268.jpg - 72.35 kBپرستار جوانی که مردم‌داری، مهربانی و روحیه جهادی‌اش زبانزد دوستان و همکاران بود؛ از کمک‌رسانی در سیل و زلزله تا تلاش بی‌وقفه در روزهای پرالتهاب همه‌گیری کرونا و در نهایت حضور داوطلبانه در امدادرسانی به مجروحان جنگی. شهید «حسین عشقی» نمونه‌ای از نسل مؤمن، مسئولیت‌پذیر و از خودگذشته‌ای بود که لباس سفید پرستاری را تا اوج ایثار بر تن نگاه داشت. همسر این شهید در گفت‌وگویی اختصاصی، ناگفته‌هایی از زندگی مشترک، ویژگی‌های اخلاقی، حضورهای جهادی و لحظات آخرین وداع با این پرستار فداکار را بیان می‌کند؛ روایتی از انسانی که به تعبیر خانواده‌اش «با مولای خود امیرالمؤمنین(ع) معامله کرده بود».

به گزارش وب‌دا، شهید حسین عشقی، پرستار جوان و فداکار دانشگاه علوم پزشکی مشهد، در ۲۱ فروردین ۱۳۷۵ در روستای بام اسفراین و در خانواده‌ای هفت نفره متولد شد. او کوچک‌ترین فرزند خانواده بود و از همان سال‌های نوجوانی روحیه‌ای مسئولیت‌پذیر، مهربان و اهل خدمت داشت.

در سال ۱۳۹۴ در رشته پرستاری دانشگاه علوم پزشکی نیشابور پذیرفته شد و در چهار سال تحصیل خود به عنوان دانشجویی فعال، خوش‌اخلاق و محبوب شناخته می‌شد. شهید عشقی سال ۱۳۹۸ فارغ‌التحصیل شد و دوران طرح خود را در بیمارستان شهید هاشمی‌نژاد آغاز کرد؛ جایی که خیلی زود با اخلاق حرفه‌ای، سخت‌کوشی و روحیه ایثارگرانه‌اش مورد احترام کارکنان و بیماران قرار گرفت.

آغاز زندگی مشترک در اوج بحران کرونا

مهسا حاج‌میرزاجان، همسر شهید عشقی، متولد مشهد و دانش‌آموخته علوم سیاسی دانشگاه فردوسی، روایت خود را چنین آغاز می‌کند:سال ۱۳۹۹ از طریق برادرانمان با هم آشنا شدیم. جلسه اول خواستگاری همان جایی بود که مهر حسین به دل من نشست. ازدواج ما همزمان با اوج بحران کرونا بود. در آن روزها اجازه تحقیق حضوری در بیمارستان را نمی‌دادند، اما هر جا نام حسین بود همه از صداقت، مهربانی و سخت‌کوشی او سخن می‌گفتند.

او می‌افزاید:حسین در همان جلسات خواستگاری با صداقت از سختی‌های کار پرستاری گفت و پنهان نکرد که ممکن است بیماری را به خانه بیاورد. آن زمان داوطلبانه در بخش آی‌سی‌یو کووید کار می‌کرد و روزهای سختی را پشت سر می‌گذاشت.

ویژگی‌های اخلاقی؛ مهربانی، صداقت و آینده‌نگری

همسر شهید، او را فردی آرام، بشاش، مثبت‌اندیش و مسئولیت‌پذیر توصیف می‌کند:زندگی ما از کمتر از صفر شروع شد، اما حسین همیشه می‌گفت با تلاش، صداقت و توکل همه‌چیز درست می‌شود. در پنج سال زندگی مشترکمان حتی یک‌بار صدایش را بر من بلند نکرد. خانواده‌دوست بود و نسبت به من و پسرم علی‌سان نهایت احترام و محبت را داشت.

