گزارش اردیبهشت ماه 405-متن اخبار

متن خبر

ردیف

متخصص سلامت باروری و استادیار گروه مامایی دانشگاه علوم پزشکی مشهد ضمن تأکید، بر اهمیت  مدل مراقبت مستمر ماما‑محور گفت: این رویکرد که مورد توصیه سازمان جهانی بهداشت است، می‌تواند با ایجاد رابطه‌ای پایدار و مبتنی بر اعتماد میان ماما و مادر، به بهبود شاخص‌های سلامت مادر و نوزاد و ارتقای تجربه زایمان در زنان ایرانی کمک کند.

دکتر منا لرکی، در گفتگو با وبدا، به مفهوم مراقبت مستمر در نظام‌های سلامت اشاره کرد و گفت: از منظر سازمان جهانی بهداشت، مراقبت مستمر به این معناست که بیمار تمام خدمات درمانی خود، از ویزیت پزشک و انجام آزمایش‌ها تا بستری شدن در بیمارستان، را به‌صورت یک فرایند منسجم و مرتبط تجربه کند؛ به گونه‌ای که با وجود ارائه خدمات در زمان‌ها، مکان‌ها و حتی توسط افراد مختلف، این خدمات برای بیمار به شکل یک مجموعه هماهنگ و یکپارچه دیده شود.

وی افزود: مدل مراقبت مستمر ماما-محور یک الگوی پیشرفته مراقبتی است که در آن یک ماما یا تیم کوچکی از ماماها مسئولیت کامل مراقبت از مادر را در طول دوران بارداری، زایمان و دوره پس از زایمان بر عهده می‌گیرند و در صورت لزوم به سطوح بالاتر وی را ارجاع می دهند.

این متخصص سلامت باروری، با وجود شواهد علمی قابل توجه درباره اثربخشی این مدل، دسترسی به آن در سطح جهان همچنان محدود است. در حال حاضر تنها درصد کمی از مادران در کشورهای پردرآمدی مانند استرالیا، کانادا و بریتانیا از چنین خدماتی بهره‌مند هستند. در بسیاری از کشورهای با درآمد کم و متوسط نیز به دلیل آنکه ماماها به‌صورت چرخشی در بخش‌های مامایی و پرستاری فعالیت می‌کنند، اجرای کامل این مدل با دشواری مواجه است.

دکتر لرکی کمبود نیروی انسانی متخصص، محدودیت‌های مالی نظام‌های سلامت و نبود زیرساخت‌های حمایتی را از مهم‌ترین موانع توسعه مراقبت مستمر مامایی در جهان عنوان کرد و افزود: با این حال، مطالعات نشان می‌دهد این مدل به‌ویژه برای گروه‌های محروم و آسیب‌پذیر می‌تواند نقش مؤثری در بهبود پیامدهای بارداری و زایمان داشته باشد.

آینده مامایی ایران با تکیه بر مراقبت مستمر و فناوری رقم خواهد خورد

وی، در ادامه با اشاره به وضعیت ارائه خدمات مامایی در ایران گفت: در نظام سلامت کشور، مراقبت‌های دوران بارداری عمدتاً در چارچوب شبکه بهداشتی و درمانی ارائه می‌شود؛ سیستمی که از سطح خانه‌های بهداشت در مناطق روستایی تا بیمارستان‌های تخصصی گسترش یافته و بر پایه اصل سطح‌بندی خدمات و نظام ارجاع طراحی شده است. در این میان، ماماهای شاغل در مراکز بهداشتی و درمانی نقش محوری در ارائه خدمات مراقبتی به مادران باردار ایفا می‌کنند.

استادیار گروه مامایی دانشگاه علوم پزشکی مشهد در ادامه افزود: با وجود تأکید سیاست‌گذاران سلامت بر اهمیت مراقبت مستمر، این مفهوم در عمل هنوز به شکل کامل محقق نشده است. یکی از چالش‌های مهم، برداشت محدود از مفهوم مراقبت مستمر است؛ به‌طوری که برخی برنامه‌ریزان آن را صرفاً به معنای تکرار ویزیت‌های منظم تلقی می‌کنند، در حالی که مراقبت مستمر واقعی ابعاد گسترده‌تری از جمله تداوم رابطه درمانی، یکپارچگی خدمات و شخصی‌سازی مراقبت‌ها را در بر می‌گیرد.

این استادیار دانشگاه، همچنین با اشاره به دستورالعمل‌های پیشرفته مامایی که بر ترویج زایمان طبیعی و فیزیولوژیک تأکید دارند، گفت: با وجود تصویب این سیاست‌ها، اجرای کامل آنها در عمل با موانعی مواجه است که بخشی از آن به نبود زیرساخت‌های لازم برای تحقق واقعی مراقبت مستمر بازمی‌گردد.

دکتر لرکی، برای غلبه بر این چالش‌ها چند راهکار اساسی را مطرح کرد و افزود: افزایش تعداد ماماهای آموزش‌دیده، به‌ویژه در مناطق محروم، یکی از ضرورت‌های اصلی است. همچنین بازطراحی ساختارهای بیمارستانی و کلینیکی به‌گونه‌ای که امکان اجرای مدل‌های مراقبت مستمر فراهم شود، می‌تواند نقش مهمی در ارتقای کیفیت خدمات داشته باشد.

وی، آموزش فرهنگی و افزایش آگاهی عمومی درباره مزایای مراقبت مستمر، استفاده از فناوری‌های نوین مانند پلتفرم‌های دیجیتال برای ارائه مشاوره و پایش سلامت مادران، و نیز تدوین سیاست‌های حمایتی و چارچوب‌های قانونی و مالی برای حمایت از ماماها را از دیگر اقدامات ضروری در این مسیر برشمرد.

این متخصص سلامت باروری، با اشاره به تجربه کشورهای موفق در اجرای این مدل گفت: استقرار نظام مراقبت مستمر مامایی مستلزم تغییرات ساختاری در نظام سلامت است؛ از جمله اصلاح نظام پرداخت، بازنگری در شرح وظایف ماماها و ایجاد سازوکارهایی برای هماهنگی مؤثر میان بخش‌های مختلف خدمات سلامت.

وی تأکید کرد: در ایران نیز تحقق این هدف نیازمند عزم جدی سیاست‌گذاران، برنامه‌ریزی دقیق و همراهی جامعه مامایی است.

دکتر لرکی خاطرنشان کرد: مراقبت مستمر مطلوب نه تنها موجب بهبود شاخص‌های سلامت مادر و نوزاد می‌شود، بلکه می‌تواند تجربه‌ای ایمن‌تر و رضایت‌بخش‌تر از زایمان برای زنان ایرانی فراهم کند. به گفته وی، آینده مراقبت مستمر مامایی آینده‌ای است که در آن سلامت مادران و نوزادان در مرکز توجه قرار دارد و ماماها به‌عنوان رهبران این حوزه نقشی کلیدی در ساختن جامعه‌ای سالم‌تر ایفا خواهند کرد.

وی در پایان گفت: همچنین بر خود لازم می دانم که فرارسیدن روز جهانی ماما را به تمام همکاران پرتلاشم در دانشگاه، بیمارستان ها و مراکز بهداشتی وهمچنین دانشجویان عزیز صمیمانه تبریک عرض کنم. شما در شیرین ترین و حساس ترین لحظات زندگی در کنار زنان هستید و نقشپررنگی در سلامت آنان، خانواده و جامعه دارید. آرزوی سلامتی و سربلندی برای شما عزیزان دارم.

 

 

1

کارشناس مسئول گفتار درمانی بیمارستان ابن سینا، با اشاره به ضرورت واحد گفتار درمانی در بیمارستان تخصصی روانپزشکی، به نقش حیاتی این واحد در بررسی و درمان اختلالات گفتار و زبان برای کودکان، نوجوانان و بزرگسالان و نیز به مشکلات، نیازها و پیشنهادات خود برای ارتقاء خدمات توانبخشی اشاره کرد.

الهام حکیمی، در گفتگو وبدا واحد گفتار درمانی را یکی از زیرشاخه‌های رشته‌های پیراپزشکی عنوان کرد و افزود: این رشته ارتباط مستقیمی   با رشته‌های پزشکی دارد؛ خصوصاً در بیمارستان تخصصی روانپزشکی ابن سینا که طیف وسیعی از اختلالات روانپزشکی حوزه کودکان و بزرگسالان در اینجا مورد ارزیابی قرار می‌گیرد.

وی افزود: موضوع گفتار درمانی در اختلالات گفتار و زبان دامنه وسیعی دارد و نقش موثری در ارزیابی و درمان این اختلالات ایفا می‌کند. بیشتر مراجعین واحد، کودکان و نوجوانان هستند که از کلینیک‌های بیرون، مراکز بهداشت و پزشکان متخصص به این واحد ارجاع می‌شوند. البته بزرگسالان دارای اختلالات تلفظی یا آسیب‌های عصبی، از جمله سکته مغزی، نیز پذیرش می‌شوند.

خانم حکیمی درباره روند درمان در حوزه گفتار درمانی گفت:  ابتدا مراجعین با تماس تلفنی یا ارجاع از مراکز مختلف وقت می‌گیرند؛ پس از ارزیابی اولیه، بر اساس نوع و شدت مشکل جلسات درمانی و توانبخشی آغاز می‌شود که معمولاً طولانی مدت است و بسته به نوع اختلال، بین ۱۲ جلسه تا دو سال، گاهی ۵۰ تا ۶۰ جلسه، ادامه دارد.

وی درباره نیروی انسانی واحد گفتار درمانی اظهار داشت:  در حال حاضر دو نفر نیروی رسمی گفتار درمان دانشگاه علوم پزشکی فعالیت دارند، در حالی که ظرفیت افزایش نیرو وجود دارد اما به دلیل سختی کار گفتار درمانی، انتخاب نیروهای زبده اهمیت زیادی دارد.

خانم حکیمی با اشاره به تاریخچه واحد گفتار درمانی بیمارستان ابن سینا بیان کرد: از سال ۸۵ که فعالیت واحد را آغاز کردیم، با همت و تلاش خودمان واحد را راه‌اندازی و معرفی کردیم و خدمات توانبخشی شامل گروه درمانی برای لکنت و اوتیسم نیز برقرار شد. بزرگترین گروه درمانی کشور برای لکنت بین سال‌های ۹۵ تا ۹۸ قبل از کرونا در مشهد و در بیمارستان ابن سینا برگزار شد.

وی درباره اهمیت تجهیزات نوین گفتار درمانی گفت: پیشرفت علوم شناختی و علوم اعصاب شناختی، ارتباط مستقیمی با گفتار درمانی دارد و دستگاه‌ها و نرم‌افزارهای مختلف مثل کاپیتان لایت و دکتر اسپیچ می‌تواند کیفیت درمان و جذب مراجعین را افزایش دهد. اگر تجهیزات مدرن در اختیار واحد قرار بگیرد، اثربخشی درمان بیشتر خواهد شد.

این گفتار درمان دانشگاه تأکید کرد:  خدمات فردی و گروهی، با بهره‌گیری از ابزارهای مدرن و توجه به آموزش دانشجویان، نقش مهمی در ارتقاء کیفیت واحد گفتار درمانی دارد و ایجاد مرکز جامع توانبخشی با هدف کار تیمی و استفاده از علم و تجربه نیروهای متخصص، می‌تواند به تحقق درمان مؤثر برای بیماران کمک کند.

خانم حکیمی، در ادامه از مسئولین خواستار راه‌اندازی مرکز جامع توانبخشی با حضور متخصصین اعصاب، روانپزشک، کار درمان و گفتار درمان در مشهد شد، تا با بهره‌گیری از تیم‌های تخصصی، خدمات درمانی موثرتر و علمی‌تر به بیماران ارائه شود.

همچنین، وی در ادامه مطلب افزود: در جلسات معاونت توانبخشی، از تجربیات نیروهای متخصص حوزه درمان بیشتر استفاده شود و مزایایی برای درمانگران باتجربه در نظر گرفته شود، تا انگیزه برای ادامه فعالیت آن‌ها تقویت گردد.

 

2

الهام بدیعیان موسوی، مامای با ۲۴ سال سابقه خدمت در بیمارستان روانپزشکی ابن‌سینا، ضمن اشاره به راه‌اندازی واحد مامایی ویژه بیماران روانپزشکی، بر ضرورت توجه به بهداشت و سلامت زنان به‌ویژه مادران پرخطر تأکید کرد و مامایی را  عشقی عمیق، فراتر از یک شغل  توصیف کرد.

الهام بدیعیان موسوی، در گفتگو با وبدا، به مناسبت روز ماما اظهار داشت: در طول 24 سال خدمتم در بیمارستن روانپزشکی ابن سینا، توفیق داشته‌ام که به بیماران  نیازمند به خدمات روانپزشکی خدمت کنم و این تجربه برای من بسیار ارزشمند بوده است.

وی، با بیان اینکه بیماران روانپزشکی به دلیل شرایط خاص خود گاهی کمتر به بهداشت فردی توجه می‌کنند، افزود: با توجه به اهمیت سلامت زنان، واحد مامایی در بیمارستان ایجاد شده تا بتوانیم گامی در جهت ارتقای بهداشت و سلامت این بیماران برداریم.

 

بدیعیان موسوی در ادامه گفت: در بیمارستان ابن‌سینا هنگام پذیرش بیماران زن، برگه‌ای در پرونده آنان به عنوان برگه مامایی ثبت می‌شود، که در آن تاریخچه‌ای از وضعیت زنان، زایمان، سلامت و باروری بیمار بررسی و ثبت می‌شود. در صورتی که بیمار در بخش حاد شرایط همکاری برای معاینه را نداشته باشد، معاینه مامایی به زمان مناسب‌تر و پس از بهبود وضعیت بیمار موکول می‌شود.

وی، درباره مراقبت از مادران پرخطر گفت: بیمارانی که مادر پرخطر هستند، چه در دوران بارداری و چه پس از زایمان، در طول مدت بستری به صورت روزانه ویزیت مامایی می‌شوند. مادران باردار تا پایان بستری و مادران زایمان کرده نیز تا ۴۲ روز پس از زایمان به طور روزانه از نظر شرایط جسمی و موارد خطر مورد بررسی قرار می‌گیرند.

این مامای باسابقه بیمارستان، همچنین به اهمیت غربالگری بیماری‌ها در این بیماران اشاره کرد و گفت: در معاینات مامایی مواردی از بیماری‌های منتقله از راه جنسی از جمله زگیل تناسلی (HPV) مشاهده شده، که این بیماران برای ادامه درمان و در صورت نیاز تزریق واکسن گارداسیل به متخصص زنان ارجاع داده می‌شوند.

 

وی افزود: یکی دیگر از اقدامات مهم، معاینه پستان و غربالگری سرطان پستان در بیماران است. در صورت مشاهده موارد مشکوک یا علائم احتمالی سرطان، بیماران برای انجام ماموگرافی و ادامه روند تشخیص و درمان به مراکز تخصصی ارجاع داده می‌شوند.

بدیعیان موسوی با اشاره به خاطرات حرفه ای خود گفت: در این سال‌ها خاطرات تلخ و شیرین بسیاری داشته‌ام. شیرین‌ترین لحظه برای ما زمانی است، که بیمار از صمیم قلب برایمان دعا می‌کند و من شخصاً همیشه دعای خیر این بیماران را در زندگی‌ام احساس کرده‌ام. در مقابل، دیدن بیماران کم‌سن و سال یا نوجوانانی که به دلیل مشکلات روانی بستری می‌شوند، از تلخ‌ترین لحظات کاری برای من است.

وی در پایان با اشاره به اهمیت حرفه مامایی گفت: مامایی تنها یک شغل نیست، بلکه یک عشق است. اگر دختران جوانی که در آستانه انتخاب رشته هستند واقعاً به این حرفه علاقه دارند، می‌توانند وارد این مسیر شوند؛ زیرا بدون عشق و علاقه ادامه دادن در این حرفه دشوار خواهد بود. من نیز به دلیل علاقه زیاد به این رشته وارد حرفه مامایی شدم.

بدیعیان موسوی، در پایان از ریاست و مدیریت بیمارستان ابن‌سینا برای حمایت از فعالیت‌های حوزه سلامت زنان قدردانی کرد.

 

3

متخصص داخلی و فوق تخصص نفرولوژی و عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با اشاره به اینکه بخش زیادی از بیماری‌های کلیه در مراحل اولیه بدون علامت هستند، تأکید کرد: تشخیص به‌ موقع با آزمایش ساده ادرار و کراتینین می‌تواند، از رسیدن بیماران به مرحله دیالیز جلوگیری کند. وی با بیان علائم، عوامل خطر و روش‌های علمی تشخیص بیماری‌های کلیوی، نسبت به مصرف بی‌رویه مسکن‌ها، کم‌آبی و تفسیر اشتباه دردهای پهلو هشدار داد.

دکتر عباسعلی زراعتی، در گفتگو با وبدا درباره بیماری‌های کلیوی گفت: بیماری‌های کلیه مجموعه‌ای از علائم هستند، که برخی از آنها به‌طور مستقیم به عملکرد کلیه مربوط می‌شوند. مهم‌ترین این علائم ورم اندام‌ها، به‌ویژه دور چشم و پاها، و تغییرات در ادرار است. همچنین خستگی، کاهش اشتها و فشار خون بالا می‌تواند نشانه هشدار باشد.

فوق تخصص نفرولوژی افزود: ورم معمولاً باید حالت دوطرفه داشته باشد، اما ورم یک‌طرفه معمولاً نشانه بیماری کلیوی نیست. از سوی دیگر، اختلالات ادراری مانند کاهش حجم ادرار به‌خصوص کمتر از ۴۰۰ سی‌سی در ۲۴ ساعت که الیگوری نام دارد، از علائم مهم نارسایی کلیه به شمار می‌رود. پُرادراری، تغییر رنگ ادرار، به‌ویژه به رنگ قرمز به دلیل وجود خون، و کدر شدن ادرار که می‌تواند نشانه عفونت باشد نیز از علائم هشداردهنده هستند. وی تأکید کرد: در چنین شرایطی، مراجعه سریع به پزشک متخصص کلیه برای بررسی عملکرد کلیه، انجام آزمایش‌های دقیق‌تر و پیشگیری از پیشرفت بیماری ضروری است، زیرا تشخیص و درمان به‌موقع می‌تواند از بروز نارسایی مزمن و نیاز به دیالیز جلوگیری کند.

وی، با تأکید بر اینکه مشکل اصلی در بیماری‌های کلیوی، بی‌علامت بودن بسیاری از آنها در مراحل اولیه است، افزود: بسیاری از بیماران تنها برای یک چکاپ ساده مراجعه می‌کنند، اما همان زمان مشخص می‌شود عملکرد کلیه به مرحله‌ای نزدیک به دیالیز رسیده و حتی نیاز به آمادگی برای دیالیز دارند. دکتر زراعتی افزود: در برخی موارد، افزایش تدریجی و شدید سموم در بدن بدون هشدار قبلی، موجب بروز علائمی مانند گیجی، خواب‌آلودگی، تهوع، کاهش هوشیاری و اختلال در تمرکز می‌شود و پس از انجام آزمایش‌ها، نارسایی کلیوی تشخیص داده می‌شود؛ مسأله‌ای که ضرورت توجه به آزمایش‌های دوره‌ای و تشخیص زودهنگام را نشان می‌دهد. او همچنین خاطرنشان کرد: که کنترل بیماری‌های زمینه‌ای مانند دیابت و فشار خون، پیگیری منظم نتایج آزمایش‌ها و مراجعه به‌موقع به متخصص، نقش تعیین‌کننده‌ای در پیشگیری از نارسایی پیشرفته کلیوی و نیاز به دیالیز ایفا می‌کند.

هشدار درباره بیماری‌های خاموش کلیه؛ افراد پرخطر باید منظم آزمایش بدهند

فوق تخصص نفرولوژی دانشگاه در ادامه اظهار داشت: اگر بیمار با علائمی مانند ورم اندام‌ها، کاهش حجم ادرار یا تغییر رنگ آن مراجعه کند، تشخیص بیماری کلیوی معمولاً پیچیده نیست. اما چالش اصلی، شناسایی بیماری در افرادی است که هیچ نشانه ظاهری ندارند. به گفته وی، برخی افراد در گروه‌های پرخطر قرار می‌گیرند و لازم است به‌صورت منظم تحت بررسی قرار گیرند؛ از جمله افرادی با سابقه خانوادگی بیماری کلیوی یا دیالیز، بیماران مبتلا به فشار خون و دیابت، و همچنین کسانی که به بیماری‌های مزمن کبدی مانند هپاتیت، بیماری‌های ریوی، سرطان‌ها، عفونت‌های مزمن یا HIV مبتلا هستند، زیرا در این گروه‌ها احتمال آسیب خاموش کلیه‌ها بیشتر است. وی تأکید کرد که انجام منظم آزمایش ادرار، سنجش کراتینین و ارزیابی فشار خون در این افراد، می‌تواند به تشخیص زودهنگام اختلال عملکرد کلیه کمک کند و با آغاز درمان مناسب، از پیشرفت بیماری، بروز عوارض شدید و در نهایت نیاز به دیالیز پیشگیری شود.

عضو هیأت علمی دانشگاه، همچنین چاقی را یکی از عوامل مهم و تأثیرگذار بر سلامت کلیه عنوان کرد و افزود: افرادی که در دوران نوزادی با وزن بسیار کم متولد شده‌اند، در بزرگسالی بیشتر در معرض ابتلا به اختلالات کلیوی قرار دارند. به گفته او، ارزیابی وضعیت کلیه در این گروه‌ها اهمیت ویژه‌ای دارد و معمولاً با یک آزمایش ساده ادرار و سنجش کراتینین قابل انجام است. در صورت نیاز، برای بررسی دقیق‌تر ساختار کلیه و شناسایی احتمالی سنگ یا ناهنجاری‌های دیگر، انجام سونوگرافی نیز توصیه می‌شود؛ اقدامی که می‌تواند از پیشرفت بیماری و بروز عوارض جدی جلوگیری کند.

این استاد نفرولوژی در ادامه مطلب گفت: اگر آزمایش ادرار طبیعی و میزان کراتینین در محدوده نرمال باشد، معمولاً می‌توان این بررسی‌ها را هر یک تا دو سال یک‌بار تکرار کرد، مگر آنکه فرد در گروه‌های پرخطر قرار داشته باشد. کلیه‌ها وظیفه دفع مواد زائدی مانند کراتینین و اوره را بر عهده دارند و افزایش این مواد در خون می‌تواند نشانه اختلال در عملکرد کلیه باشد. به گفته وی، حد طبیعی کراتینین در خانم‌ها کمتر از ۱ و در آقایان کمتر از ۱.۳ است و هر عدد بالاتر از این میزان، به‌ویژه اگر تداوم داشته باشد، نیازمند بررسی دقیق‌تر، توجه پزشکی و در برخی موارد انجام آزمایش‌های تکمیلی است تا علت اصلی مشخص شود.

دکتر زراعتی به دلایل افزایش کراتینین اشاره کرد و افزود: کم‌آبی واقعی نه صرفاً کم‌نوشیدن آب  برای مثال در شرایطی مانند اسهال شدید، استفراغ طولانی‌مدت یا خونریزی قابل توجه، می‌تواند موجب کاهش جریان خون به کلیه و در نتیجه افزایش کراتینین شود. همچنین مصرف بی‌رویه و خودسرانه داروهای مسکن مانند ناپروکسن، پیروکسیکام و دیکلوفناک، به‌ویژه زمانی که بدن دچار کم‌آبی است، خطر آسیب حاد کلیه و حتی نارسایی را افزایش می‌دهد. به همین دلیل توصیه می‌شود افراد، خصوصاً سالمندان و بیماران زمینه‌ای، از مصرف مکرر این داروها بدون نظر پزشک خودداری کنند.

این عضو هیأت علمی دانشگاه افزود: گاهی ممکن است سطح کراتینین خون در محدوده طبیعی باشد، اما نتایج آزمایش ادرار اطلاعات حیاتی را فاش کند. برای مثال، وجود خون میکروسکوپی پروتئین یا گلبول سفید در ادرار، حتی زمانی که کراتینین نرمال است، می‌تواند نشان‌دهنده بیماری‌های مختلف کلیوی یا مجاری ادراری باشد. همچنین، پایین بودن وزن مخصوص ادرار ممکن است، به معنای ناتوانی کلیه در تغلیظ ادرار باشد. علاوه بر این، مثبت شدن نیتریت و کدر بودن ادرار همراه با علائم سوزش و تکرر ادرار، قویاً به نفع عفونت ادراری است که نیازمند درمان به‌موقع است.

دکتر زراعتی درباره بیمارانی که آزمایش‌های ظاهراً طبیعی دارند، اما احتمال شروع بیماری وجود دارد گفت: این وضعیت در سه حالت عمده دیده می‌شود، به‌ویژه در بیماران مبتلا به دیابت. در مراحل ابتدایی، ممکن است قبل از افزایش قابل‌توجه پروتئین یا کراتینین، مقدار آلبومین در ادرار بالا رود که نشانه اولیه آسیب کلیه است. در دیابت نوع ۲ باید از همان زمان تشخیص بیماری، آزمایش آلبومین ادرار انجام شود، زیرا آسیب کلیوی می‌تواند از همان ابتدا آغاز شود. اما در بیماران مبتلا به دیابت نوع ۱، معمولاً پنج سال پس از شروع دیابت لازم است این بررسی صورت گیرد. تشخیص زودهنگام دفع آلبومین می‌تواند از پیشرفت نارسایی کلیوی و نیاز به دیالیز جلوگیری کند.

 

4

عضو هیأت علمی دانشگاه تاکید کرد: در افرادی با سابقه خانوادگی بیماری کلیوی نیز باید حتی با وجود آزمایش طبیعی، آلبومین ادرار اندازه‌گیری شود، زیرا این آزمایش می‌تواند نشانه‌های اولیه آسیب کلیوی را شناسایی کند و از پیشرفت بیماری جلوگیری نماید. انجام این آزمایش منظم، اهمیت بالایی در تشخیص زودهنگام و مدیریت بهتر بیماری‌های کلیوی دارد.

این فوق تخصص نفرولوژی درباره نقش سونوگرافی در تشخیص گفت: برخی بیماری‌ها مانند کیست‌های کلیه ممکن است در آزمایش خون یا ادرار دیده نشوند، اما در سونوگرافی مشخص می‌شوند. کیست‌های ساده معمولاً خوش‌خیم هستند، اما بیماری‌های ارثی مانند کلیه‌های پلی‌کیستیک که هر دو کلیه را درگیر می‌کند، از حدود سن ۳۰ سالگی می‌تواند منجر به نارسایی کلیه شود. این دسته از بیماران نیازمند بررسی‌های دقیق‌تر برای پیشگیری از دیالیز هستند. به گفته وی، انجام سونوگرافی دوره‌ای در افراد با سابقه خانوادگی بیماری‌های کلیوی می‌تواند به تشخیص زودهنگام ضایعات و آغاز به‌موقع درمان کمک کند و از پیشرفت آسیب کلیه و بروز عوارض جبران‌ناپذیر جلوگیری نماید. علاوه بر این، پیگیری منظم و مراجعه به متخصص در این افراد اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا تشخیص زودرس امکان کنترل بهتر بیماری و بهبود کیفیت زندگی بیماران را فراهم می‌کند.

این عضو هیأت علمی دانشگاه همچنین گفت: برخی دردهای پهلو اصلاً کلیوی نیستند و ممکن است از دیسک کمر یا عضلات ناشی شوند. متأسفانه گاهی به دلیل سونوگرافی‌های غیر دقیق یا مشاهده یک سنگ بسیار کوچک سه میلیمتری، بیمار دچار نگرانی شده و بدون نیاز واقعی تحت درمان‌های غیرضرور قرار می‌گیرد. در حالی که اگر آزمایش ادرار، کراتینین و سونوگرافی طبیعی باشد، معمولاً درد منشأ کلیوی ندارد. به گفته وی، تشخیص دقیق منشأ درد نیازمند بررسی کامل بالینی، شرح حال بیمار و در صورت لزوم انجام آزمایش‌های تکمیلی است تا از درمان‌های بی‌مورد جلوگیری شود. آگاهی بیماران و مراجعه به متخصص نیز می‌تواند در کاهش نگرانی‌ها و انتخاب مسیر درمانی درست نقش مهمی داشته باشد.

فوق تخصص نفرولوژی افزود: در دردهای شدید یک‌طرفه کلیه که ممکن است سونوگرافی طبیعی نشان دهد، CAT بدون ماده حاجب می‌تواند سنگ را مشخص کند که اغلب با وجود خون در ادرار همراه است. اما برخی بیماران احساس می‌کنند دچار ورم شده‌اند و به همین دلیل نگران بروز بیماری کلیوی هستند، در حالی‌که در معاینه بالینی و ارزیابی پزشکی، ورم واضحی مشاهده نمی‌شود. این گروه از بیماران گاهی بدون وجود علامت واقعی، تصور می‌کنند کلیه‌هایشان دچار مشکل شده است.

اگر در آزمایش ادرار، پروتئین دیده نشود و میزان کراتینین خون در حد طبیعی باشد، معمولاً مشخص می‌شود که بیمار مشکل کلیوی ندارد یا حداقل اگر ورمی وجود داشته باشد، منشأ آن کلیوی نیست.

 

5

فوق‌تخصص روماتولوژی  بیمارستان امام رضا(ع)، از مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با تأکید بر اهمیت تشخیص زودهنگام بیماری اسپوندیلیت آنکیلوزان (AS) گفت: این بیماری التهابی و مزمن که بیشتر ستون فقرات و مفاصل لگن را درگیر می‌کند، در صورت بی‌توجهی می‌تواند منجر به خشکی شدید مفاصل، تغییر شکل ستون فقرات و کاهش جدی کیفیت زندگی بیماران، به‌ویژه مردان جوان، شود.

دکتر الهام عتباتی، در گفتگو با وبدا، درباره بیماری اسپوندیلیت آنکیلوزان گفت: اسپوندیلیت آنکیلوزان که به‌اختصار AS نامیده می‌شود، یکی از بیماری‌های روماتولوژیک التهابی و مزمن است، که عمدتاً ستون فقرات یا اسکلت مرکزی بدن را درگیر می‌کند. این درگیری شامل مهره‌های گردنی، پشتی و کمری و همچنین مفاصل داخل لگن، به‌ویژه مفصل ساکروایلیاک و تا حدی مفصل هیپ است.

وی افزود: در اغلب بیماران، تمرکز بیماری بر ستون فقرات و لگن است، اما در موارد محدودتر ممکن است مفاصل محیطی مانند مچ پا، انگشتان و کف پا نیز دچار درد و التهاب شوند و به‌ندرت سایر مفاصل محیطی را نیز درگیر کند.

این فوق‌تخصص روماتولوژی، با اشاره به علت بیماری گفت: مانند بسیاری از بیماری‌های روماتیسمی، علت دقیق اسپوندیلیت آنکیلوزان هنوز به‌طور کامل شناخته نشده است، اما عوامل ارثی و ژنتیکی نقش مهمی در بروز آن دارند. به گفنه وی AS در گروهی از بیماری‌ها به نام اسپوندیلوآرتروپاتی‌ها قرار می‌گیرد؛ خانواده‌ای از بیماری‌ها که ویژگی مشترک آن‌ها درگیری ستون فقرات مرکزی است.

دکتر عتباتی ادامه داد: این بیماری می‌تواند با برخی اختلالات دیگر همراه باشد؛ برای مثال نوعی از اسپوندیلوآرتروپاتی با پسوریازیس پوستی، یا بیماری‌های التهابی روده ارتباط دارد. اگرچه AS در اغلب موارد صرفاً یک بیماری مفصلی است، اما در برخی بیماران ممکن است تظاهرات خارج مفصلی نیز دیده شود؛ از جمله التهاب اتاق قدامی چشم و در موارد نادر، درگیری قلبی به‌ویژه در ناحیه ریشه آئورت.

وی، با اشاره به شیوع بیماری تصریح کرد: برخلاف بسیاری از بیماری‌های روماتیسمی که در خانم‌ها شایع‌تر هستند، اسپوندیلیت آنکیلوزان در آقایان با شیوع بالاتری دیده می‌شود و معمولاً مردان جوان را درگیر می‌کند. علائم بیماری می‌تواند از دوران کودکی، پس از بلوغ یا حتی تا دهه چهارم زندگی بروز پیدا کند.

به گفته دکتر عتباتی، دردهای ناشی از AS از نوع دردهای التهابی هستند؛ به این معنا که پس از بی‌حرکتی و به‌ویژه در ساعات ابتدایی صبح شدت بیشتری دارند و با تحرک و فعالیت بدنی، از میزان درد، خشکی و ناتوانی بیمار کاسته می‌شود.

