روایتی از سالها خدمت در بخش شیمیدرمانی بیمارستان شهید مدرس کاشمر؛ جایی که مهربانی، مرهمی بر رنج بیماران شد
از همراهی با مادری که تنها تکیهگاهش فرزند هفتسالهاش بود تا تأمین داروی بیماران نیازمند و اهدای تنها دارایی یک مرد سالخورده برای تجهیز بخش؛ روایتهایی که نشان میدهد گاهی همدلی و مهربانی، در کنار درمان، میتواند امید را به زندگی بیماران بازگرداند.
بخش شیمیدرمانی بیمارستان شهید مدرس کاشمر، برای بسیاری از بیماران، تنها محل دریافت خدمات درمانی نیست؛ فضایی است که در آن، نگرانی از آینده، دشواریهای جسمی و فشارهای اقتصادی با امید به بهبودی درهم میآمیزد. در چنین شرایطی، رفتار انسانی، همدلی و همراهی کارکنان درمان میتواند بخشی از بار سنگین این مسیر را از دوش بیماران و خانوادههایشان بردارد.
به گزارش وب دا، مرضیه فلاح، سوپروایزر آموزشی بیمارستان شهید مدرس کاشمر و مسئول امور بانوان شبکه بهداشت و درمان این شهرستان، از جمله کارکنانی است که سالهای فعالیت حرفهای خود را در بخشهای مختلف درمانی، بهویژه بخش شیمیدرمانی، سپری کرده و تجربههای متعددی از پیوند دانش، مسئولیتپذیری و مهربانی با بیماران در کارنامه خود دارد؛ تجربههایی که برخی از آنها، فراتر از خاطرات معمول محیط کار، روایتهایی ماندگار از انسانیت و نوعدوستی هستند.
از ۱۴ سال خدمت در دیالیز تا راهاندازی بخش شیمیدرمانی
فلاح فعالیت رسمی خود را از سال ۱۳۸۰ آغاز کرد و ۱۴ سال نخست خدمت خود را در بخش دیالیز گذراند. پس از آن، به بخش مراقبتهای ویژه (ICU) منتقل شد و همزمان مسئولیت راهاندازی بخش شیمیدرمانی بیمارستان شهید مدرس کاشمر را بر عهده گرفت.
وی با اشاره به شرایط دشوار دوران همهگیری کرونا و مشکلات تردد بیماران برای دریافت خدمات تخصصی در شهرهای بزرگ، از شکلگیری این بخش در بیمارستان گفت؛ فضایی که با تغییر کاربری بخشی از بیمارستان و تلاش برای فراهمکردن امکانات مورد نیاز، از نقطه صفر راهاندازی شد.
این بخش فعالیت خود را با پذیرش تنها یک بیمار آغاز کرد و بهتدریج با افزایش شمار مراجعان، توسعه یافت. فلاح نیز بهعنوان سرپرستار بخش، مسئولیت هدایت و مدیریت آن را بر عهده گرفت و به مدت شش سال در این جایگاه خدمت کرد.
کرونا؛ روزهای دشوار کار و تحصیل همزمان
یکی از مقاطع مهم زندگی حرفهای و تحصیلی فلاح، همزمانی همهگیری کرونا با تصمیم او برای ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد بود. در سال ۱۳۹۹، در شرایطی که بیمارستانها با فشار کاری سنگینی روبهرو بودند و دخترش نیز برای شرکت در کنکور آماده میشد، تصمیم گرفت با تشویق و همراهی دخترش، او نیز در آزمون کارشناسی ارشد شرکت کند.
نتیجه این تصمیم، موفقیتی دوگانه بود؛ دخترش در رشته مورد علاقه خود در دانشگاه تهران پذیرفته شد و فلاح نیز در رشته آموزش پرستاری، گرایش داخلی ـ جراحی، دانشگاه بیرجند پذیرفته شد و مسیر تحصیلات تکمیلی را آغاز کرد.
وی در گفتوگو با وبدا، با یادآوری دشواریهای آن دوران اظهار کرد: به دلیل ابتلای مکرر پرستاران به کرونا و استفاده از مرخصی استعلاجی، نیروهای حاضر در بیمارستان ناچار بودند شیفتهای بیشتری را پوشش دهند. در برخی مواقع، مسئولیت سرپرستاری بخش نیز بهصورت انفرادی مدیریت میشد و فشار کاری بسیار زیادی بر کادر درمان وجود داشت.
فلاح افزود: در آن شرایط، سه روز از هفته را در بخش مراقبتهای ویژه به خدمترسانی میپرداختم و سه روز دیگر را برای ادامه تحصیل به بیرجند میرفتم. این روند در طول دو سال با دشواریهای فراوانی همراه بود، اما تلاش کردم شرایط سخت آن دوران را به فرصتی برای پیشرفت علمی و حرفهای تبدیل کنم.
