امید، عاملیت و احساس تعلق؛ سه عامل کلیدی در افزایش تابآوری روانی
عضو هیأت علمی گروه روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد با تأکید بر نقش امید، احساس عاملیت و معنا در پیشگیری از آسیب به خود گفت: تقویت این عوامل در کنار مداخلات اجتماعی و نهادی و بهبود کیفیت روابط انسانی، میتواند به افزایش تابآوری افراد در مواجهه با بحرانهای زندگی کمک کند.
دکتر سیدعلی ثاقبی، به مناسبت هفته ملی سلامت روان، در گفتوگو با وبدا، با اشاره به نقش ناامیدی در شکلگیری افکار آسیبرسان اظهار کرد: یکی از محورهای مهم در این زمینه، احساس گرفتارشدن در موقعیتی است که فرد تصور میکند هیچ راه خروجی از آن وجود ندارد. در چنین شرایطی، ممکن است فرد به این نتیجه برسد که وضعیت موجود نهتنها بهبود نمییابد، بلکه روزبهروز دشوارتر میشود.
وی افزود: زمانی که فرد احساس کند راهی برای حل مشکلاتش وجود ندارد و نمیتواند شرایط خود را تغییر دهد، ممکن است در معرض خطر بیشتری قرار گیرد. ازاینرو، پیشگیری از آسیب به خود مستلزم مداخلات چندسطحی و توجه همزمان به عوامل فردی، اجتماعی و نهادی است.
عضو هیأت علمی گروه روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد با بیان اینکه مداخلات فردی بهتنهایی برای پیشگیری از آسیب به خود کافی نیست، تصریح کرد: در کنار اقدامات فردی، باید در سطح جامعه، نهادهایی مانند دانشگاهها و دانشکدهها و همچنین در سطح سیاستگذاریهای کلان، اقدامات مؤثری صورت گیرد. ساختارهای اجتماعی و سیاستهای کلان میتوانند بر میزان امید، احساس توانمندی و نگرش افراد به آینده تأثیر بگذارند.
سه عامل مؤثر در افزایش تابآوری
ثاقبی با اشاره به سه عامل محوری در افزایش توان افراد برای عبور از بحرانها گفت: احساس عاملیت، امید و معنا از جمله مؤلفههایی هستند که میتوانند بر نحوه مواجهه افراد با مشکلات زندگی تأثیر بگذارند.
وی احساس عاملیت را به معنای باور فرد به توانایی خود برای تأثیرگذاری بر جهان پیرامون دانست و افزود: این احساس زمانی شکل میگیرد که فرد باور داشته باشد رفتار، تصمیمها و تلاشهایش میتوانند به نتیجه منجر شوند و او قادر است تغییری در شرایط ایجاد کند.
این عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد درباره مفهوم امید نیز اظهار کرد: امید به این معناست که فرد باور داشته باشد فردا الزاماً تکرار امروز نیست. امید صرفاً به معنای اطمینان از بهترشدن شرایط نیست، بلکه به این معناست که فرد خود را در چرخهای تکرارشونده و تغییرناپذیر گرفتار نبیند و امکان متفاوتبودن آینده را در نظر بگیرد.
ثاقبی با تأکید بر نقش معنا در ادامه مسیر زندگی بیان کرد: معنا به این پرسش پاسخ میدهد که چه چیزی ارزش انتظار برای فردا را دارد و چرا فرد باید دشواریهای امروز را تحمل کند. این معنا میتواند در اهداف تحصیلی، دستیابی به موفقیت، روابط انسانی یا سایر اهداف و ارزشهای شخصی شکل بگیرد.
وی ادامه داد: فردی که سختیهای دوران تحصیل را با هدف فارغالتحصیلی و دستیابی به آیندهای مطلوبتر تحمل میکند، برای عبور از دشواریهای فعلی خود دلیلی معنادار دارد. این سه عامل در کنار یکدیگر میتوانند بر نحوه مواجهه فرد با بحرانها و توانایی او برای ادامه مسیر زندگی اثرگذار باشند.
رفتارهای هشداردهنده را جدّی بگیریم
ثاقبی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به ضرورت جدّیگرفتن رفتارهای هشداردهنده مرتبط با آسیب به خود گفت: حتی اگر رفتار فرد در نگاه دیگران نمایشی یا تلاشی برای جلب توجه به نظر برسد، نباید آن را بیاهمیت تلقی کرد؛ زیرا ممکن است فرد در بیان رنج و مشکلات خود راه دیگری نیافته باشد.