دکتر عتباتی افراد در معرض خطر را کسانی عنوان کرد، که زمینه ژنتیکی دارند و افزود: عوامل محیطی مانند استرس، عفونت‌ها، ویروس‌ها، خستگی مزمن و آلودگی‌های محیطی می‌توانند به‌عنوان محرک عمل کرده و باعث بروز بیماری در افراد مستعد شوند.

وی، در خصوص تشخیص بیماری گفت: شرح حال دقیق و معاینه بالینی نقش کلیدی در تشخیص دارند. به‌دلیل التهاب‌های مکرر ستون فقرات، دیسک‌ها و فاصله بین مهره‌ها به‌تدریج سفت شده و مهره‌ها به هم جوش می‌خورند که در نهایت حالتی لوله‌مانند در ستون فقرات ایجاد می‌شود. این وضعیت باعث کاهش شدید دامنه حرکتی ستون فقرات و مفاصل لگنی، دردهای شدید صبحگاهی، تغییر شکل و خمیدگی ستون فقرات و افزایش خطر شکستگی مهره‌ها می‌شود.

این فوق‌تخصص روماتولوژی اضافه کرد: التهاب مزمن ناشی از بیماری تنها به مفاصل محدود نمی‌شود و کل بدن را تحت تأثیر قرار می‌دهد؛ به‌طوری که افزایش فاکتورهای التهابی، خستگی مزمن، لاغری، کاهش اشتها، احساس تب و سایر علائم عمومی در بیماران مشاهده می‌شود.

وی، با اشاره به سیر بیماری گفت: اسپوندیلیت آنکیلوزان شدت‌های متفاوتی دارد؛ از انواع شدید و پیشرونده گرفته تا مواردی که به‌صورت آهسته و خزنده پیش می‌روند و حتی ممکن است درد زیادی نداشته باشند، اما به‌تدریج موجب تخریب مهره‌ها و مفاصل لگنی شوند.

تشخیص زودهنگام اسپوندیلیت آنکیلوزان با MRI؛ راهی برای پیشگیری از تخریب مفاصل

دکتر عتباتی درباره روش‌های تشخیصی افزود: در فاز فعال بیماری، آزمایش‌های خون می‌توانند افزایش فاکتورهای التهابی را نشان دهند. همچنین یک شاخص ژنتیکی به نام HLA-B27 در درصدی از بیماران مثبت است، اما منفی بودن آن به‌هیچ‌وجه بیماری را رد نمی‌کند. در کنار معاینه بالینی، تصویربرداری اهمیت زیادی دارد؛ رادیوگرافی ساده بیشتر در مراحل پیشرفته کمک‌کننده است، اما MRI با پروتکل‌های اختصاصی بهترین روش برای تشخیص تغییرات التهابی در مراحل اولیه بیماری محسوب می‌شود.

وی ضمن تأکید بر پیشگیری و درمان گفت: اگرچه پیشگیری قطعی برای این بیماری وجود ندارد، اما رعایت سبک زندگی سالم، تغذیه مناسب و کاهش عوامل محیطی تحریک‌کننده می‌تواند احتمال بروز یا شدت بیماری را کاهش دهد. درمان اسپوندیلیت آنکیلوزان حتماً دارویی است و از داروهای ضدالتهابی آغاز شده و در مواردی به داروهایی مانند سولفاسالازین یا متوترکسات می‌رسد. با این حال، تحول اساسی درمان در سال‌های اخیر با استفاده از داروهای بیولوژیک رخ داده است که بسته به پاسخ بیمار و شدت بیماری تجویز می‌شوند و در بسیاری از موارد درمانی طولانی‌مدت و حتی مادام‌العمر دارند. در کنار درمان دارویی، توان‌بخشی، فیزیوتراپی منظم، کاردرمانی و انجام حرکات ورزشی اصلاحی نقش بسیار مهمی در کنترل درد و حفظ دامنه حرکتی مفاصل بیماران ایفا می‌کند.

 

6

متخصص جراحی سرطان و عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، از انجام موفقیت‌آمیز جراحی خروج یک تومور بسیار حجیم شکمی در بیمارستان امید مشهد خبر داد.

دکتر احسان سلطانی، در گفتگو با وبدا، با اعلام این خبر گفت: بیمار آقای ۵۴ ساله‌ای بود که از چند سال قبل هنگام اجابت مزاج دچار دردهای تیرکشنده در ناحیه شکم می‌شد، اما به دلیل اعتیاد به مواد مخدر، این علائم را جدی نگرفته و برای بررسی به پزشک مراجعه نکرده بود.

وی افزود: در ماه‌های اخیر بیمار دچار احساس پری معده و سیری زودرس پس از صرف غذا شده و همچنین بزرگ شدن و سفتی شکم را تجربه کرده بود که در نهایت به یک پزشک عمومی مراجعه کرد. به گفته وی، اقدام ارزشمند پزشک عمومی در این مرحله، معاینه دقیق بیمار بود که طی آن وجود توده در شکم تشخیص داده شد و برای بیمار سونوگرافی درخواست شد.

عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد ادامه داد: در سونوگرافی وجود یک توده شکمی گزارش شد و در ادامه با انجام CAT مشخص شد، بیمار دچار یک تومور بسیار حجیم در فضای رتروپریتوئن است؛ توموری که از ناحیه دیافراگم و کبد تا لگن امتداد داشت.

دکتر سلطانی اظهار کرد: بیمار برای ادامه بررسی و درمان به کلینیک جراحی سرطان دانشگاه علوم پزشکی مشهد در بیمارستان امید ارجاع شد. در این مرکز، برای بیمار CAT ریه به منظور مرحله‌بندی بیماری انجام شد و همچنین از توده نمونه‌برداری صورت گرفت که نتیجه پاتولوژی نشان‌دهنده  میکسویید سارکوم از نوع Well-differentiated  بود؛ به این معنا که تومور تمایز خوبی داشته و در چنین مواردی معمولاً شیمی‌درمانی یا پرتودرمانی پیش از عمل تأثیر قابل توجهی ندارد.

وی، با اشاره به پیچیدگی شرایط جراحی گفت: در بررسی CAT به نظر می‌رسید تومور با لوب چپ کبد در ارتباط بوده و تا نزدیکی ورید اجوف تحتانی گسترش یافته و همچنین تا لگن ادامه دارد. به همین دلیل با دکتر علی اکبریان، جراح کبد، مشورت شد و تصاویر CAT مجدداً مورد بازخوانی دقیق قرار گرفت.

متخصص جراحی سرطان افزود: پس از بررسی‌های مجدد مشخص شد امکان جداسازی تومور از ناف کبد وجود دارد و بیمار قابلیت انجام جراحی را دارد؛ هرچند به دلیل وسعت تومور، عمل جراحی با خطرات و عوارض قابل توجهی همراه بود و احتمال مرگ‌ومیر نیز وجود داشت؛ بنابراین پیش از عمل، تمامی این موارد با بیمار و خانواده وی در میان گذاشته شد.

 

دکتر سلطانی خاطرنشان کرد: در نهایت جراحی انجام شد و تومور بسیار حجیمی به وزن حدود ۷ کیلوگرم از شکم بیمار خارج شد. به دلیل وسعت درگیری، بخشی از معده، بخشی از دوازدهه (اثنی‌عشر)، قسمت راست روده بزرگ و کیسه صفرا نیز همراه با تومور برداشته شد، اما خوشبختانه عروق اصلی شکم و کبد با دقت کامل حفظ شد.

وی در ادامه افزود: پس از پایان عمل جراحی، بیمار با حال عمومی مناسب به بخش مراقبت‌های ویژه (ICU) منتقل شد.

عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد درباره ادامه روند درمان گفت: در صورتی که نتیجه نهایی آسیب‌شناسی نیز همان تشخیص اولیه را تأیید کند، بیمار نیازی به شیمی‌درمانی یا پرتودرمانی نخواهد داشت و تنها باید تحت پیگیری منظم قرار گیرد.

وی افزود: بیماران مبتلا به سارکوم‌های شکمی باید توجه داشته باشند، که اگرچه در بسیاری از موارد نیازی به پرتودرمانی وجود ندارد، اما احتمال عود بیماری در این تومورها وجود دارد. بنابراین لازم است بیماران هر سه تا شش ماه تحت تصویربرداری و بررسی‌های پزشکی قرار گیرند تا در صورت عود، تومور در مراحل اولیه و با اندازه کوچک‌تر شناسایی و درمان شود.

دکتر سلطانی تأکید کرد: مهم‌ترین نکته‌ای که از این مورد می‌توان برای جامعه عمومی آموخت، توجه به علائم غیرطبیعی بدن است. هرگونه علامت مداوم در ناحیه شکم، اندام‌ها یا حتی ریه‌ها باید جدی گرفته شود و افراد در اولین فرصت به پزشک مراجعه کنند.

وی، همچنین از اقدام دقیق پزشک عمومی در معاینه کامل بیمار قدردانی کرد و گفت: اگر این معاینه دقیق انجام نمی‌شد و بیمار صرفاً با درمان دارویی رها می‌شد، ممکن بود تشخیص بیماری باز هم به تأخیر بیفتد. در واقع نخستین گام مهم در مسیر درمان این بیمار توسط همان پزشک عمومی برداشته شد.

 

7

احمد اشجعی، مسئول بانک خون بیمارستان قائم(عج) مشهد و فاطمه یزدی، کارشناس علوم آزمایشگاهی این مرکز درمانی، از جمله زوج‌هایی هستند که سال‌هاست در کنار زندگی مشترک، در مسیر خدمت به بیماران نیز همکار یکدیگرند. آن‌ها در گفت‌وگویی مفصل از مسیر تحصیل و استخدام، آشنایی و ازدواج، فعالیت در شهرهای مختلف، چالش‌های کاری در آزمایشگاه و بانک خون، روزهای دشوار کرونا، کمبود خون، فشار کاری، مسئولیت خانوادگی و همچنین تجربه دریافت تقدیر در روز علوم آزمایشگاهی سخن گفتند.

آغاز مسیر تحصیل و ورود به حوزه علوم آزمایشگاهی

فاطمه یزدی، کارشناس علوم آزمایشگاهی بیمارستان قائم(عج)، در گفتگو با وبدا، با معرفی خود گفت: من متولد سال 1363 هستم و در سال‌های ۱۳۸۱ و ۱۳۸۲ وارد دانشگاه شدم .پس از پایان تحصیل، در سال ۱۳۸۶ در بیمارستان فریمان استخدام شدم.

وی افزود: پس از حدود یک سال از حضور در بیمارستان فریمان، در سال ۱۳۸۷ با آقای اشجعی آشنا شدم. او، نیز در حوزه علوم آزمایشگاهی فعالیت دارد و این آشنایی در همان فضای کاری شکل گرفت.

یزدی گفت: بعد از آشنایی، مسیر زندگی ما به نوعی با کار در حوزه درمان و آزمایشگاه گره خورد و از همان سال‌ها همکاری و همراهی ما در محیط کار نیز شکل گرفت.

مهاجرت به مشهد و آغاز فعالیت حرفه‌ای

در ادامه، احمد اشجعی ضمن معرفی خود گفت: کارشناس علوم آزمایشگاهی و متولد سال ۱۳۵۶ و اصالتاً اهل آذربایجان شرقی و شهر تبریز هستم.

وی ادامه داد: در سال ۱۳۷۲ به مشهد مهاجرت کردیم و ادامه تحصیل من در دوران دبیرستان در مشهد انجام شد.

اشجعی با اشاره به آغاز فعالیت حرفه‌ای خود افزود: پس از پایان دانشگاه، در سال ۱۳۸۵ برای گذراندن دوره طرح به شهرستان کاشمر رفتم و حدود یک سال و نیم، در بیمارستان حضرت ابوالفضل(ع) کاشمر مشغول به کار بودم.

وی گفت: در آن زمان جزء افرادی بودم که همزمان با افتتاح بیمارستان حضرت ابوالفضل(ع) کاشمر، فعالیت آزمایشگاه آنجا را راه‌اندازی کردم.

 

سال‌های خدمت در مناطق مختلف استان

اشجعی در ادامه گفت: در همان زمان که در حال گذراندن دوره طرح بودم، در شهرستان مرزی تایباد استخدام شدم و چندین سال در آنجا مشغول خدمت بودم.

وی افزود: بعد از چند سال خدمت در آن منطقه، حدود سال ۱۳۹۰ انتقالی گرفتم و به مشهد آمدم.

اشجعی اضافه کرد: از همان سال‌ها در مجموعه بزرگ بیمارستان قائم(عج)، فعالیت خود را آغاز کردم و از حدود سال ۱۳۹۱ نیز به عنوان مسئول بانک خون این بیمارستان مشغول خدمت شدم.

خدمت به زائران و مجاوران حرم رضوی

مسئول بانک خون بیمارستان قائم(عج) درباره انگیزه کاری خود گفت: در این سال‌ها تلاش کرده‌ایم همیشه پای کار باشیم و به مردم خدمت کنیم؛ چه مجاوران و چه زائران حرم مطهر امام رضا(ع).

وی افزود: بیمارانی که به بیمارستان مراجعه می‌کنند، اغلب شرایط خاصی دارند؛ برخی بیماران سرطانی هستند، برخی کم‌خونی دارند و برخی نیز برای عمل‌های جراحی نیاز به خون دارند.

اشجعی ادامه داد: در این سال‌ها تلاش کرده‌ایم، با کمک همکاران آزمایشگاه و همکاری سازمان انتقال خون، مدیریت مناسبی انجام دهیم ،تا بیماران در تأمین خون و فرآورده‌های خونی با مشکل مواجه نشوند.

 

8

نقش حیاتی بانک خون در بحران‌ها

اشجعی، با اشاره به اهمیت بانک خون در شرایط بحرانی گفت: بانک خون در بحران‌های مختلف نقش بسیار مهمی دارد، زیرا خون و فرآورده‌های خونی از نیازهای حیاتی بیماران هستند.

اشجعی افزود: در شرایطی که بحران یا اتفاق خاصی در جامعه رخ می‌دهد، اهمیت این بخش بیشتر نمایان می‌شود. به همین دلیل همیشه تلاش کرده‌ایم آمادگی لازم را داشته باشیم.

مسئول بانک خون بیمارستان قائم (عج)، گفت: به عنوان نمونه در مواقع بحران، فرم‌های مخصوص مدیریت بحران آماده و ذخایر خون و فرآورده‌ها بررسی می‌شود و حتی شرایطی مثل قطع برق یا اختلال در نرم‌افزارها هم در نظر گرفته می‌شود.

اشجعی ادامه داد : در چنین شرایطی باید آمادگی داشته باشیم، که حتی اگر سیستم‌های الکترونیکی دچار مشکل شدند، کارها به صورت دستی انجام شود.

 

مدیریت بحران در روزهای ناآرامی دی‌ماه

وی با اشاره به اتفاقات دی‌ماه سال گذشته گفت: در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه سال گذشته، که مشکلاتی در سطح جامعه به وجود آمده بود، نیاز به خون در بیمارستان افزایش پیدا کرد.

اشجعی در همین راستا اضافه کرد: در آن زمان تلاش کردیم، از نظر ساختاری و ذخیره‌ای آمادگی لازم را داشته باشیم و با مدیریت درست، اجازه ندهیم بیماران در تأمین خون دچار مشکل شوند.

وی گفت: با کمک سازمان انتقال خون و همکاری همکاران، خوشبختانه توانستیم این دوره را بدون مشکل جدی پشت سر بگذاریم.

روزهای سخت کرونا در آزمایشگاه

فاطمه یزدی نیز درباره دوران سخت و پرفشارکرونا گفت: در دوران کرونا شرایط بسیار سختی داشتیم. کمبود خون وجود داشت و از طرفی برخی همکاران به بیماری مبتلا می‌شدند و با کمبود نیرو مواجه بودیم.

وی با اشاره به اینکه،  بخش آزمایشگاه در آن دوران بسیار درگیر بود و حجم کار بالا رفته بود اظهار داشت: من چهار یا پنج بار به کرونا مبتلا شدم و همین مسأله فشار کاری را برای سایر همکاران بیشتر می‌کرد.

اشجعی نیز در تکمیل این موضوع گفت: در دوران کرونا علاوه بر کمبود نیرو، با کمبود خون و فرآورده‌های خونی هم مواجه بودیم. در آن زمان بیماران زیادی وجود داشتند که به خون نیاز داشتند؛ از جمله بیماران سرطانی، بیماران تحت شیمی‌درمانی و بیمارانی که در اتاق‌های عمل اورژانسی بستری بودند.

وی افزود: با وجود تمام این مشکلات، تلاش کردیم با مدیریت مناسب و همکاری همکاران این دوران را نیز پشت سر بگذاریم.

افزایش مراجعه بیماران به آزمایشگاه

فاطمه یزدی درباره میزان مراجعات به آزمایشگاه بیمارستان قائم (عج) گفت: در حال حاضر نیز میزان مراجعات افزایش پیدا کرده است و تعداد نمونه‌هایی که در آزمایشگاه بررسی می‌شود بیشتر شده است.

وی افزود: گاهی روزانه حدود ۷۰ تا ۸۰ نمونه بیشتر از گذشته بررسی می‌شود و این موضوع نشان‌دهنده افزایش مراجعات بیماران است.

اهدای خون؛ نجات جان سه نفر

اشجعی درباره گروه‌های خونی و اهمیت اهدای خون گفت: گروه‌های خونی اصلی بر اساس سیستم ABO هستند و در جامعه ما بیشترین گروه خونی O مثبت است.

وی ادامه داد: به همین دلیل بیشترین خون دریافتی و مصرفی نیز مربوط به همین گروه خونی است.

اشجعی با بیان اینکه، اهدای خون یعنی اهدای زندگی است، تأکید کرد: با یک واحد خون می‌توان جان سه نفر را نجات داد.

وی افزود:  ردم ایران همیشه در شرایط مختلف نشان داده‌اند، که بسیار انسان‌دوست و همراه هستند و در مواقع نیاز به کمک بیماران می‌آیند.

اشجعی از مردم خواست: در شرایط خاص و بحرانی حتماً به سازمان انتقال خون مراجعه کنند تا بیمارستان‌ها در تأمین خون دچار مشکل نشوند.

آزمایش‌های تخصصی در بخش علوم آزمایشگاهی

فاطمه یزدی درباره فعالیت‌های آزمایشگاه گفت: در بخش ما آزمایش‌های مختلفی انجام می‌شود، از جمله آزمایش‌های CBC، آزمایش‌های انعقادی و بررسی لام‌های خون محیطی انجام می‌شود. در برخی موارد بیماران مبتلا به بیماری‌های خونی یا سرطان‌های خونی هستند و بررسی دقیق لام‌های خون می‌تواند به تشخیص بیماری کمک کند.

اشجعی نیز گفت: برای مثال وقتی پزشک تشخیص می‌دهد که هموگلوبین بیمار پایین است و نیاز به خون دارد، درخواست تزریق خون ثبت می‌شود. هر واحد خون می‌تواند حدود یک گرم در دسی‌لیتر هموگلوبین و حدود سه درصد هماتوکریت بیمار را افزایش دهد.

اشجعی ادامه داد: پس از دریافت درخواست، خون مورد نیاز آماده و به بخش ارسال می‌شود و پس از تزریق نیز دوباره آزمایش‌ها برای بررسی وضعیت بیمار انجام می‌شود.

چالش‌های کاری در آزمایشگاه

اشجعی درباره چالش‌های کاری گفت: برخی تجهیزات آزمایشگاه قدیمی هستند و نیاز به مراقبت بیشتری دارند، اما از سوی دیگر تأمین کیت‌های آزمایشگاهی نیز وابسته به بودجه بیمارستان است.

 

اشجعی تصریح کرد: با این حال مدیریت بیمارستان و دکتر داستانی، رئیس بیمارستان، تلاش زیادی می‌کنند تا این مشکلات مدیریت شود.

وی گفت: در شرایط اقتصادی و حتی شرایطی که شبیه شرایط جنگی است، باید همه با هم همکاری کنیم تا خدمات درمانی به مردم دچار مشکل نشود.

زندگی مشترک در کنار مسئولیت سنگین بیمارستان

این زوج آزمایشگاهی، در سال ۱۳۸۷ ازدواج کردند و اکنون صاحب دو فرزند 16 و 11 ساله هستند.

آقای اشجعی درباره نحوه آشنایی خود با همسرش گفت: آشنایی ما از طریق همکاران شکل گرفت. یکی از همکاران که مسئول بخش در فریمان بود، ما را به یکدیگر معرفی کرد. پس از تماس و آشنایی، به خواستگاری رفتیم و الحمدالله زندگی مشترک ما شکل گرفت.

زندگی و کار در یک بیمارستان

اشجعی درباره کار مشترک با همسرش گفت: خیلی‌ها می‌پرسند آیا کار کردن زن و شوهر در یک بیمارستان سخت نیست؟ اما واقعیت این است که اگر تفاهم و علاقه وجود داشته باشد، مشکلی پیش نمی‌آید.

وی افزود: ما سال‌ها در تایباد با هم کار کردیم و بعد از انتقال به مشهد نیز در کنار هم در بیمارستان قائم(عج) مشغول فعالیت هستیم.

فشار کاری و مسئولیت شبانه‌روزی

اشجعی درباره فشار کاری خود گفت: بخش بانک خون یک بخش کاملاً چالشی است و تقریباً ۲۴ ساعته درگیر کار هستیم. گاهی نیمه‌شب سوپروایزر یا بخش‌ها تماس می‌گیرند و درباره خون یا پلاکت مورد نیاز بیماران سؤال می‌کنند.

اشجعی ادامه داد: به همین دلیل تلفن همراه من حتی شب‌ها کنارم است تا اگر مشکلی پیش آمد بتوانیم سریع پیگیری کنیم.

چالش‌های زندگی دو کارمند در حوزه درمان

فاطمه یزدی نیز درباره سختی‌های زندگی زوج شاغل گفت: وقتی هر دو نفر در محیط درمان کار می‌کنند، شرایط متفاوتی پیش می‌آید.

 

گاهی یکی از ما مرخصی است و دیگری سر کار است و آن زمان شرایط کمی سخت‌تر می‌شود.

من و همسرم، به حضور روزانه در کنار هم عادت کرده‌ایم و وقتی یکی از ما در محل کار نباشد، احساس می‌کنیم چیزی کم است.

نقش مادر در خانواده

اشجعی با قدردانی از همسرش گفت: واقعاً نقش مادر در خانواده از اهمیت بسزایی برخودار است. در سال‌هایی که فرزندان کوچک بودند، همسرم زحمات زیادی کشید؛ از آماده کردن بچه‌ها برای مدرسه گرفته تا رسیدگی به امور خانه.

وی افزود: من صممیانهً از همسرم تشکر می‌کنم، چون بخش زیادی از مسئولیت‌های زندگی بر دوش او بوده است.

تقدیر در روز علوم آزمایشگاهی

در پایان این گفت‌وگو، اشجعی با اشاره به برگزاری مراسم روز علوم آزمایشگاهی در بیمارستان قائم(عج) اظهار کرد: این مراسم با برنامه‌ریزی مناسب و به شکل شایسته‌ای برگزار شد و از مسئولان و برگزارکنندگان آن قدردانی می‌کنم.

فاطمه یزدی نیز در پایان ضمن قدردانی از همه مسئولان و همکاران گفت: امیدوارم جامعه ما به آرامش و پیشرفت برسد و مردم در کنار هم با عزت و آرامش زندگی کنند.

 

9

کارمند خدمات عمومی بخش زایشگاه بیمارستان قائم(عج)، متولد 1365که خود در آستانه تولد پنجمین فرزندش قرار دارد، با تأکید بر اینکه فرزند سرمایه اصلی زندگی است، تک‌فرزندی را مسیری منتهی به تنهایی والدین و آسیب‌های اجتماعی عنوان کرد و بر ضرورت فرهنگ‌سازی برای خانواده‌های پرجمعیت تأکید کرد.

در حالی که بحث‌های پیرامون جوانی جمعیت و پیامدهای پیری جامعه در صدر اولویت‌های ملی قرار دارد، آسیه درودی، یکی از کارکنان باسابقه بخش زایشگاه بیمارستان قائم(عج)، در گفتگو با وبدا اظهار داشت: صاحب ۴ فرزند هستم و در روزهای آینده پنجمین فرزندم متولد می‌شود. وی تجربه فرزندآوری خود را فراتر از برنامه‌ریزی‌های صرفِ مادی، هدیه‌ای از جانب خداوند می‌داند. او که تمامی فرزندان خود را تا پیش از ۳۰ سالگی به دنیا آورده است،

وی افزود: فرزند ارشد من که ۲۰ ساله است، اکنون خود تشکیل خانواده داده و سه فرزند دارد؛ فرزند دومم ۱۶ ساله و عقد کرده است و فرزندان سوم و چهارم من نیز ۱۴ و ۱۰ ساله هستند.

این مادر فعال حوزه سلامت، ضمن تأکید بر اهمیت اقتصادی در مدیریت زندگی، نگاه به فرزند را به عنوان  سرمایه زندگی  یک اصل اجتناب‌ناپذیر برشمرد و نسبت به روند تک‌فرزندی در جامعه هشدار داد.

خانم درودی تصریح کرد: مخالفت من با تک‌فرزندی به این دلیل است که در صورت بروز هرگونه مشکل برای تنها فرزند خانواده، والدین در آینده با چالش جدی تنهایی و فقدان پشتوانه عاطفی مواجه می‌شوند. این تنهایی، باری سنگین بر دوش والدین در دوران سالمندی است.

وی، با اشاره به شرایط اقتصادی جامعه افزود: به خوبی آگاهم که فشارهای اقتصادی برای خانواده‌ها وجود دارد، اما با وجود تمام سختی‌ها، معتقدم فرزندآوری نعمتی است که شادی و برکت را به خانه می‌آورد.

 

وی در پایان با اشاره به آسیب‌های کلانِ پیری جمعیت برای کشور تأکید کرد:  اگر جامعه به سمت سالمندی پیش برود، شاهد رکود، اختلال در ساختارهای کشور و آسیب‌پذیری آینده خواهیم بود. به همین دلیل حتی به دختر ۲۰ ساله‌ام که صاحب دو فرزند است، توصیه می‌کنم مسیر فرزندآوری را ادامه دهد، چرا که به باور من، خانواده‌های پرجمعیت، جامعه‌ای پویاتر و آینده‌ای روشن‌تر را رقم خواهند زد.

 

10

  مسئول کنترل عفونت دست بیمارستان قائم(عج)، از مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد هم‌زمان با روز جهانی بهداشت دست، بر نقش حیاتی شستشوی صحیح دست‌ها در پیشگیری از انتقال بیماری‌ها تأکید کرد و آن را نخستین خط دفاعی سیستم سلامت عنوان کرد.

ملیحه سیاسر، در گفتگو با وب‌دا با اشاره به شعار امسال روز جهانی بهداشت دست با عنوان  انجام بهداشت دست؛ نجات‌بخش زندگی  گفت: در شرایطی که سرعت انتقال بیماری‌ها افزایش یافته است، رعایت اصول بهداشت دست نه‌تنها یک رفتار فردی، بلکه مسئولیتی اجتماعی در قبال سلامت دیگران و جامعه به شمار می‌آید.

وی تأکید کرد که ترویج فرهنگ بهداشت دست می‌تواند نقش مهمی در کاهش عفونت‌ها و ارتقای ایمنی بیماران و کارکنان داشته باشد.

وی با بیان اینکه ،بهداشت دست یکی از اساسی‌ترین و مؤثرترین روش‌های پیشگیری از عفونت است، افزود: شستشوی صحیح دست‌ها باید به‌عنوان یک رفتار روزمره و بخشی از فرهنگ سازمانی نهادینه شود. این اقدام ساده، نقش مهمی در کاهش بار بیماری‌ها و حفظ سلامت کارکنان و بیماران دارد.

خانم سیاسر تصریح کرد: پیشگیری همواره مؤثرتر و مقرون‌به‌صرفه‌تر از درمان است و رعایت پروتکل‌های بهداشت دست می‌تواند از بروز بسیاری از عفونت‌های مرتبط با مراقبت‌های درمانی جلوگیری کند.

مسئول کنترل عفونت دست بیمارستان قائم(عج)، در پایان ضمن تبریک روز جهانی بهداشت دست، از تمامی کارکنان خواست با پایبندی به اصول صحیح شستشوی دست، در ساختن آینده‌ای سالم‌تر برای خود و جامعه سهیم باشند.

 

11

مسئول واحد بهداشت حرفه‌ای بیمارستان قائم (عج)، از مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد، به مناسبت روز جهانی ایمنی و بهداشت حرفه‌ای با تبریک این روز به فعالان حوزه ایمنی و سلامت، بر ضرورت توجه همزمان به ابعاد فیزیکی، روانی و اجتماعی محیط کار تأکید کرد و سلامت روان کارکنان را یک الزام راهبردی برای پایداری سازمان‌ها ذکر کرد.

در گفتگو با وبدا، مهندس نیکو فتحی با گرامیداشت روز جهانی ایمنی و بهداشت حرفه‌ای اظهار کرد: این روز فرصتی ارزشمند برای بازنگری در مسیر حرفه‌ای ما و توجه جدی‌تر به آینده بقای انسان در سازمان‌ها است. وی این مناسبت را به تمامی همکاران پرتلاش، متخصص و متعهد حوزه مهندسی بهداشت حرفه‌ای و ایمنی کار تبریک گفت و افزود: همکاران این حوزه به‌عنوان نگهبانان سلامت و معماران امنیت زندگی کارکنان، نقشی فراتر از یک مسئولیت شغلی ایفا می‌کنند.

وی، با اشاره به اینکه هر ساله سازمان بین‌المللی کار، شعاری راهبردی برای جهت‌دهی به برنامه‌های ایمنی و سلامت محیط کار تعیین می‌کند، تصریح کرد: شعار امسال با عنوان  کار چطوره ؟ بیایید محیط کاری سالم از نظر روانی و اجتماعی ایجاد کنیم، نشان‌دهنده تغییر نگاه جهانی از تمرکز صرف بر ایمنی فیزیکی به توجه جدی به سلامت روان و ابعاد اجتماعی محیط کار است.

مهندس فتحی در ادامه گفت: در دهه‌های گذشته تمرکز اصلی بر پیشگیری از حوادث فیزیکی مانند سقوط، حریق و آسیب‌های مکانیکی بوده است، اما امروزه به‌خوبی می‌دانیم که مخاطرات محیط کار تنها به عوامل ملموس محدود نمی‌شود. استرس‌های مزمن، فرسودگی شغلی و فرهنگ‌های سازمانی ناسالم می‌توانند به اندازه یک حادثه بزرگ، سلامت نیروی انسانی و سرمایه فکری سازمان را تهدید کنند.

مسئول واحد بهداشت حرفه‌ای بیمارستان قائم(عج)، با تأکید بر اینکه ایمنی واقعی تنها به استفاده از تجهیزات حفاظتی محدود نمی‌شود، خاطرنشان کرد: محیط کار ایمن محیطی است که در آن کارکنان علاوه بر سلامت جسمی، از امنیت روانی و آرامش ذهنی نیز برخوردار باشند. فشار کاری بیش از حد، تبعیض‌های سازمانی و نبود تعادل میان کار و زندگی از جمله مخاطرات پنهانی هستند که باید همانند سایر ریسک‌های شغلی شناسایی و کنترل شوند.

وی، سلامت روان کارکنان را یک الزام استراتژیک  برای سازمان‌ها برشمرد و گفت: سرمایه‌گذاری در حوزه امنیت روانی کارکنان، موجب کاهش ترک خدمت، افزایش بهره‌وری و پیشگیری از خطاهای انسانی ناشی از استرس و خستگی ذهنی می‌شود.

مهندس فتحی ، فرهنگ‌سازی ایمنی را مسئولیتی جمعی عنوان کرد و افزود: حرکت از مرحله کنترل محیط به سمت ساختن فرهنگ ایمنی ضروری است. سلامت اجتماعی در محیط کار به معنای احترام متقابل، شفافیت در ارتباطات و حمایت سازمانی در شرایط دشوار است.

وی تأکید کرد: متخصصان بهداشت حرفه‌ای باید، صدای سلامت روان کارکنان در سازمان باشند و همان‌گونه که برای کنترل آلاینده‌های فیزیکی برنامه‌ریزی می‌کنند، برای مدیریت استرس‌های سازمانی و بهبود تعاملات اجتماعی نیز راهبردهای مشخصی داشته باشند.

 

 

12

مدیر خدمات پرستاری بیمارستان قائم(عج)، از مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد، ضمن تبریک روز جهانی پرستار، با قدردانی از تلاش‌های فداکارانه پرستاران در بحران‌هایی همچون همه‌گیری کرونا و جنگ تحمیلی اخیر در کشور، تأکید کرد: کادر پرستاری همواره بدون توجه به جنسیت، دین، مذهب یا شرایط بیماران، با تمام توان در مسیر کاهش آلام انسان‌ها گام برداشته‌اند.

