چاپ

دکتر فاطمه محمدپور، پزشک متخصص اطفال و برنده جایزه ملی جوان برتر سال ۱۴۰۴، که خود دارای چهار فرزند است، به مناسبت هفته جمعیت در سخنانی به تبیین اهمیت فرزندآوری و پیامدهای مثبت آن در فضای خانواده و جامعه پرداخته است.

مزایای اجتماعی و روان‌شناختی برای کودکان

این پزشک جوان در گفتگو با وب دا معتقد است حضور در خانواده‌های پرجمعیت، بستری بنیادی برای رشد مهارت‌های اجتماعی کودکان فراهم می‌کند.

به گفته دکتر محمدپور، کودکانی که در خانواده‌های پرجمعیت رشد می‌کنند، مهارت‌های حیاتی نظیر همدلی، تعاون، کار تیمی و مسئولیت‌پذیری را به‌صورت تجربی و ناخودآگاه می‌آموزند.

وی خاطرنشان می‌کند که وجود یک شبکه حمایتی عاطفی و اجتماعی میان خواهر و برادرها، موجب ارتقای اعتمادبه‌نفس و عزت‌نفس کودکان می‌شود؛ زیرا کودک احساس می‌کند در مواجهه با چالش‌ها از پشتیبانی عاطفی برخوردار است.

تقویت مهارت‌های فردی و توانمندی‌های شخصیتی

دکتر محمدپور تأکید دارد افرادی که در خانواده‌های پرجمعیت پرورش یافته‌اند، در مقایسه با دیگران، در مهارت‌هایی مانند حل مسئله، قدرت ابراز وجود (توانایی نه گفتن)، سازش و مطالبه‌گری توانمندتر هستند.

او می‌گوید: بسیاری از والدین تلاش می‌کنند نیازهای مادی و آموزشی فرزند خود را تأمین کنند، اما گاهی از نیازهای عاطفی و اجتماعی بنیادین او، از جمله نیاز به داشتن همبازی و خواهر یا برادر، غافل می‌مانند.

تأثیر فرزندآوری بر پویایی و امید به زندگی والدین

در بخش دیگری از سخنان، دکتر محمدپور به تأثیر مثبت فرزندآوری بر سلامت روان و انگیزه والدین اشاره می‌کند. او معتقد است مراحل مختلف رشد کودک، از نخستین گام‌ها تا ورود به مدرسه، محرک‌هایی مؤثر برای پویایی، تلاش و افزایش امید به زندگی در والدین است.

به گفته وی، والدینی که در سنین بلوغ فکری و ثبات شغلی (به‌ویژه تا حدود ۴۵ سالگی) اقدام به فرزندآوری می‌کنند، به دلیل پختگی عاطفی و اجتماعی، تجربه والدگری مطلوب‌تری را پشت سر می‌گذارند.

تأثیر نگاه ما به زندگی و سبک زیستن در فرزندآوری

این متخصص اطفال و برنده جایزه ملی جوان برتر سال ۱۴۰۴ معتقد است تولد فرزندان، به‌عنوان یکی از مهم‌ترین رخدادهای زندگی هر انسان، به دو عامل اساسی وابسته است: نوع نگاه ما به زندگی و سبک زندگی.

دکتر محمدپور توضیح می‌دهد: نخستین مسئله، نوع نگاه ما به فرزند و حیات دنیوی است؛ اینکه زندگی را چگونه معنا می‌کنیم، چه فرجامی برای آن در نظر می‌گیریم و چه نسبتی میان زندگی، مسئولیت و آینده برقرار می‌کنیم.

وی ادامه می‌دهد: مسئله دوم سبک زندگی است. البته سبک زندگی تنها محدود به یک تعریف خاص از سبک زندگی اسلامی نیست. هر آنچه درست، متعادل و در جایگاه مناسب خود باشد، می‌تواند در چارچوب سبک زندگی اسلامی تعریف شود، مشروط بر رعایت اصول بنیادین آن.

هیچ اتفاق مهم و اثرگذاری در عالم، عاری از دشواری نیست

دکتر محمدپور می‌گوید برخی معتقدند فرزندآوری و تربیت فرزند کاری دشوار است؛ و البته این سخن نادرست نیست، زیرا هیچ اتفاق مهم و اثرگذاری در زندگی از دشواری خالی نیست و امور ساده و بی‌اهمیت معمولاً رشددهنده نیستند.

