگاه به این موفقیت جهانی دست پیدا کرده ایم اما ظرفیت تیم تحقیقاتی گروه ارتوپدی از آنچه که وجود دارد بیشتر است، بنابراین یکی از مشکلات اصلی ما کمبود گرنت‌های پژوهشی و نیروی انسانی متخصص است. همکاران بالینی به دلیل درگیری با کارهای درمانی فرصت چندانی برای پیگیری پروژه‌ها ندارند؛ بنابراین نیازمند جذب دستیاران پژوهشی هستیم تا بتوانیم این ظرفیت‌ها را بالفعل کنیم و گام های مؤثری را در این زمینه برداریم، در نتیجه معاونت آموزشی باید نیروهای پژوهشی را به عنوان سرمایه در نظر بگیرد.

پژوهشگر دو درصد برتر جهان، با اشاره به کاهش انگیزه در میان اعضای هیأت علمی نسبت به گذشته اظهار داشت: کاهش انگیزه در بین اساتید، نیز مسأله‌ای است که باید با برنامه‌ریزی دقیق و مشوق‌های مناسب برطرف شود، که این عدم انگیزه عوامل مختلفی دارد. وی افزود: بخشی از این حمایت ها توسط دانشگاه و بخشی دیگر در سطح کشور می تواند، تأمین شود.  اگر بتوانیم مشوق ها را در میان اعضای هیأت علمی  به گونه ای طراحی کنیم که انرژی و پتانسیل آنها در راستای تحقیقات و پژوهش قرار گیرد، بنده معتقد هستم که تحقیقات زیادی انجام خواهد شد. به عنوان مثال مرکز تحقیقات ارتوپد دانشگاه از ابتدای سال 2025 تا کنون اقدام به انتشار 60 مقاله کرده این در حالی است که ما می‌توانیم سالانه بیش از ۱۰۰ مقاله علمی از همین تیم منتشر کنیم، بنابراین اگر نیروی انسانی و گرنت های پژوهشی به اندازه مورد نیاز به مرکز تحقیقات اختصاص یابد، این رقم نیز افزایش خواهد یافت.

اهمیت حضور پژوهشگران بالینی در رتبه‌بندی جهانی

مدیر گروه ارتوپد دانشگاه علوم پزشکی مشهد، حضور خود در فهرست پژوهشگران، دو درصد جهان را نمادی از توان علمی همکاران بالینی ذکر کرد و گفت:  در فهرست امسال حدود ۹۰ درصد اسامی از علوم پایه بودند؛ اما اینکه نام یک CLINICIAN نیز در بین آن‌ها باشد، نشان می‌دهد جامعه بالینی کشور ما هم می‌تواند در تراز پژوهشی جهانی نقش‌آفرین باشد. غالباً تعداد پژوهشگرانی که مقالات زیادی داشته باشند، محدود است.

رئیس مرکز تحقیقات دانشگاه تصریح کرد: مرکز تحقیقات ارتوپدی دانشگاه علوم پزشکی مشهد همچنان تلاش می کند که در لبه پیشرفت های علمی و پژوهشی جهانی، کشور و دانشگاه خود را قرار دهد. در بخش هایی از رشته ارتوپدی یک قسمت هایی که  در حوزه علوم پایه جدید است مثل سلول ها و درمان هایی که مبنای آنها سلول است، هوش مصنوعی و ماشین یادگیری و تحقیقات بایو مکانیکال از اهمیت بالایی برخوردار هستند و در حوزه علوم بالین، آرتوپلاستی و آرتوروسکوپی حوزه های تخصصی هستند که، می توانند جایگاه علمی و تحقیقاتی کشور ما و رشته ارتوپدی را نشان دهد، که از الویت های پژوهشی این رشته به شمار می رود.

لذا این اقدامات تنها با گروهی توانمند و جوان میسر است و بنده نیز به عنوان راهنمای تیم تحقیقاتی، از پتانسیل های این حوزه استفاده و افراد خبره این کار را می کنم .

دکتر ابراهیم زاده، ضمن یادآوری و تأکید بر این موضوع که، رشته ارتوپدی در حوزه های آموزش و پژوهش در سطح کشور  جزء رتبه های برتر به شمار می رود، بنابراین دانشگاه و مسئولین باید این رتبه ها را حفظ کنند تا که افت نکند. متأسفانه برخی از اساتید ما یا در مطب خصوصی خود فعالیت می کنند و یا به خارج از کشور مهاجرت کرده اند، پبنابراین، باید انگیزه ها و مشوق ها را افزایش داد تا ماندگاری این نخبگان در کشور پا برجا و مستدام باقی بماند.

رئیس مرکز تحقیقات ارتوپد دانشگاه درباره کسب این موفقیت جهانی اظهار داشت: کسب موفقیت جهانی بنده،  تنها یک دستاورد شخصی به شمار نمی رود؛ بلکه نتیجه همدلی و پشتکار تیمی بسیار فعال است. هدف نهایی ما از این تلاش های مستمر، ارتقای جایگاه علمی دانشگاه مشهد و نشان‌دادن توان پژوهشی پزشکان و جراحان ایرانی در سطح بین‌المللی است.

 

13

فوق تخصص نوزادان بیمارستان قائم (عج) از مراکز درمانی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با چاپ 286 مقاله در طول دوران فعالیت خود، به عنوان پژوهشگر برتر دانشگاه انتخاب شد.

دکتر حسن بسکابادی در گفتگو با وبدا اظهار داشت: ساختار دانشگاه برای انتخاب پژوهشگران ممتاز بر اساس ارزیابی عملکرد سه سال گذشته انجام می‌شود. پژوهشگری که بتواند برای چندین دوره متوالی پژوهشگر برتر شناخته شود، یا شاخص‌های کیفی خاصی از جمله داشتن حداقل پنج مقاله مستخرج از پژوهش‌های بدیع در مجلات ISI و انجام فعالیت‌های اکتشافی را کسب کند، در این گروه قرار می‌گیرد.

وی، با اشاره به کارنامه پژوهشی خود، درباره دلیل انتخاب خود به عنوان پژوهشگر برتر دانشگاه افزود: با توجه به، داشتن حدود 286 مقاله در طول دوران فعالیت و همچنین پژوهشگر برتر بودن در سه دوره متوالی، من موفق به کسب عنوان پژوهشگر ممتاز دانشگاه شدم.

چالش‌های پژوهش در محیط بالینی

پژوهشگر برتر دانشگاه،  یکی از بزرگترین موانع پیش روی پژوهش‌های دانشگاهی را تلاقی کار بالینی فشرده و مسئولیت‌های آموزشی اساتید برشمرد. به گفته وی، حجم بالای کار بالینی و آموزشی و  مسئولیت‌های روزمره در بخش‌های درمانی و کلاس‌های آموزشی، فرصت کافی برای تمرکز و انجام پژوهش‌های عمیق و دقیق را از اساتید سلب می‌کند. این تداخل وظایف، زمان لازم برای طراحی مطالعات پیچیده و تحلیل داده‌ها را به شدت محدود می‌سازد.

وی در ادامه موانع پژوهشی گفت: یکی از حلقه‌های مفقوده در سیستم پژوهشی، کمبود نیروی انسانی متخصص و آماده به کار است. دکتر بسکابادی به طور خاص به نبود کافی دانشجویان دوره‌های دکتری (PhD) و دستیاران پژوهشی  اشاره کرد که می‌توانند به عنوان بازوی اجرایی تیم‌های تحقیقاتی عمل کنند و بار سنگین جمع‌آوری و پردازش داده‌ها را بر عهده گیرند.

این پژوهشگر برتر دانشگاه، نبود زیرساخت HIS پژوهش‌محور در بیمارستان‌ها را از دیگر موانع حوزه پژوهش عنوان کرد: که  زیرساخت‌های فناوری اطلاعات درمانی یک چالش حیاتی به شمار می روند و سیستم‌های اطلاعات بیمارستانی (HIS) کنونی، عمدتاً متمرکز بر جنبه‌های درمانی و مالی هستند و فاقد ساختاردهی لازم برای پژوهش می‌باشند. وی افزود: اگرسیستم HIS بتواند داده‌های درمانی بیماران، شامل سیر دقیق بیماری، نتایج آزمایش‌ها و کلیه اقدامات انجام شده را به صورت ساختاریافته و قابل استخراج ذخیره کند، این امر تحولی بزرگ در پژوهش‌های بالینی ایجاد خواهد کرد. در حال حاضر، استخراج داده‌ها اغلب نیازمند صرف زمان بسیار زیادی برای ورود دستی اطلاعات است.

فوق تخصص نوزادان و پژوهشگر برتر دانشگاه، درباره کمبود تجهیزات اولیه و زیرساخت‌های سخت‌افزاری اظهار داشت: بنده به‌عنوان پژوهشگر ممتاز دانشگاه، حتی فاقد یک سیستم رایانه‌ای مناسب و اختصاصی در محل کارم در دانشگاه هستم؛ دانشجویان مجبورند لپ‌تاپ‌های شخصی خود را از منزل، به همراه بیاورند تا بتوانند کار پژوهشی را پیش ببرند. این وضعیت نشان‌دهنده نادیده گرفتن نیازهای اساسی پژوهشگران سطح بالا است.

وی افزود: برخوردهای غیرمنطقی با ساعات پژوهشی از دیگر موانع حوزه پژوهش است. مسأله زمان‌بندی و ارزش‌گذاری فعالیت‌های پژوهشی اساتید در محیط‌های بالینی نیز باید اصلاح شود. بنابراین، تعامل و نحوه برخورد با زمان اختصاص یافته به پژوهش در فضای بیمارستان‌ها اغلب غیرمنطقی و غیرحمایتی است.

دکتر بسکابادی، با اشاره به مشکلات ساختار تصویب طرح‌های پژوهشی اظهار داشت: روند اداری و بوروکراتیک داخلی دانشگاه‌ها برای تأیید پروژه‌های تحقیقاتی یکی دیگر از عواملی است، که انگیزه پژوهشگران را تضعیف می‌کند. وی، تأکید کرد: روند تصویب طرح‌ها در سطح دانشکده‌ها بسیار سخت‌گیرانه، پرجزئیات و در عین حال زمان‌بر است.

پژوهشگر برتر دانشگاه، مشکلات اصلی در فرآیند ساختار تصویب طرح های پژوهشی گفت: داوری‌های غیرتخصصی گاهی اوقات، طرح‌های پژوهشی توسط داورانی مورد بررسی قرار می‌گیرند که تخصص مستقیمی در حوزه مورد مطالعه ندارند. این امر منجر به مطرح شدن پرسش‌ها و ایراداتی می‌شود که ماهیت تخصصی پژوهش را درک نمی‌کنند.

علاوه بر این، بوروکراسی اداری اغلب بر روی اشکالات شکلی و نگارشی بیش از حد تمرکز می‌کند. ایرادات شکلی ساده‌ای مانند جابه‌جایی ترتیب حروف فارسی و انگلیسی در نرم‌افزار Microsoft Word، باعث بازگشت‌های مکرر طرح‌ها برای اصلاح می‌شود، در حالی که محتوای علمی طرح ممکن است بسیار قوی باشد.

دکتر بسکابادی، از دیگر مشکلات اصلی در  فرآیند ساختار تصویب طرح های پژوهشی را نتیجه این فرآیند طولانی و طاقت‌فرسا، ذکر کرد که باعث کاهش انگیزه پژوهشگر می شود. به گفته وی، طرح پژوهشی که پنج بار به دلیل ایرادات شکلی و غیرمرتبط برگشت می‌خورد، در نهایت انگیزه پژوهشگر را به شدت کاهش می‌دهد و او را از ادامه کار منصرف می‌سازد.

حوزه‌های پژوهشی فعال

دکتر بسکابادی در حوزه فوق تخصصی خود دارای در چهار حوزه کلیدی و بسیار مهم مشغول فعالیت‌های پژوهشی گسترده‌ای است، وی این فعالیت ها را بررسی انواع عفونت‌ها در بدو تولد و نوزادی، خفگی حین زایمان ، مشکلات تنفسی نوزادان و زردی نوزادی ذکر کرد.

این پژوهشگر برتر دانشگاه،  با اشاره به اینکه در حال حاضر مدیریت بیش از 40 طرح پژوهشی فعال را بر عهده دارد، گفت: با وجود این حجم از طرح‌های فعال، امیدوار هستیم، ابزار لازم اعم از نیروی انسانی، زیرساخت داده‌ای و تجهیزات برای اجرای مطلوب این پروژه‌ها فراهم شود.

مشکلات نظام توزیع کار بین رزیدنت‌ها

دکتر بسکابادی درباره مشکلات نحوه توزیع بار پژوهشی و حمایتی بین اعضای هیأت علمی گفت: بهتر است دانشگاه، در کنار حمایت از تولیدکنندگان اصلی علم، از اعضای هیأت علمی نیز حمایت کند، تا موجب دلسردی آنها نشود.

وی، بر لزوم حمایت هدفمند تأکید و افزود: کسی که به صورت مستمر در سال 20 یا 25 مقاله تخصصی تولید می‌کند و خروجی علمی چشمگیری دارد، باید بیشتر مورد حمایت قرار گیرد. این توزیع ناعادلانه منابع و حمایت‌ها، در بلندمدت پژوهشگران فعال را به سمت فرسودگی و کاهش تعهد سوق می‌دهد.

توصیه به دانشجویان علاقه‌مند به پژوهش

دکتر بسکابادی در توصیه‌های خود به نسل آینده پژوهشگران، بر اهمیت رسالت دانشگاه تأکید کرد و افزود:

تولید علم موضوع بسیار مهمی است، لذا وظیفه اصلی دانشگاه‌های کشور را تولید علم دانستند و نه صرفاً جذب و مصرف دانش تولید شده در مراکز علمی غرب، علاوه بر این داده‌های بومی از اهمیت زیادی برخودار است. تولید علم معتبر و کاربردی در ایران، مستلزم دسترسی به داده‌های واقعی از بیماران ایرانی و شرایط بومی کشور است.

وی جهت تأکید بر این نکته، مثالی مرتبط با حوزه تخصصی خود ارائه کرد که در زمینه عفونت‌های نوزادان، پروتکل‌های درمانی که در غرب توسعه یافته‌اند، به دلیل تفاوت در فلور میکروبی و شرایط محیطی، به سادگی با شرایط میکروبی ایران همخوانی ندارند. بنابراین، ما نیازمند تدوین راهنماهای بالینی کاملاً بومی هستیم که مبتنی بر مطالعات انجام شده بر روی جمعیت بیماران خودمان باشد.

فاصله تولید علم تا اجرای راهنماها

دکتر بسکابادی، عدم تحقق هدف نهایی پژوهش یعنی تأثیرگذاری آن بر رویه‌های درمانی است. وی  به شکست ساختاری در اجرای راهنماهای بالینی ملی اشاره کرد و افزود: سال گذشته ما سه راهنمای بالینی ملی در حوزه‌های مختلف تدوین کردیم. برای این کار، 40 جلسه کاری برگزار کردیم و با بیش از 50 فوق‌تخصص در سطح کشور مذارکره کردیم، تا این اسناد نهایی شوند. اما نکته تأسف‌بار این است که حتی یک مورد از این راهنماهای ملی به‌طور کامل در سطح کشور اجرا نشد.

وی، ریشه این مشکل را عدم هماهنگی بین نهادهای اصلی نظام سلامت عنوان کرد و گفت: هماهنگی لازم بین معاونت‌های آموزش، درمان و پژوهش در سطح دانشگاهی و همچنین بین این نهادها و وزارتخانه‌های مرتبط وجود ندارد. اگر تولید علم به درمان متصل نشود، تلاش‌های پژوهشی عملاً هدر می‌رود.

 

14

متخصص زنان و زایمان بیمارستان قائم (عج)، از مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با اشاره به روند افزایشی آلودگی هوا در روزهای اخیر، نسبت به اثرات مخرب این پدیده بر سلامت زنان باردار و جنین هشدار داد و تأکید کرد: زنان باردار به‌عنوان یکی از گروه‌های آسیب‌پذیر جامعه، بیش از سایر افراد در معرض پیامدهای منفی آلودگی هوا قرار دارند و ضروری است آگاهی عمومی در این زمینه افزایش یابد.

دکتر زهرا راستین، در گفتگ. با وبدا  اظهار داشت: مواد سمی موجود در هوای آلوده با تأثیر بر سیستم عروقی بدن مادر در دوران بارداری، خطر ابتلا به فشار خون بارداری را افزایش می‌دهد. این آلاینده‌ها همچنین با ایجاد مقاومت به انسولین در بدن زنان باردار، احتمال بروز دیابت بارداری و عوارض وابسته به آن را تشدید می‌کنند.

دکتر راستین، با اشاره به پیامدهای جدی‌تر آلودگی هوا بر روند بارداری افزود: مطالعات و مشاهدات بالینی نشان می‌دهد زنانی که در دوران بارداری، به‌ویژه در سه‌ماهه نخست، در معرض هوای آلوده قرار دارند، با افزایش خطر سقط جنین مواجه هستند. علاوه بر این، آلودگی هوا می‌تواند رشد طبیعی جنین را مختل کند؛ به‌طوری که نوزادان متولدشده از این مادران، اغلب وزن تولد کمتری نسبت به حد طبیعی دارند و خطر زایمان زودرس نیز در آنها افزایش می‌یابد.

این متخصص زنان و زایمان ادامه داد: اثرات آلودگی هوا تنها به دوران بارداری محدود نمی‌شود و می‌تواند پیامدهای طولانی‌مدت برای کودک به همراه داشته باشد. کودکانی که در دوران جنینی در معرض هوای آلوده بوده‌اند، در سال‌های بعد زندگی بیش از دیگران در معرض اختلالات روانی و شناختی قرار می‌گیرند و بروز اختلال کم‌توجهی ـ بیش‌فعالی، کاهش تمرکز و مشکلات یادگیری در آنان شایع‌تر گزارش می‌شود.

دکتر راستین با بیان توصیه‌های پیشگیرانه برای زنان باردار خاطرنشان کرد: در روزهایی که شاخص آلودگی هوا در وضعیت ناسالم قرار دارد، زنان باردار باید تا حد امکان از ترددهای غیرضروری خودداری کرده و در منزل بمانند. بستن درها و پنجره‌ها و در صورت ضرورت خروج از منزل، استفاده از ماسک‌های استاندارد و فیلتر‌دار، از جمله اقدامات مؤثر برای کاهش مواجهه با آلاینده‌هاست.

وی، همچنین بر نقش تغذیه مناسب در کاهش اثرات آلودگی هوا تأکید کرد و گفت: رژیم غذایی زنان باردار باید سرشار از آنتی‌اکسیدان‌ها باشد. مصرف میوه‌ها و سبزیجات تازه حاوی ویتامین‌های C و E و همچنین نوشیدن آب و مایعات به میزان کافی، می‌تواند به کاهش عوارض ناشی از آلودگی هوا برای مادر و جنین کمک کند.

دکتر زهرا راستین خاطرنشان کرد: رعایت این توصیه‌ها می‌تواند تا حد زیادی از بروز عوارض سنگین آلودگی هوا بر سلامت مادران باردار و جنین جلوگیری کرده و نقش مهمی در حفظ سلامت نسل آینده ایفا کند.

 

 

15

متخصص بیماری‌های داخلی و دانشیار دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با اشاره به افزایش موارد ابتلا به بیماری‌های تنفسی در فصل پاییز و زمستان، اعلام کرد که سه بیماری سرماخوردگی، آنفلوآنزا و کووید اگرچه همگی ویروسی و شایع هستند، اما تفاوت‌های مهمی در شدت، الگوهای انتقال و نحوه مدیریت دارند.

دکتر سحر روان‌شاد در گفتگو با وبدا اظهار داشت: سرماخوردگی عمدتاً توسط رینوویروس‌ها، ویروس آنفلوآنزای A و B و کووید‑۱۹ توسط ویروس SARS‑CoV‑2 ایجاد می‌شود. هر سه بیماری از طریق قطرات تنفسی و تماس مستقیم منتقل می‌شوند، اما الگوی شیوع آن‌ها متفاوت است.

وی افزود: آنفلوآنزا بیشتر در زمستان و سرماخوردگی در طول سال نیز مشاهده می‌شود و کووید پس از پایان دوره همه‌گیری، اکنون بیشتر الگوی موجی و فصلی دارد.

این متخصص داخلی شروع علائم تدریجی در سرماخوردگی، ناگهانی در آنفلوآنزا، متغیر در کووید، تب: شدید در آنفلوآنزا، خفیف یا نادر در سرماخوردگی، متغیر در کووید، بدن‌درد شدید در آنفلوآنزا، خفیف در سرماخوردگی، متوسط در کووید، گلودرد و آبریزش بینی بسیار شایع در سرماخوردگی، کمتر در آنفلوآنزا، همراه با سرفه خشک در کووید، اختلال بویایی و چشایی نادر در سرماخوردگی و آنفلوآنزا اما ممکن در کووید و تنگی نفس هشداردهنده در کووید و نادر در سرماخوردگی را از تفاوت های این سه بیماری ذکر کرد.

دکتر روان شاد، درباره علائم خطر و زمان مراجعه فوری تصریح کرد:  برخی نشانه‌ها از جمله، تنگی نفس، درد یا فشار قفسه سینه، گیجی ناگهانی، تب بالا و پایدار ودهیدراسیون (خشکی شدید دهان یا کاهش ادرار) باید جدی گرفته شوند.

وی تأکید کرد، که سالمندان، زنان باردار و افراد دارای بیماری‌های زمینه‌ای در گروه پرخطر قرار دارند و باید زودتر مراجعه کنند.

همچنین، در کودکان نیز تب شدید، تنفس سریع، بی‌قراری یا بی‌حالی غیرمعمول و مشکل در خوردن یا نوشیدن از نشانه‌های هشدار به شمار می رود.

 

این دانشیار دانشگاه ، واکسیناسیون سالانه را مهم‌ترین ابزار کاهش خطر بستری و مرگ ناشی از بیماری‌های تنفسی ذکر کرد و درباره راه های پیشگیری از ابتلا افزود: واکسن‌ها همچنان در پیشگیری از بیماری شدید نقش مؤثر دارند. توصیه می شود، در فصل‌های اوج ابتلا، استفاده از ماسک در محیط‌های بسته و شلوغ و تهویه مناسب استفاده شود، شست‌وشوی مرتب دست، پرهیز از لمس صورت، رعایت بهداشت سرفه و ماندن در خانه هنگام تب یا سرفه فعال از عوامل مؤثر در کاهش انتقال است.

متخصص داخلی دانشگاه تأکید کرد: استراحت و مصرف مایعات فراوان پایه اصلی درمان سرماخوردگی و موارد خفیف آنفلوآنزا و کووید محسوب می شود. داروهای علامتی مانند مسکن‌ها، ضدتب‌ها، قرص یا اسپری گلودرد و ضداحتقان‌ها می‌توانند علائم را کاهش دهند اما باید با توجه به شرایط فرد مصرف شوند. علاوه بر این، داروهای ضدویروسی برای آنفلوآنزا و کووید فقط در افراد پرخطر و در ساعات ابتدایی بیماری مؤثر هستند و تجویز آنها باید توسط پزشک انجام شود.

16

متخصص بیهوشی و فوق‌تخصص مراقبت‌های ویژه بیمارستان قائم (عج) از مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد، از نجات جان مادر 48 ساله، که دچار خونریزی شدید پس از عمل سزارین شده بود، خبر داد.

دکتر ابوصالح صبحی پزشک معالج این بیمار در  ICUدر گفتگو با وبدا اظهار داشت: بیمار، خانمی ۴۸ ساله بود که پس از انجام عمل سزارین در یکی از بیمارستان‌های مشهد ، دچار خونریزی شدید شده و این عارضه منجر به انجام یک نوبت احیای قلبی‌–ریوی به مدت حدود ۱۰ دقیقه برای بیمار شد. همچنین بیمار یک نوبت تشنج را نیز تجربه کرده بود.

وی افزود: پس از اقدامات اولیهدر بیمارستان مبدا ، بیمار به‌صورت انتوبه و با آمبولانس به بیمارستان قائم (عج) مشهد، ICU مگا ۵ دانشگاه علوم پزشکی مشهد، اعزام شد. بیمار در بدو ورود فاقد سطح هوشیاری مناسب بود و به دلیل ادامه خونریزی نیازمند حمایت‌های فوری پزشکی بود.

فوق‌تخصص مراقبت‌های ویژه بیمارستان قائم (عج) گفت: در این مرکز درمانی، از رشته های تخصصی زنان و جراحی و نورولوژی مشاوره به عمل آمد و اقدامات درمانی بصورت تیمی انجام‌ شد‌ و بیمار تحت حمایت‌های همودینامیک ازجمله ترانسفیوژن فراورده های خونی قرار گرفت . پس از انجام مداخلات درمانی، خونریزی بیمار کنترل شد. با توجه به سابقه احیای قلبی‌–ریوی، بررسی‌های تصویربرداری شامل سی‌تی‌اسکن و MRI مغز برای بیمار انجام شد و مشاوره تخصصی نورولوژی نیز صورت گرفت.

همچنین با توجه به شک بالینی به خونریزی داخلی، CT شکم انجام شد و خوشبختانه نیاز به اقدام درمانی خاصی در این زمینه مشاهده نشد. با توجه به شواهد عفونت شکمی ، آنتی بیوتیک مناسب تجویز شد و عفونت کنترل شد.

دکتر صبحی در ادامه گفت: پس از چند روز مراقبت‌های ویژه،  و در نتیجه تلاشهای به موقع و مجدانه تیم پزشکی و نیز کادر پرستاری ، به‌تدریج سطح هوشیاری بیمار بهبود یافت، وضعیت همودینامیک او پایدار شد و پس از رسیدن به شرایط مناسب، بیمار از دستگاه ونتیلاتور جدا و لوله‌ تنفسی خارج  شد و با  هوشیاری کامل و با شرایط عمومی پایدار جهت ادامه درمان  به بخش منتقل گردید.

 

17

آقایی که با سابقه نارسایی مزمن کلیه (CKD) و تحت دیالیز بوده که با علائم تب و عفونت به مرکز درمانی قائم (عج) مراجعه کرده بود، تحت عمل موفقیت‌آمیز جراحی نادر و پرخطر قلب باز انجام گرفت.

دکتر مجید قدسی، در گفتگو با وبدا اظهار داشت: بررسی‌های تخصصی انجام‌شده توسط تیم کاردیولوژی نشان داد که بیمار دچار اندوکاردیت عفونی دریچه‌ای شده و به‌طور همزمان دو دریچه آئورت و دریچه پولمونر درگیر عفونت و نارسایی شدید هستند؛ وضعیتی که به‌ویژه در مورد دریچه پولمونر، بسیار نادر محسوب می‌شود.

این فوق تخصص جراحی قلب باز بیمارستان قائم (عج)، افزود: در این بیمار، عفونت دریچه پولمونر منجر به نارسایی شدید شد و عملکرد قلب به کمتر از ۲۰ درصد رسیده بود که شرایط را به‌شدت بحرانی و پرخطر کرده بود.

دکتر قدسی ادامه داد: با وجود ریسک بسیار بالا، بیمار دو روز قبل تحت عمل جراحی قلب باز و تعویض همزمان دریچه آئورت و دریچه پولمونر قرار گرفت. خوشبختانه این عمل پیچیده با موفقیت کامل انجام شد.

فوق‌تخصص جراحی قلب باز، با اشاره به وضعیت فعلی بیمار خاطرنشان کرد: در حال حاضر، وضعیت عمومی بیمار مطلوب است، علائم حیاتی پایدار بوده و آمادگی انتقال به بخش مربوطه را دارد. خوشبختانه به لطف خداوند و تلاش تیم درمان، روند بهبودی به‌خوبی در حال طی شدن است.

 

18

توسط فوق‌تخصص جراحی قلب باز بیمارستان قائم (عج) از مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد، یک عمل پیچیده قلب  از طریق  دو رگ شریانی  LIMA و شریان رادیال با موفقیت بر روی بیمار ۴۰ ساله انجام شد.

دکتر مجید قدسی، جراح این بیمار جوان، در گفتگو با بودا اظهار داشت: این بیمار که با درد شدید قلبی به مرکز درمانی قائم (عج) مراجعه کرده بود، پس از انجام آنژیوگرافی دچار گرفتگی در شاخه اصلی شریان کرونری چپ (LM) تشخیص داده شد و بلافاصله در بخش CCU تحت مراقبت قرار گرفت.

وی افزود: با توجه به سکته وسیع قلبی و همچنین جوان بودن بیمار، تیم جراحی تصمیم گرفت به جای استفاده از ورید پا، عمل از دو رگ شریانی  LIMA و شریان رادیال انجام شد

در این روش از هیچ‌یک از عروق پا استفاده نشد و عمل با بهره‌گیری از تکنیک‌های به‌روز جراحی قلب باز انجام گرفت.

فوق تخصص جراحی قلب باز دانشگاه اعلام کرد: بیمار پس از گذراندن مراحل مراقبت‌های ویژه و پایان روند بهبودی اولیه، با وضعیت عمومی مناسب مرخص شده است.

 

19

فوق تخصص جراحی قلب باز بیمارستان قائم (عج) از مراکز درمانی تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی مشهد، از انجام موفقیت‌آمیز عمل اورژانسی بر روی نوجوانی ۱۶ ساله در این بیمارستان مشهد خبر داد.

دکتر مجید قدسی، در گفتگو با وبدا اظهار داشت: این بیمار حدود ساعت ۱۰ شب پس از آسیب شدید ناشی از ورود جسم نوک‌تیز به قفسه سینه، ابتدا به بیمارستان مادر مراجعه کرده بود. با توجه به احتمال آسیب مستقیم به قلب، وی بلافاصله به بیمارستان قائم(عج) منتقل شد.

به گفته این فوق تخصص جراحی قلب باز، در حین انتقال، بیمار برای حدود ۳۰ ثانیه دچار ایست کامل قلبی و تنفسی شد که با اقدامات سریع تیم پزشکی احیا شد و بلافاصله به اتاق عمل منتقل گردید.

در جریان جراحی مشخص شد جسم نوک‌تیز (احتمالاً سوزن یا شیء فلزی باریک) به‌طور کامل وارد بطن چپ قلب شده است. این آسیب خطرناک توسط دکتر قدسی و تیم جراحی قلب باز به‌طور کامل ترمیم شد.

دکتر قدسی افزود:به با لطف خداوند و تلاش همکاران در اتاق عمل، جراحی با موفقیت پایان یافت و بیمار پس از عمل، در وضعیت عمومی بسیار خوبی بسر می برد و در حال حاضر بدون هیچ مشکل خاصی تحت مراقبت‌های پس از عمل قرار دارد.

 

20

فوق‌تخصص جراحی قلب باز بیمارستان قائم (عج) عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، از انجام موفقیت‌آمیز یک مداخله کم‌تهاجمی قلبی در بیمارستان قائم(عج) مشهد خبر داد.

دکتر مجید قدسی، در گفتگو با وبدا درباره شرح حال این بیمار اظهار داشت: بیمار آقایی سالمند بوده که با سابقه سکته مغزی و در پی آن، به‌دلیل بروز عفونت ریوی و همچنین افیوژن پریکارد (تجمع مایع در اطراف قلب) به این مرکز درمانی مراجعه کرده است. با توجه به وضعیت عمومی نامناسب و شرایط بالینی پیچیده بیمار، انتخاب روش درمانی مناسب از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بوده است.

وی افزود: در چنین بیمارانی، استفاده از روش‌ها (Minimally Invasive نسبت به جراحی‌های باز کلاسیک ارجحیت دارد. بر همین اساس، در این بیمار از روش VATS بهره گرفته شد و با استفاده از تراکوسکوپ، تخلیه مایع پریکارد از سمت چپ قفسه سینه انجام شد.

دکتر قدسی با تأکید بر مزایای این روش خاطرنشان کرد: در این تکنیک، بدون نیاز به باز کردن ساب‌کسیفویید یا ایجاد برش وسیع در زیر قفسه سینه، مایع اطراف قلب با دقت و ایمنی بالا تخلیه می‌شود که این امر به‌ویژه برای بیماران بدحال و دارای مشکلات زمینه‌ای، بسیار حائز اهمیت است.

وی، با ابراز رضایت از نتیجه درمان اظهار داشت: خوشبختانه این مداخله با موفقیت کامل انجام شد، حال عمومی بیمار در وضعیت مطلوبی قرار دارد و در حال حاضر آماده ترخیص از بیمارستان است و خدا را شاکریم که این اقدام درمانی با نتیجه‌ای بسیار مطلوب برای بیمار به پایان رسید.

 

21

فوق‌تخصص جراحی قلب و عروق مرکز درمانی قائم (عج) از مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد، از انجام موفقیت‌آمیز جراحی تعویض دریچه آئورت به روش مینی‌اینویسیو (کم‌تهاجمی) برای یک بیمار خبر داد.

دکتر مهدی کهرم در گفتگو با وبدا اظهار داشت: بیمار خانمی ۵۰ ساله بوده است که به دلیل نارسایی شدید دریچه آئورت، روز گذشته تحت عمل جراحی تعویض دریچه آئورت قرار گرفت. این جراحی با استفاده از روش کم‌تهاجمی و از طریق یک برش محدود حدود ۴ سانتی‌متر در قسمت فوقانی قفسه سینه انجام شد.

دکتر کهرم، با اشاره به پیچیدگی‌های فنی این نوع جراحی افزود: اگرچه تعویض دریچه آئورت به روش مینی‌اینویسیو از نظر تکنیکی جزو اعمال جراحی پیچیده و دشوار محسوب می‌شود، اما مزایای متعددی برای بیماران به همراه دارد. از جمله این مزایا می‌توان به زیبایی ظاهری بهتر محل جراحی، کاهش میزان درد پس از عمل، خونریزی کمتر، کاهش نیاز به تزریق خون، بهبودی سریع‌تر و کوتاه‌تر شدن مدت زمان بستری در بیمارستان اشاره کرد.

وی گفت: این روش جراحی در حال حاضر در بسیاری از مراکز پیشرفته درمانی جهان انجام می‌شود و خوشبختانه امکانات و زیرساخت‌های لازم برای اجرای آن در بیمارستان قائم (عج) مشهد نیز فراهم شده است. در این مرکز درمانی، تعداد قابل توجهی از بیماران با استفاده از این روش نوین تحت عمل جراحی قرار گرفته‌اند و نتایج به‌دست‌آمده بسیار رضایت‌بخش بوده است.

این فوق‌تخصص جراحی قلب و عروق در پایان با اشاره به وضعیت عمومی بیمار تصریح کرد: با وجود اینکه این بیمار تنها یک روز از زمان جراحی را پشت سر گذاشته است، حال عمومی وی کاملاً مطلوب ارزیابی می‌شود و بیمار مذکور با روحیه‌ای مناسب و رضایت‌بخش دوران پس از عمل را سپری می‌کنند.

 

22

فوق‌تخصص جراحی قلب و عروق بیمارستان قائم (عج)، از انجام موفقیت‌آمیز یک عمل جراحی پیچیده قلب خبر داد و گفت: بیماری ۶۵ ساله که تحت عمل جراحی قرار گرفته بود، علاوه بر ابتلا به بیماری عروق کرونر قلب، به نارسایی شدید دریچه میترال نیز مبتلا بود.

دکتر مهدی کهرم در گفتگو با وبدا اظهار داشت: این بیمار هم‌زمان تحت عمل بای‌پس عروق کرونر و ترمیم کمپلکس دریچه میترال قرار گرفت؛ نارسایی دریچه میترال بیمار ناشی از مشکل در لت‌های دریچه بوده که امکان ترمیم آن فراهم شده است.

دکتر کهرم با اشاره به مزایای ترمیم دریچه میترال نسبت به تعویض آن گفت: ترمیم دریچه میترال در مقایسه با تعویض دریچه، منجر به افزایش طول عمر بیماران می‌شود و در عین حال، کیفیت زندگی (Quality of Life) آن‌ها را به‌طور قابل توجهی بهبود می‌بخشد.

وی افزود: یکی دیگر از مزایای مهم این روش درمانی، بی‌نیازی بیماران از مصرف مادام‌العمر داروهای ضدانعقاد است؛ موضوعی که در بیمارانی که تحت تعویض دریچه و استفاده از دریچه‌های مصنوعی قرار می‌گیرند، اجتناب‌ناپذیر است.

این فوق‌تخصص جراحی قلب و عروق ادامه داد: در روش ترمیم دریچه میترال، عوارض احتمالی مرتبط با دریچه‌های مصنوعی قلب از جمله اندوکاردیت یا عفونت دریچه مصنوعی و همچنین حوادث ترومبوآمبولیک مانند سکته‌های مغزی و خونریزی‌های ناشی از مصرف داروهای ضدانعقاد، به‌مراتب کمتر بوده و در بسیاری از موارد عملاً مشاهده نمی‌شود.

دکتر کهرم، با تأکید بر توانمندی‌های تخصصی مرکز درمانی قائم (عج) خاطرنشان کرد: امکان ترمیم کمپلکس دریچه میترال مدت‌ها است، که در مرکز ما فراهم شده و در شرایط فعلی، ترجیح بر این است که بیماران واجد شرایط، به‌جای تعویض دریچه، تحت ترمیم دریچه میترال قرار گیرند تا از نیاز به استفاده از دریچه‌های مصنوعی جلوگیری شود.

وی، در پایان با اشاره به وضعیت عمومی بیمار گفت: خوشبختانه حال عمومی این بیمار کاملاً رضایت‌بخش است و با توجه به اینکه یک عمل جراحی پیچیده و سنگین محسوب انجام شد، وضعیت وی کاملاً پایدار بوده و دوران نقاهت را در شرایط مناسب و با روحیه‌ای خوب سپری می‌کند.

 

 

 

23

دستیار فوق‌تخصص کف لگن در دانشگاه علوم پزشکی مشهد و عضو هیأت علمی بیمارستان قائم(عج)، با سابقه‌ای طولانی در ورزش حرفه‌ای، ضمن کسب افتخار در چهارمین المپیاد ورزش کشوری ویژه بانوان( شنا) دانشگاه های علوم پزشکی سراسر کشورکه با حضور نزدیک به 40 تیم در ماده شنا برگزار شد ، بر نقش کلیدی فعالیت بدنی به ویژه شنا در ارتقای سلامت بانوان تأکید کرد. 

مشوق اصلی دکتر محمد زاده وطن چی، مادرش بوده که از کودکی وی را با ورزش آشنا کرد و از سن هفت‌سالگی به‌طور حرفه‌ای به ورزش شنا پرداخت. وی عضو تیم شنای استان خراسان بوده است و در طول دوران تحصیل و اشتغال موفق به کسب عناوین متعدد ورزشی در المپیادهای دانش آموزی و دانشجویی از جمله کسب عنوان قهرمان قهرمانان شده است و مدال‌های طلای متوالی به‌دست آورده اند. دکتر محمد زاده وطن چی، در دوره هیأت علمی خود، دو بار در مسابقات ورزشی شرکت کرده که در مسابقات اخیر ( چهارمین المپیاد ورزشی ویژه بانوان) در دو رشته شرکت کرده و در هر دو رشته ورزشی موفق یه اخذ مدال طلا شده است.

 دکتر عطیه محمد زاده وطن چی در گفتگو با وبدا با توجه به مشغله کاری درباره انجام تمرینات خود اظهار داشت: با وجود فشار بالای کاری در دوره رزیدنتی، همواره بخشی از برنامه روزانه خود را به تمرین شنا اختصاص داده و حتی در هفته برگزاری آزمون بورد تخصصی نیز این عادت سالم را حفظ کرده است. 

دکتر محمدزاده وطن چی، ورزش را نه یک فعالیت جانبی، بلکه عنصری اساسی در زندگی می‌داند و این رویکرد را به فرزندان و بیماران خود نیز توصیه میکند. وی با اشاره به اینکه بی‌تحرکی یکی از معضلات جدی بانوان در سنین مختلف است، تصریح کرد: اگر ورزش در زندگی زنان نهادینه شود، سلامت خانواده و جامعه به‌طور کامل ارتقا می‌یابد؛ چراکه زن قلب تپنده خانواده و مایه گرمی جامعه است. 

این عضو هیأت علمی دانشگاه با توضیح درباره تخصص خود در زمینه اختلالات کف لگن، به اهمیت آموزش و انجام تمرینات تخصصی چون تمرینات کگل و پیلاتس برای پیشگیری از افتادگی ارگانهای لگنی، بی‌اختیاری ادرار و بهبود سلامت زنان در همه سنین اشاره کرد. او همچنین به اثر ات مثبت  ورزش در کاهش دردهای قاعدگی، بهبود علائم سندرم پیش از قاعدگی، مقابله با افسردگی، کمک به زایمان سالم، مدیریت سندرم تخمدان پلی‌کیستیک و حتی کنترل دردهای کمری اشاره کرد. 

وی با تأکید بر اثرات مثبت ورزش شنا بر آرامش ذهن و جسم، یادآور شد که این ورزش در منابع اسلامی نیز توصیه شده و باید از سنین کودکی آموزش داده شود. 

این پزشک ورزشکار، از حمایت‌های دانشگاه علوم پزشکی مشهد در تأمین استخر و جذب مربی مجرب قدردانی کرد و خواستار افزایش سهمیه و تعداد شرکت‌کنندگان در رقابت‌های ورزشی دانشگاهی شد. او با مقایسه امکانات ورزشی مشهد با دانشگاه‌های دیگری مانند شیراز، افزود که هنوز ظرفیت توسعه بیشتری در این حوزه وجود دارد. 

دکتر محمد زاده وطن چی، در پایان ابراز امیدواری کرد که روزی همه دانشجویان، دستیاران و اساتید در فعالیت‌های ورزشی گروهی به‌ویژه بازی‌های شاد و هیجان‌انگیز شرکت کنند و ورزش به‌عنوان یک نیاز جدایی‌ناپذیر در سبک زندگی آحاد جامعه جای گیرد.

 

24

عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد و فلوشیپ اینترونشنال رادیولوژی بیمارستان قائم(عج)، از انجام موفقیت‌آمیز درمان مدرن بزرگی خوش‌خیم پروستات با روش آمبولیزاسیون شریان پروستات (PAE) در این مرکز درمانی خبر داد.

دکتر جواد محمدی در گفت‌وگو با وبدا، با اشاره به پیشرفت‌های چشمگیر این رشته در مرکز نورولب بیمارستان قائم(عج) اظهار کرد: بزرگی خوش‌خیم پروستات یکی از شایع‌ترین مشکلات آقایان، به‌ویژه در سنین بالای پنجاه سال است که می‌تواند موجب بی اختیاری، تکرر ادرار و انسداد مجاری ادراری شود. وی افزود: بسیاری از بیماران به دلیل بیماری‌های قلبی یا شرایط خاص سنی، امکان انجام جراحی باز یا بیهوشی عمومی را ندارند؛ به همین دلیل، روش آمبولیزاسیون به‌عنوان روشی ایمن، کم‌عارضه و مؤثر مورد توجه قرار گرفته است.

دکتر محمدی در تشریح مراحل اجرای این روش مدرن درمانی گفت: «در این روش، بدون نیاز به شکاف جراحی، بیهوشی یا بخیه، از طریق آنژیوگرافی وارد عروق بسیار ظریف ناحیه لگن می‌شویم. سپس با استفاده از کاتترهای میکروسکوپی و تزریق ذرات ویژه در شریان‌های پروستات، جریان خون ناحیه بزرگ‌شده مسدود می‌شود که در نهایت با ایجاد نکروز کنترل‌شده، موجب کوچک‌شدن تدریجی غده پروستات می‌گردد.

وی با تأکید بر حساسیت و دقت بالای این روش افزود: «شبکه عروقی لگن بسیار پیچیده است و کوچک‌ترین انحراف در مسیر می‌تواند منجر به درگیری ناخواسته سایر عروق شود؛ بنابراین اجرای این روش نیازمند مهارت تخصصی و تجهیزات پیشرفته است.

