دردهای مرتبط با عوامل روانشناختی واقعی و قابل درمان هستند/ طبیعی بودن MRI به معنای ساختگی بودن درد نیست
عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد با تأکید بر اینکه دردهای مرتبط با عوامل روانشناختی کاملاً واقعی و قابل درمان هستند، گفت: طبیعی بودن نتایج آزمایشها یا تصویربرداریهایی مانند MRI هرگز به معنای ساختگی بودن درد نیست و درمان مؤثر این بیماران نیازمند رویکردی چندرشتهای با مشارکت پزشک، روانشناس، فیزیوتراپیست و خود بیمار است.
دکتر فرشاد شیبانی در گفتوگو با خبرنگار وبدا با اشاره به باورهای نادرست درباره دردهای مزمن اظهار کرد: یکی از مهمترین نکاتی که باید درباره درد بدانیم این است که درد همیشه به معنای وجود آسیب در یکی از اعضای بدن نیست. درد در نهایت تجربهای است که توسط مغز ایجاد میشود و سیستم عصبی بر اساس مجموعهای از پیامهای دریافتی، احساس درد را شکل میدهد.
وی افزود: در برخی افراد، پس از تجربه استرس شدید، اضطراب، افسردگی، سوگ، فشارهای روانی طولانیمدت یا حتی پس از بهبود یک آسیب جسمی، سیستم عصبی نسبت به درد حساستر میشود. در این شرایط، فرد درد واقعی را تجربه میکند، حتی اگر در معاینات یا بررسیهای پزشکی آسیب مشخصی مشاهده نشود.
درد واقعی است، نه خیالی
این روانشناس بالینی با اشاره به رویکردهای نوین پزشکی در طبقهبندی دردهای مزمن گفت: امروزه از اصطلاحاتی مانند «درد اولیه مزمن» یا دردهایی که عوامل زیستی، روانشناختی و اجتماعی در بروز یا تداوم آنها نقش دارند، استفاده میشود. بهکار بردن اصطلاح «درد روانزاد» ممکن است این تصور نادرست را ایجاد کند که درد فقط در ذهن بیمار است، در حالی که این درد کاملاً واقعی بوده و منشأ آن تغییر در نحوه پردازش درد توسط سیستم عصبی است.
دکتر شیبانی برای تبیین این موضوع افزود: ممکن است زخم یا آسیب جسمی بهطور کامل بهبود یافته باشد، اما حساس شدن سیستم عصبی باعث تداوم احساس درد شود. همچنین بسیاری از افراد پیش از امتحان، مصاحبه شغلی یا در شرایط استرسزا دچار سردرد، گردندرد یا دلدرد میشوند که این دردها واقعی هستند، اما منشأ آنها واکنش بدن به فشارهای روانی است.
تفاوت دردهای روانشناختی با تمارض
عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد با تأکید بر تفاوت این نوع درد با تمارض اظهار کرد: تمارض به معنای ایجاد یا بزرگنمایی عمدی علائم برای کسب منفعت است، اما در دردهای مرتبط با عوامل روانشناختی، بیمار هیچ کنترلی بر ایجاد درد ندارد و رنجی واقعی را تجربه میکند.
وی ادامه داد: ممکن است فردی با وجود طبیعی بودن MRI از درد شدید رنج ببرد، زیرا اختلال در پردازش درد توسط سیستم عصبی علت اصلی علائم اوست. بنابراین طبیعی بودن نتایج تصویربرداری هرگز به معنای ساختگی بودن درد نیست.
تشخیص تنها با MRI امکانپذیر نیست
دکتر شیبانی با بیان اینکه هیچ آزمایش خون، MRI یا سیتیاسکن بهتنهایی قادر به تشخیص این نوع درد نیست، گفت: تشخیص بر اساس مجموعهای از شرح حال بیمار، معاینه بالینی، نتایج آزمایشها و ارزیابی وضعیت روانی انجام میشود.
