• 1405/07/25
  • - تعداد بازدید: 17
  • زمان مطالعه : 10 دقیقه

از قله‌های کوهستان تا لبخند بیماران؛ روایت دانشجوی دندان‌پزشکی که درس و خدمت را در کنار هم پیش می‌برد

 

محمدعرفان علیشاهی، دانشجوی سال آخر دندان‌پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، در کنار فعالیت‌های علمی و آموزشی، کوهنوردی و حضور در اردوهای جهادی را به بخش جدایی‌ناپذیر زندگی دانشجویی خود تبدیل کرده است؛ مسیری که برای او از نظم و مسئولیت‌پذیری در کوهستان تا خدمت به مردمی که چشم‌انتظار درمان هستند، امتداد پیدا می‌کند.

ساعت از ۹ شب گذشته بود. فعالیت گروه درمانی جهادی در قرارگاه به پایان رسیده بود و بیشتر اعضای گروه برای استراحت محل خدمت‌رسانی را ترک کرده بودند؛ اما محمدعرفان علیشاهی همچنان کنار یونیت دندان‌پزشکی مانده بود. مادری سالمند که پیش‌تر نیز دو مرحله خدمات درمانی دریافت کرده بود، همچنان به رسیدگی بیشتری نیاز داشت و او نمی‌خواست این فرصت ناتمام بماند.

حدود ساعت ۱۱ شب، درمان به پایان رسید. بانوی سالخورده با چشمانی نمناک از اشک شوق، دعای خیری برای این دانشجوی جوان زیر لب زمزمه کرد و با هدیه‌کردن تسبیحی زیبا از او قدردانی کرد؛ لحظه‌ای که خستگی ساعت‌ها کار را به خاطره‌ای ماندگار تبدیل کرد.

این صحنه، یکی از تجربه‌های به‌یادماندنی محمدعرفان علیشاهی در اردوهای جهادی است؛ دانشجویی که زندگی دانشگاهی‌اش تنها به کلاس درس و محیط درمانگاه محدود نشده و در کنار تحصیل دندان‌پزشکی، با کوهنوردی، فعالیت‌های علمی و مشارکت‌های دانشجویی گره خورده است. او کوهستان را فرصتی برای آموختن نظم و همراهی می‌داند و اردوهای جهادی را میدانی برای تجربه مسئولیت اجتماعی و قرارگرفتن دانش و مهارت در مسیر خدمت به مردم.

از کنکور تا تجربه‌های متنوع دانشگاهی

محمدعرفان علیشاهی، متولد مشهد و ساکن این شهر، پس از یک سال تلاش بیشتر برای کنکور سراسری، در دومین سال شرکت در این آزمون با رتبه ۱۷۲ وارد رشته دندان‌پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد شد؛ انتخابی که آغاز مسیری فراتر از آموزش‌های تخصصی این رشته بود.

او از سال‌های دانشجویی در انجمن ورزشی دانشگاه فعالیت کرد و مدتی نیز دبیری این انجمن را بر عهده داشت. تلاش برای افزایش مشارکت دانشجویان در برنامه‌های ورزشی و ایجاد فرصت‌هایی برای تجربه فعالیت‌های جمعی، بخشی از مسئولیت‌هایی بود که در این دوره دنبال کرد.

فعالیت‌های علمی و پژوهشی، همکاری با انجمن‌های علمی و کمیته توسعه آموزش و مشارکت در برگزاری کارگاه‌ها، سمینارها، سمپوزیوم‌ها و کنگره‌ها نیز در کنار برنامه‌های فرهنگی و اردوهای جهادی، بخش دیگری از تجربه‌های دوران دانشجویی او را شکل داد.

علیشاهی دانشگاه را صرفاً محلی برای فراگیری یک تخصص نمی‌داند، بلکه آن را فرصتی برای شناخت توانایی‌های فردی، تعامل با افراد مختلف و یادگیری مهارت‌هایی می‌بیند که لزوماً در کتاب‌های درسی آموزش داده نمی‌شوند؛ مهارت‌هایی همچون برنامه‌ریزی، مدیریت زمان، همکاری گروهی و مسئولیت‌پذیری.