فلوشیپ اینترونشنال رادیولوژی بیمارستان قائم(عج) در ادامه بیان کرد: بر اساس نتایج اولیه، حدود ۳۰ درصد بیماران بلافاصله پس از عمل، بهبود قابل‌توجهی در علائم التهابی و انسدادی خود تجربه می‌کنند و اکثر بیماران نیز بدون نیاز به بستری طولانی‌مدت، به سرعت به فعالیت‌های روزمره بازمی‌گردند.

وی در پایان با قدردانی از همراهی تیم درمانی گفت: در بخش نورولب بیمارستان قائم(عج)، با تلاش دستیاران پرتلاش رادیولوژی، پرستاران مجرب و سرپرستار بخش، آقای حجازی، محیطی فراهم شده است تا بیماران از سراسر مشهد، استان خراسان و شرق کشور بتوانند از این روش پیشرفته درمانی بهره‌مند شوند.

 

25

دکتر حسن مهراد مجد، دانشیار پزشکی مولکولی و مدیر واحد توسعه تحقیقات بالینی بیمارستان قائم(عج)، از سال ۱۳۹۴ به‌عنوان عضو هیأت علمی پژوهشی دانشگاه علوم‌پزشکی مشهد، فعالیت می‌کند. وی تحصیلات خود را در مقطع دکترای تخصصی پزشکی مولکولی در دانشگاه علوم‌پزشکی شهید بهشتی تهران به پایان رسانده و از آغاز عضویت در هیأت علمی تاکنون نقش مؤثری در ارتقای پژوهش‌های کاربردی و مسئله‌محور داشته است.

دکتر حسن مهراد مجد، در گفتگو با وبدا درباره فعالیت های پژوهشی خود گفت: فعالیت‌های پژوهشی ام در دو محور تخصصی و عمومی تعریف می‌شود. در بخش تخصصی، تمرکز اصلی وی بر پژوهش‌های مولکولی مرتبط با سرطان و شناسایی بیومارکرهای تشخیصی و پروگنوستیک است. در بخش عمومی نیز، در قالب مسئولیت در واحد توسعه تحقیقات بالینی، با گروه‌های مختلف همکاری نزدیک دارد تا پژوهش‌ها در مسیر نیازهای واقعی بالینی هدایت شوند.

 

وی با اشاره به اهداف این واحد اظهار کرد: رسالت واحد توسعه تحقیقات بالینی، توانمندسازی اساتید و دانشجویان و جهت‌دهی طرح‌های تحقیقاتی بیمارستان به سمت پژوهش‌های بالینی کاربردی و مسأله ه‌محور است؛ در همین راستا فعالیت‌های آموزشی، طراحی طرح‌های تحقیقاتی و ایجاد زیرساخت‌های بین‌بخشی با دیگر دانشکده‌ها و حتی بخش صنعت در حال گسترش است.

نتیجه تلاش‌های این پژوهشگر برتر دانشگاه، کسب سه عنوان پژوهشگر برتر فردی و پنج رتبه برتر کشوری برای واحد توسعه تحقیقات بالینی در سال‌های اخیر بوده است.

برنامه‌های در دست اجرا در راستای ارتقای کمی و کیفی پژوهش‌ها

به گفته دکتر مجد، با حمایت معاون محترم پژوهشی بیمارستان قائم(عج)، استاد دکتر تقی‌پور، مجموعه‌ای از برنامه‌ها به‌ منظور توسعه زیرساخت‌های پژوهشی در حال اجرا است، از جمله این برنامه ها، راه‌اندازی مرکز ثبت رجیستری بیماری‌ها و هوشمندسازی فرآیند ثبت داده‌ها، برگزاری کارگاه‌های آموزشی برای افزایش توان پژوهشی اساتید و دانشجویان، توسعه و متمرکزسازی آزمایشگاه‌های تشخیصی-پژوهشی بیمارستان، ایجاد اتاق ورکشاپ مجهز ویژه فعالیت‌های بین‌رشته‌ای، تقویت مرکز مطالعات کارآزمایی بالینی و گسترش مجلات و مراکز تحقیقاتی مستقر در بیمارستان می باشد.

پژوهشگر برتر دانشگاه، ضمن تأکید بر اهمیت رویکرد بین‌رشته‌ای دانشگاه مشهد افزود: ارتباط سازنده میان علوم پایه و بالین، پایه بسیاری از موفقیت‌های پژوهشی دانشگاه بوده است. حمایت از واحدهای توسعه تحقیقات بالینی، به افزایش خروجی‌های مشترک و پژوهش‌های اثرگذار منجر شده است.

چالش‌های موجود در مسیر پژوهش

وی  با اشاره به موانع موجود در مسیر پژوهش خاطرنشان کرد: پرداخت ‌نشدن به‌موقع بودجه‌های پژوهشی و ضعف حمایت‌های مالی از مشکلات جدی این حوزه به شمار می رود. همچنین آموزش ناکافی روش تحقیق در مقاطع مختلف تحصیلی، به‌ویژه در پزشکی عمومی و دوره رزیدنتی، از چالش‌هایی است که مانع پیشرفت مطلوب پروژه‌ها می‌شود.

دکتر مجد، نبود سازوکار استاندارد برای ثبت داده‌های بیمارستانی و کمبود نیروی انسانی متخصص  را از دیگر مشکلات اساسی پژوهش‌های بالینی کشور بر شمرد و گفت: رفع این مشکلات نیازمند سیاست‌گذاری کلان و حمایت مستمر مدیریتی است.

 

26

دکتر مریم میری قلعه نویی، متولد ۸ فروردین ۱۳۵۶ در شهر مشهد، تحصیلات دوران ابتدایی، متوسطه و دبیرستان خود را در این شهر گذراند. وی در سال ۱۳۷۴ در رشته پزشکی عمومی در دانشگاه علوم پزشکی بیرجند پذیرفته شد و پس از فراغت از تحصیل، دوره طرح خدمات پزشکی عمومی را در شهرستان‌های تربت‌جام و شیروان به پایان رساند.

دکتر مریم میری قلعه نویی در گفتگو با وبدا، گفت: برای کسب تخصص، در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی تهران مشغول به تحصیل شدم و به مدت چهار سال دوره تخصص داخلی را گذراندم. وی طرح تخصص داخلی خود را در شهرستان‌های تایباد و چناران (استان خراسان رضوی) سپری کرده است.

پس از اتمام این مرحله، دکتر میری قلعه نویی در رشته فوق تخصصی نفرولوژی (بیماری‌های کلیه و فشار خون بالغین) در دانشگاه علوم پزشکی تهران پذیرفته شد و دوره آموزشی دو ساله خود را در بیمارستان شریعتی، یکی از مراکز آموزشی وابسته به این دانشگاه، سپری کرد.

وی پس از پایان دوره فوق تخصص، به مشهد بازگشت و به عنوان عضو هیأت علمی آموزشی در بیمارستان قائم(عج)، وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد، مشغول به کار شد. دکتر میری قلعه نوبی تاکنون نزدیک به ۱۲ سال به عنوان هیأت علمی در این مرکز فعالیت آموزشی و درمانی داشته است.

فعالیت‌های پژوهشی و انتخاب به‌عنوان پژوهشگر برتر

دکتر مریم میری قلعه نویی، با سابقه‌ای طولانی در حوزه آموزش و درمان، همواره علاقه‌مند به فعالیت‌های پژوهشی بوده است. از ابتدای عضویت در هیأت علمی، هر پایان‌نامه‌ای که با همکاری دانشجویان دوره پزشکی عمومی، تخصصی یا فوق‌تخصصی انجام می‌داد، به یک مقاله علمی تبدیل و منتشر می‌کرد.

تعداد بالای مقالات منتشرشده، همراه با کیفیت علمی بالا، نقش مهمی در کسب امتیازات پژوهشی و انتخاب ایشان به عنوان  پژوهشگر برتر  ایفا کرده است. افزون بر پروژه‌های دانشجویی، دکتر میری قلعه نویی به صورت مستقل نیز در زمینه‌های خاص نفرولوژی، پژوهش‌های متعددی انجام داده و نتایج آنها را به شکل مقالات علمی منتشر ساخته است.

وی، در سال ۱۳۹۶ در کنگره بین‌المللی انجمن نفرولوژی که در شهر توکیو برگزار شد پوستر پژوهشی در آن کنگره پذیرفته شد و  دکتر میری قلعه نویی   شخصاً در آن کنگره شرکت کرده بود و شایان ذکر است که در آن برنامه، تنها شرکت‌کننده ایرانی دکتر میری بوده است.

علاوه بر این، دکتر میری قلعه نویی، در سال جاری موفق شد، یکی از گرنت‌های مالی انجمن جهانی نفرولوژی ISN را دریافت کند، که هزینه سفر، اقامت در هتل و شرکت در یک کارگاه دو روزه با موضوع تازه‌های بیماری‌های گلومرولی را پوشش می‌داد. وی رزومه خود را برای شرکت در این برنامه ارسال کرده بود و پس از ارزیابی، به‌عنوان برنده انتخاب شد. در نتیجه در آن کارگاه در شهر پراگ حضور یافت و در میان شرکت‌کنندگان، تنها فرد ایرانی و تنها نماینده از خاورمیانه بود.

 

وی علاقه‌مند به تداوم فعالیت‌های پژوهشی است و برنامه دارد که، این مسیر را همچنان ادامه دهد، به‌ویژه در محورهای تخصصی مرتبط با بیماری‌های کلیه و فشار خون بالا که زمینه اصلی تخصص ایشان به شمار می‌رود

27

. دکتر مریم میری قلعه نویی تمام مقاطع   تخصص و فوق تخصص خود را در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی تهران سپری کرده است و تنها پس از پایان تحصیلات، به مشهد بازگشته و به فعالیت آموزشی و درمانی پرداخته است.

در دوران تخصص داخلی، پایان‌نامه ایشان در بیمارستان مسیح دانشوری تهران ، یکی از بزرگ‌ترین مراکز آموزشی و تخصصی بیماری‌های ریوی در کشور و زیر نظر استاد جماعتی اجرا شد. موضوع این پژوهش آمبولی ریه  بود و مقاله حاصل از آن در همان زمان، در حالی‌ که ایشان دانشجوی رزیدنت بودند، به چاپ رسید.

در دوره فوق تخصص نفرولوژی در دانشگاه علوم پزشکی تهران، دکتر میری قلعه نویی پایان‌نامه خود را بر اساس طرحی اجرا کرد که نیازمند کیت‌های آزمایشگاهی و بررسی نمونه‌های بیماران بود. تمامی مراحل از جمع‌آوری نمونه توسط پرستاران تا انتقال آنها به بیمارستان هاشمی‌نژاد تهران، انجام آزمایش در بخش تخصصی و تحلیل داده‌ها، شخصاً توسط ایشان انجام شد. کیت‌های مورد نیاز در همان بیمارستان تهیه و استفاده شد.

تمام پایان‌نامه‌ها و پژوهش‌های ایشان حاصل تلاش مستقیم و بدون واگذاری وظایف به دیگران بوده و نگارش کامل و انجام فرآیند تحقیق توسط خود دکتر میری قلعه نوبی صورت گرفته است. علاقه شدید به پژوهش همواره از ویژگی‌های بارز ایشان بوده و همین امر موجب تداوم فعالیت علمی وی در حوزه تخصصی خود شده است.

چالش‌های پژوهشی و محدودیت‌های انتشار مقالات در مجلات خارجی

یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های پژوهشی دکتر مریم میری قلعه نویی، محدودیت‌هایی است که پژوهشگران ایرانی هنگام ارسال مقالات به بسیاری از مجلات خارجی با آن مواجه می‌شوند. به‌ویژه، تعدادی از مجلات بین‌المللی بلافاصله پس از دریافت مقاله اعلام می‌کنند که به دلیل وجود تحریم‌ها، امکان بررسی یا چاپ مقاله پژوهشگران ایرانی را ندارند.

این در حالی است، که برخی از همین مجلات، دکتر میری قلعه نویی را به عنوان داور علمی دعوت می‌کنند و ایشان داوری مقالات را برای همان مجلات با ایمپکت فاکتورهای بالا انجام می‌دهد. با وجود ارائه خدمات داوری، زمانی که مقاله‌ای از سوی ایشان برای انتشار در همان نشریات ارسال می‌شود، با این پاسخ مواجه می‌گردد که به علت تحریم‌ها امکان چاپ مقاله وجود ندارد.

این موضوع یکی از اساسی‌ترین دغدغه‌های ایشان در حوزه پژوهش است، زیرا مانعی جدی برای انتشار آثار علمی پژوهشگران ایرانی در مجلات معتبر بین‌المللی به شمار می‌رود.

عوامل مؤثر بر موفقیت و نقش خانواده

دکتر میری قلعه نویی، یکی از مهم‌ترین عوامل خود را، تلاش، پشتکار و پیگیری مداومی ذکر می کند که همواره در فعالیت‌های پژوهشی و تحصیلی خود به کار گرفته است. با این حال، وی نقش خانواده را به‌ویژه در مسیر تحصیل و پیشرفت علمی خود بسیار پررنگ می‌داند.

به گفته وی ، مادرش از دوران تحصیل در مقطع پزشکی عمومی در بیرجند تا دوره تخصص در دانشگاه شهید بهشتی تهران و سپس دوره فوق تخصص در دانشگاه علوم پزشکی تهران، همواره حامی اصلی و پشتیبان دائمی او بوده است. حمایت‌های عاطفی، تشویق‌های مستمر و همراهی‌های عملی مادر در تمامی مراحل، نقش مهمی در عبور از چالش‌ها و ایجاد انگیزه برای ادامه مسیر علمی داشته است.

دکتر میری قلعه نویی تمام موفقیت‌های علمی، از جمله انتخاب به‌عنوان پژوهشگر برتر، را مدیون حمایت و دلگرمی‌های مادر خود می‌داند؛ به‌ویژه در زمان‌هایی که با دشواری‌ها و ناامیدی‌هایی مواجه می‌شد، مادر وی  با همراهی و دلگرمی روحیه او را تقویت می‌کرد و موجب تداوم مسیر علمی او می‌شد.

علاقه‌مندی‌ها و برنامه‌های پژوهشی آتی

پس از آغاز فعالیت در دانشگاه علوم پزشکی مشهد، یکی از نخستین پروژه‌های پژوهشی دکتر مریم میری قلعه نویی، مشارکت در طراحی و تدوین  ریجستری پیوند کلیه  بود. این پروژه با همکاری همکاران آغاز شد و پس از مدتی ادامه آن به دیگر اعضای تیم سپرده شد. اجرای این طرح باعث شد. وی علاقه عمیقی به موضوع ریجستری‌ها و سیستم‌های جمع‌آوری داده‌های بالینی پیدا کنند.

پس از این تجربه، وی چندین مطالعه در حوزه بیماری‌های گلومرولی انجام داد، که ماهیت آنها مشابه ریجستری بود، هرچند در قالب یک ریجستری رسمی ثبت نشدند. علاوه بر این، برای برخی همکاران در دانشگاه علوم پزشکی ایران، پروپوزال‌های اولیه برای ایجاد ریجستری‌های تخصصی تدوین کرد، که خوشبختانه توسط آنان ثبت و اجرا شد.

دکتر میری قلعه نویی علاقه فراوانی به جمع‌آوری داده‌ها و توسعه بانک‌های اطلاعات بیماری‌ها دارد. حوزه مورد علاقه اصلی ایشان نیز بیماری‌های گلومرولی است و برنامه دارد در آینده مطالعات گسترده‌تر و عمیق‌تری را در این زمینه دنبال کند.

ضرورت ایجاد مرکز تحقیقات نفرولوژی

یکی دیگر از دغدغه‌های مهم دکتر مریم میری قلعه نویی در حوزه پژوهش، ایجاد یک مرکز تحقیقات جامع و فعال در زمینه نفرولوژی است. وی همواره علاقه‌مند بوده است که چنین مرکزی تأسیس و تقویت شود تا امکان بهره‌گیری از توانمندی‌ها و انگیزه‌های نیروهای جوان، به‌ویژه دانشجویان علاقه‌مند، فراهم گردد.

از نظر وی، وجود یک مرکز تحقیقاتی قوی می‌تواند زمینه‌ساز رشد علمی، انجام پروژه‌های منسجم پژوهشی، توسعه بانک‌های اطلاعاتی و ارتقای کیفیت مطالعات در حوزه بیماری‌های کلیه شود. چنین مرکزی فرصت مناسبی برای مشارکت دانشجویان و پژوهشگران جوان در فعالیت‌های علمی و پژوهشی ایجاد خواهد کرد.

ویژگی‌های ضروری برای ورود به حوزه پژوهش

وی درباره ورود دانشجویان به حوزه پژوهش گفت: دانشجویانی که تمایل دارند وارد حوزه پژوهش شوند، باید بدانند که پژوهش فعالیتی است که پیش از هر چیز نیازمند علاقه واقعی است. تجربه نشان داده است که علاقه‌مندان حقیقی   اگر دانشجوی دانشگاه محل خدمت ایشان نیز نباشند با پشتکار و نظم قابل توجهی در این مسیر پیش می‌روند و کارهای پژوهشی را با جدیت دنبال می‌کنند.

از دیدگاه دکتر مریم میری قلعه نویی، مهم‌ترین اصل در پژوهش این است که فرد بداند دقیقاً چه هدفی را دنبال می‌کند و مسیر خود را بشناسد. پس از تعیین هدف، عامل تعیین‌کننده دیگر  پیگیری مداوم  است. این پشتکار و استمرار در انجام مراحل مختلف پژوهش، شرط اصلی موفقیت در این حوزه به شمار می‌رود.

پیشنهادها برای ارتقای فضای آموزشی و پژوهشی در دانشگاه

در زمینه آموزش، دکتر مریم میری قلعه نویی معتقد است که با پیشرفت‌های گسترده در حوزه اینترنت و دسترسی گسترده به منابع علمی، وضعیت آموزش نسبت به گذشته بسیار آسان‌تر شده است. امروزه دانشجویان، چه در مقطع پزشکی عمومی و چه در دوره‌های تخصص و فوق تخصص، به انواع منابع علمی، مقالات، کتاب‌ها و منابع معتبر در تلفن همراه خود دسترسی سریع دارند؛ موضوعی که در دوران تحصیل ایشان به این گستردگی امکان‌پذیر نبود.

به باور وی، نقش استاد در آموزش این نیست که همه مطالب را به طور کامل ارائه دهد، بلکه باید نکات کلیدی و مسیر مطالعه را مشخص کند تا دانشجو ادامه یادگیری را به‌صورت مستقل دنبال کند. بهره‌گیری از منابع دیجیتال و ابزارهای کمک‌آموزشی موجود، از اصلی‌ترین عوامل بهبود کیفیت یادگیری در شرایط امروز است.

وی، در حوزه پژوهش نیز تأکید دارد که دانشجویان علاقه‌مند، باید از همان ابتدا شناسایی شوند و تحت آموزش قرار گیرند تا در مقاطع بالاتر بتوانند پروژه‌های بزرگ‌تر و مؤثرتری را با اساتید علاقه‌مند به پژوهش پیش ببرند. به اعتقاد دکتر میری، لازم است پذیرفت که همه افراد قرار نیست پژوهشگر باشند؛ همان‌گونه که قرار نیست همه همزمان پزشک بالینی برجسته یا مدرس ممتاز باشند. ورود به عرصه پژوهش نیازمند علاقه و انگیزه درونی است.

دکتر میری قلعه نویی، در پایان ضمن قدردانی از همراهی همیشگی همسر خود  اقای دکتر مهدی لطفی هروی و نیز  فرصت انجام این مصاحبه اظهار امیدواری کرد، که بتواند در سه حوزه درمان بیماران، آموزش دانشجویان و انجام فعالیت‌های پژوهشی و جمع‌آوری داده‌ها، خدمت مؤثری به دانشگاه، بیماران و جامعه ارائه دهد.

 

28

متخصص رادیولوژی و فلوشیپ  اسکال ایمیجینگ ، ضمن اشاره به تحولات گسترده در زمینه تشخیص بیماری‌های مادرزادی قلبی، از برگزاری دوره‌ای تخصصی در زمینه اکوکاردیوگرافی قلب جنین در این مرکز خبر داد.

دکتر فریماه نوربخش که فلوشیپ اسکال ایمیجینگ خود را دانشگاه هاروارد، دریافت کرده و هم‌اکنون در بخش رادیولوژی بیمارستان قائم (عج) فعالیت دارد، در گفتگو با وبدا اظهار داشت: در سال‌های اخیر، پیشرفت‌های چشمگیری در سطح جهانی در حوزه تشخیص بیماری‌های قلبی جنینی رخ داده است. با توسعه فناوری‌های تصویربرداری، امکان شناسایی بسیاری از نقایص قلبی در دوران جنینی فراهم شده و این تشخیص زودهنگام، نقشی حیاتی در آمادگی تیم‌های پزشکی در زمان زایمان ایفا می‌کند.

وی افزود: تشخیص پیش از تولد، به پزشکان کمک می‌کند تا در زمان تولد نوزاد، آماده مقابله با بیماری‌های مادرزادی قلبی بحرانی باشند؛ بیماری‌هایی که می‌توانند تهدید‌کننده حیات باشند.

دکتر نوربخش با اشاره به دستاوردهای جدید علمی در جهان خاطرنشان کرد   امروزه در برخی مراکز پیشرفته دنیا، امکان انجام عمل جراحی قلب باز بر روی جنین در رحم مادر وجود دارد. در این روش، جنینی که حدود چهار تا پنج ماه سن دارد، می‌تواند تحت عمل جراحی قرار گرفته و برخی از ناهنجاری‌ها یا تومورهای قلبی ترمیم یا برداشته شوند. این دستاورد، نقطه عطفی در علم پزشکی و مراقبت‌های دوران جنینی به شمار می‌رود.

وی از تصمیم مشترک خود و استاد طوسی برای برگزاری دوره‌ای تخصصی خبر داد و گفت: بر اساس این دیدگاه، تصمیم گرفتیم دوره آموزشی اکوکاردیوگرافی قلب جنین را در دانشگاه علوم پزشکی مشهد برگزار کنیم. هدف از برگزاری این دوره، آشنایی بیشتر رادیولوژیست‌ها و رزیدنت‌های عزیز با تکنیک‌ها و مفاهیم اکو جنین و ایجاد انگیزه برای توسعه این شاخه علمی در کشور است.

به گفته این عضو هیأت علمی، توجه به آموزش و گسترش اکوکاردیوگرافی جنینی می‌تواند منجر به ارائه اطلاعات دقیق‌تر و جامع‌تر در مورد ناهنجاری‌های قلبی به کاردیولوژیست‌های اطفال، جراحان قلب و جراحان کودکان شود و از این طریق، تصمیمات درمانی و جراحی در زمان مناسب اتخاذ گردد.

دکتر نوربخش ابراز امیدواری کرد : در آینده‌ای نه چندان دور، دانشگاه مشهد و سایر مراکز علمی کشور در زمره مراکزی قرار گیرند که قادر به انجام اقدامات حیاتی نجات‌دهنده برای جنین‌ها باشند. چرا که بسیاری از بیماری‌های مادرزادی قلبی در دوره جنینی منجر به مرگ داخل رحمی یا نارسایی قلبی جنینی می‌شوند که ممکن است در رحم یا پس از تولد باعث فوت یا بروز مشکلات شدید قلبی و تنفسی گردند.

وی اهمیت تشخیص زودهنگام را در مراقبت از مادر و جنین بسیار حیاتی برشمرد و افزود: این اقدامات می‌تواند از بروز اختلالات جدی پس از تولد جلوگیری کرده و زمینه را برای درمان و حفظ جان نوزاد فراهم سازد.

دکتر نوربخش از برنامه زمان‌بندی جلسات آموزشی خبر داد و گفت: این جلسات تخصصی دو روز در ماه، در روزهای چهارشنبه ساعت ۸:۳۰ صبح در طبقه اول کتابخانه بیمارستان قائم(عج) برگزار می‌شود. امید است این دوره‌ها با حضور و مشارکت علاقه‌مندان، گامی مؤثر در پیشرفت دانش تصویربرداری قلب جنین در کشور باشد.

 

29

تیم والیبال بانوان دانشگاه علوم پزشکی مشهد با حضور در چهارمین المپیاد ورزشی کارکنان دانشگاه‌های علوم پزشکی سراسر کشور که از ۲۲ آبان‌ماه در شهر ساری به میزبانی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی برگزار شد، توانست در میان ۴۹ تیم حاضر، با اقتدار به مقام سوم کشوری دست یابد.

دکتر رزیتا داودی، سرپرست تیم والیبال بانوان دانشگاه در گفتگو با وبدا اظهار داشت: این تیم که از سال ۱۳۸۹ تشکیل شده، طی یک سال گذشته و همزمان با ایجاد کمیته‌های تخصصی ورزشی در حوزه مدیریت پشتیبانی دانشگاه، به‌صورت منسجم و برنامه‌ریزی‌شده فعالیت‌های تمرینی و حضور در مسابقات مختلف را دنبال کرده است. به گفته مسئولان، در صورت نبود محدودیت‌های موجود برای حضور بانوان در المپیاد، امکان اعزام دو تیم ۱۲ نفره والیبال از دانشگاه علوم پزشکی مشهد وجود داشت.

سرپرست تیم والیبال دانشگاه علوم پزشکی مشهد، درباره اقدامات یک‌ساله برای ارتقای تیم والیبال بانوان گفت: طی سال گذشته مجموعه‌ای از اقدامات ساختاری و اجرایی برای تقویت این تیم صورت گرفته که شامل محورهای فرهنگ‌سازی

انتشار فراخوان عمومی و دعوت از کارکنان خانم علاقه‌مند به ورزش والیبال،  هماهنگی برای تخصیص سالن ورزشی مناسب،  حضور حدود ۴۰ نفر از کارکنان واحدهای مختلف دانشگاه در تمرینات، انتخاب و انعقاد قرارداد با مربی حرفه‌ای و سطح‌بندی بازیکنان بر اساس ارزیابی فنی مربی صورت گرفته است.

وی افزود: برای آموزش و توانمندسازی اعضای تیم نیز،  برگزاری جلسات تمرینی سه‌روزه در هفته، برگزاری برنامه‌های آمادگی جسمانی فردی و گروهی و  حداقل ۱۰۰ مسابقه تدارکاتی در طول یک سال انجام گردید.

سرپرست تیم والیبال بانوان دانشگاه، مقام سوم کشوری در المپیاد ورزشی وزارت بهداشت، مقام اول استانی در بین کارکنان دستگاه‌های اجرایی و عنوان نایب ‌قهرمانی در جام مبارک رمضان، را از افتخارات کسب شده تیم والیبال  بانوان پر تلاش دانشگاه ذکر کرد.

دکتر داودی، درباره اهمیت ورزش بانوان و نقش آن در ارتقای سلامت کارکنان گفت: بنابر تأکید مسئولان دانشگاه، توجه به ورزش بانوان از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، زیرا بانوان به‌عنوان محور اصلی تشویق خانواده به فعالیت بدنی نقش مهمی در سلامت جامعه دارند. با توجه به فشارهای جسمی و روانی بانوان شاغل که ناشی از انجام همزمان فعالیت‌های کاری و مسئولیت‌های خانگی است، انجام فعالیت بدنی منظم امری ضروری محسوب می‌شود.

وی تصریح کرد: مطالعات نشان می‌دهد ارتقای سلامت محیط کار می‌تواند موجب کاهش ۲۵ تا ۳۰ درصدی هزینه‌های پزشکی و کاهش حدود ۳.۶ سال غیبت از کار در یک دوره متوسط شود. ورزش والیبال نیز به عنوان ورزشی مفرح و کامل، اثری اثبات‌شده بر تقویت سیستم ایمنی، بهبود گردش خون، کاهش استرس، افزایش ترشح آنتی‌بادی‌ها، ارتقای کیفیت خواب، سلامت مفاصل، سلامت قلب، تقویت عضلات، بهبود تعادل، استحکام استخوان‌ها و افزایش اعتمادبه‌نفس دارد و مهارت‌های کار تیمی و ارتباطات را تقویت می‌کند.

سرپرست تیم والیبال بانوان دانشگاه، ضمن قدردانی از حوزه مدیریت پشتیبانی دانشگاه به دلیل برنامه‌ریزی، حمایت و ساماندهی فعالیت‌های ورزشی کارکنان و همچنین تلاش برای ارتقای کیفیت تیم‌های کارمندی در حضور برون‌دانشگاهی، اظهار امیدواری کرد، که با ادامه حمایت مسئولان دانشگاه، شاهد توسعه برنامه‌های ورزشی و ارتقای سلامت کارکنان خانم در محیط‌های ارائه‌دهنده خدمت باشیم.

 

 

30

رتبه یک آزمون بورد تخصصی رشته اندودانتیکس (درمان ریشه)، با اشاره به مسیر تحصیلی خود گفت: دوره دندانپزشکی عمومی را در دانشگاه علوم پزشکی مشهد گذرانده و ورودی مهر ۱۳۹۵و در سال ۱۴۰۱ فارغ‌التحصیل شده است. وی افزود: به دلیل قرار گرفتن در جمع ۲.۵ درصد برتر آزمون علوم پایه، امکان شرکت مستقیم در آزمون رزیدنتی بدون گذراندن طرح و سربازی را داشته و در همان سال با کسب رتبه 41در آزمون، در انتخاب اول خود یعنی رشته اندودانتیکس در دانشگاه علوم پزشکی مشهد پذیرفته شده است. او دوره رزیدنتی خود را در این دانشگاه به پایان رسانده و امسال فارغ‌التحصیل شده است.

دکتر پوریا اسماعیل‌پور در گفتگو با وبدا تحصیل در دانشگاه علوم پزشکی مشهد را  یک فرصت ویژه  عنوان کرد و افزود: دانشکده دندانپزشکی مشهد از قدیمی‌ترین دانشکده‌های کشور است و از نظر فضاهای آموزشی و فرصت‌های علمی، محیطی مطلوب برای دانشجویان ایجاد کرده است. وی به پروژه نوسازی فضاهای دانشکده طی یکی دو سال اخیر اشاره کرد و گفت: این طرح اخیراً به پایان رسیده و شرایط فیزیکی بسیار مناسبی برای بیماران، اساتید، پرسنل و دانشجویان فراهم آورده است؛ موضوعی که به گفته او می‌تواند تأثیر قابل‌توجهی بر عملکرد آموزشی و درمانی داشته باشد.

با این حال، وی به برخی محدودیت‌ها نیز اشاره کرد و یادآور شد: دانشکده دندانپزشکی مشهد مانند هر مجموعه آموزشی دیگری دارای نواقصی است، که می‌توان با رسیدگی به آن‌ها شرایط را بهتر از وضعیت فعلی کرد. او با تأکید بر وابستگی ویژه رشته اندودانتیکس به تجهیزات و امکانات تخصصی، کمبود برخی ابزارها را یکی از چالش‌های موجود عنوان کرد.

اسماعیل‌پور افزود: برای نمونه، در دانشکده دندانپزشکی تهران هر رزیدنت یک میکروسکوپ مخصوص خود دارد، اما در دانشکده دندانپزشکی مشهد، با وجود قدمت و اعتبار بالای گروه درمان ریشه، برخی امکانات پایه، به خصوص در زمینه تجهیزات تخصصی در حدی نیست که شایسته این دانشکده و بخش اندو باشد.  وی تأکید کرد:  این کمبودها نه تنها در بخش اندو، بلکه در برخی بخش‌های دیگر دانشکده نیز مشاهده می‌شود. او ابراز امیدواری کرد: که موفقیت اخیر او و سایر رتبه‌های برتر موجب توجه بیشتر مسئولان به ظرفیت‌های دانشکده شود و با تقویت امکانات، زمینه افتخارآفرینی‌های بیشتر برای دانشگاه علوم پزشکی مشهد فراهم گردد.

رتبه برتر بورد تخصصی اندودانتیکس، درباره کسب رتبه برتر خود در آزمون بورد تخصصی گفت:  این موفقیت حاصل ممارست، پشتکار و تلاش مستمر است. از ابتدای دوره تخصصی تلاش کردم تا با بهره‌گیری از حمایت‌ها و زحمات اساتیدم در گروه اندو دانشکده مشهد، که به‌واقع از بهترین‌های کشور هستند، توان علمی و مهارتی خود را روزبه‌روز ارتقا دهم.  او افزود که توانسته با توکل به خدا و کوشش مداوم به این جایگاه دست یابد.

اسماعیل‌پور همچنین ابراز امیدواری کرد: که بتواند آموخته‌ها و تجربیات خود از دوره سه ساله رزیدنتی را، به‌عنوان عضو هیأت علمی ضریب K در اختیار همکاران جوان‌تر قرار دهد.

وی در پایان از تمامی اساتید دانشکده دندانپزشکی مشهد، از دوران عمومی تا دوره تخصص، به‌ویژه مدیرگروه محترم درمان ریشه، دکتر قره‌چاهی، دکتر فرقانی و سایر اساتید که دانش و تجربه خود را در اختیار او قرار داده‌اند، قدردانی کرد. او همچنین از خانواده خود، به‌ویژه مادرش، که همواره پشتیبان و همراه او بوده‌اند، تشکر کرد.

 

31

صدف افشاری، متولد ۱۳۷۵ و کوچک‌ترین فرزند یک خانواده دانشگاهی و علمی، از همان سال‌های نوجوانی در فضایی رشد کرده که علم و طبابت بخش جدایی‌ناپذیر زندگی روزمره آن بوده است. مادر او پزشک و پدرش معاون بازنشسته دانشگاه علوم پزشکی زابل است که سال‌ها در سمت معاونت دانشکده داروسازی فعالیت داشته است.

در این خانواده علمی، سه خواهر و برادر بزرگ‌تر او نیز هر یک مسیر تخصصی خود را طی کرده‌اند؛ خواهر بزرگ‌تر متخصص دندانپزشکی ترمیمی و زیبایی و دارای بورد تخصصی است، یکی از برادران داروساز و متخصص فارماکولوژی و عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد علوم پزشکی است و برادر دیگر دارای مدرک دکترای برق است. این پیش‌زمینه علمی موجب شد دکتر افشاری از نوجوانی مسیر حرفه‌ای خود را با جدیت، نظم و هدفمندی انتخاب کند.

دکتر صدف افشاری در گفتگو با وبدا اظهار داشت: در آزمون دستیاری سال ۱۴۰۱ موفق به کسب رتبه ۱۷ شدم و در انتخاب نخستم، رشته رادیولوژی دانشگاه علوم پزشکی مشهد پذیرفته شدم. دوره تخصص ام در دانشکده دندانپزشکی مشهد سپری شد؛ مرکزی که حضور اساتید باسواد، باتجربه و صاحب‌رتبه‌های علمی بالا از مهم‌ترین نقاط قوت آن به شمار می‌آید.

دکتر افشاری در طول دوره رزیدنتی، با وجود برنامه‌های فشرده آموزشی، مشارکت فعال در فعالیت‌های پژوهشی نیز داشته است. او با همکاری برادرش چندین مقاله را در نشریات معتبر علمی منتشر کرده و همچنین همراه با اساتید خود دو مقاله دیگر در سایت‌های معتبر بین‌المللی به چاپ رسانده است.

به گفته وی، موفقیت در دوره تخصص نتیجه برنامه‌ریزی دقیق و مداوم بوده است؛ افزایش ساعت مطالعه، کاهش تفریحات، مرور هدفمند، تست‌زنی مستمر، خواب کافی و پیوستگی در مطالعه از اصول اصلی او در مسیر موفقیت بوده است. دکتر افشاری همچنین نقش راهنمایی‌ها و حمایت مستمر اساتید، حمایت خانواده و پشتکار  خود را از عوامل مهم پیشرفت علمی‌اش عنوان کرد.

 

32

دکتر مسیح رضایی، فارغ‌التحصیل دبیرستان علامه‌حلی یک تهران و دارنده رتبه 150 کنکور سراسری، با کسب رتبه یک آزمون بورد پروتز دندانپزشکی سال جاری، بار دیگر نام خود را در فهرست موفقیت‌های علمی کشور ثبت کرد.

او دوره دندانپزشکی عمومی خود را در دانشگاه تهران گذراند و پس از کسب رتبه 9 آزمون دستیاری، وارد رشته پروتز دانشگاه علوم پزشکی مشهد شد؛ برخلاف روال معمول دوره ۴ ساله پروتز ، دوره تخصصی خود را با موفقیت طی سه سال به پایان رساند.

دکتر رضایی در گفتگو با وبدا، اظهار داشت: کیفیت آموزش دانشگاه علوم پزشکی مشهد، فضای حرفه‌ای، همکاری بین‌رشته‌ای قوی و احترام متقابل میان اساتید و رزیدنت‌ها را از مهم‌ترین نقاط قوت این دانشکده عنوان کرد. به گفته وی، اساتید بخش پروتز علاوه بر حمایت علمی، استقلال کاری رزیدنت‌ها را حفظ کرده و همواره در مواقع ضروری نقش راهنما داشته‌اند.

وی درباره دغدغه حرفه‌ای خود تأکید کرد: که هدف اصلی‌اش تحول‌آفرینی در رشته پروتز، ارائه ایده‌های نو و ایفای نقش مؤثر در آموزش رزیدنت‌ها و دانشجویان عمومی است.

رتبه برتر بورد تخصصی پروتزهای دندانی دانشگاه، درباره روند دستیابی به رتبه برتر بورد گفت: از ۱۵ اسفندماه سال ۱۴۰۳ مطالعه پیوسته و منظم خود را آغاز کرده و طی حدود ۹ ماه بدون استفاده از روش‌های پیچیده، با اتکا به پیوستگی در مطالعه، نظم، تمرکز بر کارهای آموزشی و پیشبرد هم‌زمان پایان‌نامه و کیس‌های بورد مسیر موفقیت را طی کرده است.

دکتر رضایی ضمن اشاره به نقش پررنگ همسر، خانواده و اساتید بخش پروتز در پیشرفت تحصیلی خود، تأکید کرد انگیزه، بزرگ‌ترین عامل موفقیت دانشجویان است. او اظهار امیدواری کرد بتواند این انگیزه را به نسل جدید رزیدنت‌ها منتقل کند.

 

 

33

دکتر نرگس قاضی، دانشیار گروه آسیب‌شناسی دهان، فک و صورت دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با انتخاب یکی از مقالات خود به‌عنوان مقاله برتر ایران از سوی انجمن آسیب‌شناسی، مورد تقدیر ملی قرار گرفت. این انتخاب پس از انجام ارزیابی‌های علم‌سنجی و بررسی تمامی مقالات منتشرشده در مجلات معتبر بین‌المللی طی چهار سال اخیر صورت گرفته و به‌گفته او، افتخاری مهم نه‌تنها برای وی بلکه برای کل رشته آسیب‌شناسی دهان، فک و صورت است.

دکتر قاضی، فارغ‌التحصیل دوره دندانپزشکی عمومی در سال ۱۳۸۴ و دوره تخصصی آسیب‌شناسی دهان در سال ۱۳۹۰ از دانشگاه علوم پزشکی مشهد، می‌گوید علاقه‌اش به پژوهش از سال‌های ابتدایی دانشجویی آغاز شده و در دوره رزیدنتی به شکل جدی ادامه یافته است. او یکی از دلایل انتخاب رشته پاتولوژی دهان را ترکیب منحصربه‌فرد کار بالینی با پژوهش‌های گسترده و امکان مطالعه ضایعات مختلف، به‌ویژه سرطان‌ها و بدخیمی‌هاعنوان می‌کند.

دکتر نرگس قاضی در گفتگو با وبدا اظهار داشت:  در زمان آزمون بورد تخصصی، بیشترین تعداد مقالات ISI را در میان تمامی شرکت‌کنندگان رشته‌های مختلف داشته و پس از آن نیز با انتشار مقالات متعدد در ژورنال‌های معتبر، موفق به کسب جوایز علمی داخلی و خارجی شده ام. پیشرفت‌های پژوهشی خود را مرهون اساتید فرهیخته دانشکده دندانپزشکی مشهد و فضای علمی پویا و انگیزشی این مجموعه می‌دانم.

وی در کنار فعالیت‌های پژوهشی، آموزش دانشجویان را یکی از لذت‌بخش‌ترین و الهام‌بخش‌ترین بخش‌های مسیر حرفه‌ای خود توصیف می‌کند و می‌گوید: هیچ‌گاه از منظر مادی به آموزش یا تحقیق نگاه نکرده‌ام. این نگرش را از محیط علمی و فرهنگی‌ای که در آن رشد کرده‌ام آموخته‌ام.

به‌گفته دکتر قاضی، حضور در یک خانواده دانشگاهی تأثیر چشمگیری بر مسیر حرفه‌ای او داشته است. پدر وی استاد پیشکسوت دانشکده مهندسی برق و الکترونیک دانشگاه فردوسی مشهد و مادرش مدرس و دانش‌آموخته تاریخ و جامعه‌شناسی از همین دانشگاه هستند؛ دانشگاه فردوسی که فضایی سرشار از علم، فرهنگ و اندیشه دارد،

 از کودکی همچون  خانه دوم  برای او بوده است. 

این عضو هیأت علمی دانشکده دندانپزشکی با تأکید بر ادامه مسیر پژوهش‌های نوآورانه، به‌ویژه در حوزه سرطان‌ها و ضایعات دهانی، گفت: امیدوارم بتوانم همچنان در ارتقای دانش، بهبود آموزش و پیشبرد تحقیقات اثرگذار نقش‌آفرین باشم.

دکتر قاضی در پایان از ریاست دانشگاه علوم پزشکی مشهد، ریاست دانشکده دندانپزشکی، معاونین و اساتید ارجمندی که دلسوزانه مسیر پژوهش را برای محققان هموار می‌کنند ، قدردانی کرد.

 

34

دکتر فرزین معماری، فارغ‌التحصیل پزشکی عمومی از دانشگاه علوم پزشکی جندی‌شاپور اهواز و متخصص فارغ‌التحصیل‌شده از دانشگاه علوم پزشکی مشهد، می باشد. وی پس از دو سال طرح وارد دوره تخصص شده است، دانشگاه مشهد را یکی از دانشگاه‌های  قوی کشور در حوزه آموزش می داند و تأکید کرد که این دانشگاه در آزمون بورد سال جاری بیشترین رتبه‌های برتر را کسب کرده است. دکتر معماری در سال جاری موفق به اخذ رتبه برتر بورد تخصصی ارتودنسی شده است.

دکتر فرزین معماری در گفتگو با وبدا با اشاره به کیفیت مطلوب آموزش در دوره رزیدنتی اظهار داشت: بیشتر اساتید این دانشکده دارای مرتبه استادتمام یا دانشیار هستند و همین موضوع نقش مهمی در ارتقای سطح آموزشی رزیدنت‌ها داشته است. وی افزود: فعالیت‌های پژوهشی دانشگاه نیازمند تقویت است، زیرا تنها یک دوره روش تحقیق در سال اول ارائه می‌شود؛ در حالی که دانشگاه شهید بهشتی تهران سرمایه‌گذاری بیشتری در حوزه پژوهش دارد.

دکتر معماری در ادامه به مهم‌ترین چالش‌های دوره تخصص اشاره کرد و  اسکان  را اصلی‌ترین مشکل رزیدنت‌هایی برشمرد، که از شهرهای دیگر به مشهد آمده‌اند. وی گفت: که در بدو ورود هیچ‌گونه محل اقامتی به رزیدنت‌ها اختصاص داده نمی‌شد و مسئولان اعلام می‌کردند، مسئولیتی در این زمینه ندارند. وی افزود: در نهایت اتاقی در مهمان‌سرای بیمارستان قائم(عج) در اختیارم قرار گرفت؛ اما در ماه‌های پایانی، شرایط اسکان به‌گونه‌ای بود که یک اتاق ۱۰ تا ۱۲ متری میان سه رزیدنت پزشکی و دندان‌پزشکی مشترک بود، بدون فضای مناسب برای استراحت یا مطالعه. وی همچنین نبود تغذیه بیمارستان یا دانشگاه برای رزیدنت‌ها را یکی دیگر از دغدغه‌های جدی عنوان کرد.

