مدیر مرکز مشاوره دانشگاه علوم پزشکی مشهد گفت: شناخت علائم هشدار و بهکارگیری اصول عملی خودمراقبتی، نقش مهمی در بهبود روان افراد پس از تجربه تروما دارد و اقداماتی مانند مدیتیشن، گوشدادن فعال و تدوین برنامه ایمنی از مهمترین راهکارهای حمایت از افراد آسیبدیده به شمار میرود.
دکتر حمیده صمدی در گفتوگو با خبرنگار وبدا با اشاره به دشواری روند مواجهه با تروما یا روانزخم اظهار کرد: مواجهه با تروما فرایندی دشوار است، اما آغاز مسیر بهبودی با آگاهی امکانپذیر میشود. شناخت اصول خودمراقبتی و توجه به علائم هشدار میتواند روند بهبود را هموارتر کند.
وی با بیان اینکه خودمراقبتی به معنای خودخواهی نیست، افزود: خودمراقبتی در واقع به معنای بازسازی و شارژ دوباره انرژی روانی برای ادامه زندگی و مدیریت بهتر فشارهای روحی است.
مدیر مرکز مشاوره دانشگاه علوم پزشکی مشهد مدیتیشن را یکی از ابزارهای مؤثر در کاهش تنشهای روانی دانست و گفت: برای شروع مدیتیشن میتوان با تمرکز بر تنفس آغاز کرد. پذیرش افکار بدون قضاوت و تمرین مستمر روزانه، حتی برای چند دقیقه، میتواند به آرامسازی ذهن کمک کند.
دکتر صمدی در ادامه درباره نحوه حمایت از افراد دچار تروما اظهار کرد: گوش دادن فعال و بدون قضاوت، مهمترین پایه حمایت از این افراد است. گاهی بیان جملاتی ساده مانند «میدانم شرایط دشواری را پشت سر گذاشتهای» میتواند بیش از هر توصیه یا نصیحتی آرامشبخش باشد.
وی با تأکید بر نقش اطرافیان در ایجاد احساس امنیت برای افراد آسیبدیده افزود: اطرافیان باید نسبت به حساسیت این افراد به صداهای ناگهانی یا بروز اضطرابهای ناگهانی آگاه باشند و با مدیریت محیط و توضیح سریع پس از وقوع صداهای غیرمنتظره، احساس امنیت بیشتری برای آنان فراهم کنند.
مدیر مرکز مشاوره دانشگاه علوم پزشکی مشهد تصریح کرد: در صورت مشاهده نشانههایی مانند صحبت درباره خودکشی، ناامیدی شدید، ناتوانی در انجام امور روزمره، خشمهای انفجاری یا انزوای کامل، لازم است فرد هرچه سریعتر به روانپزشک یا روانشناس مراجعه کند.
وی افزود: پرسیدن مستقیم از فرد درباره افکار آسیبزننده نهتنها خطرناک نیست، بلکه میتواند راه گفتوگو و مداخله مؤثر را باز کند. همچنین داشتن یک برنامه ایمنی شامل فهرست تماسهای اضطراری و فعالیتهای آرامبخش مورد توافق فرد آسیبدیده میتواند در مدیریت شرایط دشوار کمککننده باشد.
دکتر صمدی تمرینهایی مانند «گسلش» یا فاصلهگذاری میان فرد و افکار منفی، پذیرش احساسات بدون مقاومت و نوشتن منسجم درباره تجربهها و احساسات را از دیگر راهکارهای مؤثر در بازسازی روان عنوان کرد و گفت: نوشتن نامهای از سوی «خودِ اکنون» برای «خودِ آسیبدیده» نیز میتواند به فرد یادآوری کند که اکنون در امنیت قرار دارد و توان مراقبت از خود را دارد.
وی در پایان تأکید کرد: هیچ تجربه دردناکی نمیتواند تمام هویت انسان را تعریف کند و با افزایش خودآگاهی، دریافت حمایت و تمرینهای تدریجی میتوان از چرخه تروما به سمت بازسازی روانی و دستیابی به زندگی متعادل حرکت کرد.









