• 1405/08/10
  • - تعداد بازدید: 80
  • زمان مطالعه : 12 دقیقه

از جنوب لبنان تا شاهرود؛ روایت دو خواهر دانشجوی پزشکی که قرآن را چراغ راه زندگی می‌دانند

667

 

دو خواهر لبنانی و دانشجوی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، که انس با قرآن را از فضای خانوادگی و کلاس‌های قرآنی دوران کودکی آغاز کرده‌اند، در سی‌امین جشنواره قرآن و عترت وزارت بهداشت موفق به کسب رتبه‌های دوم و سوم رشته ترتیل شدند؛ موفقیتی که برای لیلی و زینب مسلمانی، فراتر از نتیجه یک رقابت، تجربه‌ای تازه از هم‌نشینی با قاریان و انگیزه‌ای برای تداوم مسیر قرآنی‌شان بود.

مسیر قرآنی لیلی و زینب مسلمانی از خانه‌ای در جنوب لبنان آغاز شد؛ خانه‌ای که صدای تلاوت قرآن در آن بخشی از زندگی روزمره بود. امروز این دو خواهر در کنار تحصیل در رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، همچنان به فعالیت‌های قرآنی پایبندند و چندی پیش برای شرکت در مرحله حضوری سی‌امین جشنواره قرآن و عترت راهی شاهرود شدند؛ سفری که دستاورد آن، کسب دو رتبه برتر در رشته ترتیل و تجربه‌ای ارزشمند از حضور در جمع قاریان قرآن بود.

لیلی، خواهر کوچک‌تر زینب و ۲۱ ساله، در این دوره از جشنواره رتبه سوم رشته ترتیل را کسب کرد و خواهرش زینب نیز در همین رشته به رتبه دوم دست یافت. موفقیتی که ریشه آن را باید در سال‌های کودکی و در فضایی جست‌وجو کرد که خانواده، به‌ویژه مادر، نقش مهمی در شکل‌گیری و استمرار علاقه این دو خواهر به قرآن داشت.

لیلی وقتی از آغاز این مسیر سخن می‌گوید، به سال‌های کودکی در لبنان بازمی‌گردد؛ زمانی که همراه خواهرش در کلاس‌های قرآنی شرکت می‌کردند و آموزش حفظ قرآن را آغاز کردند. با گذشت زمان، علاقه آن‌ها بیشتر به سمت تلاوت و ترتیل سوق پیدا کرد و این فعالیت به‌تدریج به بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی‌شان تبدیل شد.

مادر در شکل‌گیری این علاقه و استمرار آن نقش پررنگی داشت و همواره دخترانش را به ماندن در مسیر قرآن تشویق می‌کرد. توصیه‌اش روشن بود: «اول قرآن، بعد پزشکی.» جمله‌ای که برای لیلی تنها یک توصیه خانوادگی نبود، بلکه یادآور این معنا بود که در میان درس‌ها، آزمون‌ها و مسئولیت‌های زندگی، نباید از آنچه به انسان آرامش و جهت می‌دهد، فاصله گرفت.

خانه‌ای که صبح‌هایش با صدای قرآن آغاز می‌شد

علاقه لیلی و زینب به قرآن در خانواده‌ای شکل گرفت که کلام وحی در آن حضوری همیشگی داشت. پدربزرگ مادری‌شان به مطالعه کتاب‌های دینی، به‌ویژه نهج‌البلاغه و قرآن، علاقه‌مند بود و پدر و مادرشان نیز هر روز قرآن می‌خواندند؛ عادتی که از سال‌های نخست کودکی در ذهن دو خواهر نقش بست.

لیلی از صبح‌هایی یاد می‌کند که هنوز به سن مدرسه نرسیده بودند و تلویزیون خانه روشن می‌شد؛ صدای تلاوت قرآن با صوت منشاوی، فضای خانه را پر می‌کرد. آشنایی او با قرآن نه با تصمیمی ناگهانی، بلکه با همین تصویرهای ساده و تکرارشونده آغاز شد؛ با شنیدن تلاوت‌ها، همراهی با خانواده و حضور در کلاس‌هایی که معلمان قرآنی در روستای محل زندگی‌شان برگزار می‌کردند.

