روپوش سفید در میان سیاهپوشان؛ روایت خادمان سلامت از حضور داوطلبانه در مراسم وداع با رهبر شهید
خبر شهادت که منتشر شد، نیازی به فراخوان نبود؛ گویی دلها پیش از آن، آماده حضور بودند. از همان ساعات نخست، پزشکان، پرستاران، کارشناسان فوریتهای پزشکی، داروسازان، نیروهای امدادی و کارکنان دانشگاههای علوم پزشکی کشور، بیهیچ چشمداشتی، راهی مشهد شدند؛ نه برای انجام یک مأموریت اداری، بلکه برای ادای دینی که آن را وظیفهای اخلاقی و اعتقادی میدانستند.
در روزهایی که میلیونها عزادار برای وداع با رهبر شهید انقلاب اسلامی راهی پایتخت معنوی ایران شدند، سپیدپوشان نظام سلامت نیز دوشادوش مردم، حماسهای دیگر آفریدند؛ حماسهای که در آن خدمت، رنگ ایثار داشت و درمان، با اشک و دلدادگی درهم آمیخته بود.
در سراسر مسیر تشییع، از موکبهای درمانی و مراکز خدمات تخصصی پزشکی (AMP) گرفته تا آمبولانسها، اتوبوسآمبولانسها و پایگاههای اورژانس، خادمان سلامت بیوقفه در کنار عزاداران حضور داشتند؛ پزشکانی که از شهرهای مختلف کشور آمده بودند تا بیماران را ویزیت کنند، پرستارانی که ساعتها بدون استراحت به گرمازدگان و سالمندان رسیدگی میکردند، امدادگرانی که در میان ازدحام جمعیت برای نجات جان بیماران راه میگشودند و داروسازانی که داروخانههای صحرایی را برای پاسخگویی به نیازهای درمانی تجهیز کرده بودند.
در میان این صحنههای باشکوه، اشکهایی نیز جاری بود؛ اشکهایی که پشت ماسکهای سفید پنهان میشد، اما از نگاه مردم دور نمیماند. بسیاری از آنان در حالی به مداوای بیماران میپرداختند که خود، سوگوار رهبر و مقتدایی بودند که سالها از جایگاه پزشکان، پرستاران و فعالان نظام سلامت قدردانی کرده و همواره بر منزلت و جایگاه آنان تأکید داشت.
خط مقدم خدمت؛ از اورژانس تا مسیر تشییع
زهره دائی، پرستار بخش اورژانس بیمارستان قائم(عج) مشهد، یکی از صدها داوطلبی است که این بار حضور در یک مأموریت درمانی را نه صرفاً یک وظیفه شغلی، بلکه ادای دینی به رهبر شهید میداند.
او میگوید:
من سه فرزند خردسال دارم و تاکنون فرصت حضور در برنامههای داوطلبانه را نداشتم، اما این بار احساس کردم باید بیایم. هیچکس مرا مجبور نکرد؛ فقط دلم میخواست در این مراسم سهمی هرچند کوچک داشته باشم.
به گفته او، بسیاری از همکارانش علت حضورش را میپرسیدند، اما پاسخ برای خودش روشن بود؛ احساس کردم بهترین کاری که میتوانم انجام دهم، خدمت به مردمی است که برای وداع با رهبرشان آمدهاند.
این پرستار اورژانس، یکی از ویژگیهای برجسته رهبر شهید را اشراف علمی و دقت نظر ایشان میداند و میگوید:
هر موضوعی را که مطرح میکردند، با شناخت و اطلاعات دقیق همراه بود و همین موضوع برای من همیشه تحسینبرانگیز بود.
او با بغض از آرزوی دیرینه رهبر شهید برای شهادت یاد میکند و ادامه میدهد:
وقتی خبر شهادت ایشان را شنیدم، نخستین جملهای که به ذهنم آمد، همان سخنی بود که سالها پیش خطاب به خانواده شهدا فرموده بودند؛ اینکه آرزو دارند مرگشان همچون شهادت فرزندان آنان باشد. خداوند این آرزو را نصیبشان کرد.