وی افزود: بیتوجهی به چنین رفتارهایی یا متهمکردن فرد به تظاهر میتواند شرایط را دشوارتر کند. هر رفتار هشداردهندهای باید جدّی گرفته شود و فرد در صورت نیاز به حمایت و خدمات تخصصی دسترسی پیدا کند.
روابط انسانی؛ عاملی اثرگذار در پیشگیری از آسیب به خود
عضو هیأت علمی گروه روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد با تأکید بر اهمیت احساس تعلق خاطر در زندگی افراد اظهار کرد: روابط انسانی میتوانند نقش محافظتی داشته باشند، اما صرف وجود رابطه به معنای برخورداری از حمایت مؤثر نیست. گاهی روابط نزدیک، بهدلیل تعارضها، فشارها یا انتظارات برآوردهنشده، خود به عاملی آسیبزا تبدیل میشوند.
وی ادامه داد: برای حمایت مؤثر از افراد، کیفیت ارتباط اهمیت زیادی دارد. برقراری تماس یا حضور فیزیکی بهتنهایی کافی نیست؛ بلکه فرد باید احساس کند که درک میشود، میتواند درباره مشکلاتش صحبت کند و در صورت نیاز از دیگران کمک بگیرد.
ثاقبی با اشاره به نقش ارتباط انسانی در کاهش احساس تنهایی افزود: حتی اگر شرایط بیرونی فرد تغییر نکند، احساس اینکه در مواجهه با مشکلات تنها نیست، میتواند تحمل دشواریها را آسانتر کند. گاهی حضور یک فرد حمایتگر و اطمینان از اینکه کسی پیگیر وضعیت فرد است، در عبور او از بحران نقش مهمی ایفا میکند.
پنج اقدام برای حمایت از افراد در معرض خطر
ثاقبی با اشاره به راهکارهای عملی برای حمایت از افرادی که افکار آسیبرسان دارند، بر ضرورت پرسش مستقیم، ایمنسازی محیط، همراهی، ارجاع به خدمات تخصصی و حفظ ارتباط مستمر تأکید کرد.
وی در تشریح این اقدامات گفت: نخستین گام، پرسیدن مستقیم و بدون قضاوت درباره افکار آسیبرسان است. دومین اقدام، محافظت از فرد در برابر خطر و محدودکردن دسترسی او به وسایل و موقعیتهایی است که ممکن است برای آسیبزدن به خود استفاده کند.
وی افزود: سومین اقدام، حضور در کنار فرد و همراهی با اوست. حمایت لزوماً به معنای ارائه راهکارهای پیچیده یا تلاش برای حل فوری همه مشکلات نیست؛ گاهی نشستن در کنار فرد، گوشدادن به صحبتهای او یا همراهی در سکوت میتواند به کاهش احساس تنهایی کمک کند.
عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، اتصال فرد به خدمات تخصصی سلامت روان را چهارمین اقدام ضروری دانست و گفت: افراد در معرض خطر باید در صورت نیاز به متخصصان و مراکز ارائهدهنده خدمات درمانی ارجاع داده شوند تا مشکلات روانشناختی و شرایط زمینهای آنان مورد بررسی و درمان قرار گیرد.
ثاقبی پنجمین اقدام را حفظ ارتباط مستمر با فرد پس از عبور از بحران عنوان کرد و افزود: پایانیافتن یک موقعیت بحرانی به معنای پایان نیاز فرد به حمایت نیست. پیگیری وضعیت او و تداوم ارتباط میتواند این پیام را منتقل کند که زندگی و حضورش برای دیگران اهمیت دارد.
مسئولیتپذیری اجتماعی در برابر رنج دیگران
وی با تأکید بر نقش اطرافیان در پیشگیری از آسیب به خود خاطرنشان کرد: حمایت از افراد در معرض خطر الزاماً به اقدامات پیچیده یا پرهزینه نیاز ندارد. گاهی توجه به نشانههای هشداردهنده، بیتفاوتنبودن در برابر رنج دیگران و نشاندادن این موضوع که حضور فرد برای اطرافیانش اهمیت دارد، میتواند نقش مهمی در حفظ ارتباط و تسهیل دریافت کمک داشته باشد.
ثاقبی در پایان تأکید کرد: افزایش تابآوری در برابر بحرانها نیازمند توجه همزمان به توانمندیهای فردی، کیفیت روابط انسانی، حمایتهای نهادی و شرایط اجتماعی است و نمیتوان مسئولیت مقابله با این معضل را صرفاً بر دوش افراد گذاشت.
درج نظر