ساعتی با متخصص داخلی دانشگاه علوم پزشکی مشهد؛ وقتی لبخند جایگزین درد میشود
پزشکی که درمان را از شنیدن درد بیمار آغاز میکند
علاقه به شناخت دنیای پیچیده بدن انسان از یک سو و شوق کمک به انسانها و التیام دردهایشان از سوی دیگر، از همان سالهای کودکی دکتر زهرا عطایی را به سمت پزشکی سوق داد؛ مسیری که سه دهه از آغاز آن میگذرد و در کنار طبابت، آموزش، پژوهش و مادری، با ایدهها و ابتکاراتی در حوزه آموزش پزشکی و مدیریت اطلاعات درمانی همراه شده است؛ پزشکی که معتقد است درمان واقعی، از شنیدن درد بیمار و یافتن ریشه بیماری آغاز میشود و شاید به همین دلیل است که بسیاری از بیماران با لبخند اتاق معاینه او را ترک میکنند.
ترکیب اشتیاق و مسئولیتپذیری؛ از کتابهای پزشکی دوران کودکی تا دانشکده پزشکی
دکتر زهرا عطایی در سال ۱۳۵۷ در خانوادهای فرهنگی در مشهد متولد شد؛ کودکی که علاقه به مطالعه و شناخت انسان، خیلی زود در او شکل گرفت. خودش از سالهای پیش از مدرسه یاد میکند؛ از روزهایی که همراه دیگر کودکان خانواده، در فضایی شاد و دوستانه با قرآن آشنا میشد و در کنار آن، کتابها را ورق میزد و از تصاویرشان لذت میبرد.
مطالعه اما برای او به کتابهای کودکانه محدود نماند؛ بعدها سراغ کتابهای قطور درباره بدن انسان، آثار تاریخی و رمان رفت. حتی در دوران راهنمایی، عموی پزشکش جزوه خلاصهنویسیشدهای از مباحث پزشکی دانشگاه را به او هدیه داد؛ هدیهای که باعث شد پیش از ورود به دبیرستان، تصویر روشنتری از دنیای پزشکی داشته باشد.
از نظر تحصیلی نیز مسئولیتپذیری ویژگی دیگری بود که از همان سالهای کودکی همراهش شد. خودش به یاد نمیآورد خانواده مجبورش کرده باشند درس بخواند یا تکالیفش را انجام دهد. از دومین دوره دانشآموزان استعدادهای درخشان مشهد و دبیرستان فرزانگان بود و در درس ریاضی نیز در شمار سه دانشآموز برتر مدرسه قرار داشت.
تا سوم دبیرستان رشته ریاضی خواند و سال چهارم برای آمادگی کنکور به رشته تجربی رفت؛ اما انتخاب رشته دانشگاهی برایش چندان دشوار نبود.
پزشکی؛ انتخابی که از کودکی با او بود
پزشک بودن برادر بزرگتر و عمویش، اگرچه او را با این حرفه از نزدیک آشنا کرده بود، اما انتخاب پزشکی بیش از هر چیز از علاقه درونی خودش سرچشمه میگرفت.
دکتر عطایی میگوید از کودکی، هر زمان از او میپرسیدند در آینده میخواهد چهکاره شود، با اشتیاق پاسخ میداد که میخواهد پزشک شود؛ زیرا شناخت دنیای پیچیده بدن انسان برایش جذاب بود و پزشکی را حرفهای میدانست که ظرفیت زیادی برای کمک به مردم دارد.
او از لذت معاشرت با مردم و آرام کردن بیمار در کنار درمان دردش میگوید؛ همان انگیزهای که باعث شد هنگام انتخاب رشته، حتی دندانپزشکی را نیز انتخاب نکند و تنها پزشکی را در نظر بگیرد.
سال ۱۳۷۵ وارد رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد شد. دو سال نخست تحصیل را دورهای سنگین اما دوستداشتنی توصیف میکند؛ چراکه علاقهاش به یادگیری باعث میشد علاوه بر ساعات رسمی کلاس، در کتابخانه مطالعه کند یا برای تمرین بیشتر، از سالن مولاژ زمان اضافه بگیرد.