موکبهایی که درمان را با عشق درآمیختند
در میدان شهدا، یکی از بزرگترین موکبهای درمانی دانشگاه علوم پزشکی مشهد از نخستین ساعات آغاز مراسم آماده خدمترسانی بود.
سجاد حمیدی، از پرستاران حاضر در این موکب، درباره روند آمادهسازی آن میگوید:
حدود یک ماه قبل، برنامهریزیها آغاز شد و با هماهنگی کانون بسیج جامعه پزشکی، تیمهای مختلف درمانی سازماندهی شدند تا خدماتی مانند ویزیت پزشک، خدمات پرستاری، تزریقات، پانسمان، کنترل قند خون و اقدامات اولیه درمانی به عزاداران ارائه شود.
به گفته او، اگرچه موکبهای درمانی دانشگاه علوم پزشکی مشهد همه ساله در مناسبتهای بزرگ مذهبی فعال هستند، اما فضای این مراسم تفاوتی آشکار با سالهای گذشته داشت.
امسال همه چیز رنگ دیگری داشت. مردم با عشق آمده بودند و کادر درمان نیز با انگیزهای متفاوت خدمت میکردند. احساس میکردیم این حضور تنها یک مأموریت درمانی نیست، بلکه مشارکت در یک حماسه ملی و دینی است.
رهبر شهید همواره قدردان جامعه پرستاری بو»
در میان خیل خادمان سلامت، عباس فرجنیا، از کارکنان دانشگاه علوم پزشکی سبزوار، نیز در مسیر حرکت عزاداران، حوالی چهارراه شهدا، مشغول ارائه خدمات درمانی بود. او حضور خود در این مراسم را برخاسته از یک احساس درونی میداند و میگوید:
حضورم کاملاً داوطلبانه و از سر ارادت بود. با وجود برخی دشواریها برای اعزام و استقرار نیروها، بیشتر همکارانم بدون هیچ چشمداشتی آمدند تا هرجا که نیاز باشد، خدمت کنند.
او درباره مأموریت تیمهای درمانی توضیح میدهد: در طول مسیر حرکت عزاداران مستقر بودیم تا اگر فردی دچار افت فشار، گرمازدگی یا هر مشکل دیگری شد، اقدامات اولیه درمانی را انجام دهیم و در صورت نیاز، او را به مراکز درمانی ارجاع دهیم.
فرجنیا با اشاره به نگاه رهبر شهید نسبت به جامعه پرستاری میافزاید:
ایشان همواره قدردان زحمات پرستاران بودند و بارها بر نقش تعیینکننده این قشر در نظام سلامت تأکید کردند. همین نگاه مهربانانه، برای ما سرمایهای ارزشمند و انگیزهای مضاعف برای خدمت بود.
عشق به رهبری؛ وجه مشترک همه داوطلبان
اعظم غلامی، از نیروهای دوام ثامن منطقه ۲ مشهد، که در کنار کادر درمان مرکز AMP میدان شهدا فعالیت میکرد، وجه مشترک همه داوطلبان را عشق به رهبر شهید و خدمت به مردم میداند.
او که شب پیش از مراسم را در کشیک حرم مطهر رضوی گذرانده بود، با وجود خستگی، صبح زود خود را به محل خدمت رساند.
برای من حضور در این مراسم یک توفیق بزرگ بود. خستگی معنا نداشت. احساس میکردم باید در کنار مردم باشم و سهم کوچکی در خدمترسانی به عزاداران داشته باشم.
غلامی، اخلاص را مهمترین ویژگی رهبر شهید عنوان میکند و میگوید:
ایشان انسانی صادق، مخلص و مردمی بودند. شاید راز ماندگاری و محبوبیتشان همین صداقت و اخلاص بود؛ ویژگیهایی که امروز در چهره میلیونها عزادار نیز دیده میشود.
احساس کردم تا قیامت گریه خواهم کرد...
