«من حامی تو هستم»؛ روایت مهربانی دانشجویان مددکاری با بیمار تنها در بیمارستان امید مشهد
یک عیادت صمیمانه و جشن کوچک با همراهی دانشجویان کارآموز مددکاری، برای بانویی که سالها با بیماری و تنهایی دستوپنجه نرم کرده بود، لحظاتی سرشار از محبت و امید رقم زد؛ اقدامی که نشان داد مراقبت از بیمار، فراتر از درمان جسم، به توجه و حمایت عاطفی نیز نیاز دارد.
به گزارش وبدا، گاهی در مسیر درمان، آنچه بیش از دارو و اقدامات پزشکی به بیماران آرامش میبخشد، حضور انسانی همراه و مهربان است؛ کسی که در لحظات دشوار کنارشان بماند، به حرفهایشان گوش دهد و احساس تنهایی را از آنان دور کند. یکی از این تجربههای تأثیرگذار در مرکز آموزشی، پژوهشی و درمانی امید مشهد رقم خورد؛ جایی که همراهی واحد مددکاری و جمعی از دانشجویان کارآموز، روز متفاوتی را برای بیماری تنها رقم زد.
ماجرا از مراجعه بانویی ۳۵ ساله به بیمارستان برای ویزیت آغاز شد. او که تا مقطع کاردانی در رشته مدیریت تحصیل کرده بود، پس از فوت پدر و به دلیل فقدان حمایت خانوادگی، نزدیک به پنج سال تحت پوشش سازمان بهزیستی قرار داشت. بیماری نیز در سالهای گذشته، در شرایطی که دسترسی و مراجعه بهموقع او به مراکز درمانی با دشواری همراه بود، پیشرفت کرده و اکنون به مرحله پیشرفته و متاستاز رسیده است.
این بیمار پس از ویزیت پزشک و در فاصله زمانی تا انجام مراحل پذیرش و بستری، به واحد مددکاری بیمارستان مراجعه کرد و از روزهای سخت بستری و تنهایی خود سخن گفت. او با حسرت از این موضوع یاد میکرد که در زمان بستری، خانوادهها و همراهان سایر بیماران به ملاقات عزیزانشان میآیند، اما خودش کسی را ندارد که به دیدارش بیاید، حالش را بپرسد و در روزهای دشوار بیماری کنارش باشد.
درخواست ساده یک بیمار و تصمیمی به وسعت یک جمع
اقدس صادقی، مسئول واحد مددکاری بیمارستان امید، در گفتوگو با وبدا با اشاره به این تجربه اظهار کرد: پس از گفتوگویی صمیمانه با بیمار و بررسی شرایط او بر اساس اطلاعات و گزارشهای پزشکی، دریافتیم که این بانو در کنار نیازهای درمانی، به حمایت عاطفی و آرامش روحی نیز نیاز دارد تا بتواند شرایط دشوار بیماری و احساس تنهایی خود را بهتر تحمل کند.
وی افزود: بیمار تنها یک درخواست داشت؛ اینکه کسی حامی روحی او باشد. با خودم فکر کردم چرا این حمایت به یک نفر محدود شود؟ به همین دلیل، با هماهنگی و همفکری جمعی از دانشجویان کارآموز مددکاری تصمیم گرفتیم همگی در نقش حامی و همراه او ظاهر شویم.
صادقی ادامه داد: در همان فرصت کوتاه تا آماده شدن شرایط بستری، دانشجویان با تهیه کیک و شیرینی، یک جشن کوچک و عیادتی صمیمانه برای او ترتیب دادند تا لحظاتی متفاوت و خوشایند را تجربه کند.
«من حامی تو هستم»؛ جملهای که لبخند را به چهره بیمار بازگرداند
در ادامه، دانشجویان دور این بانو جمع شدند و هر یک با گفتن جمله «من حامی تو هستم»، به او اطمینان دادند که در این مسیر تنها نیست. این همراهی صمیمانه، لبخند و شوق را بر چهره بیمار نشاند و لحظاتی سرشار از آرامش و امید برایش رقم زد.
در نهایت، این بیمار نه با احساس تنهایی و دلتنگی، بلکه با بدرقه و همراهی گرم دانشجویان به بخش منتقل شد تا مراحل بستری و درمان خود را آغاز کند.
مراقبت از بیمار؛ فراتر از درمان جسم
مسئول واحد مددکاری بیمارستان امید با تأکید بر اهمیت توجه به نیازهای عاطفی و اجتماعی بیماران، خاطرنشان کرد: واحد مددکاری همواره تلاش میکند در کنار پیگیری نیازهای حمایتی بیماران، به حفظ کرامت انسانی و تقویت آرامش روحی آنان نیز توجه داشته باشد؛ بهویژه بیمارانی که به دلیل نداشتن حامی یا برخورداری از شرایط دشوار خانوادگی و اقتصادی، بیش از دیگران به حمایت و همراهی نیاز دارند.
این تجربه در بیمارستان امید یادآور آن است که در مسیر درمان، گاهی یک دیدار صمیمانه، شنیدن درد دل بیمار و اطمینانبخشی به او میتواند لحظاتی ارزشمند و ماندگار بسازد. همراهی مددکاران و دانشجویان نیز نشان داد که مسئولیت حرفهای در حوزه سلامت، با توجه به ابعاد انسانی و عاطفی مراقبت کاملتر میشود؛ جایی که یک جمله ساده مانند «من حامی تو هستم» میتواند در روزهای دشوار بیماری، معنای تازهای از امید و همدلی را به همراه داشته باشد.
درج نظر