ازدواج در نقطهای حساس از مسیر تحصیل
در حالی که تمام تمرکز او بر تحصیل بود، ازدواج نیز به شکلی غیرمنتظره وارد زندگیاش شد. سال ۱۳۸۰ و تنها یک ماه مانده به امتحان پرهانترنی، با خواستگاری همسرش که از آشنایان پدر بود، مسیر زندگی شخصی او نیز وارد مرحله تازهای شد.
او همراهی همسر و خانواده همسرش را یکی از عوامل مهم ادامه آرام تحصیل میداند؛ همراهیای که به او اجازه داد زندگی مشترک را در کنار تحصیل پزشکی پیش ببرد.
سال ۱۳۸۲، پس از پایان دوره پزشکی عمومی، زندگی مشترک و طرح تعهد خدمتش را در بیمارستان دکتر شیخ آغاز کرد و برای سرعت بخشیدن به مسیر ورود به تخصص، اواسط سال ۱۳۸۳ راهی منطقه محروم سرخس شد.
اما تولد نخستین فرزندش در بهمن ۱۳۸۴ باعث شد ورود به دوره تخصص برای چند سال به تعویق بیفتد.
تخصص داخلی؛ هر بیمار، یک معمای تازه
سال ۱۳۸۷ وارد رشته بیماریهای داخلی دانشگاه علوم پزشکی مشهد شد؛ انتخابی که باز هم ریشه در علاقهاش به شناخت عملکرد بدن انسان داشت.
او تخصص داخلی را به دلیل تنوع، چالش و نبودن پاسخهای تکراری برای بیماران مختلف دوست دارد و میگوید در این رشته، هیچ دو بیمار کاملاً شبیه یکدیگر نیستند؛ حتی بیمارانی که با یک علامت مشابه مراجعه میکنند، ممکن است به دلایل متفاوتی دچار مشکل شده باشند.
به اعتقاد او، همین ویژگی باعث میشود متخصص داخلی همواره درگیر فکر کردن، تحلیل کردن و یافتن پاسخ برای یک «سؤال» تازه باشد؛ ویژگیای که با روحیه چالشپذیر او سازگار است.
سال ۱۳۹۱ تخصص را به پایان رساند و برای گذراندن طرح تخصص، در بیمارستان موسی بن جعفر(ع) قوچان مشغول خدمت شد.
مادری در کنار طبابت؛ مسیری دشوار اما ادامهدار
سه روز در هفته آنکال بودن در قوچان، دوری از فرزند و رفتوآمد با اتوبوس، آن هم در ماههای پایانی بارداری، بخشی از دشواریهای آن دوره بود. پس از مدتی مطب خود را در قوچان راهاندازی کرد، اما با مدرسهای شدن فرزندش تصمیم گرفت به مشهد بازگردد تا فاصله کمتری با او داشته باشد.
پس از پایان طرح، فعالیت خود را در اورژانس عدالتیان بیمارستان امام رضا(ع) ادامه داد و در سال ۱۳۹۳ برای دومین بار مادر شد.
دوره مرخصی زایمان و بازگشت به محیط کار نیز با تغییر محل خدمت همراه شد؛ تجربهای که به گفته او، یکی از چالشهای مسیر حرفهایاش بود. تا سال ۱۳۹۶ در عدالتیان خدمت کرد و سپس با اعلام نیاز دانشکده پزشکی به حضور متخصص داخلی در گروه مسمومین بیمارستان امام رضا(ع)، به عنوان عضو هیئت علمی آموزشی وارد عرصه تدریس شد.
اسفند ۱۳۹۸ بار دیگر به گروه داخلی بازگشت و فعالیت آموزشی خود را در این گروه ادامه داد.
روزهای کرونا؛ طبابت تا مرز توان
مهرماه ۱۳۹۹ و در اوج همهگیری کرونا، علاوه بر فعالیت در اورژانس، مسئولیت آموزش و درمان در بیمارستان قائم(عج) را نیز بر عهده گرفت؛ روزهایی که حجم بالای بیماران و کمبود نیروی درمانی، بسیاری از کادر سلامت را با شرایطی کمسابقه روبهرو کرده بود.