دکتر خاتمیان، متخصص طب اورژانس دانشگاه علوم پزشکی بیرجند، از نخستین لحظات شنیدن خبر شهادت رهبر شهید چنین روایت میکند:
وقتی خبر را شنیدم، احساس کردم زمان متوقف شده است. آنقدر منقلب بودم که تصور میکردم تا قیامت گریه خواهم کرد.
او فضای مراسم تشییع را بینظیر توصیف میکند و میگوید:به گمان من، چنین حضور گسترده و پرشوری در تاریخ معاصر کمنظیر است. فاصله میان زمان شهادت تا مراسم تشییع، بغض مردم را عمیقتر کرده بود و روز وداع، آن بغض یکباره در سراسر کشور شکسته شد.
به اعتقاد این پزشک، یکی از برجستهترین ویژگیهای رهبر شهید، دقت علمی و نگاه همهجانبه ایشان به مسائل مختلف بود.
ادای دین خادمان سلامت به «پدر معنوی ایران»
علیرضا مرادی، پرستار دانشگاه علوم پزشکی مشهد که در یکی از مراکز خدمات تخصصی پزشکی (AMP) فعالیت داشت، حضور مردم در مراسم تشییع را ادای دینی به سالها مجاهدت رهبر شهید میداند.
او میگوید:
رهبر شهید برای این کشور و مردم زحمات فراوانی کشیدند. آنچه امروز ما انجام میدهیم، در برابر خدمات ایشان بسیار ناچیز است؛ اما احساس میکنیم باید دین خود را هرچند اندک ادا کنیم.
مرادی از شور کمنظیر مردم در شهر مشهد نیز سخن میگوید:از نخستین ساعات صبح، مترو، اتوبوسها و خیابانها مملو از مردمی بود که با عشق آمده بودند. این حضور نشان داد که پیوند مردم با رهبر شهید، فراتر از یک رابطه سیاسی و اداری، پیوندی عمیق، اعتقادی و عاطفی است.
او همچنین با اشاره به توجه ویژه رهبر شهید به حوزه پرستاری میافزاید :ایشان همیشه با احترام از پرستاران یاد میکردند و همین نگاه، مسئولیت ما را برای خدمت صادقانه سنگینتر میکرد.
رهبر شهید را مانند پدرم دوست داشتم
زهرا علمدار، کمکپرستار بیمارستان قائم(عج)، نیز از جمله داوطلبانی بود که از طریق بسیج جامعه پزشکی برای حضور در این مراسم اعلام آمادگی کرده بود.
او میگوید:همه چیز از روی عشق بود. وقتی خبر فراخوان منتشر شد، بدون تردید ثبتنام کردم. برای من، رهبر شهید فقط یک رهبر سیاسی نبود؛ ایشان را مانند پدرم دوست داشتم.
به گفته او، تیمهای درمانی از روزها قبل سازماندهی شده بودند تا با تقسیم وظایف و برنامهریزی دقیق، خدمات درمانی بدون وقفه به عزاداران ارائه شود.
علمدار، حضور گسترده مردم را جلوهای از همان اخلاصی میداند که رهبر شهید در طول سالهای رهبری خود به جامعه آموخته بود و میگوید:
امروز در این مراسم، همان روحیه ایثار، همدلی و اخلاص را میتوان در میان مردم و خادمان سلامت مشاهده کرد.
داروخانهای در قلب مسیر تشییع؛ خدمترسانی با آمادگی کامل
همزمان با استقرار تیمهای پزشکی و پرستاری، داروخانههای مراکز خدمات تخصصی پزشکی (AMP) نیز بهعنوان یکی از ارکان مهم زنجیره درمان، فعالیت خود را آغاز کردند. در این مراکز، داروهای مورد نیاز بیماران، تجهیزات مصرفی و اقلام اورژانسی از پیش تأمین شده بود تا هیچ وقفهای در روند خدمترسانی ایجاد نشود.
