48.jpg - 71.63 kBمصاحبه با اعضای باسابقه هیأت علمی دانشگاه، فرصتی ارزشمند برای بازخوانی تجربه‌های علمی، آموزشی و مدیریتی و انتقال آن به نسل‌های جدید دانشگاهی است. دکتر محمدتقی شاکری، استاد آمار زیستی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، در این گفت‌وگو با نگاهی مبتنی بر تجربه زیسته و فعالیت حرفه‌ای طولانی‌مدت، به تشریح مسیر تحصیلی و شغلی خود، دیدگاه‌هایش درباره نقش استاد دانشگاه، جایگاه رشته آمار زیستی، چالش‌های مسیر تحصیل، نقش خانواده در موفقیت فردی و ضرورت ارتباط میان آموزش، درمان و پژوهش پرداخته است.

دکتر محمدتقی شاکری، استاد آمار زیستی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، در این گفت‌وگو با وب دا تشریح مسیر تحصیلی و حرفه‌ای خود از سال‌های پیش از انقلاب اسلامی تا امروز، بر نقش شاگردپروری در دانشگاه، اهمیت مرجعیت علمی، جایگاه راهبردی آمار زیستی در نظام سلامت، نقش خانواده در موفقیت‌های فردی و ضرورت هم‌افزایی آموزش، درمان و پژوهش تأکید می‌کند.

وب دا: لطفاً در ابتدا خود را برای مخاطبان این گفتگو معرفی بفرمایید و شرح مختصری از سوابق تحصیلی دوران مدرسه و دانشگاه بفرمایید که در کجا و چه سالهایی طی شد.

دکتر محمدتقی شاکری هستم، متولد ۱۳۳۷ در شهرستان شاهرود. تحصیلات ابتدایی تا پایان دبیرستان را در شهر شاهرود گذراندم. فرزند چهارم از یک خانواده ۷ فرزندی هستم مرحوم پدرم کارمند اداره مخابرات شاهرود بودند و من در یک خانواده فرهیخته و مذهبی رشد و نمو یافتم. مادر من زن مؤمنه وفرزند حضرت آیت الله اشرفی شاهرودی بودند که در تربیت فرزندان خود زحمات بسیار زیادی کشیدند و نقش ایشان در ارتقاء فرهنگی و مذهبی فرزندان غیرقابل انکار است.

در سال ۱۳۵۵ تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته آمار در دانشگاه فردوسی مشهد آغاز کردم. دوران تحصیل من مصادف با ایام انقلاب اسلامی و انقلاب فرهنگی بود و به همین دلیل دوره کارشناسی طولانی شد و در سال ۱۳۶۳ فارغ‌التحصیل شدم.

دوران دانشجویی، دوران پرالتهاب و پرتنشی بود. پیش و پس از پیروزی انقلاب اسلامی در فعالیت‌های دانشجویی مشارکت داشتم و عمده فعالیت‌هایم در انجمن حرکت اسلامی دانشجویان دانشگاه متمرکز بود. در سال ۱۳۵۷ در جریان یکی از فعالیت‌ها، در تظاهرات شهر قم در ایام محرم توسط مأموران حکومت نظامی بازداشت شدم و مدتی در زندان حکومت نظامی قم تحت بازداشت بودم که به یمن انقلاب اسلامی آزاد شدم.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی و بازگشایی دانشگاه‌ها، در جبهه انقلاب فعالیت داشتم. در سال ۱۳۵۹ با آغاز انقلاب فرهنگی و تشکیل جهاد دانشگاهی، مدتی در این نهاد فعالیت کردم اما به دلیل شرایط خانوادگی به شاهرود بازگشتم و به مدت دو سال علاوه بر فعالیت در جهاد سازندگی، به‌صورت دبیر حق‌التدریس مشغول بودم. در ایام جنگ نیز حدود ۱۴ ماه به‌صورت داوطلب در پشتیبانی جنگ جهاد در منطقه جنوب کشور فعالیت داشتم.

در سال ۱۳۶۲ پس از بازگشایی دانشگاه‌ها، برای ادامه تحصیل به دانشگاه بازگشتم و در سال ۱۳۶۳ فارغ‌التحصیل شدم و در بهمن همان سال تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد آمار زیستی را در دانشگاه علوم پزشکی شیراز آغاز کردم.