از نگاه این دانشجوی دندان‌پزشکی، رشد متوازن زمانی اتفاق می‌افتد که تحصیل در کنار توجه به خانواده، معنویت، تفریح و سلامت روح و روان قرار گیرد و زندگی دانشجو به یک بُعد محدود نماند.

کوهستان؛ کلاس درس نظم، فروتنی و همراهی

کوهنوردی برای علیشاهی با تجربه‌ای ساده آغاز شد، اما به‌تدریج جایگاه ویژه‌ای در زندگی او پیدا کرد. اکنون کوهستان برایش تنها مقصدی برای رسیدن به قله نیست؛ فرصتی است برای فاصله‌گرفتن از شلوغی زندگی شهری، لذت‌بردن از طبیعت و شناخت بهتر توانایی‌ها و محدودیت‌های فردی.

هر صعود، پیش از آغاز، به برنامه‌ریزی دقیق نیاز دارد؛ از بررسی مسیر و وضعیت آب‌وهوا گرفته تا آماده‌کردن تجهیزات و هماهنگی اعضای گروه. علیشاهی معتقد است همین نظم و برنامه‌ریزی، به‌تدریج بر زندگی روزمره او نیز تأثیر گذاشته و اهمیت اولویت‌بندی کارها و مدیریت زمان را برایش پررنگ‌تر کرده است.

با این حال، درس مهم کوهستان از نگاه او تنها نظم نیست؛ فروتنی و همراهی نیز در این مسیر معنا پیدا می‌کنند. در یک گروه کوهنوردی، سریع‌تر حرکت‌کردن یا توان جسمانی بیشتر، به‌تنهایی معیار موفقیت نیست. گاهی لازم است فرد از سرعت خود بکاهد، منتظر هم‌تیمی‌اش بماند یا برای کمک به او از آسایش خود صرف‌نظر کند.

او همچنین حضور در طبیعت را فرصتی برای آرامش و بازیابی انرژی می‌داند؛ تجربه‌ای که در کنار دشواری‌های مسیر، تحمل خستگی و مواجهه با شرایط پیش‌بینی‌نشده، به شناخت بهتر خود و رشد فردی کمک می‌کند.

وقتی ایمنی از رسیدن به قله مهم‌تر می‌شود

یکی از تجربه‌های ماندگار علیشاهی به صعودی زمستانی بازمی‌گردد؛ برنامه‌ای که با حضور گروهی کوچک و در شرایط سرمای شدید و برف تا زانو انجام می‌شد.

در جریان این صعود، یکی از اعضای گروه که جلوتر از دیگران حرکت می‌کرد، دچار پیچ‌خوردگی پا شد. از همان لحظه، هدف گروه تغییر کرد و به‌جای ادامه مسیر و رسیدن به قله، پایین‌آوردن هم‌تیمی آسیب‌دیده در اولویت قرار گرفت. اعضای گروه با دشواری او را به پایین منتقل کردند و صعود نیمه‌تمام ماند.

این تجربه برای علیشاهی یادآور اهمیت تصمیم‌گیری مسئولانه در کوهستان بود؛ اینکه بی‌احتیاطی یا اصرار بر ادامه مسیر می‌تواند نه‌تنها یک نفر، بلکه تمام اعضای گروه را در معرض خطر قرار دهد.

به باور او، آمادگی جسمانی و داشتن کفش مناسب به‌تنهایی برای کوهنوردی کافی نیست. بررسی شرایط آب‌وهوایی و مسیر، همراه‌داشتن پوشاک مناسب، دستکش، کلاه، آب و غذای کافی و تجهیزات امدادی و همچنین توانایی ارزیابی شرایط و صرف‌نظرکردن از ادامه برنامه در زمان لازم، از ضرورت‌های این فعالیت به شمار می‌روند.

