96.jpg - 21.54 kBروان‌پزشک و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد با اشاره به پیامدهای روانی بحران‌های اجتماعی بر زندگی خانوادگی گفت: در شرایط بحران، رابطه زوجی بیش از هر زمان دیگری در معرض فشار قرار می‌گیرد؛ فشاری که علاوه بر شرایط بیرونی، ناامنی‌ها، ترس‌ها و الگوهای دلبستگی قدیمی افراد را نیز فعال می‌کند.

دکتر علی ثاقبی در گفت‌وگو با وبدا اظهار کرد: در روزهای بحران، تنها خیابان‌ها، بازارها، دانشگاه‌ها و بیمارستان‌ها زیر فشار قرار نمی‌گیرند، بلکه خانه‌ها نیز درگیر این فشار می‌شوند و یکی از نخستین جاهایی که این تنش در آن نمایان می‌شود، رابطه زوجی است.

وی افزود: برای درک آنچه در روابط زوج‌ها در چنین شرایطی رخ می‌دهد، نمی‌توان صرفاً به افزایش عصبانیت یا کم‌حوصلگی افراد اشاره کرد. بحران‌ها علاوه بر ایجاد فشارهای جدید، لایه‌های قدیمی‌تر ناامنی را نیز فعال می‌کنند. از این‌رو، رابطه زوجی در زمان بحران صرفاً رابطه میان دو فرد خسته و مضطرب نیست، بلکه صحنه‌ای است که در آن آسیب‌پذیری‌های گذشته، سبک‌های دلبستگی، ترس‌های قدیمی و فشارهای کنونی هم‌زمان فعال می‌شوند.

این عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد ادامه داد: بحران‌های جمعی در خلأ رخ نمی‌دهند. هر فرد با پیشینه‌ای از تجربه‌های عاطفی، ناامنی‌ها، رهاشدگی‌ها و زخم‌های گذشته وارد رابطه می‌شود. در روزهای آرام، بسیاری از این الگوها در دل زندگی روزمره پنهان می‌مانند، اما در شرایطی که تهدید و بی‌ثباتی افزایش می‌یابد، این الگوهای پنهان دوباره فعال‌تر می‌شوند.

دکتر ثاقبی با اشاره به مفهوم «سبک دلبستگی» گفت: سبک دلبستگی به شیوه‌ای اشاره دارد که افراد در روابط اولیه زندگی خود برای مواجهه با نزدیکی، فاصله و ناامنی یاد گرفته‌اند. در بحران‌ها این الگوها پررنگ‌تر می‌شوند؛ به‌گونه‌ای که در دلبستگی اضطرابی، فرد نسبت به فاصله یا سکوت حساس‌تر شده و بیشتر به دنبال نشانه‌های اطمینان و محبت است، در حالی که در دلبستگی اجتنابی، فرد در مواجهه با فشار عاطفی بیشتر به عقب‌نشینی و فاصله‌گرفتن گرایش پیدا می‌کند.

وی افزود: مشکل زمانی ایجاد می‌شود که این تفاوت‌ها به‌عنوان نشانه‌ای از کمبود محبت یا تعهد تعبیر شود. در چنین وضعیتی، یکی ممکن است فاصله همسر را نشانه بی‌علاقگی بداند و دیگری فشار برای نزدیکی را نشانه درک‌نشدن تلقی کند. از این نقطه به بعد، بحران تنها در بیرون از رابطه نیست، بلکه وارد خود رابطه نیز شده است.

این روان‌درمانگر ادامه داد: در شرایط بحران، رفتارهای آشنا ممکن است معنایی متفاوت پیدا کنند. سکوتی که پیش‌تر نشانه خستگی بود، ممکن است به‌عنوان طرد یا بی‌اعتنایی تعبیر شود و نگرانی‌ای که زمانی مراقبت تلقی می‌شد، ممکن است به شکل فشار یا کنترل‌گری برداشت شود.

دکتر ثاقبی با اشاره به نقش واکنش‌های جسمی در این شرایط گفت: زمانی که بدن برای مدت طولانی در حالت آماده‌باش قرار می‌گیرد، آستانه تحمل افراد کاهش می‌یابد. در نتیجه، افراد زودتر می‌رنجند، سریع‌تر حالت دفاعی پیدا می‌کنند و عبور از سوءتفاهم‌ها دشوارتر می‌شود. بنابراین کاهش حوصله یا تندی در رفتار لزوماً نشانه کاهش علاقه نیست، بلکه می‌تواند پیامد فشار مزمن بر بدن و روان باشد. 