این پزشک متخصص، مطالعه مرحله‌ای و جزئی را از مهم‌ترین عوامل موفقیت خود ذکر کرد و افزود:  در آغاز دوره، کتاب‌ها به‌صورت بخش‌بندی‌شده و دقیق مطالعه می‌شد و برای هر قسمت امتحان برگزار می‌کردند. این روش موجب  یادگیری عمیق و دقیق  می‌شد. سپس در ماه‌های نزدیک به آزمون، مطالعه از حالت جزئی‌نگر خارج شده و بر مرور کلیات تمرکز می‌کردند. وی افزود که استمرار در مسیر مطالعه، حتی با سرعت کم، عامل اصلی موفقیت است و نباید کاهش سرعت در برخی روزها موجب افت انگیزه شود.

وی علاقه شخصی به رشته تخصصی، همراهی دوستان و خانواده و حمایت اساتید را از مهم‌ترین انگیزه‌های ادامه مسیر عنوان و تأکید کرد، که بیشترین نقش در موفقیت هر فرد، خود اوست و پس از آن خانواده، اساتید و فضای حمایتی دانشگاه قرار دارند. او از دکتر واعظی، سرپرست تخصصی رزیدنت‌ها و دکتر سرگلزایی، رئیس دانشکده دندان‌پزشکی، به دلیل همراهی و حضورشان در روز آزمون در تهران قدردانی کرد و گفت این همراهی برای او  دلگرم‌کننده و بسیار ارزشمند  بوده است.

دکتر معماری در پایان به برنامه‌های آینده خود اشاره کرد و گفت قصد دارد به‌عنوان عضو هیأت‌علمی در یکی از دانشگاه‌های کشور، ترجیحاً در تهران، مشغول به فعالیت شود و مسیر خود را تا مرتبه استادتمامی ادامه دهد. او انجام فعالیت‌های پژوهشی و انتشار مقالات علمی را نیز از اهداف مهم خود در ادامه مسیر حرفه‌ای برشمرد.

 

 

35

دکتر بهنــاز حاتم‌لویی، پژوهشگر پسا دکتری دانشگاه علوم پزشکی مشهد و عضو مرکز تحقیقات مقاومت‌های میکروبی، در بیست‌وششمین کنگره ملی و دوازدهمین کنگره بین‌المللی سالیانه پژوهش و فناوری دانشجویان علوم پزشکی کشور در آبان‌ماه ۱۴۰۴، موفق به کسب عنوان مقاله برتر کشور شد.

دکتر حاتم‌لویی دارای مدرک دکتری تخصصی شیمی تجزیه است و طی دوره پسا دکتری خود با مشارکت در ۳۳ طرح تحقیقاتی در دانشکده پزشکی، موفق به انتشار ۳۰ مقاله اصیل پژوهشی شده است؛ حدود ۸۰ درصد این مقالات در مجلات معتبر Q1 با ایمپکت فاکتور بالای پنج به چاپ رسیده‌اند. وی همچنین دارای شاخص h-index برابر با ۲۰ است.

بایوسنسورها؛ محور تحقیقات برگزیده

به گزارش وبدا، حوزه اصلی فعالیت پژوهشی دکتر حاتم‌لویی طراحی و ساخت بایوسنسورهای الکتروشیمیایی است؛ ابزارهایی پیشرفته که برای تشخیص سریع و دقیق مواد زیستی در نمونه های همچون خون، بزاق، عرق و سایر ترکیبات بیولوژیکی به کار می روند. وی در توضیح اهمیت این فناوری می‌گوید:  توسعه ابزارهای تشخیصی پرتابل و کم‌هزینه می‌تواند نقش مهمی در کاهش بار بیماری‌ها، جلوگیری از گسترش اپیدمی‌ها، بهبود سلامت عمومی و افزایش تاب‌آوری نظام سلامت، به‌ویژه در مناطق با دسترسی محدود به آزمایشگاه، داشته باشد.

پژوهش‌هایی با تمرکز بر بیماری‌های واگیردار

وی افزود: ایده ساخت نسل جدید بایوسنسورها از زمان شیوع ویروس کرونا در سال ۲۰۱۹ شکل گرفت. تاکنون دکتر حاتم‌لویی در قالب ۱۴ طرح تحقیقاتی مشترک با اساتید دانشگاه علوم پزشکی مشهد، روی طراحی و ساخت بایوسنسورهای تشخیصی برای طیف گسترده‌ای از ویروس‌ها و باکتری‌ها از جمله: HPV، COVID‑19، HSV، روتاویروس، آنفولانزا، RSV، سیتومگالوویروس، ویروس هپاتیت B، مایکوباکتریوم فورچوئیتوم، مایکوباکتریوم آبسسوس، مایکوباکتریوم توبرکلوزیس، مایکوباکتریوم سیمیه و نوکاردیا فعالیت کرده است.

به گفته این پژوهشگر، تمامی این پروژه‌ها در مقیاس آزمایشگاهی نتایج بسیار مطلوبی داشته‌اند و برای تبدیل شدن به ابزارهای تشخیصی تجاری، نیازمند تشکیل تیم‌های چندرشته‌ای شامل متخصصان پزشکی، مهندسی، نانوفناوری و بیوانفورماتیک هستند.

نیازهای توسعه پژوهش بایوسنسورها در کشور

این پژوهشگر برگزیده تأکید می‌کند، که پیشرفت فناوری بایوسنسورها در کشور، نیازمند ایجاد مراکز تخصصی مشترک در دانشگاه‌ها، تقویت تیم‌های بین‌رشته‌ای با آموزش‌های عملی، شکل‌گیری شبکه همکاری با بیمارستان‌های آموزشی برای انجام مطالعات پایلوت و تخصیص گرنت‌های ملی به پروژه‌های فناورانه است.

 دکتر حاتم‌لویی در پایان، از اساتید گروه میکروب‌شناسی و ویروس‌شناسی به‌ویژه دکتر زهرا مشکات و همچنین اساتید گروه‌های فارماکولوژی، زیست‌فناوری و نانوفناوری پزشکی که در دوره پسا دکتری فرصت یادگیری علم و اخلاق را برای او فراهم کرده‌اند، قدردانی کرد.

 

 

 

36

زهرا همتیان ربانی، دکترای تخصصی اپتومتری، با کسب مقام نخست علمی و تألیف منابع نوین آموزشی، عنوان برگزیده برتر کشوری را از آن خود کرد.

در مراسم انتخاب برگزیدگان برتر کشوری، کتاب دکتر زهرا همتیان ربانی، دانشجوی دکترای تخصصی اپتومتری ورودی سال ۱۴۰۱ از دانشگاه علوم پزشکی مشهد، به عنوان کتاب برگزیده کشوری  در 26 امین کنگره ملی و دوازدهمین کنگره بین المللی سالیانه پژوهش و فناوری دانشجویان علوم پزشکی کشور شناخته شد. وی تمامی مقاطع کارشناسی و کارشناسی‌ارشد خود را نیز در همین دانشگاه گذرانده و اکنون با ۳۳ سال سن، از فعالان حوزه بینایی‌سنجی است.

دکتر زهرا همتیان ربانی در گفتگو با وبدا اظهار داشت: با تألیف دو اثر علمی ارزشمند، سهم قابل توجهی در ارتقای دانش اپتومتری در کشور داشته است. وی افزود: کتاب تست‌ها و معاینات مقدماتی در اپتومتری که به‌صورت گام‌به‌گام و کاربردی تدوین شده، عنوان کتاب برگزیده کشوری را از سوی کمیته تحقیقات کسب کرده است. همچنین دومین اثر وی با عنوان عوارض چشمی داروها به‌صورت الفبایی تنظیم شده و یکی از منابع مرجع مورد استفاده در مراکز آموزشی و کلینیکی محسوب می‌شود.

او درباره ضرورت پژوهش در اپتومتری گفت: اپتومتری رشته‌ای کاملاً کلینیکی و ارزیابی‌محور است. تصمیم‌های ما در معاینه و اصلاح بینایی، بر پایه اندازه‌گیری‌های دقیق و تست‌های استاندارد است. بدون پژوهش نمی‌توان اعتبار تست‌ها را سنجید یا محدوده‌های نرمال جمعیت را تعیین کرد؛ بنابراین پژوهش مستقیماً بر کیفیت مراقبت از بینایی و تشخیص اپتومتریستی اثر می‌گذارد.

زمینه‌های تحقیقاتی این برگزیده جوان، شامل مطالعه ساختار شبکیه و عصب بینایی با فناوری‌های OCT و VEP است. بخش قابل توجهی از فعالیت های او بر بررسی تغییرات چشمی در بیماری‌های پارکینسون و تالاسمی متمرکز بوده است. وی تأکید می‌کند که این نوع کتاب ها، به فهم بهتر ارتباط بیماری‌های سیستمیک با عملکرد بینایی کمک می‌کنند.

ایده نگارش کتاب برگزیده وی، در دوران تدریس در کلینیک بینایی‌سنجی شکل گرفت؛ به گفته وب، منبع فارسی یکپارچه‌ای برای تست‌های پایه اپتومتری وجود نداشت. او در کنار استاد گرانقدر خود، آقای دکتر عباس عظیمی، تصمیم به نگارش کتابی گرفت، که تست‌ها را به‌صورت عملی، مرحله‌به‌مرحله و همراه با تصاویر رنگی ارائه دهد تا آموزش دانشجویان منظم‌تر و استانداردتر شود.

دکتر همتیان ربانی گفت: محتوای این اثر کاملاً قابل اجرا در دانشکده‌های اپتومتری است، چرا که مبتنی بر تجهیزات رایج کلینیک‌های آموزشی بوده و آموزش صحیح آن‌ها موجب افزایش دقت دانشجویان، کاهش خطاهای روتین و ارتقای کیفیت مراقبت از بینایی خواهد شد.

از جمله افتخارات دکتر همتیان ربانی، کسب رتبه اول علمی میان هم‌ورودی‌ها در دوره دکتری تخصصی، مقام نخست آزمون جامع دکتری و دریافت عنوان معدل برگزیده استان خراسان رضوی است که انگیزه او را برای گسترش فعالیت‌های پژوهشی و آموزشی دوچندان کرده است.

او معتقد است توسعه پژوهش اپتومتری در کشور نیازمند چند اقدام کلیدی، از جمله  طراحی فعالیت های کاربردی‌تر در خدمت مسائل بالینی،  ایجاد بانک داده‌های جمعیت‌شناختی از نتایج تست‌های پایه،  تشویق دانشجویان به طرح‌هایی قابل اجرا در کلینیک‌ها و  تقویت مهارت‌های تحلیل داده از ترم‌های ابتدایی تحصیل است.

برگزیده برتر کشوری، هدف اصلی خود را ‌ارائه منابع آموزشی کاربردی برای ارتقای مهارت‌های عملی اپتومتریست‌ها عنوان کرد و اظهار داشت: انتخاب این کتاب به‌عنوان اثر برگزیده برایم ارزشمند است چون نشان می‌دهد این مسیر می‌تواند به بهبود آموزش و مراقبت از بینایی در کشور منجر شود.

 

37

عنوان: افزايش سطح سلامت روان در كاهش اختلالات روانی بين كاركنان دانشگاه

مقدمه:

سازمان بهداشت جهانی شغل را به عنوان یک بخش مهم در ارتقاء سلامت در نظر گرفته شده است.(1)

استرس ناشي از كار به عنوان يكي از آفات سازمان ها نقش مهمي در تنش هاي ناشي از روابط و شرايط مرتبط با هر سازمان دارد.(2)

استرس شغلي به طور قابل ملاحظه اي با رفتار جنسي اشفته، پريشاني، غيبت مكرر، استعلاجي هاي بي مورد و اختلالات خواب و خستگي همراه است. (3و4)

سواد سلامت یکی از عوامل بسیار تأثیر گذار بر سطح آگاهی و در نتیجه کنترل و پیشگیری مؤثر از بیماری محسوب می شود. (5)

بيان مسأله:

استرس شغلي با كاهش قدرت سازگاري (6)، احساس خستگي جسمي، (7) و تحليل منابع هيجاني و عاطفي در افراد شاغل شده، تجربه احساسات و هيجانات منفي و مخرب در فرد را به دنبال خواهد داشت و اين هيجانات سلامت فرد را مورد هدف قرار مي دهد.(8)

سواد سلامت پایین با کیفیت زندگی ضعیف در ارتباط است که این رابطه می تواند به دلیل کاهش قابلیت دسترسی و استفاده کمتر از مراقبت های پزشکی، افزایش بار استرس به علت زیاد شدن چالش های روزمره زندگی، خودمدیریتی ضعیف بیماری و کاهش خودکارامدی یعنی توانایی برای اعمال کنترل بر زندگی و محیط اطراف باشد مقاله (9)

اهميت و ضرورت:

با توجه به اينكه در ابعاد مختلف زندگي امروزي، تنش و استرس وجود دارد، نياز است تا سطح سلامت روان جامعه افزايش يابد. در اين ميان كاركنان نيز به دليل استرس هاي ناشي از محيط كار، زندگي خانوادگي و ساير مشغله هاي زندگي از اين قاعده مستثني نسيتند. لذا اهميت موضوع تا حدي است كه اگر اختلالات رواني كنترل نشود، باعث مشكلات جسماني و پيشرفت ان اختلال خواهد شد. پس اطلاع رساني به اين قشر از جامعه علاوه بر افزايش سطح كيفيت زندگي، مي تواند در كاهش استرس و عملكرد بهتر و مطلوب در محيط كار منجر شود.

فرضيه پژوهش:

بين سطح سواد روان و كاهش اختلالات بين كاركنان رابطه معناداري وجود دارد.

سوال پژوهش:

آيا بين سطح سواد روان و كاهش اختلالات بين كاركنان رابطه معناداري وجود دارد؟

متغيرهاي پژوهش:

متغير مستقل: سطح سلامت روان

 

38

متغير وابسته: اختلالات رواني

مرور متون و پيشينه پژوهش :

ادامه اشتغال كاركنان در گرو، سلامت عمومي انها است. آسيب هاي سلامت جسمي و رواني به مرور بر توانايي كاركنان در مديريت امور خانوده و شغل آنها تأثر گذاشته و در صورت ادامه ناتواني در ساماندهي اداره امور احتمال بيكاري در افراد افزايش مي يابد. (10و11)

توجه به مسائل و مشكلات ناشي از استرس شغلي كاركنان در سازمان مي توان عاملي در جهت تبيين اهميت بررسي پيرامون تأثير استرس شغلي بر سلامت روان كاركنان و همچنين توجه به نقش رضايت و سابقه شغلي به عنوان عامل اثرگذار و اثرپذير بر اين متغيرهاي مهم سازماني باشد. (12)

با افزايش سطح اضطراب، ايجاد تغييرات در سيستم قلبي و عروقي، غدد درون ريز و سيستم ایمنی بدن (13) و کاهش قدرت سازگاری افراد موجب بروز خستگی جسمانی و روانی، پیدایش نشانه های رفتاری از جمله غیبت از کار، ترک خدمت و افزایش حادثه های ناشی از کار (14) و بروز نشانه های روانی و جسمی مانند افسردگی، اختلالات اضطرابی، اختلالات خواب(15)، زخم های گوارشی، افزایش فشار خون، بیماری های قلبی، (16)، ناراحتی های معده- روده ای، سردرد، ناراحتی های تنفسی و بیماری های پوستی، (17) شده و سلامت جسم و روان کارکنان را به خطر می اندازد.

بهداشت روان دانش و هنری است که به افراد کمک می کند تا با ایجاد روش های صجیج از لحاظ روانی و عاطفی بتواند با محیط خود سازگاری داشته و راه حل های مطلوبتری را برای حل مشکلاتشان انتخاب نمایند. سلامت از نیازهای اصلی انسان است. در این راستا حفظ سلامت روان مانند سلامت جسم اهمیت ویژه ای دارد(18)

شخصی از سلامت ر وانی برخوردار است که از اضطراب و علائم ناتوانی به دور باشد و بتواند ارتباط سازنده با دیگران برقرار سازد وبا فشارهای زندگی مقابله کند(19)

در کنار عوامل مؤثر در سلامت و بهداشت روان عوامل موجود در محیط کار به طور وسیعی با سلامت و بیماری افراد شاغل مرتبط است. (20)

سواد سلامت شامل مجموعه ای از مهارت های خواندن، شنیدن، تجزیه و تحلیل و تصمیم گیریو توانایی به کارگیری این مهارت ها در موقعیت های سلامتی است (21) و مفهوم گسترده تر و پیچیده ای است که مهارت های شناختی اجتماعی و توانایی افراد برای دستیابی به درک و استفاده از اطلاعات موجود در راه ترویج و حفظ سلامت خود را در بر می گیرد. (22)

سواد سلامت روان، بر اهميت نگرش نسبت به افراد مبتلا به بيماري رواني تأكيد مي كند و شامل كاهش انگ و تبعيض مي شود.

(26-23)افزايش دانش عمومي سلامت روان، به عنوان يك پيش نياز براي تشخيص زودهنگام در اختلالات رواني است .(28-27)

داشتن سواد سلامت روان بالا داراي مزاياي متعددي است مانند پيشگيري از بيماري، تشخيص زودهنگام علائم و انجام مداخلات لازم براي كاهش علائم اختلال رواني است. (29)

سواد سلامت روان به عنوان پايه اي براي ارتقاء سلامت روان، پيشگيري، شناسايي زودهنگام و بهبود دسترسي به مراقبت مؤثر در نظر گرفته مي شود. (30)

ااگر اطلاعات کافی راجع به سلامتی، بیماری ها، عوامل مؤثر در بروز پیشگیری از بیماری ها برای افراد در دسترس قرار گیرد شاید بتواند به عنوان عاملی باشد تا اضطراب فرد در زمینه سلامت بکاهد و نیز بتواند عاملی برای ارتقاء کیفیت زندگی فرد چه از لحاظ فیزیولوژیکی و چه از لحاظ عملکردی و اجتماعی شود. (31)

 

 

39

در پژوهشي رابطه بين استرس، اضطراب، خستگي روانشناختي، رفتار ايمني و سوانح در 223راهبر قطار مورد بررسي قرار گرفت و نتايج نشان داد كه استرس و اضطراب اثرات قابل توجهي بر خستگي رواني دارد كه به نوبه خود تأثير منفي زيادي رفتار ايمني و به تبع بروز سوانح دارد. (32)

مطابق تحقيق زانگ و همكاران (2003) كه بر روي 1364 نفر رانندگان قطار حمل و نقل صورت گرفت، نتايج نشان داد علائم جسماني، وسواس، افسردگي، خصومت، اضطراب و فوبي در رانندگان قطار حمل و نقل به ميزن قابل توجهي بالاتر از جمعيت بهنجار است. (33)

در مطالعاتي كه در زمينه تأثير استرس شغلي بر سلامت رواني صورت گرفته است (34)استرس شغلي به عنوان يكي از مهم ترين عوامل به وجود آورنده ضايعات رواني و كاهش سلامت رواني معرفي شده است كه در اغلب اين مطالعات استرس به عنوان پاسخي كه مستقيما تحت تأثير منابع فشار زا تجربه مي شود، در نظر گرفته مي شود. (35)

يافته هاي پژوهشي نشان مي دهد وجود عوامل شغلي استرس زا با كاهش سطح هوشياري و تمركز مي تواند منجر به بروز حوادث فردي شده و سطح سلامت رواني و جسمي فرد و بازده كاري را در افراد شاغل كاهش مي دهد. (36)

براساس نتايج پژوهشي سلامت عمومي، كيفيت زندگي و در نهايت بهره وري شاغلين تخت تأثير استرس شغلي آنها قرار گرفته و در نتيجه با افزايش استرس شغلي صدمات ناشي از كار و نهايتا بيكاري افزايش مي يابد.(37)

یافته های مطالعه ای (38)  نشان داده اند که بین استرس و سلامت رابطه معناداری وجود دارد. همچنین دستاورد مطالعه 27 بر روی وضعیت سلامت روان کارکنان استرس شغلی را به عنوان یک عامل بسیار مهم در ایجاد اختلالات روانی معرفی کرده است.

شواهد پژوهشی قوی وجود دارند که نشان می دهند استرس با تعداد زیادی از بیمایر های جسمانی و روانی مرتبط است. (39) از جمله این بیماری ها اختلال های روان تنی هستند که دامنه آنها بسیار متنوع است مانند: سردرد تنشی، کمر درد، پشت درد، گردن درد، گاستریت، زخم معده، زخم اثنی عشر، آسم، بیماری های قلبی و عروقی، میگرن، میاستنی گرا و.. و همچنین مشخص شده است.(40)

مطالعات در مورد سلامت روان نشان داده است كه بسياري از افراد شناختي در مورد مشكلات رواني ندارند و نگرش منفي درمورد درمان يا اثربخشي درمان دارند. مقاله ششم (41-45)

روش شناسي:

پژوهش حاضر از نوع توصيفي است. جامعه پژوهش حاضر تمام كاركنان دانشگاه علوم پزشكي مشهد هستند و نمونه آن، 500 نفر از كاركنان هستند كه به صورت تصادفي انتخاب شدند.

ابزار اندازه گيري:

در اين پژوهش در راستاي آگاهي از مفيد بودن مطالب حوزه سلامت روان براي كاركنان، لذا فرم نظرسنجي در قالب پيامك براي آنها ارسال گرديد. اين فرم نظر سنجي حاوي 10 سوال در حوزه رضايت و آگاهي و افزايش سطح سلامت روان كاركنان طراحي شد. نمره گذاري اين فرم بر اساس نظام ليكرت طراحي شده است.

فرم نظرسنجی:

1-آیا با علائم و نشانگان جسمی، شناختی و روانی استرس آشنایی دارید؟  بله      خیر     تا حدودی

2-آیاشما مبتلا به بیماری های روان تنی( بیماری جسمی ناشی از استرس) هستید؟ بله    خیر     تا حدودی

3-آیا شما و یا اطرافیانتان این علائم را تجربه کرده اید؟                       بله     خیر       تا حدودی

4-آیا در محیط کاری خود استرس شغلی را تجربه کردید که باعث کاهش کیفیت کارتان شده باشد؟ بله     خیر     تا حدودی

5-آیا با اننشار مطالب سلامت روان، در نشریه دانشگاه موافق هستید؟  بله      خیر      تا حدودی

6-آیا مطالب این بخش برای شما مفید بوده است؟                            بله        خیر      تا حدودی

7-آیا استرس شغلی باعث تداخل در کیفیت زندگی شخصی و خانوادگی شما داشته است؟  بله    خیر    تا حدودی

8-آیا موافق ادامه روند انتشار مطالب مربوط به سلامت روان در نشریه دانشگاه هستید؟  بله     خیر     تا حدودی

9-آیا مطالب نشریه منجر به افزایش سطح سلامت روان شما شده است؟  بله      خیر     تا حدودی

10-به نظر شما این مطالب می تواند در مراجعه به موقع افراد به روانشناس و روانپزشک کمک کند؟ بله    خیر     تا حدودی

محدويت هاي پژوهش:

از محدوديت هاي پژوهش مي توان به مسدود بودن دريافت پيامك هاي تبليغاتي توسط كاركنن اشاره كرد. از ديگر محدويت ها اين است كه كاركنان به دليل مشغله زياد كاري و زندگي شخصي ممكن است از پاسخ به اين سوالات خودداري كنند.

 

 

 

40

متخصص روانشناسی بالینی و عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، خیانت زناشویی را یکی از چالش‌های پیچیده، چندبعدی و رو‌به‌افزایش در نظام خانواده عنوان کرد؛ چالشی که به گفته وی، نه‌تنها ثبات رابطه زوجین را تهدید می‌کند، بلکه پیامدهای جدی بر سلامت روان فردی و کارکرد خانوادگی و حتی وضعیت اجتماعی افراد بر جا می‌گذارد.

دکتر فرشاد شیبانی در گفتگو با وبدا، با اشاره به رویکرد شناختی–رفتاری (CBT) تأکید کرد که خیانت معمولاً یک رخداد ناگهانی  نیست، بلکه نتیجه تعامل تدریجی سه مؤلفه اصلی شامل شناخت‌ها، هیجان‌ها و رفتارهاست. وی افزود:  رفتار خیانت اغلب زمانی شکل می‌گیرد، که فرد به‌جای مدیریت سازنده نیازهای برآورده‌نشده یا حل تعارض‌ها، به الگوهایی پناه می‌برد که در کوتاه‌مدت پاداش‌دهنده اما در بلندمدت مخرب هستند.

نقش باورها و خطاهای شناختی

دکتر شیبانی گفت: باورهای زیربنایی و افکار خودکار نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌گیری رفتارهای مخرب دارند. به گفته وی، خطاهایی مانند تعمیم افراطی، ذهن‌خوانی و توجیه اخلاقی می‌توانند زمینه ورود فرد به یک رابطه بیرونی را فراهم کنند. نمونه این باورهای نادرست اگر توجه کافی نگیرم، حق دارم جای دیگری دنبالش باشم، یا احساس تنهایی یعنی شریکم ارزش من را نمی‌بیند.

هیجان‌های تنظیم‌نشده، عامل پنهان‌مانده بسیاری از خیانت‌ها

عضو هیأت علمی روانشناسی بالینی دانشگاه، تأکید کرد ک در بسیاری از موارد، خیانت نه از میل جنسی، بلکه از ناتوانی در تنظیم هیجان‌ها ناشی می‌شود. او عواملی مانند نیاز به تأیید بیرونی، احساس ناکافی‌بودن، شرم، خشم حل‌نشده و تنهایی مزمن را از عوامل اصلی ذکر کرد و افزود:  توجه مثبت و لحظه‌ای از سوی فرد دیگر نقش یک تقویت‌کننده فوری را ایفا می‌کند و این چرخه رفتاری را تثبیت می‌کند.

زنجیره رفتاری منتهی به خیانت

وی افزود: در بعد رفتاری، خیانت معمولاً حاصل یک زنجیره‌ی رفتاری  است: نارضایتی یا تعارض حل‌نشده، اجتناب از گفتگو، مقایسه با دیگران، ورود به تعامل کوچک و ظاهراً بی‌ضرر، و سپس تعمیق ارتباط. در درمان شناختی رفتاری، بررسی این زنجیره به درک دقیق  نقطه‌های مداخله کمک می‌کند؛ جایی که افکار قابل اصلاح، هیجان‌ها قابل تنظیم، و رفتارها قابل بازسازی هستند.

به گفته دکتر شیبانی، تحلیل این زنجیره در درمان شناختی–رفتاری امکان شناسایی  نقاط مداخله  و اصلاح مسیر را فراهم می‌کند.

درمان و مداخله تخصصی

دکتر شیبانی مهم‌ترین ابزار درمان در CBT را بازسازی شناختی، آموزش مهارت‌های ارتباطی و تنظیم هیجان معرفی و تصریح کرد: در رابطه‌هایی که زوجین تصمیم به ادامه زندگی دارند، بازسازی اعتماد، تعیین حدود روشن، افزایش رفتارهای صمیمیت‌ساز و تمرین شفافیت رفتاری، از ارکان اصلی درمان است.

راهکارهای پیشگیری

وی در ادامه مجموعه‌ای از راهبردهای پیشگیرانه از جمله، آموزش مهارت‌های ارتباطی و هیجانی از طریق کارگاه‌های زوجین،  ارتقای سواد رابطه و سواد جنسی بر پایه آموزه‌های علمی و اخلاقی،  تقویت حمایت اجتماعی برای زوجین در دوره‌های پرتنش زندگی،  دسترسی به مشاوره تخصصی و درمان‌های مبتنی بر EFT و CBCT  را معرفی کرد که به گفته او می‌تواند احتمال بروز رفتارهای ناسازگار را به‌طور قابل توجهی کاهش دهد.

دکتر شیبانی تأکید کرد که تمرکز درمان نباید بر سرزنش باشد، بلکه باید بر بازسازی سیستم رابطه و ترمیم بخشی از ساختار روانی و ارتباطی معیوب باشد که زمینه خیانت را فراهم کرده است.

 

 

41

دانشيار روانپزشكي و عضو هيأت علمي گروه روانپزشكي دانشگاه علوم پزشكي مشهد گفت: مجموعه اي از عوامل زيستي، محيطي، اجتماعي و روان شناختي مي تواند بر سلامت روان تأثير بگذارد. به عنوان مثال مواد شيميايي مغز يا نورترانسميترها در صورت اختلال يا بدتنظيمي، مي توانند بر تفكر، هيجانات و رفتار انسان اثرگذار باشند و سلامت روان فرد را تهديد كند.

دكتر علي اكبر اسماعيلي در گفتگو با وبدا اظهار داشت: استرس هاي محيطي، مشكلات خانوادگي و روابط اجتماعي نيز نقش تعيين كننده اي در بروز يا تشديد اختلالت رواني دارند. نگرش فرد نشبت به وقايع و نحوه معنا دادن به رويدادها، از عوامل روانشناختي و مهمي است كه ميزان آسيب پذيري رواني را تحت تأثير قرار مي دهد.

وي افزود: عوامل زيستي، رواني و اجتماعي را به صورت منفك بررسي كرد. هر يك از اين عوامل بر ديگري اثر مي گذارند و چرخه اي از تعاملات پيچيده را شكل مي دهند؛ بنابراين تحيل سلامت روان بايد با رويكردي جامع نگر و چند بعدي صورت گيرد.

 متخصص روانپزشكي دانشگاه با اشاره به اينكه، سلامت روان، در عملكرد فردي نمود پيدا مي كند و از خواب، اشتها، نظافت شخصي و روابط زناشويي گرفته تا تعاملات شغلي، تحصيلي و اجتماعي را تحت تأثير قرار مي دهد، افزود: هر گونه تغيير در اين مؤلفه ها مي تواند نشانه اي از اختلال رواني باشد. افت عملكرد، غيبت هاي مكرر از كار، كاهش ارتباطات اجتماعي و بروز اختلافات خانوادگي از جمله پيامدهاي نايديده گرفتن سلامت روان هستند. گاهي يك تغيير كوچك در محيط زندگي، حمايت مددكاري، مشاوره روان شناسي يا استفاده از تكنيك هاي حل مسأله مي تواند وضعيت رواني فرد را بهبود بخشد. در مواردي نيز تنظيم شيميايي مغز با داروهاي مناسب ضروري است.

 

 

42

متخصص روانپزشكي و فلوشيپ فوق تخصص سالمندان بيمارستان ابن سينا از مراكز درماني وابسته به دانشگاه علوم پزشكي مشهد با تأکید بر اهمیت تغذیه سالم در پیشگیری از اختلالات روان‌پزشکی، به‌ویژه دمانس‌ها، افسردگی و بیماری آلزایمر، اظهار داشت: يكي از بيماري هايي كه حوزه شناخت انسان اعم از حافظه، توجه و تمركز و عملكردهاي اجرايي مغز مانند برنامه ريزي و حل مسأله و تصميم سازي مغز را متأثر مي نمايد، بيماري آلزايمر است. الزايمر شايعترين علت دمانس و زوال عقل را تشكيل مي دهد ولي علل ديگر زوال عقل بيماري هاي عروقي مغز، عوارض ضربه مغزي شديد، عوامل عفوني و ويروسي و كمبودهاي تغذيه اي مي باشد.

دكتر علي اكبر اسماعيلي در گفتگو با وبدا گفت: یکی از انواع مهم زوال عقل، دمانس عروقی است که ارتباط مستقیمی با بیماری‌های زمینه‌ای از جمله فشار خون بالا، دیابت و اختلالات چربی خون دارد. بنابراین، همان توصیه‌ها و پروتکل‌هایی که برای پیشگیری از بیماری‌های قلبی–عروقی ارائه می‌شود، به‌طور مستقیم در پیشگیری از اختلالات عروقی مغز و کاهش بروز دمانس‌های عروقی نیز مؤثر است.

وي افزود: آلزايمر يك بيماري تخريب سلول هاي مغزي است كه به تدريج، سلول هاي عصبي نواحي از مغز به خصوص مناطق مسئول حافظه و توجه و تمركز دچار تحيليل و در نهايت تخريب و مرگ سلول عصبي مي گردند. هر چند عوامل ژنتيكي و جنسيت و سن از عوامل و علت غير قابل پيشگيري آلزايمر محسوب مي گردند ولي عوامل و فاكتورهاي خطري كه قابل پيشگيري هستند 45 درصد فاكتور و يا همان عوامل خطر را تشكيل مي دهند.

دكتر اكبري گفت:  تخریب و تحلیل سلول‌های عصبی مغز تحت تأثیر عوامل متعددی از جمله بسترهای ژنتیکی و افزایش مواد اکسیداتیو كه در بافت مغز رخ می‌دهد و این فرایند اکسیداتیو می‌تواند زمینه‌ساز کاهش عملکرد شناختی و بروز انواع زوال عقل شود .

وي در ادامه  یکی از مهم‌ترین راهکارهای کاهش آسیب‌های اکسیداتیو در مغز، را استفاده از رژیم غذایی سرشار از آنتی‌اکسیدان‌ها ذكر كرد و افزود: مصرف منظم سبزیجات و میوه‌جات تازه، به‌ویژه میوه‌های خام و رنگی، نقش مؤثری در کاهش روند تخریب سلول‌های عصبی و محافظت از بافت مغز ایفا می‌کند.

این متخصص روانپزشكي، با اشاره به نقش مغزها در سلامت روان تصریح کرد: مصرف موادی مانند پسته، گردو و بادام به دلیل دارا بودن ترکیبات غنی از تریپتوفان اهمیت ویژه‌ای دارد. تریپتوفان در بدن به سروتونین تبدیل می‌شود و می‌تواند در پیشگیری از افسردگی، به‌خصوص در افراد مستعد، نقش مؤثری داشته باشد. این ترکیبات همچنین در کاهش خطر ابتلا به آلزایمر نیز مؤثر ارزیابی می‌شوند.

فلوشيپ فوق تخصص سالمندان، با تأکید بر مفهوم سبک زندگی سالم خاطرنشان کرد: تغذیه، یکی از ارکان اصلی سبک زندگی سالم است و به‌تنهایی نمی‌توان با الگوهای محدود غذایی، مانند حذف کامل گروهی از مواد غذایی، سلامت بدن را تضمین کرد. بدن انسان به طیف متنوعی از مواد مغذی نیاز دارد و تعادل در دریافت مواد غذایی امری ضروری است.

به گفته این روانپزشك، مصرف چربی‌های غیراشباع مانند روغن زیتون و سایر روغن‌های گیاهی، در مقایسه با چربی‌های اشباع، نقش محافظتی مهمی دارد. چربی‌های اشباع می‌توانند موجب بروز آترواسکلروز و تصلب شرایین شوند و در نهایت، با ایجاد تنگی عروق، زمینه کاهش خون‌رسانی به مغز و بروز ایسکمی مغزی را فراهم کنند.

وی در ادامه تأكيد كرد: کنترل عوامل خطر متابولیک، در کنار مصرف مواد غذایی سرشار از آنتی‌اکسیدان و ترکیبات پیش‌ساز سروتونین، می‌تواند نقش مهمی در کاهش خطر ابتلا به آلزایمر، دمانس‌های عروقی و افسردگی ایفا کند و کیفیت سلامت روان و شناختی جامعه را ارتقا دهد.

دكتر اكبري اضافه كرد: با افزايش تحصيلات، كنترل قند خون، فشار خون، عدم مصرف سيگار و تغذيه سالم، كاهش آلودگي هوا و ساير عوامل خطر مي توان از روند و شروع و تشديد آلزايمر پيشگيري نمود. تشخيص آلزايمر در مراحل ابتدايي حائز اهميت است، قطعاً اقدامات توانبخشي شناختي و كار درماني ذهني نقش عمده دارد.

 

 

43

رئيس بيمارستان تخصصي ابن سينا  از مراكز درماني وابسته به دانشگاه  علوم پزشكي مشهد گفت: پزشکی روان‌تنی شاخه‌ای از علوم پزشکی است که به بررسی تأثیر عوامل روان‌شناختی، وضعیت‌های روانی و شرایط هیجانی افراد بر بروز، تشدید یا تداوم بیماری‌های جسمی می‌پردازد.

دكتر علي اكبري در گفتگو با وبدا درباره بيماري هاي روان تني اظهار داشت: در بسیاری از بیماری‌های جسمی، عوامل روان‌شناختی نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا می‌کنند. به‌عنوان نمونه، اضطراب می‌تواند موجب تشدید علائم آسم شود یا استرس و اضطراب در بیماران مبتلا به پرفشاری خون باعث بدتر شدن وضعیت بیماری گردد. این موضوع تنها محدود به یک بیماری خاص نیست، بلکه طیف وسیعی از بیماری‌های جسمی را دربرمی‌گیرد.

متخصص سايكوسوماتيك دانشگاه، با بیان این نكته كه یکی از حوزه‌های مهم فعالیت پزشکی روان‌تنی، بررسی تأثیر شرایط روانی بر بیماری‌های جسمی است، تصریح کرد: بیماری‌های قلبی ـ عروقی، اختلالات گوارشی، بیماری‌های تنفسی و حتی برخی مشکلات مزمن، همگی می‌توانند تحت تأثیر استرس، اضطراب و فشارهای روانی قرار گیرند.

وی، حوزه مهم دیگر پزشکی روان‌تنی، را ارائه مشاوره‌های روان‌پزشکی به بیماران بستری در بیمارستان‌های عمومی و مراکز درمانی جسمی عنوان كرد و گفت: به همین دلیل، وجود بخش‌های روان‌تنی در بیمارستان‌های جنرال و مدیکال یک ضرورت محسوب می‌شود؛ چراکه بسیاری از بیماران جسمی، هم‌زمان با بیماری خود، دچار مشکلات روانی یا واکنش‌های استرس‌زا هستند که نیاز به مداخله تخصصی دارد.

این متخصص روانپزشكي، با اشاره به نقش شرایط استرس‌زا در سلامت جسم، تصريح كرد: استرس می‌تواند در بروز یا تشدید بسیاری از بیماری‌ها نقش داشته باشد؛ از بیماری‌های قلبی و فشار خون گرفته تا اختلالات گوارشی و مشکلات تنفسی. نادیده گرفتن وضعیت روانی بیمار، می‌تواند روند درمان بیماری جسمی را با اختلال مواجه کند.

فلوشيپ فوق تخصصي روان تني دانشگاه، به شرایط شغلی کارکنان حوزه بهداشت و درمان اشاره کرد و گفت: كاركناني که در محیط‌های دانشگاهی علوم پزشکی، بیمارستان‌ها و مراکز بهداشتی درمانی فعالیت می‌کنند، به‌ویژه افرادی که ارتباط مستقیم و مداوم با بیماران و مراجعان دارند، معمولاً با فشار کاری و استرس بالاتری مواجه هستند. این فشار روانی می‌تواند به‌عنوان یک عامل خطر در بروز یا تشدید بیماری‌های جسمی در این افراد مطرح باشد.

وی تأکید کرد: اگر بتوان با آموزش روش‌های مناسب و اجرای مداخلات علمی، میزان استرس و فشار روانی را در محیط‌های کاری کاهش داد، می‌توان در بلندمدت به بهبود سلامت جسمی کارکنان نظام سلامت کمک شایانی کرد. در همین مسیر، پزشکی روان‌تنی می‌تواند نقش مؤثر و مداخله‌گرایانه‌ای در ارتقای سلامت جسم و روان ایفا کند.

 

44

فوق تخصص روانپزشکی و فلوشیپ طب خواب بیمارستان ابن سینا، از مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با تأکید بر لزوم مصرف آگاهانه داروهای خواب‌آور گفت: بی‌خوابی در اغلب موارد یک علامت ثانویه از بیماری‌های زمینه‌ای بوده و درمان اصولی آن مستلزم شناسایی علت اصلی و نه مصرف خودسرانه و طولانی‌مدت داروهای خواب‌آور است.

 

دکتر سید کاوه حجت، در گفتگو با وبدا، درباره  طبقه بندی داروهای خواب‌آور اظهار داشت: این داروها به‌طور کلی به دو گروه اصلی تقسیم می‌شوند. گروه نخست شامل داروهای بنزودیازپینی و داروهای موسوم به ضددرگ‌هاست که از جمله آن‌ها می‌توان به آلپرازولام، لورازپام، کلونازپام و دیازپام اشاره کرد. این دسته دارویی به دلیل ایجاد وابستگی، صرفاً باید به‌صورت کوتاه‌مدت و مقطعی و فقط با تجویز پزشک متخصص مصرف شود.

به گفته فلوشیپ طب خواب دانشگاه، مصرف طولانی‌مدت بنزودیازپین‌ها به‌هیچ‌عنوان توصیه نمی‌شود و عوارض شایعی همچون اختلال حافظه، فراموشی، اختلال تعادل، سرگیجه و وابستگی دارویی را به دنبال دارد. همچنین مصرف این داروها می‌تواند باعث اختلال در رانندگی و افزایش خطر تصادفات شود.

دکتر کاوه، با هشدار نسبت به تداخلات خطرناک دارویی تأکید کرد: مصرف همزمان داروهای خواب‌آور با داروهای مخدر می‌تواند بسیار خطرناک باشد و حتی منجر به وقفه تنفسی حین خواب شود؛ از این‌رو این ترکیب دارویی به‌طور مطلق ممنوع است.

رئیس کلینیک خواب بیمارستان ابن سینا، در ادامه به گروه دوم داروهای خواب‌آور اشاره کرد و گفت: این گروه شامل داروها و مکمل‌هایی است که خاصیت وابستگی ندارند و عوارض کمتری ایجاد می‌کنند. از جمله این موارد می‌توان، به ملاتونین به‌عنوان یک هورمون تنظیم‌کننده خواب، منیزیم بی‌گلیسینات و همچنین دمنوش‌های گیاهی نظیر سنبل‌الطیب اشاره کرد، که اثربخشی آن‌ها در بهبود کیفیت خواب در مطالعات علمی مورد تأیید قرار گرفته است.

وی افزود: اگرچه این ترکیبات در اغلب موارد ایمن‌تر هستند، اما ممکن است عوارضی مانند خواب‌آلودگی روزانه، سردرد یا کابوس‌های شبانه ایجاد کنند و در صورت بروز این علائم، مراجعه به پزشک ضروری است.

 

فوق تخصص روانپزشکی دانشگاه،  با اشاره به اهمیت بررسی علل بی‌خوابی تصریح کرد: بی‌خوابی می‌تواند ناشی از اختلالات اضطرابی، افسردگی، اختلالات تنفسی حین خواب نظیر آپنه انسدادی خواب یا حتی عوارض جانبی برخی داروها از جمله کورتون‌ها، داروهای قلبی و بعضی مسکن‌ها باشد. در این شرایط، درمان بی‌خوابی بدون توجه به عامل زمینه‌ای نه‌تنها مؤثر نیست، بلکه می‌تواند موجب مصرف مزمن دارو و افزایش تدریجی دوز شود.

وی، خاطرنشان کرد: درمان بی‌خوابی نیازمند شرح‌حال دقیق و تشخیص علت اصلی است و مراجعه به متخصص طب خواب،  بهترین مسیر برای پیشگیری از وابستگی دارویی و انتخاب درمان مؤثر و پایدار به شمار می‌رود.

 

 

45

متخصص روانشناسی بیمارستان قائم (عج)، از مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد، در حوزه تربیت دیجیتال، در تازه‌ترین راهنمای خود با عنوان  مدیریت فضای مجازی کودکان و نوجوانان؛ راهنمای عملی برای والدین و مربیان،  بر ضرورت  همراهی فعال والدین  به جای کنترل سخت‌گیرانه  تأکید کرد و فضای مجازی را هم‌زمان  فرصت یادگیری و خلاقیت و زمینه بروز مخاطرات خطرات رفتاری و ذهنی  برای نسل جدید عنوان کرد.

