سلامت روان مردان؛ چرا کمتر درباره آن صحبت میشود؟
نقش مردان در کانون خانواده از مدیریت تعارض تا ایجاد امنیت عاطفی
عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد گفت: نقش مردان در بهبود کیفیت زندگی خانوادگی و صمیمیت در زندگی مشترک به توانایی آنان در برقراری ارتباط مؤثر، مدیریت تعارضها، مشارکت در مسئولیتهای خانه، ابراز محبت و حمایت عاطفی مرتبط است و مردان با ایجاد تعادل میان نقشهای شغلی و خانوادگی و تقویت همدلی میتوانند محیطی پایدار و سرشار از عشق و اعتماد در خانواده فراهم کنند.
به گزارش وبدا، گاهی مردی ماهها با احساس افسردگی دست و پنجه نرم میکند؛ زودتر از گذشته عصبانی میشود، از فعالیتهایی که زمانی برایش لذتبخش بوده فاصله میگیرد و اضطراب بر خواب، کار و روابطش سایه میاندازد. او میداند حالش مانند قبل نیست، اما فکر تماس با یک درمانگر یا روانپزشک برایش ناراحتکننده و حتی شرمآور است. بنابراین ترجیح میدهد سکوت کند و با این امید که شرایط بهتر شود، به زندگی روزمره ادامه دهد.
این وضعیت بارها در زندگی بسیاری از مردان تکرار میشود. آمارها نشان میدهد مردان حتی در شرایطی که با مشکلات جدی روانی مواجه هستند، کمتر از زنان برای دریافت خدمات سلامت روان مراجعه میکنند. این مسئله دلایل متعددی دارد که از پیامهای فرهنگی و انگ اجتماعی گرفته تا برداشتهای نادرست درباره معنای درخواست کمک را دربر میگیرد.
دکتر فاطمه دیزاوندی، عضو هیأت علمی گروه بهداشت روان و مدیریت دانشکده پرستاری دانشگاه علوم پزشکی مشهد، در گفتوگو با وبدا با اشاره به اینکه مسئله عدم مراجعه مردان برای دریافت خدمات سلامت روان صرفاً به خود مردان مربوط نمیشود، اظهار کرد: در بسیاری از موارد نحوه مواجهه جامعه و حتی ارائهدهندگان خدمات سلامت با مردان میتواند به مانعی برای مراجعه آنان تبدیل شود.
وی افزود: مردان اغلب پریشانی و فشار روانی خود را به شیوههایی بیان میکنند که کمتر کلامی و بیشتر عملی است. مسئولیتپذیری بیش از حد، کنارهگیری، سکوت، شوخطبعی یا رفتارهای محافظتی همگی میتوانند نوعی بیان احساسات باشند، اما این شیوهها در بسیاری از سیستمهای مراقبت سلامت که بر بیان کلامی احساسات و خودافشایی عاطفی تأکید دارند، کمتر مورد توجه قرار میگیرند.
این عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد ادامه داد: در برخی موارد نیز پریشانی روانی مردان ممکن است به شکل خشم، تحریکپذیری یا رفتارهای پرخطر بروز پیدا کند. چنین واکنشهایی گاهی به جای آنکه نشانهای از اضطراب، ترس یا ناراحتی عاطفی تلقی شود، به عنوان مشکل رفتاری در نظر گرفته میشود و همین موضوع میتواند باعث فاصله گرفتن مردان از سیستمهای حمایتی و درمانی شود.
دکتر دیزاوندی با اشاره به اینکه گاهی پیامهای عمومی حوزه سلامت روان نیز با سبک ارتباطی مردان همخوانی ندارد، گفت: بسیاری از این پیامها مردان را به سمت خدماتی هدایت میکنند که بیش از حد کلی یا از نظر فرهنگی ناهماهنگ هستند. در چنین شرایطی حتی اگر مردان برای دریافت کمک مراجعه کنند، ممکن است با پاسخهایی مواجه شوند که برای آنان شخصیسازی نشده است و این مسئله میتواند اعتماد آنان به نظام سلامت را کاهش دهد.
