متخصص روانشناسی بیمارستان ابنسینا با تشریح تفاوت نگرش کودکان، نوجوانان، بزرگسالان و سالمندان نسبت به مرگ، تأکید کرد که درک انسان از این پدیده در طول چرخه حیات ثابت نیست و متناسب با رشد شناختی، عاطفی و تجربههای زندگی تغییر میکند.
فاطمه کاشیپزان جوان، متخصص روانشناسی بیمارستان ابنسینا، با اشاره به اینکه واکنش انسانها نسبت به مرگ ریشه در ویژگیهای رشدی و تجربههای زندگی دارد، اظهار کرد: هیچکس با اطمینان و آسودگی از مرگ استقبال نمیکند و همه افراد برای سازگاری با این واقعیت، به درجاتی از انکار و اجتناب متوسل میشوند.
وی افزود: این نگرشها ثابت نیستند و متناسب با رشد شناختی، عاطفی و تجربههای فرد در طول زندگی، دستخوش تغییر میشوند.
کاشیپزان جوان با استناد به دیدگاه روانشناسان برجسته حوزه رشد، از جمله اریک اریکسون و الیزابت کوبلر راس، درباره روند تحول نگرش به مرگ در مراحل مختلف زندگی توضیح داد: کودکان در سنین پیشدبستانی، مرگ را پدیدهای موقت و قابل بازگشت، شبیه خواب یا سفر تصور میکنند و ترس اصلی آنان نیز بیشتر به جدایی از مراقبان بازمیگردد؛ اضطرابی که ممکن است در قالب کابوس، بازیهای پرخاشگرانه و نگرانی درباره مرگ دیگران بروز پیدا کند.
وی ادامه داد: در سنین مدرسه، کودک بهتدریج درمییابد که مرگ نهایی و غیرقابل بازگشت است، اما همچنان آن را بیشتر رخدادی مربوط به سالمندان یا افراد بدشانس میداند و گاهی نیز برای مرگ، ویژگیهای انسانی و شخصیتی قائل میشود.
این متخصص روانشناسی درباره نگرش نوجوانان به مرگ نیز گفت: نوجوان از نظر منطقی مفهوم مرگ را درک میکند، اما به دلیل احساس آسیبناپذیری یا آنچه «افسانه شخصی» نامیده میشود، معمولاً آن را جدی نمیگیرد و حتی گاه با رفتارهای پرخطر، به نوعی مرگ را به چالش میکشد. در عین حال، نگاه نوجوان به مرگ میتواند جنبهای فلسفی نیز پیدا کند و با پرسشهایی درباره معنای زندگی همراه شود.
کاشیپزان جوان با اشاره به دیدگاه افراد در دوران جوانی و میانسالی نسبت به مرگ اظهار کرد: در دوره جوانی، مرگ اغلب بهعنوان تهدیدی برای تحقق آرزوها و برنامههای آینده تلقی میشود و به همین دلیل، اضطراب مرگ در این سنین بیشتر دیده میشود.
وی افزود: در میانسالی، با تجربه فقدان عزیزان و مشاهده نشانههای پیری، درک فرد از زمان تغییر میکند و به جای تمرکز بر سالهای سپریشده، سالهای باقیمانده زندگی و مفهوم میراث فردی اهمیت بیشتری مییابد.
این متخصص روانشناسی درباره نگرش سالمندان به مرگ نیز گفت: اگر سالمند احساس رضایت از زندگی داشته باشد، به مرحلهای از انسجام درونی میرسد و مرگ را بهعنوان بخشی طبیعی از چرخه حیات میپذیرد. در این سن، ترس از نیستی معمولاً کاهش مییابد، اما نگرانی از فرآیند مردن، از جمله درد، تنهایی و وابستگی، ممکن است افزایش پیدا کند.
وی تصریح کرد: بسیاری از سالمندان با مرور زندگی خود تلاش میکنند به نوعی صلح درونی با مرگ دست یابند، زیرا برای برخی از آنان، مرگ گاه با احساس تهیشدن یا شکست نیز همراه میشود.
کاشیپزان جوان در پایان توصیه کرد: شناخت تحولات نگرش به مرگ در سنین مختلف میتواند به خانوادهها و نظام سلامت کمک کند تا حمایت روانی مؤثرتر و متناسبتری به افراد ارائه دهند.