دکتر رضا شم‌آبادی، در همین راستا در گفتگو با وبدا اظهار داشت: اینترنت و رسانه‌های دیجیتال برای کودکان و نوجوانان دو چهره دارند: از یک‌سو ابزار تقویت مهارت، آموزش و ارتباط  و از سوی دیگر عامل بروز خطرهایی چون اعتیاد آنلاین، آزار مجازی، کلاهبرداری، افت تحصیلی و اضطراب اجتماعی را در پی دارند.

وی تأکید کرد: هدف اصلی نباید  ممنوع‌کردن کودکان یا نوجوانان از فضای مجازی  باشد، بلکه شکل‌دهی به استفاده‌ای ایمن، سالم و متعادل لازمه تربیت در این حوزه است.

اصل طلایی: همراهی، نه کنترل

دکترشم‌آبادی افزود: کنترل افراطی و بدون گفت و گو معمولاً منجر به پنهان‌کاری کودک می‌شود، لذا بهترین رویکرد، همراهی فعال  است؛ یعنی والدین با کنجکاوی دوستانه درباره آنچه فرزندشان می‌بیند و تجربه می‌کند گفت‌وگو کنند، برای فضای مجازی قوانین شفاف تدوین کنند و به‌جای بستن راه‌ها، مهارت تصمیم‌گیری را آموزش دهند.

توصیه‌های سنی برای دو گروه اصلی

این متخصص سلامت روان، میان کودکان دبستانی و نوجوانان با توجه به اقتضای سنی آنها تفاوت قائل است؛ بنابراین، برای کودکان دبستانی، بازی‌ها و برنامه‌های دارای رده‌بندی سنی، استفاده در فضای مشترک خانه و زمان‌بندی محدود پیشنهاد کرد.

اما برای نوجوانان، اصل بر مشارکت در قانون‌گذاری، احترام به استقلال، و آموزش سواد رسانه‌ای همچون تشخیص اخبار جعلی و حفظ حریم خصوصی است.

سه تهدید عمده و شیوه‌های پیشگیری

دکتر شم آبادی، تأکید نشانه‌هایی چون بی‌قراری بدون گوشی، کاهش خواب و افت تحصیلی باید جدی گرفته شود. وی جهت پیشگیری از تهدیدها، تعیین زمان مشخص، استراحت‌های کوتاه، خاموشی دستگاه‌ها هنگام خواب و ایجاد جایگزین‌های انگیزشی مانند ورزش و فعالیت هنری را توصیه کرد.

وی افزود: کودک باید بداند واکنش مستقیم به توهین فقط اوضاع را بدتر می‌کند و بهتر است از قابلیت  بلاک ، گزارش آنها به بزرگسالان و  نگهداری شواهد استفاده کند و اطلاع خانواده از آنها نشانه ضعف نخواهد بود.

کلاهبرداری اینترنتی و افشای اطلاعات شخصی

دکتر شم‌آبادی تأکید کرد: اطلاعاتی مانند نام، شماره تماس، آدرس، عکس خصوصی و رمز عبور، باید جزو  حریم ممنوعه  کودک باشند و در برابر لینک‌ها یا جوایز مشکوک، واکنش محتاطانه داشته باشد.

قوانین خانوادگی پیشنهادی

به گفته وی، به ‌منظور تنظیم دیجیتال  در محیط خانه، مجموعه قواعد قابل چاپ نظیر

ممنوعیت استفاده از گوشی هنگام صرف غذا، توقف کار با صفحه‌ نمایش یک ساعت پیش از خواب، اطلاع والدین از نصب هر نرم‌افزار جدید، رعایت ادب در فضای مجازی همانند دنیای واقعی، تلاش برای گفت‌وگوی آزاد در مواقع مواجهه با محتوای نامناسب، بدون ترس از تنبیه و ابزارهای کمکی و سواد رسانه‌ای تهیه شود.

دکتر شم آبادی، تأکید کرد: ابزارهای کنترل والدین یا تنظیمات حریم خصوصی در شبکه‌های اجتماعی می‌توانند مؤثر باشند، اما به‌هیچ‌وجه جایگزین رابطه انسانی و گفت‌وگوی والد-فرزند نمی‌شوند.

علاوه بر این، آموزش سواد رسانه‌ای از ضروری‌ترین مهارت‌های قرن جدید به شمار می رود؛ کودکان باید تفاوت  تبلیغ، خبر، شایعه و سرگرمی  را درک کنند و اثر  ردپای دیجیتال  خود را بدانند.

اقدام در برابر تهدیدهای جدی

متخصص سلامت روان دانشگاه درباره تهدیدهای فضای مجازی گفت: در صورت مواجهه با آزار جدی آنلاین یا ارسال تصاویر خصوصی، والدین بدون سرزنش، نخست آرامش روانی کودک را بازگردانند، شواهد را حفظ کنند و در صورت نیاز از روان‌شناس یا مسیرهای قانونی کمک بگیرند.

دکتر شم‌آبادی، تصریح کرد: مدیریت فضای مجازی یعنی ایجاد تعادل میان آزادی و نظارت، لذا وقتی کودک یا نوجوان در کنار بزرگسالی آگاه قرار گیرد، فضای مجازی از  محیط خطرناک  به  ابزار رشد و یادگیری  بدل می‌شود.

 

 

46

متخصص روان‌شناسی سلامت بیمارستان دکتر شریعتی، با تأکید بر نقش تعیین‌کننده عوامل روانی و اجتماعی در سلامت انسان، روان‌شناسی سلامت را یکی از رویکردهای نوین و اثربخش در نظام‌های سلامت معرفی می‌کند که می‌تواند کیفیت زندگی فردی و اجتماعی را به‌طور معناداری ارتقا دهد.

دکتر شیما شیخ در گفتگو با وبدا اظهار داشت: روان‌شناسی سلامت شاخه‌ای از علم روان‌شناسی است که به بررسی تأثیر افکار، احساسات و رفتارهای فرد بر سلامت جسمی و روانی می‌پردازد. برخلاف نگاه سنتی که سلامت را صرفاً نبود بیماری می‌داند، این رویکرد بر الگوی زیستی–روانی–اجتماعی تأکید دارد؛ الگویی که سلامت را حاصل برهم‌کنش هم‌زمان عوامل جسمی، روانی و اجتماعی می‌داند.

از پیشگیری تا توانمندسازی؛ اهداف کلیدی روان‌شناسی سلامت

دکتر شیخ، هدف اصلی روان‌شناسی سلامت را ارتقای کیفیت زندگی عنوان کرده و می‌افزاید: این حوزه با آموزش و توانمندسازی افراد، آن‌ها را در مسیر جایگزینی رفتارهای سالم به‌جای عادات ناسالم یاری می‌دهد. مدیریت استرس، اصلاح سبک زندگی، افزایش تحرک بدنی، تغذیه متعادل و کاهش رفتارهای پرخطر از مهم‌ترین محورهای مداخله در این رشته به شمار می‌روند.

وی با اشاره به کاربردهای گسترده روان‌شناسی سلامت خاطرنشان کرد: این تخصص نه‌تنها در بیمارستان‌ها و کلینیک‌ها، بلکه در سازمان‌ها، محیط‌های کاری و برنامه‌های ملی سلامت نقش فعالی دارد. کمک به بیماران مبتلا به بیماری‌های مزمن برای سازگاری بهتر با شرایط بیماری، طراحی برنامه‌های کاهش فرسودگی شغلی و افزایش بهره‌وری در محیط کار، و اجرای کمپین‌های آموزشی پیشگیری از بیماری‌ها در سطح جامعه از جمله این کاربردهاست.

سبک زندگی؛ حلقه مفقوده بسیاری از بیماری‌های شایع

این متخصص روان‌شناسی سلامت، با بیان اینکه بخش قابل توجهی از بیماری‌های شایع امروز مانند دیابت، فشار خون بالا و بیماری‌های قلبی–عروقی ارتباط مستقیمی با سبک زندگی دارند، تصریح می‌کند: استرس‌های مزمن شغلی، کم‌تحرکی، تغذیه ناسالم و روابط اجتماعی مخرب می‌توانند به‌تدریج بدن را فرسوده کرده و زمینه‌ساز بروز بیماری شوند.

 

به گفته دکتر شیخ، روان‌شناسی سلامت با نگاهی جامع، سلامت را یک پازل چندبُعدی می‌داند که از اجزای جسم، روان و جامعه تشکیل شده است؛ در صورتی که هر یک از این مؤلفه‌ها دچار آسیب شوند، سلامت کلی فرد نیز با اختلال مواجه خواهد شد. از این‌رو، تاکید این رشته بیش از درمان، بر پیشگیری و تغییر رفتارهای ناسالم است؛ رویکردی که هم هزینه‌های درمانی را کاهش می‌دهد و هم منجر به افزایش کیفیت زندگی می‌شود.

دعوت به نگاهی تازه در نظام سلامت

دکتر شیخ، روان‌شناسی سلامت را پلی میان علم و زندگی روزمره توصیف کرد و افزود: این حوزه به ما یادآوری می‌کند که ذهن و جسم جدایی‌ناپذیرند و دستیابی به سلامت پایدار بدون توجه هم‌زمان به هر دو امکان‌پذیر نیست. تغییر سبک زندگی نیز تنها در سایه حمایت اجتماعی و فرهنگی محقق می‌شود.

وی در پایان تأکید کرد:  آشنایی با روان‌شناسی سلامت نه‌تنها برای متخصصان حوزه درمان، بلکه برای عموم جامعه ضروری است؛ چراکه افزایش آگاهی عمومی می‌تواند این گرایش را به یکی از پایه‌های اصلی نظام‌های سلامت در آینده تبدیل کند.

 

 

 

47

وب دا، لطفاً در ابتدا خود را برای مخاطبان این گفتگو معرفی بفرمایید ( نام و نام خانوادگی ، در چه سالی و در کجا متولد شدید ) و شرح مختصری از سوابق تحصیلی دوران مدرسه و دانشگاه بفرمایید که در کجا و چه سالهایی طی شد؟

احتراما اینجانب دکتر علی مینوچهر متولد  1361، پزشک متخصص بیهوشی، اهل نیشابور و ساکن مشهد، فارغ التحصیل تخصص بیهوشی از دانشکده پزشکی مشهد در سال 1404 و حائز 10 درصد برتر بورد تخصصی بیهوشی و رتبه دهم بورد تخصصی بیهوشی در سال 1404 می باشم.

در خانواده ای فرهنگی تربیت شدم که پدر و مادرم هر دو دبیر مقطع متوسطه در دبیرستان های دولتی آن شهر بودند. ایشان از سالهای ابتدای تحصیل، اهمیت ویژه ای برای کیفیت آموزش من قائل بودند و در انتخاب معلم و بعدها مدرسه من حساسیت بالایی به خرج می دادند. من اکثر سالهای تحصیل خود را در مدارس دولتی یا نمونه دولتی گذراندم و در کلاس فوق برنامه یا خصوصی شرکت ننموده ام و بیشتر تلاشم بر مطالعه ی شخصی عمیق منابع موجود متمرکز بود تا اینکه نهایتا در سال 1379 با کسب رتبه 600 منطقه یک به صورت آزاد در دانشکده پزشکی دولتی مشهد پذیرفته شدم.

پس از فارغ التحصیلی از مقطع پزشکی و گذراندن دوران مقدس سربازی در نیروی انتظامی تهران بزرگ و مشهد مقدس، در اوایل دهه نود مدتی در شبکه بهداشت و درمان شهرستان کلات به عنوان پزشک خانواده مشغول به خدمت شدم که در مدت کوتاه حضورم در مراکز بهداشت آن شهرستان تلاش در برگزاری جلسات هیأت امنا و ارتباط با مسئولین محلی در جهت ارتقای وضعیت بهداشتی آنجا داشتم که خوشبختانه این تلاشها علی الخصوص بصورت موردی شامل پیگیری و اعزام مادر پرخطر بدحال، توسط مدیریت محترم وقت شبکه بهداشت و درمان آن شهر مورد تقدیر واقع شد. پس از آن در ادامه خدمات به عنوان پزشک عمومی در شهرستان های مرزی استان خراسان رضوی دو سال به عنوان تنها پزشک و رئیس درمانگاه تامین اجتماعی سرخس در آن شهرستان به 50 هزار بیمه شده خدمات ارائه نمودم و سپس به عنوان ریاست درمانگاه تامین اجتماعی قوچان در این شهر مشغول به خدمت شدم که در سال 1394 به عنوان مدیر نمونه استان برگزیده شدم؛ پس از انتخاب مدیری بومی برای این مرکز با حکم ریاست محترم درمان تامین اجتماعی استان به شهر مرزی تربت جام رفته و در اواخر دهه نود، ریاست پلی کلینیک تامین اجتماعی تربت جام را عهده دار بودم و در سال 1397 به عنوان کارمند نمونه استان  انتخاب و سپس به مراکز درمانی مشهد منتقل شدم. از دیگر افتخارات من در سازمان تامین اجتماعی که سازمان خدمت به قشر زحمتکش کشور می باشد، کسب رتبه اول کشوری در نخستین دوره طرح فراخوان مدیران آینده سازمان تامین اجتماعی سال 1398 بود. پس از همه گیری کرونا با محدودیت های ایجاد شده در جامعه عزم شرکت در آزمون تخصص پزشکی نموده و در سال 1400 موفق به ورود به دوره دستیاری پزشکی بیهوشی مشهد که پیشتر به آن علاقمند بودم، شدم.

وب دا، با توجه به تجربه‌ای که در فضای شغلی خود در دانشگاه داشته‌اید تصور می‌کنید چه اقدامات و برنامه‌هایی می‌تواند به هرچه بهتر شدن این فضا کمک کند؟

با توجه به سابقه درمانی و اجرایی در مدت خدمت جهت بهبود عملکرد و اعتلای درمان در مراکز دولتی اعم از آموزشی یا درمانی می توان در چندین بعد به آن موارد پرداخت؛ پیشنهادات من شامل تمرکز بر رضایتمندی پرسنل محترم و خدوم درمان که الزاما مستلزم هزینه های هنگفت نبوده و نیازمند استقرار نگاه مبتنی بر احترام بیش از پیش می باشد. همچنین تلاش برای جذب منابع از خیرین و ارگان های ذیربط در جهت درمان بیماران نیازمند به نحوی که حداقل لطمه به درآمدهای مراکز درمانی وارد گردد و تعامل با بخش های بیمه ای و اجرایی استان به نحوی که زمان وصول مطالبات مراکز درمانی به حداقل رسانده شود و مشارکت تمام اقشار و تخصص ها در امور اجرایی، برگزاری جلسات در معاونت محترم آموزشی و پژوهشی جهت بهبود فرآیندهای دانشگاه در جهت ایجاد توازن بین درمان، آموزش و پژوهش، بازرسی و نظارت بیش از پیش بر اجرای برنامه های آموزشی گروهها جهت پرهیز از مستندسازی به جای اجرای دستورالعملها و  ...

با حضور در دانشگاه با فضایی متفاوت نسبت به بخش درمان مواجه شدم، فراوانی تعداد بیماران در دانشگاه علوم پزشکی مشهد، تنوع بیماران با مشکلات جسمی مختلف و تنوع نژادی به دلیل ارجاعات فراوان از نقاط مختلف کشور و منطقه را در بر دارد؛ که این امر علاوه بر ایجاد فرصت مناسب مشاهده ی عینی بیمارای های شایع و نادر و آموزش عملی در کنار وجود اساتید متبحر این دانشگاه با گرایشات فوق تخصصی مختلف، گستره پهناوری از فرصت های پژوهشی کم نظیر را برای دانشجویان علاقمند و اساتید فراهم می سازد. حضور تیم های پژوهشی قوی که توسط معاونت محترم پژوهشی وقت خانم دکتر خداشاهی زیر نظر ریاست محترم دانشگاه ساماندهی شده بودند سبب جذب حداکثری پژوهشگران بالقوه از میان دانشجویان و تکثر مقالات پژوهشی دانشگاه با درجه علمی بالا شده است.

همانگونه که پیشتر ذکر شد، حضور اساتید متبحر و فرزانه در گروههای مختلف مخصوصا بیهوشی از نقاط قوت دانشکده پزشکی می باشد. با توجه به تعداد اساتید در این رشته تنوع سنی، تخصص منجر به تلفیقی از تجربه و دانش به روز شده است. وجود تجهیزات جدید و استاندارد متناسب با هر رشته می تواند در رشته هایی مثل بیهوشی که متکی به داروها و ابزار مناسب می باشند، مثل مونیتورینگ های مختلف بیمار و اعصاب، ماشین بیهوشی جدید، اکوکاردیوگرافی داخل مری و ... در امر درمان، آموزش و پژوهش بسیار کمک کننده باشد.

 

 

48

وب دا، با توجه به نقش مهم و اثرگذار اساتید در فضاهای مختلف آموزشی و پژوهشی و درمانی دانشگاه ، از نگاه شما یک استاد موفق در این حوزه‌ها چه شاخصه‌هایی دارد؟

اساتید با سابقه دانشگاه پزشکی مشهد در زمینه های مختلف سرآمد و پرچمدار این رشته در شهر و استان هستند. در این بین اساتیدی که ارتباطات پویا با جراحان و استادان سایر رشته ها دارند،  در نتیجه این تعامل امکان انجام عملهای خاص همچون جراحی پیوند قلب مصنوعی، عملهای کم تهاجمی قلب و عروق، جراحی های نوروسرجری در بیماران بیدار و عمل ها با بیهوشی موضعی به جای بیهوشی عمومی را در دانشکده پزشکی مشهد فراهم می سازند.

حضور استادان توانمند با سابقه که بعنوان پیشگامان بیهوشی در سطح استان محسوب می‌شوند در کنار اساتید جوان با انرژی بالا و انگیزه و امکان دسترسی به تکنولوژی های روز و استفاده از هوش مصنوعی و رایانه، می تواند مکمل یکدیگر بوده و منجر به تقویت گروههای آموزشی مختلف دانشگاه باشد که شاهد این امر ثبت اختراعات و انجام پژوهشهای برجسته ملی و جهانی برای دانشگاه بوده است.

حمایت از اساتید برای گذراندن دوره های تکمیلی علمی، علی الخصوص در رشته های فوق تخصصی جدید مانند درد، لوکال آنستزی، فوق تخصص بیهوشی قلب اطفال، بیهوشی نوروسرجری و .. که در سطح استان یا کشور موجود نمی باشند، بصورت فرصت مطالعاتی، بورسیه تحصیلی و ... می تواند به تکمیل نیروهای تخصصی و استقرار رشته های درمانی نوین در سطح استان منجر گردد که از اهمیت بسیار بالایی برخوردار می باشد.

وب دا، در مسیر تحصیل و فعالیت‌های کاری آیا چالش ها و موانعی را هم تجربه کردید؟ در صورت پاسخ مثبت بفرمایید چطور با این چالش ها و موانع مقابله کرده اید؟

بالتبع طی کردن دوران تحصیل و کار بدون چالش و مشکلات نبوده است. حفظ تعادل بین زندگی، تحصیل و مسائل اقتصادی و معیشت از نکات ظریفی است که هر دانشجوی پزشکی و طبیب خودساخته ای بایست آن را مدنظر قرار دهد. از مدیریت فرد در ایجاد هماهنگی بین دوره های کار و کسب درآمد قبل یا حین تحصیل نمی توان چشم پوشی نمود. همچنین از مشکلات پزشکان نقل مکان های مکرر به سایر شهرها، حضور در شیفتهای طولانی و متوالی است که گاه کنترل اوضاع و زندگی عادی یا سلامت روح و جسم را با مخاطرات جدی مواجه می سازد. از مدیران و برنامه ریزان خواستار منطقی سازی و تلطیف شرایط کاری و تحصیلی علی الخصوص در سه دوره کارآموزی پزشکی، طرح و دستیاری تخصصی می باشم که راهکارهایی همچون بهبود امکانات رفاهی مراکز و اماکن استراحت و تعیین زمان تنفس پس از کشیک که در برخی مراکز علمی کشور اجرایی می باشد، می تواند راهگشا باشد.

وبدا، آيا خانواده هم در پيشرفت تحصيلي و شغلي شما نقش داشتند.

مسلما برای هر فرد مجرد یا متاهل طی مراحل طولانی و سنگین از نظر علمی و حجم کار در رشته پزشکی نیازمند حمایت خانواده در همه زمینه های عاطفی، اقتصادی و فکری می باشد. بلوغ بالای ذهنی و اطلاع از شرایط و دشواری های مسیر در این رشته حتما از ضروریات هر خانواده ای است که در آن دانشجوی پزشکی مشغول به تحصیل است. روزهای متمادی من با توجه به مطالعه برای آزمون ها یا کشیکها موفق به دیدار والدین یا همسر و فرزندم نمی شدم که خوشبختانه با درک بالا و پشتیبانی ایشان این دوران به نحو احسن طی شد و توانستم خود را برای ارائه خدمت به مردم خوب سرزمینم روز به روز آماده تر سازم.

وبدا، اوقات فراغت خود را صرف چه فعاليت هايي مي كنيد.

در میان مشغله های روزمره، کار و استرس های طبابت، حفظ تعادل میان زندگی و کار از اهمیت بالایی برخوردار است. با توجه به این امر من در تلاش بوده ام تا در اوقات فراغت به فعالیت های ورزشی مثل شنا و کوهنوردی که روز به روز در سطح جامعه مقبولیت و توسعه بیشتری در بین نسل جوانتر پیدا کرده است، بپردازم. همچنین همواره سعی کنم تا زمانی را برای گذراندن وقت با خانواده در برنامه هایم در نظر بگیرم..

 

 

49

وب دا، لطفاً در ابتدا خود را برای مخاطبان این گفتگو معرفی بفرمایید ( نام و نام خانوادگی ، در چه سالی و در کجا متولد شدید ) و شرح مختصری از سوابق تحصیلی دوران مدرسه و دانشگاه بفرمایید که در کجا و چه سالهایی طی شد؟

من دکتر فاطمه اسماعیل زاده، عضو هیات علمی گروه پرستاری اتاق عمل و سالمندی هستم. تحصیلات اکادمیک خودم را در  رشته پرستاری، شروع کردم و پس از فارغ التحصیلی در بیمارستان های قایم و امام رضا مشغول  انجام طرح شدم. سپس در دپارتمان اورژانس بیمارستان امام خمینی تهران کارم رو به مدت 5 سال ادامه دادم و طی این مدت در رشته آمورش پرستاری داخلی جراحی،در مقطع کارشناسی ارشد نیز ادامه تحصیل دادم. بعد از آن به بیمارستان طالقانی مشهد منتقل شده و به عنوان پرستار بخش ICU، سوپروایزر آموزشی و بالینی بیمارستان به مدت 5 سال فعالیت کردم و بعد از قبولی در مقطع دکترا، به دانشکده پرستاری و مامایی آمدم. از سال 1391 در گروه پرستاری اتاق عمل و سالمندی این دانشکده به کار مشغولم و  مسئولیت‌هایی مانند تدریس در مقاطع مختلف پرستاری، کارشناسی اتاق عمل، کارشناسی ارشد پرستاری سالمندی و آموزش بالینی این دانشجویان، همچنین هدایت پروژه‌های پژوهشی در زمینه اخلاق حرفه ای پرستاری و پرستاری سالمندی را بر عهده داشتم.

وبدا، با توجه به تجربه ای که در فضای شغلی خود در دانشگاه داشته اید تصور میکنید چه اقدامات و برنامه هایی میتواند به هرچه بهتر شدن این فضا کمک کند؟

بر اساس تجربه‌ام  به عنوان عضو هیات علمی ، بهبود ارتباطات حرفه‌ای و شفاف بین اعضای هیأت علمی، حمایت از توسعه  دانش حرفه‌ای و توجه به رفاه شغلی و کاهش فرسودگی می‌تواند فضای کاری را ارتقا دهد. در حوزه پرستاری، من فکر می کنم ما در نهایت چاره ای جز این نداریم که پیوند اساتید دانشکده پرستاری را با بالین به نحو کاربردی تری توسعه دهیم تا شاهد پیشرفت و به روز رسانی نظام سلامت مان در حوزه مراقبت از بیمار باشیم.

وبدا، با توجه به فعالیت دانشگاه در سه حوزه آموزش، درمان و پژوهش حفظ ارتباط این سه حوزه از نگاه شما تا چه حد اهمیت دارد و اساسا آیا میتوان این سه حوزه را اولویت بندی کرد ؟

 اجازه می خواهم پاسخم را در حوزه تخصصی پرستاری ارائه دهم. در پرستاری، ارتباط میان آموزش، مراقبت و پژوهش حیاتی است، چون آموزش بالینی بدون ارتباط واقعی با بیمار معنا ندارد و مراقبت علمی نیز بدون پشتوانه پژوهش مبتنی بر شواهد کیفیت لازم را پیدا نمی‌کند. در حال حاضر، علی رغم اینکه اساتید پرستاری به‌طور مستمر در بالین حضور دارند، نقش مشخص رسمی و ساختارمندی در سیستم و بخصوص در بیمارستان ها، برای اثرگذاری بر بهبود فرایندها و حل مشکلات بالینی برای آن‌ها تعریف نشده است؛ در حالی‌که اگر نقش آنان به‌صورت رسمی و هدفمند در بالین تقویت شود، می‌تواند به ارتقای کیفیت مراقبت، آموزش مؤثرتر و انجام پژوهش‌های کاربردی تر منجر شود، بنابراین اهمیت اصلی نه اولویت‌بندی، بلکه در یکپارچگی واقعی و نقش‌آفرینی روشن اساتید در  این سه حوزه است.

وب دا، با توجه به نقش مهم و اثرگذار اساتید در فضاهای مختلف آموزشی و پژوهشی و درمانی دانشگاه ، از نگاه شما یک استاد موفق در این حوزه ها چه شاخصه هایی دارد؟

در حرفه پرستاری به نظرمن،  توانمندی استاد در ارتباطات و کار تیمی، الگوی اخلاق حرفه ای بودن، و حمایت از رشد دانشجویان از شاخص‌های مهم  و کلیدی است.

وبدا، در مسیر تحصیل و فعالیتهای کاری آیا چالش ها و موانعی را هم تجربه کردید؟ در صورت پاسخ مثبت بفرمایید چطور با این چالش ها و موانع مقابله کرده اید؟

بله، مثل بسیاری از همکارانم که این مسیر را پشت سر گذاشته‌اند، من هم در مسیر تحصیل و فعالیت حرفه‌ای با چالش‌های متنوع و فراوانی روبه‌رو بوده‌ام.  با توجه به اینکه هم در مقطع کارشناسی ارشد و هم دکترا، همزمان با تحصیل به کار هم مشغول بودم، یکی از مهم‌ترین آن‌ چالش ها،  فشار ناشی از نقش‌های متعدد کاری و زندگی بوده است که بعد از فارغ التحصیلی نیز ادامه داشته است. برای مدیریت این شرایط، همیشه سعی می کنم با اولویت‌بندی، مدیریت زمان و ایجاد شبکه‌های حمایتی از طریق خانواده و دوستانم این فشارها را کنترل کنم.

وبدا، آیا خانواده هم در پیشرفت های تحصیلی و کاری شما نقش داشتند؟

 قطعا خانواده نقش بسیار مهمی در پیشرفت‌های تحصیلی و حرفه‌ای من داشته‌اند، به طوری که در بسیاری از موارد برای انجام نقش‌های مختلف حرفه‌ای و تعهدات کاری، لازم است از بخشی از زمان حضور کنار خانواده و بخصوص فزرندانم صرف نظر کنم. با وجود این، حمایت عاطفی و انگیزه‌دهی آن‌ها همیشه پشتوانه‌ای قوی برای مدیریت و برنامه ریزی انجام کارهایم بوده است. امیدوارم در آینده شاهد حمایت رسمی و غیر رسمی بیشتری از مادران شاغل، بخصوص اعضای هیات علمی که وظایف متعدد حرفه ای برعهده دارند، باشیم.

 

50

وب دا، لطفاً در ابتدا خود را برای مخاطبان این گفتگو معرفی بفرمایید ( نام و نام خانوادگی ، در چه سالی و در کجا متولد شدید ) و شرح مختصری از سوابق تحصیلی دوران مدرسه و دانشگاه بفرمایید که در کجا و چه سالهایی طی شد؟

من دکتر علی اکبر اسماعیلی دانشیار گروه روانپزشکی و فلوشیپ روانپزشکی سالمندان هستم.  من متولد سال ۱۳۴۹ شهرستان فردوس هستم که تحصیلاتم را تا مقطع دیپلم در شهرستان فردوس سپری کردم . سال ۱۳67 پس از اخذ ديپلم رشته تجربي در کنکور سراسری شركت كردم و در رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد قبول شدم و سال ۷۴ از دانشگاه فارغ التحصیل شدم. از اواخر سال ۱۳۷۴ که فارغ التحصیل شدم دوران دوره سربازی را به عنوان  پیام آور بهداشت  در شهرستان رفسنجان شروع کردم. این دوران را در مرکز بهداشت درمانی روستایی شهرستان رفسنجان طی کردم. سپس در سال 1378 در رشته روانپزشکی قبول شدم و در سال ۱۳۸۰ در دانشگاه علوم پزشکی مشهد از رشته روانپزشکی فارغ التحصیل شدم .

دوره ضریب K (طرح تخصصی) را در شهرستان فردوس طی کردم و به مدت حدود ۱۰ سال در شهرستان فردوس به عنوان اولین روانپزشک در  خدمت بيماران بودم. خوشبختانه اقدامات خوبي در سال ۱۳۸۰ زماني كه روانپزشک شهرستان فردوس بودم انجام دادم و مدتی بعد از گذراندن دوره طرح با توجه به اینکه بخش روانپزشکی در این شهرستان وجود نداست و خیلی از بیماران نیازمند این نوع از خدمات درمانی بودند و همچنین بعد مسافت و مشکلاتی که این بیماران در زمینه بستری داشتند بنابراین، به همت مدیریت شبکه بهداشت و درمان آن زمان آقای دکتر قلیان که در حال حاضر در معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشكي مشهد خدمت می کنند، بخش روانپزشکی زنان و مردان را فعال کردیم.

با توجه به اینکه فردوس یک شهرستان خیلی کوچکتر نسبت به شهرستان های سبزوار ، بجنورد و.. بود که این شهرستان ها که حتی بخش روانپزشکی نداشتند ولی ما در شهرستان فردوس بخش روانپزشکی را خوشبختانه فعال کردیم.

 مسأله ‌ای که اهمیت داشت این بود که از سوی سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی وقت وزارت بهداشت برای بازدید بیمارستان آمدند و دیدند که  به طور کامل  استانداردهای کامل یک بخش روانپزشکی از جمله ایمنی، پیشگیری از آسیب بیمار به خود، فرا،ر خودکشی، پرخاشگری و...رعایت شده است.

خوشبختانه خدمات خوبی برای مردم این شهرستان فراهم شد. معمولا در سیاست‌های وزارت بهداشت و درمان باید ۱۰ درصد تخت‌های بیمارستان‌های جنرال را تخت های روانپزشکی تشکیل دهد که معمولاً بنا به دلایل محدودیت های مختلف فضای فیزیکی یا پرسنلی این سیاست به طور کامل اجرایی امکان دارد اجرا نشود و کمتر به آن پرداخته شود، ولی در بخش روانپزشکی بیمارستان فردوس، خوشبختانه ۱۰ درصد تخت‌های بیمارستان به بخش روانپزشکی اختصاص يافت، بنابراين ا در مجموعه بیمارستان جنرال بخش روانپزشکی را فعال کردیم.

 از فعالیت ها و اقدامات قابل توجه و خدمات روانپزشکی که ما در این بخش به آن توجه کردیم، اين بود كه با توجه به اینکه بنده اولین روانپزشک این شهرستان بودم، بنابراین بحث فرهنگ سازی از اهمیت بالایی برخوردار بود مخصوصاً انگ برچسبي كه در ارتباط با بحث اختلالات روانپزشکی مطرح است. چرا که در آن زمان هنوز برای خیلی از مردم جامعه خدمات روانپزشکی شناخته شده نبود؛ اما الان خیلی وضعیت نسبت به گذشته تغییر کرده است و  فرهنگ سازی یا سطح سلامت جامعه افزایش پیدا کرده  است و بیماران به روانپزشک برای تشخیص و اختلال خود مراجعه می کنند. اما در حدود طی 25 سال پیش این زمینه فرهنگی یا سطح سلامت جامعه کمتر بود و ما خیلی دوست داشتیم که این فرهنگ سازی هم انجام شود، بنابراین در حوزه بهداشت یا پیشگیری اولیه خدمات روانپزشکی را در سطح  شبکه بهداشت و درمان پیاده سازی کردیم و پیگیری هایی نیز در بخش بستری و بعد از بستری داشتیم و در حقیقت پیشگیری ثانویه یا پیشگیری ثالث در جهت ارائه خدمات تمام وقت براي بيماران نيازمند به خدمات روانپزشكي در شهرستان فردوس انجام می شد.

در سال 82 كلينيك درمان اعتياد را در شهرستان فردوس راه اندازي كردم.

اقدام خوب دیگری که در بخش روانپزشکی بیمارستان فردوس انجام شد، اين بود كه ما یک تیمی داشتیم شامل همکار پزشک عمومی دوره دیده، روانپزشک که من بودم، مددکار اجتماعی و پرستار. مجموعه پرستاری بخش ویزیت در منزل بعد از ترخیص را پیگیری می‌کرد که خوشبختانه جزء خدمات با کیفیت برای بیماران  به شمار می رود. پس از آن من در سال ۱۳۸۶ به استخدام دانشگاه علوم پزشکی در امدم و به عنوان عضو درمانی خدمت کردم و با توجه به تفکیک استان خراسان بزرگ به خراسان رضوی، جنوبی و شمالی  شهرستان فردوس در سال ۱۳۸۶ زیر مجموعه دانشگاه علوم پزشکی بیرجند و استان خراسان جنوبی قرار گرفت و ما در استان خراسان جنوبی به بسیاری از بیمارانی که اختلالات روانپزشکی مزمن داشتند و نيز بيماراين را كه که نیاز به مراقبت و نگهداری در مراکز توان بخشی داشتند خدمات روانپزشكي ارائه مي كرديم. برخي بيماران كه متأسفانه بنا به دلایل مختلف سیستم حمایتی ضعیف داشتند، بیمارانی که در خانواده های خود عودهای مکرر داشتند و نیاز بود در یک مراکز توانبخشی که تحت نظر سازمان بهزیستی باشد نگهداری و مراقبت و درمان شود نيز خوشبختانه این خدمات نیز در حیطه درمان و توانبخشی بیماران روانپزشکی استان خراسان جنوبی وجود داشت.

 

51

ما به همت مجموعه پرسنل بهداشت و درمان شهرستان فردوس ، مرکز خیریه نگهداران بیماران روانی مزمن راکه با مجوز سازمان بهزیستی برای اولین بار در خراسان جنوبی در شهرستان فردوس فعال کردیم که از کل مجموعه استان، از شهرستان‌های بیرجند، قائن و فردوس پذیرش بیماران مزمن اعصاب و روان را داشتیم که خوشبختانه انجام خدمات خیلی با کیفیتی انجام می‌شد و در حال حاضر هم این ارائه خدمات وجود دارد و براي بيماران نيازمند انجام مي شود؛ یعنی الان حدوداً ظرفیت ۶۰ الی ۷۰ بیماران روانی در انجا نگهداری می شوند و خدمات توانبخشی هم از جمله، کار درمانی، مراقبت و درمان و... برای اين بیماران انجام می‌شود که این یکی دیگر از اقدامات خوبی بود که بنده، در ان زمان به صورت تیم ورک، در شبکه‌ بهداشت و درمان ، با پرستاران و خیرین راه اندازی کردیم و هنوز هم با این مجموعه به عنوان رئیس هیأت مدیره به صورت خیریه فعالیت دارم.

 با فرایند ارتقای خدمات بهداشتی و درمانی مخصوصا بحث درمان در شهرستان فردوس، پیگیری‌هایی که برای ساخت بیمارستان جدید مطرح بود، بنابراين با همت همکاران مجموعه مدیریتی شبکه بهداشت و درمان جناب آقای دکتر قلیان که جا دارد از همين جا از زحمات ایشان خیلی تشکر کنم و مرحوم آقای دکتر سید محمود میرزایی که خداوند رحمتشان کند زمینه ساخت بیمارستان جدید در شهرستان فردوس فراهم شد و همینطور اورژانس بیمارستان شهید چمران که این اقدامات مورد پیگیری قرار گرفت و  به نتیجه رسید که الان باعث ارتقای خدمات درمانی مناسبی در شهرستان فردوس شده است.

 در حوزه آموزش عالی، فعاليت هايي كه انجام دادم، مربوط به دانشکده پیراپزشکی و بهداشت شهرستان فردوس بود که بنده در سال ۱۳۸۸ با پیگیری‌هایی که انجام دادم مجوز رشته کارشناسی اتاق عمل صادر شد و اولین دوره پذیرش دانشجو را ما در سال ۱۳۸۸ را در شهرستان فردوس شروع کردیم و الان دانشکده فردوس حدود ۹ رشته در حیطه پیراپزشکی و بهداشت را دارد که مخصوصاً در بعضی از رشته‌ها در حداقل منطقه جغرافیایی خراسان جنوبی یا منطقه خراسان که البته نمي خواهم بگويم منحصر به فرد، ولی  کمتر است از جمله رشته فناوری اطلاعات سلامت که پذیرش دانشجو دارد و یکی دیگر  از رشته ها، مدیریت خدماتی بهداشتی و درمانی و حتی کارشناسی ارشد فناوری اطلاعات سلامت کارشناس ارشد است که دانشگاه فردوس نيز در این رشته ها و مقاطع پذیرش دانشجو دارد و اخیراً هم مجوز کارشناس ارشد رشته پرستاری را کسب کردند که این موارد مربوط به حیطه آموزش عالی بود.

 من تا سال ۱۳۹۱ مسئولیت دانشکده پیراپزشکی و بهداشت فردوس را به عهده داشتم. در سال ۱۳۹۱ در فراخوان جذب اعضای هیأت علمی شرکت کردم و به عنوان عضو هیأت علمی دانشکده علوم پزشکی بیرجند شروع به کار کردم و در سال ۱۳۹۷ به درجه دانشیاری ارتقاء یافتم و تا سال ۱۴۰۲ در این شهرستان خدمت کردم. در سال ۱۴۰۲ به دانشگاه علوم پزشکی مشهد منتقل شدم و بعد از انتقال در پذیرش دستیاری فلوشیپ روانپزشکی سالمندان در دانشگاه علوم پزشکی ایران تحصیل کردم و  در شهریور ماه سال 404 دوره فلوشیپ روانپزشکی سالمندان را به اتمام رساندم و برای شروع مجدد کار از شهریور ماه سال۱۴۰۴ در بیمارستان ابن سینا بخش روانپزشکی سالمندان گروه روانپزشکی مشغول به خدمت شدم.

سوابق اجرایی:

از سال۱۳۸۶ تا ۹۰ ریاست بیمارستان و همینطور ریاست دانشکده پیراپزشکی و شبکه بهداشت و درمان شهرستا فردوس را بر عهده داشتم. در بیرجند که به عنوان عضو هیأت علمی شروع به کار کردم، دو سال معاون توسعه و مدیریت و منابع دانشگاه علوم پزشکی بیرجند بودم،  به مدت دو سال معاون بالینی و تخصصی دانشکده پزشکی و حدود دو سال دیگر نیز ریاست بیمارستان امام رضا(ع) بیرجند بر عهده داشتم. علاوه بر این مدیر گروه روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی بیرجند بودم .

در انتهای فعالیت های اجرایی عضو کمیته‌های استانی، کمیته‌های کشوری، طراحی و تدوین آموزش پزشک عمومی، پزشکی خانواده در سطح کشوری و استانی بودم و همینطور فعالیت های مربوط به خیریه و اجرایی من جمله هیأت مدیره اجرایی سازمان هلال احمر خراسان جنوبی بوده است، انشالله که مورد مفید جامعه واقع شده باشد و بتوانیم فعالیت های بیشتری در این زمینه داشته باشیم.

سوابق پژوهشي:

در حوزه فعالیت های پژوهشی هم که مانند اکثر اعضای هیأت علمی،  تعداد مقالات پژوهشی متعددی دارم که اچ دی ایندکس 9 را در زمینه فعالیت های پژوهشی دارم  و مخصوصا طرح کوهورت سالمندان که در بیرجند اجرا می شود و  قسمت حیطه مراقبت‌های شناختی و حوزه روانپزشکی را بنده بر عهده دارم که من عضو تیم اجرایی بودم و در حال حاضر نیز با آنها همکاری می کنم.

وب دا، با توجه به فعالیت دانشگاه در سه حوزه آموزش، درمان و پژوهش حفظ ارتباط این سه حوزه از نگاه شما تا چه حد اهمیت دارد و اساسا آیا می‌توان این سه حوزه را اولویت بندی کرد ؟

در حال حاضر به نظر من بخش آموزش خیلی حائز اهمیت است، مخصوصاً با توجه به حیطه رشته فوق تخصصی ام که سالمندان است. مراقبت از سالمندان با توجه به اینکه جمعیت سالمندی کشور رو به افزایش است و با تأکید بر اینکه رشد جمعیتی را که متولدین دهه ۵۰ و دهه ۶۰ در کشور بودند ان پیک جمعیتی الان به سنین سالمندی  نزدیک می شوند؛ یعنی در طی دهه آینده ما یک افزایش قابل توجهی را در زمينه سالمندی خواهیم داشت. در سال های آینده مثلاً ۲۰ یا ۳۰ ساله آینده که آن پیک جمعیتی رد می شود شاید تا حدودی، جمعیت سالمندی کاهش پیدا کند؛ ولی در حال حاضر انچه که پیش روی جامعه در طی دهه آینده است، افزایش سن سالمندی می باشد. لذا این افزایش سن سالمندی نیازهای دوران سالمندی را  بر بستر جامعه تحمیل می کند؛ اعم از خدمات شهری و در بستر خانواده‌ها و همینطور یکی از نیازهای آنها بهداشت و درمان سالمندی خواهد بود؛ از جمله اين مسائل افسردگی سالمندی و ساير مشكلات مربوط به دوره سالمندي است كه بايد تمام زير ساخت هاي مورد نياز براي اين قشر جامعه فراهم شود.

 

 

52

شاید ما همگام با این نیاز که پیش بینی می‌کنیم یا حتي وجود دارد باید انطباقی را در  ارائه خدمات حوزه سالمندی در حیطه های مختلف جامعه یا خانواده و همینطور بهداشت و درمان فراهم کنیم؛ یعنی از الان از سیستم حمل و نقل عمومی شهری گرفته، مراکز فرهنگی، محله محور و ... بايد شرايطي را فراهم كنند، كه بتوانند مراقبت‌های مناسبی را از سالمندان انجام دهند، همچنین استفاده از تکنولوژی های نوین در ارائه خدمات سالمندی به خصوص بحث تله مدیسین، خدمات در بستر اینترنت که به صورت خدمات ویزیت در منزل به نظر من ضروری است، که باید از الان سیاست گذاری های لازم صورت گیرد. همچنین در حقیقت مراکز بستری در بستر بیمارستان‌های عمومی و جنرال ادغام شود تا زماني که یک سالمند برای عمل چشم، به بخش چشم پزشکی مراجعه می کند امکان دارد، در زمان بستری نیاز به دريافت خدمات روانپزشکی سالمندی پیدا کند یا ممکن است در بخش جراحی بستری شود و بعد از عمل جراحی بیمار دچار دلیریوم یا ساير دچار اختلالات شناختی شود؛ بنابراين ضروری است که ما خدمات روانپزشکی سالمندی را در این بیمارستان‌های جنرال هم تدوین ‌کنیم. اگر اين خدمات در سطح مراکز استان ها انجام نمی شود اما بهتر است که در شهرستان‌ها، در بیمارستان‌هايی که 100 تختخوابی هستند ضروری است که حتماً یک جایگاهی را برای طب سالمندی و روانپزشکی سالمندی از الان پیش بینی کنیم، که این خدمات را بیماران دریافت کنند؛ چرا که کیفیت خدمت خیلی مهم است. بحث موربیدتی بیماری‌ها و مورتالیتی را خدمات روانپزشکی سالمندی کاهش دهند و بهبودی ایجاد مي شود. به نظر من این موارد در حیطه درمان براي بيماران سالمند از اهمیت بالایی برخودار است.

