معاون گروه علوم اعصاب دانشگاه علوم پزشکی مشهد با تشریح واکنشهای عصبی مغز در مواجهه با ناامنی و بحران، بر ضرورت ایجاد «سپر حمایتی عاطفی» توسط خانوادهها برای پیشگیری از آسیبهای ماندگار مغزی در کودکان و بزرگسالان تأکید کرد.
دکتر فرزانه وفایی، دانشیار و عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد در گفتگو با وب دا با تبیین تفاوت واکنشهای مغزی در سنین مختلف اظهار داشت: مغز انسان در هر مرحله از رشد، ابزارهای متفاوتی برای مقابله با استرس دارد و شناخت این تفاوتها برای مدیریت سلامت روان در شرایط بحرانی حیاتی است.
وی با اشاره به آسیبپذیری بالای کودکان خردسال تصریح کرد: به دلیل تکاملنیافتگی مغز، کودکان زیر سن مدرسه توانایی تمایز میان خطر واقعی و احساس ترس را ندارند. واکنشهایی نظیر گریههای بیدلیل، چسبیدن به والدین و شبادراری، زنگ خطر قرارگیری کودک در وضعیت استرس حاد است.
دکتر وفایی در خصوص کودکان سنین مدرسه افزود: در این مقطع که مغز در حال ساخت مدارهای منطقی و حافظه است، استرسهای محیطی میتواند این فرایند را مختل کند. نمود این اختلال اغلب بهصورت دردهای جسمانی مانند سردرد، مشکلات گوارشی، انزواطلبی و بیمیلی به بازی ظاهر میشود. والدین باید با فراهم کردن ابزارهایی مانند نقاشی، فرصت بازسازی دنیای درونی را به کودک بدهند.
معاون گروه علوم اعصاب دانشگاه علوم پزشکی مشهد، دوران نوجوانی را مرحله ارزیابی خطر و شکلگیری هویت خواند و گفت: استرسهای شدید در این سن میتواند سیستم پاداش مغز را مختل کرده و نوجوان را به سمت رفتارهای پرخطر یا انزوای مطلق سوق دهد. بهترین راهکار در این شرایط، گوش دادن فعال و بدون قضاوت والدین است تا نوجوان بتواند به یک درک شخصی و معنادار از شرایط موجود دست یابد.
این متخصص علوم اعصاب در ادامه به تشریح وضعیت بزرگسالان پرداخت و هشدار داد: قرارگیری مداوم در وضعیت تهدید، محور استرس در مغز را همواره فعال نگه میدارد که نتیجه آن ترشح بیش از حد هورمون کورتیزول است. این پدیده منجر به اختلال خواب، کاهش تمرکز و احساس فرسودگی مزمن میشود. تنظیم خواب و تمرینات تنفس عمیق، مؤثرترین راه برای شکستن این چرخه مخرب است.
دکتر وفایی در پایان با اشاره به وضعیت خاص سالمندان خاطرنشان کرد: مغز سالمندان بیش از هر گروه سنی دیگری به کورتیزول حساس است و استرس میتواند سرعت تحلیل حافظه را افزایش داده و بیماریهای مزمن را تشدید کند. با این حال، سالمندان به دلیل تجربیات زیسته، میتوانند نقش "پناهدهنده" را برای نسلهای جوانتر ایفا کنند. تقویت ارتباط چشمی و بازخوانی خاطرات آرام گذشته، میتواند در این گروه سنی امید و پایداری روانی ایجاد کند.









