توانبخشی؛ حلقه مفقوده میان درمان و بازگشت به زندگی
عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد با تأکید بر اینکه مأموریت نظام سلامت تنها به نجات جان بیماران و پایان درمانهای بالینی محدود نمیشود، توانبخشی و کاردرمانی را بازویی حیاتی برای پر کردن فاصله میان ترخیص از بیمارستان و بازگشت واقعی بیماران به زندگی عادی، مستقل و معنادار معرفی کرد.
دکتر علیرضا امیری، متخصص کاردرمانی و عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، در گفتوگو با خبرنگار وب دا به تشریح جایگاه نوین و استراتژیک توانبخشی در نظامهای سلامت پیشرو جهان پرداخت و اظهار کرد: امروزه به واسطه پیشرفتهای روزافزون دانش پزشکی، میلیونها انسان در سراسر دنیا از بیماریهای سخت، سکتههای مغزی، تروماها و آسیبهای شدید جسمی، سرطانها و جراحیهای بسیار پیچیده جان سالم به در میبرند؛ اما پرسش بنیادی این است که آیا پایان فرآیند درمان بالینی و رفع خطر مرگ، به معنای بازگشت قطعی فرد به زندگی عادی است.
وی با اشاره به اینکه واقعیتهای بالینی نشاندهنده وجود یک فاصله عمیق میان «زنده ماندن» و «زندگی کردن» است، افزود: این فاصله با معیارهایی همچون توانایی انجام مستقل فعالیتهای روزمره، ایفای نقشهای خانوادگی و اجتماعی، مشارکت فعال در جامعه و داشتن احساس معنا در زندگی تعریف میشود. پر کردن این شکاف بزرگ و بازگرداندن استقلال عملکردی به بیماران، امروزه به یکی از مهمترین دغدغهها و اولویتهای نظامهای سلامت نوین در دنیا تبدیل شده است.
عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد در تبیین شعار «وقتی درمان پایان مییابد، زندگی تازه آغاز میشود»، باور عمومی مبنی بر اینکه ترخیص بیمار از مراکز درمانی نقطه پایان مراقبت است را به چالش کشید و تصریح کرد: موفقیت واقعی یک ساختار درمانی زمانی رخ میدهد که بیمار بتواند نقشهای شغلی، خانوادگی و اجتماعی خود را با رضایتمندی کامل از سر بگیرد.
دکتر امیری با تأکید بر اینکه پزشکی ستون اصلی و بیبدیل نظام سلامت در صیانت از جان انسانهاست، عنوان کرد: تعریف سازمان جهانی بهداشت از سلامت، صرفاً به نبود بیماری محدود نمیشود، بلکه ابعاد کامل رفاه جسمی، روانی و اجتماعی را در بر میگیرد. از این رو، پس از کنترل بیماری، ارزیابی میزان توانایی فرد در ازسرگیری یک زندگی معنادار بسیار حائز اهمیت است.
این متخصص کاردرمانی در تشریح ابعاد زندگی معنادار گفت: این مفهوم برای هر گروه سنی و اجتماعی بازتعریف مشخصی دارد؛ به طوری که برای یک کودک در بازی و یادگیری، برای دانشجو در ادامه تحصیل، برای مادر در مراقبت از فرزند، برای سالمند در حفظ استقلال فردی و برای یک کارمند در بازگشت به حیطه شغلی معنا مییابد. بروز هرگونه بیماری یا آسیب جسمی و روحی که این فعالیتها را مختل کند، کیفیت زندگی را به شدت کاهش میدهد؛ بنابراین، هدف نهایی نظام سلامت باید بسترسازی برای مشارکت مجدد افراد در فعالیتهای ارزشمند زندگیشان باشد.
وی با اشاره به تغییر شاخصهای ارزیابی موفقیت درمان در دهههای اخیر یادآور شد: امروزه در کنار شاخصهای سنتی نظیر کاهش علائم بالینی یا افزایش طول عمر، مؤلفههای حیاتی دیگری همچون میزان عملکرد، استقلال فردی، مشارکت اجتماعی، کیفیت زندگی و رضایتمندی بیمار سنجیده میشوند. این دگرگونی در دیدگاههای علمی، توانبخشی را به عنوان یکی از ارکان اصلی زنجیره مراقبتهای سلامت در سطح بینالمللی تثبیت کرده است.
عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد کاردرمانی را از رشتههای محوری علوم توانبخشی برشمرد و اظهار کرد: کاردرمانی با تمرکز مستقیم بر توانمندسازی افراد جهت انجام فعالیتهای روزمره، نقش مؤثری در هدایت بیمار از فاز درمان بالینی به فاز زندگی واقعی ایفا میکند. این حوزه تخصصی در کنار سایر رشتههای توانبخشی، خدمات بازتوانی را برای تمامی گروههای سنی و طیف گستردهای از اختلالات جسمی و روانی ارائه میدهد.
دکتر امیری با رد این تصور که خدمات توانبخشی تنها به افراد دارای معلولیت اختصاص دارد، تأکید کرد: هر فردی که به دلیل بیماری، جراحی، کهولت سن یا فشارهای روانی در انجام کارهای روزمره و نقشهای اجتماعی خود دچار محدودیت شود، جامعه هدف توانبخشی است؛ چرا که توانبخشی مفهومی فراگیر با هدف حفظ و بازگرداندن عملکرد انسانهاست.
وی در پایان با ارسال پیامی به سیاستگذاران و مسئولان ارشد نظام سلامت، سرمایهگذاری در حوزه توانبخشی را سرمایهگذاری مستقیم روی کیفیت زندگی مردم ارزیابی کرد و افزود: پویایی و سلامت یک جامعه، تنها با نرخ پایین مرگومیر سنجیده نمیشود، بلکه شاخص اصلی آن، وجود شهروندانی مستقل، فعال، آموزشپذیر و مشارکتجو است که از زندگی خود رضایت دارند. مأموریت نهایی ما در نظام سلامت، توانمندسازی انسانها برای تجربه یک زندگی معنادار است؛ چرا که پیام ماندگار سلامت، توانایی زندگی کردن است، نه فقط زنده ماندن.
درج نظر