گزارش اردیبهشت ماه 405-متن اخبار
|
متن خبر |
ردیف |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
متخصص سلامت باروری و استادیار گروه مامایی دانشگاه علوم پزشکی مشهد ضمن تأکید، بر اهمیت مدل مراقبت مستمر ماما‑محور گفت: این رویکرد که مورد توصیه سازمان جهانی بهداشت است، میتواند با ایجاد رابطهای پایدار و مبتنی بر اعتماد میان ماما و مادر، به بهبود شاخصهای سلامت مادر و نوزاد و ارتقای تجربه زایمان در زنان ایرانی کمک کند. دکتر منا لرکی، در گفتگو با وبدا، به مفهوم مراقبت مستمر در نظامهای سلامت اشاره کرد و گفت: از منظر سازمان جهانی بهداشت، مراقبت مستمر به این معناست که بیمار تمام خدمات درمانی خود، از ویزیت پزشک و انجام آزمایشها تا بستری شدن در بیمارستان، را بهصورت یک فرایند منسجم و مرتبط تجربه کند؛ به گونهای که با وجود ارائه خدمات در زمانها، مکانها و حتی توسط افراد مختلف، این خدمات برای بیمار به شکل یک مجموعه هماهنگ و یکپارچه دیده شود. وی افزود: مدل مراقبت مستمر ماما-محور یک الگوی پیشرفته مراقبتی است که در آن یک ماما یا تیم کوچکی از ماماها مسئولیت کامل مراقبت از مادر را در طول دوران بارداری، زایمان و دوره پس از زایمان بر عهده میگیرند و در صورت لزوم به سطوح بالاتر وی را ارجاع می دهند. این متخصص سلامت باروری، با وجود شواهد علمی قابل توجه درباره اثربخشی این مدل، دسترسی به آن در سطح جهان همچنان محدود است. در حال حاضر تنها درصد کمی از مادران در کشورهای پردرآمدی مانند استرالیا، کانادا و بریتانیا از چنین خدماتی بهرهمند هستند. در بسیاری از کشورهای با درآمد کم و متوسط نیز به دلیل آنکه ماماها بهصورت چرخشی در بخشهای مامایی و پرستاری فعالیت میکنند، اجرای کامل این مدل با دشواری مواجه است. دکتر لرکی کمبود نیروی انسانی متخصص، محدودیتهای مالی نظامهای سلامت و نبود زیرساختهای حمایتی را از مهمترین موانع توسعه مراقبت مستمر مامایی در جهان عنوان کرد و افزود: با این حال، مطالعات نشان میدهد این مدل بهویژه برای گروههای محروم و آسیبپذیر میتواند نقش مؤثری در بهبود پیامدهای بارداری و زایمان داشته باشد. آینده مامایی ایران با تکیه بر مراقبت مستمر و فناوری رقم خواهد خورد وی، در ادامه با اشاره به وضعیت ارائه خدمات مامایی در ایران گفت: در نظام سلامت کشور، مراقبتهای دوران بارداری عمدتاً در چارچوب شبکه بهداشتی و درمانی ارائه میشود؛ سیستمی که از سطح خانههای بهداشت در مناطق روستایی تا بیمارستانهای تخصصی گسترش یافته و بر پایه اصل سطحبندی خدمات و نظام ارجاع طراحی شده است. در این میان، ماماهای شاغل در مراکز بهداشتی و درمانی نقش محوری در ارائه خدمات مراقبتی به مادران باردار ایفا میکنند. استادیار گروه مامایی دانشگاه علوم پزشکی مشهد در ادامه افزود: با وجود تأکید سیاستگذاران سلامت بر اهمیت مراقبت مستمر، این مفهوم در عمل هنوز به شکل کامل محقق نشده است. یکی از چالشهای مهم، برداشت محدود از مفهوم مراقبت مستمر است؛ بهطوری که برخی برنامهریزان آن را صرفاً به معنای تکرار ویزیتهای منظم تلقی میکنند، در حالی که مراقبت مستمر واقعی ابعاد گستردهتری از جمله تداوم رابطه درمانی، یکپارچگی خدمات و شخصیسازی مراقبتها را در بر میگیرد. این استادیار دانشگاه، همچنین با اشاره به دستورالعملهای پیشرفته مامایی که بر ترویج زایمان طبیعی و فیزیولوژیک تأکید دارند، گفت: با وجود تصویب این سیاستها، اجرای کامل آنها در عمل با موانعی مواجه است که بخشی از آن به نبود زیرساختهای لازم برای تحقق واقعی مراقبت مستمر بازمیگردد. دکتر لرکی، برای غلبه بر این چالشها چند راهکار اساسی را مطرح کرد و افزود: افزایش تعداد ماماهای آموزشدیده، بهویژه در مناطق محروم، یکی از ضرورتهای اصلی است. همچنین بازطراحی ساختارهای بیمارستانی و کلینیکی بهگونهای که امکان اجرای مدلهای مراقبت مستمر فراهم شود، میتواند نقش مهمی در ارتقای کیفیت خدمات داشته باشد. وی، آموزش فرهنگی و افزایش آگاهی عمومی درباره مزایای مراقبت مستمر، استفاده از فناوریهای نوین مانند پلتفرمهای دیجیتال برای ارائه مشاوره و پایش سلامت مادران، و نیز تدوین سیاستهای حمایتی و چارچوبهای قانونی و مالی برای حمایت از ماماها را از دیگر اقدامات ضروری در این مسیر برشمرد. این متخصص سلامت باروری، با اشاره به تجربه کشورهای موفق در اجرای این مدل گفت: استقرار نظام مراقبت مستمر مامایی مستلزم تغییرات ساختاری در نظام سلامت است؛ از جمله اصلاح نظام پرداخت، بازنگری در شرح وظایف ماماها و ایجاد سازوکارهایی برای هماهنگی مؤثر میان بخشهای مختلف خدمات سلامت. وی تأکید کرد: در ایران نیز تحقق این هدف نیازمند عزم جدی سیاستگذاران، برنامهریزی دقیق و همراهی جامعه مامایی است. دکتر لرکی خاطرنشان کرد: مراقبت مستمر مطلوب نه تنها موجب بهبود شاخصهای سلامت مادر و نوزاد میشود، بلکه میتواند تجربهای ایمنتر و رضایتبخشتر از زایمان برای زنان ایرانی فراهم کند. به گفته وی، آینده مراقبت مستمر مامایی آیندهای است که در آن سلامت مادران و نوزادان در مرکز توجه قرار دارد و ماماها بهعنوان رهبران این حوزه نقشی کلیدی در ساختن جامعهای سالمتر ایفا خواهند کرد. وی در پایان گفت: همچنین بر خود لازم می دانم که فرارسیدن روز جهانی ماما را به تمام همکاران پرتلاشم در دانشگاه، بیمارستان ها و مراکز بهداشتی وهمچنین دانشجویان عزیز صمیمانه تبریک عرض کنم. شما در شیرین ترین و حساس ترین لحظات زندگی در کنار زنان هستید و نقشپررنگی در سلامت آنان، خانواده و جامعه دارید. آرزوی سلامتی و سربلندی برای شما عزیزان دارم.
|
1 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
کارشناس مسئول گفتار درمانی بیمارستان ابن سینا، با اشاره به ضرورت واحد گفتار درمانی در بیمارستان تخصصی روانپزشکی، به نقش حیاتی این واحد در بررسی و درمان اختلالات گفتار و زبان برای کودکان، نوجوانان و بزرگسالان و نیز به مشکلات، نیازها و پیشنهادات خود برای ارتقاء خدمات توانبخشی اشاره کرد. الهام حکیمی، در گفتگو وبدا واحد گفتار درمانی را یکی از زیرشاخههای رشتههای پیراپزشکی عنوان کرد و افزود: این رشته ارتباط مستقیمی با رشتههای پزشکی دارد؛ خصوصاً در بیمارستان تخصصی روانپزشکی ابن سینا که طیف وسیعی از اختلالات روانپزشکی حوزه کودکان و بزرگسالان در اینجا مورد ارزیابی قرار میگیرد. وی افزود: موضوع گفتار درمانی در اختلالات گفتار و زبان دامنه وسیعی دارد و نقش موثری در ارزیابی و درمان این اختلالات ایفا میکند. بیشتر مراجعین واحد، کودکان و نوجوانان هستند که از کلینیکهای بیرون، مراکز بهداشت و پزشکان متخصص به این واحد ارجاع میشوند. البته بزرگسالان دارای اختلالات تلفظی یا آسیبهای عصبی، از جمله سکته مغزی، نیز پذیرش میشوند. خانم حکیمی درباره روند درمان در حوزه گفتار درمانی گفت: ابتدا مراجعین با تماس تلفنی یا ارجاع از مراکز مختلف وقت میگیرند؛ پس از ارزیابی اولیه، بر اساس نوع و شدت مشکل جلسات درمانی و توانبخشی آغاز میشود که معمولاً طولانی مدت است و بسته به نوع اختلال، بین ۱۲ جلسه تا دو سال، گاهی ۵۰ تا ۶۰ جلسه، ادامه دارد. وی درباره نیروی انسانی واحد گفتار درمانی اظهار داشت: در حال حاضر دو نفر نیروی رسمی گفتار درمان دانشگاه علوم پزشکی فعالیت دارند، در حالی که ظرفیت افزایش نیرو وجود دارد اما به دلیل سختی کار گفتار درمانی، انتخاب نیروهای زبده اهمیت زیادی دارد. خانم حکیمی با اشاره به تاریخچه واحد گفتار درمانی بیمارستان ابن سینا بیان کرد: از سال ۸۵ که فعالیت واحد را آغاز کردیم، با همت و تلاش خودمان واحد را راهاندازی و معرفی کردیم و خدمات توانبخشی شامل گروه درمانی برای لکنت و اوتیسم نیز برقرار شد. بزرگترین گروه درمانی کشور برای لکنت بین سالهای ۹۵ تا ۹۸ قبل از کرونا در مشهد و در بیمارستان ابن سینا برگزار شد. وی درباره اهمیت تجهیزات نوین گفتار درمانی گفت: پیشرفت علوم شناختی و علوم اعصاب شناختی، ارتباط مستقیمی با گفتار درمانی دارد و دستگاهها و نرمافزارهای مختلف مثل کاپیتان لایت و دکتر اسپیچ میتواند کیفیت درمان و جذب مراجعین را افزایش دهد. اگر تجهیزات مدرن در اختیار واحد قرار بگیرد، اثربخشی درمان بیشتر خواهد شد. این گفتار درمان دانشگاه تأکید کرد: خدمات فردی و گروهی، با بهرهگیری از ابزارهای مدرن و توجه به آموزش دانشجویان، نقش مهمی در ارتقاء کیفیت واحد گفتار درمانی دارد و ایجاد مرکز جامع توانبخشی با هدف کار تیمی و استفاده از علم و تجربه نیروهای متخصص، میتواند به تحقق درمان مؤثر برای بیماران کمک کند. خانم حکیمی، در ادامه از مسئولین خواستار راهاندازی مرکز جامع توانبخشی با حضور متخصصین اعصاب، روانپزشک، کار درمان و گفتار درمان در مشهد شد، تا با بهرهگیری از تیمهای تخصصی، خدمات درمانی موثرتر و علمیتر به بیماران ارائه شود. همچنین، وی در ادامه مطلب افزود: در جلسات معاونت توانبخشی، از تجربیات نیروهای متخصص حوزه درمان بیشتر استفاده شود و مزایایی برای درمانگران باتجربه در نظر گرفته شود، تا انگیزه برای ادامه فعالیت آنها تقویت گردد.
|
2 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
الهام بدیعیان موسوی، مامای با ۲۴ سال سابقه خدمت در بیمارستان روانپزشکی ابنسینا، ضمن اشاره به راهاندازی واحد مامایی ویژه بیماران روانپزشکی، بر ضرورت توجه به بهداشت و سلامت زنان بهویژه مادران پرخطر تأکید کرد و مامایی را عشقی عمیق، فراتر از یک شغل توصیف کرد. الهام بدیعیان موسوی، در گفتگو با وبدا، به مناسبت روز ماما اظهار داشت: در طول 24 سال خدمتم در بیمارستن روانپزشکی ابن سینا، توفیق داشتهام که به بیماران نیازمند به خدمات روانپزشکی خدمت کنم و این تجربه برای من بسیار ارزشمند بوده است. وی، با بیان اینکه بیماران روانپزشکی به دلیل شرایط خاص خود گاهی کمتر به بهداشت فردی توجه میکنند، افزود: با توجه به اهمیت سلامت زنان، واحد مامایی در بیمارستان ایجاد شده تا بتوانیم گامی در جهت ارتقای بهداشت و سلامت این بیماران برداریم.
بدیعیان موسوی در ادامه گفت: در بیمارستان ابنسینا هنگام پذیرش بیماران زن، برگهای در پرونده آنان به عنوان برگه مامایی ثبت میشود، که در آن تاریخچهای از وضعیت زنان، زایمان، سلامت و باروری بیمار بررسی و ثبت میشود. در صورتی که بیمار در بخش حاد شرایط همکاری برای معاینه را نداشته باشد، معاینه مامایی به زمان مناسبتر و پس از بهبود وضعیت بیمار موکول میشود. وی، درباره مراقبت از مادران پرخطر گفت: بیمارانی که مادر پرخطر هستند، چه در دوران بارداری و چه پس از زایمان، در طول مدت بستری به صورت روزانه ویزیت مامایی میشوند. مادران باردار تا پایان بستری و مادران زایمان کرده نیز تا ۴۲ روز پس از زایمان به طور روزانه از نظر شرایط جسمی و موارد خطر مورد بررسی قرار میگیرند. این مامای باسابقه بیمارستان، همچنین به اهمیت غربالگری بیماریها در این بیماران اشاره کرد و گفت: در معاینات مامایی مواردی از بیماریهای منتقله از راه جنسی از جمله زگیل تناسلی (HPV) مشاهده شده، که این بیماران برای ادامه درمان و در صورت نیاز تزریق واکسن گارداسیل به متخصص زنان ارجاع داده میشوند.
وی افزود: یکی دیگر از اقدامات مهم، معاینه پستان و غربالگری سرطان پستان در بیماران است. در صورت مشاهده موارد مشکوک یا علائم احتمالی سرطان، بیماران برای انجام ماموگرافی و ادامه روند تشخیص و درمان به مراکز تخصصی ارجاع داده میشوند. بدیعیان موسوی با اشاره به خاطرات حرفه ای خود گفت: در این سالها خاطرات تلخ و شیرین بسیاری داشتهام. شیرینترین لحظه برای ما زمانی است، که بیمار از صمیم قلب برایمان دعا میکند و من شخصاً همیشه دعای خیر این بیماران را در زندگیام احساس کردهام. در مقابل، دیدن بیماران کمسن و سال یا نوجوانانی که به دلیل مشکلات روانی بستری میشوند، از تلخترین لحظات کاری برای من است. وی در پایان با اشاره به اهمیت حرفه مامایی گفت: مامایی تنها یک شغل نیست، بلکه یک عشق است. اگر دختران جوانی که در آستانه انتخاب رشته هستند واقعاً به این حرفه علاقه دارند، میتوانند وارد این مسیر شوند؛ زیرا بدون عشق و علاقه ادامه دادن در این حرفه دشوار خواهد بود. من نیز به دلیل علاقه زیاد به این رشته وارد حرفه مامایی شدم. بدیعیان موسوی، در پایان از ریاست و مدیریت بیمارستان ابنسینا برای حمایت از فعالیتهای حوزه سلامت زنان قدردانی کرد.
|
3 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
متخصص داخلی و فوق تخصص نفرولوژی و عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با اشاره به اینکه بخش زیادی از بیماریهای کلیه در مراحل اولیه بدون علامت هستند، تأکید کرد: تشخیص به موقع با آزمایش ساده ادرار و کراتینین میتواند، از رسیدن بیماران به مرحله دیالیز جلوگیری کند. وی با بیان علائم، عوامل خطر و روشهای علمی تشخیص بیماریهای کلیوی، نسبت به مصرف بیرویه مسکنها، کمآبی و تفسیر اشتباه دردهای پهلو هشدار داد. دکتر عباسعلی زراعتی، در گفتگو با وبدا درباره بیماریهای کلیوی گفت: بیماریهای کلیه مجموعهای از علائم هستند، که برخی از آنها بهطور مستقیم به عملکرد کلیه مربوط میشوند. مهمترین این علائم ورم اندامها، بهویژه دور چشم و پاها، و تغییرات در ادرار است. همچنین خستگی، کاهش اشتها و فشار خون بالا میتواند نشانه هشدار باشد. فوق تخصص نفرولوژی افزود: ورم معمولاً باید حالت دوطرفه داشته باشد، اما ورم یکطرفه معمولاً نشانه بیماری کلیوی نیست. از سوی دیگر، اختلالات ادراری مانند کاهش حجم ادرار بهخصوص کمتر از ۴۰۰ سیسی در ۲۴ ساعت که الیگوری نام دارد، از علائم مهم نارسایی کلیه به شمار میرود. پُرادراری، تغییر رنگ ادرار، بهویژه به رنگ قرمز به دلیل وجود خون، و کدر شدن ادرار که میتواند نشانه عفونت باشد نیز از علائم هشداردهنده هستند. وی تأکید کرد: در چنین شرایطی، مراجعه سریع به پزشک متخصص کلیه برای بررسی عملکرد کلیه، انجام آزمایشهای دقیقتر و پیشگیری از پیشرفت بیماری ضروری است، زیرا تشخیص و درمان بهموقع میتواند از بروز نارسایی مزمن و نیاز به دیالیز جلوگیری کند. وی، با تأکید بر اینکه مشکل اصلی در بیماریهای کلیوی، بیعلامت بودن بسیاری از آنها در مراحل اولیه است، افزود: بسیاری از بیماران تنها برای یک چکاپ ساده مراجعه میکنند، اما همان زمان مشخص میشود عملکرد کلیه به مرحلهای نزدیک به دیالیز رسیده و حتی نیاز به آمادگی برای دیالیز دارند. دکتر زراعتی افزود: در برخی موارد، افزایش تدریجی و شدید سموم در بدن بدون هشدار قبلی، موجب بروز علائمی مانند گیجی، خوابآلودگی، تهوع، کاهش هوشیاری و اختلال در تمرکز میشود و پس از انجام آزمایشها، نارسایی کلیوی تشخیص داده میشود؛ مسألهای که ضرورت توجه به آزمایشهای دورهای و تشخیص زودهنگام را نشان میدهد. او همچنین خاطرنشان کرد: که کنترل بیماریهای زمینهای مانند دیابت و فشار خون، پیگیری منظم نتایج آزمایشها و مراجعه بهموقع به متخصص، نقش تعیینکنندهای در پیشگیری از نارسایی پیشرفته کلیوی و نیاز به دیالیز ایفا میکند. هشدار درباره بیماریهای خاموش کلیه؛ افراد پرخطر باید منظم آزمایش بدهند فوق تخصص نفرولوژی دانشگاه در ادامه اظهار داشت: اگر بیمار با علائمی مانند ورم اندامها، کاهش حجم ادرار یا تغییر رنگ آن مراجعه کند، تشخیص بیماری کلیوی معمولاً پیچیده نیست. اما چالش اصلی، شناسایی بیماری در افرادی است که هیچ نشانه ظاهری ندارند. به گفته وی، برخی افراد در گروههای پرخطر قرار میگیرند و لازم است بهصورت منظم تحت بررسی قرار گیرند؛ از جمله افرادی با سابقه خانوادگی بیماری کلیوی یا دیالیز، بیماران مبتلا به فشار خون و دیابت، و همچنین کسانی که به بیماریهای مزمن کبدی مانند هپاتیت، بیماریهای ریوی، سرطانها، عفونتهای مزمن یا HIV مبتلا هستند، زیرا در این گروهها احتمال آسیب خاموش کلیهها بیشتر است. وی تأکید کرد که انجام منظم آزمایش ادرار، سنجش کراتینین و ارزیابی فشار خون در این افراد، میتواند به تشخیص زودهنگام اختلال عملکرد کلیه کمک کند و با آغاز درمان مناسب، از پیشرفت بیماری، بروز عوارض شدید و در نهایت نیاز به دیالیز پیشگیری شود. عضو هیأت علمی دانشگاه، همچنین چاقی را یکی از عوامل مهم و تأثیرگذار بر سلامت کلیه عنوان کرد و افزود: افرادی که در دوران نوزادی با وزن بسیار کم متولد شدهاند، در بزرگسالی بیشتر در معرض ابتلا به اختلالات کلیوی قرار دارند. به گفته او، ارزیابی وضعیت کلیه در این گروهها اهمیت ویژهای دارد و معمولاً با یک آزمایش ساده ادرار و سنجش کراتینین قابل انجام است. در صورت نیاز، برای بررسی دقیقتر ساختار کلیه و شناسایی احتمالی سنگ یا ناهنجاریهای دیگر، انجام سونوگرافی نیز توصیه میشود؛ اقدامی که میتواند از پیشرفت بیماری و بروز عوارض جدی جلوگیری کند. این استاد نفرولوژی در ادامه مطلب گفت: اگر آزمایش ادرار طبیعی و میزان کراتینین در محدوده نرمال باشد، معمولاً میتوان این بررسیها را هر یک تا دو سال یکبار تکرار کرد، مگر آنکه فرد در گروههای پرخطر قرار داشته باشد. کلیهها وظیفه دفع مواد زائدی مانند کراتینین و اوره را بر عهده دارند و افزایش این مواد در خون میتواند نشانه اختلال در عملکرد کلیه باشد. به گفته وی، حد طبیعی کراتینین در خانمها کمتر از ۱ و در آقایان کمتر از ۱.۳ است و هر عدد بالاتر از این میزان، بهویژه اگر تداوم داشته باشد، نیازمند بررسی دقیقتر، توجه پزشکی و در برخی موارد انجام آزمایشهای تکمیلی است تا علت اصلی مشخص شود. دکتر زراعتی به دلایل افزایش کراتینین اشاره کرد و افزود: کمآبی واقعی نه صرفاً کمنوشیدن آب برای مثال در شرایطی مانند اسهال شدید، استفراغ طولانیمدت یا خونریزی قابل توجه، میتواند موجب کاهش جریان خون به کلیه و در نتیجه افزایش کراتینین شود. همچنین مصرف بیرویه و خودسرانه داروهای مسکن مانند ناپروکسن، پیروکسیکام و دیکلوفناک، بهویژه زمانی که بدن دچار کمآبی است، خطر آسیب حاد کلیه و حتی نارسایی را افزایش میدهد. به همین دلیل توصیه میشود افراد، خصوصاً سالمندان و بیماران زمینهای، از مصرف مکرر این داروها بدون نظر پزشک خودداری کنند. این عضو هیأت علمی دانشگاه افزود: گاهی ممکن است سطح کراتینین خون در محدوده طبیعی باشد، اما نتایج آزمایش ادرار اطلاعات حیاتی را فاش کند. برای مثال، وجود خون میکروسکوپی پروتئین یا گلبول سفید در ادرار، حتی زمانی که کراتینین نرمال است، میتواند نشاندهنده بیماریهای مختلف کلیوی یا مجاری ادراری باشد. همچنین، پایین بودن وزن مخصوص ادرار ممکن است، به معنای ناتوانی کلیه در تغلیظ ادرار باشد. علاوه بر این، مثبت شدن نیتریت و کدر بودن ادرار همراه با علائم سوزش و تکرر ادرار، قویاً به نفع عفونت ادراری است که نیازمند درمان بهموقع است. دکتر زراعتی درباره بیمارانی که آزمایشهای ظاهراً طبیعی دارند، اما احتمال شروع بیماری وجود دارد گفت: این وضعیت در سه حالت عمده دیده میشود، بهویژه در بیماران مبتلا به دیابت. در مراحل ابتدایی، ممکن است قبل از افزایش قابلتوجه پروتئین یا کراتینین، مقدار آلبومین در ادرار بالا رود که نشانه اولیه آسیب کلیه است. در دیابت نوع ۲ باید از همان زمان تشخیص بیماری، آزمایش آلبومین ادرار انجام شود، زیرا آسیب کلیوی میتواند از همان ابتدا آغاز شود. اما در بیماران مبتلا به دیابت نوع ۱، معمولاً پنج سال پس از شروع دیابت لازم است این بررسی صورت گیرد. تشخیص زودهنگام دفع آلبومین میتواند از پیشرفت نارسایی کلیوی و نیاز به دیالیز جلوگیری کند.
|
4 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
عضو هیأت علمی دانشگاه تاکید کرد: در افرادی با سابقه خانوادگی بیماری کلیوی نیز باید حتی با وجود آزمایش طبیعی، آلبومین ادرار اندازهگیری شود، زیرا این آزمایش میتواند نشانههای اولیه آسیب کلیوی را شناسایی کند و از پیشرفت بیماری جلوگیری نماید. انجام این آزمایش منظم، اهمیت بالایی در تشخیص زودهنگام و مدیریت بهتر بیماریهای کلیوی دارد. این فوق تخصص نفرولوژی درباره نقش سونوگرافی در تشخیص گفت: برخی بیماریها مانند کیستهای کلیه ممکن است در آزمایش خون یا ادرار دیده نشوند، اما در سونوگرافی مشخص میشوند. کیستهای ساده معمولاً خوشخیم هستند، اما بیماریهای ارثی مانند کلیههای پلیکیستیک که هر دو کلیه را درگیر میکند، از حدود سن ۳۰ سالگی میتواند منجر به نارسایی کلیه شود. این دسته از بیماران نیازمند بررسیهای دقیقتر برای پیشگیری از دیالیز هستند. به گفته وی، انجام سونوگرافی دورهای در افراد با سابقه خانوادگی بیماریهای کلیوی میتواند به تشخیص زودهنگام ضایعات و آغاز بهموقع درمان کمک کند و از پیشرفت آسیب کلیه و بروز عوارض جبرانناپذیر جلوگیری نماید. علاوه بر این، پیگیری منظم و مراجعه به متخصص در این افراد اهمیت ویژهای دارد، زیرا تشخیص زودرس امکان کنترل بهتر بیماری و بهبود کیفیت زندگی بیماران را فراهم میکند. این عضو هیأت علمی دانشگاه همچنین گفت: برخی دردهای پهلو اصلاً کلیوی نیستند و ممکن است از دیسک کمر یا عضلات ناشی شوند. متأسفانه گاهی به دلیل سونوگرافیهای غیر دقیق یا مشاهده یک سنگ بسیار کوچک سه میلیمتری، بیمار دچار نگرانی شده و بدون نیاز واقعی تحت درمانهای غیرضرور قرار میگیرد. در حالی که اگر آزمایش ادرار، کراتینین و سونوگرافی طبیعی باشد، معمولاً درد منشأ کلیوی ندارد. به گفته وی، تشخیص دقیق منشأ درد نیازمند بررسی کامل بالینی، شرح حال بیمار و در صورت لزوم انجام آزمایشهای تکمیلی است تا از درمانهای بیمورد جلوگیری شود. آگاهی بیماران و مراجعه به متخصص نیز میتواند در کاهش نگرانیها و انتخاب مسیر درمانی درست نقش مهمی داشته باشد. فوق تخصص نفرولوژی افزود: در دردهای شدید یکطرفه کلیه که ممکن است سونوگرافی طبیعی نشان دهد، CAT بدون ماده حاجب میتواند سنگ را مشخص کند که اغلب با وجود خون در ادرار همراه است. اما برخی بیماران احساس میکنند دچار ورم شدهاند و به همین دلیل نگران بروز بیماری کلیوی هستند، در حالیکه در معاینه بالینی و ارزیابی پزشکی، ورم واضحی مشاهده نمیشود. این گروه از بیماران گاهی بدون وجود علامت واقعی، تصور میکنند کلیههایشان دچار مشکل شده است. اگر در آزمایش ادرار، پروتئین دیده نشود و میزان کراتینین خون در حد طبیعی باشد، معمولاً مشخص میشود که بیمار مشکل کلیوی ندارد یا حداقل اگر ورمی وجود داشته باشد، منشأ آن کلیوی نیست.
|
5 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
فوقتخصص روماتولوژی بیمارستان امام رضا(ع)، از مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با تأکید بر اهمیت تشخیص زودهنگام بیماری اسپوندیلیت آنکیلوزان (AS) گفت: این بیماری التهابی و مزمن که بیشتر ستون فقرات و مفاصل لگن را درگیر میکند، در صورت بیتوجهی میتواند منجر به خشکی شدید مفاصل، تغییر شکل ستون فقرات و کاهش جدی کیفیت زندگی بیماران، بهویژه مردان جوان، شود. دکتر الهام عتباتی، در گفتگو با وبدا، درباره بیماری اسپوندیلیت آنکیلوزان گفت: اسپوندیلیت آنکیلوزان که بهاختصار AS نامیده میشود، یکی از بیماریهای روماتولوژیک التهابی و مزمن است، که عمدتاً ستون فقرات یا اسکلت مرکزی بدن را درگیر میکند. این درگیری شامل مهرههای گردنی، پشتی و کمری و همچنین مفاصل داخل لگن، بهویژه مفصل ساکروایلیاک و تا حدی مفصل هیپ است. وی افزود: در اغلب بیماران، تمرکز بیماری بر ستون فقرات و لگن است، اما در موارد محدودتر ممکن است مفاصل محیطی مانند مچ پا، انگشتان و کف پا نیز دچار درد و التهاب شوند و بهندرت سایر مفاصل محیطی را نیز درگیر کند. این فوقتخصص روماتولوژی، با اشاره به علت بیماری گفت: مانند بسیاری از بیماریهای روماتیسمی، علت دقیق اسپوندیلیت آنکیلوزان هنوز بهطور کامل شناخته نشده است، اما عوامل ارثی و ژنتیکی نقش مهمی در بروز آن دارند. به گفنه وی AS در گروهی از بیماریها به نام اسپوندیلوآرتروپاتیها قرار میگیرد؛ خانوادهای از بیماریها که ویژگی مشترک آنها درگیری ستون فقرات مرکزی است. دکتر عتباتی ادامه داد: این بیماری میتواند با برخی اختلالات دیگر همراه باشد؛ برای مثال نوعی از اسپوندیلوآرتروپاتی با پسوریازیس پوستی، یا بیماریهای التهابی روده ارتباط دارد. اگرچه AS در اغلب موارد صرفاً یک بیماری مفصلی است، اما در برخی بیماران ممکن است تظاهرات خارج مفصلی نیز دیده شود؛ از جمله التهاب اتاق قدامی چشم و در موارد نادر، درگیری قلبی بهویژه در ناحیه ریشه آئورت. وی، با اشاره به شیوع بیماری تصریح کرد: برخلاف بسیاری از بیماریهای روماتیسمی که در خانمها شایعتر هستند، اسپوندیلیت آنکیلوزان در آقایان با شیوع بالاتری دیده میشود و معمولاً مردان جوان را درگیر میکند. علائم بیماری میتواند از دوران کودکی، پس از بلوغ یا حتی تا دهه چهارم زندگی بروز پیدا کند. به گفته دکتر عتباتی، دردهای ناشی از AS از نوع دردهای التهابی هستند؛ به این معنا که پس از بیحرکتی و بهویژه در ساعات ابتدایی صبح شدت بیشتری دارند و با تحرک و فعالیت بدنی، از میزان درد، خشکی و ناتوانی بیمار کاسته میشود. دکتر عتباتی افراد در معرض خطر را کسانی عنوان کرد، که زمینه ژنتیکی دارند و افزود: عوامل محیطی مانند استرس، عفونتها، ویروسها، خستگی مزمن و آلودگیهای محیطی میتوانند بهعنوان محرک عمل کرده و باعث بروز بیماری در افراد مستعد شوند. وی، در خصوص تشخیص بیماری گفت: شرح حال دقیق و معاینه بالینی نقش کلیدی در تشخیص دارند. بهدلیل التهابهای مکرر ستون فقرات، دیسکها و فاصله بین مهرهها بهتدریج سفت شده و مهرهها به هم جوش میخورند که در نهایت حالتی لولهمانند در ستون فقرات ایجاد میشود. این وضعیت باعث کاهش شدید دامنه حرکتی ستون فقرات و مفاصل لگنی، دردهای شدید صبحگاهی، تغییر شکل و خمیدگی ستون فقرات و افزایش خطر شکستگی مهرهها میشود. این فوقتخصص روماتولوژی اضافه کرد: التهاب مزمن ناشی از بیماری تنها به مفاصل محدود نمیشود و کل بدن را تحت تأثیر قرار میدهد؛ بهطوری که افزایش فاکتورهای التهابی، خستگی مزمن، لاغری، کاهش اشتها، احساس تب و سایر علائم عمومی در بیماران مشاهده میشود. وی، با اشاره به سیر بیماری گفت: اسپوندیلیت آنکیلوزان شدتهای متفاوتی دارد؛ از انواع شدید و پیشرونده گرفته تا مواردی که بهصورت آهسته و خزنده پیش میروند و حتی ممکن است درد زیادی نداشته باشند، اما بهتدریج موجب تخریب مهرهها و مفاصل لگنی شوند. تشخیص زودهنگام اسپوندیلیت آنکیلوزان با MRI؛ راهی برای پیشگیری از تخریب مفاصل دکتر عتباتی درباره روشهای تشخیصی افزود: در فاز فعال بیماری، آزمایشهای خون میتوانند افزایش فاکتورهای التهابی را نشان دهند. همچنین یک شاخص ژنتیکی به نام HLA-B27 در درصدی از بیماران مثبت است، اما منفی بودن آن بههیچوجه بیماری را رد نمیکند. در کنار معاینه بالینی، تصویربرداری اهمیت زیادی دارد؛ رادیوگرافی ساده بیشتر در مراحل پیشرفته کمککننده است، اما MRI با پروتکلهای اختصاصی بهترین روش برای تشخیص تغییرات التهابی در مراحل اولیه بیماری محسوب میشود. وی ضمن تأکید بر پیشگیری و درمان گفت: اگرچه پیشگیری قطعی برای این بیماری وجود ندارد، اما رعایت سبک زندگی سالم، تغذیه مناسب و کاهش عوامل محیطی تحریککننده میتواند احتمال بروز یا شدت بیماری را کاهش دهد. درمان اسپوندیلیت آنکیلوزان حتماً دارویی است و از داروهای ضدالتهابی آغاز شده و در مواردی به داروهایی مانند سولفاسالازین یا متوترکسات میرسد. با این حال، تحول اساسی درمان در سالهای اخیر با استفاده از داروهای بیولوژیک رخ داده است که بسته به پاسخ بیمار و شدت بیماری تجویز میشوند و در بسیاری از موارد درمانی طولانیمدت و حتی مادامالعمر دارند. در کنار درمان دارویی، توانبخشی، فیزیوتراپی منظم، کاردرمانی و انجام حرکات ورزشی اصلاحی نقش بسیار مهمی در کنترل درد و حفظ دامنه حرکتی مفاصل بیماران ایفا میکند.
|
6 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
متخصص جراحی سرطان و عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، از انجام موفقیتآمیز جراحی خروج یک تومور بسیار حجیم شکمی در بیمارستان امید مشهد خبر داد. دکتر احسان سلطانی، در گفتگو با وبدا، با اعلام این خبر گفت: بیمار آقای ۵۴ سالهای بود که از چند سال قبل هنگام اجابت مزاج دچار دردهای تیرکشنده در ناحیه شکم میشد، اما به دلیل اعتیاد به مواد مخدر، این علائم را جدی نگرفته و برای بررسی به پزشک مراجعه نکرده بود. وی افزود: در ماههای اخیر بیمار دچار احساس پری معده و سیری زودرس پس از صرف غذا شده و همچنین بزرگ شدن و سفتی شکم را تجربه کرده بود که در نهایت به یک پزشک عمومی مراجعه کرد. به گفته وی، اقدام ارزشمند پزشک عمومی در این مرحله، معاینه دقیق بیمار بود که طی آن وجود توده در شکم تشخیص داده شد و برای بیمار سونوگرافی درخواست شد. عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد ادامه داد: در سونوگرافی وجود یک توده شکمی گزارش شد و در ادامه با انجام CAT مشخص شد، بیمار دچار یک تومور بسیار حجیم در فضای رتروپریتوئن است؛ توموری که از ناحیه دیافراگم و کبد تا لگن امتداد داشت. دکتر سلطانی اظهار کرد: بیمار برای ادامه بررسی و درمان به کلینیک جراحی سرطان دانشگاه علوم پزشکی مشهد در بیمارستان امید ارجاع شد. در این مرکز، برای بیمار CAT ریه به منظور مرحلهبندی بیماری انجام شد و همچنین از توده نمونهبرداری صورت گرفت که نتیجه پاتولوژی نشاندهنده میکسویید سارکوم از نوع Well-differentiated بود؛ به این معنا که تومور تمایز خوبی داشته و در چنین مواردی معمولاً شیمیدرمانی یا پرتودرمانی پیش از عمل تأثیر قابل توجهی ندارد. وی، با اشاره به پیچیدگی شرایط جراحی گفت: در بررسی CAT به نظر میرسید تومور با لوب چپ کبد در ارتباط بوده و تا نزدیکی ورید اجوف تحتانی گسترش یافته و همچنین تا لگن ادامه دارد. به همین دلیل با دکتر علی اکبریان، جراح کبد، مشورت شد و تصاویر CAT مجدداً مورد بازخوانی دقیق قرار گرفت. متخصص جراحی سرطان افزود: پس از بررسیهای مجدد مشخص شد امکان جداسازی تومور از ناف کبد وجود دارد و بیمار قابلیت انجام جراحی را دارد؛ هرچند به دلیل وسعت تومور، عمل جراحی با خطرات و عوارض قابل توجهی همراه بود و احتمال مرگومیر نیز وجود داشت؛ بنابراین پیش از عمل، تمامی این موارد با بیمار و خانواده وی در میان گذاشته شد.
دکتر سلطانی خاطرنشان کرد: در نهایت جراحی انجام شد و تومور بسیار حجیمی به وزن حدود ۷ کیلوگرم از شکم بیمار خارج شد. به دلیل وسعت درگیری، بخشی از معده، بخشی از دوازدهه (اثنیعشر)، قسمت راست روده بزرگ و کیسه صفرا نیز همراه با تومور برداشته شد، اما خوشبختانه عروق اصلی شکم و کبد با دقت کامل حفظ شد. وی در ادامه افزود: پس از پایان عمل جراحی، بیمار با حال عمومی مناسب به بخش مراقبتهای ویژه (ICU) منتقل شد. عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد درباره ادامه روند درمان گفت: در صورتی که نتیجه نهایی آسیبشناسی نیز همان تشخیص اولیه را تأیید کند، بیمار نیازی به شیمیدرمانی یا پرتودرمانی نخواهد داشت و تنها باید تحت پیگیری منظم قرار گیرد. وی افزود: بیماران مبتلا به سارکومهای شکمی باید توجه داشته باشند، که اگرچه در بسیاری از موارد نیازی به پرتودرمانی وجود ندارد، اما احتمال عود بیماری در این تومورها وجود دارد. بنابراین لازم است بیماران هر سه تا شش ماه تحت تصویربرداری و بررسیهای پزشکی قرار گیرند تا در صورت عود، تومور در مراحل اولیه و با اندازه کوچکتر شناسایی و درمان شود. دکتر سلطانی تأکید کرد: مهمترین نکتهای که از این مورد میتوان برای جامعه عمومی آموخت، توجه به علائم غیرطبیعی بدن است. هرگونه علامت مداوم در ناحیه شکم، اندامها یا حتی ریهها باید جدی گرفته شود و افراد در اولین فرصت به پزشک مراجعه کنند. وی، همچنین از اقدام دقیق پزشک عمومی در معاینه کامل بیمار قدردانی کرد و گفت: اگر این معاینه دقیق انجام نمیشد و بیمار صرفاً با درمان دارویی رها میشد، ممکن بود تشخیص بیماری باز هم به تأخیر بیفتد. در واقع نخستین گام مهم در مسیر درمان این بیمار توسط همان پزشک عمومی برداشته شد.
|
7 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
احمد اشجعی، مسئول بانک خون بیمارستان قائم(عج) مشهد و فاطمه یزدی، کارشناس علوم آزمایشگاهی این مرکز درمانی، از جمله زوجهایی هستند که سالهاست در کنار زندگی مشترک، در مسیر خدمت به بیماران نیز همکار یکدیگرند. آنها در گفتوگویی مفصل از مسیر تحصیل و استخدام، آشنایی و ازدواج، فعالیت در شهرهای مختلف، چالشهای کاری در آزمایشگاه و بانک خون، روزهای دشوار کرونا، کمبود خون، فشار کاری، مسئولیت خانوادگی و همچنین تجربه دریافت تقدیر در روز علوم آزمایشگاهی سخن گفتند. آغاز مسیر تحصیل و ورود به حوزه علوم آزمایشگاهی فاطمه یزدی، کارشناس علوم آزمایشگاهی بیمارستان قائم(عج)، در گفتگو با وبدا، با معرفی خود گفت: من متولد سال 1363 هستم و در سالهای ۱۳۸۱ و ۱۳۸۲ وارد دانشگاه شدم .پس از پایان تحصیل، در سال ۱۳۸۶ در بیمارستان فریمان استخدام شدم. وی افزود: پس از حدود یک سال از حضور در بیمارستان فریمان، در سال ۱۳۸۷ با آقای اشجعی آشنا شدم. او، نیز در حوزه علوم آزمایشگاهی فعالیت دارد و این آشنایی در همان فضای کاری شکل گرفت. یزدی گفت: بعد از آشنایی، مسیر زندگی ما به نوعی با کار در حوزه درمان و آزمایشگاه گره خورد و از همان سالها همکاری و همراهی ما در محیط کار نیز شکل گرفت. مهاجرت به مشهد و آغاز فعالیت حرفهای در ادامه، احمد اشجعی ضمن معرفی خود گفت: کارشناس علوم آزمایشگاهی و متولد سال ۱۳۵۶ و اصالتاً اهل آذربایجان شرقی و شهر تبریز هستم. وی ادامه داد: در سال ۱۳۷۲ به مشهد مهاجرت کردیم و ادامه تحصیل من در دوران دبیرستان در مشهد انجام شد. اشجعی با اشاره به آغاز فعالیت حرفهای خود افزود: پس از پایان دانشگاه، در سال ۱۳۸۵ برای گذراندن دوره طرح به شهرستان کاشمر رفتم و حدود یک سال و نیم، در بیمارستان حضرت ابوالفضل(ع) کاشمر مشغول به کار بودم. وی گفت: در آن زمان جزء افرادی بودم که همزمان با افتتاح بیمارستان حضرت ابوالفضل(ع) کاشمر، فعالیت آزمایشگاه آنجا را راهاندازی کردم.
سالهای خدمت در مناطق مختلف استان اشجعی در ادامه گفت: در همان زمان که در حال گذراندن دوره طرح بودم، در شهرستان مرزی تایباد استخدام شدم و چندین سال در آنجا مشغول خدمت بودم. وی افزود: بعد از چند سال خدمت در آن منطقه، حدود سال ۱۳۹۰ انتقالی گرفتم و به مشهد آمدم. اشجعی اضافه کرد: از همان سالها در مجموعه بزرگ بیمارستان قائم(عج)، فعالیت خود را آغاز کردم و از حدود سال ۱۳۹۱ نیز به عنوان مسئول بانک خون این بیمارستان مشغول خدمت شدم. خدمت به زائران و مجاوران حرم رضوی مسئول بانک خون بیمارستان قائم(عج) درباره انگیزه کاری خود گفت: در این سالها تلاش کردهایم همیشه پای کار باشیم و به مردم خدمت کنیم؛ چه مجاوران و چه زائران حرم مطهر امام رضا(ع). وی افزود: بیمارانی که به بیمارستان مراجعه میکنند، اغلب شرایط خاصی دارند؛ برخی بیماران سرطانی هستند، برخی کمخونی دارند و برخی نیز برای عملهای جراحی نیاز به خون دارند. اشجعی ادامه داد: در این سالها تلاش کردهایم، با کمک همکاران آزمایشگاه و همکاری سازمان انتقال خون، مدیریت مناسبی انجام دهیم ،تا بیماران در تأمین خون و فرآوردههای خونی با مشکل مواجه نشوند.
|
8 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
نقش حیاتی بانک خون در بحرانها اشجعی، با اشاره به اهمیت بانک خون در شرایط بحرانی گفت: بانک خون در بحرانهای مختلف نقش بسیار مهمی دارد، زیرا خون و فرآوردههای خونی از نیازهای حیاتی بیماران هستند. اشجعی افزود: در شرایطی که بحران یا اتفاق خاصی در جامعه رخ میدهد، اهمیت این بخش بیشتر نمایان میشود. به همین دلیل همیشه تلاش کردهایم آمادگی لازم را داشته باشیم. مسئول بانک خون بیمارستان قائم (عج)، گفت: به عنوان نمونه در مواقع بحران، فرمهای مخصوص مدیریت بحران آماده و ذخایر خون و فرآوردهها بررسی میشود و حتی شرایطی مثل قطع برق یا اختلال در نرمافزارها هم در نظر گرفته میشود. اشجعی ادامه داد : در چنین شرایطی باید آمادگی داشته باشیم، که حتی اگر سیستمهای الکترونیکی دچار مشکل شدند، کارها به صورت دستی انجام شود.
مدیریت بحران در روزهای ناآرامی دیماه وی با اشاره به اتفاقات دیماه سال گذشته گفت: در روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه سال گذشته، که مشکلاتی در سطح جامعه به وجود آمده بود، نیاز به خون در بیمارستان افزایش پیدا کرد. اشجعی در همین راستا اضافه کرد: در آن زمان تلاش کردیم، از نظر ساختاری و ذخیرهای آمادگی لازم را داشته باشیم و با مدیریت درست، اجازه ندهیم بیماران در تأمین خون دچار مشکل شوند. وی گفت: با کمک سازمان انتقال خون و همکاری همکاران، خوشبختانه توانستیم این دوره را بدون مشکل جدی پشت سر بگذاریم. روزهای سخت کرونا در آزمایشگاه فاطمه یزدی نیز درباره دوران سخت و پرفشارکرونا گفت: در دوران کرونا شرایط بسیار سختی داشتیم. کمبود خون وجود داشت و از طرفی برخی همکاران به بیماری مبتلا میشدند و با کمبود نیرو مواجه بودیم. وی با اشاره به اینکه، بخش آزمایشگاه در آن دوران بسیار درگیر بود و حجم کار بالا رفته بود اظهار داشت: من چهار یا پنج بار به کرونا مبتلا شدم و همین مسأله فشار کاری را برای سایر همکاران بیشتر میکرد. اشجعی نیز در تکمیل این موضوع گفت: در دوران کرونا علاوه بر کمبود نیرو، با کمبود خون و فرآوردههای خونی هم مواجه بودیم. در آن زمان بیماران زیادی وجود داشتند که به خون نیاز داشتند؛ از جمله بیماران سرطانی، بیماران تحت شیمیدرمانی و بیمارانی که در اتاقهای عمل اورژانسی بستری بودند. وی افزود: با وجود تمام این مشکلات، تلاش کردیم با مدیریت مناسب و همکاری همکاران این دوران را نیز پشت سر بگذاریم. افزایش مراجعه بیماران به آزمایشگاه فاطمه یزدی درباره میزان مراجعات به آزمایشگاه بیمارستان قائم (عج) گفت: در حال حاضر نیز میزان مراجعات افزایش پیدا کرده است و تعداد نمونههایی که در آزمایشگاه بررسی میشود بیشتر شده است. وی افزود: گاهی روزانه حدود ۷۰ تا ۸۰ نمونه بیشتر از گذشته بررسی میشود و این موضوع نشاندهنده افزایش مراجعات بیماران است. اهدای خون؛ نجات جان سه نفر اشجعی درباره گروههای خونی و اهمیت اهدای خون گفت: گروههای خونی اصلی بر اساس سیستم ABO هستند و در جامعه ما بیشترین گروه خونی O مثبت است. وی ادامه داد: به همین دلیل بیشترین خون دریافتی و مصرفی نیز مربوط به همین گروه خونی است. اشجعی با بیان اینکه، اهدای خون یعنی اهدای زندگی است، تأکید کرد: با یک واحد خون میتوان جان سه نفر را نجات داد. وی افزود: ردم ایران همیشه در شرایط مختلف نشان دادهاند، که بسیار انساندوست و همراه هستند و در مواقع نیاز به کمک بیماران میآیند. اشجعی از مردم خواست: در شرایط خاص و بحرانی حتماً به سازمان انتقال خون مراجعه کنند تا بیمارستانها در تأمین خون دچار مشکل نشوند. آزمایشهای تخصصی در بخش علوم آزمایشگاهی فاطمه یزدی درباره فعالیتهای آزمایشگاه گفت: در بخش ما آزمایشهای مختلفی انجام میشود، از جمله آزمایشهای CBC، آزمایشهای انعقادی و بررسی لامهای خون محیطی انجام میشود. در برخی موارد بیماران مبتلا به بیماریهای خونی یا سرطانهای خونی هستند و بررسی دقیق لامهای خون میتواند به تشخیص بیماری کمک کند. اشجعی نیز گفت: برای مثال وقتی پزشک تشخیص میدهد که هموگلوبین بیمار پایین است و نیاز به خون دارد، درخواست تزریق خون ثبت میشود. هر واحد خون میتواند حدود یک گرم در دسیلیتر هموگلوبین و حدود سه درصد هماتوکریت بیمار را افزایش دهد. اشجعی ادامه داد: پس از دریافت درخواست، خون مورد نیاز آماده و به بخش ارسال میشود و پس از تزریق نیز دوباره آزمایشها برای بررسی وضعیت بیمار انجام میشود. چالشهای کاری در آزمایشگاه اشجعی درباره چالشهای کاری گفت: برخی تجهیزات آزمایشگاه قدیمی هستند و نیاز به مراقبت بیشتری دارند، اما از سوی دیگر تأمین کیتهای آزمایشگاهی نیز وابسته به بودجه بیمارستان است.
اشجعی تصریح کرد: با این حال مدیریت بیمارستان و دکتر داستانی، رئیس بیمارستان، تلاش زیادی میکنند تا این مشکلات مدیریت شود. وی گفت: در شرایط اقتصادی و حتی شرایطی که شبیه شرایط جنگی است، باید همه با هم همکاری کنیم تا خدمات درمانی به مردم دچار مشکل نشود. زندگی مشترک در کنار مسئولیت سنگین بیمارستان این زوج آزمایشگاهی، در سال ۱۳۸۷ ازدواج کردند و اکنون صاحب دو فرزند 16 و 11 ساله هستند. آقای اشجعی درباره نحوه آشنایی خود با همسرش گفت: آشنایی ما از طریق همکاران شکل گرفت. یکی از همکاران که مسئول بخش در فریمان بود، ما را به یکدیگر معرفی کرد. پس از تماس و آشنایی، به خواستگاری رفتیم و الحمدالله زندگی مشترک ما شکل گرفت. زندگی و کار در یک بیمارستان اشجعی درباره کار مشترک با همسرش گفت: خیلیها میپرسند آیا کار کردن زن و شوهر در یک بیمارستان سخت نیست؟ اما واقعیت این است که اگر تفاهم و علاقه وجود داشته باشد، مشکلی پیش نمیآید. وی افزود: ما سالها در تایباد با هم کار کردیم و بعد از انتقال به مشهد نیز در کنار هم در بیمارستان قائم(عج) مشغول فعالیت هستیم. فشار کاری و مسئولیت شبانهروزی اشجعی درباره فشار کاری خود گفت: بخش بانک خون یک بخش کاملاً چالشی است و تقریباً ۲۴ ساعته درگیر کار هستیم. گاهی نیمهشب سوپروایزر یا بخشها تماس میگیرند و درباره خون یا پلاکت مورد نیاز بیماران سؤال میکنند. اشجعی ادامه داد: به همین دلیل تلفن همراه من حتی شبها کنارم است تا اگر مشکلی پیش آمد بتوانیم سریع پیگیری کنیم. چالشهای زندگی دو کارمند در حوزه درمان فاطمه یزدی نیز درباره سختیهای زندگی زوج شاغل گفت: وقتی هر دو نفر در محیط درمان کار میکنند، شرایط متفاوتی پیش میآید.
گاهی یکی از ما مرخصی است و دیگری سر کار است و آن زمان شرایط کمی سختتر میشود. من و همسرم، به حضور روزانه در کنار هم عادت کردهایم و وقتی یکی از ما در محل کار نباشد، احساس میکنیم چیزی کم است. نقش مادر در خانواده اشجعی با قدردانی از همسرش گفت: واقعاً نقش مادر در خانواده از اهمیت بسزایی برخودار است. در سالهایی که فرزندان کوچک بودند، همسرم زحمات زیادی کشید؛ از آماده کردن بچهها برای مدرسه گرفته تا رسیدگی به امور خانه. وی افزود: من صممیانهً از همسرم تشکر میکنم، چون بخش زیادی از مسئولیتهای زندگی بر دوش او بوده است. تقدیر در روز علوم آزمایشگاهی در پایان این گفتوگو، اشجعی با اشاره به برگزاری مراسم روز علوم آزمایشگاهی در بیمارستان قائم(عج) اظهار کرد: این مراسم با برنامهریزی مناسب و به شکل شایستهای برگزار شد و از مسئولان و برگزارکنندگان آن قدردانی میکنم. فاطمه یزدی نیز در پایان ضمن قدردانی از همه مسئولان و همکاران گفت: امیدوارم جامعه ما به آرامش و پیشرفت برسد و مردم در کنار هم با عزت و آرامش زندگی کنند.
|
9 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
کارمند خدمات عمومی بخش زایشگاه بیمارستان قائم(عج)، متولد 1365که خود در آستانه تولد پنجمین فرزندش قرار دارد، با تأکید بر اینکه فرزند سرمایه اصلی زندگی است، تکفرزندی را مسیری منتهی به تنهایی والدین و آسیبهای اجتماعی عنوان کرد و بر ضرورت فرهنگسازی برای خانوادههای پرجمعیت تأکید کرد. در حالی که بحثهای پیرامون جوانی جمعیت و پیامدهای پیری جامعه در صدر اولویتهای ملی قرار دارد، آسیه درودی، یکی از کارکنان باسابقه بخش زایشگاه بیمارستان قائم(عج)، در گفتگو با وبدا اظهار داشت: صاحب ۴ فرزند هستم و در روزهای آینده پنجمین فرزندم متولد میشود. وی تجربه فرزندآوری خود را فراتر از برنامهریزیهای صرفِ مادی، هدیهای از جانب خداوند میداند. او که تمامی فرزندان خود را تا پیش از ۳۰ سالگی به دنیا آورده است، وی افزود: فرزند ارشد من که ۲۰ ساله است، اکنون خود تشکیل خانواده داده و سه فرزند دارد؛ فرزند دومم ۱۶ ساله و عقد کرده است و فرزندان سوم و چهارم من نیز ۱۴ و ۱۰ ساله هستند. این مادر فعال حوزه سلامت، ضمن تأکید بر اهمیت اقتصادی در مدیریت زندگی، نگاه به فرزند را به عنوان سرمایه زندگی یک اصل اجتنابناپذیر برشمرد و نسبت به روند تکفرزندی در جامعه هشدار داد. خانم درودی تصریح کرد: مخالفت من با تکفرزندی به این دلیل است که در صورت بروز هرگونه مشکل برای تنها فرزند خانواده، والدین در آینده با چالش جدی تنهایی و فقدان پشتوانه عاطفی مواجه میشوند. این تنهایی، باری سنگین بر دوش والدین در دوران سالمندی است. وی، با اشاره به شرایط اقتصادی جامعه افزود: به خوبی آگاهم که فشارهای اقتصادی برای خانوادهها وجود دارد، اما با وجود تمام سختیها، معتقدم فرزندآوری نعمتی است که شادی و برکت را به خانه میآورد.
وی در پایان با اشاره به آسیبهای کلانِ پیری جمعیت برای کشور تأکید کرد: اگر جامعه به سمت سالمندی پیش برود، شاهد رکود، اختلال در ساختارهای کشور و آسیبپذیری آینده خواهیم بود. به همین دلیل حتی به دختر ۲۰ سالهام که صاحب دو فرزند است، توصیه میکنم مسیر فرزندآوری را ادامه دهد، چرا که به باور من، خانوادههای پرجمعیت، جامعهای پویاتر و آیندهای روشنتر را رقم خواهند زد.
|
10 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
مسئول کنترل عفونت دست بیمارستان قائم(عج)، از مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد همزمان با روز جهانی بهداشت دست، بر نقش حیاتی شستشوی صحیح دستها در پیشگیری از انتقال بیماریها تأکید کرد و آن را نخستین خط دفاعی سیستم سلامت عنوان کرد. ملیحه سیاسر، در گفتگو با وبدا با اشاره به شعار امسال روز جهانی بهداشت دست با عنوان انجام بهداشت دست؛ نجاتبخش زندگی گفت: در شرایطی که سرعت انتقال بیماریها افزایش یافته است، رعایت اصول بهداشت دست نهتنها یک رفتار فردی، بلکه مسئولیتی اجتماعی در قبال سلامت دیگران و جامعه به شمار میآید. وی تأکید کرد که ترویج فرهنگ بهداشت دست میتواند نقش مهمی در کاهش عفونتها و ارتقای ایمنی بیماران و کارکنان داشته باشد. وی با بیان اینکه ،بهداشت دست یکی از اساسیترین و مؤثرترین روشهای پیشگیری از عفونت است، افزود: شستشوی صحیح دستها باید بهعنوان یک رفتار روزمره و بخشی از فرهنگ سازمانی نهادینه شود. این اقدام ساده، نقش مهمی در کاهش بار بیماریها و حفظ سلامت کارکنان و بیماران دارد. خانم سیاسر تصریح کرد: پیشگیری همواره مؤثرتر و مقرونبهصرفهتر از درمان است و رعایت پروتکلهای بهداشت دست میتواند از بروز بسیاری از عفونتهای مرتبط با مراقبتهای درمانی جلوگیری کند. مسئول کنترل عفونت دست بیمارستان قائم(عج)، در پایان ضمن تبریک روز جهانی بهداشت دست، از تمامی کارکنان خواست با پایبندی به اصول صحیح شستشوی دست، در ساختن آیندهای سالمتر برای خود و جامعه سهیم باشند.
|
11 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
مسئول واحد بهداشت حرفهای بیمارستان قائم (عج)، از مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد، به مناسبت روز جهانی ایمنی و بهداشت حرفهای با تبریک این روز به فعالان حوزه ایمنی و سلامت، بر ضرورت توجه همزمان به ابعاد فیزیکی، روانی و اجتماعی محیط کار تأکید کرد و سلامت روان کارکنان را یک الزام راهبردی برای پایداری سازمانها ذکر کرد. در گفتگو با وبدا، مهندس نیکو فتحی با گرامیداشت روز جهانی ایمنی و بهداشت حرفهای اظهار کرد: این روز فرصتی ارزشمند برای بازنگری در مسیر حرفهای ما و توجه جدیتر به آینده بقای انسان در سازمانها است. وی این مناسبت را به تمامی همکاران پرتلاش، متخصص و متعهد حوزه مهندسی بهداشت حرفهای و ایمنی کار تبریک گفت و افزود: همکاران این حوزه بهعنوان نگهبانان سلامت و معماران امنیت زندگی کارکنان، نقشی فراتر از یک مسئولیت شغلی ایفا میکنند. وی، با اشاره به اینکه هر ساله سازمان بینالمللی کار، شعاری راهبردی برای جهتدهی به برنامههای ایمنی و سلامت محیط کار تعیین میکند، تصریح کرد: شعار امسال با عنوان کار چطوره ؟ بیایید محیط کاری سالم از نظر روانی و اجتماعی ایجاد کنیم، نشاندهنده تغییر نگاه جهانی از تمرکز صرف بر ایمنی فیزیکی به توجه جدی به سلامت روان و ابعاد اجتماعی محیط کار است. مهندس فتحی در ادامه گفت: در دهههای گذشته تمرکز اصلی بر پیشگیری از حوادث فیزیکی مانند سقوط، حریق و آسیبهای مکانیکی بوده است، اما امروزه بهخوبی میدانیم که مخاطرات محیط کار تنها به عوامل ملموس محدود نمیشود. استرسهای مزمن، فرسودگی شغلی و فرهنگهای سازمانی ناسالم میتوانند به اندازه یک حادثه بزرگ، سلامت نیروی انسانی و سرمایه فکری سازمان را تهدید کنند. مسئول واحد بهداشت حرفهای بیمارستان قائم(عج)، با تأکید بر اینکه ایمنی واقعی تنها به استفاده از تجهیزات حفاظتی محدود نمیشود، خاطرنشان کرد: محیط کار ایمن محیطی است که در آن کارکنان علاوه بر سلامت جسمی، از امنیت روانی و آرامش ذهنی نیز برخوردار باشند. فشار کاری بیش از حد، تبعیضهای سازمانی و نبود تعادل میان کار و زندگی از جمله مخاطرات پنهانی هستند که باید همانند سایر ریسکهای شغلی شناسایی و کنترل شوند. وی، سلامت روان کارکنان را یک الزام استراتژیک برای سازمانها برشمرد و گفت: سرمایهگذاری در حوزه امنیت روانی کارکنان، موجب کاهش ترک خدمت، افزایش بهرهوری و پیشگیری از خطاهای انسانی ناشی از استرس و خستگی ذهنی میشود. مهندس فتحی ، فرهنگسازی ایمنی را مسئولیتی جمعی عنوان کرد و افزود: حرکت از مرحله کنترل محیط به سمت ساختن فرهنگ ایمنی ضروری است. سلامت اجتماعی در محیط کار به معنای احترام متقابل، شفافیت در ارتباطات و حمایت سازمانی در شرایط دشوار است. وی تأکید کرد: متخصصان بهداشت حرفهای باید، صدای سلامت روان کارکنان در سازمان باشند و همانگونه که برای کنترل آلایندههای فیزیکی برنامهریزی میکنند، برای مدیریت استرسهای سازمانی و بهبود تعاملات اجتماعی نیز راهبردهای مشخصی داشته باشند.
|
12 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
مدیر خدمات پرستاری بیمارستان قائم(عج)، از مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد، ضمن تبریک روز جهانی پرستار، با قدردانی از تلاشهای فداکارانه پرستاران در بحرانهایی همچون همهگیری کرونا و جنگ تحمیلی اخیر در کشور، تأکید کرد: کادر پرستاری همواره بدون توجه به جنسیت، دین، مذهب یا شرایط بیماران، با تمام توان در مسیر کاهش آلام انسانها گام برداشتهاند. معصومه نوری، در گفتگو با وبدا، اظهار داشت: این مناسبتها تنها بهانهای برای تجلیل از فرشتگانی است، که همّ و غم خود و حتی تمام زندگیشان را وقف تسکین درد انسانهای دردمند کردهاند. وی، با اشاره به نقش پرستاران در سختترین دورانها افزود: در سالهای دشوار همهگیری کرونا که حدود دو سال جهان را درگیر کرد و همچنین در دوران جنگ تحمیلی و بحرانهایی مانند جنگ ۱۲روزه و جنگ رمضان، کادر سلامت و بهویژه پرستاران ثابت کردند، که رسالت اصلیشان کمک به انسانهایی است که نیازمند مراقبت هستند. برای یک پرستار، دین، مذهب و عقاید بیمار اهمیتی ندارد؛ مهم این است که انسانی نیازمند کمک روی تخت بیمارستان قرار دارد. نوری تأکید کرد: پرستاران، با آموزش آکادمیک و مهارتهای تخصصی، وظیفه دارند در کنار بیماران باشند و علاوه بر مراقبت جسمی، حمایت روحی و روانی لازم را ارائه دهند. او افزود: افتخار میکنم که بگویم در بحرانیترین روزها، هیچ بخشی در بیمارستان قائم(عج) تعطیل نشد و هیچ اقدامی بهدلیل کرونا متوقف نگردید. پرستاران و سایر اعضای تیم درمان حتی در شرایط کمبود نیرو و تجهیزات، با تلاش مضاعف خلأها را جبران کردند تا هیچ بیمار از خدمات محروم یا ناراضی نماند. مدیر خدمات پرستاری بیمارستان قائم(عج)، همچنین از همراهی سایر گروههای درمانی قدردانی کرد و گفت: همکاران عزیز ما در بخشهای مختلف، از پرستاران و تکنسینهای اتاق عمل و بیهوشی تا دیگر گروههای پشتیبان و پزشکان که لیدرهای این سیستم هستند، همواره با تمام توان در کنار بیماران ایستادهاند. معصومه نوری در پایان، ضمن آرزوی سلامتی و آرامش برای همه کادر درمان و خانوادههای آنان اظهار امیدواری کرد: امیدوارم زحمات خالصانه این عزیزان بیپاسخ نماند و به برکت صاحب این ایام، سلامتی و خیر شامل حالشان شود، تا بتوانند با آرامش بیشتری به مردم خدمت کنند.
|
13 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
معاون توسعه، مدیریت، منابع و برنامهریزی بیمارستان قائم(عج)، از مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد، ، از افتتاح سومین بال مگا آیسییو این مرکز خبر داد و گفت: این فاز جدید با مشارکت خیرین و در ادامه روند توسعه بزرگترین بخش مراقبتهای ویژه شرق کشور، وارد مدار خدمترسانی شد. دکتر سید رضا احمدی کوپایی، در گفتگو با وبدا، با اعلام بهرهبرداری از سومین بال مگا آیسییو این بیمارستان گفت: با افتخار اعلام میکنم که در ادامه روند توسعه و تکمیل بزرگترین ICU شرق کشور، سومین بال از مگا آیسییو اعطایی در بیمارستان قائم(عج) به بهرهبرداری رسید. وی با اشاره به روند آغاز و اجرای این پروژه افزود: این طرح ارزشمند از تابستان ۱۳۹۹ و به همّت خیّر نیکاندیش، مهندس اعطائی، در طبقه فوقانی اورژانس مرکزی بیمارستان قائم(عج) و در فضایی به مساحت ۳۵۰۰ متر مربع کلید خورد و طی دو مرحله در سالهای گذشته به بهرهبرداری رسیده است. بر اساس گفتههای معاون توسعه، مدیریت، منابع و برنامهریزی بیمارستان قائم(عج) ، فاز نخست این مجموعه در زمستان ۱۴۰۰ و فاز دوم در زمستان ۱۴۰۱ افتتاح شد. دکتر احمدی کوپایی اظهار کرد: اکنون با تلاش و مشارکت خیر بزرگوار، خانم فریده هادیان، فاز سوم این پروژه نیز در فروردین ۱۴۰۵ تکمیل و وارد مدار خدمترسانی شد. این فاز جدید شامل ۱۵ تخت ویژه و ۷۰۰ متر مربع فضای درمانی است و با هزینهای بیش از ۸ میلیارد تومان تجهیز و آماده بهرهبرداری شده است. دکتر احمدی کوپایی، ضمن قدردانی از تمامی خیران حوزه سلامت گفت: اقدامات ارزشمند ایشان، امید، حیات و فرصت درمان را برای بیماران فراهم میکند. بهرهبرداری از این فاز جدید گامی مهم در افزایش ظرفیت ارائه خدمات مراقبت ویژه شرق کشور است و بدون تردید تأثیر بسزایی در بهبود کیفیت درمان بیماران بدحال خواهد داشت.
