معاون گروه علوم اعصاب دانشکده پزشکی مشهد با تأکید بر اهمیت تابآوری عصبی در مدیریت موقعیتهای استرسزا، «تکنیک مکث» را یکی از مهمترین راهکارهای کنترل واکنشهای هیجانی در شرایط بحرانی دانست.
دکتر فرزانه وفایی در گفتوگو با وبدا اظهار کرد: در شرایط استرسزا مانند انفجار یا موقعیتهای تهدیدآمیز، مغز بهطور ناخودآگاه واکنشهای بقا را فعال میکند. این واکنشها ممکن است به شکل شوک، جیغ زدن یا حتی نوعی فلج شدن بروز پیدا کند، اما با تمرین تکنیک «مکث» میتوان این واکنشها را تا حد زیادی کنترل کرد.
وی توضیح داد: تکنیک مکث بر ایجاد یک وقفه کوتاه همراه با تنفس عمیق و شمارش اعداد در بازه زمانی سه تا شش ثانیه تمرکز دارد. این وقفه کوتاه بهعنوان پلی حیاتی عمل میکند تا مغز خودآگاه فرصت فعال شدن پیدا کند و بتواند مراکز هیجانی مغز را تحت کنترل قرار دهد.
به گفته معاون گروه علوم اعصاب دانشکده پزشکی مشهد، تنفس عمیق در این بازه زمانی باعث افزایش خونرسانی و اکسیژنرسانی به قشر پیشپیشانی مغز میشود. این بخش از مغز نقش مهمی در تصمیمگیری و کنترل رفتار دارد و با اثرگذاری بر آمیگدال ـ مرکز پردازش ترس ـ از بروز واکنشهای هیجانی شدید جلوگیری میکند.
وی افزود: بازه زمانی سه تا شش ثانیه از نظر علوم اعصاب اهمیت ویژهای دارد، زیرا این مدت زمان برای پردازش اطلاعات توسط مغز خودآگاه و فعالسازی مسیرهای عصبی مرتبط با تصمیمگیری کافی است و به فرد کمک میکند از واکنشهای تکانشی پرهیز کند. البته حتی یک ثانیه مکث نیز میتواند مؤثر باشد، اما این بازه زمانی فرصت مطمئنتری برای کنترل شرایط فراهم میکند.
کاربرد تکنیک مکث در زندگی روزمره و شرایط بحرانی
دکتر وفاییبا اشاره به کاربردهای عملی این تکنیک گفت: استفاده از تکنیک مکث تنها به شرایط بحرانی مانند جنگ محدود نمیشود، بلکه در موقعیتهای استرسزای روزمره نیز بسیار کاربردی است. برای مثال در هنگام عصبانیت در خیابان، یک مکث کوتاه همراه با تنفس عمیق میتواند از بروز درگیری فیزیکی جلوگیری کرده و به فرد امکان دهد تصمیمی منطقیتر بگیرد.
وی افزود: در شرایط شدیدتر مانند وقوع انفجار نیز این مکث کوتاه میتواند از فلج شدن یا واکنشهای هیجانی شدید جلوگیری کرده و به فرد کمک کند سریعتر موقعیت را ارزیابی کرده و برای یافتن پناهگاه یا خروج از محل خطر اقدام کند.
تابآوری عصبی؛ نتیجه تقویت مدارهای مغزی
معاون گروه علوم اعصاب دانشکده پزشکی مشهد در پایان، تابآوری عصبی را حاصل تقویت مدارهای عصبی دانست و گفت: این توانایی به فرد کمک میکند بخشهای پایینتر مغز که مسئول واکنشهای هیجانی هستند را بهتر کنترل کند. تقویت این مدارها نهتنها آسیبپذیری فرد در برابر تروماها را کاهش میدهد، بلکه روند بهبودی پس از تجربههای سخت را نیز تسریع میکند و فرد را قادر میسازد سریعتر به زندگی عادی بازگردد و احساساتی مانند خشم را به شکل سازندهتری مدیریت کند.