او درباره نقش پدرانه شهید نیز می‌گوید:حسین پرستار خانواده هم بود. هرکس مشکلی داشت، از دارو تا دکتر، سریع پیگیری می‌کرد. هم بیمارستان بود، هم اسنپ کار می‌کرد تا از نظر مالی زندگی‌مان بچرخد. هیچ‌وقت کم نگذاشت.

 

علی‌سان؛ یادگاری از پدری که عاشق امیرالمؤمنین(ع) بود

ثمره زندگی مشترک شهید عشقی و همسرش پسری به نام «علی‌سان» است. درباره انتخاب نام او، همسر شهید می‌گوید:حسین عاشق امیرالمؤمنین(ع) بود. حتی در وصیت‌نامه‌اش نوشته بود اگر هزار پسر هم داشته باشم نام همه‌شان را علی می‌گذارم. پس از تولد فرزندمان، نام علی‌سان را انتخاب کردیم؛ یعنی شبیه علی.

حضور فعال در کارهای جهادی؛ از سیل و زلزله تا کرونا

شهید عشقی در کنار مسئولیت‌های شغلی، سابقه‌ای طولانی در فعالیت‌های جهادی داشت. همسرش درباره این فعالیت‌ها می‌گوید:از سیل گمیشان و زلزله کرمانشاه گرفته تا دوران کرونا، همیشه اولین داوطلب بود. عضو گروه جهادی «ندای ابراهیم» دانشگاه بود و در تهیه بسته‌های معیشتی و تزریق واکسن کرونا نقش‌آفرینی می‌کرد.

یکی از خاطرات او درباره رفتار انسانی شهید چنین است:تازه پدرم کرونا گرفته بود و کسی از خانواده‌مان نمی‌توانست کاری بکند. حسین پدرم را مثل پدر خودش از این بیمارستان به آن بیمارستان می‌برد. اگر نبود، نمی‌توانستیم داروهای لازم را تهیه کنیم.

طب رزم؛ تصمیمی جدی برای خدمت در شرایط سخت

شهید عشقی سال گذشته در دوره‌های آموزش طب رزم شرکت کرد. همسرش می‌گوید:وقتی لباس نظامی و عکس‌هایش را دیدم، فهمیدم تصمیمش جدی است. قبل از اعزام، از خانواده‌ام خواست طبقه پایین خانه پدرم زندگی کنیم تا وقتی در مأموریت است نگرانی بابت من و علی‌سان نداشته باشد.

او ادامه می‌دهد:می‌گفت همان‌طور که یار امام حسین(ع) در کربلا همسر جوانش را برای راه حق گذاشت، من هم این مسیر را آگاهانه انتخاب کرده‌ام.

اعزام به تهران و لحظات آخر

به گفته همسر شهید:حسین دهم اسفند اعزام شد و روز یازدهم وصیت‌نامه‌اش را نوشت و عکسش را برای من فرستاد. چند بار بین مأموریت‌ها به مشهد آمد و هر بار با وجود سختی شرایط برای ما سوغاتی می‌آورد.

آخرین دیدار آنها چهاردهم فروردین بود:رفتیم آبمیوه خوردیم. همان‌جا قول داد برای خانه جدیدمان وسایل بهتر بخرد. پانزدهم فروردین به تهران رسید. همان شب زنگ زد و گفت جایمان خیلی سخت‌تر است؛ حلالم کن.

حسین عشقی ۱۶ فروردین به شهادت رسید.

همسر شهید درباره ساعات تلخ پس از شهادت می‌گوید:اول به پدرم گفتند مجروح شده. من باور نمی‌کردم. چند ساعت بعد همسایه‌ها و مسئولان آمدند و فهمیدیم حقیقت چیز دیگری است.

او اولین دیدار با پیکر شهید را چنین توصیف می‌کند:جراحات زیادی داشت؛ صورت، سینه، دست‌ها و پاها آسیب دیده بود و یکی از دستانش هم قطع شده بود. اما آرامش خاصی روی چهره‌اش بود. شهادت آرزویش بود و در سی سالگی به آن رسید.