و البته در حیطه آموزش نیز به همین شکل است. در آموزش به دانشجویان پزشکی، دانشجویان پرستاری و کلیه کادر پیراپزشکی ضروری است که به طب سالمندی توجه شود و به آن اهتمام خاصی داده شود و همینطور برای پرسنل بهداشتی و درمانی، آموزش‌های ضمن خدمت ضروری است که جهت این آگاهی بخشی انجام شود.

 در حیطه تخصصی نیز باید آموزش و آمادگی های لازم را به سطح جامعه انتقال دهیم که ما افزایش سطح سلامت سالمندی را در جامعه شاهد باشیم؛ که خانواده ها چگونه از سالمند خود مراقبت هاي لازم را انجام دهند و کیفیت زندگی سالمند خود را افزایش دهند.

وقتی ما با این رویکرد در حیطه سالمندی مواجه هستیم، مسلماً باید ضروریات فرهنگی و اجتماعی یک جامعه را شناسایی کنیم. شاید نیازهای جوامع ما متفاوت باشد و حتی مناطقی داخل خود ایران هستند به عنوان مثال ایا فرهنگی که در استان آذربایجان حاکم است آیا در خراسان یا خوزستان هم همان رویکرد وجود دارد ؟ بنابراین برای این امر نیاز به پژوهش داريم. ما پژوهش‌های خود را انجام دهیم و سپس باید ببینیم که آيا اطلاعات ما با اطلاعات و دیتاهایی که به صورت بین المللی منتشر می شود، اختلافی دارد؟ حتی سطح شناختی و استانداردهای پایه‌ای که داریم باید شناسایی شود که نیاز به اقدامات پژوهشی دارد؛ بنابراین پژوهش نیز در اینجا جای خود را باز می‌کند، که حتماً برنامه‌های جامع پژوهشی در حیطه سالمندی هم در پروپوزال ها و طرح های مصوب دانشگاه و دولت قرار بگیرد و جزء اولویت‌های پژوهشی تلقی شود. این طب جامعه نگر و پژوهش‌های مبتنی بر جامعه و بعد زمینه‌های درمانی دست به دست هم خواهند داد تا ما بتوانیم خدماتمان را متناسب و منطبق بر شرایط محیطی و فرهنگی جامعه تطبیق دهیم.

وب دا، با توجه به نقش مهم و اثرگذار اساتید در فضاهای مختلف آموزشی و پژوهشی و درمانی دانشگاه ، از نگاه شما یک استاد موفق در این حوزه‌ها چه شاخصه‌هایی دارد؟

معلومات، سواد و تجربه یک استاد، خیلی جایگاه مهمی دارد ولی کاربردی نمودن آن علم و سواد و اجرایی کردن مسائل خیلی اهمیت دارد، که ما عملگرا باشیم. باید زمینه عملگرایی را به نظر من در اساتید فراهم کرد البته به  علاقه یک استاد هم بر می گردد ولی باید زمینه‌سازی عملگرایی هم ایجاد شود. به عنوان مثال آن چیزی که من بین اساتيد مشاهده کردم گاهي اوقات ممكن است یاس و ناامیدی وجود داشته باشد، یا مثلاً  پیشنهادی دهیم که یک کاری را انجام دهند، ولی اظهار می کنند که  انجام این کار بی فایده است و از انجام آن به دلایل مختلف از جمله مشکلات اجرایی، نبود اعتبار و بودجه، اولویت ندادن اعتبارات و... دلسرد مي شوند و آن را انجام نمي دهند، بنابراین در اینجا بسیار مهم است که باید نظرات تخصصی اساتید دانشگاه را در زمینه اولویت های اجرایی پیش ببریم.

من همیشه این ایده در ذهنم است که آیا جامعه باید ما را دنبال خودش بکشد، نیازهای جامعه، عرف گرایی و عام‌گرایی است که من را به سمت خودش می كشد و یا من به عنوان یک تحصیل کرده و  به عنوان یک استاد دانشگاه یا متخصص من باید جامعه را به سمت و سوی درستی هدایت کنم.  این دو تا سر طیف باید یک جایی با یکدیگر تلاقی کنند که یک گام، خواسته‌های جامعه و یک گاه من باید جامعه را هدایت کنم.

 گاهی اوقات امکان دارد که این تعادل به هم بخورد و ما خیلی جامعه‌گرا شویم. به عنوان مثال، یک روستایی که جمعیتی کم دارد ممکن است متقاضی مرکز بهداشتی و درمانی باشد ولی استانداردهای وزارت بهداشت و درمان را نداشته باشند، اگر اضطرار اجتماعی و وزارت بهداشت اجازه دهد که ما باید حتما در این شهرستان یک بیمارستان دیگری هم بسازیم یا مرکز بهداشتی درمانی بسازیم و یک سری خدمات القایی باشد آیا ما باید دنبال ان درخواست مردم برویم یا نه؟!!!! یکی از مسائلی که در بحث‌های اجرایی و مدیریتی بهداشت و درمان  وجود دارد این است که ما گاهی اوقات مطالباتی داریم که اصلاً شاید با هنجارهاي  جمعیت انجا حداقل انطباق را نداشته باشد یا جز اولویت های اصلي قرار نگیرد و اولویت هاي بالاتری داشته باشیم. بنابراین در  اینجا بسیار مهم است که این ارتباط اجرایی بین گروه متخصصین و کسایی که در ارتباط با اجتماع به عنوان مرجع هستند از جمله، شورای شهر، فرمانداری و...برقرار شود. من معتقد هستم حضور متخصصین در تصمیم‌سازی یا متقاعد کردن یا آگاهی بخشی جامعه باید بسيار پررنگ باشد و این جایگاه باید تبیین شود که متخصصین نظرات تخصصي خود را در این زمینه اعمال کنند و جامعه هم آگاهی بخشی پیدا کند که یک متخصص، یک نظر تخصصی خود را عنوان کرده است و بسيار هم مهم است.

 

53

مطالبه جمعیت با حوزه تخصصی باید به تعادل برسد، به عنوان مثال در جمعیت دانشجویی که انگیزه های دانشجویان کاهش یافته و حتی متأسفانه خودکشی در بین پزشکان و دستیاران را شاهد هستیم. در اينجا چندين سوال مطرح است، آیا من در جايگاه يك استاد باید به دانشجو سخت بگیرم یا خیر؟ آن چهارچوب‌ها و ساختارهای علمی نباید ضعیف شود، به عنوان مثال افزایش ظرفیت دانشجویان پزشکی که مورد مطالبه یک درصدی از اجتماع است و وزارت بهداشت را به این سمت برده که ما افزایش ظرفیت دانشجوی پزشکی داشته باشیم . آیا این واقعا درست است؟ آیا اصلا ما ظرفیت این همه پذیرش دانشجو را داریم؟ آیا زمینه آموزش مناسب و با کیفیت این تعداد دانشجو فراهم است؟ آیا کسانی که بعد با افزایش ظرفیت وارد این حیطه مهم خواهند شد، توانایی مهارت آموزی را خواهند داشت؟

بنابراین با این شرایط امکان دارد پزشکی که فارغ التحصیل می کنیم، آن انتظاراتی که جامعه از او دارد را نتواند برآورده کند، آن دانشجو ممکن است مهارت‌های تخصصي و مورد نيازي را که یک پزشک باید داشته باشد به خوبی، کسب نکرده باشد که بنا به دلایل مختلف از جمله ، افزایش تعداد دانشجویان زمینه یادگیری فراهم نبوده، آزمایشگاه و کلاس درس به تعداد کافی نبوده است، دانشجو به تعداد کافی بیمار در بخش ندیده است. همين طور ممكن است انگیزش های بیرونی که يك دانشجو باید یک پزشک متبحری شود، وجود نداشته باشد و حتما الزاماً هم این انگیزش ها تنها مسائل مادی نیست اما جز مهم آن معیشت و زندگي يك دانشجوي پزشكي است. که وقتی یک دانشجوی پزشکی فارغ التحصیل می شود می خواهد بداند كه در چه جایگاهی قرار بگیرد، اگر احساس کند که به آن جایگاهی که تمایل دارد، دست پیدا نخواهد کرد، بنابراین انگیزه لازم برای درس خواندن و مهارت آموزی و.... نخواهد داشت بنابراين با خود مي گويد که چرا باید درس بخوانم؟

علاوه بر این امکان دارد همان جامعه ای که مطالبه افزایش پزشک را داشته است، منتقد کیفیت ارائه خدمات پزشکی باشد که این پزشکی که در حال حاضر در جامعه خدمت مي كند، آن پزشکی نیست که ما می‌خواستیم چرا كه مهارت لازم را ندارد. در این شرايط باید واقعاً در جامعه این اعتمادسازی را ايجاد كرد و این اطمینان بخشی را داد که سیاست گذاری در حیطه‌های آموزش را به دست اهل فن بسپاریم ،که نقش حوزه  هايتخصصی و خبرگانی در اینجا اعمال شود نه اینکه غیر خبرگان نیازی را تعقیب کنند و ان نیاز به علت فشار اجتماعی و فشار سیاسی که ایجاد می شود، منجر شود که نظر افراد خبره اعمال نشود و در آينده با مشكلات عديده اي در حوزه هاي درمان و بهداشت مواجه شويم.

وب دا، در مسیر تحصیل و فعالیت‌های کاری آیا چالش ها و موانعی را هم تجربه کردید؟ در صورت پاسخ مثبت بفرمایید چطور با این چالش ها و موانع مقابله کرده اید؟

چالش که همیشه وجود دارد. اما ما آدم ها باید یکسری از واقعیت‌ها را قبول کنیم، اگر واقعیت‌های را قبول نکنیم منجر به سرخوردگی و  ناامیدی می شود. ما انسان ها در راستاي رسيدن به اهدافمان در مسيرهاي مختلف زندگي بايد پیگیری‌هاي لازم را به طور مرتب انجام  دهيم؛ چرا که نیازهای افراد مختلف است. قطعا نیازی که من در خودم احساس می کنم شايد همکاری دیگر در یک شرایط زندگی ديگري باشد که نیازش اصلا  با نیازهای من متفاوت باشد. بنابراين باید علی رغم اینکه مشکلات وجود دارد، باید پیگیر اهدافمان باشيم، براي رسيدن به انها باید وقت گذاشت، اعتمادسازی کرد و در نهایت برآیند این تلاش ها به صورت کلی باعث می شود که موفقیت حاصل شود.

ولی افق انسان در زندگی خیلی مهم است که ما باید افقی را برای خود در زندگی تعیین کنیم. باید برنامه‌ریزی در راستای ان افق مهم  داشته باشیم؛ يعني براي دستيابي به اهدافمان،  آن را مرحله به مرحله‌ انجام دهیم و البته ممکن است، که دارای نوسان باشد، مثلا در یکسری از دوره ها و اهداف زندگی تنزل داشته باشیم اما در برخی دیگر به سمت و سوی هدف خود پیش رویم، در نتيجه حرکت در جهت پیشرفت است که می تواند مؤثر باشد.

همچنین،  صداقت در کار  و پشتکار  بسيار مهم است، علاوه بر اين تحمل سختی‌ها يكي ديگر از مواردي است، كه بتوانيم با مشكلات مقابله كنيم، بنابراين  هر فرد در زمان بروز چالش هاي زندگي بايد تاب آوری داشته باشد، كه بتواند به اهدافش دست يابد.

وب دا، آيا خانواده در مسير پيشرفت تحصيلي و شغلي شما نقش داشتند.

مشخصاً در زمينه پيشرفت هاي تحصصيلي وشغلي ام، من الگوهایی که داشتم از محیطی بوده که در آن پرورش کردم و رشد یافتم. پدر و مادرم و برادر مرحوم  بودند. برادر بزرگترم شهيد دكتر محمد اسماعيلي فوق تخصص كليه كودكان، خيلي تقش مهمي ايفا كردند ايشان الگوي رفتاري من بودند و در تمام دوران هاي زندگي از مشورت هاي ايشان برخوردار بودم. آنچه از شخصيت و منش ايشان هميشه در ذهنم ثبت شده، نحوه انديشيدن عميق ايشان به موضوعات زندگي و قضاوت و استدلال منطقي با امورات زندگي است كه منجر به منش صبر و بردباري و متانت رفتاري ايشان مي گرديد و هيچوقت اصالت رفتاري را فداي ظاهربيني و عيجانات زودگذر نمي كردند. پشتكار، تلاش و تاب آوري الگويي بود كه از ايشان و والدين و زمينه محيط زندگي همواره در مسير زندگي ام، تأثير فراوان بر جاي گذاشته است و در نهايت مردم داري و راه انداختن امور مردم حتي با فدا نمودن آسايش شخصي توصيه اي بوده است كه والدين، برادر و ساير اطرافيان همواره تأكيد بر انجام آن داشته اند.

و همینطور خانواده ام، همسر و فرزندانم افرادی  بودند که خیلی نقش مؤثری در پیشرفت من داشتند. با وجود اینکه خیلی از اوقات، وقت من در حیطه‌های فعاليت هاي اجرایی و اجتماعی گذشته است و از زندگی شخصی و خانوادگی خود برای کار صرف کرده ام، ولی خانواده ام همیشه پشتیبان و مشوقم بودند؛ هرچند گاهی اوقات گلایه‌مندی هم بوده مبنی بر اینکه وقت برای آنها کم می‌گذارم، برای فرزندان و برای زندگی ام کم می‌گذارم ولی در مجموع خیلی کمکم کردند که من با انگیزه بیشتر بتوانم به امور تحصیلی، زندگی و اجرایی و کاری ام ادامه دهم.

همسرم کارشناس ارشد زیست شناسی و روانشناسی بالینی واستخدام آموزش و پرورش دبیر آموزش و پرورش هستند. من دو تا فرزند پسر دارم که پسر بزرگم دانشجوی رشته پزشکی است و در رشته فیزیوپات در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی تهران تحصیل می کند و پسر کوچکم سال نهم دبیرستان است.

 سوال آخر وبدا،  اوقات فراغت خود را چه فعاليت هايي انجام مي دهيد.

من بخشی از اوقات فراعتم را در دیدار با خانواده می گذرانم، اگر وقت داشته باشم، پیگیر اخبار و وب گردی و فضای مجازی را چک می کنم. همچنین در این زمان محتوای آموزشی برای دانشجویان و دستیاران تهیه می کنم . بخش دیگر اوقات فراغتم را صرف فعالیت های آموزشی و پژوهشی می کنم. فعالیت های ورزشی را به دلیل کمبود وقت به صورت پراکنده و غیر مستمر انجام می دهم.

 

 

54

وب دا، لطفاً در ابتدا خود را برای مخاطبان این گفتگو معرفی بفرمایید ( نام و نام خانوادگی ، در چه سالی و در کجا متولد شدید ) و شرح مختصری از سوابق تحصیلی دوران مدرسه و دانشگاه بفرمایید که در کجا و چه سالهایی طی شد؟

من دکتر پیمان اشراقی متولد سال 51 در مشهد هستم.  دانشیار دانشگاه علوم پزشکی مشهد در رشته غدد و متابولیسم کودکان  در بيمارستان كودكان اكبر فعالیت دارم. دوران دبیرستان را درمدرسه حکمت ( ابن یمین قدیم) سپری کردم و از این مدرسه مدرک دیپلمم را گرفتم. در آنجا اونجا برای تغییر رشته از ریاضی به تجربی کلاس ۲۴ نفره تشکیل دادند، تا بچه‌هایی که رشته ریاضی می‌خواندند و تمایل داشتند، وارد رشته تجربی شوند. هر۲۴ نفر همگی در رشته‌های پزشکی، دندان پزشکی و دارو سازی قبول شدند و ۶ تا رتبه دو رقمی  داشتیم و رتبه ۳ کنکور را آقای کاکایی اخذ کرده بود که الان جراح قلب در تبریز هستند و آقای دکتر کامبیز علیزاده، رتبه 4 کنکور شدند که جراح قلب در مشهد هستند. چون کلاس خیلی خوب و فوق العاده  ای داشتیم و  از همان زمان بعضی از معلمان وقتی وارد کلاس می شدند، مثلاً آقایون دکتر حالتان چطور است که به این شکل به دانش اموزان انگیزه می داد، به همین دلیل این انگیزه ها و برخوردهای معلمان، باعث شد که ۶ تا رتبه دو رقم در کلاس ۲۵ نفره داشته باشیم که راندمان‌های خیلی خوب بود که در یک دبیرستانی که کلاس های آن جدا شده بود.

در آزمون رشته پزشکی شرکت کردم و من در دانشگاه علوم پزشکی زاهدان  قبول شدم  هفت سال در آنجا تحصیل کردم و  سال 69 وارد دانشگاه شدم و سپس در سال 76 از دوره پزشکی عمومی فارغ التحصیل شدم. برای شروع به کارم من شهرستان قائن را انتخاب کردم. ان موقع یعنی سال 76 زلزله شهرستان زیرکوه رخ داده بود و ما برای خدمت و کمک به زلزله زدگان اعزام شدیم ، بنابراین چند ماه در آنجا  بودن و پس از پایان طرحم، برای تخصص آزمون دادم و  رشته اطفال دانشگاه علوم پزشکی اصفهان قبول شدم . تحصیل در این دانشگاه، دوره خیلی خوبی برای من بود، چرا که دانشگاه اصفهان، یک دانشگاهی است که دیسیپلین خاصی دارد. من از سال ۷۹ تا ۸۲  دستیار اطفال در بیمارستان الزهرا(س) اصفهان بودم و سه سال در آنجا خدمت می کردم.

در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، خیلی اساتید خوبی داشتم و از نظر کاری و دیسپلین واقعا دانشگاه فوق العاده ای بود و خیلی یک دانشجو را مسئولیت پذیر تربیت می کرد. به عنوان مثال اگر در این دانشگاه، آزمایش درخواست می‌کردید اگر اورژانس بود باید اورژانسی یک پزشک آن را پیگیری می‌کرد، بنابراین مسئولیت یک پرونده از ابتدا تا انتها با خود پزشک بود، بنابراین حس مسئولیت را در پزشکان ایجاد می کرد.

دوره طرح تخصص ام را در شهرستان تربت حیدریه سپری کردم. در آنجا ۵ نفر از همکاران متخصص اطفال بودند و من نفر ششم بودم که در انجا خدمت می کردیم . آقای دکتر توکلی، خانم دکتر گرگانی و...که از هم دوره ای های من بودند. سپس برای اخذ فوق تخصص غدد، دانشگاه علوم پزشکی شیراز قبول شدم،. در آن زمان دانشگاه سه نفر رشته ما را پذیرش داشت که یک یا دو نفردانشگاه علوم پزشکی تهران می گرفت و یک نفر هم دانشگاه علوم پزشکی شیراز  که من شیراز قبول شدم. دوره فوق تخصص دو ساله بود که من سال ۸۴ وارد دانشگاه شیراز شدم و سال ۸۶ از دوره فوق تخصص فارغ التحصیل شدم. پس از آن عضو هیأت علمی دانشگاه  علوم پزشکی بابل شدم و از سال ۸۶ تا تقریباً ۹۰ هم در آنجا خدمت کردم.

از سال 90 هم عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد شدم و در خدمت استاد وکیلی و خانم دکتر قائمی بودم. در دانشگاه علوم پزشکی مشهد یک گروه دو نفره آموزش  فلوها را بر عهده داشتند که باید ردیف سه نفر می شدند که من متقاضی بودم و جذب دانشگاه علوم پزشکی مشهد شدم. البته آقای دکتر دیدند در دوره پزشکی عمومی و دوره تخصص جزء دانشجویان ممتاز بوده ام و در نهایت همان طور که عرض کردم، از سال 90 عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد شدم و  تا الان که تقریباً ۱۴ یا۱۵ سال است که این افتخار را دارم که در دانشگاه مشهد فعالیت داشته باشم.

 

 

55

بعد از شش سال دوره، دانشیار شدم. در طی سال های خدمتم در دانشگاه علوم پزشکی، مسئولیت های مختلفی داشتم از جمله،  مسئولیت آموزشی بیمارستان امام رضا(ع)، مسئول گروه مورتالیتی، مسئول ژورنال کلاب، مسئول جلسات رادیولوژی مختلف و... برگزار می کردم و اکنون نیز مسئول بخش غدد و متابولیک بیمارستان اکبر را بر عهده دارم و خانم دکتر قائمی نیز ریاست گروه این بخش را بر عهده دارند.

اولین کتابی که من چاپ کردم، در مورد یک برخورد الگوریتمیک و اپروچی بود که در این زمینه واقعا کم داریم، در واقع جرقه این کار هم توسط اساتید گروه دانشگاه علوم پزشکی شیراز  در چند گروه زده شد؛ یعنی از کل کشور و از شهرهای مختلف یکی دو تا از اساتید مشارکت داشتند و روی موضوعات خیلی جالب پرکتیکال و موضوعی غدد و بیشتر غدد کودکان همکاری داشتند، که چند فصل از این کتاب را من نوشتم که هر فصلی را یکی از اساتید می‌نوشت.

 ان کتاب، اولین کتاب راهبرد بالینی بود و سبک نگارش آن خیلی پرکتیکال و الگوریتمیک و اپروچی بود که خیلی برای کار تجربی پزشکان و کار بالین بسیار پر کاربرد بود؛ که آن اولین کتابی بود که من نوشتم. که از همان دوران فلویی شروع کردم که سال 88 زیر نظر استاد امیرکی استاد کودکان ایران  تکمیل شد که ایشان الان بازنشسته شدند ولی باز هم در جلسات حضور دارند و شخصیت خیلی خاص و وارسته‌ای دارند.

یک سری مقالات هم در موضوعات مختلف بیشتر گرایش‌های مربوط به غدد و متابولیک دارم که مخصوصاً متابولیسم در کل کشور ما یکی از حوزه هایی است که، خیلی جا نیفتاده و جای کار زیادی دارد. هر چه بودجه کشورها برای بهداشت و درمانشان بالاتر باشد، جایگاه بیماری متابولیک هم بالاتر است چون به شدت هم از نظر بحث تشخیصی و هم برای درمانشان هزینه بر است. شیر خشک‌های مخصوص و داروهای مخصوص دارند که،  هزینه‌ آنها واقعاً بالا است و می توانم بگویم که مردم تنها شاید دو درصد از هزینه را باید پرداخت کنند و نتوانند همان را هم پرداخت کنند و علاوه بر این  آنزیم هایشان به شدت پر هزینه و مریضی چند مسأله اي هم هستند یعنی،  بیماری چند ارگانی است و درمانشان اگر زود شروع شود خیلی موثر و خوب خواهد بود ولی مشکلات خاص خود را دارد، زیرساخت هایی نیاز است. در زمینه متابولیک ها، که فکر می کنم مشهد، جز ان شهرهای خوب ایران است، یعنی شاید بتوان گفت، بعد از تهران، شهر مشهد الان از نظر متابولیک از جایگاه خوبی برخوردار است.

 کلینیک هایی وجود دارند که اختصاصاً روی بیماری فنیل کتونوریا یا PKU کار می کنند و می توان گفت که روی خط ال کار می کند، ان کاری که در كشورهاي پيشرفته هم انجام مي شود؛ بیماران دسترسی را هم برای دریافت مکمل‌ها و هم داروها دارند، اما با یک سری محدودیت‌هایی که مربوط به بودجه ای که به آنها تعلق می گیرد روبرو هستند؛ اما خوشبختانه مشهد خیرهای خوبی دارد.

  شیوع این بیماری های سخت اکثرا در خانواده های پایین تر خیلی بیشتر است و کمتر ما  خانواده‌هایی را مي بينيم که از نظر اقتصادی مرفه‌ هستند، درگیر بیماری متابولیک ارثی باشند و البته در این خانواده ها هم وجود دارد، اما  خیلی محدودتر؛  ولی اکثراً کودکان شرایطی دارند که  هزینه های سنگین  به آنها تحمیل می شود، که  قابل تحمل نیست.

الان در بعضی از مسائل تقریباً هزینه بیمار رایگان است که به آنها در زمینه تغذیه کمک می شود، علاوه بر ای شیر خشک‌ها تقریباً رایگان به دستشان می رسد داروها حتی به همین شکل است که هزینه های گزافی دارند و خوشبختانه تحت پوشش بیمه ای خوبی قرار دارند و باقی مانده هزینه را خیران خوبی که داریم تقبل می کنند..

در کشورهایی مثل سطح کشور ما معمولا بیماری pk  یک شاخص است که بیماری های متابولیک از این بیماری شروع می شود و بعد سراغ بیماری‌های دیگر مي آيد. بیماری های متابولیک ارثی بیش از ۵۰۰ تا بیماری هستند ۷۲ نوع آنها بیماری های قابل درمان با پیش آگهی خوب هستند، بنابراین حالا باید کشور ما قدم به قدم به سمتی برود که بتوانیم مثل سایر کشورهای دیگر حجم بیشتری از بیماری‌ها را زود تشخیص دهیم و کلینیک خاص داشته باشیم. کلینیک بیماری های متابولیک چند منظوره است و نیاز به گروه دارد. ما برای درمان این گروه از بیماری ها کلینیک و روانشناس داریم، من که به عنوان فوق تخصص غدد کودکان بیمار را می بینم، در کنارم، کارشناس تغذیم داریم، phd تغذیه‌ام حضور دارد، کار درمان و گفتار درمان برای مشاوره داریم.  تست IQ از آنها گرفته می شود. بحث دریافت مواد غذایی و داروهای آنها نیز مطرح است؛ بنابراین یعنی مجموعه‌ای باید باشد که همه این موارد را پوشش دهد، در غیر این صورت اگر مریض بخواهد برای هر کدام از این موارد به یک قسمتی مراجعه کند کار سخت خواهد شود و خوشبختانه این کار در بیمارستان کودکان اکبر به صورت تجمیع شده برای کودکان مبتلا به بیماری PKU  در حال انجام است. بیمار در این بیمارستان تمام خدمات را دریافت می کند.

 

56

در روز چهارشنبه دو کلینیک PKU که داریم که همزمان با هم آقای دکتر لطفی و بنده این بیماران را ویزیت می کنیم و خدمات را به طور کامل دریافت می کند و  بیمار تا سه ماه دیگر یا جلسه بعدی مراجعه می کند، که یک مجتمعی شده که خدمت به بیماران PKU ارائه می دهد. دورنمای آن ان شاالله به این شکل باشد که برای سایر بیماری های متابولیک هم، چنین اقدامات و فضایی فراهم شود و تمام خدمات را دریافت کنند و تا جلسات بعدی خود، به گروه های حاشیه ای دیگر مراجعه نکنند.

وب دا، با توجه به فعالیت دانشگاه در سه حوزه آموزش، درمان و پژوهش حفظ ارتباط این سه حوزه از نگاه شما تا چه حد اهمیت دارد و اساسا آیا می‌توان این سه حوزه را اولویت بندی کرد ؟

از نظر من هر سه حوزه آموزش، پژوهش و درمان در اولویت قرار دارند، هر کدام از این حوزه ها زیبایی خاص خود را دارند. من از هر کدام از این حوزه ها خسته می شوم، در یکی دیگر از حوزه ها خودم را مشغول می‌کنم. در حوزه درمان باید بگویم که کار کردن برای بیماران  واقعاً برای من خستگی ناپذیر است؛ چون یک کار مثبتی است که همیشه از نظر حس درونی یک حس خوب می دهد. در حوزه آموزش و پژوهش نیز، هر چقدر انگیزه دانشجو بالاتر باشد، انگیزه آن مدرس هم بیشتر می شود؛ بنابراین در آموزش و پژوهش باید علاقه اصلی را آن کسی که دنبال این کار است، داشته باشد.

 موضوع پژوهش هم خیلی متنوع و زیاد است. خوشبختانه یک حسنی که کشور در زمینه پژوهش وجود دارد، این است که ازدواج های فامیلی زیادی در کشور داریم سپس به تبع ان سندروم ها و بیماری ها نادر که گزارش‌های تک گیر هستند و ما به آنها اولتراژیر می گوییم، در کشور ما وجود دارد که شاید در کشورهای دیگر خیلی نادر است. کشورهایی که فرهنگ ما را دارند از جمله، ترکیه، عربستان، کشورهای عربی می توانند روی این بیماران کار کنند که کیس های خیلی خاصی ما داریم که مثلاً خیلی نادر گزارش شده است. در یک خانواده بین دو تا سه تا مورد از بیماری را شاهد هستیم، که ارزش جایگاه ژنتیک را بالا می برد و می‌توانیم بیماری را معرفی کنیم بیماری را با دقت بیشتر بالینی  بررسی کنند، چون وقتی این بیماری ها خیلی نادر باشند توصیف خوبی هم ندارند؛ یعنی بیماری خیلی معلوم نیست که تظاهراتش در اینده به چه شکلی خواهد بود، بنابراین هر چه تعداد بیماری بالاتر باشد، آن بیماری شناخته شده‌تر می‌شود و ما این حسن داریم که اینجا پژوهش ها را در این زمینه انجام دهیم.

بیمارستان کودکان اکبر مشهد، چون یک مرکز ارجاع محسوب می شود و از نصف کشور شرق کشور این بیمارستان را می‌شناسند و به ان مراجعه می‌کنند و بعد می‌بینیم که به عنوان مثال در یک خانواده یک بیماری نادر، سه تا مورد مبتلا داریم، که این ابتلا تنها حسن پژوهش به شمار می رود. یعنی یک بچه که در یک خانواده مشکل دار بود باید دومی دیگر تکرار نشود که ما در این زمینه نیز بسیار تلاش می کنیم که اتفاق نیفتد. اما متأسفانه اتفاقات به دلیل شرایط فرهنگی خاص که ازدواج فامیلی در کشور ما زیاد است رخ می دهد و از طرفی هم، تا حدودی پذیرش این صحبت‌ها برای بعضی از خانواده سخت است و حتی نمی پذیرند؛ یعنی ما مشاوره را به خانواده ها ارائه می دهیم که  این بیماری یه توارث دارد و احتمال تکرار فرزند دچار اختلال هم وجود دراد، ولی برای فرزند بعدی حتی تشخیص هم دارند ولی زیر بار سقط جنین نرفته اند به همین دلیل در برخی از خانواده ها، چند مورد ابتلا وجود دارد.

علیرغم اینکه بعضی از خانواده ها پیگیری نمی‌کنند و بیماری در خانواده تکرار می شود و خانواده هایی هم که، پیگیری می‌کنند اما در زمان تصمیم گیری نمی توانند، سقط جنین را داشته باشند و البته تصمیم آسانی نیست و درست و غلط بودن این کار را باید در جایگاه آن خانواده بود که بتوانیم آن را درک کنیم. بیماری های نادر یک شعاری دارند و می گویند که بیماری های نادر شایع اند، بنابراین اگر نگاه کنیم، حتی درخانواده هایی که ازدواج فامیلی دارند واقعاً بیماری نادر، شایع می شود.

وب دا، با توجه به تجربه‌ای که در فضای شغلی خود در دانشگاه داشته‌اید تصور می‌کنید چه اقدامات و برنامه‌هایی می‌تواند به هرچه بهتر شدن این فضا کمک کند؟

دانشگاه برای بهتر شدن در سه حوزه آموزش، پژوهش و درمان خیلی فعالیت ها را می تواند انجام دهد. برای انجام هر فعالیتی باید بستر آن فراهم باشد. باید بررسی شود که زمانی که  ما  دانشجو بودیم از چه چیزهایی انگیزه می‌گرفتیم؛ به عنوان مثال از این انگيزه می گرفتیم که وقتی فضای کاری پیش می آید، یک فضای کاری خوبی باشد، یعنی فکر نکند که مثلاً یک پزشک عمومی شد،  این پزشک  از نظر کاری چه جایگاهی می تواند داشته باشد.؟ ان چیزی که واقعاً امید دانشجویان را پایین می آورد چیزهای رئال، واقعی و عملیه است. دانشجو می خواهد بداند با توجه به تلاشی می کند، ثمره اش متناسب با تلاشش است؟ بنابراین اگر دانشگاه می‌خواهد  اقدامی در این زمینه انجام دهد، باید زیرساخت‌ها درست باشد و بودجه ها باید صرف این مسائل شود و  جایگاه‌ها مشخص باشد.

وب دا، در مسیر تحصیل و فعالیت‌های کاری آیا چالش ها و موانعی را هم تجربه کردید؟ در صورت پاسخ مثبت بفرمایید چطور با این چالش ها و موانع مقابله کرده اید؟

برای پیشرفت شغلی و تحصیلی یک کفش آهنی می‌خواهد چون واقعاً اگر یک حرکتی نو  انجام شود و خیلی سخت پذیرش می شود و حتی اگر به روزترین کار باشد و امتحانش را هم پس داده باشد. نمونه آن مثلاً یک دارویی را برای کودکان آوردیم به اسم کووآن برای درمان بچه های مبتلا به بیماری PKUکه به جای اینکه کودکان رژیم سخت بگیرند و تقریباً گیاهخوار شوند و یک شیرخواری که بخواهد گیاهخوار شود یک کودک ۴ ساله ۷ ساله  که بخواهد در مدرسه گیاه خوار شود واقعا کار سختی است، که سایر دانش آموزان خوراکی دیگر صرف کنند و این کودک محروم باشد، لذا این قرص می‌تواند رژیم آنها را آزاد کند؛ ولی تا اینکه وزارت خانه از تهران داکیومنت نگرفت و مقاله مشابه چاپ نشد و کارها انجام نشد کار از مشهد پیشرفت نکرد. من همه جا می‌رفتم و در سخنرانی ها یم حتی مطرح می کردم، ولی  سیستم و روال به گونه ای است که از شهرستان به این راحتی پذیرش نمی‌شود و خیلی همان طور که عرض کردم،  کفش آهنین میخواهد؛ موانع زیاد است و پشتکار و همت زیادی می طلبد.

وب دا، با توجه به نقش مهم و اثرگذار اساتید در فضاهای مختلف آموزشی و پژوهشی و درمانی دانشگاه ، از نگاه شما یک استاد موفق در این حوزه‌ها چه شاخصه‌هایی دارد؟

ویژگی استاد موفق در ابتدا مربوط به شور و عشق و اشتیاق درونی خود استاد است؛ چون مسائل زیاد است و ان چیزی که فرد را امیدوار می‌کند و همت فرد را کاهش نمی دهد، انگیزه درونی خود فرد است. کسی که به این فضای آموزشی عشق داشته باشد؛ اینکه در بین دانشجویان آموز داشته باشد، با بیمار ارتباط بگیرد. کسی که استاد دانشگاه می شود حتماً  باید در حوزه پژوهش یک سری فعالیت‌های خاصی هم داشته باشد، درمان هم باید داشته باشد، حتی در حوزه اجرایی نیز فعالیت داشته باشد، بنابراین یک استاد موفق باید در چهار حوزه  آموزش، پژوهش، درمان و فعالیت های اجرایی باید علاقه داشته باشد، اگر در چهار حوزه خیلی علاقه‌مند نباشیم شاید یک جنبه دیگر خیلی تقویت نشود و در آن حوزه ها دیگر فعال نباشیم.

وب دا، آيا خانواده در پيشرفت تحصيلي و شغلي شما نقش مؤثري داشتند.

 مسلما خانواده در پیشرفت تحصیلی و شغلی ام اصل ماجرا هستند. من یادم است زمانی که در تربت حیدریه برای فوق تخصص درس می‌خواندم، همسرم  در درس خواندن و جمع بندی سوالات درسی به من کمک می کرد ما هر دو به همدیگر کمک می کردیم.

بنابراین خانواده حتماً نقش دارد به ویژه همسر؛ چون این مسیر یک مسیر طولانی است و  باید با کاستی ها کنار آمد و فرد آمادگی پذیرش آنها را داشته باشد. فکر می کنم بدون حمایت خانواده نمی توان پیشرفت کرد.

پدر و مادر که ان جایگاه اولیه را در حمایت من دارند و خشت اول را  آنها می‌ گذارند. پدر مادرم همیشه می‌گفتند، درس از ان معشوقه‌های حسودی است که فقط باید با خود درس باشد و واقعاً هم درست می‌گفتند و همیشه هم می‌گفتند تو درس ات را بخوان کاری به هیچ چیز نداشته باش و همیشه همه چیز را برایم فراهم می‌کردند. از راحتی خودشان می‌گذشتند، از دید و بازدیدهای ساده‌ خود و حتی مهمونی ها می گذشتند، بنابراین یکی دو سال قبل کنکور خیلی فضای خوبی در منزل برای فراهم کرده بودند که می‌توانستم به آن انگیزه و اهدافی که برای آنها برنامه ریزی کرده بودم، دست یابم.

پدرم مرحوم هستند و دبیر رشته روانشناسی و جامعه شناسی بودند و مادرم که معلم دبستان بودند. ما سه تا فرزند هستیم، برادرم مهندس کامپیوتر و خواهرم که لیسانس ریاضی دارد، در همان شرکت برادرم مشغول به کار است.

من یک دختر دارم. همسرم خانم دکتر سحر تقوی، داروساز و استاد بیوتکنولوژی هستند و اکنون در دانشکده داروسازی دانشگاه علوم پزشکی مشهد فعالیت می کند.

وب دا، در ايام اوقات فراغت چه فعايت هايي انجام مي دهيد.

 در ایام اوقات فراغتم به دید و بازدید می روم و با توجه به اینکه  ورزش های هوازی بیشتر علاقه دارم، به پارک ملت پارک یا  باشگاه نزدیک منزل می روم. ورزشم هیچ گاه ترک نشده و یک تعادلی در فعالیت هایم وجود دارد که حتی در شهرستان بودم هم به ورزش می پرداختم.

 

57

وب دا، لطفاً در ابتدا خود را برای مخاطبان این گفتگو معرفی بفرمایید ( نام و نام خانوادگی ، در چه سالی و در کجا متولد شدید ) و شرح مختصری از سوابق تحصیلی دوران مدرسه و دانشگاه بفرمایید که در کجا و چه سالهایی طی شد؟

 من دکتر علی اکبری هستم روانپزشک تخصص روانپزشک و فلوی فوق تخصصی روان تنی و فارغ التحصیل روانپزشکی در سال ۱۳۸۳ و فوق تخصص ام را در سال ۱۳۹۶ گرفتم. من متولد سال ۱۳۴۸ در شهرستان گناباد هستم.

 من  دوران ابتدایی راهنمایی و دبیرستان را  در هر سه مقطع در گناباد بودم. در سال ۱۳۶۶ در رشته پزشکی قبول شدم. در واقع دانشگاه من هم بیرجند بودم و هم دانشگاه مشهد بود. دوره  پزشکی عمومی را در سال ۱۳۷۳ فارغ التحصیل شدم دوران طرح پزشک عمومی را در شهرستان گناباد بودم. من هم  کار درمانی و هم همکاري اجرایی را در طی ان مدت داشتم.

سپس در سال ۱۳۸۰ وارد رشته تخصصی روانپزشکی در دانشگاه علوم پزشکی شیراز شدم و تا سال ۱۳۸۳ که تخصصم را گرفتم. در ان زمان در امتحان پره بورد در دانشگاه شیراز رتبه اول کسب را کردم. در سال ۱۳۹۵ مجدداً دوره فوق تخصصی شدم. سال ۱۳۹۶ وارد دوره فلوی فوق تخصصی روان تنی از دانشگاه علوم پزشکی تهران شدم و در بیمارستان امام خمینی فعاليت داشتم . در طی اين دوران بعد از اخذ تخصص مجدداً دوران طرح فوق تخصمم را در دانشگاه علوم پزشکی گناباد بودم.

 با توجه به اینکه استخدام دانشگاه علوم پزشکی گناباد بودم و در طي مدتی هم که در دانشگاه علوم پزشکی گناباد بودم علاوه بر کارهای آموزشی و پژوهشی، فعاليت هاي اجرایی هم داشتم. معاون درمان دانشگاه علوم پزشكي بودم.دو دوره هم رئیس دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی گناباد و یكدوره هم مشاور عالی رئیس دانشگاه نيز بوده ام.

 از سال ۱۳۹۸ منتقل دانشگاه علوم پزشکی مشهد شدم و از ان زمان هم تاکنون هم در گروه روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد و هم در حوزه آموزشي و اجرايي مشغول فعاليت هستم. در طی مدتی هم که در دانشگاه علوم پزشکی مشهد بودم با همکاری که با تیم مدیریتی دانشگاه با گروه روانپزشکی داشت موفق شدیم که بخش سایکوسوماتیک بیمارستان امام رضا(ع) را که تقریبا رشته تخصصی تر من است فعال‌تر كنیم و شرایط فراهم شد برای اینکه بتوانیم مجوز پذيرش فلوی فوق تخصصی را برای اولین بار در دانشگاه علوم پزشکی مشهد اخذ کنیم و در حال حاضر نيز اولین دوره این رشته فعال شده و یک نفر دستیار فلوی فوق تخصصی داریم كه

 در بیمارستان در بخش روان تنی دوره آموزشي خود را طي مي كند. از سال ۱۴۰۰ هم به عنوان رئيس بیمارستان ابن سینا و دکتر حجازی سعی کردیم که کمک کنیم به دانشگاه كه بخش روان تني بیمارستان امام رضا قبل از اینکه من منتقل دانشگاه مشهد شوم در سال 92 راه اندازی شده بود و اساتید حضور پیدا می‌کردند اما به صورت فوق تخصصي خيلي فعال نبود.

از سال ۹۸ با توجه به اینکه وزارت خانه اعلام كرده بود که جز کوریکولوم آموزشی دستیاران روانپزشکی است و بابد در بخش روان تنی حتما یك دوره سه ماهه را بگذرانند. بنابراين تصمیم دانشگاه و گروه روانپزشکی بر اين شد که اين بخش فعال تر شود و چون قبل از ان هم فلوی فوق تخصصی در گروه روانپزشکی نبود، وقتی که من منتقل شدم فعاليت گروه روانپزشکی انجا را يك مقدار  منسجم تر شد  بنابراين، سعی شد حرکت به اين سمت كشيده شود تا شرايط فراهم شود و به لحاظ تیم آموزشی و فضای فیزیکی بتوانیم مجوز را از وزارتخانه برای پذيرش فوق روان تنی بگيريم.

 

 

58

وب دا، با توجه به فعالیت دانشگاه در سه حوزه آموزش، درمان و پژوهش حفظ ارتباط این سه حوزه از نگاه شما تا چه حد اهمیت دارد و اساسا آیا می‌توان این سه حوزه را اولویت بندی کرد ؟

شخصا علاقه شخصی من حوزه آموزش است و در کنار پژوهش گاهی اوقات هم شرایط فراهم شود در حوزه اجرایی هم سعی می‌کنم اگه بتوانم فعاليت داشته باشم ولی بیشتر حوزه هاي آموزش و پژوهش اولویت بیشتری برای من دارند. معمولاً وقتی آموزش انجام مي شود  درمان در کنار آن نيز به صورت اتومات ايجاد مي شود چون زمينه فعاليت اعضای هیأت علمی بالینی بیشتر در محیط درمانی است؛ بنابراين همزمان با آموزش درمان هم صورت مي گيرد. در شيفت عصر هم که در كلينيك ویژه به صورت تمام وقت فعاليت دارم.

