بیاعتبارسازی هیجانی؛ وقتی دلسوزی ناخواسته به سرکوب احساسات میانجامد
مسئول واحد سلامت روان بیمارستان دکتر شریعتی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با هشدار نسبت به پیامدهای بیاعتبارسازی هیجانی در روابط بینفردی، تأکید کرد: جملات بهظاهر آرامشبخش و توصیههای شتابزده، اگر بدون درک تجربه عاطفی فرد بیان شوند، نهتنها لزوماً تسکیندهنده نیستند، بلکه میتوانند احساس تنهایی را تشدید کرده و فرد را به پنهان کردن نگرانیها و احساسات خود سوق دهند.
دکتر شیما شیخ در گفتوگو با وبدا، با اشاره به مفهوم علمی «بیاعتبارسازی هیجانی» (Emotional Invalidation) اظهار کرد: این اصطلاح در روانشناسی به واکنشهایی گفته میشود که تجربه عاطفی فرد را بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم نادیده میگیرند، رد میکنند یا کماهمیت جلوه میدهند. چنین رفتارهایی این پیام را به فرد منتقل میکنند که احساسات او ناموجه، نادرست یا بیاهمیت هستند.
بیاعتبارسازی هیجانی؛ از تحقیر آشکار تا جملات روزمره
وی افزود: بیاعتبارسازی هیجانی طیف گستردهای از رفتارها را دربرمیگیرد؛ از سرزنش، تمسخر و تحقیر آشکار گرفته تا رفتارهای ظریفتری که ممکن است در تعاملات روزمره از ما سر بزنند. تغییر سریع موضوع، مقایسه رنج یک فرد با مشکلات دیگران و اصرار بر اینکه «نباید چنین احساسی داشته باشی»، نمونههایی از این رفتارها هستند.
دکتر شیخ با اشاره به اینکه این واکنشها همیشه از بیتفاوتی یا خصومت سرچشمه نمیگیرند، تصریح کرد: گاهی مواجهه با رنج عزیزان، در ما احساس اضطراب و درماندگی ایجاد میکند و برای کاهش این احساسات، به ارائه راهحلهای فوری یا مثبتاندیشی اجباری روی میآوریم. در چنین شرایطی، ممکن است با وجود نیت خیرخواهانه، بهجای کمک به فرد، فرصت شکلگیری یک گفتوگوی امن و حمایتگر را از بین ببریم.
اعتباربخشی هیجانی به معنای تأیید همه برداشتها نیست
مسئول واحد سلامت روان بیمارستان دکتر شریعتی، یکی از سوءتفاهمهای رایج در روابط انسانی را یکسان دانستن اعتباربخشی هیجانی با تأیید منطق و رفتار فرد دانست و گفت: بهرسمیت شناختن احساسات یک فرد به این معنا نیست که تمام برداشتها، استدلالها یا تصمیمهای او را درست بدانیم؛ بلکه به معنای پذیرش این واقعیت است که یک موقعیت میتواند برای او دردناک، نگرانکننده یا دشوار باشد.
وی ادامه داد: ممکن است با تفسیر فرد از یک اتفاق موافق نباشیم، اما همچنان بتوانیم تجربه عاطفی او را درک کنیم و به آن احترام بگذاریم. گوش دادن بدون قضاوت، نخستین گام برای ایجاد احساس اعتبار و امنیت در روابط است.
سکوت تحمیلشده، به معنای کاهش رنج نیست
دکتر شیخ با اشاره به پیامدهای بلندمدت بیاعتبارسازی هیجانی اظهار کرد: هنگامی که فرد در خانواده، روابط عاطفی یا محیط کار بارها با واکنشهایی مانند «اینقدر حساس نباش» مواجه میشود و احساس میکند کسی برای شنیدن نگرانیهایش آمادگی ندارد، ممکن است بهتدریج از بیان احساسات و مشکلات خود دست بکشد.
وی خاطرنشان کرد: سکوت فرد لزوماً به معنای کاهش رنج نیست، بلکه ممکن است نشاندهنده انباشته شدن هیجانات و از دست رفتن فرصت دریافت حمایت واقعی باشد. احساس نادیده گرفته شدن میتواند فرد را از بیان نیازهایش بازدارد و زمینه را برای افزایش آسیبپذیری روانشناختی فراهم کند.
