181.jpg - 35.26 kBعضو هیأت علمی (استاد تمام) دانشگاه علوم پزشکی مشهد با اشاره به تجربه شخصی خود از داشتن سه فرزند، گفت: حضور فرزندان در کنار هم نه‌تنها به رشد عاطفی و اجتماعی آن‌ها کمک می‌کند، بلکه آرامش و پویایی بیشتری را نیز به زندگی خانوادگی می‌بخشد؛ تجربه‌ای که به گفته او می‌تواند الگویی برای نگاه دوباره به فرزندآوری در شرایط امروز باشد.

دکتر مجید مجرد، استاد باسابقه گروه ژنتیک پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، در گفت‌وگو با وب‌دا از تجربه خانوادگی خود و لذت داشتن سه فرزند دلبندش گفت؛ دو پسر و یک دختر که به گفته او هر کدام در شکل‌گیری فضای خانواده نقشی ویژه دارند. فرزند اول (پسر متولد ۱۳۸۶) اکنون ۱۸ ساله و در حال آماده شدن برای کنکور است. فرزند دوم (دختر متولد ۱۳۹۴) که به دلیل دغدغه‌های اقتصادی با فاصله‌ای هشت‌ساله از فرزند اول متولد شده، اکنون حدود ۱۰ سال سن دارد و فرزند سوم (پسر) نیز در سال ۱۳۹۵ به دنیا آمده است.

دکتر مجرد معتقد است که در سال‌های آغازین زندگی مشترک و دوران دانشجویی، ثبات مالی برای حمایت از فرزندان اهمیت زیادی دارد و با توجه به اینکه در آن سال‌ها چنین اطمینانی برای او و همسرش وجود نداشت، تصمیم گرفتند فرزند دوم با یک وقفه زمانی چندساله متولد شود. او می‌گوید: اگر در آن سال‌ها امید و اطمینان بیشتری نسبت به آینده داشتیم، شاید فرزندآوری زودتر، با فاصله کمتر و تعداد بیشتری اتفاق می‌افتاد.

دکتر مجرد در ادامه، از نگاه یک پدر و همچنین فردی علاقه‌مند به پژوهش‌های اجتماعی، به نقش فرزندان در پویایی خانواده پرداخته و می‌گوید: حضور بچه‌ها در کنار هم شادی زندگی را افزایش می‌دهد. او با اشاره به تفاوت‌های شخصیتی، ژنتیکی و رفتاری فرزندانش توضیح می‌دهد که همین تفاوت‌ها فرصت خوبی برای شناخت بهتر استعدادها و شکوفایی توانایی‌های هر کودک فراهم کرده است.

وی با بیان اینکه فاصله سنی زیاد میان فرزند اول و دوم خانواده‌اش موجب شد فرزند بزرگ‌تر برای مدتی تنها باشد، افزود: در آن دوره مادر بیش از اندازه بر فرزند اول متمرکز بود و او نیز فرصت چندانی برای آزمون‌وخطا و تعامل با دیگران نداشت. اما با تولد فرزند دوم و سپس فرزند سوم، شرایط تغییر کرد و فرزند بزرگ‌تر به‌تدریج به شخصیتی اجتماعی‌تر، مسئولیت‌پذیرتر و مدیریتی‌تر تبدیل شد.

به گفته دکتر مجرد، فرزندان کوچک‌تر نیز از همان کودکی نقش حمایتی در رشد برادر بزرگ‌تر پیدا کردند و تعامل، رقابت و حتی دعواهای کودکانه میان آن‌ها مهارت‌های اجتماعی‌شان را به‌طور چشمگیری تقویت کرد.

وی افزود: امروز پسر بزرگ خانواده ما در مدیریت امور خانه نقش مهمی دارد و دختر خانواده نیز در تعامل با دو برادرش، مهارت بالایی در مدیریت روابط و هماهنگی پیدا کرده است.

این استاد دانشگاه با اشاره به فاصله سنی نزدیک میان دو فرزند کوچک‌تر گفت: دختر خانواده از همان سنین پایین عملاً نقش مربی را برای برادر کوچک‌ترش ایفا کرده و بسیاری از مهارت‌های روزمره، از صحبت کردن تا بازی و یادگیری، را به او منتقل کرده است. به اعتقاد او، همین همراهی خواهر و برادر باعث شد فرزند کوچک‌تر سریع‌تر از همسالان خود رشد کند و در کلاس‌های مختلف، از زبان و موسیقی تا ورزش، با انگیزه و اشتیاق بیشتری حضور پیدا کند.

دکتر مجرد تأکید می‌کند که اگر فرزند دیگری در میانه این فاصله به دنیا می‌آمد، می‌توانست نقش مهمی در حمایت عاطفی و تربیتی خانواده داشته باشد. او همچنین گفت فرزند بزرگ‌تر اکنون به‌قدری مورد اعتماد خانواده است که نقش مشاور را برای آنان ایفا می‌کند.