وب دا، با توجه به تجربه‌ای که در فضای شغلی خود در دانشگاه داشته‌اید تصور می‌کنید چه اقدامات و برنامه‌هایی می‌تواند به هرچه بهتر شدن این فضا کمک کند؟

 من فکر می‌کنم اگر تلاش شود كه انسجام بیشتری در حوزه آموزش در اعضای هیأت علمی به خصوص اعضایي که در حوره بالین کار می‌کنند،  با توجه به شرایط و بار زیاد بیمارانی که در حوزه درمان وجود دارد میتواند تا حدودي به آموزش لطمه بزند اگر یک برنامه ریزی و مدیریت بهتری ايجاد شود که این دو حوزه كه به طور همزمان انجام مي شود از كيفيت آنها كم نشود بلکه کیفیت آن افزایش پیدا مي كند كه می‌تواند خیلی کمک کننده باشد؛ ضمن اینکه به دلیل حجم کاری بالایی که وجود دارد، معمولاً اساتید هیأت علمی بالینی وقت کافی را برای کارهای پژوهشی ممکن است پیدا نکند از ان طرف هم این برنامه‌ریزی می‌تواند کمک مند که اعضای هيأت علمي در کارهای پژوهشی هم فعال‌تر باشند و برون داده بیشتری داشته باشند.

وب دا، با توجه به نقش مهم و اثرگذار اساتید در فضاهای مختلف آموزشی و پژوهشی و درمانی دانشگاه ، از نگاه شما یک استاد موفق در این حوزه‌ها چه شاخصه‌هایی دارد؟

یک استادی که بخواهد در کارش موفق باشد در درجه اول بايد خود او دانش لازم را کسب کرده باشد، علم و مطالعاتش به روز باشد كه بتواند پاسخگوی دانشجویان پزشکی و فراگيران در حوزه بالین و دستیاران تخصصی باشد. علاوه بر اين يك استاد موفق بايد اخلاق و برخورد خوبي داشته باشد که می تواند يك الگويي خوبي برای دانشجو باشد، درصد قابل توجهی از آموزش پزشکی مربوط به كوريكولوم پنهان است پنهان آن رفتار و منش یک استاد در مواقعی است که آموزش مي دهد و به صورت غیر ملموس بر دانشجو تاثیر می‌گذارد و همچنين به رفتار حرفه‌ای برخورد با بیماران و رفتار با همکاران است.

در محیط درمانی رفتارهای و برخوردهایی که وجود دارد نوع منش و نوع عملکرد استاد بدون اینکه بخواهد جنبه آموزشی داشته باشد خود به خود به صورت پنهان روی دانشجويان و آموزش گیرندگان تاثیر می‌گذارد و این نقش بسیار مهمی در پرورش کسی که بعداً می‌خواهد خودش این کار را انجام  دهد دارد چه به عنوان یك پزشکی که درمان مي كند و چه به عنوان یک کسی می‌خواهد عضوی از دانشگاه باشد.

وب دا، در مسیر تحصیل و فعالیت‌های کاری آیا چالش ها و موانعی را هم تجربه کردید؟ در صورت پاسخ مثبت بفرمایید چطور با این چالش ها و موانع مقابله کرده اید؟

معمولا من سعی کردم وقتی که در شرایط چالش انگيز قرار مي گیرم صبورتر باشم تا بتوانم مشكلات را خل كنم.. مدتي را از خانواده دور بودم با توجه به اينكه همسرم عضو هيأت علمي دانشگاه علوم پزشكي مشهد هستند، یکی از چالش های عمده‌ای که حدود نزدیک به ۱۰ سال طول کشید، رفت و آمد من بین دانشگاه علوم پزشکی گناباد و دانشگاه علوم پزشکی مشهد بود.

ما چالش هايي را در حوزه هاي پژوهشي داريم كه  بودجه‌های پژوهشی کم است ولی چالشی که به عنوان یك چالش خیلی بزرگ مانع شده باشد كه من بخواهم کار پژوهشی را انجام ندهم نه خدا را شکر حداقل در رشته ما نبوده است چرا كهدر رشته ما خیلی تجهیزات پژوهشی که هزینه بر باشد نياز نيست بنابراين خیلی در این زمینه چالش نداشتم. تو بحث دوران تحصیلم هم به جز مسیرهایی روا که می‌رفتیم اکثراً دور بود، چه در شیراز در دوران تخصص و چه در تهران در دوران فوق تخصص، خوشبختانه  چالش خاص دیگري را نداشتم.

وب دا، آيا خانواده در پيشرفت تحصيلي و شغلي شما نقش داشتند.

خانواده من نقش پررنگی داشتتند به خصوص پدرم که البته مرحوم شده اند. ایشن دبیر فرهنگی بود و خیلی دوست داشت که من در حوزه تحصیل موفق باشم و پدرم همیشه حامی من در دوران دبيرستان و دانشگاه بود. پدرم معلم خود من هم به مدت چهار سال بودند. ایشان بسیار کمک می‌کرد كه در تحصیل موفق باشیم بنابراين نقش بسزایی داشتند. بعد از ان هم ازدواج كردم، همسرم همینطور سعی کرده‌ محيط آرامش بخشي را فراهم كند كه بتوانم هم کار آموزشی، پژوهشی‌ و  کار اجرایی ام را به خوبي انجام دهم و اين فعاليت ها باعث مي شد كه كمتر در محيط خنه حضور داشته باشم.

همسر من خانم دكتر اعظم پورحسيني فلوشيپ فوق تخصصی لاپاراسکوپی زنان است و عضو هيأت علمي گروه زنان در بیمارستان امام رضا(ع) فعاليت مي كند. ما يك فرزند داريم كه در پايه نهم تحصيل مي كند .

وب دا، اوقات فراغت خود را صرف چه فعاليت هايي مي كنيد.

سعی می‌کنم در ايام اوقات فراغت در كنار خانواده باشم. علاوه بر اين مطالعه خارج از رشته خودم دارم، نيز مطالعه مي كنم و یا اینکه ورزش گاهی اوقات انجام مي دهم . همچنين اگر فرصت داشته باشم، به فيلم و سينما هم علاقه مند هستم به در اوقات فراغت به آنها هم مي پردازم.

 

 

59

وب دا، لطفاً در ابتدا خود را برای مخاطبان این گفتگو معرفی بفرمایید ( نام و نام خانوادگی ، در چه سالی و در کجا متولد شدید ) و شرح مختصری از سوابق تحصیلی دوران مدرسه و دانشگاه بفرمایید که در کجا و چه سالهایی طی شد؟

من حمیدرضا زنده طلب ۵۵ ساله و عضو هيأت علمی تمام وقت دانشکده پرستاری دانشگاه علوم پزشكي مشهد هستم. متولد دي ماه سال 1348 در شهرستان اروميه هستم. سه سال اول ابتدایی را در شهرستان اهواز تحصيل كردم و سپس به مشهد آمديم. ديپلمم را از دبيرستان فردوسي گرفتم و سال ۶۷ کارشناسی پرستاری قبول شدم و سال 71  از اين رشته فارغ التحصیل شدم. سپس دوره طرح و سربازی را سپري كردم، پس از آن سال ۷۵ مقطع ارشد را در دانشگاه تربیت مدرس پذیرفته شدم  که تا سال ۷۷ ادامه پیدا کرد.

بعد از ان به مدت 9 سال در دانشگاه آزاد سبزوار خدمت كردم. سال ۸۷  وارد دانشکده پرستاری دانشگاه علوم پزشكي مشهد شدم. سال ۹۳ دکترای پرستاری را در دانشگاه تربيت مدرس قبول شدم. من الان 26 سال است كه در خدمت دانشگاه هستم، در دانشگاه مشهد ۱۷ سال و ۹ سال قبل از آن هم در دانشگاه سبزوار خدمت داشتم.

از نظر آموزشی در این مدت تقریباً تمام دروس سلامت جامعه، تمام دروس وابسته در واقع به گرایش تخصصی ام در مقطع کارشناسی و در مقطع ارشد پرستاری سلامت جامعه را تدريس كردم. استاد راهنمای ۱۵ تا پایان نامه را بر عهده داشتم که به اتمام رسیده و ۵ تا در حال اجرا است  و مشاوره ۱۳ تا پایان نامه را  برعهده داشتم كه  منجر به ۴۲ طرح پژوهشی شده است یعنی از ۴۲ تا طرح دو مورد، طرح پژوهشی مصوب شدند، از این طرح ها حدود ۳۰ مقاله در مجلات چاپ شده است و ۲۵ مقاله ارائه شده در همایش ها داشته ام.

از نظر اجرایی هم م حدود سه سال و نیم است که مدیر گروه گرایش پرستاری سلامت جامعه مدیریت پرستاری و روان پرستاری هستم و تقریباً به همین مدت عضو دو شوراهای اصلی دانشکده، هم شورای آموزشی دانشکده و شورای تحصیلات تکمیلی بوده ام.

وب دا، با توجه به فعالیت دانشگاه در سه حوزه آموزش، درمان و پژوهش حفظ ارتباط این سه حوزه از نگاه شما تا چه حد اهمیت دارد و اساسا آیا می‌توان این سه حوزه را اولویت بندی کرد ؟

 اولویتی را در حقیقت خیلی بین این‌ سه حوزه نمی‌بینم؛ یعنی تمایل دارم که در مودر سه حوزه آموزش، پژوهش و درمان به صورت جزیره‌ای بحث نکنم. تمام اين سه حوزه، در کنار هم معنا و مفهوم پیدا می‌کند اما با توجه به اينكه، حوزه کاری من به هر حال آموزش است، به نوعی احساس من این است که شاید یک برتری خیلی خیلی ظریف و کوچک در اموزش باشد و داراي اولویت بیشتری باشد، چون رسالت اصلی و اولیه ما آموزش است ولی اعتقاد دارم که ما بايد به تمام حوزه هاي اجرایی، آموزشی و پژوهشی و حتی دانشجویی و فرهنگی یک دید جامعی  داشته باشیم و همه آنها در کنار هم هستند که معنا و مفهوم دارند.

 وب دا، با توجه به تجربه‌ای که در فضای شغلی خود در دانشگاه داشته‌اید تصور می‌کنید چه اقدامات و برنامه‌هایی می‌تواند به هرچه بهتر شدن این فضا کمک کند؟

به صورت کلی من اعتقاد دارم که ساختار فعلی دانشگاه نه تنها دانشگاه ما بسیاری از دانشگاه ها در سطح کشور یک ساختار کارکردی است و مبتنی بر آیین‌نامه‌ها و دستورالعمل‌ها مي باشد كه این باعث می شود تا از نظر اثربخشی دانشگاه با چالش‌های جدی مواجه شود.  به صورت رسمی آن لایه‌های آموزشی، پژوهشی و اجرایی که در دانشگاه تعریف شدند، ارتباط این لایه ها به نظر من ضعیف است؛ یعنی لایه ها در حال حاضر به صورت موازی و جزیره‌ای عمل می‌کنند و يك ساختارهای تصمیم گیری مشترك در محیط‌های دانشگاهی وجود ندارد . بر اساس تجربه‌ای که من دارم عمدتاً اين تصميم گيري ها، بیشتر فرایند محور است كه این باعث می شود که تصمیم‌سازی‌ها یک روند آهسته و کندی را داشته باشد كه تا حدود زیادی قدرت ابتکار را در زمینه تصمیم گیری از اعضای هیأت علمی می‌گیرد و به نوعی مسئولیت‌ها را به سطوح بالاتر انتقال مي دهد و در ان سطح هم به نظر می آيد که یک مکانیزم شفافی خیلی برای پاسخگویی وجود ندارد.

 

 

60

نظام ارزیابی عملکرد در سطح دانشگاه بیشتر بر شاخص‌های کمّی تأکید دارد تا اثربخشی واقعی و در نتیجه فعالیت‌های يك هيأت علمی بیشتر به سمت انجام وظیفه شوق داده می شود تا حل مسأله. از نظر منابع انسانی ظاهرا که از ظرفیت و تخصص اعضای هیأت علمي خیلی شاید به صورت هدفمند استفاده نمي شود وتطابق بین تخصص اعضای هیأت علمی و مسئولیت اجرایی و ماموریت دانشگاهی يك مقدار ضعیف است.

در نهايت  ساختار دانشگاه به باور من نیازمند حرکت از یک سازمان آیین نامه محور به سمت یک سازمان ماموریت محور است، ساختاری که در ان آموزش، پژوهش و مدیریت و اجرا به صورت یکپارچه و پاسخگویي روشن عمل كند.

وب دا، در مسیر تحصیل و فعالیت‌های کاری آیا چالش ها و موانعی را هم تجربه کردید؟ در صورت پاسخ مثبت بفرمایید چطور با این چالش ها و موانع مقابله کرده اید؟

چالش‌هایی که ما با آنها برخورد می‌کنیم در مسیر کاری و در مسیر تحصیلی در واقع یك سری چالش‌های عامی است که بسیاری از همکاران با آنها مواجه شدند. به عنوان مثال طول دوره طولانی و فرسایشی  دوره دکترا یا در محیط کاری به طور معمول چالش‌هایی که ما داریم عمدتاً از نوع ارتباطات به شمار مي روند. چالش‌های ارتباطی که گاهي اوقات، با همکاران در سطوح مختلف و یا با دانشجویان وجود دارد.

 به نظر من مهمترین چیزی که برای غلبه به این چالش‌ها به ما کمک می كند، داشتن یک فرایند خود تنظیمی است که ما بتوانیم از تصمیمات عالی واکنشی و مبتنی بر هیجان جلوگیری کنیم. در چالش هاي هاي ارتباطي با یک تامل و اندیشه ژرف‌تری به موضوع نگاه کنیم. در خصوص چالش‌های درسی هم در واقع مهمترین نکته به باور من داشتن یک برنامه‌ریزی مدون است. با توجه به اينكه كار ما هم به نوعی آموزش است به نظر من در اين زمينه درسي اگر که ما یادگیری را به یک فرایند لذت بخش برای خودمان تبدیل کنیم هیچ وقت از ان خسته نمی‌شویم و بسیاری از چالش‌هایی که به نوعی مشکل تلقی می شوند اصلاً به وجود نمی آيند.

وب دا، با توجه به نقش مهم و اثرگذار اساتید در فضاهای مختلف آموزشی و پژوهشی و درمانی دانشگاه ، از نگاه شما یک استاد موفق در این حوزه‌ها چه شاخصه‌هایی دارد؟

 من اجازه می‌خواهم که بر اساس همان آیین نامه ارتقاء این سوال جواب دهم که يك استادي موفق است که در ویژگی‌هایی که به عنوان استاندارد برای عضو هیأت علمی تعریف کردیم به آنها به صورت نسبی خوب و معمولی عمل كند  و  شاخص‌های آموزش، پژوهشی، اجرایی و فرهنگی را دارا باشد. به باور من بايد سیستم به گونه‌ای باشه که فرصت رشد را به يك استاد بدهد. از نقطه نظر فردی من خیلی به شخصه موافق این نوع نگاه که فرض كنيد  بهترین یا کامل‌ترین استاد باشم، نیستم؛ من بیشتر معتقد هستم به عادی بودن معمولی بودن؛ یعنی من به عنوان يك استاد از خودم توقع خوب و معمولي بودن را دارم هم خودم راضی باشم و همکارانم راضی باشند و دانشجوها که در واقع مخاطب اصلی من هستند نيز راضی باشند. من در کنار فعالیت‌ها و وظایف آموزشی و پژوهشی که دارم بتوانم به حوزه های دیگر که مربوط به توسعه فردی من است هم رسيدگي كنم، ارتباطات اجتماعی داشته باشم، مطالعاتي داشته باشم و برنامه‌ها و فعالیت‌های فوق برنامه که خارج از محیط دانشگاه است زمان بگذارم.

وبدا، ايا خانواده در پیشرفت تحصیلی و شغلی شما نقش داشتند .

نقش خانواده بسیار مهم است، از این نظر که براي انجام هر نوع فعالیت پیش نیاز و پیش زمینه اش وجود آرام و یک خیال راحت است. کار آموزش و کار پژوهش واقعا بدون پیش زمینه آرامش و راحتی فکر امکان‌پذیر نیست بنابراین خانواده از این نظر که بتوانند یک محیطی را فراهم کنند که زمینه ساز آرامش باشند می‌توانند که نقش مهمي داشته باشند.  يك فرزند پسر دارم كه ترم هفتم رشته مهندسی کامپیوتر است.

وبدا، اوقات فراغت خود را صرف چه فعاليت هايي مي كنيد.

در اوقات فراغت من معمولاً فوتبال، فیلم و سریال می‌بینم و مطالعه می‌کنم.

به عنوان سخن پاياني:

ضمن ارزوي موفقيت و تشكر از شما، به عنوان مظالب جمع‌بندی خودم می‌خواهم بگويم که دانشگاه زمانی اثرگذار  است و می تواند به ان رسالت اصلی خود ادعا كند که رسیده است که آموزش شایستگی محور را داشته باشد، پژوهش‌هایی را داشته باشد که منجر به حل مسأله شود و مدیریتش را مبتنی بر مدیریت داده محور قرار دهد، اگر ما چنین روندی را در ساختار دانشگاه بكار بگیریم دانشجویان ما،ا مهارت‌های لازم را کسب می‌کنند و پژوهش‌های ما منجر به حل مشکلات واقعی می شوند و سطوح مدیریتی دانشگاه بر اساس شواهد تصمیم می گیرند و  همزمانی بین این سطوح باعث می شود، که دانشگاه از تولید مدرک و مقاله به سمت تولید اثر تبديل شود.

 

 

61

وب دا، لطفاً در ابتدا خود را برای مخاطبان این گفتگو معرفی بفرمایید ( نام و نام خانوادگی ، در چه سالی و در کجا متولد شدید ) و شرح مختصری از سوابق تحصیلی دوران مدرسه و دانشگاه بفرمایید که در کجا و چه سالهایی طی شد؟

 

دکتر فاطمه فاضلی فرد هستم. رزیدنت سال چهارم بیماری های پوست و مو در دانشگاه علوم پزشکی مشهد هستم. دوره پزشکی عمومی را در دانشگاه  علون پزشکی تهران گذراندم. برای دوره تخصص وارد دانشگاه علوم پزشکی مشهد و کلینیک پوست و مو بیمارستان امام رضا(ع) شدم و خوشحالم که در خدمت  این دانشگاه هستم. من متولد اردیبهشت ماه سال ۱۳۷۵ و اهل لرستان خرم آباد هستم.  چون رتبه دوره پزشکی عمومی ام تک رقمی بود لذا از طرح عمومی معاف شدم و به صورت استریت وارد دوره تخصص شدم.

محمدعلی کراچیان هستم متخصص بیماری های پوست و مو و عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد هستم. دوران پزشکی عمومی را در دانشگاه علوم پزشکی شاهرود سپری کردم . من متولد شهریور ماه سال ۷۵ در مشهد هستم. من در سال جاری موفق شدم، عضوهیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد شوم.

وبدا؛ تا کنون چه رتبه‌هایی کسب کردید و چند مقاله و کتاب و چه مسئولیت‌هایی داشتتید؟

من سال ۹۳ با رتبه ۶ کشوری در رشته پزشکی عمومی دانشگاه علوم پزشکی تهران قبول شدم و سپس هفت سال دوره عمومی ام را در همین دانشگاه ادامه دادم؛ سپس با معدل الف فارغ التحصیل شدم. همان سال چون رتبه خوب کنکور شده بودم، بنابراین به صورت استریت می‌توانستم در آزمون دستیاری شرکت کنم و رتبه ۱۰۴ آزمون دستیاری را کسب کردم و چون به رشته بیماری های پوست و مو خیلی علاقه‌مند بودم رشته پوست و مو را انتخاب کردم که اولویت‌های اولم دانشگاه علوم پزشکی تهران بود و برای  اولویت‌های بعدی ام دانشگاه علوم پزشکی مشهد را انتخاب کردم که سال ۱۴۰۱  به عنوان رزیدنت بیماری‌های پوست و مو وارد دانشگاه علوم پزشکی مشهد شدم. در دوره دستیاری علاوه بر فعالیت‌های درمانی و آموزشی که در کلینیک پوست و مو بیمارستان امام رضا(ع) داشتیم در یک سری از طرح‌های پژوهشی هم با اساتید خوبم  مشارکت کردم و همینطور با آقای دکتر ( همسرم) نیز در یک سری از طرح های مشترک شرکت کردیم، که در حال حاضر تقریباً اواخر کار است و تلاش می‌کنیم که به چاپ برسانیم.

من و اقای دکتر چون رشته‌ و حوزه کاری مان مشترک است، بنابراین خیلی دوست داشتیم که در زمینه پژوهش نیز با هم همکاری داشته باشیم. طرح‌هایی که داریم راجع به بیماری ویتیلیگو است که یک بیماری خود ایمن پوست به شمار می رود، که رنگدانه‌های پوست توسط سیستم ایمنی مورد حمله قرار می گیرند و بیماران ان رنگدانه پوست خود را از دست می دهند که از لحاظ بار روانی  برای بیماران تا حدودی سنگین است.

 یک سری درمان ها  وجود دارد اما یک سری از بیماران هم وارد مرحله مقاوم بیماری می شوند و تقریبا می توان گفت درمان موثری برای ان دسته از بیماران وجود ندارد،  این عدم درمان بیماران،  باعث شد که ما ترغیب شویم که بتوانیم در واقع در این زمینه تا حدودی جستجو و تحقیق کنیم و بتوانیم درمان‌های جدیدتری را برای این  بیماران معرفی کنیم.

 بیماری‌های دیگر مثل  تغییرات پیگمان مثل بیماری‌های ماکولار آمیلویدوز آنها هم یکی دیگر از  طرح های پژوهشی ما است . بیماری های پوستی نظیر اسکار سالک و اسکار آکنه هم که موضوع پایان نامه خودم است. درمان ترکیبی برای اسکار آکنه و سالک لازم است مثل  درمان‌های ترکیبی  لیزر و  سابسیژن و PRP که برای بیماران استفاده می کنیم. اما بیمارانی که اسکار آنها عمیق است جلسات بیشتری برای درمان نیاز دارند.

 

 

62

در  مقالات علمی تاثیرات درمان برای مشکلات پوستی به روش PRP به اثبات رسیده و الان نیز  استفاده می شود و ما هم در کلینیک پوست و مو بیمارستان امام رضا(ع)، برای خیلی از بیماری های پوست و مو برای بیماران از این روش درمانی استفاده می‌کنیم. بنابراین با توجه به اینکه در مطالعات هم نشان داد شده و به اثبات رسیده و ما هم براساس همین مطالعات علمی می گوییم که درمان مشکلات پوستی به روش PRP درمان مؤثری است چون ما نمی توانیم، کار غیر تایید شده انجام دهیم، برای ما مسئولیت دارد ؛ بنابراین برای درمان بیماری های پوست و مو روش PRP اثربخشی خود را ثابت کرده است. ما در کلینیک پوست و مو بیمارستان امام رضا(ع) هم درمان PRP و سابسیژن انجام می دهیم.

در سال 93 در منطقه یک کنکور سراسری موفق شدم رتبه ۹۶۰ را به دست اورم و در دانشگاه روزانه علوم پزشکی شاهرود قبول شدم. در دانشگاه شاهرود، به مدت 4 سال در شورای صنفی، دفتر نمایندگی مقام معظم رهبری و معاونت فرهنگی فعالیت داشتم که بیشترفعالیت ها  فرهنگی و تشکیلاتی بود و خیلی فعالیت سیاسی انجام نمی شد. من دوران پزشکی عمومی مقاله ای نداشتم، تنها همان پایان نامه که موظف بودیم را چاپ کردم. دوران تخصصم را من هم مثل خانم دکتر ( همسرم) به صورت استریت وارد شدم. رتبه دستیاری ام ۱۸۰ و رتبه 4 مشترک پره انترنی کشوری را کسب کردم،  شهریور ماه سال ۹۸ بود که جزء 5/2 درصد برتر شدم و اما از آنجا بود که مجوز گرفتم که در واقع قبل از گذراندن طرح، تصمیم گرفتم برای امتحان دستیاری امتحان دهم و به لطف خدا در رشته بیماری های پوست و مو قبول شدم و تمام طرح های تحقیقاتی که انجام می دهم همه آنها با مشارکت خانم دکتر است و در همان حوزه هایی که خانم دکتر فرمودند، کار می کنیم از جمله، بیماری پوستی ویتیلیگو، ضایعات در افرادی که پشت و بازوهای انها خیلی تیره می شود. این بیماری به این شکل است که یک قسمت از پوست این بیماران دچار خارش می شود که خیلی شایع است که دلیل آن خارش زیاد، خشکی پوست، اگزما و اینا... است. اخیراً روی اسکار آکنه و سلول های بنیادی نیز کار و تحقیق می کنیم. برای بیماری پوستی سالک نیز یک آمیزه‌هایی از سلول های بنیادی هم وجود دارد، علاوه بر سابسیژنی که انجام می شود. بنابراین در حال حاضر بیشتر علم پزشکی به سمت سلول های بنیادی سوق داده می شود. همچنین من  سال جاری نیز در آزمون بورد تخصصی شرکت کردم و موفق شدم رتبه سه بورد تخصصی کشوری را کسب کنم

وب دا، با توجه به فعالیت دانشگاه در سه حوزه آموزش، درمان و پژوهش حفظ ارتباط این سه حوزه از نگاه شما تا چه حد اهمیت دارد و اساسا آیا می‌توان این سه حوزه را اولویت بندی کرد ؟

از انجایی که ما  در حال حاضر، در این مقطع به عنوان یک پزشک متخصص تربیت می شویم، بنابراین آموزش و درمان خوب برای ما پزشکان در اولویت قرار دارد، برای ما که بتوانیم در واقع متخصص‌های کارآمد و خوبی باشیم برای اینکه بتوانیم، به مردم کشورمان خدمت کنیم؛ ولی اهمیت حوزه پژوهش نیز  طبیعتاً نباید نادیده گرفته شود، یعنی اگر بخواهیم واقعاً یک پزشک کاملی باشیم به نظرم، باید هر سه حوزه آموزش، پژوهش و درمان را باید با هم پیش ببریم و خیلی خوب است که بتوانیم در حوزه پژوهش نیز فعالیت کنیم، روی درمان‌های جدید کار کنیم و با توجه به اینکه، ما در اینجا مخصوصاً در رشته تخصصی خودمان ظرفیت  هایخیلی زیادی داریم، از جهت تعداد و تنوع بیماران ، می توانیم در حوزه پژوهش خوب کار  کنیم  و هر چقدر که این زمینه برای ما تسهیل شود و پروپوزال‌هایی که می‌نویسیم خیلی علمی تر و با دقت بیشتری  مورد بررسی قرار گیرد می توان در زمینه پژوهش هم فعالیت های خوبی انجام داد و البته بودجه مالی هم قطعاً مهم است و اگر به تخصیص بودجه هم کمی اهمیت داده شود، بنابراین می توانم بگویم که سودش در نهایت به بیماران می‌رسد علاوه بر ان، رزومه شخصی  برای خود فرد پژوهشگر محسوب می شود و  یک اعتباری برای  آن دانشگاه و آن کشور در سطح بین المللی ایجاد می کند که تمام این موارد بسیار مؤثر است.

 

63

به نظر من حوزه آموزش از دو حوزه درمان و پژوهش مهم‌تر است، هم آموزش خود نیروهای متخصص  و هم آموزش مردم از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است، غربالگری به نظر من یک نوع آموزش به شمار می رود و جزء درمان محسوب نمی شود. بنابراین به نظر من، آموزش در وهله اول از اهمیت بالایی برخودار است، در دوران دستیاری علاقه خیلی زیادی  به حوزه پژوهش نداشتم، اما این سلیقه و نظر شخصی من است که اولویت با حوزه آموزش است اما هر سه حوزه باید در کنار یکدیگر باشند، چون به هر حال یکی از حوزه ها که ضعیف عمل کند، در نتیجه به کل سیستم ضربه وارد می کند. برای انجام پژوهش لازم است که یک سری اطلاعاتی ما داشته باشیم که بتوانیم به مردم آموزش دهیم و خودمان یاد بگیریم. بنابراین به نظر من سه حوزه آموزش، پژوهش و درمان با یکدیگر در آمیخته اند، ولی من خودم بیشتر در زمینه آموزش دوست دارم فعالیت داشته باشم، درمان هم که  بخش اصلی کار ما پزشکان به شمار می رود. حوزه کاری ما به گونه ای است که شاید تا حدودی، برخی از همکاران از حوزه درمان فاصله گرفتند ولی به هر حال  ما یک درمانگر شناخته می شویم. اما اگر بتوانیم در نقش پیشگیری و آموزش به خوبی کار  کنیم خیلی از هزینه‌های درمان، بار روانی و باری که  به دانشگاه و بیمارستان ها وارد می شود، کمتر خواهد شد.

در حوزه تخصصی بیماری های  پوست و مو با توجه به اینکه خیلی از افراد مداخله‌گر شدند و در آرایشگاه‌ها و در مراکزی که مجوز و صلاحیت انجام کارهای زیبایی را ندارند فعالیت می‌کنند و حتی در پیج های اینستاگرام افرادی که در زمینه پوست تخصص زیبایی ندارند نیز فعالیت می کنند. بنابراین در اینجا، نقش آموزشی که اقای دکتر فرمودند،  خیلی پررنگ‌تر است که  یک تریبونی داشته باشیم و بتوانیم به شکلی آموزش‌های درست را به افکار عمومی ارائه دهیم و  این نکته خیلی مهمی است که مردم اطلاعات لازم پزشکی، را در مورد رشته تخصصی ما، از پزشک متخصص دریافت کنند و نه  از هر مرجعی که  فاقد صلاحیت هستند که در نهایت موجب آسیب های پوستی و سایر مشکلات در این زمینه می شود..

وب دا، با توجه به تجربه‌ای که در فضای شغلی خود در دانشگاه داشته‌اید تصور می‌کنید چه اقدامات و برنامه‌هایی می‌تواند به هرچه بهتر شدن این فضا کمک کند؟

حقیقت این است که مشکلات در دانشگاه نسبتاً زیاد است، می توان گفت مخصوصاً در سال‌های اخیر، افزایش ظرفیت بی‌رویه دانشگاه های علوم پزشکی که اعمال می شود، بدون اینکه زیرساخت‌هایی که واقعاً لازم است، فراهم شود؛ یعنی شما از یک کلاس درس گرفته که کمترین و حداقلی‌ترین  امکانات را نیاز دارد، از جمله فضای مناسب و تعداد کافی افراد، باید به گونه ای باشد که  تعامل بین  دانشجویان با استاد، حفظ شود و به این شکل نباشد که۳۰۰ نفر ۴۰۰ نفر دانشجو در یک فضای کلاس قرار گیرند و استاد اصلاً نتواند، هیچ گونه تعامل و ارتباطی با دانشجویان داشته باشد، که متأسفانه باعث کاهش کیفیت آموزش و کارامدی دانشجو می شود. در دوره ای که ما تازه در دانشگاه علوم پزشکی قبول شده بودیم، تعداد دانشجویان در کلاس ما یادم است که بیش از 100 نفر بود، آن دوران یعنی سال 93 با این تعداد دانشجو کلاس ها برای ما کلاس های شلوغی محسوب می شد و ما خیلی کارآمدی کافی نداشتیم، یادم است آن زمان، دانشجویان دانشگاه پردیس با ما ادغام شده بودند و ما که در دانشگاه دولتی تحصیل می کردیم و آنها که شهریه پرداخت می کردند، با ما در یک فضا و محیط درس می خواندند و این ادغام باعث شده بود که تعداد ورودی  زمان ما دو برابر شود و  جمعیت کلاس هایمان هم، به بیش از 150 نفر برسد، یعنی در واقع ما دو کلاس 150 نفره بودیم و  الان می دانم که  وضعیت خیلی خیلی بدتر از ان سال‌ها شده است، چرا که،  ظرفیت پذیرش دانشجویان  رشته های پزشکی،  سال به سال بیشتر می شود، بدون اینکه  امکاناتی که لازم است در اختیارشان قرار داده شود، به نظر من خیلی باید به این نکته در سیاست گذاری ها، دقت شود و مسأله بسیار مهمی است،  که صرفاً  با زیاد شدن ظرفیت پذیرش دانشجویان رشته های پزشکی ،مشکلات حل نمی‌شوند و بلکه ممکن است،  به سلامت مردم لطمه جدی وارد شود، چرا که که به این روش پزشک تربیت کردن فکر می‌کنم خیلی کارآمدی نداشته باشد و این شاید اثرات  مخرب خود را در سال های بعد نشان دهد که قطعاً نشان خواهد داد.

از طرفی اینکه دانشجویان پزشکی دانشجویان مظلومی هستند؛ یعنی علاوه بر اینکه سال‌های طولانی تحصیل می کنند و دو سال آخر  باید کشیک باشند و با دریافتی های کمتر در محیط های درمانی خدمت می کنند . متأسفانه این مشکلات را خیلی شنیدیم و فقط حرف بنده نیست، بلکه در همه فضاهای بیمارستان‌ها از اینترن گرفته تا رزیدنت‌ها از همه آنها بپرسیم، همه همین موارد را اشاره می کنند و حالا من هم به عنوان یک عضو خیلی کوچکی از جامعه  پزشکی، وظیفه خودم می‌دانم که الان اگر این فرصت در اختیارم قرار داده شده، یک اشاره کوچکی به مشکلات موجود جامعه پزشکی داشته باشم.  متأسفانه دریافتی‌ها و حقوق ها بسیار کم و بسیار ناچیز است، یعنی این مبلغ حقوق ها شاید، هزینه‌های روزمره‌ دانشجویان را هم جواب ندهد  و به همین دلیل خیلی باعث دلسردی و ناامیدی دانشجویان می شود؛ از طرفی دیگر ساعت‌های طولانی کار،  بعضاً ابیوز شدن‌ها، تنبیه شدن‌هایی که  خارج از چهارچوب قانونی هستند، وجود دارد، همه این مشکلات یک  پزشک عمومی تازه فارغ التحصیل شده را به جایی می رساند که خیلی از میزان انگیزه او را کم می کند، باعث ناامیدی او می شود، او در  دو راهی قرار می گیرد که آیا من دستیاری بخوانم یا اینکه مهاجرت کنم؛ که هر کدام از این انتخاب ها، مسائل و مشکلات خاص خود را دارد.

64

خوشبختانه در یکی دو سال اخیر تا حدودی، شاهد افزایش حقوق‌ها هستیم ولی باز نیز همچنان به نظر من این پرداختی ها، متناسب با ساعت کاری و حجم کاری رزیدنت و سختی کار پزشکان نیست، مخصوصاً دانشجویانی که مثل ما متاهل هستند و تشکیل زندگی داده اند و می خواهند زندگی خود را اداره و مدیریت کنند، برنامه ای برای فرزند دار شدن دارند، که خیلی این مسائل موضوعات مهم و مشکلی است، این مشکلات کم نیست و می تواند بر روی همه جنبه‌های زندگی ان دستیار از جمله کار، سلامت روان و تمام قسمت های زندگی او تأثیر گذارد، بنابراین این مشکلات باعث می شود که آن پزشک یا دانشجو، آن کیفیت خدمتی که ارائه می دهد، در نهایت همه آنها خیلی تحت تاثیر قرار بگیرند.  خیلی امیدواریم که خبرهای خوبی در آینده بشنویم اینکه مطابق با قانون  ساعت کار دستیاران حقوق آنها پرداخت شود، دستیاری را به عنوان یک شغل بشناسند نه به عنوان یک دانشجو، چرا که همه بار  مسئولیت درمان بیمارستان روی دوش دستیاران است و هرچقدر که به آرامش و رفاه بیشتر دستیاران رسیده شود، طبیعتاً خدمات با کیفیت‌تری را بیماران دریافت می‌کنند.

من احساس می کنم که خیلی از مردم و مسئولین با پزشکان کینه دارند، البته قبول دارم که یک عده از پزشکان، مخصوصاً در زمان طرح تحول سلامت به  ناحق بردند؛ یعنی کارانه های فضایی را دریافت می کردند ولی سایر پزشکان را نباید به حساب انها بگذارند، در هر قشری آدم نادرستی وجود دارد؛ یعنی فراتر از ان تعرفه قانونی خود دریافت می کند، اما چون درآمد یک عده انقدر زیاد بود مثلاً در حد چند میلیارد بود، برخی فکر کردند که   همه پزشکان چنین رفتاری دارند، بعد تصمیم گرفتند که پزشکی را بزنند، یعنی این اتفاقاتی که برای قشر ما می افتد حس می‌کنم تعمدی است؛ یعنی ان برخوردها که با پزشکان می شود، احساس می‌کنم تعمدی صورت می گیرد، همان طور که رشته های مهندسی را تخریب کردند و سپس ظرفیت انها را افزایش دادند و الان تنها یک سری از دانشگاه‌ها فقط رشته مهندسی خوب دارند، بقیه دانشگاه ها عملاً هیچ خروجی خوبی ندارند و  می‌خواهند همین بلا را بر  سر رشته های پزشکی بیاورند؛ چرا که یک عده از پزشکان، زیرمیزی می‌گیرند، یه عده تعرفه‌های دوبله سوبله می‌گیرند، یک عده بدون  سکه عمل نمی‌کند، این افراد تنها چند درصد جامعه پزشکی را تشکیل می دهند.

  اگر انها مجرم هستند، باید با آنها برخورد شود، سند علیه این افراد تهیه و جمع آوری شود، آنها را به دادگاه ببرند،  ما هم موافقیم که این افراد را به  اشد مجازات برسانند،  چون واقعاً کار جنایت‌ گونه‌ای است که یک پزشکی بخواهد زیرمیزی بگیرد. اما احساس می‌کنم در خیلی از رئوس کشور این کینه با پزشکان وجود دارد یعنی  یک  آدمی که مثلاً یک سمت مهمی را در کشور دارد و سال ها است که در سیستم بهداشتی فعالیت می کند،  یا هیچ درکی نداره که من بعید می‌دانم یا اینکه به نظرم یک تعمد و یک کینه‌ای وجود دارد.

با توجه به اینکه یک عده بردند و کارانه های نجومی دریافت کردند، بنابراین همه فکر می کنند که  همه ما پزشکان، آدمهای ناسالمی هستیم ، اهل زیرمیزی گرفتن هستیم، مثلاً یکی از اساتیدم در شاهرود  متأسفانه  خیلی به این قضیه معروف بود، ولی مثلاً یک عمل تعویض مفصل زانو در بخش دولتی انجام می داد، می‌گفت کلا برای من ۲۵۰ هزار تومان واریز می کنند، عملی که شش هفت سال حداقل طول می‌کشد و خیلی کار خطرناک و پر عارضه‌ای است که اگر یک سانت یا حتی  دو میلی‌متر این مفصل مصنوعی کوچک یا  بزرگ شود، اصلاً عمل از بین می رود، ممکن است به سلامت مریض آسیب وارد شود و تا آخر عمر دچار مشکل شود، یا نیاز پیدا کند که دوباره تحت عمل قرار گیرد..

این استادم می گفت، این مبلغ 250 هزار تومان را حتی بعد از 6 ماه پرداخت می کنند، کدام صنفی در کشور ما انقدر پرداختی هایش دیر است،  خودروسازان تا هر میزانی که می خواهند جنس خود را افزایش می دهند کسی به آنها کاری ندارد، چرا علیه آنها مالیات گذاشته نمی شود،  مالیات پلکانی   برای ما گذاشتند؛ مثلاً در دوران پزشکی عمومی، رادیولوژ  مرکز ما می‌گفت من ۲۰۰ میلیون تومان برای بیمارستان کار می‌کنم اما ۳۵ تومان برای من واریز می شود، یعنی اینکه مالیات زیادی برای آن در نظر گرفته می شود.   ۲۰۰ میلیون تومان، برای یک مرکز دولتی در یک ماه یک نفر درآمد زایی می‌کند،  از این ۳۵ میلیون برای او پرداخت می کنند. 

 

65

یعنی نتیجه این سیاست‌گذاری‌ها الان به نظر من به این گونه شده است که یک عده طبابت را کنار می گذارند و ترجیح می دهند در حرفه های دیگر فعالیت کنند چون، که متناسب با ان انرژی و وقتی که می‌ گذارند،  بنابراین در آنجا خیلی بیشتر می‌توانند  مفید باشند و درآمد داشته باشند و حتی یا  رضایت شغلی بهتری حتما در زمینه های دیگر دارند، یا اینکه افرادی که مجبور هستند در این حرفه خود با شرایط فعلی شان فعالیت کنند، سلامت روانشان به شدت افت می‌کند و همینطور که می‌بینیم الان اخبار خودکشی در بین پزشکان جوان انقدر عادی و زیاد شده که متاسفانه  خیلی هم ناراحت کننده است؛ چون هر کدام از انها واقعاً سرمایه‌های ارزشمند و نخبه‌های این کشور هستند و خیلی برای آنها هزینه شده، برای پرورش یک نخبه یک پزشک هزینه شده و در نهایت به جایی برسد که  به خاطر شرایط نامساعد کاری مجبور به اتخاذ چنین تصمیمی شوند. یک عده هم که کلاً   مسیر دستیاری را انتخاب می‌کنند، صرفاً آن مشکلاتی که وجود دارد را  تحمل می‌کنند که به قول آقای دکتر، بتوانند در آینده به یک جایگاهی دست یابند، بتوانند نرخ‌های خیلی بیشتر از  خارج  چارچوب را دریافت کنند، زیر میزی بگیرند  و آنها حق خودشان می دانند.

طبیعتاً در این سیستم انقدر  انرژی آنها تحلیل رفته و انقدر روی آنها فشار وارد شده، که بدون اینکه  حقوق مناسب داشته باشند، ساعت کافی استراحت داشته باشند، بنابراین تمام این موارد، روی شخصیتی که فرد به آن تبدیل می شود، تأثیر می گذارد، به همین دلیل است که به نظر من این حوزه، مخصوصاً سیاست‌گذاری‌های نظام سلامت خیلی مبحث تخصصی است اما متاسفانه در کشور ما هر کسی با هر رشته‌ای با هر تحصیلاتی به خودش اجازه می دهد که نظر دهد و نتیجه‌اش می شود، آسیب به پزشکان جوان، از دست رفتن منابعی که صرف تربیت انها شده است، یک عده هم  به هر قیمتی که می‌خواهند مهاجرت می کنند اما هر چقد هم  که الان قوانین مهاجرتی را سفت و سخت کردند و مدرک‌ها را به راحتی آزاد نمی‌کنند،که این هم  از لحاظ قانونی واقعاً می توان به آن خورده گرفت، ولی با این شرایط یک عده، هر طور شده سعی می‌کنند، که از کشور خارج شوند، طبابت را کنار می‌ گذارند و هرچقدر ما بیایم ظرفیت را زیاد کنیم وقتی این قوانین ر اصلاح نکنیم، وقتی این پرداختی‌ها را اصلاح نکنیم، وقتی این تاخیر کارانه‌ها و کم بودن تعرفه‌ها واقعاً اصلاح نشود و متناسب بودن خدمتی که ما ارائه میدهیم با دریافتی که داریم، اگر اصلاح نشود هیچ فایده‌ای ندارد؛ یعنی فکر می‌کنم زیاد شدن ظرفیت هم در نهایت به شکست منجر می شود،.

کار به جایی رسیده  است، که وقتی یک سیستمی اصلاح می شود، یعنی اشتباه بوده است، یعنی خود مسئولین آنقدر شاهد خروج اعضای هیأت علمی بودند و کسی هیأت علمی دانشگاه نمی شود، مالیات برای آنها را حذف کرده اند،  الان از نظر هیأت علمی، رشته های دندانپزشکی  از پزشکی شرایط نامساعدتری دارند و همه از حوزه آموزش در حال خارج شدن هستند. بنابراین خود مسئولین متوجه شده اند که یک جای کار ایراد دارد که در حال اصلاح کردن آن هستند،  به عنوان مثال زمانی که ما پزشکی عمومی بودم،  مثلاً قرار بود که اطفال عفونی بدون دستیاری شوی، تو یک ایراد مغزی داری!!! ولی الان چهار تا رشته مادر پزشکی که همه ما به آن نیاز داریم، از جمله رشته اطفال، طب اورژانس، عفونی که ما الان چقدر مریض عفونی داریم که نیازمند یک پزشک عفونی خیلی کار بلد هستند، رشت عفونی یک رشته‌ای که همه پزشکان  همه حوزه ها به ان نیازمند می شوند. الان  انقدر که نیرو کم بوده و ظرفیت ها خالی می‌ماند، بدون آزمون دانشجو جذب می کنند، یعنی دوره اینترنی که تمام شد، مثلاً معدل از این عدد بالاتر بود ، بیا برو فردا  رزیدنت عفونی شو!!! به همین راحتی!!!

