روایت یک آزاده سرافراز از سه سال اسارت در اردوگاههای عراق؛ با وجود شکنجههای سنگین پای اعتقاداتمان ماندیم
دکتر ناصر سرگلزایی، استاد دانشگاه علوم پزشکی مشهد و آزاده دوران دفاع مقدس، در گفتوگویی به مناسبت سالروز بازگشت آزادگان به میهن اسلامی، از خاطرات دوران حضور در جبهه، اسارت در ۲۱ تیرماه ۱۳۶۶ در منطقه شَرهانی و سه سال تحمل سختیها و شکنجههای طاقتفرسا در اردوگاههای عراق روایت کرد و گفت: با وجود شکنجههای سنگین، بیآبی، بیغذایی و بیماری پای اعتقاداتمان ایستادیم و تحت هیچ شرایطی حاضر به همکاری با دشمن نشدیم.
به گزارش وبدا، دکتر ناصر سرگلزایی، متخصص پریودنتیکس و استاد دانشگاه علوم پزشکی مشهد، متولد سال ۱۳۴۴ در زابل است که در پنجسالگی به همراه خانواده به مشهد مهاجرت کرد. وی پس از گذراندن دوران تحصیل در مشهد، سال ۱۳۶۱ در دانشگاه آزاد اسلامی اهواز پذیرفته شد و تحصیل خود را در این شهر و همزمان با سالهای دفاع مقدس ادامه داد.
دکتر سرگلزایی پس از پایان تحصیل در سال ۱۳۶۵، به جبهه اعزام شد و از طریق تیپ ۱۶ امام حسین(ع) به منطقه شَرهانی در دشت عباس و محدوده ایلام رفت؛ منطقهای که به دلیل موقعیت راهبردی خود، یکی از نقاط مهم درگیری میان نیروهای ایرانی و ارتش بعث عراق بود.
وی با اشاره به نحوه اسارت خود اظهار کرد: در تیرماه سال ۱۳۶۶، در جریان حمله نیروهای عراقی در منطقه شَرهانی به اسارت درآمدم. این منطقه یک یال استراتژیک بود که در عملیات رمضان به دست رزمندگان ایرانی افتاده بود، اما بار دیگر مورد حمله دشمن قرار گرفت و من در ۲۱ تیرماه ۱۳۶۶ به اسارت نیروهای عراقی درآمدم.
سه سال اسارت بدون هیچ نشانی از هویت
این آزاده دوران دفاع مقدس با بیان اینکه به دلیل مفقودالاثر بودن، نام وی و تعدادی از همرزمانش در صلیب سرخ ثبت نشده بود، گفت: ما در یکی از پادگانهای تکریت نگهداری میشدیم و چون هیچ ثبت رسمی از وضعیت ما وجود نداشت، انتظار مشخصی برای بازگشت نداشتیم.
دکتر سرگلزایی افزود: اسرا در آن دوران شرایط متفاوتی داشتند؛ برخی به عنوان اسیر جنگی توسط صلیب سرخ ثبت شده بودند، برخی مفقودالاثر بودند و عدهای نیز جاویدالاثر محسوب میشدند. ما جزء مفقودالاثرها بودیم؛ یعنی در اختیار نیروهای عراقی قرار داشتیم، اما هیچ گزارشی از سوی آنان درباره وضعیت ما به ایران ارائه نمیشد و صلیب سرخ نیز برای شناسایی و ثبت مشخصاتمان به محل نگهداری ما دسترسی نداشت.
وی ادامه داد: به همین دلیل، نه نامی از ما ثبت شده بود و نه مدرکی وجود داشت که نشان دهد در اسارت هستیم. تنها عراقیها بودند و ما و همین مسئله باعث شده بود هیچ انتظار مشخصی برای آزادی و بازگشت نداشته باشیم.
شکنجه، بیآبی و گرسنگی؛ اما ایستادگی بر باورها
این استاد دانشگاه علوم پزشکی مشهد با اشاره به شرایط دشوار دوران اسارت تصریح کرد: شکنجه، بیآبی، بیغذایی، بیماری، تنهایی و بیخبری از آینده، بخشی از شرایطی بود که اسرا تحمل میکردند و از زمان اسارت تا آزادی در شهریورماه ۱۳۶۹، حدود سه سال در اسارت بودم.
وی گفت: رفتارهای خشونتآمیز و شکنجههایی که در اردوگاهها علیه اسرا اعمال میشد، بسیار شدید بود و شامل ضربوشتم، آویزان کردن، آسیبهای جسمی و برخوردهای تحقیرآمیز میشد؛ با این حال، این فشارها نتوانست ما را از هدف و باورهایمان دور کند.
دکتر سرگلزایی با تأکید بر اینکه اعتقاد و باور، مهمترین عامل مقاومت اسرا در برابر سختیها بود، اظهار کرد: کسانی که به جبهه میرفتند، از ابتدا احتمال شهادت و اسارت را میدانستند و برای دفاع از کشور و اعتقادات خود قدم در این مسیر گذاشته بودند. بنابراین هر رزمندهای با این باور وارد میدان میشد که ممکن است شهید یا اسیر شود.
