کیفیت درمان از کیفیت آموزش پزشکی آغاز میشود؛ پزشک باید در بالین تربیت شود
آموزش پزشکی زمانی به نتیجه مطلوب میرسد که دانشجو بتواند آموختههای نظری خود را در محیط بالین و در مواجهه مستقیم با بیمار به کار گیرد؛ چراکه فاصله میان آموزش نظری و آموزش عملی، علاوه بر تأثیر بر کیفیت تربیت پزشکان، میتواند مسیر درمان بیماران و حتی هزینههای تحمیلشده به بیمار و نظام سلامت را تحت تأثیر قرار دهد.
دکتر حسین مشهدینژاد، عضو هیأت علمی گروه جراحی مغز و اعصاب دانشگاه علوم پزشکی مشهد و استاد برتر آموزشی در نوزدهمین جشنواره شهید مطهری در سال1405 در گفتگو با وب دا، با اشاره به تجربه خود در حوزه بیماریهای ستون فقرات، بر ضرورت تقویت ارتباط میان آموزش نظری، آموزش بالینی و نظام ارجاع تأکید کرد و گفت: آموزش پزشکی باید با نیازهای واقعی محیط درمان و جامعه هماهنگ باشد تا پزشک پس از فارغالتحصیلی بتواند تصمیم درست و بهموقعی برای بیمار اتخاذ کند.
وی با بیان اینکه یک بیمار مبتلا به کمردرد از نخستین مرحله مراجعه وارد زنجیرهای از تصمیمهای پزشکی میشود، افزود: اگر پزشک عمومی در فرآیند آموزش، شناخت دقیقی از مسیر تشخیص و ارجاع بیماریهای ستون فقرات نداشته باشد، ممکن است بیمار به متخصصی ارجاع شود که با مسیر تخصصی درمان او هماهنگ نیست و همین مسئله میتواند روند دریافت خدمات تشخیصی و درمانی و بهرهمندی از خدمات بیمهای را با مشکل مواجه کند.
دکتر مشهدینژاد این موضوع را نمونهای از ضرورت هماهنگی میان آموزش پزشکی و نظام ارجاع دانست و اظهار کرد: در برخی مباحث، آموزش نظری توسط یک گروه تخصصی ارائه میشود، اما در محیط واقعی درمان، مسئولیت تشخیص و درمان بیمار ممکن است در حوزه تخصصی دیگری قرار داشته باشد؛ بنابراین دانشجو باید در دوران تحصیل با مسیر واقعی خدمات سلامت و نظام ارجاع نیز آشنا شود.
وی با اشاره به پیگیریهای انجامشده در این زمینه ادامه داد: در مقطعی مکاتبات متعددی با شبکههای بهداشت انجام شد تا بیماریهای ستون فقرات، متناسب با شرایط بیمار، برای ارزیابی تخصصی به جراح مغز و اعصاب ارجاع شوند و در این مسیر، معاونت درمان و دکتر دهقانی نیز توجه و پیگیری لازم را داشتند.
این استاد دانشگاه با تأکید بر اینکه این چالش ممکن است در رشتههای دیگر نیز وجود داشته باشد، تصریح کرد: هر مراجعه غیرضروری میتواند به معنای صرف زمان و هزینه بیشتر برای بیمار و تحمیل هزینه مضاعف به نظام سلامت باشد؛ بنابراین نظام ارجاع زمانی میتواند به اهداف خود دست یابد که آموزش پزشکی نیز متناسب با آن طراحی و اجرا شده باشد.
آموزش پزشکی؛ فراتر از انتقال دانش
دکتر مشهدینژاد آموزش پزشکی را صرفاً انتقال مجموعهای از اطلاعات علمی به دانشجو ندانست و گفت: یک عضو هیأت علمی علاوه بر برخورداری از دانش تخصصی و بهروز، باید جامعه و نیازهای بیماران خود را بشناسد و نسبت به مسائل مردم دغدغهمند باشد.
وی افزود: ممکن است استادی از نظر علمی در سطح بالایی قرار داشته باشد و جدیدترین مقالات حوزه تخصصی خود را دنبال کند، اما اگر نداند جامعه و بیماران با چه مشکلاتی مواجه هستند، بخشی از رسالت خود را انجام نداده است.
