• 1405/07/19
  • - تعداد بازدید: 33
  • زمان مطالعه : 9 دقیقه

« برای خدا کاری نداره»؛ روایت زنی که پس از درمان سرطان، مادر سه فرزند  شد

images (1)

 

روایت مرضیه کشت‌گر از عبور از روزهای دشوار بیماری در ۱۸سالگی تا تجربه شیرین مادری؛ پزشک معالج او نیز بر اهمیت امید، پیگیری درمان و توجه به حفظ باروری در بیماران مبتلا به سرطان تأکید می‌کند.

به گزارش وب‌دا، گاهی یک جمله ساده می‌تواند در سخت‌ترین روزهای زندگی، چراغ امیدی در دل انسان روشن کند؛ جمله‌ای که در روزهای ناامیدی، نوید بازگشت به زندگی را می‌دهد و سال‌ها بعد، به روایتی از امید و ایستادگی تبدیل می‌شود. «واسه خدا کاری نداره» برای مرضیه کشت‌گر، دختری که در ۱۸سالگی با توموری بزرگ در ناحیه شکم و مسیری دشوار از جراحی و شیمی‌درمانی روبه‌رو شد، تنها یک جمله نبود؛ یادآور روزهایی بود که با امید، حمایت خانواده و همراهی تیم درمان پشت سر گذاشت و امروز، در کنار سه دخترش، زندگی را با معنایی تازه تجربه می‌کند.

از روزهای شیرین نامزدی تا مواجهه با بیماری

سال ۱۳۸۹، مرضیه کشت‌گر ۱۸ سال داشت و تازه وارد دوران عقد شده بود. در شرایطی که خود را برای آغاز زندگی مشترک آماده می‌کرد، دردهای ناگهانی شکم و افزایش غیرعادی حجم آن طی یک تا دو هفته، نگرانی خانواده را برانگیخت.

در نخستین بررسی سونوگرافی، احتمال بارداری مطرح شد، اما بررسی‌های دقیق‌تر از وجود توده‌ای بزرگ به وزن تقریبی چهار تا پنج کیلوگرم در شکم او حکایت داشت؛ اتفاقی غیرمنتظره که زندگی دختر جوان و خانواده‌اش را تحت‌تأثیر قرار داد.

مرضیه همان شب به‌صورت اورژانسی تحت عمل جراحی قرار گرفت و در جریان جراحی، یکی از تخمدان‌هایش برداشته شد. پس از آن، دوره دشوار شیمی‌درمانی زیر نظر تیم تخصصی بیمارستان امید مشهد، از جمله دکتر ملیحه حسن‌زاده و دکتر فاطمه همایی، آغاز شد؛ مسیری که به صبر، پیگیری درمان و حمایت اطرافیان نیاز داشت.

تصمیمی برای حفظ آرامش در روزهای سخت

مرضیه در دوران درمان، رویکردی متفاوت برای مواجهه با بیماری انتخاب کرده بود. او نمی‌خواست جزئیات بیماری و نام آن، بیش از آنچه برای طی کردن مسیر درمان ضروری است، ذهن و روانش را درگیر کند.

او درباره آن روزها می‌گوید: «به پرستارها و کادر درمان می‌گفتم چیزی از سیاهی‌های این بیماری به من نگویید. با خودم می‌گفتم اگر بیماری جسم مرا درگیر کرده، من حاضر نیستم روح و روانم را هم درگیر نام و جزئیات آن کنم. این بیماری را مثل یک امتحان الهی می‌دیدم؛ مثل معلمی که سرزده وارد کلاس می‌شود و برگه امتحان جلوی شما می‌گذارد تا ببیند چقدر آماده‌اید. به کادر درمان می‌گفتم فقط بگویید چه کنم تا خوب شوم، همین.»

روزهای او میان بخش بستری و بخش شیمی‌درمانی سرپایی می‌گذشت. در این میان، همراهی و حمایت عاطفی کادر پرستاری، به‌ویژه خانم امیدوار، برایش دلگرم‌کننده بود.

مرضیه از او به‌عنوان یکی از تأثیرگذارترین افراد در آن دوران یاد می‌کند و می‌گوید: «خانم امیدوار با کلام پرمهر و حمایت‌های مداومش در آن روزهای سخت، برای من تنها یک پرستار نبود؛ او فرشته نجات روحی من بود.»

مادری که نگرانی‌هایش را پنهان می‌کرد

در میان تمام دشواری‌های درمان، نگرانی برای مادر، یکی از سنگین‌ترین دغدغه‌های مرضیه بود. او تلاش می‌کرد تا حد امکان، اضطراب و اندوه خود را از پدر و مادرش پنهان کند و اجازه ندهد رنج بیماری، فشار بیشتری بر آن‌ها وارد کند.