والدین، نوزادشان را که، تمام وجودش است، وقتی بیمار شود او را پیش کسی می برند که اصلاً نمی‌دانیم چقدر اطلاعات دارد، یک پزشک اطفال در آن شهر وجود دارد اما نمی‌دانیم که  کجا درس خوانده ،چقدر سواد دارد!!!!   رشته  اطفال رشته‌ای است که واقعاً  متخصص کم دارد، حتماً باید مثلاً فوق تخصص نوزادان و ICU و... بگیرند، یک متخصص اطفال فوق العاده درآمد کمی دارد چون هیچ کاری نمی‌تواند انجام دهد، او  فقط ویزیت می کند، چقدر می‌خواهد ویزیت داشته باشند در بخش دولتی از هر 120 هزار تومان کل دریافتی از یک بیمار، 70 درصد آن را به پزشک می دهند. به عنوان مثال اگر یک پزشک اطفال در بخش دولتی، ۴۰ تا بیمار را ویزیت کند، با هزینه 80 تومان 3200 می شود اما هر روز که 40 تا بیمار را نمی تواند ویزیت کند، نهایتا دو یا سه روز در هفته کار می کند. واقعاً احساس می‌کنم تعمدی وجود دارد، یعنی یک آدم سالم و یک مسئول سالم از نظر عقلی نمی تواند چنین تصمیمی بگیرد.

یک  نفرکه تخصصی  ندارد،  نظر می دهد این اصلاً به نظر من پیامد خوبی ندارد. الان خیلی از دوستانم، هم ورودی های من که مهاجرت کردند و ان سال‌ها که هنوز مدرک‌ها را با قیمت زیاد گرو نگرفته بودند، الان فکر کنم برای آزاد کردن مدرک پزشک عمومی منطقه ۲، حدود۷۰۰یا ۸۰۰ میلیون تومان هزینه وثیقه باید قرار دهند، یا حتی خیلی بیشتر شده است اما این گرو گرفتن مدرک باعث شده است مهاجرت را به اجبار کتهش دهند، ولی ان سال‌ها ک خیلی از دوستان ما مهاجرت کردند. اما در حال حاضر انقدر شرایط نامساعد است که از یک طرف پرداختی ها دارای مشکل و خیلی کم است از طرف دیگر توهین و ابیوز و تحقیرشدن که این موارد آدم را اذیت می‌کند. باید جایی باشد که رزیدنت‌ها بتوانند، صحبت کنند، یعنی اینکه این حق را داشته باشند که اگر رزیدنت سال بالای آنها یا استادشان به ناحق و  برخلاف قانون با آنها برخورد کرد، آنها به راحتی صحبت کنند و  این حق را برای آنها جهت پیگیری  از لحاظ قانونی قائل شوند که انجام دهند؛ حداقل یک امنیت روانی به ان رزیدنت سال پایین می دهد که این احساس را ندشته باشد که کاملا بی پناه و کسی نیست که از آنها حمایت نمی کند و کاملا در مقابل  این سیستم بی دفاع است.

 

66

تفاوت دیگری که صنف ما پزشکان با بقیه اصناف دارد، این است که درگیری در خود صنف ما وجود دارد، الان خودکشی در بین رزیدنت ها، با توجه به اینکه سال بالایی او هم پزشکی است، او یا استادش اذیتش کرده، که خودکشی کرده، هر دو هم پزشک هستند، یعنی حتی به خودمان هم رحم نمی کنیم.

باید بگویم که انقدر مسائل  بدون راه حل در شغل ما مخصوصاً  دوره دستیاری یا حتی بعد از آن دوره طرح وجود دارد، الان حقوق یک متخصص طرح در مقایسه با خیلی از مشاغلی که خیلی ساده‌تر و بدون استرس‌تر از در  شغل پزشکی و متخصص هستند، خیلی کمتر است و واقعا خیلی ناراحت کننده‌ است. یک پزشک برای طی کردن دوره طرح خود مجبور است که در دورترین نقاط کشور خدمت کند، از خانواده اش دور باشد، در کم امکانات ترین نقاط کشور دو سال زندگی و کار کند، که همه این اتفاقات یک پزشک را اذیت می کند، چون باید با کمترین پرداختی زندگی کند، چون سال هایی که یک پزشکی متخصص طرح می رود،  سال هایی است که می خواهد به یک ثبات مالی دست پیدا کند.

به خصوص برای ما خانم ها خیلی سخت است، طی کردن دوره طرح اجباری که متأسفانه برای محل خدمت همکاری لازم وجود ندارد، این دوره بر خانم ها بیشتر از آقایان تأثیر منفی بر جای می گذارد. شرایط به گونه ای است که اگر فرزندمان بخواهد وارد رشته پزشکی شود، اصلا اجازه ورود به رشته پزشکی را به او نخواهیم داد. رشته پزشکی، رشته فوق العاده خوبی  است اما مشکلاتی که وجود دارد و ظاهراً قابل رفع هم نمی باشد و حتی سال به سال به این مشکلات نیز افزوده می شود، توصیه نمی کنم فرزندمان وارد این رشته شود.

الان حقوق یک متخصص سال بالای من که فارغ التحصیل شده از من که یک رزیدنت هستم کمتر است و با توجه به این روند که همچنان ادامه دار است همان طور که خانم دکتر گفتند، اجازه نمی دهم فرزندم وارد رشته پزشکی شود چرا که اصلاً  روزنه امیدی وجود ندارد.

وب دا، در مسیر تحصیل و فعالیت‌های کاری آیا چالش ها و موانعی را هم تجربه کردید؟ در صورت پاسخ مثبت بفرمایید چطور با این چالش ها و موانع مقابله کرده اید؟

تعرفه‌ها تا حدودی اصلاح شود، در واقع ساعت کاری‌ دوره دستیاری با پرداختی‌های آنها و با حجم کاری که دستیاران دارند، متناسب باشد و کارانه‌های آنها به موقع پرداخت شود، که متأسفانه کارانه پزشکان خیلی با تأخیر پرداخت می شود که الان 6 ماه است که پرداخت نشده است.

هر استان جداگانه کارانه ها را وایز می کند و متأسفانه ماه ها کارانه پزشکان پرداخت نیم شود اگر در مبحث چالش ها یک مورد از مواردی که گفتم هم رفع شود، به نظرم باز هم خوب است.

وب دا، با توجه به نقش مهم و اثرگذار اساتید در فضاهای مختلف آموزشی و پژوهشی و درمانی دانشگاه ، از نگاه شما یک استاد موفق در این حوزه‌ها چه شاخصه‌هایی دارد؟

به نظر بنده یک استاد موفق باید متواضع باشد، یعنی بداند که از کجا شروع کرده و به اینجا رسیده است. در همه زمینه ها افراد باید بدانند که از کجا، به چه جایگاهی رسیده اند، وقتی ما بدانیم که به عنوان مثال، یک استاژر معمولی یا یک اینترنی بودیم، که  کشیک می‌دادیم و... بنابراین سایر دوستان را هم بهتر درک می‌کنیم، همکاران و دوستان سال پایین را هم بهتر درک می کنیم.

  خودکشی و رفتارهای منفی به این دلیل در بین رزیدنت ها و پزشکان خیلی افزایش یافته است چون آن استاد اصلاً  گذشته خود را  فراموش کرده است، من هم ممکن است گذشته خود را، روزی فراموش کنم که کجا بودم و الان چه جایگاهی دارم، اما نباید هیچ گاه این موضوع را فراموش نکنیم، تا بتوانیم دانشجویان خود را بهتر درک کنیم.

 یک استاد، گویا یادش رفته که خودش هم روزی دقیقاً پشت آن صندلی ها بوده، خودش هم اطلاعات زیادی نداشته ولی الان یک دانشجو را  به خاطر ندانستن، به خاطر یک خطا، تنبیه‌های فراتر از یک قانون می کند. هر چیزی قانون دارد که این پزشک، مطابق قانونی که وجود دارد، مجازات نشود؛ منظورم این است که نباید فراتر از انچه که در قانون آمده، آن فرد مجازات و تنبیه شود.  بنابراین مهم است که هر استادی این را بداند، که خودش هم  یک روزی استاژر و علوم پایه ای بوده که او هم چیزی نمی دانسته است و با آموزش هایی که از اساتید خود دریافت کرده به این جایگاه رسیده است.

علاوه بر این یک استاد موفق، باید سعی کند که  سواد و علم خود  را به روز کند و آن علم خود را به دانشجویان انتقال و آموزش دهد.  اساتیدی که من در زمان اوایل تحصیلم داشتم  خیلی متواضع بودند، همه آنها را دوست داشتند و ان اساتیدی هم که خیلی ادعا داشتند، با اینکه شاید سواد و علم کمتری از اساتید دیگر داشتند اما آنها دانشجویان را بیشتر اذیت می کردند.

من با تمام صحبت های آقا دکتر واقعا موافق هستم. یک استاد موفق باید بتواند ارتباط خوبی با دانشجویان برقرار کند، چون نکته خیلی مهمی است و می تواند در ذهن دانشجو، تأثیر گذار باشد.

وقتی یک استادی یک اختلاف خیلی زیادی بین خود و دانشجویانش ایجاد کند، طبیعتاً دانشجویان خیلی رغبتی نمی‌کنند که سوال بپرسند، در واقع احساس راحتی نمی که مثلاً بتوانند از  استاد خود یاد بگیرند ولی اگر یک  استاد  بتواند، ارتباط خیلی خوب و در عین حال هم صمیمانه و هم پدرانه مادرانه و دلسوزانه با دانشجویان خود برقرار کند به صورت ناخودآگا، دانشجویان  ترغیب می شوند که بیشتر یاد بگیرند، بیشتر خود را علاقمند نشان می دهند. یک استاد موفق باید خیلی راحت دانسته های خود را در اختیار قرار دانشجویان قرار دهد و  همانطور که آقای دکتر گفتند، خودش همواره در حال یاد گرفتن باشد که به نظرم یکی از مهمترین ویژگی های یک استاد موفق به شمار می رود.

 

67

وب دا؛ ایا خانواده در پیشرفت تحصیلی و شغلی شما نقش داشتند؟

من فکر می‌کنم که هم بنده و هم خانم دکتر هرچه داریم از خانواده‌هایمان داریم . والدین هر دو ما فرهنگی بودند و پدر  مرحومم کارمند ادراه راه آهن بودند و مادرم فرهنگی بودند؛ اما در مجموع هر دو خانواده از  قشر فرهنگی بودند و ما هر دو  در خانواده ای فرهنگی بزرگ شدیم که قشر متوسط جامعه بودند و واقعاً پاک زندگی کردند و تا هر جایی که در توان شان بود، برای ما زحمت کشیدند و تلاش کردند که رشد و پیشرفت کنیم بنابراین نمی توان گفت که، من به این جایگاه رسیدم، تنها تلاش خودم بوده است. پدر و مادر خانم دکتر، خیلی زحمت کشیدند، او در کلاس های متفاوت شرکت می کرد، هزینه هایی که خانواده اش برای وی کردند، حمایت های عاطفی که از او کردند، رفت و آمد و.... بسیار قابل ارزش است؛ مثلا مادر من که معلم است، یک زمانی را می تواند در کنار من باشد، از طرفی امورات منزل با حقوق مادر و پدر باید بگذرد یعنی باید با هم باشد؛ بنابراین اینکه اصلا هیچ شکی نیست که ما الان به اینجا رسیدیم و واقعا و قطعا زحماتی بوده که خانواده‌هایمان برای ما کشیده اند، ثمره جوانی و زندگی والدین ما هستیم، آنها از خیلی از چیزها و خوشی های زندگی شان گذشتند تا به این جایگاه برسیم.

بعد از اینکه ازدواج کردم، حمایت های همسرم بود. حمایت در مورد مسائل  مادی نظیر اینکه،  چه کتابی را بخوانیم، چقدر درس بخوانیم، چه گونه درس بخوانیم، که به عقیده بنده، ورای همه این‌ مسائل، موضوعات معنوی مطرح است یعنی، تا یک فرد ذهن آرامی نداشته باشد، امیدواری نداشته باشد، بهترین پروفسور رشته پوست و مو  هم به او آموزش دهد، یا  اصلا طراح سوال به فرد اموزش دهد، باز هم ان چیزی که باید نمی‌شود.

 من شخصاً خیلی به این قضیه معتقدم که یک حمایت عاطفی- روانی خوبی که من داشتم، در این مدتی که با همسرم زندگی می‌کنیم خیلی به آدم برای پیشرفت انرژی می دهد ؛ مخصوصاً جامعه ما خیلی نکات منفی و سیاه دارد. گاهی خیلی آینده نامعلوم است و فردی که الان کار می‌کند نمی داند که قرار است فردا چه اتفاقی بیافتد،  وضعیت خانواده و فرزندش چه شود و البته یک بخش دنیا نیز همین است، که اصلاً دنیا  غیر قابل پیش بینی است؛ ولی یک چیزی که آدم را نگه می‌دارد، واقعاً همین حمایت همسر است؛ یعنی یک فرد هم بحث مادی دارد که باید  خواسته‌های او را تأمین شود و هم بحث عاطفی و روانی.

اما در مجموع اگر بخواهم شخصیت های مهم و تأثیرگذار در زندگی ام را نام ببرم، مادرم، خواهر وسطی ام و همسرم؛ یعنی هر کدام از آنها در قسمت‌هایی از زندگی ام،  اثرگذار هستند. پدرم که اکنون در قید حیات نیستند، نیز  بیشتر از نظر مالی رسیدگی خوبی داشت و بیشتر نیازهای مادی مان را رفع می کرد، اما از نظر معنوی، من کاملا پرورش یافته مادرم و خواهرانم هستم که خواهر وسطی ام، بیشتر از جنبه‌های عاطفی و معنوی من را حمایت و تقویت می کرد ولی خواهر کوچکترم بیشتر در حوزه تحصیلی من را حمایت می کرد، یعنی دو خواهرم دو تا تا بازوی خیلی مهم برای من بودند. من اصلا اوایل خیلی درس خوان نبودم.

البته در محیط کارم همه اساتید گروه پوست و مو واقعاً عالی هستند و تمام ویژگی های یک استاد موفق و خوب را دارند، اساتیدم خیلی انسان های موقر و متواضعی هستند و این گونه نیست که چون متخصص هستند، احساس غرور کنند، ما واقعاً از اساتیدمان الگو می‌گیریم. این اساتید واقعاً با دانشجو هستند و این مرز را ایجا نمی کنند که این دانشجو رزیدنت آن استاد است و هر سوالی که از آنها بپرسیم هر آنچه اطلاعات داشتهب اشند در اختیار دانشجو قرار می دهند و این عقیده را ندارند که اگر اطلاعات بیشتری در اختیار دانشجو قرار دهم رقیب کاری من شود.

دو نفر از اساتید گروه پوست و مو دانشگاه که خیلی و از تمام جنبه ها من را مورد حمایت قرار دادند، از جمله حمایت های کاری، درسی و علمی استاد مسعود ملکی و استاد مهدی رزم آرا هستند و حمایت هایی که این دو استادم از من کردند خیلی در زندگی شخصی من و خانم دکتر واقعاً تأثیر گذار بود و مدیون این دو استاد گرامی هستیم و حمایت های خانوادگی و اساتیدم بیشتر از آنچه که توقع داشتیم بود.

من سه تا خواهر داشتم که یکی از آنها سه سال پیش به رحمت خدا رفت و الان دوتا خواهر دارم و پدرم نیز که قبل از فوت خواهرم، به رحمت خدا رفت.

واقعاً نقش خانواده ام در موفقیت من خیلی مهم بود، من یکی از خوش شانسی هایی که داشتم این بود که پدر و مادری داشتم که واقعاً موفقیت من و اینکه به اهدافم دست یابم، خیلی برای آنها مهم بود و از تمام جنبه ها من را مورد حمایت قرار دادند، چه از لحاظ عاطفی و چه از لحاظ فراهم کردن فضای خونه محیط منزل برای اینکه من بتوانم خیلی خوب درس بخوانم و هر آن چیزی که نیاز داشته باشم را در حد توانشان برای من فراهم می کردند.

بنابراین، اگر مورد حمایت های خانواده ام قرار نگرفته بودم، این مسیر تحصیلی که طی کرده ام، برایم میسر نبود و به این جایی که اکنون رسیده ام، دست پیدا نمی کردم، بنابراین جا دارد که در این مصاحبه از خانواده ام بابت تمام زحمت ها و حمایت هایشان از آنها تشکر کنم. من  همیشه مدیون محبت ها و حمایت های خانواده ام هستم و امیدوارم که بتوانم بخشی از آنها را در آینده جبران کنم.

با توجه به اینکه همیشه از خانواده ام دور بودم، یعنی من ۷ سال پزشکی عمومی ام را از پدر مادرم دور بودم و تخصصم نیز به همین شکل بود، که دور بودم اما همیشه ایمان داشتم، به اینکه دعای خیر آنهاً همیشه بدرقه راهم است و احساس می کردم حتی از راه دور هم با دعای خیرشان مراقب من هستند.

خانواده ام ساکن خرم آباد هستند و  خیلی دیر به دیر شاید سالی یک یا دوبار همدیگر را ببینیم. اما از حمایت های عاطفی آنها همچنان برخوردار هستم به طوری که هر ورز با هم صحبت می کنیم و از صحبت های آنها انرژی می گیرم.

پدرم دبیر عربی مقطع راهنمایی بود که الان بازنشسته هستند و  مادرم دبیر ریاضی بودند و در مقطع راهنمایی تدریس داشتند و بازنشسته شدند و خیلی خالصانه خدمت می کردند و زمانی که من در سنین کودکی بودم و من را با خود سر کلاس می بردند،  واقعا جز معلمایی بودند که همیشه، از جان و دل برای یادگیری بچه‌ها مایه می‌ گذاشتند، خیلی برای آنها مهم بود که دانش آموزان حتماً مطالب را یاد بگیرند و واقعاً دلسوزانه در کار خود، فعالیت می‌کردند. ما سه فرزند هستیم و دوتا برادر کوچکتر دارم، یک برادرم که از من دوسال کوچکتر است، دانشجوی دکترای شنوایی سنجی دانشگاه شهید بهشتی است و اکنون در تهران زندگی می کند،  برادر کوچکترم که در حال حاضر محصل است.

وبدا؛ اوقات فراغت خود را به چه فعالیت هایی مشغول هستید؟

در زمان اوقات فراغت، ما سینما و کافه و هفته ای یک بار زیارت حرم امام رضا(ع) می رویم، درس می خوانم و البته خانم دکتر بیشتر از من مطالعه می کند، فیلم نگاه می کنم، ورزش پیاده روی انجام می دهم.

 

در اوقات فراغت با همسرم پیاده روی می کنیم ولی چون حجم کار و درس واقعا زیاد است، خیلی فرصت پیدا نمی کنیم که به صورت منظم به ورزش بپردازیم.

یکی از نقاط مثبت من و آقای دکتر این است که ما همه چیز را با هم انجام می دهیم، یعنی با هم برنامه‌ریزی می‌کنیم چون علاوه بر اینکه هم رشته هستیم، محل کارمان هم یکی است و  تقریبا برنامه کاری مان مشابه است، بنابراین سال‌هایی که با هم زندگی کردیم ، با هم درس می خوانیم، در کارهای مربوط به منزل مثل آشپزی کردن و... را با هم انجام می دهیم. سعی می‌کنیم حتی کارهای خانه را با هم تقسیم کنیم و با هم انجام دهیم، که یک نفر خسته نشود و من این تقسیم کارها را خیلی دوست دارم و خیلی به ما در زندگی کمک کرده و این گونه  نیست که مثلاً یک سری وظایف تنها مختص من یا مختص اقای دکتر باشد، با توجه به اینکه هر دو ما در محیط بیرون از منزل کار می کنیم، بنابراین در منزل هم همه کارها را با هم انجام می دهیم .

از اقای دکتر تشکر می کنم ، تقریبا در طی این حدود سه سالی که ما با هم در واقع داریم زندگی می‌کنیم هیچ وقت مشغله‌های درسی و کاری دکتر باعث نشده که کمک کردن به من را فراموش کنند و همیشه کمک حال من بودند، در حتی ساده‌ترین کارهای منزل، کمک من است و هیچ وقت مشغله های آقای دکتر مانع از حمایت من نشده است و این کمک حال من در کارهای خانه بودن، خیلی برای من مهم و ارزشمند بود.

حتی سالی که  آقای دکتر آزمون بورد تخصصی داشتند، به او می‌گفتم اصلاً نمی‌خواهد در کارهای خانه به من کمک کنی من خودم سعی می کنم کارها را مدیریت و رسیدگی کنم، که هم کلینیک و سرکار و کارهایی که مربوط به شغلم است و هم کارهای خانه را سعی می‌کنم انجام دهم، شما لازم نیست شما کاری انجام دهی، چون که درس داری، درس شما مهم‌تر است؛ ولی با این حال واقعاً اصلاً گوش نمی کرد؛ یعنی خیلی وقت ها در کارهای خانه خیلی کمک حالم بودن و من همیشه واقعا براشون دعای خیر می‌کردم و  از همین جا از همسرم نیز تشکر می کنم. به نظر من البته رتبه ۳ و یک هیچ فرقی با هم ندارد ولی با خودم می گویم مثلاً اگر واقعاً شیش دانگ تمام توجه و تمرکز خود را صرف مطالعه می کرد، شاید رتبه یک می شد چون با نفر اول تنها یک رتبه فاصله داشت ولی برای من خیلی ارزشمند بود، با توجه به اینکه آقای دکتر کلی درس،کار و مشغله داشت ولی همیشه توجه شان به من همیشه سر جایش بود.

وبدا؛ درباره نحوه آشنایی تان بفرمایید.

آشنایی من با خانم دکتر در محیط کارمان بود. خانم دکتر یک سال بعد از من وارد دانشگاه علوم پزشکی مشهد و کلینیک پوست و مو بیمارستان امام رضا(ع) شدند. من خانم دکتر را در درمانگاه پوست می دیدم و سعی می کردم که، به بهانه‌های کاری با ایشان صحبت کنم و ارتباط برقرار کنم.

برای اینکه پیشنهاد ازدواج را مطرح کنم، برای خودم خیلی عجیب بود حتی در  برنامه‌ ام اصلاً ان روز نبود ، اما  یک روز خیلی  به صورت جدی تقریبا قضیه را برای خانم دکتر مطرح کردم و اصلا قرار نبود در آن روز پیشنهاد خود را مطرح کنم، چون تصمیم داشتم یک روز خاص تر مثلا روز تولد خانم دکتر پیشنهاد ازدواج را مطرح کنم. بنابراین خانم دکتر را برای یک ناهار دعوت کردم و او هم قبول کرد و آشنایی بیشتر ما از انجا شروع شد و بعد از خواستگاری و عقد خیلی سریع سر خانه و زندگی مان رفتیم.

من و آقای دکتر در همان کشیک ها و کلینیک همدیگر را شناختیم، کم کم شناخت مان از هم بیشتر و بیشتر شد. بنابراین  من مهر ۱۴۰۱ که وارد دانشگاه علوم پزشکی مشهد و بیمارستان امام رضا(ع) و درمانگاه پوست شدم، تا اسفند ۱۴۰۱ که چیز جدی بین ما نبود؛ صرفاً در حد همکار بودیم، کم کم جرقه‌های اولیه شکل گرفت، ما با هم آشنا شدیم و از لحاظ اخلاقی و مسائلی که برایم مهم بود بهتر شناختم.

یک کنگره‌ای داشتیم  که این کنگره در تهران برگزار می شد، که با همکاران رفتیم، که این سفر نیز باز مزید بر علت شد که شناختمان نسبت به یکدیگر عمیق‌تر شود؛ در نهایت در اسفند ماه سال 1401 بود که  حرف‌های جدی را با همدیگر مطرح کردیم و در آبان ماه سال ۴۰۲ هم عقد کردیم و اکنون نیز سال سوم زندگی مشترکمان است.

 

68

وب دا، لطفاً در ابتدا خود را برای مخاطبان این گفتگو معرفی بفرمایید ( نام و نام خانوادگی ، در چه سالی و در کجا متولد شدید ) و شرح مختصری از سوابق تحصیلی دوران مدرسه و دانشگاه بفرمایید که در کجا و چه سالهایی طی شد؟

من دکتر علی مرادی رشته مهندسی بافت در دانشگاه علوم پزشکی مشهد هستم. من متولد قوچان در شهریور ماه سال 1349هستم. تا اخذ مدرک دیپلم، سال 67 در شهرستان قوچان بودم. در دبیرستان رشته علوم تجربی خواندم و لیسانسم را در پرستاری از دانشگاه علوم پزشکی مشهد اخذ کردم. سپس در بیمارستان دانشگاه علوم پزشکی مشهد استخدام شدم و سال ۶۷ وارد دانشگاه شدم. دوره کارشناسی را تقریبا سه ساله تمام کردم اما آن زمان قانون بر این بود که پرستاری را باید ۴ ساله تمام کنیم به همین علت من یک سال را آخر را خواندم سپس فارغ التحصیل شدم.

سال ۷۰ به خدمت مقدس سربازی اعزام شدم و سال 71 حدود دو سال خدمت سربازی ام تمام شد. دوره خدمت سربازی ام را در مرکز بهداشت شهرستان قوچان، پیام آور بهداشت بودم.

در سال ۷۴ استخدام دانشگاه علوم پزشکی مشهد به عنوان پرستار استخدام شدم. چند سال، در بیمارستان امام رضا (ع) و چند سالی به عنوان پرستار در بخش CCUکار کردم. سال ۷۸ کارشناس ارشد فیزیولوژی انسانی در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان قبول شدم و تقریبا حدود ۲۰ ماه کارشناس ارشد خواندم، یعنی کمتر از دو سال موفق به اخذ این مدرک شدم. در آن دوره اول و تزم را به زبان انگلیسی نوشتم که خیلی اتفاق معمولی نبود. سپس به مشهد برگشتم و به کمک دوستان و اساتید مثل آقای دکتر محمد حسن نظافتی بخش جراحی قلب بیمارستان امام رضا(ع) را راه اندازی کردیم. بنابراین سال 80 که به مشهد آمدم، سال 82 این بخش راه اندازی شد. حدود سه در این بخش خدمت کردم و سال 84 به دانشکده علوم پیراپزشکی که در آن زمان در میدان ملک آباد، نبش میدان فلسطین واقع بود، منتقل شدم  و به عنوان مدرس به اصطلاح همتراز هیأت علمی یک سری دروس فیزیولوژی آناتومی را درس می دادم از جمله دروس زبان تخصصی و زبان یک و دو و برای رشته‌های مختلف.

حدود 9 سال یعنی تا سال 89 در دانشکده پیزاپزشکی خدمت کردم. من از دانشگاه‌های مختلف پذیرش  گرفتم و بعد به این تصمیم رسیدم که با توجه به اینکه، کشور مالزی اولاً کشور ارزانتری بود نسبت به بقیه پذیرش‌هایی که گرفته بودم و ثانیاً کشور مسلمان بود و فرهنگ نیز خیلی مهم بود که به فرهنگ ما ایرانی ها خیلی نزدیک بود، ثالثاً کلمات فارسی در آن زبان وجود دارد و ساده‌تر هست و  چهارماً دانشگاه مالزی دانشگاه um که من پذیرش گرفتم جز دانشگاه‌های برتر دنیا بود و در آن زمان،  هم جز ۳۰ دانشگاه برتر دنیا به شمار می رفت بنابراین کشور مالزی را برای تحصیل تخصص انتخاب کردم.  در آن سالی که من داشتم مدرک می‌گرفتم در حقیقت فکر می‌کنم هشتمین دانشگاه مهندسی دنیا بود، بنابراین رشته مهندسی بافت را در دانشگاه مالزی خواندم. این رشته،  هم در مورد به اصطلاح بازسازی غضروف بود و با استفاده از ماتریکس خارج سلولی غضروف مفصلی گاوی که پروژه‌ای بود، که در دانشگاه علوم پزشکی مشهد، کار کردم. من دوره تخصصم را در دانشگاه مالزی، حدود سه ساله تمام کردم و سال 2010 که رفته بودم سال پس از آن سال ۲۰۱۴ به ایران برگشتم و از تقریبا دو سال بعد از آن، عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد شدم  و به عنوان استاد یار مهندسی شروع به کار کردم و تا کنون حدود 9 سال است که، در خدمت دانشگاه علوم پزشکی مشهد هستم.

چندین مسأله باعث شد که دوباره به کشورم برگردم، چون خانواده من در ایران بودند و مادرم و خانواده ام به حضور من نیاز داشتند. دانشگاه دانشکده مهندسی UMدر کوالالامپور الان نیز جزء ۱۰ دانشگاه مهندسی برتر جهان است به عنوان مثال این دانشگاه، شانه به شانه دانشگاه MET  و هاروارد پیش می رود و چنین دانشگاهی با امکانات بسیار خوب است.

دانشگاه مالزی، دست محقق باز است. من درآنجا یک آزمایشگاه بسیار مفصل تجهیز کردم یعنی اجازه می‌دادند که یک متخصص، نیاز علمی خود را برآورده کند، اما خارج از کشور ما همیشه شهروند دوم هستیم، یعنی فرقی نمی‌کند که شما چه مدرک و جایگاهی دارید و اینکه استاد دانشگاه اصلاً این موارد، مهم نیست بنابراین  شما همیشه شهروند درجه دوم برای آنها به شمار می روید.

 در آن زمان رشته مهندسی بافت، یک رشته جدیدی در ایران بود و البته بعد از اینکه من در دانشگاه مالزی شروع به تحصیل کردم دانشگاه های ایران شروع به پذیرش این رشته کردند و همزمان با فارغ التحصیلی من از دانشگاه مالزی، دانشگاه های ایران هم فارغ التحصیل شدند.

 

69

اما هنوز رشته مهندسی بافت در ایران، به ویژه رشته نوپایی به شمار می رود، اگر چه، خیلی از دوستانم در رشته‌های دیگری مثل داروسازی‌ها فارما سیوتیکس، پزشکی مولکولی در فعالیتهای خود به صورت ناخودآگاه یا خودآگاه وارد مهندسی بافت می شوند و کار مهندسی بافت را می‌کنند اما خود این رشته رشته‌ای است که نیاز به آن زیاد است و هنوز درکشور ما و در خیلی از دانشگاه های ما، رشته خیلی جوانب است و هنوز جای کار خیلی زیادی دارد.

من دانش آموز و دانشجوی درس خوانی و خیلی اهل کار اجرایی نبودم. بعد که از خارج کشور برگشتم و به عنوان هیأت علمی شروع به کار کردم سه سال مسئول رئیس آزمایشگاه جامع تحقیقاتی شرق کشور بودم که ان موقع در پژوهشکده بوعلی واقع بود که اکنون به ساختمان شهید جمهور شهید رئیسی منتقل شده است.

سه سال مقام اول را در آزمایشگاه های جامع کل کشور به دست آوردم. با کمیته‌های مختلف کار کردم از جمله، کمیته سلول درمانی و کمیته سلول بنیادی دردفتر ارتباط با صنعت دانشکده در شورای فناوری مرکز رشد در مرکز جامع سلول‌های بنیادی دانشگاه علوم پزشکی مثل جاهای مختلف به قدر وسع سواد و توانم در خدمت دانشگاه بودم.

ماهیت رشته مهندسی بافت این است که به تقلید از بافت‌های بدن یک سری بافت‌ها را مهندسی می‌کنیم و می‌سازیم که جای بافت‌های بدن را به صورت موقت یا دائم بگیرد تا سپس خودش بتواند آن بافت را بازسازی کند، به این روند در اصطلاح مهندسی بافت گفته می شود.

در رشته‌های مختلف می توان، روی بافت‌های مختلف کار کرد و فرآوری بافت‌ها می‌تواند، بخشی از به اصطلاح این رشته مهندسی بافت باشد. خیلی جالب است که ما در مشهد سازمان فرآورده‌های گوشتی داریم و یک حجم زیادی از مثلاً گاو گوسفند روزانه ذبح می شود و جالب تر این است که چیزی حدود نصف وزن یک گاو فقط به مصرف می رسد و کمتر از نصف تقریباً ۴۵ درصد و ۵۵ درصد بدن گاو دور ریخته می شود؛ یعنی سازمان فرآورده های گوشتی به شهرداری مشهد هزینه ای  برای امحاء این باغ پسماند پرداخت می کند و ما می توانیم از این پسماند در صنایع مختلف استفاده کنیم و ارزش افزوده هم داشته باشد.

یکی از این چیزهایی که درو ریخته می شود، آبشامه دور قلب است که به آن پریکارد پریکارد گاوی گفته می شود، که بافت نازکی است مثلاً به نازکی یک ورق مقوا و سفید رنگ که سایزش به اندازه مثلاً یک کاغذ A3 است و تقریباً دو برگه A4 که می توان آن را فرآوری کرد.

این بافت یک بافت دور ریز است  و از این به اصطلاح پچ‌های پریکارد ساختیم و سال‌های سال است که در جراحی های مختلف من جمله در جریان قلب بسیار کاربرد دارد. در کشور ما، هیچ کمپانی هنوز این بافت را فرآوری نکرده و نساخته است و در طی این سال‌های اخیر ما این بافت را از خارج کشور از  دو ت شرکت بلژیکی و امریکایی وارد می‌کردیم.

چند هفته گذشته آقای دکتر حسین‌زاده به من زنگ زدند و ابعاد 5*5 که ابعاد خیلی بزرگی هم نیست و  مثلاً به اندازه ابعاد دو تمبر می شود، تقریبا ۲۲ میلیون تومان قیمت دارد و مشکل هم این است که، یک بار مثلاً به یک وارد کننده مجوز می دهد و این مواد وارد می شود و  ۶ ماه ۸ ماه  یایک سال در بازار وجود دارد، اما بعد از دریافت مجوز،  گاهی اوقات، اصلاً در بازار نیست و یک بافت به این کوچکی قیمت به این بزرگی دارد؛ در صورتی که اگر پریکارد یک گاو همان ورقه مثلاً سایز A3  فرآوری شود، ۳۰ تا ۴۰ تا قطعه می توان، از آن به دست آورد و این خیلی برای ما ارزش ارزی زیادی داردو  وابستگی ما را کم می‌کند، از این بافت ها در خیلی از عمل استفاده می شود،، همان طور که عرض کردم،  مخصوصاً در جراحی قلب‌ از آن استفاده می‌شود، ماخصصین ارتوپدی، جراحی های ترمیمی، گوش و حلق و بینی از آن استفاده می‌کنند، بنابراین بافتی است، که خیلی کاربرد دارد، ولی بیشتر در جراح‌های قلب استفاده می شود و البته خیلی از بافت های حیوانی وجود دارند که می توان آنها را فرآوری کرد و قابلت استفاده زیادی هم دارند.

در این دو سه سال گذشته من با همکاران دانشگاه فردوسی، استاد مرتضی بهنام رسولی و آقای دکتر استاد مهدوی همکاری داشتم و از عصب محیطی حیوانات برای پیوند زدن به حیوانات دیگر یا حیوان همان گونه استفاده کردیم و دیدیم که عصبی که قطع می شود، می تواند به وسیله یک عصبی که آن هم سلول زدایی شده یا (آسلولار شده ) می‌تواند ترمیم شود و علاوه بر اینکه در بافت شناسی دیدیم بافت ترمیم شده، در عملکرد هم مشاهده کردیم، که عملکرد حسی و حرکتی حیوان برمی‌گردد. روش کار ما این بود، که عصب موش را به عصب جوجه  تیغی پیوند زدیم که خوشبختانه جواب داد  و خیلی هم عملکرد خوبی دارد. فرآوری ان باقت تقریباً یک هفته طول می کشد،  اما بعد از جراجی، فالوآپ آن سه ماه به طول انجامید و نتایج نشان داد که، بله سر حدود قبل از سه ماه حیوان تقریبا بدون مشکل می‌تواند، راه برود و از نظر عملکردی هم حس و هم حرکتش برگشته است. و پیرو این پژوهش، در حال حاضر یک پروژه دیگری نیز تعریف کردیم که بتوانیم بافت‌های انسانی و بافت‌های حیوانی را به طور همزمان با یکدیگر فرآوری و آسولارش کنیم. این یک پروژه‌ای است که یک تیم چند وجهی شامل مهندسی بافت که من هستم، اساتید گروه، ارتوپد جراحان ارتوپد آقای دکتر احسان واحدی جراح دست از اساتید بیمارستان امدادی و اساتید گروه بیولوژی و فیزیولوژی حیوانی دانشگاه فردوسی این طرح مشارکت دارند حیوانی و چشم اندازمان این است که ما بتوانیم از این بافت های حیوانی و انسانی در آینده در بیمارانی که قطع عصب داشتند و نیاز به این دارند که یک گِرفتی انجا گذاشته شود، از  این از بافت‌های حیوانی استفاده کنیم. خیلی بافت‌های دیگری هم وجود دارد و می توان، از ان‌ها نیز در کشتارگاه‌ها برداشت و فرآوری و استفاده کرد.

 

70

در دانشگاه علوم پزشکی مشهد یک اتفاق خیلی خوبی که در طی این دو سه سال اخیر افتاده این است که دانشگاه محققین خود و امکاناتش را به سوی مرکز فراهم آوری بافت سوق داده است و با کمک دوستانی مثل آقای دکتر علی صمدی و اساتید بانک چشم شروع کرد و بعد دانشگاه که بتواند، بافت های دیگر را هم فراهم آوری کند. بنابراین در همین راستا یک سری از پرسنل و  کارمندان دانشگاه در این زمینه، آموزش دیدند و الان می‌توانند، بافت‌ها را از روی جسد بردارند و مرگ مغزیها و فوتی‌هایی که خانواده، اجازه برداشت می دهند، تیم ما، با آنها  صحبت می‌کند و با رعایت مسائل قانونی و مسائل اخلاقی برداشت می شوند و بنابراین یک سری بافت فراهم می شود. بعضی از این بافت ها را می توان به طور مستقیم استفاده کرد، اما  بعضی دیگر نیاز دارند که یک فرآوری جزئی انجام شود، مثل مثلاً فریز کردن. بعضی از آنها، نیازمند فرآوری‌های پیچیده‌تری مثل مثلاً سلول زدایی هستند. با توجه به اینکه تیم ما یعنی تیم همکاران دانشمندان علوم پزشکی و دانشگاه فردوسی سابقه فرآوری بافت‌های مختلفی را دارد، از غضروف و عضله و دیافراگم پریکارد گاوی و انسانی یک بخش تقریبا عضلانی روی شکم و پهلو است که این برداشت و آسلولار می شود و در موارد مختلف استفاده می شود، با توجه به اینکه این تجربه را تیم مشترک ما و دانشگاه فردوسی با یکدیگر دارد لذا  این امکان فراهم است که ما آن بافت‌های فراهم شده را فراوری کنیم و دانشگاه خیلی مشتاق است که این اتفاق رقم بخورد ما هم خیلی دوست داریم و خیلی هیجان زده هستیم برای اینکه این اتفاق بیافتد، برای اینکه واقعا نیاز به آن خیلی زیاد است و یک حجم زیادی از نیاز بیماران ما را با قیمت بسیار کمی می‌تواند مرتفع کند.

 در این پروژه ها، ما فسیالات‌های انسانی را به سفارش گروه گوش و حلق دانشگاه علوم پزشکی مشهد آقای دکتر بخشایی و تیم مرکز تحقیقات گوش حلق آسلولار کردیم و اکنون نیز، در حال تعریف پروژه‌هایی هستیم که کاروتید مثلاً ژگولار و کاروتید گاوی را برداریم و سلولارش و فراوری کنیم. این کار قبلا توسط پژوهشگران امریکایی انجام شده و محصول آن در بازار اکنون وجود دارد، که به آن کانتگرا گفته می شود و برای دریچه فرمولار در پیوند استفاده می شود و البته خیلی قیمت بالایی دارد و  سعی می کنیم که این بافت را خودمان فرآوری کنیم. در بافت انسانی هم دنبال این هستیم که بعضی از دریچه‌های عروق را که می توان از جسد برداشت کرد فراوی کنیم .

در مهندسی بافت فعالیت های  خیلی زیادی می توان کرد، ولی من فکر می‌کنم در شرایط فعلی جامعه ما فرآوری بافت نیاز الان ما است و صد البته من کنار کارهای پژوهشی دیگر و پایه را هم انجام می دهم، روی غضروف و کماکان روی استخوان هم کار می کنیم، ما بافت استخوان غضروف مهندسی بافت مینیسک را داریم، روی مهندسی بافت تاندون داریم کار می‌کنیم روی سفیده چشم ترمیم عصب محیطی یا اعصاب دست که یک اشل کوچیکی از قطع نخاع است، کار می کنیم .

اگر این نتایج به بار بنشیند، می توانیم امیدوار باشیم که عصب نخاع هم قابل ترمیم باشد و همان طور که عرض شد، وقتی در اشل‌های کوچک‌تر مطالعات حیوانی این کار انجام می‌شود و می‌بینیم که علاوه بر اینکه در بافت شناسی می توانیم ترمیم انجام دهیم، مثلاً اتصال به اصطلاح رسانایی هم برقرار شده و بعد میبینیم که حس و حرکت، حیوان هم برقرار شده و حیوان با ان پایی که کامل قطع شده بود حالا می‌تواند، راه برود. بنابراین تحقیقات به این سمت سوق داده می شود، که به طرف مطالعات انسانی برویم چرا که در مطالعات حیوانی به خوبی جواب گرفتیم و البته قاعده هم همین گونه است که مجوز کمیته اخلاق بگیریم و برای مطالعات کارآزمایی بالینی در انسان از کارهای کوچکتر شروع کنیم، یعنی از کوچکتر شروع میکنیم و اگر موفق شویم به طرف کارهای بزرگتری مثل نخاع پیش می رویم.

تا الان کشتارگاه از ما هزینه ای دریافت نکرده است و اگر هم دریافت کند، به یک صنعت در  شهر یا هر جای دیگر تبدیل شود باز هم خوب است. اگر برای ان بافتی که کشتارگاه ها، به عنوان دور ریز دور می‌ریزند ما هزینه هم پرداخت کنیم، کمتر از ان چیزی است که وارد می شود، که این امر حتی کمک می کند که آنها هم همین هزینه ای که از ما می‌گیرند را به سمت R@D ببرند، و این برای ما هم خوب است، که تیم آنها یاد بگیرند بافت‌هایی که ما می‌خواهیم را به طرز صحیح برداشت و نگهداری کنند و به ما تحویل دهند. ان هم در سیستم خود نیاز به یک ارتقاء دارند، چون تا الان این اتفاق نمی‌افتاده، بنابراین ما شروع کردیم بافت‌های مختلف را گرفتیم و تا الان با ما همکاری کردند و امیدوارم که این تبدیل به یک صنعتی شود و با پرداخت هزینه توسط دانشگاه، برای فراهم آوردن بافت‌هایی که ما نیاز داریم و آن پول دوباره خرج پژوهش در آن قسمت شود، این ارتقای شهر است، برای همه ارزش افزوده است .

 

71

وب دا، با توجه به فعالیت دانشگاه در سه حوزه آموزش، درمان و پژوهش حفظ ارتباط این سه حوزه از نگاه شما تا چه حد اهمیت دارد و اساسا آیا می‌توان این سه حوزه را اولویت بندی کرد ؟

اگر جهت‌دار بخواهم بگویم من یک ریسرچر و پژوهشگر هستم، بنابراین، بله پژوهش برای من اهمیت دارد ولی قاعده بر این است که اگر نسل جدید دانشگاه به طرف تولید برود، باید رویکرد ما آموزش به دانشجو باشد، که نتیجه ان آموزش پژوهش‌هایی شود، که این پژوهش‌ها منتهی به محصول شود. حجم زیادی از پژوهش‌ها در تمام دنیا در حال انجام است، اما درصد خیلی کمی از انها تبدیل به یک ایده ای می شوند که قابلیت تبدیل به محصولات دارد و باز بعضی از ایده ها، فقط محصولاتی می شود که وارد بازار می شوند. ولی در این چرخه باید آموزش درست داشته باشیم، پژوهش را هم باید آموزش دهیم، یعنی دانش را ما باید به دانشجو ارائه کنیم، که بعد بتواند وارد پژوهش و نهایتاً به محصول منتهی شود.