این استاد برتر آموزشی با اشاره به اهمیت مسئولیت اجتماعی دانشگاه خاطرنشان کرد: فعالیتهای علمی نباید صرفاً به کسب امتیاز، انتشار مقاله و ارتقای فردی محدود شود؛ دانشگاه در کنار آموزش و پژوهش باید برای شناسایی و حل مسائل واقعی جامعه نیز نقشآفرین باشد.
وی «دغدغهمندی» را نقطه آغاز بسیاری از اصلاحات دانست و گفت: استاد وقتی با مشکلی در محیط بالین مواجه میشود، نباید به سادگی از کنار آن عبور کند؛ بلکه باید درباره علت مسئله سؤال کند، شواهد علمی را بررسی و برای اصلاح فرآیند موجود اقدام کند.
بالین؛ کلاس اصلی آموزش پزشکی
عضو هیأت علمی گروه جراحی مغز و اعصاب دانشگاه علوم پزشکی مشهد، حضور مؤثر استاد در محیط بالین را بخش جداییناپذیر آموزش پزشکی دانست و اظهار کرد: دانشجوی پزشکی و دستیار تخصصی بخش مهمی از مهارتهای خود را نه در کلاس، بلکه در مواجهه با بیمار و در کنار استاد میآموزند.
وی افزود: دستیار باید از نظر تئوری آمادگی لازم را داشته باشد، اما پس از آن، مهارتهای عملی را در محیط بالینی و در کنار استاد فرا بگیرد؛ موضوعی که در رشتههای جراحی اهمیت دوچندان دارد، زیرا در برخی اقدامات درمانی فرصت اصلاح اشتباه بسیار محدود است.
دکتر مشهدینژاد تأکید کرد: استاد باید در بخش، درمانگاه و اتاق عمل حضور مؤثر داشته باشد و نسبت به وضعیت بیماران و عملکرد دستیاران خود دقت کند؛ البته حضور فیزیکی بهتنهایی کافی نیست و آنچه اهمیت دارد، حضور ذهن، دقت و توجه به جزئیات است.
وی با اشاره به یکی از تجربیات خود در محیط بالینی گفت: در بررسی روند درمان بیماران مشخص شد انجام یک اقدام جراحی غیرضروری در تعداد قابل توجهی از بیماران میتواند با افزایش عفونت و طولانیتر شدن مدت بستری در بخش مراقبتهای ویژه همراه باشد، در حالی که بر اساس شواهد علمی، همه این بیماران به چنین اقدامی نیاز نداشتند.
این استاد دانشگاه افزود: پیگیری موضوع و توجه بیشتر به معیارهای علمی روز دنیا موجب شد میزان انجام این اقدام و عوارض ناشی از آن به شکل محسوسی کاهش یابد.
وی این تجربه را نمونهای از پیوند میان آموزش، پژوهش و درمان دانست و گفت: گاهی یک سؤال ساده که از مشاهده یک بیمار یا یک روند درمانی ایجاد میشود، میتواند به یک موضوع پژوهشی تبدیل و در نهایت به اصلاح یک فرآیند درمانی منجر شود.
آرامش استاد و دستیار؛ زمینهساز آموزش باکیفیت
دکتر مشهدینژاد فراهم کردن محیطی آرام و مناسب برای استاد و دانشجو را از دیگر الزامات ارتقای کیفیت آموزش پزشکی عنوان کرد و گفت: اعضای هیأت علمی برای انجام مطلوب وظایف آموزشی، پژوهشی و درمانی باید از شرایط مناسب کاری برخوردار باشند.
وی ادامه داد: فضای فیزیکی مناسب، امکانات آموزشی و پژوهشی، دسترسی به منابع علمی و ایجاد آرامش نسبی در محیط دانشگاه، همگی بر کیفیت آموزش اثرگذار هستند.