شاید به همین دلیل است که امروز، وقتی از قرآن سخن می‌گوید، آن را از زندگی جدا نمی‌داند. قرآن برای او تنها مجموعه‌ای از آیات برای حفظ کردن یا تلاوت در مسابقات نیست، بلکه راهی برای فهم روزهای دشوار و یافتن آرامش در لحظه‌های نگرانی است.

وقتی آیات قرآن به روزهای دشوار می‌رسند

لیلی برای توضیح جایگاه قرآن در زندگی‌اش، به آیه‌ای از سوره اسراء اشاره می‌کند که قرآن را هدایت‌کننده به استوارترین راه‌ها معرفی می‌کند. او این آیه را یادآور مسیری می‌داند که انسان برای یافتن هدایت باید در پیش بگیرد.

در نگاه او، این هدایت به روزهای آرام و بی‌دغدغه محدود نمی‌شود؛ بلکه درست در روزهایی که زندگی دشوارتر می‌شود، انسان بیش از همیشه به معنایی برای ادامه دادن نیاز دارد؛ معنایی که لیلی آن را در آیات قرآن جست‌وجو می‌کند.

او همچنین به آیه دوم سوره ملک اشاره می‌کند که آفرینش مرگ و زندگی را برای آزمودن انسان‌ها و آشکار شدن نیکوکرداری آنان بیان می‌کند. از نظر او، سختی‌ها نیز می‌توانند فرصتی برای سنجیده شدن ایمان و رفتار انسان باشند؛ فرصتی برای آنکه در میان نگرانی‌ها، راه درست را فراموش نکند.

آیه ۲۴۹ سوره بقره نیز از دیگر آیاتی است که لیلی به آن اشاره می‌کند؛ آیه‌ای که از پیروزی گروهی اندک بر گروهی بزرگ‌تر به اذن خداوند سخن می‌گوید. او این آیه را یادآور این باور می‌داند که شمار افراد و قدرت ظاهری، تنها معیار سنجش سرانجام یک مسیر نیست.

داستان حضرت ابراهیم(ع) نیز برای او چنین معنایی دارد. به باور لیلی، روایت پیامبری که در برابر آتش و تهدید ایستاد و بر خداوند توکل کرد، می‌تواند در روزهای دشوار به انسان امید ببخشد. او معتقد است داستان‌های قرآن به مؤمنان یادآوری می‌کنند که حتی در شرایطی که قدرت طرف مقابل بیشتر به نظر می‌رسد، نباید امید به یاری خداوند را از دست داد.

برای لیلی، این نگاه تنها برداشتی نظری از آیات نیست؛ او می‌گوید در زندگی شخصی خود نیز بارها برای رسیدن به آرامش به قرآن پناه برده است.

سوره‌هایی برای روزهای نگرانی؛ از اضطراب آزمون تا آرامش تلاوت

یکی از خاطره‌هایی که لیلی از تأثیر قرآن در زندگی خود تعریف می‌کند، به روزهای پیش از اعلام نتایج آزمون علوم پایه پزشکی بازمی‌گردد؛ زمانی که نگران نتیجه آزمون بود و نمی‌دانست چه اتفاقی در انتظارش است. در همان روزها، تلاوت سوره انفال را آغاز کرد و هر روز به خواندن آن ادامه داد.

او از آرامشی می‌گوید که در این تلاوت‌های روزانه تجربه کرده است؛ احساسی که کمک می‌کرد نگرانی‌هایش را بهتر تحمل کند و با امید بیشتری منتظر اعلام نتیجه بماند.

سوره فجر نیز جایگاه ویژه‌ای در دل او دارد. لیلی می‌گوید علاقه‌اش به این سوره با شنیدن این موضوع بیشتر شد که از آن با عنوان سوره امام حسین(ع) نیز یاد می‌شود.

در میان آیات دیگری که برای او معنای خاصی دارند، آیه ۱۶ سوره ق نیز جای گرفته است؛ آیه‌ای که به نزدیکی خداوند به انسان اشاره می‌کند. لیلی به یاد می‌آورد که پیش‌تر این آیه در فضای دانشکده و پیش از آغاز آزمون‌ها پخش می‌شد؛ اتفاقی که به گفته او، احساس آرامش و همراهی برایش به همراه داشت. او امیدوار است این رسم دوباره برقرار شود تا دانشجویان نیز پیش از آزمون‌ها از این یادآوری معنوی بهره‌مند شوند.