مرضیه می‌گوید: «تمام نگرانی من در آن روزها مادرم بود.»

او برای آنکه مادرش با دیدن ریزش موهایش در جریان درمان بیشتر اندوهگین نشود، تصمیم گرفت پیش از شروع ریزش موها، آن‌ها را بتراشد.

این بانوی مشهدی ادامه می‌دهد: طاقت نداشتم مادرم موهای ریخته مرا روی بالش ببیند و اشک بریزد. خودم خواستم موهایم را از ته بتراشند. هیچ‌وقت جلوی پدر و مادرم گریه نکردم. هر وقت دلم می‌گرفت و بغض گلویم را می‌فشرد، به حمام می‌رفتم، زیر دوش آب غسل صبر می‌کردم و با روشنی و آب آرام می‌شدم تا وقتی بیرون می‌آیم همان دختر پرانرژی سابق باشم.

پایان درمان؛ آغاز نگرانی درباره آینده

پس از ماه‌ها درمان، سرانجام پزشکان اعلام کردند که مرحله درمان فعال به پایان رسیده و او می‌تواند به زندگی عادی بازگردد؛ هرچند پیگیری‌های پزشکی و معاینات دوره‌ای همچنان ضروری بود.

اما پایان درمان، همه نگرانی‌های مرضیه را از میان نبرد. برداشتن یکی از تخمدان‌ها و هشدارهایی که درباره احتمال کاهش باروری شنیده بود، آینده مادری را برای او با ابهام همراه کرده بود.

او می‌گوید: از یک سو خوشحال بودم که آن دوران سخت تمام شده و دیگر قرار نیست شیمی‌درمانی شوم، اما از سوی دیگر، دلهره عجیبی تمام وجودم را گرفت. پزشک زنان به من هشدار داده بود که چون یک تخمدانم را برداشته‌اند، احتمال بارداری بسیار کم است و شاید هرگز مادر نشوم. آن روز با قلبی لرزان و در حالی که میان شادی پایان بیماری و ترس ناشی از نازایی معلق بودم، از بیمارستان بیرون آمدم.

با این حال، سال‌های بعد برای او تجربه‌ای متفاوت رقم زد. مرضیه زندگی مشترک خود را ادامه داد و برخلاف نگرانی‌هایی که در آن روزها داشت، مادر سه دختر شد؛ اتفاقی شیرین که بار دیگر او را به یاد امیدی انداخت که در دوران درمان از پزشکانش دریافت کرده بود.

او درباره روزی که نتیجه آزمایش بارداری را به پزشکان معالجش نشان داد، می‌گوید: «وقتی آزمایش بارداری را برای خانم دکتر همایی و دکتر حسن‌زاده بردم، از خوشحالی و تعجب جا خورده بودند. یادم نمی‌رود که خانم دکتر همایی با لبخند رو به دکتر حسن‌زاده کرد و گفت: دیدی؟ من بهت گفته بودم واسه خدا کاری نداره! همان حرفی که همیشه در روزهای ناامیدی به من می‌زد و می‌گفت اگر خدا بخواهد و مسیر درمان درست طی شود، هیچ در بسته‌ای وجود ندارد.

دکتر فاطمه همایی: سرطان به معنای پایان زندگی نیست

دکتر فاطمه همایی، متخصص رادیوانکولوژی و پزشک معالج مرضیه کشت‌گر، با اشاره به تجربه درمان این بیمار، بر ضرورت اصلاح نگرش جامعه نسبت به بیماری سرطان و تقویت امید در بیماران تأکید می‌کند.

او می‌گوید: «این تفکر که بیمار مبتلا به سرطان یعنی پایان همه‌چیز، باوری بسیار نادرست است. ما همیشه به بیماران می‌گوییم شما دچار یک بیماری مهم شده‌اید که نباید آن را رها کنید؛ اگر طبق نظر پزشک معالج و پروتکل‌های پیشنهادی پیش بروید، امید به زندگی و بازگشت به شرایط عادی بسیار بالاست، تا جایی که بیمار می‌تواند در آینده صاحب فرزند هم بشود.»

این عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد با اشاره به شرایط مرضیه در زمان تشخیص بیماری می‌افزاید: خانم کشت‌گر در سال ۱۳۸۹ و در ۱۸سالگی با نوعی تومور تخمدان مراجعه کرد که حتی در مراحل ابتدایی هم نیازمند شیمی‌درمانی وسیع پس از جراحی است. او در آغاز راه زندگی مشترک بود و طبیعی بود که احساس ناامیدی کند؛ اما آنچه سرنوشت او را تغییر داد، اول امیدواری و توکل بود و دوم حمایت همه‌جانبه خانواده و پایبندی به درمان. عمر دست خداست و ما هیچ‌گاه به بیماری نمی‌گوییم از دنیا دست بکش. امروز ثمره آن مقاومت و درمان صحیح را می‌بینیم؛ بیماری که شاید فکر می‌کرد آینده‌ای ندارد، امروز در سلامت کامل، مادر سه فرزند است.

