روانپزشک و عضو هیأت علمی (استادیار) دانشگاه علوم پزشکی مشهد، تابآوری را توانایی سازگاری مؤثر و حفظ عملکرد در مواجهه با ضربههای روحی و فشارهای شدید توصیف کرد و بر اهمیت آن در شرایط بحرانی مانند جنگ تأکید داشت.
دکتر سیده نرگس نجاتیفرد، روانپزشک و فلوشیپ رواندرمانی، در گفتوگو با وبدا در تشریح مفهوم «تابآوری» (Resilience) از منظر روانپزشکی اظهار داشت: تابآوری به توانایی فرد یا جامعه برای سازگاری مؤثر و حفظ عملکرد نسبتاً باثبات در مواجهه با ضربههای روحی (تروما)، تهدیدها یا فشارهای استرسزای شدید گفته میشود.
وی افزود: در میانه بحرانها و شرایط جنگی، فرد و جامعه با واقعیتهای تلخ و بیرونی متعددی روبهرو هستند؛ واقعیتهایی که شامل انواع فقدانها از مرگ عزیزان و معلولیت گرفته تا تخریب و خشونت، و نیز ترسهای درونی ناشی از ابهام شرایط و احساس خطر قریبالوقوع است. تابآوری در چنین شرایطی به معنای توانایی فرد در تحمل فشارهای روانی شدید، حفظ سلامت روان، بازیابی عملکرد پس از آسیبها و حتی تجربه نوعی رشد شخصیتی است.
به گفته دکتر نجاتیفرد، تابآوری یک فرایند پویا است که به فرد کمک میکند در برابر ناملایمات دچار فروپاشی روانی نشود و بتواند مسیر زندگی خود را ادامه دهد. وی با ذکر مثالی از یک پزشک در منطقه جنگی که با وجود خستگی و ترس همچنان قادر به تصمیمگیریهای بالینی دقیق است و از تجربه خود برای رشد حرفهای و انسانی بهره میبرد، تصویر ملموسی از تابآوری ارائه کرد.
این روانپزشک در ادامه به دو بُعد اصلی تابآوری یعنی «تابآوری روانشناختی» و «تابآوری عصبزیستی» اشاره کرد و گفت: تابآوری روانشناختی به فرایندهای ذهنی و هیجانی مانند مثبتاندیشی، خودکارآمدی، مهارت حل مسئله، تصمیمگیری و معنا دادن به رویدادهای دشوار مربوط میشود. در مقابل، تابآوری عصبزیستی به فرایندهای مغزی و جسمی مانند نحوه ترشح هورمونهای استرس، فعالیت محور هیپوتالاموس–هیپوفیز–آدرنال و توانایی بدن برای بازگشت به حالت تعادل مربوط است.
دکتر نجاتیفرد تأکید کرد: هر دو بُعد برای حفظ سلامت روان ضروری هستند و به یکدیگر وابستهاند؛ بهگونهای که ضعف در یکی میتواند بر دیگری تأثیر منفی بگذارد.
وی با اشاره به تأثیر استرس شدید بر مغز و سیستم عصبی در شرایط بحران و جنگ گفت: واکنش اولیه بدن به تهدید، فعال شدن سیستم «جنگ یا گریز» (Fight-or-Flight) است که موجب ترشح هورمونهای استرس مانند آدرنالین و کورتیزول میشود. قرار گرفتن طولانیمدت در معرض این سطح از استرس میتواند به تغییرات تطابقی و گاه آسیبزا در سیستم عصبی منجر شود؛ از جمله فعالیت بیش از حد محور هیپوتالاموس–هیپوفیز–آدرنال و تغییر در انتقالدهندههای عصبی مانند سروتونین، دوپامین و نوراپینفرین که میتواند بر خلقوخو، انگیزه و تمرکز اثر بگذارد.
وی ادامه داد: التهاب عصبی ناشی از استرس مزمن نیز ممکن است با اختلالات خلقی و شناختی همراه باشد و در برخی موارد به کاهش حجم برخی نواحی مغز منجر شود. چنین تغییراتی میتوانند زمینهساز بروز علائمی مانند اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)، افسردگی، اضطراب، اختلالات خواب و مشکلات تمرکز شوند.
این عضو هیأت علمی دانشگاه، مفهوم «انعطافپذیری عصبی» (Neuroplasticity) را یکی از عوامل کلیدی در تقویت تابآوری دانست و توضیح داد: مغز انسان توانایی تغییر و سازگاری در طول زندگی را دارد و به همین دلیل تابآوری مهارتی قابل یادگیری و تقویت است.
وی تعامل پیچیده عوامل ژنتیکی، محیطی و یادگیری را در شکلگیری تابآوری مؤثر دانست و افزود: در فرایند درمان، در واقع نوعی «سیمکشی مجدد» در مسیرهای عصبی مغز رخ میدهد که به شکلگیری الگوهای سازگارانهتر کمک میکند.
دکتر نجاتیفرد در پایان راهکارهایی عملی برای تقویت تابآوری ارائه کرد و گفت: استفاده از تکنیکهای شناختی برای شناسایی و اصلاح افکار منفی، بهرهگیری از تکنیکهای رفتاری مانند تمرینهای تنفس عمیق، تنآرامی و تکنیک ۵-۴-۳-۲-۱ برای بازگرداندن توجه به «اینجا و اکنون»، ایجاد نظمهای کوچک در زندگی روزمره برای افزایش حس کنترل، تمرین ذهنآگاهی، تقویت مهارت حل مسئله و یادگیری تنظیم هیجانات از جمله این راهکارهاست.
وی همچنین بر اهمیت تقویت شبکههای حمایتی اجتماعی، حفظ روابط سالم با خانواده و دوستان، و یافتن معنا و هدف در زندگی حتی در شرایط دشوار تأکید کرد.
این روانپزشک در پایان خاطرنشان کرد: خواب کافی و باکیفیت (۷ تا ۸ ساعت در شبانهروز)، رژیم غذایی متعادل و غنی از مواد مغذی، فعالیت بدنی منظم و پرهیز از شیوههای مقابلهای ناسالم مانند مصرف مواد مخدر یا الکل، نقش مهمی در حفظ سلامت روان دارند. همچنین داشتن روابط اجتماعی حمایتی و احساس تعلق به دیگران میتواند از افراد در برابر اثرات منفی استرس محافظت کند.