علیشاهی تاکنون در خراسان رضوی و چند استان دیگر به قله‌های مختلف صعود کرده و دماوند را چهار بار فتح کرده است. او تجربه صعود به قله‌هایی همچون سبلان و علم‌کوه را نیز در کارنامه خود دارد و در قالب طرح «سیمرغ»، مسیر صعود به بلندترین قله‌های استان‌های کشور را دنبال می‌کند.

با این حال، برای او ارزش یک صعود تنها به نام قله و ثبت موفقیت محدود نمی‌شود؛ همراهی دوستان، تجربه مسیر و درس‌هایی که از دشواری‌های راه می‌آموزد نیز بخشی از معنای این تجربه هستند.

اردوهای جهادی؛ پیوند دانش دندان‌پزشکی با نیازهای مردم

در کنار کوهنوردی، اردوهای جهادی بخش مهم دیگری از زندگی دانشجویی علیشاهی را تشکیل می‌دهند؛ فعالیت‌هایی که به او امکان داده‌اند دانش و مهارت‌های تخصصی خود را در مواجهه با نیازهای واقعی مردم به کار گیرد.

دندان‌پزشکی از جمله حوزه‌هایی است که دریافت خدمات آن می‌تواند هزینه‌بر باشد و دسترسی به درمان برای همه افراد به یک اندازه آسان نیست. علیشاهی در جریان اردوهای جهادی با افرادی روبه‌رو شده است که برای دریافت خدمات درمانی، مسافت زیادی را طی می‌کنند و گاه مدت‌ها در انتظار رسیدگی می‌مانند.

در چنین شرایطی، تعداد زیاد مراجعه‌کنندگان در کنار محدودیت زمان و امکانات، برنامه‌ریزی برای ارائه خدمات را دشوار می‌کند. اعضای گروه تلاش می‌کنند با مدیریت ظرفیت موجود، امکان بهره‌مندی افراد بیشتری از خدمات درمانی را فراهم کنند؛ با این حال، گاهی نیازهای درمانی برخی بیماران فراتر از امکانات همان نوبت است و ادامه درمان به فرصت و منابع بیشتری نیاز دارد.

برای یک دانشجوی جوان که با هدف کمک به مردم در این اردوها حضور پیدا کرده است، دیدن بیماری که همچنان به درمان نیاز دارد اما امکان رسیدگی کامل به او فراهم نیست، تجربه‌ای دشوار و تأمل‌برانگیز است.

خاطره مادری که تا ساعت ۱۱ شب چشم‌انتظار درمان ماند

خاطره مادری سالمند در یکی از مناطق حاشیه‌ای مشهد، نمونه‌ای از همین تجربه‌هاست؛ بانویی که با دندان‌های شکسته و نگرانی از وضعیت دهان و دندان خود به قرارگاه جهادی مراجعه کرده بود و با وجود دریافت خدمات در دو مرحله، همچنان به درمان بیشتری نیاز داشت.

ازدحام مراجعه‌کنندگان و محدودیت امکانات، امکان اختصاص زمان نامحدود به هر بیمار را فراهم نمی‌کرد؛ اما علیشاهی متوجه شد که این مادر همچنان چشم‌انتظار تکمیل درمان است.

با پایان فعالیت گروه در حدود ساعت ۹ شب، بیشتر اعضا محل را ترک کردند، اما او ماند تا رسیدگی به وضعیت دندان‌های این بانوی سالمند را ادامه دهد. دو ساعت بعد، درمان به پایان رسید و قدردانی صمیمانه بیمار، آن شب را به یکی از خاطره‌های ماندگار دوران دانشجویی او تبدیل کرد.

هدیه تسبیحی که این مادر سالمند به دندان‌پزشک جوان داد، برای علیشاهی بیش از یک یادگاری ارزش داشت؛ نشانه‌ای از محبت و رضایتی که خستگی ساعت‌های طولانی خدمت را برای او به شیرینی تبدیل کرد.