دکتر آردم، مسئول فنی داروخانه مرکز AMP میدان شهدا، فضای حاکم بر این روز را متفاوت از هر مأموریت درمانی دیگری توصیف میکند و میگوید:امروز فقط یک مأموریت درمانی نبود؛ همه اعضای تیم احساس میکردند در یک مسئولیت معنوی و ملی حضور دارند. تلاش کردیم هیچ بیماری به دلیل کمبود دارو یا تجهیزات، از دریافت خدمات محروم نشود.
وی با اشاره به برنامهریزیهای انجامشده پیش از مراسم میافزاید:از دو روز قبل، داروها و تجهیزات مورد نیاز آمادهسازی شد. نیروهای داوطلب نیز در جلسات هماهنگی شرکت کردند تا فرآیند پذیرش، نسخهپیچی و تحویل دارو بدون کوچکترین وقفه انجام شود.
به گفته وی، مراجعهکنندگان از نقاط مختلف کشور در این مراکز حضور داشتند و همین موضوع، ضرورت پیشبینی داروها و امکانات متناسب با نیازهای متنوع درمانی را دوچندان کرده بود.
سهمی کوچک در برابر مسئولیتی بزرگ
در یکی از موکبهای درمانی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، دکتر ریحانه خدادادی، پزشک عمومی داوطلب، بیماران را ویزیت میکرد. او معتقد است حضور در این مراسم، صرفاً انجام یک وظیفه حرفهای نیست، بلکه ادای سهمی کوچک در برابر مسئولیتی بزرگ است.
او میگوید:سالهاست در برنامههای جهادی و بسیج پزشکی فعالیت دارم و وقتی برای حضور در این مراسم اعلام آمادگی شد، احساس کردم باید در کنار مردم باشم. هرکس به اندازه توان خود میتواند سهمی در خدمت به جامعه داشته باشد.
وی با اشاره به برنامهریزیهای انجامشده برای استقرار تیمهای درمانی افزود:برای همه گروهها، از پزشکان و پرستاران گرفته تا بهیاران و نیروهای پشتیبانی، جلسات آموزشی برگزار شد تا هنگام ارائه خدمات، هماهنگی کامل میان اعضای تیم وجود داشته باشد.
دکتر خدادادی، بیشترین مراجعات را مربوط به گرمازدگی، افت فشار خون، مشکلات گوارشی و بیماریهای زمینهای عنوان میکند و میگوید:بیشتر بیماران در همان محل درمان شدند و تنها مواردی که نیاز به اقدامات تخصصی داشتند، به مراکز درمانی ارجاع داده شدند.
مأموریتی متفاوت برای نیروهای فوریتهای پزشکی
در میان نیروهای عملیاتی، کارکنان اورژانس پیشبیمارستانی مسئولیتی سنگینتر بر عهده داشتند. رضا میرنژاد، از کارشناسان فوریتهای پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، آغاز این مأموریت را اینگونه روایت میکند:همه چیز با اعلام آمادهباش آغاز شد. از همان لحظه میدانستیم با یکی از بزرگترین عملیاتهای امدادی سال روبهرو هستیم و باید برای هر سناریویی آماده باشیم.
به گفته وی، تیمهای اورژانس از روزهای قبل برای مواجهه با شرایط مختلف، از گرمازدگی و افت فشار گرفته تا حوادث ناشی از ازدحام جمعیت، آموزش دیده و سازماندهی شده بودند.
او ادامه میدهد:در چنین مأموریتهایی، هر ثانیه اهمیت دارد. باید در کوتاهترین زمان ممکن بیمار را ارزیابی، اقدامات اولیه را انجام و در صورت نیاز، برای انتقال تصمیمگیری کنیم.
میرنژاد، با وجود حجم انبوه جمعیت، مهمترین ویژگی این مراسم را همکاری و همراهی مردم با نیروهای امدادی میداند و میگوید:با وجود ازدحام، مردم همکاری بسیار خوبی با تیمهای امدادی داشتند و همین موضوع باعث شد خدمترسانی با کمترین مشکل انجام شود.