|
14 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
متخصص قلب و عروق، فلوشیپ اکوکاردیوگرافی و عضو هیأت علمی بیمارستان قائم (عج) از مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد، به مناسبت دوازدهم اردیبهشت، روز عروق، با تأکید بر نقش حیاتی سلامت عروقی در حفظ جان و ارتقای کیفیت زندگی مردم، گفت: بیماریهای عروقی اغلب سالها بهصورت خاموش و پنهان پیشرفت میکنند و متأسفانه گاهی اولین تظاهر آنها حوادث ناگواری چون سکته قلبی یا مغزی است؛ در حالی که با اصلاح سبک زندگی از جمله تغذیه سالم و ورزش، کنترل دقیق فشار خون، قند و چربی خون، ترک دخانیات و انجام منظم چکاپهای دورهای میتوان از بسیاری از این اتفاقات تلخ و جبرانناپذیر به سادگی پیشگیری کرد. دکتر لیلا بیکدلو، پیرامون این خبر در گفتگو با وبدا اظهار داشت: بدن ما مانند یک شهر بزرگ است و عروق خونی مانند شبکهای از جادهها و بزرگراهها هستند، که خون را به تمام نقاط بدن میرسانند. این خون حامل اکسیژن و مواد مغذی است و اگر این مسیرها دچار تنگی یا انسداد شوند، اعضای بدن دچار مشکل خواهند شد. متخصص قلب و عروق و فلوشیپ اکوکاردیوگرافی دانشگاه افزود: این عروق وظیفه خونرسانی به اعضای بدن را بر عهده دارند، مانند قلب، مغز و کلیه و … . حال اگر خونرسانی به هر کدام از این اعضا دچار اختلال شود، میتواند باعث بروز علائم شده و حتی گاهی اوقات میتواند خطرناک باشد. علائم سکته مغزی و قلبی را بشناسیم این عضو هیأت علمی دانشگاه، درباره علائم سکته مغزی گفت: سکته مغزی معمولاً با علائم ناگهانی از جمله افتادگی یک طرف صورت، ضعف یا بیحسی در دست یا پای یک طرف بدن، مشکل در صحبت کردن یا نامفهوم شدن حرفها، سرگیجه و عدم تعادل، تاری دید یا از دست دادن بینایی، و گاهی سردرد شدید و ناگهانی شروع میشود. دکتر بیکدلو، در ادامه مطلب افزود: سکته قلبی هم معمولاً با درد یا فشار در وسط قفسه سینه شروع میشود که ممکن است به دستها، گردن، فک یا پشت انتشار پیدا کند، همراه با تنگی نفس، تعریق سرد، حالت تهوع یا استفراغ و احساس ضعف شدید باشد؛ در برخی افراد بهویژه خانمها و بیماران دیابتی ممکن است فقط تنگی نفس، خستگی یا احساس ناراحتی خفیف در قفسه سینه وجود داشته باشد. همچنین وی تأکید کرد: در هر دو حالت اگر این علائم دیده شد، باید سریع به اورژانس مراجعه کرد و منتظر برطرف شدن علائم نماند. او یادآور شد که تشخیص و درمان زودهنگام میتواند از بروز عوارض جبرانناپذیر جلوگیری کرده و شانس بهبودی بیمار را بهطور چشمگیری افزایش دهد. آترواسکلروز؛ بیماری خاموش عروق این عضو هیأت علمی دانشگاه، با اشاره به مهمترین بیماری درگیرکننده عروق گفت: مهمترین بیماری که عروق را درگیر میکند، تصلب شرایین یا آترواسکلروز است. این بیماری بهصورت تدریجی و طی سالها ایجاد میشود. در این حالت، چربیها، کلسترول و مواد التهابی در دیواره رگها رسوب میکنند و باعث تنگ شدن رگها میشوند و در مراحل پیشرفته، این تنگی میتواند بهطور ناگهانی باعث بسته شدن کامل رگ شود. این متخصص قلب و عروق افزود: زمانی که این اتفاق در عروق قلب رخ دهد، منجر به سکته قلبی میشود و اگر در عروق مغز اتفاق بیفتد، سکته مغزی رخ میدهد. هر دوی این موارد از مهمترین علل مرگ و ناتوانی در جهان و در کشور ما هستند. وی، یکی از نکات بسیار مهم در حوزه بیماریهای عروقی را خاموش بودن آنها عنوان کرد و گفت: بیماریهای عروقی اغلب خاموش هستند و فرد ممکن است سالها به این وضعیت مبتلا باشد بدون اینکه علامت خاصی احساس کند؛ به همین دلیل، گاهی نخستین نشانه بیماری، یک حادثه شدید مانند سکته است. بیکدلو تصریح کرد: بنابراین، تأکید ما همیشه بر پیشگیری است، چرا که پیشگیری نهتنها سادهتر و کمهزینهتر است، بلکه میتواند از بروز حوادث ناگهانی و عوارض جبرانناپذیر نیز جلوگیری کند. عوامل خطر قابل و غیرقابل تغییر متخصص قلب و عروق و فلوشیپ اکوکاردیوگرافی دانشگاه، در ادامه درباره مهمترین عوامل خطر بیماری های عروقی گفت: این عوامل به دو دسته تقسیم میشوند: عوامل قابل تغییر و عوامل غیرقابل تغییر. عوامل غیرقابل تغییر شامل سن، جنس و سابقه خانوادگی هستند. با افزایش سن، خطر بیماریهای عروقی بیشتر میشود. همچنین در برخی خانوادهها، استعداد ژنتیکی برای این بیماریها وجود دارد. بیکدلو خاطرنشان کرد: اما خبر خوب این است که بخش عمدهای از عوامل خطر، قابل کنترل هستند. او با اشاره به مهمترین عوامل خطر قابل کنترل گفت: از مهمترین عوامل خطر قابل کنترل میتوان در ابتدا به فضار خون بالا اشاره کرد. وی افزود: فشار خون بالا به دیواره عروق آسیب میزند و زمینه را برای رسوب چربیها فراهم میکند. بسیاری از افراد از بالا بودن فشار خون خود اطلاع ندارند، به همین دلیل اندازهگیری منظم آن بسیار مهم است. علاوه بر این، دیابت یکی از مهمترین عوامل آسیب به عروق است و میتواند هم عروق بزرگ و هم عروق کوچک را درگیر کند. دکتر بیکدلو از دیگر عوامل خطر قابل کنترل در بروز بیماریهای عروقی را چربی خون بالا عنوان کرد و افزود: چربی خون بالا، بهویژه افزایش کلسترول بد یا LDL، نقش مستقیم در ایجاد پلاکهای عروقی و تنگی رگها دارد و کنترل آن میتواند بهطور چشمگیری از بروز سکتههای قلبی و مغزی پیشگیری کند. متخصص قلب و عروق و فلوشیپ اکوکاردیوگرافی افزود: مصرف دخانیات، سیگار و سایر مواد دخانی نیز یکی از قویترین عوامل آسیب به عروق هستند. حتی مقدار کم آن نیز خطرناک است. این عضو هیأت علمی دانشگاه، در ادامه مطلب اظهار داشت: سبک زندگی کمتحرک نیز یکی از مشکلات شایع دنیای امروز است و نقش مهمی در بروز بیماریهای قلبی-عروقی دارد و اضافهوزن و چاقی که معمولاً با سایر عوامل خطر مانند دیابت و فشار خون بالا همراه است. و در نهایت، استرسهای مزمن که میتوانند بهطور غیرمستقیم از طریق افزایش فشار خون و تغییر سبک زندگی، خطر بیماری را افزایش دهند.
|
15 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
متخصص قلب و عروق و فلوشیپ اکوکاردیوگرافی دانشگاه ، در راستای پیشگیری از بیماریهای عروقی، نخستین و مهمترین اقدام را اصلاح سبک زندگی عنوان کرد. وی در ادامه افزود: فعالیت بدنی منظم نقش بسیار مهمی در سلامت عروق دارد و توصیه میشود افراد حداقل ۳۰ دقیقه در روز فعالیت بدنی متوسط مانند پیادهروی سریع داشته باشند؛ چرا که این کار به کاهش فشار خون، کنترل وزن و بهبود سطح چربی خون کمک میکند. دکتر بیکدلو در خصوص تغذیه سالم نیز گفت: مصرف میوهها، سبزیجات، حبوبات و غلات کامل باید در برنامه غذایی روزانه افزایش یابد. در مقابل، مصرف چربیهای اشباع، غذاهای سرخشده، فستفودها و نمک باید محدود شود. همچنین مصرف ماهی و چربیهای مفید مانند روغن زیتون میتواند به حفظ سلامت قلب و عروق کمک کند. وی تأکید کرد که داشتن یک رژیم غذایی متعادل در درازمدت نقش مهمی در کاهش خطر ابتلا به بیماریهای قلبی و عروقی دارد. متخصص قلب و عروق و فلوشیپ اکوکاردیوگرافی ، ترک دخانیات را یکی از مهمترین اقدامات فردی برای حفظ سلامت عنوان کرد و گفت: شاید یکی از مهمترین اقداماتی که یک فرد میتواند برای سلامت خود انجام دهد، ترک دخانیات باشد و خوشبختانه اثرات مثبت آن در مدت کوتاهی در بدن نمایان میشود. این عضو هیأت علمی دانشگاه افزود: کنترل منظم بیماریها نیز یکی دیگر از روشهای مهم پیشگیری از ابتلا به بیماریهای عروقی است و افرادی که مبتلا به فشار خون، دیابت یا چربی خون بالا هستند، باید تحت نظر پزشک بوده و داروهای خود را بهطور منظم مصرف کنند. دکتر بیکدلو، همچنین به مدیریت استرس و خواب کافی اشاره کرد و تصریح کرد: خواب مناسب و کاهش استرس میتواند تأثیر قابل توجهی در سلامت عمومی و عروقی داشته باشد و به بهبود عملکرد سیستم قلبیعروقی کمک کند. وی در پایان توصیه کرد افراد با انجام چکاپهای دورهای و پیگیری وضعیت سلامت خود، از بروز بسیاری از مشکلات قلبی و عروقی پیشگیری کنند اهمیت چکاپ دورهای و باورهای نادرست متخصص قلب و عروق و فلوشیپ اکوکاردیوگرافی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با تأکید بر لزوم چکاپهای دورهای گفت: نکته بسیار مهم دیگر، انجام چکاپهای منظم است. حتی اگر احساس سلامت کامل دارید، بررسی فشار خون، قند خون و چربی خون بهصورت منظم میتواند از بروز مشکلات جدی و غیرمنتظره در آینده جلوگیری کند و امکان تشخیص زودهنگام بسیاری از بیماریها را فراهم سازد. بیکدلو در ادامه به باور اشتباه مردم درباره ابتلا به بیماریهای قلبی و عروقی در سنین بالا اشاره کرد و افزود: بسیاری از افراد تصور میکنند، این بیماریها مختص سالمندان است، در حالی که امروزه شاهد بروز آنها در سنین پایینتر نیز هستیم؛ این روند ناشی از سبک زندگی ناسالم، تغذیه نامناسب و استرسهای روزمره است که به مرور زمان به عروق آسیب میزنند. او همچنین گفت: برخی افراد به اشتباه گمان میکنند اگر علامتی ندارند، پس سالم هستند، اما همانطور که اشاره کردم، بیماریهای عروقی میتوانند سالها بدون بروز هیچ نشانهای پیشرفت کنند. این عضو هیأت علمی دانشگاه، تأکید کرد: سلامت عروق، پایه و اساس سلامت کل بدن است و با رعایت نکات ساده اما مهم، میتوانیم تا حد زیادی از بروز بیماریهای جدی پیشگیری کنیم. وی همچنین تصریح کرد: پیشگیری همیشه بهتر از درمان است و سلامت عروق در دستان خود ماست. وی در پایان ابراز امیدواری کرد که با افزایش آگاهی، اصلاح عادات روزمره و توجه به سبک زندگی سالم، جامعهای سالمتر، پویاتر و شادابتر داشته باشیم.
|
16 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
عضو هیأت علمی و متخصص رادیولوژی بیمارستان قائم (عج) از مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با تأکید بر اهمیت غربالگری منظم سرطان پستان گفت: تشخیص زودهنگام میتواند در بسیاری از موارد روند درمان و کنترل این بیماری را بهطور چشمگیری بهبود دهد. دکتر مریم توکلی در گفتگو با وبدا، با اشاره به فرارسیدن هفته سلامت گفت: توجه به سلامت، انجام غربالگریهای منظم و داشتن سبک زندگی سالم میتواند، نقش بزرگی در پیشگیری و تشخیص زودهنگام سرطان پستان داشته باشد. آگاهی و پیگیری، گامهایی اساسی در حفظ سلامت زنان و جامعه است. وی در راستای این مطلب اضافه کرد: بیماری سرطان پستان را یکی از شایعترین سرطانها در میان بانوان عنوان کرد و گفت: اگر این بیماری در مراحل اولیه تشخیص داده شود، در بسیاری از موارد کاملاً قابل درمان و کنترل است. به همین دلیل آگاهی و انجام غربالگری منظم نقش مهمی در کاهش مرگومیر ناشی از آن دارد. دکتر توکلی، با اشاره به تعریف غربالگری سرطان پستان افزود: غربالگری، مجموعه اقداماتی است که با هدف شناسایی بیماری در مراحل اولیه و حتی پیش از بروز علائم انجام میشود. بانوان باید نسبت به وضعیت طبیعی پستانهای خود آگاه باشند و هرگونه تغییر مانند وجود توده، تغییر در شکل یا اندازه پستان، تغییرات پوستی، فرورفتگی پوست یا ترشح از نوک پستان را جدی بگیرند. این متخصص رادیولوژی دانشگاه، خودآزمایی پستان را روشی کمکی برای افزایش آگاهی زنان از بدن خود برشمرد و گفت: بهتر است خودآزمایی ماهی یکبار پس از پایان قاعدگی و در زنان یائسه در یک روز مشخص از هر ماه انجام شود؛ اما باید توجه داشت که خودآزمایی جایگزین روشهای استاندارد غربالگری نیست. دکتر توکلی، معاینه بالینی پستان توسط پزشک را از ارکان مهم مراقبتهای سلامت عنوان کرد و اظهار داشت: توصیه میشود بانوان بهویژه در صورت وجود علائم یا سابقه خانوادگی سرطان پستان. سالیانه توسط پزشک معاینه شوند. وی، با اشاره به توصیههای بالینی موجود در کشور گفت: در ایران انجام ماموگرافی از سن ۴۰ سالگی پیشنهاد میشود و برای افراد با خطر متوسط معمولاً هر یک تا دو سال انجام میگیرد. در افرادی که سابقه خانوادگی قوی، جهش ژنتیکی یا سایر عوامل خطر دارند، ممکن است غربالگری از سنین پایینتر و با فواصل کوتاهتر آغاز شود و برنامه غربالگری باید بهصورت فردی و با نظر پزشک تعیین شود. این عضو هیأت علمی دانشگاه، بر نقش سبک زندگی سالم را در کاهش خطر ابتلا به سرطان پستان تأکید کرد و افزود: فعالیت بدنی منظم، حفظ وزن مناسب، تغذیه سالم، مصرف بیشتر میوه و سبزیجات، کاهش غذاهای پرچرب و فرآوریشده و پرهیز از مصرف دخانیات از عوامل مؤثر هستند. همچنین شیردهی و پرهیز از مصرف خودسرانه هورمونها نیز در کاهش خطر نقش دارد. |
17 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
به مناسبت سالگرد شهادت استاد شهید مرتضی مطهری و روز معلم، دکتر نفیسه ثقفی، فوق تخصص هیستروسکوپی و عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، بر اهمیت نقش آموزشی و انسانی اساتید بهویژه در حوزه پزشکی تأکید و معلمی را شریفترین و مقدسترین حرفه در میان همه مشاغل عنوان کرد. دکتر نفیسه ثقفی، در گفتگو با وبدا، با گرامیداشت پاسداشت هفته معلم اظهار داشت: در پیشگاه اساتید بزرگ سر تعظیم فرود میآوریم و برای همگی احترام، آمرزش، آسودگی خیال و سلامتی جسم و جان آرزو میکنم. وی، با اشاره به جایگاه والای حرفه معلمی گفت: همه ما واقف هستیم که در میان همه رشتهها، مهمترین، پرمسئولیتترین، در عین حال شریفترین و مقدسترین حرفه، حرفه معلمی است. در هر رشتهای و در هر مقطعی از تحصیل این ارزش والا وجود دارد، زیرا سنگبنای سرنوشت آینده هر کودک، نوجوان و حتی هر پزشک و هر مهندسی در مرحله آموزش بنا گذاشته میشود. این استاد دانشگاه افزود: معلمان و اساتید بزرگوار در هر رشتهای نه تنها با آموزش مسائل علمی و موازین علمی در سطح روز میتوانند، بنیه علمی دانشجویان و شاگردان خود را تقویت کنند، بلکه با اعمال و کردار خود نیز الگوی کاملی برای آنان در رفتار، گفتار، عمل و اخلاق حرفهای هستند. به گفته وی، دانشجو وقتی وارد کلاس درس میشود، گفتار و کردار استاد را زیر ذرهبین قرار میدهد و آن را سرمشق خود می داند، زیرا هنوز در ابتدای مسیر است و مانند نهالی است که نحوه پرورش آن، آیندهاش را رقم میزند. دکتر ثقفی با اشاره به شعر خشت اول چون نهد معمار کج/ تا ثریا میرود دیوار کج گفت: این مسأله نشاندهنده اهمیت نقش معلم در شکلگیری آینده افراد است. وی، با بیان اینکه معلمی شغلی الهی است، تصریح کرد: این حرفه بسیار ارزشمند است و همواره از آن به عنوان شغل انبیاء یاد می شود و معلمی یک شغل خداگونه است. این عضو هیأت علمی دانشگاه، در ادامه به مسئولیت خطیر اساتید پزشکی اشاره کرد و اظهار داشت: اساتید حرفه پزشکی علاوه بر مسئولیت سنگین آموزش، وظیفه بسیار مهمتر و دشوارتری به نام طبابت را نیز بر عهده دارند. طبابت به معنای نجات جان انسانها، از زنان و کودکان گرفته تا همه مردم در سراسر دنیاست. وی تصریح کرد: من همیشه بر این باور هستم که خداوند خود را “هو الشافی” معرفی کرده است. سلامت بندگان برای خداوند آنقدر اهمیت دارد که مسئولیت آن را به خود نسبت داده است. با وجود مقام والای بزرگان و مقربان الهی، خداوند هیچگاه چنین عنوانی برای آنان به کار نبرده است. در واقع خداوند برای انتقال این نعمت بزرگ به بندگانش، نمایندگانی را انتخاب کرده و آنها پزشکان هستند. دکتر ثقفی ادامه داد: در مراکز درمانی دانشگاهی، هر بیماری که به مرحله بحرانی و تهدیدکننده حیات برسد، به این مراکز ارجاع داده میشود، مانند بیمارستانهای سطح سه. بنابراین اساتید دانشگاهی علاوه بر مسئولیت آموزشی، با تلاش و ایثار شبانهروزی بر بالین بیماران بدحال حاضر میشوند و برای نجات جان آنان از هیچ تلاشی دریغ نمیکنند. وی با اشاره به تجربههای شخصی خود در محیطهای درمانی گفت: درک این شرایط تنها برای کسانی ممکن است که در این حوزه فعالیت میکنند. وقتی پزشکی ساعتها در بیمارستان و بر بالین بیمار بدحال حضور دارد، گاه حتی متوجه خستگی یا درد جسمی خود نمیشود. در آن لحظه هیچ مسألهای، حتی مسائل مادی، اهمیت ندارد و تنها دو چیز در ذهن اوست: خدا و بیمار. این استاد دانشگاه در ادامه مطلب افزود: همه ما در آن لحظه از خداوند میخواهیم که بیمار نجات پیدا کند. لذتی که از نجات جان یک بیمار به دست میآید، با هیچ شادی یا تفریحی قابل مقایسه نیست؛ من این احساس را بارها با تمام وجود لمس کردهام. دکتر ثقفی، با تأکید بر لزوم آگاهی جامعه نسبت به شرایط پزشکان گفت: مردم باید بدانند که اساتید و پزشکان الزاماً صاحبان ثروتهای بزرگ نیستند. این افراد با هر عقیده و سلیقهای، بندگان خاص خداوند هستند و به دلیل شرایط کاری و مسئولیتهای سنگین، ارتباط معنوی ویژهای با خداوند پیدا میکنند؛ ارتباطی که در بسیاری از مشاغل کمتر تجربه میشود. فداکاری بیوقفه پزشکان در بحرانها وی ،در ادامه با اشاره به شرایط دشوار جامعه و بحرانهای مختلف افزود: در بحرانهایی مانند سیل، زلزله، بیماریهای همهگیر مانند کرونا و حتی جنگهای تحمیلی اخیر، پزشکان و اساتید دانشگاهی در خط مقدم خدمترسانی قرار دارند. در چنین شرایطی، علاوه بر مشکلات اقتصادی و اجتماعی جامعه، دانشجویان نیز با فشارهای روحی و مالی مواجه هستند و بیماران بدحال نیز علاوه بر درد جسمی، از نظر روحی در وضعیت دشواری قرار دارند. دکتر ثقفی گفت: در چنین شرایطی مسئولیت اساتید و پزشکان بسیار سنگینتر میشود و آنان باید همزمان به آموزش دانشجویان، درمان بیماران و حمایت روحی از آنان بپردازند. وی با درخواست از مسئولان کشور برای توجه ویژه به وضعیت اساتید و پزشکان تأکید کرد: از مسئولان محترمی که در این حوزه اختیاراتی دارند، میخواهم مراقب مراقبان کشور باشند؛ زیرا در صورت بیتوجهی، این سرمایههای انسانی ارزشمند بهتدریج دچار فرسودگی و تحلیل میشوند. ضروری است مسائل اقتصادی، رفاهی، معیشتی، سلامت جسمی و امنیت شغلی اساتید و پزشکان بهطور جدی مورد رسیدگی و حمایت قرار گیرد. این استاد دانشگاه در پایان گفت: از خداوند قادر مطلق میخواهم، آنچه خیر دنیا و آخرت است به این بزرگواران و به همه ملت ایران عطا کند و امیدوارم همه ما در سلامت و شادی زندگی کنیم و ناممان به نیکی در این دنیای فانی باقی بماند.
|
18 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
مدیر گروه و رئیس بخش آلرژی و ایمونولوژی بالینی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با اشاره به اهمیت روزافزون بیماری آسم، نسبت به افزایش شیوع آسم در ایران، نقش عوامل محیطی و خطرات خوددرمانی هشدار داد. دکتر فرحزاد جباریآزاد، در گفتگو با وبدا، با بیان اینکه نخستین سهشنبه ماه می بهعنوان روز جهانی آسم تعیین شده است، گفت: امسال این روز مصادف با ۱۵ اردیبهشت است و به همین مناسبت، سمینار بازآموزی و آموزش مداوم در حوزه آسم و بیماریهای همراه گروه آلرژی دانشگاه روز ۱۰ اردیبهشت برگزار شد. وی، در توضیح گستردگی این بیماری اظهار داشت: آسم هم در کودکان و هم در بزرگسالان دیده میشود و شیوع جهانی آن بین ۱۰ تا ۳۰ درصد است. در ایران نیز حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد موارد آسم گزارش شده و این آمار با توجه به افزایش محرکهای محیطی رو به رشد است. به گفته این فوق تخصص دانشگاه، عوامل ژنتیکی ریشه اصلی آسم هستند، اما آلرژنها و محرکهای محیطی مانند آلودگی، گرده گیاهان، مواد محرک تنفسی و غذایی میتوانند موجب بروز و تشدید آن شوند. جباریآزاد افزود: شیوع آسم در برخی جوامع به ۵۰ درصد هم میرسد، اما در ایران با وجود آمار ۱۰ تا ۱۵ درصدی، روند افزایشی آن نگرانکننده است. وی، همچنین به همراهی سایر بیماریهای آلرژیک با آسم اشاره کرد و گفت: آلرژی بینی، آلرژیهای غذایی، دارویی و سایر بیماریهای آلرژیک میتوانند، همزمان با آسم وجود داشته باشند. آلرژی بینی، بهویژه در فصل بهار و تابستان، بسیار شایع است و اگر کنترل نشود میتواند موجب بروز یا تشدید آسم گردد. دکتر جباریآزاد با اشاره به تفاوت آلرژی با عفونتهای تنفسی تصریح کرد: بسیاری از بیماران علائم آلرژی بینی را با عفونت ویروسی اشتباه میگیرند و به مصرف خودسرانه آنتیبیوتیک روی میآورند. در حالی که عفونت معمولاً با تب، بیحالی و درد بدن همراه است اما آلرژی چنین علائمی ندارد. تشخیص درست میتواند از مصرف بیرویه آنتیبیوتیک جلوگیری کند. رئیس بخش آلرژی و ایمونولوژی بالینی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، درباره توصیههای مهم برای بیماران مبتلا به آسم گفت: اجتناب از محرکهای محیطی، مهمترین اصل کنترل بیماری است. دود سیگار، قلیان، عطرها، دود ناشی از سوزاندن مواد، حیوانات خانگی و همچنین گرده گیاهان از محرکهای مهم هستند. در روزهایی که هواشناسی از طوفان یا گردهافشانی شدید خبر میدهد، بیماران باید از خروج غیرضروری از منزل خودداری کنند یا از ماسک مناسب استفاده کنند. او تأکید کرد: بیماران باید داروهای تجویز شده را بهموقع و با روش صحیح مصرف کنند. یکی از علل اصلی عود علائم آسم، استفاده نادرست از اسپریهاست. بنابراین بیماران هنگام دریافت دارو باید آموزش دقیق استفاده از آن را نیز دریافت کنند. دکتر جباریآزاد، همچنین به نقش مشکلات گوارشی در تشدید آسم اشاره کرد و گفت: رفلاکس معده و ترش کردن میتواند علائم آسم را تشدید یا علائمی مشابه آسم ایجاد کند. بنابراین وجود این مشکلات باید به پزشک گزارش شود تا درمان مناسب انجام شود. این فوق تخصص دانشگاه، در پایان با اشاره به هزینههای مستقیم و غیرمستقیم آسم برای نظام سلامت گفت: از همه پزشکان، کادر درمان، رسانهها و افرادی که در افزایش آگاهی جامعه و شناسایی بهموقع آسم نقش دارند، قدردانی میکنم. کنترل آسم نهتنها کیفیت زندگی بیماران را بالا میبرد، بلکه از نظر اقتصادی نیز اهمیت فراوانی دارد.
|
19 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
فوق تخصص قلب و عروق، فلوشیپ اقدامات مداخلهای قلب و عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با هشدار درباره شیوع بالای فشار خون در جهان تأکید کرد: بیش از یک میلیارد و ۴۰۰ میلیون نفر در دنیا به این بیماری مبتلا هستند و در صورت کنترل نشدن، میتواند باعث سکته مغزی، سکته قلبی، نارسایی قلب و بیماریهای شدید کلیوی شود. دکتر مصطفی داستانی، در گفتگو با وبدا درباره ماهیت بیماری فشار خون گفت: فشار خون نیرویی است که قلب برای به گردش درآوردن خون در داخل عروق بدن ایجاد میکند. وی، با اشاره به اینکه فشار خون با دو عدد اندازهگیری میشود، افزود: این دو عدد که روی دستگاههای دیجیتال نمایش داده میشوند، شامل فشار خون سیستولیک و دیاستولیک هستند. عدد بالایی یا سیستولیک مربوط به زمانی است که قلب منقبض میشود و عدد پایینی یا دیاستولیک مربوط به زمانی است که قلب در حالت استراحت و انبساط قرار دارد. هر دو عدد برای ارزیابی وضعیت سلامت فرد اهمیت دارند. این فوق تخصص قلب و عروق گفت: فشار خون طبیعی کمتر از ۱۲۰ روی ۷۰ میلیمتر جیوه در نظر گرفته میشود. زمانی که فشار خون به ۱۳۰ روی ۸۰ میلیمتر جیوه یا بیشتر برسد، فرد دچار بیماری فشار خون بالا محسوب میشود و اگر این عدد به بیش از ۱۴۰ روی ۹۰ میلیمتر جیوه برسد، علاوه بر اصلاح سبک زندگی، نیاز به درمان دارویی نیز وجود دارد. عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با بیان اینکه فشار خون بالا یکی از شایعترین بیماریها در جهان است، افزود: در حال حاضر حدود یک میلیارد و ۴۰۰ میلیون نفر در دنیا به پرفشاری خون مبتلا هستند و این بیماری میتواند عوارض جدی و گستردهای در بدن ایجاد کند. وی افزود: فشار خون بالا میتواند به اندامهای مختلف بدن از جمله مغز، قلب، کلیهها، چشمها و عروق اندامها آسیب وارد کند، اما بیشترین آسیب آن معمولاً در مغز، قلب و کلیهها مشاهده میشود. دکتر داستانی درباره عوارض مغزی این بیماری اظهار داشت: پرفشاری خون میتواند باعث بروز سکتههای مغزی شود؛ این سکتهها ممکن است به شکل خونریزی مغزی یا انسداد عروق مغزی رخ دهند. وی همچنین گفت: در قلب نیز فشار خون بالا میتواند منجر به نارسایی قلبی، سکته قلبی و سایر بیماریهای قلبی شود. علاوه بر این، آسیب به کلیهها از دیگر عوارض مهم این بیماری است که در موارد شدید میتواند، به بیماری مزمن کلیوی، دیالیز و حتی پیوند کلیه منجر شود. این متخصص قلب و عروق دانشگاه تأکید کرد: به همین دلیل بسیار مهم است که افراد از میزان فشار خون خود آگاه باشند و آن را به طور منظم کنترل کنند. وی درباره زمان بررسی فشار خون گفت: افرادی که زیر ۴۰ سال سن دارند و سابقه فشار خون بالا ندارند، بهتر است حداقل سالی یک بار فشار خون خود را اندازهگیری کنند. برای افراد بالای ۴۰ سال نیز توصیه میشود حداقل سالی یک بار فشار خون خود را اندازه بگیرند و از عدد آن آگاه باشند. دکتر داستانی در ادامه مطلب به راههای کنترل فشار خون اشاره کرد و افزود: مهمترین نکته در پیشگیری و کنترل فشار خون، اصلاح سبک زندگی و داشتن عادات سالم است. هدف ما فقط کنترل یک عدد نیست، بلکه ایجاد یک سبک زندگی سالم است. وی هشدار داد، برای پیشگیری از فشار خون بالا یا کنترل بهتر آن، باید مصرف مواد قندی و کالری را کنترل کرد، مصرف چربیهای حیوانی را به حداقل رساند و حتی در مصرف چربیهای گیاهی نیز تعادل را رعایت کرد. این عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد ادامه داد: همچنین افراد باید از میزان قند خون، چربی خون و فشار خون خود اطلاع داشته باشند و از عادات ناسالم مانند سیگار کشیدن، مصرف مواد مخدر و استفاده از الکل دوری کنند. وی مدیریت استرس را نیز از عوامل مهم در حفظ سلامت عنوان کرد و گفت: داشتن فعالیت بدنی منظم بسیار مؤثر است. توصیه میشود افراد روزانه حداقل ۲۰ تا ۳۰ دقیقه پیادهروی با سرعت متوسط داشته باشند. دکتر داستانی درباره سرعت و نحوه مناسب پیادهروی گفت: لازم نیست پیادهروی خیلی تند یا همراه با ورزش سنگین باشد. سرعت مناسب به گونهای است که فرد بتواند هنگام راه رفتن با فرد کنار خود صحبت کند، بدون اینکه دچار نفسنفس زدن شود. وی ابراز امیدواری کرد: که با رعایت سبک زندگی سالم، افراد بتوانند از خطر فشار خون بالا پیشگیری کنند یا در صورت ابتلا، آن را به خوبی کنترل کنند.
|
20 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
دکتر داوود عطاران، فوقتخصص ریه و مراقبتهای ویژه و استاد گروه داخلی، به روند شکلگیری، توسعه و دستاوردهای گروه ریه دانشگاه علوم پزشکی مشهد طی حدود چهار دهه گذشته پرداخت؛ مسیری که از دهه ۶۰ آغاز شد، با ورود اساتید برجسته و تجهیز بخشها ادامه یافت و امروز این گروه را به یکی از قطبهای فوق تخصصی ریه در شرق کشور و ایران تبدیل کرده است. آغاز مسیر از دهه ۶۰؛ انگیزهای که از یک جلسه علمی شکل گرفت دکتر داوود عطاران در گفتگو با وبدا درباره نخستین آشنایی خود با گروه ریه اظهار داشت: آشنایی بنده مربوط به سال ۶۶ 13و دوران دانشجویی پزشکی ام است. وی گفت: جلسات مشترک داخلی و جراحی ریه ، که هر یکشنبه در بیمارستانهای قائم(عج) و امام رضا (ع) برگزار میشد، نقش بسیار مهمی در علاقهمندی او به حوزه داخلی و سپس ریه داشت. به گفته او، این جلسات آموزشی طی بیش از ۴۰ سال همچنان برگزار میشود و همواره محلی برای طرح کیسهای دشوار بالینی و بحثهای علمی بوده است. اساتید پیشکسوت دهه ۶۰؛ نسل بنیانگذار آموزش ریه در دانشگاه علوم پزشکی مشهد دکتر عطاران با یادی از اساتید برجسته دهه ۶۰ گفت: مرحوم دکتر پرویز اصفهانیزاده، دکتر پرویز واحدی، مرحوم دکتر نعمتپور، دکتر فرید حسینی، دکتر توحیدی و دکتر جواد قاسمیه از چهرههای برجسته و تأثیرگذار گروه ریه در آن دوران بودند. وی افزود: در بخش جراحی ریه نیز استاد مترجم، استاد حقی و دیگر اساتید وقت نقش مهمی در آموزش نسل جدید پزشکان داشتند. بیماریهای شاخص دهه ۶۰؛ از سل و کیست هیداتید تا مصدومان جنگ به گفته دکتر عطاران، در دهه ۶۰ بیماریهایی مانند سل، کیست هیداتید و برونشکتازی بسیار شایع بود. در کنار این موارد، به دلیل جنگ تحمیلی، حجم زیادی از بیماران دچار تروماهای قفسه سینه، ریه و مصدومان شیمیایی بهویژه آسیبدیدگان گاز خردل به مراکز درمانی مراجعه میکردند. او از نقش برجسته اساتیدی از جمله، دکتر بلالی و دکتر فرهودی در درمان و پیگیری این بیماران یاد کرد.
ورود تکنولوژی از دهه ۷۰؛ آغاز دوره تحول در تشخیص و درمان این فوق تخصص دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با اشاره به تغییرات مهم حوزه تشخیص بیماریهای ریوی پس از پایان جنگ تحمیلی گفت: از اوایل دهه ۷۰ موج تازهای از پیشرفتهای فناورانه در مراکز درمانی مشهد آغاز شد. وی افزود: ورود دستگاه های سی تی اسکن پیشرفته، توسعه تستهای عملکرد تنفسی و راهاندازی دستگاه بادیپلتسیموگرافی و دستگاه های ویدئو برونکوسکوپ از مهمترین این تحولات بود که نقش قابلتوجهی در ارتقای دقت تشخیص و بهبود کیفیت خدمات تخصصی ریه ایفا کرد. پذیرش نخستین دوره فوقتخصص ریه در کشور به گفته دکتر عطاران، از سالهای اوایل دهه70 دانشگاه علوم پزشکی مشهد نخستین پذیرش دستیار فوقتخصصی ریه را در سطح دانشگاه را آغاز کرد. وی در همین راستا افزود: این تحول مهم با تلاشهای دکتر کشمیری و سایر اساتید گروه ریه، فوقتخصص ریه آموزشدیده در کانادا و آمریکا که در دوران جنگ با انگیزه خدمت به کشور بازگشته بود، امکانپذیر شد. نقشآفرینی دکتر عطاران؛ از رتبه یک کشوری تا بازگشت از تورنتو دکتر عطاران که ورودی سال ۷۶ و فارغالتحصیل ۷۸ فوقتخصص ریه است، موفق شد رتبه نخست بورد کشوری را کسب کند. او در سال ۲۰۰۲ دوره تکمیلی ریه را در دانشگاه تورنتو گذراند و گفت: با وجود امکان ادامه فعالیت در خارج از کشور، به دلیل علاقه و تعهد به ایران، با شوق فراوان به کشور بازگشت تا آموختههای جدید را در خدمت بیماران و آموزش دانشگاه قرار دهد. نوآوریها و تجهیزات جدید پس از بازگشت از کانادا دکتر داوود عطاران با اشاره به گسترش خدمات تخصصی ریه در دهه ۸۰ اعلام کرد: تشخیص اختلالات تنفسی خواب در این دوره بهطور جدی آغاز شد، که در سال های بعد منجر به، و مقدمات راهاندازی بخش پلیسومنوگرافی با سرپرستی خانم دکتر امینی، فلوشیپ خواب در مرکز درمانی بیمارستان امام رضا(ع) فراهم گردید. وی افزود: همزمان با این اقدامات، استفاده از تهویه غیرتهاجمی NIV))نیز از اوایل دهه ۸۰ در بخش ریه و ICU داخلی راهاندازی شد و نقش مهمی در مدیریت بیماران دچار نارسایی تنفسی و کاهش نیاز به روشهای تهاجمی ایفا کرد. وی افزود: راهاندازی تست ورزش قلبی–ریوی (CPET)از دیگر تجهیزات دیگر این بخش بود. به گفته او، پس از مشاهده این تکنولوژی در کانادا، دستگاه CPET برای نخستین بار در بیمارستان قائم(عج) خریداری و فعال شد. این دستگاه تاکنون برای تشخیص افتراقی بیماریهای ریوی و قلبی کاربرد گسترده دارد. دکتر داوود عطاران درباره توسعه تجهیزات تخصصی در بخش ریه دانشگاه علوم پزشکی مشهد اظهار کرد: تجهیز این بخش به دستگاه پلوروسکوپی، امکان انجام بررسیها و اقدامات تشخیصی دقیقتر در بیماریهای پلور را فراهم کرد و گام مهمی در ارتقای خدمات تخصصی ریه در این مجموعه به شمار میآید. وی، در ادامه با اشاره به ورود فناوریهای نوین به این حوزه افزود: دستگاه EBUS نیز از دیگر نوآوریها و تجهیزات پیشرفتهای است که در سال ۱۴۰۰ در دانشگاه علوم پزشکی مشهد با کمک های معاونت وقت سازمان مدیریت و برنامه ریزی آقای مهندس پرورنده و اختصاص بودجه به دانشگاه راهاندازی شد و هماکنون بهطور فعال مورد استفاده قرار میگیرد. این فوقتخصص ریه توضیح داد دستگاه EBUS بهعنوان یکی از ابزارهای کلیدی در تشخیص تودههای مدیاستن و تعیین مرحله سرطان ریه، نقش مهمی در افزایش دقت تشخیص و برنامهریزی درمان بیماران ایفا میکند. دکتر عطاران همچنین به توسعه مراقبتهای ویژه در حوزه بیماریهای داخلی اشاره کرد و گفت: از اوایل دهه ۸۰، بخش ICU داخلی در بیمارستانهای قائم(عج) و امام رضا(ع) فعال شد. به گفته وی، راهاندازی و توسعه این بخشها یکی از اقدامات مهم در ارتقای خدمات درمانی بیماران بدحال به شمار میرود. وی تأکید کرد: مدیریت بیماران تنفسی و حتی غیرتنفسی بدحال توسط فوقتخصصهای ریه در این بخشها، موجب افزایش چشمگیر نرخ بقا و بهبود وضعیت بیماران شده است.
|
21 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
در سال ۲۰۱۱، دکتر عطاران دوره پیوند ریه، ILD و PH را در دانشگاه UCLA آمریکا گذراند. پس از بازگشت، با همکاری دکتر باقری و گروههای قلب و بیهوشی( اقای دکتر عباسی جراح قلب، سرکار خانم دکتر زیرک از گروه بیهوشی) برنامه پیوند ریه در مشهد آغاز شد. دکتر عطاران گفت: تا پیش از همهگیری دوران کرونا، دو پیوند موفق ریه در دانشگاه علوم پزشکی مشهد انجام شد. اما با شیوع کرونا، روند پیوند متوقف شد؛ اما از سال ۱۴۰۰ با ورود دستگاه ECMO برنامه مجدداً فعال شد و درمانگاه پیوند ریه آغاز به کار کرد. حضور بیوقفه گروه ریه مشهد در خط مقدم مقابله با کرونا به گفته دکتر عطاران، از اسفند ۱۳۹۸ تا حدود سالهای ۱۴۰۲، گروه ریه دانشگاه علوم پزشکی مشهد در خط مقدم درمان بیماران مبتلا به کرونا حضور داشت و با تمام توان و از جانودل خدماترسانی کرد. وی، با اشاره به فداکاری اساتید این گروه افزود: در این مدت، بسیاری از اعضای هیأت علمی چندین بار به بیماری کرونا مبتلا شدند، اما روند ارائه خدمات درمانی حتی لحظهای متوقف نشد. دکتر عطاران نیز از جمله اعضای کادر درمان بود که در جریان درمان بیماران، چندین بار به کرونا مبتلا شد و مدتی را در بخش ICU تحت مراقبت قرار گرفت. او ادامه داد: خوشبختانه با توسعه تجهیزات ICU و افزایش توان تخصصی مراکز درمانی، تعداد قابلتوجهی از بیماران بسیار بدحال در این دوران بهبود یافتند و به زندگی عادی بازگشتند. راهاندازی کلینیکها و رجیستریهای تخصصی ریه اقدامی بسیار مؤثر در گروه ریه، راه اندازی کلینیک پرفشاری شریان ریه ( PH)است. این کلینیک از سال ۱۳۹۷ با همکاری خانم دکتر وکیلیان راهاندازی شد و اکنون یکی از مهمترین مراکز تشخیصی درمانی کشور در این حوزه است. علاوه بر این کلینیک آسم مقاوم به درمان نیز که هم اکنون در بیمارستان امام رضا(ع) فعال است و نقش مهمی در درمان بیمارانی دارد که به درمان اسم مقاوم هستند. راهاندازی کلینیک CF بالغین؛ اقدامی مهم در پاسخ به افزایش طول عمر بیماران دکتر داوود عطاران از راهاندازی و فعالشدن روند درمان بیماران مبتلا به فیبروز کیستیک (CF) در سنین بزرگسالی بهعنوان یکی از اقدامات مهم گروه ریه دانشگاه علوم پزشکی مشهد یاد کرد. وی با اشاره به افزایش طول عمر بیماران مبتلا به CF در سالهای اخیر گفت: با پیشرفتهای درمانی و بهبود مراقبتهای تخصصی، تعداد قابلتوجهی از بیماران مبتلا به این بیماری اکنون به سنین بزرگسالی رسیدهاند و نیازمند خدمات تخصصی متناسب با شرایط سنی خود هستند. به گفته دکتر عطاران، در پاسخ به این نیاز، بیماران بزرگسال مبتلا به CF در بیمارستان قائم(عج)، در چارچوب خدمات تخصصی گروه ریه تحت درمان و پیگیری قرار میگیرند. وی، این اقدام را گامی مهم در تکمیل زنجیره مراقبت بیماران CF و ارتقای کیفیت خدمات درمانی دانشگاه علوم پزشکی مشهد عنوان کرد. فعالیت ریجستری گامی مؤثر در توسعه پژوهشهای بیماریهای ریه دکتر عطاران درباره ریجستری( ثبت داده ها) بیماری های ریه گفت: رجیستری بیماریهای ریه بهعنوان یکی از طرحهای مهم گروه ریه دانشگاه علوم پزشکی مشهد، به سرپرستی دکتر مزدوریان در حال فعالیت است و نقشی برجسته در پیشبرد پژوهشهای تخصصی این حوزه ایفا میکند، که می توان به رجیستری PH، آمبولی ریه، ILD و آسم مقاوم اشاره نمود. بازگشت به اهمیت روشهای ساده تشخیصی دکتر عطاران در ادامه با تأکید، بر ارزش روشهای کلاسیک تشخیص گفت: در دهههای گذشته با وجود نبود امکانات پیشرفته، اتکا به شرححال دقیق، معاینه فیزیکی و رادیوگرافی ساده نتایج درخشانی داشت. دکتر داوود عطاران با اشاره به اهمیت استفاده صحیح از ابزارهای تشخیصی گفت: نباید در روند بررسی بیماران ریوی بهطور افراطی به دستگاه CT وابسته بود. وی تأکید کرد: حفظ و تقویت مهارتهای پایه تشخیصی امری ضروری است و بر همین اساس توصیه میشود همکاران همچنان از رادیوگرافی ساده، که در بسیاری موارد تصویری دقیق و کارآمد ارائه میدهد، استفاده کنند. اساتید فعلی گروه ریه در بیمارستانهای قائم(عج) و امام رضا(ع) به گفته دکتر عطاران، اساتید از جمله، دکتر اثنی عشری، دکتر بصیری، دکتر حجازی، دکتر سروری، دکتر نیک دوست، دکتر بنیاسد، دکتر رضایی طلب، دکتر احمدی حسینی، دکتر امینی، دکتر مزدوریان، دکتر پورصادق، دکتر توانایی، دکتر شازدهاحمدی، اساتید جراحی ریه، دکتر صدریزاده، دکتر فتاحی، دکتر باقری، دکتر توکلی، دکتر رضایی، دکتر نوری، دکتر امینی و دکتر امیر فخریان دربیمارستان قائم (عج) و بیمارستان امام رضا(ع)، به ارائه خدمات تخصصی، آموزش دستیاران و انجام فعالیتهای پژوهشی مشغول هستند تبدیلشدن مشهد به قطب ریه شرق کشور به گفته دکتر عطاران، امروز ترکیب قدرتمند فوقتخصصهای ریه و جراحی ریه در دو مرکز قائم(ع) و امام رضا (ع) باعث شده دانشگاه علوم پزشکی مشهد، به یکی از قطبهای بزرگ تشخیصی، آموزشی و درمانی ریه و جراحی توراکس در کشور تبدیل شود. وی اضافه کرد: پذیرش دستیار فوقتخصصی، توسعه تجهیزات مدرن، کلینیکهای فوقتخصصی و تجربه سخت دوران کرونا از مهمترین عواملی هستند که این جایگاه را تثبیت کردهاند. قطعاً پیشرفت های ایجاد شده فوق مرهون زحمات تمامی اساتید گروه بوده است. در پایان لازم می دانم، از زحمات و تلاش های استاد توحیدی از اساتید پیشکسوت گروه ریه که در دوران کرونا خدمت خود در دانشگاه علوم پزشکی مشهد که زمینه ساز پیشرفت های علمی گروه شدند، تشکر و قدر دانی نمایم.
|
22 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
متخصص زنان و زایمان و عضو هیأت علمی بیمارستان قائم (عج) از مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با تأکید بر نقش تعیینکننده تغذیه مادر در سلامت، رشد مغز و سیستم ایمنی جنین گفت: تمام تغییرات تغذیهای در دوران بارداری آثار خود را نهتنها در دوران تولد، بلکه بر کل زندگی آینده کودک و حتی سلامت مادر باقی میگذارند. در گفتگو با وبدا، دکتر زهرا راستین، با اشاره به نقش حیاتی تغذیه در سلامت مادر و رشد و تکامل جنین گفت: وزن جنین، رشد مغزی، شکلگیری سیستم ایمنی و حتی احتمال ابتلای کودک به بسیاری از بیماریها، به تغذیه مادر در طول ۹ ماه بارداری وابسته است. وی افزود: هرچند بارداری تنها ۹ ماه طول میکشد، اما اثرات این دوران برای یک عمر بر زندگی جنین و مادر باقی میماند. بنابراین، رعایت اصول تغذیهای صحیح از ابتدای بارداری تا پایان آن اهمیت حیاتی دارد. این عضو هیأت علمی دانشگاه، یکی از باورهای اشتباه رایج در دوران بارداری توسط مادران دو نفر شدن عنوان کرد که در این شرایط باید دو برابر غذا مصرف کنند. وی گفت: آنچه در بارداری اهمیت دارد، کیفیت غذاست نه حجم آن. مادر باردار باید به جای پرخوری، از همه گروههای غذایی مفید و متنوع استفاده کند. دکتر راستین افزود: در سهماهه اول بارداری، مادر نیازی به افزایش کالری مصرفی ندارد و باید تنها بر کیفیت مواد غذایی تمرکز کند. در سهماهه دوم و سوم بارداری که دوران رشد و نمو فعال جنین محسوب میشود، مجموعاً مصرف روزانه انرژی باید تنها حدود ۳۰۰ تا ۵۰۰ کالری بیش از حالت عادی افزایش یابد. وی با اشاره به اینکه تنوع غذایی و مصرف صحیح گروههای غذایی اهمیت زیادی دارد، گفت: مادر باردار باید از گروه پروتئینها برای رشد جنین، جفت و بافتهای بدن استفاده کند؛ منابع پروتئینی شامل گوشت، حبوبات، لبنیات و تخممرغ هستند. او افزود: مصرف غلات کامل و نانهای سبوسدار بسیار مهم است، زیرا از نوسانات قند خون جلوگیری کرده و مانع از بروز یبوست در بارداری میشود. دکتر راستین همچنین توصیه کرد: میوهها و سبزیجات تازه به مقدار کافی در رژیم غذایی روزانه مادر باردار وجود داشته باشند، چون به تقویت سیستم ایمنی و پیشگیری از یبوست کمک میکنند. او یادآور شد: شیر و لبنیات بهدلیل داشتن کلسیم فراوان برای رشد استخوانها و دندانهای جنین و همچنین حفظ سلامت استخوانبندی مادر ضروری هستند. در صورت مصرف ناکافی کلسیم، بدن مادر برای تأمین نیاز جنین از ذخایر استخوانی استفاده میکند و خطر بروز پوکی استخوان در مادر افزایش مییابد. وی افزود: در کنار مواد درشتمغذی، دریافت ریزمغذیها نیز اهمیت ویژه دارد. به گفته این متخصص زنان، اسید فولیک باید از پیش از بارداری تا پایان سهماهه اول مصرف شود، زیرا از بروز ناهنجاریهای مغزی و عصبی جنینی جلوگیری میکند. منابع غذایی غنی از اسید فولیک شامل کاهو، اسفناج و حبوبات است. او همچنین خاطرنشان کرد: آهن یکی دیگر از عناصر حیاتی در دوران بارداری است و باید از هفته ۱۶ بارداری به بعد مصرف شود تا از خستگی، کمخونی و تنگی نفس پیشگیری کند. دکتر راستین تأکید کرد: چای و قهوه نباید بلافاصله پس از وعده غذایی مصرف شوند، چرا که جذب آهن را کاهش میدهند. در مقابل، مصرف منظم شیر و سایر منابع کلسیم باید در برنامه روزانه مادران باردار گنجانده شود. وی در ادامه درباره مواد غذایی و رفتارهای پرخطر در دوران بارداری گفت: برخی مواد در هر میزان مصرف، برای مادر باردار کاملاً ممنوع هستند؛ از جمله الکل، سیگار و قلیان. مصرف یا حتی قرار گرفتن در معرض دود این مواد میتواند به رشد جسمی و تکامل عصبی–مغزی جنین آسیب جدی وارد کند. این متخصص زنان و زایمان با اشاره به نقش عوامل محیطی در سلامت جنین افزود: هرچه مادران از آلایندههای هوا و مواد مخدر دورتر باشند، جنین سالمتر و با رشد بهتری خواهند داشت. دکتر زهرا راستین، بر اهمیت آگاهی و آموزش تغذیه صحیح در دوران بارداری تأکید کرد و گفت: رعایت تنوع غذایی، مصرف متعادل ریزمغذیها و پرهیز از عوامل آسیبزا نهتنها تضمینکننده رشد مناسب جنین، بلکه ضامن سلامت بلندمدت مادر نیز خواهد بود.
|
23 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
فوقتخصص آلرژی و ایمونولوژی بالینی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با تأکید بر قابلکنترل بودن آسم اظهار داشت: با تشخیص صحیح، آموزش مناسب و پایبندی به درمان، بیماران میتوانند زندگی کاملاً طبیعی و بدون محدودیت داشته باشند. به گزارش وبدا، دکتر ملیکا زارعی ثانی ، با اشاره به شیوع گسترده آسم در جهان گفت: آسم یکی از شایعترین بیماریهای مزمن دستگاه تنفسی است که بیش از ۳۰۰ میلیون نفر در جهان را درگیر کرده و روند ابتلا به آن همچنان رو به افزایش است. وی، ماهیت این بیماری را التهاب مزمن راههای هوایی عنوان کرد و افزود: در افراد مبتلا به آسم، راههای هوایی حساستر و واکنشپذیرتر از افراد سالم است. قرار گرفتن در معرض عوامل محرک باعث تنگی مجاری، اسپاسم عضلانی، التهاب و افزایش ترشح مخاط میشود که نتیجه آن ظهور علائم تنفسی است.
فوقتخصص آلرژی و ایمونولوژی بالینی دانشگاه، با اشاره به علائم شایع آسم مانند سرفه مداوم، خسخس سینه، تنگی نفس، احساس فشار قفسهسینه و حملات دورهای گفت: شدت علائم میتواند از خفیف تا خطرناک متغیر باشد و تشخیص زودهنگام نقش کلیدی در جلوگیری از پیشرفت بیماری دارد. دکتر زارعی ثانی، آگاهی از عوامل محرک را یکی از مهمترین اصول کنترل بیماری بر شمرد و خاطرنشان کرد: گردوغبار خانگی، گرده گیاهان، دود سیگار، آلودگی هوا، عفونتهای ویروسی، فعالیت شدید، تغییرات دمایی، استرس و برخی مواد شیمیایی از مهمترین محرکها هستند. وی، با تأکید بر اینکه آسم درمان قطعی ندارد، اما کاملاً قابل کنترل است تصریح کرد: بیمار در صورت کنترل درست بیماری میتواند فعالیت روزمره و حتی ورزشی را بدون محدودیت انجام دهد، از حملات مکرر و مراجعه به اورژانس در امان بماند و کیفیت زندگی مطلوبی داشته باشد. این فوقتخصص آلرژی و ایمونولوژی، چهار اصل اساسی مدیریت آسم را پایبندی به درمانهای استنشاقی، کاهش تماس با محرکها، پیگیری منظم پزشکی، و داشتن برنامه عملیاتی آسم بر شمرد. همچنین وی یادآور شد: آموزش صحیح استفاده از اسپریها و دستگاههای کمکی مانند اسپیسر بسیار بسیار مهم است. زارعی ثانی در پایان تأکید کرد: «آسم بیماری قابل مدیریت است، نه محدودکننده. افزایش آگاهی عمومی و مراجعه بهموقع به مراکز تخصصی میتواند در کاهش بار این بیماری نقش چشمگیری داشته باشد.» وی توصیه کرد هر فردی که دچار سرفههای مزمن، خسخس سینه یا تنگی نفس دورهای است برای بررسی دقیق به پزشک متخصص مراجعه کند.
|
24 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
یک نوجوان ۱۷ ساله که با تشخیص عفونت مغزی و وضعیت بحرانی به بخش مراقبتهای ویژه (ICU) بیمارستان قائم (عج) منتقل شده بود، پس از ۴۴ روز مبارزه با بیماری و دریافت درمانهای تخصصی تیمی، با بهبودی کامل از دستگاه تنفس جدا شده و در آستانه ترخیص قرار گرفت. دکتر شهرام امینی، فوقتخصص مراقبتهای ویژه بیمارستان قائم (عج) در گفتگو با وبدا، درباره شرح حال این بیمار اظهار داشت: بیمار، نوجوانی ۱۷ ساله است که حدود ۴۴ روز پیش به دلیل کاهش سطح هوشیاری، تب بالا و تشنجهای مقاوم به درمان، از یکی از شهرستانها به این مرکز درمانی ارجاع داده شد. این بیمار پیش از انتقال به مشهد، ۱۴ روز در بیمارستان شهر خود بستری بود، اما به دلیل عدم پاسخدهی به درمانهای معمول و وخامت حال، جهت بررسیهای پیشرفته به بیمارستان قائم (عج)منتقل شد. دکتر امینی، با اشاره به وضعیت بحرانی بیمار در بدو ورود به این مرکز، گفت: بیمار در ابتدای پذیرش، دچار کمای عمیق، تب شدید، تشنجهای مکرر و عفونت تنفسی بود. پس از بررسیهای تخصصی، احتمال عفونت و درگیری مغزی (انسفالوپاتی) مطرح شد و بلافاصله پروتکلهای درمانی شامل تجویز آنتیبیوتیکهای خاص و داروهای ضدتشنج آغاز شد. وی افزود: در طول روند بستری، بیمار چندین نوبت دچار تشنجهای مقاوم و عفونتهای تنفسی شد، اما با تنظیم دقیق داروها و تلاش شبانهروزی کادر درمان، خوشبختانه تشنجها کنترل و تب بیمار کاهش یافت. به دلیل طولانی شدن روند کاهش هوشیاری و نیاز به حمایت تنفسی، عمل تراکئوستومی برای وی انجام شد. خوشبختانه با بهبود تدریجی وضعیت تنفسی و هوشیاری، بیمار از دستگاه جدا شد، بلع طبیعی خود را بازیافت و چند روز پیش تراکئوستومی او نیز خارج شد. هماکنون با وجود ضعف عضلانی جزئی، روند درمانهای حمایتی ادامه دارد و وی بهزودی مرخص خواهد شد.
قدردانی مادر بیمار از کادر درمان مادر این بیمار با یادآوری روزهای سخت گذشته و ناامیدی پزشکان در شهرستان، گفت: فرزندم بهطور ناگهانی دچار تب شد و پس از انتقال به اورژانس بیمارستان شهرستان، بهسرعت هوشیاریاش را از دست داد و به کما رفت. پزشکان آنجا قطع امید کرده بودند، اما با توسل به امام رضا (ع) به مشهد آمدیم. امروز از زحمات دکتر امینی و پرسنل فداکار بیمارستان قائم (عج) بینهایت سپاسگزارم که فرزندم را با سطح هوشیاری ۳ از مرگ نجات دادند. اهمیت کار تیمی در درمان بیماریهای پیچیده مغزی دکتر امینی ضمن تأکید بر ضرورت کار تیمی در مدیریت بیماران بدحال ICU، تصریح کرد: درمان این بیمار حاصل همکاری متخصصان عفونی، فوقتخصص نورولوژی و پرسنل پرستاری است. حمایت روانی خانواده نیز نقش بسیار کلیدی در موفقیت درمان ایفا کرد. بیماران با این سطح از پیچیدگی، نیازمند صبر و روند درمانی طولانیمدت هستند و خوشبختانه این بیمار به درمانهای تخصصی پاسخ بسیار خوبی داد.
|
25 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
فوق ژنتیک دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با اشاره به نقش حیاتی DNA بهعنوان ماده وراثتی، از توانمندیهای مرکز ژنتیک بیمارستان قائم (عج) در تشخیص، پیشگیری و درمان بیماریهای ژنتیکی خبر داد و تأکید کرد، که این مرکز تنها مرکز دانشگاهی است که خدمات جامع ژنتیک، از مشاوره تا تشخیص قبل از تولد را ارائه میدهد. دکتر آریانه صدرنبوی، عضو هیئت علمی و متخصص ژنتیک، با اشاره به اهمیت DNA اظهار کرد: DNAبهعنوان ماده وراثتی، اساس تمامی فرآیندهای حیات است و کشف ساختار آن در سال ۱۹۵۳ توسط واتسون و کریک نقطه عطفی در علم زیستشناسی محسوب میشود؛ کشفی که در نهایت منجر به دریافت جایزه نوبل در سال ۱۹۶۳ شد. وی افزود: اهمیت حیاتی DNA به این دلیل است، که بسیاری از بیماریها در اثر اختلالات ایجادشده در این ماده وراثتی به وجود میآیند. امروزه با شناخت ساختار و عملکرد DNA ، نهتنها امکان تشخیص بسیاری از بیماریها فراهم شده، بلکه در موارد متعددی درمانهای هدفمند و شخصیسازیشده نیز قابل انجام است. دکتر صدرنبوی با اشاره، به ظرفیتهای مرکز ژنتیک بیمارستان قائم(عج) تصریح کرد: این مرکز بهعنوان تنها مرکز دانشگاهی ژنتیک در دانشگاه علوم پزشکی مشهد، قادر است خدمات تشخیصی پیشرفته، درمانهای شخصیسازیشده و مهمتر از همه، تشخیص قبل از تولد بیماریهای ژنتیکی را ارائه دهد. این بیماریها ممکن است بهصورت ارثی در خانواده وجود داشته باشند یا بهطور ناگهانی و بدون سابقه خانوادگی بروز کنند.. وی، با بیان اینکه علم ژنتیک در سالهای اخیر پیشرفت چشمگیری داشته است، گفت: امروز میتوانیم کل کد ژنتیکی افراد را مورد بررسی قرار دهیم، اختلالات موجود در آن را شناسایی کنیم و مشخص کنیم هر فرد مستعد ابتلا به چه بیماریهایی است و چه گزینههای درمانی برای او وجود دارد. این فوق متخصص ژنتیک در ادامه افزود: در بیمارستان قائم (عج)، آزمایشهایی انجام میشود که طی آن بخشهای کدکننده ژنها یا همان اگزونها که بیشترین نقش را در بروز بیماریهای انسانی دارند مورد خوانش و تحلیل قرار میگیرند، تا تشخیص دقیق بیماریها امکانپذیر شود.. دکتر صدرنبوی تأکید کرد: مراجعه بیماران به کلینیکهای مشاوره ژنتیک پیش از انجام آزمایشها ضروری است. در این جلسات با رسم شجره خانوادگی، الگوی بروز بیماریها بررسی میشود و در صورت نیاز، آزمایشهای ژنتیکی مناسب درخواست خواهد شد. وی، خاطرنشان کرد: آزمایشهای ژنتیکی بهطور کلی به دو دسته تقسیم میشوند، که یکی از مهمترین آنها آزمایشهای سیتوژنتیک است. این خدمات در بیمارستان قائم(عج) انجام میشود و امکان بررسی ساختار کلی دیانای و نحوه بستهبندی آن در کروموزومها را فراهم میکند؛ اقدامی که نقش مهمی در تشخیص بسیاری از اختلالات ژنتیکی دارد.
|
26 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
متخصص بیماریهای داخلی، از بهبود وضعیت یک بیمار ۸۲ ساله خبر داد که با شکایت افت سطح هوشیاری به اورژانس بیمارستان قائم(عج) مشهد مراجعه کرده بود. دکتر بنفشه عطایی، در گفتگو با وبدا، درباره شرح حال این بیمار اظهار داشت: بیمار پس از پذیرش اولیه با تشخیص عفونت ادراری و نارسایی حاد کلیه بستری شد و در ادامه سیر درمان، پس از انجام اقدامات تشخیصی تکمیلی، تشخیص سکته حاد مغزی نیز برای وی مطرح شد. با وخامت وضعیت عمومی، بیمار به بخش7 ICU منتقل شد. دکتر عطایی افزود: در طول دوره بستری، سطح هوشیاری بیمار کاهش یافت و به دنبال افت فشار خون، بیمار دچار شوک سپتیک شد. با توجه به کاهش هوشیاری، بیمار تحت حمایت تنفسی قرار گرفت و تنفس وی به دستگاه ونتیلاتور وابسته شد. همزمان، درمانهای دارویی لازم آغاز و مشاورههای تخصصی با اساتید مغز و اعصاب انجام شد. پزشک متخصص این بیمار گفت: خوشبختانه با کنترل عفونت و بهبود نارسایی کلیه، سطح هوشیاری بیمار بهتدریج بهبود یافت و پس از چند روز، بیمار با شرایط پایدار از دستگاه ونتیلاتور جدا شد. در حال حاضر، عملکرد کلیههای بیمار طبیعی است، سطح هوشیاری کاملاً مطلوب بوده و بیمار نسبت به زمان و مکان آگاهی کامل دارد و عفونت نیز بهطور کامل کنترل شده است. در ادامه، خانم قرهباغی، پرستار بخش ICU7 بیمارستان قائم(عج)، با اشاره به روند مراقبتی این بیمار گفت: این بیمار با کاهش سطح هوشیاری در بخش ICU7 بستری شد و پس از گذشت دو روز، وضعیت هوشیاری وی بدتر شد. با حضور بهموقع دکتر بنفشه عطایی و همکاری مؤثر تیم پرستاری، بیمار تحت حمایت تنفسی با دستگاه ونتیلاتور قرار گرفت و به لطف خدا پس از سه روز با شرایط مناسب از دستگاه جدا شد. وی گفت: در حال حاضر بیمار در وضعیت عمومی بسیار خوبی قرار دارد و شرایط وی پایدار است. خانم قره باغی اضافه کرد: لازم میدانم از همکاران پرتلاش تیم پرستاری بهطور ویژه قدردانی کنم که با مراقبتهای دقیق و دلسوزانه، نقش مهمی در بهبود این بیمار ایفا کردند.
|
27 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
فوق تخصص بیماریهای کبد و گوارش بالغین و عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با اشاره به افزایش شیوع بیماریهای التهابی روده (IBD) در جهان و ایران، گفت: تشخیص بهموقع و آغاز سریع درمان میتواند، علائم بیماری را کنترل کرده و کیفیت زندگی بیماران را به حالت طبیعی بازگرداند. دکتر مریم فتحی، در گفتگو با وبدا، با بیان اینکه بیماریهای التهابی روده یا IBD از بیماریهای مزمن دستگاه گوارش هستند، که سیستم گوارشی را درگیر میکنند، اظهار کرد: شیوع این بیماری در جهان رو به افزایش است. در کشورهای اروپایی از هر 1000 نفر حدود سه تا پنج نفر به این بیماری مبتلا هستند و در کشورهای آسیایی از جمله ایران نیز از هر ده هزار نفر حدود چهار تا هفت نفر به این بیماری مبتلا میشوند. وی افزود: سن شایع بروز این بیماری بین ۱۵ تا ۳۵ سالگی است، اما یک پیک سنی دیگر نیز در افراد سالمند بین ۶۰ تا ۷۰ سالگی مشاهده میشود. این عضو هیأت علمی دانشگاه، درباره انواع این بیماری گفت: بیماریهای التهابی روده دو نوع اصلی دارند که شامل بیماری کرون و کولیت اولسراتیو است و الگوی درگیری در این دو بیماری تا حدودی با یکدیگر متفاوت است. در بیماری کرون ممکن است هر بخشی از دستگاه گوارش از دهان تا انتهای روده درگیر شود، در حالی که در کولیت اولسراتیو معمولاً روده بزرگ درگیر میشود. دکتر فتحی، با اشاره به علت بروز این بیماری گفت: علت دقیق این بیماری هنوز مشخص نیست، اما عوامل مختلفی در ایجاد یا تشدید آن نقش دارند. مهمترین عامل، واکنش نادرست سیستم ایمنی بدن است که به اشتباه علیه سلولهای روده واکنش نشان داده و موجب التهاب میشود. وی در ادامه افزود: عامل ژنتیکی نیز در بروز این بیماری نقش دارد، بهطوریکه اگر پدر یا مادر فردی به این بیماری مبتلا باشند، احتمال ابتلای فرزند بین دو تا ده برابر افزایش مییابد. به گفته این فوق تخصص گوارش، عوامل محیطی نیز در ایجاد یا تشدید بیماری مؤثر هستند. استرسهای زندگی بهویژه اگر مزمن باشند، نقش مهمی در بروز و تشدید علائم دارند. همچنین مصرف سیگار، مصرف بیرویه غذاهای فرآوریشده مانند سوسیس و کالباس، فستفودها و نوشابهها، عفونتهای گوارشی و مصرف بیرویه آنتیبیوتیکها که باعث برهم خوردن تعادل میکروبیوم روده میشوند، میتوانند در ایجاد یا تشدید این بیماری نقش داشته باشند. وی، درباره علائم بیماری گفت: شایعترین تظاهر بیماری، دورههای اسهال است که گاهی با دفع رگههای خون یا کف همراه میشود. دردهای شکمی به شکل کرامپهای شکمی، سوء جذب، کاهش وزن، بیحالی و کمخونی نیز از دیگر علائم این بیماری محسوب میشوند. همچنین برخی بیماران احساس فوریت در دفع را تجربه میکنند. دکتر فتحی افزود: این بیماری ممکن است تظاهرات خارج رودهای نیز داشته باشد؛ از جمله التهاب و درد مفاصل، درگیریهای چشمی و التهاب چشم، مشکلات کبدی و برخی تظاهرات پوستی. وی تأکید کرد: تشخیص بهموقع این بیماری بسیار اهمیت دارد، زیرا هرچه درمان زودتر آغاز شود، احتمال کنترل کامل علائم و بازگشت کیفیت زندگی بیمار به وضعیت طبیعی بیشتر خواهد بود.
