پزشک خانواده؛ گذار از درمانمحوری به سلامتمحوری در نظام سلامت
عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، طرح پزشک خانواده را فراتر از یک ساختار اداری یا درمانی ساده دانست و تأکید کرد موفقیت آن در گروی ایجاد معماری سیستماتیک، تقویت زیرساختهای الکترونیک، اصلاح نظام ارجاع و نگاه حمایتی به جای رویکرد محدودکننده است.
دکتر نوشین پیمان، عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد در گفتوگو با وبدا، با اشاره به اینکه طرح پزشک خانواده در واقع تغییری پارادایمی از درمانمحوری به سلامتمحوری است، اظهار داشت: ضرورت اجرای این طرح را میتوان در سه رکن اصلی «پیوستگی مراقبت»، «غربالگری و پیشگیری» و «عدالت در دسترسی» خلاصه کرد.
وی با بیان اینکه پیوستگی مراقبت مهمترین نقطه قوت این طرح است، افزود: در نظام پزشک خانواده، پزشکی که تاریخچه بیمار را میشناسد نقش مدیر پرونده سلامت را بر عهده دارد و از تکرار آزمایشهای بیمورد و تداخلات دارویی جلوگیری میکند. در حالی که در سیستم فعلی، مراجعه بیماران به متخصصان مختلف موجب سرگردانی آنان میشود، پزشک خانواده به جای انتظار برای بروز بیماری، فرد را بهطور مستمر پایش میکند؛ موضوعی که در بلندمدت بار مالی درمانهای پیشرفته را کاهش میدهد و دسترسی طبقات محروم به خدمات تخصصی را ضابطهمند میسازد.
معماری فنی و اجرایی نظام پزشک خانواده
این عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد با اشاره به اینکه این طرح از منظر فنی بر پایه یک «معماری سیستماتیک» بنا شده است، گفت: این معماری شامل چهار رکن اصلی سطحبندی خدمات، پرونده الکترونیک سلامت، نظام پرداخت و فرآیند ارجاع معکوس است.
دکتر پیمان توضیح داد: در سطحبندی خدمات، سیستم به سه سطح تقسیم میشود؛ سطح یک شامل پزشک خانواده و تیم سلامت از جمله مراقبین سلامت و ماماهاست، سطح دو پزشکان متخصص و بیمارستانهای عمومی را دربر میگیرد و سطح سه مربوط به مراکز فوقتخصصی است. چالش موجود این است که در نظامهای موفق دنیا، مراجعه بدون ارجاع به سطوح بالاتر موجب عدم تقبل هزینه توسط بیمه میشود، اما در ایران به دلیل عدم بلوغ کامل نظام ارجاع، این اهرم بازدارنده هنوز بهطور کامل فعال نشده است.
وی ادامه داد: پرونده الکترونیک سلامت، قلب تپنده این نظام است و بدون آن، طرح پزشک خانواده عملاً کور خواهد بود. یکپارچگی دادهها این امکان را فراهم میکند که متخصص در شهری دیگر، تاریخچه بیماری و فشار خون بیمار را مشاهده کند. همچنین استفاده از کدهای استانداردی مانند ICD-10 به دولت اجازه میدهد الگوی بیماریها را بهصورت لحظهای رصد کرده و بودجه را به مناطق نیازمند تخصیص دهد.
عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد با اشاره به نظام پرداخت، بیان کرد: این نظام ترکیبی از «سرانه» و «پرداخت عملکردی» است. چالش اصلی آن است که اگر سرانه پایین باشد، انگیزه پزشک کاهش مییابد و اگر بالا باشد و نظارت کافی وجود نداشته باشد، هزینههای دولت افزایش مییابد؛ بنابراین یافتن نقطه تعادل، از مهمترین دغدغههای وزارت بهداشت است.
وی اظهار کرد: فرآیند ارجاع معکوس نیز در ایران بسیار ضعیف است. در این فرایند، متخصص باید پس از ویزیت، گزارش را در سامانه ثبت کند، اما در عمل بیمار با برگههای کاغذی و اغلب ناخوانا بازمیگردد و این مسئله، حلقه پیوستگی مراقبت را قطع میکند.
چالشهای اجرایی در مسیر پیادهسازی
دکتر پیمان با اشاره به چالشهایی مانند فرهنگ خودارجاعی، جایگاه پزشک، سختی کار و انگیزه، گفت: تغییر این باور که پزشک عمومی یا پزشک خانواده دروازهبان سلامت است، زمانبر خواهد بود. اگر زیرساختهای الکترونیک، اختیارات لازم و شأن حرفهای فراهم نباشد، پزشک احساس منشیگری میکند نه پزشکی. همچنین حجم بالای جمعیت تحت پوشش و ناهماهنگیهای بیمهای میتواند به فرسودگی شغلی منجر شود و بدون حمایت مالی مناسب و اصلاح نظام پرداخت، ماندگاری پزشکان دشوار خواهد بود.
پیشنهادهای راهبردی برای بهبود
این عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد با تأکید بر ضرورت ایجاد زیرساختهای استاندارد، تصریح کرد: برای موفقیت این طرح باید بر سه محور «سامانه اطلاعاتی متمرکز»، «پروتکلهای درمانی استاندارد» و «پایش و ارزیابی هوشمند» تمرکز شود.
وی افزود: در حوزه سواد سلامت نیز تقویت تیم سلامت، دیجیتالی شدن کامل خدمات، آموزش عمومی، گنجاندن سواد سلامت در پروتکلها، آموزش هدفمند، استفاده از فناوری، تأسیس مراکز سواد سلامت و توانمندسازی کادر درمان از اهمیت بالایی برخوردار است. حضور فعال مراقبین سلامت و روانشناسان در کنار پزشک، یکپارچگی واقعی پرونده الکترونیک سلامت در همه سطوح، تبیین اهمیت سطحبندی خدمات از طریق رسانهها، تمرکز بر تکنیکهای ارتباطی در کنار درمان دارویی، توجه به گروههای با سواد سلامت محدود مانند سالمندان، افراد با تحصیلات پایین و بیماران مزمن، توسعه اپلیکیشنها و پیامکهای آموزشی با زبان ساده و برگزاری کارگاههای آموزشی سواد سلامت و مهارتهای ارتباطی، از دیگر الزامات این مسیر است.
دکتر پیمان در پایان تأکید کرد: پزشک خانواده باید به عنوان یک «معلم سلامت» عمل کند. موفقیت این طرح تنها با درمان بیماریها محقق نمیشود، بلکه زمانی کامل خواهد شد که مردم توانایی درک، مدیریت و تصمیمگیری آگاهانه درباره سلامت خود را پیدا کنند. این طرح اگر بهعنوان یک مدل حمایتی دیده شود، میتواند بهترین راه نجات نظام سلامت ایران باشد؛ مشروط بر آنکه اعتماد به مردم و جامعه پزشکی بازگردانده شود.
درج نظر