خودش یکی از سختترین خاطرات آن دوران را زمانی تعریف میکند که با وجود علائم بیماری، همچنان به ویزیت بیماران ادامه داد؛ زیرا تصور میکرد ممکن است دچار آپاندیسیت شده باشد و نمیخواست بیمارانش را تنها بگذارد.
پس از شدت گرفتن بیماری، مشخص شد آپاندیس پاره شده و عفونت منتشر شده است. او تحت عمل جراحی قرار گرفت و مدتی در منزل دوره درمان را سپری کرد.
مرداد ۱۴۰۰ نیز خودش و اعضای خانواده به کرونا مبتلا شدند؛ با این حال، تا حد امکان به فعالیت درمانی ادامه داد.
آنچه این روزها را برای او سختتر میکرد، تنها فشار جسمانی نبود؛ مواجهه روزانه با بیماران بدحال، مرگ بیماران و از دست دادن برخی استادان و همکاران، فشار روانی سنگینی برای کادر درمان ایجاد کرده بود.
با این حال، دکتر عطایی این دوره را از مهمترین تجربههای زندگی حرفهای خود میداند؛ تجربهای که به گفته خودش، درک عمیقتری از مسئولیت، انسان و اراده الهی برایش به همراه داشت.
تدریس با طعم نظم و نوآوری
برای دکتر عطایی، نظم بخشی جداییناپذیر از حرفه پزشکی و آموزش است. او معتقد است استاد نیز مانند دانشجو باید برای زمان ارزش قائل باشد و به همین دلیل معمولاً پیش از دانشجویان در بیمارستان حاضر میشود.
این رویکرد را بخشی از آموزش حرفهای دانشجویان میداند؛ آموزش اینکه زمان بیمار، دانشجو و پزشک ارزشمند است و حضور بهموقع، خود بخشی از مسئولیت حرفهای محسوب میشود.
در حوزه آموزش نیز به روشهای نوین علاقه دارد. در دوران همهگیری کووید۱۹، طرح «آموزش وارونه» را در گروه پزشکی خانواده اجرا کرد؛ به این شکل که دانشجویان پیش از کلاس مطالب را مطالعه میکردند و زمان کلاس به بحث گروهی، پرسش و پاسخ و بررسی بیماران اختصاص مییافت.
این طرح در جشنواره شهید مطهری رتبه کسب کرد و مقاله آن نیز در مجله افق به چاپ رسید.
وقتی لبخند جای درد مینشیند
شاید مهمترین ویژگی نگاه دکتر عطایی به پزشکی، تأکید او بر شنیدن بیمار و درمان ریشهای باشد.
او جمله یکی از استادان ارتوپدی در دوران دانشجویی را هنوز به خاطر دارد: اینکه بخش قابل توجهی از مشکلات بیمار با صحبت کردن و شنیدن دقیق او برطرف میشود.
همین نگاه باعث شده است زمان کافی برای شنیدن شرح حال بیماران اختصاص دهد؛ نه فقط برای ایجاد احساس آرامش، بلکه برای رسیدن به تشخیص دقیقتر.
او میگوید معمولاً بیماران با لبخند اتاق معاینه را ترک میکنند و همین اتفاق برایش ارزشمندتر از بسیاری از دستاوردهای دیگر است.
از نگاه او، درمان علامت به تنهایی کافی نیست؛ پزشک باید عملکرد عضو را بشناسد، اختلال ایجادشده را تحلیل کند، واکنش بدن را بفهمد و سپس درمان مناسب را انتخاب کند.
تجربه شخصی او از بیماری پس از تولد نخستین فرزندش نیز این باور را در ذهنش عمیقتر کرده است؛ تجربهای که به او نشان داد تشخیص نادرست یا ناقص یک مشکل میتواند علاوه بر درمان نشدن بیماری اصلی، مشکلات دیگری نیز برای بیمار ایجاد کند.
پزشکی، حرفهای انسانمحور است
دکتر عطایی پزشکی را پیش از آنکه حرفهای برای کسب درآمد بداند، حرفهای انسانمحور میداند؛ حرفهای که محور آن باید کاهش درد و ایجاد آرامش برای بیمار باشد.
او تأکید میکند احترام به بیمار باید یکی از اصول جدی آموزش پزشکی باشد؛ بیماری که روی تخت بیمارستان قرار گرفته، درد دارد و پزشک نباید درد او را نادیده بگیرد یا درباره او قضاوت کند.