این عضو هیأت علمی دانشگاه در ادامه، درباره روشهای تشخیص گفت: تشخیص بیماری ابتدا بر اساس شرح حال بیمار انجام میشود و سپس آزمایشهای خونی و مدفوعی انجام میگیرد. برای تأیید تشخیص معمولاً کولونوسکوپی و نمونهبرداری انجام میشود و در برخی موارد نیز اندوسکوپی یا تصویربرداریهای پیشرفته مانند MRI یا سیتیاسکن مورد نیاز است. وی هشدار داد: در صورتی که بیمار دیر مراجعه کند یا بیماری دیر تشخیص داده شود، ممکن است آسیبهای جبرانناپذیری ایجاد شود؛ از جمله تنگی و انسداد روده، ایجاد فیستولهای رودهای و حتی افزایش خطر ابتلا به سرطان روده بزرگ. در چنین شرایطی گاهی نیاز به جراحی نیز ایجاد میشود و ممکن است بیماری به مرحلهای برسد که با درمانهای ساده قابل کنترل نباشد. دکتر فتحی درباره درمان این بیماری گفت: اساس درمان بر کنترل و سرکوب سیستم ایمنی بدن است. در این مسیر از دورههای کوتاهمدت کورتون، داروهای تعدیلکننده سیستم ایمنی مانند مزالازین سولفات و داروهای بیولوژیک استفاده میشود. داروهای بیولوژیک تحول بزرگی در درمان این بیماری ایجاد کردهاند و در صورت شروع بهموقع میتوانند علائم بیماری را کنترل کرده و کیفیت زندگی بیمار را به حالت طبیعی بازگردانند. وی، در ادامه به توصیههای تغذیهای برای بیماران اشاره کرد و گفت: در دوره فعال بیماری، بهتر است بیماران از غذاهای ساده و کمفیبر مانند برنج سفید، سوپ ساده، مرغ یا ماهی، سیبزمینی آبپز و در میان میوهها موز استفاده کنند. در این دوره باید از مصرف غذاهای سرخکرده، چرب، تند و غذاهای فرآوریشده مانند سوسیس، کالباس و نوشابهها خودداری شود. به گفته دکتر فتحی، در دوره فعال بیماری نیز بهتر است مصرف سبزیجات خام و لبنیات نیز محدود شود. همچنین توصیه میشود تعداد وعدههای غذایی بیشتر و حجم هر وعده کمتر باشد و مصرف مایعات کافی نیز مورد توجه قرار گیرد. این فوق تخصص گوارش اضافه کرد: زمانی که بیماری وارد مرحله خاموشی میشود، رژیم غذایی میتواند متعادلتر باشد. در این شرایط مصرف میوه و سبزیجات، مغزها و لبنیات کمچرب مشکلی ایجاد نمیکند و مصرف پروتئینهای کامل مانند تخممرغ، ماهی و مرغ نیز باید در برنامه غذایی گنجانده شود. وی تأکید کرد: بهطور کلی غذاهای فرآوریشده، حتی در دوره خاموشی بیماری نیز بهتر است مصرف نشوند. همچنین برخی ادویهها مانند زردچوبه به دلیل خاصیت ضدالتهابی میتوانند برای این بیماران مفید باشند. خاموشی کامل علائم به معنای پایان درمان IBD نیست دکتر فتحی، با اشاره به نقش مهم مدیریت استرس در کنترل بیماری گفت: کنترل استرس یکی از مهمترین عوامل در کاهش علائم و حفظ بیماری در مرحله خاموشی است. خواب کافی، ورزش منظم، انجام تمرینهایی مانند یوگا و مدیتیشن و در صورت وجود استرسهای شدید زندگی، مراجعه به روانشناس یا روانپزشک میتواند در مدیریت استرس و کنترل بیماری بسیار مؤثر باشد. وی همچنین بر اهمیت اصلاح سبک زندگی تأکید کرد و گفت: ترک سیگار، پیادهروی منظم، رعایت بهداشت فردی، شستن دستها قبل از غذا، شستن کامل میوهها و سبزیجات و پخت کامل مواد غذایی میتواند از بروز عفونتهای گوارشی و تشدید علائم بیماری جلوگیری کند.
این عضو هیأت علمی دانشگاه در پایان خاطرنشان کرد: نکته بسیار مهم در درمان این بیماری آن است، که درمان نباید بهصورت خودسرانه قطع شود. حتی اگر بیماری کاملاً خاموش شود و علائم از بین برود و کیفیت زندگی بیمار به حالت طبیعی بازگردد. به گفته وی، ادامه درمان تحت نظر پزشک ضروری است. ممکن است پزشک با توجه به شرایط بیمار نوع دارو یا دوز آن را تغییر دهد، اما قطع کامل دارو بدون نظر متخصص گوارش میتواند باعث عود بیماری شود. بنابراین بیماران باید همواره تحت نظر پزشک متخصص باشند تا بیماری در مرحله خاموشی باقی بماند و برای آنان مشکل جدی ایجاد نکند.
|
28 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
متخصص زنان، فلوشیپ انکولوژی زنان و عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد با اشاره به نامگذاری ۱۸ اردیبهشت به عنوان روز جهانی سرطان تخمدان گفت: این بیماری یکی از علل مهم مرگومیر ناشی از سرطانهای زنان به شمار میرود و به دلیل علائم غیر اختصاصی، در بسیاری از موارد در مراحل پیشرفته تشخیص داده میشود. دکتر مرجانه فرازستانیان، در گفتگو با وبدا، ضمن اشاره به روز جهانی سرطان تخمدان اظهار داشت: سرطان تخمدان سومین سرطان شایع ژینکولوژی در زنان پس از سرطان دهانه رحم و سرطان رحم است، اما با توجه به کاهش شیوع و مرگومیر ناشی از سرطان دهانه رحم از سال ۲۰۲۵، این بیماری به عنوان دومین سرطان شایع و از مهمترین علل مرگ ناشی از سرطانهای ژینکولوژی گزارش شده است. وی افزود: سرطان تخمدان ششمین علت مرگ ناشی از سرطان در زنان محسوب میشود و به طور کلی حدود ۱.۱ درصد زنان در طول زندگی ممکن است به این سرطان مبتلا شوند. این متخصص زنان، درباره علائم بیماری گفت: بیماران مبتلا به سرطان تخمدان ممکن است با علائم حاد مانند تجمع مایع در شکم (آسیت)، انسداد روده یا ترومبوز مراجعه کنند، اما در بسیاری از موارد علائم به صورت تحتحاد و تدریجی بروز میکند. دکتر فرازستانیان در ادامه علائم این بیماری گفت: دردهای مزمن شکم و لگن، بزرگ شدن شکم، علائم غیر اختصاصی گوارشی، مشکلات ادراری و در مراحل پیشرفته انسداد روده از جمله نشانههایی هستند، که ممکن است بیماران با آن مراجعه کنند. وی، با بیان اینکه علائم گوارشی در این نوع از سرطان اغلب غیر اختصاصی است، گفت: تهوع، استفراغ، بیاشتهایی، نفخ شکم و احساس سیری زودرس از جمله علائمی هستند، که معمولاً در مراحل پیشرفتهتر دیده میشوند. اگر فردی در بیشتر روزهای هفته و طی چندین هفته چنین علائمی داشته باشد و به درمانهای معمول پاسخ ندهد، لازم است از نظر بیماریهای ژینکولوژی و آنکولوژی بررسی شود. سرطان تخمدان با علائم پنهان؛ از خونریزی غیرطبیعی تا دردهای مزمن شکم فلوشیپ انکولوژی زنان، خاطرنشان کرد: در برخی موارد بیماران با خونریزی واژینال مراجعه میکنند، که البته این علامت در سرطان تخمدان کمتر شایع است، اما هرگونه خونریزی غیرطبیعی، از جمله طولانی شدن قاعدگی یا خونریزی بین دورههای قاعدگی، باید مورد بررسی قرار گیرد. وی افزود: گاهی نیز توده تخمدان به صورت اتفاقی در بررسیهای سونوگرافی که به دلایل دیگر انجام شده، یا هنگام جراحیهای دیگر تشخیص داده میشود. در صورت شک به بیماری، معاینه، سونوگرافی و در صورت نیاز سیتیاسکن انجام میشود دکتر فرازستانیان، با اشاره به روشهای درمانی گفت: یکی از ارکان اصلی درمان سرطان تخمدان جراحی است و در بسیاری از موارد، بهویژه در مراحل غیر اولیه، شیمیدرمانی نیز به عنوان بخشی از درمان انجام میشود. وی یادآور شد: سرطان تخمدان معمولاً علامت اختصاصی مشخصی ندارد و ممکن است با علائم غیر اختصاصی گوارشی، ادراری یا حتی ریوی ظاهر شود؛ بنابراین توجه به نشانههایی مانند درد شکم، بزرگ شدن شکم و درد لگن اهمیت زیادی دارد. این متخصص زنان دانشگاه، درباره عوامل خطر این بیماری گفت: افزایش سن یکی از مهمترین عوامل خطر است و احتمال بروز بیماری در زنان بالای ۵۰ سال بیشتر میشود. البته نوعی از تومورهای تخمدان به نام ژرمسلتومورها در دهه دوم و سوم زندگی بروز میکنند، که معمولاً درمانپذیری خوبی دارند. وی افزود: طولانی بودن دوره باروری، مانند شروع زودهنگام قاعدگی یا یائسگی دیررس، همچنین نداشتن بارداری یا زایمان نیز از دیگر عوامل خطر محسوب میشود. دکتر فرازستانیان به برخی عوامل ژنتیکی و سندرمهای ارثی مانند سندرم لینچ که خطر ابتلا را افزایش میدهند، اشاره کرد و افزود: در افرادی که سابقه خانوادگی سرطان تخمدان دارند، احتمال ابتلا ممکن است تا حدود ۷ درصد افزایش یابد. علاوه بر این، با داشتن سابقه خانوادگی کانسرتخمدان، درافراد خانواده بسته به نسبت وتعداد افراد میزان ریسک بروز کانسر افزایش پیدا می کند. وی گفت: از دیگر عوامل خطر میتوان به تابش اشعه به لگن و در موارد نادر بیماری اندومتریوز اشاره کرد، هرچند اندومتریوز به طور مستقیم عامل سرطان تخمدان محسوب نمیشود. این فلوشیپ انکولوژی زنان، به عوامل محافظتکننده و پیشگیرانه اشاره کرد و گفت: مصرف قرصهای جلوگیری از بارداری، بستن لولهها، برداشتن رحم، برداشتن دوطرفه لولهها و تخمدانها در موارد خاص، استفاده از IUD، شیردهی و زایمان از جمله عواملی هستند که میتوانند خطر ابتلا را کاهش دهند. فلوشیپ انکولوژی زنان تأکید کرد: برای سرطان تخمدان غربالگری روتین در جمعیت عمومی وجود ندارد، بنابراین آگاهی از علائم و توجه به سابقه خانوادگی اهمیت زیادی دارد. افرادی که در خانواده خود سابقه سرطانهایی مانند پستان، تخمدان یا روده بزرگ دارند، بهتر است تحت مشاوره ژنتیک قرار گیرند.
|
29 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
فوقتخصص آلرژی و ایمونولوژی بالینی و از چهرههای تأثیرگذار در بنیانگذاری این رشته در ایران، در گفتوگویی با اشاره به روز استاد و جایگاه معلمان و اساتید، داستان علاقهمندی خود به ایمونولوژی، روند تأسیس این رشته در ایران، توسعه آن در مشهد و نقش کلیدی ایمونولوژی در علوم پزشکی امروز را با جزئیات روایت کرد. دکتر رضا فرید حسینی، از نخستین و برجستهترین بنیانگذاران رشته آلرژی و ایمونولوژی در ایران، همزمان با سالروز شهادت استاد مطهری و روز استاد، با اشاره به اهمیت جایگاه استادی در علوم پزشکی، به بیان چگونگی آشنایی خود با علم ایمونولوژی پرداخت؛ آشنایی که به گفته او سرنوشت حرفهایاش را تغییر داد و یکی از مسیرهای مهم علمی در کشور را پایهگذاری کرد. وی از نحوه ورود خود به رشته الرژی و ایمونولوژی گفت: در دوران دستیاری داخلی در لندن، هنگام مطالعه کتاب هاریسون به واژه IgGبرخوردم. این اصطلاح برایم سؤال شد؛ از استادم نپرسیدم اما از یکی از دستیاران پرسیدم و او گفت که این کلمه مربوط به یکی از کلاسهای ایمونوگلوبولین است، که اخیراً در آمریکا شناسایی شده است. شنیدن اینکه پروتئینهای خونی دستهبندی شدهاند و پنج کلاس ایمونوگلوبولین وجود دارد، ذهن مرا بهشدت درگیر کرد و باعث شد به دنبال منشأ این واژه بروم. این کنجکاوی دکتر فرید حسینی را به کلاسهای ایمونولوژی پزشکی در دانشگاه لندن رساند؛ جایی که پروفسور رویت ، استاد برجسته ایمونولوژی، هفتهای یک جلسه تدریس میکرد. وی توضیح داد: از او درباره این واژه IgGسؤال کردم و او برایم کامل شرح داد. همانجا فهمیدم که ایمونولوژی دریچهای به علمی جدید و آیندهساز است. این آشنایی آغاز مسیری شد که بعدها موجب شد این رشته در ایران پایهگذاری شود. نقش مشهد در ورود ایمونولوژی به نظام آموزشی کشور دکتر فرید حسینی، با اشاره به شرایط پس از انقلاب فرهنگی در کشور و بازنگری در دروس دانشگاهی گفت: دانشگاه علوم پزشکی مشهد از اولین دانشگاههایی بود که با همکاری دانشگاه تهران و چند دانشگاه دیگر، ایمونولوژی و آلرژی را بهعنوان یک درس مستقل وارد سیستم آموزش پزشکی کرد. ما توانستیم درس ایمونولوژی را به صورت پنج واحد برای دانشجویان پزشکی و سه واحد برای دندانپزشکی و داروسازی تصویب کنیم. همچنین دانشجویان پرستاری نیز واحدهای این درس را میگذراندند. او تأکید کرد: در آن دوران هنوز کمتر کسی در ایران اهمیت بنیادی ایمونولوژی را میدانست، اما خوشبختانه این درس بهعنوان یکی از اصول پایهای علوم پزشکی تصویب شد. ایمونولوژی؛ دانشی که اثر آن در همه بیماریها دیده میشود دکتر فرید حسینی، با بیان اینکه امروز نقش سیستم ایمنی در بسیاری از بیماریها شناخته شده است، گفت: همه به نحوی با سیستم ایمنی مرتبط هستند. حتی امروزه مشخص شده در بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی، نوعی ایمونوگلوبولین در سلولهای مغزی ایجاد میشود که میتواند عملکرد این سلولها را مختل کند. این یعنی روانپزشکی بدون سایکوایمونولوژی قابل توضیح نیست. این فوق تخصص دانشگاه، با اشاره به انتشار کتاب سایکوایمونولوژی در مشهد افزود: این کتاب نشاندهنده اهمیت ارتباط روان، مغز و سیستم ایمنی است و تأکیدی است، بر اینکه ایمونولوژی امروز در تمام شاخههای پزشکی حضور دارد. مشهد؛ یکی از قطبهای معتبر ایمونولوژی بالینی در کشور دکتر فرید حسینی با اشاره به توسعه این رشته در مشهد گفت: امروزه خوشبختانه دانشگاه علوم پزشکی مشهد یکی از قطبهای ایمونولوژی بالینی در ایران است و هر سال دو تا سه نفر بهعنوان فلوشیپ وارد این مرکز میشوند. این افراد پزشک متخصص و دورهدیده هستند که سه سال آموزش فوقتخصصی را میگذرانند. بنیانگذار رشته آلرژی و ایمونولوژی ایران افزود: فلوشیپهای ما امروز در سراسر ایران، از شمال تا جنوب و شرق تا غرب، در حال خدمت هستند و برخی از آنها خودشان اکنون اساتید برجسته این رشته شدهاند. دانشگاههای تهران، شیراز و تبریز نیز همراه با مشهد از مراکز معتبر ایمونولوژی بالینی مورد تأیید وزارت بهداشت هستند. توصیههای دکتر فرید حسینی به دانشجویان علوم پزشکی او با تأکید بر اهمیت شناخت این علم برای تمام دانشجویان پزشکی گفت:اگر افرادی به علوم پایه علاقهمند هستند، ایمونولوژی یکی از بهترین رشتههاست. اگر هم به کار بالینی علاقه دارند، آلرژی و ایمونولوژی بالینی از رشتههایی است که تقریباً با تمام بیماریها ارتباط دارد. دانشجویان باید در دوره کارورزی، اینترنی، رزیدنتی و فلوشیپی، ایمونولوژی بالینی را بهخوبی مطالعه کنند. شناخت درست این علم به آنها کمک میکند سایر بیماریها را بهتر بشناسند و تبیین کنند. پیام به اعضای هیأت علمی آینده: پزشکی را از مادیات دور نگه دارید دکتر فرید حسینی، خطاب به نسل جوان و اساتید آینده اظهار داشت: کسانی که کسوت مقدس هیأت علمی را بر عهده می گیرند، باید عاشق رشته خود باشند و علم را عمیق بیاموزند و سپس به دانشجویان خود منتقل کنند. در کنار علم، اخلاق پزشکی را نیز به دانشجویان بیاموزند. پزشکی یک رشته مقدس است و نباید آن را به مادیات آلوده کرد. معنویت در این رشته ارزش بسیار بیشتری دارد و باعث میشود پزشک از هر جهت احساس رضایت کند. بنیانگذار رشته آلرژی و ایمونولوژی ایران گفت: بیمار پس از خدا فقط به پزشکش امید دارد. این رابطه باید روزبهروز محکمتر شود و نسل جوان با عشق، اخلاق و دانش بتوانند در مسیر درمان بیماران گام بردارند.
|
30 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
دکتر کلانتری با گرامیداشت یاد و نام استاد پیشکسوت آسیبشناسی، از دکتر عبدالوهاب درهمی، بهعنوان چهرهای کمنظیر در علم طب، علوم انسانی و معارف اسلامی یاد کرد؛ پزشکی که دانشجویانش او را مردی که زیاد میدانست، میخواندند، به همبن مناسبت سالن پاتولوژی بیمارستان قائم(عج) به نام این استاد پیشکسوت و برجسته پاتولوژی دانشگاه نامگذاری شد. دکتر محمدرضا کلانتری، فوق تخصص آسیب شناسی تشریحی دانشگاه علوم پزشکی مشهد در گفتگو با وبدا، پیرامون این خبر اظهار داشت: مرحوم استاد عبدالوهاب درهمی، از برجستهترین استادان پیشکسوت پاتولوژی کشور، در ۲۳ آذرماه ۱۳۱۱ در مشهد مقدس دیده به جهان گشود. ایشان تحصیلات ابتدایی را در گناباد و متوسطه را در مشهد گذراند و سپس در سال ۱۳۳۰ وارد دانشکده پزشکی مشهد شد. شوق فراوان او به علوم دینی سبب شد که در سال سوم پزشکی، دانشکده را ترک کرده و در سال ۱۳۳۳ به مدرسه علمیه نواب وارد شود. وی افزود: این استاد پیشکسوت، پس از پنج سال حضور در فضای علم دین، به پیشنهاد مرحوم دکتر قوام نصیری ، استاد پاتولوژی و رئیس وقت دانشکده پزشکی و نیز بهواسطه علاقهمندی عمیقش به علم الابدان، بار دیگر به دانشکده پزشکی بازگشت. وی پس از پایان پزشکی عمومی وارد دوره تخصصی آسیبشناسی شد و سپس بهعنوان عضو هیئت علمی دانشکده پزشکی مشهد، به مدت ۳۳ سال به تدریس دانشجویان پزشکی، دندانپزشکی و دستیاران پاتولوژی پرداخت. دکتر کلانتری در بیان ویژگی های شایسته استاد درهمی، گفت: وی همواره فعالیتهای تشخیصی و آموزشی خود را با عشق و خرسندی انجام میداد و در این مسیر روشهای نوآورانه و جذابی را پایهگذاری کرده بود. او کار اصلی خود را مطالعه علوم انسانی و اسلامی، بهویژه اخلاق، فقه، فلسفه و عرفان و نیز انتقال اندیشهها و کشفیاتش به شاگردان میدانست. ریشههای علم و تقوای او که در سایه بارگاه حضرت شمسالشموس(ع) بالیده بود، با هدایت و تربیت حضرت آیتالله محمد بن مرتضی الخراسانی (کافی مهدوی) به ثمر نشست. وی افزود: دانشجویان پزشکی، استاد درهمی را مردی که زیاد میدانست لقب داده بودند. جلسات درس آسیبشناسی ایشان صبحهای سهشنبه و درسهای علوم انسانی وی شبهای چهارشنبه بدون وقفه سالها برگزار میشد. او قرآن را بسیار مطالعه میکرد و در آموزش ترجمه، تفسیر و فهم معانی عمیق نماز تلاش فراوان داشت. با ذوق عرفانی خود، تعالیم حکمت را با آیات قرآن پیوند میداد. اگرچه اهل نگارش نبود، اما مجموعهای مفصل از سخنرانیهایش توسط فرزندانش ثبت و حفظ شده است. سرانجام این استاد فرزانه در سال ۱۳۹۰ هجری شمسی و در هنگام کار در آزمایشگاه آسیبشناسی دار فانی را وداع گفت. مرغ جانش به آسمان پرکشید و پیکر مطهرش در بهشت رضا(ع) مشهد مقدس آرام گرفت.
|
31 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
فوق تخصص بیماریهای کبد و گوارش بالغین و عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با اشاره به افزایش شیوع بیماریهای التهابی روده (IBD) در جهان و ایران، گفت: تشخیص بهموقع و آغاز سریع درمان میتواند، علائم بیماری را کنترل کرده و کیفیت زندگی بیماران را به حالت طبیعی بازگرداند. دکتر مریم فتحی، در گفتگو با وبدا، با بیان اینکه بیماریهای التهابی روده یا IBD از بیماریهای مزمن دستگاه گوارش هستند، که سیستم گوارشی را درگیر میکنند، اظهار کرد: شیوع این بیماری در جهان رو به افزایش است. در کشورهای اروپایی از هر 1000 نفر حدود سه تا پنج نفر به این بیماری مبتلا هستند و در کشورهای آسیایی از جمله ایران نیز از هر ده هزار نفر حدود چهار تا هفت نفر به این بیماری مبتلا میشوند. وی افزود: سن شایع بروز این بیماری بین ۱۵ تا ۳۵ سالگی است، اما یک پیک سنی دیگر نیز در افراد سالمند بین ۶۰ تا ۷۰ سالگی مشاهده میشود. این عضو هیأت علمی دانشگاه، درباره انواع این بیماری گفت: بیماریهای التهابی روده دو نوع اصلی دارند که شامل بیماری کرون و کولیت اولسراتیو است و الگوی درگیری در این دو بیماری تا حدودی با یکدیگر متفاوت است. در بیماری کرون ممکن است هر بخشی از دستگاه گوارش از دهان تا انتهای روده درگیر شود، در حالی که در کولیت اولسراتیو معمولاً روده بزرگ درگیر میشود. دکتر فتحی، با اشاره به علت بروز این بیماری گفت: علت دقیق این بیماری هنوز مشخص نیست، اما عوامل مختلفی در ایجاد یا تشدید آن نقش دارند. مهمترین عامل، واکنش نادرست سیستم ایمنی بدن است که به اشتباه علیه سلولهای روده واکنش نشان داده و موجب التهاب میشود. وی در ادامه افزود: عامل ژنتیکی نیز در بروز این بیماری نقش دارد، بهطوریکه اگر پدر یا مادر فردی به این بیماری مبتلا باشند، احتمال ابتلای فرزند بین دو تا ده برابر افزایش مییابد. به گفته این فوق تخصص گوارش، عوامل محیطی نیز در ایجاد یا تشدید بیماری مؤثر هستند. استرسهای زندگی بهویژه اگر مزمن باشند، نقش مهمی در بروز و تشدید علائم دارند. همچنین مصرف سیگار، مصرف بیرویه غذاهای فرآوریشده مانند سوسیس و کالباس، فستفودها و نوشابهها، عفونتهای گوارشی و مصرف بیرویه آنتیبیوتیکها که باعث برهم خوردن تعادل میکروبیوم روده میشوند، میتوانند در ایجاد یا تشدید این بیماری نقش داشته باشند. وی، درباره علائم بیماری گفت: شایعترین تظاهر بیماری، دورههای اسهال است که گاهی با دفع رگههای خون یا کف همراه میشود. دردهای شکمی به شکل کرامپهای شکمی، سوء جذب، کاهش وزن، بیحالی و کمخونی نیز از دیگر علائم این بیماری محسوب میشوند. همچنین برخی بیماران احساس فوریت در دفع را تجربه میکنند. دکتر فتحی افزود: این بیماری ممکن است تظاهرات خارج رودهای نیز داشته باشد؛ از جمله التهاب و درد مفاصل، درگیریهای چشمی و التهاب چشم، مشکلات کبدی و برخی تظاهرات پوستی. وی تأکید کرد: تشخیص بهموقع این بیماری بسیار اهمیت دارد، زیرا هرچه درمان زودتر آغاز شود، احتمال کنترل کامل علائم و بازگشت کیفیت زندگی بیمار به وضعیت طبیعی بیشتر خواهد بود.
این عضو هیأت علمی دانشگاه در ادمه، درباره روشهای تشخیص گفت: تشخیص بیماری ابتدا بر اساس شرح حال بیمار انجام میشود و سپس آزمایشهای خونی و مدفوعی انجام میگیرد. برای تأیید تشخیص معمولاً کولونوسکوپی و نمونهبرداری انجام میشود و در برخی موارد نیز اندوسکوپی یا تصویربرداریهای پیشرفته مانند MRI یا سیتیاسکن مورد نیاز است. وی هشدار داد: در صورتی که بیمار دیر مراجعه کند یا بیماری دیر تشخیص داده شود، ممکن است آسیبهای جبرانناپذیری ایجاد شود؛ از جمله تنگی و انسداد روده، ایجاد فیستولهای رودهای و حتی افزایش خطر ابتلا به سرطان روده بزرگ. در چنین شرایطی گاهی نیاز به جراحی نیز ایجاد میشود و ممکن است بیماری به مرحلهای برسد که با درمانهای ساده قابل کنترل نباشد. دکتر فتحی درباره درمان این بیماری گفت: اساس درمان بر کنترل و سرکوب سیستم ایمنی بدن است. در این مسیر از دورههای کوتاهمدت کورتون، داروهای تعدیلکننده سیستم ایمنی مانند مزالازین سولفات و داروهای بیولوژیک استفاده میشود. داروهای بیولوژیک تحول بزرگی در درمان این بیماری ایجاد کردهاند و در صورت شروع بهموقع میتوانند علائم بیماری را کنترل کرده و کیفیت زندگی بیمار را به حالت طبیعی بازگردانند. وی، در ادامه به توصیههای تغذیهای برای بیماران اشاره کرد و گفت: در دوره فعال بیماری، بهتر است بیماران از غذاهای ساده و کمفیبر مانند برنج سفید، سوپ ساده، مرغ یا ماهی، سیبزمینی آبپز و در میان میوهها موز استفاده کنند. در این دوره باید از مصرف غذاهای سرخکرده، چرب، تند و غذاهای فرآوریشده مانند سوسیس، کالباس و و نوشابهها خودداری شود. به گفته دکتر فتحی، در دوره فعال بیماری بهتر است مصرف سبزیجات خام و لبنیات نیز محدود شود. همچنین توصیه میشود تعداد وعدههای غذایی بیشتر و حجم هر وعده کمتر باشد و مصرف مایعات کافی نیز مورد توجه قرار گیرد. این فوق تخصص گوارش ادامه داد: زمانی که بیماری وارد مرحله خاموشی میشود، رژیم غذایی میتواند متعادلتر باشد. در این شرایط مصرف میوه و سبزیجات، مغزها و لبنیات کمچرب مشکلی ایجاد نمیکند و مصرف پروتئینهای کامل مانند تخممرغ، ماهی و مرغ نیز باید در برنامه غذایی گنجانده شود. وی تأکید کرد: بهطور کلی غذاهای فرآوریشده، حتی در دوره خاموشی بیماری نیز بهتر است مصرف نشوند. همچنین برخی ادویهها مانند زردچوبه به دلیل خاصیت ضدالتهابی میتوانند برای این بیماران مفید باشند.
|
32 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
دکتر فتحی، با اشاره به نقش مهم مدیریت استرس در کنترل بیماری گفت: کنترل استرس یکی از مهمترین عوامل در کاهش علائم و حفظ بیماری در مرحله خاموشی است. خواب کافی، ورزش منظم، انجام تمرینهایی مانند یوگا و مدیتیشن و در صورت وجود استرسهای شدید زندگی، مراجعه به روانشناس یا روانپزشک میتواند در مدیریت استرس و کنترل بیماری بسیار مؤثر باشد. وی همچنین بر اهمیت اصلاح سبک زندگی تأکید کرد و گفت: ترک سیگار، پیادهروی منظم، رعایت بهداشت فردی، شستن دستها قبل از غذا، شستن کامل میوهها و سبزیجات و پخت کامل مواد غذایی میتواند از بروز عفونتهای گوارشی و تشدید علائم بیماری جلوگیری کند. این عضو هیأت علمی دانشگاه در پایان خاطرنشان کرد: نکته بسیار مهم در درمان این بیماری آن است، که درمان نباید بهصورت خودسرانه قطع شود. حتی اگر بیماری کاملاً خاموش شود و علائم از بین برود و کیفیت زندگی بیمار به حالت طبیعی بازگردد. به گفته وی، ادامه درمان تحت نظر پزشک ضروری است. ممکن است پزشک با توجه به شرایط بیمار نوع دارو یا دوز آن را تغییر دهد، اما قطع کامل دارو بدون نظر متخصص گوارش میتواند باعث عود بیماری شود. بنابراین بیماران باید همواره تحت نظر پزشک متخصص باشند تا بیماری در مرحله خاموشی باقی بماند و برای آنان مشکل جدی ایجاد نکند. به افزایش بیماریهای التهابی روده در جهان و ایران؛ تأکید بر تشخیص زودهنگام و تداوم درمان فوق تخصص بیماریهای کبد و گوارش بالغین و عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با اشاره به افزایش شیوع بیماریهای التهابی روده (IBD) در جهان و ایران، گفت: تشخیص بهموقع و آغاز سریع درمان میتواند، علائم بیماری را کنترل کرده و کیفیت زندگی بیماران را به حالت طبیعی بازگرداند. دکتر مریم فتحی، در گفتگو با وبدا، با بیان اینکه بیماریهای التهابی روده یا IBD از بیماریهای مزمن دستگاه گوارش هستند، که سیستم گوارشی را درگیر میکنند، اظهار کرد: شیوع این بیماری در جهان رو به افزایش است. در کشورهای اروپایی از هر 1000 نفر حدود سه تا پنج نفر به این بیماری مبتلا هستند و در کشورهای آسیایی از جمله ایران نیز از هر ده هزار نفر حدود چهار تا هفت نفر به این بیماری مبتلا میشوند. وی افزود: سن شایع بروز این بیماری بین ۱۵ تا ۳۵ سالگی است، اما یک پیک سنی دیگر نیز در افراد سالمند بین ۶۰ تا ۷۰ سالگی مشاهده میشود. این عضو هیأت علمی دانشگاه، درباره انواع این بیماری گفت: بیماریهای التهابی روده دو نوع اصلی دارند که شامل بیماری کرون و کولیت اولسراتیو است و الگوی درگیری در این دو بیماری تا حدودی با یکدیگر متفاوت است. در بیماری کرون ممکن است هر بخشی از دستگاه گوارش از دهان تا انتهای روده درگیر شود، در حالی که در کولیت اولسراتیو معمولاً روده بزرگ درگیر میشود. دکتر فتحی، با اشاره به علت بروز این بیماری گفت: علت دقیق این بیماری هنوز مشخص نیست، اما عوامل مختلفی در ایجاد یا تشدید آن نقش دارند. مهمترین عامل، واکنش نادرست سیستم ایمنی بدن است که به اشتباه علیه سلولهای روده واکنش نشان داده و موجب التهاب میشود. وی در ادامه افزود: عامل ژنتیکی نیز در بروز این بیماری نقش دارد، بهطوریکه اگر پدر یا مادر فردی به این بیماری مبتلا باشند، احتمال ابتلای فرزند بین دو تا ده برابر افزایش مییابد. به گفته این فوق تخصص گوارش، عوامل محیطی نیز در ایجاد یا تشدید بیماری مؤثر هستند. استرسهای زندگی بهویژه اگر مزمن باشند، نقش مهمی در بروز و تشدید علائم دارند. همچنین مصرف سیگار، مصرف بیرویه غذاهای فرآوریشده مانند سوسیس و کالباس، فستفودها و نوشابهها، عفونتهای گوارشی و مصرف بیرویه آنتیبیوتیکها که باعث برهم خوردن تعادل میکروبیوم روده میشوند، میتوانند در ایجاد یا تشدید این بیماری نقش داشته باشند. وی، درباره علائم بیماری گفت: شایعترین تظاهر بیماری، دورههای اسهال است که گاهی با دفع رگههای خون یا کف همراه میشود. دردهای شکمی به شکل کرامپهای شکمی، سوء جذب، کاهش وزن، بیحالی و کمخونی نیز از دیگر علائم این بیماری محسوب میشوند. همچنین برخی بیماران احساس فوریت در دفع را تجربه میکنند. دکتر فتحی افزود: این بیماری ممکن است تظاهرات خارج رودهای نیز داشته باشد؛ از جمله التهاب و درد مفاصل، درگیریهای چشمی و التهاب چشم، مشکلات کبدی و برخی تظاهرات پوستی. وی تأکید کرد: تشخیص بهموقع این بیماری بسیار اهمیت دارد، زیرا هرچه درمان زودتر آغاز شود، احتمال کنترل کامل علائم و بازگشت کیفیت زندگی بیمار به وضعیت طبیعی بیشتر خواهد بود. این عضو هیأت علمی دانشگاه در ادمه، درباره روشهای تشخیص گفت: تشخیص بیماری ابتدا بر اساس شرح حال بیمار انجام میشود و سپس آزمایشهای خونی و مدفوعی انجام میگیرد. برای تأیید تشخیص معمولاً کولونوسکوپی و نمونهبرداری انجام میشود و در برخی موارد نیز اندوسکوپی یا تصویربرداریهای پیشرفته مانند MRI یا سیتیاسکن مورد نیاز است. وی هشدار داد: در صورتی که بیمار دیر مراجعه کند یا بیماری دیر تشخیص داده شود، ممکن است آسیبهای جبرانناپذیری ایجاد شود؛ از جمله تنگی و انسداد روده، ایجاد فیستولهای رودهای و حتی افزایش خطر ابتلا به سرطان روده بزرگ. در چنین شرایطی گاهی نیاز به جراحی نیز ایجاد میشود و ممکن است بیماری به مرحلهای برسد که با درمانهای ساده قابل کنترل نباشد. دکتر فتحی درباره درمان این بیماری گفت: اساس درمان بر کنترل و سرکوب سیستم ایمنی بدن است. در این مسیر از دورههای کوتاهمدت کورتون، داروهای تعدیلکننده سیستم ایمنی مانند مزالازین سولفات و داروهای بیولوژیک استفاده میشود. داروهای بیولوژیک تحول بزرگی در درمان این بیماری ایجاد کردهاند و در صورت شروع بهموقع میتوانند علائم بیماری را کنترل کرده و کیفیت زندگی بیمار را به حالت طبیعی بازگردانند. وی، در ادامه به توصیههای تغذیهای برای بیماران اشاره کرد و گفت: در دوره فعال بیماری، بهتر است بیماران از غذاهای ساده و کمفیبر مانند برنج سفید، سوپ ساده، مرغ یا ماهی، سیبزمینی آبپز و در میان میوهها موز استفاده کنند. در این دوره باید از مصرف غذاهای سرخکرده، چرب، تند و غذاهای فرآوریشده مانند سوسیس، کالباس و نوشابهها خودداری شود. به گفته دکتر فتحی، در دوره فعال بیماری بهتر است مصرف سبزیجات خام و لبنیات نیز محدود شود. همچنین توصیه میشود تعداد وعدههای غذایی بیشتر و حجم هر وعده کمتر باشد و مصرف مایعات کافی نیز مورد توجه قرار گیرد. این فوق تخصص گوارش ادامه داد: زمانی که بیماری وارد مرحله خاموشی میشود، رژیم غذایی میتواند متعادلتر باشد. در این شرایط مصرف میوه و سبزیجات، مغزها و لبنیات کمچرب مشکلی ایجاد نمیکند و مصرف پروتئینهای کامل مانند تخممرغ، ماهی و مرغ نیز باید در برنامه غذایی گنجانده شود. وی تأکید کرد: بهطور کلی غذاهای فرآوریشده، حتی در دوره خاموشی بیماری نیز بهتر است مصرف نشوند. همچنین برخی ادویهها مانند زردچوبه به دلیل خاصیت ضدالتهابی میتوانند برای این بیماران مفید باشند. خاموشی کامل علائم به معنای پایان درمان IBD نیست دکتر فتحی، با اشاره به نقش مهم مدیریت استرس در کنترل بیماری گفت: کنترل استرس یکی از مهمترین عوامل در کاهش علائم و حفظ بیماری در مرحله خاموشی است. خواب کافی، ورزش منظم، انجام تمرینهایی مانند یوگا و مدیتیشن و در صورت وجود استرسهای شدید زندگی، مراجعه به روانشناس یا روانپزشک میتواند در مدیریت استرس و کنترل بیماری بسیار مؤثر باشد. وی همچنین بر اهمیت اصلاح سبک زندگی تأکید کرد و گفت: ترک سیگار، پیادهروی منظم، رعایت بهداشت فردی، شستن دستها قبل از غذا، شستن کامل میوهها و سبزیجات و پخت کامل مواد غذایی میتواند از بروز عفونتهای گوارشی و تشدید علائم بیماری جلوگیری کند.
این عضو هیأت علمی دانشگاه در پایان خاطرنشان کرد: نکته بسیار مهم در درمان این بیماری آن است، که درمان نباید بهصورت خودسرانه قطع شود. حتی اگر بیماری کاملاً خاموش شود و علائم از بین برود و کیفیت زندگی بیمار به حالت طبیعی بازگردد. به گفته وی، ادامه درمان تحت نظر پزشک ضروری است. ممکن است پزشک با توجه به شرایط بیمار نوع دارو یا دوز آن را تغییر دهد، اما قطع کامل دارو بدون نظر متخصص گوارش میتواند باعث عود بیماری شود. بنابراین بیماران باید همواره تحت نظر پزشک متخصص باشند تا بیماری در مرحله خاموشی باقی بماند و برای آنان مشکل جدی ایجاد نکند.
|
33 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
به مناسبت هفته کار و کارگر، محمدرضا فرهمند از نیروهای خدمات بیمارستان قائم(عج) در مسابقات مچاندازی دانشگاه علوم پزشکی مشهد توانست در دو وزن ۸۵ و ۹۵ کیلوگرم، در هر دو دست راست و چپ مقام اول را کسب کند. در گفتگو با وبدا، محمد رضا اظهار کرد: این رقابتها در پردیس دانشگاه علوم پزشکی مشهد و به میزبانی این دانشگاه برگزار شد و در هر وزن حدود ۶ نفر شرکتکننده حضور داشتند. وی در این مسابقات موفق شد ، در وزن ۸۵ کیلوگرم و همچنین یک وزن بالاتر یعنی ۹۵ کیلوگرم، در هر دو بخش دست راست و دست چپ مقام اول را به کسب کند. این ورزشکار جوان، با اشاره به اهمیت علاقه و پشتکار در ورزش گفت: در ورزش اراده و علاقه بسیار مهم است و نمیتوان مسیر چند ساله را در یک شب طی کرد، زیرا چنین کاری میتواند به بدن آسیب وارد کند. فرهمند همچنین درباره وضعیت ورزش در میان کارکنان گفت: برای ما ورزش بیشتر جنبه حفظ سلامت و فعالیت روزمره دارد و شاید آینده حرفهای خاصی نداشته باشد، اما همین فعالیتها باعث حفظ روحیه و سلامتی میشود. وی با بیان اینکه قدردانی از ورزشکاران میتواند انگیزه آنان را افزایش دهد، افزود: وقتی فردی در مسابقات مقام کسب میکند انتظار دارد از او تقدیر شود و به قولهایی که داده میشود عمل شود. بیمارستان قائم(عج)، نام بزرگی دارد و اگر برای ورزشکاران ارزش قائل شود، حتی اقدام کوچکی مانند اهدای یک دست لباس ورزشی با آرم بیمارستان میتواند انگیزه و شوق ادامه فعالیت ورزشی را در افراد افزایش دهد.
|
34 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
فوق تخصص آلرژی و ایمونولوژی بالینی بیمارستان قائم(عج) از مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد، از کنفرانس علمی یکروزه مروری بر اورژانسها و اختلالات آلرژیک در دوران بارداری خبر داد. وی افزود: این کنفرانس با حضور جمعی از متخصصان و پزشکان، ۱۷ اردیبهشتماه ۱۴۰۵ از ساعت ۸:۳۰ صبح در سالن پندی بیمارستان قائم(عج) برگزار خواهد شد. دکتر ملیکا زارعی ثانی، دبیر علمی و اجرایی این کنفرانس در گفتگو با وبدا، هدف از برگزاری این کنفرانس را بررسی تازهترین رویکردها در تشخیص و مدیریت اورژانسها و اختلالات آلرژیک در دوران بارداری عنوان کرد و افزود: این برنامه، برای گروههای هدف شامل فوق تخصصهای آلرژی و ایمونولوژی بالینی و اطفال، متخصصان داخلی، طب اورژانس، پوست و زنان، پزشکان خانواده و پزشکان عمومی برنامهریزی شده است. وی افزود: اعضای کمیته علمی این کنفرانس را دکتر فرحزاد جباری آزاد، دکتر ملیکا زارعی ثانی، دکتر یاسر یادگاری، دکتر سمانه کوزهگران، دکتر سلمه دادگر و دکتر محمدعلی کراچیان تشکیل میدهند. به گفته دکتر زارعی ثانی، این کنفرانس دارای امتیاز بازآموزی بوده و علاقهمندان برای شرکت در آن، میتوانند از طریق سامانه آموزش مداوم دانشگاه علوم پزشکی مشهد ثبتنام کنند.
|
35 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
متخصص سمشناسی و پزشکی قانونی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با اشاره به افزایش فعالیت حشرات و جانوران گزنده در فصل بهار گفت: با گرمتر شدن هوا موارد گزش در میان مردم بیشتر میشود و آگاهی از علائم، اقدامات اولیه و راههای پیشگیری میتواند نقش مهمی در کاهش عوارض ناشی از این گزشها داشته باشد. دکتر داوود سروش در گفتگو با وبدا، درباره گزش حشرات و جانوران گزنده در فصل بهار اظهار داشت: با آغاز فصل بهار و افزایش دما، فعالیت بسیاری از حشرات و جانوران گزنده مانند زنبورها، پشهها، کنهها و برخی عنکبوتها افزایش پیدا میکند و همین موضوع باعث بیشتر شدن موارد گزش در میان افراد جامعه میشود. به گفته وی، این مسئأه بهویژه در میان افرادی که بیشتر در طبیعت حضور دارند مانند طبیعتگردان، کشاورزان و همچنین کودکان شایعتر است. وی، در توضیح مفهوم گزش گفت: گزش به ورود مواد سمی یا تحریککننده، از طریق نیش یا دهان جانور به بدن گفته میشود و این مواد میتوانند واکنشهای مختلفی در بدن ایجاد کنند. در بسیاری از موارد واکنشها به صورت موضعی بروز میکنند و فرد دچار قرمزی، تورم، درد، سوزش یا خارش در محل گزش میشود، اما در برخی شرایط ممکن است واکنشهای شدیدتر و گستردهتری نیز ایجاد شود. این متخصص سمشناسی افزود: در بعضی افراد بهویژه کسانی که زمینه حساسیت دارند، گزش میتواند باعث بروز علائم شدیدتری مانند کهیر گسترده در بدن، تنگی نفس، سرگیجه یا افت فشار خون و همچنین تورم صورت و گلو شود. وی تأکید کرد: این علائم میتواند نشانه واکنش آلرژیک شدید یا آنافیلاکسی باشد و در چنین شرایطی فرد باید هرچه سریعتر به مراکز درمانی مراجعه کند. دکتر سروش، درباره اقدامات اولیه پس از گزش تصریح کرد: نخستین اقدام شستوشوی محل گزش با آب و صابون است، تا آلودگیهای احتمالی از بین برود. اگر نیش در محل باقی مانده باشد، مانند گزش زنبور، باید بهآرامی خارج شود. استفاده از کمپرس سرد نیز میتواند به کاهش تورم و درد کمک کند. همچنین توصیه میشود فرد از خاراندن محل گزش خودداری کند، زیرا این کار ممکن است باعث ایجاد عفونت شود. در برخی موارد نیز با نظر پزشک میتوان از داروهای ضدحساسیت برای کاهش علائم استفاده کرد. وی، همچنین با اشاره به شرایط گزش و ضرورت مراجعه به پزشک گفت: اگر فرد پس از گزش دچار علائم شدید حساسیتی مانند تنگی نفس، تورم صورت یا بیحالی شود باید فوراً به مراکز درمانی مراجعه کند. همچنین گزش در ناحیه سر و گردن، گزش توسط جانوران ناشناخته یا احتمالاً سمی و ادامه یافتن یا تشدید علائم طی ۲۴ تا ۴۸ ساعت از دیگر مواردی است که نیاز به بررسی پزشکی دارد.
این متخصص سمشناسی، با اشاره به راههای پیشگیری از گزش در فصل بهار اظهار کرد: استفاده از لباسهای روشن و پوشیده هنگام حضور در طبیعت، بهکارگیری مواد دافع حشرات، پرهیز از نزدیک شدن به لانه حشرات و بررسی بدن از نظر وجود کَنه پس از بازگشت از طبیعت از مهمترین اقدامات پیشگیرانه محسوب میشود. وی همچنین تأکید کرد: رها نکردن زباله و مواد غذایی در محیطهای باز میتواند، به کاهش حضور حشرات و در نتیجه کاهش احتمال گزش کمک کند.
|
36 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
متخصص ارتودنسی و دانشیار پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی مشهد از پژوهش مشترک دانشگاه علوم پزشکی مشهد و دانشگاه شاهد خبر داد و گفت: این پژوهش نشان میدهد مینیاسکروهای تیتانیومی با طراحی بهروز شده، در مقایسه با نمونههای استیل ضدزنگ استحکام بیشتر و میزان شکست بهمراتب کمتری دارند؛ نتایجی که به گفته پژوهشگران، از نظر آماری نیز معنیدار است. دکتر فرزانه احراری، در گفتگو، با وبدا پیرامون این خبر اظهار داشت: در این پژوهش میزان موفقیت مینیاسکروهای استخوانی زایگوماتیک از جنس تیتانیوم با نمونههای استیل ضدزنگ مقایسه شده است. به گفته وی، مینیاسکروها بهعنوان ابزار کلیدی در کنترل حرکات دندانی در ارتودنسی، معمولاً از جنس تیتانیوم ساخته میشوند؛ اما هنگام اعمال نیروهای شدید، مانند عقب بردن قوس دندانی بالا، گاهی استحکام کافی را تأمین نمیکنند. دکتر احراری توضیح داد که به همین دلیل در برخی موارد از مینیاسکروهای استیل استفاده میشود، اما این جنس ممکن است موجب حساسیت در بیماران شود و از نظر زیستسازگاری نسبت به تیتانیوم در رتبه پایینتری قرار میگیرد. وی افزود: در طراحیهای قبلی، مینیاسکروهای تیتانیومی استحکام لازم را ایجاد نمیکردند. به همین دلیل، با همکاری دانشگاه شاهد و شرکت سازنده، یک طراحی جدید ارائه شد که در آن تغییراتی در ابعاد، طول و تعداد رزوههای پیچ اعمال شد تا استحکام مورد نیاز فراهم شود. به گفته دکتر احراری، نمونههای تیتانیومی با طراحی جدید در آزمایشها عملکرد بهتری نسبت به نوع استیل نشان دادند و میزان شکست (Failure) در آنها بهطور قابل توجهی کمتر بود. این تفاوت از نظر آماری نیز معنادار گزارش شده است. هر دو گروه از مینیاسکروها ساخت شرکتهای کرهای بودهاند و طراحی جدید به سفارش تیم تحقیقاتی ایرانی تولید شده است. وی همچنین تصریح کرد: مقاله مربوط به این پژوهش تدوین شده و بهزودی برای انتشار در مجلات علمی ارسال خواهد شد.
|
37 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
دانشیار گروه سلامت دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، از نتایج یک مطالعه کیفی درباره دلایل عدم مشارکت والدین در طرح وارنیش فلوراید مدارس خبر داد و گفت: کمبود آگاهی، باورهای شبهعلمی درباره مضرات فلوراید و تأثیرپذیری از اطلاعات منتشر شده در شبکههای اجتماعی از مهمترین عواملی است که موجب شده میزان مشارکت در این طرح پیشگیرانه به حدود ۴۲ درصد برسد. دکتر صابر بابازاده، در گفتگو با وبدا، پیرامون این خبر درباره دلایل عدم مشارکت والدین در طرح وارنیش فلوراید مدارس گفت: عنوان این طرح، تبیین علت عدم مشارکت و تمایل والدین برای دریافت خدمات فلوراید در مدارس توسط شبکه بهداشت است که به صورت یک مطالعه کیفی انجام شد. وی با اشاره به بررسی های انجام شده افزود: این بررسی ها در سال ۱۴۰۳ میانگین مشارکت مدارس در طرح وارنیش فلوراید در سطح دانشگاه علوم پزشکی حدود ۴۲ درصد بوده که رقم پایینی محسوب میشود. این در حالی است که برای اجرای این برنامه پیشگیرانه حدود ۸ میلیارد تومان وارنیش فلوراید تهیه شده اما در بسیاری از موارد والدین اجازه ارائه این خدمت را به فرزندان خود ندادهاند. بابازاده، با تأکید بر سابقه طولانی استفاده از فلوراید در جهان افزود: محصولات فلورایدی بیش از ۸۰ سال است که در دنیا مورد استفاده قرار میگیرند و مطالعات نشان میدهد، استفاده از وارنیش فلوراید میتواند در دندانهای دائمی کودکان حدود ۴۷ تا ۵۰ درصد از میزان پوسیدگی را کاهش دهد. وی، درباره روش انجام این پژوهش گفت: در این مطالعه با ۳۲ نفر از والدینی که با اجرای وارنیش فلوراید برای فرزندان خود مخالفت کرده بودند، مصاحبههای کیفی انجام شد تا دلایل این امتناع بررسی شود. نتایج این تحقیق نشان داد، یکی از مهمترین دلایل مخالفت والدین، نداشتن آگاهی کافی درباره فلوراید و باور به آسیبزا بودن آن است. برخی والدین معتقد بودند فلوراید میتواند به دندان آسیب بزند یا حتی بر ذهن و ضریب هوشی کودکان تأثیر منفی بگذارد؛ ادعاهایی که از نظر علمی تأیید نشدهاند. به گفته این پژوهشگر، برخی دیگر نیز فلوراید را مادهای غیرطبیعی و صرفاً شیمیایی میدانستند و اطلاعی از وجود طبیعی آن در منابعی مانند آب و برخی مواد غذایی نداشتند. بابازاده در ادامه اضافه کرد: بخش مهمی از این باورها از طریق اینترنت و شبکههای اجتماعی شکل گرفته است. بیشتر والدین شرکتکننده در این مطالعه اعلام کردند اطلاعات خود را از شبکههایی مانند اینستاگرام، ایتا و شاد دریافت کردهاند و تنها یک نفر، در این زمینه با دندانپزشک مشورت کرده است.
وی افزود: حتی در برخی موارد والدین اشاره کرده بودند که آب آشامیدنی خود را تصفیه میکنند، تا فلوراید آن حذف شود؛ در حالی که فلوریداسیون آب آشامیدنی سالهاست در بسیاری از کشورهای جهان اجرا و از نظر علمی تأیید شده است. از دیگر عوامل مؤثر بر مخالفت والدین، تجربه نامطلوب برخی کودکان پس از دریافت وارنیش فلوراید در مدارس عنوان شد؛ تجربههایی مانند حالت تهوع یا احساس ناخوشایند که در مواردی باعث شده والدین از تکرار این اقدام جلوگیری کنند. بابازاده با اشاره به ادامه این تحقیقات گفت: بر اساس نتایج این مطالعه کیفی، مرحله بعدی پژوهش به طراحی پرسشنامه استاندارد برای بررسی گستردهتر دلایل مخالفت والدین در مدارس اختصاص دارد که توسط تیم پژوهشی اجرا خواهد شد. وی، همچنین از انجام مطالعهای دیگر برای بررسی دیدگاه و میزان باور پرسنل بهداشتی نسبت به اجرای این طرح خبر داد و افزود: ممکن است میزان باور و انگیزه ارائهدهندگان خدمت نیز در کاهش مشارکت مؤثر باشد که این موضوع در قالب یک پایاننامه جداگانه بررسی خواهد شد. بابازاده در پایان تأکید کرد: یکی از مهمترین یافتههای این مطالعه، نقش پررنگ باورهای شبهعلمی و تأثیر رسانههای تعاملی یا همان شبکههای اجتماعی در شکلگیری نگرش والدین است؛ رسانههایی که با الگوریتمهای خود، کاربران را بیشتر در معرض محتوای مورد علاقهشان قرار میدهند و در برخی موارد میتوانند باعث تقویت باورهای نادرست شوند.
|
38 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
یک مطالعه کلینیکی انجامشده روی 34 بیمار مبتلا به لبخند لثه ای، توسط تیم ارتودنسی دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، به سرپرستی دکتر محبوبه دهقانی نشان داد، تزریق بوتاکس میتواند میزان دیدهشدن لثه در لبخند را بهطور قابلتوجهی کاهش دهد و رضایت بیماران را تا بیش از ۸۰ درصد افزایش دهد. دکتر محبوبه دهقانی، دانشیار گروه ارتودنسی، در گفتگو با وبدا، با اعلام انجام یک طرح کلینیکی مشترک با همکاری مهلا جعفری، دانشجوی این گروه، گفت: این طرح به بررسی میزان اثربخشی تزریق بوتاکس در مدیریت لبخند لثهای و سنجش رضایت بیماران پرداخته است. به گفته دکتر دهقانی، این پروژه با عنوان بررسی نقش تزریق بوتاکس در کاهش دیدهشدن لثه هنگام لبخند و میزان ماندگاری اثر آن بود، که در جریان تعطیلیهای ناشی از جنگ ۱۲ روزه با چالشهایی مواجه شد، اما در نهایت با پیگیری دقیق دانشجو و همراهی تیم درمانی به نتیجه رسید. وی افزود: در این طرح 34 بیمار که بیش از 3 میلیمتر دیدهشدن لثه در لبخند داشتند، پس از ارزیابیهای اولیه تحت تزریق بوتاکس در نواحی اطراف بینی و بالای لب قرار گرفتند. اندازهگیریها در چهار مرحله شامل قبل از درمان، یک هفته، شش هفته و ۲۱ هفته پس از تزریق انجام شد. دکتر دهقانی، درباره این پژوهش گفت: بر اساس نتایج، میزان دیدهشدن لثه از میانگین 4 میلیمتر پیش از درمان، پس از یک هفته به حدود 0.1 میلیمتر کاهش یافت. این عدد پس از شش هفته به حدود 0.2 تا 0.3 میلیمتر رسید و در هفته بیستویکم (معادل ۵ ماه) میانگین آن حدود 2.5 میلیمتر بود؛ به این معنا که حدود ۵۰ درصد اثر درمان تا پایان دوره اندازهگیری حفظ شد. وی در ادامه ضمن رضایت چشمگیر بیماران در این زمینه تصریح کرد: رضایت بیماران که در ابتدا بهطور میانگین 45 درصد گزارش شده بود، پس از یک هفته به 75 درصد و در هفته ششم به حدود 80 درصد افزایش یافت. جالب آن است، درحالیکه در هفته ششم مقدار دیدهشدن لثه اندکی بیشتر شده بود، رضایت بیماران افزایش یافت. به گفته دکتر دهقانی احتمالاً طبیعیتر شدن لبخند پس از گذشت زمان کوتاهی از تزریق، دلیل این افزایش رضایت بوده است.
