خواب و حافظه؛ دو شاخص مهم در سلامت روان سالمندان
عضو هیأت علمی، متخصص روانپزشکی و فلوشیپ فوقتخصص سالمندان دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با اشاره به همپوشانی علائم افسردگی و زوال عقل در سالمندان، گفت: تشخیص افتراقی این دو وضعیت از چالشهای مهم بالینی است و نمیتوان تنها بر اساس یک علامت، درباره علت اختلالات شناختی تصمیمگیری کرد.
دکتر علیاکبر اسماعیلی در گفتوگو با وبدا اظهار کرد: افسردگی و اختلالات شناختی در سالمندان میتوانند با علائم مشابهی مانند کاهش حافظه، افت تمرکز، بیانگیزگی و کنارهگیری اجتماعی بروز کنند و همین همپوشانی، گاهی تشخیص و انتخاب مسیر درمانی مناسب را دشوار میکند.
تفاوت در نحوه بروز علائم؛ سرنخی برای تشخیص
این متخصص روانپزشکی با اشاره به اهمیت بررسی روند شکلگیری علائم، افزود: در افسردگی، علائم معمولاً نسبتاً سریعتر و قابل ردیابی ظاهر میشوند و فرد ممکن است با تأکید زیادی از مشکلات حافظه خود شکایت کند؛ در حالی که زوال عقل معمولاً روندی تدریجی و پیشرونده دارد و در بسیاری از موارد، اطرافیان زودتر از خود فرد متوجه تغییرات شناختی و رفتاری میشوند.
دکتر اسماعیلی ادامه داد: در افسردگی، مشکلات حافظه بیشتر میتواند ناشی از کاهش تمرکز و دشواری در بازیابی اطلاعات باشد، اما در بیماریهایی مانند آلزایمر، اختلال اصلی بیشتر در یادگیری و ذخیرهسازی اطلاعات جدید دیده میشود.
وی با اشاره به تفاوت واکنش افراد در مواجهه با مشکلات شناختی گفت: فرد مبتلا به افسردگی معمولاً با نگرانی و ناامیدی درباره نقص شناختی خود صحبت میکند و ممکن است در آزمونهای حافظه به دلیل کاهش انگیزه، پاسخهایی مانند «نمیدانم» بدهد؛ در مقابل، فرد مبتلا به زوال عقل ممکن است آگاهی کمتری نسبت به اختلال شناختی خود داشته باشد و با وجود تلاش برای پاسخگویی، دچار خطاهای واقعی شود.
بررسی عملکرد روزمره؛ یکی از ارکان تشخیص
فلوشیپ فوقتخصص سالمندان دانشگاه علوم پزشکی مشهد با تأکید بر اینکه افسردگی و اختلالات شناختی ممکن است بهصورت همزمان نیز در یک فرد وجود داشته باشند، بیان کرد: برای تشخیص دقیق باید مجموعهای از عوامل شامل سیر زمانی علائم، وضعیت خلق، عملکرد روزمره، شرححال ارائهشده از سوی همراهان و نتایج آزمونهای تخصصی شناختی مورد بررسی قرار گیرد.
وی افزود: ارزیابی بیمار در طول زمان نیز اهمیت زیادی دارد. اگر علائم شناختی پس از درمان افسردگی بهبود پیدا کند، احتمال ارتباط آن با افسردگی بیشتر است؛ اما باقی ماندن یا پیشرفت اختلال شناختی، نیازمند بررسی دقیقتر از نظر اختلالات عصبی ـ شناختی است.
دکتر اسماعیلی تأکید کرد: در عمل بالینی نباید تنها به یک نشانه اتکا کرد، بلکه ارزیابی چندبعدی و توجه همزمان به سیر علائم، وضعیت خلق و میزان تأثیر اختلال بر عملکردهای روزمره، مسیر مناسب تشخیص و درمان را مشخص میکند.
هر تغییر در خواب، نشانه طبیعی سالمندی نیست
این متخصص روانپزشکی درباره تغییرات الگوی خواب در سالمندان گفت: تمایز میان تغییرات طبیعی ناشی از افزایش سن و نشانههای بیماری، یکی از نکات مهم در حفظ سلامت دوران سالمندی است و نباید هر تغییر در خواب یا حافظه را به حساب افزایش سن گذاشت.
وی افزود: سبکتر شدن خواب، زودتر بیدار شدن یا کاهش جزئی مدت خواب شبانه میتواند در روند طبیعی سالمندی رخ دهد؛ اما بیخوابی مداوم، بیداریهای مکرر شبانه یا خوابآلودگی شدید در طول روز، نیازمند توجه و بررسی است.
دکتر اسماعیلی خاطرنشان کرد: چنین تغییراتی لزوماً به معنای وجود بیماری روانپزشکی نیست، اما میتواند با افسردگی، اضطراب، اختلالات خواب یا برخی بیماریهای جسمی مرتبط باشد. بنابراین، تغییر واضح و جدید در الگوی خواب باید بهعنوان یک علامت هشدار جدی گرفته شود.