معصومه نوری، در گفتگو با وبدا، اظهار داشت: این مناسبت‌ها تنها بهانه‌ای برای تجلیل از فرشتگانی است، که همّ و غم خود و حتی تمام زندگی‌شان را وقف تسکین درد انسان‌های دردمند کرده‌اند.

وی، با اشاره به نقش پرستاران در سخت‌ترین دوران‌ها افزود:  در سال‌های دشوار همه‌گیری کرونا که حدود دو سال جهان را درگیر کرد و همچنین در دوران جنگ تحمیلی و بحران‌هایی مانند جنگ ۱۲روزه و جنگ رمضان، کادر سلامت و به‌ویژه پرستاران ثابت کردند، که رسالت اصلی‌شان کمک به انسان‌هایی است که نیازمند مراقبت هستند. برای یک پرستار، دین، مذهب و عقاید بیمار اهمیتی ندارد؛ مهم این است که انسانی نیازمند کمک روی تخت بیمارستان قرار دارد.

نوری تأکید کرد: پرستاران، با آموزش آکادمیک و مهارت‌های تخصصی، وظیفه دارند در کنار بیماران باشند و علاوه بر مراقبت جسمی، حمایت روحی و روانی لازم را ارائه دهند. او افزود:  افتخار می‌کنم که بگویم در بحرانی‌ترین روزها، هیچ بخشی در بیمارستان قائم(عج) تعطیل نشد و هیچ اقدامی به‌دلیل کرونا متوقف نگردید. پرستاران و سایر اعضای تیم درمان حتی در شرایط کمبود نیرو و تجهیزات، با تلاش مضاعف خلأها را جبران کردند تا هیچ بیمار از خدمات محروم یا ناراضی نماند.

مدیر خدمات پرستاری بیمارستان قائم(عج)، همچنین از همراهی سایر گروه‌های درمانی قدردانی کرد و گفت: همکاران عزیز ما در بخش‌های مختلف، از پرستاران و تکنسین‌های اتاق عمل و بیهوشی تا دیگر گروه‌های پشتیبان و پزشکان که لیدرهای این سیستم هستند، همواره با تمام توان در کنار بیماران ایستاده‌اند.

معصومه نوری در پایان، ضمن آرزوی سلامتی و آرامش برای همه کادر درمان و خانواده‌های آنان اظهار امیدواری کرد: امیدوارم زحمات خالصانه این عزیزان بی‌پاسخ نماند و به برکت صاحب این ایام، سلامتی و خیر شامل حالشان شود، تا بتوانند با آرامش بیشتری به مردم خدمت کنند.

 

13

معاون توسعه، مدیریت، منابع و برنامه‌ریزی بیمارستان قائم(عج)، از مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد،  ، از افتتاح سومین بال مگا آی‌سی‌یو این مرکز خبر داد و گفت: این فاز جدید با مشارکت خیرین و در ادامه روند توسعه بزرگ‌ترین بخش مراقبت‌های ویژه شرق کشور، وارد مدار خدمت‌رسانی شد.

دکتر سید رضا احمدی کوپایی، در گفتگو با وبدا، با اعلام بهره‌برداری از سومین بال مگا آی‌سی‌یو این بیمارستان گفت:  با افتخار اعلام می‌کنم که در ادامه روند توسعه و تکمیل بزرگ‌ترین ICU شرق کشور، سومین بال از مگا آی‌سی‌یو اعطایی در بیمارستان قائم(عج) به بهره‌برداری رسید.

وی با اشاره به روند آغاز و اجرای این پروژه افزود:  این طرح ارزشمند از تابستان ۱۳۹۹ و به همّت خیّر نیک‌اندیش، مهندس اعطائی، در طبقه فوقانی اورژانس مرکزی بیمارستان قائم(عج) و در فضایی به مساحت ۳۵۰۰ متر مربع کلید خورد و طی دو مرحله در سال‌های گذشته به بهره‌برداری رسیده است.

بر اساس گفته‌های معاون توسعه، مدیریت، منابع و برنامه‌ریزی بیمارستان قائم(عج) ، فاز نخست این مجموعه در زمستان ۱۴۰۰ و فاز دوم در زمستان ۱۴۰۱ افتتاح شد. دکتر احمدی کوپایی اظهار کرد:  اکنون با تلاش و مشارکت خیر بزرگوار، خانم فریده هادیان، فاز سوم این پروژه نیز در فروردین ۱۴۰۵ تکمیل و وارد مدار خدمت‌رسانی شد.

این فاز جدید شامل ۱۵ تخت ویژه و ۷۰۰ متر مربع فضای درمانی است و با هزینه‌ای بیش از ۸ میلیارد تومان تجهیز و آماده بهره‌برداری شده است.

دکتر احمدی کوپایی، ضمن قدردانی از تمامی خیران حوزه سلامت گفت:  اقدامات ارزشمند ایشان، امید، حیات و فرصت درمان را برای بیماران فراهم می‌کند. بهره‌برداری از این فاز جدید گامی مهم در افزایش ظرفیت ارائه خدمات مراقبت ویژه شرق کشور است و بدون تردید تأثیر بسزایی در بهبود کیفیت درمان بیماران بدحال خواهد داشت.

 

14

متخصص قلب و عروق، فلوشیپ اکوکاردیوگرافی و عضو هیأت علمی بیمارستان قائم (عج) از مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد، به مناسبت دوازدهم اردیبهشت، روز عروق، با تأکید بر نقش حیاتی سلامت عروقی در حفظ جان و ارتقای کیفیت زندگی مردم، گفت: بیماری‌های عروقی اغلب سال‌ها به‌صورت خاموش و پنهان پیشرفت می‌کنند و متأسفانه گاهی اولین تظاهر آن‌ها حوادث ناگواری چون سکته قلبی یا مغزی است؛ در حالی که با اصلاح سبک زندگی از جمله تغذیه سالم و ورزش، کنترل دقیق فشار خون، قند و چربی خون، ترک دخانیات و انجام منظم چکاپ‌های دوره‌ای می‌توان از بسیاری از این اتفاقات تلخ و جبران‌ناپذیر به سادگی پیشگیری کرد.

دکتر لیلا بیکدلو، پیرامون این خبر در گفتگو با وبدا اظهار داشت: بدن ما مانند یک شهر بزرگ است و عروق خونی مانند شبکه‌ای از جاده‌ها و بزرگراه‌ها هستند، که خون را به تمام نقاط بدن می‌رسانند. این خون حامل اکسیژن و مواد مغذی است و اگر این مسیرها دچار تنگی یا انسداد شوند، اعضای بدن دچار مشکل خواهند شد.

متخصص قلب و عروق و فلوشیپ اکوکاردیوگرافی دانشگاه افزود: این عروق وظیفه خون‌رسانی به اعضای بدن را بر عهده دارند، مانند قلب، مغز و کلیه و … . حال اگر خون‌رسانی به هر کدام از این اعضا دچار اختلال شود، می‌تواند باعث بروز علائم شده و حتی گاهی اوقات می‌تواند خطرناک باشد.

علائم سکته مغزی و قلبی را بشناسیم

این عضو هیأت علمی دانشگاه، درباره علائم سکته مغزی گفت: سکته مغزی معمولاً با علائم ناگهانی از جمله افتادگی یک طرف صورت، ضعف یا بی‌حسی در دست یا پای یک طرف بدن، مشکل در صحبت کردن یا نامفهوم شدن حرف‌ها، سرگیجه و عدم تعادل، تاری دید یا از دست دادن بینایی، و گاهی سردرد شدید و ناگهانی شروع می‌شود.

دکتر بیکدلو، در ادامه مطلب افزود: سکته قلبی هم معمولاً با درد یا فشار در وسط قفسه سینه شروع می‌شود که ممکن است به دست‌ها، گردن، فک یا پشت انتشار پیدا کند، همراه با تنگی نفس، تعریق سرد، حالت تهوع یا استفراغ و احساس ضعف شدید باشد؛ در برخی افراد به‌ویژه خانم‌ها و بیماران دیابتی ممکن است فقط تنگی نفس، خستگی یا احساس ناراحتی خفیف در قفسه سینه وجود داشته باشد. همچنین وی تأکید کرد: در هر دو حالت اگر این علائم دیده شد، باید سریع به اورژانس مراجعه کرد و منتظر برطرف شدن علائم نماند. او یادآور شد که تشخیص و درمان زودهنگام می‌تواند از بروز عوارض جبران‌ناپذیر جلوگیری کرده و شانس بهبودی بیمار را به‌طور چشمگیری افزایش دهد.

آترواسکلروز؛ بیماری خاموش عروق

این عضو هیأت علمی دانشگاه، با اشاره به مهم‌ترین بیماری درگیرکننده عروق گفت: مهم‌ترین بیماری‌ که عروق را درگیر می‌کند، تصلب شرایین یا آترواسکلروز است. این بیماری به‌صورت تدریجی و طی سال‌ها ایجاد می‌شود. در این حالت، چربی‌ها، کلسترول و مواد التهابی در دیواره رگ‌ها رسوب می‌کنند و باعث تنگ شدن رگ‌ها می‌شوند و در مراحل پیشرفته، این تنگی می‌تواند به‌طور ناگهانی باعث بسته شدن کامل رگ شود. این متخصص قلب و عروق افزود: زمانی که این اتفاق در عروق قلب رخ دهد، منجر به سکته قلبی می‌شود و اگر در عروق مغز اتفاق بیفتد، سکته مغزی رخ می‌دهد. هر دوی این موارد از مهم‌ترین علل مرگ و ناتوانی در جهان و در کشور ما هستند.

وی، یکی از نکات بسیار مهم در حوزه بیماری‌های عروقی را خاموش بودن آن‌ها عنوان کرد و گفت: بیماری‌های عروقی اغلب خاموش هستند و فرد ممکن است سال‌ها به این وضعیت مبتلا باشد بدون اینکه علامت خاصی احساس کند؛ به همین دلیل، گاهی نخستین نشانه بیماری، یک حادثه شدید مانند سکته است. بیکدلو تصریح کرد:  بنابراین، تأکید ما همیشه بر پیشگیری است، چرا که پیشگیری نه‌تنها ساده‌تر و کم‌هزینه‌تر است، بلکه می‌تواند از بروز حوادث ناگهانی و عوارض جبران‌ناپذیر نیز جلوگیری کند.

عوامل خطر قابل و غیرقابل تغییر

 متخصص قلب و عروق و فلوشیپ اکوکاردیوگرافی دانشگاه، در ادامه درباره مهم‌ترین عوامل خطر  بیماری های عروقی گفت: این عوامل به دو دسته تقسیم می‌شوند: عوامل قابل تغییر و عوامل غیرقابل تغییر.

عوامل غیرقابل تغییر شامل سن، جنس و سابقه خانوادگی هستند. با افزایش سن، خطر بیماری‌های عروقی بیشتر می‌شود. همچنین در برخی خانواده‌ها، استعداد ژنتیکی برای این بیماری‌ها وجود دارد.

بیکدلو خاطرنشان کرد:  اما خبر خوب این است که بخش عمده‌ای از عوامل خطر، قابل کنترل هستند.

او با اشاره به مهم‌ترین عوامل خطر قابل کنترل گفت: از مهم‌ترین عوامل خطر قابل کنترل می‌توان در ابتدا به فضار خون بالا اشاره کرد. وی افزود:  فشار خون بالا به دیواره عروق آسیب می‌زند و زمینه را برای رسوب چربی‌ها فراهم می‌کند. بسیاری از افراد از بالا بودن فشار خون خود اطلاع ندارند، به همین دلیل اندازه‌گیری منظم آن بسیار مهم است.

علاوه بر این، دیابت یکی از مهم‌ترین عوامل آسیب به عروق است و می‌تواند هم عروق بزرگ و هم عروق کوچک را درگیر کند.

دکتر بیکدلو از دیگر عوامل خطر قابل کنترل در بروز بیماری‌های عروقی را  چربی خون بالا  عنوان کرد و افزود: چربی خون بالا، به‌ویژه افزایش کلسترول بد یا LDL، نقش مستقیم در ایجاد پلاک‌های عروقی و تنگی رگ‌ها دارد و کنترل آن می‌تواند به‌طور چشمگیری از بروز سکته‌های قلبی و مغزی پیشگیری کند.

متخصص قلب و عروق و فلوشیپ اکوکاردیوگرافی افزود: مصرف دخانیات، سیگار و سایر مواد دخانی نیز یکی از قوی‌ترین عوامل آسیب به عروق هستند. حتی مقدار کم آن نیز خطرناک است.

این عضو هیأت علمی دانشگاه، در ادامه مطلب اظهار داشت: سبک زندگی کم‌تحرک نیز یکی از مشکلات شایع دنیای امروز است و نقش مهمی در بروز بیماری‌های قلبی-عروقی دارد و  اضافه‌وزن و چاقی که معمولاً با سایر عوامل خطر مانند دیابت و فشار خون بالا همراه است.

و در نهایت، استرس‌های مزمن که می‌توانند به‌طور غیرمستقیم از طریق افزایش فشار خون و تغییر سبک زندگی، خطر بیماری را افزایش دهند.

 

 

15

متخصص قلب و عروق و فلوشیپ اکوکاردیوگرافی دانشگاه ، در راستای پیشگیری از بیماری‌های عروقی، نخستین و مهم‌ترین اقدام را اصلاح سبک زندگی عنوان کرد. وی در ادامه افزود: فعالیت بدنی منظم نقش بسیار مهمی در سلامت عروق دارد و توصیه می‌شود افراد حداقل ۳۰ دقیقه در روز فعالیت بدنی متوسط مانند پیاده‌روی سریع داشته باشند؛ چرا که این کار به کاهش فشار خون، کنترل وزن و بهبود سطح چربی خون کمک می‌کند.

دکتر بیکدلو در خصوص تغذیه سالم نیز گفت: مصرف میوه‌ها، سبزیجات، حبوبات و غلات کامل باید در برنامه غذایی روزانه افزایش یابد. در مقابل، مصرف چربی‌های اشباع، غذاهای سرخ‌شده، فست‌فودها و نمک باید محدود شود. همچنین مصرف ماهی و چربی‌های مفید مانند روغن زیتون می‌تواند به حفظ سلامت قلب و عروق کمک کند. وی تأکید کرد که داشتن یک رژیم غذایی متعادل در درازمدت نقش مهمی در کاهش خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی و عروقی دارد.

متخصص قلب و عروق و فلوشیپ اکوکاردیوگرافی ، ترک دخانیات را یکی از مهم‌ترین اقدامات فردی برای حفظ سلامت عنوان کرد و گفت: شاید یکی از مهم‌ترین اقداماتی که یک فرد می‌تواند برای سلامت خود انجام دهد، ترک دخانیات باشد و خوشبختانه اثرات مثبت آن در مدت کوتاهی در بدن نمایان می‌شود.

این عضو هیأت علمی  دانشگاه افزود: کنترل منظم بیماری‌ها نیز یکی دیگر از روش‌های مهم پیشگیری از ابتلا به بیماری‌های عروقی است و افرادی که مبتلا به فشار خون، دیابت یا چربی خون بالا هستند، باید تحت نظر پزشک بوده و داروهای خود را به‌طور منظم مصرف کنند.

دکتر بیکدلو، همچنین به مدیریت استرس و خواب کافی اشاره کرد و تصریح کرد: خواب مناسب و کاهش استرس می‌تواند تأثیر قابل توجهی در سلامت عمومی و عروقی داشته باشد و به بهبود عملکرد سیستم قلبی‌عروقی کمک کند. وی در پایان توصیه کرد افراد با انجام چکاپ‌های دوره‌ای و پیگیری وضعیت سلامت خود، از بروز بسیاری از مشکلات قلبی و عروقی پیشگیری کنند

اهمیت چکاپ دوره‌ای و باورهای نادرست

متخصص قلب و عروق و فلوشیپ اکوکاردیوگرافی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با تأکید بر لزوم چکاپ‌های دوره‌ای گفت: نکته بسیار مهم دیگر، انجام چکاپ‌های منظم است. حتی اگر احساس سلامت کامل دارید، بررسی فشار خون، قند خون و چربی خون به‌صورت منظم می‌تواند از بروز مشکلات جدی و غیرمنتظره در آینده جلوگیری کند و امکان تشخیص زودهنگام بسیاری از بیماری‌ها را فراهم سازد.

بیکدلو در ادامه به باور اشتباه مردم درباره ابتلا به بیماری‌های قلبی و عروقی در سنین بالا اشاره کرد و افزود: بسیاری از افراد تصور می‌کنند، این بیماری‌ها مختص سالمندان است، در حالی که امروزه شاهد بروز آن‌ها در سنین پایین‌تر نیز هستیم؛ این روند ناشی از سبک زندگی ناسالم، تغذیه نامناسب و استرس‌های روزمره است که به مرور زمان به عروق آسیب می‌زنند. او همچنین گفت: برخی افراد به اشتباه گمان می‌کنند اگر علامتی ندارند، پس سالم هستند، اما همان‌طور که اشاره کردم، بیماری‌های عروقی می‌توانند سال‌ها بدون بروز هیچ نشانه‌ای پیشرفت کنند.

این عضو هیأت علمی دانشگاه، تأکید کرد: سلامت عروق، پایه و اساس سلامت کل بدن است و با رعایت نکات ساده اما مهم، می‌توانیم تا حد زیادی از بروز بیماری‌های جدی پیشگیری کنیم. وی همچنین تصریح کرد: پیشگیری همیشه بهتر از درمان است و سلامت عروق در دستان خود ماست. وی در پایان ابراز امیدواری کرد که با افزایش آگاهی، اصلاح عادات روزمره و توجه به سبک زندگی سالم، جامعه‌ای سالم‌تر، پویا‌تر و شاداب‌تر داشته باشیم.

 

16

عضو هیأت علمی و متخصص رادیولوژی بیمارستان قائم (عج) از مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با تأکید بر اهمیت غربالگری منظم سرطان پستان گفت: تشخیص زودهنگام می‌تواند در بسیاری از موارد روند درمان و کنترل این بیماری را به‌طور چشمگیری بهبود دهد.

دکتر مریم توکلی در گفتگو با وبدا، با اشاره به فرارسیدن هفته سلامت گفت: توجه به سلامت، انجام غربالگری‌های منظم و داشتن سبک زندگی سالم می‌تواند، نقش بزرگی در پیشگیری و تشخیص زودهنگام سرطان پستان داشته باشد. آگاهی و پیگیری، گام‌هایی اساسی در حفظ سلامت زنان و جامعه است.

وی در راستای این مطلب اضافه کرد: بیماری سرطان پستان را یکی از شایع‌ترین سرطان‌ها در میان بانوان عنوان کرد و گفت: اگر این بیماری در مراحل اولیه تشخیص داده شود، در بسیاری از موارد کاملاً قابل درمان و کنترل است. به همین دلیل آگاهی و انجام غربالگری منظم نقش مهمی در کاهش مرگ‌ومیر ناشی از آن دارد.

دکتر توکلی، با اشاره به تعریف غربالگری سرطان پستان افزود: غربالگری، مجموعه اقداماتی است که با هدف شناسایی بیماری در مراحل اولیه و حتی پیش از بروز علائم انجام می‌شود. بانوان باید نسبت به وضعیت طبیعی پستان‌های خود آگاه باشند و هرگونه تغییر مانند وجود توده، تغییر در شکل یا اندازه پستان، تغییرات پوستی، فرورفتگی پوست یا ترشح از نوک پستان را جدی بگیرند.

این متخصص رادیولوژی دانشگاه، خودآزمایی پستان را روشی کمکی برای افزایش آگاهی زنان از بدن خود برشمرد و گفت: بهتر است خودآزمایی ماهی یک‌بار پس از پایان قاعدگی و در زنان یائسه در یک روز مشخص از هر ماه انجام شود؛ اما باید توجه داشت که خودآزمایی جایگزین روش‌های استاندارد غربالگری نیست.

دکتر توکلی، معاینه بالینی پستان توسط پزشک را از ارکان مهم مراقبت‌های سلامت عنوان کرد و اظهار داشت: توصیه می‌شود بانوان به‌ویژه در صورت وجود علائم یا سابقه خانوادگی سرطان پستان. سالیانه توسط پزشک معاینه شوند.

وی، با اشاره به توصیه‌های بالینی موجود در کشور گفت:  در ایران انجام ماموگرافی از سن ۴۰ سالگی پیشنهاد می‌شود و برای افراد با خطر متوسط معمولاً هر یک تا دو سال انجام می‌گیرد. در افرادی که سابقه خانوادگی قوی، جهش ژنتیکی یا سایر عوامل خطر دارند، ممکن است غربالگری از سنین پایین‌تر و با فواصل کوتاه‌تر آغاز شود و برنامه غربالگری باید به‌صورت فردی و با نظر پزشک تعیین شود.

این عضو هیأت علمی دانشگاه، بر نقش سبک زندگی سالم را در کاهش خطر ابتلا به سرطان پستان تأکید کرد و افزود: فعالیت بدنی منظم، حفظ وزن مناسب، تغذیه سالم، مصرف بیشتر میوه و سبزیجات، کاهش غذاهای پرچرب و فرآوری‌شده و پرهیز از مصرف دخانیات از عوامل مؤثر هستند. همچنین شیردهی و پرهیز از مصرف خودسرانه هورمون‌ها نیز در کاهش خطر نقش دارد.

17

به مناسبت سالگرد شهادت استاد شهید مرتضی مطهری و روز معلم، دکتر نفیسه ثقفی، فوق تخصص هیستروسکوپی و عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، بر اهمیت نقش آموزشی و انسانی اساتید به‌ویژه در حوزه پزشکی تأکید و معلمی را شریف‌ترین و مقدس‌ترین حرفه در میان همه مشاغل عنوان کرد.

دکتر نفیسه ثقفی، در گفتگو با وبدا، با گرامیداشت پاسداشت هفته معلم اظهار داشت: در پیشگاه اساتید بزرگ سر تعظیم فرود می‌آوریم و برای همگی احترام، آمرزش، آسودگی خیال و سلامتی جسم و جان آرزو می‌کنم.

وی، با اشاره به جایگاه والای حرفه معلمی گفت:  همه ما واقف هستیم که در میان همه رشته‌ها، مهم‌ترین، پرمسئولیت‌ترین، در عین حال شریف‌ترین و مقدس‌ترین حرفه، حرفه معلمی است. در هر رشته‌ای و در هر مقطعی از تحصیل این ارزش والا وجود دارد، زیرا سنگ‌بنای سرنوشت آینده هر کودک، نوجوان و حتی هر پزشک و هر مهندسی در مرحله آموزش بنا گذاشته می‌شود.

این استاد دانشگاه افزود: معلمان و اساتید بزرگوار در هر رشته‌ای نه تنها با آموزش مسائل علمی و موازین علمی در سطح روز می‌توانند، بنیه علمی دانشجویان و شاگردان خود را تقویت کنند، بلکه با اعمال و کردار خود نیز الگوی کاملی برای آنان در رفتار، گفتار، عمل و اخلاق حرفه‌ای هستند. به گفته وی، دانشجو وقتی وارد کلاس درس می‌شود، گفتار و کردار استاد را زیر ذره‌بین قرار می‌دهد و آن را سرمشق خود می داند، زیرا هنوز در ابتدای مسیر است و مانند نهالی است که نحوه پرورش آن، آینده‌اش را رقم می‌زند.

دکتر ثقفی با اشاره به شعر خشت اول چون نهد معمار کج/ تا ثریا می‌رود دیوار کج گفت: این مسأله نشان‌دهنده اهمیت نقش معلم در شکل‌گیری آینده افراد است.

وی، با بیان اینکه معلمی شغلی الهی است، تصریح کرد: این حرفه بسیار ارزشمند است و همواره از آن به عنوان شغل انبیاء یاد می شود و معلمی یک شغل خداگونه است.

این عضو هیأت علمی دانشگاه، در ادامه به مسئولیت خطیر اساتید پزشکی اشاره کرد و اظهار داشت:  اساتید حرفه پزشکی علاوه بر مسئولیت سنگین آموزش، وظیفه بسیار مهم‌تر و دشوارتری به نام طبابت را نیز بر عهده دارند. طبابت به معنای نجات جان انسان‌ها، از زنان و کودکان گرفته تا همه مردم در سراسر دنیاست.

وی تصریح کرد: من همیشه بر این باور هستم که خداوند خود را “هو الشافی” معرفی کرده است. سلامت بندگان برای خداوند آن‌قدر اهمیت دارد که مسئولیت آن را به خود نسبت داده است. با وجود مقام والای بزرگان و مقربان الهی، خداوند هیچ‌گاه چنین عنوانی برای آنان به کار نبرده است. در واقع خداوند برای انتقال این نعمت بزرگ به بندگانش، نمایندگانی را انتخاب کرده و آن‌ها پزشکان هستند.

دکتر ثقفی ادامه داد: در مراکز درمانی دانشگاهی، هر بیماری که به مرحله بحرانی و تهدیدکننده حیات برسد، به این مراکز ارجاع داده می‌شود، مانند بیمارستان‌های سطح سه. بنابراین اساتید دانشگاهی علاوه بر مسئولیت آموزشی، با تلاش و ایثار شبانه‌روزی بر بالین بیماران بدحال حاضر می‌شوند و برای نجات جان آنان از هیچ تلاشی دریغ نمی‌کنند.

وی با اشاره به تجربه‌های شخصی خود در محیط‌های درمانی گفت: درک این شرایط تنها برای کسانی ممکن است که در این حوزه فعالیت می‌کنند. وقتی پزشکی ساعت‌ها در بیمارستان و بر بالین بیمار بدحال حضور دارد، گاه حتی متوجه خستگی یا درد جسمی خود نمی‌شود. در آن لحظه هیچ مسأله‌ای، حتی مسائل مادی، اهمیت ندارد و تنها دو چیز در ذهن اوست: خدا و بیمار.

این استاد دانشگاه در ادامه مطلب افزود: همه ما در آن لحظه از خداوند می‌خواهیم که بیمار نجات پیدا کند. لذتی که از نجات جان یک بیمار به دست می‌آید، با هیچ شادی یا تفریحی قابل مقایسه نیست؛ من این احساس را بارها با تمام وجود لمس کرده‌ام.

دکتر ثقفی، با تأکید بر لزوم آگاهی جامعه نسبت به شرایط پزشکان گفت:  مردم باید بدانند که اساتید و پزشکان الزاماً صاحبان ثروت‌های بزرگ نیستند. این افراد با هر عقیده و سلیقه‌ای، بندگان خاص خداوند هستند و به دلیل شرایط کاری و مسئولیت‌های سنگین، ارتباط معنوی ویژه‌ای با خداوند پیدا می‌کنند؛ ارتباطی که در بسیاری از مشاغل کمتر تجربه می‌شود.

فداکاری بی‌وقفه پزشکان در بحران‌ها

وی ،در ادامه با اشاره به شرایط دشوار جامعه و بحران‌های مختلف افزود: در بحران‌هایی مانند سیل، زلزله، بیماری‌های همه‌گیر مانند کرونا و حتی جنگ‌های تحمیلی اخیر، پزشکان و اساتید دانشگاهی در خط مقدم خدمت‌رسانی قرار دارند. در چنین شرایطی، علاوه بر مشکلات اقتصادی و اجتماعی جامعه، دانشجویان نیز با فشارهای روحی و مالی مواجه هستند و بیماران بدحال نیز علاوه بر درد جسمی، از نظر روحی در وضعیت دشواری قرار دارند.

دکتر ثقفی گفت: در چنین شرایطی مسئولیت اساتید و پزشکان بسیار سنگین‌تر می‌شود و آنان باید همزمان به آموزش دانشجویان، درمان بیماران و حمایت روحی از آنان بپردازند.

وی با درخواست از مسئولان کشور برای توجه ویژه به وضعیت اساتید و پزشکان تأکید کرد: از مسئولان محترمی که در این حوزه اختیاراتی دارند، می‌خواهم مراقب مراقبان کشور باشند؛ زیرا در صورت بی‌توجهی، این سرمایه‌های انسانی ارزشمند به‌تدریج دچار فرسودگی و تحلیل می‌شوند. ضروری است مسائل اقتصادی، رفاهی، معیشتی، سلامت جسمی و امنیت شغلی اساتید و پزشکان به‌طور جدی مورد رسیدگی و حمایت قرار گیرد.

این استاد دانشگاه در پایان گفت: از خداوند قادر مطلق می‌خواهم، آنچه خیر دنیا و آخرت است به این بزرگواران و به همه ملت ایران عطا کند و امیدوارم همه ما در سلامت و شادی زندگی کنیم و ناممان به نیکی در این دنیای فانی باقی بماند.

 

18

مدیر گروه و رئیس بخش آلرژی و ایمونولوژی بالینی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با اشاره به اهمیت روزافزون بیماری آسم، نسبت به افزایش شیوع آسم در ایران، نقش عوامل محیطی و خطرات خوددرمانی هشدار داد.

دکتر فرحزاد جباری‌آزاد، در گفتگو با وبدا، با بیان اینکه نخستین سه‌شنبه ماه می به‌عنوان روز جهانی آسم تعیین شده است، گفت:  امسال این روز مصادف با ۱۵ اردیبهشت است و به همین مناسبت، سمینار بازآموزی و آموزش مداوم در حوزه آسم و بیماری‌های همراه گروه آلرژی دانشگاه روز ۱۰ اردیبهشت برگزار شد.

وی، در توضیح گستردگی این بیماری اظهار داشت:  آسم هم در کودکان و هم در بزرگسالان دیده می‌شود و شیوع جهانی آن بین ۱۰ تا ۳۰ درصد است. در ایران نیز حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد موارد آسم گزارش شده و این آمار با توجه به افزایش محرک‌های محیطی رو به رشد است.

به گفته این فوق تخصص دانشگاه، عوامل ژنتیکی ریشه اصلی آسم هستند، اما آلرژن‌ها و محرک‌های محیطی مانند آلودگی، گرده گیاهان، مواد محرک تنفسی و غذایی می‌توانند موجب بروز و تشدید آن شوند. جباری‌آزاد افزود:  شیوع آسم در برخی جوامع به ۵۰ درصد هم می‌رسد، اما در ایران با وجود آمار ۱۰ تا ۱۵ درصدی، روند افزایشی آن نگران‌کننده است.

وی، همچنین به همراهی سایر بیماری‌های آلرژیک با آسم اشاره کرد و گفت:  آلرژی بینی، آلرژی‌های غذایی، دارویی و سایر بیماری‌های آلرژیک می‌توانند، هم‌زمان با آسم وجود داشته باشند. آلرژی بینی، به‌ویژه در فصل بهار و تابستان، بسیار شایع است و اگر کنترل نشود می‌تواند موجب بروز یا تشدید آسم گردد.

دکتر جباری‌آزاد با اشاره به تفاوت آلرژی با عفونت‌های تنفسی تصریح کرد:  بسیاری از بیماران علائم آلرژی بینی را با عفونت ویروسی اشتباه می‌گیرند و به مصرف خودسرانه آنتی‌بیوتیک روی می‌آورند. در حالی که عفونت معمولاً با تب، بی‌حالی و درد بدن همراه است اما آلرژی چنین علائمی ندارد. تشخیص درست می‌تواند از مصرف بی‌رویه آنتی‌بیوتیک جلوگیری کند.

رئیس بخش آلرژی و ایمونولوژی بالینی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، درباره توصیه‌های مهم برای بیماران مبتلا به آسم گفت:  اجتناب از محرک‌های محیطی، مهم‌ترین اصل کنترل بیماری است. دود سیگار، قلیان، عطرها، دود ناشی از سوزاندن مواد، حیوانات خانگی و همچنین گرده گیاهان از محرک‌های مهم هستند. در روزهایی که هواشناسی از طوفان یا گرده‌افشانی شدید خبر می‌دهد، بیماران باید از خروج غیرضروری از منزل خودداری کنند یا از ماسک مناسب استفاده کنند.

او تأکید کرد:  بیماران باید داروهای تجویز شده را به‌موقع و با روش صحیح مصرف کنند. یکی از علل اصلی عود علائم آسم، استفاده نادرست از اسپری‌هاست. بنابراین بیماران هنگام دریافت دارو باید آموزش دقیق استفاده از آن را نیز دریافت کنند.

دکتر جباری‌آزاد، همچنین به نقش مشکلات گوارشی در تشدید آسم اشاره کرد و گفت: رفلاکس معده و ترش کردن می‌تواند علائم آسم را تشدید یا علائمی مشابه آسم ایجاد کند. بنابراین وجود این مشکلات باید به پزشک گزارش شود تا درمان مناسب انجام شود.

این فوق تخصص دانشگاه، در پایان با اشاره به هزینه‌های مستقیم و غیرمستقیم آسم برای نظام سلامت گفت:  از همه پزشکان، کادر درمان، رسانه‌ها و افرادی که در افزایش آگاهی جامعه و شناسایی به‌موقع آسم نقش دارند، قدردانی می‌کنم. کنترل آسم نه‌تنها کیفیت زندگی بیماران را بالا می‌برد، بلکه از نظر اقتصادی نیز اهمیت فراوانی دارد.