وی افزود: از میان عوارض احتمالی، تنها مواردی مانند درد لحظه تزریق بهویژه با برند خارجی دیسپورت و احتمال اندک عدم تقارن اولیه مشاهده شد، که معمولاً با تزریق اصلاحی در هفته دوم برطرف میشد. عوارض جدی مانند واکنشهای حساسیتی در این مطالعه گزارش نشد. دکتر دهقانی تأکید کرد : که بوتاکس میتواند بهعنوان روشی ایمن، غیرتهاجمی و کمعارضه برای بیماران دارای لبخند لثهای مورد استفاده قرار گیرد و جایگزین مناسبی برای روشهای جراحی پرهزینه و تهاجمی در بسیاری از موارد باشد. وی افزود: بازخورد بیماران بسیار مثبت بوده و بسیاری از آنان تقاضای انجام مجدد درمان پس از کاهش اثر بوتاکس را داشتهاند.
|
39 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
پژوهش جدید دانشگاه علوم پزشکی مشهد نشان داد عملکرد فیشورسیلانت ایرانی کبالت و همتای آمریکایی آن، Clinpro از نظر ریزنشت همتراز است. در یک مطالعه آزمایشگاهی انجام شده در گروه دندانپزشکی کودکان دانشگاه علوم پزشکی مشهد، عملکرد شیارپوش رزینی ایرانی کبالت با نمونه استاندارد و شناختهشده آمریکایی Clinpro مقایسه شد. نتایج این تحقیق حاکی از آن است، که میزان ریزنشت یا میکرولیکیج این دو محصول، چه با استفاده از باندینگ و چه بدون آن، اختلاف معناداری نداشته و هر دو ماده عملکرد مشابه و قابلقبولی ارائه کردند. دکتر علیرضا صرّاف، استاد گروه دندانپزشکی کودکان دانشکده دندانپزشکی، در گفتگو با وبدا، با اعلام نتایج موفقیت آمیز این طرح پژوهشی گفت: این پژوهش با هدف بررسی و مقایسه ریزنشت (Microleakage) شیارپوش ایرانی کبالت و نمونه آمریکایی Clinpro که بهعنوان یکی از معتبرترین و استانداردترین محصولات جهانی شناخته میشود، انجام گرفته است. به گفته دکتر صراف، شیارپوشها یکی از مهمترین ابزارهای پیشگیری از پوسیدگی دندان در کودکان و نوجوانان به شمار میروند؛ بیماریای که با وجود شیوع بسیار بالا در جهان، هزینهبرترین درمان در مجموعه بیماریهای بشر محسوب میشود. وی تأکید کرد: پیشگیری از پوسیدگی به مراتب اثربخشتر و کمهزینهتر از درمان آن است و شیارپوشی دندانهای تازهروییده خصوصاً دندان شش دائمی نقشی کلیدی در سلامت دهان و دندان دارد. دکتر صراف، در ادامه افزود: در این مطالعه آزمایشگاهی، ریزنشت دو محصول به روش نفوذ رنگ بررسی شد. همچنین اثر استفاده از یک باندینگ استاندارد ژاپنی (GC) نیز در نتایج مورد توجه قرار گرفت. وی درباره نتایج این پژوهش گفت: چه با کاربرد باندینگ و چه بدون آن، عملکرد شیارپوش ایرانی کبالت با نمونه آمریکایی Clinpro تفاوت معناداری نداشت و هر دو ماده توانستند در بررسی ریزنشت عملکرد مناسبی نشان دهند. پژوهشگر دانشکده دندانپزشکی گفت: این یافتهها میتواند نویدبخش استفاده گستردهتر از نمونه ایرانی در مراکز درمانی باشد؛ چرا که کارایی مشابه، در کنار دسترسی آسانتر و هزینه کمتر، میتواند به ارتقای سلامت دهان و دندان در جامعه کمک کند. دکتر صراف یادآور شد: بهترین زمان برای انجام شیارپوش دندانها معمولاً سه تا پنج سال پس از رویش دندانهای دائمی است و دندانهای شش و هفت دائمی نخستین گزینههای توصیهشده برای این اقدام پیشگیرانه محسوب میشوند. شایان ذکر است این طرح با همکاری استاد ارجمند سرکار خانم دکتر معصومه ابراهیمی و همچنین دانشجوی کوشای این پایان نامه، سرکار خانم دکتر ریحانه ابریشمی انجام شد.
|
40 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
عضو هیأت علمی گروه پاتولوژی دهان، فک و صورت دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، از انجام پژوهشی درباره هوش اخلاقی در میان دانشجویان دندانپزشکی خبر داد و گفت: نتایج این مطالعه نشان میدهد بخش قابل توجهی از دانشجویان در سطح مطلوب هوش اخلاقی قرار ندارند؛ موضوعی که میتواند در تشخیص و ارجاع بهموقع بیماران مبتلا به ضایعات دهانی و سرطانهای دهان تأثیرگذار باشد. دکتر نرگس قاضی، در گفتگو با وبدا، در معرفی طرح پژوهشی خود با عنوان بررسی مؤلفههای هوش اخلاقی در دانشجویان دندانپزشکی اظهار کرد: از ابتدای فعالیت خود به عنوان عضو هأئت علمی، بیشتر پایاننامهها و طرحهای پژوهشیام در حوزه پاتولوژی دهان و بهطور خاص سرطانهای دهان بوده است. وی، با اشاره به افزایش بروز سرطانهای دهان در سنین پایینتر در دهههای اخیر افزود: شایعترین مورد در میان این سرطانها، سرطان زبان است و تشخیص زودهنگام آن نقش بسیار مهمی در افزایش شانس بقا دارد. در صورتی که این بیماری در مراحل اولیه تشخیص داده شود، بیش از ۸۵ درصد بیماران شانس بقای بالاتری خواهند داشت؛ اما متأسفانه بسیاری از بیماران در مراحل پیشرفته بیماری به مراکز درمانی مراجعه میکنند. دکتر قاضی ادامه داد: این مسأله باعث شد، به نقش دندانپزشکان عمومی و متخصص در تشخیص و ارجاع بهموقع ضایعات دهانی بیشتر توجه کنم. زمانی که یک دندانپزشک در معاینه دهان با یک زخم یا ضایعه مواجه میشود، تصمیم او در مورد ارجاع بیمار بسیار حیاتی است. این تصمیمگیری تا حد زیادی به هوش اخلاقی فرد و میزان مسئولیتپذیری حرفهای او مرتبط است. وی با بیان اینکه مفهوم هوش اخلاقی برای نخستین بار توسط بوریا، استاد روانشناسی بالینی دانشگاه سانفرانسیسکو مطرح شد، گفت: هوش اخلاقی ترکیبی از تواناییهای شناختی و پایبندی به ارزشهای اخلاقی است که به فرد کمک میکند در موقعیتهای حرفهای بهترین تصمیم را اتخاذ کند. این ویژگی ذاتی نیست و میتواند از طریق آموزش، محیط مناسب و الگوهای رفتاری صحیح تقویت شود. عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد تصریح کرد: در این پژوهش حدود ۲۰۰ نفر از دانشجویان دندانپزشکی در ورودیهای مختلف مورد بررسی قرار گرفتند تا وضعیت هوش اخلاقی آنها ارزیابی شود. وی افزود: در این مطالعه چهار مؤلفه اصلی شامل همدلی، مسئولیتپذیری، بخشش و درستکاری مورد بررسی قرار گرفت و برخی زیرمؤلفهها نیز تحلیل شد. دکتر قاضی، درباره نتایج این پژوهش گفت: یافتهها نشان داد که مسئولیتپذیری در دانشجویان ترمهای بالاتر بیشتر است، در حالی که برخی زیرمؤلفهها مانند صداقت و راستگویی در دانشجویان ورودی جدید برجستهتر مشاهده شد. وی در ادامه افزود: بر اساس نتایج بهدستآمده، دانشجویان از نظر سطح هوش اخلاقی به چهار گروه ضعیف، نسبتاً خوب، خوب و خیلی خوب تقسیم شدند. نتایج نشان داد حدود ۱۳ درصد از دانشجویان در سطح خیلی خوب ، حدود ۵۵ درصد در سطح خوب و نزدیک به ۳۰ درصد در سطح ضعیف قرار دارند و در این بررسی موردی در سطح عالی مشاهده نشد. عضو هیأت علمی گروه پاتولوژی دهان، فک و صورت تأکید کرد: این نتایج نشان میدهد لازم است اساتید و محیطهای آموزشی دانشگاهی بستر مناسبتری، برای تقویت هوش اخلاقی دانشجویان فراهم کنند، تا آنها در زمان فارغالتحصیلی با سطح بالاتری از مسئولیتپذیری حرفهای وارد محیط کار شوند. دکتر قاضی، در پایان درباره تجربههای شخصی اش از تماسهای دانشجویان پس از فارغالتحصیلی گفت: برخی در تصمیمگیری درباره ارجاع بیماران دچار تردید میشوند؛ برخی حتی برای زخمهای کوچک بیماران را ارجاع میدهند و برخی دیگر ممکن است ضایعات مهم را جدی نگیرند. همین موضوع انگیزه اصلی انجام این پژوهش بود و خوشحالم که این طرح توانسته مورد توجه قرار گیرد.
|
41 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
متخصص سلامت دهان و دندانپزشکی اجتماعی و پژوهشگر دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد گفت: نتایج پژوهش کیفی انجام شده در حوزه آموزش دندانپزشکی نشان میدهد فعالیت دانشجویان سالهای پایانی در کلینیکهای خارج از دانشکده، اگرچه در حال حاضر بهصورت غیررسمی و بدون نظارت انجام میشود، میتواند با تعریف سازوکار قانونی و نظارتی به فرصتی برد-برد برای ارتقای آموزش و افزایش دسترسی مردم به خدمات قابل پرداخت دندانپزشکی تبدیل شود. دکتر علی کاظمیان، در گفتگو با وبدا، ، با ارائه گزارشی از پایاننامه دکتر سارا محققی با راهنمایی دکتر صابر بابازاده، به بررسی موضوع تحلیل زمینهها و انگیزههای دانشجویان دوران استیجری و اینترنی برای کار در کلینیکهای خارج از دانشکده پرداخت. به گفته دکتر کاظمیان، مسأله مورد بررسی این پژوهش دو بُعد اساسی دارد. نخست، چالش دسترسی عادلانه مردم به خدمات دندانپزشکی است؛ بهگونهای که در بسیاری از مناطق شهری و روستایی، یا دندانپزشک کافی وجود ندارد یا هزینه خدمات برای بخش قابل توجهی از جامعه قابل پرداخت نیست. بُعد دوم، به ساختار آموزش در دانشکدههای دندانپزشکی بازمیگردد. در حالی که آموزشها عمدتاً تخصصمحور و در محیطی کنترلشده انجام میشود، دانشجویان کمتر با واقعیتهای پیچیده درمان در بطن جامعه و با بیماران دارای مشکلات چندوجهی مواجه میشوند. این در حالی است که در نظریههای آموزش بالینی، حضور دانشجویان سالهای پایانی در عرصه واقعی خدمترسانی، بهعنوان بخشی از فرآیند یادگیری توصیه شده است. دکتر کاظمیان در ادامه با اشاره به اینکه ترکیب این دو مسأله میتواند فرصتی ارزشمند ایجاد کند، گفت: استفاده از ظرفیت دانشجویان سال آخر برای ارائه خدمات تحت نظارت در جامعه، هم به ارتقای کیفیت آموزش کمک میکند و هم میتواند بخشی از نیاز اقشار کمبرخوردار را پوشش دهد. وی افزود: اما در شرایط فعلی این ظرفیت بالقوه به یک تهدید تبدیل شده است. فعالیت برخی دانشجویان در کلینیکهای خارج از دانشکده، به دلیل نبود چارچوب قانونی مشخص، بهصورت غیررسمی و بدون نظارت انجام میشود؛ موضوعی که میتواند تبعات آموزشی، حرفهای و حتی حقوقی به همراه داشته باشد و به خطایی رایج در دوره دانشجویی بدل شده است. دکتر کاظمیان، گفت: در این پژوهش کیفی، با ۳۸ دانشجوی دندانپزشکی مصاحبه عمیق انجام شد تا انگیزهها، موانع، عوامل بازدارنده و ترغیبکننده برای فعالیت خارج از دانشکده و همچنین نقش قوانین موجود بررسی شود. این مطالعه تلاش کرده است به یکی از واقعیتهای کمتر گفتهشده در فضای آموزش دندانپزشکی بپردازد؛ مسألهای که به گفته پژوهشگران، زیر پوست دانشکدهها جریان دارد.
این پژوهشگر دانشکده دندانپزشکی تصریح کرد: در این پژوهش پیشنهاد شده است که فعالیت دانشجویان در کلینیکهای خارج از دانشکده بهصورت نظاممند و صرفاً در دوره اینترنی (سال پایانی) تعریف شود. همچنین بر لزوم نظارت رسمی، رعایت استانداردهای کنترل عفونت و تعیین چارچوبهای مشخص قانونی تأکید شده است. پیش از سال پایانی نیز اعمال نظارتهای قانونی دقیقتر پیشنهاد شده است. وی گفت: به باور پژوهشگران، ساماندهی این موضوع میتواند به ایجاد یک سازوکار برد-برد منجر شود؛ بهگونهای که هم آموزش دانشجویان ارتقا یابد و هم دسترسی جامعه به خدمات دندانپزشکی افزایش پیدا کند.
|
42 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
عضو هیأت علمی گروه پریودنتیکس دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، طی نتایج تحقیقی موفقیت آمیز، اعلام کرد استفاده از تکنیک نوین استئو دنسیفیکیشن، توانسته موفقیت جراحیهای سینوسلیفت بسته و کاشت همزمان ایمپلنت در خلف ماگزیلا را بهطور چشمگیری افزایش دهد و زمان درمان بیماران را تا هشت ماه کاهش دهد. دکتر رضا معین تقوی در گفتگو با وبدا، ضمن اشاره به چالش جراحی ایمپلنت در ناحیه خلف ماگزیلا گفت: پنوماتیزیشن سینوس و دانسیته پایین استخوان در این ناحیه همیشه یکی از معضلات اصلی در کاشت ایمپلنت بوده است. وی افزود: با افزایش سن و ساختار طبیعی استخوان ماگزیلا، حجم استخوان کرستال و کیفیت استخوان بهطور قابل ملاحظهای کاهش مییابد و این امر به کاهش پایداری اولیه ایمپلنت و افزایش احتمال شکست درمان منجر میشود. این پژوهشگر موفق دانشگاه، درباره مقایسه این روش با روشهای قدیمی اظهار داشت: در گذشته اغلب جراحیهای اگرسیو مانند اوپن سینوسلیفت انجام میشد؛ روشی تهاجمی که نیازمند ایجاد پنجره لترال، جراحی جداگانه، پیوند استخوان و ماهها انتظار بود. علاوه بر این، احتمال بروز عوارضی مثل پرفوریشن غشا، عفونت و حتی سینوزیت حاد همواره وجود داشت. این استاد دانشگاه با معرفی تکنیک استئو دنسیفیکیشن که از سال ۲۰۱۲ وارد دندانپزشکی شده است، گفت: این روش با استفاده از دریلهای ویژهای که برخلاف جهت عقربههای ساعت چرخش دارند، بهجای برداشت استخوان، ترابکولها را فشرده کرده و دانسیته استخوان را افزایش میدهد. همزمان پاورقی استخوانی و برادههای ایجادشده نیز در استخوان اسفنجی فشرده میشوند و همین فرایند امکان بالابردن غشای سینوس را بدون نیاز به جراحی تهاجمی فراهم میکند. وی، با اشاره به کاربرد این روش در ایمپلنتهای فوری افزود: یکی از مزایای مهم این تکنیک امکان کاشت همزمان ایمپلنت حتی در استخوانهای بسیار کمحجم، گاهی کمتر از سه میلیمتر، است. در بسیاری از موارد توانستهایم بین ۶ تا ۸ میلیمتر غشا را بدون نیاز به سینوسلیفت باز بالا ببریم. دکتر معین تقوی، درباره نتایج طرح گذشتهنگر اجراشده در کلینیک خود گفت: در ارزیابی بیماران درمانشده با این روش، هم میزان موفقیت درمان بالا بوده و هم رضایت بیماران افزایش چشمگیری داشته است. با این تکنیک، نیاز به اوپن ساینوسلیفت تقریباً به حداقل رسیده و این جراحی اکنون تنها در موارد بسیار محدود انجام میشود. این متخصص تأکید کرد: استئو دنسیفیکیشن یک روش کاملاً تکنیکسنسیتیوه و اپراتورسنسیتیوه است و اجرای صحیح آن نیازمند مهارت بالاست ، اما با وجود حساسیت بالا، مزایا چشمگیر هستند: زمان درمان بیمار از حدود یک سال به سه ماه کاهش مییابد و بیماران میتوانند بسیار سریعتر به دندان جایگزین خود برسند. همچنین هزینه و عوارض درمان به حداقل میرسد. وی در پایان تصریح کرد: این تکنیک در استخوانهای کمتراکم خلف ماگزیلا کمک بسیار بزرگی برای بهدست آوردن پرایمریاستبیلیتی مناسب است و میتواند آینده درمانهای ایمپلنت را متحول کند.
|
43 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
پژوهشگر و دانشیار بیماریهای دهان، فک و صورت دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با ارائه گزارش پایاننامه دکتر سینا کامیاب اعلام کرد: بخش قابل توجهی از بیماران مبتلا به سرطان دهان، پیش از ورود به روند درمان از هزینهها، عوارض، نیازهای تغذیهای و اقدامات پیشگیرانه آگاهی کافی ندارند؛ موضوعی که میتواند پایبندی به درمان و کیفیت زندگی آنان را بهطور جدی تحت تأثیر قرار دهد. دکتر لیلا ملاشاهی، استاد راهنمای دوم پایاننامه دکتر سینا کامیاب، در گفتگو با وبدا، در تشریح نتایج پژوهشی با موضوع ارزیابی سواد اطلاعات درمان در بیماران مبتلا به سرطان دهان گفت: متأسفانه روند ابتلا به سرطان دهان در سالهای اخیر افزایشی بوده و برخلاف گذشته، بسیاری از بیماران جوان و فاقد عوامل خطر شناختهشده به این بیماری مبتلا میشوند. وی افزود: پیامدهای سرطان دهان بسیار گسترده است و شامل عوارض جسمی، روانی، اقتصادی، اختلالات تغذیهای و مشکلات عملکردی مانند بلع، تکلم و خشکی دهان به دنبال رادیوتراپی میشود. با وجود اهمیت آگاهی بیمار از این مسائل، تعداد زیادی از بیماران با کمترین اطلاع وارد روند درمان میشوند. دکتر ملاشاهی ضمن بیان اینکه، پژوهش حاضر با راهنمایی دکتر امیر چماغی و مشاوره دکتر بشیر رسولیان انجام شد، گفت: ابتدا پرسشنامهای معتبر و مختصر طراحی شد و سپس بیماران 18 سال به بالا در بیمارستانهای امید و قائم(عج) مورد ارزیابی قرار گرفتند. حدود 90 درصد شرکتکنندگان مبتلا به اسکواموس کارسینومای دهانی بودند. نتایج نشان داد دو گروه بیماران قبل از شروع درمان و در حال درمان از نظر سطح سواد اطلاعات درمانی تفاوت معناداری نداشتند. دکتر ملاشاهی، با اشاره به بررسی پنج محور اصلی شامل نحوه درمان، هزینهها، تغذیه، عوارض درمان و اقدامات پیشگیرانه افزود: بیش از 50 درصد بیماران در زمینههایی مانند هزینههای درمان و تغذیه آگاهی ناکافی داشتند و حدود 63 درصد هیچ شناختی از عوارض درمان نداشتند. او همچنین تأکید کرد : اقدامات پیشگیرانه، مانند معاینات دندانپزشکی پیش از شروع درمان، به دلیل تشخیص دیرهنگام سرطان و زمان محدود تا شروع درمان انجام نمیشود.
به گفته وی، بیماران معمولاً بدون آگاهی از اینکه پس از جراحی نیاز به جلسات متعدد رادیوتراپی، گاه شیمیدرمانی، فیزیوتراپی فک، درمانهای تغذیهای و حتی پروتزهای دهانی خواهند داشت، وارد روند درمان میشوند. این عدم اطلاع باعث افزایش بار روانی و کاهش توان تحمل عوارض میشود. این پژوهشگر موفق دانشگاه، درباره یکی از نمونههای مورد مشاهده در گفت: به عنوان نمونه، خانم جوانی که معلم ادبیات فارسی بود و بدون هیچ ریسک فاکتوری مبتلا به سرطان زبان شده بود، پس از شروع درمان با مشکلات تکلم، کاهش وزن شدید و زخمهای دهانی مواجه شد؛ در حالی که پیش از عمل هیچ آگاهی از پیامدهای درمان نداشت. به گفته دکتر ملاشاهی، یافتههای این پژوهش میتواند مبنایی برای طراحی مداخلات آموزشی هدفمند مانند تهیه بروشورهای پیش از درمان، آموزش بیمار، و فراهمکردن امکان مشارکت آگاهانه بیمار در تصمیمگیری درمانی باشد. او تأکید کرد: درمان سرطان یک کار تیمی است و پیش از ورود بیمار به روند درمان، آگاهیبخشی صحیح میتواند کیفیت زندگی و سلامت روان بیماران را بهطور قابلتوجهی بهبود دهد.
|
44 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
استادیار گروه درمان ریشه دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، گفت: طی پژوهشی که با راهنمایی دکتر فرقانی و مشاوره دکتر کاظمیان در راستای فایل های روتاری انجام شد، نشان داد: که آموزش عملی کار با فایلهای روتاری در دانشکدههای دندانپزشکی ایران یکسان نیست و بخشی از دانشکدهها به دلیل نبود امکانات، ریسک خطا یا کمبود رزیدنت، این آموزش را به دانشجویان ارائه نمیکنند. دکتر سیده سارا نوابی، در گفتگو با وبدا، با اشاره به پایاننامه سینا سزاوار، دانشجوی رشته دندانپزشکی درباره وضعیت آموزش فایلهای روتاری در دانشکدههای دندانپزشکی کشور گفت: فایلهای روتاری که از دهه ۹۰ میلادی وارد عرصه درمان ریشه شدند، بهطور رسمی هنوز در کوریکولوم آموزشی ایران جایگاه ثابتی ندارند، اما برخی دانشکدهها مانند مشهد سالهاست آن را به شکل خودجوش آموزش میدهند. وی افزود: این پژوهش که به عنوان یک طرح پژوهش در آموزش انجام شده، با طراحی پرسشنامهای توسط دکتر کاظمیان و همکاری دکتر نوابی و دکتر فرقانی، به هیأتعلمی ۴۳ دانشکده دندانپزشکی ارسال شده است. به گفته وی، نتایج این پرسشنامه نشان میدهد بخشی از دانشکدهها هیچگونه آموزش تئوری یا عملی درباره فایلهای روتاری ارائه نمیکنند و دانشجویان آنها حتی روی دندان کشیدهشده یا بلوک نیز تجربه کار با این سیستمها را ندارند. دکتر نوابی با اشاره به مزایای استفاده از فایلهای روتاری در درمان ریشه گفت: این ابزارها با افزایش سرعت و کارآمدی درمان، احتمال بروز خطاهای انسانی را کاهش میدهند. وی با بیان اینکه این مبحث در کوریکولوم وزارت بهداشت گنجانده نشده است، افزود: دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد با توجه به برخورداری از امکانات، تجهیزات و حضور رزیدنتهای فعال در این حوزه، توانایی اجرای عملی درمان با فایلهای روتاری بر روی بیماران را دارد. به گفته وی، بر اساس یافتههای این پژوهش، شیوه آموزش عملی فایلهای روتاری در برخی از دانشگاهها با اختصاص ۳۵ درصد، بیشترین امکان درمان بیماران را به خود اختصاص داده و در صدر روشهای مورد بررسی قرار گرفته است. دکتر نوابی در ادامه تأکید کرد: آموزش درمان ریشه نیازمند رویکردی متعادل است. بر این اساس، پایه آموزش درمان ریشه همچنان بر مبنای فایلهای دستی قرار دارد و دانشجویان لازم است، ابتدا اصول و مهارتهای کار با این ابزارها را فراگیرند و سپس با روشهای نوین از جمله فایلهای روتاری آشنا شوند وی تصریح کرد: این پژوهش در نهایت پیشنهاد میکند، که با تخصیص بودجه و تجهیزات لازم، کارگاههای مقدماتی برای دانشجویان برگزار شود و سپس در صورت اصلاح کوریکولوم، آموزش روتاری بهطور رسمی در برنامه آموزشی دانشکدههای دندانپزشکی کشور وارد شود.
|
45 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
در زندگی پر مشغله و پر سرعت عصری که همه ی ما در آن زندگی می کنیم، ممکن است مراقبت از خود به راحتی نادیده گرفته شود و امکان آن میسر نباشد؛اما برای برخورداری از یک زندگی باکیفیت بسیار ضروری است.چرا که وقتی جسم و روان سالمی نداشته باشیم،دچار افت عملکرد در همه ی ابعاد زندگی خود می شویم. مراقبت از خود جنبه های گوناگونی دارد. میتواند شامل کاهش استرس روزمره باشد؛ ممکن است مدیریت زمانی باشد که ما در شبکههای اجتماعی می گذرانیم یا چکاپ ادواری سلامتی جسمی و بدنی ما باشد. اما چرا با وجود تاکیدهای بسیار به خودمراقبتی و فواید آن،خیلی مواقع در عمل خودمراقبتی انجام نمی دهیم؟ قبل از هر اقدامی برای خود مراقبتی باید ببینیم آیا موانعی برای خودمراقبتی ما وجود دارد یا خیر. شاید ما جزو آن دسته افرادی باشیم که بهانه می گیرند تا خود مراقبتی نکنند. شاید فکر میکنیم انجام کارهایی برای خودمان خودخواهانه است. یکی از دلایلی که ممکن است از مراقبت خود دور باشیم این است که می ترسیم با خود وقت بگذرانیم و با افکار و احساسات خود تنها باشیم.یا آنقدر برای خودمان ارزش قائل نیستیم که زمان هایی را برای خود مراقبتی اختصاص دهیم.اینها همه موانعی است که از پرورش ذهن و بدن ما جلوگیری می کند. پس قبل از هر اقدامی لازم است که موانع خود مراقبتی خود را شناسایی کنیم. سپس لیستی از فعالیت های گوناگون و مفیدی که می توانیم برای مراقبت از جسم و روان خود انجام دهیم،تهیه کنیم. مهم ترین ویژگی برنامه و لیست خود مراقبتی، منحصر به فرد بودن آن هست.به این معنی که هر کدام از ما نیازهایی داریم و خواسته ها و علایقی که باید برنامه ی مراقبت از خودمان را بر آن اساس تنظیم کنیم. مثلا ممکن است یک نفر در برنامه خودمراقبتی نیاز به انجام ازمایش خون داشته باشد ولی فرد دیگر به معاینه ی دندانپزشکی.فردی نیاز به سکوت و استراحت داشته باشد اما فرد دیگری به ورزش و تحرک.پس هر کسی برنامه ی منحصر به فرد خود را خواهد داشت. یکی از بهترین مزایای مراقبت از خود این است که به ما امکان می دهد وقت خود را صرف شناخت و کشف خود کنیم. هر فعالیتی که هنگام مراقبت از خود انجام می دهیم ، بینشی در مورد احساسات و خواسته های ما ایجاد می کند. خواه مدیتیشن کنیم و یا به یک مهمانی برویم.در این زمان ها است که می توانیم مراقبت از خود را یاد بگیریم و باعث بهبود کیفیت رابطه ی خودمان با درونمان و دیگران شویم. همین حالا لحظه ای وقت بگذارید و به چیزهایی فکر کنید که باعث می شود احساس شادی و خوشحالی کنید و یا به راه حل هایی فک کنید که می توانید در پاسخ به چالش های جسمی و روانی خود از آن ها استفاده کنید.می توانید از آن ها لیستی در گوشی خود تهیه کنید و متناسب با شرایط خود، برای انجام و اجرای آن ها وقت بگذارید. اینکه در طول هفته حداقل چند ساعت را به انجام فعالیت های خودمراقبتی اختصاص دهید،در بالابردن کیفیت زندگی شما بسیار تاثیرگذار است.اگر به ورزش خاصی مثلا والیبال علاقه مندید یا به یادگیری نوعی مهارت مانند آشپزی یا هر چیز دیگری علاقه مند هستید،برای آن وقت خالی کنید و انجامش دهید.حتی اگر بسیار شلوغ هستید،حداقل یک ساعت در هفته به انجام فعالیت خود مراقبتی بپردازید تا ذهن و سبک زندگی شما کم کم رنگ و بوی خودمراقبتی به خود بگیرد.
کلیدی ترین موضوع در مراقبت از خود این پیش فرض ذهنی است که شما ارزش آن را دارید که توسط خودتان دوست داشته شوید. افرادی که از خود غفلت می کنند دارای ناامنی های عمیقی هستند و احساس می کنند لیاقت مراقبت از خود را ندارند.غفلت از خود به اشکال مختلفی از جمله کار بیش از حد ، سو، مصرف مواد یا عدم مراقبت از مسائل بهداشت جسم و روان ما می تواند بروز می کند. برای مراقبت از خود نیازی به احساس گناه نداریم. واقعیت این است که به موازاتی که از خود مراقبت می کنیم،خودمراقبتی احساس خوبی در ما ایجاد می کند و همین احساس خوب باعث می شود که ما احساس ارزشمندی بیشتری را درون خود تجربه کنیم.و احساس ارزشمند بودن و داشتن عزت نفس، نقش بسیار مهمی در حفظ سلامت جسم و روان ما دارد
|
46 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
مسئول واحد سلامت روان بیمارستان شهید هاشمینژاد، از مراکز درمانی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، از چهار سال فعالیت جامع این واحد از زمان آغاز کار در اوج همهگیری کرونا تاکنون خبر داد و تأکید کرد: که ارائه خدمات تخصصی، آموزشهای گسترده و پشتیبانی مستمر از کارکنان و بیماران، این واحد را به یکی از پیشروترین مراکز سلامت روان در بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی مشهد تبدیل کرده است. عطیه حامدی، در گفتگو با وبدا اظهار داشت: واحد سلامت روان این بیمارستان از شهریورماه سال ۱۴۰۰ و در اوج دوران همهگیری کرونا، با هدف ارتقای سلامت روان پرسنل و حمایت از آنها در شرایط سخت آن روزها آغاز به کار کرد و بهعنوان یکی از نخستین واحدهای سلامت روان در بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی مشهد شناخته شد. وی، با اشاره به رویکرد جامع و چندبعدی این واحد افزود: دو محور اصلی فعالیت ما شامل آموزش و درمان است. از آنجا که تقویت مهارتهای زندگی و پیشگیری میتواند نقش مهمی در کاهش مشکلات رفتاری و هیجانی مانند اضطراب و افسردگی داشته باشد، آموزش مهارتهای زندگی را بهطور جدی در دستور کار قرار دادهایم. به گفته حامدی، تاکنون دورههای تخصصی کددار و آموزشهای درونبخشی با موضوعاتی همچون مهارتهای روانشناختی و تابآوری، مهارت ارتباط مؤثر و مدیریت استرس برای کارکنان بخشها و واحدهای مختلف برگزار شده است. همچنین محتوای آموزشی روانشناختی، بهصورت هفتگی و در قالب متن، تصویر و ویدئو در کانال پیامرسان بیمارستان منتشر میشود تا سطح آگاهی کارکنان در حوزه سلامت روان افزایش یابد.
وی افزود: تمام کارکنان جدیدالورود، نیز پیش از شروع فعالیت، جهت آشنایی با خدمات واحد سلامت روان و انجام ارزیابی اولیه روانشناختی به این واحد مراجعه میکنند. مسئول واحد سلامت روان بیمارستان شهید هاشمی نژاد، حوزه درمان را دومین محور فعالیتهای این واحد عنوان کرد و گفت: برای کارکنانی که با مشکلاتی مانند فرسودگی شغلی، مسائل زناشویی و خانوادگی، اضطراب، افسردگی و… روبهرو هستند، خدمات مشاوره و رواندرمانی تخصصی با حفظ کامل محرمانگی و بهصورت رایگان در کلینیک تخصصی بیمارستان ارائه میشود. حامدی، ضمن تأکید بر اینکه، فعالیت این واحد تنها به کارکنان محدود نمیشود گفت: این واحد روزانه برای بیماران بستری که در شرایط روانی مناسبی قرار ندارند و همچنین افرادی که اقدام به خودکشی کرده یا دچار سوءمصرف مواد هستند، خدمات مشاورهای ارائه می دهد. وی اظهار داشت: در سال ۱۴۰۴ به بیش از ۳۰۰۰ بیمار بستری در بخشهای مختلف مشاوره تخصصی سلامت روان ارائه شده است. حامدی، در پایان ضمن قدردانی از حمایتهای مدیریت بیمارستان گفت: تداوم این فعالیتها تنها با همراهی مدیریت ممکن است و ما امیدواریم بتوانیم محیطی امن، آگاه و حمایتگر برای تمامی کارکنان و بیماران ایجاد کنیم.
|
47 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
متخصص روانشناسی بالینی بیمارستان ابنسینا، از مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد، ضمن تبریک روز روانشناس به همه روانشناسان، مشاوران و فعالان حوزه سلامت روان در ایران و جهان، که حتی ممکن است صدای ما را نشوند، با تأکید بر کاهش انگ مراجعه به روانشناس و روانپزشک و افزایش استقبال از تراپی، بر نقش مکمل روانشناس و روانپزشک، تأکید کرد. صدیقه درافشان طباطبایی در گفتوگو با وبدا، با اشاره به جایگاه مهم روانشناس در جامعه گفت: روانشناس نقش بسیار مهمی دارد و حضور او در زندگی فردی و اجتماعی میتواند، به بهبود وضعیت روانی افراد و در نهایت آرامش جامعه کمک کند. وی افزود: در سالهای گذشته مراجعه به روانشناس برای برخی افراد با نوعی نگاه منفی یا انگ اجتماعی همراه بود، اما امروزه خوشبختانه این دیدگاه تا حد زیادی تغییر کرده و مردم امروز بیشتر از قبل به تراپی و مراجعه به متخصصان سلامت روان تمایل نشان میدهند. به گفته وی، پذیرش اجتماعی نسبت به رواندرمانی افزایش یافته و این موضوع میتواند به ارتقای سلامت روان در جامعه کمک کند. این روانشناس کودک و نوجوان تأکید کرد: روانشناس و روانپزشک دو حوزه متفاوت اما مکمل یکدیگر دارند؛ روانپزشک بیشتر در زمینه دارودرمانی فعالیت میکند، در حالی که روانشناس بر رواندرمانی و گفتوگو درمانی تمرکز دارد و در بسیاری از موارد، همکاری این دو تخصص در کنار هم میتواند بهترین نتیجه را برای مراجعان به همراه داشته باشد. تراپی برای درمانگران، مطالعه مستمر و سوپرویژن منظم به باور این متخصص، بحث تراپی برای خود روانشناس بسیار مهم است و روانشناسان باید خودشان نیز به تراپی بروند. همچنین مطالعه مستمر اهمیت زیادی دارد؛ توصیه میشود همکاران روانشناس مطالعه کتاب، آموزش دیدن، شرکت در کلاسها، خواندن مقاله و داشتن استاد راهنمای خوب را در اولویت قرار دهند. در قالب سوپرویژن، بدین معنا که یک استاد هر هفته حضور داشته باشد و چند نفر از همکاران کیسهای خود را مطرح کنند میتوان از اساتید پیشکسوت همان حوزه کمک گرفت. چون روان انسان سیال و ایستا نیست، این سیالی میطلبد که ما مرتب مطالعه داشته باشیم، بهروز باشیم، مقاله بخوانیم و کتاب بخوانیم. این روند بسیار کمک میکند به بهبود درمان و کمک به مراجعین، و مهم و مؤثر است، که اگر گاهی نمیتوانیم کمکی به مراجع داشته باشیم، دستکم به او آسیبی نرسانیم؛ و این مهم فقط با مطالعه، سوپرویژن دیدن، خواندن مقالات و کتاب و بهروز ماندن ممکن است. اهمیت تعاملات حرفهای در ارتقای سلامت روان درمانگران طباطبایی در ادامه درباره ماهیت حرفه روانشناسی گفت: به دلیل مواجهه مستمر با مشکلات مراجعان در بیمارستانها، کلینیکهای خصوصی و مراکز درمانی، توجه مضاعف به سلامت حرفهای و شخصی درمانگران ضرورت دارد. این متخصص حوزه سلامت روان دانشگاه تصریح کرد: سلامت روان تنها به مراجعان محدود نمیشود؛ خود روانشناسان نیز باید به سلامت روانشان توجه کنند. روانشناسان نیز مانند سایر افراد نیاز به استراحت، تفریح، رسیدگی به حال روحی و مراقبت از خود دارند و نباید از سلامت روان خود غافل شوند. وی افزود: راهکارهایی همچون فعالیت بدنی منظم، تفریحات سالم، تقویت ارتباط با خانواده و دوستان و گسترش تعاملات حرفهای میان همکاران از مؤلفههای اصلی پیشگیری از فرسودگی شغلی است. علاوه بر این، تشکیل گروههای همافزایی و گفتوگو میان روانشناسان، نشستهای منظم همکاران و طرح نگرانیها و چالشهای حرفها، انتقال نگرانیهای مراجعان به درمانگران میتواند، به مثابه نوعی گروهدرمانی ویژه همکاران عمل کرده و نقش قابل توجهی در ارتقای سلامت روان آنان ایفا کند. وی تأکید کرد: نشستهای منظم همکاران و طرح نگرانیها و چالشهای حرفها، انتقال نگرانیهای مراجعان به درمانگران پیشکسوت میتواند، به مثابه نوعی گروهدرمانی ویژه همکاران عمل کرده و نقش قابل توجهی در ارتقای سلامت روان و تاب اوری آنان ایفا کند. طباطبایی، در پایان با تأکید بر اهمیت این حرفه در جامعه گفت: اگر حال دل افراد خوب باشد، خانوادهها آرامتر خواهند بود و در نهایت جامعه نیز به سمت آرامش بیشتری حرکت میکند
|
48 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
در نهم اردیبهشت ماه، بهانه ای می یابیم تا از حرفه ای سخن بگوییم که در آن، واژه ها حکم دارو دارند و نگاه دقیق، کلید گشایش گره های ذهنی است. من فاطمه کاشی پزان جوان، در کسوت یک روانشناس در بیمارستان روان پزشکی ابن سینا از مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد، هر روز شاهد تلاقی رنج و امید در قامت مراجعانی هستم که از بیماران بستری و سرپایی و نهادهای محترم بهزیستی، نظام وظیفه و پزشکی قانونی به سوی ما رهسپار می شوند. فاطمه کاشی پزان جوان، روان شناس بیمارستان تخصصی ابن سینا، در گفتگو با وبدا، ضمن بیان اینکه رسالت یک روان شناس، در واحد روان شناسی، نه یک گفتگوی ساده، که فرآیندی علمی و روش مند تحت عنوان ارزیابی و آموزش و درمان بالینی است، اظهار داشت: ما با دقت قطعات پراکنده رفتار، هیجان و شناخت مراجعین را در کنار هم می نشانیم. این ارزیابی ها که با جدیت علمی و نظارت کیفی مستمر صیقل می خورند، در نهایت به مثابه منشوری روشن در برابر دیدگان پزشکان محترم، قرار می گیرند تا مسیر دارودرمانی و پروتکل های درمانی، با تکیه بر این یافته ها هموار گردد. وی افزود: روان شناسان، در کنار سایر همکاران بخش های مختلف روان شناسی، با تمام توان برای بهبود سلامت روان شناختی بیماران بستری و سرپایی می کوشند. ما روانشناسان بر این باوریم که تشخیص درست، نیمی از درمان است و ارزیابی های ما، همان پیوند حیاتی میان واکاوی روان و تصمیم گیری های کلان روان پزشکی است. این متخصص سلامت روان دانشگاه، ضمن تبریک روز روان شناس به تمامی پویندگان طریق آگاهی و سلامت جان ابراز امیدواری کرد: با هر ارزیابی صادقانه و هر همدلی عادلانه، بتوانیم گامی به سوی جامعه ای آرام تر و ذهنی شکوفاتر برداریم. خانم کاشیپزان جوان در پایان، با قدردانی از سایر همکاران پرتلاش حوزه سلامت روان که با تعهد، صبوری و دانش خود در مسیر ارتقای سلامت روان مردم گام برمیدارند و بیوقفه برای بهبود کیفیت زندگی افراد جامعه تلاش میکنند، اظهار کرد: قدردان تلاشهای روزانه تمامی همکارانم در مراکز درمانی و بیمارستانها هستم؛ همکارانی که با شنیدن، همراهیکردن و ایجاد امید در دل مراجعان، نقشی مؤثر در بهبود سلامت روان جامعه ایفا میکنند. وی تأکید کرد: بیتردید نقش سازنده و انساندوستانه شما همکاران فرهیخته سهمی بزرگ در شکلگیری جامعهای سالمتر، آگاهتر و انسانمحورتر دارد و امید است، همواره در این مسیر ارزشمند، موفق و پایدار باشید.
|
49 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
مسئول سایکوسوماتیک بیمارستان امام رضا(ع)، از مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با هشدار نسبت به پیامدهای روانی اخبار و تصاویر جنگ بر کودکان گفت: حتی کودکانی که در مناطق دور از درگیری زندگی میکنند نیز با دیدن تصاویر، شنیدن اخبار و مشاهده نگرانی والدین دچار احساس ناامنی و اضطراب میشوند و این وضعیت میتواند سلامت روان آنان را به طور جدی تهدید کند. هاجر یزدانی، در گفتگو با وبدا، با اشاره به تأثیرات روانی شرایط جنگی بر کودکان اظهار کرد: نگرانی و ترس یکی از شایعترین واکنشهای روانی در شرایط تهدیدکننده و جنگی است. این نگرانی تنها محدود به کودکانی که مستقیماً در معرض جنگ قرار دارند نیست، بلکه حتی کودکانی که در مناطق دورتر زندگی میکنند نیز از طریق مشاهده تصاویر، شنیدن اخبار و احساس نگرانی والدین، احساس ناامنی و اضطراب شدیدی را تجربه میکنند. وی افزود: اثرات جنگ بر کودکان بسیار مخرب است و به همین دلیل باید تا حد امکان آنان را از مواجهه با اخبار و تصاویر مرتبط با جنگ دور نگه داشت. این شرایط میتواند با نشانههای متعددی در ابعاد هیجانی، جسمی، رفتاری و شناختی در کودکان بروز پیدا کند. یزدانی گفت: در بُعد هیجانی، کودک ممکن است دچار ترس شدید، نگرانی مفرط، تحریکپذیری و احساس ناامنی شود. از نظر جسمی نیز علائمی مانند سردرد، دلدرد، بیخوابی، بیاشتهایی یا پرخوری در کودکان دیده میشود. در بعد رفتاری نیز نشانههایی مانند بیقراری، گریههای مکرر، گوشهگیری، زودرنجی، وابستگی بیش از حد به والدین و حتی رفتارهای پرخاشگرانه بروز پیدا میکند. به گفته وی، نشانههای شناختی نیز در این شرایط قابل مشاهده است که از جمله آن میتوان به تحریفهای شناختی، نشخوار ذهنی، کاهش تمرکز و توجه و افت تحصیلی اشاره کرد. یزدانی افزود: کودکان هنوز توانایی کامل درک و تحلیل وقایع پیچیده مانند جنگ و همچنین مهارت مدیریت هیجانات خود را ندارند، بنابراین مواجهه مداوم با اخبار جنگ میتواند به شدت سلامت روان آنان را تهدید کند. مسئول سایکوسوماتیک بیمارستان امام رضا(ع) تصریح کرد: کودکان اغلب مانند بزرگسالان قادر به نامگذاری احساسات خود نیستند و هیجانات خود را بیشتر از طریق رفتار نشان میدهند.؛ نابراین زمانی که در معرض مداوم اخبار جنگ قرار میگیرند ممکن است دچار استرس و اضطراب شدید و طولانیمدت شوند. وی، با تأکید بر اهمیت نحوه گفتوگو با کودکان درباره این موضوع گفت: صحبت درباره جنگ با کودکان نیازمند آگاهی، دقت و حساسیت بالایی است. والدین باید با آرامش و صداقت با فرزندان خود صحبت کنند و از انتقال اضطراب و نگرانی خود به کودکان پرهیز کنند. یزدانی افزود: شنیدن مداوم اخبار جنگ از طریق رسانهها و شبکههای اجتماعی یکی از مهمترین عوامل ایجاد ترس و اضطراب در کودکان است. بنابراین توصیه میشود والدین تا حد امکان از تماشای اخبار جنگ در حضور کودکان یا صحبت مکرر درباره آن خودداری کنند. وی، ایجاد فضای امن برای گفتوگو را از دیگر اقدامات مهم برشمرد و گفت: والدین باید به کودکان اجازه دهند احساسات و نگرانیهای خود را بدون ترس از قضاوت بیان کنند. شنیدن فعال، همدلی با احساسات کودک و اطمینانبخشی به او میتواند تا حد زیادی به کاهش اضطراب کمک کند. این متخصص حوزه سلامت روان دانشگاه ادامه داد: آموزش مهارتهای مقابلهای و مهارت حل مسأله به کودکان میتواند به آنها کمک کند تا استرس و نگرانیهای خود را بهتر مدیریت کنند. همچنین تشویق کودکان به بیان احساسات از طریق نقاشی، داستانگویی، بازی و فعالیتهای هنری میتواند در ایجاد احساس امنیت و آرامش در آنان بسیار مؤثر باشد. اختلال اضطراب فراگیر؛ نگرانی دائمی که زندگی روزمره را مختل میکند وی همچنین به اختلال اضطراب فراگیر (Generalized Anxiety Disorder) یا GAD اشاره کرد و گفت: این اختلال یکی از اختلالات روانی و رفتاری است که با نگرانی بیش از حد، غیرقابل کنترل و اغلب غیرمنطقی درباره رویدادها یا فعالیتهای روزمره مشخص میشود و میتواند در عملکرد فرد در زندگی روزانه اختلال ایجاد کند. یزدانی افزود: ویژگی اصلی این اختلال اضطراب و نگرانی افراطی درباره طیف گستردهای از موضوعات روزمره است و فرد مبتلا معمولاً در کنترل این نگرانیها با مشکل مواجه میشود. در کودکان مبتلا به این اختلال نیز احتمال بروز افسردگی در دورههای بعدی زندگی افزایش مییابد. وی، با اشاره به معیارهای تشخیصی این اختلال در راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-5) گفت: برای تشخیص این اختلال، اضطراب و نگرانی باید در بیشتر روزها و حداقل به مدت شش ماه وجود داشته باشد. همچنین فرد باید در کنترل نگرانیهای خود ناتوان باشد. به گفته یزدانی، این اختلال معمولاً با علائمی مانند بیقراری، خستگی زودرس، مشکل در تمرکز، تنش عضلانی و اختلال خواب همراه است. البته در کودکان وجود تنها یکی از این علائم نیز میتواند برای تشخیص مورد توجه قرار گیرد. وی توضیح داد: افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر ممکن است علائم جسمانی نیز تجربه کنند که از جمله آنها میتوان به تعریق، تهوع، اسهال، درد و گرفتگی عضلات اشاره کرد. همچنین واکنش از جا پریدگی در این افراد شدیدتر از حد معمول است. مسئول سایکوسوماتیک بیمارستان امام رضا(ع) یزد گفت: برخی علائم ناشی از تحریک بیش از حد دستگاه عصبی خودمختار مانند افزایش ضربان قلب، تنگی نفس و سرگیجه نیز ممکن است دیده شود، هرچند شدت آنها نسبت به برخی اختلالات اضطرابی دیگر کمتر است. همچنین مشکلاتی مانند سندرم روده تحریکپذیر و انواع سردردها نیز میتوانند با استرس و اضطراب همراه باشند.
وی ادامه داد: برخی کودکان مبتلا به این اختلال ممکن است نگرانی شدیدی درباره رویدادهای فاجعهبار مانند زلزله، سیل یا جنگ داشته باشند و برای اطمینان از درست انجام دادن کارهایی که درباره آنها نگران هستند، به طور مداوم به قوت قلب گرفتن از دیگران نیاز پیدا کنند. یزدانی به عوامل خطر ابتلا به این اختلال اشاره کرد و گفت: ویژگیهایی مانند خلقوخوی دشوار، بازداری رفتاری و تعاملات ضعیف میان والدین و فرزندان میتواند از جمله عوامل زمینهساز بروز این اختلال باشد. وی افزود: نظریهپردازان شناختی معتقدند نگرانی در کودکان و نوجوانان کارکرد خاصی دارد؛ به این معنا که نگرانی به آنها کمک میکند از تصاویر ذهنی بسیار هیجانی و تهدیدکننده اجتناب کنند و به جای آن با افکار تحلیلیتر درباره خطرات احتمالی آینده درگیر شوند. در واقع نگرانی نوعی اجتناب شناختی محسوب میشود و نوعی تقویتکننده منفی دارد. به گفته وی، کودکان مبتلا به این اختلال معمولاً برای نگرانیهای خود راهحلهای مؤثری تولید نمیکنند و بیشتر دچار نشخوار فکری میشوند. همچنین این کودکان اغلب دارای تحریفهای شناختی مانند فاجعهانگاری، تعمیم بیش از حد و شخصیسازی هستند که باعث میشود موقعیتها را تهدیدکنندهتر از آنچه واقعاً هستند درک کنند. یزدانی درباره روشهای درمانی این اختلال گفت: ترکیب رواندرمانی و درمان دارویی معمولاً مؤثرترین روش درمانی محسوب میشود. در کودکان روشهایی مانند بازیدرمانی شناختی ـ رفتاری (CBPT)، رواندرمانی بدنی، هنر درمانی، شنبازی درمانی، تکنیکهای آرامسازی، ذهنآگاهی، مدیتیشن، یوگا، ماساژ، اصلاح سبک زندگی و آموزش مهارتهای زندگی میتواند به کاهش اضطراب و بهبود سلامت روان آنان کمک کند. همچنین در صورت مشاهده علائم شدید یا پایدار، مراجعه به روانشناس کودک و دریافت خدمات تخصصی توصیه میشود.
|
50 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
روان شناس بالینی بیمارستان امام رضا (ع)، با اشاره به فشارهای شغلی بالای حرفه پرستاری گفت: آموزش مهارتهای زندگی میتواند نقش مؤثری در کاهش استرس، اضطراب و فرسودگی شغلی پرستاران داشته باشد و به ارتقای سلامت روان و کیفیت خدمات درمانی کمک کند. هاجر یزدانی، در گفتگو با وبدا، سلامت روان را یکی از مهمترین شاخصهای رفاه فردی و اجتماعی، عنوان کرد و افزود: در دنیای امروز یکی از مهمترین تهدیدهایی که انسان با آن مواجه می شود، آسیب به سلامت روان است. بهگونهای که افسردگی به عنوان دومین بیماری ناتوانکننده قرن شناخته شده و استرس نیز از عوامل اصلی بروز سکتههای قلبی و مغزی محسوب میشود. وی، با اشاره به شرایط کاری پرستاران افزود: پرستاران از جمله گروههای شغلی هستند که به دلیل ماهیت کار خود در معرض فشارهای روانی قابل توجهی قرار دارند. شیفتهای کاری طولانی، تعامل مداوم با بیماران و همراهان آنان و مواجهه با شرایط بحرانی، از جمله عواملی هستند که میتواند زمینهساز استرس، اضطراب و فرسودگی شغلی در این قشر شود. به همین دلیل سازمان بهداشت جهانی نیز حرفه پرستاری را در زمره مشاغل سخت طبقهبندی کرده است. یزدانی گفت: سلامت روان تنها به معنای نبود بیماری روانی نیست، بلکه شامل توانایی فرد در مدیریت هیجانات، برقراری ارتباط مؤثر با دیگران، مشارکت در فعالیتهای اجتماعی و انعطافپذیری در برابر دشواریهای زندگی است. وی افزود: طبق اعلام سازمان بهداشت جهانی، سلامت روان حالتی از رفاه روانی، اجتماعی و عاطفی است که در آن فرد میتواند تواناییهای خود را شکوفا کرده و با فشارهای طبیعی زندگی سازگار شود. این متخصص روان شناسی، با اشاره به ابعاد مختلف سلامت روان گفت: این مفهوم دارای ابعاد هیجانی، شناختی، رفتاری، اجتماعی و معنوی است. در بعد هیجانی، فرد توانایی مدیریت احساسات و کنترل هیجانات منفی مانند اضطراب و خشم را دارد و میتواند هیجانات مثبت مانند رضایت و شادی را تقویت کند. بعد شناختی نیز شامل توانایی حل مسئله، تصمیمگیری و انعطافپذیری ذهنی است. بعد رفتاری شامل رفتارهای اجتماعی و تعاملات روزمره با دیگران، بعد اجتماعی به توانایی تعامل موثر با جامعه اشاره دارد و نیازمند مهارت اجتماعی قوی است و بعد معنوی بر ارزش ها و باورها و هدف مندی فرد تأکید دارد و افرادی که هدف و معنا در زندگی دارند با فشارهای روانی بهتر مقابله می کنند و انگیزه بیشتری در کار و فعالیت های روزمره دارند. وی بر اهمیت مهارتهای زندگی تأکید کرد و افزود: بسیاری از افراد در مواجهه با چالشهای زندگی فاقد مهارتهای لازم برای مدیریت هیجانات، برقراری ارتباط مؤثر و حل مسائل هستند و همین موضوع میتواند آنها را در برابر مشکلات روزمره آسیبپذیر کند. در حالی که آموزش مهارتهای زندگی مانند خودآگاهی، همدلی، مدیریت استرس و مهارتهای ارتباطی میتواند به بهبود سلامت روان کمک کند. یزدانی، مهارتهای زندگی را مجموعهای از تواناییهای قابل یادگیری ذکر کرد و گفت: این مهارتها شامل مدیریت هیجانات و استرس، ارتباط مؤثر، خودآگاهی، خودکنترلی و توانایی تصمیمگیری و حل مسئله است. برای مثال، مهارت مدیریت هیجان به افراد کمک میکند فشارهای روانی را شناسایی کرده و واکنشهای سالمتری نسبت به شرایط تنشزا نشان دهند. وی خاطرنشان کرد: در محیطهای درمانی که پرستاران با شرایط پراسترس و مسئولیتهای سنگین مواجه هستند، تقویت مهارتهای ارتباطی نیز اهمیت زیادی دارد. ارتباط مؤثر با بیمار، همراهان بیمار و همکاران میتواند به ایجاد فضای کاری سالمتر و افزایش رضایت شغلی کمک کند. مسئول واحد سایکوسوماتیک بیمارستان امام رضا (ع) با استناد به پژوهش های صورت گرفته گفت: نتایج این پژوهش ها نشان می دهد که، آموزش مهارتهای زندگی از طریق کارگاههای آموزشی، برنامههای روانشناختی و آموزشهای گروهی میتواند به بهبود سلامت روان، افزایش خودکارآمدی و ارتقای عملکرد شغلی پرستاران منجر شود. به همین دلیل توجه به آموزش این مهارتها یکی از راهکارهای مؤثر در کاهش استرس و ارتقای کیفیت خدمات در نظام سلامت به شمار میرود.
|
51 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
روان پزشک و فلوشیپ فوقتخصص سالمندان بیمارستان ابنسینا از مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با تأکید بر اینکه سقوط (Falling) یکی از شایعترین و جدیترین مشکلات سلامت در سالمندان است، گفت: سالانه بیش از یکچهارم افراد بالای ۶۵ سال دچار سقوط میشوند و این موضوع یکی از مهمترین علل شکستگیهای شدید، آسیبهای مغزی، کاهش استقلال و حتی مرگ در این گروه سنی است؛ در حالیکه بخش قابل توجهی از این سقوطها با مداخلات ساده و چندجانبه قابل پیشگیری است. دکتر علیاکبر اسماعیلی، در گفتگو با وبدا، ضمن اشاره به اهمیت موضوع سقوط در سالمندان گفت: سقوط در سالمندان فقط یک اتفاق ساده نیست؛ این عارضه میتواند منجر به شکستگیهای جدی مانند شکستگی لگن، آسیبهای سر و مغز، از دست رفتن استقلال فردی و در مواردی حتی مرگ شود. آمارها نشان میدهد هر سال بیش از یکچهارم افراد بالای ۶۵ سال حداقل یک بار سقوط را تجربه میکنند و این مسئله از علل اصلی بستری شدن سالمندان به شمار میرود. وی با تأکید بر اینکه سقوط معمولاً نتیجه یک علت واحد نیست، افزود: سقوط اغلب چندعاملی است؛ به این معنا که ترکیبی از تغییرات طبیعی ناشی از پیری، بیماریهای زمینهای، مصرف داروهای متعدد و شرایط محیطی، همزمان در ایجاد آن نقش دارند. علل اصلی سقوط در سالمندان این فلوشیپ فوقتخصص سالمندان درباره علل شایع سقوط اظهار داشت: کاهش قدرت عضلات بهویژه در پاها، اختلال تعادل، کند شدن رفلکسها، کاهش بینایی و شنوایی و مشکلات مربوط به حس موقعیت بدن (پروپریوسپشن)، همگی با افزایش سن شایعتر میشوند و زمینه سقوط را فراهم میکنند.
وی در ادامه افزود: بیماریهایی مانند دیابت (بهویژه در صورت بروز نوروپاتی)، بیماریهای قلبی و افت فشار خون وضعیتی، آرتریت، پارکینسون، سابقه سکته مغزی، مشکلات تیروئید، کمآبی بدن و حتی بیاختیاری ادرار که باعث عجله فرد برای رسیدن به سرویس بهداشتی میشود از جمله عوامل مهم خطر محسوب میشوند.
به گفته دکتر اسماعیلی، مصرف همزمان چند دارو (Polypharmacy)، بهخصوص بیش از چهار دارو، و استفاده از داروهای آرامبخش، ضدافسردگی، خوابآور، آنتیهیستامینها یا داروهایی که افت فشار یا سرگیجه ایجاد میکنند، میتواند احتمال سقوط را به طور قابل توجهی افزایش دهد. وی، عوامل محیطی مانند نور کم، کف لغزنده، قالیچههای شل، پلهها، مبلمان ناپایدار و کفش نامناسب را نیز از دیگر عوامل مهم خطر برشمرد و افزود: در کنار اینها، اختلالات شناختی، دمانس و افسردگی با کاهش تمرکز و قضاوت صحیح، نقش مهمی در بروز سقوط دارند. علایم هشدار و ضرورت مراجعه زودهنگام این متخصص سالمندان با اشاره به علایم هشداردهنده قبل از سقوط گفت: سرگیجه، احساس عدم تعادل هنگام برخاستن از صندلی یا بستر، تاری دید، ضعف پاها، گیجی، درد مفاصل یا بیحسی در پاها از علایمی هستند که باید جدی گرفته شوند. حتی ترس از سقوط، خود میتواند باعث کاهش فعالیت و در نهایت افزایش خطر سقوط شود. او تأکید کرد: پس از یک سقوط نیز بروز درد، کبودی، ناتوانی در بلند شدن، سردرد، گیجی یا علایم شکستگی مانند تورم و تغییر شکل اندام، هشدار جدی است. اگر سالمندی حتی یک بار سقوط کرده یا احساس عدم تعادل دارد، مراجعه سریع به پزشک ضروری است. ریسک فاکتورها؛ از سابقه سقوط تا کمبود ویتامین D دکتر اسماعیلیبا اشاره به ریسک فاکتورهای اصلی سقوط اظهار داشت: سابقه سقوط قبلی قویترین عامل پیشبینیکننده سقوط مجدد است. ضعف عضلات پایینتنه، اختلال تعادل و راه رفتن، مشکلات بینایی و شنوایی، مصرف داروهای متعدد یا داروهای روانگردان، کمبود ویتامین D، سن بالای ۸۰ سال، جنس مؤنث، اختلالات شناختی و بیماریهای مزمنی مانند آرتریت، دیابت، فشار خون بالا و پارکینسون، همگی از عوامل مهم خطر سقوط به شمار می روند.
وی افزود: عوامل محیطی خطرزا در خانه، عجله برای رفتن به توالت به دلیل بیاختیاری، سوءتغذیه، تنهایی و در برخی موارد مصرف الکل و سیگار میتوانند این خطر را تشدید کنند. ارزیابی و تشخیص؛ نگاهی چندبعدی به سالمند این فلوشیپ فوق تخصص سالمندی، تشخیص و ارزیابی سقوط را یک فرآیند چندبعدی ذکر کرد و افزود: ارزیابی دقیق شامل گرفتن تاریخچه کامل از تعداد و شرایط سقوطها، بررسی داروهای مصرفی، بیماریهای همراه و میزان ترس از سقوط است. معاینه فیزیکی برای بررسی قدرت عضلانی، تعادل، راه رفتن، بینایی، شنوایی و فشار خون در وضعیتهای مختلف (از خوابیده به ایستاده) انجام میشود و در صورت نیاز، آزمایشهای خونی، ارزیابی ویتامین D، بررسی کمخونی و عملکرد تیروئید و نیز نوار قلب درخواست میشود. وی تصریح کرد: در افراد پرخطر یا کسانی که سقوطهای مکرر و آسیبزا دارند، انجام ارزیابی جامع سالمندی و استفاده از تیم چندحرفهای شامل پزشک، فیزیوتراپیست و داروساز برای شناسایی عوامل قابل اصلاح، بسیار توصیه میشود. پیشگیری و مراقبت؛ بسیاری از سقوطها قابل پیشگیری است دکتر اسماعیلی با تأکید بر نقش پررنگ پیشگیری گفت: خبر خوب این است، که بسیاری از سقوطها قابل پیشگیری هستند. بهترین رویکرد، مداخلات چندعاملی و چندحرفهای است. وی در تشریح مهمترین اقدامات پیشگیرانه افزود: برنامههای ورزشی منظم شامل تمرینات تعادل مانند تایچی، تقویت عضلات پایینتنه و تمرینات عملکردی نظیر حرکت مکرر نشستن و بلند شدن (Sit-to-Stand)، حداقل سه بار در هفته به مدت ۱۲ هفته یا بیشتر، از مؤثرترین مداخلات شناختهشده در کاهش خطر سقوط است.
این روانپزشک دانشگاه، بازبینی و اصلاح داروها را گام مهم دیگر در پیشگیری عنوان کرد و در ادامه افزود: کاهش یا قطع داروهای غیرضروری، بهویژه داروهای آرامبخش و داروهایی که باعث سرگیجه و افت فشار میشوند، باید حتماً زیر نظر پزشک انجام شود.
وی، اصلاح محیط خانه را یکی دیگر از محورهای حیاتی برشمرد و گفت: افزایش روشنایی محیط، نصب دستگیره در حمام و توالت، جمع کردن قالیچههای شل، استفاده از کفش مناسب با کفی غیرلغزنده و در صورت لزوم نصب سنسورهای حرکتی، از اقدامات ساده اما بسیار مؤثر هستند. به گفته دکتر اسماعیلی، در افراد دارای کمبود، تجویز ویتامین D با نظر پزشک، مدیریت مناسب بیماریهای زمینهای مانند فشار خون و دیابت، درمان آبمروارید، رسیدگی به افسردگی و بیاختیاری، و آموزش سالمند و خانواده درباره استفاده صحیح از وسایل کمکی مانند عصا و واکر، نقش مهمی در پیشگیری از سقوط دارند. او افزود: در سالمندان بسیار پرخطر، ارزیابی خانه توسط تیم تخصصی، استفاده از محافظ لگن (Hip Protector) و برنامههای توانبخشی اختصاصی میتواند توصیه شود. توصیه به خانوادهها دکتر علیاکبر اسماعیلی با خطاب قرار دادن خانوادهها گفت: سالمند را به حرکت و فعالیت منظم تشویق کنید، اما محیط را برای او ایمنتر نمایید. رژیم غذایی حاوی کلسیم و ویتامین D، توجه جدی به هرگونه سرگیجه یا عدم تعادل، و مراجعه به پزشک پس از هر سقوط—even اگر ظاهراً آسیب جدی دیده نمیشود—بسیار مهم است. وی تأکید کرد: اگر سالمندی در خانواده دارید، که حتی یک بار سقوط کرده، احساس ناپایداری در راه رفتن دارد یا از افتادن میترسد، حتماً با پزشک عمومی یا فوقتخصص سالمندان مشورت کنید. ارزیابی حضوری دقیق، بهترین راه برای ارائه توصیههای شخصیسازیشده و کاهش خطر سقوط است.
|
52 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
روانپزشک و رواندرمانگر بیمارستان ابن سینا، از مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با اشاره به تأثیر بحرانهای اجتماعی و روانی بر زندگی خانوادگی گفت: در چنین شرایطی رابطه زوجی بیش از هر زمان دیگری در معرض فشار قرار میگیرد؛ فشاری که نهتنها از شرایط بیرونی ناشی میشود، بلکه ناامنیها، ترسها و الگوهای دلبستگی قدیمی افراد را نیز فعال میکند. دکتر علی ثاقبی، در گفتگو با وبدا، درباره مراقبت از رابطه زوجی در زمانه بحران و اثر بحرانهای جمعی بر روابط زوجها اظهار داشت: در روزهای بحران، فقط خیابانها، بازارها، دانشگاهها و بیمارستانها زیر فشار نمیروند؛ خانهها هم تحت فشار قرار می گیرند و در خانه، یکی از نخستین جاهایی که این فشار خود را نشان میدهد، رابطه زوجی است. وی افزود: برای فهم آنچه در رابطه زوجها در بحران رخ میدهد، کافی نیست بگوییم آدمها عصبیتر، کمحوصلهتر یا زودرنجتر میشوند. مسأله عمیقتر است. بحران فقط فشار تازه نمیآورد، بلکه لایههای قدیمیتر ناامنی را نیز فعال میکند. به همین دلیل رابطه زوجی در زمانه بحران فقط رابطه میان دو فرد خسته و مضطرب نیست، بلکه صحنهای است که آسیبپذیریهای زمینهای، سبکهای دلبستگی، ترسهای قدیمی و فشارهای اکنون همزمان در آن فعال میشوند. این روانپزشک دانشگاه گفت: بحرانهای جمعی در خلأ فرود نمیآیند. هر فرد با تاریخچهای از تجربههای عاطفی، رهاشدگیها، ناامنیها، زخمهای کهنه و شیوهای خاص برای نزدیکشدن یا فاصلهگرفتن وارد رابطه شده است. به گفته وی در روزهای آرام، بسیاری از این الگوها تا حدی مهار میشوند یا در دل زندگی روزمره پنهان میمانند، اما وقتی تهدید، ابهام، بیثباتی، فقدان و انتظار خطر طولانی میشود، همین الگوهای پنهان دوباره فعالتر میشوند. دکتر ثاقبی با اشاره به مفهوم سبک دلبستگی گفت: سبک دلبستگی به زبان ساده یعنی شیوهای که هر فرد در رابطههای اولیه زندگی خود یاد گرفته است با نزدیکی، فاصله، ناامنی و نیاز عاطفی برخورد کند. بحرانها این شیوههای قدیمی را پررنگتر میکنند. در دلبستگی اضطرابی، فرد در برابر فاصله، سکوت یا ابهام زودتر احساس تهدید میکند و ممکن است بیشتر دنبال نشانههای محبت یا اطمینان باشد. در مقابل، در دلبستگی اجتنابی فرد در برابر فشار عاطفی یا نیاز شدید دیگری بیشتر به عقبنشینی، سکوت و حفظ فاصله پناه میبرد. به بیان دیگر، یکی برای آرامشدن به نزدیکی بیشتر نیاز دارد و دیگری برای آرامماندن به فاصله بیشتر. به گفته وی، مشکل زمانی آغاز میشود که این تفاوت در شیوه تابآوری بهعنوان نشانهای از کمبود محبت یا تعهد تعبیر شود. در چنین شرایطی یکی ممکن است بگوید "اگر دوستم داشتی، اینقدر از من دور نمیشدی" و دیگری تصور کند "اگر مرا میفهمیدی، اینقدر فشار نمیآوردی" . از این نقطه به بعد، بحران دیگر فقط بیرون از رابطه نیست، بلکه وارد خود رابطه شده است این روانتحلیلگر افزود: در روزهای بحران، رفتارهای آشنا معنایی تازه پیدا میکنند. سکوتی که زمانی شاید نشانه خستگی بود، ممکن است اکنون بهعنوان طرد یا بیاعتنایی تعبیر شود. دلنگرانیای که پیشتر مراقبت تلقی میشد، ممکن است به شکل فشار یا کنترلگری فهمیده شود. حتی یک تأخیر کوتاه، یک جمله تند یا نیاز به تنهایی میتواند بهسرعت این معنا را ایجاد کند که همه چیز بین ما خراب شده است . دکتر ثاقبی ادامه داد: این مسأله فقط در سطح معنا باقی نمیماند و بدن نیز وارد آن میشود. زمانی که بدن برای مدت طولانی در حالت آمادهباش قرار میگیرد، آستانه تحمل کاهش مییابد. افراد زودتر میرنجند، زودتر حالت دفاعی پیدا میکنند و سختتر میتوانند مکث کنند یا از سوءتفاهم عبور کنند. بنابراین کاهش حوصله، تصمیمگیری عجولانه، تندی یا بدفهمی لزوماً نشانه اخلاق بد یا کاهش عشق نیست؛ گاهی پیامد مستقیم فشار مزمنی است که بر بدن و روان وارد شده است. نقش بحرانهای اجتماعی در تشدید تنشهای زوجی وی، با اشاره به تأثیر بحران بر صمیمیت در رابطه زوجها گفت: یکی از حوزههایی که این فشار به شکل عمیق اما خاموش دیده میشود، فضای صمیمیت است. بدنی که مدتها در حالت آمادهباش بوده، دیگر بدنی آماده برای تجربه نزدیکی نیست. فردی که مضطرب، خسته، کمخواب یا درگیر نگرانیهای مداوم است ممکن است مانند گذشته از نظر عاطفی یا جنسی در دسترس نباشد. در چنین شرایطی افت میل یا فاصلهگیری بدنی نباید، فوراً بهعنوان نشانه بیعلاقگی یا پایان عشق تعبیر شود، هرچند نباید آن را کاملاً بیاهمیت هم دانست. به گفته این روانپزشک، در بحران حتی اختلافهای ظاهراً عملی نیز معنایی عاطفی پیدا میکنند. پول ممکن است به امنیت، شأن و آینده گره بخورد؛ مهاجرت ممکن است با امید، هویت یا ترس از دستدادن پیوند پیدا کند و موضوع فرزند نیز میتواند بازتابی از نگرانیهای متفاوت والدین درباره خطر، مراقبت و بقا باشد. دکتر ثاقبی افزود: اگر زوج دارای فرزند باشند، فشار بحران تنها میان آنها باقی نمیماند و به کودک نیز منتقل میشود. اختلاف بر سر اینکه چه چیزی را باید به کودک گفت، چگونه از او محافظت کرد یا چگونه ثبات خانه را حفظ کرد، میتواند بهسادگی به میدان تازهای برای تنش تبدیل شود. در چنین شرایطی مراقبت از رابطه زوجی فقط مراقبت از دو بزرگسال نیست، بلکه بخشی از مراقبت از بافت عاطفی خانه و سلامت روان کودک است. وی، یکی از خطرناکترین لحظهها را زمانی عنوان می کند، که زوج رنج مشترک را به دشمنی متقابل تبدیل میکنند؛ در این حالت به جای آنکه بپذیرند " ما هر دو زیر فشار هستیم" ، به این نتیجه میرسند که "تو ریشه مشکلات منی" . از همینجا رابطهای که میتوانست پناهگاه باشد، به میدان ثانویه بحران تبدیل میشود. این روانتحلیلگر با اشاره به الگویی که در بسیاری از زوجها دیده میشود گفت: این وضعیت اغلب به چرخه تعقیب و عقبنشینی میرسد؛ یعنی یکی برای دریافت اطمینان بیشتر فشار میآورد و دیگری برای حفظ آرامش عقب میکشد. هرچه یکی بیشتر نزدیک میشود، دیگری بیشتر فاصله میگیرد و این چرخه بهتدریج فرساینده میشود. دکتر ثاقبی تأکید کرد: یکی از مهمترین کارها در چنین شرایطی این است، که زوجین بتوانند میان همسر و بحران تمایز قائل شوند. تفاوت زیادی وجود دارد میان این دو جمله که "تو خود فشار منی" و "این فشار دارد ما را فرسوده میکند". جمله دوم درد را از بین نمیبرد، اما از شدت دشمنسازی میکاهد و امکان دیدن فشار مشترک را فراهم میکند. وی ادامه داد: در عمل گاهی همین اقدامات کوچک میتواند از فرسایش بیشتر جلوگیری کند؛ نامگذاری فشار مشترک، بیان درخواستهای مشخص به جای شکایتهای کلی، کاهش تماس مداوم با اخبار، مکث پیش از ادامه بحث، به تعویق انداختن گفتوگوهای حلنشدنی در زمان فرسودگی و بیان صریح اینکه "الان ظرفیت گفتوگو ندارم اما کمی بعد درباره آن صحبت خواهیم کرد". اینها راهحلهای بزرگ نیستند، اما میتوانند مانع عمیقتر شدن شکافها شوند. این روانپزشک در عین حال هشدار داد: اگر در رابطه تهدید، خشونت، اجبار، تحقیر مزمن، کنترلگری شدید، ترساندن کودک یا تعرض به مرزهای جسمی و روانی دیگری وجود داشته باشد، دیگر با تنش معمول میان دو انسان فرسوده روبهرو نیستیم. در چنین شرایطی مسأله اصلی ایمنی است و هیچ بحران جمعیای مجوز خشونت خانگی محسوب نمیشود. دکتر ثاقبی در پایان خاطرنشان کرد: اگر آنچه میان دو نفر رخ میدهد بیشتر از جنس فرسودگی، ترس، سوءتفاهم و فعالشدن ناامنیهای قدیمی باشد، هنوز میتوان کاری کرد؛ میتوان فشار را شناخت، معنای آن را فهمید، از دشمنسازی کاست، از متخصص کمک گرفت و اجازه نداد رابطه زیر فشار بحرانهای بیرونی از درون فرو بریزد. در زمانه بحران، همسر اغلب منشأ رنج نیست، بلکه نزدیکترین جایی است که رنجهای قدیمی و تازه خود را در آن نشان میدهند. در چنین روزهایی مهمترین کار شاید بازگرداندن رابطه به شکل آرمانی نباشد، بلکه حفظ همان پناهگاهی است که نباید فرو بریزد.
|
53 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
متخصص سلامت روان بیمارستان قائم (عج)، از مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد، درباره اثرات روانی ناشی از جنگ گفت: جنگ تنها در میدان نبرد رخ نمیدهد، بلکه اثرات آن میتواند سالها بعد در قالب اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) زندگی فرد را از خواب و آرامش تا کار و روابط خانوادگی تحت تأثیر قرار دهد. دکتر رضا شمآبادی، در گفتگو با وبدا، ضمن اشاره به پیامدهای دیرپای روانی جنگ اظهار کرد: بسیاری تصور میکنند، آثار جنگ با پایان درگیریها خاتمه مییابد، در حالی که پیامدهای روانی آن ممکن است سالها در ذهن و بدن انسان باقی بماند. یکی از مهمترین این پیامدها، اختلال استرس پس از سانحه یا PTSD است. وی در بیان این اختلال گفت: PTSD: زمانی رخ میدهد که فرد پس از تجربه یک رویداد بسیار تلخ و تهدیدکننده مانند حضور در جنگ، انفجار، آسیب شدید یا از دست دادن نزدیکان، دچار علائم ماندگار اضطراب، کابوس، یادآوریهای ناخواسته حادثه و بیقراری جسمی و روانی شود. اگر این علائم بیش از یک ماه ادامه یابد و عملکرد فرد را در زندگی روزمره مختل کند، تشخیص PTSD مطرح میشود. شیوع PTSD پس از جنگ این متخصص سلامت روان دانشگاه، با اشاره به آمارهای جهانی افزود: مطالعات نشان میدهد حدود ۱۰ تا ۲۰ درصد سربازان پس از حضور در جنگ دچار PTSD میشوند. در برخی مناطق جنگزده نیز بین ۱۵ تا ۳۰ درصد مردم علائم قابل توجه این اختلال را تجربه میکنند. کودکان در مناطق درگیر جنگ آسیبپذیرتر هستند و در برخی گزارشها میزان بروز علائم در آنان حتی به ۴۰ درصد نیز میرسد. وی تأکید کرد: این آمارها نشان میدهد، جنگ صرفاً یک رویداد نظامی نیست، بلکه یک مسأله جدی سلامت عمومی است، که میتواند روان یک جامعه را تحت تأثیر قرار دهد. تغییرات مغزی در مبتلایان به PTSD دکتر شمآبادی با بیان اینکه PTSD تنها یک مشکل روانی ساده نیست، تصریح کرد: تحقیقات علوم اعصاب نشان دادهاند، که این اختلال با تغییرات واقعی در ساختار و عملکرد مغز همراه است.