تشییع باشکوه؛ وداعی که مردم رقم زدند

مراسم وداع، تشییع و تدفین شهید عشقی با حضور پرشور خانواده، همکاران، بیماران و مردم شهیدپرور در بیمارستان قائم(عج)، بیمارستان شهید هاشمی‌نژاد و حرم مطهر رضوی برگزار شد.

همسر شهید می‌گوید:معتقدم خود حسین مردم را جمع کرد. جمعیتی که در مراسم وداع، تشییع و بزرگداشتش حضور یافت، نشان داد مردم قدردان خدمت صادقانه هستند.

آخرین وداع

او آخرین لحظات همراهی با پیکر شهید را این‌گونه روایت می‌کند:در آمبولانس از بیمارستان تا حرم کنار حسین بودم. روضه حضرت زهرا(س) را گذاشتم و همانجا با او عهد کردم علی‌سان را طوری تربیت کنم که شبیه پدرش خدمتگزار مردم باشد.

سخن پایانی همسر شهید

همسر شهید عشقی در بخش پایانی این گفت‌وگو، با بیانی صمیمی و تأثیرگذار، پیام خود را خطاب به اقشار مختلف جامعه بیان می‌کند و می‌گوید:خطاب من به بانوان سرزمینم این است که چادر و حجاب برای حسین یک ارزش عمیق و یک باور قلبی بود. او به حجاب علاقه‌مند بود و آن را نشانه‌ای از کرامت و هویت زن مسلمان می‌دانست. از همه بانوان عزیز درخواست می‌کنم با حفظ و پاسداشت حجاب، اجازه ندهند خون پاک حسین و دیگر شهدای این سرزمین نادیده گرفته شود و آرمان‌هایی که برای آن جان خود را فدا کردند، کمرنگ شود.

وی در ادامه، با اشاره به خانواده‌های شهدا، به‌ویژه شهدای جنگ رمضان، اظهار می‌کند:خطاب به خانواده‌های معزز شهدای جنگ رمضان، به‌خصوص والدین داغدار دانش‌آموزان مینابی، می‌گویم که ما همگی عزیزانمان را آگاهانه و برای حفظ امنیت، استقلال و عزت ایران اسلامی تقدیم کردیم. بی‌تردید اجر این صبر، ایثار و فداکاری نزد خدای متعال محفوظ است و هیچ قطره‌ای از این خون‌های پاک بی‌پاسخ نخواهد ماند.

همسر شهید عشقی در ادامه، با بیان عهد و وفاداری خود به راه شهدا، می‌افزاید:حسین با تمام وجود به مسیر حق و دفاع از ارزش‌ها ایمان داشت و آگاهانه قدم در این راه گذاشت. او آمد تا از آرمان‌هایی که به آن باور داشت دفاع کند و ما نیز تا آخرین نفس، خود را متعهد به ادامه این مسیر می‌دانیم.

وی در پایان، با اشاره به ایثار همسرش، خاطرنشان می‌کند:حسین همه دنیای من بود؛ اما او را با ایمان و افتخار در راه حفظ وطن و ارزش‌ها تقدیم کردم. امروز نیز با تمام وجود اعلام می‌کنم که اگر لازم باشد، خودم را هم فدای ایران عزیز می‌کنم و این راه را ادامه خواهم داد؛ راهی که حسین با خون خود آن را امضا کرد.

 

 

خبرهای روز

اطلاعات تماس سامانه خبری وب دا

Image
آدرس: مشهد، خیابان دانشگاه، ساختمان قرشی
کد پستی :۹۱۷۷۸۹۹۱۹۱
نمابر: ۳۸۴۳۶۸۲۷ ۰۵۱
رایانامه :webda@mums.ac.ir
سامانه پیام کوتاه: ۳۰۰۰۲۱۹۱
Image
Image
Image
Image
Image
Image
Image