 

19

فوق تخصص قلب و عروق، فلوشیپ اقدامات مداخله‌ای قلب و عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با هشدار درباره شیوع بالای فشار خون در جهان تأکید کرد: بیش از یک میلیارد و ۴۰۰ میلیون نفر در دنیا به این بیماری مبتلا هستند و در صورت کنترل نشدن، می‌تواند باعث سکته مغزی، سکته قلبی، نارسایی قلب و بیماری‌های شدید کلیوی شود.

دکتر مصطفی داستانی، در گفتگو با وبدا درباره ماهیت بیماری فشار خون گفت: فشار خون نیرویی است که قلب برای به گردش درآوردن خون در داخل عروق بدن ایجاد می‌کند.

وی، با اشاره به اینکه فشار خون با دو عدد اندازه‌گیری می‌شود، افزود: این دو عدد که روی دستگاه‌های دیجیتال نمایش داده می‌شوند، شامل فشار خون سیستولیک و دیاستولیک هستند. عدد بالایی یا سیستولیک مربوط به زمانی است که قلب منقبض می‌شود و عدد پایینی یا دیاستولیک مربوط به زمانی است که قلب در حالت استراحت و انبساط قرار دارد. هر دو عدد برای ارزیابی وضعیت سلامت فرد اهمیت دارند.

این فوق تخصص قلب و عروق گفت: فشار خون طبیعی کمتر از ۱۲۰ روی ۷۰ میلی‌متر جیوه در نظر گرفته می‌شود. زمانی که فشار خون به ۱۳۰ روی ۸۰ میلی‌متر جیوه یا بیشتر برسد، فرد دچار بیماری فشار خون بالا محسوب می‌شود و اگر این عدد به بیش از ۱۴۰ روی ۹۰ میلی‌متر جیوه برسد، علاوه بر اصلاح سبک زندگی، نیاز به درمان دارویی نیز وجود دارد.

عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با بیان اینکه فشار خون بالا یکی از شایع‌ترین بیماری‌ها در جهان است، افزود: در حال حاضر حدود یک میلیارد و ۴۰۰ میلیون نفر در دنیا به پرفشاری خون مبتلا هستند و این بیماری می‌تواند عوارض جدی و گسترده‌ای در بدن ایجاد کند.

وی افزود: فشار خون بالا می‌تواند به اندام‌های مختلف بدن از جمله مغز، قلب، کلیه‌ها، چشم‌ها و عروق اندام‌ها آسیب وارد کند، اما بیشترین آسیب آن معمولاً در مغز، قلب و کلیه‌ها مشاهده می‌شود.

دکتر داستانی درباره عوارض مغزی این بیماری اظهار داشت: پرفشاری خون می‌تواند باعث بروز سکته‌های مغزی شود؛ این سکته‌ها ممکن است به شکل خونریزی مغزی یا انسداد عروق مغزی رخ دهند.

وی همچنین گفت: در قلب نیز فشار خون بالا می‌تواند منجر به نارسایی قلبی، سکته قلبی و سایر بیماری‌های قلبی شود. علاوه بر این، آسیب به کلیه‌ها از دیگر عوارض مهم این بیماری است که در موارد شدید می‌تواند، به بیماری مزمن کلیوی، دیالیز و حتی پیوند کلیه منجر شود.

این متخصص قلب و عروق دانشگاه تأکید کرد: به همین دلیل بسیار مهم است که افراد از میزان فشار خون خود آگاه باشند و آن را به طور منظم کنترل کنند.

وی درباره زمان بررسی فشار خون گفت: افرادی که زیر ۴۰ سال سن دارند و سابقه فشار خون بالا ندارند، بهتر است حداقل سالی یک بار فشار خون خود را اندازه‌گیری کنند. برای افراد بالای ۴۰ سال نیز توصیه می‌شود حداقل سالی یک بار فشار خون خود را اندازه بگیرند و از عدد آن آگاه باشند.

دکتر داستانی در ادامه مطلب به راه‌های کنترل فشار خون اشاره کرد و افزود: مهم‌ترین نکته در پیشگیری و کنترل فشار خون، اصلاح سبک زندگی و داشتن عادات سالم است. هدف ما فقط کنترل یک عدد نیست، بلکه ایجاد یک سبک زندگی سالم است.

وی هشدار داد، برای پیشگیری از فشار خون بالا یا کنترل بهتر آن، باید مصرف مواد قندی و کالری را کنترل کرد، مصرف چربی‌های حیوانی را به حداقل رساند و حتی در مصرف چربی‌های گیاهی نیز تعادل را رعایت کرد.

این عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد ادامه داد: همچنین افراد باید از میزان قند خون، چربی خون و فشار خون خود اطلاع داشته باشند و از عادات ناسالم مانند سیگار کشیدن، مصرف مواد مخدر و استفاده از الکل دوری کنند.

وی مدیریت استرس را نیز از عوامل مهم در حفظ سلامت عنوان کرد و گفت: داشتن فعالیت بدنی منظم بسیار مؤثر است. توصیه می‌شود افراد روزانه حداقل ۲۰ تا ۳۰ دقیقه پیاده‌روی با سرعت متوسط داشته باشند.

دکتر داستانی درباره سرعت و نحوه مناسب پیاده‌روی گفت: لازم نیست پیاده‌روی خیلی تند یا همراه با ورزش سنگین باشد. سرعت مناسب به گونه‌ای است که فرد بتواند هنگام راه رفتن با فرد کنار خود صحبت کند، بدون اینکه دچار نفس‌نفس زدن شود.

وی ابراز امیدواری کرد: که با رعایت سبک زندگی سالم، افراد بتوانند از خطر فشار خون بالا پیشگیری کنند یا در صورت ابتلا، آن را به خوبی کنترل کنند.

 

20

دکتر داوود عطاران، فوق‌تخصص ریه و مراقبت‌های ویژه و استاد گروه داخلی، به روند شکل‌گیری، توسعه و دستاوردهای گروه ریه دانشگاه علوم پزشکی مشهد طی حدود چهار دهه گذشته پرداخت؛ مسیری که از دهه ۶۰ آغاز شد، با ورود اساتید برجسته و تجهیز بخش‌ها ادامه یافت و امروز این گروه را به یکی از قطب‌های فوق تخصصی ریه در شرق کشور و ایران تبدیل کرده است.

آغاز مسیر از دهه ۶۰؛ انگیزه‌ای که از یک جلسه علمی شکل گرفت

دکتر داوود عطاران در گفتگو با وبدا درباره نخستین آشنایی خود با گروه ریه اظهار داشت: آشنایی بنده مربوط به سال   ۶۶ 13و دوران دانشجویی پزشکی ام است. وی گفت: جلسات مشترک  داخلی و جراحی ریه ، که هر یکشنبه در بیمارستان‌های قائم(عج) و امام رضا (ع) برگزار می‌شد، نقش بسیار مهمی در علاقه‌مندی او به حوزه داخلی و سپس ریه داشت.

به گفته او، این جلسات آموزشی طی بیش از ۴۰ سال همچنان برگزار می‌شود و همواره محلی برای طرح کیس‌های دشوار بالینی و بحث‌های علمی بوده است.

اساتید پیشکسوت دهه ۶۰؛ نسل بنیان‌گذار آموزش ریه در دانشگاه علوم پزشکی مشهد

دکتر عطاران با یادی از اساتید برجسته دهه ۶۰ گفت: مرحوم دکتر پرویز اصفهانی‌زاده، دکتر پرویز واحدی، مرحوم دکتر نعمت‌پور، دکتر فرید حسینی، دکتر توحیدی و دکتر جواد قاسمیه از چهره‌های برجسته و تأثیرگذار گروه ریه در آن دوران بودند.

وی افزود: در بخش جراحی ریه نیز استاد مترجم، استاد حقی و دیگر اساتید وقت نقش مهمی در آموزش نسل جدید پزشکان داشتند.

بیماری‌های شاخص دهه ۶۰؛ از سل و کیست هیداتید تا مصدومان جنگ

به گفته دکتر عطاران، در دهه ۶۰ بیماری‌هایی مانند سل، کیست هیداتید و برونشکتازی بسیار شایع بود.

در کنار این موارد، به دلیل جنگ تحمیلی، حجم زیادی از بیماران دچار تروماهای قفسه سینه، ریه و مصدومان شیمیایی به‌ویژه آسیب‌دیدگان گاز خردل به مراکز درمانی مراجعه می‌کردند.

او از نقش برجسته اساتیدی از جمله، دکتر بلالی و دکتر فرهودی در درمان و پیگیری این بیماران یاد کرد.

 

ورود تکنولوژی از دهه ۷۰؛ آغاز دوره تحول در تشخیص و درمان

این فوق تخصص دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با اشاره به تغییرات مهم حوزه تشخیص بیماری‌های ریوی پس از پایان جنگ تحمیلی گفت: از اوایل دهه ۷۰ موج تازه‌ای از پیشرفت‌های فناورانه در مراکز درمانی مشهد آغاز شد.

وی افزود: ورود دستگاه های سی تی اسکن پیشرفته، توسعه تست‌های عملکرد تنفسی و راه‌اندازی دستگاه بادی‌پلتسیموگرافی و دستگاه های ویدئو برونکوسکوپ از مهم‌ترین این تحولات بود که نقش قابل‌توجهی در ارتقای دقت تشخیص و بهبود کیفیت خدمات تخصصی ریه ایفا کرد.

پذیرش نخستین دوره فوق‌تخصص ریه در کشور

به گفته دکتر عطاران، از سال‌های اوایل دهه70 دانشگاه علوم پزشکی مشهد نخستین پذیرش دستیار فوق‌تخصصی ریه را در سطح دانشگاه را آغاز کرد.

 وی در همین راستا افزود: این تحول مهم با تلاش‌های دکتر کشمیری و سایر اساتید گروه ریه، فوق‌تخصص ریه آموزش‌دیده در کانادا و آمریکا که در دوران جنگ با انگیزه خدمت به کشور بازگشته بود، امکان‌پذیر شد.

نقش‌آفرینی دکتر عطاران؛ از رتبه یک کشوری تا بازگشت از تورنتو

دکتر عطاران که ورودی سال ۷۶ و فارغ‌التحصیل ۷۸ فوق‌تخصص ریه است، موفق شد رتبه نخست بورد کشوری را کسب کند.

او در سال ۲۰۰۲ دوره تکمیلی ریه را در دانشگاه تورنتو گذراند و گفت: با وجود امکان ادامه فعالیت در خارج از کشور، به دلیل علاقه و تعهد به ایران، با شوق فراوان به کشور بازگشت تا آموخته‌های جدید را در خدمت بیماران و آموزش دانشگاه قرار دهد.

نوآوری‌ها و تجهیزات جدید پس از بازگشت از کانادا

دکتر داوود عطاران با اشاره به گسترش خدمات تخصصی ریه در دهه ۸۰ اعلام کرد: تشخیص اختلالات تنفسی خواب در این دوره به‌طور جدی آغاز شد، که در سال های بعد منجر به، و مقدمات راه‌اندازی بخش پلی‌سومنوگرافی با سرپرستی خانم دکتر امینی، فلوشیپ خواب در مرکز درمانی بیمارستان امام رضا(ع) فراهم گردید.

وی افزود: همزمان با این اقدامات، استفاده از تهویه غیرتهاجمی NIV))نیز از اوایل دهه ۸۰ در بخش ریه و ICU داخلی راه‌اندازی شد و نقش مهمی در مدیریت بیماران دچار نارسایی تنفسی و کاهش نیاز به روش‌های تهاجمی ایفا کرد.

وی افزود: راه‌اندازی تست ورزش قلبی–ریوی (CPET)از دیگر تجهیزات دیگر این بخش بود. به گفته او، پس از مشاهده این تکنولوژی در کانادا، دستگاه CPET برای نخستین بار در بیمارستان قائم(عج) خریداری و فعال شد. این دستگاه تاکنون برای تشخیص افتراقی بیماری‌های ریوی و قلبی کاربرد گسترده دارد.

دکتر داوود عطاران درباره توسعه تجهیزات تخصصی در بخش ریه دانشگاه علوم پزشکی مشهد اظهار کرد: تجهیز این بخش به دستگاه پلوروسکوپی، امکان انجام بررسی‌ها و اقدامات تشخیصی دقیق‌تر در بیماری‌های پلور را فراهم کرد و گام مهمی در ارتقای خدمات تخصصی ریه در این مجموعه به شمار می‌آید.

وی، در ادامه با اشاره به ورود فناوری‌های نوین به این حوزه افزود: دستگاه EBUS نیز از دیگر نوآوری‌ها و تجهیزات پیشرفته‌ای است که در سال ۱۴۰۰ در دانشگاه علوم پزشکی مشهد با کمک های معاونت وقت سازمان مدیریت و برنامه ریزی آقای مهندس پرورنده و اختصاص بودجه به دانشگاه راه‌اندازی شد و هم‌اکنون به‌طور فعال مورد استفاده قرار می‌گیرد. این فوق‌تخصص ریه توضیح داد دستگاه EBUS به‌عنوان یکی از ابزارهای کلیدی در تشخیص توده‌های مدیاستن و تعیین مرحله سرطان ریه، نقش مهمی در افزایش دقت تشخیص و برنامه‌ریزی درمان بیماران ایفا می‌کند.

دکتر عطاران همچنین به توسعه مراقبت‌های ویژه در حوزه بیماری‌های داخلی اشاره کرد و گفت: از اوایل دهه ۸۰، بخش ICU داخلی در بیمارستان‌های قائم(عج) و امام رضا(ع) فعال شد. به گفته وی، راه‌اندازی و توسعه این بخش‌ها یکی از اقدامات مهم در ارتقای خدمات درمانی بیماران بدحال به شمار می‌رود.

وی تأکید کرد: مدیریت بیماران تنفسی و حتی غیرتنفسی بدحال توسط فوق‌تخصص‌های ریه در این بخش‌ها، موجب افزایش چشمگیر نرخ بقا و بهبود وضعیت بیماران شده است.

 

21

در سال ۲۰۱۱، دکتر عطاران دوره پیوند ریه، ILD و PH را در دانشگاه UCLA آمریکا گذراند. پس از بازگشت، با همکاری دکتر باقری و گروه‌های قلب و بیهوشی( اقای دکتر عباسی جراح قلب، سرکار خانم دکتر زیرک از گروه بیهوشی) برنامه پیوند ریه در مشهد آغاز شد.

دکتر عطاران گفت: تا پیش از همه‌گیری دوران کرونا، دو پیوند موفق ریه در دانشگاه علوم پزشکی مشهد انجام شد. اما با شیوع کرونا، روند پیوند متوقف شد؛ اما از سال ۱۴۰۰ با ورود دستگاه ECMO برنامه مجدداً فعال شد و درمانگاه پیوند ریه آغاز به کار کرد.

حضور بی‌وقفه گروه ریه مشهد در خط مقدم مقابله با کرونا

به گفته دکتر   عطاران، از اسفند ۱۳۹۸ تا حدود سال‌های ۱۴۰۲، گروه ریه دانشگاه علوم پزشکی مشهد در خط مقدم درمان بیماران مبتلا به کرونا حضور داشت و با تمام توان و از جان‌ودل خدمات‌رسانی کرد.

وی، با اشاره به فداکاری اساتید این گروه افزود: در این مدت، بسیاری از اعضای هیأت علمی چندین بار به بیماری کرونا مبتلا شدند، اما روند ارائه خدمات درمانی حتی لحظه‌ای متوقف نشد. دکتر عطاران نیز از جمله اعضای کادر درمان بود که در جریان درمان بیماران، چندین بار به کرونا مبتلا شد و مدتی را در بخش ICU تحت مراقبت قرار گرفت.

او ادامه داد: خوشبختانه با توسعه تجهیزات ICU و افزایش توان تخصصی مراکز درمانی، تعداد قابل‌توجهی از بیماران بسیار بدحال در این دوران بهبود یافتند و به زندگی عادی بازگشتند.

راه‌اندازی کلینیک‌ها و رجیستری‌های تخصصی ریه

اقدامی بسیار مؤثر در گروه ریه، راه اندازی کلینیک پرفشاری شریان ریه  ( PH)است. این کلینیک از سال ۱۳۹۷ با همکاری خانم دکتر وکیلیان راه‌اندازی شد و اکنون یکی از مهم‌ترین مراکز تشخیصی درمانی کشور در این حوزه است. علاوه بر این کلینیک آسم مقاوم به درمان نیز که هم اکنون در بیمارستان امام رضا(ع) فعال است و نقش مهمی در درمان بیمارانی دارد که به درمان اسم مقاوم هستند.

راه‌اندازی کلینیک CF بالغین؛ اقدامی مهم در پاسخ به افزایش طول عمر بیماران

دکتر داوود عطاران از راه‌اندازی و فعال‌شدن روند درمان بیماران مبتلا به فیبروز کیستیک (CF) در سنین بزرگسالی به‌عنوان یکی از اقدامات مهم گروه ریه دانشگاه علوم پزشکی مشهد یاد کرد.

وی با اشاره به افزایش طول عمر بیماران مبتلا به CF در سال‌های اخیر گفت: با پیشرفت‌های درمانی و بهبود مراقبت‌های تخصصی، تعداد قابل‌توجهی از بیماران مبتلا به این بیماری اکنون به سنین بزرگسالی رسیده‌اند و نیازمند خدمات تخصصی متناسب با شرایط سنی خود هستند.

به گفته دکتر عطاران، در پاسخ به این نیاز، بیماران بزرگسال مبتلا به CF در بیمارستان قائم(عج)، در چارچوب خدمات تخصصی گروه ریه تحت درمان و پیگیری قرار می‌گیرند.

وی، این اقدام را گامی مهم در تکمیل زنجیره مراقبت بیماران CF و ارتقای کیفیت خدمات درمانی دانشگاه علوم پزشکی مشهد عنوان کرد.

فعالیت ریجستری گامی مؤثر در توسعه پژوهش‌های بیماری‌های ریه

دکتر عطاران درباره ریجستری( ثبت داده ها) بیماری های ریه گفت: رجیستری بیماری‌های ریه به‌عنوان یکی از طرح‌های مهم گروه ریه دانشگاه علوم پزشکی مشهد، به سرپرستی دکتر مزدوریان در حال فعالیت است و نقشی برجسته در پیشبرد پژوهش‌های تخصصی این حوزه ایفا می‌کند، که می توان به رجیستری PH، آمبولی ریه، ILD و آسم مقاوم اشاره نمود.

بازگشت به اهمیت روش‌های ساده تشخیصی

دکتر عطاران در ادامه با تأکید، بر ارزش روش‌های کلاسیک تشخیص گفت: در دهه‌های گذشته با وجود نبود امکانات پیشرفته، اتکا به شرح‌حال دقیق، معاینه فیزیکی و رادیوگرافی ساده نتایج درخشانی داشت.

دکتر داوود عطاران با اشاره به اهمیت استفاده صحیح از ابزارهای تشخیصی گفت: نباید در روند بررسی بیماران ریوی به‌طور افراطی به دستگاه CT وابسته بود.

وی تأکید کرد: حفظ و تقویت مهارت‌های پایه تشخیصی امری ضروری است و بر همین اساس توصیه می‌شود همکاران همچنان از رادیوگرافی ساده، که در بسیاری موارد تصویری دقیق و کارآمد ارائه می‌دهد، استفاده کنند.

اساتید فعلی گروه ریه در بیمارستان‌های قائم(عج) و امام رضا(ع)

به گفته دکتر عطاران، اساتید از جمله، دکتر اثنی عشری، دکتر بصیری، دکتر حجازی، دکتر سروری، دکتر نیک دوست، دکتر بنی‌اسد، دکتر رضایی طلب، دکتر احمدی حسینی، دکتر امینی، دکتر مزدوریان، دکتر پورصادق، دکتر توانایی، دکتر شازده‌احمدی، اساتید جراحی ریه، دکتر صدری‌زاده، دکتر فتاحی، دکتر باقری، دکتر توکلی، دکتر رضایی، دکتر نوری، دکتر امینی و دکتر امیر فخریان دربیمارستان قائم (عج) و بیمارستان امام رضا(ع)، به ارائه خدمات تخصصی، آموزش دستیاران و انجام فعالیت‌های پژوهشی مشغول هستند

تبدیل‌شدن مشهد به قطب ریه شرق کشور

به گفته دکتر عطاران، امروز ترکیب قدرتمند فوق‌تخصص‌های ریه و جراحی ریه در دو مرکز قائم(ع) و امام رضا (ع) باعث شده دانشگاه علوم پزشکی مشهد، به یکی از قطب‌های بزرگ تشخیصی، آموزشی و درمانی ریه و جراحی توراکس در کشور تبدیل شود.

وی اضافه کرد: پذیرش دستیار فوق‌تخصصی، توسعه تجهیزات مدرن، کلینیک‌های فوق‌تخصصی و تجربه سخت دوران کرونا از مهم‌ترین عواملی هستند که این جایگاه را تثبیت کرده‌اند. قطعاً پیشرفت های ایجاد شده فوق مرهون زحمات تمامی اساتید گروه بوده است.

در پایان لازم می دانم، از زحمات و تلاش های استاد توحیدی از اساتید پیشکسوت گروه ریه که در دوران کرونا خدمت خود در دانشگاه علوم پزشکی مشهد که زمینه ساز پیشرفت های علمی گروه شدند، تشکر و قدر دانی نمایم.

 

22

متخصص زنان و زایمان و عضو هیأت علمی بیمارستان قائم (عج) از مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با تأکید بر نقش تعیین‌کننده تغذیه مادر در سلامت، رشد مغز و سیستم ایمنی جنین گفت: تمام تغییرات تغذیه‌ای در دوران بارداری آثار خود را نه‌تنها در دوران تولد، بلکه بر کل زندگی آینده کودک و حتی سلامت مادر باقی می‌گذارند.

در گفتگو با وبدا، دکتر زهرا راستین، با اشاره به نقش حیاتی تغذیه در سلامت مادر و رشد و تکامل جنین گفت: وزن جنین، رشد مغزی، شکل‌گیری سیستم ایمنی و حتی احتمال ابتلای کودک به بسیاری از بیماری‌ها، به تغذیه مادر در طول ۹ ماه بارداری وابسته است.

وی افزود: هرچند بارداری تنها ۹ ماه طول می‌کشد، اما اثرات این دوران برای یک عمر بر زندگی جنین و مادر باقی می‌ماند. بنابراین، رعایت اصول تغذیه‌ای صحیح از ابتدای بارداری تا پایان آن اهمیت حیاتی دارد.

این عضو هیأت علمی دانشگاه، یکی از باورهای اشتباه رایج در دوران بارداری توسط مادران  دو نفر شدن عنوان کرد که در این شرایط باید دو برابر غذا مصرف کنند.

وی گفت:  آنچه در بارداری اهمیت دارد، کیفیت غذاست نه حجم آن. مادر باردار باید به جای پرخوری، از همه گروه‌های غذایی مفید و متنوع استفاده کند.

دکتر راستین افزود: در سه‌ماهه اول بارداری، مادر نیازی به افزایش کالری مصرفی ندارد و باید تنها بر کیفیت مواد غذایی تمرکز کند. در سه‌ماهه دوم و سوم بارداری که دوران رشد و نمو فعال جنین محسوب می‌شود، مجموعاً مصرف روزانه انرژی باید تنها حدود ۳۰۰ تا ۵۰۰ کالری بیش از حالت عادی افزایش یابد.

وی با اشاره به اینکه تنوع غذایی و مصرف صحیح گروه‌های غذایی اهمیت زیادی دارد، گفت: مادر باردار باید از گروه پروتئین‌ها برای رشد جنین، جفت و بافت‌های بدن استفاده کند؛ منابع پروتئینی شامل گوشت، حبوبات، لبنیات و تخم‌مرغ هستند.

او افزود:  مصرف غلات کامل و نان‌های سبوس‌دار بسیار مهم است، زیرا از نوسانات قند خون جلوگیری کرده و مانع از بروز یبوست در بارداری می‌شود.

دکتر راستین همچنین توصیه کرد: میوه‌ها و سبزیجات تازه به مقدار کافی در رژیم غذایی روزانه مادر باردار وجود داشته باشند، چون به تقویت سیستم ایمنی و پیشگیری از یبوست کمک می‌کنند.

او یادآور شد:  شیر و لبنیات به‌دلیل داشتن کلسیم فراوان برای رشد استخوان‌ها و دندان‌های جنین و همچنین حفظ سلامت استخوان‌بندی مادر ضروری هستند. در صورت مصرف ناکافی کلسیم، بدن مادر برای تأمین نیاز جنین از ذخایر استخوانی استفاده می‌کند و خطر بروز پوکی استخوان در مادر افزایش می‌یابد.

وی افزود: در کنار مواد درشت‌مغذی، دریافت ریز‌مغذی‌ها نیز اهمیت ویژه دارد. به گفته این متخصص زنان، اسید فولیک باید از پیش از بارداری تا پایان سه‌ماهه اول مصرف شود، زیرا از بروز ناهنجاری‌های مغزی و عصبی جنینی جلوگیری می‌کند. منابع غذایی غنی از اسید فولیک شامل کاهو، اسفناج و حبوبات است.

او همچنین خاطرنشان کرد:  آهن یکی دیگر از عناصر حیاتی در دوران بارداری است و باید از هفته ۱۶ بارداری به بعد مصرف شود تا از خستگی، کم‌خونی و تنگی نفس پیشگیری کند.

دکتر راستین تأکید کرد: چای و قهوه نباید بلافاصله پس از وعده غذایی مصرف شوند، چرا که جذب آهن را کاهش می‌دهند. در مقابل، مصرف منظم شیر و سایر منابع کلسیم باید در برنامه روزانه مادران باردار گنجانده شود.

وی در ادامه درباره مواد غذایی و رفتارهای پرخطر در دوران بارداری گفت: برخی مواد در هر میزان مصرف، برای مادر باردار کاملاً ممنوع هستند؛ از جمله الکل، سیگار و قلیان. مصرف یا حتی قرار گرفتن در معرض دود این مواد می‌تواند به رشد جسمی و تکامل عصبی–مغزی جنین آسیب جدی وارد کند.

این متخصص زنان و زایمان با اشاره به نقش عوامل محیطی در سلامت جنین افزود: هرچه مادران از آلاینده‌های هوا و مواد مخدر دورتر باشند، جنین سالم‌تر و با رشد بهتری خواهند داشت.

دکتر زهرا راستین، بر اهمیت آگاهی و آموزش تغذیه صحیح در دوران بارداری تأکید کرد و گفت: رعایت تنوع غذایی، مصرف متعادل ریز‌مغذی‌ها و پرهیز از عوامل آسیب‌زا نه‌تنها تضمین‌کننده رشد مناسب جنین، بلکه ضامن سلامت بلندمدت مادر نیز خواهد بود.

 

 

 

23

فوق‌تخصص آلرژی و ایمونولوژی بالینی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با تأکید بر قابل‌کنترل بودن آسم اظهار داشت: با تشخیص صحیح، آموزش مناسب و پایبندی به درمان، بیماران می‌توانند زندگی کاملاً طبیعی و بدون محدودیت داشته باشند.

به گزارش وبدا، دکتر ملیکا زارعی ثانی ، با اشاره به شیوع گسترده آسم در جهان گفت: آسم یکی از شایع‌ترین بیماری‌های مزمن دستگاه تنفسی است که بیش از ۳۰۰ میلیون نفر در جهان را درگیر کرده و روند ابتلا به آن همچنان رو به افزایش است.

وی، ماهیت این بیماری را التهاب مزمن راه‌های هوایی عنوان کرد و افزود:  در افراد مبتلا به آسم، راه‌های هوایی حساس‌تر و واکنش‌پذیرتر از افراد سالم است. قرار گرفتن در معرض عوامل محرک باعث تنگی مجاری، اسپاسم عضلانی، التهاب و افزایش ترشح مخاط می‌شود که نتیجه آن ظهور علائم تنفسی است.

 

فوق‌تخصص آلرژی و ایمونولوژی بالینی دانشگاه، با اشاره به علائم شایع آسم مانند سرفه مداوم، خس‌خس سینه، تنگی نفس، احساس فشار قفسه‌سینه و حملات دوره‌ای گفت: شدت علائم می‌تواند از خفیف تا خطرناک متغیر باشد و تشخیص زودهنگام نقش کلیدی در جلوگیری از پیشرفت بیماری دارد.

  دکتر زارعی ثانی، آگاهی از عوامل محرک را یکی از مهم‌ترین اصول کنترل بیماری بر شمرد و خاطرنشان کرد:  گردوغبار خانگی، گرده گیاهان، دود سیگار، آلودگی هوا، عفونت‌های ویروسی، فعالیت شدید، تغییرات دمایی، استرس و برخی مواد شیمیایی از مهم‌ترین محرک‌ها هستند.

وی، با تأکید بر اینکه آسم درمان قطعی ندارد، اما کاملاً قابل کنترل است تصریح کرد: بیمار در صورت کنترل درست بیماری می‌تواند فعالیت روزمره و حتی ورزشی را بدون محدودیت انجام دهد، از حملات مکرر و مراجعه به اورژانس در امان بماند و کیفیت زندگی مطلوبی داشته باشد.

این فوق‌تخصص آلرژی و ایمونولوژی، چهار اصل اساسی مدیریت آسم را پایبندی به درمان‌های استنشاقی، کاهش تماس با محرک‌ها، پیگیری منظم پزشکی، و داشتن برنامه عملیاتی آسم بر شمرد. همچنین وی یادآور شد: آموزش صحیح استفاده از اسپری‌ها و دستگاه‌های کمکی مانند اسپیسر بسیار بسیار مهم است.

زارعی ثانی در پایان تأکید کرد: «آسم بیماری قابل مدیریت است، نه محدودکننده. افزایش آگاهی عمومی و مراجعه به‌موقع به مراکز تخصصی می‌تواند در کاهش بار این بیماری نقش چشمگیری داشته باشد.»

وی توصیه کرد هر فردی که دچار سرفه‌های مزمن، خس‌خس سینه یا تنگی نفس دوره‌ای است برای بررسی دقیق به پزشک متخصص مراجعه کند.

 

24

یک نوجوان ۱۷ ساله که با تشخیص عفونت مغزی و وضعیت بحرانی به بخش مراقبت‌های ویژه (ICU) بیمارستان قائم (عج) منتقل شده بود، پس از ۴۴ روز مبارزه با بیماری و دریافت درمان‌های تخصصی تیمی، با بهبودی کامل از دستگاه تنفس جدا شده و در آستانه ترخیص قرار گرفت.

دکتر شهرام امینی، فوق‌تخصص مراقبت‌های ویژه بیمارستان قائم (عج) در گفتگو با وبدا، درباره شرح حال این بیمار اظهار داشت: بیمار، نوجوانی ۱۷ ساله است که حدود ۴۴ روز پیش به دلیل کاهش سطح هوشیاری، تب بالا و تشنج‌های مقاوم به درمان، از یکی از شهرستان‌ها به این مرکز درمانی ارجاع داده شد. این بیمار پیش از انتقال به مشهد، ۱۴ روز در بیمارستان شهر خود بستری بود، اما به دلیل عدم پاسخ‌دهی به درمان‌های معمول و وخامت حال، جهت بررسی‌های پیشرفته به بیمارستان قائم (عج)منتقل شد.

دکتر امینی، با اشاره به وضعیت بحرانی بیمار در بدو ورود به این مرکز، گفت: بیمار در ابتدای پذیرش، دچار کمای عمیق، تب شدید، تشنج‌های مکرر و عفونت تنفسی بود. پس از بررسی‌های تخصصی، احتمال عفونت و درگیری مغزی (انسفالوپاتی) مطرح شد و بلافاصله پروتکل‌های درمانی شامل تجویز آنتی‌بیوتیک‌های خاص و داروهای ضدتشنج آغاز شد.

وی افزود: در طول روند بستری، بیمار چندین نوبت دچار تشنج‌های مقاوم و عفونت‌های تنفسی شد، اما با تنظیم دقیق داروها و تلاش شبانه‌روزی کادر درمان، خوشبختانه تشنج‌ها کنترل و تب بیمار کاهش یافت. به دلیل طولانی شدن روند کاهش هوشیاری و نیاز به حمایت تنفسی، عمل  تراکئوستومی  برای وی انجام شد. خوشبختانه با بهبود تدریجی وضعیت تنفسی و هوشیاری، بیمار از دستگاه جدا شد، بلع طبیعی خود را بازیافت و چند روز پیش تراکئوستومی او نیز خارج شد. هم‌اکنون با وجود ضعف عضلانی جزئی، روند درمان‌های حمایتی ادامه دارد و وی به‌زودی مرخص خواهد شد.