به گفته وی، در مبتلایان به PTSD، آمیگدالا یا مرکز پردازش ترس در مغز بیشفعال میشود؛ بهطوریکه فرد حتی با شنیدن یک صدای بلند یا استشمام بویی خاص ممکن است، واکنش شدید ترس نشان دهد. همچنین هیپوکامپ که نقش مهمی در حافظه دارد، در اثر استرس طولانیمدت ممکن است دچار کاهش حجم شود و این مسأله باعث اختلال در تفکیک خاطره از واقعیت حال میشود. علاوه بر این، فعالیت قشر پیشپیشانی که مسئول کنترل هیجانات و تصمیمگیری است، کاهش مییابد و توانایی فرد برای مدیریت واکنشهای احساسی کمتر میشود. وی افزود: این یافتهها نشان میدهد PTSD نه یک ضعف شخصیت و نه یک اختلال ساختگی، بلکه یک اختلال با پایههای زیستی و عصبی مشخص است. راهکارهای پیشگیری از ابتلا به اختلال PTSD متخصص سلامت روان دانشگاه، با تأکید بر اهمیت پیشگیری از این اختلال گفت: حمایت اجتماعی قوی پس از بازگشت از جنگ، امکان گفتوگو درباره تجربههای تلخ به جای سرکوب آنها، آموزشهای آمادگی روانی پیش از مواجهه با بحران و دسترسی آسان به خدمات سلامت روان، میتواند احتمال بروز PTSD را کاهش دهد. همچنین شناسایی زودهنگام علائمی مانند بیخوابی، اضطراب مداوم و گوشبهزنگی شدید اهمیت زیادی دارد. درمانپذیری اختلال دکتر شمآبادی، با اشاره به امکان درمان این اختلال خاطرنشان کرد: خبر خوب این است که PTSD درمانپذیر است و بسیاری از افراد با دریافت خدمات تخصصی رواندرمانی و در صورت لزوم درمان دارویی، میتوانند به زندگی طبیعی بازگردند. وی درباره زمان مراجعه به متخصص گفت: اگر فردی پس از تجربه یک حادثه شدید یا جنگ، بیش از یک ماه دچار کابوسهای مکرر، یادآوریهای آزاردهنده، اجتناب از موقعیتهای یادآور حادثه، تحریکپذیری، بیخوابی، احساس گناه شدید یا اضطراب دائمی باشد، لازم است برای ارزیابی تخصصی به روانشناس یا روانپزشک مراجعه کند. این متخصص سلامت روان تصریح کرد: مراجعه به متخصص نشانه ضعف نیست، بلکه گامی مهم برای بازگشت به تعادل روانی و کیفیت زندگی بهتر است و هرچه مداخله زودتر انجام شود، نتایج درمانی مطلوبتر خواهد بود.
|
54 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
متخصص سلامت روان بیمارستان قائم(عج)، از مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با اشاره به شیوع پدیده ترومای ثانویه، در میان کادر درمان، بر ضرورت شناسایی به موقع علائم و اجرای برنامههای پیشگیرانه تأکید کرد. دکتر رضا شمآبادی، در گفتگو با وبدا، ترومای ثانویه را یکی از مهمترین چالشهای سلامت روان در مشاغل مراقبتی است، عنوان کرد و افزود: این پدیده زمانی رخ میدهد که فرد در اثر همدلی و مواجهه مکرر با رنجها و آسیبهای بیماران، خود دچار آسیب روانی میشود. وی، با اشاره به علل اصلی بروز ترومای ثانویه اظهار داشت:تماشای مکرر مرگ، مشاهده درد و رنج شدید بیماران، همدلی بیش از اندازه که ویژگی مثبت مراقبان است ، همچنین شیفتهای طولانی و حجم بالای بیماران سخت از عوامل مهم شکلگیری این وضعیت به شمار می روند. به گفته دکتر شمآبادی، علائم این اختلال در حوزههای گوناگون بروز میکند: از جمله در بخش هیجانی شامل درماندگی، اضطراب مزمن، خشم و بیحسی عاطفی؛ در بخش شناختی همچون ناامن دانستن دنیا، تفکر مداوم درباره بیماران و کاهش تمرکز؛ در حوزه جسمانی نیز با نشانههایی مانند کابوس، سردرد، خستگی مزمن و مشکلات گوارشی همراه است. وی افزود: از منظر حرفهای نیز این پدیده میتواند، موجب کاهش کارایی، بیتفاوتی و افزایش خطاهای بالینی شود. این متخصص سلامت روان خاطرنشان کرد: عوامل خطر تشدیدکننده ترومای ثانویه شامل سابقه آسیبهای شخصی، کار در شیفت شب، انجام وظایف بدون نظارت، بار کاری سنگین و کمبود آموزشهای تخصصی است. دکتر شمآبادی، مداخلاتی را در سطح فردی برای پیشگیری و مدیریت ترومای ثانویه عنوان کرد و گفت: در سطح فردی، خودمراقبتی نقش اساسی دارد؛ از جمله ورزش منظم، خواب کافی، نوشتن روزانه احساسات، تمرین خودمهربانی و ایجاد مرز میان خانه و محیط کار، علاوه بر این باید توزیع عادلانه بیماران سخت، برگزاری آموزشهای مربوط به ترومای ثانویه برای کارکنان، جلسات نظارت تخصصی و حمایت همکاران بهعنوان بخشی از فرهنگ بیمارستانی جدی گرفته شود. این متخصص سلامت روان دانشگاه، یاداور شد: سلامت روان کادر درمان، نه تنها برای خود آنها بلکه برای کیفیت مراقبت از بیماران نیز حیاتی است و باید مانند سلامت جسم، به آن توجه ویژه شود.
|
55 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
مسئول واحد سلامت روان بیمارستان قائم (عج)، از مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد، گفت: خودمراقبتی تنها یک توصیه ساده برای سبک زندگی نیست، بلکه از دیدگاه علوم اعصاب فرآیندی است که میتواند ساختار و عملکرد مغز را تغییر دهد و به بهبود سلامت روان کمک کند. دکتر رضا شمآبادی در گفتگو با وبدا، همزمان با هفته سلامت درباره اهمیت خودمراقبتی اظهار کرد: خودمراقبتی در واقع تمرینِ تغییرِ سیمکشی مغز است؛ فرآیندی که در علوم اعصاب با عنوان نوروپلاستیسیته (Neuroplasticity) شناخته میشود. زمانی که افراد تکنیکهای مدیریت استرس را تمرین میکنند، ارتباطات عصبی در قشر پیشپیشانی مغز تقویت میشود؛ بخشی از مغز که مسئول تصمیمگیری منطقی و تنظیم هیجانات است. وی، با اشاره به نقش آمیگدال در ایجاد اضطراب و استرس افزود: در دنیای پرتنش امروز، مغز بسیاری از افراد در وضعیت دائمی جنگ یا گریز قرار دارد، که ناشی از فعالیت بیش از حد آمیگدال، مرکز پردازش ترس در مغز است. انجام اقداماتی مانند تمرینات تنفسی و مدیتیشن میتواند با فعالسازی عصب واگ و سیستم عصبی پاراسمپاتیک، فعالیت آمیگدال را مهار کند. این فرآیند موجب کاهش ترشح هورمون استرس یعنی کورتیزول شده و از آسیب به سلولهای عصبی در هیپوکامپ، که مرکز حافظه و یادگیری مغز است، جلوگیری میکند. مسئول واحد سلامت روان بیمارستان قائم(عج)، با بیان اینکه خودمراقبتی بر شیمی مغز نیز اثر میگذارد، تصریح کرد: رفتارهای خودمراقبتی باعث آزادسازی چهار ماده مهم در مغز میشوند که به چهارگانه شادی معروف هستند؛ دوپامین که با تعیین اهداف کوچک و انجام مراقبتهای روزانه ترشح میشود، اوکسی توسین که از طریق روابط اجتماعی سالم و شفقت به خود افزایش مییابد، سروتونین که با قرار گرفتن در معرض نور خورشید و فعالیت بدنی تقویت میشود و اندورفین که در اثر ورزش و حتی خنده در بدن آزاد میشود. دکتر شمآبادی، در ادامه با ارائه توصیههایی کاربردی برای ارتقای سلامت روان گفت: از منظر علوم اعصاب، سه اقدام کلیدی میتواند نقش مهمی در خودمراقبتی داشته باشد. نخست خواب کافی است؛ زیرا در هنگام خواب عمیق، سیستم گلیمفاتیک مغز فعال شده و مواد زائد پروتئینی را از بافت مغز پاکسازی میکند. دوم تغذیه سالم است؛ چرا که محور روده ـ مغز نشان میدهد باکتریهای مفید روده در تولید انتقالدهندههای عصبی مؤثرند و مصرف پروبیوتیکها و کاهش قندهای مصنوعی میتواند بر خلقوخو اثر بگذارد. سوم نیز فعالیت بدنی منظم است که باعث ترشح پروتئینی به نام BDNF میشود؛ مادهای که مانند کود برای مغز عمل کرده و به رشد سلولهای عصبی جدید کمک میکند. وی در پایان خاطرنشان کرد: شعار امسال هفته سلامت فرصتی است تا به این نکته توجه کنیم که سلامت روان از سلامت جسم جدا نیست. هر بار که به خود فرصت استراحت میدهیم یا یک عادت سالم را جایگزین میکنیم، در واقع در حال بازطراحی مغز خود برای رسیدن به آرامش، تمرکز و کارآمدی بیشتر هستیم.
|
56 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
مسئول واحد سلامت روان بیمارستان دکتر شریعتی از مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با اشاره به پیامدهای طولانیمدت روانی جنگ گفت: با پایان درگیریهای نظامی، جنگ برای بسیاری از افراد در ذهن و روان آنها ادامه پیدا میکند و اختلال افسردگی اساسی یکی از شایعترین آسیبهای پنهانی است، که میتواند سالها پس از جنگ زندگی فردی و اجتماعی افراد را تحت تأثیر قرار دهد. دکتر شیما شیخ در گفتگو با وبدا، ضمن اشاره به پیامدهای روانی جنگ اظهار کرد: با پایان جنگ، ممکن است شهرها بازسازی شوند و زندگی ظاهراً به حالت عادی بازگردد، اما برای بسیاری از افراد جنگ تازه در درون ذهن آغاز میشود. به گفته وی، پیامدهای روانی جنگ تنها به دوران درگیری محدود نمیشود و میتواند سالها و حتی نسلها ادامه پیدا کند. وی، اختلال افسردگی اساسی را یکی از شایعترین پیامدهای پنهان جنگ عنوان کرد و گفت: این اختلال میتواند در میان سربازان، غیرنظامیان، آوارگان و حتی نسلهای بعدی مشاهده شود. به گفته وی، مطالعات روانپزشکی نشان میدهد، افسردگی اساسی زخمی است که دیده نمیشود، اما میتواند بهتدریج کیفیت زندگی فرد را تحت تأثیر قرار دهد و آن را خاموش کند. دکتر شیخ درباره ماهیت این اختلال اظهار داشت: افسردگی اساسی صرفاً به معنای غمگین بودن نیست، بلکه یک اختلال خلقی شدید و پایدار است که با مجموعهای از علائم عاطفی، شناختی و جسمی همراه است. وی افزود: خلق افسرده پایدار، از دست رفتن علاقه و لذت نسبت به فعالیتهایی که پیش از این خوشایند بودند، کاهش انرژی و امید، اختلال در خواب و اشتها، دشواری در تمرکز و تصمیمگیری، احساس بیارزشی یا گناه و در برخی موارد ورود افکار مرگ به ذهن از جمله علائم این اختلال محسوب میشود. به گفته وی، زمانی که این علائم برای هفتهها ادامه داشته باشد و عملکرد روزمره فرد را مختل کند، این وضعیت از یک ناراحتی ساده فراتر میرود و نیازمند مداخله تخصصی است.
این متخصص سلامت روان دانشگاه، درباره دلایل بروز افسردگی پس از جنگ نیز گفت: جنگ تنها به معنای بمباران و درگیری نظامی نیست، بلکه مجموعهای از تجربههای دشوار و سنگین را برای افراد به همراه دارد که ذهن انسان برای تحمل طولانیمدت آن آمادگی کافی ندارد. از دست دادن عزیزان، مشاهده خشونت و ترس مداوم، از دست دادن خانه، شغل و احساس امنیت و ناچار بودن به شروع دوباره زندگی از صفر از جمله عواملی هستند که فشار روانی زیادی بر افراد وارد میکنند. دکتر شیخ افزود: پس از پایان جنگ نیز مشکلاتی مانند فقر، بیکاری، مهاجرت و آیندهای نامطمئن میتواند فشار روانی طولانیمدتی ایجاد کند و زمینه بروز افسردگی را فراهم سازد. وی، با اشاره به گروههای در معرض خطر گفت: اگرچه همه افراد ممکن است تحت تأثیر پیامدهای روانی جنگ قرار بگیرند، اما سربازانی که با خشونت مستقیم مواجه بودهاند، خانوادههایی که عزیزان خود را از دست دادهاند، آوارگان و مهاجران و همچنین کودکان و نوجوانانی که دوران رشد خود را در شرایط جنگی سپری کردهاند، بیش از دیگران در معرض ابتلا به افسردگی قرار دارند. به گفته این متخصص، تجربه جنگ در کودکان میتواند سالها بعد در بزرگسالی به شکل افسردگی بروز پیدا کند و حتی بر رشد مغزی، عملکرد تحصیلی و روابط اجتماعی آنها تأثیر بگذارد. دکتر شیخ تأکید کرد: افسردگی پس از جنگ تنها یک مسأله فردی نیست، بلکه پیامدهای اجتماعی گستردهای نیز دارد. کاهش انگیزه و بهرهوری، افزایش فقر و بیکاری، گسترش اعتیاد و خشونت خانوادگی، افزایش آمار خودکشی، فشار بر سیستمهای سلامت و تضعیف شبکههای حمایتی اجتماعی از جمله پیامدهای آن است. پس از بحران؛ درمان افسردگی با حمایت، رواندرمانی و امید اجتماعی وی با اشاره به امکان درمان این اختلال گفت: افسردگی اساسی قابل درمان است و روشهای مختلفی برای کمک به افراد وجود دارد. رواندرمانی از جمله درمان شناختی رفتاری، درمان مبتنی بر تروما و درمان بینفردی از جمله رویکردهای مؤثر در درمان افسردگی هستند. در برخی موارد نیز درمان دارویی میتواند به بهبود علائم کمک کند.
به گفته دکتر شیخ، حمایت خانواده و جامعه، بازسازی شبکههای حمایتی و تقویت امید اجتماعی نیز نقش مهمی در روند بهبود افراد دارند. وی افزود: گاهی شنیده شدن و دریافت حمایت عاطفی میتواند اولین گام در مسیر درمان باشد. وی، همچنین بر اهمیت پیشگیری و مداخلات زودهنگام تأکید کرد و گفت: حمایت روانی اولیه پس از بحران، غربالگری سلامت روان، آموزش مهارتهای تابآوری و توجه ویژه به خانوادهها و کودکان از جمله اقداماتی است که میتواند از بروز افسردگی جلوگیری کند. دکتر شیخ تصریح کرد: سرمایهگذاری در حوزه سلامت روان، نه تنها به بهبود کیفیت زندگی افراد کمک میکند، بلکه میتواند از هزینههای بلندمدت اجتماعی و اقتصادی ناشی از اختلالات روانی نیز جلوگیری کند. به گفته وی، با پایان جنگ بازسازی شهرها آغاز میشود، اما بازسازی روان انسانها زمان بیشتری نیاز دارد و توجه به سلامت روان یکی از مهمترین گامها برای دستیابی به صلح پایدار است.
|
57 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
مدیر مرکز مشاوره دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با اشاره به پیامدهای گسترده جنگ و بحرانهای مسلحانه بر سلامت روان، گفت: این بحرانها فقط آسیب جسمی بهجا نمیگذارند، بلکه با ایجاد اضطراب، افسردگی، اختلال استرس پس از سانحه و مشکلات رفتاری، مسیر یادگیری و پیشرفت تحصیلی کودکان، نوجوانان و حتی بزرگسالان را به شدت تحت تأثیر قرار میدهند. دکتر حمیده صمدی، در گفتگو با وبدا، درباره آثار روانی و تحصیلی ناشی از جنگ و بحرانهای مسلحانه اظهار کرد: جنگ و ناامنی، فراتر از صدمات جسمی، تأثیرات عمیق و ماندگاری بر سلامت روان افراد بهویژه کودکان و نوجوانان برجای میگذارد و همین مسأله میتواند روند آموزش و یادگیری آنان را بهطور جدی مختل کند. وی افزود: سلامت روان و یادگیری ارتباطی تنگاتنگ با یکدیگر دارند و هرگونه آسیب روانشناختی میتواند مستقیماً بر تمرکز، انگیزه، حافظه، روابط اجتماعی و عملکرد تحصیلی اثر بگذارد. وی، با بیان اینکه اختلالات روانشناختی تحصیلی به مشکلاتی گفته میشود که یادگیری و پیشرفت تحصیلی را تحت تأثیر قرار میدهند، تصریح کرد: این اختلالات معمولاً با نشانههایی همچون اضطراب، افسردگی، اختلالات رفتاری و نقص توجه همراه هستند و در شرایط بحران جنگ، بروز و شدت آنها افزایش مییابد. جنگ با PTSD، اضطراب و افسردگی مسیر یادگیری کودکان را مختل میکند دکتر صمدی در ادامه یکی از مهمترین پیامدهای روانی جنگ، اختلال استرس پس از سانحه یا PTSD بر شمرد و افزود: در این شرایط، کودکان و نوجوانان ممکن است بارها و بارها خاطرات ترسناک جنگ را در ذهن خود مرور کنند، دچار کابوسهای شبانه شوند، وحشت ناگهانی را تجربه کنند و از موقعیتها یا فضاهایی که یادآور جنگ است دوری کنند. این وضعیت موجب کاهش تمرکز، فراموشی مطالب درسی و ناتوانی در مشارکت فعال در کلاس میشود. وی افزود: اضطراب و نگرانیهای شدید نیز از دیگر پیامدهای شایع بحران جنگ است. احساس ناامنی، ترس از حمله، نگرانی درباره جان اعضای خانواده یا از دست دادن تکیهگاههای عاطفی، باعث میشود کودک یا نوجوان نتواند بر فرایند یادگیری تمرکز کند. نتیجه این وضعیت، افت نمرات، ناتوانی در حل مسائل درسی و حتی ترس از حضور در مدرسه خواهد بود. مدیر مرکز مشاوره دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با اشاره به بروز افسردگی در شرایط بحران گفت: تجربه از دست دادن، جدایی از خانواده، آسیب به خانه، مدرسه یا محیط زندگی، میتواند احساس غم عمیق، بیانگیزگی و ناامیدی را در فرد ایجاد کند. این اختلال بهطور مستقیم باعث کاهش انگیزه برای درس خواندن، افت شدید عملکرد تحصیلی و در برخی موارد ترک تحصیل میشود. وی خاطرنشان کرد: جنگ میتواند زمینهساز اختلالات رفتاری نیز باشد. برخی کودکان در چنین شرایطی پرخاشگر، تحریکپذیر یا گوشهگیر میشوند. این تغییرات رفتاری، روابط آنان را با معلمان و همکلاسیها دچار اختلال میکند و ممکن است به بینظمی در کلاس، کاهش تعاملات سازنده آموزشی و محروم شدن از فرصتهای یادگیری منجر شود. دکتر صمدی گفت: تجربههای آسیبزا و تروماتیک، همچنین میتوانند موجب کاهش توجه و تمرکز شوند و همین موضوع مشکلات یادگیری را تشدید میکند. در این حالت، دانشآموز در حفظ اطلاعات، انجام تکالیف و پیگیری مستمر برنامه درسی با مشکل مواجه میشود و افت تحصیلی او بهصورت مداوم ادامه مییابد. وی با اشاره به مشکلات اجتماعی ناشی از جنگ افزود: بسیاری از کودکان و نوجوانان در شرایط بحران دچار احساس انزوا میشوند و نمیتوانند با همسالان خود ارتباط مؤثر برقرار کنند. این مسئأه باعث کاهش مشارکت در فعالیتهای گروهی، افت تعاملات اجتماعی و تضعیف مهارتهایی میشود که برای یادگیری و حضور موفق در محیط آموزشی ضروری هستند. مدیر مرکز مشاوره دانشگاه، با تأکید بر عوامل تشدیدکننده این اختلالات اظهار کرد: مدت زمان مواجهه با جنگ و خشونت، از دست دادن اعضای خانواده یا دوستان، تخریب محیط مدرسه، کمبود منابع آموزشی و نبود حمایت روانشناختی و اجتماعی کافی، از جمله عواملی هستند که شدت مشکلات روانی و تحصیلی را افزایش میدهند. حمایت روانی در مدارس و رواندرمانی، کلید کاهش آسیبهای تحصیلی جنگ وی، درباره راهکارهای مداخلهای نیز گفت: برای کاهش آثار این بحرانها باید حمایتهای روانی و اجتماعی در مدارس تقویت شود و حضور روانشناسان و مشاوران تحصیلی در محیطهای آموزشی جدی گرفته شود. همچنین لازم است برنامههای آموزشی انعطافپذیر طراحی شوند تا فشار تحصیلی بر دانشآموزان آسیبدیده کاهش یابد و فرصت آموزش جبرانی برای آنان فراهم شود.
دکتر صمدی در ادامه مطلب افزود: فعالیتهای گروهی، هنری، فرهنگی و ورزشی میتوانند نقش مهمی در کاهش اضطراب، ابراز احساسات و بازسازی روانی کودکان و نوجوانان داشته باشند. همچنین آموزش مهارتهای مقابلهای، مدیریت استرس، حل مسأله و تقویت تابآوری روانی از دیگر مداخلات مؤثر در این زمینه است. حمایت خانواده و جامعه نیز نقشی تعیینکننده در بازسازی حس امنیت و ثبات روانی کودک دارد. وی، با بیان اینکه در درمان اختلالات روانشناختی تحصیلی ناشی از جنگ نباید به دنبال راهحلهای سریع و یکسان برای همه افراد بود، تصریح کرد: مداخلات درمانی باید چندلایه، تدریجی و متناسب با شرایط فردی، خانوادگی و اجتماعی هر فرد طراحی شوند. مدیر مرکز مشاوره دانشگاه، افزود: رواندرمانی، مهمترین محور درمان در این حوزه به شمار میرود. به گفته وی، درمان شناختی-رفتاری متمرکز بر تروما، یکی از مؤثرترین روشها برای کودکان و نوجوانان آسیبدیده از جنگ است، زیرا به آنان کمک میکند افکار منفی و ترسهای مرتبط با تجربه جنگ را شناسایی و اصلاح کنند، هیجانات خود را بهتر تنظیم کنند و در نتیجه تمرکز، مشارکت در کلاس و عملکرد تحصیلیشان بهبود یابد.
وی ادامه داد: بازیدرمانی برای کودکانی که نمیتوانند احساسات خود را بهصورت کلامی بیان کنند، بسیار مفید است. کودک از طریق بازی، ترسها و تجربههای خود را بازنمایی میکند و همین موضوع به کاهش رفتارهای مخرب و افزایش آمادگی او برای یادگیری کمک میکند. هنردرمانی نیز از طریق نقاشی، موسیقی و نوشتن، امکان تخلیه هیجانی، کاهش استرس و تقویت عملکرد شناختی را فراهم میسازد. دکتر صمدی تأکید کرد: مداخلات مدرسهمحور نیز اهمیت فراوانی دارند. ایجاد محیطی امن و قابل پیشبینی در مدرسه، کاهش تنبیه، افزایش حمایت عاطفی از سوی معلمان، ارائه آموزشهای جبرانی و انعطافپذیر و حضور فعال مشاور و روانشناس مدرسه، همگی میتوانند به بازگشت تدریجی دانشآموز به مسیر یادگیری کمک کنند. وی اضافه کرد: حمایتهای روانی-اجتماعی مبتنی بر جامعه نیز باید بهطور جدی دنبال شود. تشکیل گروههای حمایتی برای کودکان و خانوادهها، برگزاری فعالیتهای جمعی و آموزش والدین درباره شیوه صحیح برخورد با کودک آسیبدیده، از جمله اقدامات مهمی است که میتواند احساس امنیت، تعلق و ثبات را در کودک تقویت کند. مدیر مرکز مشاوره دانشگاه، درباره درمان دارویی گفت: در مواردی که اختلالاتی مانند افسردگی شدید یا اضطراب شدید وجود داشته باشد، ممکن است درمان دارویی زیر نظر روانپزشک ضرورت پیدا کند. با این حال، دارودرمانی بهتنهایی کافی نیست و حتماً باید در کنار رواندرمانی و مداخلات حمایتی به کار گرفته شود. وی در پایان خاطرنشان کرد: درمان اختلالات روانشناختی تحصیلی ناشی از جنگ، نیازمند نگاهی جامع و ترکیبی است. رواندرمانی تخصصی، حمایت مدرسه، مشارکت خانواده و در موارد خاص دارودرمانی، باید در کنار یکدیگر قرار گیرند تا بتوان از آسیبهای بلندمدت روانی و تحصیلی پیشگیری کرد و زمینه بازگشت کودکان و نوجوانان به زندگی عادی و مسیر آموزش را فراهم ساخت.
|
58 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
درست بعد از انقلاب در سال های۱۳۵۹ یا 60 بود ، که ان زمان بیماسرتان امام رضا(ع) و بیمارستان ها، دانشکده پزشکی اطلاق میشد، که بعدها یکی شد و دانشگاه پزشکی شد، که در زمان من مسئولیت اجرایی دانشکده پزشکی قائم(عج) را به عهده داشتم و در این موقعیت با توجه به اینکه ارتباطی با تهران و مراکز علمی تهران داشتیم به این نتیجه رسیدیم که باید یک مرکز تحقیقاتی داشته باشیم. وقتی که معاونت پژوهشی را بر عهده داشتم توانستم از معاونت پژوهشی وزارتخانه که از دوستان من بود و آدم خیلی روشن فکری بود استاد دکتر زارع بودجه هنگفتی بگیریم و بتوانیم مرکز تحقیقاتی را انجام دهیم که خوشبختانه یک ساختمانی را در دانشگاه فردوسی داشت و موفق شدیم انجا را به عنوان مرکز تحقیقات بوعلی نامگذاری کنیم و خود دکتر زارع این مرکز را افتتاح کرد . این مرکز شامل تحقیقات ایمنولوژی، تحقیقات سلولی و مولکولی همچنین تحقیقات داروسازی و سایر تحقیقاتی که گروهها علاقمند بودند در انجا میتوانستند بخش داشته باشند؛ ولی فعالترین بخش مربوط به بخش آلرژی و ایمنولوژی بالینی بود که به همت اساتید خوبی مثل آقای دکتر محمودی، دکتر توکل افشاری، دکتر وارسته و مرحوم دکتر برادران انجام شد و روز به روز این بخش توسعه پیدا کرد و خوشبختانه موفق شدیم، یک کتاب ایمنولوژی را با همکاری اساتید مرکز بوعلی و همچنین اساتید سراسر ایران به چاپ برسانیم، که حدود ۱۰۰۰ صفحه است و جزء کتابهای درسی به نام ایمنولوژی سلولی و پایه؛ ولی اسم کلی کتاب مبانی ایمنولوژی است، که این کتاب در به نشر چاپ شد و هنوزم با گذشت سال ها این کتاب بهترین کتابها و مأخذ علمی خوبی برای دانشجویان رزیدنتها و علاقمندان به این رشته است. فرهنگستان علوم پزشکی فکر میکنم که بعد از انقلاب تاسیس شده، در سال 1300 مرحوم فروغی که نخست وزیر بعد از جنگ جهانی دوم بود، یکی از روشنفکرها و نویسندهها بود که سیر حکمت در اروپا را به صورت چند جلد کتاب از نوشتههای مرحوم استاد فروغی است، فروغی پیشنهاد کرد به رضا شاه، که بهتراست که ما یک مرکز علمی داشته باشیم که در ان زمان اسم آن را فرهنگستان گذاشتند که یک فرهنگستان بیشتر نبود ولی بعد از انقلاب، این فرهنگستانها به چهار تا فرهنگستان علوم پزشکی فرهنگستان علوم و فرهنگستان ادبیات و فرهنگستان مربوط به رشته آمار و ریاضیات است و این فرهنگستان را در بعد از انقلاب در مرکز ی نزدیک کتابخانه ملی زمینهایی بود ساختند و یکی از ساختمانهای خیلی زیبا متعلق به فرهنگستان علوم پزشکی است که افراد می توانند از نظر اساسنامه، اعضای پیوسته دارد و اعضای وابسته که اعضای پیوسته کسانی هستند که دارای تالیفات و از نظر علمی توانایی خیلی خوبی دارند این افراد در دو سه مرحله انتخاب می شوند و به عنوان عضو پیوسته فرهنگستان یا عضو دائم فرهنگستان که تعدادشان به 30 نفر ولی الان کمی بیشتر کردند حدود 40 نفر هستند، که از 40 تا بیشتر نباید باشند و اگر یکی از افراد انصراف داد یا در قید حیات نبود جایگزین آن ز افرادی که در لیست هستند و غیر وابسته هستند در دو سه جلسه که در جلسات عمومی فرهنگستان مطرح میشوند و اگر به تصویب برسد عضو دائمی فرهنگستان می شوند. عضو دائم فرهنگستان از نظر علمی خیلی اهمیت دارد که همه افراد نمیتوانند عضو شوند مگر افرادی باشند که از نظر علمی شایستگی داشته باشند، تألیفاتی داشته باشند یا کتاب هایی در انتشارات ایران و خارج داشته باشند و این افراد می توانند به صورت مادام العمر در فرهنگستان علوم پزشکی در جلسات شرکت کنند. فرهنگستان کارش این است که کلیات امور پزشکی را تبیین کند، بعد از آن به وزارتخانه ابلاغ می شود وزارتخانه موظف است مصوبات فرهنگستان اجرا کند. عضو وابسته افرادی هستند که که در جلسات شرکت می کنند و حق رأی در مصوبات را ندارند و تنها اعضای پیوسته می توانند رای دهند. من خودم تنها کسی از خراسان هستم که عضو پیوسته می باشم، متاسفانه فقط من تنها هستم و امیدوارم که یک روزی باشد، که اعضای پیوسته در خراسان و مشهد بیشتر شوند، چون با توجه به اینکه دانشگاه علمی زیادی در دانشگاههای پزشکی ما داریم، افراد علمی زیادی در دانشگاه پزشکی هستند، امیدواریم که در آینده سهم مشهد در افراد پیوسته بیشتر باشد فعلاً عضو پیوسته من یک نفر هستم ولی عضو ناپیوسته یا وابسته در مشهد تعدادشان زیاد است، ولی انها در مجامع عمومی نمیتوانند شرکت کنند فقط عضو پیوسته میتواند شرکت کند. در دورانی که من معاونت پژوهشی را بر عهده داشتم داشتم یک درختی بود در دانشکده در ساختمان قریشی و من دنبال جینگو بودم . جینگو چون در امریکا یک مطالعاتی داشتم که نوشته بود افراد ی که اسم دارند زیر درخت جنگو استراحت میکنند و استنشاق هوا و تنفس در زیر این درخت، باعث بهبود آسم انها می شود این باعث شد که من آمدم مشهد دنبال میگشتم که ببینم درخت جینگو دار یا نه!!! یک ساختمان خیلی زیبایی در خیابان دانشگاه بود و گفتند احتمالاً درخت جینگو در داخل این ساختمان وجود دارد، بعد تحقیق کردم دیدم این ساختمان متعلق به قریشی است . پسر مرحوم قریشی، مریض من بود چون مشکل آلرژی داشت از این جهت من با مرحوم قریشی که مرد ثروتمندی بود هم مرد بسیار با فرهنگی بود، آشنا شدم و از ایشان خواستم که اگر امکان دارد ساختمان به این زیبایی را اهدا کند به دانشکده پزشکی مشهد. ایشان هم با بزرگواری قبول کرد و چون این درخت جینگو انجا داشت من از ایشان اجازه گرفتم که یک مقداری از برگهای درخت جینگو را برداریم و بتوانیم عصاره آن را بگیریم. او گفت پس من این ساختمان را به شرطی اهدا می کنم که از این درخت نگهداری کنید و جایش را هم تغییر ندهید . بعد از اینکه ساختمان با عزت نفس ، بددون اینکه هزینه بگیرد، هزینه انتقال سند را خودش به عهده گرفت و به دانشگاه علوم پزشکی اهدا کرد به شرطی که این درخت جینگو را جابجا نکنیم. بعد از اینکه این ساختمان را دانشگاه مشهد صاحب شد، یک قسمتی را ساختمان جدیدی ایجاد کرد که همان معاونت پژوهشی فعلی است و به خاطر این درخت ما این ساختمان پژوهشی را عقبتر انجام دادیم که به ای درخت آسیبی نرسد، تا انجا که من هر وقت عبور می کنم می بینم سرحال و شاداب است که دورش هم یک حصاری کشیده شده که بیشتر از ان مواظبت شود. این درخت خیلی شاداب است و یک درخت جینگو کوچکتری هم در خونه خود مرحوم قریشی است که من رفتم دیدم ولی در جای دیگری من ندیدم. در صورتی که من در یک مسافرتی که به کره جنوبی داشتم، بیشتر درختهای جینگو را در خیابانهای کره جنوبی من دیدم که زیاد است و استفاده میکنم هم درخت زیبایی است هم آفت نمیگیرهد و جالب است که هیچ نوع آفتی این درخت به خودش نمیگیرد این درخت هنوز شادابی خودش را در ساختمان مرحوم قریشی حفظ کرده که اکنون ساختمان سازمان مرکزی دانشگاه علوم پزشکی است و خوشحالیم که دوستان و همکارانی که انجا کار میکنند مواظب این درخت هستند.
|
59 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
یکی از کارهای ارزشمندی که دانشگاه علوم پزشکی به خصوص معاونت پژوهشی انجام داد طرح شناسایی ویروسHTLV1 بود. این ویروس از این جهت اهمیت دارد که سه نوع دارد، HTLV3,HTLV2, HTLV1 . HTLV1 که همین بیماری است که فلج ایجاد میکند که به نام اسپاستیک معروف است. HTLV2 که HIV را ایجاد می کند و HTLV3 که سرطان خون ایجاد می کند. سپس من با مرحوم استاد دکتر اعتمادی که از شخصیتهای برجسته اعصاب دانشگاه بود متوجه شدیم که برخی از بیماران شبیه بیمار MS هستند ولی MSنیست مالتیپل اسکلروزیسنیست، ولی شبیه ان است. این بود که من در یکی از مسافرتهایی که در نیویورک داشتم با یک استادی آشنا شدم که اصالتاً ایرانی بود ولی استاد تمام وقت دانشگاه کرنل بود. و من یه دورهای را نزد ایشان رفتم و چون دکتر در علوم اعصاب تحقیقاتی داشت گفتم که در مشهد و خراسان بیماریهای شبیه MSاست و او هم فوری گفت احتمالاً ممکن اسن یک ویروسی که اخیراً کشف شده که یک نوع یک فلج، نوع دو ویروس ایدز ایجاد می کند و نوع سوم که احتمالاً سرطان خون ایجاد می کند. گفتند اگر علاقمند هستید، یک طرح تحقیقاتی مشترکی را طراحی کردیم و من برگشتم ایران و از کسانی که در متولد مشهد بودند و مشهدی اصیل بودند، نمونه انتخاب کردیم حدود 400 نمونه از خون افراد مشهدی خالص طبق خوشه بندی که مرحوم استاد دکتر روحانی که استاد آمار بود، به ما ارائه داد که اینطوری بریم نمونه بگیریم که از نظر آماری دقیق باشد؛ من توانستم 400 نمونه را بگیرم. نمونه ها را باید به امریکا می بردیم، گفتند اتحادیه گاوداران یک ظرفهایی دارند که نیتروژن مایع داخل ان است، شما میتوانید از اتحادیه گاوداری این ظرف را بگیرید که من به زحمت توانستم اتحادیه گاوداری را وادار کنم که این را به ما امانت دهند، داخلش نیتروژن مایع بود و من این 400 نمونه چون خراب میشد اگرداخل نیتروژن مایع نبود، دبه حاوی نیتروژن مایع داخل را به دست گرفتم و چون خود من جزء پزشکان مشاور هواپیمایی بودم بردم این دبه را داخل هواپیما و مشکلی نداشت و من یک نامهای داشتم که این نامه نشان میداد که این نمونهها برای کارهای تحقیقاتی است. ما وقتی که وارد آمریکا شدیم این دبه دست من بود و پلیس متوجه شد گفت: از ا ینجا که باید رد بشویم جایی بود که گمرک اثاثیه افراد است گفتند این چیست؟ گفتم نمونههای پزشکی است که انها نگران شدند هنوز مسائل تروریستی مطرح نبود و در امریکا 11 سپتامبر به وجود نیامده بود بنابراین، من نامه داشتم گفتم ، سپس رئیس و پلیس فرودگاه آمد و من توضیح دادم نامه را نشان دادم و بعد انها با دانشگاه کرنل با پروفسور بیژن صفایی تماس گرفتند، او تایید کرد که این نمونهها برای تحقیقات من است و توانستم انها را بیاورم و به دست آقای پروفسور بیژن صفایی برسانم و چون کیتها هم فقط در اختیار آقای پروفسور بیژن صفایی بود این نمونهها را بررسی کردیم تعداد زیادی از این نمونه ها مثبت شد. و این بود که فهمیدیم که یک منطقه آلودهای در دنیا منطقه ای در مشهد و نیشابور است، بعد از تحقیقاتی که انجام دادم من متوجه شدم که نیشابور این ویروس را دارد، چون بردههایی هستند که در آفریقا بودند حالا ما از آفریقا خیلی دور هستیم چه طور است که این ویروس به مشهد و نیشابور آمده، خیلی زیاد بیماران نیشابوری داشتیم که فلج می شدندو HTLV1 آنها مثبت می شد. . یک بررسی انجام دادیم دیدیم که ناصر خسرو در یکی از کتاب هایش نوشته که بردههایی که وارد بازار برده فروشی نیشابور میشدند و چون نیشابور خیلی شهر بزرگی در ان زمان بوده مرکز علمی ایران، نیشابور بوده بعد متوجه شدم این بردهها را که به نیشابور آوردند ،یک مقدارش را نگه میداشتند و یک مقدارش را پس میفرستادند خریدار نداشته برمیگشتند، این بوده که در نیشابور از طریق این برده ها زیاد شده و بعد از آن در مشهد که بررسی آماری کردیم دیدیم که، حدود 4/4 درصد افراد نرمال؛ دقیقاً با کمک مرحوم استاد، روحانی این طرح انجام شد و به وزارتخانه اعلام شد و به همین جهت مقداری از نظر علمی ما توانستیم پژوهشکده بوعلی و مهمترین قسمت پژوهشکده مرکز تحقیقات HTLV1 استکه هنوز هم خوشبختانه ادامه دارد. این طرح چون اهمیت داشت در جشنواره خوارزمی که یکی از مهمترین جشنوارههای علمی ایران است، این طرح HTLV1 برنده جشنواره خوارزمی شد. در روز استاد که 12 اردیبهشت است، مراسمی در تهران در تالار فردوسی یا در تالار مهم آن برگزار شد و رئیس جمهور وقت جایزه ای به من اهدا کرد . از من خواستند در این جشنواره شرکت کنم و یک لوح تقدیر و سکه از دست مرحوم هاشمی رفسنجانی گرفتیم، ولی یک طرح دیگری هم داشتیم که ان هم برنده جایزه شد در آن زمان آقای احمدی نژاد رئیس جمهور بود و من خیلی تمایل به شرکت نداشتم، چون مسائل سیاسی وجود داشت ولی جشنواره در مشهد برگزار شد، ایشان به مشهد آمد. بنابراین ناخودآگاه مجبور شدم شرکت کنم و این طرح جزء طرحهای تحقیقاتی بود که برنده شده بود، یک لوح آقای احمدی نژاد داد، بعد که آمدم خانه لوح را باز کردم دیدم 5 تا سکه چسبیدن به این لوح، چون خانم ها به جواهرات علاقه مند هستند، به همسرم دادم که خوشحال شد و یک سکه را برداشت دید که یکی نیست 10 تا سکه است، که 50 تا سکه آقای احمدی نژاد داد و به خاطر مسائل سیاسی که رئیس جمهوری آقای احمدی نژاد زیر سوال بود، که چگونه رئیس جمهور شده، اقای خاتمی چگونه رئیس جمهور شده و... من از دست آقای خاتمی به خاطر کتاب سال جایزه گرفتم، کتاب ایمنولوژی سلولی و مولکولی، ترجمهاش کتاب سال شد و دکتر معین هم که با من خیلی دوست بود مجبور شدیم از دست آقای خاتمی یک جایزه گرفتیم، که آقای خاتمی شخصیت فرهنگی هنوز هم است و جزء شخصهای خوب ایران هم است. ولی زمان آقای احمدی نژاد با توجه به مسائل سیاسی که پیش آمد، خیلی سیاسی نمیخواستم وارد شوم و تمایل نداشتم در جشنواره شرکت کنم آقای احمدینژاد رئیس جمهور خیلی انقلابی بوده همه کارهایش انقلابی بود.
|
60 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
من دکتر حمیده صمدی هستم، دارای دکترای تخصصی روانشناسی و حدود ۱۸ سال است که در دانشگاه علوم پزشکی مشهد مشغول به خدمت هستم. متولد سال ۱۳۶۳ و ساکن شهر مشهد هستم. از همان سالهای ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان علاقه زیادی به فعالیتهای اجتماعی و مشارکت در برنامههای جمعی داشتم. در دوران دبیرستان عضو گروه سرود مدرسه بودم و همزمان در تیم ورزشی دبیرستان نیز فعالیت میکردم. در مسابقاتی که برگزار میشد، همراه تیم ورزشی به رقابتها اعزام میشدیم. علاوه بر این، در مسابقات قرآنی در سطح استانی و کشوری نیز شرکت داشتم و معمولاً در رشتههای ترتیل و قرائت قرآن جزو رتبههای برتر قرار میگرفتم. پس از آن، با توجه به علاقهای که به این حوزه داشتم، رشته تجربی را برای ادامه تحصیل انتخاب کردم. به طور کلی، شناخت انسان همیشه از موضوعاتی بوده که برای من پرسشها و انگیزههای زیادی ایجاد میکرد؛ اینکه چرا انسانها به شکلهای مختلف فکر میکنند، رفتار میکنند و واکنش نشان میدهند. این علاقه هم در زمینههای شناختی، هم رفتاری و هم فیزیولوژیک برای من وجود داشت و بسیار دوست داشتم در این حوزه به شکل علمی مطالعه و یادگیری داشته باشم. در کنار این موضوع، علاقهمندی من به روابط اجتماعی نیز باعث میشد به فرآیندهایی فکر کنم که موجب شکلگیری تعامل میان افراد میشود و اینکه چه عواملی سبب میشود انسانها بتوانند ارتباطات مؤثر و معناداری با یکدیگر برقرار کنند. در آن دوران، بین انتخاب رشته علوم انسانی و علوم تجربی تا حدی مردد بودم، اما در نهایت رشته علوم تجربی را انتخاب کردم؛ باز هم به دلیل همان علاقهای که به خدمترسانی به جامعه و کمک به افراد در خودم احساس میکردم. پس از شرکت در کنکور، در سال ۱۳۸۲ در رشته روانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد پذیرفته شدم و تا سال ۱۳۸۶ تحصیل در این رشته را در همان دانشگاه ادامه دادم. برای من جالب بود که با وجود چهار سال تحصیل در رشته علوم تجربی در دوران دبیرستان، زمانی که وارد رشته روانشناسی شدم، احساس کردم بسیاری از نیازها و پرسشهایی که در ذهن داشتم در این رشته پاسخ داده میشود. موضوعاتی مانند شناخت انسان، تعاملات اجتماعی و روابط انسانی دقیقاً در همین حوزه قرار داشتند و همین موضوع باعث شد ارتباط عمیقتری با رشته خود برقرار کنم و علاقهام به حوزه علوم انسانی بیشتر شود. در همین دوران تحصیل در مقطع کارشناسی ازدواج کردم. در سال ۱۳۸۷، تقریباً یک سال پس از فارغالتحصیلی، زندگی مشترکم را آغاز کردم. پس از آن و در سال ۱۳۹۰، همزمان با تولد فرزند اولم، تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی را ادامه دادم. با تولد فرزند دومم در سال ۱۳۹۵ نیز در مقطع دکترای روانشناسی مشغول به تحصیل بودم. در واقع به نوعی با تولد هر یک از فرزندانم، یکی از مقاطع تحصیلی زندگی من نیز در حال طی شدن بود. در این مسیر، حمایت خانواده و بهویژه همسرم نقش بسیار مهمی داشت. با وجود اینکه فاصله سنی دو پسرم نسبتاً کم بود، در دوران دکتری فرزندی حدود سه تا چهار ساله و فرزندی حدود یکونیم ساله داشتم و همزمان نیز مشغول به کار بودم. با این حال، علاقه عمیق به این حوزه و نیت کمک به دیگران باعث شد این سختیها برایم قابل تحمل شود. هدف من همیشه این بوده است که بتوانم در کنار افراد، به عنوان یک همراه و همیار حضور داشته باشم؛ به آنها در حل چالشها کمک کنم و زمینه رشد و بهبودشان را فراهم کنم. شاید همین انگیزه باعث شد بسیاری از دشواریهای این مسیر چندان به چشم نیاید. در ادامه مسیر حرفهای خود، از سال ۱۳۹۶ وارد حوزه معاونت فرهنگی و دانشجویی شدم و فعالیتهایم را در این بخش آغاز کردم. در واقع زمانی که وارد این حوزه شدم، هنوز در دوره دکترا مشغول به تحصیل بودم و در سال ۱۴۰۰ از مقطع دکترا فارغالتحصیل شدم. از سال ۱۴۰۲ نیز به عنوان رئیس مرکز مشاوره فعالیت میکنم. رشته تحصیلی من در مقطع کارشناسی روانشناسی بالینی بود. در مقطع کارشناسی ارشد در رشته روانشناسی عمومی ادامه تحصیل دادم و مقطع دکترا نیز با عنوان روانشناسی (بدون گرایش) ثبت شد. به طور کلی رویکرد کاری من بیشتر در حوزه بالینی است. شاید بد نباشد اشاره کنم که در مقطع کارشناسی ارشد از طریق سهمیه استعدادهای درخشان وارد مقطع دکترا شدم. همچنین در دوره تحصیل، با وجود اینکه همزمان مشغول به کار بودم، علاقهمندیهایی که از دوران دبیرستان به حوزههای قرآنی و ورزشی داشتم همچنان ادامه پیدا کرد.
|
61 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
در جشنواره فرهنگی سیمرغ وزارت بهداشت، مقالهای ارائه دادم که به عنوان اثر منتخب کشوری شناخته شد و رتبه اول پژوهشی را در آن حوزه در میان دانشگاههای علوم پزشکی کشور کسب کرد. علاوه بر این، در رشته ترتیل قرآن نیز موفق به کسب مقامهای استانی و کشوری شدم. در حوزه فعالیتهای ورزشی نیز در جشنواره ورزشی دهه مبارک فجر در رشته شنا توانستم مقام دوم را کسب کنم. به طور کلی علاقهمندی به حوزههای مختلف باعث شد در کنار تحصیل و کار، فعالیتهای فرهنگی و ورزشی را نیز ادامه بدهم و همین موضوع تا حد زیادی به ایجاد تعادل در زندگی من کمک کرده است. در حال حاضر حوزه اصلی فعالیت حرفهای من، حوزه بالینی و مشاورههای فردی است. البته در زمینه مشاوره خانواده و زوجدرمانی نیز خدمات ارائه میدهم. رویکرد درمانی من عمدتاً رویکرد مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) است. تقریباً از سال ۱۳۹۵ به عنوان عضو حقالتدریس دانشگاه با دانشکده بهداشت و همچنین دانشکده پرستاری و مامایی همکاری داشتهام. به واسطه دروسی که در این دانشکدهها تدریس میشد، با اساتیدی آشنا شدم و در ادامه، همکاریهای پژوهشی با آنها شکل گرفت و طرحهای پژوهشی مصوب دانشگاه را به صورت مشترک آغاز کردیم. در حال حاضر حدوداً بیش از ۱۰ طرح پژوهشی با همکاری اساتید گروههای مختلف در دست اجرا داریم که بخشی از آنها نیز به پایان رسیده است. همچنین تاکنون بیش از ۲۰ مقاله علمی ـ پژوهشی در مجلات معتبر داخلی و خارجی منتشر شده است. این همکاریها با اساتید سبب شد که در حوزه فعالیت حرفهای خودم نیز پیشرفتهای بیشتری داشته باشم. به ویژه اینکه بسیاری از این فعالیتها ماهیتی بینبخشی داشتند؛ یعنی هم به حوزه روانشناسی مرتبط بودند و هم به حوزههای تخصصی اساتید دیگر. این تعاملات و همکاریها کمک کرد تا در مسیر آموزش و ارتقای علمی خودم نیز رشد و پیشرفت بیشتری را تجربه کنم. به واسطه همین تعاملات و همکاریها با اساتید، ارتباطاتی با سایر ارگانها و سازمانها نیز شکل گرفت و در ادامه با دانشگاههای دیگر هم آشنایی و همکاریهایی ایجاد شد. این موضوع بیشتر در قالب پژوهشهای میدانی و همچنین شرکت در همایشهایی که برگزار میشد اتفاق افتاد. در نهایت همین ارتباطات و فعالیتها باعث شد که در سال گذشته به عنوان عضو صاحبنظر در اداره امور ورزش و جوانان منصوب شوم. در این مجموعه حدوداً نزدیک به ۱۰ حوزه تخصصی تعریف شده است و من به عنوان عضو صاحبنظر در برخی از این حوزههای تخصصی حضور دارم و در فعالیتهای فرهنگی و پژوهشی مرتبط با آنها مشارکت و همکاری میکنم. سال گذشته طرحی را در جشنواره مدیریت دانش کلان منطقه ۹ ارائه کردیم که با عنوان سفیر سلامت روان دستیاری مطرح شد. این طرح در آن جشنواره برگزیده شد و به عنوان یکی از تجربههای برتر انتخاب گردید، زیرا توانسته بود در ارتقای سلامت روان دستیاران اثربخشی قابل توجهی ایجاد کند. همچنین با دانشگاههای دیگر نیز به عنوان استاد مدعو همکاری داشتهام. در همین راستا، در سال گذشته در یک دانشگاه غیرانتفاعی به عنوان مدرس برتر یا استاد برتر در گروه روانشناسی انتخاب شدم. این موضوع نیز زمینهای را فراهم کرد تا دوباره وارد فرآیندهای پژوهشی و همکاریهای علمی شوم و تعاملات علمی در قالب همایشهای بینرشتهای و بیندانشگاهی گسترش پیدا کند. در سطح دانشگاه نیز در برخی شوراها و کارگروهها عضویت دارم؛ از جمله عضو شورای امور بانوان دانشگاه و همچنین عضو شورای مداخله در بحران در بلایای دانشگاه هستم. علاوه بر این، در بخش کاربرد سلامت روان در بحران نیز فعالیت داشتهام. در جریان حوادث اخیر و در قالب برنامههایی مانند دورههای آموزشی و همچنین در شرایط بحران، از جمله در جنگ تحمیلی سوم، توانستیم خدماتی را در حوزه سلامت روان برای کادر بهداشت و درمان ارائه دهیم.
|
62 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
در مجموع، مجموعه این فعالیتها چه در حوزههای پژوهشی و چه در قالب عضویت در کارگروهها و شوراهای مختلف در نهایت باعث رشد و ارتقای حرفهای من شده است. به نظر من هیچگاه فرد به نقطهای نمیرسد که احساس کند دیگر نیازی به یادگیری ندارد؛ بلکه در هر مرحلهای همچنان احساس میکند که نیاز به آموزش و فراگیری دانشهای جدید دارد. تمام این مسیر برای من همواره زمینهای برای رشد بوده است و در اینجا جا دارد از همه افرادی که این مسیر را برای من هموار و روشن کردند تشکر کنم؛ بهویژه از جناب آقای دکتر تقیپور. در زمانی که جناب آقای دکتر تقیپور معاونت را بر عهده داشتند، بنده به عنوان رئیس اداره مشاوره منصوب شدم. پس از آن نیز جناب آقای دکتر اسماعیلزاده به بنده اعتماد کردند و در این سمت ابقا شدم. در این مسیر حمایتهای بسیار خوبی از سوی ایشان صورت گرفت. در کنار این حمایتها، مهمتر از همه پشتیبانیهایی بود که خانواده و همسرم در این مسیر از من داشتند. شاید بد نباشد در اینجا اشاره کنم که پدر من نیز به دلیل اینکه خودشان مبلغ بودند و علاقه بسیار زیادی به علمآموزی داشتند، در این زمینه تأثیر زیادی بر ما گذاشتند. میتوان گفت این علاقه به کسب علم، پژوهش و دانشافزایی تا حدی ریشه ژنتیکی هم دارد، چرا که ایشان نیز در این حوزه فعالیتهای ارزشمندی انجام داده بودند و این روحیه را در ما پرورش دادند. مادرم خانهدار بودند و پدرم از مبلغین دینی و روحانی بودند. ایشان در راهپیمایی سال ۱۳۶۵ ترور شدند و به فیض شهادت نائل آمدند. مدرک تحصیلی ایشان نیز با توجه به تحصیلات حوزوی در سطح دکترا محسوب میشد. البته من زمانی که پدرم به شهادت رسیدند بسیار کوچک بودم؛ حدود دو ساله بودم. اما مادرم از خاطرات ایشان برای ما تعریف میکردند و میگفتند که پدرم همیشه مشغول مطالعه بودند. دلیل این موضوع هم همان علاقه و دغدغهای بود که برای آگاهیبخشی و روشنگری در جامعه داشتند. پدرم در حوزه علم خودشان فردی روشنفکر و اهل مطالعه بودند. بعد از اینکه بزرگتر شدم، وقتی کتابخانهای را که از پدرم به یادگار مانده بود نگاه میکردم و کتابهای بسیار قطور و دستنوشتههای ایشان را میدیدم که هنوز هم به یادگار باقی مانده است، به این نتیجه رسیدم که این علاقهمندی به علم، پژوهش و رشد و تعالی که در میان اعضای خانواده ما وجود دارد، قطعاً میتواند برگرفته از همان آموزهها و روحیهای باشد که از پدر به ما منتقل شده است. مادرم نیز همیشه در این مسیر مشوق ما بودند. البته اکنون ایشان هم به رحمت خدا رفتهاند. اما در تمام سالهایی که در کنار ما بودند، همواره ما را تشویق میکردند. هر جا که احساس میکردند ما به حوزهای علاقه داریم و میخواهیم در آن زمینه آموزش ببینیم، تمام تلاش خودشان را میکردند تا شرایطی فراهم شود که بتوانیم در آن مسیر پیشرفت کنیم. من در یک خانواده هشت نفره به دنیا آمدم و سه برادر و پنج خواهر دارم. یکی از خواهران من در آموزش و پرورش مشغول به خدمت است و برادر بزرگترم نیز از سازمان تأمین اجتماعی بازنشسته شدهاند. همانطور که عرض کردم، این سیر طولی رشد در میان اعضای خانواده ما وجود داشت. من نیز الگوهای خودم را در خواهران و برادران بزرگترم میدیدم. مشاهده میکردم که هر کدام از آنها به نوعی در حوزه کاری، فردی و خانوادگی خود تلاش میکنند و برای نفر بعدی نیز کمککننده هستند. در واقع این یک الگو بود که در خانواده ما تکرار میشد و باعث میشد مسیر پیشرفت برای بقیه هموارتر شود و ما هم بتوانیم آن مسیر را ادامه دهیم. چرا که همانطور که عرض کردم، زمانی که پدرم به شهادت رسیدند، اکثر بچهها هنوز خیلی کوچک بودند و فاصله سنی آنها هم کم بود. در این میان، برادر بزرگترم واقعاً نقش پدر را برای ما ایفا کردند و در این مسیر کمکهای بسیار زیادی به ما داشتند. فعالیت های مرکز مبتنی بر سبک زندگی فعالیتهای این مرکز بیشتر بر حوزه دانشجویی و دستیاری متمرکز است. در این مرکز مشاورههای حضوری و غیرحضوری به جامعه هدف دانشجویان ارائه میشود. این خدمات در قالبهای مختلفی از جمله مشاورههای فردی، مشاوره خانواده، مشاوره پیش از ازدواج و پس از ازدواج، و همچنین مشاورههای تحصیلی ارائه میگردد. همچنین اگر خدای نکرده برای دانشجویی بحرانی یا مشکلی از جمله مسائل مربوط به خودآسیبرسانی ایجاد شود، مداخلات تخصصی لازم در این حوزه نیز از طریق مرکز انجام میشود .در مرکز، یک بخش مربوط به حوزه درمان است که در آن مشاورههای گروهی در قالب گروهدرمانی ارائه میشود و فعالیتهای درمانی در این چارچوب انجام میگیرد.
|
63 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
بخش دیگر مربوط به حوزه آموزش است. در این بخش کارگاههای مختلفی برگزار میشود؛ از جمله کارگاههای مهارتهای زندگی، کارگاههای پیشگیری از سوءمصرف مواد، کارگاههای مشاوره پیش از ازدواج و پس از ازدواج، و همچنین کارگاههای مرتبط با مسائل تحصیلی. علاوه بر این، کارگاههای انگیزشی و مباحث مربوط به اختلالات روانشناختی مرتبط با موضوعات تحصیلی نیز برگزار میشود که بخش دیگری از فعالیتهای مرکز را تشکیل میدهد. در کنار این موارد، با توجه به تعاملاتی که با اساتید دانشگاه و دانشکدههای مختلف وجود دارد، کمیتههایی نیز برگزار میشود؛ از جمله کمیته هستههای پیشرفت تحصیلی. در این کمیتهها بیشتر به بررسی موارد مرتبط با دانشجویان آسیبپذیری پرداخته میشود که به نوعی نیازمند حمایت دانشگاه هستند. همچنین کمیتههای روانشناختی و کمیته بحران نیز برگزار میشود. تمرکز کمیتههای بحران بیشتر بر روی دانشجویانی است که دچار افکار خودکشی هستند یا اقدام به خودکشی داشتهاند و نیازمند مداخلات تخصصی و حمایتهای ویژه میباشند. در مجموع میتوان گفت بخشی از فعالیتهای ما در قالب کمیتهها انجام میشود که بیشتر جنبه پیشگیرانه دارند و بخشی دیگر نیز مربوط به برنامههای آموزشی و همچنین بخش درمان است. در کنار این فعالیتها، با توجه به اینکه مشهد به عنوان دبیر کلانمنطقه شمال شرق کشور نیز شناخته میشود، دورههای دانشافزایی برای روانشناسان و مشاوران کلانمنطقه ۹ برگزار میشود. حتی برای مشاوران و روانشناسان خود مرکز نیز این دورهها برگزار میگردد تا بتوانند با مسائل روز آشنا شوند، دانش خود را بهروز کنند و فرصت بیشتری برای مطالعه و تبادل نظر در این حوزهها داشته باشند. این دورههای دانشافزایی در قالبهای مختلفی برگزار میشود؛ از جمله ارائه کیسریپورت، برگزاری ژورنالکلاب و همچنین دعوت از اساتید برجسته در حوزههای مختلف. به این ترتیب، به صورت مستمر این آموزشها برگزار میشود و در خصوص موضوعات مختلف نیز گفتگو و تبادل نظر صورت میگیرد. علاوه بر این، بخشی از فعالیتها نیز در قالب تعاملات برونبخشی با سایر سازمانها انجام میشود؛ از جمله همکاری با دانشگاههای دیگر و همچنین فعالیتهایی که با استانداری و فرمانداری در راستای توسعه فعالیتهای مرکز مشاوره و ارتقای خدمات ارائهشده به دانشجویان انجام میشود. همچنین هر سال همزمان با ورود دانشجویان جدیدالورود، برنامههای آموزشی برای خانوادهها نیز برگزار میکنیم تا خانوادهها با شرایط تحصیلی و روانی دانشجویان در محیط دانشگاه آشنا شوند و بتوانند در این مسیر همراه و حامی فرزندان خود باشند. همین تعاملی که در ابتدای ورود دانشجویان با خانوادهها برقرار میشود، کمک میکند اگر دانشجو در ادامه مسیر نیاز به دریافت خدماتی داشته باشد، ارتباط میان سه بخش مهم یعنی دانشگاه، خانواده و مرکز مشاوره برقرار باشد. در واقع این تعامل اولیه باعث میشود در فرآیندهایی که نیاز به حمایت خانواده وجود دارد، این آشنایی قبلی کمک کند تا بتوانیم از همراهی و همکاری خانوادهها نیز بهرهمند شویم. بخش دیگری از فعالیتهای مرکز مشاوره مربوط به آموزش دانشجویانی است که علاقهمند هستند در حوزه سلامت روان به همصنفان و همدانشگاهیهای خود کمک کنند. این برنامه تحت عنوان همیاران سلامت روان یا همتایاران سلامت روان شناخته میشود. در این طرح، گروهی از دانشجویان آموزشهای لازم را از مرکز مشاوره دریافت میکنند و سپس در میان گروههای دانشجویی خود این آموزشها را منتقل میکنند. همچنین آنها میتوانند دانشجویانی را که به هر دلیل نیازمند دریافت خدمات روانشناختی هستند شناسایی کرده و به مرکز مشاوره معرفی کنند تا خدمات تخصصی لازم به آنها ارائه شود.