از بیرجند تا مشهد؛ روایت پزشکی از شکوه یک حضور
دکتر زراعتکار، پزشک دانشگاه علوم پزشکی بیرجند، که در یکی از مراکز AMP مستقر در خیابان امام رضا(ع) خدمت میکرد، حضور مردم در مراسم تشییع را بیسابقه توصیف میکند.
او میگوید:در سالهای فعالیت پزشکی، کمتر صحنهای با این عظمت دیده بودم. جمعیتی که با عشق آمده بودند، نشان دادند پیوند مردم با رهبر شهید، پیوندی عمیق و ریشهدار است
وی، شجاعت، توکل به خدا و نترسیدن از قدرتهای دنیوی را از مهمترین ویژگیهای رهبر شهید برشمرد و افزود:ایشان همواره بر ارزش و جایگاه کادر درمان تأکید داشتند و معتقد بودند خدمت به بیماران، عبادتی بزرگ است.
نظم درمانی در بزرگترین اجتماع عزاداران
دکتر امیریپور، مسئول فنی داروخانه بیمارستان قائم(عج)، نیز که بهصورت داوطلبانه در داروخانه مرکز AMP میدان شهدا حضور داشت، از هماهنگی مثالزدنی میان بخشهای مختلف درمانی سخن میگوید.
به گفته وی، جلسات متعددی برای هماهنگی تیمها برگزار شد و به محض ابلاغ دستور استقرار، همه نیروها و تجهیزات در کوتاهترین زمان ممکن در محل مستقر شدند.
او معتقد است آنچه بیش از همه در این مراسم جلب توجه میکرد، انسجام و هماهنگی کامل میان نیروهای درمانی، امدادی و پشتیبانی بود؛ هماهنگیای که امکان ارائه خدمات درمانی مستمر به میلیونها عزادار را فراهم کرد.
از قائن تا مشهد؛ برای خدمت به زائران
دکتر آذر مرادی، پزشک عمومی از شهرستان قائن، نیز یکی دیگر از پزشکان داوطلب حاضر در این مراسم بود.
او انگیزه خود را چنین بیان میکند:هدفم خدمت به زائران حضرت رضا(ع) و ادای دین به رهبر شهید بود. وقتی برای حضور فراخوان شد، بدون تردید اعلام آمادگی کردم.
به گفته وی، بخش عمده مراجعات مربوط به گرمازدگی، مشکلات گوارشی و بیماریهای ناشی از حضور طولانیمدت در هوای گرم بود و خوشبختانه بیشتر بیماران در همان موکبهای درمانی مداوا شدند.
او حضور گسترده مردم را نیز کمنظیر توصیف کرد و گفت:با وجود تجربه حضور در مراسمهای بزرگ مذهبی، این حجم از حضور و شور مردمی برای من شگفتانگیز بود.
خدمت تا آخرین لحظه؛ وقتی خستگی معنا نداشت
هرچه به پایان مراسم نزدیکتر میشدیم، نه از حجم جمعیت کاسته میشد و نه از حجم مأموریت خادمان سلامت. از ساعات ابتدایی صبح تا پایان مراسم، پزشکان، پرستاران، کارشناسان اورژانس، داروسازان، نیروهای داوطلب و کارکنان پشتیبانی، بیوقفه در مسیرهای منتهی به حرم مطهر رضوی و مراکز خدمات تخصصی پزشکی حضور داشتند؛ حضوری که تنها با احساس مسئولیت حرفهای قابل توصیف نبود، بلکه ریشه در دلبستگی عمیق آنان به آرمانهایی داشت که رهبر شهید یک عمر برای آنها مجاهدت کرده بود.
در طول این ساعات، صدها بیمار بهصورت سرپایی درمان شدند، بسیاری از سالمندان و افراد دارای بیماریهای زمینهای خدمات پزشکی دریافت کردند و موارد اورژانسی نیز با سرعت و هماهنگی کامل به مراکز درمانی منتقل شدند. آنچه در این میان بیش از هر چیز به چشم میآمد، آرامش، نظم و همدلی مثالزدنی میان نیروهای امدادی و درمانی بود؛ مجموعهای منسجم که با وجود حجم بیسابقه جمعیت، اجازه نداد روند خدمترسانی دچار اختلال شود.
