والدگری آگاهانه؛ راهکاری مؤثر برای پیشگیری از انتقال الگوهای ناسازگارانه به کودکان
مکث پیش از واکنش به رفتار کودک، فرصتی برای شناخت هیجانهای والدین و پاسخدهی آگاهانهتر فراهم میکند
روانشناس بالینی بیمارستان روانپزشکی ابن سینا و دکتر حجازی از مراکز زیر پوشش دانشگاه علوم پزشکی مشهد با تأکید بر نقش تجربههای دوران کودکی و سبک فرزندپروری در شکلگیری الگوهای هیجانی و شناختی افراد، والدگری آگاهانه را یکی از رویکردهای قابل استفاده برای کاهش واکنشهای ناکارآمد والدین و پیشگیری از تداوم الگوهای ناسازگارانه در روابط خانوادگی دانست.
فاطمه کاشیپزان جوان در گفتوگو با وبدا، با اشاره به مفهوم طرحوارههای ناسازگارانه اولیه اظهار کرد: طرحوارهها الگوهای عمیق شناختی و هیجانی هستند که در سالهای نخست زندگی و تحت تأثیر نیازهای برآوردهنشده و تجربههای فرد شکل میگیرند و ممکن است در ادامه زندگی نیز بر احساسات، برداشتها و روابط فرد تأثیر بگذارند.
وی با اشاره به نظریه طرحوارهدرمانی جفری یانگ افزود: نیازهای هیجانی اساسی کودک، از جمله امنیت، محبت، پذیرش و استقلال، نقش مهمی در رشد روانی او دارند. هنگامی که این نیازها در تعامل با مراقبان اصلی بهطور مناسب برآورده نشوند، احتمال شکلگیری برخی طرحوارههای ناسازگارانه افزایش مییابد.
سبک فرزندپروری چگونه بر شکلگیری طرحوارهها اثر میگذارد؟
روانشناس بالینی بیمارستان روانپزشکی ابن سینا و دکتر حجازی با تأکید بر نقش والدین در شکلگیری نخستین تجربههای دلبستگی کودک تصریح کرد: پژوهشهای انجامشده درباره ارتباط سبکهای فرزندپروری و طرحوارههای ناسازگارانه نشان میدهند که تجربههایی مانند طرد عاطفی، بیتوجهی به نیازهای هیجانی و شیوههای نامناسب تعامل با کودک میتوانند با شکلگیری این الگوها ارتباط داشته باشند.
کاشیپزان جوان ادامه داد: محرومیت هیجانی، رهاشدگی و بیثباتی، بیاعتمادی و بدرفتاری و نقص و شرم از جمله طرحوارههایی هستند که ممکن است تحت تأثیر تجربههای نامطلوب دوران کودکی شکل بگیرند.
وی در توضیح این طرحوارهها گفت: در طرحواره محرومیت هیجانی، فرد انتظار دارد نیازهای عاطفی و حمایتی او از سوی دیگران به اندازه کافی برآورده نشود. در طرحواره رهاشدگی، نگرانی از ترکشدن و ناپایداری روابط برجسته است. طرحواره بیاعتمادی و بدرفتاری با انتظار آسیبدیدن، فریبخوردن یا تحقیرشدن از سوی دیگران همراه است و در طرحواره نقص و شرم، فرد ممکن است خود را بیارزش یا ناپذیرفتنی بداند.
از حمایتگری افراطی تا انتظارات سختگیرانه؛ الگوهایی که باید به آنها توجه کرد
روانشناس بالینی بیمارستان روانپزشکی ابن سینا و دکتر حجازی با اشاره به گستردگی تجربههای نامطلوب فرزندپروری خاطرنشان کرد: این تجربهها تنها به بدرفتاری آشکار محدود نمیشوند، بلکه گاهی در رفتارهای روزمره و ناخواسته والدین نیز نمود پیدا میکنند.
وی افزود: بیتوجهی به نیازهای عاطفی کودک ممکن است احساس ناامنی و محرومیت هیجانی را در او تقویت کند. همچنین، کنترل افراطی و حمایتگری بیش از حد میتواند فرصت تجربهاندوزی و رشد استقلال را محدود کند و با شکلگیری احساس وابستگی و بیکفایتی ارتباط داشته باشد.
کاشیپزان جوان ادامه داد: انتظارات کمالگرایانه و سختگیرانه نیز ممکن است ترس از شکست و نگرانی درباره برآوردهنکردن انتظارات دیگران را در کودک افزایش دهد. ازاینرو، توجه به نیازهای متناسب با سن کودک، فراهمکردن فرصت استقلال و پرهیز از انتقادهای تحقیرآمیز، در تعامل سالم والدین و فرزندان اهمیت دارد.
والدگری آگاهانه؛ فرصتی برای شکستن چرخه واکنشهای خودکار
وی با تأکید بر اهمیت افزایش آگاهی والدین درباره هیجانها و رفتارهای خود اظهار کرد: والدگری آگاهانه بر توجه به لحظه حال، شناخت هیجانها و پرهیز از قضاوت شتابزده در تعامل با کودک تمرکز دارد. این رویکرد به والدین کمک میکند تا بهجای واکنش فوری و خودکار به رفتار فرزندشان، شرایط را بهتر ارزیابی کرده و پاسخ مناسبتری انتخاب کنند.
روانشناس بالینی بیمارستان روانپزشکی ابن سینا و دکتر حجازی افزود: یکی از زمینههای کاربرد این رویکرد، کاهش احتمال انتقال بیننسلی الگوهای ناکارآمد فرزندپروری است. برای مثال، هنگامی که رفتار کودک موجب خشم یا احساس طردشدگی در والد میشود، شناخت این هیجانها میتواند به والد کمک کند تا پیش از واکنش، موقعیت را بازبینی کند و به نیاز واقعی کودک توجه بیشتری داشته باشد.
یک مکث کوتاه پیش از واکنش؛ تمرینی ساده در تعامل با کودک
کاشیپزان جوان با اشاره به امکان استفاده از این رویکرد در زندگی روزمره خانوادهها گفت: والدین میتوانند پیش از واکنش به رفتارهای چالشبرانگیز کودک، برای چند لحظه مکث کنند و از خود بپرسند: «الان چه چیزی در من فعال شده است؟»
وی افزود: همین توقف کوتاه میتواند فرصتی برای شناسایی احساساتی مانند خشم، اضطراب یا درماندگی فراهم کند و به والد اجازه دهد بهجای واکنش شتابزده، پاسخی متناسبتر با شرایط و نیازهای کودک ارائه دهد.
روانشناس بالینی بیمارستان روانپزشکی ابن سینا و دکتر حجازی با اشاره به نتایج گزارششده در یک مطالعه کیفی درباره این رویکرد خاطرنشان کرد: والدین شرکتکننده پس از مداخله، از افزایش آگاهی خود نسبت به فعالشدن طرحوارههایشان خبر دادند و این آگاهی را با ارائه پاسخهای سازگارانهتر به فرزندان مرتبط دانستند.
وی در پایان تأکید کرد: توجه به نیازهای هیجانی کودکان، شناخت واکنشهای خودکار و تمرین مکث پیش از پاسخدادن، میتواند به بهبود تعامل والدین و فرزندان کمک کند. والدگری آگاهانه به معنای بیخطا بودن والدین نیست، بلکه به معنای تلاش برای شناخت بهتر خود، اصلاح رفتارها و ایجاد رابطهای امنتر و حمایتگرانهتر با فرزندان است.
درج نظر