علیشاهی اردوهای جهادی را فرصتی برای خدمت و یادگیری می‌داند. به گفته او، دانشجویان در این فضا با شرایط واقعی زندگی مردم و نیازهای درمانی آنان از نزدیک آشنا می‌شوند و تجربه‌هایی به دست می‌آورند که در کنار آموزش‌های دانشگاهی، به شکل‌گیری نگاه حرفه‌ای و مسئولانه‌تر آنان کمک می‌کند.

وی در عین حال، تأکید دارد که انگیزه اصلی حضور در این اردوها باید خدمت به مردم باشد؛ هرچند آشنایی نزدیک با شرایط متنوع درمانی و کسب تجربه عملی نیز از دستاوردهای ارزشمند این فعالیت‌ها به شمار می‌رود.

خدمتی که قرار است پس از فارغ‌التحصیلی ادامه پیدا کند

این دانشجوی سال آخر دندان‌پزشکی امیدوار است ارتباط خود را با فعالیت‌های جهادی و خیریه پس از فارغ‌التحصیلی نیز حفظ کند؛ چه در دوران فعالیت به‌عنوان دندان‌پزشک عمومی و چه در صورت ورود به دوره تخصص یا راه‌اندازی مطب.

او می‌خواهد در هر نقطه‌ای از کشور که مشغول به کار باشد، فرصتی برای مشارکت در فعالیت‌های عام‌المنفعه پیدا کند و تجربه‌های خود را با دانشجویان سال‌های پایین‌تر نیز به اشتراک بگذارد؛ مسیری که در آن، دانش تخصصی در کنار مسئولیت اجتماعی معنا پیدا می‌کند.

سه فصل زندگی؛ یک مسیر برای رشد و خدمت

برای محمدعرفان علیشاهی، تحصیل، کوهنوردی و فعالیت‌های جهادی سه مسیر جدا از هم نیستند، بلکه هرکدام بخشی از تجربه رشد فردی و حرفه‌ای او را شکل می‌دهند. دانشگاه دانش تخصصی را در اختیارش می‌گذارد، کوهستان اهمیت نظم، احتیاط و همراهی را یادآوری می‌کند و اردوهای جهادی فرصتی فراهم می‌آورند تا دانش و مهارت در خدمت نیازهای مردم قرار گیرد.

او به دانشجویان جوان توصیه می‌کند درس و پیشرفت علمی را جدی بگیرند، اما اجازه ندهند زندگی‌شان تنها به یک مسیر محدود شود. توجه به خانواده، علایق فردی و تجربه فعالیت‌های متنوع می‌تواند به رشد متوازن و کسب مهارت‌هایی کمک کند که در آینده حرفه‌ای و زندگی شخصی آنان نقش مهمی خواهند داشت.

علیشاهی دوران دانشجویی خود را سرشار از تجربه‌های علمی، آموخته‌های فردی و خاطره‌های ماندگار می‌داند؛ از تصمیم‌گیری در سرمای کوهستان تا لحظه‌ای که لبخند رضایت یک بیمار، خستگی ساعت‌ها کار را از یادش می‌برد.

روایت او، تصویری از دانشجویی است که در مسیر حرفه‌ای خود، میان آموختن و تجربه‌کردن، علاقه شخصی و مسئولیت اجتماعی و پیشرفت علمی و خدمت به دیگران پیوند برقرار کرده است؛ مسیری که برای او، معنای دانشگاه را از کلاس درس فراتر می‌برد و آن را به فرصتی برای ساختن انسانی توانمندتر و مسئولیت‌پذیرتر تبدیل می‌کند.

  • گروه خبری : آموزش,دانشجو
  • کد خبری : 191780
کلیدواژه
مسئول  پایگاه خبری وبدا
مؤلف

مسئول پایگاه خبری وبدا

نظرات

0 تعداد نظرات

درج نظر