وی افزود: برخی افراد در اردوگاهها برای رهایی از فشارها با دشمن همکاری میکردند، اما بسیاری از اسرا بر سر اعتقادات خود ایستادند و حاضر نشدند در برابر دشمن تسلیم شوند یا اطلاعاتی در اختیار آنان قرار دهند.
سختترین لحظه؛ خروج از شَراهانی
این آزاده سرافراز دوران دفاع مقدس، سختترین بخش دوران اسارت را لحظه خروج از منطقه شَرهانی و انتقال به داخل خاک عراق عنوان کرد و گفت: ما با اعتقاداتمان پا به جبهه گذاشته بودیم و انتظار شهادت داشتیم. برای یک رزمنده، اسارت شاید آخرین چیزی بود که انتظارش را داشت، اما حتی در چنین شرایطی نیز باورهای انسان میتواند عامل مقاومت و ایستادگی باشد.
وی با یادآوری خاطرهای از مرحوم دکتر توانایی، از پزشکان فقید دوران دفاع مقدس، بیان کرد: ایشان از دوران تحصیل در مقطع راهنمایی به جبهه رفته بود و همیشه آرزوی شهادت داشت. در عملیات کربلای ۵، هنگامی که گلوله به پایش اصابت کرد، با وجود شرایط سخت، تنها آرزویش این بود که در بیمارستان باشد و بتواند از آن وضعیت خارج شود؛ این خاطرات نشان میدهد رزمندگان در سختترین لحظات نیز با امید و باور زندگی میکردند.
روضههای امام حسین(ع)؛ پناه رزمندگان در روزهای جنگ
این استاد دانشگاه علوم پزشکی مشهد با اشاره به برگزاری مراسم عزاداری در جبههها خاطرنشان کرد: در دوران جنگ، رزمندگان محافل عزاداری امام حسین(ع) را برپا میکردند و با ابراز ارادت به حضرت سیدالشهدا(ع)، انرژی و روحیه مضاعفی برای ادامه مسیر و مقابله با دشمن به دست میآوردند.
وی افزود: این مراسمها در کنار تقویت روحیه معنوی رزمندگان، پیوند آنان با باورها و اعتقاداتشان را نیز عمیقتر میکرد و در شرایط دشوار جبهه و اسارت، همین باورها یکی از مهمترین عوامل تحمل سختیها بود.
روایت شکنجههایی که باور آن برای نسل جدید دشوار است
دکتر سرگلزایی با اشاره به شدت شکنجههای اعمالشده علیه اسرا گفت: برخی اسرا از ناحیه دست و پا آسیبهای جدی دیدند و در مواردی با رفتارهایی بسیار خشن و غیرانسانی مواجه شدند؛ از آویزان کردن اسرا گرفته تا ضربوشتم شدید و رفتارهای تحقیرآمیز که آثار جسمی و روحی فراوانی بر آنان بر جای گذاشت.
وی تأکید کرد: شاید باور این واقعیتها برای نسل جدید که آن دوران را ندیدهاند، دشوار باشد، اما باید این حوادث و واقعیتهای تاریخی را شناخت. فردی که در جبهه حضور پیدا میکرد، نسبت به کشور، مردم و جامعه خود احساس مسئولیت داشت و باید بدانیم امنیت و استقلال امروز کشور حاصل ایستادگی و فداکاری انسانهایی است که در آن سالها از جان خود گذشتند.
ضرورت انتقال واقعیتهای دفاع مقدس به نسل جدید
رئیس دانشکده دندانپزشکی مشهد با تأکید بر ضرورت انتقال واقعیتهای دوران دفاع مقدس به نسلهای آینده اظهار کرد: نسل جدید باید بداند که این کشور به آسانی از شرایط جنگ عبور نکرده است و انسانهای بسیاری برای دفاع از ایران، مردم و اعتقادات خود جانفشانی کردند.
دکتر سرگلزایی خاطرنشان کرد: خاطرات دوران اسارت و جنایاتی که در آن سالها علیه رزمندگان و اسرای ایرانی صورت گرفت، بخشی از تاریخ معاصر کشور است و نباید اجازه داد این وقایع به فراموشی سپرده شود.
وی افزود: آزادگان، رزمندگان و خانوادههای شهدا سرمایههای ارزشمند تاریخ معاصر ایران هستند و روایت زندگی و مقاومت آنان میتواند برای نسلهای امروز و آینده، درسهایی از ایستادگی، مسئولیتپذیری و فداکاری به همراه داشته باشد.
گفتوگوی وبدا با دکتر ناصر سرگلزایی، آزاده سرافراز و استاد دانشگاه علوم پزشکی مشهد، به مناسبت ۲۶ مرداد، سالروز بازگشت آزادگان سرافراز به میهن اسلامی، انجام شده است؛ روایتی از سه سال اسارت، مقاومت و ایستادگی مردانی که سختترین روزهای تاریخ این سرزمین را با ایمان و استقامت پشت سر گذاشتند.
درج نظر