|
64 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
بخش دیگری از فعالیتهای ما نیز مربوط به فعالیتهای مدنی مرکز است که در راستای ارتقای سلامت روان در سطح جامعه دانشگاهی انجام میشود. از دیگر فعالیتهای مرکز مربوط به اقدامات مددکاری است. مددکاران ما در قالب سرکشی و بازدید از خوابگاهها حضور پیدا میکنند؛ چه در میان دستیارانی که در مهمانسرای قائم ساکن هستند و چه در خوابگاههای دانشجویی. این حضور میدانی به ما کمک میکند تا ارتباط نزدیکتری با دانشجویان داشته باشیم و در صورت وجود مشکلات یا نیازهای احتمالی، بتوانیم آنها را سریعتر شناسایی و پیگیری کنیم. بهویژه در جریان جنگ تحمیلی سوم، این حضور بسیار کمککننده بود. به دلیل اینکه بسیاری از دانشجویان بالینی در بیمارستانها مشغول خدمترسانی بودند، حضور مددکاران و ارتباط نزدیک با آنها کمک کرد تا اگر موردی از آسیبپذیری یا نیاز به حمایت وجود داشت، بتوانیم در کوتاهترین زمان ممکن آن را شناسایی کرده و اقدامات لازم را انجام دهیم. علاوه بر این، در همان دوران طرحی را نیز اجرا کردیم که با عنوان طرح همقدم شناخته میشد. در این طرح با تمامی دانشجویان به صورت تلفنی ارتباط برقرار کردیم، از حال آنها جویا شدیم و به آنها اعلام کردیم که مرکز مشاوره در کنارشان قرار دارد. به دانشجویان گفته میشد که ممکن است در شهر خودشان باشند یا در شهری حضور داشته باشند که در معرض مخاطرات ناشی از جنگ قرار داشته است، اما در هر شرایطی هر زمان که نیاز داشته باشند، میتوانند روی حمایت و همراهی ما حساب کنند و ما در دسترس آنها هستیم. این اقدام نیز بازخوردهای بسیار خوبی از سوی دانشجویان به همراه داشت و باعث شد احساس حمایت و همراهی بیشتری را در آن شرایط تجربه کنند. در اجرای این طرح، تماسها به صورت مستقیم و واقعی توسط همکاران ما انجام میشد؛ به این معنا که هر یک از همکاران مرکز مشاوره به طور زنده با دانشجویان تماس تلفنی برقرار میکردند و شخصاً با خود دانشجو گفتگو میکردند. در این تماسها ابتدا احوال دانشجو پرسیده میشد و فضایی فراهم میشد تا دانشجو بتواند درباره شرایطی که در آن قرار دارد صحبت کند. هدف اصلی از این تماسها این نبود که حتماً به دنبال شناسایی یک اختلال روانشناختی خاص باشیم یا بخواهیم ارزیابیهای رسمی و تشخیصی انجام دهیم. بلکه بیشتر تلاش ما این بود که یک فضای همدلانه، حمایتی و امن برای دانشجویان ایجاد کنیم. به هر حال شرایط جنگی میتواند برای بسیاری از افراد، بهویژه دانشجویان، با فشارهای روانی و نگرانیهایی همراه باشد؛ از نگرانی درباره امنیت، خانواده، آینده تحصیلی و مسائل مختلف دیگر. به همین دلیل مهم بود که دانشجو احساس کند در چنین شرایطی تنها نیست و یک مجموعه حامی وجود دارد که وضعیت او را پیگیری میکند و نسبت به حال و شرایطش حساس است. در واقع پیام اصلی این تماسها برای دانشجویان این بود که حتی اگر در حال حاضر در فضای دانشگاه حضور ندارند و ممکن است در شهر خودشان باشند یا در شهری اقامت داشته باشند که به نوعی در معرض مخاطرات ناشی از شرایط جنگی قرار گرفته است، همچنان دانشگاه و مرکز مشاوره در کنار آنها حضور دارد و در صورت نیاز میتوانند از حمایتها و خدمات موجود استفاده کنند.
|
65 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
این اقدام بازخوردهای بسیار مثبت و ارزشمندی به همراه داشت. بسیاری از دانشجویان در تماسها ابراز میکردند که این پیگیری برای آنها بسیار دلگرمکننده بوده است و احساس خوبی داشتهاند از اینکه مجموعهای در دانشگاه به یاد آنهاست و وضعیتشان را جویا میشود. این موضوع برای برخی از دانشجویان حتی باعث میشد که احساس امنیت و آرامش بیشتری پیدا کنند و بدانند در صورت بروز هرگونه مشکل یا نیاز به حمایت، میتوانند روی دانشگاه و مرکز مشاوره حساب کنند. از سوی دیگر، خانوادههای دانشجویان نیز بازخوردهای مثبتی ارائه دادند. برخی از خانوادهها عنوان میکردند که با وجود اینکه فرزندشان در آن مقطع در محیط دانشگاه حضور ندارد، اما اینکه دانشگاه همچنان پیگیر وضعیت دانشجویان است و نسبت به سلامت روان و شرایط آنها توجه دارد، برای آنها بسیار ارزشمند و آرامشبخش بوده است. این مسئله باعث شد خانوادهها نیز احساس کنند که ارتباط میان دانشگاه و دانشجو همچنان حفظ شده و دانشگاه نسبت به دانشجویان خود مسئولیتپذیر است. در حوزه دستیاری نیز همانطور که بالاتر اشاره کردم، طرحی با عنوان سفیر سلامت روان دستیاری اجرا شد. در این طرح، نمایندگانی از میان دستیاران گروههای مختلف تخصصی انتخاب میشوند. این افراد در واقع به نوعی نماینده دستیاران هستند و نقش واسطهای میان دستیاران و مرکز مشاوره ایفا میکنند. آنها مسائل، دغدغهها و چالشهایی را که دستیاران در محیطهای آموزشی و درمانی با آن مواجه هستند، منتقل میکنند تا بتوان برای آنها برنامهریزی و مداخلات مناسبتری انجام داد. در همین راستا جلسات متعددی با دانشکده پزشکی برگزار شد. این جلسات با حضور خانم دکتر محرری، آقای دکتر اللهیاری و گروههای محترم مرتبط برگزار گردید. این تعاملات و نشستها در نهایت توانست منجر به پیشرفتهایی در این حوزه شود و اقدامات مؤثر و قابل توجهی برای بهبود شرایط دستیاران و توجه بیشتر به سلامت روان آنها انجام گیرد. در مجموع، همه این فعالیتها و دستاوردها حاصل حمایتهایی بوده است که در سطوح مختلف وجود داشته است؛ چه در سطح دانشگاه، چه در سطح کلان مدیریتی و چه در حوزه معاونت فرهنگی و دانشجویی که همواره پشتیبان این برنامهها و فعالیتها بودهاند. یکی از اقدامات مهمی که در سال گذشته انجام شد این بود که برای نخستین بار از زمان تأسیس مرکز مشاوره در دانشگاه علوم پزشکی مشهد، توانستیم مصوب کنیم که آموزش مهارتهای زندگی به صورت الزامی در برنامه آموزشی دانشجویان قرار بگیرد. پیش از این چنین برنامه مدونی وجود نداشت که تمامی گروههای آموزشی و تمام دانشجویان رشتههای مختلف بتوانند به صورت نظاممند آموزش مهارتهای زندگی را دریافت کنند. خوشبختانه این موضوع در شورای آموزشی دانشگاه مطرح و در نهایت به تصویب رسید. مصوبه مهم دیگری که در این مسیر به دست آمد این بود که تمامی دستیاران ورودی جدید ملزم شوند غربالگری سلامت روان را انجام دهند. به این ترتیب، دستیاران جدید در ابتدای ورود خود مورد ارزیابی و غربالگری در حوزه سلامت روان قرار میگیرند تا در صورت وجود هرگونه نیاز، حمایتها و خدمات لازم در زمان مناسب برای آنها فراهم شود. در قالب همین غربالگری سلامت روان، در همان زمان حضور دانشجویان یا دستیاران در دانشگاه، اگر فردی نیاز به دریافت خدمات روانشناختی داشته باشد، این نیاز به سرعت شناسایی میشود و امکان ارائه خدمات لازم برای او فراهم میگردد. به این ترتیب، در همان مراحل اولیه میتوان مواردی را که نیازمند حمایت یا مداخله هستند تشخیص داد و از تشدید مشکلات احتمالی جلوگیری کرد.
|
66 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
مجموعه تمام این فعالیتها و برنامههایی که در حوزههای مختلف آموزشی، پیشگیرانه، حمایتی و درمانی اجرا شده است، در نهایت باعث شد که در دو سال پیاپی، یعنی در سالهای ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴، مرکز مشاوره دانشگاه علوم پزشکی مشهد بتواند در میان دانشگاههای تیپ یک کشور، بر اساس شاخصهای ارزیابی وزارت بهداشت، رتبه اول را در سطح کشور کسب کند. در اینجا جا دارد از همه افرادی که در این مسیر حمایت و همراهی داشتند تشکر کنم؛ بهویژه جناب آقای دکتر اسماعیلزاده که در رأس امور حمایتهای لازم را داشتند، و همچنین از همکارانی که در این مجموعه با تلاش و همکاری خود زمینه را فراهم کردند تا بتوانیم خدمات مؤثر و اثربخشی را به دانشجویان و دستیاران ارائه دهیم. نگاه ما در مرکز مشاوره بیشتر بر این اصل استوار است که پیشگیری مقدم بر درمان است. به همین دلیل، بسیاری از رویکردهایی که تا اینجا درباره آنها صحبت شد، بیشتر در قالب اقدامات پیشگیرانه طراحی و اجرا شدهاند. وب دا، با توجه به فعالیت دانشگاه در سه حوزه آموزش، درمان و پژوهش حفظ ارتباط این سه حوزه از نگاه شما تا چه حد اهمیت دارد و اساسا آیا میتوان این سه حوزه را اولویت بندی کرد ؟ از نظر شخصی نیز معتقدم که حوزه آموزش در این میان نقش بسیار پررنگی دارد. البته این به آن معنا نیست که سایر حوزهها از اهمیت کمتری برخوردار هستند، اما زمانی که آموزش به شکل گسترده و مؤثر اجرا میشود، علاوه بر اینکه جامعه بزرگتری از مخاطبان را پوشش میدهد، در واقع میتواند از بروز بسیاری از مشکلاتی که ممکن است در آینده به مرحله نیاز به درمان برسند، پیشگیری کند. به بیان دیگر، با تقویت آموزش و ارتقای آگاهی و مهارتهای افراد، میتوان مسیر بروز بسیاری از مسائل و مشکلات را از همان ابتدا مدیریت و کنترل کرد. در واقع زمانی که آموزش پررنگتر و مورد توجه بیشتری قرار میگیرد، در قالب همین فعالیتهای آموزشی میتوان زمینه انجام یکسری پژوهشها را نیز فراهم کرد. این موضوع بر اساس تجربه کاری من در این مدت شکل گرفته است؛ به این معنا که آموزش به دلیل گستردگی و فراگیری، امکان دسترسی به جامعه هدف بزرگتری را فراهم میکند و ما میتوانیم افراد بیشتری را در این حوزه تحت پوشش قرار دهیم. علاوه بر این، آموزش ماهیت پیشگیرانه نیز دارد. در جریان همین برنامههای آموزشی، بسیاری از موارد و مسائل نیز قابل شناسایی هستند؛ یعنی در همان فرایند آموزش میتوان افرادی را که به نوعی نیازمند توجه یا خدمات بیشتر هستند شناسایی کرد و برای آنها برنامهریزیهای لازم را انجام داد. از سوی دیگر، آموزش نسبت به بسیاری از مداخلات دیگر از نظر هزینه نیز مقرونبهصرفهتر است. اگر بخواهیم از منظر اقتصادی نیز نگاه کنیم، اجرای برنامههای آموزشی در مقایسه با برخی اقدامات دیگر هزینه کمتری دارد، در حالی که میتواند تأثیر گستردهتری بر جامعه هدف داشته باشد. با این حال، در نهایت باید توجه داشت که آموزش، پیشگیری و درمان مکمل یکدیگر هستند و هیچکدام به تنهایی نمیتوانند چرخه کامل ارائه خدمات را شکل دهند. هر سه این بخشها در کنار یکدیگر معنا پیدا میکنند و برای اثربخشی کامل خدمات لازم است به همه آنها توجه شود. با این حال، با توجه به سؤالی که مطرح کردید، از نظر من بخش آموزش میتواند نقش پررنگتر و تأثیرگذاری بیشتری در این میان داشته باشد. وب دا، با توجه به تجربهای که در فضای شغلی خود در دانشگاه داشتهاید تصور میکنید چه اقدامات و برنامههایی میتواند به هرچه بهتر شدن این فضا کمک کند؟ دانشگاه علوم پزشکی مشهد، در مقایسه با بسیاری از دانشگاههای علوم پزشکی کشور، عملکرد بسیار قابل توجهی داشته است. اگر بخواهیم در سطح کل کشور نگاه کنیم، چه از نظر تعداد دانشمندان یک درصد برتر که هر سال شاهد افزایش تعداد آنها هستیم، چه از نظر امکانات آموزشی و تحصیلی و چه از نظر حمایتهایی که معمولاً دانشگاه از دانشجویان و فعالیتهای علمی و پژوهشی انجام میدهد، میتوان گفت اقدامات ارزشمند و قابل توجهی صورت گرفته است. اگر بخواهم در حوزه تخصصی خودم یعنی حوزه سلامت روان به این موضوع بپردازم، باید بگویم که در سال گذشته، به دلایل مختلف از جمله وقوع جنگ ۱۲ روزه و همچنین جنگ تحمیلی سوم و برخی وقایع دیگر، اهمیت حوزه سلامت روان بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته و تا حدی پررنگتر شده است. از سوی دیگر، بر اساس پژوهشی که سال گذشته انجام شد، حدود ۲۵ درصد از افراد در سطح جامعه دچار نوعی از اختلالات روانشناختی هستند. وقتی به این آمار و دادهها نگاه میکنیم، متوجه میشویم که توجه به حوزه سلامت روان و برنامهریزی برای آن تا چه اندازه ضروری و مهم است. شاید بهتر باشد به سمت انجام فعالیتهایی حرکت کنیم که به انگزدایی در حوزه سلامت روان کمک کند. به هر حال، اگر فردی احساس میکند به دریافت خدمات روانشناختی نیاز دارد، نباید نگران انگ اجتماعی باشد. لازم است شرایطی فراهم شود که افراد همانطور که در صورت بروز یک مشکل جسمی بدون نگرانی به پزشک مراجعه میکنند، در مسائل روانی نیز بتوانند با همان سهولت و آرامش برای دریافت کمک مراجعه کنند. به همین دلیل به نظر میرسد لازم است در حوزه اطلاعرسانی و انگزدایی فعالیتهای بیشتری انجام شود تا نگرش جامعه نسبت به دریافت خدمات سلامت روان اصلاح و تسهیل شود. بخش مهم دیگر نیز مسأله دسترسی به خدمات است. یعنی زمانی که فرایند شناسایی افراد نیازمند انجام میشود و نیازها مشخص و احصا میگردد، باید امکان دسترسی مناسب به خدمات نیز فراهم باشد. خوشبختانه یکی از اتفاقات خوبی که در سالهای اخیر در این حوزه رخ داده، تأسیس مراکز سراج است که گامی مهم در جهت توسعه خدمات سلامت روان و افزایش دسترسی افراد به این خدمات به شمار میرود. در گذشته مراکز تخصصی محدودی برای مراجعه افرادی که با مسائل و مشکلات روانشناختی مواجه میشدند وجود داشت و در بسیاری از موارد تنها محل مراجعه، بیمارستانها بودند. با این حال، همانطور که اشاره کردم، به دلیل وجود انگ اجتماعی مرتبط با مسائل روانشناختی، معمولاً استقبال و تمایل افراد برای مراجعه به بیمارستانها در این زمینه چندان بالا نبود. اما در سالهای اخیر اقداماتی انجام شده که تا حد زیادی به بهبود دسترسی به خدمات سلامت روان کمک کرده است. از جمله این اقدامات میتوان به راهاندازی مراکز سراج اشاره کرد. تا جایی که اطلاع دارم، در حال حاضر حدود چهار مرکز سراج تأسیس شده است که بهویژه در مناطق حاشیه شهر و مناطقی که احتمال نیاز بیشتری به این خدمات وجود دارد فعالیت میکنند. ایجاد این مراکز نقش مهمی در افزایش دسترسی مردم به خدمات سلامت روان داشته است. از سوی دیگر، توسعه مراکز خدمات جامع سلامت نیز در این سالها قابل توجه بوده است. بهگونهای که امروز به ندرت پیش میآید فردی در یک منطقه از شهر حضور داشته باشد و یک مرکز یا پایگاه بهداشتی در آن محدوده وجود نداشته باشد. این موضوع باعث شده دسترسی اولیه به خدمات سلامت و همچنین ارجاع به خدمات تخصصی سادهتر و گستردهتر شود. علاوه بر این، توسعه و تأسیس بیمارستانهای تخصصی نیز به افزایش دسترسی به خدمات تخصصی کمک کرده و در مجموع شهر مشهد را به یکی از قطبهای درمانی معتبر در سطح کشور تبدیل کرده است. وب دا، در مسیر تحصیل و فعالیتهای کاری آیا چالش ها و موانعی را هم تجربه کردید؟ در صورت پاسخ مثبت بفرمایید چطور با این چالش ها و موانع مقابله کرده اید؟ البته در عین حال، اگر بخواهیم واقعبینانه نگاه کنیم، نمیتوان گفت که این مسیر کاملاً هموار و بدون دغدغه بوده است؛ بلکه همچنان چالشها و مسائلی وجود دارد که نیازمند توجه، برنامهریزی و تقویت زیرساختها در حوزه سلامت روان است. به هر حال بد نیست در اینجا به یک نکته هم اشاره کنم. گاهی اوقات در مورد روانشناسان این تصور وجود دارد که آنها از پس همه چالشها برمیآیند و حتی انتظار عمومی هم همین است؛ گویی روانشناس باید همیشه کاملاً مسلط، بدون آسیب و فارغ از مشکلات باشد. در حالی که لازم است به این نکته توجه شود که در پس این نقش حرفهای، پیش از هر چیز یک انسان قرار دارد؛ انسانی که او هم هیجانات مختلف را تجربه میکند، ممکن است گاهی دچار خطاهای شناختی شود و با چالشهای زندگی مواجه گردد. این موضوع نه عجیب است و نه غیرقابل تصور، چون در نهایت درباره یک انسان صحبت میکنیم. با این حال، شاید آنچه باعث میشود یک روانشناس بتواند با این چالشها بهتر مواجه شود، همان آموزشها، تکنیکهایی است که در طول تحصیل فراگرفته و همچنین نقش اساتیدی است که در این مسیر توانستهاند به عنوان راهنما و هدایتگر همراه باشند. این آموزشها در واقع نوعی نقشه راه در اختیار فرد قرار میدهد؛ به این معنا که اگرچه ممکن است خود فرد نیز مانند هر انسان دیگری با دشواریها و آسیبهایی مواجه شود، اما داشتن این نقشه راه کمک میکند که بتواند مسیر را آگاهانهتر و با مدیریت بهتری طی کند. در مسیر تحصیل و زندگی من نیز این موضوع وجود داشته است. دوران تحصیل من همزمان با تولد فرزندانم بود و طبیعتاً این موضوع گاهی نگرانیها و دغدغههایی ایجاد میکرد. وب دا، آیا خانواده در پیشرفت تحصیلی و شغلی شما مؤثر بوده اند؟ با این حال، وجود یک خانواده حمایتگر نقش بسیار مهمی در عبور از این چالشها داشت. اینکه انسان بداند در زمان سختیها میتواند به خانواده تکیه کند، خود یک قوت قلب بزرگ است. از سوی دیگر، دعای خیر پدر و مادر نیز همواره پشتوانهای معنوی در این مسیر بوده است. من چه پیش از ازدواج و چه در طول مسیر زندگی، همواره این حمایتهای معنوی و خانوادگی را احساس کردهام و همین موضوع کمک کرده است که بتوانم با آرامش و امید بیشتری مسیر تحصیل و زندگی را ادامه دهم. همیشه این احساس را داشتهام که گویی دستی پشت سرم هست؛ دستی نوازشگر که کمک میکند و در بسیاری از انتخابها و موقعیتهای زندگی نوعی هدایتگری را برایم رقم میزند. در خیلی از انتخابهای مهم زندگی یا در شرایط دشواری که گاهی حتی تا مرز درماندگی پیش میرفت، این احساس همراه من بوده است. معمولاً در آن لحظهها یک جمله کوتاه میگفتم. چون تکیهکلامی که ما بچهها برای پدرم استفاده میکردیم آقاجان بود، در دل میگفتم: آقاجان حواست به من باشد. مثلاً وقتی قرار بود به یک مصاحبه شغلی بروم، در یک مسابقه شرکت کنم یا در موقعیت مهمی قرار بگیرم، همین جمله را میگفتم و از او کمک میخواستم. بعد از آن هم بارها تأثیر این احساس همراهی و حمایت را در مسیرم دیدهام. نقشی که پدرم در زندگی ما داشت بسیار پررنگ بود و این احساس همچنان برای من زنده است. ما به هر حال باور داریم که شهدا زندهاند و حضورشان در کنار ما جریان دارد و همین باور برای من همیشه یک پشتوانه معنوی بوده است. از سوی دیگر، برای ما که در مشهد زندگی میکنیم، بارگاه ملکوتی امام رضا(ع) نیز همواره پناهگاه و مأمن امنی بوده است. این بارگاه برای بسیاری از ما مشهدیها جایی است که وقتی به آن پناه میبریم، احساس آرامش عمیقی پیدا میکنیم. برای خود من بارها پیش آمده که وقتی با دغدغهها و نگرانیهای مختلف به آنجا میروم، احساس میکنم همان لحظه تمام آن نگرانیها تخلیه میشود؛ گویی باری از روی دوش انسان برداشته میشود. حتی گاهی پیش آمده که وقتی به آنجا میرسم، دیگر حرفی برای گفتن ندارم. انگار همان حضور و همان فضا به تنهایی کافی است تا انسان احساس آرامش و سبک شدن کند. در کنار همه اینها، نقش مادرم در زندگی من بسیار پررنگ بوده است. من در سنین بسیار کمی پدرم را از دست دادم و به شهادت رسیدند، بنابراین مادرم برای من هم نقش پدر را ایفا کرد و هم نقش مادر را. همیشه همراه، شنونده و همدل بود و در تمام مراحل زندگی حضور حمایتی داشت. بعد از ازدواج نیز این احساس حمایت و همراهی را از سوی همسرم تجربه کردم و ایشان هم توانستند همان حس آرامش و پشتیبانی را برای من فراهم کنند. البته در کنار همه این حمایتهای خانوادگی، بخش بسیار مهمی از این مسیر به توکل و یاری گرفتن از خداوند برمیگردد. در بسیاری از مواقع، حتی زمانی که همه این پشتوانهها وجود داشت، باز هم شرایطی پیش میآمد که مسائل سخت و پیچیده میشد. در چنین لحظاتی این احساس وجود داشت که خداوند در این مسیر یا راهی را پیش روی انسان قرار میدهد، یا اگر راهی هم در آن لحظه دیده نمیشود، صبر، تحمل و پذیرش آن شرایط را در وجود انسان ایجاد میکند. در مجموع، مجموعه همه این عواملحمایت خانواده، همراهی همسر، پشتوانههای معنوی و توکل به خداکمک کرده است که این مسیر طی شود. از سوی دیگر، نگاه شخصی من به سختیهای زندگی همواره این بوده که آنها را بیشتر به عنوان تجربه ببینم. اگر بتوانیم سختیها را صرفاً به عنوان مانع یا چالش نگاه نکنیم، بلکه آنها را تجربههایی بدانیم که میتوانند به رشد و پختگی انسان کمک کنند، آنوقت مواجهه با مسیر زندگی نیز معنای متفاوتی پیدا میکند. اگر بتوانیم به چالشها با این نگاه بنگریم، حتی میتوانند به نوعی برگ برنده تبدیل شوند؛ یعنی اینکه با وجود سختیها و موانع، فرد توانسته مسیر خود را ادامه دهد، خود به عاملی برای امید و رشد تبدیل میشود. نگاه شخصی من هم اغلب اینگونه بوده است که چالشها و موانع لزوماً فقط مانع نیستند؛ بلکه در بسیاری از مواقع در نهایت زمینه رشد را فراهم میکنند. گاهی یک مانع باعث میشود انسان مسیر تازهای را تجربه کند و راه جدیدی پیش روی خود ببیند. با چنین نگاهی پذیرش این سختیها نیز آسانتر میشود. دستکم برای من، این شیوه نگاه به چالشها توانسته تا حد زیادی پاسخگو باشد. وب دا، با توجه به نقش مهم و اثرگذار اساتید در فضاهای مختلف آموزشی و پژوهشی و درمانی دانشگاه ، از نگاه شما یک استاد موفق در این حوزهها چه شاخصههایی دارد؟ به نظر من این موضوع تنها به جنبههای تخصصی و علمی محدود نمیشود. البته طبیعی است که هر فردی که مسیر استادی را انتخاب میکند باید به سطح قابل توجهی از دانش و تخصص رسیده باشد، زیرا مسئولیت اجتماعی یک استاد این است که دانش و تجربه خود را در اختیار دیگران قرار دهد. اما در کنار این بُعد علمی، ویژگیهای انسانی و ارتباطی نیز بسیار مهم هستند. یک استاد موفق کسی است که بتواند همدلی خوبی با دانشجویان داشته باشد، شنونده خوبی باشد و ارتباط مؤثر و سالمی با آنها برقرار کند. استادی که بتواند خود را در جایگاهی شبیه به یک پدر یا مادر ببیند؛ یعنی همانطور که در مسیر رشد فرزند ممکن است خطاهایی رخ دهد و گاهی لازم است با نگاه تربیتی و همراه با چشمپوشی از برخی اشتباهات با آن برخورد شود، در قبال دانشجویان نیز چنین رویکردی داشته باشد. در واقع یک استاد علاوه بر انتقال دانش، نقش تربیتی و الگویی نیز برای دانشجویان خود دارد. استادی که بتواند در وهله نخست مدیریت هیجانات خود را داشته باشد، ارتباط سالم و همدلانه برقرار کند و ویژگیهایی که به آنها اشاره شد را در عمل نشان دهد، میتواند به یک الگوی مؤثر برای دانشجویانی تبدیل شود که در کنار او زندگی و تجربه علمی خود را شکل میدهند. در نهایت باید توجه داشت که همانطور که عرض کردم، همه ما انسان هستیم و به روابط و تعاملات اجتماعی نیاز داریم. گاهی یک توجه کوچک یا یک جمله همدلانه میتواند رابطهای را محکمتر و عمیقتر کند، و در مقابل، نبود ارتباط مؤثر حتی میتواند در سطحی گستردهتر آسیبهای قابل توجهی ایجاد کند. به همین دلیل به نظر من، ویژگیهای یک استاد برتر تنها به تخصص و دانش علمی محدود نمیشود. در کنار مهارتهای علمی، استادی موفق است که مهارتهای ارتباطی و انسانی را نیز در خود تقویت کرده باشد؛ یعنی علاوه بر آموزش این مهارتها، خود نیز آنها را در عمل به کار بگیرد و بتواند بازخورد و اثر مثبت آن را به جامعه منتقل کند. وب دا، اوقات فراغت را معمولاً به چه فعالیت هایی می پردازید؟ باید بگویم اوقات فراغت موضوعی است که برای من همیشه جذاب بوده است. از دوران کودکی علاقه داشتم در کنار فعالیتهای دیگر، به این بخش از زندگی هم توجه داشته باشم. در حال حاضر با توجه به شرایط و مشغلههایی که وجود دارد، شاید بیشترین چیزی که اوقات فراغت من را پر میکند مطالعه کتاب است. در کنار آن، زمانی که با فرزندانم میگذرانم نیز بسیار ارزشمند است. بعد از ساعت کاری، گاهی پیادهرویهای شبانه خانوادگی داریم. البته نه اینکه هر روز این اتفاق بیفتد، اما تلاش کردهایم حداقل در طول هفته چند بار چنین پیادهرویهایی را به صورت خانوادگی داشته باشیم. همچنین بازیهای خانوادگی که در منزل با بچهها انجام میدهیم و به طور کلی وقت گذراندن با همسر و فرزندان بخش مهمی از اوقات فراغت من را تشکیل میدهد. البته ارتباط و دیدار با خانواده خودم، خواهران و برادران نیز همچنان برایم ارزشمند است. در کنار همه اینها، چیزی که گاهی بیش از هر چیز دیگری میتواند به من آرامش بدهد و فاصلهای از دغدغههای روزمره ایجاد کند، خواندن کتاب یا گوش دادن به موسیقی است که برای من بسیار اثرگذار است. هرچند در دوران دبیرستان به صورت جدی ورزش میکردم، اما در حال حاضر به دلیل مشغلههای کاری فرصت کمتری برای پرداختن حرفهای به ورزش دارم. در پایان شاید بد نباشد نکتهای را هم مطرح کنم که با شرایط فعلی جامعه نیز بیارتباط نیست. در گفتوگو با مراجعان و حتی در صحبتهایی که از اطرافیان میشنوم، گاهی میبینم که برخی افراد به نقطهای از ناامیدی میرسند که احساس میکنند دیگر هیچ کاری از دستشان برنمیآید و راهی برای تغییر وجود ندارد. در چنین شرایطی به نظر من نکته مهم این است که بدانیم ما تا حدی انتخاب میکنیم چگونه به این چالشها نگاه کنیم. ممکن است در دل یک وضعیت دشوار، احساس ناامیدی مطلق داشته باشیم، اما در عین حال میتوان تلاش کرد در همان شرایط روزنههایی از امید را هم پیدا کرد. گاهی اوقات درگیر شدن بیش از حد ذهن با این احساس که هیچ کاری از دستم برنمیآید باعث میشود حتی توانمندیهای کوچک و دلخوشیهایی که قبلاً برای ما معنا داشتهاند نیز تحت تأثیر قرار بگیرند و فرد نسبت به همان توانمندیهای خود هم دچار تردید و تعارض شود. به همین دلیل یکی از پیشنهادهایی که میتوان مطرح کرد این است که گاهی لازم است کمی از کمالگرایی منفی فاصله بگیریم. البته کمالگرایی مثبت میتواند عامل رشد باشد، اما آن نوع کمالگرایی که انسان را به سمت ناامیدی و درماندگی سوق میدهد، میتواند بسیار آسیبزا باشد. بهتر است در چنین شرایطی با توجه به امکانات و شرایط فعلی خود، توانمندیهایمان را بسنجیم و خودمان را بر اساس شرایط و مسیر خودمان ارزیابی کنیم، نه بر اساس مقایسه با دیگران. چرا که ما از شرایط، امکانات و مسیر زندگی دیگران آگاهی کامل نداریم و این مقایسهها گاهی میتواند ما را به سمت ناامیدی و احساس ناتوانی سوق دهد. بنابراین بهتر است هر فرد خود را با خودش بسنجد و مسیر رشد شخصی خود را دنبال کند. بهتر است موفقیتها و پیشرفتهای خودمان را در مسیر رشد شخصیمان ببینیم. اگر به گذشته نگاه کنیم، احتمالاً بارها در طول زندگی دچار ناامیدی شدهایم، اما در نهایت توانستهایم از آن عبور کنیم. نکته مهم این است که ما همان آدمی هستیم که پیش از این هم از سختیها عبور کردهایم و همان توانمندیها و ظرفیتها را در خود داریم. بنابراین اکنون هم میتوانیم زمینه رشد و پیشرفت خودمان را فراهم کنیم. از سوی دیگر باید به این نکته توجه داشت که هیچوقت برای یادگیری و کسب مهارت دیر نیست. گاهی شنیده میشود که افراد میگویند سن من گذشته و دیگر برای انجام این کارها دیر شده است . در حالی که این نگاه میتواند همان خطای فکری باشد که انسان را به سمت ناامیدی سوق میدهد. در واقع برای کسب علم و مهارت هیچ زمانی دیر نیست. اگر همین لحظه به این شناخت برسیم که در برخی حوزهها نیاز به آموزش و رشد داریم، این خود میتواند نقطه شروع خوبی باشد. برای مثال ممکن است فردی متوجه شود که در مدیریت هیجانات خود نیاز به آموزش دارد، یا استرس گاهی باعث میشود نتواند عملکرد مطلوبی داشته باشد. یا شاید حوزهای مانند ورزش، مهارتی خاص یا فعالیتی باشد که سالها به آن علاقه داشته اما فرصت پرداختن به آن را نداشته است. همه اینها میتوانند بهانههایی برای ایجاد امید و ادامه دادن مسیر باشند. در نهایت مهم این است که با توجه به امکانات واقعی و شرایطی که در اختیار داریم، برای خودمان هدفها و ارزشهایی تعریف کنیم و بر اساس همانها مسیر زندگی را ادامه دهیم؛ مسیری که برای خود ما معنا و ارزش دارد. در پایان برای همه آرزوی سلامت و آرامش دارم.
|
67 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
وب دا، لطفاً در ابتدا خود را برای مخاطبان این گفتگو معرفی بفرمایید ( نام و نام خانوادگی ، در چه سالی و در کجا متولد شدید ) و شرح مختصری از سوابق تحصیلی دوران مدرسه و دانشگاه بفرمایید که در کجا و چه سالهایی طی شد؟ محبوبه دهقانی، متولد سال ۱۳۶۰، در سال ۱۳۷۸ در رشته دندانپزشکی عمومی دانشگاه علوم پزشکی مشهد پذیرفته شدم و دوره تحصیلی خود را در شهر مشهد سپری کردم. هم در مقطع دندانپزشکی عمومی و هم در دوره تخصص، تحصیلات خود را در این دانشگاه ادامه داده ام. در سال ۱۳۸۴ با توجه به کسب رتبه برتر ورودی، موفق شدم به صورت مستقیم در آزمون تخصص شرکت کردم و در رشته مورد علاقه خود پذیرفته شدم. تا سال ۱۳۸۸ در دانشگاه علوم پزشکی مشهد در مقطع تخصص تحصیل کردم و در همان سال موفق به اخذ بورد تخصصی شدم. پس از پایان دوره تخصص، فعالیتم را به عنوان عضو هیأت علمی آغاز کردم. نخستین سال فعالیت هیأت علمی ام در شهر یزد سپری شد و پس از آن، در سال ۱۳۸۹ به دانشگاه علوم پزشکی مشهد پیوستم. در سالهای ابتدایی حضورم در دانشگاه مشهد، به عنوان هیأت علمی پژوهشی فعالیت داشتم و سپس به عنوان هیأت علمی آموزشی به کار خود ادامه دادم. از سال ۱۳۸۹ در دانشگاه علوم پزشکی مشهد مشغول خدمت بوده ام، هرچند در این مسیر، وقفهای سهساله به دلیل فراخوان ایجاد شد و این روند تا سال ۱۳۹۷ ادامه داشت. در سال ۱۴۰۰ مجدداً به عنوان عضو هیأت علمی پیمانی در دانشگاه مشغول به کار شدم و در سال ۱۴۰۳ نیز به مرتبه دانشیاری ارتقا یافتم. در طول سالهای خدمتم در دانشگاه علوم پزشکی، علاوه بر فعالیتهای آموزشی، در حوزههای اجرایی و پژوهشی نیز مسئولیتهایی بر عهده داشتهام. چند سالی به عنوان عضو هیأت علمی پژوهشی فعالیت داشتم و در این مدت هم در گروه آموزشی و هم به عنوان عضو هیأت علمی در مرکز تحقیقات دندانپزشکی مشهد مشغول به کار بودم. عمده فعالیتهای این دوره در شهر مشهد انجام شد و تمرکز اصلی بر انجام پژوهشهای علمی بود. در آن زمان بیشتر فعالیتها پژوهشی بود، هرچند در کنار آن تعداد محدودی واحد آموزشی نیز ارائه میشد. حاصل این فعالیتهای پژوهشی انتشار حدود ۳۰ مقاله علمی در مجلات مختلف بود. پس از آن وارد بخش آموزشی شدم و به عنوان عضو هیأت علمی آموزشی به فعالیت ادامه دادم. در حال حاضر معاون آموزشی گروه هستم و پیش از این نیز مسئولیت معاونت پژوهشی گروه را بر عهده داشتهام. همچنین به عنوان معاون اجرایی مجله دندانپزشکی مشهد فعالیت میکنم و در امور اجرایی مرتبط با انتشار و مدیریت مقالات این مجله مشارکت دارم. علاوه بر این، در طول این سالها تعدادی مقاله علمی منتشر کرده و در حوزه انتشار آثار علمی نیز فعالیت داشتهام. در مورد کنفرانسها و همایشهایی که شرکت کردهام، بخشی از فعالیتهای علمی من در این رویدادها انجام شده است. همچنین در مجله دندانپزشکی مشهد فعالیت دارم. این مجله یکی از قدیمیترین مجلات دندانپزشکی به زبان فارسی در مشهد محسوب میشود و از مجلات باسابقه در این حوزه است. اخیراً نیز اقداماتی برای نمایه شدن این مجله در پایگاه اسکوپوس انجام دادهایم که روند آن در حال پیگیری و اجراست. در این مجله مقالات علمی نسبتاً باکیفیتی منتشر میشود. پس از ارسال مقاله به مجله، ابتدا مقاله مورد بررسی اولیه قرار میگیرد و سپس وارد چند مرحله داوری میشود. همچنین بررسی آماری روی مقالات انجام میشود و در نهایت مقالات توسط دبیر اجرایی و دبیر علمی مجله تأیید شده و روی سایت مجله منتشر میشوند. در هر شماره مجله به طور میانگین حدود ۶ تا ۷ مقاله منتشر میشود و معمولاً در هر شماره ۷ مقاله به چاپ میرسد. این مجله به صورت فصلنامه منتشر میشود و در طول سال چهار شماره از آن انتشار مییابد. در مجموع تاکنون حدود ۴۰ مقاله علمی داخلی و خارجی منتشر کردهام. تعداد کنگرهها و همایشهایی که در آنها شرکت کردهام دقیقاً در خاطرم نیست، اما به طور قطع در بیش از ۲۰ کنگره دندانپزشکی که همگی در ایران برگزار شدهاند، حضور داشتهام. در این کنگرهها مقالاتی را به صورت سخنرانی و نیز پوستر ارائه کردهام. در حوزه تألیف و ترجمه نیز، یکی از کتابهای مرجع اصلی دندانپزشکی را که از نظر حجم نیز کتابی قابل توجه است، با همکاری یکی از همکاران ترجمه کردهایم و ترجمه آن ارائه شده است. همچنین یک عنوان ثبت اختراع نیز در سوابق علمی و پژوهشی من وجود دارد. این دستگاه برای سنجش نیروی کشهای ارتودنسی طراحی و ساخته شده است. این کشها در محیط دهان به مرور زمان دچار افت نیرو میشوند و طبق پروتکلهای موجود، بازههای زمانی متفاوتی (از ۱۲ تا ۴۸ ساعت) برای تعویض آنها توصیه میشود. هدف از ساخت این دستگاه، اندازهگیری دقیق نیروی این کشها پس از استفاده در دهان است تا بتوان بهترین و دقیقترین زمان برای تعویض آنها را تعیین کرد. برای سنجش نیروی الاستیکهای داخل دهانی نیز فعالیتهایی انجام دادهام.
|
68 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
در مورد سوابق علمی دوران تحصیل باید بگویم که در میان دانشآموختگان ورودی سال ۱۳۷۸ دندانپزشکی مشهد، رتبه دوم را کسب کردم. همچنین در شهریور سال ۱۳۸۰ موفق به کسب رتبه اول کشوری در آزمون جامع علوم پایه شدم. پس از آن به طور مستقیم وارد دوره تخصص شدم و در آزمون ورودی تخصص دندانپزشکی رتبه ۵ را به دست آوردم. در آزمون بورد تخصصی نیز رتبه ۶ کشوری را کسب کردم. علاوه بر سوابق آموزشی و پژوهشی، در فعالیتهای فرهنگی نیز حضور فعالی داشتهام که شاخصترین آنها کسب رتبه اول کشوری در رشته سیره معصومین در جشنواره قرآن و عترت است. همچنین در سالهای مختلف، موفق به کسب عناوین متعدد رتبه اول در سطح دانشکده و دانشگاه در مسابقات فرهنگی شدهام. لازم به ذکر است که به دلیل این سوابق علمی و دستاوردها، عضو بنیاد ملی نخبگان نیز هستم. در مرحله انتخاب رشته دانشگاهی قرار داشتم و میان دو رشته پزشکی و دندانپزشکی مردد بودم. از یک سو به رشته پزشکی علاقه داشتم و از سوی دیگر درباره شرایط کاری و سبک زندگی مرتبط با آن فکر میکردم. از آنجا که برادرم پزشک بودند، از نزدیک با شرایط شغلی این حرفه آشنا بودم. با مشورت ایشان و همچنین گفت وگو با اطرافیان و افراد باتجربه، به این نتیجه رسیدم که هرچند پزشکی رشتهای ارزشمند و پرکاربرد است، اما به دلیل ماهیت کاری آن، گاهی فشارهای شغلی و ساعات کاری نامنظم میتواند برای زندگی خانوادگی چالشهایی ایجاد کند. به همین دلیل، پس از بررسیهای بیشتر و سنجیدن شرایط، تصمیم گرفتم رشته دندانپزشکی را انتخاب کنم. احساس میکردم این رشته علاوه بر حفظ ارتباط با حوزه پزشکی و سلامت، میتواند تعادل بهتری میان زندگی حرفهای و خانوادگی ایجاد کند و از نظر برنامهریزی کاری نیز انعطافپذیری بیشتری داشته باشد. به این ترتیب، با آگاهی و مشورت، مسیر تحصیلی خود را در رشته دندانپزشکی آغاز کردم. در ابتدای ورود به دانشگاه، شناخت دقیق و شفافی از گرایشهای تخصصی دندانپزشکی نداشتم و صرفاً بر یادگیری دروس پایه متمرکز بودم. با سپری کردن دوره عمومی و ورود به بخشهای تخصصی در سالهای پایانی (حدود سالهای ۸۵ و ۸۶)، کم کم با ابعاد مختلف این رشته آشنا شدم. دقیقاً در سال پنجم تحصیلم بود که اشتیاق و علاقه حقیقی خود را نسبت به یکی از تخصصهای این حوزه کشف کردم. خدا را شکر میکنم که در انتخاب این مسیر و تخصص، به رضایت کامل رسیدم؛ بهگونهای که اگر بارها زمان به عقب بازگردد، باز هم بدون تردید همین رشته و همین تخصص را انتخاب خواهم کرد. دندانپزشکی رشتهای بسیار جذاب و پویاست. البته باید صادقانه بگویم که به دلیل پرطرفدار بودن و متقاضیان زیاد، قبولی در مقاطع تخصصی این رشته نیازمند تلاش بسیار زیاد و پشتکار فراوان است، اما به اعتقاد من، این تلاش کاملاً ارزشمند است. آنچه بیش از هر چیز این رشته را برای من زیبا کرده، ماهیت فکری و تحلیلی آن است. برخلاف تصور عموم که ممکن است آن را یک کار روتین بدانند، در این رشته هیچ بیماری شبیه به بیمار دیگر نیست؛ هر مراجعکننده جدید با شرایط خاص خود محسوب میشود و برای هر کدام باید یک طرحدرمانِ منحصربهفرد طراحی کرد. همین تنوع در برخورد با کیسهای مختلف، مانع از تکراری شدن کار میشود و همواره ذهن را به چالش میکشد. متأسفانه گاهی تصور میشود که برخی افراد صرفاً با نگاه به جنبههای مالی وارد این رشته میشوند، اما واقعیت این است که لذتِ کشف راهکارهای درمانی و تنوعِ مواجهه با کیسهای گوناگون، همان چیزی است که به این حرفه عمق و معنا میبخشد. آنچه بیش از هر چیز برای من در این رشته اهمیت دارد، ماهیت فکری و تحلیلی آن است. دندانپزشکی صرفاً یک کار یدی یا هنر دست نیست؛ اگرچه مهارت عملی و دقت بالا بخش مهمی از آن را تشکیل میدهد، اما هسته اصلی این حرفه بر پایه تفکر، تحلیل و تصمیمگیری علمی استوار است. در این رشته، ما باید از دانش تئوریکی که آموختهایم، از تجربههای بالینی، از قدرت تحلیل و حتی از خلاقیت خود استفاده کنیم تا برای هر بیمار به یک طرح درمان مناسب و اختصاصی برسیم.
|
69 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
هیچ بیماری دقیقاً شبیه بیمار دیگر نیست. هر مراجعهکننده با شرایط جسمی، سابقه پزشکی، وضعیت دهان و دندان و حتی شرایط روحی خاص خود وارد مطب میشود. بنابراین نمیتوان با یک نسخه ثابت و تکراری عمل کرد. هر بار لازم است اطلاعات را بررسی کنیم، جوانب مختلف را بسنجیم، گزینههای درمانی را مقایسه کنیم و در نهایت بهترین و منطقیترین طرح درمان را انتخاب کنیم. همین فرآیند فکر کردن، تحلیل کردن و رسیدن به یک تصمیم علمیِ دقیق، برای من بسیار لذتبخش و زیباست و همین ویژگی، جذابیت این رشته را دوچندان کرده است. وب دا، در مسیر تحصیل و فعالیتهای کاری آیا چالش ها و موانعی را هم تجربه کردید؟ در صورت پاسخ مثبت بفرمایید چطور با این چالش ها و موانع مقابله کرده اید؟ البته طبیعی است که هر رشتهای چالشها و دشواریهای خاص خود را داشته باشد؛ دندانپزشکی هم از این قاعده مستثنی نیست. مسئولیت بالا، حساسیت کار، فشارهای جسمی و ذهنی و انتظارات بیماران از جمله مسائلی است که باید مدیریت شود. با این حال، با وجود همه این چالشها، من از انتخابم کاملاً راضی هستم و این مسیر را یکی از مهمترین و بهترین تصمیمهای زندگیام میدانم. در کنار همه این موارد، نمیتوانم از نقش ارزشمند اساتیدم یاد نکنم. در دوران تحصیل، بهویژه در بخشهای تخصصی، از حضور اساتید بسیار توانمند، بااخلاق و دلسوز بهرهمند بودیم. آنها نهتنها دانش علمی عمیق و مهارت بالایی داشتند، بلکه شیوه صحیح برخورد با بیمار، اخلاق حرفهای و نگاه مسئولانه به درمان را نیز به ما آموختند. امروز بسیاری از آن اساتید در مسئولیتها و جایگاههای علمی بالاتری مشغول فعالیت هستند و ما همچنان از راه دور از تجربیات و راهنماییهایشان بهره میبریم. بیتردید بخش مهمی از علاقه و موفقیت من در این رشته، مرهون آموزشها و الگوی حرفهای همان استادان فرهیخته است. اساتیدی که در دوران تحصیل داشتم نقش بسیار مهمی در شکلگیری علاقه من به رشته ارتودنسی ایفا کردند. شیوه تدریس، دقت علمی و نگاه عمیق آنها به درمان باعث شد بهتدریج به این حوزه علاقهمند شوم و در نهایت تصمیم بگیرم مسیر تخصصی خود را در ارتودنسی ادامه دهم. زمانی که وارد دوره تخصص ارتودنسی در دانشگاه علوم پزشکی مشهد شدم، بیش از پیش به درستی این انتخاب پی بردم و همیشه خدا را شاکر بودهام که این رشته را در چنین محیط علمی ارزشمندی دنبال کردم. در دانشگاه مشهد از حضور اساتید بسیار توانمند و برجستهای بهرهمند شدیم که آموزشهای ما را به بهترین شکل ممکن ارائه میدادند. آنها نهتنها از نظر علمی در سطح بسیار بالایی قرار داشتند، بلکه از نظر اخلاق حرفهای و شیوه برخورد با بیماران نیز برای ما الگو بودند. ما از آنها یاد گرفتیم که دندانپزشکی صرفاً انجام یک درمان فنی نیست، بلکه مجموعهای از دانش، مهارت، مسئولیت و اخلاق انسانی است. یکی از مهمترین آموزههایی که از اساتید خود آموختیم و امروز نیز همواره آن را به دانشجویانمان منتقل میکنیم، این است که در برخورد با بیمار باید یک ترتیب ارزشی را در ذهن داشته باشیم: اول انسان هستیم، دوم دندانپزشک و سوم متخصص . به این معنا که قبل از هر چیز باید با نگاه انسانی با بیمار برخورد کنیم. بیماری که وارد مطب یا بخش درمانی میشود، صرفاً یک کیس درمانی یا مجموعهای از دندانها نیست؛ او انسانی است که با نگرانیها، سوالات و گاهی اضطراب به ما مراجعه کرده است. بنابراین نحوه برخورد، احترام، صبوری و درک شرایط بیمار اهمیت بسیار زیادی دارد. نکته دیگری که همواره بر آن تأکید میکنیم این است که وقتی بیماری وارد مطب میشود و ما دهان او را معاینه میکنیم، نباید صرفاً با دید محدودِ ارتودنسی به مشکل نگاه کنیم. درست است که حوزه تخصص ما ارتودنسی است، اما به عنوان یک دندانپزشک باید کل حفره دهان را بررسی کنیم. ممکن است بیمار مشکلات دیگری مانند پوسیدگی دندان، بیماریهای لثه یا مسائل دیگر دهانی داشته باشد که لازم است تشخیص داده شود و در صورت نیاز برای درمان مناسب ارجاع داده شود. پس نگاه ما باید یک نگاه جامع و مسئولانه به سلامت دهان و دندان بیمار باشد.
|
70 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
از سوی دیگر، ماهیت درمانهای ارتودنسی به گونهای است که معمولاً طولانیمدت هستند و بیمار در طول درمان مراجعات متعددی به مطب یا کلینیک دارد. همین رفتوآمدهای مکرر باعث میشود ارتباطی نزدیکتر میان پزشک و بیمار شکل بگیرد. در بسیاری از موارد، این ارتباط از یک رابطه صرفاً درمانی فراتر میرود و نوعی آشنایی و حتی صمیمیت میان پزشک و بیمار ایجاد میشود. به همین دلیل، نحوه رفتار، صداقت، مسئولیتپذیری و احترام در این رابطه اهمیت دوچندان پیدا میکند. در نهایت، پس از طی این مراحل یعنی برخورد انسانی، بررسی کامل وضعیت دهان و دندان و در نظر گرفتن تمام جوانب متخصص ارتودنسی میتواند درمان تخصصی خود را برای بیمار برنامهریزی و اجرا کند. این نگاه جامع و انسانی به درمان، یکی از ارزشمندترین درسهایی بود که از اساتید خود آموختم و امروز نیز تلاش میکنم همان نگاه و همان شیوه برخورد را به دانشجویان و نسلهای بعدی منتقل کنم. وب دا، با توجه به تجربهای که در فضای شغلی خود در دانشگاه داشتهاید تصور میکنید چه اقدامات و برنامههایی میتواند به هرچه بهتر شدن این فضا کمک کند؟ بهبود فضای دانشگاه و ارتقای کیفیت عملکرد در این سه بخش نیازمند توجه به برخی زیرساختها و امکانات اساسی است. به نظر من، هرچند در برخی حوزهها شرایط قابل قبول است، اما در بخشهایی نیز با چالشهایی مواجه هستیم که اگر برای آنها برنامهریزی و حمایت بیشتری صورت گیرد، میتوان کیفیت آموزش و خدمات درمانی را به شکل قابل توجهی ارتقا داد. در حوزه آموزش، خوشبختانه برخلاف برخی بخشها که با کمبود نیروی انسانی مواجه هستند، ما از نظر تعداد اعضای هیأت علمی مشکل جدی نداریم و تعداد اساتید برای پیشبرد برنامههای آموزشی مناسب است. این موضوع یک نقطه قوت مهم برای دانشکده محسوب میشود. با این حال، یکی از چالشهای اصلی ما در این حوزه، کمبود ابزار و تجهیزات آموزشی و درمانی در داخل بخشهاست. در برخی موارد، امکانات موجود بسیار محدود است و اساتید و دانشجویان ناچارند با حداقل امکانات کار را پیش ببرند. حتی در برخی بخشهای تخصصی نیز با کمبود وسایل و تجهیزات مواجه هستیم و واقعاً میتوان گفت که کارها با نوعی صرفهجویی و قناعت پیش میرود. بدیهی است که اگر تجهیزات آموزشی و درمانی بخشها تکمیل و بهروز شوند، هم کیفیت آموزش دانشجویان افزایش پیدا میکند و هم ارائه خدمات درمانی به بیماران با دقت و کیفیت بیشتری انجام خواهد شد. در واقع در رشتهای مانند دندانپزشکی که بخش قابل توجهی از آموزش آن مبتنی بر کار عملی و بالینی است، تجهیزات نقش بسیار حیاتی دارند. دانشجو باید در محیطی آموزش ببیند که ابزارهای لازم برای تمرین و درمان در اختیار او باشد تا بتواند مهارتهای لازم را بهدرستی کسب کند. بنابراین تقویت زیرساختهای تجهیزاتی در بخشهای آموزشی و درمانی میتواند تأثیر مستقیمی بر کیفیت تربیت نیروهای متخصص داشته باشد. موضوع دیگری که در دانشکده دندانپزشکی با آن مواجه هستیم، کمبود فضای مناسب برای اعضای هیئت علمی است. در حال حاضر بسیاری از اساتید یا اتاقهای بسیار کوچکی در اختیار دارند یا حتی در برخی موارد یک اتاق به صورت مشترک میان دو نفر استفاده میشود. گاهی حتی امکانات اولیه مانند یک سیستم کامپیوتر مستقل نیز برای هر استاد فراهم نیست. این مسئله از آن جهت اهمیت دارد که اعضای هیئت علمی علاوه بر حضور در بخشهای آموزشی و درمانی، نیاز دارند فضایی مناسب برای مطالعه، انجام امور پژوهشی، آمادهسازی مطالب آموزشی و همچنین استراحت کوتاه میان ساعات تدریس و حضور در بخش داشته باشند. اگر برای هر یک از اساتید فضای کاری مستقل و مناسبی در نظر گرفته شود، این موضوع میتواند به افزایش تمرکز، بهرهوری و کیفیت فعالیتهای علمی و آموزشی آنها کمک کند. وجود یک اتاق مناسب با امکانات اولیه، فضایی فراهم میکند تا استاد بتواند در فاصله میان کلاسها و فعالیتهای بالینی، به امور علمی، پژوهشی و برنامهریزی آموزشی خود بپردازد. در مجموع، به نظر میرسد مهمترین اقداماتی که میتواند به بهبود فضای دانشگاه در سه حوزه آموزش، پژوهش و درمان کمک کند، تقویت تجهیزات و امکانات بخشهای آموزشی و درمانی و همچنین فراهم کردن فضای کاری مناسب برای اعضای هیأت علمی است. توجه به این موارد نهتنها شرایط کاری اساتید و دانشجویان را بهبود میبخشد، بلکه در نهایت منجر به ارتقای کیفیت آموزش، توسعه فعالیتهای پژوهشی و ارائه خدمات درمانی بهتر به جامعه خواهد شد.