حافظه؛ مرز میان فراموشی طبیعی و اختلال شناختی
وی با اشاره به تغییرات طبیعی حافظه در سالمندی اظهار کرد: گاهی سالمند ممکن است در به خاطر آوردن یک نام دچار مکث یا تردید شود که در بسیاری از موارد بخشی از روند طبیعی افزایش سن است؛ اما فراموشی مکرر قرارها، تکرار چندباره یک سؤال یا داستان در فاصله زمانی کوتاه و بروز مشکل در انجام فعالیتهای روزمره و آشنا، نیازمند ارزیابی تخصصی است.
این عضو هیأت علمی دانشگاه ادامه داد: افسردگی و اضطراب نیز میتوانند با کاهش تمرکز، علائمی شبیه نقص حافظه ایجاد کنند. در این شرایط، فرد ممکن است تصور کند حافظهاش دچار مشکل جدی شده است، در حالی که فشار روانی و کاهش تمرکز، عامل اصلی این اختلالات است.
وی تأکید کرد: خواب و حافظه دو شاخص مهم سلامت روان در سالمندان هستند، اما هیچکدام بهتنهایی برای تشخیص کافی نیستند. هرگاه تغییرات جدید و مداوم در خواب یا حافظه با تغییرات خلقی مانند کاهش علاقه، بیانگیزگی یا گوشهگیری همراه شود و عملکرد روزانه فرد را تحت تأثیر قرار دهد، مراجعه به پزشک و انجام ارزیابی تخصصی ضروری است.
تغییر ناگهانی رفتار سالمند را به حساب افزایش سن نگذارید
دکتر اسماعیلی با تأکید بر اهمیت تشخیص زودهنگام اختلالات روانی و شناختی در سالمندان گفت: یکی از اشتباهات رایج خانوادهها این است که تغییرات ناگهانی رفتار، خلق یا وضعیت شناختی سالمند را به افزایش سن نسبت دهند؛ در حالی که هر تغییر ناگهانی باید بهعنوان یک علامت در نظر گرفته شود و علت آن مورد بررسی قرار گیرد.
وی افزود: اگر تغییرات خلق یا رفتار طی چند ساعت یا چند روز ایجاد شده و با علائمی مانند گیجی، اختلال در توجه، تغییر سطح هوشیاری یا شروع مصرف یک داروی جدید همراه باشد، باید احتمال دلیریوم یا یک علت پزشکی حاد را جدی گرفت و ارزیابی فوری پزشکی انجام داد.
این متخصص روانپزشکی ادامه داد: در صورت بروز افکار مربوط به آسیب به خود یا رفتارهای پرخطر نیز مداخله فوری پزشکی ضروری است. در صورت نبود علائم حاد، انجام یک ارزیابی جامع پزشکی و روانپزشکی میتواند به شناسایی عواملی مانند افسردگی، اختلالات خواب، عوارض دارویی یا بیماریهای جسمی کمک کند.
چهار ستون طلایی برای حفظ سلامت روان سالمندان
فلوشیپ فوقتخصص سالمندان دانشگاه علوم پزشکی مشهد پس از تأکید بر ضرورت شناسایی و درمان مشکلات جسمی و روانی، چهار محور را برای حفظ سلامت روان سالمندان مورد توجه قرار داد.
فعالیتهای ذهنی: یادگیری مهارت جدید، مطالعه، یادگیری زبان، حل جدول و معما و آشنایی با فناوریهای جدید میتواند به فعال ماندن ذهن کمک کند. هدف، الزاماً انجام فعالیتهای پیچیده نیست، بلکه تداوم فرایند یادگیری و درگیر نگه داشتن ذهن اهمیت دارد.
فعالیتهای جسمی: پیادهروی منظم، ورزش متناسب با شرایط فرد، حرکات کششی و فعالیتهایی مانند باغبانی میتواند در ارتقای سلامت جسم و روان مؤثر باشد.
ارتباطات اجتماعی: حفظ ارتباط با خانواده و دوستان، حضور در فعالیتهای گروهی، انجمنها و برنامههای داوطلبانه میتواند به کاهش احساس تنهایی و پیشگیری از انزوای اجتماعی کمک کند.
فعالیتهای معنادار: احساس مفید بودن و داشتن نقش در خانواده و جامعه از مؤلفههای مهم سلامت روان در سالمندی است. سالمند باید احساس کند همچنان حضور و نقش ارزشمندی در زندگی دارد.
سالمندی سالم؛ حفظ استقلال و معنا
دکتر اسماعیلی در پایان با تأکید بر اینکه سالمندی سالم تنها به معنای افزایش طول عمر نیست، خاطرنشان کرد: حفظ استقلال، فعال ماندن ذهن و بدن، تداوم ارتباط با دیگران و داشتن هدف و معنا در زندگی، از پایههای مهم سلامت روان در دوران سالمندی است.
وی افزود: میتوان این رویکرد را در یک جمله خلاصه کرد؛ در سالمندی باید ذهن را فعال نگه داشت، بدن را به حرکت واداشت، ارتباط با دیگران را حفظ کرد و برای زندگی هدف و معنای مشخص داشت
درج نظر