 

قدردانی مادر بیمار از کادر درمان

مادر این بیمار با یادآوری روزهای سخت گذشته و ناامیدی پزشکان در شهرستان، گفت:  فرزندم به‌طور ناگهانی دچار تب شد و پس از انتقال به اورژانس بیمارستان شهرستان، به‌سرعت هوشیاری‌اش را از دست داد و به کما رفت. پزشکان آنجا قطع امید کرده بودند، اما با توسل به امام رضا (ع) به مشهد آمدیم. امروز از زحمات دکتر امینی و پرسنل فداکار بیمارستان قائم (عج) بی‌نهایت سپاسگزارم که فرزندم را با سطح هوشیاری ۳ از مرگ نجات دادند.

اهمیت کار تیمی در درمان بیماری‌های پیچیده مغزی

دکتر امینی   ضمن تأکید بر ضرورت کار تیمی در مدیریت بیماران بدحال ICU، تصریح کرد:  درمان این بیمار حاصل همکاری متخصصان عفونی، فوق‌تخصص نورولوژی و پرسنل پرستاری است. حمایت روانی خانواده نیز نقش بسیار کلیدی در موفقیت درمان ایفا کرد. بیماران با این سطح از پیچیدگی، نیازمند صبر و روند درمانی طولانی‌مدت هستند و خوشبختانه این بیمار به درمان‌های تخصصی پاسخ بسیار خوبی داد.

 

25

فوق ژنتیک دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با اشاره به نقش حیاتی DNA به‌عنوان ماده وراثتی، از توانمندی‌های مرکز ژنتیک بیمارستان قائم (عج) در تشخیص، پیشگیری و درمان بیماری‌های ژنتیکی خبر داد و تأکید کرد، که این مرکز تنها مرکز دانشگاهی است که خدمات جامع ژنتیک، از مشاوره تا تشخیص قبل از تولد را ارائه می‌دهد.

دکتر آریانه صدرنبوی، عضو هیئت علمی و متخصص ژنتیک، با اشاره به اهمیت DNA اظهار کرد: DNAبه‌عنوان ماده وراثتی، اساس تمامی فرآیندهای حیات است و کشف ساختار آن در سال ۱۹۵۳ توسط واتسون و کریک نقطه عطفی در علم زیست‌شناسی محسوب می‌شود؛ کشفی که در نهایت منجر به دریافت جایزه نوبل در سال ۱۹۶۳ شد.

وی افزود: اهمیت حیاتی DNA به این دلیل است، که بسیاری از بیماری‌ها در اثر اختلالات ایجادشده در این ماده وراثتی به وجود می‌آیند. امروزه با شناخت ساختار و عملکرد DNA ، نه‌تنها امکان تشخیص بسیاری از بیماری‌ها فراهم شده، بلکه در موارد متعددی درمان‌های هدفمند و شخصی‌سازی‌شده نیز قابل انجام است.

دکتر صدرنبوی با اشاره، به ظرفیت‌های مرکز ژنتیک بیمارستان قائم(عج) تصریح کرد: این مرکز به‌عنوان تنها مرکز دانشگاهی ژنتیک در دانشگاه علوم پزشکی مشهد، قادر است خدمات تشخیصی پیشرفته، درمان‌های شخصی‌سازی‌شده و مهم‌تر از همه، تشخیص قبل از تولد بیماری‌های ژنتیکی را ارائه دهد. این بیماری‌ها ممکن است به‌صورت ارثی در خانواده وجود داشته باشند یا به‌طور ناگهانی و بدون سابقه خانوادگی بروز کنند..

وی، با بیان اینکه علم ژنتیک در سال‌های اخیر پیشرفت چشمگیری داشته است، گفت: امروز می‌توانیم کل کد ژنتیکی افراد را مورد بررسی قرار دهیم، اختلالات موجود در آن را شناسایی کنیم و مشخص کنیم هر فرد مستعد ابتلا به چه بیماری‌هایی است و چه گزینه‌های درمانی برای او وجود دارد.

این فوق متخصص ژنتیک در ادامه افزود: در بیمارستان قائم (عج)، آزمایش‌هایی انجام می‌شود که طی آن بخش‌های کدکننده ژن‌ها یا همان اگزون‌ها  که بیشترین نقش را در بروز بیماری‌های انسانی دارند   مورد خوانش و تحلیل قرار می‌گیرند، تا تشخیص دقیق بیماری‌ها امکان‌پذیر شود..

دکتر صدرنبوی تأکید کرد: مراجعه بیماران به کلینیک‌های مشاوره ژنتیک پیش از انجام آزمایش‌ها ضروری است. در این جلسات با رسم شجره خانوادگی، الگوی بروز بیماری‌ها بررسی می‌شود و در صورت نیاز، آزمایش‌های ژنتیکی مناسب درخواست خواهد شد.

وی، خاطرنشان کرد: آزمایش‌های ژنتیکی به‌طور کلی به دو دسته تقسیم می‌شوند، که یکی از مهم‌ترین آن‌ها آزمایش‌های سیتوژنتیک است. این خدمات در بیمارستان قائم(عج) انجام می‌شود و امکان بررسی ساختار کلی دی‌ان‌ای و نحوه بسته‌بندی آن در کروموزوم‌ها را فراهم می‌کند؛ اقدامی که نقش مهمی در تشخیص بسیاری از اختلالات ژنتیکی دارد.

 

26

متخصص بیماری‌های داخلی، از بهبود وضعیت یک بیمار ۸۲ ساله خبر داد که با شکایت افت سطح هوشیاری به اورژانس بیمارستان قائم(عج) مشهد مراجعه کرده بود.

دکتر بنفشه عطایی، در گفتگو با وبدا، درباره شرح حال این بیمار اظهار داشت: بیمار پس از پذیرش اولیه با تشخیص عفونت ادراری و نارسایی حاد کلیه بستری شد و در ادامه سیر درمان، پس از انجام اقدامات تشخیصی تکمیلی، تشخیص سکته حاد مغزی نیز برای وی مطرح شد. با وخامت وضعیت عمومی، بیمار به بخش7 ICU منتقل شد.

دکتر عطایی افزود: در طول دوره بستری، سطح هوشیاری بیمار کاهش یافت و به دنبال افت فشار خون، بیمار دچار شوک سپتیک شد. با توجه به کاهش هوشیاری، بیمار تحت حمایت تنفسی قرار گرفت و تنفس وی به دستگاه ونتیلاتور وابسته شد. همزمان، درمان‌های دارویی لازم آغاز و مشاوره‌های تخصصی با اساتید مغز و اعصاب انجام شد.

پزشک متخصص این بیمار گفت: خوشبختانه با کنترل عفونت و بهبود نارسایی کلیه، سطح هوشیاری بیمار به‌تدریج بهبود یافت و پس از چند روز، بیمار با شرایط پایدار از دستگاه ونتیلاتور جدا شد. در حال حاضر، عملکرد کلیه‌های بیمار طبیعی است، سطح هوشیاری کاملاً مطلوب بوده و بیمار نسبت به زمان و مکان آگاهی کامل دارد و عفونت نیز به‌طور کامل کنترل شده است.

در ادامه، خانم قره‌باغی، پرستار بخش ICU7 بیمارستان قائم(عج)، با اشاره به روند مراقبتی این بیمار گفت: این بیمار با کاهش سطح هوشیاری در بخش ICU7 بستری شد و پس از گذشت دو روز، وضعیت هوشیاری وی بدتر شد. با حضور به‌موقع دکتر بنفشه عطایی و همکاری مؤثر تیم پرستاری، بیمار تحت حمایت تنفسی با دستگاه ونتیلاتور قرار گرفت و به لطف خدا پس از سه روز با شرایط مناسب از دستگاه جدا شد.

وی گفت: در حال حاضر بیمار در وضعیت عمومی بسیار خوبی قرار دارد و شرایط وی پایدار است. خانم قره باغی اضافه کرد: لازم می‌دانم از همکاران پرتلاش تیم پرستاری به‌طور ویژه قدردانی کنم که با مراقبت‌های دقیق و دلسوزانه، نقش مهمی در بهبود این بیمار ایفا کردند.

 

27

فوق تخصص بیماری‌های کبد و گوارش بالغین و عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با اشاره به افزایش شیوع بیماری‌های التهابی روده (IBD) در جهان و ایران، گفت: تشخیص به‌موقع و آغاز سریع درمان می‌تواند، علائم بیماری را کنترل کرده و کیفیت زندگی بیماران را به حالت طبیعی بازگرداند.

دکتر مریم فتحی، در گفتگو با وبدا، با بیان اینکه بیماری‌های التهابی روده یا IBD از بیماری‌های مزمن دستگاه گوارش هستند، که سیستم گوارشی را درگیر می‌کنند، اظهار کرد: شیوع این بیماری در جهان رو به افزایش است. در کشورهای اروپایی از هر 1000 نفر حدود سه تا پنج نفر به این بیماری مبتلا هستند و در کشورهای آسیایی از جمله ایران نیز از هر ده هزار نفر حدود چهار تا هفت نفر به این بیماری مبتلا می‌شوند.

وی افزود: سن شایع بروز این بیماری بین ۱۵ تا ۳۵ سالگی است، اما یک پیک سنی دیگر نیز در افراد سالمند بین ۶۰ تا ۷۰ سالگی مشاهده می‌شود.

این عضو هیأت علمی دانشگاه، درباره انواع این بیماری گفت: بیماری‌های التهابی روده دو نوع اصلی دارند که شامل بیماری کرون و کولیت اولسراتیو است و الگوی درگیری در این دو بیماری تا حدودی با یکدیگر متفاوت است. در بیماری کرون ممکن است هر بخشی از دستگاه گوارش از دهان تا انتهای روده درگیر شود، در حالی که در کولیت اولسراتیو معمولاً روده بزرگ درگیر می‌شود.

دکتر فتحی، با اشاره به علت بروز این بیماری گفت: علت دقیق این بیماری هنوز مشخص نیست، اما عوامل مختلفی در ایجاد یا تشدید آن نقش دارند. مهم‌ترین عامل، واکنش نادرست سیستم ایمنی بدن است که به اشتباه علیه سلول‌های روده واکنش نشان داده و موجب التهاب می‌شود.

وی در ادامه افزود: عامل ژنتیکی نیز در بروز این بیماری نقش دارد، به‌طوری‌که اگر پدر یا مادر فردی به این بیماری مبتلا باشند، احتمال ابتلای فرزند بین دو تا ده برابر افزایش می‌یابد.

به گفته این فوق تخصص گوارش، عوامل محیطی نیز در ایجاد یا تشدید بیماری مؤثر هستند. استرس‌های زندگی به‌ویژه اگر مزمن باشند، نقش مهمی در بروز و تشدید علائم دارند. همچنین مصرف سیگار، مصرف بی‌رویه غذاهای فرآوری‌شده مانند سوسیس و کالباس، فست‌فودها و نوشابه‌ها، عفونت‌های گوارشی و مصرف بی‌رویه آنتی‌بیوتیک‌ها که باعث برهم خوردن تعادل میکروبیوم روده می‌شوند، می‌توانند در ایجاد یا تشدید این بیماری نقش داشته باشند.

وی، درباره علائم بیماری گفت: شایع‌ترین تظاهر بیماری، دوره‌های اسهال است که گاهی با دفع رگه‌های خون یا کف همراه می‌شود. دردهای شکمی به شکل کرامپ‌های شکمی، سوء جذب، کاهش وزن، بی‌حالی و کم‌خونی نیز از دیگر علائم این بیماری محسوب می‌شوند. همچنین برخی بیماران احساس فوریت در دفع را تجربه می‌کنند.

دکتر فتحی افزود: این بیماری ممکن است تظاهرات خارج روده‌ای نیز داشته باشد؛ از جمله التهاب و درد مفاصل، درگیری‌های چشمی و التهاب چشم، مشکلات کبدی و برخی تظاهرات پوستی.

وی تأکید کرد: تشخیص به‌موقع این بیماری بسیار اهمیت دارد، زیرا هرچه درمان زودتر آغاز شود، احتمال کنترل کامل علائم و بازگشت کیفیت زندگی بیمار به وضعیت طبیعی بیشتر خواهد بود.

 

این عضو هیأت علمی دانشگاه در ادامه، درباره روش‌های تشخیص گفت: تشخیص بیماری ابتدا بر اساس شرح حال بیمار انجام می‌شود و سپس آزمایش‌های خونی و مدفوعی انجام می‌گیرد. برای تأیید تشخیص معمولاً کولونوسکوپی و نمونه‌برداری انجام می‌شود و در برخی موارد نیز اندوسکوپی یا تصویربرداری‌های پیشرفته مانند MRI یا سی‌تی‌اسکن مورد نیاز است.

وی هشدار داد: در صورتی که بیمار دیر مراجعه کند یا بیماری دیر تشخیص داده شود، ممکن است آسیب‌های جبران‌ناپذیری ایجاد شود؛ از جمله تنگی و انسداد روده، ایجاد فیستول‌های روده‌ای و حتی افزایش خطر ابتلا به سرطان روده بزرگ. در چنین شرایطی گاهی نیاز به جراحی نیز ایجاد می‌شود و ممکن است بیماری به مرحله‌ای برسد که با درمان‌های ساده قابل کنترل نباشد.

دکتر فتحی درباره درمان این بیماری گفت: اساس درمان بر کنترل و سرکوب سیستم ایمنی بدن است. در این مسیر از دوره‌های کوتاه‌مدت کورتون، داروهای تعدیل‌کننده سیستم ایمنی مانند مزالازین سولفات و داروهای بیولوژیک استفاده می‌شود. داروهای بیولوژیک تحول بزرگی در درمان این بیماری ایجاد کرده‌اند و در صورت شروع به‌موقع می‌توانند علائم بیماری را کنترل کرده و کیفیت زندگی بیمار را به حالت طبیعی بازگردانند.

وی، در ادامه به توصیه‌های تغذیه‌ای برای بیماران اشاره کرد و گفت: در دوره فعال بیماری، بهتر است بیماران از غذاهای ساده و کم‌فیبر مانند برنج سفید، سوپ ساده، مرغ یا ماهی، سیب‌زمینی آب‌پز و در میان میوه‌ها موز استفاده کنند. در این دوره باید از مصرف غذاهای سرخ‌کرده، چرب، تند و غذاهای فرآوری‌شده مانند سوسیس، کالباس و نوشابه‌ها خودداری شود.

به گفته دکتر فتحی، در دوره فعال بیماری نیز بهتر است مصرف سبزیجات خام و لبنیات نیز محدود شود. همچنین توصیه می‌شود تعداد وعده‌های غذایی بیشتر و حجم هر وعده کمتر باشد و مصرف مایعات کافی نیز مورد توجه قرار گیرد.

این فوق تخصص گوارش اضافه کرد: زمانی که بیماری وارد مرحله خاموشی می‌شود، رژیم غذایی می‌تواند متعادل‌تر باشد. در این شرایط مصرف میوه و سبزیجات، مغزها و لبنیات کم‌چرب مشکلی ایجاد نمی‌کند و مصرف پروتئین‌های کامل مانند تخم‌مرغ، ماهی و مرغ نیز باید در برنامه غذایی گنجانده شود.

وی تأکید کرد: به‌طور کلی غذاهای فرآوری‌شده، حتی در دوره خاموشی بیماری نیز بهتر است مصرف نشوند. همچنین برخی ادویه‌ها مانند زردچوبه به دلیل خاصیت ضدالتهابی می‌توانند برای این بیماران مفید باشند.

خاموشی کامل علائم به معنای پایان درمان IBD نیست

دکتر فتحی، با اشاره به نقش مهم مدیریت استرس در کنترل بیماری گفت: کنترل استرس یکی از مهم‌ترین عوامل در کاهش علائم و حفظ بیماری در مرحله خاموشی است. خواب کافی، ورزش منظم، انجام تمرین‌هایی مانند یوگا و مدیتیشن و در صورت وجود استرس‌های شدید زندگی، مراجعه به روان‌شناس یا روان‌پزشک می‌تواند در مدیریت استرس و کنترل بیماری بسیار مؤثر باشد.

وی همچنین بر اهمیت اصلاح سبک زندگی تأکید کرد و گفت: ترک سیگار، پیاده‌روی منظم، رعایت بهداشت فردی، شستن دست‌ها قبل از غذا، شستن کامل میوه‌ها و سبزیجات و پخت کامل مواد غذایی می‌تواند از بروز عفونت‌های گوارشی و تشدید علائم بیماری جلوگیری کند.

 

این عضو هیأت علمی دانشگاه در پایان خاطرنشان کرد: نکته بسیار مهم در درمان این بیماری آن است، که درمان نباید به‌صورت خودسرانه قطع شود. حتی اگر بیماری کاملاً خاموش شود و علائم از بین برود و کیفیت زندگی بیمار به حالت طبیعی بازگردد. به گفته وی، ادامه درمان تحت نظر پزشک ضروری است. ممکن است پزشک با توجه به شرایط بیمار نوع دارو یا دوز آن را تغییر دهد، اما قطع کامل دارو بدون نظر متخصص گوارش می‌تواند باعث عود بیماری شود. بنابراین بیماران باید همواره تحت نظر پزشک متخصص باشند تا بیماری در مرحله خاموشی باقی بماند و برای آنان مشکل جدی ایجاد نکند.

 

28

متخصص زنان، فلوشیپ انکولوژی زنان و عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد با اشاره به نامگذاری ۱۸ اردیبهشت به عنوان روز جهانی سرطان تخمدان گفت: این بیماری یکی از علل مهم مرگ‌ومیر ناشی از سرطان‌های زنان به شمار می‌رود و به دلیل علائم غیر اختصاصی، در بسیاری از موارد در مراحل پیشرفته تشخیص داده می‌شود.

دکتر مرجانه فرازستانیان، در گفتگو با وبدا، ضمن اشاره به روز جهانی سرطان تخمدان اظهار داشت: سرطان تخمدان سومین سرطان شایع ژینکولوژی در زنان پس از سرطان دهانه رحم و سرطان رحم است، اما با توجه به کاهش شیوع و مرگ‌ومیر ناشی از سرطان دهانه رحم از سال ۲۰۲۵، این بیماری به عنوان دومین سرطان شایع و از مهم‌ترین علل مرگ ناشی از سرطان‌های ژینکولوژی گزارش شده است.

وی افزود: سرطان تخمدان ششمین علت مرگ ناشی از سرطان در زنان محسوب می‌شود و به طور کلی حدود ۱.۱ درصد زنان در طول زندگی ممکن است به این سرطان مبتلا شوند.

این متخصص زنان، درباره علائم بیماری گفت: بیماران مبتلا به سرطان تخمدان ممکن است با علائم حاد مانند تجمع مایع در شکم (آسیت)، انسداد روده یا ترومبوز مراجعه کنند، اما در بسیاری از موارد علائم به صورت تحت‌حاد و تدریجی بروز می‌کند.

دکتر فرازستانیان در ادامه علائم این بیماری گفت: دردهای مزمن شکم و لگن، بزرگ شدن شکم، علائم غیر اختصاصی گوارشی، مشکلات ادراری و در مراحل پیشرفته انسداد روده از جمله نشانه‌هایی هستند، که ممکن است بیماران با آن مراجعه کنند.

وی، با بیان اینکه علائم گوارشی در این نوع از سرطان اغلب غیر اختصاصی است، گفت: تهوع، استفراغ، بی‌اشتهایی، نفخ شکم و احساس سیری زودرس از جمله علائمی هستند، که معمولاً در مراحل پیشرفته‌تر دیده می‌شوند. اگر فردی در بیشتر روزهای هفته و طی چندین هفته چنین علائمی داشته باشد و به درمان‌های معمول پاسخ ندهد، لازم است از نظر بیماری‌های ژینکولوژی و آنکولوژی بررسی شود.

سرطان تخمدان با علائم پنهان؛ از خونریزی غیرطبیعی تا دردهای مزمن شکم

فلوشیپ انکولوژی زنان، خاطرنشان کرد: در برخی موارد بیماران با خونریزی واژینال مراجعه می‌کنند، که البته این علامت در سرطان تخمدان کمتر شایع است، اما هرگونه خونریزی غیرطبیعی، از جمله طولانی شدن قاعدگی یا خونریزی بین دوره‌های قاعدگی، باید مورد بررسی قرار گیرد.

وی افزود: گاهی نیز توده تخمدان به صورت اتفاقی در بررسی‌های سونوگرافی که به دلایل دیگر انجام شده، یا هنگام جراحی‌های دیگر تشخیص داده می‌شود. در صورت شک به بیماری، معاینه، سونوگرافی و در صورت نیاز سی‌تی‌اسکن انجام می‌شود

دکتر فرازستانیان، با اشاره به روش‌های درمانی گفت: یکی از ارکان اصلی درمان سرطان تخمدان جراحی است و در بسیاری از موارد، به‌ویژه در مراحل غیر اولیه، شیمی‌درمانی نیز به عنوان بخشی از درمان انجام می‌شود.

وی یادآور شد: سرطان تخمدان معمولاً علامت اختصاصی مشخصی ندارد و ممکن است با علائم غیر اختصاصی گوارشی، ادراری یا حتی ریوی ظاهر شود؛ بنابراین توجه به نشانه‌هایی مانند درد شکم، بزرگ شدن شکم و درد لگن اهمیت زیادی دارد.

این متخصص زنان دانشگاه، درباره عوامل خطر این بیماری گفت: افزایش سن یکی از مهم‌ترین عوامل خطر است و احتمال بروز بیماری در زنان بالای ۵۰ سال بیشتر می‌شود. البته نوعی از تومورهای تخمدان به نام ژرم‌سل‌تومورها در دهه دوم و سوم زندگی بروز می‌کنند، که معمولاً درمان‌پذیری خوبی دارند.

وی افزود: طولانی بودن دوره باروری، مانند شروع زودهنگام قاعدگی یا یائسگی دیررس، همچنین نداشتن بارداری یا زایمان نیز از دیگر عوامل خطر محسوب می‌شود.

دکتر فرازستانیان به برخی عوامل ژنتیکی و سندرم‌های ارثی مانند سندرم لینچ که خطر ابتلا را افزایش می‌دهند، اشاره کرد و افزود: در افرادی که سابقه خانوادگی سرطان تخمدان دارند، احتمال ابتلا ممکن است تا حدود ۷ درصد افزایش یابد.

علاوه بر این، با داشتن سابقه خانوادگی کانسرتخمدان، درافراد خانواده بسته به نسبت وتعداد افراد میزان ریسک بروز کانسر افزایش پیدا می کند.

وی گفت: از دیگر عوامل خطر می‌توان به تابش اشعه به لگن و در موارد نادر بیماری اندومتریوز اشاره کرد، هرچند اندومتریوز به طور مستقیم عامل سرطان تخمدان محسوب نمی‌شود.

این فلوشیپ انکولوژی زنان، به عوامل محافظت‌کننده و پیشگیرانه اشاره کرد و گفت: مصرف قرص‌های جلوگیری از بارداری، بستن لوله‌ها، برداشتن رحم، برداشتن دوطرفه لوله‌ها و تخمدان‌ها در موارد خاص، استفاده از IUD، شیردهی و زایمان از جمله عواملی هستند که می‌توانند خطر ابتلا را کاهش دهند.

فلوشیپ انکولوژی زنان تأکید کرد: برای سرطان تخمدان غربالگری روتین در جمعیت عمومی وجود ندارد، بنابراین آگاهی از علائم و توجه به سابقه خانوادگی اهمیت زیادی دارد. افرادی که در خانواده خود سابقه سرطان‌هایی مانند پستان، تخمدان یا روده بزرگ دارند، بهتر است تحت مشاوره ژنتیک قرار گیرند.

 

29

فوق‌تخصص آلرژی و ایمونولوژی بالینی و از چهره‌های تأثیرگذار در بنیانگذاری این رشته در ایران، در گفت‌وگویی با اشاره به روز استاد و جایگاه معلمان و اساتید، داستان علاقه‌مندی خود به ایمونولوژی، روند تأسیس این رشته در ایران، توسعه آن در مشهد و نقش کلیدی ایمونولوژی در علوم پزشکی امروز را با جزئیات روایت کرد.

دکتر رضا فرید حسینی، از نخستین و برجسته‌ترین بنیانگذاران رشته آلرژی و ایمونولوژی در ایران، همزمان با سالروز شهادت استاد مطهری و روز استاد، با اشاره به اهمیت جایگاه استادی در علوم پزشکی، به بیان چگونگی آشنایی خود با علم ایمونولوژی پرداخت؛ آشنایی‌ که به گفته او سرنوشت حرفه‌ای‌اش را تغییر داد و یکی از مسیرهای مهم علمی در کشور را پایه‌گذاری کرد.

وی از نحوه ورود خود به رشته الرژی و ایمونولوژی گفت:  در دوران دستیاری داخلی در لندن، هنگام مطالعه کتاب هاریسون به واژه IgGبرخوردم. این اصطلاح برایم سؤال شد؛ از استادم نپرسیدم اما از یکی از دستیاران پرسیدم و او گفت که این کلمه مربوط به یکی از کلاس‌های ایمونوگلوبولین است، که اخیراً در آمریکا شناسایی شده است. شنیدن اینکه پروتئین‌های خونی دسته‌بندی شده‌اند و پنج کلاس ایمونوگلوبولین وجود دارد، ذهن مرا به‌شدت درگیر کرد و باعث شد به دنبال منشأ این واژه بروم.

این کنجکاوی دکتر فرید حسینی را به کلاس‌های ایمونولوژی پزشکی در دانشگاه لندن رساند؛ جایی که پروفسور  رویت  ، استاد برجسته ایمونولوژی، هفته‌ای یک جلسه تدریس می‌کرد. وی توضیح داد:  از او درباره این واژه  IgGسؤال کردم و او برایم کامل شرح داد. همان‌جا فهمیدم که ایمونولوژی دریچه‌ای به علمی جدید و آینده‌ساز است. این آشنایی آغاز مسیری شد که بعدها موجب شد این رشته در ایران پایه‌گذاری شود.

نقش مشهد در ورود ایمونولوژی به نظام آموزشی کشور

دکتر فرید حسینی، با اشاره به شرایط پس از انقلاب فرهنگی در کشور و بازنگری در دروس دانشگاهی گفت:  دانشگاه علوم پزشکی مشهد از اولین دانشگاه‌هایی بود که با همکاری دانشگاه تهران و چند دانشگاه دیگر، ایمونولوژی و آلرژی را به‌عنوان یک درس مستقل وارد سیستم آموزش پزشکی کرد. ما توانستیم درس ایمونولوژی را به صورت پنج واحد برای دانشجویان پزشکی و سه واحد برای دندانپزشکی و داروسازی تصویب کنیم. همچنین دانشجویان پرستاری نیز واحدهای این درس را می‌گذراندند.

او تأکید کرد:  در آن دوران هنوز کمتر کسی در ایران اهمیت بنیادی ایمونولوژی را می‌دانست، اما خوشبختانه این درس به‌عنوان یکی از اصول پایه‌ای علوم پزشکی تصویب شد.

ایمونولوژی؛ دانشی که اثر آن در همه بیماری‌ها دیده می‌شود

دکتر فرید حسینی، با بیان اینکه امروز نقش سیستم ایمنی در بسیاری از بیماری‌ها شناخته شده است، گفت:   همه به نحوی با سیستم ایمنی مرتبط هستند. حتی امروزه مشخص شده در بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی، نوعی ایمونوگلوبولین در سلول‌های مغزی ایجاد می‌شود که می‌تواند عملکرد این سلول‌ها را مختل کند. این یعنی روان‌پزشکی بدون سایکوایمونولوژی قابل توضیح نیست.

این فوق تخصص دانشگاه، با اشاره به انتشار کتاب  سایکوایمونولوژی  در مشهد افزود:  این کتاب نشان‌دهنده اهمیت ارتباط روان، مغز و سیستم ایمنی است و تأکیدی است، بر اینکه ایمونولوژی امروز در تمام شاخه‌های پزشکی حضور دارد.

مشهد؛ یکی از قطب‌های معتبر ایمونولوژی بالینی در کشور

دکتر فرید حسینی با اشاره به توسعه این رشته در مشهد گفت: امروزه خوشبختانه  دانشگاه علوم پزشکی مشهد یکی از قطب‌های ایمونولوژی بالینی در ایران است و هر سال دو تا سه نفر به‌عنوان فلوشیپ وارد این مرکز می‌شوند. این افراد پزشک متخصص و دوره‌دیده هستند که سه سال آموزش فوق‌تخصصی را می‌گذرانند.

بنیانگذار رشته آلرژی و ایمونولوژی ایران افزود:  فلوشیپ‌های ما امروز در سراسر ایران، از شمال تا جنوب و شرق تا غرب، در حال خدمت هستند و برخی از آن‌ها خودشان اکنون اساتید برجسته این رشته شده‌اند. دانشگاه‌های تهران، شیراز و تبریز نیز همراه با مشهد از مراکز معتبر ایمونولوژی بالینی مورد تأیید وزارت بهداشت هستند.

توصیه‌های دکتر فرید حسینی به دانشجویان علوم پزشکی

او با تأکید بر اهمیت شناخت این علم برای تمام دانشجویان پزشکی گفت:اگر افرادی به علوم پایه علاقه‌مند هستند، ایمونولوژی یکی از بهترین رشته‌هاست. اگر هم به کار بالینی علاقه دارند، آلرژی و ایمونولوژی بالینی از رشته‌هایی است که تقریباً با تمام بیماری‌ها ارتباط دارد. دانشجویان باید در دوره کارورزی، اینترنی، رزیدنتی و فلوشیپی، ایمونولوژی بالینی را به‌خوبی مطالعه کنند. شناخت درست این علم به آن‌ها کمک می‌کند سایر بیماری‌ها را بهتر بشناسند و تبیین کنند.

پیام به اعضای هیأت علمی آینده: پزشکی را از مادیات دور نگه دارید

  دکتر فرید حسینی، خطاب به نسل جوان و اساتید آینده اظهار داشت: کسانی که کسوت مقدس هیأت علمی را بر عهده می گیرند، باید عاشق رشته خود باشند و علم را عمیق بیاموزند و سپس به دانشجویان خود منتقل کنند. در کنار علم، اخلاق پزشکی را نیز به دانشجویان بیاموزند. پزشکی یک رشته مقدس است و نباید آن را به مادیات آلوده کرد. معنویت در این رشته ارزش بسیار بیشتری دارد و باعث می‌شود پزشک از هر جهت احساس رضایت کند.

بنیانگذار رشته آلرژی و ایمونولوژی ایران گفت: بیمار پس از خدا فقط به پزشکش امید دارد. این رابطه باید روزبه‌روز محکم‌تر شود و نسل جوان با عشق، اخلاق و دانش بتوانند در مسیر درمان بیماران گام بردارند.

 

 

30

دکتر کلانتری با گرامیداشت یاد و نام استاد پیشکسوت آسیب‌شناسی، از دکتر عبدالوهاب درهمی، به‌عنوان چهره‌ای کم‌نظیر در علم طب، علوم انسانی و معارف اسلامی یاد کرد؛ پزشکی که دانشجویانش او را  مردی که زیاد می‌دانست، می‌خواندند، به همبن مناسبت سالن پاتولوژی بیمارستان قائم(عج) به نام این استاد پیشکسوت و برجسته پاتولوژی دانشگاه نامگذاری شد.

دکتر محمدرضا کلانتری، فوق تخصص آسیب شناسی تشریحی دانشگاه علوم پزشکی مشهد در گفتگو با وبدا، پیرامون این خبر اظهار داشت: مرحوم استاد عبدالوهاب درهمی، از برجسته‌ترین استادان پیشکسوت پاتولوژی کشور، در ۲۳ آذرماه ۱۳۱۱ در مشهد مقدس دیده به جهان گشود. ایشان تحصیلات ابتدایی را در گناباد و متوسطه را در مشهد گذراند و سپس در سال ۱۳۳۰ وارد دانشکده پزشکی مشهد شد. شوق فراوان او به علوم دینی سبب شد که در سال سوم پزشکی، دانشکده را ترک کرده و در سال ۱۳۳۳ به مدرسه علمیه نواب وارد شود.

وی افزود: این استاد پیشکسوت، پس از پنج سال حضور در فضای علم دین، به پیشنهاد مرحوم دکتر قوام نصیری ، استاد پاتولوژی و رئیس وقت دانشکده پزشکی و نیز به‌واسطه علاقه‌مندی عمیقش به علم الابدان، بار دیگر به دانشکده پزشکی بازگشت. وی پس از پایان پزشکی عمومی وارد دوره تخصصی آسیب‌شناسی شد و سپس به‌عنوان عضو هیئت علمی دانشکده پزشکی مشهد، به مدت ۳۳ سال به تدریس دانشجویان پزشکی، دندان‌پزشکی و دستیاران پاتولوژی پرداخت.