وی ادامه داد: سرانجام توانستم تحصیلات کارشناسی ارشد را با موفقیت به پایان برسانم و در سال ۱۴۰۲ از پایاننامه خود دفاع کنم.
پژوهشی با دغدغه ارتقای کیفیت ارتباط پرستار و بیمار
موضوع پایاننامه فلاح، بررسی ارتباط فرسودگی شغلی پرستاران بخش شیمیدرمانی با تعاملات رفتاری آنان با بیماران بود؛ موضوعی که از تجربه مستقیم او در محیط بالینی و مواجهه روزانه با بیماران و دشواریهای روحی و جسمی آنان شکل گرفت.
وی با اشاره به انجام این پژوهش با مشارکت ۲۲۰ نفر از پرستاران بخشهای شیمیدرمانی گفت: در این مطالعه، ابعاد مختلف فرسودگی شغلی و کیفیت زندگی کاری پرستاران بررسی شد و نتایج نشان داد پرستاران متأهل و همچنین افرادی که تعاملات سازندهتری با بیماران داشتند، فرسودگی شغلی کمتری را تجربه میکردند.
این سوپروایزر آموزشی با تأکید بر اهمیت روابط انسانی در محیط درمان افزود: آنچه بیش از همه در ذهن من اهمیت داشت، تأثیر رفتار و نحوه ارتباط کادر درمان با بیماران بود. در بخش شیمیدرمانی با بیمارانی از گروههای سنی مختلف، از کودکان تا زنان جوانی که شرایط جسمی و روحی دشواری را تجربه میکردند، مواجه بودیم. مشاهده این شرایط و درک تأثیر رفتار کارکنان بر روحیه بیماران، انگیزه اصلی من برای انتخاب این موضوع پژوهشی شد.
کودکی که تنها تکیهگاه مادر بیمار خود بود
در میان خاطرات سالهای فعالیت در بخش شیمیدرمانی، برخی تجربهها بیش از دیگر خاطرات در ذهن فلاح باقی ماندهاند؛ روایتهایی از تنهایی بیماران، دشواریهای خانوادگی و لحظاتی که همراهی یک انسان، معنایی فراتر از وظیفه شغلی پیدا میکند.
او یکی از تلخترین این تجربهها را مربوط به زنی جوان میداند که برای دریافت خدمات شیمیدرمانی مراجعه میکرد. فلاح در یکی از جلسات درمان به او توصیه کرده بود برای مراجعات بعدی، همراهی با خود بیاورد تا در پیگیری امور درمانی و رفتوآمدها کمکش کند؛ اما در مراجعه بعدی، بهجای یک فرد بزرگسال، پسربچهای هفت تا هشتساله همراه مادرش بود.
فلاح در این باره گفت: وقتی علت را جویا شدم، متوجه شدم همسر این زن پس از اطلاع از بیماری او، خانواده را ترک کرده و تنها همراه و تکیهگاه مادر، همان فرزند خردسالش است.
وی ادامه داد: صحنهای که هرگز فراموش نمیکنم، زمانی بود که آن پسربچه با دستهای کوچک خود نان محلی را لقمه میکرد و در دهان مادر بیمارش میگذاشت. دیدن این صحنه، من و همکارانم را عمیقاً تحت تأثیر قرار داد و اشک همه ما را جاری کرد.
این پرستار با اشاره به اینکه حضور کودک در محیط بخش درمانی مناسب نبود، افزود: با توجه به شرایط خاص این مادر و اینکه کسی را برای همراهی نداشت، من و همکارانم تلاش کردیم تا حد امکان امور درمانی و پیگیریهای دارویی او را بر عهده بگیریم و اجازه ندهیم تنهایی و مشکلات خانوادگی، مسیر درمانش را دشوارتر کند.
وقتی خیرخواهی یک بیمار، به تجهیز بخش درمانی انجامید
فلاح مشکلات مالی و تنهایی بیماران را از مهمترین دغدغههای سالهای فعالیت در بخش شیمیدرمانی عنوان کرد و گفت: گاهی بیماران به دلیل هزینههای سنگین دارو و درمان، در ادامه مسیر درمان با مشکل روبهرو میشدند و ما نیز با کمک خیرین و ظرفیتهای محلی تلاش میکردیم نیازهای دارویی آنان را تأمین کنیم.
وی یکی دیگر از خاطرات ماندگار خود را درباره یک بیمار میانسال و همسر سالخورده او روایت کرد و گفت: این خانم برای شیمیدرمانی مراجعه میکرد و همسر مسنش نیز او را همراهی میکرد. یک روز بیمار با ناراحتی به من گفت که دیگر نمیتواند درمان را ادامه دهد؛ زیرا همسرش از هزینههای سنگین دارو و مشکلات مالی گلایهمند است و توان پرداخت هزینهها را ندارند.