او می‌افزاید آنچه فرزندآوری برای او به همراه داشته، نوعی دگرگونی عمیق شخصیتی است؛ به این معنا که فردی مجرد و مستقل، که الزاماً صبر، پذیرش و سازگاری لازم را در خود پرورش نداده بود، به انسانی تبدیل می‌شود که ناگزیر است در تصمیمات زندگی عوامل متعددی را در نظر بگیرد.

این بانوی پزشک معتقد است: انسان در مسیر فرزندداری می‌آموزد که خود را در پازل یک خانواده تعریف کند و جایگاه خود را در نسبت با دیگران بشناسد. همچنین یاد می‌گیرد توانمندی‌های سایر اعضای خانواده را ارزیابی کند، متناسب با آن‌ها انتظار داشته باشد، توان خود را افزایش یا کاهش دهد و نقش خود را با توجه به امکانات و نیازهای تیم خانوادگی تنظیم کند. از این منظر، فرزندآوری صرفاً افزودن عضوی جدید به خانواده نیست، بلکه فرایندی رشددهنده برای شخصیت انسان است.

وی تأکید می‌کند: اگر دختران و پسران جوان ما از دستاوردهای ارزشمند فرزندآوری آگاه باشند، هرگز اجازه نمی‌دهند سال‌های جوانی‌شان بدون تجربه شیرین و رشدآفرین فرزندداری سپری شود. فرزندآوری تنها یک انتخاب فردی یا خانوادگی نیست، بلکه تجربه‌ای است که می‌تواند ابعاد مختلف وجود انسان را شکوفا کند.

دکتر محمدپور ادامه می‌دهد: «در یکی از پژوهش‌هایی که سال‌ها پیش در جامعه ایرانی انجام شد، از زنان و مردان پرسیده شد که مایل‌اند چند فرزند داشته باشند. پاسخ بسیاری از آنان این بود که اگر صرفاً بر اساس علاقه شخصی باشد، دوست دارند سه فرزند داشته باشند. این پاسخ مربوط به دوره‌ای بود که فضای عمومی جامعه نسبت به فرزندآوری چندان مساعد نبود و حتی نوعی مقاومت ذهنی وجود داشت؛ اما عدد سه همچنان الگوی مطلوب ذهنی بسیاری از خانواده‌ها بود.

او اضافه می‌کند: «مسئله اصلی این بود که می‌گفتند: دوست داریم سه فرزند داشته باشیم، اما نمی‌توانیم! و یکی از عوامل مهم این ناتوانی، ناآگاهی و نداشتن الگوی عملی است. بسیاری از افراد نمی‌دانند چگونه می‌توان سه فرزند را مدیریت کرد و زندگی را در چنین شرایطی سامان داد. بنابراین اگر الگوهای قابل لمس ارائه شود، بسیاری از خانواده‌ها می‌توانند با اطمینان بیشتری به این انتخاب برسند.

وی بیان می‌کند که یکی از اقدامات مؤثر امروز، ارائه همین الگوهای عملی به خانواده‌هاست؛ اینکه نشان داده شود چگونه می‌توان با چند فرزند سفر کرد، چگونه در کنار داشتن چند فرزند تحصیل را ادامه داد، چگونه برنامه‌های درسی و فعالیت‌های چندفرزند را مدیریت کرد و چگونه با وجود چند فرزند زندگی اجتماعی را حفظ کرد.

برنده جایزه ملی جوان برتر سال ۱۴۰۴ در پایان خاطرنشان می‌کند: «بسیاری از اموری که در ذهن افراد به‌عنوان موانع بزرگ فرزندآوری شکل می‌گیرد، بیشتر مانع ذهنی است تا واقعی. گاهی افراد ناخواسته برای خود هراس‌ها و دشواری‌هایی می‌سازند که همین ترس‌ها مسیر فرزندآوری را دشوار می‌کند و اجازه نمی‌دهد این امر مهم در زندگی‌شان به‌صورت طبیعی و مطلوب تحقق یابد.»

109.jpg - 173.52 kB