دکتر کلانتری در بیان ویژگی های شایسته استاد درهمی، گفت: وی همواره فعالیت‌های تشخیصی و آموزشی خود را با عشق و خرسندی انجام می‌داد و در این مسیر روش‌های نوآورانه و جذابی را پایه‌گذاری کرده بود. او کار اصلی خود را مطالعه علوم انسانی و اسلامی، به‌ویژه اخلاق، فقه، فلسفه و عرفان و نیز انتقال اندیشه‌ها و کشفیاتش به شاگردان می‌دانست. ریشه‌های علم و تقوای او که در سایه بارگاه حضرت شمس‌الشموس(ع) بالیده بود، با هدایت و تربیت حضرت آیت‌الله محمد بن مرتضی الخراسانی (کافی مهدوی) به ثمر نشست.

وی افزود:  دانشجویان پزشکی، استاد درهمی را  مردی که زیاد می‌دانست  لقب داده بودند. جلسات درس آسیب‌شناسی ایشان صبح‌های سه‌شنبه و درس‌های علوم انسانی وی شب‌های چهارشنبه بدون وقفه سال‌ها برگزار می‌شد. او قرآن را بسیار مطالعه می‌کرد و در آموزش ترجمه، تفسیر و فهم معانی عمیق نماز تلاش فراوان داشت. با ذوق عرفانی خود، تعالیم حکمت را با آیات قرآن پیوند می‌داد. اگرچه اهل نگارش نبود، اما مجموعه‌ای مفصل از سخنرانی‌هایش توسط فرزندانش ثبت و حفظ شده است.

سرانجام این استاد فرزانه در سال ۱۳۹۰ هجری شمسی و در هنگام کار در آزمایشگاه آسیب‌شناسی دار فانی را وداع گفت. مرغ جانش به آسمان پرکشید و پیکر مطهرش در بهشت رضا(ع) مشهد مقدس آرام گرفت.

 

31

فوق تخصص بیماری‌های کبد و گوارش بالغین و عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با اشاره به افزایش شیوع بیماری‌های التهابی روده (IBD) در جهان و ایران، گفت: تشخیص به‌موقع و آغاز سریع درمان می‌تواند، علائم بیماری را کنترل کرده و کیفیت زندگی بیماران را به حالت طبیعی بازگرداند.

دکتر مریم فتحی، در گفتگو با وبدا، با بیان اینکه بیماری‌های التهابی روده یا IBD از بیماری‌های مزمن دستگاه گوارش هستند، که سیستم گوارشی را درگیر می‌کنند، اظهار کرد: شیوع این بیماری در جهان رو به افزایش است. در کشورهای اروپایی از هر 1000 نفر حدود سه تا پنج نفر به این بیماری مبتلا هستند و در کشورهای آسیایی از جمله ایران نیز از هر ده هزار نفر حدود چهار تا هفت نفر به این بیماری مبتلا می‌شوند.

وی افزود: سن شایع بروز این بیماری بین ۱۵ تا ۳۵ سالگی است، اما یک پیک سنی دیگر نیز در افراد سالمند بین ۶۰ تا ۷۰ سالگی مشاهده می‌شود.

این عضو هیأت علمی دانشگاه، درباره انواع این بیماری گفت: بیماری‌های التهابی روده دو نوع اصلی دارند که شامل بیماری کرون و کولیت اولسراتیو است و الگوی درگیری در این دو بیماری تا حدودی با یکدیگر متفاوت است. در بیماری کرون ممکن است هر بخشی از دستگاه گوارش از دهان تا انتهای روده درگیر شود، در حالی که در کولیت اولسراتیو معمولاً روده بزرگ درگیر می‌شود.

دکتر فتحی، با اشاره به علت بروز این بیماری گفت: علت دقیق این بیماری هنوز مشخص نیست، اما عوامل مختلفی در ایجاد یا تشدید آن نقش دارند. مهم‌ترین عامل، واکنش نادرست سیستم ایمنی بدن است که به اشتباه علیه سلول‌های روده واکنش نشان داده و موجب التهاب می‌شود.

وی در ادامه افزود: عامل ژنتیکی نیز در بروز این بیماری نقش دارد، به‌طوری‌که اگر پدر یا مادر فردی به این بیماری مبتلا باشند، احتمال ابتلای فرزند بین دو تا ده برابر افزایش می‌یابد.

به گفته این فوق تخصص گوارش، عوامل محیطی نیز در ایجاد یا تشدید بیماری مؤثر هستند. استرس‌های زندگی به‌ویژه اگر مزمن باشند، نقش مهمی در بروز و تشدید علائم دارند. همچنین مصرف سیگار، مصرف بی‌رویه غذاهای فرآوری‌شده مانند سوسیس و کالباس، فست‌فودها و نوشابه‌ها، عفونت‌های گوارشی و مصرف بی‌رویه آنتی‌بیوتیک‌ها که باعث برهم خوردن تعادل میکروبیوم روده می‌شوند، می‌توانند در ایجاد یا تشدید این بیماری نقش داشته باشند.

وی، درباره علائم بیماری گفت: شایع‌ترین تظاهر بیماری، دوره‌های اسهال است که گاهی با دفع رگه‌های خون یا کف همراه می‌شود. دردهای شکمی به شکل کرامپ‌های شکمی، سوء جذب، کاهش وزن، بی‌حالی و کم‌خونی نیز از دیگر علائم این بیماری محسوب می‌شوند. همچنین برخی بیماران احساس فوریت در دفع را تجربه می‌کنند.

دکتر فتحی افزود: این بیماری ممکن است تظاهرات خارج روده‌ای نیز داشته باشد؛ از جمله التهاب و درد مفاصل، درگیری‌های چشمی و التهاب چشم، مشکلات کبدی و برخی تظاهرات پوستی.

وی تأکید کرد: تشخیص به‌موقع این بیماری بسیار اهمیت دارد، زیرا هرچه درمان زودتر آغاز شود، احتمال کنترل کامل علائم و بازگشت کیفیت زندگی بیمار به وضعیت طبیعی بیشتر خواهد بود.

 

این عضو هیأت علمی دانشگاه در ادمه، درباره روش‌های تشخیص گفت: تشخیص بیماری ابتدا بر اساس شرح حال بیمار انجام می‌شود و سپس آزمایش‌های خونی و مدفوعی انجام می‌گیرد. برای تأیید تشخیص معمولاً کولونوسکوپی و نمونه‌برداری انجام می‌شود و در برخی موارد نیز اندوسکوپی یا تصویربرداری‌های پیشرفته مانند MRI یا سی‌تی‌اسکن مورد نیاز است.

وی هشدار داد: در صورتی که بیمار دیر مراجعه کند یا بیماری دیر تشخیص داده شود، ممکن است آسیب‌های جبران‌ناپذیری ایجاد شود؛ از جمله تنگی و انسداد روده، ایجاد فیستول‌های روده‌ای و حتی افزایش خطر ابتلا به سرطان روده بزرگ. در چنین شرایطی گاهی نیاز به جراحی نیز ایجاد می‌شود و ممکن است بیماری به مرحله‌ای برسد که با درمان‌های ساده قابل کنترل نباشد.

دکتر فتحی درباره درمان این بیماری گفت: اساس درمان بر کنترل و سرکوب سیستم ایمنی بدن است. در این مسیر از دوره‌های کوتاه‌مدت کورتون، داروهای تعدیل‌کننده سیستم ایمنی مانند مزالازین سولفات و داروهای بیولوژیک استفاده می‌شود. داروهای بیولوژیک تحول بزرگی در درمان این بیماری ایجاد کرده‌اند و در صورت شروع به‌موقع می‌توانند علائم بیماری را کنترل کرده و کیفیت زندگی بیمار را به حالت طبیعی بازگردانند.

وی، در ادامه به توصیه‌های تغذیه‌ای برای بیماران اشاره کرد و گفت: در دوره فعال بیماری، بهتر است بیماران از غذاهای ساده و کم‌فیبر مانند برنج سفید، سوپ ساده، مرغ یا ماهی، سیب‌زمینی آب‌پز و در میان میوه‌ها موز استفاده کنند. در این دوره باید از مصرف غذاهای سرخ‌کرده، چرب، تند و غذاهای فرآوری‌شده مانند سوسیس، کالباس و

و نوشابه‌ها خودداری شود.

به گفته دکتر فتحی، در دوره فعال بیماری بهتر است مصرف سبزیجات خام و لبنیات نیز محدود شود. همچنین توصیه می‌شود تعداد وعده‌های غذایی بیشتر و حجم هر وعده کمتر باشد و مصرف مایعات کافی نیز مورد توجه قرار گیرد.

این فوق تخصص گوارش ادامه داد: زمانی که بیماری وارد مرحله خاموشی می‌شود، رژیم غذایی می‌تواند متعادل‌تر باشد. در این شرایط مصرف میوه و سبزیجات، مغزها و لبنیات کم‌چرب مشکلی ایجاد نمی‌کند و مصرف پروتئین‌های کامل مانند تخم‌مرغ، ماهی و مرغ نیز باید در برنامه غذایی گنجانده شود.

وی تأکید کرد: به‌طور کلی غذاهای فرآوری‌شده، حتی در دوره خاموشی بیماری نیز بهتر است مصرف نشوند. همچنین برخی ادویه‌ها مانند زردچوبه به دلیل خاصیت ضدالتهابی می‌توانند برای این بیماران مفید باشند.

 

32

دکتر فتحی، با اشاره به نقش مهم مدیریت استرس در کنترل بیماری گفت: کنترل استرس یکی از مهم‌ترین عوامل در کاهش علائم و حفظ بیماری در مرحله خاموشی است. خواب کافی، ورزش منظم، انجام تمرین‌هایی مانند یوگا و مدیتیشن و در صورت وجود استرس‌های شدید زندگی، مراجعه به روان‌شناس یا روان‌پزشک می‌تواند در مدیریت استرس و کنترل بیماری بسیار مؤثر باشد.

وی همچنین بر اهمیت اصلاح سبک زندگی تأکید کرد و گفت: ترک سیگار، پیاده‌روی منظم، رعایت بهداشت فردی، شستن دست‌ها قبل از غذا، شستن کامل میوه‌ها و سبزیجات و پخت کامل مواد غذایی می‌تواند از بروز عفونت‌های گوارشی و تشدید علائم بیماری جلوگیری کند.

این عضو هیأت علمی دانشگاه در پایان خاطرنشان کرد: نکته بسیار مهم در درمان این بیماری آن است، که درمان نباید به‌صورت خودسرانه قطع شود. حتی اگر بیماری کاملاً خاموش شود و علائم از بین برود و کیفیت زندگی بیمار به حالت طبیعی بازگردد. به گفته وی، ادامه درمان تحت نظر پزشک ضروری است. ممکن است پزشک با توجه به شرایط بیمار نوع دارو یا دوز آن را تغییر دهد، اما قطع کامل دارو بدون نظر متخصص گوارش می‌تواند باعث عود بیماری شود. بنابراین بیماران باید همواره تحت نظر پزشک متخصص باشند تا بیماری در مرحله خاموشی باقی بماند و برای آنان مشکل جدی ایجاد نکند.

 به افزایش بیماری‌های التهابی روده در جهان و ایران؛ تأکید بر تشخیص زودهنگام و تداوم درمان

فوق تخصص بیماری‌های کبد و گوارش بالغین و عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با اشاره به افزایش شیوع بیماری‌های التهابی روده (IBD) در جهان و ایران، گفت: تشخیص به‌موقع و آغاز سریع درمان می‌تواند، علائم بیماری را کنترل کرده و کیفیت زندگی بیماران را به حالت طبیعی بازگرداند.

دکتر مریم فتحی، در گفتگو با وبدا، با بیان اینکه بیماری‌های التهابی روده یا IBD از بیماری‌های مزمن دستگاه گوارش هستند، که سیستم گوارشی را درگیر می‌کنند، اظهار کرد: شیوع این بیماری در جهان رو به افزایش است. در کشورهای اروپایی از هر 1000 نفر حدود سه تا پنج نفر به این بیماری مبتلا هستند و در کشورهای آسیایی از جمله ایران نیز از هر ده هزار نفر حدود چهار تا هفت نفر به این بیماری مبتلا می‌شوند.

وی افزود: سن شایع بروز این بیماری بین ۱۵ تا ۳۵ سالگی است، اما یک پیک سنی دیگر نیز در افراد سالمند بین ۶۰ تا ۷۰ سالگی مشاهده می‌شود.

این عضو هیأت علمی دانشگاه، درباره انواع این بیماری گفت: بیماری‌های التهابی روده دو نوع اصلی دارند که شامل بیماری کرون و کولیت اولسراتیو است و الگوی درگیری در این دو بیماری تا حدودی با یکدیگر متفاوت است. در بیماری کرون ممکن است هر بخشی از دستگاه گوارش از دهان تا انتهای روده درگیر شود، در حالی که در کولیت اولسراتیو معمولاً روده بزرگ درگیر می‌شود.

دکتر فتحی، با اشاره به علت بروز این بیماری گفت: علت دقیق این بیماری هنوز مشخص نیست، اما عوامل مختلفی در ایجاد یا تشدید آن نقش دارند. مهم‌ترین عامل، واکنش نادرست سیستم ایمنی بدن است که به اشتباه علیه سلول‌های روده واکنش نشان داده و موجب التهاب می‌شود.

وی در ادامه افزود: عامل ژنتیکی نیز در بروز این بیماری نقش دارد، به‌طوری‌که اگر پدر یا مادر فردی به این بیماری مبتلا باشند، احتمال ابتلای فرزند بین دو تا ده برابر افزایش می‌یابد.

به گفته این فوق تخصص گوارش، عوامل محیطی نیز در ایجاد یا تشدید بیماری مؤثر هستند. استرس‌های زندگی به‌ویژه اگر مزمن باشند، نقش مهمی در بروز و تشدید علائم دارند. همچنین مصرف سیگار، مصرف بی‌رویه غذاهای فرآوری‌شده مانند سوسیس و کالباس، فست‌فودها و نوشابه‌ها، عفونت‌های گوارشی و مصرف بی‌رویه آنتی‌بیوتیک‌ها که باعث برهم خوردن تعادل میکروبیوم روده می‌شوند، می‌توانند در ایجاد یا تشدید این بیماری نقش داشته باشند.

وی، درباره علائم بیماری گفت: شایع‌ترین تظاهر بیماری، دوره‌های اسهال است که گاهی با دفع رگه‌های خون یا کف همراه می‌شود. دردهای شکمی به شکل کرامپ‌های شکمی،

سوء جذب، کاهش وزن، بی‌حالی و کم‌خونی نیز از دیگر علائم این بیماری محسوب می‌شوند. همچنین برخی بیماران احساس فوریت در دفع را تجربه می‌کنند.

دکتر فتحی افزود: این بیماری ممکن است تظاهرات خارج روده‌ای نیز داشته باشد؛ از جمله التهاب و درد مفاصل، درگیری‌های چشمی و التهاب چشم، مشکلات کبدی و برخی تظاهرات پوستی.

وی تأکید کرد: تشخیص به‌موقع این بیماری بسیار اهمیت دارد، زیرا هرچه درمان زودتر آغاز شود، احتمال کنترل کامل علائم و بازگشت کیفیت زندگی بیمار به وضعیت طبیعی بیشتر خواهد بود.

این عضو هیأت علمی دانشگاه در ادمه، درباره روش‌های تشخیص گفت: تشخیص بیماری ابتدا بر اساس شرح حال بیمار انجام می‌شود و سپس آزمایش‌های خونی و مدفوعی انجام می‌گیرد. برای تأیید تشخیص معمولاً کولونوسکوپی و نمونه‌برداری انجام می‌شود و در برخی موارد نیز اندوسکوپی یا تصویربرداری‌های پیشرفته مانند MRI یا سی‌تی‌اسکن مورد نیاز است.

وی هشدار داد: در صورتی که بیمار دیر مراجعه کند یا بیماری دیر تشخیص داده شود، ممکن است آسیب‌های جبران‌ناپذیری ایجاد شود؛ از جمله تنگی و انسداد روده، ایجاد فیستول‌های روده‌ای و حتی افزایش خطر ابتلا به سرطان روده بزرگ. در چنین شرایطی گاهی نیاز به جراحی نیز ایجاد می‌شود و ممکن است بیماری به مرحله‌ای برسد که با درمان‌های ساده قابل کنترل نباشد.

دکتر فتحی درباره درمان این بیماری گفت: اساس درمان بر کنترل و سرکوب سیستم ایمنی بدن است. در این مسیر از دوره‌های کوتاه‌مدت کورتون، داروهای تعدیل‌کننده سیستم ایمنی مانند مزالازین سولفات و داروهای بیولوژیک استفاده می‌شود. داروهای بیولوژیک تحول بزرگی در درمان این بیماری ایجاد کرده‌اند و در صورت شروع به‌موقع می‌توانند علائم بیماری را کنترل کرده و کیفیت زندگی بیمار را به حالت طبیعی بازگردانند.

وی، در ادامه به توصیه‌های تغذیه‌ای برای بیماران اشاره کرد و گفت: در دوره فعال بیماری، بهتر است بیماران از غذاهای ساده و کم‌فیبر مانند برنج سفید، سوپ ساده، مرغ یا ماهی، سیب‌زمینی آب‌پز و در میان میوه‌ها موز استفاده کنند. در این دوره باید از مصرف غذاهای سرخ‌کرده، چرب، تند و غذاهای فرآوری‌شده مانند سوسیس، کالباس و نوشابه‌ها خودداری شود.

به گفته دکتر فتحی، در دوره فعال بیماری بهتر است مصرف سبزیجات خام و لبنیات نیز محدود شود. همچنین توصیه می‌شود تعداد وعده‌های غذایی بیشتر و حجم هر وعده کمتر باشد و مصرف مایعات کافی نیز مورد توجه قرار گیرد.

این فوق تخصص گوارش ادامه داد: زمانی که بیماری وارد مرحله خاموشی می‌شود، رژیم غذایی می‌تواند متعادل‌تر باشد. در این شرایط مصرف میوه و سبزیجات، مغزها و لبنیات کم‌چرب مشکلی ایجاد نمی‌کند و مصرف پروتئین‌های کامل مانند تخم‌مرغ، ماهی و مرغ نیز باید در برنامه غذایی گنجانده شود.

وی تأکید کرد: به‌طور کلی غذاهای فرآوری‌شده، حتی در دوره خاموشی بیماری نیز بهتر است مصرف نشوند. همچنین برخی ادویه‌ها مانند زردچوبه به دلیل خاصیت ضدالتهابی می‌توانند برای این بیماران مفید باشند.

خاموشی کامل علائم به معنای پایان درمان IBD نیست

دکتر فتحی، با اشاره به نقش مهم مدیریت استرس در کنترل بیماری گفت: کنترل استرس یکی از مهم‌ترین عوامل در کاهش علائم و حفظ بیماری در مرحله خاموشی است. خواب کافی، ورزش منظم، انجام تمرین‌هایی مانند یوگا و مدیتیشن و در صورت وجود استرس‌های شدید زندگی، مراجعه به روان‌شناس یا روان‌پزشک می‌تواند در مدیریت استرس و کنترل بیماری بسیار مؤثر باشد.

وی همچنین بر اهمیت اصلاح سبک زندگی تأکید کرد و گفت: ترک سیگار، پیاده‌روی منظم، رعایت بهداشت فردی، شستن دست‌ها قبل از غذا، شستن کامل میوه‌ها و سبزیجات و پخت کامل مواد غذایی می‌تواند از بروز عفونت‌های گوارشی و تشدید علائم بیماری جلوگیری کند.

 

این عضو هیأت علمی دانشگاه در پایان خاطرنشان کرد: نکته بسیار مهم در درمان این بیماری آن است، که درمان نباید به‌صورت خودسرانه قطع شود. حتی اگر بیماری کاملاً خاموش شود و علائم از بین برود و کیفیت زندگی بیمار به حالت طبیعی بازگردد. به گفته وی، ادامه درمان تحت نظر پزشک ضروری است. ممکن است پزشک با توجه به شرایط بیمار نوع دارو یا دوز آن را تغییر دهد، اما قطع کامل دارو بدون نظر متخصص گوارش می‌تواند باعث عود بیماری شود. بنابراین بیماران باید همواره تحت نظر پزشک متخصص باشند تا بیماری در مرحله خاموشی باقی بماند و برای آنان مشکل جدی ایجاد نکند.

 

 

33

به مناسبت هفته کار و کارگر، محمدرضا فرهمند از نیروهای خدمات بیمارستان قائم(عج) در مسابقات مچ‌اندازی دانشگاه علوم پزشکی مشهد توانست در دو وزن ۸۵ و ۹۵ کیلوگرم، در هر دو دست راست و چپ مقام اول را کسب کند.

در گفتگو با وبدا، محمد رضا اظهار کرد: این رقابت‌ها در پردیس دانشگاه علوم پزشکی مشهد و به میزبانی این دانشگاه برگزار شد و در هر وزن حدود ۶ نفر شرکت‌کننده حضور داشتند.

وی   در این مسابقات موفق شد ، در وزن ۸۵ کیلوگرم و همچنین یک وزن بالاتر یعنی ۹۵ کیلوگرم، در هر دو بخش دست راست و دست چپ مقام اول را به کسب کند.

این ورزشکار  جوان، با اشاره به اهمیت علاقه و پشتکار در ورزش گفت: در ورزش اراده و علاقه بسیار مهم است و نمی‌توان مسیر چند ساله را در یک شب طی کرد، زیرا چنین کاری می‌تواند به بدن آسیب وارد کند.

فرهمند همچنین درباره وضعیت ورزش در میان کارکنان گفت: برای ما ورزش بیشتر جنبه حفظ سلامت و فعالیت روزمره دارد و شاید آینده حرفه‌ای خاصی نداشته باشد، اما همین فعالیت‌ها باعث حفظ روحیه و سلامتی می‌شود.

وی با بیان اینکه قدردانی از ورزشکاران می‌تواند انگیزه آنان را افزایش دهد، افزود: وقتی فردی در مسابقات مقام کسب می‌کند انتظار دارد از او تقدیر شود و به قول‌هایی که داده می‌شود عمل شود. بیمارستان قائم(عج)، نام بزرگی دارد و اگر برای ورزشکاران ارزش قائل شود، حتی اقدام کوچکی مانند اهدای یک دست لباس ورزشی با آرم بیمارستان می‌تواند انگیزه و شوق ادامه فعالیت ورزشی را در افراد افزایش دهد.

 

34

فوق تخصص آلرژی و ایمونولوژی بالینی بیمارستان قائم(عج) از مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد، از کنفرانس علمی یک‌روزه مروری بر اورژانس‌ها و اختلالات آلرژیک در دوران بارداری خبر داد. وی افزود: این کنفرانس با حضور جمعی از متخصصان و پزشکان، ۱۷ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵ از ساعت ۸:۳۰ صبح در سالن پندی بیمارستان قائم(عج) برگزار خواهد شد.

دکتر ملیکا زارعی ثانی، دبیر علمی و اجرایی این کنفرانس در گفتگو با وبدا، هدف از برگزاری این کنفرانس را بررسی تازه‌ترین رویکردها در تشخیص و مدیریت اورژانس‌ها و اختلالات آلرژیک در دوران بارداری عنوان کرد و افزود: این برنامه، برای گروه‌های هدف شامل فوق تخصص‌های آلرژی و ایمونولوژی بالینی و اطفال، متخصصان داخلی، طب اورژانس، پوست و زنان، پزشکان خانواده و پزشکان عمومی برنامه‌ریزی شده است.

وی افزود: اعضای کمیته علمی این کنفرانس را دکتر فرحزاد جباری آزاد، دکتر ملیکا زارعی ثانی، دکتر یاسر یادگاری، دکتر سمانه کوزه‌گران، دکتر سلمه دادگر و دکتر محمدعلی کراچیان تشکیل می‌دهند.

به گفته دکتر زارعی ثانی، این کنفرانس دارای امتیاز بازآموزی بوده و علاقه‌مندان برای شرکت در آن، می‌توانند از طریق سامانه آموزش مداوم دانشگاه علوم پزشکی مشهد ثبت‌نام کنند.

 

 

35

متخصص سم‌شناسی و پزشکی قانونی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با اشاره به افزایش فعالیت حشرات و جانوران گزنده در فصل بهار گفت: با گرم‌تر شدن هوا موارد گزش در میان مردم بیشتر می‌شود و آگاهی از علائم، اقدامات اولیه و راه‌های پیشگیری می‌تواند نقش مهمی در کاهش عوارض ناشی از این گزش‌ها داشته باشد.

دکتر داوود سروش در گفتگو با وبدا، درباره گزش حشرات و جانوران گزنده در فصل بهار اظهار داشت: با آغاز فصل بهار و افزایش دما، فعالیت بسیاری از حشرات و جانوران گزنده مانند زنبورها، پشه‌ها، کنه‌ها و برخی عنکبوت‌ها افزایش پیدا می‌کند و همین موضوع باعث بیشتر شدن موارد گزش در میان افراد جامعه می‌شود. به گفته وی، این مسئأه به‌ویژه در میان افرادی که بیشتر در طبیعت حضور دارند مانند طبیعت‌گردان، کشاورزان و همچنین کودکان شایع‌تر است.

وی، در توضیح مفهوم گزش گفت: گزش به ورود مواد سمی یا تحریک‌کننده، از طریق نیش یا دهان جانور به بدن گفته می‌شود و این مواد می‌توانند واکنش‌های مختلفی در بدن ایجاد کنند. در بسیاری از موارد واکنش‌ها به صورت موضعی بروز می‌کنند و فرد دچار قرمزی، تورم، درد، سوزش یا خارش در محل گزش می‌شود، اما در برخی شرایط ممکن است واکنش‌های شدیدتر و گسترده‌تری نیز ایجاد شود.

این متخصص سم‌شناسی افزود: در بعضی افراد به‌ویژه کسانی که زمینه حساسیت دارند، گزش می‌تواند باعث بروز علائم شدیدتری مانند کهیر گسترده در بدن، تنگی نفس، سرگیجه یا افت فشار خون و همچنین تورم صورت و گلو شود. وی تأکید کرد: این علائم می‌تواند نشانه واکنش آلرژیک شدید یا آنافیلاکسی باشد و در چنین شرایطی فرد باید هرچه سریع‌تر به مراکز درمانی مراجعه کند.

دکتر سروش، درباره اقدامات اولیه پس از گزش تصریح کرد: نخستین اقدام شست‌وشوی محل گزش با آب و صابون است، تا آلودگی‌های احتمالی از بین برود. اگر نیش در محل باقی مانده باشد، مانند گزش زنبور، باید به‌آرامی خارج شود. استفاده از کمپرس سرد نیز می‌تواند به کاهش تورم و درد کمک کند. همچنین توصیه می‌شود فرد از خاراندن محل گزش خودداری کند، زیرا این کار ممکن است باعث ایجاد عفونت شود. در برخی موارد نیز با نظر پزشک می‌توان از داروهای ضدحساسیت برای کاهش علائم استفاده کرد.

وی، همچنین با اشاره به شرایط گزش و ضرورت مراجعه به پزشک گفت: اگر فرد پس از گزش دچار علائم شدید حساسیتی مانند تنگی نفس، تورم صورت یا بی‌حالی شود باید فوراً به مراکز درمانی مراجعه کند. همچنین گزش در ناحیه سر و گردن، گزش توسط جانوران ناشناخته یا احتمالاً سمی و ادامه یافتن یا تشدید علائم طی ۲۴ تا ۴۸ ساعت از دیگر مواردی است که نیاز به بررسی پزشکی دارد.

 

این متخصص سم‌شناسی، با اشاره به راه‌های پیشگیری از گزش در فصل بهار اظهار کرد: استفاده از لباس‌های روشن و پوشیده هنگام حضور در طبیعت، به‌کارگیری مواد دافع حشرات، پرهیز از نزدیک شدن به لانه حشرات و بررسی بدن از نظر وجود کَنه پس از بازگشت از طبیعت از مهم‌ترین اقدامات پیشگیرانه محسوب می‌شود. وی همچنین تأکید کرد: رها نکردن زباله و مواد غذایی در محیط‌های باز می‌تواند، به کاهش حضور حشرات و در نتیجه کاهش احتمال گزش کمک کند.

 

 

 

36

متخصص ارتودنسی و دانشیار پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی مشهد از پژوهش مشترک دانشگاه علوم پزشکی مشهد و دانشگاه شاهد خبر داد و گفت: این پژوهش نشان می‌دهد مینی‌اسکروهای تیتانیومی با طراحی به‌روز شده، در مقایسه با نمونه‌های استیل ضدزنگ استحکام بیشتر و میزان شکست به‌مراتب کمتری دارند؛ نتایجی که به گفته پژوهشگران، از نظر آماری نیز معنی‌دار است.

دکتر فرزانه احراری، در گفتگو، با وبدا پیرامون این خبر اظهار داشت:  در این پژوهش میزان موفقیت مینی‌اسکروهای استخوانی زایگوماتیک از جنس تیتانیوم با نمونه‌های استیل ضدزنگ مقایسه شده است.

به گفته وی، مینی‌اسکروها به‌عنوان ابزار کلیدی در کنترل حرکات دندانی در ارتودنسی، معمولاً از جنس تیتانیوم ساخته می‌شوند؛ اما هنگام اعمال نیروهای شدید، مانند عقب بردن قوس دندانی بالا، گاهی استحکام کافی را تأمین نمی‌کنند. دکتر احراری توضیح داد که به همین دلیل در برخی موارد از مینی‌اسکروهای استیل استفاده می‌شود، اما این جنس ممکن است موجب حساسیت در بیماران شود و از نظر زیست‌سازگاری نسبت به تیتانیوم در رتبه پایین‌تری قرار می‌گیرد.

وی افزود: در طراحی‌های قبلی، مینی‌اسکروهای تیتانیومی استحکام لازم را ایجاد نمی‌کردند. به همین دلیل، با همکاری دانشگاه شاهد و شرکت سازنده، یک طراحی جدید ارائه شد که در آن تغییراتی در ابعاد، طول و تعداد رزوه‌های پیچ اعمال شد تا استحکام مورد نیاز فراهم شود.

به گفته دکتر احراری، نمونه‌های تیتانیومی با طراحی جدید در آزمایش‌ها عملکرد بهتری نسبت به نوع استیل نشان دادند و میزان شکست (Failure) در آن‌ها به‌طور قابل توجهی کمتر بود. این تفاوت از نظر آماری نیز معنادار گزارش شده است. هر دو گروه از مینی‌اسکروها ساخت شرکت‌های کره‌ای بوده‌اند و طراحی جدید به سفارش تیم تحقیقاتی ایرانی تولید شده است.

وی همچنین تصریح کرد: مقاله مربوط به این پژوهش تدوین شده و به‌زودی برای انتشار در مجلات علمی ارسال خواهد شد.

 

 

37

دانشیار گروه سلامت دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، از نتایج یک مطالعه کیفی درباره دلایل عدم مشارکت والدین در طرح وارنیش فلوراید مدارس خبر داد و گفت: کمبود آگاهی، باورهای شبه‌علمی درباره مضرات فلوراید و تأثیرپذیری از اطلاعات منتشر شده در شبکه‌های اجتماعی از مهم‌ترین عواملی است که موجب شده میزان مشارکت در این طرح پیشگیرانه به حدود ۴۲ درصد برسد.

دکتر صابر بابازاده، در گفتگو با وبدا، پیرامون این خبر درباره دلایل عدم مشارکت والدین در طرح وارنیش فلوراید مدارس گفت: عنوان این طرح، تبیین علت عدم مشارکت و تمایل والدین برای دریافت خدمات فلوراید در مدارس توسط شبکه بهداشت است که به صورت یک مطالعه کیفی انجام شد.

وی با اشاره به بررسی های انجام شده افزود: این بررسی ها در سال ۱۴۰۳ میانگین مشارکت مدارس در طرح وارنیش فلوراید در سطح دانشگاه علوم پزشکی حدود ۴۲ درصد بوده که رقم پایینی محسوب می‌شود. این در حالی است که برای اجرای این برنامه پیشگیرانه حدود ۸ میلیارد تومان وارنیش فلوراید تهیه شده اما در بسیاری از موارد والدین اجازه ارائه این خدمت را به فرزندان خود نداده‌اند.

بابازاده، با تأکید بر سابقه طولانی استفاده از فلوراید در جهان افزود:  محصولات فلورایدی بیش از ۸۰ سال است که در دنیا مورد استفاده قرار می‌گیرند و مطالعات نشان می‌دهد، استفاده از وارنیش فلوراید می‌تواند در دندان‌های دائمی کودکان حدود ۴۷ تا ۵۰ درصد از میزان پوسیدگی را کاهش دهد.

وی، درباره روش انجام این پژوهش گفت: در این مطالعه با ۳۲ نفر از والدینی که با اجرای وارنیش فلوراید برای فرزندان خود مخالفت کرده بودند، مصاحبه‌های کیفی انجام شد تا دلایل این امتناع بررسی شود.