انتخاب آمار زیستی؛ پیوند علاقه علمی با نیاز نظام سلامت

در کنکور دانشگاه شیراز در هر دو رشته آمار و آمار زیستی پذیرفته شدم اما به دلیل علاقه به آمار کاربردی، آمار زیستی را انتخاب کردم. هم‌زمان در معاونت آمار و اطلاعات سازمان برنامه و بودجه استان فارس هم فعالیت داشتم و در سال‌های ۱۳۶۵ تا ۱۳۶۷ مسئولیت اجرای چندین سرشماری از جمله نفوس و مسکن، عشایر و کشاورزی در سطح استان فارس را بر عهده داشتم و تجربیات میدانی ارزشمندی کسب کردم.

در سال ۱۳۶۸ وارد دانشگاه علوم پزشکی مشهد شدم و به‌عنوان عضو هیأت علمی در مرتبه مربی فعالیت خود را آغاز کردم. در اوایل دهه ۷۰ برای اولین بار کارگاه‌های روش تحقیق را در سطح دانشگاه راه‌اندازی کردم.

وب دا: آغاز فعالیت شغلی شما از چه سالی، در کجا و با چه مسئولیتهایی بوده و آیا در حوزه هایی که فعالیت داشته اید  مقامی یارتبه ای هم کسب کرده اید؟

در سال ۱۳۷۶ با بورس تحصیلی برای ادامه تحصیل در مقطع دکتری عازم دانشگاه نیوکاسل انگلستان شدم و پس از بازگشت در سال ۱۳۸۱ به‌عنوان استادیار،مجدد در دانشگاه علوم پزشکی مشهد مشغول به کار شدم و در سال‌های ۱۳۸۶ و ۱۳۹۲ به مرتبه دانشیاری وسپس استادی نائل شدم. در حال حاضر ۳۶ سال سابقه تدریس دانشگاهی و ۴۴ سال سابقه کار دولتی دارم. علاوه براین در بیستمین جشنواره بین المللی رازی، بعنوان پژوهشگر برتر کشوری انتخاب شدم،در طول این سالها بارها، در جشنواره های دانشگاه مدیر گروه برتر، پژوهشگر برتر، استاد راهنمای برتر پایان نامه و سرآمد آموزشی دانشگاه شدم و نقش اصلی در راه اندازی دوره های کارشناسی ارشد و دکتری آمار زیستی در دانشگاه علوم پزشکی مشهد داشتم و به مدت 8 سال عضو هیأت بورد رشته آمار زیستی بودم و دارای اچ ایندکس 33 و نویسنده بیش از 400 مقاله پژوهشی هستم. همچنین عضو هیأت مؤسس چند مرکز تحقیقاتی دانشگاه و عضو هیأت تحریریه چندین نشریه علمی پژوهشی دانشگاه هم که یکی از آنها  ISI  و یکی دیگر Scpus  است، هستم و علاوه براین به مدت 4 سال از سال 92 تا 96 قائم مقام معاون دانشجویی و فرهنگی و مدیر فرهنگی دانشگاه بودم و کمتر از یک سال مسئولیت معاونت پژوهشی دانشکده بهداشت را برعهده داشتم.

وب دا: با توجه به تجربه ای که در فضای شغلی خود در دانشگاه داشته اید تصور میکنید چه اقدامات و برنامه هایی میتواند به هرچه بهتر شدن این فضا کمک کند؟

یکی از مسائل مهم در حوزه آموزش، پذیرش مرجعیت علمی و سپردن امور آموزشی به گروه‌های تخصصی مربوطه است. هرچند اقدامات خوبی در سال‌های گذشته انجام شده، اما تا اجرای کامل این رویکرد هنوز زمان زیادی باقی است.

باید بپذیریم که مزیت و تخصص علمی اصل اساسی در دانشگاه است. برای مثال، در رشته آمار زیستی، متولیان و متخصصان مشخصی وجود دارند و باید امور این حوزه به آنان سپرده شود.

آمار نقش بسیار مهمی در پذیرش طرح‌های پژوهشی، تدوین پروپوزال‌ها، طراحی ابزارها، جمع‌آوری و تحلیل داده‌ها و نگارش مقالات علمی دارد. اگر این مراحل با همکاری متخصصان آمار انجام شود، قطعاً خروجی پژوهش‌ها ارزشمندتر خواهد بود.

متأسفانه بسیاری از فعالیت‌های دانشگاهی بدون طی کامل این مسیر تخصصی انجام می‌شوند و به همین دلیل از ارزش علمی واقعی فاصله دارند و این باور هنوز در میان برخی همکاران نهادینه نشده است.