|
71 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
در حوزه پژوهشی، ما هیأت علمی پژوهشی مجزا داریم. معمولاً اعضای هیأت علمی آموزشی به دلیل حجم بالای فعالیتهای آموزشی، فرصت کمتری برای تمرکز بر امور پژوهشی پیدا میکنند. با این حال، بخش ما یکی از بخشهایی است که همواره ظرفیت پایاننامههای اساتید آن تکمیل است. علیرغم مسئولیتهای درمانی و آموزشی چه در بخش عمومی و چه در بخش تخصصی تقریباً تمامی اساتید ما هر سال بین ۳ تا ۴ پایاننامه را با دانشجویان عمومی و تخصصی راهنمایی میکنند. با این وجود، بخش عمده فعالیتها همچنان بر عهده اساتید آموزشی است که علاوه بر وظایف درمانی و آموزشی، مسئولیتهای پژوهشی را نیز بر عهده دارند. بخش عمده مشکلات ما در حوزه پژوهش به مسأله بودجه مربوط میشود. معمولاً مبلغی به عنوان هزینههای طرح در پروپوزال تصویب میشود، اما روند پرداخت به این صورت است که ابتدا هزینهها از سوی مجری پرداخت میشود و بازپرداخت آن گاه تا یک سال بعد انجام میگیرد. در این فاصله زمانی، به دلیل تغییر قیمتها، هزینههای واقعی با مبالغ پیشبینیشده در پروپوزال تفاوت قابل توجهی پیدا میکند. بنابراین هنگام خرید تجهیزات یا مواد مورد نیاز، قیمتها معمولاً بالاتر از ارقام مصوب اولیه است. در بسیاری از موارد، این اختلاف قیمت ناچاراً توسط استاد راهنما تأمین میشود. علاوه بر این، حتی از همان مبلغ مصوب نیز کسوراتی مانند مالیات کسر میشود و سپس بازپرداخت انجام میگیرد. مجموعه این مسائل میتواند از جذابیت و انگیزه انجام طرحهای پژوهشی برای اساتید بکاهد. با وجود تمام محدودیتها و مشکلات موجود در حوزه بودجه و اجرای طرحهای پژوهشی، اساتید به دلیل علاقه شخصی به فعالیتهای علمی و همچنین با توجه به الزام دانشجویان برای گذراندن پایاننامه، همچنان مسئولیت اجرای این طرحها را میپذیرند و با صرف وقت و هزینه، آنها را به سرانجام میرسانند. در بخش فعالیتهای پژوهشی، طرحهایی که در سالهای اخیر اجرا شدهاند عمدتاً مربوط به پایاننامههای دانشجویی بوده است. با این حال، مشاهده میشود که بسیاری از دانشجویان تمایل دارند موضوعاتی را انتخاب کنند که از نظر اجرایی سادهتر باشند. تعداد دانشجویانی که علاقهمند به انجام پژوهشهای آزمایشگاهی هستند کمتر شده است و انجام کارهای کلینیکی، که پیچیدگی و دشواری بیشتری دارند، با استقبال محدودتری مواجه است. این مسأله نیز یکی از چالشهای فعلی در مسیر توسعه پژوهشهای عمیقتر و کاربردیتر به شمار میرود. خوشبختانه اخیراً موفق شدیم یکی از طرحهای پژوهشی دشوار اما موفق خود را به پایان برسانیم. این طرح که با موضوع بررسی اثر “بوتاکس” بر اصلاح لبخند لثهای انجام شد، یک پژوهش تماماً کلینیکی بود. همانطور که مستحضرید، اجرای پروژههای کلینیکی با چالشهای منحصربهفردی همراه است؛ از جمله دشواری در متقاعد کردن بیماران برای ورود به طرح که علیرغم رایگان بودن خدمات، همچنان فرآیند جذب و جلب اعتماد آنان پرچالش است. علاوه بر این، ماهیت این طرح بهگونهای بود که بیمار باید در سه مرحله مجزا برای پیگیری مراجعه میکرد که این موضوع هماهنگیها را پیچیدهتر میکرد. نکته حائز اهمیت این است که بخشی از مراحل اجرایی این طرح با دوره جنگ ۱۲ روزه همزمان شد که مشکلات متعددی را برای ما ایجاد کرد. با این وجود، با تلاشهای پیگیرانه و مستمر دانشجوی عزیزمان، خانم مهلا جعفری، این طرح با موفقیت کامل به سرانجام رسید و نتایج بسیار ارزشمندی به دست آمد. شیرینترین بخش ماجرا، مشاهده رضایت قلبی بیماران پس از اتمام دوره درمان بود؛ اشتیاق و پیگیری خودِ بیماران برای مراجعات بعدی، به ما ثابت کرد که علیرغم تمامی سختیها و محدودیتهای اجرایی که پیشتر به آنها اشاره شد، انجام چنین کارهای کلینیکی و اثربخش، ارزشمند و بسیار امیدوارکننده است. یکی از طرحهایی که واقعاً نتیجه آن را بهصورت عینی مشاهده کردم، همین طرح بود. من شخصاً تأثیر آن را دیدم و رضایت بیماران را بهطور مستقیم تجربه کردم. اجرای این طرح باعث شد خستگی کار از بین برود و نتیجه بسیار مطلوبی به همراه داشته باشد. بیماران رضایت بالایی از روند درمان و نتایج حاصل داشتند. از نظر کلینیکی نیز به این نتیجه رسیدیم که اثر تزریق بوتاکس، حداقل تا پنج ماه دستکم ۵۰ درصد ماندگاری داشته است. این میزان ماندگاری و رضایت بیماران، نشاندهنده موفقیتآمیز بودن طرح بود. دیدار با رهبرشهید در سالهایی که عضو بنیاد ملی نخبگان بودم، این فرصت را داشتم که دو بار به همراه جمعی از نخبگان کشور با مقام معظم رهبری دیدار داشته باشم. این دیدارها برای من تجربهای بسیار جالب و بهیادماندنی بود. نخستین دیدار در سال ۱۳۸۵ و دیدار دوم در سال ۱۳۸۷ برگزار شد. حضور در این جلسات و شنیدن سخنان ایشان درباره علم، پیشرفت و مسئولیت نخبگان در قبال جامعه، تأثیر عمیقی بر نگاه و انگیزه من گذاشت. علت دعوت این بود که در آزمون جامع علوم پایه، رتبه اول کشوری را کسب کرده بودم و بهعنوان برگزیده معرفی شده بودم. به همین مناسبت برای دیدار دعوت شدیم. اگر درست به خاطر داشته باشم، در مجموع سه نفر دعوت شده بودیم. جزئیات مربوط به دانشکده را دقیق به یاد ندارم، اما حضور خودم و آن فضای خاص کاملاً در خاطرم مانده است. آن دیدار، جلسهای محدود و نسبتاً خصوصی بود؛ در آن جلسه، رهبر معظم انقلاب درباره جایگاه علم، اهمیت دانش و نقش دانشمندان در پیشرفت کشور سخنرانی کردند. پس از سخنرانی، تعدادی از برگزیدگان، بهویژه کسانی که از سوی بنیاد نخبگان دعوت شده بودند، فرصت یافتند مشکلات، دغدغهها و پیشنهادهای خود را مطرح کنند. در پایان جلسه نیز از طرف نهاد رهبری هدایایی به رسم یادبود اهداء شد. آن دیدار برای من بسیار خاطرهانگیز و ارزشمند بود؛ اینکه از فاصلهای نزدیک توفیق دیدار داشته باشیم، برایم تجربهای خاص و ماندگار شد. دومین دیدار در سال ۱۳۸۷ برگزار شد. این جلسه نسبت به دیدار نخست، عمومیتر بود. اگر در جلسه اول جمعیتی حدود ۱۰۰ نفر حضور داشتند، در دیدار دوم که در سالن اصلی حسینیه پایین برگزار شد، حدود ۵۰۰ تا ۶۰۰ نفر دعوت شده بودند. در این جلسه نیز ابتدا سخنرانی انجام شد و نکاتی ارشادی و راهبردی مطرح گردید. سپس چند نفر از دانشجویان منتخب، مشکلات و پیشنهادهای خود را بیان کردند. این دیدار دوم نیز برای من تجربهای مهم و بهیادماندنی بود. زمانی که خبر شهادت ایشان را شنیدم، روزی بسیار خاص و متفاوت بود. با توجه به اینکه دو بار توفیق دیدار داشتم، این خبر برایم بار عاطفی سنگینی داشت. حس ناباوری، اندوه و بهت با هم آمیخته بود. هرچند گذر زمان و شرایط، ما را برای شنیدن چنین خبرهایی آمادهتر میکند، اما در لحظه نخست، پذیرش آن بسیار دشوار بود و خاطرات آن دیدارها بار دیگر در ذهنم مرور شد. وب دا، با توجه به فعالیت دانشگاه در سه حوزه آموزش، درمان و پژوهش حفظ ارتباط این سه حوزه از نگاه شما تا چه حد اهمیت دارد و اساسا آیا میتوان این سه حوزه را اولویت بندی کرد ؟ اگر بخواهیم بین آموزش، پژوهش و درمان اولویتبندی کنیم، طبیعتاً تا حد زیادی به علاقه فردی بستگی دارد. اما در محیط دانشگاه، زمانی که وارد این فضا میشویم، از نظر من اولویت نخست آموزش است؛ چه در بخش عمومی و چه در بخش تخصصی. از آنجا که فعالیت ما ماهیتی بالینی دارد، آموزش بهطور طبیعی باید در کنار درمان قرار بگیرد. به عبارت دیگر، در کنار واحدهای نظری و تئوری که تدریس میکنیم، لازم است بخش درمانی نیز وجود داشته باشد تا آموزش کاملتر و کاربردیتر شود. این بخش درمان میتواند در کلینیک دانشگاهی یا در مطب انجام شود. بنابراین، در فضای دانشگاهی آموزش در اولویت اول قرار دارد و درمان بهعنوان مکمل ضروری آموزش مطرح میشود. در کنار این دو، پژوهش نیز اهمیت زیادی دارد؛ زیرا از طریق پژوهش میتوانیم خود را با علم روز دنیا همگام نگه داریم و همچنین به پرسشهایی که در جریان کار بالینی برای ما ایجاد میشود، پاسخ علمی بدهیم. به همین دلیل، پژوهش باید همواره در کنار آموزش و درمان حضور داشته باشد. اگر شرایط و حمایتهای لازم وجود داشته باشد، انجام پژوهش در کنار آموزش میتواند کمک بزرگی به پیشبرد علم و ارتقای کیفیت آموزش و درمان کند. ورود به رشتههای پزشکی و زیرشاخههای آن، پیش از هر چیز نیازمند علاقه و اشتیاق قلبی است. به اصطلاح باید کفش آهنین به پا کرد؛ چرا که مسیر تحصیل و فعالیت در این حوزه، طولانی و پرچالش است. بدون داشتن این انگیزه درونی، انسان در میانه راه کم میآورد و انرژی لازم برای پیمودن مسیر را از دست میدهد. به اعتقاد من، اگر کسی تنها با هدف کسب جایگاه اجتماعی وارد این رشتهها شود، شاید پس از اخذ تخصص به ظاهر به هدفش رسیده باشد، اما در عمق کار دچار تردید میشود. در مقابل، کسی که هدفش اثرگذاری و رسیدن به بالاترین سطح علمی و تجربی در حوزه کاری خودش باشد، به جایگاه واقعی و رضایتبخشی دست خواهد یافت. البته رسیدن به چنین جایگاهی، مستلزم تلاشی بیپایان است. من سختیهای مسیر، از دوران امتحانات پایانترم گرفته تا مراحل دشوارتر مانند آزمون تخصص و پس از آن آزمون بورد را به خوبی درک کردهام. وقتی به آن روزهای پرفشار نگاه میکنم، اگرچه سختیها بسیار ملموس هستند، اما شیرینی گذر از این مراحل و دستاوردهایی که به همراه داشت، تمام آن دشواریها را برایم به خاطراتی ارزشمند تبدیل کرده است. واقعیت این است که این مسیر سختیهای زیادی دارد. شببیداریهای فراوان، صرفنظر کردن از تفریح، خوشیها و بسیاری از لذتهای معمول زندگی، بخشی از واقعیت این راه است. به یاد دارم در سالهایی که درگیر درس و آزمونهای مهم بودم، بارها پیش میآمد که اعضای خانواده یا دوستان به مهمانی، سفر و تفریح میرفتند، اما من ناچار بودم از بسیاری از این موقعیتها بگذرم؛ چون باید برای امتحانهای مهمی مانند آزمون بُرد آماده میشدم. بخش قابل توجهی از سالهایی که معمولاً برای افراد در دهه دوم و سوم زندگی، از بهترین و شیرینترین سالهای عمر به شمار میرود، برای ما در مسیر درس، تلاش علمی و پیشرفت حرفهای سپری شد. البته امروز که از فاصلهای دورتر به آن دوران نگاه میکنم، با وجود همه دشواریها، احساس میکنم این سختیها ارزشش را داشت؛ چون در کنار تمام فشارها، شیرینی خاصی هم در رسیدن به هدف و عبور از مراحل دشوار وجود داشت. با این حال، پیمودن چنین مسیری بدون علاقه و انگیزه کافی تقریباً ناممکن است. به همین دلیل، بسیار مهم است که افراد پیش از انتخاب رشته، ابتدا علاقه واقعی خود را بشناسند و سپس بر اساس آن تصمیم بگیرند. این موضوع اهمیت زیادی دارد، زیرا هر کسی پس از ورود به یک رشته، تا سالها و حتی تا پایان عمر حرفهای خود با همان حوزه سروکار خواهد داشت. اگر انتخاب رشته بدون شناخت، علاقه و آگاهی انجام شود، احتمال پشیمانی در آینده بسیار زیاد خواهد بود. به نظر من، اگر فرد بتواند از ابتدا رشتهای را انتخاب کند که واقعاً به آن علاقهمند است، پس از آن باید با تمام توان، وقت و انرژی خود برای رشد و پیشرفت در آن مسیر تلاش کند. آنچه امروز در میان برخی از جوانان و نسل جدید بیشتر مشاهده میکنم، این است که گاهی انتخاب رشته بیش از حد از دید مالی نگریسته می شود. برای مثال، بعضی افراد به این فکر میکنند که به سراغ رشتهای مانند دندانپزشکی یا برخی تخصصها بروند، صرفاً به این دلیل که درآمد بالاتری دارد. به اعتقاد من، این نگاه نمیتواند معیار درستی برای یک انتخاب سرنوشتساز باشد. ممکن است جنبه مالی در کوتاهمدت جذاب به نظر برسد، اما اگر علاقه، توانمندی و اشتیاق واقعی پشت آن انتخاب نباشد، فرد در ادامه مسیر با فرسودگی، نارضایتی و حتی پشیمانی مواجه خواهد شد. بنابراین، در انتخاب رشته باید پیش از هر چیز به علاقه، استعداد، توانایی تحمل سختیهای مسیر و چشمانداز بلندمدت توجه کرد، نه صرفاً به درآمد و موقعیت مالی. بعضی شغلها هستند که شاید با همان میزان درآمد، در سنین خیلی پایینتر و با مسیر کوتاهتر به نتیجه میرسند. اما وقتی وارد چنین رشتههایی میشوید، درست است که ممکن است درآمد خوبی هم داشته باشند، ولی اگر علاقهای در کار نباشد، آن درآمد دیگر برایتان جذابیتی نخواهد داشت. به همین دلیل بهتر است صرفاً دنبال درآمد نباشیم؛ اگر مسیر را درست طی کنیم، درآمد خودش بهدست میآید. وب دا، با توجه به نقش مهم و اثرگذار اساتید در فضاهای مختلف آموزشی و پژوهشی و درمانی دانشگاه ، از نگاه شما یک استاد موفق در این حوزهها چه شاخصههایی دارد؟ من حدود سه سال خارج از دانشگاه فعالیت داشتم. اگر بخواهیم از نظر مالی مقایسه کنیم، فعالیت درمانی خارج از دانشگاه نسبت به زمانی که در دانشگاه صرف میکنم درآمد بسیار بیشتری دارد. با این حال، خودم تصمیم گرفتم دوباره به محیط دانشگاه برگردم، چون به این فضا علاقه دارم. واقعیت این است که اگر کسی واقعاً به آموزش علاقه نداشته باشد، دانشجوها را دوست نداشته باشد و از انتقال دانش و تجربههایش لذت نبرد، در این کار موفق نخواهد شد. علاقه به آموزش یک عامل اساسی است. در کنار این علاقه، استاد باید همواره خودش را با دانش روز دنیا بهروز نگه دارد. در هر رشتهای که باشیم، منابع و یافتههای جدیدی منتشر میشود و لازم است خودمان را با آنها منطبق کنیم تا بتوانیم آموزش مؤثر و بهروزی ارائه دهیم. آن علاقه واقعاً اهمیت بسیار زیادی دارد. اگر دوباره بخواهیم موضوع را صرفاً از جنبه مالی نگاه کنیم، اینکه کسی فقط به این دلیل که تصور میکند از نظر مالی استاد دانشگاه بودن وضعیت خوبی دارد این مسیر را انتخاب کند، به نظر من کافی نیست. در کنار آن، حتماً باید علاقه وجود داشته باشد. این علاقه است که باعث میشود بتوانید با اشتیاق دانشی را که آموختهاید به دانشجویان منتقل کنید و آنها را نسبت به موضوعی که آموزش میدهید قانع و علاقهمند کنید. بدون این علاقه، آموزش عمق و اثرگذاری لازم را نخواهد داشت. وب دا، آیا خانواده در پیشرفت تحصیلی و شغلی شما مؤثر بوده اند؟ خانواده نقش بسیار مهمی در مسیر پیشرفت تحصیلی و شغلی هر فرد دارد. در زندگی من هم این نقش کاملاً پررنگ بوده است. پدرم بازاری بودند و از نظر مالی زندگی نسبتاً مرفهی داشتیم. به دلیل مشغله کاری، فرصت چندانی برای رسیدگی مستقیم به درس و مشق ما نداشتند؛ اما مادرم بسیار پیگیر و دلسوز بودند. با اینکه تعداد خواهر و برادرها زیاد بود، برای تکتک ما وقت میگذاشتند و همواره تأکید میکردند که اولویت زندگیمان درس و پیشرفت علمی باشد. مادرم هیچوقت ما را به صرفِ پول درآوردن تشویق نمیکردند؛ همیشه میگفتند در هر رشتهای که هستید، پیشرفت کنید و به جایگاهی برسید که برای مردم مفید باشید. حتی امروز هم تأکیدشان این است که در هر موقعیتی که قرار داریم، طوری عمل کنیم که خداوند از ما راضی باشد و وجودمان برای دیگران اثر و فایده داشته باشد. واقعاً معتقدم جایگاهی که امروز به آن رسیدهام، تا حد زیادی مدیون حمایتها و تربیت پدر و مادرم هستم. پس از خانواده، همسرم نقش بسیار مهمی در مسیر من داشتهاند. ایشان نیز در رشته پزشکی و متخصص پاتولوژی هستند و در بیمارستان امام رضا(ع) به عنوان کادر درمان فعالیت میکنند. من سال اول ورود به دوره تخصص ازدواج کردم و از همان ابتدا همراهی و حمایت همسرم را در کنار خودم داشتم. چه در دوران تحصیل، چه در زمان طرح، و چه بعد از ورود جدیتر به فضای دانشگاه و فعالیت حرفهای، همیشه پشتیبان من بودهاند. بهطور طبیعی، وقتی وارد محیط دانشگاه و فعالیت آموزشی میشوید، مسئولیتها چند برابر میشود: از یک سو در دانشگاه سمت و مسئولیت دارید، از سوی دیگر در مطب مشغول فعالیت درمانی هستید و در خانه نیز نقش همسر و مادر را بر عهده دارید. جمع کردن همه این نقشها در کنار هم بدون همراهی خانواده واقعاً دشوار است. اگر حمایت همسر و پدر و مادر نباشد، طی کردن این مسیر بسیار سخت خواهد بود. مادرم خانهدار بودند، اما همه فرزندان خانواده تحصیلات دانشگاهی دارند؛ برخی در مقطع دکتری و برخی در مقطع کارشناسی ارشد و کارشناسی مشغول فعالیت هستند. این نشان میدهد که تأکید و پیگیری ایشان تا چه اندازه در آینده ما اثرگذار بوده است. وب دا، اوقات فراغت را معمولاً به چه فعالیت هایی می پردازید؟ در مورد اوقات فراغت، با توجه به مشغلههای کاری، سعی کردهام برنامهام را بهگونهای تنظیم کنم که بتوانم برای خانواده و خودم هم زمان بگذارم. به همین دلیل تعداد روزهای حضورم در مطب را محدود کردهام. با اینکه صبحها هر روز در دانشگاه هستم، مطب را فقط سه روز در هفته میروم تا بتوانم در بقیه روزها، بهویژه بعدازظهرها و همچنین پنجشنبه و جمعه، در کنار خانواده باشم. بیشتر اوقات فراغتم را با خانواده سپری میکنم. البته بخشی از زمانی که باقی میماند، صرف تحقیق و مطالعه میشود؛ چون معمولاً انجام همه این امور در محیط دانشگاه امکانپذیر نیست و بخشی از آن را باید در خانه ادامه داد. اگر خارج از این برنامهها باز هم وقتی باقی بماند، شخصاً بیشتر به مطالعه علاقه دارم و ترجیح میدهم وقتم را به کتابخواندن و یادگیری اختصاص دهم.
|
72 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
وب دا، لطفاً در ابتدا خود را برای مخاطبان این گفتگو معرفی بفرمایید ( نام و نام خانوادگی ، در چه سالی و در کجا متولد شدید ) و شرح مختصری از سوابق تحصیلی دوران مدرسه و دانشگاه بفرمایید که در کجا و چه سالهایی طی شد؟ بنده نفرولوژیست و استاد نفرولوژی دانشگاه علوم پزشکی مشهد هستم و در حال حاضر در بیمارستانهای امام رضا (ع) و منتظریه مشغول به خدمت، آموزش دانشجویان و ارائه خدمات درمانی به بیماران هستم و فعالیتهای علمی، آموزشی و پژوهشی خود را در این مراکز دنبال میکنم. بنده در سال ۱۳۴۷ در شهر بیرجند متولد شدم. دوران کودکی و نوجوانی و همچنین تحصیلات ابتدایی و راهنمایی خود را نیز در همان شهر بیرجند سپری کردم. دوره دبستان را در مدرسه سندروس گذراندم و پس از آن مقطع راهنمایی را در مدرسه شهدای انقلاب ادامه دادم. دوران دبیرستان نیز در دبیرستان چمران بیرجند طی شد و در همانجا تحصیلات متوسطه خود را به پایان رساندم. پس از پایان دوره دبیرستان، در سال ۱۳۶۵ در رشته پزشکی عمومی دانشگاه علوم پزشکی مشهد پذیرفته شدم و تحصیلات دانشگاهی خود را در این دانشگاه آغاز کردم. بعد از اتمام دوره پزشکی عمومی، دوره طرح خود را ابتدا در شهرستان قوچان و سپس در شهر یزد گذراندم و در این مدت تجربههای بالینی ارزشمندی در زمینه خدمترسانی به بیماران کسب کردم. پس از آن در آزمون تخصص شرکت کردم و در رشته تخصصی داخلی در دانشگاه علوم پزشکی زاهدان پذیرفته شدم و دوره تخصص داخلی خود را در همان دانشگاه گذراندم. پس از پایان دوره تخصص داخلی، با توجه به علاقهای که به بیماریهای کلیه داشتم، تصمیم گرفتم در این حوزه ادامه تحصیل بدهم و بنابراین فوقتخصص نفرولوژی را انتخاب کردم. دوره فوقتخصص نفرولوژی را در دانشگاه علوم پزشکی مشهد از سال ۱۳۸۱ تا سال ۱۳۸۳ گذراندم. پس از فارغالتحصیلی از این دوره، از سال ۱۳۸۳ به عنوان عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد و دستیار فوق تخصصی در این دانشگاه مشغول به فعالیت شدم و تا امروز در حوزههای آموزشی، درمانی و پژوهشی در خدمت دانشگاه و بیماران بودهام. در طول این سالها مسئولیتهای مختلفی را نیز بر عهده داشتهام که بیشتر آنها در حوزه آموزش بوده است. از جمله این مسئولیتها میتوان به معاونت آموزشی گروه داخلی اشاره کرد که حدود ۱۰ سال این مسئولیت را بر عهده داشتم. همچنین در زمینه آموزش رزیدنتها، دستیاران تخصصی و دانشجویان پزشکی نیز فعالیت مستمر داشتهام. در زمینه فعالیتهای پژوهشی نیز در طول سالهای گذشته حدود ۸۰ تا ۱۰۰ مقاله علمی در مجلات داخلی و خارجی منتشر کردهام. علاوه بر انتشار مقالات، در تألیف و نگارش چندین کتاب و فصل کتاب نیز همکاری داشتهام. از جمله این آثار میتوان به کتاب مدیریت بیماریهای مسمومیتها اشاره کرد که در آن در بخش مربوط به عوارض کلیوی مسمومیتها همکاری داشتهام. همچنین در کتابی درباره عوارض پیوند کلیه، در نگارش فصل مربوط به تغذیه بیماران مشارکت داشتهام. در کتابی درباره سنگهای ادراری نیز در فرآیند نگارش و انتشار همکاری داشتهام. علاوه بر این، در تألیف کتابی در زمینه دیالیز که بیشتر برای آموزش پرستاران و کادر درمانی تهیه شده است نیز مشارکت داشتهام و این کتاب در حوزه آموزش بالینی مورد استفاده قرار میگیرد. در مجموع فعالیتهای بنده در سه حوزه آموزش، پژوهش و درمان متمرکز بوده است. در زمینه پژوهش نیز یکی از فعالیتهای مهم ما تأسیس یک مرکز تحقیقاتی بوده است. این مرکز تحت عنوان مرکز تحقیقات عوارض پیوند کلیه» تأسیس شد. این مرکز برای نخستین بار با همکاری جمعی از اساتید محترم از جمله آقای دکتر مهدوی، جناب آقای دکتر مجاهدی، سرکار خانم دکتر … و بنده به عنوان یکی از اعضای هیأت مؤسس شکل گرفت و مسئولیت ریاست آن را نیز بر عهده داشتم. این مرکز همچنان فعال است و فعالیتهای علمی و تحقیقاتی خوبی در آن انجام میشود. محل فعالیت این مرکز در بیمارستانهای منتظریه و بیمارستان امام رضا (ع) است. البته نام آن مرکز تحقیقات عوارض پیوند کلیه انتخاب شده است، زیرا در زمان تأسیس باید نامی انتخاب میشد که مشابه آن در سایر مراکز تحقیقاتی کشور وجود نداشته باشد. به همین دلیل این عنوان انتخاب شد؛ اما در عمل فعالیتهای تحقیقاتی این مرکز فقط محدود به عوارض پیوند کلیه نیست و طیف گستردهای از بیماریهای کلیوی را شامل میشود. یکی از مزیتهای مهم این مرکز وجود دادههای بالینی و اطلاعات بیماران است. همانطور که میدانید، در کارهای تحقیقاتی دسترسی به دیتاها و اطلاعات بیماران بسیار اهمیت دارد. در این مرکز به دلیل وجود بیماران دیالیزی، بیماران پیوند کلیه و همچنین بیماران مبتلا به بیماریهای مختلف کلیوی، مجموعهای از دادههای ارزشمند در اختیار محققان قرار دارد. همچنین در بیمارستان منتظریه یک رجیستری پیوند کلیه وجود دارد که اطلاعات بسیار خوبی از بیماران پیوندی در آن ثبت شده است. این دادهها میتواند منبع بسیار مناسبی برای انجام تحقیقات علمی توسط دانشجویان و پژوهشگران باشد.
|
73 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
دانشجویان میتوانند با مراجعه به این مرکز از این اطلاعات استفاده کنند. اساتید مرکز تحقیقات نیز همکاری کامل در زمینه طراحی طرحهای پژوهشی، تهیه پروپوزال و راهنمایی در انجام تحقیقات دارند و تلاش میکنند مسیر انجام پژوهش برای دانشجویان سادهتر و سریعتر طی شود. با توجه به تعداد قابل توجه بیماران دیالیزی، بیماران پیوند کلیه و بیماران مبتلا به بیماریهای مختلف کلیوی، ظرفیت بسیار خوبی برای انجام تحقیقات در این حوزه وجود دارد. علاوه بر این، در زمینههای مرتبط مانند اورولوژی، سنگهای کلیه، عفونتهای ادراری و سایر بیماریهای دستگاه ادراری نیز امکان انجام مطالعات پژوهشی فراهم است. این مجموعه امکانات میتواند کمک بسیار زیادی به توسعه فعالیتهای تحقیقاتی در حوزه بیماریهای کلیه و مجاری ادراری کند. در حدود سالهای ۱۳۹۰ نیز این فعالیتها شکل منسجمتر و سازمانیافتهتری پیدا کرد و زمینه برای گسترش تحقیقات و همکاریهای علمی در این حوزه فراهمتر شد. وب دا، با توجه به فعالیت دانشگاه در سه حوزه آموزش، درمان و پژوهش حفظ ارتباط این سه حوزه از نگاه شما تا چه حد اهمیت دارد و اساسا آیا میتوان این سه حوزه را اولویت بندی کرد ؟ در میان این سه حوزه یعنی آموزش، پژوهش و درمان، معمولاً در دانشگاهها بحث میشود که کدام یک باید در اولویت قرار بگیرد. بسیاری از افراد اعتقاد دارند که آموزش باید در اولویت نخست باشد و پس از آن پژوهش و سپس درمان قرار گیرد و گاهی هم گفته میشود که درمان بار سنگینی بر دوش دانشگاه میگذارد. اما دیدگاه من تا حدودی با این نظرها متفاوت است. به نظر من در وهله اول باید به درمان توجه شود؛ یعنی اولین اولویت ما باید ارائه درمان مناسب و اصولی به بیماران باشد. البته منظور از درمان، درمانی است که بر پایه اصول علمی، دانش روز و تجربه بالینی صحیح انجام شود. وقتی شما بیماری را به شکل درست و علمی درمان میکنید، در واقع همان فرایند درمان خود به نوعی آموزش نیز محسوب میشود؛ یعنی دانشجویان و دستیاران در کنار این روند درمانی، عملاً آموزش میبینند و تجربه بالینی کسب میکنند. بنابراین وقتی یک بیمار به شکل صحیح و علمی درمان شود، در دل همان فرایند درمان، آموزش و حتی زمینههایی برای پژوهش نیز شکل میگیرد و این سه حوزه در عمل به یکدیگر پیوند میخورند. به نظر من درمان باید در اولویت اول قرار داشته باشد. یعنی ما باید ابتدا تمرکز اصلی خود را بر درمان بیماران بگذاریم، البته درمانی که کاملاً اصولی، علمی و بر اساس منابع معتبر انجام شود. اگر ما بخواهیم یک بیمار را به عنوان مثال درمان کنیم، فرض کنید بیماری با یک مشکل کبدی مراجعه کرده است. در چنین شرایطی این بیمار از نظر آموزشی نیز یک کیس بسیار مناسب محسوب میشود و از نظر پژوهشی هم حتی یک بیمار میتواند زمینه یک مطالعه علمی را فراهم کند برای مثال در همان بیماری کبدی که اشاره کردم، ممکن است در مسیر درمان نیاز باشد اقداماتی مانند ERCP انجام شود یا از روشها و متدهای جدید درمانی که امروزه در پزشکی مطرح شدهاند استفاده کنیم. چنین بیماری و بیمارانی از این دست که در مراکز درمانی دانشگاهی کم هم نیستند، در تمام مراحل آموزشی میتوانند مورد استفاده قرار بگیرند. یعنی از مباحث فیزیوپاتولوژی گرفته تا مراحل بالاتر آموزش، همه در قالب همان یک بیمار قابل آموزش است. از مرحله آموزش برای دانشجویان علوم پایه و استاژرها گرفته تا اینترنها و حتی در مراحل بالاتر برای رزیدنتها و فلوهای فوق تخصصی گوارش، همه میتوانند از یک کیس واقعی چیزهای زیادی یاد بگیرند. در واقع اگر یک بیمار به درستی درمان شود، همان بیمار میتواند به یک منبع آموزشی کامل تبدیل شود. از طرف دیگر با توجه به اینکه در دانشگاههای علوم پزشکی طیف بسیار متنوعی از بیماران مراجعه میکنند، دانشجویان و دستیاران فرصت مشاهده بیماریهای گوناگون را دارند. این تنوع بیماران اهمیت زیادی در آموزش بالینی دارد. حتی اگر در یک بخش بارها با بیماریهای شایع مانند COPD مواجه شویم، باز هم این موضوع ارزشمند است، چون اینها جزو بیماریهای شایع جامعه هستند و هرچه پزشک بیشتر این بیماران را ببیند، تسلط و مهارت بالینی او بیشتر میشود. به عنوان مثال یک اینترن در بخش داخلی معمولاً حدود سه ماه حضور دارد. در همین مدت کوتاه هرچه تعداد بیشتری بیمار ببیند و تجربه بیشتری کسب کند، قطعاً یادگیری او بیشتر خواهد شد. بنابراین من معتقدم هرچه مواجهه با بیمار بیشتر باشد، آموزش عملی نیز عمیقتر و مؤثرتر خواهد بود. به همین دلیل دیدگاه من برخلاف برخی از افرادی است که میگویند بار درمان در دانشگاه زیاد است و شاید باید کمتر شود. من معتقدم که اولویت با درمان است، البته درمانی درست، علمی و مبتنی بر منابع معتبر. یعنی هر اقدام درمانی باید بر اساس تکستها و رفرنسهای معتبر پزشکی و مطابق با آخرین متدها و راهنماهای علمی انجام شود. اگر چنین رویکردی وجود داشته باشد، همین فرایند درمان خود به یک پایه بسیار قوی آموزشی تبدیل میشود و در عین حال میتواند زمینههای پژوهشی را نیز فراهم کند. حتی از نظر پژوهشی نیز گاهی اوقات یک بیمار میتواند منبع یک کار تحقیقاتی باشد. برای مثال ممکن است بیماری با یک وضعیت نادر یا کمتر دیدهشده مراجعه کند که همان مورد میتواند به صورت یک کیس ریپورت منتشر شود. من خودم میبینم که همکاران ما و حتی خود ما گاهی با بیماران جالب و نادری مواجه میشویم که اگر فرصت فراهم شود، میتوان آنها را به صورت گزارش موردی منتشر کرد.
|
74 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
بهویژه در مرکز تحقیقات ما نیز این امکان وجود دارد که حتی از یک بیمار یک کیس ریپورت تهیه شود و به عنوان یک کار پژوهشی ارائه گردد. علاوه بر این، گاهی یک بیمار میتواند فراتر از یک کیس ریپورت نیز مورد بررسی قرار گیرد. برای مثال اگر با بخش ژنتیک یا علوم پایه همکاری داشته باشیم، ممکن است از همان بیمار بررسیهای ژنتیکی انجام شود. فرض کنید بیماری مراجعه کرده و ما یک ژن خاص را در او شناسایی کردهایم. همان آزمایش ژنتیکی و همان یافتهها ممکن است زمینه انتشار چندین مقاله علمی را فراهم کند. بنابراین حتی یک بیمار هم میتواند مبنای چند کار پژوهشی قرار بگیرد. به همین دلیل تأکید من این است که اولویت با درمان است، اما درمانی اصولی که با استفاده از همه امکانات موجود انجام شود. نباید به این شکل باشد که بگوییم مثلاً دستگاه آندوسکوپی ما خراب است یا کولونوسکوپی در دسترس نیست. البته درست است که کشور با برخی محدودیتها و مشکلات اقتصادی مواجه است، اما بسیاری از امکانات ضروری را میتوان فراهم کرد تا بیمار بتواند از خدمات مناسب بهرهمند شود. از طرف دیگر امروزه شرایط از نظر دسترسی به منابع علمی نیز بسیار بهتر از گذشته شده است. قبلاً ممکن بود برای پیدا کردن یک منبع علمی مجبور شویم در کتابخانهها به دنبال یک کتاب خاص بگردیم، اما اکنون منابع بسیار گستردهای از طریق اینترنت در دسترس قرار دارد. حتی ابزارهای هوش مصنوعی مانند چتجیپیتی نیز میتوانند در بسیاری از موارد به انجام کارهای آموزشی و حتی پژوهشی کمک کنند و مسیر یادگیری و تحقیق را برای دانشجویان و اساتید سادهتر کنند. بنابراین اگر درمان به شکل درست، علمی و مبتنی بر منابع معتبر انجام شود، در دل همان فرایند درمان، آموزش و پژوهش نیز به طور طبیعی شکل میگیرد و دانشگاه میتواند در هر سه حوزه آموزش، پژوهش و درمان عملکرد موفقتری داشته باشد. وب دا، با توجه به تجربهای که در فضای شغلی خود در دانشگاه داشتهاید تصور میکنید چه اقدامات و برنامههایی میتواند به هرچه بهتر شدن این فضا کمک کند؟ به نظر من یک پیشنهاد اساسی وجود دارد که میتواند تأثیر قابل توجهی داشته باشد .پیشنهاد من بیشتر در حوزه پژوهش است. بنده حدود دو سال ریاست یک مرکز تحقیقات را بر عهده داشتم. در آن زمان برای ارتقای علمی و رسیدن به مرتبه استادی، لازم بود تعداد قابل توجهی مقاله علمی منتشر شود. به همین دلیل برای هر پروپوزال و هر طرح تحقیقاتی زمان و انرژی زیادی صرف میکردم. اما در اواخر دوره فعالیت در مرکز تحقیقات به این نتیجه رسیدم که در واقع میتوان بسیاری از این فرایندها را سادهتر و با برنامهریزی بهتر انجام داد. یکی از مهمترین ظرفیتهایی که در دانشگاهها وجود دارد، حضور تعداد زیاد دانشجویان است. ما دانشجویان زیادی داریم و در عین حال بسیاری از آنها علاقهمند هستند که در طرحهای پژوهشی مشارکت داشته باشند. در واقع بسیاری از دانشجویان از چنین فرصتی استقبال میکنند، بهویژه اگر در یک برنامه تحقیقاتی شرکت داده شوند و نام آنها به عنوان نویسنده اول یا نویسنده دوم در مقاله درج شود. از آنجا که امتیاز علمی معمولاً به دو جایگاه مهم در مقاله تعلق میگیرد، یعنی نویسنده اول و نویسنده مسئول ، میتوان برنامهریزی کرد که دانشجویان در این جایگاهها قرار بگیرند. در چنین حالتی محققی که استاد راهنماست لزوماً نیاز ندارد در هر دو جایگاه حضور داشته باشد؛ حضور در یکی از این موقعیتها نیز امتیاز علمی لازم را فراهم میکند. بنابراین میتوان بخش زیادی از کارهای پژوهشی را با کمک دانشجویان انجام داد. حتی استاد میتواند در دفتر کار خود پشت کامپیوتر بنشیند و از همانجا عناوین پژوهشی مختلفی را تعریف کند و به دانشجویان پیشنهاد دهد. برای مثال در همین دپارتمان داخلی که بنده در آن حضور دارم، عناوین بسیار زیادی برای کارهای پژوهشی وجود دارد که میتوان آنها را به دانشجویان واگذار کرد. خوشبختانه در بخش پژوهش نیز همکارانی حضور دارند که در زمینه طراحی پروپوزال، تحلیل آماری و مراحل مختلف پژوهش میتوانند راهنمایی لازم را ارائه دهند. از طرف دیگر، ما منابع داده بسیار ارزشمندی نیز در اختیار داریم؛ برای مثال دادههای مربوط به بیماران دیالیزی، بیماران پیوند کلیه و سایر بیماریهای کلیوی در دسترس هستند. گاهی حتی از یک مجموعه داده یا یک گروه از بیماران میتوان تعداد زیادی عنوان پژوهشی استخراج کرد. ممکن است از یک مجموعه داده بتوان ۱۰ یا حتی ۲۰ عنوان مقاله علمی تهیه کرد. در چنین شرایطی میتوان چندین دانشجو را درگیر کار پژوهشی کرد. فرض کنید ۱۰ دانشجو وارد این فرایند شوند؛ هر کدام یک عنوان پژوهشی دریافت کنند، در حالی که دادهها مربوط به یک بانک اطلاعاتی مشترک مانند دادههای دیالیز، پیوند یا سنگ کلیه است. این ۱۰ دانشجو میتوانند هر کدام یک مقاله تهیه کنند و در نهایت ۱۰ مقاله علمی از همان مجموعه داده استخراج شود. حتی ممکن است از هر کدام از این مطالعات نیز پژوهشهای بعدی شکل بگیرد. در این حالت نام هر یک از دانشجویان در مقاله مربوط به خودشان درج میشود و استاد نیز به عنوان نویسنده مسئول حضور دارد. در واقع استاد با هدایت علمی کار و بدون نیاز به صرف زمان بسیار زیاد میتواند نقش مؤثری در تولید مقالات داشته باشد. به این ترتیب ممکن است با هدایت یک استاد و همکاری چند دانشجو، تعداد زیادی مقاله تولید شود. اگر این روند را در مقیاس بزرگتر در نظر بگیریم، میتوان با استفاده از ظرفیت دانشجویان تحصیلات تکمیلی و پزشکی، تولیدات علمی دانشگاه را به شکل قابل توجهی افزایش داد.
|
75 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
از سوی دیگر باید توجه داشت که برخی مقالات میتوانند در مدت زمان کوتاهتری منتشر شوند، در حالی که برخی دیگر مانند مطالعات کلینیکی ممکن است چند سال زمان ببرند. بنابراین لازم است ترکیبی از طرحهای کوتاهمدت و بلندمدت در برنامه پژوهشی دانشگاه وجود داشته باشد. نکته مهم دیگر این است که ما باید روی دانشجویان سرمایهگذاری کنیم. اگر دانشجو بداند که در یک پروژه پژوهشی نام او به عنوان نویسنده درج میشود، معمولاً با انگیزه و علاقه بسیار خوبی همکاری میکند. از نظر مالی نیز همیشه وضعیت به آن اندازه که تصور میشود دشوار نیست. برای مثال در همین اواخر تجربه جالبی داشتم. یکی از همکاران علوم پایه در دانشگاه آزاد از ما دعوت کرده بود تا برای فعالتر شدن مرکز تحقیقات آنجا همکاری کنیم. در ابتدا تصور میکردم هدف این است که ما به آن مرکز کمک کنیم تا فعالیت پژوهشی بیشتری داشته باشد، اما در عمل متوجه شدم که حتی با تعداد محدودی بیمار نیز میتوان پژوهشهای خوبی انجام داد. برای مثال ممکن است ما فقط چند بیمار با یک بیماری خاص مانند کلیه پلیکیستیک در اختیار یک پژوهشگر قرار دهیم. همان چند بیمار میتوانند مبنای بررسیهای ژنتیکی قرار بگیرند. پژوهشگر ممکن است یک ژن یا یک کد ژنتیکی خاص را بررسی کند و از همان مطالعه یک یا چند مقاله علمی استخراج شود. نکته جالب اینجاست که در بسیاری از موارد حتی هزینههای این نوع پژوهشها نیز آنقدر بالا نیست که تصور میشود. گاهی دانشجویانی که برای پایاننامه خود به داده یا آزمایش خاصی نیاز دارند، حاضرند بخشی از هزینهها را نیز تأمین کنند. در بسیاری از موارد این هزینهها در حد مبالغ بسیار کمتر از آن چیزی است که تصور میشود. نکته مهم دیگری هم وجود دارد و آن این است که تعداد زیادی پایاننامه در دانشگاه انجام شده که هرگز به مقاله علمی تبدیل نشدهاند. در حالی که اگر این پایاننامهها در مراکز تحقیقاتی جمعآوری و بازبینی شوند، بسیاری از آنها قابلیت تبدیل شدن به مقاله علمی را دارند. در مرکز تحقیقات ما نیز این امکان وجود دارد که پایاننامههایی که با اساتید حوزه کلیه انجام شدهاند دوباره بررسی شوند و از آنها مقاله استخراج شود. در مجموع به نظر من مهمترین نکته این است که از ظرفیت دانشجویان به شکل جدی استفاده شود. اگر دانشجو بداند که نام او در مقاله درج میشود و نتیجه کار او دیده خواهد شد، با انگیزه بسیار زیادی کار میکند. حتی بسیاری از دانشجویان علاقهمند هستند در پروژههای پژوهشی مشارکت کنند، فقط کافی است مسیر برای آنها مشخص شود. اکنون که به گذشته نگاه میکنم، احساس میکنم در برخی موارد شاید انرژی زیادی صرف کارهایی شد که میتوانست سادهتر انجام شود. در حالی که با هدایت درست دانشجویان علاقهمند و استفاده از دادههای موجود، حتی از پشت میز کار و با مدیریت علمی مناسب میتوان پژوهشهای ارزشمند زیادی انجام داد و تولید علمی دانشگاه را به شکل قابل توجهی افزایش داد. وب دا، با توجه به نقش مهم و اثرگذار اساتید در فضاهای مختلف آموزشی و پژوهشی و درمانی دانشگاه ، از نگاه شما یک استاد موفق در این حوزهها چه شاخصههایی دارد؟ به نظر من اصول کلی آن تا حد زیادی برای همه شناخته شده است. البته من شخصاً هیچوقت خودم را یک استاد کاملاً موفق نمیدانم، اما بر اساس تجربهای که در سالهای تدریس و کار دانشگاهی داشتهام، میتوان به چند نکته مهم اشاره کرد. به نظر من در درجه اول، مهمترین ویژگی یک استاد اخلاق خوب است. برخورد مناسب، احترام به دانشجو و داشتن رفتار انسانی و محترمانه با دانشجویان بسیار اهمیت دارد. این موضوع گاهی حتی از مسائل علمی هم تأثیرگذارتر است، زیرا دانشجو قبل از هر چیز نوع رفتار و منش استاد را در ذهن خود به خاطر میسپارد. در کنار اخلاق خوب، جدیت در کار نیز اهمیت زیادی دارد. یک استاد باید در کار آموزشی خود جدی باشد، برای کلاس و آموزش وقت بگذارد و مسئولیت آموزشی خود را با دقت انجام دهد. همچنین پشتکار و تلاش مستمر از ویژگیهای مهم دیگر است. فعالیت علمی، تدریس و کار پژوهشی همگی نیازمند تلاش پیوسته هستند و بدون پشتکار رسیدن به نتیجه مطلوب دشوار خواهد بود. نکته مهم دیگر اهمیت دادن به دانشجو است. استاد باید برای دانشجو ارزش قائل باشد و به رشد و پیشرفت او توجه کند. حتی در مواردی که ممکن است دانشجویی از نظر ما به اندازه کافی مطالعه نکرده باشد یا پاسخهایی بدهد که از نظر علمی دقیق یا کامل نباشد، باز هم نباید احترام او نادیده گرفته شود. گاهی ممکن است پاسخ دانشجو از نظر ما چندان درست نباشد یا حتی به نظر دور از موضوع بیاید، اما در چنین شرایطی هم باید با احترام با او برخورد کرد و به گونهای رفتار کرد که انگیزه او از بین نرود. احترام گذاشتن به دانشجو تأثیر بسیار زیادی در فرآیند آموزش دارد. وقتی دانشجو احساس کند که مورد احترام قرار میگیرد، اعتماد به نفس بیشتری پیدا میکند و با انگیزه بیشتری در کلاس و فعالیتهای آموزشی شرکت میکند. علاوه بر این، نظم در کار نیز یکی از ویژگیهای مهم یک استاد موفق است. نظم در تدریس، نظم در برنامههای آموزشی و همچنین نظم در فعالیتهای علمی و پژوهشی باعث میشود روند آموزش بهتر و مؤثرتر پیش برود. در مجموع میتوان گفت مجموعهای از ویژگیهایی مانند اخلاق خوب، احترام به دانشجو، جدیت در کار، پشتکار، نظم و توجه به آموزش، همان عواملی هستند که معمولاً در هر حوزهای زمینه موفقیت را فراهم میکنند و در حرفه استادی نیز نقش بسیار مهمی دارند. وب دا، در مسیر تحصیل و فعالیتهای کاری آیا چالش ها و موانعی را هم تجربه کردید؟ در صورت پاسخ مثبت بفرمایید چطور با این چالش ها و موانع مقابله کرده اید؟ در مسیر پیشرفت تحصیلی و شغلی طبیعتاً چالشها بسیار زیاد هستند و هر کسی در این مسیر با مسائل و دشواریهای مختلفی روبهرو میشود. برای من هم در طول سالهای فعالیت دانشگاهی و حرفهای چالشهای بسیار زیادی وجود داشته است. این چالشها هم از نظر مسائل دانشگاهی بوده و هم بیشتر در حوزه درمان و ارائه خدمات پزشکی خود را نشان داده است. یکی از مشکلاتی که همواره با آن روبهرو بودهایم، کمبود امکانات و تجهیزات پزشکی است. علاوه بر آن، گرانی بسیاری از آزمایشها و خدمات تشخیصی نیز از چالشهایی است که هم برای پزشک و هم برای بیمار مشکلاتی ایجاد میکند. در چنین شرایطی گاهی انجام برخی بررسیها و آزمایشهای لازم برای بیمار دشوار میشود. با این حال به نظر من مهمترین نکته این است که پزشک همیشه به بیمار فکر کند و تلاش کند بهترین تصمیم را برای بیمار بگیرد. یعنی همیشه باید در نظر داشته باشیم که بهترین کار برای بیمار چیست. البته در عین حال باید همه جوانب نیز سنجیده شود؛ یعنی شرایط موجود، امکانات در دسترس و محدودیتهایی که وجود دارد را هم در نظر بگیریم. وقتی با کمبود امکانات مواجه هستیم باید تلاش کنیم برای آن راهحلهایی پیدا کنیم و ببینیم در همان شرایط چه کاری بهتر و مناسبتر است.
در واقع من معتقدم تقریباً برای همه مشکلات راهحلهایی وجود دارد. مهم این است که انسان بنشیند، فکر کند و مناسبترین راهحل را پیدا کند. در چنین شرایطی داشتن تفکر واگرا و نگاه خلاقانه بسیار کمککننده است. یعنی انسان باید بتواند از زوایای مختلف به یک مسئله نگاه کند و راههای مختلف را بررسی کند تا بهترین راه ممکن انتخاب شود. اگر دقیقتر نگاه کنیم، وقتی ما هر روز از خانه بیرون میآییم، با انواع مختلفی از مشکلات روبهرو میشویم. بخشی از این مشکلات، مشکلات روزمره هستند که تقریباً برای همه افراد در طول روز پیش میآید. اینها بخشی طبیعی از زندگی و کار روزانه است. دستهای دیگر از مشکلات، مشکلات کلی و اجتماعی هستند؛ مسائلی که فقط مربوط به یک فرد نیست و به شرایط عمومی جامعه مربوط میشود. گاهی شرایط جامعه، شرایط اقتصادی یا حتی شرایط خاصی که در کشور وجود دارد باعث میشود امکانات محدودتر شود و ما مجبور باشیم با همان امکانات موجود کار کنیم. علاوه بر اینها، یک سری مشکلات هم وجود دارد که خارج از اختیار ماست؛ یعنی مسائلی که در سطح جامعه یا شرایط کلی کشور به وجود میآید و برای همه افراد کم و بیش وجود دارد. در چنین شرایطی طبیعی است که امکانات و برنامهها نیز باید متناسب با همان شرایط تنظیم شود. از طرف دیگر مشکلات شخصی نیز وجود دارند که ممکن است هر فردی در زندگی روزمره خود با آنها مواجه شود. تقریباً هر روزی که انسان از خواب بیدار میشود ممکن است با یک مشکل یا چالش جدید روبهرو شود و این موضوع برای همه افراد کم و بیش وجود دارد. با این حال نکته مهم این است که بیشتر این مشکلات در نهایت قابل حل هستند. همانطور که اشاره کردم، برای بسیاری از مسائل میتوان راهحلهایی پیدا کرد، به شرط آنکه انسان با دقت فکر کند، شرایط را بسنجد و بهترین راه ممکن را انتخاب کند. مهمترین نکته این است که انسان در برابر مشکلات ناامید نشود. ناامیدی هیچ کمکی به حل مسئله نمیکند و بهتر است همیشه با امید، تفکر و تلاش به دنبال پیدا کردن راهحل مناسب برای مشکلات باشیم. وب دا، آیا خانواده در پیشرفت تحصیلی و شغلی شما مؤثر بوده اند؟ خانواده نقش بسیار مهمی در پیشرفت تحصیلی و شغلی من داشتهاند. در واقع بخش زیادی از امور خانه و مسئولیتهای خانوادگی را همسرم بر عهده داشته و همین موضوع کمک کرده است که من بتوانم با تمرکز بیشتری به فعالیتهای علمی و حرفهای خود بپردازم. در خانه بیشتر کارها را همسرم انجام میدهد و همیشه در این مسیر همراه و حامی من بوده است. ما دو دختر داریم. یکی از دخترانم در حال حاضر دستیار تخصصی قلب است و سال دوم تخصص قلب را در بیرجند میگذراند. دختر دیگرم پزشک عمومی است و در حال حاضر برای شرکت در آزمون تخصص در حال مطالعه و تلاش است. البته با توجه به شرایط جنگ، برنامههایش کمی تحت تأثیر قرار گرفته، اما همچنان با جدیت برای ادامه مسیر تخصص تلاش میکند. همسر من نیز شاغل هستند و دبیر زبان بودهاند. ما در سال ۱۳۷۲ ازدواج کردیم و از آن زمان تا امروز ایشان همیشه در کنار من بوده و نقش بسیار مهمی در مدیریت امور خانه و حمایت از خانواده داشتهاند. در مورد خانواده پدری هم باید بگویم که پدر و مادر من مسلماً تأثیر بسیار زیادی در مسیر زندگی و تحصیل ما داشتهاند. همانطور که عرض کردم، در خانواده ما تحصیل اهمیت بسیار زیادی داشت. فضای خانواده به گونهای بود که همه به درس خواندن و ادامه تحصیل تشویق میشدند و این موضوع قطعاً نتیجه تربیت و نگاه پدر و مادر ما بوده است. حمایت پدر و مادر نقش بسیار مهمی در موفقیت فرزندان دارد و بدون این حمایتها رسیدن به این مسیرها بسیار دشوار میشود. پدر من که اکنون مرحوم شدهاند، در کار کوره فعالیت داشتند. در خانواده ما چند خواهر و برادر هستیم. یکی از برادرانم متخصص ارتوپدی هستند و در شهر شفیلد انگلستان زندگی میکنند. برادر دیگرم متخصص اطفال هستند؛ ایشان قبلاً در تهران فعالیت میکردند اما بعدها به کانادا مهاجرت کردند و اکنون در آنجا زندگی میکنند. یک برادر دیگر هم دارم که جانباز جنگ هستند و در گذشته تکنسین اتومکانیک بودند و اکنون به عنوان جانباز شناخته میشوند. همچنین یک خواهر دارم که در بیرجند زندگی میکند. در مجموع همه خواهر و برادرهای من از من بزرگتر هستند. البته ما یکی دو خواهر و برادر دیگر هم داشتیم که متأسفانه فوت کردهاند. در مجموع فضای خانواده ما فضایی بود که در آن به تحصیل و پیشرفت علمی اهمیت زیادی داده میشد و همین موضوع نقش مهمی در مسیر زندگی و موفقیتهای تحصیلی ما داشته است. وب دا، اوقات فراغت را معمولاً به چه فعالیت هایی می پردازید؟ در مورد اوقات فراغت باید بگویم که معمولاً فرصت خیلی زیادی برای آن وجود ندارد، اما هر زمان که فرصتی پیش بیاید سعی میکنم از آن استفاده کنم. یکی از کارهایی که در اوقات فراغت انجام میدهم دیدن فیلم است. علاوه بر آن ما یک باغ هم داریم که گاهی به آنجا سر میزنیم و زمانی را در آنجا میگذرانیم. گاهی هم اگر شرایط فراهم باشد به سفر میرویم. البته سفر رفتن برای ما پزشکان کمی دشوارتر است، چون معمولاً به دلیل داشتن مطب برنامهها محدودتر میشود. به همین دلیل معمولاً باید منتظر تعطیلات چندروزه بمانیم تا بتوانیم سفر برویم. هر زمان که چنین تعطیلاتی پیش بیاید معمولاً از آن استفاده میکنیم و به مسافرت میرویم. گاهی هم سفر خارجی پیش میآید، اما در بیشتر مواقع سفرها در همان زمان تعطیلات چندروزه انجام میشود. در اوقات فراغت کوتاهتری که فقط یکی دو روز است، معمولاً در خانه میمانم. اگر هم برنامهای مانند رفتن به باغ نباشد، بیشتر وقت را در خانه میگذرانم و فیلم تماشا میکنم. یکی دیگر از علاقهمندیهای من فوتبال است. البته خودم ورزش نمیکنم، اما فوتبال را خیلی دوست دارم و معمولاً مسابقات فوتبال را تماشا میکنم. در مجموع اگر فرصتی باشد بیشتر وقتم به دیدن فیلم، گاهی رفتن به باغ و در صورت فراهم شدن شرایط، سفر رفتن میگذرد. البته در کنار همه اینها، مسئولیتهای زندگی و کار همیشه وجود دارد و همانطور که گفتم بخش زیادی از امور خانه را همسرم مدیریت میکنند. من تقریباً همه روزه به جز پنجشنبهها از ساعت ۵ بعدازظهر تا حدود ۸:۳۰ شب در مطب حضور دارم. مطب من در میدان بیمارستان امام رضا، ساختمان پزشکان رازی قرار دارد.
|
76 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
دکتر عبدالله بهرامی در فروردینماه سال ۱۳۲۷ در ایران متولد شد. پدر دکتر بهرامی کارمند اداره ثبت اسناد بود و اصالتاً اهل بهشهر در استان مازندران به شمار میرفت. به دلیل شرایط شغلی، محل خدمت او چندین بار تغییر کرد و همین موضوع باعث شد خانواده در شهرهای مختلفی زندگی کنند. ابتدا از بهشهر به کاشان منتقل شد، سپس از کاشان به نطنز و بعد از آن به قم رفتند. دکتر بهرامی دوران کودکی خود را در این جابهجاییها گذراند و از کلاس چهارم دبستان در شهر قم به تحصیل ادامه داد. او از همان سالهای ابتدایی زندگی ارتباط معنوی عمیقی با فضای مذهبی شهر قم پیدا کرد. در حدود ده یا یازده سالگی، زمانی که به دلیل برخی مسائل ناراحت شده بود، به حرم حضرت فاطمه معصومه (سلاماللهعلیها) رفت و در آنجا به نماز و عبادت پرداخت؛ تجربهای که به گفته خودش تأثیر عمیقی بر روحیه و مسیر زندگی او گذاشت. به گزارش وبدا، دکتر بهرامی تحصیلات ابتدایی خود را در مدرسه حکیم نظامی قم آغاز کرد. اما در سال ۱۳۳۷ پدرش تصمیم گرفت او را به مدرسهای دیگر منتقل کند. به همین دلیل او را از آن مدرسه خارج کرده و در یک مدرسه ملی به نام اُحد ثبتنام کرد؛ مدارسی که در آن زمان معادل مدارس غیرانتفاعی امروز بودند. از همان زمان استعداد تحصیلی او بهخوبی نمایان شد. دکتر بهرامی تقریباً همیشه شاگرد اول کلاس بود و به گفته خودش جایگاههای دوم یا سوم برایش چندان معنا نداشت. او با تلاش و جدیت فراوان در درسها پیش میرفت و همواره در میان دانشآموزان ممتاز قرار داشت. او در سال ۱۳۴۶ در آزمونهای ورودی دانشگاهها شرکت کرد؛ دورهای که نظام پذیرش دانشجو با امروز تفاوت زیادی داشت. در آن زمان آزمون سراسری واحدی وجود نداشت و هر دانشگاه بهصورت جداگانه آزمون برگزار میکرد. در کل کشور نیز تنها حدود هفت دانشگاه فعال بود؛ از جمله دانشگاههای تهران، مشهد، شیراز، اصفهان، تبریز، اهواز و دانشگاه ملی ایران. همچنین دانشگاه صنعتی امیرکبیر که پیش از انقلاب با نام پلیتکنیک شناخته میشد، از مراکز مهم آموزش مهندسی به شمار میرفت. دکتر بهرامی که دیپلم رشته طبیعی داشت، علاقه زیادی به رشتههای مهندسی نشان میداد. او از دوران کودکی روحیه کنجکاوی و کارهای فنی داشت؛ بهگونهای که خود درباره آن دوران میگوید از همان بچگی به کارهای فنی و دستکاری وسایل علاقهمند بود. حتی گاهی به سراغ تجهیزات برقی میرفت و با وجود ضعف و خطرناک بودن سیستم برق در آن زمان، تجربههای عملی کسب میکرد. نتیجه تلاشهای او در آزمونهای دانشگاهی نیز قابل توجه بود. وی همزمان در رشته پزشکی در دانشگاه مشهد و در رشته مهندسی در تهران پذیرفته شد؛ اتفاقی که نشاندهنده توان علمی و پشتکار او در دوران تحصیل بود. بخشی از خاطرات دکتر عبدالله بهرامی؛ از قم تا آغاز تحصیل در مشهد یکی از خاطرات مهم زندگی او به فروردینماه سال ۱۳۳۸ بازمیگردد؛ واقعهای که خودش آن را از الطاف حضرت فاطمه معصومه (سلاماللهعلیها) میداند. در آن زمان پدرش برای گرفتن حکم انتقالی خود اقدام کرده بود و قصد داشت خانواده را به شمال کشور و شهر گرگان منتقل کند. پدر هنگام خروج از خانه به مادرش گفته بود وسایل را آماده کند تا بهزودی به مازندران بروند. شب پیش از آن اتفاق، فردی در کوچه آنها حضور داشت که به اصطلاح برای مردم سرِ کتاب باز میکرد. مادر دکتر بهرامی از او خواست که عبدالله را صدا بزند تا به خانه بیاید و ماجرا از همین نقطه وارد مرحله تازهای از خاطرات زندگی او شد. روحانی با عمامه سبز به خانه آنها آمد. خانواده او را به داخل خانه دعوت کردند و پس از پذیرایی با یک فنجان چای، آن روحانی بدون مقدمه سخن خود را با عبارت بسمالله الرحمن الرحیم آغاز کرد. او خطاب به مادر خانواده گفت: شما بهزودی به شهر مشهد منتقل خواهید شد. به گفته دکتر بهرامی، مادرش که از تصمیم پدر برای انتقال به گرگان اطلاع داشت، در پاسخ گفت: احتمالاً اشتباه میکنید، قرار است ما به گرگان برویم. اما آن روحانی با اطمینان پاسخ داد: خیر، مقصد شما مشهد است. یکی از بستگان شما روز دوشنبه به اینجا میآید و به دنبال شما خواهد آمد تا شما را به مشهد ببرد. پس از بیان این سخنان، آن روحانی خانه را ترک کرد. دکتر بهرامی میگوید بعد از رفتن او، همراه برادرش به حرم حضرت فاطمه معصومه (سلامالله علیها) رفتند. در آن زمان پدرشان معمولاً آنها را برای اقامه نماز به مسجد اعظم قم میبرد؛ مسجدی که در کنار حرم قرار داشت و از مراکز مهم مذهبی شهر به شمار میرفت. فضای معنوی حرم و مسجد اعظم برای آنها خاطراتی ماندگار به جا گذاشت. مدتی بعد، همانگونه که آن روحانی گفته بود، خانواده بهرامی به شهر مشهد منتقل شدند و زندگی تازهای را در این شهر آغاز کردند. دکتر بهرامی در آن زمان دانشآموز دبستان بود و ادامه تحصیل خود را در مشهد دنبال کرد. او از نخستین ماههای حضور در مشهد چنین یاد میکند، که حدود دو ماه پایانی سال تحصیلی را در این شهر گذراند؛ ماههایی که تقریباً شامل فروردین، اردیبهشت و خرداد بود. محل تحصیل او دبستان رهنما در کوچه حسینباشی مشهد بود. به گفته دکتر بهرامی، فضای اطراف بازار مشهد در آن سالها پر از رفتوآمد کسبه و بازرگانان، بهویژه آذربایجانیها بود که نقش پررنگی در فعالیتهای بازار داشتند. این فضا برای یک دانشآموز تازهوارد تجربهای متفاوت و جالب به شمار میآمد. او همچنین خاطرهای از دوران تحصیل در کلاسهای پنجم و ششم دبستان نقل میکند. به دلیل نظم، جدیت و اعتماد مسئولان مدرسه، بسیاری از وظایف مربوط به ناظم مدرسه به او سپرده شده بود. دکتر بهرامی میگوید صبحها پیش از آغاز کلاسها دانشآموزان را در حیاط مدرسه به صف میکرد، برنامه صبحگاهی شامل خواندن سرود و تلاوت قرآن را اجرا میکرد و سپس نظم صفها را بررسی میکرد.
|
77 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
پس از آن، وضعیت ظاهری دانشآموزان را نیز کنترل میکرد؛ از تمیزی دستها گرفته تا بررسی جیبها تا مبادا وسایلی مانند توشله (تیله) که در میان کودکان آن زمان رایج بود همراه داشته باشند. سپس دانشآموزان را به کلاسهای درس هدایت میکرد. وی افزود: مدیر مدرسه در آن سالها فردی به نام آقای صالحی بود که دکتر بهرامی از او با احترام یاد میکند و میگوید: خدا رحمتش کند. به گفته او، در طول دوران تحصیل در آن مدرسه همواره در میان دانشآموزان ممتاز قرار داشت و اغلب بهعنوان شاگرد اول شناخته میشد. این سالها از نگاه دکتر بهرامی از مهمترین و تأثیرگذارترین دورههای زندگی او به شمار میآید؛ دورانی که در آن علاوه بر پیشرفت تحصیلی، حس مسئولیتپذیری و نظم نیز در وجود او شکل گرفت. دکتر بهرامی، در بیان خاطرات خود از سالهای تحصیل و خدمت، از روحیه نوآوری و فعالیتهای متفاوت خود در دوران جوانی یاد میکند. او میگوید از همان دوران دانشجویی پزشکی، علاوه بر تحصیل، همواره به دنبال راهاندازی و بهبود امور مختلف بوده و روحیهای خلاق و مبتکر داشته است. به گفته او، این روحیه از دوران کودکی در وجودش شکل گرفته بود. در دوران مدرسه نیز به دلیل توانایی در انجام امور مختلف، بهعنوان ناظم مدرسه انتخاب شده بود. وی همچنین به خاطرهای از دوران تحصیل اشاره میکند و میگوید در سالهای سوم و چهارم دبیرستان، دانشآموزان برای دورههای آموزشی نظامی به اردو اعزام میشدند و پس از آموزشهای مقدماتی، برای یک ماه به اردوگاه وکیلآباد منتقل میشدند. نبوغ یک پزشک در لباس سربازی؛ ابتکاری که نگاه فرماندهان را جلب کرد دکتر بهرامی، در ادامه با اشاره به یکی از خاطرات آن دوران میگوید که در محل اردو با ابتکار خود فضایی را ساماندهی کرده و باغچهای ایجاد کرده بود و با تهیه شنهای رنگی آن را تزئین کرده بود. این اقدام بهگونهای مورد توجه قرار گرفت که هنگام بازدید فرمانده لشکر از اردوگاه، نخستین محل بازدید همین بخش بود. به گفته او، فرمانده از این ابتکار بسیار خوشش آمد و همین موضوع باعث شد از سوی مسئولان اردو مورد تشویق قرار گیرد. این پزشک پیشکسوت، همچنین به خاطراتی از دوران خدمت سربازی اشاره میکند و میگوید در آن زمان ارتباط نزدیکی با سربازان داشته و همواره تلاش میکرد با احترام و حمایت از آنان رفتار کند. او تأکید میکند که علاقه زیادی به سربازان داشته و سعی میکرد از آنها حمایت کند. متخصص داخلی دانشگاه، همچنین در بخش دیگری از خاطرات خود به دوره آموزش نظامی در تهران در اوایل دهه ۵۰ اشاره میکند. به گفته او، پس از گذراندن حدود دو ماه آموزش در پادگانی در نزدیکی بیمارستان امام خمینی فعلی، به آنها اعلام شد که باید در روز مشخصی برای ادامه خدمت خود را معرفی کنند. او که در آن زمان بهتازگی ازدواج کرده بود، با مراجعه به پادگان متوجه شد برخی از همدورهایهایش به مناطق مختلف اعزام شدهاند و سرنوشت خدمتی آنها تغییر کرده است. وی، از دوران خدمت سربازی و فعالیتهای پزشکی، به نحوه تعیین محل خدمت پزشکان وظیفه اشاره میکند. به گفته دکتر بهرامی، در آن زمان ۱۱ نفر از افسران وظیفه حضور داشتند که به دستور سرهنگ ستاد سلیمانی برای تعیین محل خدمتشان فراخوانده شدند. پس از قرار گرفتن افراد در صف، اسامی نوشته شد و از طریق قرعهکشی محل خدمت آنها مشخص شد. بر اساس نتیجه این قرعهکشی، او برای ادامه خدمت به مشهد اعزام شد، در حالی که دو نفر دیگر به محلهای دیگری منتقل شدند. وی حدود شش تا هفت ماه در پادگان خدمت کرد و در همین دوره با بیمارستان لشکر نیز در ارتباط بود. به گفته او، در یکی از مقاطع، دکتر افضلی نیز در بیمارستان لشکر فعالیت داشت و بخشی از امور درمانی نیروها در آنجا انجام میشد. او در ادامه میگوید که در آن زمان بیشتر همکارانش در پادگان مستقر بودند، اما خود او در بیمارستان فعالیت میکرد. محل خدمت او نیز به منزل پدر همسرش نزدیک بود و همین موضوع شرایط کار و زندگی را برایش آسانتر کرده بود. روایت دکتر عبدالله بهرامی از دوران دبیرستان تا ماجرای سرنوشتساز قبولی در دانشکده پزشکی مشهد دکتر عبدالله بهرامی در ادامه خاطرات خود به سالهای تحصیل در مقطع دبیرستان و رویدادهایی اشاره میکند که مسیر آینده تحصیلی و حرفهای او را شکل داد. پس از پایان دوره دبستان، او در دبستان و سپس دبیرستان علوی ادامه تحصیل داد. این مدرسه در آن سالها از مدارس شناختهشده بود و ساختمانی بلند و قابل توجه داشت. به گفته دکتر بهرامی، در یکی از سالها همزمان با نهم آبان، که در آن زمان به عنوان سالروز تولد ولیعهد شناخته میشد، امکان ثبتنام رایگان برای برخی دانشآموزان فراهم شد و او نیز توانست در همان مدرسه بهصورت رایگان ثبتنام کند.
|
78 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
در همان سالها، پدر او که کارمند اداره ثبت اسناد بود، به شهر تربت حیدریه منتقل شد. به همین دلیل بخشی از دوران تحصیل دکتر بهرامی در آن منطقه سپری شد. او دوران دبیرستان را با تلاش و پشتکار ادامه داد و در نهایت موفق شد دیپلم خود را دریافت کند. پس از اخذ دیپلم، دکتر بهرامی در آزمونهای ورودی دانشگاهها شرکت کرد؛ آزمونهایی که در آن زمان بهصورت جداگانه توسط دانشگاههای مختلف برگزار میشد. نتیجه این آزمونها برای او بسیار موفقیتآمیز بود. او توانست در رشته پزشکی دانشگاه مشهد پذیرفته شود و همزمان در رشته مهندسی در دانشگاه تهران نیز قبولی به دست آورد. با این حال، انتخاب میان این دو مسیر برای او ساده نبود. او برگه قبولی مهندسی در تهران را به مادرش نشان داد، اما مادرش با قاطعیت گفت: تو باید دکتر شوی. در نهایت نیز با نظر خانواده، مسیر تحصیل در رشته پزشکی انتخاب شد. وی افزود: در آن زمان شیوه پذیرش دانشجو با امروز تفاوت داشت. اگر فردی در چند دانشگاه پذیرفته میشد، میتوانست هر کدام را که بیشتر دوست داشت انتخاب کند و در همان دانشگاه ثبتنام کند. در نتیجه، اگر فردی از ثبتنام در یک دانشگاه منصرف میشد، جای او به داوطلب دیگری داده میشد. دکتر بهرامی به دلیل برخی شرایط نتوانست در زمان مقرر، برای ثبتنام در دانشگاه مشهد اقدام کند. او به یاد دارد که تاریخها بهخوبی در ذهنش مانده است. روز چهارشنبه ۲۲ تیرماه سال ۱۳۴۶ بود و آخرین مهلت ثبتنام نیز در روز پنجشنبه ۲۳ تیرماه همان سال قرار داشت. زمانی که برای ثبتنام مراجعه کرد، مسئولان دانشگاه به او اطلاع دادند، که متأسفانه جای او به داوطلب دیگری داده شده است. این خبر برای او ناامیدکننده بود. با این حال، چند روز بعد، در روز شنبه، او با در دست داشتن کیف خود به مقابل دانشکده پزشکی مشهد رفت؛ ساختمانی که روبهروی بنایی به نام قریشی قرار داشت و بعدها به یک اداره تبدیل شد. او همراه با پسر داییاش که در آن زمان دانشجوی سال پنجم پزشکی بود، به آنجا رفته بود تا خداحافظی کند و به نوعی با رؤیای پزشکی وداع کند. اما در همان لحظات، اتفاقی رخ داد که به گفته دکتر بهرامی مسیر زندگی او را تغییر داد. او این رخداد را از الطاف حضرت فاطمه معصومه (سلامالله علیها) و حضرت امام رضا (علیهالسلام) میداند. در همان زمان، روحانیای از آنجا عبور میکرد که توجهش به دکتر بهرامی جلب شد. این روحانی، پدر دکتر بهرامی را میشناخت. پدر او به دلیل شغلش در اداره ثبت اسناد، دفتر ثبت داشت و بسیاری از مردم برای انجام امور مربوط به اسناد، خرید و فروش زمین و املاک به آنجا مراجعه میکردند. دکتر بهرامی نیز در تابستانها برای کمک به پدرش به آن دفتر میرفت. او پروندهها را آماده میکرد، اطلاعات مربوط به اسناد را مینوشت و کارهای اولیه اداری را انجام میداد تا در نهایت پدرش آنها را امضا کند. در ازای این کمکها، گاهی مبلغی اندک، مثلاً یک سکه پنجقرانی، به او داده میشد. همان روحانی که از آنجا عبور میکرد، با دیدن او متعجب شد و پرسید: آقای بهرامی، شما اینجا چه میکنید؟ همین پرسش آغازگر ماجرایی شد، که بعدها سرنوشت تحصیل دکتر عبدالله بهرامی در دانشکده پزشکی مشهد را رقم زد. روایت دکتر عبدالله بهرامی از پذیرش در دانشکده پزشکی و سالهای خدمت در ارتش دکتر عبدالله بهرامی در ادامه خاطرات خود، به دورهای که تجربههای مهمی در مسیر حرفهای خود اشاره کرد و افزود: پس از آنکه به دلیل تأخیر در ثبتنام، به دکتر بهرامی اعلام شد که جای او در دانشکده پزشکی مشهد به فرد دیگری واگذار شده است، او برای خداحافظی با آرزوی خود به مقابل دانشکده پزشکی رفت. در آنجا همراه با پسر داییاش که در آن زمان دانشجوی سال پنجم پزشکی بود حضور داشت. در همین زمان، روحانیای که او و خانوادهاش را میشناخت از آنجا عبور کرد و با دیدن او علت حضورش را جویا شد. این روحانی که از بستگان یکی از اساتید و از چهرههای شناختهشده دانشگاه بود، پس از شنیدن ماجرا تصمیم گرفت موضوع را پیگیری کند. او دکتر بهرامی را با خود به داخل دانشکده برد. پس از چند دقیقه، یکی از کارکنان با عجله نزد او آمد و گفت: آقای دکتر قوامنصیری با شما کار دارد. وی اضافه کرد: دکتر قوام نصیری از مسئولان وقت دانشکده پزشکی بود. پس از بررسی وضعیت ثبتنام و قبولیها، مشخص شد که امکان پذیرش دکتر بهرامی وجود دارد و در نهایت او توانست به عنوان دانشجوی دانشکده پزشکی مشهد ثبتنام کند. به گفته دکتر بهرامی، این اتفاق را لطف و عنایت حضرت امام رضا (علیهالسلام) و حضرت فاطمه معصومه (سلامالله علیها) میداند؛ اتفاقی که مسیر زندگی علمی و حرفهای او را بهطور کامل تغییر داد. پس از پایان تحصیلات پزشکی، دکتر بهرامی دوران خدمت سربازی خود را در شهر مشهد سپری کرد. او به عنوان پزشک در بیمارستان لشکر مشغول به کار شد. در آن دوران، پزشکان جوان وظایف گستردهای بر عهده داشتند و علاوه بر معاینه بیماران، در بخشهای مختلف پزشکی نیز فعالیت میکردند. دکتر بهرامی در بیمارستان نظامی با پزشکان برجستهای همکاری داشت. از جمله پزشک ارتش، دکتر فتوحی و همچنین دکتر حداد که متخصص چشمپزشکی بود. در بخشهای مختلف، از جمله چشم و گوش و حلق و بینی، فعالیتهای درمانی و جراحی انجام میشد و پزشکان عمومی نیز در بسیاری از امور پزشکی مشارکت داشتند. او میگوید در برخی مواقع، پزشکان ارشد به دلیل اعتماد به توانایی و دقت او، انجام برخی از اقدامات درمانی و حتی حضور در اتاق عمل را به او میسپردند. گاهی نیز از او پرسیده میشد که آیا پیش از این چنین عملی انجام داده است و او پاسخ میداد که انجام آن کار چندان دشوار نیست. سپس با راهنمایی پزشکان ارشد وارد اتاق عمل میشد و در روند درمان بیماران مشارکت میکرد. به گفته دکتر بهرامی، دوران خدمت در بیمارستان لشکر تجربهای بسیار ارزشمند برای او بود. در آن زمان پزشکان نظامی با حجم زیادی از بیماران، از سربازان گرفته تا افسران ارتش، روبهرو بودند و لازم بود در شرایط مختلف و گاه دشوار خدمات درمانی ارائه دهند. او همچنین به یاد میآورد، که به دلیل تسلط علمی در مباحث پزشکی، بهویژه در حوزه بیماریهای داخلی، گاهی مسئولیتهای بیشتری در بخشها به او سپرده میشد. این تجربهها نقش مهمی در افزایش مهارتهای عملی و بالینی او داشت و زمینهساز ادامه مسیر حرفهای او در پزشکی شد. دکتر عبدالله بهرامی این دوره از زندگی خود را یکی از مهمترین مراحل شکلگیری تجربههای پزشکیاش میداند؛ دورهای که در آن، در کنار خدمت به سربازان و نیروهای ارتش، توانست دانش و مهارت عملی خود را نیز به شکل قابل توجهی گسترش دهد. جایگاه پزشکی داخلی در تاریخ پزشکی این پزشک پیشکسوت دانشگاه، در بخش دیگری از سخنان خود به اهمیت رشته پزشکی داخلی در تاریخ علم پزشکی اشاره میکند. به گفته او، در بسیاری از مکاتب قدیمی پزشکی، از جمله در طب سنتی و حتی در متون کهن، بر این اصل تأکید شده بود که پزشک ابتدا باید بیمار را معاینه و درمانهای غیرجراحی را بررسی کند و تنها در صورت ضرورت، بیمار برای جراحی معرفی شود. او میافزاید که در دوران دانشمندانی مانند ابنسینا نیز جراحی وجود داشت، اما در مقایسه با امروز محدودتر بود و پزشکان بیشتر بر درمانهای بالینی و دارویی تمرکز داشتند. به همین دلیل، رشته داخلی همواره از پایههای اصلی علم پزشکی به شمار میآمد.