در روایت او، قرآن گاهی در قالب تلاوت روزانه، گاهی در هیأت آیه‌ای آشنا و گاهی در یادآوری داستان پیامبران حضور پیدا می‌کند؛ اما حاصل همه این تجربه‌ها برایش یک چیز است: امیدی که در روزهای دشوار، امکان ادامه دادن را فراهم می‌کند.

از تردید برای آمدن به ایران تا تجربه‌ای سرشار از امید

لیلی در کنار خاطرات قرآنی خود، از تصمیم مهم دیگری در زندگی‌اش نیز سخن می‌گوید؛ تصمیم برای ادامه تحصیل در ایران.

او برای آمدن به ایران تردید داشت. دوری از خانه و احتمال دشواری‌های مسیر، تصمیم‌گیری را برایش آسان نمی‌کرد؛ با این حال، درخواست خود را ثبت کرد و منتظر ماند.

به گفته لیلی، خبر پذیرش او مدتی بعد، در روز شهادت حضرت ام‌البنین(س)، به دستش رسید. او این اتفاق را لطف خداوند می‌داند و از آن به‌عنوان تجربه‌ای با معنای ویژه یاد می‌کند؛ گویی پس از دوره‌ای از تردید، راهی پیش رویش قرار گرفته بود که انتظارش را نداشت.

لیلی در این خاطره از گشایشی سخن می‌گوید که گاهی از مسیری پیش‌بینی‌نشده به زندگی انسان می‌رسد. او می‌گوید بارها پیش آمده که از موضوعی ناراحت شده یا گریه کرده است، اما چند روز بعد اتفاقی رخ داده که شرایط را تغییر داده و امید تازه‌ای به او بخشیده است.

این تجربه‌ها برای او نشانه‌هایی از لطف الهی هستند؛ نشانه‌هایی که باعث شده‌اند بیش از پیش به دعا، توکل و ارتباط با قرآن تکیه کند.

جنوب لبنان؛ روزهای دشوار و پناه بردن به امید

وقتی صحبت به لبنان می‌رسد، لحن روایت لیلی جدّی‌تر می‌شود. او که در جنوب لبنان متولد شده، از روزهایی سخن می‌گوید که مردم کشورش با دشواری‌ها و آزمون‌های سنگینی روبه‌رو هستند. در چنین شرایطی، آیات قرآن برای او تنها متونی برای تلاوت نیستند، بلکه راهی برای معنا دادن به رنج، حفظ امید و پایداری در باورهای شخصی به شمار می‌روند.

لیلی به آیاتی اشاره می‌کند که از صبر، آزمون و توکل سخن می‌گویند. او معتقد است مؤمنان باید در روزهای سخت نیز بر باورهای خود پایبند بمانند و از کمک به مظلومان دست نکشند.

در همین چارچوب، به روایتی از توصیه‌های امام علی(ع) به امام حسن(ع) و امام حسین(ع) اشاره می‌کند و بر اهمیت یاری رساندن به مظلوم و تسلیم نشدن در برابر دشمن تأکید می‌گذارد. لیلی این نگاه را با باورهای خود درباره شرایط لبنان پیوند می‌دهد و می‌گوید دفاع از مظلومان، حتی در شرایط دشوار، مسئولیتی است که نباید به‌آسانی از آن چشم پوشید.

او همچنین امیدوار است مردم لبنان و دیگر نقاط جهان بتوانند با شناخت بهتر جایگاه و اهداف جریان‌های مختلف، درباره تحولات منطقه آگاهانه قضاوت کنند.

برای لیلی، آنچه در این روزها اهمیت دارد، حفظ امید و پایبندی به ارزش‌هایی است که در قرآن آموخته است؛ ارزش‌هایی مانند صبر، توکل و حمایت از انسان‌هایی که در معرض ظلم و آسیب قرار دارند.

دو خواهر، دو رتبه و یک مسیر مشترک در جشنواره قرآن و عترت

در میان خاطرات و باورهای این دو خواهر، جشنواره قرآن و عترت سال ۱۴۰۵ فرصتی فراهم کرد تا سال‌ها انس با قرآن در قالب رقابتی قرآنی جلوه پیدا کند.

لیلی می‌گوید این نخستین بار بود که در این جشنواره شرکت می‌کرد. او در مرحله نخست، فایل صوتی تلاوت خود را برای جشنواره ارسال کرد و پس از آن، همراه خواهرش زینب برای حضور در مرحله حضوری به شاهرود رفت.