رشد شخصیتی کودکان؛ از مهارت گفت‌وگو تا کاهش تنهایی

عضو هیأت علمی دانشگاه با اشاره به تجربه زندگی خانوادگی خود، از نقش فرزندان در تقویت مهارت‌های اجتماعی، کاهش احساس تنهایی و افزایش پویایی در خانواده سخن گفت و تأکید کرد که فرزندآوری زمانی می‌تواند با آرامش بیشتری اتفاق بیفتد که خانواده از نظر مالی و آینده‌نگری در وضعیت باثبات‌تری قرار داشته باشد.

دکتر مجید مجرد در ادامه این نکته را نیز متذکر شد که رابطه او و همسرش با فرزند بزرگ‌ترشان، بیش از دو فرزند کوچک‌تر، رنگ و بوی وابستگی عاطفی دارد؛ موضوعی که به گفته او هم به دلیل مهربانی ذاتی این فرزند است و هم شاید به خاطر اضطرابی که در سال‌های نخست زندگی و در دوره تنهایی او شکل گرفته بود.

این استاد دانشگاه در ادامه به نقش دو فرزند کوچک‌تر در شکل‌گیری مهارت‌های ارتباطی و اجتماعی فرزندانش اشاره کرد و گفت: اختلاف‌نظرها، بازی‌ها و حتی رقابت‌های کودکانه میان خواهر و برادرها فرصتی برای تمرین شنیدن، گفت‌وگو، مشورت و پذیرفتن نظر مخالف فراهم کرده است.

به گفته او، همین تعامل‌ها باعث شده فرزندانش از همان کودکی با موقعیت‌های چالش‌برانگیز اجتماعی آشنا شوند و توانایی بیشتری در مدیریت روابط پیدا کنند.

دکتر مجرد با بیان اینکه گاهی این اختلاف‌ها به دعواهای جدّی کودکانه هم می‌رسد، افزود: با وجود این، همین نزاع‌های کوتاه‌مدت خیلی زود به آشتی و بازی دوباره ختم می‌شود و بچه‌ها یاد می‌گیرند احساسات خود را مدیریت کنند. در واقع این تجربه‌ها، به‌ویژه برای فرزند کوچک‌تر، زمینه‌ساز تقویت اعتمادبه‌نفس و مهارت ارتباطی شده است؛ تا جایی که اکنون در هر جمعی راحت‌تر صحبت می‌کند و حتی در ارتباط با دیگران، از فروشنده گرفته تا گارسون رستوران، به‌خوبی تعامل برقرار می‌کند.

وی با تأکید بر اینکه فرزندآوری فقط یک تصمیم شخصی یا احساسی نیست، تصریح کرد: این تصمیم نیازمند عبور خانواده از دغدغه‌های مالی و توانایی در تأمین نیازهای فرزندان است و تنها دلیل منطقی برای پرهیز از فرزند بیشتر، ناتوانی در تأمین حداقل امکانات تربیتی، آموزشی و معیشتی برای فرزند بعدی است.

این استاد دانشگاه در ادامه، از نگاه جمعیتی نیز به موضوع پرداخت و با اشاره به اثرات روند کاهش جمعیت و پیر شدن جمعیت بر هرم سنی کشور گفت: اگر این روند ادامه پیدا کند، در سال‌های آینده با جامعه‌ای مواجه خواهیم بود که بخش بزرگی از آن را سالمندان تشکیل می‌دهند و در مقابل، شمار کودکان و نوجوانان به‌مراتب کمتر از حد مطلوب خواهد بود؛ وضعیتی که می‌تواند بر مدرسه‌ها، نیروی کار و پویایی اقتصادی کشور اثر منفی بگذارد.

دکتر مجرد همچنین با اشاره به عوامل اجتماعی و ژنتیکی مؤثر بر کاهش جمعیت، از افزایش سن ازدواج، مشکلات باروری و تغییرات سبک زندگی به‌عنوان عواملی یاد کرد که می‌توانند آینده جمعیتی کشور را با چالش روبه‌رو کنند.

به گفته دکتر مجرد، در گذشته داشتن خواهر و برادر نه‌تنها به معنای تنها نبودن، بلکه نوعی پشتوانه عاطفی، اجتماعی و حتی اقتصادی برای افراد بود؛ اما امروزه این نگاه تا حدی کمرنگ شده است.

وی با تأکید بر اینکه وجود یک خواهر یا برادر می‌تواند در رشد روحی، جسمی و ذهنی کودک بسیار مؤثر باشد، گفت: اگر شرایط زندگی او و همسرش اجازه می‌داد، شاید پیش از ۳۰ یا ۳۲ سالگی فرزند دیگری هم داشتند و خانواده‌ای چهارفرزندی شکل می‌گرفت.