این متخصص سلامت روان تأکید کرد: البته هر پاسخ نامناسبی بهتنهایی به معنای بروز آسیب جدّی روانشناختی نیست. تأثیر این تعاملات به عواملی مانند تکرار رفتار، کیفیت و استحکام رابطه، شدت رنج فرد و دسترسی او به منابع حمایتی دیگر بستگی دارد. آنچه اهمیت بیشتری دارد، شکلگیری الگوهای تکرارشوندهای است که میتوانند بهتدریج اعتماد فرد به اطرافیان را فرسوده کنند.
چگونه شنوندهای حمایتگر باشیم؟
دکتر شیخ با تأکید بر ضرورت بازنگری در شیوههای ارتباطی، نخستین گام برای حمایت مؤثر از دیگران را تلاش برای درک تجربه عاطفی آنان پیش از ارائه هرگونه توصیه یا راهحل دانست و گفت: بهجای استفاده از جملات کلیشهای مانند «این موضوع که ناراحتی ندارد»، میتوان با پرسشهای همدلانهای مانند «کدام بخش از این اتفاق برایت آزاردهندهتر بوده است؟» به فرد فرصت داد تا تجربه خود را بیان کند.
وی افزود: تفکیک احساسات از تفسیرها و رفتارها، مهارتی کلیدی در ارتباط مؤثر است. میتوان بدون موافقت با تمام برداشتها یا تصمیمهای یک فرد، ناراحتی او را به رسمیت شناخت و گفت: «میفهمم که این اتفاق برای تو ناراحتکننده بوده است.» چنین پاسخی به ایجاد اعتماد و تقویت احساس امنیت در رابطه کمک میکند.
مسئول واحد سلامت روان بیمارستان دکتر شریعتی با اشاره به اهمیت صبوری در شنیدن تصریح کرد: گاهی برای پاسخ دادن و ارائه راهحل عجله میکنیم، درحالیکه یک سکوت کوتاه، طرح پرسشی باز و فراهم کردن فرصت کافی برای توضیح تجربه فرد، میتواند از توصیههای شتابزده مؤثرتر باشد.
وی ادامه داد: همچنین بهتر است بهجای حدس زدن نیاز فرد، مستقیماً از او بپرسیم: «دوست داری فقط به حرفهایت گوش بدهم یا با هم به دنبال راهحل بگردیم؟» این پرسش ساده میتواند به روشن شدن انتظار طرف مقابل کمک کند و از شکلگیری سوءتفاهم و تنش جلوگیری کند.
شنیدن همدلانه؛ ضرورتی در مراقبت انسانمحور
دکتر شیخ با تأکید بر مسئولیت جمعی در ایجاد محیطهای حمایتگر گفت: توجه به تجربه هیجانی افراد نباید به محیط خانواده محدود شود؛ بلکه در محیطهای کاری، آموزشی و بهویژه در ساختارهای درمانی، فراهم کردن فضایی امن برای بیان نگرانیها، از الزامات ارتباط مؤثر و مراقبت انسانمحور است.
وی افزود: در محیطهای درمانی، شنیدن نگرانیهای بیمار و بهرسمیت شناختن تجربه او، جایگزین ارزیابی علمی و تصمیمگیری بالینی نیست، بلکه مکمل ضروری آن است و میتواند به تعمیق ارتباط درمانی کمک کند.
مسئول واحد سلامت روان بیمارستان دکتر شریعتی، با اشاره به هفته سلامت روان و شعار «شنیدن روایتهای جامعه؛ گامی برای عبور از بحران» خاطرنشان کرد: هر یک از ما میتوانیم هنگام شنیدن رنج دیگران، پیش از پاسخ دادن از خود بپرسیم که آیا واقعاً برای درک تجربه او تلاش کردهایم؟
وی تأکید کرد: گاهی نخستین و مهمترین گام برای کمک به دیگری، یافتن راهحل فوری نیست؛ بلکه ایجاد فضایی است که فرد در آن مجبور نباشد برای اثبات رنج خود تلاش کند. شنیدن بدون قضاوت، بهرسمیت شناختن احساسات و پاسخگویی همدلانه، از پایههای شکلگیری روابط حمایتگر و جامعهای برخوردار از امنیت روانی است.
درج نظر