|
79 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
از سالهای فعالیت پزشکی در مشهد و شکلگیری بخشهای تخصصی پزشکی دکتر عبدالله بهرامی به سالهای فعالیت پزشکی در شهر مشهد و تجربههای حرفهایاش در بیمارستانهای این شهر اشاره میکند. او میگوید پس از ثبتنام و آغاز فعالیت حرفهای، در سالهای ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۵ دوران خدمت سربازی خود را نیز بهعنوان پزشک در مشهد سپری کرد. در آن زمان محل خدمت او در مجموعهای بود که امروز در محل ساختمان شهید رئیسی قرار دارد. در همان مجموعه، بخشی نیز به کودکان اختصاص داشت که به عنوان بخش اطفال فعالیت میکرد. دکتر بهرامی با یادآوری امکانات پزشکی آن دوره میگوید که در آن زمان دستگاه آندوسکوپی در اختیار بیمارستان بود، اما کمتر پزشکی مهارت استفاده از آن را داشت. به گفته او، علاقه به پیشرفتهای پزشکی باعث شد که شخصاً پیگیر تجهیز و راهاندازی این روش تشخیصی شود. به همین منظور، دستگاهی از شرکت اشترز آلمان سفارش داده شد. پس از ورود دستگاه، دکتر بهرامی خود اقدام به راهاندازی و استفاده از آن کرد و با همکاری یکی از پزشکان ارشد بیمارستان، نخستین اقدامات آندوسکوپی در آن مرکز انجام شد. به گفته او، از همان زمان فعالیتهای آندوسکوپی در آن مرکز درمانی بهطور جدی آغاز شد. در آن سالها، دانشکده پزشکی مشهد و بیمارستانهای وابسته به آن دارای استادان برجستهای بودند که هر کدام در حوزه تخصصی خود نقش مهمی در آموزش و درمان داشتند. از جمله استادان آن دوره میتوان به دکتر اعتماد رضایی در حوزه بیماریهای گوارشی، دکتر واحدی در رشته ریه، دکتر خزایی در رشته غدد و دکتر فرهودی در حوزه گوارش اشاره کرد. همچنین دکتر آریان که از پزشکان شناختهشده در حوزه گوارش بود، در میان استادان آن زمان حضور داشت. با این حال، برخی از رشتههای تخصصی پزشکی در آن سالها هنوز در مشهد شکل نگرفته بود. به گفته دکتر بهرامی، در آن زمان متخصصان روماتولوژی و هماتولوژی در مشهد وجود نداشتند و این رشتهها بعدها بهتدریج در دانشگاه علوم پزشکی مشهد ایجاد شد. در سالهای بعد، پزشکانی همچون دکتر یزدان نیز در حوزه گوارش فعالیت کردند. دکتر بهرامی همچنین به بخشی از فعالیتهای مدیریتی خود اشاره میکند. او میگوید در سال ۱۳۶۱ به عنوان مشاور وزیر فرهنگ و آموزش عالی منصوب شد. در آن زمان وزارتخانه با حضور مسئولانی همچون دکتر فریدون احمدی و دکتر محمدرضا هاتف اداره میشد و برنامههایی برای توسعه رشتههای تخصصی پزشکی در کشور در حال اجرا بود. در همان دوره، برخی از رشتههای تخصصی جدید نیز در بیمارستانهای مشهد راهاندازی شد. برای نمونه در بیمارستان قائم(عج)، دکتر منوچهر محمدزاده لاری در حوزه خونشناسی فعالیت میکرد. همچنین پزشکانی همچون دکتر معتمدی در رشته غدد، دکتر خدیوی در رشته قلب و دکتر حسنزاده در حوزههای تخصصی پزشکی در این شهر مشغول به کار بودند. این پزشک پیشکسوت گروه داخلی دانشگاه، به فضای بیمارستان امام رضا (ع) در سالهای پیش از انقلاب اشاره کرد و افزود: در آن زمان بخشهایی از بیمارستان تنها یک طبقه بود و امکانات نسبت به امروز بسیار محدودتر به نظر میرسید. برای مثال، محلی که امروز به عنوان بخش گوارش شناخته میشود، در آن زمان فضای سادهتری داشت و ساختار بیمارستان در حال توسعه بود. او همچنین از رویدادهایی یاد میکند که در آن سالها بهطور رسمی برگزار میشد. به گفته دکتر بهرامی، در دوران پیش از انقلاب، محمدرضا شاه سالی یک بار به مشهد سفر میکرد و در برخی از این سفرها از بیمارستان امام رضا (ع) نیز بازدید میشد. در چنین مواقعی، پزشکان و مسئولان بیمارستان در محوطه حضور پیدا میکردند و درخواستها و نیازهای بیمارستان را مطرح میکردند. در یکی از این بازدیدها، به گفته دکتر بهرامی، مسئولان بیمارستان درخواستهایی برای توسعه بخشهای درمانی ارائه کردند. از جمله این درخواستها میتوان به توسعه بخش زنان و ساخت ساختمان کتابخانه اشاره کرد که پس از طرح در آن جلسه، دستور اجرای آن صادر شد. دکتر عبدالله بهرامی، این سالها را دورهای مهم در توسعه پزشکی در مشهد میداند؛ دورانی که بسیاری از رشتههای تخصصی در حال شکلگیری بود و پزشکان با تلاش و ابتکار، امکانات درمانی جدیدی را وارد نظام درمانی کشور میکردند.
|
80 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
شکل گیری دانشگاه علوم پزشکی مشهد پزشک پیشکسوت دانشگاه، درباره تشکیل دانشگاه علوم پزشکی مشهد گفت: با تصویب مجلس در مهرماه سال ۱۳۶۴، ساختار دانشگاههای علوم پزشکی بهصورت مستقل شکل گرفت و از آن زمان روند توسعه آموزش پزشکی در کشور وارد مرحله جدیدی شد. به گفته وی، در مهرماه سال ۱۳۶۴، مجلس شورای اسلامی تصویب کرد که وزارتخانهای با عنوان وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی تشکیل شود. این وزارتخانه از ادغام ساختار بهداری کشور با مجموعه آموزش پزشکی که پیشتر زیر نظر وزارت فرهنگ و آموزش عالی (که بعدها وزارت علوم، تحقیقات و فناوری نام گرفت) فعالیت میکرد، شکل گرفت. دکتر بهرامی، در آن زمان در تهران بهعنوان معاون آموزشی وزیر فعالیت داشت. او همچنین ریاست یونسکو در حوزه مربوطه، عضویت در شورای عالی انقلاب فرهنگی در گروه پزشکی، مسئولیت بازگشایی دانشگاههای علوم پزشکی و عضویت در شورای گسترش دانشگاهها را بر عهده داشت. با تشکیل وزارت بهداشت، بخش آموزش پزشکی از وزارت علوم جدا و به این وزارتخانه منتقل شد. به گفته این پیشکسوت دانشگاه، در آن مقطع در حال خداحافظی از مسئولیت خود بود که از او درخواست شد مسئولیت معاونت آموزشی و پژوهشی وزارت بهداشت را بر عهده بگیرد. اما او با اشاره به شرایط خانوادگی و درگذشت مادر همسرش اعلام کرد که قصد دارد به مشهد بازگردد. در همین راستا از او خواسته شد مسئولیت دانشگاه را بپذیرد. مسئولیت در وزارت علوم و راهاندازی دانشکدههای پزشکی دکتر بهرامی به فعالیتهای خود در حوزه مدیریت آموزش عالی اشاره کرد و گفت: در سالهای ۱۳۶۱ و ۱۳۶۲ در تهران و در وزارت فرهنگ و آموزش عالی فعالیت داشت و در مقطعی، تنها پزشک شاغل در این وزارتخانه بود. در همان دوره، مسئولیت راهاندازی دانشکدههای پزشکی جدید به او واگذار شد. به گفته وی، نخستین دانشکدهای که در آن دوره راهاندازی شد، دانشکده پزشکی یزد بود. پس از آن، دانشکده پزشکی زاهدان تأسیس شد. در آن زمان، ساختار دانشگاههای علوم پزشکی به شکل امروزی مستقل نبود و بسیاری از دانشکدههای پزشکی زیر نظر دانشگاههای مادر فعالیت میکردند. برای نمونه، بیرجند زیرمجموعه یک دانشگاه دیگر بود و هنوز ساختار مستقل دانشگاه علوم پزشکی نداشت. در ادامه این روند، دانشکدهها و مراکز آموزش پزشکی در شهرهای متعددی از جمله بابل، ساری، گرگان، ارومیه، همدان، کرمانشاه، بندرعباس، جهرم و فسا راهاندازی شد. دکتر بهرامی میگوید در مجموع حدود ۱۳ تا ۱۴ مرکز آموزشی پزشکی در آن دوره با برنامهریزی و پیگیریهای مستمر تأسیس شد. در آبانماه سال ۱۳۶۵، حکم وی بهعنوان مدیرعامل بهداری و سرپرست دانشگاه صادر شد و پس از آن بهعنوان رئیس دانشگاه منصوب شد. در آن زمان مجموعه بهداری و دانشگاه علوم پزشکی استان خراسان که یکی از بزرگترین مجموعههای دانشگاهی کشور به شمار میرفت تحت مدیریت او قرار گرفت. او تا سال ۱۳۶۹ در این سمت فعالیت کرد. به گفته وی، در آن سال دکتر فاضل از او خواست برخی از معاونین خود را تغییر دهد. با توجه به اختلافنظرهایی که در خصوص نحوه اداره دانشگاه و میزان دخالت برخی افراد در امور دانشگاهی وجود داشت، در نهایت وی از سمت خود کنار گذاشته شد. دکتر بهرامی، در ادامه میگوید که از سال ۱۳۶۹ تا ۱۳۷۲ و سپس از سال ۱۳۷۶ تا ۱۳۷۹ بهعنوان معاون وزیر فعالیت کرد. پس از آن نیز از سال ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۴ بار دیگر بهعنوان رئیس دانشگاه منصوب شد. به این ترتیب در مجموع حدود ۱۴ تا ۱۵ سال در سمت ریاست دانشگاه فعالیت داشت. وی افزود: که در دوره وزارت دکتر لنکرانی در دولت محمود احمدینژاد، دیگر به مسئولیت دانشگاهی بازنگشت و فعالیت خود را بیشتر در بخش آموزشی و علمی ادامه داد. او در پایان با اشاره به دوران تدریس خود میگوید که همواره تلاش کرده بهعنوان استاد، نقش مؤثری در آموزش دانشجویان ایفا کند؛ بهگونهای که یکی از دانشجویانش بعدها به او گفته بود که او را بهترین استاد خود میداند. وی، در ادامه بیان فعالیتهای آموزشی و اجرایی خود، به شیوه تدریس و ارتباط نزدیک با دانشجویان اشاره میکند. به گفته او، در دوران تدریس گاهی کلاسهای آموزشی را تا ساعات یک یا دو بعدازظهر ادامه میداد و با طرح پرسشها و برگزاری امتحان، تلاش میکرد دانشجویان را به بحث و یادگیری بیشتر تشویق کند. دکتر بهرامی، پس از سالها فعالیت در حوزههای مختلف پزشکی، تصمیم گرفت تمرکز خود را بر حوزهای بگذارد که به آن علاقه و آشنایی بیشتری داشت. به همین دلیل به تقویت و توسعه واحد مددکاری در بیمارستان پرداخت. به گفته او، در سال ۱۳۸۴ و در دورهای که ریاست دانشگاه را بر عهده داشت، در ابتدا با آشنایی اندکی که از مفهوم مددکاری داشت، ۱۰ نیروی مددکار استخدام کرد. پس از آشنایی بیشتر با اهمیت این حوزه، او توسعه واحد مددکاری را به طور جدی دنبال کرد. در این راستا فضای کاری مددکاران گسترش یافت، تجهیزات لازم از جمله رایانه برای آنها تهیه شد و امکانات اداری مانند صندلی و تجهیزات مناسب در اختیارشان قرار گرفت. وی حتی شخصاً در این بخش حضور پیدا میکرد و از نزدیک روند کار مددکاران را پیگیری میکرد.
|
81 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
۱۴ سال مدیریت در نظام سلامت؛ از تربیت نیروهای متخصص تا حمایت از بیماران پزشک پیشکسوت دانشگاه، در ادامه فعالیت های حرفه ای با اشاره به دوران مدیریت خود میگوید: در مجموع حدود ۱۴ سال مسئولیت ریاست دانشگاه را بر عهده داشته و در این مدت با شبکه گستردهای از مدیران و مسئولان حوزه سلامت همکاری کرده، علاوه بر این فعالیتهای متعددی برای توسعه آموزش و خدمات پزشکی انجام داده است. به گفته او، در این دوره حدود ۳۰۰ مدیر در بخشهای مختلف از جمله معاونان دانشگاه، رؤسای بیمارستانها، رؤسای شبکههای بهداشت و مدیران شهرستانها زیر نظر او فعالیت میکردند. او تأکید میکند که در طول این سالها تلاش کرده زمینه رشد و پیشرفت نیروهای توانمند را فراهم کند. به گفته وی، افرادی که توانایی و استعداد بیشتری داشتند برای ادامه تحصیل به خارج از کشور بورسیه میشدند یا برای ورود به دورههای تخصصی پزشکی هدایت میشدند تا ظرفیتهای آنها در نظام سلامت کشور حفظ و تقویت شود. این پزشک باسابقه، به فعالیتهای اجتماعی و خیریه خود پس از دوران مسئولیتهای اجرایی اشاره میکند و میگوید با هدف حمایت از بیماران و کمک به مراکز درمانی، مؤسسهای خیریه با نام مؤسسه نیکوکاری میزبانان خورشید تأسیس کرده است. این مؤسسه از سال ۱۳۹۳ فعالیت خود را آغاز کرده و تا سال ۱۳۹۸ نیز ادامه یافته است. به گفته او، این مجموعه با اجاره یک دفتر فعالیت خود را آغاز کرد و در زمینه کمک به بیماران و حمایت از بیمارستانها اقدامات مختلفی انجام داد. نقش پزشکان ایرانی در توسعه خدمات تخصصی افغانستان؛ روایت دکتر بهرامی از تجربه هرات وی درباره فعالیتهای بینالمللی خود گفت: در سال ۱۳۹۳ بهعنوان نمایندهای به افغانستان سفر کرده و ابتدا به کابل رفته است تا شرایط حوزه سلامت در این کشور را از نزدیک بررسی کند. او تأکید میکند که در طول سالهای فعالیت خود، خاطرات و تجربههای متعددی در حوزه مدیریت، آموزش و خدمترسانی به بیماران داشته است. این پزشک پیشکسوت دانشگاه، ضمن بیان فعالیتهای بینالمللی خود به تجربه حضور در افغانستان اشاره کرد و افزود: در زمان حضورش در کابل، به دلیل شرایط امنیتی، اطراف بسیاری از ساختمانهای دولتی دیوارهای بتنی بلند، حدود سه متر، ساخته شده بود تا از حملات احتمالی طالبان جلوگیری شود. دکتر بهرامی، پس از بازدید از کابل، شهر هرات را به عنوان محل اصلی فعالیتهای علمی و پزشکی خود انتخاب کرد. به گفته او، نخستین گروه از پزشکان افغان که در حوزه پیوند آموزش دیده بودند، در سال ۱۳۹۴ از هرات به ایران آمدند. در آغاز کار پیوند کلیه در هرات، حدود ۹۰ درصد از روند درمان و جراحی توسط پزشکان ایرانی انجام میشد و حدود ۱۰ درصد از کارها بر عهده پزشکان افغان بود. اما پس از گذشت چهار تا پنج سال، پزشکان محلی توانستند بخش عمده این فعالیتها را خود انجام دهند و برنامه پیوند در هرات بهطور مستقل ادامه پیدا کند. او میگوید در ادامه، رشتهها و خدمات تخصصی دیگری نیز در هرات فعال شد؛ از جمله جراحی قلب، آیویاف و برخی دیگر از خدمات تخصصی پزشکی. به گفته وی، این اقدامات باعث شد هرات به یکی از مراکز مهم علمی و پزشکی افغانستان تبدیل شود. این پزشک پیشکسوت، همچنین به نقش خود در آموزش پزشکان افغان اشاره کرد و افزود: در مجموع حدود ۳۰۰ تا ۴۰۰ پزشک افغان را آموزش داده است. بسیاری از این پزشکان بهصورت رایگان برای دورههای آموزشی به مشهد آمده و در بیمارستانهایی مانند امام رضا، قائم و هاشمینژاد آموزش دیدهاند. به گفته او، این پزشکان پس از بازگشت به کشور خود نقش مهمی در توسعه خدمات درمانی ایفا کردهاند. وی همچنین از همکاریهای درمانی و تجهیزاتی میان دو کشور یاد کرد و گفت: در حال حاضر نیز بخشی از تجهیزات پزشکی مورد نیاز از طریق این ارتباطات تأمین میشود. روایت دکتر بهرامی از شکلگیری مؤسسه نیکوکاری میزبانان خورشید دکتر بهرامی، در بخش دیگری از این گفتوگو، درباره نام مؤسسه نیکوکاری میزبانان خورشید اظهار داشت: این نام را شخصاً انتخاب کرده و پیش از تأسیس این مؤسسه نیز در فعالیتهای خیریه مشارکت داشته است. به گفته او، پیشتر همراه با آقای عباسی از اعضای بنیانگذار مؤسسه حمایتپذیر طوس بوده و همین تجربهها زمینه شکلگیری و انتخاب نام مؤسسه جدید را فراهم کرده است. این پزشک باسابقه در ادامه بیان فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی خود، به شکلگیری برخی برنامههای مذهبی و خیریه در میان جامعه پزشکی اشاره کرد. به گفته او، در مقطعی با حضور شخصیتهایی مانند آیتالله دهشت و آقای بصیریپور، جلسات مذهبی و فرهنگی برگزار میشد. پس از آن، این جلسات در طبقه بالای مسجد نقوی و با حضور خانوادهها ادامه یافت. او میگوید در یکی از این جلسات، بحث رعایت حجاب در میان برخی حاضران مطرح شد و همین موضوع باعث شد ایده تشکیل برنامهها و فضاهای فرهنگی ویژه بانوان شکل بگیرد. در ادامه، بخشی برای بانوان در بیمارستان امام رضا ایجاد شد و در سالن هاشمینژاد نیز با اختصاص اتاقی به کتابخانه، جلسات هفتگی برگزار میشد. وی افزود: پس از شکلگیری این فعالیتها، گروه پزشکان حامی نیز ایجاد شد. به گفته او، بعدها این ایده مطرح شد که فعالیتهای بانوان و آقایان در قالب یک مجموعه منسجمتر ساماندهی شود. همین موضوع زمینهساز شکلگیری و انتخاب نام مؤسسه نیکوکاری میزبانان خورشید شد. این مؤسسه در سالهای ۱۳۹۳ و ۱۳۹۴ به ثبت رسید و پس از پایان دوره فعالیت، مجدداً تمدید و ثبت شد. او همچنین درباره برخی مسئولیتهای مشورتی خود گفت: در دورههایی بهعنوان مشاور استاندار، مشاور شهردار و مشاور شورای شهر فعالیت داشته است. این پزشک پیشکسوت دانشگاه، درباره تجربههای مدیریتیاش در حوزه آموزش پزشکی می گوید: در زمانی که در تهران معاون وزیر بوده، در حوزه توسعه برخی شاخههای طب مکمل نیز فعالیتهایی انجام شده است. از جمله راهاندازی دورههایی در زمینه طب چینی، هومیوپاتی، استئوپاتی و ناتروپاتی. به گفته او، در آن زمان حدود ۲۰ نفر برای گذراندن دورههای طب چینی به چین اعزام شدند. وی به برخی برنامهها و همکاران فعال در این حوزه اشاره کرد و افزود: در حال حاضر نیز برنامههایی در این زمینه ادامه دارد و افرادی مانند دکتر عزیزی و شاپور بدیعی در این فعالیتها حضور دارند.
|
82 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
پزشک باسابقه دانشگاه، در ادامه بیان فعالیتهای علمی و آموزشی خود، به برنامههای بورسیه و آموزش نیروهای متخصص اشاره کرد. به گفته دکتر بهرامی، در یکی از دورهها ۹ نفر بهصورت بورسیه برای گذراندن دورههای تخصصی اعزام شدند و ۹ نفر دیگر نیز با هزینه شخصی در این برنامهها شرکت کردند. پس از بازگشت این افراد به کشور، برخی از آنان در شهرهای مختلف از جمله تهران مشغول فعالیت شدند و تعدادی نیز همچنان در مراکز درمانی به ارائه خدمات پزشکی ادامه میدهند. وی همچنین به ظرفیتهای درمانی موجود در حوزههای پیشرفته پزشکی اشاره میکند و میگوید در سالهای اخیر در برخی مراکز درمانی، زمینه فعالیت در حوزههایی مانند پیوند اعضا، ژندرمانی و سلولدرمانی فراهم شده و این مراکز از ظرفیتهای علمی قابل توجهی برخوردارند. به گفته او، برخی از متخصصان نیز برای ادامه فعالیتهای علمی و پژوهشی در این حوزهها قصد همکاری یا حضور در مراکز بینالمللی از جمله در آلمان را دارند. دکتر بهرامی، در ادامه با اشاره به تجربههای خود در دوران تحصیل و رقابتهای علمی خود گفت: در زمان انتخاب رشته و آزمونهای تخصصی، با اختلاف قابل توجهی نسبت به دانشگاههای مطرحی مانند تهران و شهید بهشتی رتبه نخست را کسب کرده و به همین دلیل مورد تقدیر قرار گرفته است. پزشک پیشکسوت گروه داخلی، همچنین از نقش خود در توسعه برخی رشتههای پزشکی در کشور یاد میکند. به گفته وی، برنامهریزی اولیه برای شکلگیری رشته طب اورژانس نیز از جمله اقداماتی بوده که در آن نقش داشته است. او توضیح میدهد که ایده ایجاد این رشته پس از گفتوگو با یکی از پزشکان ایرانی شاغل در آمریکا مطرح شد؛ پزشکی که توضیح داده بود در بسیاری از کشورها طب اورژانس بهعنوان یک رشته تخصصی مستقل شناخته میشود و پزشکان این حوزه شرایط کاری و آموزشی مشخصی دارند. به گفته او، این تجربهها و تبادل نظرها باعث شد برنامهریزی برای شکلگیری رشته طب اورژانس در کشور انجام شود و مسیر توسعه آن در نظام آموزش پزشکی فراهم گردد. در سال ۱۳۷۵، گروهی از پزشکان برجسته مشهد شامل دکتر بلالی، دکتر نقیبی، دکتر رادپور، دکتر کاخی و دکتر امیریان برای بررسی امکان ایجاد رشته طب اورژانس در دانشگاههای علوم پزشکی گرد هم آمدند. برنامهای جامع برای راهاندازی این رشته تدوین و در جلسه رؤسای دانشگاههای علوم پزشکی کشور در تهران ارائه شد، اما در مرحله نخست رأیگیری، پیشنهاد با مخالفت مواجه شد. این موضوع واکنش دکتر مرندی، وزیر وقت بهداشت و فوق تخصص نوزادان، را برانگیخت؛ او با اشاره به اثرات مثبت ایجاد بخش اورژانس بر کاهش مرگومیر نوزادان در آمریکا، از اعضا خواست رأیگیری مجدد انجام شود تا این طرح تصویب شود. وی همچنین به کمکهای مردمی در بهبود زیرساختهای بیمارستان امام رضا اشاره میکند و از حمایت آقای عدالتیان، خادم حرم، خبر میدهد که در سال ۱۳۸۵ مبلغ ۸۰۰ میلیون تومان به بیمارستان اهدا کرد. این کمکها موجب شد بخشهای قدیمی بیمارستان بازسازی شوند و زمین مناسبی برای احداث مرکز اورژانس اختصاص یابد. از نظر او، مرکز اورژانس اهمیت بیشتری نسبت به سایر بخشها دارد و برای همین پروژهای با زیربنای تقریباً ۱۰ هزار مترمربع طراحی شد، در حالی که سایر بخشها ۲ تا ۳ هزار مترمربع بودند. این پزشک پیشکسوت دانشگاه تأکید میکند، که در طراحی بسیاری از بخشهای بیمارستانی خود شخصاً مشارکت داشته و نقش مهمی در کشیدن نقشهها و طراحی فضاها ایفا کرده است. نمونه آن طراحی ساختمان پشت قریشی و بخش اورولوژی است که با نظارت و راهنمایی او اجرا شدهاند. نگاهی به طراحی و توسعه اورژانس بیمارستان امام رضا مشهد؛ از استانداردهای جهانی تا مدیریت بحران برای طراحی مرکز اورژانس، طرحهایی از استرالیا، آلمان و آمریکا بررسی و در نهایت نقشههای آمریکایی به عنوان الگو انتخاب و به مهندس سهرابیان واگذار شد. دکتر بهرامی، جزئیات طرح را نیز شخصاً مورد بازبینی قرار داد؛ به عنوان نمونه عرض راهروها را حداقل ۷ متر در نظر گرفت تا امکان استقرار تختهای بیشتر فراهم شود و در شرایط بحران بتوان بهصورت بهینه از فضا استفاده کرد. همچنین بخشهایی ویژه برای حضور مسئولان در شرایط اضطراری طراحی شد که شامل اتاقهای حفاظتی و مجهز به سیستمهای ارتباطی مانند پاس صوتی است تا در مواقع حملات احتمالی، امنیت و ارتباط آنان تضمین شود. این مرکز اورژانس بعدها به یکی از پیشرفتهترین مراکز درمانی منطقه تبدیل شد که هم خدمات تخصصی ارائه میدهد و هم امکانات ویژه برای مدیریت بحران و حوادث را داراست.
|
83 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
در سال ۱۳۹۲ و در دوران وزارت دکتر حسن هاشمی، روند توسعه زیرساختهای بیمارستان امام رضا مشهد شتاب گرفته است. مسئولان بیمارستان اعلام کردند که باوجود تلاشهای فراوان، هنوز هم زیباترین بخش اورژانس کشور در این بیمارستان شکل نگرفته، اما تمرکز بر فعالیتهای دیگر برای بهبود خدمات و امکانات بیشتر شده است. یکی از مهمترین اقدامها، راهاندازی امکانات رفاهی مانند پمپ بنزین و پمپ گاز در محوطه بیمارستان برای تسهیل حضور بیماران و کارکنان است. همچنین قصابخانهای برای پردازش ضایعات بیمارستانی احداث شده است. پیش از این، این ضایعات باید تا حدود ۲۵ تا ۳۰ کیلومتر آن طرفتر، نزدیک حرم امام رضا، منتقل و دفن میشدند که مشکلات زیادی ایجاد میکرد. برای حل مشکلات زیرساختی، تیمی از مسئولان بیمارستان با همکاری شهرداری و کسب اجازه از امام جمعه مشهد، اقدام به اصلاح شبکههای فاضلاب و چاههای عمیق کردند. رفتوآمدهای متعدد به دفتر امام جمعه و هماهنگیهای مدیریتی بین مسئولان شهری و وزارت بهداشت، روند اجرای طرحها را تسریع کرده است. از سوی دیگر، در جلسات تخصصی برای برقراری ارتباط بین بیمارستان و شبکه قطار شهری بحث شد و از طرف مدیران، طرح احداث پارکینگهای مدرن و زیرگذرهای مناسب به شهرداری پیشنهاد گردید. با حمایت مهندسان باتجربه، از جمله کارشناسانی که از آمریکا دعوت شدهاند، پروژه پارکینگ زیرزمینی با استانداردهای بالا در دست اجراست. با وجود برخی مخالفتها از سوی استاندار و نمایندگان محلی منطقه، پیگیریهای مستمر مسئولان توانست مجوزهای لازم را برای اختصاص زمین و ادامه پروژه کسب کند. هدف نهایی فراهم کردن پارکینگی امن و آسان برای خدمترسانی بهتر به مراجعان، بیماران و کادر درمان است. ادامه فعالیت های حرفه ای پیشکسوت گروه داخلی دانشگاه علوم پزشکی مشهد دکتر بهرامی، همچنین به ادامه مسیر حرفهای خود در حوزه پزشکی اشاره میکند و میگوید در روند توسعه و رشد رشته داخلی و فعالیتهای دانشگاهی نقش داشته است. او همچنین به ارتباطات گسترده خود با مراکز درمانی کشور اشاره میکند و میگوید: به دلیل مسئولیتهای پیشین از جمله دو دوره معاونت وزیر، بسیاری از دانشگاههای علوم پزشکی و مراکز درمانی او را میشناختند. به همین دلیل هر زمان بیماری با مشکل خاص یا نیاز به درمانهای پیشرفته مراجعه میکرد، او از طریق تماس با مراکز تخصصی در شهرهایی مانند تهران و شیراز پیگیریهای لازم را انجام میداد. در مواردی بیماران برای درمانهای تخصصی مانند پیوند کبد به مرکز درمانی دکتر ملکحسینی در شیراز معرفی میشدند. همچنین برای برخی خدمات تخصصی دیگر مانند پیوند مغز استخوان به بیمارستان شریعتی تهران ارجاع داده میشدند. دکتر بهرامی در ادامه مطلب اظهار داشت: برای حمایت از بیماران خاص، از جمله کودکان مبتلا به سرطان یا بیماران تالاسمی، با نهادهایی مانند کمیته امداد و استانداری نیز در ارتباط بود و تلاش میکرد از طریق این نهادها حمایتهای لازم برای درمان بیماران فراهم شود. این پزشک پیشکسوت دانشگاه، در بیان دیدگاههای خود درباره نقش پزشکان در جامعه تأکید میکند: که پزشکان باید همواره پشتیبان کشور و مردم باشند و از ورود به اختلافات و جهتگیریهای سیاسی پرهیز کنند. به اعتقاد او، همانگونه که روحانیون و نظامیان وظایف مشخصی در حمایت از جامعه دارند، پزشکان نیز باید با حفظ شأن حرفهای خود، تمرکز اصلی را بر خدمت به مردم بگذارند. او معتقد است روپوش سفید پزشکی نمادی از اعتماد و مسئولیت الهی است و پزشک باید بدون توجه به گرایشهای فردی یا سیاسی بیماران، به همه آنها خدمت کند. توسعه بیمارستان امام رضا (ع) و نقش او در راهاندازی دانشکدههای پزشکی کشور دکتر عبدالله بهرامی به روند توسعه بخشهای مختلف بیمارستان امام رضا (ع) مشهد و همچنین نقش خود در گسترش آموزش پزشکی در کشور اشاره میکند. بازسازی و توسعه بخشهای بیمارستان امام رضا (ع) به گفته دکتر بهرامی، بخشی که امروزه به عنوان گوارش و هماتولوژی شناخته میشود، در گذشته تنها یک ساختمان یکطبقه بوده است. او به یاد میآورد که در مجاورت آن، بخشی قدیمی مربوط به چشم پزشکی قرار داشت که بعدها تخریب شد تا فضای جدیدی برای توسعه ایجاد شود. عملیات تخریب ساختمان قدیمی در آذرماه آغاز شد و پروژه بازسازی با سرعت قابل توجهی پیش رفت؛ بهگونهای که تا فروردینماه ساختمان جدید آماده بهرهبرداری شد. دکتر بهرامی میگوید این پروژه تنها طی دو تا سه ماه به پایان رسید؛ موضوعی که با توجه به زمانبر بودن پروژه های عمرانی در سالهای اخیر، قابل توجه است. به گفته وی، در سالهای بعد، با پیگیری مرحوم دکتر طبسی و در دوران ریاست مرحوم دکتر اعتمادی بر دانشگاه، یک طبقه دیگر به این ساختمان افزوده شد و مجموعه به ساختمانی دوطبقه تبدیل گردید. به گفته دکتر بهرامی، روند توسعه بیمارستان در سالهای پیش از انقلاب با سرعت بیشتری انجام میشد و پروژههای عمرانی در مدتزمان کوتاهتری به نتیجه میرسید. پیگیری ساخت بیمارستان ۶۱۰ تختخوابی دکتر بهرامی همچنین به پیگیریهای خود برای احداث یک بیمارستان وابسته به وزارتخانه اشاره میکند. او میگوید در آن زمان با سازمان برنامه و بودجه ارتباط نزدیکی برقرار کرد و با مرحوم آقای روغنی زنجانی، که در آن مقطع معاون سازمان بود، رایزنیهایی انجام داد. در پی این مکاتبات، درخواست ساخت یک بیمارستان وابسته به وزارتخانه در محل فعلی بیمارستان ۶۱۰ تختخوابی (در محدوده خیابان کریمخان) مطرح شد. با موافقت مسئولان، زمین و مجوزهای لازم تخصیص یافت و پروژه آغاز شد. به گفته دکتر بهرامی، مرحوم دکتر فرهودی نیز در پیگیریهای اجرایی این طرح نقش فعالی داشت. در طراحی این مجموعه، بخشی که پیشتر به عنوان داخلی فعالیت میکرد، به کاربریهای جدید اختصاص یافت و حتی یک بخش سوختگی نیز در نظر گرفته شد. دکتر بهرامی با اشاره به پیشینه علاقهمندی خود به مسائل فنی و مهندسی، میگوید در طراحی نقشههای بیمارستان نیز مشارکت مستقیم داشته است. او در تعیین جانمایی بخشها، نحوه طراحی اتاقها، پیشبینی فضاهای درمانی و حتی ایجاد بخش فیزیوتراپی نقش داشته و تلاش شده بود تمامی نیازهای آینده مجموعه در طراحی اولیه لحاظ شود. با این حال، برخلاف برخی پروژههای پیشین که در مدت کوتاهی به بهرهبرداری میرسید، تکمیل این بیمارستان حدود ۱۰ سال به طول انجامید تا در نهایت به بهرهبرداری برسد. گزارش دکتر عبدالله بهرامی از ساخت بیمارستان ۶۱۰ تختخوابی و نگاهی به تاریخ پزشکی در مشهد آغاز ساخت بیمارستان ۶۱۰ تختخوابی به گفته دکتر بهرامی، عملیات احداث بیمارستان ۶۱۰ تختخوابی در سال ۱۳۶۸ با کلنگزنی رسمی آغاز شد. پس از طی مراحل اداری و برگزاری مناقصه، ساخت این مجموعه درمانی آغاز گردید. روند اجرای پروژه حدود یک دهه به طول انجامید و در نهایت در سال ۱۳۷۸ به پایان رسید. این بیمارستان در همان سال و در دوران ریاستجمهوری سیدمحمد خاتمی افتتاح شد و به عنوان یکی از مراکز مهم درمانی و آموزشی کشور آغاز به کار کرد. دکتر بهرامی توضیح میدهد که طراحی این مجموعه با در نظر گرفتن نیازهای مختلف درمانی انجام شد و بخشهای گوناگونی برای خدمات تخصصی و آموزشی در آن پیشبینی شده بود. پیشینه بیمارستانهای قدیمی مشهد دکتر بهرامی همچنین به پیشینه برخی از بیمارستانهای قدیمی مشهد اشاره میکند. به گفته او، پیش از شکلگیری بسیاری از مراکز درمانی جدید، بیمارستانی به نام منتصریه در مشهد وجود داشت که حتی از بیمارستان شاهرضا ـ که بعدها به نام بیمارستان امام رضا (ع) شناخته شد قدیمیتر بود. استادان و پیشگامان پزشکی در مشهد دکتر بهرامی در ادامه به استادان و پزشکان برجستهای اشاره میکند، که در سالهای گذشته در حوزههای مختلف پزشکی در مشهد فعالیت داشتند. از جمله این افراد میتوان به دکتر خزایی در رشته غدد، دکتر واحدی در حوزه فوقتخصصی بیماریهای ریه و دکتر احمدی در زمینه بیماریهای خون و سرطان اشاره کرد. همچنین برخی از استادان دیگر، از جمله دکتر هاتف و دکتر احمدی، از چهرههای فعال در حوزههای فوقتخصصی پزشکی بودند که در توسعه خدمات تشخیصی و درمانی نقش داشتند. در آن زمان، فعالیتهایی مانند آندوسکوپی و سایر روشهای تخصصی تشخیصی نیز به تدریج در مراکز درمانی مشهد گسترش یافت. در سال ۱۳۶۸ عملیات احداث این مجموعه آغاز شد و پروژه پس از طی مراحل مناقصه و ساخت، در سال ۱۳۷۸ به پایان رسید. این مرکز در دوره ریاستجمهوری آقای سیدمحمد خاتمی افتتاح شد. دکتر بهرامی، افزود: به گفته مسئولان و دستاندرکاران، در علم پزشکی همواره تأکید شده است که نخستین گام در درمان، معاینه بیمار توسط پزشک است. در سنت پزشکی نیز همین اصل وجود داشته است؛ بهگونهای که ابتدا پزشک بیمار را معاینه میکند و در صورت لزوم، انجام جراحی را تجویز میکند. حتی در دوره ابنسینا نیز جراحی وجود داشته، اما دامنه آن محدود بوده و بیشتر تلاش پزشکان بر درمان و معالجه بیماران متمرکز بوده است. گروه داخلی این مجموعه نیز پیشینهای قابل توجه دارد. پیش از شکلگیری ساختار فعلی، بیمارستانی به نام منتصریه فعالیت داشته، که قدمت آن حتی از بیمارستان شاهرضا در آن زمان بیشتر بوده است. بر اساس برخی روایتها، مرحوم نخودکی نیز در همان بیمارستان درگذشته است. در گذشته نام شاهرضا برای این مرکز به کار میرفت که به معنای امام رضا(ع) بوده است؛ مشابه نامهایی مانند شاهعبدالعظیم یا شاهزاده علیاکبر و شاهزاده علیاصغر. پس از پیروزی انقلاب اسلامی و با تغییر برخی نامها، این عنوان نیز دستخوش تغییر شد. وی اضافه کرد: در سالهای بعد، بخشهای تخصصی و فوقتخصصی مختلفی در این مجموعه فعال بودهاند؛ از جمله خدمات آندوسکوپی و فعالیت پزشکان متخصص و فوقتخصص. از جمله پزشکان شاخص آن دوره میتوان به دکتر هاتف و دکتر احمدی اشاره کرد. همچنین دکتر خزایی بهعنوان متخصص غدد، دکتر واحدی بهعنوان فوقتخصص ریه و دکتر احمدی بهعنوان متخصص خون و سرطان در این مجموعه فعالیت داشتهاند. به گفته دکتر بهرامی، تجربهها و فعالیتهای این مرکز میتواند حاوی پیامها و درسهای ارزشمندی برای نسلهای آینده حوزه پزشکی باشد. توصیههای دکتر بهرامی به نسل جوان پزشکان؛ پزشکی نعمتی الهی و رسالتی برای خدمت به مردم است پزشک پیشکسوت دانشگاه علوم پزشکی مشهد در پایان گفت: همکاران، دانشجویان و رزیدنتهای محترم و گرامی؛ انتخاب حرفه پزشکی را به شما تبریک میگویم. پزشکی حرفهای مقدس و ارزشمند است و روپوش سپید پزشکی در حقیقت نعمتی است که خداوند بر تن ما میکند. بر اساس آیه قرآن «نَبلوکُم بِالشَّرِّ وَالخَیرِ فِتنَةً وَإِلَینا تُرجَعون»، انسانها با خیر و شر آزموده میشوند. بیماری یکی از همین آزمونهاست و در کنار آن، پزشک شدن ما نیز نعمتی از جانب خداوند است؛ نعمتی که نشان میدهد او ما را برای خدمت به بندگانش برگزیده است. وی ادامه داد: بر همین اساس باید همواره به یاد داشته باشیم که همه داشتهها و جایگاه خود را مدیون مردم هستیم. ادامه مسیر تحصیل، پزشک شدن و رسیدن به تخصص، بدون حضور بیماران امکانپذیر نیست. هرچند فعالیتهای مختلفی در حوزه پزشکی از جمله خدمات زیبایی نیز وجود دارد، اما بخش اصلی رسالت ما رسیدگی به بیمارانی است که با امید و اعتماد به ما مراجعه میکنند. او با اشاره به اهمیت توجه به حال بیماران افزود: همانطور که بزرگان گفتهاند، بیمارستان محیطی غریب برای بیمار است. بیمار از خانه و آرامش خود دور شده و شبها را در جایی ناآشنا سپری میکند، در حالی که خانوادهاش با نگرانی در انتظار بهبود او هستند. بنابراین وظیفه ماست که با نهایت احترام، دلسوزی و مسئولیتپذیری با بیماران رفتار کنیم تا خداوند نیز ما را مورد لطف و رحمت خود قرار دهد. دکتر بهرامی، همچنین تأکید کرد: جامعه پزشکی ایران از توانمندی و جایگاه علمی بالایی برخوردار است و پزشکان ایرانی در بسیاری از کشورهای جهان درخشیدهاند. در کشورهایی مانند آلمان نیز پزشکان ایرانی از اعتبار و محبوبیت زیادی برخوردارند و بسیاری از مردم ترجیح میدهند برای درمان به آنان مراجعه کنند. این موضوع نشاندهنده لطف الهی و ظرفیت بزرگی است که خداوند در اختیار جامعه پزشکی ما قرار داده است. او در پایان خاطرنشان کرد: همانگونه که بزرگان دین و عالمان وارسته شبها درهای خانه خود را برای کمک به نیازمندان باز میگذاشتند، پزشکان نیز همواره در مسیر خدمت به مردم آمادهاند و وظیفه خود میدانند که در هر زمان در کنار بیماران و نیازمندان حضور داشته باشند. این روحیه خدمترسانی سرمایه اصلی حرفه پزشکی و مایه افتخار این جامعه است.
|
84 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
وب دا، لطفاً در ابتدا خود را برای مخاطبان این گفتگو معرفی بفرمایید ( نام و نام خانوادگی ، در چه سالی و در کجا متولد شدید ) و شرح مختصری از سوابق تحصیلی دوران مدرسه و دانشگاه بفرمایید که در کجا و چه سالهایی طی شد؟ قبل از ورود به دانشگاه، در مرکز هاشمینژاد (مرکز شماره ۱) فعالیت داشتم؛ آن زمان در واقع فقط دو مرکز وجود داشت: مرکز فردوسی و این مرکز. ورودی سال ۱۳۸۸ رشته پزشکی عمومی در دانشگاه علوم پزشکی بیرجند بودم. پس از آن دوره تخصص داخلی را در مشهد گذراندم و سپس برای فوقتخصص گوارش نیز دوباره در مشهد ادامه تحصیل دادم. بعد از پایان دورهها، بهصورت پیوسته مشغول فعالیت بودم و دوره طرح جداگانهای نداشتم. تاریخ تولدم ۱۱/۴/۱۳۷ است. در دوران دبیرستان و پس از ورود به دانشگاه، در فعالیتهای ورزشی و فرهنگی هم حضور داشتم. در رشته پینگپنگ مقام دوم انفرادی را کسب کردم. در وزنهبرداری مدال نقره داشتم، در دوومیدانی نیز مدال گرفتم و در فوتسال به مدال طلای مسابقات شهرستان رسیدیم. همچنین در برنامههای فرهنگی مانند قرائت قرآن و اذان هم شرکت میکردم که معمولاً مقام اول یا دوم شهرستان را به دست میآوردم. بیشتر این مسابقات در سطح شهرستانهای مشهد و تربت حیدریه برگزار میشد. دبیرستان را در تربت حیدریه گذراندم، هرچند اصالتاً مشهدی هستم و به دلیل محل کار پدرم مدتی در تربت حیدریه زندگی میکردیم. از زمان ورود به دانشگاه، فعالیتهای علمی و پژوهشی را بهطور پیوسته دنبال کردم. در این مسیر موفق به کسب رتبه دوم برد و همچنین رتبه چهارم بورد شدم که مربوط به سال ۱۴۰۴ است. علاوه بر فعالیتهای آموزشی، در حوزه پژوهش نیز چند کار علمی انجام دادهام. از جمله یک مقاله در زمینه اختلالات خواب که دارای شناسه علمی است و منتشر شده است. همچنین در تألیف یک کتاب در حوزه دیالیز بهصورت همکاری مشارکت داشتهام و در برخی کارهای ترجمه علمی نیز فعالیت کردهام. در کنار این موارد، ایدهها و طرحهایی نیز در حوزه اختلالات خواب مطرح شده که در قالب فعالیتهای پژوهشی و نوآورانه پیگیری شدهاند. این فعالیتها در کنار مسیر تحصیلی و آموزشی، بخشی از تجربه علمی من در دوران دانشگاه و پس از آن را تشکیل میدهد. وب دا، با توجه به فعالیت دانشگاه در سه حوزه آموزش، درمان و پژوهش حفظ ارتباط این سه حوزه از نگاه شما تا چه حد اهمیت دارد و اساسا آیا میتوان این سه حوزه را اولویت بندی کرد ؟ با توجه به اینکه دانشگاه در سه حوزه اصلی آموزش، پژوهش و درمان فعالیت دارد، به نظر من در شرایط فعلی آموزش از اهمیت بیشتری برخوردار است. با توجه به شرایط جامعه و تا حدی کاهش انگیزهها، تقویت حوزه آموزش میتواند نقش بسیار مهمی در ارتقای کیفیت علمی و حرفهای ایفا کند. البته این به آن معنا نیست که پژوهش و درمان اهمیت کمتری دارند؛ هر سه حوزه در کنار هم و بهصورت مکمل عمل میکنند و در واقع هیچکدام بر دیگری برتری مطلق ندارد. وظیفه درمان همواره بر عهده ما بوده و خواهد بود و پژوهش نیز برای پیشرفت علمی و بهروز نگه داشتن دانش پزشکی ضروری است. وب دا، با توجه به تجربهای که در فضای شغلی خود در دانشگاه داشتهاید تصور میکنید چه اقدامات و برنامههایی میتواند به هرچه بهتر شدن این فضا کمک کند؟ برای اینکه دانشگاه در این حوزهها عملکرد بهتری داشته باشد، به نظر من چند نکته مهم است. نخست اینکه از ظرفیت نیروهای جوانتر بیشتر استفاده شود، زیرا این افراد معمولاً انگیزه و انرژی بیشتری برای فعالیتهای آموزشی و پژوهشی دارند. نکته دوم، دقت بیشتر در فرآیند گزینش و جذب اعضای هیئت علمی است. در این زمینه باید شایستهسالاری بهطور جدی مورد توجه قرار گیرد و افراد بر اساس توانمندیها، مهارتها و صلاحیتهای علمی و آموزشی انتخاب شوند. اگر در مرحله ورود به سیستم انتخابهای دقیق و مناسبی انجام شود، در ادامه مسیر میتواند تأثیر بسیار مثبتی بر کیفیت عملکرد دانشگاه داشته باشد. وب دا، با توجه به نقش مهم و اثرگذار اساتید در فضاهای مختلف آموزشی و پژوهشی و درمانی دانشگاه ، از نگاه شما یک استاد موفق در این حوزهها چه شاخصههایی دارد؟ به نظر من یک استاد موفق قبل از هر چیز باید متعهد باشد. تعهد به کار، به دانشجویان و به بیماران از مهمترین ویژگیهای یک استاد خوب است. در رشته پزشکی، بهروز بودن نیز اهمیت زیادی دارد؛ بنابراین استاد باید بهطور مستمر مطالعه داشته باشد و دانش خود را با آخرین یافتههای علمی بهروز نگه دارد. همچنین لازم است برای آموزش وقت کافی بگذارد و در تعامل با دانشجویان و بیماران برخوردی دلسوزانه و مسئولانه داشته باشد. به نظر من همین روحیه تعهد، همراه با مطالعه مداوم و برخورد انسانی و دلسوزانه، میتواند مسیر آموزش و درمان را بهدرستی پیش ببرد و ویژگیهای اصلی یک استاد موفق را شکل دهد. مؤثرترین شکل ممکن دانش و مهارت خود و آنچه را که دانشجو نیاز دارد، به او منتقل کند. وب دا، در مسیر تحصیل و فعالیتهای کاری آیا چالش ها و موانعی را هم تجربه کردید؟ در صورت پاسخ مثبت بفرمایید چطور با این چالش ها و موانع مقابله کرده اید؟ در مسیر پیشرفت شغلی، خوشبختانه به دلیل حمایتهایی که از طرف خانواده، بهویژه پدر و مادرم داشتم، با چالشهای بسیار سختی مواجه نشدم. این حمایتها باعث شد شرایط برای طی کردن این مسیر تا حد زیادی فراهم باشد. البته سختیهای خاص رشته پزشکی، مانند طولانی بودن دوره تحصیل و نیاز به مطالعه مداوم، همیشه وجود دارد. در واقع از زمان ورود به دانشگاه تا رسیدن به این مقطع، حدود ۱۷ سال زمان صرف تحصیل و آموزش میشود که خود بهتنهایی مسیر طولانی و پرزحمتی است. چالش اصلی بیشتر مربوط به همین فرآیند طولانی درس خواندن و حفظ استمرار در مسیر علمی است. به نظر من مهمترین عامل عبور از این مسیر، ممارست و پشتکار است؛ یعنی ادامه دادن کار بهصورت پیوسته و آرام، بدون وقفه. در واقع با استمرار در تلاش و مطالعه میتوان این مسیر را طی کرد. من متولد مشهد هستم. پدرم پزشک و فوقتخصص کلیه و فشار خون هستند و مادرم خانهدار است. ما سه برادر هستیم و من فرزند بزرگ خانوادهام. یکی از برادرانم مهندس پزشکی است و برادر دیگرم در رشته روانشناسی تحصیل کرده است. وبدا، اوقات فراغت را معمولاً به چه فعالیت هایی مشغول هستید؟ در اوقات فراغت، معمولاً به فعالیتهایی مانند نواختن پیانو و ورزش، بهویژه تنیس، میپردازم. همچنین در دوران دانشجویی نیز در برخی برنامهها و فعالیتها شرکت داشتم.
|
85 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
پای خود را مماس با کف زمین قرار دهید و چشمان خود را بسته و بازوان و پاهای خود را شل و رها کنید.ممکن است هنگام انجام این عمل ذهن شما منحرف شود واین احساس ناگزیر در شما به وجود آید که چشمان خود را باز کنید. ولی انجام این تمرین با چشان بسته تأثیربیشتری دارد. اگر تصمیم گرفتید که چشمان خود را باز کنید، یک شی را در اتاق انتخاب کرده و به آن خیره شوید .بازوان و پاهای خود را کاملا شل کنید. یک نفس عمیق از راه بینی بکشید. سپس آن را به آرامی از دهان خارج سازید .به هنگام دم ماهیچه های شکم صاف به نظر آید. به آرامی دم و بازدم را انجام دهید.دم... بازدم،دم... بازدم ( به مدت یک دقیقه این کار را تکرار کنید). به دم و بازدم عمیق ادامه دهید و با مشت کردن دست ها،عضلات بازوان و دست خود را منقبض کنید.با شمارش من مشت ها را تا پنج شماره گره کرده نگاه:1-2-3-4-5- به دم و بازدم ادامه دهید و عضلات شانه خود را شل نگاه دارید. حال یک نفس عمیق بکشید و عضلات شکم و سرین را منقبض کنید.تا شماره پنج نگاه دارید:1-2-3-4-5 نفس را بیرون دهید و عضلات شکم و سینه را شل کنید. پاهای خود را منقبض کنید: ابتدا ران ها سپس ماهیچه های ساق پا و در آخر با حلقه کردن انگشتان پا به داخل تمام پا را منقبض کنید. تا شماره پنج :1-2-3-4-5 به دم و بازدم ادامه دهید و پاهای خود را شل کنید. یک نفس عمیق از بینی بکشید .سپس از طریق دهان آن را خارج سازید. با پنج شماره چشمان خود را باز کنید:1-2-3-4-5 تمام بدن را شل کنید و در حالت آرامش کلی قرار بگیرید. منبع: مهارت های زندگی نویسندگان: علیرضا جزایری، علی سینا رحیمی |
86 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
در این تمرین باید موسیقی یا هر صدای دیگر را قطع کنید؛ با آرامش بر جای خود بنشینید و مجددا چشمان خود را ببندید. به آهستگی نفس های عمق بکشید دم از طریق بینی و بازدم از طریق دهان به آرامی به دم و بازدم ادامه دهید و یک صحنه خوشایند و ایده آل را در ذهن خود مجسم کنید. خود را در مکانی می بینید که در آن احساس امنیت و آرامش می کنید. در آنجا احساس خوشحالی و سرحال بودن می کنید. به این صحنه دقیق تر نگاه کنید و ببینید که آن محل خاص چگونه مکانی است آیا شخص دیگری نیز آنجا هست یا شما تنها هستید؟ آیا مکانی است تاریک و دورافتاده با روشن و پنجره دار که نورخورشید در آن راه دارد؟ با نگاه کردن به این صحنه خود را وضعیتی آرام می بینید آیا دراز کشیده اید یا در حالت نشستته قرار دارید؟ روی یک صندلی یا کف زمین یا یک تخت یا روی چمن هستید؟ به آرامی به دم و بازدم ادامه دهید و بر صحنه ذهن خود تمرکز کنید. اگر افکار دیگری به ذهنتان می آید، آن ها را دور کرده و تنها به صحنه زیبای ذهنتان فکرکنید. آیا صدایی دراین تصویر به گوشتان می رسد یا سکوت کامل برقرار است؟ صدایی مثل وزش آرام باد یا جریان آب یا نم نم باران؟ اگر در این تصویر سکوت برقرار است، دوست دارید چه آهنگی را در آن مکان خاص گوش دهید؟ فکر کنید آن آهنگ الان در حال نواخته شدن است و به شما ارامش می بخشد. دقت کنید که چه بویی به مشامتان می رسد؟ بویی مثل بوی گل ها،بوی چمن و یا بوی خاک نمناک. ذهن خود را کاملا به این صحنه متمرکزسازید و دم و بازدم ادامه دهید. شما اکنون در محلی هستید که مناظر، صداها و بوهای دلخواه تان اطراف شما را پر کرده اند. ببنید چقدر در آرامش و آسایش به سر می برید. ذهنتان از هرگونه استرس و فشاری خالی است.احساس قدرت و سلامتی می کنید و انرژی زیادی در خود احساس می کنید. یک دقیقه در این محیط به تنفس عمیق خود ادامه دهید.حال آماده هستید که محل خود را ترک کرده و با انرژی و نیروی تازه به موقعیت قبلیتان باز گردید. به آرامی و با پنج شماره چشمان خود را باز کنید1-2-3-4-5 منبع: مهارت های زندگی نویسندگان: علیرضا جزایری، علی سینا رحیمی
|
87 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
این روش به شما کمک می کند، تا شیوه ی تفکر خود را تغییر دهید. افراد خشمگین و عصبانی تمایل به ناسزاگفتن فحاشی کردن و با صدای بلند صحبت کردن یا داد زدن دارند. این گونه رفتارها منعکس کننده افکار درونی آن ها ست. وقتی شما عصبی می شوید افکارتان بسیار اغراق شده و کاملا نمایشی می شود. تلاش کنید تا افکار منطقی تری را جایگزین این گونه فکرها بکنید. برای مثال به جای اینکه به خودتان بگویید چقدر وحشتناک یا بدبخت شدم، به خودتان بگویید این مسأله من را ناراحت کرد؛ اما دنیا که آخر نشده است و عصبانی شدن هم که مشکلی را حل نمی کند. مراقب استفاده کردن از کلمات مثل(( هرگز)) یا ((همیشه))برای صحبت کردن در مورد خود و دیگران باشید. تو همیشه فراموش کار هستی)) من هرگز موفق نمی شوم)) (( من هرگز نمی توانم خشم خود را کنترل کنم)) اگر چنین فکر کنید به گونه ای خشم خود را توجیه کرده اید و احساس می کنید که راهی برای حل مشکل خود ندارید. ممکن است موجب سرزنش و تحقیر خود و دیگران شوید یا روابط اجتماعی خود را تخریب کنید. بهتر است به خاطر داشته باشید که عصبانیت مشکلی را حل نمی کند و احساس خوبی در شما به وجود نمی آورد بلکه شرایط بدتری را ایجاد می کند. منبع: مهارت های زندگی نویسندگان: علیرضا جزایری، علی سینا رحیمی
|
88 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
وقتی خشم برشما مستولی می شود تخلیه انرژی از طریق پرداختن به فعالیت های جسمی یا خلاق. مفید و اثربخش است.فایده ی تخلیه ی خشم این است که می توان در وضعیت ذهنی آرام،مشکل خشم برانگیز خود را حل کرد.تخلیه انرژی به عنوان یک مهارت مقابله با خشم،یک فرآیند دو مرحله ای است.مرحله اول رها ساختن تنش و برانگیختگی از سیستم است.مرحله دوم به حل مسئله مربوط است.تخلیه انرژی به عنوان یک مهارت مقابله ای غالبا خوب درک نشده است. زیرا افراد به اهمیت مرحله ی دوم آن توجه نمی کنند.تخلیه انرژی منبع ناکامی یا بدرفتاری را برطرف نمی کند بلکه فقط به انسان خویشتن داری می بخشد تا بتواند با منبع خشم مقابله کند.همیشه فرایند تخلیه ی خشم را همراه با مرحله ی دوم آن یعنی حل مسئله به کار ببرید. منظور از حل مسأله، استفاده از یک شیوه منظم وهدفمند برای رسیدن به یک هدف خاص که عمدتا حل یک مشکل است، که با تعریف مشکل و ارائه راه حل ها ی مختلف بهترین آنها برای حل مشکل به کار برده می شود. منبع: مهارت های زندگی نویسندگان: علیرضا جزایری، علی سینا رحیمی
|
89 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
بدن خود را روی صندلی راحت سازید به طوری که بدن در وسط قرار گرفته و دست ها در دو طرف آویزان باشد.چشمان خود را ببندید و نفس عمیق بکشید.به آهستگی از بینی نفس بکشید و به آهستگی آن را از دهان خارج سازید. تمام حواس خود را بر تنفس متمرکز کنید. پس از هر دم بشمارید (( یک)) و پس از هر بازدم(( دو)) دم... بازدم... ادامه دهید: یک ... دو... یک ...دو. همین طور ادامه دهید. اگر حس کردید افکار دیگری به ذهن شما رسوخ می کند، به آرامی آن را از خود دور ساخته و حواس خود را به دم و بازدم معطوف داشته و بر شمارش تمرکز کنید: یک ... دو. به مدت دو دقیقه به تنفس منظم ادامه دهید( پس از دو دقیقه ): حالا به آرامی چشمان خود را باز کنید.تمرکز بر تنفس باعث می شود که از لحاظ هیجانی بهتر بتوانید با شرایط استرس زا روبه رو شده و تنش کمتری را تجربه نمایید. منبع: مهارت های زندگی نویسندگان: علیرضا جزایری، علی سینا رحیمی
|
90 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
شکاف میان-نسلی به تفاوت ها و اختلاف نظر میان دو نسل در انتخاب های شخصی عقاید و باورها اشاره دارد، که به تعارض و شکاف میان اعضای خانواده می انجامد هر نسل به دلیل بودن در یک زمان مشترک و دارا بودن وسایل امکانات اطلاعات نسبتا یکسان از خواسته های نسبتا مشترکی برخوردار هستند. زمانی که افراد یک نسل به سن ازدواج رسیده و متاهل و دارای فرزند می شوند، معمولا فرزند آن ها در نسلی متفاوت از نسل خود آن ها متولد می شود و همان طور که آن ها و هم نسل هایشان خواسته های خاصی را داشته اند، حال فرزند آن ها هم خواسته های مختص نسل را دارد، که ممکن است با خواسته های والدین خود متفاوت باشد. مطالعات نشان داده است، که یکی از دلایل اصلی شکاف میان-نسلی فقدان ارتباط کافی و رضایت بخش میان والدین و فرزندان است. مدرنیته و تحولات سریع اقتصادی اجتماعی، فرآیند جهانی شدن، تغییرات جمعیتی ازجمله عوامل به وجود آورنده ی شکاف نسلی در ایران هستند. منبع: آسیب شناسی خانواده نویسنده: دکتر باب الله بخشی پور جویباری |
91 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
مهارت مدیریت زمان و برنامه ریزی برای کاهش و کنترل استرس از اهمیت اساسی برخوردار است. به ویژه یادگیری اولویت بندی وظایف و اجتناب از به عهده گرفتن کارهای خارج از توان تان برای پیشگیری از استرس زا شدن شرایط زندگی ضروری هستند. استفاده مداوم از تقویم و برنامه ریزی بر اساس وقت های از پیش تعیین شده توجه به کارهای بیهوده ای که وقت را هدر می دهند و جایگزین نمودن آن ها با کارهای مفیدتر باعث می شود، تا شما هیچ گاه به دلیل کمبود وقت و برنامه ریزی و...در شرایط استرس زا قرار نگیرید. همچنین سازندگی و انجام به موقع وظایف منجر به شکل گیری احساس خرسندی و رضایت از خود شده و آسایش روانی شما را ارتقا می بخشد. منبع: مهارت های زندگی گزارش اردیبهشت ماه 405-متن اخبار
نویسندگان: علیرضا جزایری، علی سینا رحیمی
|
92 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
1.به پزشکتان مراجعه کنید: استرس می تواند بدن شما را با عوض بسیاری رو به رو سازد و با آسیب پذیر ساختن بدن نسبت به باکتری ها و عفونت شما را در معرض ابتلا به بیماری های مزمن قرار دهد. استرس با تضعیف سیستم ایمنی بدن به تنهایی می تواند منجر به شکل گیری صدمات جسمی جبران ناپذیری مثل سرطان در فرد شود.شما برای آنکه بتوانید با پیامدهای منفی استرس مبارزه کنید.باید از سلامت جسمانی خوبی برخوردار باشید. 2.از مشاوره و روان درمانی غافل نشوید: آموزش مدیریت استرس در حیطه کاری روانشناسان و مشاوران قرار دارد و با مراجعه به آن ها می توانید این آموزش را متناسب با شرایط خودتان دریافت کرده و با پیشروی گام به گام از راهنمایی مورد نیاز بهره مند گردید. 3.زمانی را به بودن با آن هایی که دوستشان دارید، اختصاص دهید: مطالعات بیشماری نشان داده اند افرادی که ساختار حمایت اجتماعی متعادل و رضایت بخشی دارند(شامل دوستان،خانواده،اقوام و...) نشانه های مرتبط با استرس کمتری را تجربه می کنند و در مدیریت استرس موفق تر عمل می کنند. 4. در یک دوره آموزشی شرکت کنید: روش های مدیریت استرس از جمله آرامش بخشی جسمی و روانی تکنیک های مراقبه و... نیازمند آموزش نظری و عملی به صورت توام می باشد که شرکت در کلاس ها یا دوره های آموزشی که بدین منظور از سوی سازمان های مختلف برگزار می گردد این امکان را برای شما فراهم می سازد. منبع: مهارت های زندگی نویسندگان: علیرضا جزایری، علی سینا رحیمی
|
93 |