تولد کودک سوم و تبدیل فشار اقتصادی به پشتوانه روانی

عضو هیأت علمی دانشگاه در ادامه روایت خود از فرزندآوری، از تصمیمی دشوار در مسیر بارداری سوم گفت؛ تصمیمی که قرار بود به‌دلیل برنامه‌ریزی برای دو فرزند، با سقط جنین همراه شود. او اما با تکیه بر اطمینان اقتصادی و یک تجربه عملی از مدیریت فشارها، از گرفتن مراقب کودک تا فراهم کردن فضای زندگی، سرانجام از تولد فرزند سوم گفت و اینکه چگونه این انتخاب برای او و همسرش به «بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاری زندگی» تبدیل شد؛ سرمایه‌ای که پشتوانه روانی خانواده را تقویت کرد و به باور او، اگر حداقل‌های اولیه زندگی فراهم باشد، بزرگ‌ترین لذت دنیاست.

دکتر مجرد همچنین از یکی از لحظه‌های سرنوشت‌ساز زندگی خانوادگی‌اش سخن گفت؛ زمانی که همسرش فرزند سوم را باردار شد، درست در زمانی که برنامه‌ریزی کرده بودند پس از دو فرزند دیگر فرزندی نداشته باشند. او توضیح داد که نگه داشتن بارداری سوم برای خانواده‌شان از نظر اجرایی و روانی بسیار سخت بود، چراکه در خانه‌ای که دو کودک را پشت سر هم تجربه می‌کرد، عملاً امکان مدیریت زمان، انرژی و فشارهای روزمره کاهش پیدا می‌کرد.

با این حال، دکتر مجرد می‌گوید در همان مسیر با همسرش وارد یک گفت‌وگوی روشن و تصمیم‌محور شد و به او گفت: اگر «اطمینان اقتصادی» در حد توان فراهم است، اجازه بدهند این کودک به دنیا بیاید و برای عبور از دو سال اول زندگی، راهکارهایی عملی در نظر بگیرند.

او ادامه داد که از همان زمان یک برنامه عملی تنظیم کردند: تهیه مراقب تمام‌وقت برای کودک و فراهم کردن یک واحد آپارتمان تا فرزند در دو سال نخست زندگی، که معمولاً بیشترین فشار را برای خانواده ایجاد می‌کند، در فضایی امن و تحت مراقبت رشد کند.

به گفته او، نتیجه این برنامه آن شد که در همان دو سال اول، زندگی‌شان شکل منعطف‌تری پیدا کرد. آپارتمان‌های اجاره‌ای جابه‌جا شد و یک خانواده به‌عنوان مراقب تمام‌وقت در طبقه‌ای دیگر مسئولیت نگهداری از کودک را بر عهده گرفت و همین تقسیم مسئولیت، امکان ادامه کار و سامان گرفتن زندگی را فراهم کرد.

دکتر مجرد می‌گوید: همه این فشارها در نهایت برایشان به یک سرمایه واقعی تبدیل شد. او امروز که به پسر کوچکشان «کاوه» نگاه می‌کند، معتقد است آن تصمیم دشوار در نهایت به «بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاری» و «بزرگ‌ترین سود زندگی» تبدیل شده است.

او تأکید کرد: وقتی یک کودک وارد زندگی می‌شود، خانواده فقط یک فرزند اضافه نمی‌کند، بلکه تجربه‌ای عمیق از معنا و لذت را به زندگی خود اضافه می‌کند.

دکتر مجرد در پایان با اشاره به یکی از تجربه‌های تعیین‌کننده زندگی خود گفت: در دوران دانشجویی و در نخستین بارداری نیز شرایطی وجود داشت که می‌توانست آن‌ها را به سمت تصمیم برای سقط جنین سوق دهد، اما در همان زمان یک متخصص زنان با جمله‌ای کوتاه مسیر تصمیم‌گیری آن‌ها را تغییر داد.

او می‌گوید: پزشک خطاب به همسرش گفت: «دخترم، هر طور حساب کنی، سقط در نهایت پشیمانی به بار می‌آورد.» همین جمله ساده و اعتماد به توصیه پزشک باعث شد از آن تصمیم منصرف شوند و امروز از آن انتخاب احساس رضایت و آرامش داشته باشند.

 

اطلاعات تماس سامانه خبری وب دا

Image
آدرس: مشهد، خیابان دانشگاه، ساختمان قرشی
کد پستی :۹۱۷۷۸۹۹۱۹۱
نمابر: ۳۸۴۳۶۸۲۷ ۰۵۱
رایانامه :webda@mums.ac.ir
سامانه پیام کوتاه: ۳۰۰۰۲۱۹۱
Image
Image
Image
Image
Image
Image
Image