پرستار بیمارستان شهید هاشمینژاد از مراکز زیر پوشش دانشگاه علوم پزشکی مشهد در گفتوگویی صمیمی، با مرور خاطرات همکاری با شهید حسین عشقی، او را نمونهای از ایثار، مسئولیتپذیری و خدمت بیمنت به مردم دانست و گفت: حسین با شهادتش ما را از خواب غفلت بیدار کرد.
مهدی غریبی، پرستار بیمارستان شهید هاشمینژاد، در گفتوگو با خبرنگار وبدا اظهار کرد: در این بیمارستان به زائران و مجاوران امام رضا(ع) خدمت میکنم و مفتخر بودم که به مدت ۶ سال در کنار شهید حسین عشقی فعالیت داشته باشم. او نهتنها یک همکار، بلکه همسنگر و برادری برای من بود؛ انسانی که وجودش سرشار از خیر، برکت و فداکاری بود.
وی تصریح کرد: آشنایی من با این شهید والامقام به روزهای سخت همهگیری کرونا بازمیگردد. در آن زمان، با وجود اینکه در بخش دیگری مشغول فعالیت بود، داوطلبانه درخواست انتقال به اورژانس کرونا را داد تا در خط مقدم مقابله با این بیماری خدمت کند. از همان زمان تا لحظه عروج ملکوتیاش، در کنار هم نه صرفاً بهعنوان دو همکار، بلکه همچون دو برادر در فراز و نشیبهای زندگی و دشواریهای حرفه پرستاری همراه یکدیگر بودیم.
این پرستار بیمارستان شهید هاشمینژاد با بیان اینکه شهید عشقی تبلور عینی مسئولیتپذیری اجتماعی بود، خاطرنشان کرد: هر جا احساس میکرد ذرهای به تخصص و خدمت او نیاز است، بدون هیچگونه چشمداشت و تنها با نیت تقرب الهی و کمک به همنوعان پیشقدم میشد. روح بزرگ او در قالب فعالیتهای تخصصی محدود نمیماند؛ بهگونهای که با تشکیل گروه جهادی «ندای ابراهیم» بهصورت ماهانه کمکهای مردمی را برای حمایت از خانوادههای کمبرخوردار جمعآوری و در قالب بستههای معیشتی توزیع میکرد.
غریبی ادامه داد: شهید عشقی در محیط کار پناهگاه نیروهای تازهوارد بود و با سعهصدر و اخلاق نیکو، استرس ناشی از دشواریهای بخش مراقبتهای ویژه را از دوش همکاران جوان برمیداشت تا خدشهای به کیفیت خدماترسانی به بیماران وارد نشود.
وی افزود: این شهید از نظر علمی و بالینی نیز توانمندی بالایی داشت و بیشک یکی از برجستهترین و متعهدترین نیروهای حوزه پرستاری بیمارستان شهید هاشمینژاد به شمار میرفت؛ پرستاری که صبوری و ترحم نسبت به بیماران را سرلوحه کار خود قرار داده بود.
همکار شهید عشقی با اشاره به ویژگیهای خانوادگی این پرستار شهید گفت: شهید عشقی در کانون خانواده نیز الگویی کامل بود. عشق فراوان او به همسر و فرزندش «علیسان» ـ که نامش را از ارادت به حضرت علی(ع) برگزیده بود ـ انگیزهای برای تلاشهای شبانهروزیاش محسوب میشد. او برای تأمین رفاه خانواده در دو نوبت کاری فعالیت میکرد، اما هیچگاه اجازه نمیداد خستگی کار بر نشاط و صمیمیت خانواده تأثیر بگذارد و همواره تلاش میکرد با سفرها و لحظات شاد، خاطرات خوشی برای آنان رقم بزند.
غریبی با اشاره به روحیه جهادی شهید عشقی بیان کرد: او هیچگاه از خدمت به مردم خسته نمیشد و هرجا احساس نیاز میشد، با سرعت حضور پیدا میکرد. با آغاز «جنگ رمضان» نیز روح ناآرام حسین او را بار دیگر به میدان خدمت کشاند. زمانی که برای دومین بار عازم تهران شد، به او گفتم: «حسین جان، تو در زلزله کرمانشاه، سیل آققلا و جنگ ۱۲ روزه حضور داشتی؛ دیگر چه دینی به این خاک داری؟ بمان کنار همسر و فرزندت.» اما او با نگاهی عمیق پاسخ داد: «میروم تا خانوادهام در امنیت و رفاه بمانند و دست دشمن به حریم خانه ما نرسد.»
وی همچنین با اشاره به ارادت شهید عشقی به اهلبیت(ع) گفت: اربعین که فرا میرسید، حسین دیگر تنها پرستار بخش آیسییو نبود؛ او خادمی کوچک در مسیر زائران حضرت سیدالشهدا(ع) میشد. تماسهای تصویریاش از مسیر پیادهروی اربعین را هرگز فراموش نمیکنم؛ در حالی که خستگی در چهرهاش نمایان بود، با شور و شوق از مداوای پاهای تاولزده زائران سخن میگفت.
این پرستار بیمارستان شهید هاشمینژاد در پایان گفت: حسین عشقی مردی بود که در گمنامی بزرگی میکرد. کارهای خیر خود را پنهان نگه میداشت و بیهیچ توقعی بذر امید در دلها میکاشت. او با شهادتش ما را از خواب غفلت بیدار کرد و نشان داد میتوان در میان مشغلههای دنیوی نیز آسمانی زندگی کرد. بیتردید جای آن برادر و رفیق همواره در قلب من خالی خواهد بود و امیدوارم در روز محشر شفیع ما باشد.