این استاد دانشگاه با اشاره به پیشرفتهای دانشگاه علوم پزشکی مشهد در حوزه آموزش طی سالهای گذشته، اظهار کرد: با وجود این پیشرفتها، تغییرات اجتماعی و حرفهای موجب شده در برخی موارد حضور اعضای هیأت علمی در بخشهای بالینی کمرنگتر شود؛ در حالی که در رشتههای جراحی، حضور استاد در محیط بالین اهمیت ویژهای دارد و باید زمان کافی برای آموزش دستیاران اختصاص داده شود.
وی یکی از معیارهای شخصی خود برای سنجش کیفیت آموزش را اینگونه بیان کرد: «اگر فردا خودم یا فرزندم بیمار شود، آیا حاضر هستم خودم را به دست پزشکی بسپارم که تربیت کردهام؟»
مشهدینژاد خاطرنشان کرد: اگر استاد بتواند با اطمینان به این پرسش پاسخ مثبت دهد، میتوان گفت آموزش خود را با مسئولیتپذیری و دقت کافی انجام داده است.
اخلاق حرفهای؛ درسی که باید در بالین آموخته شود
این استاد دانشگاه، آموزش پزشکی بدون آموزش اخلاق حرفهای را کامل ندانست و گفت: دانشجوی پزشکی باید در کنار دانش و مهارت، مسئولیتپذیری در برابر بیمار را نیز بیاموزد.
وی افزود: مسائل اقتصادی و اجتماعی نباید موجب شود اخلاق حرفهای به حاشیه برود. پزشک زمانی که مسئولیتی را میپذیرد، باید نسبت به بیمار و وظیفهای که بر عهده گرفته است، متعهد باشد.
مشهدینژاد با اشاره به اهمیت توجه به هزینههای درمان ادامه داد: انتخاب یک روش یا وسیله درمانی بدون توجه کافی به ضرورت آن، ممکن است هزینه بیشتری به بیمار تحمیل کند و همین موضوع نشان میدهد آموزش اخلاق حرفهای باید در محیط واقعی درمان نیز دنبال شود.
وی تصریح کرد: استاد تنها با سخنرانی درباره اخلاق نمیتواند اخلاق حرفهای را به دانشجو منتقل کند؛ رفتار استاد در بیمارستان، نحوه برخورد او با بیمار، پرستار، دستیار و سایر همکاران، خود یک کلاس درس است.
استادان جوان؛ همواره در مسیر یادگیری
مشهدینژاد در توصیه به استادان جوان گفت: دانشگاه باید محیطی برای رشد، آگاهی، همکاری و یادگیری مستمر باشد و رسیدن به یک مرتبه علمی نباید به معنای پایان مسیر یادگیری تلقی شود.
وی تأکید کرد: استادان جوان باید در کنار پیشکسوتان قرار گیرند، از تجربه آنان بیاموزند و حتی از اشتباهات دیگران درس بگیرند.
این استاد دانشگاه با اشاره به تغییر شرایط اجتماعی و اقتصادی در دورههای مختلف افزود: دانشگاه همچنان میتواند محیطی برای رشد علمی، اخلاقی و فرهنگی باشد و استادان باید در کنار حفظ امید، برای دانشجویان و دستیاران خود نیز امید و انگیزه ایجاد کنند؛ چراکه نسل جدید پزشکان در سالهای آینده مسئولیت سلامت مردم را برعهده خواهند داشت.
آموزش پزشکی؛ برای مردم و در خدمت سلامت جامعه
در نگاه دکتر مشهدینژاد، آموزش پزشکی زمانی به رسالت واقعی خود نزدیک میشود که با نیازهای جامعه پیوند داشته باشد؛ استاد باید دانش روز را بشناسد، اما همزمان نیازهای بیماران و جامعه را نیز درک کند؛ در کلاس درس آموزش دهد، اما حضور در بالین را فراموش نکند؛ پژوهش کند، اما موضوع پژوهش را از دل مسائل واقعی بیماران استخراج کند و در کنار همه اینها، اخلاق حرفهای و مسئولیت اجتماعی را به نسل آینده پزشکان منتقل سازد.
از این منظر، کیفیت درمان از همان جایی آغاز میشود که پزشک تربیت میشود؛ یعنی از کلاس درس، از کنار استاد و مهمتر از همه، از بالین و مواجهه مسئولانه با بیمار.
درج نظر