وی با بیان اینکه بخشی از چالشها به ساختار خدمات سلامت روان بازمیگردد، افزود: بسیاری از مدلهای درمانی سنتی بر گفتوگوی عاطفی، دروننگری و افشای کلامی احساسات تأکید دارند. در حالی که برخی مردان برای چنین شیوههایی اجتماعی نشدهاند و ممکن است در چنین فضاهایی احساس ناراحتی یا بیاعتمادی کنند. به همین دلیل احتمال دارد کمتر برای درمان اقدام کنند، جلسات درمانی را ادامه ندهند یا از درمان طولانیمدت فاصله بگیرند.
به گفته وی، این وضعیت گاهی به اشتباه به عنوان بیعلاقگی مردان به درمان تفسیر میشود، در حالی که ممکن است نشاندهنده احساس ناهماهنگی با روشهای موجود یا نبود رویکردهای متناسب با نیازهای آنان باشد.
این استادیار دانشگاه علوم پزشکی مشهد با اشاره به برخی چالشهای تشخیصی در حوزه سلامت روان مردان نیز اظهار کرد: بسیاری از ابزارهای استاندارد غربالگری افسردگی و اضطراب بر علائم درونریز مانند غم، بیانگیزگی یا گریه تمرکز دارند، در حالی که مردان بیشتر ممکن است علائم خود را به صورت برونریز مانند خشم، تحریکپذیری، رفتارهای پرخطر یا سوءمصرف مواد نشان دهند. در نتیجه ممکن است برخی موارد در فرایند غربالگری شناسایی نشوند.
وی افزود: از سوی دیگر، مردان کمتر برای مشکلات روانی به پزشک مراجعه میکنند و زمانی هم که مراجعه دارند، معمولاً علائم جسمی مانند سردرد، خستگی یا مشکلات خواب را مطرح میکنند. در سیستمهایی که زمان ویزیت محدود است، تمرکز پزشک معمولاً بر شکایت اصلی جسمی قرار میگیرد و فرصت کافی برای بررسی وضعیت روانی باقی نمیماند.
دکتر دیزاوندی همچنین به نبود دستورالعملهای مشخص برای در نظر گرفتن تفاوتهای جنسیتی در تشخیص و درمان اختلالات روانی اشاره کرد و گفت: بسیاری از پروتکلهای بالینی به طور مستقیم به این تفاوتها نمیپردازند و همین موضوع باعث میشود برخی نشانههای روانی در مردان کمتر مورد توجه قرار گیرد.
وی در ادامه به موانع عملی مراجعه مردان به خدمات سلامت روان اشاره کرد و افزود: محدودیت زمانی به دلیل فشارهای شغلی، نگرانی درباره هزینههای درمان و پوشش بیمه، دشواری در یافتن متخصصی که مسائل خاص مردان را درک کند و همچنین ناآگاهی از روند درمان از جمله عواملی است که میتواند مراجعه مردان به خدمات سلامت روان را کاهش دهد.
این عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد در بخش دیگری از سخنان خود بر نقش مهم مردان در سلامت و پایداری خانواده تأکید کرد و گفت: مردان میتوانند با برقراری ارتباط مؤثر، مدیریت تعارضها، مشارکت در مسئولیتهای خانه، ابراز محبت و حمایت عاطفی نقش مهمی در تقویت صمیمیت و امنیت روانی در خانواده ایفا کنند.
وی افزود: زمانی که مردان بتوانند میان مسئولیتهای شغلی و نقشهای خانوادگی تعادل برقرار کنند و در روابط خود با همسر و فرزندان همدلی بیشتری نشان دهند، زمینه شکلگیری محیطی امن، پایدار و سرشار از اعتماد در خانواده فراهم میشود؛ محیطی که در آن اعضای خانواده احساس حمایت، آرامش و تعلق بیشتری خواهند داشت.
درج نظر