وب دا: با توجه به فعالیت دانشگاه در سه حوزه آموزش، درمان و پژوهش حفظ ارتباطات این سه حوزه از نگاه شما تا چه حد اهمیت دارد؟

ارتباط میان سه حوزه آموزش، درمان و پژوهش در دانشگاه‌های علوم پزشکی نه یک امتیاز اضافی و نه صرفاً یک اولویت مدیریتی، بلکه ضرورتی ذاتی و راهبردی است که هویت واقعی این دانشگاه‌ها را شکل می‌دهد. به اعتقاد من، هرگونه گسست میان این سه حوزه، به تضعیف کارکرد دانشگاه و در نهایت آسیب به نظام سلامت منجر خواهد شد.

در حوزه آموزش، نبود ارتباط مؤثر با درمان و پژوهش، آموزش را به مدرک‌گرایی صرف تقلیل می‌دهد. تربیت دانشجوی علوم پزشکی تنها در کلاس درس محقق نمی‌شود؛ بلکه زمانی معنا پیدا می‌کند که دانشجو در محیط واقعی درمان، در کنار بیمار و تیم درمان، مهارت‌های عملی و صلاحیت‌های بالینی را کسب کند. آموزشِ مبتنی بر درمان، دانشجو را از آشنایی صرف با علائم بیماری فراتر می‌برد و او را با «بیمار واقعی» و پیچیدگی‌های انسانی، اجتماعی و حرفه‌ای درمان مواجه می‌سازد. از سوی دیگر، آموزش بدون پشتوانه پژوهشی، به‌سرعت دچار ایستایی و کهنگی می‌شود. علوم پزشکی دانشی وابسته به زمان و مکان است و استادی که از یافته‌های جدید پژوهشی فاصله بگیرد، نمی‌تواند فارغ‌التحصیلانی تربیت کند که پاسخگوی مسائل نوظهور سلامت جامعه باشند.

در بعد درمان نیز، پیوند با آموزش و پژوهش نقشی تعیین‌کننده در ارتقای کیفیت خدمات دارد. درمانی که از پژوهش تغذیه نشود، به تکرار روش‌های قدیمی و روزمرگی حرفه‌ای می‌انجامد. بسیاری از پیشرفت‌های درمانی، حاصل پژوهش‌هایی هستند که از دل مسائل بالینی و نیازهای واقعی بیماران شکل گرفته‌اند. همچنین حضور دانشجویان و اساتید در بیمارستان‌های آموزشی، درمان را به فرآیندی علمی، مبتنی بر شواهد و همراه با نظارت مستمر تبدیل می‌کند که نتیجه آن افزایش کیفیت خدمات و کاهش خطاهای حرفه‌ای است.

از منظر پژوهش نیز، ارتباط با آموزش و درمان شرط اصلی اثربخشی و اعتبار علمی پژوهش‌هاست. به باور دکتر شاکری، پژوهش مسئله‌محور از دل جامعه و بالین بیمار برمی‌خیزد. اگر پژوهشگر از محیط درمان و نیازهای واقعی جامعه فاصله بگیرد، پژوهش‌ها به تولید صرف مقاله محدود می‌شوند و تأثیر واقعی بر بهبود سلامت نخواهند داشت. در عین حال، پژوهشگران آینده در بستر آموزش شکل می‌گیرند؛ دانشجویانی که با چالش‌های واقعی درمان مواجه شده‌اند و در فرآیند آموزش، تفکر پژوهشی را آموخته‌اند.

در یک نگاه کلان، دانشگاه علوم پزشکی موجودی زنده و پویاست که حیات آن به توازن و تعامل این سه حوزه وابسته است. حذف هر یک از این اضلاع، پیامدهای جدّی به همراه دارد: حذف پژوهش، دانشگاه را به مجموعه‌ای درمان‌محور اما فاقد نوآوری تبدیل می‌کند؛ حذف درمان، آن را به نهادی نظری و دور از واقعیت‌های جامعه فرو می‌کاهد؛ و حذف آموزش، آینده نظام سلامت را با بحران مواجه می‌سازد. یکی از چالش‌های مهم دانشگاه‌ها، عملکرد جزیره‌ای این سه حوزه است؛ جایی که درمان صرفاً به درآمد، آموزش به ارائه واحدهای درسی و پژوهش به تولید مقاله محدود می‌شود. این شکاف، از مهم‌ترین آسیب‌های راهبردی نظام سلامت به‌شمار می‌رود.