نتایج این تحقیق نشان داد، یکی از مهم‌ترین دلایل مخالفت والدین، نداشتن آگاهی کافی درباره فلوراید و باور به آسیب‌زا بودن آن است. برخی والدین معتقد بودند فلوراید می‌تواند به دندان آسیب بزند یا حتی بر ذهن و ضریب هوشی کودکان تأثیر منفی بگذارد؛ ادعاهایی که از نظر علمی تأیید نشده‌اند.

به گفته این پژوهشگر، برخی دیگر نیز فلوراید را ماده‌ای  غیرطبیعی  و صرفاً شیمیایی می‌دانستند و اطلاعی از وجود طبیعی آن در منابعی مانند آب و برخی مواد غذایی نداشتند.

بابازاده در ادامه اضافه کرد: بخش مهمی از این باورها از طریق اینترنت و شبکه‌های اجتماعی شکل گرفته است. بیشتر والدین شرکت‌کننده در این مطالعه اعلام کردند اطلاعات خود را از شبکه‌هایی مانند اینستاگرام، ایتا و شاد دریافت کرده‌اند و تنها یک نفر، در این زمینه با دندانپزشک مشورت کرده است.

 

وی افزود:  حتی در برخی موارد والدین اشاره کرده بودند که آب آشامیدنی خود را تصفیه می‌کنند، تا فلوراید آن حذف شود؛ در حالی که فلوریداسیون آب آشامیدنی سال‌هاست در بسیاری از کشورهای جهان اجرا و از نظر علمی تأیید شده است.

از دیگر عوامل مؤثر بر مخالفت والدین، تجربه نامطلوب برخی کودکان پس از دریافت وارنیش فلوراید در مدارس عنوان شد؛ تجربه‌هایی مانند حالت تهوع یا احساس ناخوشایند که در مواردی باعث شده والدین از تکرار این اقدام جلوگیری کنند.

بابازاده با اشاره به ادامه این تحقیقات گفت:  بر اساس نتایج این مطالعه کیفی، مرحله بعدی پژوهش به طراحی پرسشنامه استاندارد برای بررسی گسترده‌تر دلایل مخالفت والدین در مدارس اختصاص دارد که توسط تیم پژوهشی اجرا خواهد شد.

وی، همچنین از انجام مطالعه‌ای دیگر برای بررسی دیدگاه و میزان باور پرسنل بهداشتی نسبت به اجرای این طرح خبر داد و افزود: ممکن است میزان باور و انگیزه ارائه‌دهندگان خدمت نیز در کاهش مشارکت مؤثر باشد که این موضوع در قالب یک پایان‌نامه جداگانه بررسی خواهد شد.

بابازاده در پایان تأکید کرد: یکی از مهم‌ترین یافته‌های این مطالعه، نقش پررنگ باورهای شبه‌علمی و تأثیر رسانه‌های تعاملی یا همان شبکه‌های اجتماعی در شکل‌گیری نگرش والدین است؛ رسانه‌هایی که با الگوریتم‌های خود، کاربران را بیشتر در معرض محتوای مورد علاقه‌شان قرار می‌دهند و در برخی موارد می‌توانند باعث تقویت باورهای نادرست شوند.

 

38

یک مطالعه کلینیکی انجام‌شده روی 34 بیمار مبتلا به لبخند لثه ای، توسط تیم ارتودنسی دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، به سرپرستی دکتر محبوبه دهقانی نشان داد، تزریق بوتاکس می‌تواند میزان دیده‌شدن لثه در لبخند را به‌طور قابل‌توجهی کاهش دهد و رضایت بیماران را تا بیش از ۸۰ درصد افزایش دهد.

دکتر محبوبه دهقانی، دانشیار گروه ارتودنسی، در گفتگو با وبدا، با اعلام انجام یک طرح کلینیکی مشترک با همکاری مهلا جعفری، دانشجوی این گروه، گفت: این طرح به بررسی میزان اثربخشی تزریق بوتاکس در مدیریت لبخند لثه‌ای و سنجش رضایت بیماران پرداخته است.

به گفته دکتر دهقانی، این پروژه با عنوان بررسی نقش تزریق بوتاکس در کاهش دیده‌شدن لثه هنگام لبخند و میزان ماندگاری اثر آن بود، که در جریان تعطیلی‌های ناشی از  جنگ ۱۲ روزه  با چالش‌هایی مواجه شد، اما در نهایت با پیگیری دقیق دانشجو و همراهی تیم درمانی به نتیجه رسید.

وی افزود: در این طرح 34 بیمار که بیش از 3 میلی‌متر دیده‌شدن لثه در لبخند داشتند، پس از ارزیابی‌های اولیه تحت تزریق بوتاکس در نواحی اطراف بینی و بالای لب قرار گرفتند. اندازه‌گیری‌ها در چهار مرحله شامل قبل از درمان، یک هفته، شش هفته و ۲۱ هفته پس از تزریق انجام شد.

دکتر دهقانی، درباره این پژوهش گفت: بر اساس نتایج، میزان دیده‌شدن لثه از میانگین 4 میلی‌متر پیش از درمان، پس از یک هفته به حدود 0.1 میلی‌متر کاهش یافت. این عدد پس از شش هفته به حدود 0.2 تا 0.3 میلی‌متر رسید و در هفته بیست‌ویکم (معادل ۵ ماه) میانگین آن حدود 2.5 میلی‌متر بود؛ به این معنا که حدود ۵۰ درصد اثر درمان تا پایان دوره اندازه‌گیری حفظ شد.

وی در ادامه ضمن رضایت چشمگیر بیماران در این زمینه تصریح کرد: رضایت بیماران که در ابتدا به‌طور میانگین 45 درصد گزارش شده بود، پس از یک هفته به 75 درصد و در هفته ششم به حدود 80 درصد افزایش یافت. جالب آن است، درحالی‌که در هفته ششم مقدار دیده‌شدن لثه اندکی بیشتر شده بود، رضایت بیماران افزایش یافت. به گفته دکتر دهقانی احتمالاً طبیعی‌تر شدن لبخند پس از گذشت زمان کوتاهی از تزریق، دلیل این افزایش رضایت بوده است.

 

وی افزود: از میان عوارض احتمالی، تنها مواردی مانند درد لحظه تزریق به‌ویژه با برند خارجی دیسپورت و احتمال اندک عدم تقارن اولیه مشاهده شد، که معمولاً با تزریق اصلاحی در هفته دوم برطرف می‌شد. عوارض جدی مانند واکنش‌های حساسیتی در این مطالعه گزارش نشد.

دکتر دهقانی تأکید کرد : که بوتاکس می‌تواند به‌عنوان روشی ایمن، غیرتهاجمی و کم‌عارضه برای بیماران دارای لبخند لثه‌ای مورد استفاده قرار گیرد و جایگزین مناسبی برای روش‌های جراحی پرهزینه و تهاجمی در بسیاری از موارد باشد. وی افزود: بازخورد بیماران بسیار مثبت بوده و بسیاری از آنان تقاضای انجام مجدد درمان پس از کاهش اثر بوتاکس را داشته‌اند.

 

 

39

پژوهش جدید دانشگاه علوم پزشکی مشهد نشان داد عملکرد فیشورسیلانت ایرانی کبالت و همتای آمریکایی آن، Clinpro از نظر ریزنشت همتراز است. در یک مطالعه آزمایشگاهی انجام‌ شده در گروه دندانپزشکی کودکان دانشگاه علوم پزشکی مشهد، عملکرد شیارپوش رزینی ایرانی کبالت با نمونه استاندارد و شناخته‌شده آمریکایی Clinpro مقایسه شد. نتایج این تحقیق حاکی از آن است، که میزان ریزنشت یا میکرولیکیج این دو محصول، چه با استفاده از باندینگ و چه بدون آن، اختلاف معناداری نداشته و هر دو ماده عملکرد مشابه و قابل‌قبولی ارائه کردند.

دکتر علیرضا صرّاف، استاد گروه دندانپزشکی کودکان دانشکده دندانپزشکی، در گفتگو با وبدا، با اعلام نتایج موفقیت آمیز این طرح‌ پژوهشی گفت: این پژوهش با هدف بررسی و مقایسه ریزنشت (Microleakage) شیارپوش ایرانی کبالت و نمونه آمریکایی Clinpro که به‌عنوان یکی از معتبرترین و استانداردترین محصولات جهانی شناخته می‌شود، انجام گرفته است.

به گفته دکتر صراف، شیارپوش‌ها یکی از مهم‌ترین ابزارهای پیشگیری از پوسیدگی دندان در کودکان و نوجوانان به شمار می‌روند؛ بیماری‌ای که با وجود شیوع بسیار بالا در جهان، هزینه‌برترین درمان در مجموعه بیماری‌های بشر محسوب می‌شود. وی تأکید کرد: پیشگیری از پوسیدگی به ‌مراتب اثربخش‌تر و کم‌هزینه‌تر از درمان آن است و شیارپوشی دندان‌های تازه‌روییده خصوصاً دندان شش دائمی نقشی کلیدی در سلامت دهان و دندان دارد.

دکتر صراف، در ادامه افزود: در این مطالعه آزمایشگاهی، ریزنشت دو محصول به روش نفوذ رنگ بررسی شد. همچنین اثر استفاده از یک باندینگ استاندارد ژاپنی (GC) نیز در نتایج مورد توجه قرار گرفت. وی درباره نتایج این پژوهش گفت: چه با کاربرد باندینگ و چه بدون آن، عملکرد شیارپوش ایرانی کبالت با نمونه آمریکایی Clinpro تفاوت معناداری نداشت و هر دو ماده توانستند در بررسی ریزنشت عملکرد مناسبی نشان دهند.

پژوهشگر دانشکده دندانپزشکی گفت: این یافته‌ها می‌تواند نویدبخش استفاده گسترده‌تر از نمونه ایرانی در مراکز درمانی باشد؛ چرا که کارایی مشابه، در کنار دسترسی آسان‌تر و هزینه کمتر، می‌تواند به ارتقای سلامت دهان و دندان در جامعه کمک کند.

دکتر صراف یادآور شد: بهترین زمان برای انجام شیارپوش دندان‌ها معمولاً سه تا پنج سال پس از رویش دندان‌های دائمی است و دندان‌های شش و هفت دائمی نخستین گزینه‌های توصیه‌شده برای این اقدام پیشگیرانه محسوب می‌شوند. شایان ذکر است این طرح با همکاری استاد ارجمند سرکار خانم دکتر معصومه ابراهیمی و همچنین دانشجوی کوشای این پایان نامه، سرکار خانم دکتر ریحانه ابریشمی انجام شد.

 

 

 

40

عضو هیأت علمی گروه پاتولوژی دهان، فک و صورت دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، از انجام پژوهشی درباره  هوش اخلاقی در میان دانشجویان دندانپزشکی خبر داد و گفت: نتایج این مطالعه نشان می‌دهد بخش قابل توجهی از دانشجویان در سطح مطلوب هوش اخلاقی قرار ندارند؛ موضوعی که می‌تواند در تشخیص و ارجاع به‌موقع بیماران مبتلا به ضایعات دهانی و سرطان‌های دهان تأثیرگذار باشد.

 دکتر نرگس قاضی، در گفتگو با وبدا، در معرفی طرح پژوهشی خود با عنوان  بررسی مؤلفه‌های هوش اخلاقی در دانشجویان دندانپزشکی  اظهار کرد: از ابتدای فعالیت خود به عنوان عضو هأئت علمی، بیشتر پایان‌نامه‌ها و طرح‌های پژوهشی‌ام در حوزه پاتولوژی دهان و به‌طور خاص سرطان‌های دهان بوده است.

وی، با اشاره به افزایش بروز سرطان‌های دهان در سنین پایین‌تر در دهه‌های اخیر افزود: شایع‌ترین مورد در میان این سرطان‌ها، سرطان زبان است و تشخیص زودهنگام آن نقش بسیار مهمی در افزایش شانس بقا دارد. در صورتی که این بیماری در مراحل اولیه تشخیص داده شود، بیش از ۸۵ درصد بیماران شانس بقای بالاتری خواهند داشت؛ اما متأسفانه بسیاری از بیماران در مراحل پیشرفته بیماری به مراکز درمانی مراجعه می‌کنند.

دکتر قاضی ادامه داد: این مسأله باعث شد، به نقش دندانپزشکان عمومی و متخصص در تشخیص و ارجاع به‌موقع ضایعات دهانی بیشتر توجه کنم. زمانی که یک دندانپزشک در معاینه دهان با یک زخم یا ضایعه مواجه می‌شود، تصمیم او در مورد ارجاع بیمار بسیار حیاتی است. این تصمیم‌گیری تا حد زیادی به  هوش اخلاقی  فرد و میزان مسئولیت‌پذیری حرفه‌ای او مرتبط است.

وی با بیان اینکه مفهوم  هوش اخلاقی  برای نخستین بار توسط بوریا، استاد روان‌شناسی بالینی دانشگاه سانفرانسیسکو مطرح شد، گفت: هوش اخلاقی ترکیبی از توانایی‌های شناختی و پایبندی به ارزش‌های اخلاقی است که به فرد کمک می‌کند در موقعیت‌های حرفه‌ای بهترین تصمیم را اتخاذ کند. این ویژگی ذاتی نیست و می‌تواند از طریق آموزش، محیط مناسب و الگوهای رفتاری صحیح تقویت شود.

عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد تصریح کرد: در این پژوهش حدود ۲۰۰ نفر از دانشجویان دندانپزشکی در ورودی‌های مختلف مورد بررسی قرار گرفتند تا وضعیت هوش اخلاقی آنها ارزیابی شود.

وی افزود: در این مطالعه چهار مؤلفه اصلی شامل همدلی، مسئولیت‌پذیری، بخشش و درستکاری مورد بررسی قرار گرفت و برخی زیرمؤلفه‌ها نیز تحلیل شد.

دکتر قاضی، درباره نتایج این پژوهش گفت: یافته‌ها نشان داد که مسئولیت‌پذیری در دانشجویان ترم‌های بالاتر بیشتر است، در حالی که برخی زیرمؤلفه‌ها مانند صداقت و راستگویی در دانشجویان ورودی جدید برجسته‌تر مشاهده شد.

وی در ادامه افزود: بر اساس نتایج به‌دست‌آمده، دانشجویان از نظر سطح هوش اخلاقی به چهار گروه ضعیف، نسبتاً خوب، خوب و خیلی خوب تقسیم شدند. نتایج نشان داد حدود ۱۳ درصد از دانشجویان در سطح  خیلی خوب ، حدود ۵۵ درصد در سطح  خوب و نزدیک به ۳۰ درصد در سطح  ضعیف  قرار دارند و در این بررسی موردی در سطح  عالی مشاهده نشد.

عضو هیأت علمی گروه پاتولوژی دهان، فک و صورت تأکید کرد: این نتایج نشان می‌دهد لازم است اساتید و محیط‌های آموزشی دانشگاهی بستر مناسب‌تری، برای تقویت هوش اخلاقی دانشجویان فراهم کنند، تا آنها در زمان فارغ‌التحصیلی با سطح بالاتری از مسئولیت‌پذیری حرفه‌ای وارد محیط کار شوند.

دکتر قاضی، در پایان درباره تجربه‌های شخصی اش از تماس‌های دانشجویان پس از فارغ‌التحصیلی گفت: برخی در تصمیم‌گیری درباره ارجاع بیماران دچار تردید می‌شوند؛ برخی حتی برای زخم‌های کوچک بیماران را ارجاع می‌دهند و برخی دیگر ممکن است ضایعات مهم را جدی نگیرند. همین موضوع انگیزه اصلی انجام این پژوهش بود و خوشحالم که این طرح توانسته مورد توجه قرار گیرد.

 

 

41

متخصص سلامت دهان و دندانپزشکی اجتماعی و پژوهشگر دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد گفت: نتایج پژوهش کیفی انجام شده در حوزه آموزش دندانپزشکی نشان می‌دهد فعالیت دانشجویان سال‌های پایانی در کلینیک‌های خارج از دانشکده، اگرچه در حال حاضر به‌صورت غیررسمی و بدون نظارت انجام می‌شود، می‌تواند با تعریف سازوکار قانونی و نظارتی به فرصتی  برد-برد  برای ارتقای آموزش و افزایش دسترسی مردم به خدمات قابل پرداخت دندانپزشکی تبدیل شود.

دکتر علی کاظمیان، در گفتگو با وبدا، ، با ارائه گزارشی از پایان‌نامه دکتر سارا محققی با راهنمایی دکتر صابر بابازاده، به بررسی موضوع  تحلیل زمینه‌ها و انگیزه‌های دانشجویان دوران استیجری و اینترنی برای کار در کلینیک‌های خارج از دانشکده  پرداخت.

به گفته دکتر کاظمیان، مسأله مورد بررسی این پژوهش دو بُعد اساسی دارد. نخست، چالش دسترسی عادلانه مردم به خدمات دندانپزشکی است؛ به‌گونه‌ای که در بسیاری از مناطق شهری و روستایی، یا دندانپزشک کافی وجود ندارد یا هزینه خدمات برای بخش قابل توجهی از جامعه قابل پرداخت نیست.

بُعد دوم، به ساختار آموزش در دانشکده‌های دندانپزشکی بازمی‌گردد. در حالی که آموزش‌ها عمدتاً تخصص‌محور و در محیطی کنترل‌شده انجام می‌شود، دانشجویان کمتر با واقعیت‌های پیچیده درمان در بطن جامعه و با بیماران دارای مشکلات چندوجهی مواجه می‌شوند. این در حالی است که در نظریه‌های آموزش بالینی، حضور دانشجویان سال‌های پایانی در عرصه واقعی خدمت‌رسانی، به‌عنوان بخشی از فرآیند یادگیری توصیه شده است.

دکتر کاظمیان در ادامه با اشاره به اینکه ترکیب این دو مسأله می‌تواند فرصتی ارزشمند ایجاد کند، گفت:  استفاده از ظرفیت دانشجویان سال آخر برای ارائه خدمات تحت نظارت در جامعه، هم به ارتقای کیفیت آموزش کمک می‌کند و هم می‌تواند بخشی از نیاز اقشار کم‌برخوردار را پوشش دهد.

وی افزود: اما در شرایط فعلی این ظرفیت بالقوه به یک تهدید تبدیل شده است. فعالیت برخی دانشجویان در کلینیک‌های خارج از دانشکده، به دلیل نبود چارچوب قانونی مشخص، به‌صورت غیررسمی و بدون نظارت انجام می‌شود؛ موضوعی که می‌تواند تبعات آموزشی، حرفه‌ای و حتی حقوقی به همراه داشته باشد و به خطایی رایج  در دوره دانشجویی بدل شده است.

دکتر کاظمیان، گفت: در این پژوهش کیفی، با ۳۸ دانشجوی دندانپزشکی مصاحبه عمیق انجام شد تا انگیزه‌ها، موانع، عوامل بازدارنده و ترغیب‌کننده برای فعالیت خارج از دانشکده و همچنین نقش قوانین موجود بررسی شود. این مطالعه تلاش کرده است به یکی از واقعیت‌های کمتر گفته‌شده در فضای آموزش دندانپزشکی بپردازد؛ مسأله‌ای که به گفته پژوهشگران،  زیر پوست دانشکده‌ها  جریان دارد.

 

این پژوهشگر دانشکده دندانپزشکی تصریح کرد: در این پژوهش  پیشنهاد شده است که فعالیت دانشجویان در کلینیک‌های خارج از دانشکده به‌صورت نظام‌مند و صرفاً در دوره اینترنی (سال پایانی) تعریف شود. همچنین بر لزوم نظارت رسمی، رعایت استانداردهای کنترل عفونت و تعیین چارچوب‌های مشخص قانونی تأکید شده است. پیش از سال پایانی نیز اعمال نظارت‌های قانونی دقیق‌تر پیشنهاد شده است.

وی گفت: به باور پژوهشگران، ساماندهی این موضوع می‌تواند به ایجاد یک سازوکار برد-برد منجر شود؛ به‌گونه‌ای که هم آموزش دانشجویان ارتقا یابد و هم دسترسی جامعه به خدمات دندانپزشکی افزایش پیدا کند.

 

 

42

عضو هیأت علمی گروه پریودنتیکس دانشکده دندان‌پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، طی نتایج تحقیقی موفقیت آمیز، اعلام کرد استفاده از تکنیک نوین استئو دنسیفیکیشن، توانسته موفقیت جراحی‌های سینوس‌لیفت بسته و کاشت همزمان ایمپلنت در خلف ماگزیلا را به‌طور چشمگیری افزایش دهد و زمان درمان بیماران را تا هشت ماه کاهش دهد.

دکتر رضا معین تقوی در گفتگو با وبدا، ضمن اشاره به چالش جراحی ایمپلنت در ناحیه خلف ماگزیلا گفت:  پنوماتیزیشن سینوس و دانسیته پایین استخوان در این ناحیه همیشه یکی از معضلات اصلی در کاشت ایمپلنت بوده است. وی افزود: با افزایش سن و ساختار طبیعی استخوان ماگزیلا، حجم استخوان کرستال و کیفیت استخوان به‌طور قابل ملاحظه‌ای کاهش می‌یابد و این امر به کاهش پایداری اولیه ایمپلنت و افزایش احتمال شکست درمان منجر می‌شود.

این پژوهشگر موفق دانشگاه، درباره مقایسه این روش با روش‌های قدیمی اظهار داشت: در گذشته اغلب جراحی‌های اگرسیو مانند اوپن سینوس‌لیفت انجام می‌شد؛ روشی تهاجمی که نیازمند ایجاد پنجره لترال، جراحی جداگانه، پیوند استخوان و ماه‌ها انتظار بود. علاوه بر این، احتمال بروز عوارضی مثل پرفوریشن غشا، عفونت و حتی سینوزیت حاد همواره وجود داشت.

این استاد دانشگاه با معرفی تکنیک  استئو دنسیفیکیشن  که از سال ۲۰۱۲ وارد دندان‌پزشکی شده است، گفت:  این روش با استفاده از دریل‌های ویژه‌ای که برخلاف جهت عقربه‌های ساعت چرخش دارند، به‌جای برداشت استخوان، ترابکول‌ها را فشرده کرده و دانسیته استخوان را افزایش می‌دهد. هم‌زمان پاورقی استخوانی و براده‌های ایجادشده نیز در استخوان اسفنجی فشرده می‌شوند و همین فرایند امکان بالابردن غشای سینوس را بدون نیاز به جراحی تهاجمی فراهم می‌کند.

وی، با اشاره به کاربرد این روش در ایمپلنت‌های فوری افزود:  یکی از مزایای مهم این تکنیک امکان کاشت همزمان ایمپلنت حتی در استخوان‌های بسیار کم‌حجم، گاهی کمتر از سه میلی‌متر، است. در بسیاری از موارد توانسته‌ایم بین ۶ تا ۸ میلی‌متر غشا را بدون نیاز به سینوس‌لیفت باز بالا ببریم.

دکتر معین تقوی، درباره نتایج طرح گذشته‌نگر اجراشده در کلینیک خود گفت:  در ارزیابی بیماران درمان‌شده با این روش، هم میزان موفقیت درمان بالا بوده و هم رضایت بیماران افزایش چشمگیری داشته است. با این تکنیک، نیاز به اوپن ساینوس‌لیفت تقریباً به حداقل رسیده و این جراحی اکنون تنها در موارد بسیار محدود انجام می‌شود.

این متخصص تأکید کرد: استئو دنسیفیکیشن یک روش کاملاً تکنیک‌سنسیتیوه و اپراتورسنسیتیوه است و اجرای صحیح آن نیازمند مهارت بالاست ، اما با وجود حساسیت بالا، مزایا چشمگیر هستند: زمان درمان بیمار از حدود یک سال به سه ماه کاهش می‌یابد و بیماران می‌توانند بسیار سریع‌تر به دندان جایگزین خود برسند. همچنین هزینه و عوارض درمان به حداقل می‌رسد.

وی در پایان تصریح کرد: این تکنیک در استخوان‌های کم‌تراکم خلف ماگزیلا کمک بسیار بزرگی برای به‌دست آوردن پرایمری‌استبیلیتی مناسب است و می‌تواند آینده درمان‌های ایمپلنت را متحول کند.

 

 

43

پژوهشگر و دانشیار بیماری‌های دهان، فک و صورت دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با ارائه گزارش پایان‌نامه دکتر سینا کامیاب اعلام کرد: بخش قابل توجهی از بیماران مبتلا به سرطان دهان، پیش از ورود به روند درمان از هزینه‌ها، عوارض، نیازهای تغذیه‌ای و اقدامات پیشگیرانه آگاهی کافی ندارند؛ موضوعی که می‌تواند پایبندی به درمان و کیفیت زندگی آنان را به‌طور جدی تحت تأثیر قرار دهد.

دکتر لیلا ملاشاهی، استاد راهنمای دوم پایان‌نامه دکتر سینا کامیاب، در گفتگو با وبدا، در تشریح نتایج پژوهشی با موضوع  ارزیابی سواد اطلاعات درمان در بیماران مبتلا به سرطان دهان  گفت: متأسفانه روند ابتلا به سرطان دهان در سال‌های اخیر افزایشی بوده و برخلاف گذشته، بسیاری از بیماران جوان و فاقد عوامل خطر شناخته‌شده به این بیماری مبتلا می‌شوند.

وی افزود: پیامدهای سرطان دهان بسیار گسترده است و شامل عوارض جسمی، روانی، اقتصادی، اختلالات تغذیه‌ای و مشکلات عملکردی مانند بلع، تکلم و خشکی دهان به دنبال رادیوتراپی می‌شود. با وجود اهمیت آگاهی بیمار از این مسائل، تعداد زیادی از بیماران با کمترین اطلاع وارد روند درمان می‌شوند.

دکتر ملاشاهی ضمن بیان اینکه، پژوهش حاضر با راهنمایی دکتر امیر چماغی و مشاوره دکتر بشیر رسولیان انجام شد، گفت: ابتدا پرسشنامه‌ای معتبر و مختصر طراحی شد و سپس بیماران 18 سال به بالا در بیمارستان‌های امید و قائم(عج) مورد ارزیابی قرار گرفتند. حدود 90 درصد شرکت‌کنندگان مبتلا به اسکواموس کارسینومای دهانی بودند. نتایج نشان داد دو گروه بیماران  قبل از شروع درمان  و  در حال درمان  از نظر سطح سواد اطلاعات درمانی تفاوت معناداری نداشتند.

دکتر ملاشاهی، با اشاره به بررسی پنج محور اصلی شامل نحوه درمان، هزینه‌ها، تغذیه، عوارض درمان و اقدامات پیشگیرانه افزود:  بیش از 50 درصد بیماران در زمینه‌هایی مانند هزینه‌های درمان و تغذیه آگاهی ناکافی داشتند و حدود 63 درصد هیچ شناختی از عوارض درمان نداشتند. او همچنین تأکید کرد : اقدامات پیشگیرانه، مانند معاینات دندانپزشکی پیش از شروع درمان، به دلیل تشخیص دیرهنگام سرطان و زمان محدود تا شروع درمان انجام نمی‌شود.

 

به گفته وی،  بیماران معمولاً بدون آگاهی از اینکه پس از جراحی نیاز به جلسات متعدد رادیوتراپی، گاه شیمی‌درمانی، فیزیوتراپی فک، درمان‌های تغذیه‌ای و حتی پروتزهای دهانی خواهند داشت، وارد روند درمان می‌شوند. این عدم اطلاع باعث افزایش بار روانی و کاهش توان تحمل عوارض می‌شود.

این پژوهشگر موفق دانشگاه، درباره یکی از نمونه‌های مورد مشاهده در گفت: به عنوان نمونه، خانم جوانی که معلم ادبیات فارسی بود و بدون هیچ ریسک فاکتوری مبتلا به سرطان زبان شده بود، پس از شروع درمان با مشکلات تکلم، کاهش وزن شدید و زخم‌های دهانی مواجه شد؛ در حالی که پیش از عمل هیچ آگاهی از پیامدهای درمان نداشت.

به گفته دکتر ملاشاهی، یافته‌های این پژوهش می‌تواند مبنایی برای طراحی مداخلات آموزشی هدفمند مانند تهیه بروشورهای پیش از درمان، آموزش بیمار، و فراهم‌کردن امکان مشارکت آگاهانه بیمار در تصمیم‌گیری درمانی باشد. او تأکید کرد:  درمان سرطان یک کار تیمی است و پیش از ورود بیمار به روند درمان، آگاهی‌بخشی صحیح می‌تواند کیفیت زندگی و سلامت روان بیماران را به‌طور قابل‌توجهی بهبود دهد.

 

44

استادیار گروه درمان ریشه دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، گفت: طی پژوهشی که با راهنمایی دکتر فرقانی و مشاوره دکتر کاظمیان در راستای فایل های روتاری انجام شد، نشان داد: که آموزش عملی کار با فایل‌های روتاری در دانشکده‌های دندانپزشکی ایران یکسان نیست و بخشی از دانشکده‌ها به دلیل نبود امکانات، ریسک خطا یا کمبود رزیدنت، این آموزش را به دانشجویان ارائه نمی‌کنند.

دکتر سیده سارا نوابی، در گفتگو با وبدا، با اشاره به پایان‌نامه سینا سزاوار، دانشجوی رشته دندانپزشکی درباره وضعیت آموزش فایل‌های روتاری در دانشکده‌های دندانپزشکی کشور گفت:  فایل‌های روتاری که از دهه ۹۰ میلادی وارد عرصه درمان ریشه شدند، به‌طور رسمی هنوز در کوریکولوم آموزشی ایران جایگاه ثابتی ندارند، اما برخی دانشکده‌ها مانند مشهد سال‌هاست آن را به شکل خودجوش آموزش می‌دهند.

وی افزود: این پژوهش که به عنوان یک  طرح پژوهش در آموزش  انجام شده، با طراحی پرسشنامه‌ای توسط دکتر کاظمیان و همکاری دکتر نوابی و دکتر فرقانی، به هیأت‌علمی ۴۳ دانشکده دندانپزشکی ارسال شده است. به گفته وی، نتایج این پرسشنامه نشان می‌دهد بخشی از دانشکده‌ها هیچ‌گونه آموزش تئوری یا عملی درباره فایل‌های روتاری ارائه نمی‌کنند و دانشجویان آنها حتی روی دندان کشیده‌شده یا بلوک نیز تجربه کار با این سیستم‌ها را ندارند.

دکتر نوابی با اشاره به مزایای استفاده از فایل‌های روتاری در درمان ریشه گفت: این ابزارها با افزایش سرعت و کارآمدی درمان، احتمال بروز خطاهای انسانی را کاهش می‌دهند. وی با بیان اینکه این مبحث در کوریکولوم وزارت بهداشت گنجانده نشده است، افزود: دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد با توجه به برخورداری از امکانات، تجهیزات و حضور رزیدنت‌های فعال در این حوزه، توانایی اجرای عملی درمان با فایل‌های روتاری بر روی بیماران را دارد. به گفته وی، بر اساس یافته‌های این پژوهش، شیوه آموزش عملی فایل‌های روتاری در برخی از دانشگاه‌ها با اختصاص ۳۵ درصد، بیشترین امکان درمان بیماران را به خود اختصاص داده و در صدر روش‌های مورد بررسی قرار گرفته است.

دکتر نوابی در ادامه تأکید کرد: آموزش درمان ریشه نیازمند رویکردی متعادل است. بر این اساس، پایه آموزش درمان ریشه همچنان بر مبنای فایل‌های دستی قرار دارد و دانشجویان لازم است، ابتدا اصول و مهارت‌های کار با این ابزارها را فراگیرند و سپس با روش‌های نوین از جمله فایل‌های روتاری آشنا شوند

وی تصریح کرد: این پژوهش در نهایت پیشنهاد می‌کند، که با تخصیص بودجه و تجهیزات لازم، کارگاه‌های مقدماتی برای دانشجویان برگزار شود و سپس در صورت اصلاح کوریکولوم، آموزش روتاری به‌طور رسمی در برنامه آموزشی دانشکده‌های دندانپزشکی کشور وارد شود.

 

 

45

در زندگی پر مشغله و پر سرعت عصری که  همه ی ما در آن زندگی می کنیم، ممکن است مراقبت از خود به راحتی نادیده گرفته ‌شود و  امکان آن میسر نباشد؛اما برای برخورداری از یک زندگی باکیفیت بسیار ضروری است.چرا که وقتی جسم و روان سالمی نداشته باشیم،دچار افت عملکرد در همه ی ابعاد زندگی خود می شویم.

 مراقبت از خود جنبه های گوناگونی دارد. میتواند شامل کاهش استرس روزمره باشد؛ ممکن است مدیریت زمانی باشد که ما در شبکه‌های  اجتماعی می گذرانیم یا چکاپ ادواری سلامتی جسمی و بدنی ما باشد.

