• 1405/08/04
  • - تعداد بازدید: 70
  • زمان مطالعه : 6 دقیقه
عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد:

بحران‌ها می‌توانند زخم‌های کهن روابط زوجین را دوباره فعال کنند

143

 

دکتر سیدعلی ثاقبی، روان‌تحلیل‌گر و زوج‌درمانگر دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با تأکید بر تأثیر تجربه‌های گذشته بر واکنش افراد در شرایط بحرانی گفت: فشارهای محیطی و احساس ناامنی می‌توانند زخم‌های عاطفی پیشین را فعال کنند و با کاهش ظرفیت روانی افراد، زمینه شکل‌گیری چرخه‌های معیوب ارتباطی و تشدید تعارضات زوجین را فراهم آورند.

به گزارش وبدا، دکتر سیدعلی ثاقبی، عضو هیأت علمی گروه روان‌پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با تبیین پیوند میان تاریخچه شخصی افراد و واکنش آنان به فشارهای محیطی اظهار کرد: بحران‌ها بر صفحه‌ای سفید فرود نمی‌آیند، بلکه با تجربه‌های پیشین هر فرد از امنیت، ترس، نزدیکی و فاصله درهم می‌آمیزند و می‌توانند بر نحوه تفسیر رفتار همسر و مدیریت تعارض تأثیر بگذارند.

وی افزود: هر فرد مجموعه‌ای از تجربه‌های زیسته درباره دیده شدن، نادیده ماندن، نزدیک شدن و فاصله گرفتن را با خود حمل می‌کند و بحران‌های تازه ممکن است زخم‌های عاطفی گذشته را دوباره فعال کنند. برای مثال، فردی که تجربه رهاشدگی داشته است، ممکن است فاصله گرفتن همسر را نشانه تنها ماندن تلقی کند؛ یا کسی که در فضای بی‌ثباتی رشد کرده، در مواجهه با ابهام برای دستیابی به احساس امنیت به کنترل‌گری روی آورد.

نظریه دلبستگی؛ چرا زوجین در بحران واکنش‌های متفاوتی دارند؟

این روان‌تحلیل‌گر با اشاره به نظریه دلبستگی برای توضیح تفاوت واکنش افراد در شرایط ناامنی تصریح کرد: الگوهای اضطرابی و اجتنابی را نباید تیپ‌های شخصیتی ثابت و تغییرناپذیر دانست؛ این الگوها می‌توانند راهبردهایی برای تنظیم احساس ناامنی باشند که با توجه به موقعیت، شدت تهدید و نوع رابطه تغییر می‌کنند.

ثاقبی ادامه داد: در اوج ناامنی، ممکن است یکی از زوجین برای بازیابی احساس امنیت به همسر خود نزدیک شود و با پرسش‌های مکرر به دنبال اطمینان خاطر باشد، درحالی‌که طرف مقابل برای حفظ تعادل روانی به تنهایی، کار یا سکوت پناه ببرد.

وی خاطرنشان کرد: مشکل اصلی، تفاوت در این واکنش‌ها نیست، بلکه ناتوانی در درک انگیزه‌های نهفته در رفتار یکدیگر است. بحران امروز ممکن است با زخم‌های قدیمی پیوند بخورد و واکنش‌هایی را برانگیزد که در ظاهر با موقعیت فعلی تناسب ندارند. درک این موضوع کمک می‌کند زوجین متوجه شوند که ممکن است هر دو برای مدیریت اضطراب تلاش کنند، اما راهبردهای متفاوتی را به کار بگیرند.

فرسودگی روانی و جسمی؛ وقتی تحمل تعارض کاهش می‌یابد

عضو هیأت علمی گروه روان‌پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد با اشاره به تأثیر بحران‌های مداوم بر جسم و روان اظهار کرد: بحران صرفاً پدیده‌ای ذهنی نیست، بلکه بدن را نیز درگیر می‌کند. قرار گرفتن مداوم در وضعیت گوش‌به‌زنگی، اختلال خواب، کاهش تمرکز و صرف بخش زیادی از انرژی ذهنی برای پیش‌بینی خطر و مدیریت ابهام، می‌تواند ظرفیت روانی افراد را کاهش دهد.

وی افزود: در چنین شرایطی، تحمل ناکامی کمتر می‌شود و فرد ممکن است جمله‌ای را که در شرایط عادی به‌سادگی از کنار آن می‌گذشت، ساعت‌ها در ذهن خود مرور کند. همچنین بازگشت به آرامش پس از یک تعارض می‌تواند دشوارتر شود.