این سفر در شرایطی انجام شد که لیلی برای آزمون علوم پایه پزشکی نیز آماده می‌شد و نگرانی‌های مربوط به آن آزمون همچنان همراهش بود. او پیش از تصمیم‌گیری برای حضور در مرحله حضوری، با مادرش مشورت کرد. پاسخ مادر روشن بود: حتماً به مسابقات بروید؛ قرآن به شما کمک می‌کند و نباید نگران باشید.

لیلی به توصیه مادر عمل کرد و راهی شاهرود شد. او از فضای جشنواره و برخورد میزبانان با رضایت یاد می‌کند و می‌گوید مهربانی و توجه به قرآن در ایران، تجربه‌ای خوشایند برای او و خواهرش بوده است.

آنچه بیش از همه توجه او را جلب کرد، سطح آمادگی شرکت‌کنندگان بود. به گفته لیلی، مشاهده توانایی و آمادگی دیگر قاریان باعث شد با انگیزه بیشتری به ادامه مسیر قرآنی خود فکر کند.

نتیجه این حضور نیز برای دو خواهر خوشایند بود؛ زینب مسلمانی رتبه دوم رشته ترتیل را به دست آورد و لیلی در جایگاه سوم قرار گرفت. دو رتبه‌ای که برای آن‌ها تنها نتیجه یک رقابت نبود، بلکه حاصل مسیری بود که از کودکی، در کنار خانواده و با تشویق مادر آغاز شده بود.

پزشکی و انس با قرآن؛ دو مسیر در خدمت زندگی و انسان

لیلی معتقد است بسیاری از افراد تصور می‌کنند ورود به فعالیت‌های قرآنی به زمان زیادی نیاز دارد یا مسیری دشوار است؛ اما تجربه شخصی او نشان داده است که با آغاز این مسیر، خود قرآن نیز می‌تواند به انسان برای ادامه دادن کمک کند.

او معارف قرآنی را برای زندگی روزمره ضروری می‌داند و باور دارد انسان برای رسیدن به آرامش، شناخت بهتر خود و انتخاب راه درست، می‌تواند پاسخ بسیاری از پرسش‌هایش را در قرآن جست‌وجو کند.

برای او، پزشک شدن و انس با قرآن دو مسیر جدا از هم نیستند. پزشکی دانشی برای خدمت به انسان‌هاست و قرآن، به باور او، راهنمایی برای آنکه این مسیر با معنا، آرامش و مسئولیت‌پذیری همراه باشد.

لیلی در پایان به توصیه‌ای اشاره می‌کند که به گفته او، رهبر شهیدشان همواره بر آن تأکید داشت؛ اینکه انسان در طول روز، حتی اگر فرصت محدودی دارد، دست‌کم یک صفحه یا نیم‌صفحه قرآن بخواند. او امیدوار است این توصیه به عادتی روزانه تبدیل شود؛ عادتی ساده که می‌تواند راه ارتباط با قرآن را در زندگی پرمشغله امروز باز نگه دارد.

روایت لیلی و زینب مسلمانی، روایت دو خواهری است که از جنوب لبنان آمده‌اند، در مسیر تحصیل پزشکی قدم برمی‌دارند و در کنار یکدیگر تلاوت قرآن را ادامه می‌دهند. آن‌ها در خانه‌ای با صدای قرآن بزرگ شده‌اند و امروز، در میان درس‌ها، آزمون‌ها و دغدغه‌های زندگی، همچنان به همان صدا بازمی‌گردند؛ به آیاتی که برایشان یادآور امید، آرامش و راهی برای نزدیک‌تر شدن به خداوند است.

شاید راز ماندگاری قرآن در زندگی این دو خواهر همین باشد؛ اینکه قرآن برای آن‌ها تنها به لحظه‌های خاص یا روزهای برگزاری مسابقات محدود نمی‌شود، بلکه در صبح‌های خانه، اضطراب پیش از امتحان، تصمیم‌های بزرگ زندگی و روزهای دشوار لبنان نیز حضور دارد؛ حضوری که می‌تواند از تلاوت یک صفحه آغاز شود و به چراغی برای ادامه مسیر زندگی تبدیل شود.

 

 

  • گروه خبری : آموزش,فرهنگی
  • کد خبری : 192350
کلیدواژه
مسئول  پایگاه خبری وبدا
مؤلف

مسئول پایگاه خبری وبدا

نظرات

0 تعداد نظرات

درج نظر