فلاح افزود: با کمک خیرین و منابع محلی، هزینه داروهای این بیمار را تأمین کردیم تا بتواند درمان خود را ادامه دهد. از سوی دیگر، برای اینکه همسر سالخورده او نیز در زمان انتظار و جلسات درمان سرگرم باشد، تعدادی کتاب از کتابخانهای که در بخش فراهم کرده بودم، در اختیارش قرار دادم. او هر بار که همراه همسرش به بیمارستان میآمد، کتاب میخواند و این همراهی تا پایان دوره یکساله شیمیدرمانی ادامه داشت.
وی با یادآوری درگذشت این بیمار گفت: مدتی پس از فوت او، همسرش به بخش مراجعه کرد و گفت تنها داراییاش یک النگو بوده و میخواهد آن را بفروشد و هزینهاش را برای بخش درمانی صرف کند. در آن زمان، سیستم تهویه و اگزوزفنهای بخش دچار مشکل شده بود و ما نیز فاکتور تعمیرات را به او نشان داده بودیم.
فلاح ادامه داد: این مرد سالخورده با وجود شرایط مالی محرومانه، تنها یادگار و دارایی خود را فروخت و هزینه آن را برای تهیه سه دستگاه اگزوزفن مورد نیاز بخش اختصاص داد. این اقدام برای من و همکارانم بسیار تأثیرگذار بود؛ زیرا نشان میداد مهربانی و قدردانی، حتی در سختترین شرایط زندگی نیز میتواند جلوههای ارزشمندی پیدا کند.
مهربانی و آموزش؛ دو همراه مهم در مسیر درمان
سوپروایزر آموزشی بیمارستان شهید مدرس کاشمر، همدلی با بیماران را یکی از مهمترین ابعاد مراقبت پرستاری دانست و اظهار کرد: اگر با بیماران مهربان باشیم و شرایط روحی و جسمی آنان را درک کنیم، ارتباط مؤثرتری شکل میگیرد. یکی از بهترین خاطرات زندگی حرفهای من، رضایت و همراهی بیماران و احساس مفیدی است که از کمک به آنان و همکارانم به دست آوردهام.
وی با اشاره به اینکه بیماران مبتلا به سرطان علاوه بر مشکلات جسمی، ممکن است با نگرانی، ناامیدی و دشواریهای اقتصادی نیز مواجه باشند، افزود: در چنین شرایطی، روحیه مناسب کارکنان، ارائه آموزشهای صحیح، گفتوگوی همدلانه و برخورد مهربانانه میتواند تأثیر مثبتی بر تجربه بیمار از روند درمان داشته باشد.
فلاح ادامه داد: گاهی بیماری با اشک و بیقراری وارد بخش میشود، اما با گفتوگو، مشاوره و توضیح مناسب درباره بیماری و روند درمان، نگاه او به شرایط تغییر میکند و با آرامش و امید بیشتری مسیر درمان را دنبال میکند. همچنین تلاش برای کمک به بیماران نیازمند از طریق خیرین و ظرفیتهای موجود، علاوه بر حمایت از آنان، احساس رضایت و ارزشمندی را در کارکنان نیز تقویت میکند.
توسعه دانش همکاران؛ تداوم خدمت در جایگاهی تازه
مسئول امور بانوان شبکه بهداشت و درمان کاشمر که اکنون در جایگاه سوپروایزر آموزشی بیمارستان شهید مدرس فعالیت میکند، همچنان ارتقای دانش و توانمندی حرفهای همکاران را از اولویتهای کاری خود میداند.
وی با اشاره به مسئولیتهای آموزشی خود گفت: تلاش میکنم آخرین مطالب علمی و پروتکلهای روز را از پایگاههای معتبر علمی استخراج و در اختیار همکاران قرار دهم تا زمینه بهروزرسانی دانش و ارتقای مهارتهای حرفهای آنان فراهم شود.
فلاح ابراز خرسندی کرد که در این جایگاه نیز فرصت دارد تجربههای سالهای فعالیت بالینی خود را در مسیر آموزش و توانمندسازی همکاران به کار گیرد؛ مسیری که هدف نهایی آن، ارتقای کیفیت مراقبت و ارائه خدمات بهتر به بیماران است.
روایت سالهای خدمت مرضیه فلاح در بخشهای درمانی بیمارستان شهید مدرس کاشمر، یادآور این حقیقت است که مراقبت از بیمار تنها به انجام اقدامات درمانی محدود نمیشود؛ گاهی یک گفتوگوی آرامشبخش، پیگیری دارو، همراهی در روزهای تنهایی یا حتی فراهمکردن فرصتی برای خواندن یک کتاب، میتواند بخشی از رنج بیمار را کاهش دهد و امید را در روزهای دشوار زنده نگه دارد.
درج نظر