چاپ

86.jpg - 12.79 kBعضو هیأت علمی گروه معارف دانشگاه علوم پزشکی مشهد و استاد دوره های معرفت افزایی استادان،گفت: وظیفه ذاتی دروس معارف و نشست های معرفت افزایی استادان دانشگاه، امتداد راه پیامبران الاهی است تا از طریق تعمیق بینش افراد نسبت به هستی، تاثیری سازنده و تعهد آفرین بر " رفتار انسانی انسان ها " داشته باشد و آن ها را برای تعامل بهتر با هستی (انسان و جهان) آماده کند.

حجت‌الاسلام‌ دکتراحمد آقایی‌زاده ترابی، در گفتگو با وب دا ، در پاسخ به این سئوال که نقش دروس معارف اسلامی و نشست های معرفت افزایی برای استادان در دانشگاه ها راچگونه ارزیابی می کنید؟ چنین ادامه داد: دین اسلام (ص) از آن رو دین جاودان و آخرین دین الاهی برای همیشه تاریخ بشر معرفی شده است که اولاً آنچه در زمینه هستی شناسی معنوی و اخلاق انسانی ومبانی و اصول سبک زندگی، مورد نیاز انسان ها بوده است، در قرآن به ودیعت نهاده است و ثانیاً- طی 250 سال حضور پیامبر و امامان در میان مردم، روش بهره گیری از قرآن و تطبیق آن بر نیازهای متنوع و متفاوت هر عصر و هر جامعه، توسط آنان آموزش داده شده است و ثالثاً راه پیامبر(ص) و امامان(ع) به وسیله عالمان و دین شناسان، تداوم یافته است.و نقش دروس معارف و نسشت های معرفت افزایی را باید در موضوع سوم پی گرفت.

تفاوت دانش دینی با دانش تجربی

حجت الاسلام دکتر ترابی در ادامه این مطلب یاد آور شد: خداوند برای رشد و انتقال دانش تجربی و فناوری، پیامبری را مبعوث نکرده است زیرا در وجود انسان ابزار معرفت تجربی و استعداد حفظ و ارتقا و انتقال آن به نسل های بعد را قرار داده است و بشر توانسته است طی هزاران سال از پایین ترین تجربه های زندگی آغاز کند و تا کنون که عصر شگفتنی و انفجار دانش تجربی است راه را ادامه دهد هرچند برخی معتقدند که نخستین تلنگرها و تجربه های بشری از سوی خدا به پیامبران الهام شده است مثلاًخدا اگر چه پیامبر خاصی را صرفاً برای آموزش طب یا صنعت و هنر مبعوث نکرده است اما به طور غیر مستقیم کمک هایی را به دانش طب و فناوری کرده است چنان که در سوره انبیا آیه 80 در باره حضرت داوود فرموده است: « وَعَلَّمْنَاهُ صَنْعَةَ لَبُوسٍ لَّكُمْ لِتُحْصِنَكُم مِّن بَأْسِكُمْ فَهَلْ أَنتُمْ شَاكِرُونَ» یعنی؛و به [داوود] فن زره [سازى‌] آموختيم، تا شما را از [خطرات و آسیب های‌] جنگ حفظ كند. پس آيا شما سپاسگزاريد؟ در آیات دیگری نیز برخی دیگر از دانش های تجربی به انبیا آموزش داده شده است که یادکرد آن ها نیاز به مجال دیگری دارد و اما در مورد طب و سلامت نقش وحی آسمانی در آموزش های تجربی، شامل همه حلال ها و حرام ها در حیطه خوراکی ها و نوشیدنی ها بوده است یعنی اگر فلسفه حلال ها و حرامها را در شریعت اسلام و آموزه های تحریف نشده سایر ادیان آسمانی مورد توجّه و شناسایی قرار دهیم، در خواهیم یافت که هر حکم شرعی ، پیامدار حدّ اقل یک راز علمی و برنامه مؤثر عملی، در موضوعات علوم تجربی است .

با این همه، ادیان آسمانی هدف و رسالت خود را ارائه دانش تجربی و فناوری و صنعت و هنر اعلام نکرده اند بلکه زندگی پاکیزه اخلاقی و معنوی و رسیدن به قسط و عدل را هدف و رسالت خود معرفی کرده و مدّعی هستند که در این زمین طرح و برنامه ای متفاوت و جدید برای بشر دارند، شناخت ها و برنامه هایی که انسان ها در پرتو تجربه بشری و بدون مدد گرفتن از وحی الاهی، قادر به تامین آن نبوده و نیستند و نخواهند بود. 

«الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ ...يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ » یعنی ؛کسانی که از این پیامبر پیروی می کنند؛ پیامبری که آنان را به کارهای شایسته فرمان می دهد، و از اعمال زشت بازمی دارد، و پاکیزه ها را بر آنان حلال می نماید، و ناپاک ها را بر آنان حرام می کند، و بارهای تکالیف سنگین و زنجیره ها [یِ جهل، بی خبری و خرافات را] که بر دوش عقل وجان آنان است برمی دارد.

آیا انبیا در تاریخ بشر موفق عمل کرده اند؟

استاد معارف اسلامی در پاسخ به این سئوال اظهار داشت: اگر بخواهیم موفق بودن یا نبودن انبیا را بررسی کنیم باید نخست بدانیم که خداوند چه انتظاری از فرستادن انبیا داشته است، اگر کسی تصور کند که انتظار خدا از انبیا مجبور کردن مردم به پذیرش خدا ، اسلام ، مسیحیت و یهودیت بوده است ! باید بگوییم انبیا هرگز موفق نشده اند همه انسان ها را به پذیرش دین و ایمان وادار کنند و حتی موفق نشده اند که بیشتر مردم را هوادار و حامی و قدر دان خود  سازند!

ولی اگر رسالت انبیا را، بیان حقیقت و روشنگری بدانیم ، قطعا انبیا در این مسیر تمام تلاش خود را بکار بسته و در شرایط دشوار اجتماعی راه هدایت و گمراهی را برای مردم خود تبیین کرده اند.

« لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ » یعنی؛ در (پذيرش) دين، اكراهى نيست. همانا راه رشد از گمراهى روشن شده است.

«فَذَكِّرْ إِنَّما أَنْتَ مُذَكِّرٌ * لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِرٍ» یعنی ؛ پس پس ای پیامبر( اکنون که وظیفه اصلی تو روشنگری است) تو تذكّر بده كه  تو فقط تذكّر دهنده‌اى و بر مردم سيطره و تسلّطى ندارى (كه به ايمان آوردن مجبورشان كنى)

واکنون که ایمان باید از روی آگاهی و انتخاب باشد و ایمان از روی اکراه و جبر بی ارزش است ، به طور طبیعی برخی به تو ایمان می آورندو برخی با تو دشمنی خواهند کرد. و تو خودت را به خاطر بی ایمانی مردمت ملامت نکن

آیا استادان معارف اسلامی در دانشگاه موفق عمل کرده اند؟

به طور طبیعی برخی عالمان و برخی مدرسان، موفق تر از برخی دیگرند چنان که در میان انبیای الاهی نیز چنین بوده است « تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى‌ بَعْضٍ »( بقره 253) یعنی؛ ما بعضى از پیامبران را بر بعضى برترى داديم. جالب است که در ادامه همین آیه خداوند تصریح کرده است که اگر من می خواستم، می توانستم همه مردم را به ایمان وادار کنم تا کمترین اختلاف در دین نداشته باشند،  ولی من چنین نخواسته ام و به همین دلیل مواجهه مردم با انبیا همیشه یکسان و مؤمنانه نبوده و نیست و بر سر مسایل دینی باهم اختلاف و چالش دارند.

منظور از بیان آیه یاد شده، این است که اگر موفقیت و تاثیر گذاری انبیا بر مردم به معنای تایید همه انبیا و پذیرش آموزه های آنان از سوی همه و حتی اکثریت مردم نبوده و نیست پس تکلیف غیر انبیا که معجزه و تاییدات فوق العاده نداشته اند، روشن است و حتی عالمان و مصلحان و روشنگرانی که موفق تر و تاثیر گذارتر از دیگران بوده و خواهند بود قطعا از انبیا موفق تر و جذابتر نبوده و نیستند، بلکه منکرانی داشته و دارند و با این حال وظیفه  عالمان راستین این است که کاستی های موجود در جامعه مخاطبان را به خود نسبت دهند و خود را متهم به کمکاری کنند و برای انجام رسالت دینی و جذب مخاطبان، به ساحت ایمان برتر و عمیق تر ، بر تلاش خویش بیفزایند.