دکتر شاکری دانشگاه علوم پزشکی را به ارکستری تشبیه می‌کند که تنها با هماهنگی میان اجزای آن می‌توان به اجرای یک سمفونی منسجم دست یافت. گاهی صدای پژوهش پررنگ‌تر است، گاهی درمان و گاهی آموزش، اما آنچه اهمیت دارد، هماهنگی و همراهی این صداها در خدمت هدفی واحد است: ارتقای سلامت جامعه. موفقیت دانشگاه‌های علوم پزشکی نیز در میزان همجواری فیزیکی و هماهنگی محتوایی میان آموزش، درمان و پژوهش معنا پیدا می‌کند.

وب دا: با توجه به نقش مهم و اثرگذار اساتید در فضاهای مختلف آموزشی و پژوهشی و درمانی دانشگاه ، از نگاه شما یک استاد موفق در این حوزه ها چه شاخصه هایی دارد؟

نقش اصلی استاد دانشگاه، شاگردپروری و نقش‌پروری است؛ به‌گونه‌ای که بتواند افرادی را تربیت کند که در آینده در دانشگاه و جامعه نقش اساسی داشته باشند.

تعهد به یادگیری مادام‌العمر، ارتقای مستمر دانش و مهارت، تسلط علمی و خلاقیت در تدریس از وظایف مهم استاد است. احترام به دانشجو، عدالت و انصاف در برخورد با دانشجویان و مهارت‌های ارتباطی قوی با دانشجویان، همکاران و مدیران نیز اهمیت زیادی دارد.

تعهد به وظایف حرفه‌ای، برخورد سازنده با دانشجویان، ایجاد انگیزه و تلاش برای موفقیت آنان از دیگر مسئولیت‌های استاد دانشگاه است. در نهایت، استاد باید متعهد به موفقیت دانشجویان باشد تا آنان بتوانند به قله‌های علم و دانش دست یابند.

وب دا: در مسیر تحصیل و فعالیتهای کاری آیا چالش ها و موانعی را هم تجربه کردید؟ در صورت پاسخ مثبت بفرمایید چطور با این چالش ها و موانع مقابله کرده اید.

هیچ کاری بدون چالش نیست. تحصیل ما نیز شرایط خاصی داشت. ورود من به دانشگاه هم‌زمان با انقلاب اسلامی و انقلاب فرهنگی بود و تعطیلی دانشگاه‌ها حدود چهار سال وقفه ایجاد کرد.

با وجود این وقفه‌ها، ادامه تحصیل را متوقف نکردم. تحصیل را از مشهد آغاز و در دانشگاه شیراز ادامه و در دانشگاه نیوکاسل در کشور انگستان پایان دادم و هم‌زمان مسئولیت زندگی، کار و تحصیل را بر عهده داشتم.

پس از فراغت از تحصیل، به مشهد بازگشتم و تا کنون در مجموع 36 سال فعالیت حرفه‌ای در حوزه آمار زیستی داشته ام. در طول این سال ها چالش‌های متعددی وجود داشت، اما هیچ‌کدام مانع پیشرفت نشدند و با نگاه درست به آنها، بسیاری از چالشها زمینه‌ساز رشد و موفقیت‌های بعدی شدند.

وب دا: آیا خانواده هم در پیشرفت های تحصیلی و کاری شما نقش داشتند؟

قطعاً همین‌طور است. پدر و مادر و شرایط خانواده در دوران دبیرستان و دانشگاه نقش بسیار مهمی داشتند و با وجود مشکلات اقتصادی، مانعی برای ادامه تحصیل من ایجاد نکردند.

پس از ازدواج نیز همکاری همسرم نقش تعیین‌کننده‌ای در موفقیت‌های کاری من داشت. بخش عمده مسئولیت‌های زندگی و تربیت سه فرزند بر عهده ایشان بود. بدون این همراهی، دستیابی به این موفقیت‌ها ممکن نبود و موفقیت فرزندانم نیز نتیجه تلاش‌های ایشان است.

این گفت‌وگو تصویری جامع از تجربه زیسته، نگاه آموزشی و دغدغه‌های علمی دکتر محمدتقی شاکری ارائه می‌دهد؛ نگاهی که بر شاگردپروری، تخصص‌محوری، عبور از چالش‌ها و نقش بنیادین خانواده در موفقیت فردی تأکید دارد.

خبرهای روز

اطلاعات تماس سامانه خبری وب دا

Image
آدرس: مشهد، خیابان دانشگاه، ساختمان قرشی
کد پستی :۹۱۷۷۸۹۹۱۹۱
نمابر: ۳۸۴۳۶۸۲۷ ۰۵۱
رایانامه :webda@mums.ac.ir
سامانه پیام کوتاه: ۳۰۰۰۲۱۹۱
Image
Image
Image
Image
Image
Image
Image