ثاقبی تأکید کرد: افزایش تنش در چنین موقعیت‌هایی لزوماً به معنای تغییر شخصیت یا بدتر شدن ذات افراد نیست، بلکه ممکن است نشان‌دهنده کاهش ظرفیت روانی آنان در اثر فشارهای مداوم باشد. البته شناخت این زمینه‌ها به معنای توجیه رفتارهای آسیب‌زننده نیست، بلکه کمک می‌کند میان واکنش ناشی از فرسودگی و قضاوت کلی درباره شخصیت همسر تمایز قائل شویم.

چرخه معیوب ارتباطی؛ وقتی ناامنی، ناامنی بیشتری ایجاد می‌کند

این زوج‌درمانگر با اشاره به نقش چرخه‌های ارتباطی مخرب در تعارضات زناشویی گفت: بسیاری از اختلافات مزمن لزوماً حاصل برخورد دو فرد بدخواه نیست، بلکه ممکن است از گرفتار شدن زوجین در الگویی ارتباطی ناشی شود که هر واکنش، واکنش بعدی را تشدید می‌کند.

وی در تشریح این چرخه افزود: ممکن است یکی از زوجین برای کسب احساس امنیت و کاهش اضطراب به همسر خود نزدیک شود و بر گفت‌وگو اصرار کند، اما طرف مقابل که احساس فرسودگی یا فشار دارد، از ادامه بحث خودداری کند. این عقب‌نشینی از سوی فرد نخست به‌عنوان طرد شدن تجربه می‌شود و او با سرزنش یا پیگیری بیشتر واکنش نشان می‌دهد؛ واکنشی که می‌تواند فاصله گرفتن همسر را تشدید کند.

ثاقبی ادامه داد: در این چرخه، هرچه یک نفر برای رسیدن به امنیت بیشتر فشار می‌آورد، طرف مقابل بیشتر عقب‌نشینی می‌کند؛ از سوی دیگر، هرچه فاصله بیشتر می‌شود، اضطراب و پیگیری فرد نخست نیز افزایش می‌یابد. به این ترتیب، زوجین ناخواسته همان وضعیتی را در یکدیگر تشدید می‌کنند که هر کدام از آن هراس دارد.

این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: فردی که از فاصله می‌ترسد، ممکن است با اصرار و پیگیری بیشتر ناخواسته فاصله بیشتری ایجاد کند؛ در مقابل، کسی که از فشار و مطالبه‌گری احساس خفگی می‌کند، ممکن است با عقب‌نشینی بیشتر، اضطراب و پیگیری همسر خود را افزایش دهد. در چنین شرایطی، هر یک بیشتر رنج خود را می‌بیند و دیگری را عامل اصلی آن می‌داند.

از «چه کسی مقصر است؟» تا «سهم من در ادامه این چرخه چیست؟»

دکتر ثاقبی با تأکید بر ضرورت تغییر نگاه زوجین به تعارضات اظهار کرد: اگر افراد بتوانند یک گام از تنش فاصله بگیرند، ممکن است دریابند که در بسیاری از اختلافات روزمره، مسئله صرفاً وجود دو فرد ناسازگار نیست، بلکه چرخه‌ای ارتباطی شکل گرفته است که هر دو ناخواسته در ادامه آن نقش دارند.

وی افزود: پناهگاه امن رابطه معمولاً در یک لحظه فرو نمی‌ریزد؛ گاهی آسیب از جایی آغاز می‌شود که هر یک از زوجین برای دستیابی به احساس امنیت، رفتاری انجام می‌دهد که ناخواسته احساس ناامنی طرف مقابل را افزایش می‌دهد. شناسایی این چرخه و بررسی سهم خود در تداوم آن می‌تواند نخستین گام برای تغییر الگوی ارتباطی باشد.

این روان‌تحلیل‌گر با تأکید بر ضرورت تفکیک تعارضات روزمره از روابط آسیب‌زا تصریح کرد: مفهوم چرخه ارتباطی نباید بهانه‌ای برای کمرنگ کردن مسئولیت افراد باشد. در روابطی که خشونت، سلطه‌گری یا سوءاستفاده وجود دارد، مسئولیت طرفین یکسان نیست و نباید چنین برداشتی ایجاد شود.

ثاقبی در پایان خاطرنشان کرد: در بسیاری از تعارضات روزمره، به‌جای تمرکز صرف بر این پرسش که «چه کسی مقصر است؟»، می‌توان پرسید «چه چیزی این چرخه را ادامه می‌دهد و سهم من در تداوم آن چیست؟». چنین تغییری در نگاه، در کنار پذیرش مسئولیت فردی و درک تجربه‌های عاطفی یکدیگر، می‌تواند به شناخت بهتر تعارضات و یافتن راه‌هایی برای بهبود رابطه کمک کند.

 

 

 

 

 

  • گروه خبری : پزشکی
  • کد خبری : 192055
کلیدواژه
مسئول  پایگاه خبری وبدا
مؤلف

مسئول پایگاه خبری وبدا

نظرات

0 تعداد نظرات

درج نظر