معرفی خود به بیمار، گرفتن اجازه برای معاینه و توضیح اینکه پزشک برای انتخاب بهترین درمان تلاش خواهد کرد، از نگاه او رفتارهای ساده اما بسیار مؤثری برای ایجاد اعتماد هستند؛ اعتماد و ارتباطی که میتواند مسیر درمان را هموارتر کند.
«اسنپ»؛ تجربهای آموزشی برای آمادهسازی دانشجو برای بالین
مردادماه ۱۴۰۳، مأموریت خدمت او از بیمارستان قائم(عج) به گروه طب سرپایی بیمارستان شهید هاشمینژاد، فرصت دیگری برای اجرای یک ایده آموزشی فراهم کرد.
دکتر عطایی در این مرکز، روش آموزشی موسوم به «اسنپ» را اجرا کرد؛ روشی که در آن اینترن ابتدا به صورت مستقل با بیمار گفتوگو کرده، معاینه فیزیکی و ثبت شرح حال را انجام میدهد، سپس در حضور استاد شرح حال را ارائه و تشخیصهای افتراقی را مطرح میکند و درباره دلایل احتمالی هر تشخیص به بحث میپردازد.
به اعتقاد او، این شیوه هم بررسی جامعتر بیمار را امکانپذیر میکند و هم دانشجو را برای ورود به مرحلهای آماده میسازد که باید پس از فارغالتحصیلی، بیمار را با استقلال بیشتری مدیریت کند.
پس از هشت هفته اجرای این روش، ارزیابی و نظرسنجی از دانشجویان انجام شد و بازخوردهای دریافتشده، رضایت آنان از این شیوه را نشان داد.
ایدهای برای ثبت آفلاین اطلاعات بیماران
تجربه تهدیدهای مختلف برای زیرساختهای درمانی، از جمله تهدیدهای سایبری، دکتر عطایی را به سمت ایده دیگری سوق داد؛ ثبت آفلاین اطلاعات درمانگاه داخلی.
او در سال ۱۴۰۴ این طرح را برای نخستین بار در دانشگاه علوم پزشکی مشهد ارائه کرد و با حمایت مدیریت بیمارستان و استفاده از گرنت پژوهشی خود و معاونت پژوهشی بیمارستان، سامانهای طراحی شد که امکان ثبت آفلاین اطلاعات بیماران را فراهم میکند و قابلیت دریافت خروجی اکسل در حجم بالا را نیز دارد.
اهمیت این طرح از نگاه او در بیماران مبتلا به بیماریهای مزمن بیشتر است؛ بیمارانی که در مراجعات متعدد، ممکن است نتوانند همه اطلاعات مربوط به داروها، بیماریها، آزمایشها و درمانهای قبلی خود را به خاطر بسپارند یا ارائه کنند.
به گفته او، این طرح علاوه بر تسهیل دسترسی به اطلاعات درمانی، میتواند بستری امنتر برای کاربردهای پژوهشی فراهم کند و امید است در آینده امکان استفاده گستردهتر از آن در مشهد و دیگر شهرهای استان فراهم شود.
پژوهش از آموزش پزشکی تا تولید ترکیب دارویی
فعالیتهای علمی دکتر عطایی به آموزش محدود نمانده است. نگارش حدود ۳۰ مقاله، ارائه ۴۰ طرح پژوهشی، همکاری در تألیف کتابهای تخصصی از جمله «دیالیز در مسمومیتها» و «درمان سریع مسمومیت»، ارائه پوستر در جشنواره آموزش پزشکی تهران و اجرای برخی مطالعات مداخلهای از جمله فعالیتهای او در این حوزه است.
یکی دیگر از طرحهای مورد اشاره او، تولید ترکیبی بر پایه کورکومین و لیورگل برای درمان کبد چرب است که به گفته او در دانشکده داروسازی مشهد انجام شده و نتایج اولیه آن در کاهش گرید کبد چرب امیدوارکننده بوده است.