حفظ باروری؛ بخشی مهم از مراقبت‌های نوین سرطان

دکتر همایی با اشاره به پیشرفت‌های پزشکی در زمینه حفظ باروری بیماران مبتلا به سرطان، می‌گوید توجه به امکان فرزندآوری در آینده، امروزه به یکی از موضوعات مهم در برنامه‌ریزی درمان این بیماران تبدیل شده است.

وی توضیح می‌دهد: شاید در دهه‌های گذشته حفظ باروری دغدغه اولیه نبود، اما امروزه این موضوع به بخش ثابت رویکرد بالینی ما تبدیل شده است. اکنون پیش از شروع درمان‌های سنگین، از بیمار درباره تمایل به فرزندآوری در آینده سؤال می‌کنیم و در صورت تمایل، اقداماتی نظیر فریز تخمک یا جنین، یا جابه‌جایی تخمدان توسط جراح زنان جهت دور ماندن از میدان تابش رادیوتراپی انجام می‌شود تا دو تا سه سال پس از مهار کامل بیماری، بیمار بتواند با نظر پزشک معالج باردار شود.

این متخصص رادیوانکولوژی همچنین بر اهمیت تشخیص زودهنگام، شناخت علائم هشداردهنده و انجام غربالگری‌های توصیه‌شده تأکید می‌کند و می‌گوید آگاهی عمومی و حمایت خانواده، در کنار تشخیص و درمان به‌موقع، می‌تواند نقش مهمی در بهبود شرایط بیماران و حفظ کیفیت زندگی آنان داشته باشد.

او با بیان اینکه بیماران نباید در مسیر درمان احساس تنهایی کنند، خاطرنشان می‌کند: «سرطان یک بیماری مزمن و کنترل‌پذیر است؛ به شرط آنکه جامعه و خانواده چتر حمایتی خود را از بیمار برنگیرند. وظیفه ما و رسانه‌ها این است که مانند چراغی در دل تاریکی و سردرگمی عمل کنیم تا بیمار احساس نکند در یک سیاه‌چاله بی‌بازگشت افتاده است.»

از تجربه بیماری تا چراغ امید برای دیگران

امروز مرضیه کشت‌گر، در ۳۷سالگی، پس از پشت سر گذاشتن تجربه دشوار بیماری و درمان، به همراهی دلگرم‌کننده برای بیمارانی تبدیل شده است که روزهای سخت مشابهی را می‌گذرانند.

او هر بار که برای معاینات دوره‌ای به بیمارستان امید مراجعه می‌کند، با بیمارانی هم‌صحبت می‌شود که در آغاز مسیر درمان قرار دارند و تلاش می‌کند با روایت تجربه خود، از نگرانی‌هایشان بکاهد.

مرضیه به آن‌ها می‌گوید: من هم درست در نقطه تاریکی بودم که الان شما هستید؛ مثل افتادن در یک سیاه‌چاله تاریک. اما این مسیر پایان خط نیست، فقط یک امتحان است. دلتان را به خدا بسپارید، روند درمان را با دقت دنبال کنید و مطمئن باشید روزهای روشن بازمی‌گردند.

او با یادآوری پزشکان و پرستارانی که در روزهای دشوار همراهش بودند، می‌گوید: «هنوز هم وقتی به بیمارستان امید می‌آیم، چشمم دنبال چهره همان پرستارانی مثل خانم امیدوار و پزشکانی می‌گردد که نجات‌بخش روزهای سخت من شدند. بیماری تمام شد، اما رد پای لطف خدا، مهارت پزشکان و مهربانی کادر درمان اینجا تا ابد در زندگی من جاری است.»

روایت مرضیه کشت‌گر، فراتر از یک تجربه درمانی، یادآور اهمیت تشخیص و درمان به‌موقع، پایبندی به توصیه‌های پزشکی، توجه به حفظ باروری و حمایت عاطفی از بیماران است؛ روایتی که نشان می‌دهد در کنار دانش و مهارت تیم درمان، امید و همراهی خانواده و کادر سلامت نیز می‌تواند در عبور از روزهای دشوار نقشی ماندگار داشته باشد.

 

 

  • گروه خبری : پزشکی
  • کد خبری : 191563
کلیدواژه
مسئول  پایگاه خبری وبدا
مؤلف

مسئول پایگاه خبری وبدا

نظرات

0 تعداد نظرات

درج نظر