وی افزود: دردی که بیش از سه ماه ادامه داشته باشد، با یافتههای پزشکی تناسب نداشته باشد، تحت تأثیر استرس تغییر کند و همراه با علائمی مانند اختلال خواب، اضطراب، افسردگی، خستگی و کاهش تمرکز باشد، احتمال نقش عوامل روانشناختی و حساس شدن سیستم عصبی در آن بیشتر است.
این روانشناس بالینی یکی از اشتباهات رایج در برخورد با این بیماران را نادیده گرفتن درد آنان دانست و تصریح کرد: اینکه به بیمار گفته شود «همه آزمایشها طبیعی است، پس مشکلی نداری» میتواند احساس نادیده گرفته شدن را در او ایجاد کند. از سوی دیگر، نسبت دادن شتابزده درد به مشکلات روانی بدون بررسی دقیق نیز ممکن است باعث غفلت از یک بیماری جسمی مهم شود.
پزشک باید بیمار را درمان کند، نه تصویر MRI را
عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد با اشاره به محدودیتهای تصویربرداری گفت: MRI تنها ساختار بدن را نشان میدهد و قادر به ارزیابی نحوه پردازش درد در مغز نیست. به همین دلیل ممکن است فردی بدون هیچ علامتی، در MRI دچار بیرونزدگی دیسک یا تغییرات ستون فقرات باشد و در مقابل، بیماری با درد شدید، تصویربرداری تقریباً طبیعی داشته باشد.
وی تأکید کرد: پزشکان بر این باورند که باید بیمار را درمان کرد، نه صرفاً تصویر MRI را؛ زیرا تصمیمگیری درمانی بر اساس مجموعه یافتههای بالینی و شرایط فرد انجام میشود.
درمان چندبعدی؛ مؤثرترین راهکار کنترل دردهای مزمن
دکتر شیبانی بهترین رویکرد درمانی برای دردهای مزمن را درمان چندبعدی دانست و گفت: آموزش بیمار نخستین گام درمان است. آگاهی از اینکه درد واقعی است و خیالی یا ساختگی نیست، اضطراب بیمار را کاهش داده و همکاری او را در روند درمان افزایش میدهد.
وی درمان شناختی ـ رفتاری (CBT) را یکی از مؤثرترین روشهای درمان دردهای مزمن عنوان کرد و افزود: این روش به بیماران کمک میکند استرس را مدیریت کنند، افکار منفی و فاجعهساز درباره درد را کاهش دهند و بهتدریج فعالیتهای روزمره خود را از سر بگیرند. مطالعات نشان داده است این شیوه درمانی میتواند شدت درد، میزان ناتوانی و نیاز به مصرف دارو را کاهش دهد.
این روانشناس بالینی همچنین بر اهمیت فعالیت بدنی تدریجی تأکید کرد و گفت: برخلاف تصور رایج، استراحت طولانیمدت معمولاً درد مزمن را تشدید میکند، در حالی که ورزشهای سبک و برنامهریزیشده به کاهش حساسیت سیستم عصبی و بهبود عملکرد بیمار کمک میکند.
وی درمان اضطراب، افسردگی و اختلالات خواب را نیز بخش مهمی از درمان دانست و افزود: در برخی بیماران، داروهایی تجویز میشود که علاوه بر تنظیم خلق، بر سیستم کنترل درد در مغز و نخاع نیز اثر میگذارند و میتوانند حساسیت سیستم عصبی را کاهش دهند.
دکتر شیبانی در پایان با تأکید بر اینکه نگاه امروز پزشکی به درد بر پایه تعامل عوامل زیستی، روانشناختی و اجتماعی است، خاطرنشان کرد: دردهای مرتبط با عوامل روانشناختی کاملاً واقعی، قابل تشخیص و درمانپذیر هستند و بهترین نتایج زمانی حاصل میشود که پزشک، روانشناس، فیزیوتراپیست و خود بیمار در قالب یک رویکرد جامع و چندرشتهای برای درمان همکاری کنند.
درج نظر