او همچنین طرحی برای ارتقای توان پژوهشی دانشجویان استاژر ارائه کرده است؛ دورهای که هدف آن آموزش اصول پروپوزالنویسی، مقالهنویسی و قوانین پژوهش به دانشجویانی است که باید در دوره استاژری پروپوزال پایاننامه خود را آماده کنند.
چالشهای پنهان اعضای هیئت علمی و مادران شاغل
دکتر عطایی در کنار دستاوردهای آموزشی و پژوهشی، از چالشهایی سخن میگوید که بخشی از اعضای هیئت علمی و بهویژه مادران شاغل با آن مواجهاند.
او معتقد است همزمانی مادری با تحصیل و طبابت، بهویژه در دوره رزیدنتی، فشار زیادی ایجاد میکند و حمایتهای سازمانی میتواند در کاهش این فشار و حفظ توان حرفهای مادران شاغل مؤثر باشد.
تجربه شخصی او از دوره رزیدنتی و مسئولیت مراقبت از فرزند خردسال، یکی از سختترین دورههای زندگیاش بوده است؛ دورهای که با کشیکهای طولانی، فشار جسمی و روحی و نگرانی درباره تأثیر غیبتهای طولانی بر فرزند همراه شد.
به اعتقاد او، اگر قرار است جامعه از زنان درباره فرزندآوری و ایفای نقش مادری حمایت کند، این حمایت باید در سیاستها و محیطهای واقعی اشتغال نیز نمود داشته باشد؛ چراکه تداوم فشارهای سنگین میتواند به فرسودگی مادران و کاهش بازدهی آنان در خانواده و محیط کار منجر شود.
«اینها که از دور میشنوید، آواز دهل است»
با وجود همه این دشواریها، دکتر عطایی همچنان به آینده و ساختن در داخل کشور امیدوار است.
او تجربه اقامت حدود ۱۰ماهه در امارات برای تحصیل فرزندش را نیز از همین منظر روایت میکند؛ تجربهای که به گفته خودش، باعث شد بیش از گذشته متوجه دلبستگیاش به ایران شود و احساس کند زندگی در خارج از کشور با روحیات و وابستگیهای خانوادگی او سازگار نیست.
از نگاه او، کشورها در درجه نخست به دنبال منافع خود هستند و انتظار حمایت دیگران، جای تلاش برای ساختن آینده را نمیگیرد. او بر خودباوری، توانمندی جوانان و ضرورت دیدن همزمان نقاط قوت و ضعف کشور تأکید دارد و معتقد است آموزش عزتنفس و خودباوری باید در کنار آموزش دروس تخصصی مورد توجه قرار گیرد.
او خطاب به دانشجویان نیز میگوید: خارج از کشور برای ایرانیان فرش قرمز پهن نشده است و آنچه از دور جذاب به نظر میرسد، ممکن است در واقعیت تجربه متفاوتی داشته باشد.
پیشگیری؛ جایی که هنوز جای کار دارد
پایان گفتوگو با دکتر عطایی، از جنس توصیهای پزشکی و پیشگیرانه است؛ توصیهای برای اینکه افراد، مراجعه به پزشک و بررسیهای دورهای را تا زمان بروز بیماری جدی به تعویق نیندازند.
این متخصص بیماریهای داخلی بر اهمیت معاینات و بررسیهای روتین متناسب با سن، جنس و عوامل خطر تأکید میکند و معتقد است بسیاری از بیماریها در صورت شناسایی زودهنگام، فرصت بیشتری برای پیشگیری یا کنترل دارند.
او با اشاره به تجربه برخی نظامهای سلامت در پیگیری افراد واجد شرایط برای انجام بررسیهای دورهای، بر ضرورت تقویت رویکردهای پیشگیرانه در نظام سلامت ایران تأکید دارد.
روایت دکتر زهرا عطایی، در نهایت روایت پزشکی است که سه دهه از عمر خود را در مسیر آموزش، درمان و پژوهش سپری کرده است؛ پزشکی که برایش، دانش بدون انسانیت کامل نیست، آموزش بدون تجربه بالینی معنا ندارد و درمان، پیش از هر نسخه و دارویی، از شنیدن درد انسان آغاز میشود؛ شاید همین نگاه است که باعث میشود در این اتاق معاینه، گاهی لبخند جای درد را بگیرد.
درج نظر