همه دانشگاه‌های دنیا این کار را انجام می دهند. به عنوان مثال، بازدیدکننده‌هایی که از اروپا یا آمریکا و سایر کشورها امده اند، بسیار زیاد دیده ایم که انها در پژوهش های خود خیلی به رویکرد محصول محور بودن فکر می کنند. دانشگاه اگر آموزش خاص به خالص داشته باشد، مثل نسل‌های قبلی خود ما که یک مدرکی می گرفتیم و بعد از آن هیچ کاری یاد نداشتیم،  یک مدرک لیسانس فوق لیسانس یا دکترا گرفته بودیم  وکلی دانش داشتیم و این دانش واقعا عملگرانه نبود کلی محفوظات در ذهن ما بود که نمی‌دانستیم از اینها چگونه باید استفاده کنیم. نسل‌های بعدی دانشگاه باید منتهی به پژوهش های محصول محور شود و قاعدتاً اصل قضیه رسیدن به ان محصول است . آن محصوله ممکن است، یک فیزیک یا چیزی فیزیکی باشد؛ مثل این بافت‌هایی که ما داریم فرآوری می‌کنیم.  ممکنه یک دستورالعمل یا یک گایدلاین باشد که از طریق آن بیماران را با آن روش جدید درمان می کنید، بنابراین هر چیزی که زندگی بشر را راحت تر کند، دردهای بشر را کاهش دهد، مرگ و میر را کمتر کند، می تواند محصول باشد، لذا این می تواند یک محصول، یک دستوالعمل، فیزیک یا ممکن است یک دستگاه باشد.

در نتیجه پژوهش و یا آموزش جای خود را دارد و همه آنها باید محصول محور باشد. دیگر آموزش علم صرف به درد کسی نمیخورد، مفروضات صرف به درد کسی نمیخورد؛ محفوظات وقتی خوب است که جهت پژوهشی بگیرند و پژوهشی خوب است که جهت محصول باشد.

وب دا، با توجه به تجربه‌ای که در فضای شغلی خود در دانشگاه داشته‌اید تصور می‌کنید چه اقدامات و برنامه‌هایی می‌تواند به هرچه بهتر شدن این فضا کمک کند؟

به نظر بنده هر سه حوزه آموزش، پژوهش و درمان مستلزم بودجه هستند، حتی در کشورهای بزرگ هم این گونه نیست که این بودجه صرفا از طرف مثلا دانشگاه تامین شود و دانشگاه بودجه را بگیرد فقط این بودجه را خرج آموزش، پژوهش و درمان کند. پارت های دوم و سومی هم وارد کار می‌شوند؛ سرمایه‌گذاران زمانی که محصول ساخته شده، وارد می شوند ان جایی که محصول اولیه ساخته شده حتی یک ایده خوب وجود دارد که رفتن به طرف یک محصول امکان دارد، لذا یک به یک محصول واقعی قابل فروش تبدیل می شود.

 این،  بخشی از بودجه هایی است که می تواند، صرف پژوهش برای رسیدن به محصول باشد و قاعدتاً اون چیزی که می‌ماند هزینه‌های درمان و آموزش است که حتی در این دو حوزه هم می توان، از بودجه‌هایی غیر از بودجه‌های دولتی استفاده کرد. علاوه بر این خیرین و ارگان‌های دیگر هم می توانند، وارد شوند و اگر ارگانی توانست، می تواند این سفارش را به دانشگاه بدهد، به عنوان مثال، همه جای دنیا را که نگاه کنید، مثلاً دانشکده مهندسی، جاهای مختلف دنیا که کار مهندسی انجام می دهند، سفارش صنعت نیز وجود دارد، صنعت نیاز خود را اعلام می‌کند و دانشگاه در جهت رفع ان نیاز پژوهش خود را انجام می دهد.

به این روش بودجه‌ای که وارد دانشگاه می شود، هم به درستی خرج آموزش می شود و هم پژوهشی که محصول محور  است و نهایتاً خروجی همه انها محصولی است که بخش صنعت می‌تواند، محصول را به یک محصول قابل دسترس برای عموم و برای نیازمندان تبدیل کند.

 

72

وب دا، با توجه به نقش مهم و اثرگذار اساتید در فضاهای مختلف آموزشی و پژوهشی و درمانی دانشگاه ، از نگاه شما یک استاد موفق در این حوزه‌ها چه شاخصه‌هایی دارد؟

در شغل معلمی پول و آسایشی وجود ندارد، کسی باید معلمی کند، که معلم را دوست داشته باشد.   کسی که تا دیر وقت پای لپ تاپ، پای نوشتن یا پای خواندن بنشیند و  صبح زود هم بیدار شود، حتی هنگام  نمازهم باید حواسش به کارش پرت شود.

یعنی واقعا معلمی یک جور وسواس می طلبد، معلمی عشق و دیوانگی می خواهد، استاد موفق استادی است که، این این وسواس و اشتیاق را داشته باشد را داشته باشد و این هیجان زدگی از رسیدن به محصول و نتیجه را داشته باشد.

 من فکر می کنم  این اصل قضیه است که  سمنو دیگِ بزرگی خواهد بود هر چیزی یک الزاماتی دارد. اکنون در تمام دنیا با گچ و تخته سیاه دیگر کار خیلی پیش نمی رود و پژوهش هزینه بر می باشد، صد البته که پژوهش باید جهت دار باشد، من اصلاً منظورم این نیست که پژوهش‌های پایه صرف خوب نیستند، پژوهش‌های پایه صرف هم شایسته هستند، به این دلیل که آنها پایه پژوهش های کاربردی به شمار می روند، اگر آنها انجام نشوند، نمی توانیم، تحقیقات کاربردی انجام دهیم.

 بنابراین، علاوه بر اینکه آدم باید ذوق و شوق و هیجان معلمی داشته باشد، باید امکانات معلمی نیز فراهم باشد.

وب دا، در مسیر تحصیل و فعالیت‌های کاری آیا چالش ها و موانعی را هم تجربه کردید؟ در صورت پاسخ مثبت بفرمایید چطور با این چالش ها و موانع مقابله کرده اید؟

جامعه ما جامعه خیلی پولداری نیست اکثر انسان های جامعه ما متوسط به طرف پایین هستند و چند درصد جامعه متمول هستند و واقعا خیلی از افراد جامعه ما نیازشان اصلاً دانشگاه و درس نیست. بچه‌های آنها سر کار دیگری می روند، خانواده‌هایی مثل خانواده من که متوسط به پایین بودند ما برای همین درس خوندن ساده با گچ و تخته سیاه هم کلی مشکل داشتیم. شهرستان و امکانات ضعیف بود و اگر اشتیاق و شوق نبود، درس خواندن امکان پذیر نبود، دورنمایی که تصور می‌کردیم خیلی قشنگ بود و اگر نبود جلوتر پیش نمی رفتیم، بنابراین بله درس خواندن و انجام پژوهش کار سختی است.

علاوه بر این معلم بودن هم کار سختی است، جدای از بحث مالی که اصلاً قابل مقایسه با مشاغل دیگر نیست، یعنی یک عمر کسی وقت، انرژی و جوانی خود را می گذارد که معلم شود، استاد دانشگاه شود، بعد اگر پرداختی ها را نگاه کنید،  با شغل‌های خیلی خیلی پیش پا افتاده،  قصاب، بنا و .... اصلاً  قابل مقایسه نیست.

کسی که وارد این معلمی شده، باید قبول کند، باید تمام سختی های معلمی را بپذیرد. بعضی از افراد نمی‌توانند، کار دیگری انجام دهند اما اگر آن فرد اراده کند می تواند از این شغل خارج شود، ولی چون دوست دارد در آن شغل باقی می ماند.

من اصلا یادم نمی رود، شب هایی که برای کارشناس ارشد می خواندم، به جرات و بدون اغراق می توانم بگویم که در شبانه روز 21 ساعت درس می خواندم، اما برای ی phd من درسی نخواندم چون پژوهشی بود و من باید پذیرش می‌گرفتم و امتحانی هم نبود که من در آن شرکت کنم. در زمان دکتری  روزی ۲۲ ساعت در آزمایشگاه کار می‌کردم. درست است که من مطلبی را حفظ نمی‌کردم، کتاب درستم نمی گرفتم که بخوانم، ولی کار پژوهشی همین است که یک فرآیندی را ستاپ می‌کنید و از صفر تا صد باید بالا در آن آزمایشگاه کار انجام دهیم و باید خود فرد انجام دهد، چون پروژه، یک پروژه اختصاصی است اینجوری نیست، بنابراین به این شکل نیست  که مثلاً ۴ نفره یک کاری را انجام دهیم، با توجه به اینکه پروژه اختصاصی دکترای من بود، من شب های زیادی را در آزمایشگاه می ماندم و به جرأت می توانم بگویم که که در مجموع دو ساعت می خوابیدم این دو ساعت هم، نه اینکه مثلاً پیوسته باشد، بلکه منقطع بود، یک ربع می خوابیدم بیدار می شدم، و.....

 کار بزرگ زحمت بزرگ می خواهد، چندی پیش  از دانشجویان پرسیدم، شما که کار آزمایشگاهی می کنید با چند تعداد فلاسک کار می‌کنید، یکی از دانشجویان گفت بیشترین فلاسکی که داشتم 8 تا بوده است، اما خود من در یک برهه زمانی ۸۰۰ تا فلاسک در آن واحد داشتم ۸۰۰ تا فلاسک اصلا نمی توانم کنم. می خواهم بگویم من در دوران تخصصم هیچ گونه محدودیتی نداشتم و هرچه را که من اراده می‌کردم و می‌رفتم به استادم می گفتم و او را توجیه می‌کردم که این کار را باید انجام دهیم، این راه را باید برویم و به این تجهیزات نیاز داریم، فردای آن روز برای من می‌خریداری می شد و اصلاً محدودیتی از نظر مالی وجود نداشت و من هم رعایت می کردم که چیزی هدر نرود، چیزی اضافه خرید نکنیم و این اشتیاق باهث می شد که ان حجم کار انجام شود،

 الان دانشجوهای ما، برای اینکه بتوانند دفاع کنند باید یک مقاله چاپ کنند که بتوانند دفاع کنند یعنی با تنها چاپ یک مقاله می توانند، برای دکترا دفاع کنند. زمان ما از ما تعهد گرفتند که باید دو تا مقاله بفرستید که اجازه دهیم، دفاع کنید. سال دوم دانشگاه بودم ه قانون تغییر داد گفتند دو تا مقالات باید پذیرش شود که بتوانید دفاع کنید. وقتی من تزم را  نوشته بودم پنج تا مقاله چاپ شده داشتم و استادم قبول نمی‌کرد تز من را بخواند. استادم  می‌گفت پنج تا مقاله کم است و هقیده داشت برای من پنج تا مقاله چیزی نیست و من هم می گفتم تعهد من به دانشگاه دو تا مقاله است اما ایشان از من توقع بیشتری داشت، بنابراین با توجه به توقع زیادی که من از داشتتند، 9 تا مقاله چاپ کردم،  که به من اجازه دادند دفاع کنم و به محض اینکه وارد ایران شدم و پای من به ایران رسید، مقاله سیزدهم من نیز به چاپ رسید، یعنی حتی دوره دکترای من سه سال و نیم تقریباً کمتر از چهار سال با ۱۳ تا مقاله تمام شد، الان دانشجوی ما در ایران تنها با یک مقاله می تواند دفاع کند و البته دانشجو مقصر نیست،  مواد برای ما فوق العاده گران است و آن چیزی که می خواهیم به دست ما نمی رسد، یعنی مثلاً مواد اصلی نیست، بلکه مواد پاکستانی، هندی وارد می شود یا زیر پله‌ای درست می شوند و با قیمت خیلی گزافی به دست ما می رسد،  همه این چالش ها و مشکلات در مسیر پیشرفت متأسفانه وجود دارد. بنابراین سختی های کار من این بود برای ارائه مقالات اما در اینجا به یک مقاله برای دفاع اکتفا می کنند.  زمانی که من دفاع کردم و به ایران، برگشتم. اما من بعد از دفاع چون باید در آنجا می ماندم و داکیومنت‌های ما در دانشگاه مصوب می‌شد و مهر می‌خورد و تقریباً یکی دو ماه طول می‌کشید، بنابراین دوباره وزارت علوم  رفتم و بعد سفارت می رفتم که این روند، یک پروسه دو سه ماهه‌ای بود. در این سه ماه من در آزمایشگاه ماندم  و کماکان داشتم کار می کردم و با گروه های مختلف که با این استادم داشتند کار می کردم و کمک میکردم . می خواهم بگویم که آنچا مهم است، آن عشق و اشتیاقی که لازم است و من ولع یادگیری داشتم و آن هدف‌گذاری که داشتم بسیار مهم بود، که بتوانم در یک مدت مشخص به آنچه که می خواهم دست پیدا کنم و البته باید امکانات نیز فراهم باشد.

من در دانشگاه مالزی، یک آزمایشگاه تقریباً ناچیزی را تحویل گرفتم و من به عنوان دومین دانشجوی دکترای ان استاد در ان موقعیت تنها دانشجو بودم و البته چند تا دانشجوی ارشد هم و دو تا هم پست داک بودند اما مسئولیت آزمایشگاه به عهده من بود. من ان ازمایشگاه را تجهیز کردم برای این آزمایشگاه همه چیز خریدم و در آنجا نصب و راه اندازی کردم. من اراده می‌کردم همه چیز در اختیارم بود، چرا که بودجه وجود داشت.  وزارت علوم آنجا، یک گرنت خیلی بزرگی برای محققین، گذاشته بود که وقتی پروپوزال ارائه می کردند، بودجه را دریافت می کردند و سپس کار انجام می شد، علی رغم اینکه بودجه وجود داشت و اشتیاق و شور و شوق فعالیت در ازمایشگاه را داشتم، اما کار سختی بود که باید به طور 24 ساعته در آزمایشگاه حضور داشتم. Phdگرفتن از خارج از کشور اصلاً شوخی نیست اصلا کار راحتی نیست، حتی در همین ایران هم شوخی نیست اگر کسی واقعاً بخواهد کار کند شب و روز ندارد.

من در دانشکده خودمان شاهد هستم که یک قاعده و قانون گذاشتند که، از 7 شب به بعد دانشجو حق ورود به دانشکده را ندارد، در حالی که برای دوره PHD شب و روزی وجود ندارد، آزمایش باید پشت سر هم و به طور پیوسته انجام شود. ننکن است آزمایش 4 صبح تمام شود، بنابراین نمی توان دانشجو را از دانشکده بیرون کرد، که متأسفانه در دانشکده های ما این روند وجود دارد، بنابراین بخشی از این کندی انجام پژوهش های به دلیل تخصیص بودجه ضعیف به بخش پژوهش است و بخش دیگر آن مربوط به قانون و مقررات دست و پاگیر و سخت گیرانه ای است که اعمال می کنیم. من دانشجوی خارجی  آزمایشگاه دانشگاه کشور مالزی بودم و به طور 24 ساعته در آنجام بود و کار می کردم و این آزمایشگاه به صورت شبانه روز باز بود که می توانستیم از آن استفاده کنیم و البته همه چیز مشخص بود که چه افرادی و چه ساعتی وارد آزمایشگاه می شوند.

الان دانشجوی من یک شب که می‌خواهد مثلاً تا ساعت ۱۰ شب در آزمایشگاه بماند یا یک روز جمعه میخواهد کار کند باید نامه نگاری های زیادی انجام شود، یک سری فرم ها و کاغذ بازی ها انجام شود که دست و پا گیر هستند، کار علمی کردن زحمت زیادی دارد که، زحمتی که اگر مقیاس با  پول و اعتبار و اینا بخواهیم بسنجیم اصلاً جبران نمی شود.

وب دا، آیا خانواده در پیشرفت تحصیلی و شغلی شما نقش داشته اند؟

پدر و مادرم به شدت همیشه از من حمایت می کردند و همیشه می‌گفتند که ما هرچی داریم برای تحصیل بچه‌ها است. پدرم در یک اداره تعاونی کار می کردند و یک کارمند ساده بودند و مادرم خانه دار بودند. پدرم می گفت برای تحصیل فرزندانم اگر لازم باشد من فرش زیر پای خود را می‌فروشم ولی بچه‌ها باید درس بخوانند و ادامه تحصیل دهند، لذا این حمایت خانواده تا زمانی که  در کنار آنها بودم ادامه داشت تا اینکه، من برای مقطع لیسانس رد دانشگاه مشهد قبول شدم. به مشهد آمدم و  دیگر جلو یچشم خانواده نبودم و فشار و تشویقی هم از طرف آنها هم نبود، اما از آنها به یاد داشتم که باید درس بخوانم، با اینکه نزدیک هم نبودیم اما نصابح آنها را به یاد داشتم، بنابراین در تنهایی خودم، دیگر آن رسیدگی های والدین از جمله چایی و میوه و پذیرایی و.... وجود نداشت، خودم بودم و آن اشتیاق به درس و تحصیل.

من دو تا پسر دارم که هر دو آنها  فوق لیسانس گرافیک خواندند  و همسرم هم خانه دار است.

وب دا، اوقات فراغت خود را صرف چه فعالیت هایی می کنید؟

من در ایام اوقات فراغتم سفر و کوهنوردی زیاد می روم.  که در اواخر هفته به کوهنوردی می روم و در اوقات فراغتم  به محض اینکه زمانی داشته باشم، به سفر نیز می روم. هر روز به مدت دو ساعت از ساعت 5 صبح به یک ورزشگاهی می روم به ورزش می پردازم..

برای خودم دو سه تا تیم کوهنوردی دارم .ما یک جمعی از دوستان بالینی هستیم، که حالا الان در این یک سال اخیر تا حدودی فعالیتمان کمتر شده اما فرصت داشته باشیم، با تیم کوهنوردی برنامه می گذاریم.

 

 

73

آلزايمر

اين بيماري شايع ترين نوع زوال عقل است كه 50 تا 60 درصد تمام موارد را شامل مي شود نزديك به 5 تا 7 درصد افراد بالاي 65 سال و 15 درصد افراد بالاي 80 سال به اين بيماري مبتلا هستند.

نشانه ها و دوره بيماري آلزايمر

اولين نشانه بيماري آلزايمر، مشكلات شديد در حافظه به خصوص حافظه روزمره است، فراموش كردن اسامي ،تاريخ ها، قرار ملاقات ها، مسيرهاي آشنا براي سفر،يا خاموش كردن اجاق گاز. در ابتدا حافظه نزديك بيش از همه صدمه مي بيند، اما زماني كه سردرگمي شديد آغاز مي شود، يادآوري دور و اطلاعات اساسي مانند زمان،تاريخ و مكان زايل مي شود. قضاوت غلط، فرد را در معرض خطر قرار مي دهد.تغييراتي نيز در شخصيت روي مي دهد: فقدان خود انگيختگي و سرزندگي،اضطراب و طغيان هاي خشم به علت بلا تكليفي ها و ترديدهاي ايجاد شده توسط مشكلات عقلاني،كاهش اينكار عمل و گوشه گيري اجتماعي،افسردگي در اغلب درمرحله مقدماتي آلزايمر و ساير انواع زوال عقل پديدار مي شود،ظاهرا جزئي از فرآيند بيماري است.زماني كه فرد سالخورده به تغييرات عقلاني آزارنده واكنش نشان مي دهد،افسردگي وخيم مي شود.

پزشكان به ندرت در مراحل اوليه بيماري طرف مشورت قرار مي گيرند. در اغلب موارد، پس از بدتر شدن ناگهاني بيماري و همراه شدن با بيماري هاي جسماني،از پزشك تقاضاي كمك مي شود.

زودرس ترين خصوصيت آلزايمر معمولا فراموشي خفيف مي باشد اختلال جهت يابي معمولا يك علامت زود رس بوده و ممكن است اولين بار زماني ظاهر شود كه فرد در يك محيط ناآشنا،مثلا در تعطيلات به سر مي برد.

منبع: اصول و فنون راهنمايي و مشاوره سالمندان

 

 

74

گاهي پيش مي آيد كه پرخاش، حتي زماني كه در ديگران آسيب جسمي يا رواني كوتاه مدت ايجاد مي كند،براي نيل به اهداف مثبت از ديد پرخاش كننده انجام مي گيرد. والديني كه كودك خود را،با محروم كردن از بازي يا زنداني كردن او در اتاق تنبيه مي كنند، زيرا عمدا در كودك ناراحتي رواني به وجود مي آوردند. با اين همه،اگر والدين سعي كنند كودك را از تكرار رفتارهاي خطرناك باز دارند( مثلا،عبور از خيابان بدون نگاه كردن به اطراف)، قبول خواهيم كرد كه رفتار آنها، در عين پرخاشگرانه بودن،منفي به حساب نمي آيد.

از طرف ديگر، مي دانيم كه پرخاش،گاهي براي دفاع لازم است. در دنياي امروزي، كه روابط بيش از پيش پيچيده است، اشخاص با انواع ناكامي ها روبرو مي شوند. مي دانيم كه اولين واكنش در مقابل ناكامي پرخاش است. گاهي پرخاش جابه جا مي شود و موضوع ديگري را،غير از عامل اصلي،هدف قرار مي دهد. مثلا،احتمال دارد كارمندي كه موفق نمي شود،احساس ناكامي كند و ناكامي خود را به صورت پرخاش به همكار ديگر نشان دهد. اينجاست كه پرخاش طرف مقابل، براي دفاع از خود،ضرورت پيدا مي كند.

مسلما، مطالب بالا نمي تواند هر نوع رفتار پرخاشگرانه را، به بهانه اين كه علت يا هدف هاي قابل دفاع دارد،توجيه كند. مي توان اعمال وحشتناكي نام برد كه ازديد پرخاش كنندگان براي كسب افتخار بوده است،اما هيچ يك از آنها قابل بخشش نيست.به همه جنگهاي قومي يا ايده ئولوژيك توجه كنيد، ببينيد چگونه مردم را،تحت عنوان ايده ئولوژي، تكه پاره كرده اند و هنوزهم تكه پاره مي كنند. بنابراين،هدف اين است كه بگوييم، هرچند كه پرخاش معمولاً مورد پذيرش نيست،در برخي شرايط، برحسب ديدگاه اتخاذ شده، قابل توجيه به نظر مي رسد.

منبع: روان شناسي اجتماعي

تأليف: لوك بدار، ژوزه دزيل و لوك لامارش

 

75

در شيوه برقراي روبط كلامي، تفاوتهايي بين افراد كودك و بزرگسال و زن و مرد ديده مي شود. در مورد كودكان فراهم كردن زمينه براي گفتگو، در رشد و بالندگي آنها تاثير مهم دارد و برعكس، نبود شرايط مناسب براي گفتگو و بيان احساسات و افكار، به سركوبي عواطف و بازداري شناختي كودك مي انجامد.

محيط خانواده بهترين محل رشد كلامي و ابراز وجود با گفتار است. روابط كلامي درخانه آن مقدرا كه براي زن اهميت دارد، براي مرد اين گونه نيست و او در روابط به صرف حضور بيشتر توجه دارد.

در روابط غيركلامي، خود برتربيني يا تكبر عاملي براي اختلاف است. تكبر معمولاً در وضعيت بدني فرد بروز مي كند. به نظر مي رسد خود محوري و عدم پذيرش ويژگي هاي فردي ديگران، مانع مهمي براي تفاهم و همكاري در زندگي خانوادگي است.

عدم شناسايي فرديت و تلاشهاي بيهوده در جهت يكسان سازي آمرانه فضاي خانواده هزينه هاي عاطفي سنگيني را بر اعضاي آن تحميل مي كند، كه خود بيگانگي اعضا كم ترين و فروپاشي خانواده بزرگ ترين پيامد رفتار و نگرش فوق است.

در روابط عاطفي،عدم توجه به نيازهاي يكديگر به نارضايي در زندگي و اختلاف مي انجامد.گاه روابط عاطفي اعضاي خانواده با افراد بيرون خانواده قوي تر و با خود اعضاي خانواده سرد و منفي است. چنين خانواده اي با مشكلات جدي عاطفي روبه رو است و اعضاي خانواده را محيط مناسبي براي ارضاي نيازهاي عاطفي خود نمي بينند. در روابط عاطفي بي اعتنايي، نفرت، وابستگي، حسادت و خودخواهي موجب كشمكش ها در خانواده است.

منبع: خانواده در نگرش اسلام و روانشناسي

نويسنده: دكتر محمد رضا سالاري فر

 

76

ورزش و رژيم غذايي مناسب براي طول عمر اهميت بسيار داد. افراد مسني كه روزانه چند كيلومتر پياده روي مي كنند، يا به كارهاي سبك در باغچه و يا منزل مي پردازند ،به خصوص در مقابله با لرزش عضلاني و بيمارهاي قلبي و پوكي استخوان وضع بهتري دارند و طول عمرشان نيز بيشتر است.

تحرك بدني به سلامت فكر و كاركردهاي شناختي نيز كمك مي كند و اضطراب و افسردگي را نيز كاهش مي دهد. تغذيه ناكافي ، چه به دليل مشكلات مالي با مشكلات هاضمه و دندان يا دشواري تهيه و آماده كردن غذا، به سلامت فرد لطمه مي زند. كمبود كلسيم، روي، ويتامين A ويتامين E و مواد غذايي كم انرژي مهمترين موارد تغذيه نامناسب است.

بيشتر افراد سالخورده از سلامت عقلاني خوبي برخوردارند.طبيعي است كه قدرت تعقل و تصميم گيري افت قابل ملاحظه اي ندارد. اشتغالات فكري و فرهنگي باعث سلامت بيشتر ذهني در سال هاي پيري است. مشكل رواني پيري بيش از مشكلات ذهني است. يكي از اين مشكلات، افسردگي ناشي از ناتواني  هاي جسمي، از دست دادن همسر و خواهر و برادر و دوستان ( و گاهي فرزندان)،استفاده از داروهايي كه ممكن است باعث افسردگي شوند، مشكلات مالي و تنهايي و بالاخره فقدان كنترل در زندگي خويش است.

منبع: اصول و فنون راهنمايي و مشاوره سالمندان

نويسندگان: حسن عبداله زاده، دكتر حسين زارع

77

از يكديگر بسيار متفاوت است. يك فرد 75 ساله ممكن است كوتاه ترين صحبت در گوشي شما را بشنود در حالي كه يك سالخورده 65 ساله ممكن است حتي صداي زنگ درب را هم نشنود. يكي ممكن است روزانه دو ساعت پياده روي كند و ديگري ممكن است نتواند راه برود.هر چه زمان مي گذرد عمر بشر طولاني تر و سلامت او بيشتر مي شود.آنچه در حال حاضر باعث مرگ افراد بزرگسال بالاتر از 65 مي شود به ترتيب شيوع عبارت است از جمله  قلبي، سرطان، بيماري هاي ريوي، ديابت،آنفلوآنزا، تصادفات، تصلب شرائين، بيمارهاي كليوي و عفونت هاي ميكربي،با بهبود وضعيت بهداشت جسمي و رواني براي جلوگيري از جمله قلبي و بيماري سرطان انتظار زندگي در سنين بالاي 65 سال در حدود هفت سال بالا خواهد رفت.

رسيدن به سنين بالاي زندگي نتيجه  عوامل پيچيده اي است كه اهم آنها عبارت اند: وضعيت ژنتيك فرد، وضع تغذيه، بهداشت وعوامل محيطي ديگر، اما در هر صورت رسيدن به پيري همراه با تغييرات جسمي به خصوص كاهش قدرت بينايي، شنوايي، چشايي، بويايي، كاهش قدرت بدني،هماهنگي حركتي و سرعت واكنش در مقابل محرك هاست.از ميان اندام هاي بدن،سلامت مغز ديرتر از همه كاهش مي يابد.مغز يك فرد سالخورده سالم خيلي شبيه به مغز يك فرد جوان سالم است و كاركردهاي گذشته خود را حفظ كند.

منبع: اصول و فنون راهنمايي و مشاوره سالمندان

نويسندگان: حسن عبداله زاده، دكتر حسين زارع

 

78

از عوامل موثر در اختلافات خانواده، مسائل شناختي و هوش زوجين است. نقص در رشد و تحول اجتماعي و عقلاني و به عبارتي ديگر،عدم پختگي موجب رفتارهاي نسنجيده و نامناسب با شرايط مختلف مي شود.

افزون بر اين، واكنش مناسب به رفتارهاي ديگران نيز نيازمند تحول يافتگي مناسب است. همين مسأله زمينه اختلاف زن و شوهر را فراهم مي كند. در بسياري موارد، افراد آگاهي كافي از وظايف و حقوق متقابل ندارند و به همين جهت،گاه در انجام وظايف و رعايت حقوق ديگران ناموفق اند. كم سن و سالي زن و مرد از عوامل ديگر اين امر است، به گونه اي كه پس از مدتي با فروكش كردن نسبي هيجان جنسي، نبود رشد كافي يا بروز رفتارهاي ناسازگارانه روشن مي شود.

اين مشكل در جامعه ما نيزديده مي شود.پژوهشي نشان داد كه سن ازدواج در زنان در شرف طلاق در مقايسه با افراد ديگر، به طور معنا داري كم تر است. تفاوت زياد در بهره هوشي زن و مرد نيز زمينه اي براي اختلاف آنهاست. از آن جا كه هوش درانجام رفتار سازگار بسيار مؤثر است، فاصله زن وشوهر در آن به فاصله در رفتارها مي انجامد.افزون براين، درك متقابل نيز در صورت تفاوت هوشي زياد دشوار مي شود و افراد در ابراز واكنش مناسب، دچار تعارض خواهند شد.

منبع: خانواده در نگرش اسلام و روانشناسي

نويسنده: دكتر محمد رضا سالاري فر

 

79

افراد سالمند معمولا خواب ناآرام و ناكافي را گزارش مي كنند. عواملي كه خواب اشخاص سالمند را تحت تأثير قرار مي دهد شامل تغييرات وابسته به سن در بيولوژي خواب، مشكلات پزشكي، استفاده از داروهاي متعدد، مشكلات روان پزشكي همراه با تغييرات در سبك زندگي مانند بازنشستگي يا بيوه گي است.

اگر چه عموماً اختلالات خواب مي تواند، نوسانات خلقي جدي را تشديد و يا حتي تسريع نمايد،اما اين اختلالات اغلب در درمان هاي افسردگي سالمندي مورد چشم پوشي واقع مي شوند، شايد به اين خاطر كه در اين سنين امري عادي تلقي مي شود.

فنون مؤثري براي كمك به تنظيم خواب بيماران موجود است و تمركز جدي روي مشكلات خواب مي تواند به طورقابل توجهي در فرآيند درمان كمك كننده باشد.متخصصان باليني بايد به هر گونه شكايات بيمار ازمشكل خواب حساس بوده و با تشخيص مناسب و راهبردهاي درماني آن را مرتفع نمايند.

منبع: اصول و فنون راهنمايي و مشاوره سالمندان

نويسندگان: حسن عبداله زاده، دكتر حسين زارع

80

عدم ارضاي نيازهاي جنسي،يك از عواملي است كه باعث اختلاف بين زن و شوهر مي شود.عدم توجه به نيازهاي جنسي يكديگر كه به ناتواني، بي ميلي يا سرد مزاجي فرد مربوط مي شود،با لطمه به روابط زن و شوهر،افراد را دچار عصبانيت و دلسردي نسبت به همسر و زندگي مي كند و به تدريج موجب بروز رفتارهاي پرخاشگرانه و درنهايت افسردگي مي شود.

مشكل ترين وضعيت براي افرادي است، كه همسرشان دچار سردمزاجي، بي ميلي جنسي يا نوعي اختلال جنسي است. اين افراد به دليل ممنوعيت ها و شرايط اجتماعي، اقتصادي و خانوادگي، وابستگي به فرزندان و نگراني نسبت به آينده، به ناچار شرايط را با فشار تحمل مي كنند.

گاه ايرادگيري از هم، نارضايتي از زندگي، قهرهاي طولاني مدت، كوبيدن يكديگر، تهديد به جدايي، ابراز خستگي و تمارض، از عوارض برآورده نشدن نيازهاي جنسي زن و شوهر است. ارضاي نيازهاي جنسي در خارج از محدوده خانواده نيز عاملي مهم، در بروز اختلاف هاي زن و شوهر است كه در جامعه ما نيز ديده مي شود.

منبع: خانواده در نگرش اسلام و روانشناسي

نويسنده: دكتر محمد رضا سالاري فر

 

81

فوق‌تخصص عفونی کودکان و عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، در توضیح درباره تب همراه با پتشی در کودکان، نسبت به اهمیت این علامت بالینی و لزوم توجه فوری خانواده‌ها و پزشکان هشدار داد.

دکتر محمد حسن اعلمی در گفتگو با وبدا، درباره بیماری پتشی گفت: پتشی به خونریزی‌های کوچک‌تر از سه میلی‌متر در لایه‌های سطحی پوست گفته می‌شود که به‌صورت دانه‌های ریز قرمز دیده می‌شوند و با فشار دادن محو نمی‌شوند. برای تشخیص بهتر پتشی می‌توان از روش ساده‌ای مانند فشار دادن استکان شیشه‌ای روی ضایعات پوستی استفاده کرد.

دکتر اعلمی تأکید کرد: در صورتی که پتشی همراه با تب باشد، در برخی موارد می‌تواند نشانه‌ای از عفونت‌های باکتریایی خطرناک باشد، اگرچه طبق آمار، حدود ۷۰ تا ۸۰ درصد موارد تب و پتشی در کودکان ناشی از عفونت‌های ویروسی است.

وی افزود: شیرخواران و کودکان نوپا که هم‌زمان دچار تب و پتشی می‌شوند، در مقایسه با سایر گروه‌های سنی، در خطر بالاتری از ابتلا به عفونت‌های شدید باکتریایی قرار دارند. همچنین در نوجوانان و بالغین جوان، به‌ویژه در شرایط همه‌گیری عفونت‌های مننگوکوکی در محیط‌هایی مانند سربازخانه‌ها و خوابگاه‌ها، تب و پتشی می‌تواند از تظاهرات اولیه بیماری باشد.

این فوق‌تخصص بیماری های عفونی کودکان خاطرنشان کرد: عفونت گلو با استرپتوکوک نیز ممکن است با تب و پتشی تظاهر کند که در این موارد معمولاً کودک از نظر ظاهری حال عمومی خوبی دارد. همچنین تب و پتشی ممکن است در سرطان خون کودکان (لوسمی) نیز مشاهده شود.

علائم خطر در کودک مبتلا به تب و پتشی

دکتر اعلمی با اشاره به نشانه‌های هشداردهنده تأکید کرد: در مواجهه با کودک مبتلا به تب و پتشی، باید به علائمی چون وجود تنفس تند یا افزایش ضربان قلب، کبودی لب‌ها و مخاط‌ها، سردی دست‌ها و پاها، تأخیر بیش از دو ثانیه در بازگشت رنگ خون پس از فشار دادن ناخن‌ها

تغییر سطح هوشیاری یا بی‌قراری شدید توجه کرد.

به گفته وی، در برخی مراحل اولیه شوک، ممکن است دست‌ها و پاها گرم باشند و پوست حالت گرگرفتگی داشته باشد، حتی نبض‌ها نیز ممکن است قوی احساس شوند که این موضوع نباید باعث اطمینان کاذب شود.

این فوق تخصص بیمار یهای عفونی کودکان تأکید کرد: در صورت مشاهده این علائم، کودک باید بلافاصله توسط پزشک معاینه شود و در بسیاری از موارد، حتی پیش از آماده شدن نتایج آزمایش‌ها، درمان آنتی‌بیوتیکی باید آغاز شود.

نقش مهم واکسیناسیون در پیشگیری

استاد دانشگاه علوم پزشکی مشهد با اشاره به نقش اساسی واکسیناسیون گفت: برای پیشگیری از عفونت‌های خطرناک، برنامه‌های واکسیناسیون طراحی و اجرا شده‌اند. واکسن هموفیلوس آنفلوانزا سال‌هاست که در قالب واکسن پنج‌گانه، از دو ماهگی به شیرخواران تزریق می‌شود.

وی افزود: واکسن پنوموکوک خوشبختانه در کشور در دسترس است و واکسن‌های کونژوگه ۱۰ و ۱۳ ظرفیتی با نام‌های تجاری پرونار و سنفلوریکس تحت پوشش بیمه قرار دارند و از دو ماهگی به کودکان تزریق می‌شوند.

دکتر اعلمی ادامه داد: متأسفانه واکسن کونژوگه مننگوکوک در کشور در دسترس نیست، در حالی که در بسیاری از کشورهای جهان به‌صورت روتین تزریق می‌شود. در عوض، واکسن پلی‌ساکاریدی مننگوکوک بیشترین اثربخشی را در کودکان بالای سه سال دارد و در مواردی مانند فقدان طحال، نقایص ایمنی خاص یا سفر به مناطق پرخطر ازجمله برخی کشورهای آفریقایی یا سفر حج، دو هفته پیش از سفر تزریق می‌شود.

وی همچنین به اهمیت واکسیناسیون سالانه آنفلوانزا اشاره کرد و گفت: ایجاد ایمنی علیه آنفلوانزا می‌تواند از بروز عفونت‌های باکتریایی ثانویه جلوگیری کند.

پیشگیری دارویی برای اطرافیان بیمار

این فوق‌تخصص بیماری های عفونی کودکان در پایان گفت: در مواردی که بیماری مننگوکوکی تشخیص داده شده یا شک قوی به آن وجود دارد، لازم است برای اطرافیان بیمار به‌منظور پیشگیری از ابتلا، دارو تجویز شود. این افراد شامل کسانی هستند که در یک هفته قبل از شروع بیماری تماس نزدیک با کودک داشته‌اند و معمولاً برای پیشگیری از ابتلا، کپسول ریفامپین تجویز می‌شود.

 

82

متخصص رادیولوژی و عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با تأکید بر اهمیت تشخیص زودهنگام سرطان پستان گفت: سرطان پستان شایع‌ترین سرطان در میان زنان است، اما در صورت تشخیص به‌موقع، کاملاً قابل درمان خواهد بود.

دکتر مریم توکلی در گفتگو با وبدا اظهار داشت: ماموگرافی بهترین و دقیق‌ترین روش برای تشخیص زودهنگام سرطان پستان محسوب می‌شود؛ روشی که حتی در شرایطی که فرد هیچ‌گونه علامت، درد یا توده قابل لمس ندارد، می‌تواند تغییرات اولیه بافت پستان را شناسایی کند.

وی درباره مزایای بهره  مندی از مامو گرافی افزود: ماموگرافی قادر است توده‌های بسیار کوچک، رسوبات آهکی مشکوک و تغییرات اولیه بافت پستان را سال‌ها پیش از آنکه به صورت توده قابل لمس بروز پیدا کنند، آشکار سازد و همین موضوع نقش بسزایی در افزایش شانس درمان موفق دارد.

وی در خصوص زمان انجام ماموگرافی گفت: در زنان بدون علامت و بدون سابقه خاص، انجام ماموگرافی از ۴۰ سالگی و هر یک تا دو سال یک‌بار توصیه می‌شود. همچنین زنان پرخطر، از جمله افرادی که سابقه خانوادگی سرطان پستان، جهش‌های ژنتیکی یا سابقه شخصی بیماری دارند، ممکن است نیازمند شروع غربالگری در سنین پایین‌تر و با فواصل کوتاه‌تر باشند که این موضوع باید حتماً بر اساس نظر پزشک متخصص تعیین شود.

این متخصص رادیولوژی در پاسخ به نگرانی برخی بانوان درباره دردناک یا خطرناک بودن ماموگرافی اظهار کرد: ماموگرافی با اعمال فشاری مختصر همراه است که کوتاه‌مدت و کاملاً قابل تحمل بوده و میزان اشعه دریافتی در این روش بسیار کم و کاملاً ایمن است. به گفته او، فواید ماموگرافی در نجات جان بیماران، به‌مراتب بیشتر از نگرانی‌های احتمالی درباره این روش تشخیصی است.

 

دکتر توکلی با اشاره به این‌که بسیاری از زنان به دلیل نداشتن علامت، انجام ماموگرافی را غیرضروری می‌دانند، تصریح کرد: بیش از نیمی از موارد سرطان پستان در زنانی تشخیص داده می‌شود که هیچ علامتی نداشته‌اند؛ به همین دلیل، ماموگرافی اقدامی پیشگیرانه و هوشمندانه محسوب می‌شود، نه درمانی دیرهنگام.

 

وی تأکید کرد: ماموگرافی تنها یک تصویر ساده نیست، بلکه فرصتی ارزشمند برای تشخیص زودهنگام، شروع درمان ساده‌تر و افزایش طول عمر است. بنابراین به زنان بالای ۴۰ سال توصیه می‌شود انجام منظم ماموگرافی را به‌طور جدی در برنامه سلامت خود قرار دهند.

 

83

فوق تخصص جراحی قلب باز بیمارستان قائم (عج) از مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد با سرد شدن ناگهانی هوا، نسبت به افزایش خطر بروز عوارض قلبی، به‌ویژه سکته قلبی، در بیماران قلبی و افراد پرخطر هشدار داد. به گفته وی، هوای سرد می‌تواند تأثیرات قابل‌توجهی بر سیستم قلبی‌عروقی بدن داشته باشد و در صورت بی‌توجهی، پیامدهای جدی به همراه آورد.

دکتر مجید قدسی در گفتگو با وبدا اظهار داشت:  در هوای سرد عروق خونی بدن دچار انقباض می‌شوند، که این مسأله می‌تواند منجر به افزایش فشار خون شود. این تغییرات، همراه با دگرگونی‌های هورمونی ناشی از سرما، احتمال بروز حمله قلبی را افزایش می‌دهد. به همین دلیل، هم بیماران قلبی و هم افرادی که سابقه جراحی قلب دارند، در این شرایط بیش از سایرین در معرض خطر قرار می‌گیرند.

وی تأکید کرد: بسیاری از افراد ممکن است بدون آگاهی قبلی و به‌صورت ناگهانی دچار حمله قلبی شوند، چراکه انقباض عروق و افزایش فشار خون می‌تواند به‌طور خاموش عمل کند. این خطر به‌ویژه در میان گروه‌های پرخطر از جمله سالمندان، بیماران دیابتی و افرادی که سابقه بیماری‌های قلبی دارند، بیشتر است.

در همین راستا، توصیه می‌شود این افراد در فصل سرما نکات مراقبتی را با حساسیت بیشتری رعایت کنند. پوشیدن لباس گرم، استفاده از نوشیدنی‌های گرم، پرهیز از قرار گرفتن طولانی‌مدت در هوای سرد و محدود کردن فعالیت‌های بدنی شدید در فضای باز از جمله توصیه‌های مهم کارشناسان است. پیاده‌روی در صورت ضرورت باید کوتاه‌مدت و با احتیاط انجام شود.

این فوق تخصص جراحی قلب در ادامه خاطر نشان کرد: مصرف برخی مکمل‌ها مانند امگا۳، در صورت تجویز پزشک، می‌تواند به بهبود سلامت قلب و کاهش اثرات منفی انقباض عروقی کمک کند. رعایت این توصیه‌ها نقش مؤثری در پیشگیری از افزایش فشار خون، بروز آریتمی و کاهش احتمال سکته قلبی در روزهای سرد سال دارد.

دکتر  قدسی، با تأکید بر اهمیت مراقبت در برابر سرما، به بیماران قلبی و افراد پرخطر توصیه کرد، با جدی گرفتن این هشدارها، از بروز مشکلات و عوارض ناخواسته جلوگیری کنند.

 

84