روایت «ایستاده برای ایستادنِ خلق»؛ مرهمی بر قدمهای خسته
۱۸ تیر، برای مشهد تنها یک روز در تقویم نبود؛ روزی بود که خیابانهای منتهی به حرم مطهر رضوی زیر گامهای میلیونها دلداده میتپید. خورشید بیامان تیرماه، سنگفرشها را گداخته بود و موج جمعیت، گرما را دوچندان میکرد. در میانه این دریای انسان، پایگاه AMP بیمارستان قائم(عج) همچون پناهگاهی از آرامش و امید برپا بود؛ جایی که سپیدپوشان سلامت، بیوقفه میان مردم ایستاده بودند تا هیچ رنجی، شکوه این بدرقه تاریخی را کمرنگ نکند.
این تصویر، روایت دو خستگی است؛ خستگی زائری که کیلومترها راه را با عشق پیموده و خستگی خادمی که ساعتها زیر آفتاب ایستاده تا دیگری بتواند مسیرش را ادامه دهد.
زائر، با کلاه و چفیهای که سپری در برابر آفتاب سوزان شده، روی صندلی نشسته است. کنار دستش دو بطری آب، تنها اندوختهاش از مسیر طولانی است. پاهایش که تا همین چند دقیقه پیش او را در میان انبوه جمعیت پیش برده بودند، اکنون زیر فشار گرما و پیادهروی ممتد، تاول زده و تاب ایستادن ندارند. اما در نگاهش هنوز عزم ادامه مسیر موج میزند.
در مقابل او، یکی از سپیدپوشان بیمارستان قائم(عج) زانو زده است؛ تصویری که شاید بیش از هر سخنی، معنای واقعی خدمت را روایت میکند. او از جایگاه تخصص، به جایگاه تواضع آمده است. با دقت، زخمها را میشوید، پانسمان را میبندد و با هر حرکت دست، آرامش را به قدمهای خسته بازمیگرداند.
آن باند سفید، تنها پوششی بر یک تاول نیست؛ نشانی از مسئولیتی است که کادر درمان در آن روز بر دوش داشتند؛ مسئولیتی برای حفظ سلامت مردمی که با عشق آمده بودند. در گوشه تصویر، تجهیزات امدادی، سطل ایمنی و میز درمان، گواه آن است که بیمارستان قائم(عج) دیوارهای بیمارستان را پشت سر گذاشته و درمان را به دل خیابان آورده بود.
در آن روز، صدها روایت مشابه در پایگاههای امدادی رقم خورد؛ روایتهایی که شاید هیچگاه در قاب دوربینها ثبت نشوند، اما در حافظه مردم ماندگار خواهند ماند. هر پانسمان، هر لیوان آب، هر فشارسنجی و هر لبخند، بخشی از حماسهای بود که کادر سلامت در کنار مردم آفریدند.
وقتی این پانسمان به پایان میرسد و زائر دوباره کفشهایش را به پا میکند، تنها یک زخم درمان نشده است؛ امیدی دوباره برای ادامه مسیر در دل او جان گرفته است. اینجا، خدمت تنها یک وظیفه حرفهای نیست؛ تجلی عشقی است که سپیدپوشان سلامت در سختترین ساعات، بیادعا نثار مردم کردند.
و شاید ماندگارترین تصویر آن روز، نه ازدحام جمعیت و نه گرمای سوزان تیرماه، بلکه دستانی بود که زانو زده بودند تا «مردم» همچنان ایستاده بمانند.
درج نظر