روایتی که در آمار نمیگنجد
شاید بتوان تعداد آمبولانسها، اتوبوسآمبولانسها، مراکز AMP، پزشکان، پرستاران و نیروهای امدادی را با اعداد و ارقام بیان کرد، اما آنچه در این روز تاریخی رخ داد، فراتر از هر آماری بود.
روایت این روز را باید در نگاه پزشکی جستوجو کرد که میان ویزیت بیماران، بیاختیار اشک میریخت؛ در دستان پرستاری که همزمان نبض بیمار را میگرفت و زیر لب فاتحه میخواند؛ در داروسازی که بدون لحظهای استراحت، داروی بیماران را آماده میکرد و در امدادگری که با وجود خستگی، تا آخرین لحظه مسیر را ترک نکرد.
اینجا دیگر مرز میان وظیفه اداری و مسئولیت انسانی از میان برداشته شده بود. همه آمده بودند تا در کنار مردم باشند؛ نه برای ثبت ساعت حضور، بلکه برای ادای دینی که آن را بر دوش خود احساس میکردند.
دانشگاه علوم پزشکی مشهد؛ پشتوانه سلامت بزرگترین اجتماع عزاداران
دانشگاه علوم پزشکی مشهد در این رویداد، با بسیج همه ظرفیتهای درمانی، بهداشتی، دارویی و امدادی خود، یکی از گستردهترین عملیاتهای سلامت کشور را مدیریت کرد. استقرار مراکز خدمات تخصصی پزشکی، تجهیز داروخانههای صحرایی، آمادهباش بیمارستانها، فعالیت شبانهروزی تیمهای اورژانس، حضور پزشکان متخصص و عمومی، پرستاران، کارشناسان فوریتهای پزشکی و نیروهای داوطلب، تنها بخشی از این عملیات بزرگ بود.
هماهنگی میان بخشهای مختلف دانشگاه، اورژانس، بسیج جامعه پزشکی، هلالاحمر، نیروهای مردمی و سایر دستگاههای امدادی، موجب شد خدمات سلامت بدون وقفه و با بالاترین سطح آمادگی به عزاداران ارائه شود؛ خدماتی که اگرچه کمتر در قاب دوربینها دیده شد، اما نقش آن در تأمین سلامت میلیونها عزادار، انکارناپذیر بود.
خدمت؛ میراثی که ادامه دارد
مراسم تشییع رهبر شهید پایان یافت، اما روایت خادمان سلامت همچنان ادامه دارد؛ روایت زن و مردانی که سالهاست در بحرانها، حوادث، همهگیریها و اجتماعات میلیونی، بیادعا در کنار مردم ایستادهاند.
سپیدپوشانی که این بار نیز نشان دادند لباس سفید پزشکی و پرستاری، تنها نماد یک حرفه نیست؛ نماد عهدی است که با جان انسانها بستهاند؛ عهدی برای خدمت، فارغ از خستگی، شهرت و دیدهشدن.
شاید سالها بعد، آمار این عملیات بزرگ درمانی در گزارشها و اسناد ثبت شود، اما آنچه در حافظه مردم باقی خواهد ماند، تصویر پزشک، پرستار، امدادگر و داروسازی است که در میان سیل عزاداران، آرام، بیادعا و با چشمانی اشکبار، تنها یک رسالت را دنبال میکرد؛ خدمت به مردم.
و این، شاید ماندگارترین روایت روزی باشد که میلیونها ایرانی برای وداع با رهبر شهید گرد هم آمدند و خادمان سلامت، بار دیگر ثابت کردند که در روزهای سخت، نخستین کسانی هستند که در میدان حضور مییابند و آخرین کسانی که آن را ترک میکنند.
درج نظر