وی با بیان اینکه بحران‌ها بر صمیمیت زوج‌ها نیز اثر می‌گذارند، افزود: بدنی که برای مدت طولانی در وضعیت اضطراب و خستگی قرار دارد، کمتر آماده تجربه صمیمیت عاطفی و جنسی است. از این‌رو، کاهش میل یا فاصله‌گیری بدنی نباید فوراً نشانه بی‌علاقگی یا پایان رابطه تلقی شود، هرچند این تغییرات نیز نیازمند توجه است.

این روان‌پزشک همچنین گفت: در شرایط بحران، اختلاف‌های ظاهراً عملی نیز بار عاطفی پیدا می‌کنند؛ برای مثال، مسائل مالی می‌تواند با احساس امنیت و آینده گره بخورد و موضوعاتی مانند مهاجرت یا فرزندآوری نیز به نگرانی‌ها و امیدهای متفاوت زوج‌ها پیوند بخورد.

به گفته وی، در خانواده‌هایی که دارای فرزند هستند، فشار بحران تنها میان زوج باقی نمی‌ماند و ممکن است به کودک نیز منتقل شود. اختلاف نظر درباره نحوه محافظت از کودک یا توضیح شرایط به او می‌تواند خود به منبع تازه‌ای از تنش تبدیل شود.

دکتر ثاقبی یکی از خطرناک‌ترین وضعیت‌ها را زمانی دانست که زوج‌ها رنج مشترک را به دشمنی متقابل تبدیل می‌کنند و گفت: در این حالت، به‌جای پذیرش اینکه هر دو زیر فشار قرار دارند، یکی دیگری را منشأ مشکلات می‌داند و رابطه‌ای که می‌توانست پناهگاه باشد، به میدان تازه‌ای از بحران تبدیل می‌شود.

وی با اشاره به الگویی رایج در این شرایط افزود: بسیاری از زوج‌ها وارد چرخه «تعقیب و عقب‌نشینی» می‌شوند؛ به این معنا که یکی برای دریافت اطمینان بیشتر فشار می‌آورد و دیگری برای حفظ آرامش فاصله می‌گیرد. تداوم این چرخه به‌تدریج رابطه را فرسوده می‌کند.

این روان‌پزشک تأکید کرد: یکی از مهم‌ترین اقدام‌ها در چنین شرایطی تمایز قائل شدن میان همسر و بحران است. تفاوت زیادی میان این دو نگاه وجود دارد که «تو منشأ فشار منی» یا «این فشار بیرونی ما را فرسوده کرده است.» نگاه دوم می‌تواند از شدت دشمنی بکاهد و امکان همدلی را افزایش دهد.

وی در ادامه به برخی راهکارهای عملی اشاره کرد و گفت: نام‌گذاری فشار مشترک، بیان درخواست‌های مشخص به جای شکایت‌های کلی، کاهش مواجهه مداوم با اخبار، مکث پیش از ادامه بحث و به تعویق انداختن گفت‌وگوهای دشوار در زمان خستگی می‌تواند از تشدید تنش جلوگیری کند.

دکتر ثاقبی در عین حال هشدار داد: اگر در رابطه تهدید، خشونت، اجبار، تحقیر مزمن، کنترل‌گری شدید یا تعرض به مرزهای جسمی و روانی وجود داشته باشد، دیگر با تنش معمول میان دو فرد فرسوده روبه‌رو نیستیم. در چنین شرایطی، مسئله اصلی ایمنی است و هیچ بحران جمعی‌ای توجیه‌کننده خشونت خانگی نیست.

وی در پایان خاطرنشان کرد: اگر آنچه میان زوج‌ها رخ می‌دهد بیشتر ناشی از فرسودگی، ترس و سوءتفاهم باشد، هنوز امکان مداخله و ترمیم وجود دارد. شناخت فشارها، کاهش دشمن‌سازی و کمک گرفتن از متخصص می‌تواند مانع از آن شود که رابطه زیر فشار بحران‌های بیرونی از درون فروبپاشد.

 

 

خبرهای روز

اطلاعات تماس سامانه خبری وب دا

Image
آدرس: مشهد، خیابان دانشگاه، ساختمان قرشی
کد پستی :۹۱۷۷۸۹۹۱۹۱
نمابر: ۳۸۴۳۶۸۲۷ ۰۵۱
رایانامه :webda@mums.ac.ir
سامانه پیام کوتاه: ۳۰۰۰۲۱۹۱
Image
Image
Image
Image
Image
Image
Image