اما چرا با وجود تاکیدهای بسیار به خودمراقبتی و فواید آن،خیلی مواقع در عمل خودمراقبتی انجام نمی دهیم؟

قبل از هر اقدامی برای خود مراقبتی باید ببینیم آیا موانعی برای خودمراقبتی ما وجود دارد یا خیر. شاید ما جزو آن دسته افرادی باشیم که بهانه می گیرند تا خود مراقبتی نکنند. شاید فکر می‌کنیم انجام کارهایی برای خودمان خودخواهانه است. یکی از دلایلی که ممکن است از مراقبت خود دور باشیم این است که می ترسیم با خود وقت بگذرانیم و با افکار و احساسات خود تنها باشیم.یا آنقدر برای خودمان ارزش قائل نیستیم که زمان هایی را برای خود مراقبتی اختصاص دهیم.اینها همه موانعی است که از پرورش ذهن و بدن ما جلوگیری می کند. پس قبل از هر اقدامی لازم است که موانع خود مراقبتی خود را شناسایی کنیم.

سپس لیستی از فعالیت های گوناگون و مفیدی که می توانیم برای مراقبت از جسم و روان خود انجام دهیم،تهیه کنیم.

مهم ترین ویژگی برنامه و لیست خود مراقبتی، منحصر به فرد بودن آن هست.به این معنی که هر کدام از ما نیازهایی داریم و خواسته ها و علایقی که باید برنامه ی مراقبت از خودمان را بر آن اساس تنظیم کنیم.

مثلا ممکن است یک نفر در برنامه خودمراقبتی نیاز به انجام ازمایش خون داشته باشد ولی فرد دیگر به معاینه ی دندانپزشکی.فردی نیاز به سکوت و استراحت داشته باشد اما فرد دیگری به ورزش و تحرک.پس هر کسی برنامه ی منحصر به فرد خود را خواهد داشت.

یکی از بهترین مزایای مراقبت از خود این است که به ما امکان می دهد وقت خود را صرف شناخت و کشف خود کنیم. هر فعالیتی که هنگام مراقبت از خود انجام می دهیم ، بینشی در مورد احساسات و خواسته های ما ایجاد می کند. خواه مدیتیشن کنیم و یا به یک مهمانی برویم.در این زمان ها است که می توانیم مراقبت از خود را یاد بگیریم و باعث بهبود کیفیت رابطه ی خودمان با درونمان و دیگران شویم.

  همین حالا لحظه ای وقت بگذارید و به چیزهایی فکر کنید که باعث می شود احساس شادی و خوشحالی کنید و یا به راه حل هایی فک کنید که می توانید در پاسخ به چالش های جسمی و روانی خود از آن ها استفاده کنید.می توانید از آن ها لیستی در گوشی خود تهیه کنید و متناسب با شرایط خود، برای انجام و اجرای آن ها وقت بگذارید.

اینکه در طول هفته حداقل چند ساعت را به انجام فعالیت های خودمراقبتی اختصاص دهید،در بالابردن کیفیت زندگی شما بسیار تاثیرگذار است.اگر به ورزش خاصی مثلا والیبال علاقه مندید یا به یادگیری نوعی مهارت مانند آشپزی یا هر چیز دیگری علاقه مند هستید،برای آن وقت خالی کنید و انجامش دهید.حتی اگر بسیار شلوغ هستید،حداقل یک ساعت در هفته به انجام فعالیت خود مراقبتی بپردازید تا ذهن و سبک زندگی شما کم کم رنگ و بوی خودمراقبتی به خود بگیرد.

 

کلیدی ترین موضوع در مراقبت از خود این پیش فرض ذهنی است که شما ارزش آن را دارید که  توسط خودتان دوست داشته شوید. افرادی که از خود غفلت می کنند دارای ناامنی های عمیقی هستند و احساس می کنند لیاقت مراقبت از خود را ندارند.غفلت از خود به اشکال مختلفی از جمله کار بیش از حد ، سو، مصرف مواد یا عدم مراقبت از مسائل بهداشت جسم و روان ما می تواند بروز می کند. برای مراقبت از خود نیازی به احساس گناه نداریم.

واقعیت این است که به موازاتی که از خود مراقبت می کنیم،خودمراقبتی احساس خوبی در ما ایجاد می کند و همین احساس خوب باعث می شود که ما احساس ارزشمندی بیشتری را درون خود تجربه کنیم.و احساس ارزشمند بودن و داشتن عزت نفس، نقش بسیار مهمی در حفظ سلامت جسم و روان ما دارد

 

 

46

مسئول واحد سلامت روان بیمارستان شهید هاشمی‌نژاد، از مراکز درمانی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، از چهار سال فعالیت جامع این واحد از زمان آغاز کار در اوج همه‌گیری کرونا تاکنون خبر داد و تأکید کرد: که ارائه خدمات تخصصی، آموزش‌های گسترده و پشتیبانی مستمر از کارکنان و بیماران، این واحد را به یکی از پیشروترین مراکز سلامت روان در بیمارستان‌های دانشگاه علوم پزشکی مشهد تبدیل کرده است.

عطیه حامدی، در گفتگو با وبدا اظهار داشت: واحد سلامت روان این بیمارستان از شهریورماه سال ۱۴۰۰ و در اوج دوران همه‌گیری کرونا، با هدف ارتقای سلامت روان پرسنل و حمایت از آن‌ها در شرایط سخت آن روزها آغاز به کار کرد و به‌عنوان یکی از نخستین واحدهای سلامت روان در بیمارستان‌های دانشگاه علوم پزشکی مشهد شناخته شد.

وی، با اشاره به رویکرد جامع و چندبعدی این واحد افزود:  دو محور اصلی فعالیت ما شامل آموزش و درمان است. از آنجا که تقویت مهارت‌های زندگی و پیشگیری می‌تواند نقش مهمی در کاهش مشکلات رفتاری و هیجانی مانند اضطراب و افسردگی داشته باشد، آموزش مهارت‌های زندگی را به‌طور جدی در دستور کار قرار داده‌ایم.

به گفته حامدی، تاکنون دوره‌های تخصصی کددار و آموزش‌های درون‌بخشی با موضوعاتی همچون مهارت‌های روانشناختی و تاب‌آوری، مهارت ارتباط مؤثر و مدیریت استرس برای کارکنان بخش‌ها و واحدهای مختلف برگزار شده است. همچنین محتوای آموزشی روانشناختی، به‌صورت هفتگی و در قالب متن، تصویر و ویدئو در کانال پیام‌رسان بیمارستان منتشر می‌شود تا سطح آگاهی کارکنان در حوزه سلامت روان افزایش یابد.

 

وی افزود:  تمام کارکنان جدیدالورود، نیز پیش از شروع فعالیت، جهت آشنایی با خدمات واحد سلامت روان و انجام ارزیابی اولیه روانشناختی به این واحد مراجعه می‌کنند.

مسئول واحد سلامت روان بیمارستان شهید هاشمی نژاد، حوزه درمان را دومین محور فعالیت‌های این واحد عنوان کرد و گفت: برای کارکنانی که با مشکلاتی مانند فرسودگی شغلی، مسائل زناشویی و خانوادگی، اضطراب، افسردگی و… روبه‌رو هستند، خدمات مشاوره و روان‌درمانی تخصصی با حفظ کامل محرمانگی و به‌صورت رایگان در کلینیک تخصصی بیمارستان ارائه می‌شود.

حامدی، ضمن تأکید بر اینکه، فعالیت این واحد تنها به کارکنان محدود نمی‌شود گفت: این واحد روزانه برای بیماران بستری که در شرایط روانی مناسبی قرار ندارند و همچنین افرادی که اقدام به خودکشی کرده یا دچار سوءمصرف مواد هستند، خدمات مشاوره‌ای ارائه می دهد.

وی اظهار داشت: در سال ۱۴۰۴ به بیش از ۳۰۰۰ بیمار بستری در بخش‌های مختلف مشاوره تخصصی سلامت روان ارائه شده است.

حامدی، در پایان ضمن قدردانی از حمایت‌های مدیریت بیمارستان گفت: تداوم این فعالیت‌ها تنها با همراهی مدیریت ممکن است و ما امیدواریم بتوانیم محیطی امن، آگاه و حمایتگر برای تمامی کارکنان و بیماران ایجاد کنیم.

 

 

 

47

متخصص روانشناسی بالینی بیمارستان ابن‌سینا، از مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد، ضمن تبریک روز روانشناس به همه روانشناسان، مشاوران و فعالان حوزه سلامت روان در ایران و جهان، که حتی ممکن است صدای ما را نشوند، با تأکید بر کاهش انگ مراجعه به روانشناس و روان‌پزشک و افزایش استقبال از تراپی، بر نقش مکمل روانشناس و روان‌پزشک، تأکید کرد.

صدیقه درافشان طباطبایی در گفت‌وگو با وبدا، با اشاره به جایگاه مهم روانشناس در جامعه گفت: روانشناس نقش بسیار مهمی دارد و حضور او در زندگی فردی و اجتماعی می‌تواند، به بهبود وضعیت روانی افراد و در نهایت آرامش جامعه کمک کند. وی افزود: در سال‌های گذشته مراجعه به روانشناس برای برخی افراد با نوعی نگاه منفی یا انگ اجتماعی همراه بود، اما امروزه خوشبختانه این دیدگاه تا حد زیادی تغییر کرده و مردم امروز بیشتر از قبل به تراپی و مراجعه به متخصصان سلامت روان تمایل نشان می‌دهند.

به گفته وی، پذیرش اجتماعی نسبت به روان‌درمانی افزایش یافته و این موضوع می‌تواند به ارتقای سلامت روان در جامعه کمک کند. این روانشناس کودک و نوجوان تأکید کرد: روانشناس و روان‌پزشک دو حوزه متفاوت اما مکمل یکدیگر دارند؛ روان‌پزشک بیشتر در زمینه دارودرمانی فعالیت می‌کند، در حالی که روانشناس بر روان‌درمانی و گفت‌وگو درمانی تمرکز دارد و در بسیاری از موارد، همکاری این دو تخصص در کنار هم می‌تواند بهترین نتیجه را برای مراجعان به همراه داشته باشد.

تراپی برای درمانگران، مطالعه مستمر و سوپرویژن منظم

به باور این متخصص، بحث تراپی برای خود روانشناس بسیار مهم است و روانشناسان باید خودشان نیز به تراپی بروند. همچنین مطالعه مستمر اهمیت زیادی دارد؛ توصیه می‌شود همکاران روانشناس مطالعه کتاب، آموزش دیدن، شرکت در کلاس‌ها، خواندن مقاله و داشتن استاد راهنمای خوب را در اولویت قرار دهند. در قالب سوپرویژن، بدین معنا که یک استاد هر هفته حضور داشته باشد و چند نفر از همکاران کیس‌های خود را مطرح کنند می‌توان از اساتید پیشکسوت همان حوزه کمک گرفت. چون روان انسان سیال و ایستا نیست، این سیالی می‌طلبد که ما مرتب مطالعه داشته باشیم، به‌روز باشیم، مقاله بخوانیم و کتاب بخوانیم. این روند بسیار کمک می‌کند به بهبود درمان و کمک به مراجعین، و مهم و مؤثر است، که اگر گاهی نمی‌توانیم کمکی به مراجع داشته باشیم، دست‌کم به او آسیبی نرسانیم؛ و این مهم فقط با مطالعه، سوپرویژن دیدن، خواندن مقالات و کتاب و به‌روز ماندن ممکن است.

اهمیت تعاملات حرفه‌ای در ارتقای سلامت روان درمانگران

طباطبایی در ادامه درباره ماهیت حرفه روان‌شناسی گفت: به دلیل مواجهه مستمر با مشکلات مراجعان در بیمارستان‌ها، کلینیک‌های خصوصی و مراکز درمانی، توجه مضاعف به سلامت حرفه‌ای و شخصی درمانگران ضرورت دارد.

این متخصص حوزه سلامت روان دانشگاه تصریح کرد: سلامت روان تنها به مراجعان محدود نمی‌شود؛ خود روانشناسان نیز باید به سلامت روانشان توجه کنند. روانشناسان نیز مانند سایر افراد نیاز به استراحت، تفریح، رسیدگی به حال روحی و مراقبت از خود دارند و نباید از سلامت روان خود غافل شوند.

وی افزود: راهکارهایی همچون فعالیت بدنی منظم، تفریحات سالم، تقویت ارتباط با خانواده و دوستان و گسترش تعاملات حرفه‌ای میان همکاران از مؤلفه‌های اصلی پیشگیری از فرسودگی شغلی است. علاوه بر این، تشکیل گروه‌های هم‌افزایی و گفت‌وگو میان روان‌شناسان،

نشست‌های منظم همکاران و طرح نگرانی‌ها و چالش‌های حرفه‌ا،  انتقال نگرانی‌های مراجعان به درمانگران می‌تواند، به ‌مثابه نوعی گروه‌درمانی ویژه همکاران  عمل کرده و نقش قابل توجهی در ارتقای سلامت روان آنان ایفا کند.

وی تأکید کرد: نشست‌های منظم همکاران و طرح نگرانی‌ها و چالش‌های حرفه‌ا،  انتقال نگرانی‌های مراجعان به درمانگران پیشکسوت می‌تواند، به ‌مثابه نوعی گروه‌درمانی ویژه همکاران  عمل کرده و نقش قابل توجهی در ارتقای سلامت روان و تاب اوری آنان ایفا کند.

طباطبایی، در پایان با تأکید بر اهمیت این حرفه در جامعه گفت: اگر حال دل افراد خوب باشد، خانواده‌ها آرام‌تر خواهند بود و در نهایت جامعه نیز به سمت آرامش بیشتری حرکت می‌کند

 

 

48

در نهم اردیبهشت ماه، بهانه ای می یابیم تا از حرفه ای سخن بگوییم که در آن، واژه ها حکم دارو دارند و نگاه دقیق، کلید گشایش گره های ذهنی است. من فاطمه کاشی پزان جوان، در کسوت یک روانشناس در بیمارستان روان پزشکی ابن سینا از مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد، هر روز شاهد تلاقی رنج و امید در قامت مراجعانی هستم که از بیماران بستری و سرپایی و نهادهای محترم بهزیستی، نظام وظیفه و پزشکی قانونی به سوی ما رهسپار می شوند.

فاطمه کاشی پزان جوان، روان شناس بیمارستان تخصصی ابن سینا، در گفتگو با وبدا، ضمن بیان اینکه رسالت یک روان شناس، در واحد روان شناسی، نه یک گفتگوی ساده، که فرآیندی علمی و روش مند تحت عنوان ارزیابی و آموزش و درمان بالینی است، اظهار داشت: ما با دقت قطعات پراکنده رفتار، هیجان و شناخت مراجعین را در کنار هم می نشانیم. این ارزیابی ها که با جدیت علمی و نظارت کیفی مستمر صیقل می خورند، در نهایت به مثابه منشوری روشن در برابر دیدگان پزشکان محترم، قرار می گیرند تا مسیر دارودرمانی و پروتکل های درمانی، با تکیه بر این یافته ها هموار گردد.

وی افزود: روان شناسان، در کنار سایر همکاران بخش های مختلف روان شناسی، با تمام توان برای بهبود سلامت روان شناختی بیماران بستری و سرپایی می کوشند. ما روانشناسان بر این باوریم که تشخیص درست، نیمی از درمان است و ارزیابی های ما، همان پیوند حیاتی میان واکاوی روان و تصمیم گیری های کلان روان پزشکی است.

این متخصص سلامت روان دانشگاه، ضمن تبریک روز روان شناس  به تمامی پویندگان طریق آگاهی و سلامت جان ابراز امیدواری کرد: با هر ارزیابی صادقانه و هر همدلی عادلانه، بتوانیم گامی به سوی جامعه ای آرام تر و ذهنی شکوفاتر برداریم.

خانم کاشی‌پزان جوان در پایان، با قدردانی از سایر همکاران پرتلاش حوزه سلامت روان که با تعهد، صبوری و دانش خود در مسیر ارتقای سلامت روان مردم گام برمی‌دارند و بی‌وقفه برای بهبود کیفیت زندگی افراد جامعه تلاش می‌کنند، اظهار کرد: قدردان تلاش‌های روزانه تمامی همکارانم در مراکز درمانی و بیمارستان‌ها هستم؛ همکارانی که با شنیدن، همراهی‌کردن و ایجاد امید در دل مراجعان، نقشی مؤثر در بهبود سلامت روان جامعه ایفا می‌کنند.

وی تأکید کرد: بی‌تردید نقش سازنده و انسان‌دوستانه شما همکاران فرهیخته سهمی بزرگ در شکل‌گیری جامعه‌ای سالم‌تر، آگاه‌تر و انسان‌محورتر دارد و امید است، همواره در این مسیر ارزشمند، موفق و پایدار باشید.

 

49

مسئول سایکوسوماتیک بیمارستان امام رضا(ع)، از مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با هشدار نسبت به پیامدهای روانی اخبار و تصاویر جنگ بر کودکان گفت: حتی کودکانی که در مناطق دور از درگیری زندگی می‌کنند نیز با دیدن تصاویر، شنیدن اخبار و مشاهده نگرانی والدین دچار احساس ناامنی و اضطراب می‌شوند و این وضعیت می‌تواند سلامت روان آنان را به طور جدی تهدید کند.

هاجر یزدانی، در گفتگو با وبدا، با اشاره به تأثیرات روانی شرایط جنگی بر کودکان اظهار کرد: نگرانی و ترس یکی از شایع‌ترین واکنش‌های روانی در شرایط تهدیدکننده و جنگی است. این نگرانی تنها محدود به کودکانی که مستقیماً در معرض جنگ قرار دارند نیست، بلکه حتی کودکانی که در مناطق دورتر زندگی می‌کنند نیز از طریق مشاهده تصاویر، شنیدن اخبار و احساس نگرانی والدین، احساس ناامنی و اضطراب شدیدی را تجربه می‌کنند.

وی افزود: اثرات جنگ بر کودکان بسیار مخرب است و به همین دلیل باید تا حد امکان آنان را از مواجهه با اخبار و تصاویر مرتبط با جنگ دور نگه داشت. این شرایط می‌تواند با نشانه‌های متعددی در ابعاد هیجانی، جسمی، رفتاری و شناختی در کودکان بروز پیدا کند.

یزدانی گفت: در بُعد هیجانی، کودک ممکن است دچار ترس شدید، نگرانی مفرط، تحریک‌پذیری و احساس ناامنی شود. از نظر جسمی نیز علائمی مانند سردرد، دل‌درد، بی‌خوابی، بی‌اشتهایی یا پرخوری در کودکان دیده می‌شود. در بعد رفتاری نیز نشانه‌هایی مانند بی‌قراری، گریه‌های مکرر، گوشه‌گیری، زودرنجی، وابستگی بیش از حد به والدین و حتی رفتارهای پرخاشگرانه بروز پیدا می‌کند.

به گفته وی، نشانه‌های شناختی نیز در این شرایط قابل مشاهده است که از جمله آن می‌توان به تحریف‌های شناختی، نشخوار ذهنی، کاهش تمرکز و توجه و افت تحصیلی اشاره کرد. یزدانی افزود: کودکان هنوز توانایی کامل درک و تحلیل وقایع پیچیده مانند جنگ و همچنین مهارت مدیریت هیجانات خود را ندارند، بنابراین مواجهه مداوم با اخبار جنگ می‌تواند به شدت سلامت روان آنان را تهدید کند.

مسئول سایکوسوماتیک بیمارستان امام رضا(ع) تصریح کرد: کودکان اغلب مانند بزرگسالان قادر به نام‌گذاری احساسات خود نیستند و هیجانات خود را بیشتر از طریق رفتار نشان می‌دهند.؛ نابراین زمانی که در معرض مداوم اخبار جنگ قرار می‌گیرند ممکن است دچار استرس و اضطراب شدید و طولانی‌مدت شوند.

وی، با تأکید بر اهمیت نحوه گفت‌وگو با کودکان درباره این موضوع گفت: صحبت درباره جنگ با کودکان نیازمند آگاهی، دقت و حساسیت بالایی است. والدین باید با آرامش و صداقت با فرزندان خود صحبت کنند و از انتقال اضطراب و نگرانی خود به کودکان پرهیز کنند.

یزدانی افزود: شنیدن مداوم اخبار جنگ از طریق رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی یکی از مهم‌ترین عوامل ایجاد ترس و اضطراب در کودکان است. بنابراین توصیه می‌شود والدین تا حد امکان از تماشای اخبار جنگ در حضور کودکان یا صحبت مکرر درباره آن خودداری کنند.

وی، ایجاد فضای امن برای گفت‌وگو را از دیگر اقدامات مهم برشمرد و گفت: والدین باید به کودکان اجازه دهند احساسات و نگرانی‌های خود را بدون ترس از قضاوت بیان کنند. شنیدن فعال، همدلی با احساسات کودک و اطمینان‌بخشی به او می‌تواند تا حد زیادی به کاهش اضطراب کمک کند.

این متخصص حوزه سلامت روان دانشگاه ادامه داد: آموزش مهارت‌های مقابله‌ای و مهارت حل مسأله به کودکان می‌تواند به آن‌ها کمک کند تا استرس و نگرانی‌های خود را بهتر مدیریت کنند. همچنین تشویق کودکان به بیان احساسات از طریق نقاشی، داستان‌گویی، بازی و فعالیت‌های هنری می‌تواند در ایجاد احساس امنیت و آرامش در آنان بسیار مؤثر باشد.

اختلال اضطراب فراگیر؛ نگرانی دائمی که زندگی روزمره را مختل می‌کند

وی همچنین به اختلال اضطراب فراگیر (Generalized Anxiety Disorder) یا GAD اشاره کرد و گفت: این اختلال یکی از اختلالات روانی و رفتاری است که با نگرانی بیش از حد، غیرقابل کنترل و اغلب غیرمنطقی درباره رویدادها یا فعالیت‌های روزمره مشخص می‌شود و می‌تواند در عملکرد فرد در زندگی روزانه اختلال ایجاد کند.

یزدانی افزود: ویژگی اصلی این اختلال اضطراب و نگرانی افراطی درباره طیف گسترده‌ای از موضوعات روزمره است و فرد مبتلا معمولاً در کنترل این نگرانی‌ها با مشکل مواجه می‌شود. در کودکان مبتلا به این اختلال نیز احتمال بروز افسردگی در دوره‌های بعدی زندگی افزایش می‌یابد.

وی، با اشاره به معیارهای تشخیصی این اختلال در راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-5) گفت: برای تشخیص این اختلال، اضطراب و نگرانی باید در بیشتر روزها و حداقل به مدت شش ماه وجود داشته باشد. همچنین فرد باید در کنترل نگرانی‌های خود ناتوان باشد.

به گفته یزدانی، این اختلال معمولاً با علائمی مانند بی‌قراری، خستگی زودرس، مشکل در تمرکز، تنش عضلانی و اختلال خواب همراه است. البته در کودکان وجود تنها یکی از این علائم نیز می‌تواند برای تشخیص مورد توجه قرار گیرد.

وی توضیح داد: افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر ممکن است علائم جسمانی نیز تجربه کنند که از جمله آن‌ها می‌توان به تعریق، تهوع، اسهال، درد و گرفتگی عضلات اشاره کرد. همچنین واکنش از جا پریدگی در این افراد شدیدتر از حد معمول است.

مسئول سایکوسوماتیک بیمارستان امام رضا(ع) یزد گفت: برخی علائم ناشی از تحریک بیش از حد دستگاه عصبی خودمختار مانند افزایش ضربان قلب، تنگی نفس و سرگیجه نیز ممکن است دیده شود، هرچند شدت آن‌ها نسبت به برخی اختلالات اضطرابی دیگر کمتر است. همچنین مشکلاتی مانند سندرم روده تحریک‌پذیر و انواع سردردها نیز می‌توانند با استرس و اضطراب همراه باشند.

 

وی ادامه داد: برخی کودکان مبتلا به این اختلال ممکن است نگرانی شدیدی درباره رویدادهای فاجعه‌بار مانند زلزله، سیل یا جنگ داشته باشند و برای اطمینان از درست انجام دادن کارهایی که درباره آن‌ها نگران هستند، به طور مداوم به قوت قلب گرفتن از دیگران نیاز پیدا کنند.

یزدانی به عوامل خطر ابتلا به این اختلال اشاره کرد و گفت: ویژگی‌هایی مانند خلق‌وخوی دشوار، بازداری رفتاری و تعاملات ضعیف میان والدین و فرزندان می‌تواند از جمله عوامل زمینه‌ساز بروز این اختلال باشد.

وی افزود: نظریه‌پردازان شناختی معتقدند نگرانی در کودکان و نوجوانان کارکرد خاصی دارد؛ به این معنا که نگرانی به آن‌ها کمک می‌کند از تصاویر ذهنی بسیار هیجانی و تهدیدکننده اجتناب کنند و به جای آن با افکار تحلیلی‌تر درباره خطرات احتمالی آینده درگیر شوند. در واقع نگرانی نوعی اجتناب شناختی محسوب می‌شود و نوعی تقویت‌کننده منفی دارد.

به گفته وی، کودکان مبتلا به این اختلال معمولاً برای نگرانی‌های خود راه‌حل‌های مؤثری تولید نمی‌کنند و بیشتر دچار نشخوار فکری می‌شوند. همچنین این کودکان اغلب دارای تحریف‌های شناختی مانند فاجعه‌انگاری، تعمیم بیش از حد و شخصی‌سازی هستند که باعث می‌شود موقعیت‌ها را تهدیدکننده‌تر از آنچه واقعاً هستند درک کنند.

یزدانی درباره روش‌های درمانی این اختلال گفت: ترکیب روان‌درمانی و درمان دارویی معمولاً مؤثرترین روش درمانی محسوب می‌شود. در کودکان روش‌هایی مانند بازی‌درمانی شناختی ـ رفتاری (CBPT)، روان‌درمانی بدنی، هنر درمانی، شن‌بازی درمانی، تکنیک‌های آرام‌سازی، ذهن‌آگاهی، مدیتیشن، یوگا، ماساژ، اصلاح سبک زندگی و آموزش مهارت‌های زندگی می‌تواند به کاهش اضطراب و بهبود سلامت روان آنان کمک کند. همچنین در صورت مشاهده علائم شدید یا پایدار، مراجعه به روان‌شناس کودک و دریافت خدمات تخصصی توصیه می‌شود.

 

50

روان شناس بالینی بیمارستان امام رضا (ع)، با اشاره به فشارهای شغلی بالای حرفه پرستاری گفت: آموزش مهارت‌های زندگی می‌تواند نقش مؤثری در کاهش استرس، اضطراب و فرسودگی شغلی پرستاران داشته باشد و به ارتقای سلامت روان و کیفیت خدمات درمانی کمک کند.

هاجر یزدانی، در گفتگو با وبدا، سلامت روان را یکی از مهم‌ترین شاخص‌های رفاه فردی و اجتماعی، عنوان کرد و افزود: در دنیای امروز یکی از مهم‌ترین تهدیدهایی که انسان با آن مواجه می شود، آسیب به سلامت روان است. به‌گونه‌ای که افسردگی به عنوان دومین بیماری ناتوان‌کننده قرن شناخته شده و استرس نیز از عوامل اصلی بروز سکته‌های قلبی و مغزی محسوب می‌شود.

وی، با اشاره به شرایط کاری پرستاران افزود: پرستاران از جمله گروه‌های شغلی هستند که به دلیل ماهیت کار خود در معرض فشارهای روانی قابل توجهی قرار دارند. شیفت‌های کاری طولانی، تعامل مداوم با بیماران و همراهان آنان و مواجهه با شرایط بحرانی، از جمله عواملی هستند که می‌تواند زمینه‌ساز استرس، اضطراب و فرسودگی شغلی در این قشر شود. به همین دلیل سازمان بهداشت جهانی نیز حرفه پرستاری را در زمره مشاغل سخت طبقه‌بندی کرده است.

یزدانی گفت: سلامت روان تنها به معنای نبود بیماری روانی نیست، بلکه شامل توانایی فرد در مدیریت هیجانات، برقراری ارتباط مؤثر با دیگران، مشارکت در فعالیت‌های اجتماعی و انعطاف‌پذیری در برابر دشواری‌های زندگی است. وی افزود: طبق اعلام سازمان بهداشت جهانی، سلامت روان حالتی از رفاه روانی، اجتماعی و عاطفی است که در آن فرد می‌تواند توانایی‌های خود را شکوفا کرده و با فشارهای طبیعی زندگی سازگار شود.

این متخصص روان شناسی، با اشاره به ابعاد مختلف سلامت روان گفت: این مفهوم دارای ابعاد هیجانی، شناختی، رفتاری، اجتماعی و معنوی است. در بعد هیجانی، فرد توانایی مدیریت احساسات و کنترل هیجانات منفی مانند اضطراب و خشم را دارد و می‌تواند هیجانات مثبت مانند رضایت و شادی را تقویت کند. بعد شناختی نیز شامل توانایی حل مسئله، تصمیم‌گیری و انعطاف‌پذیری ذهنی است. بعد رفتاری شامل رفتارهای اجتماعی و تعاملات روزمره با دیگران، بعد اجتماعی به توانایی تعامل موثر با جامعه اشاره دارد و نیازمند مهارت اجتماعی قوی است و بعد معنوی بر ارزش ها و باورها و هدف مندی فرد تأکید دارد و افرادی که هدف و معنا در زندگی دارند با فشارهای روانی بهتر مقابله می کنند  و انگیزه بیشتری در کار و فعالیت های روزمره دارند.

وی  بر اهمیت مهارت‌های زندگی تأکید کرد و افزود: بسیاری از افراد در مواجهه با چالش‌های زندگی فاقد مهارت‌های لازم برای مدیریت هیجانات، برقراری ارتباط مؤثر و حل مسائل هستند و همین موضوع می‌تواند آنها را در برابر مشکلات روزمره آسیب‌پذیر کند. در حالی که آموزش مهارت‌های زندگی مانند خودآگاهی، همدلی، مدیریت استرس و مهارت‌های ارتباطی می‌تواند به بهبود سلامت روان کمک کند.

یزدانی، مهارت‌های زندگی را مجموعه‌ای از توانایی‌های قابل یادگیری ذکر کرد و گفت: این مهارت‌ها شامل مدیریت هیجانات و استرس، ارتباط مؤثر، خودآگاهی، خودکنترلی و توانایی تصمیم‌گیری و حل مسئله است. برای مثال، مهارت مدیریت هیجان به افراد کمک می‌کند فشارهای روانی را شناسایی کرده و واکنش‌های سالم‌تری نسبت به شرایط تنش‌زا نشان دهند.

وی خاطرنشان کرد: در محیط‌های درمانی که پرستاران با شرایط پراسترس و مسئولیت‌های سنگین مواجه هستند، تقویت مهارت‌های ارتباطی نیز اهمیت زیادی دارد. ارتباط مؤثر با بیمار، همراهان بیمار و همکاران می‌تواند به ایجاد فضای کاری سالم‌تر و افزایش رضایت شغلی کمک کند.

مسئول واحد سایکوسوماتیک بیمارستان امام رضا (ع) با استناد به پژوهش های صورت گرفته گفت: نتایج این پژوهش ها نشان می دهد که، آموزش مهارت‌های زندگی از طریق کارگاه‌های آموزشی، برنامه‌های روان‌شناختی و آموزش‌های گروهی می‌تواند به بهبود سلامت روان، افزایش خودکارآمدی و ارتقای عملکرد شغلی پرستاران منجر شود. به همین دلیل توجه به آموزش این مهارت‌ها یکی از راهکارهای مؤثر در کاهش استرس و ارتقای کیفیت خدمات در نظام سلامت به شمار می‌رود.

 

51

روان پزشک و فلوشیپ فوق‌تخصص سالمندان بیمارستان ابن‌سینا از مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با تأکید بر این‌که سقوط (Falling) یکی از شایع‌ترین و جدی‌ترین مشکلات سلامت در سالمندان است، گفت: سالانه بیش از یک‌چهارم افراد بالای ۶۵ سال دچار سقوط می‌شوند و این موضوع یکی از مهم‌ترین علل شکستگی‌های شدید، آسیب‌های مغزی، کاهش استقلال و حتی مرگ در این گروه سنی است؛ در حالی‌که بخش قابل توجهی از این سقوط‌ها با مداخلات ساده و چندجانبه قابل پیشگیری است.

دکتر علی‌اکبر اسماعیلی، در گفتگو با وبدا، ضمن اشاره به اهمیت موضوع سقوط در سالمندان گفت: سقوط در سالمندان فقط یک اتفاق ساده نیست؛ این عارضه می‌تواند منجر به شکستگی‌های جدی مانند شکستگی لگن، آسیب‌های سر و مغز، از دست رفتن استقلال فردی و در مواردی حتی مرگ شود. آمارها نشان می‌دهد هر سال بیش از یک‌چهارم افراد بالای ۶۵ سال حداقل یک بار سقوط را تجربه می‌کنند و این مسئله از علل اصلی بستری شدن سالمندان به شمار می‌رود.

وی با تأکید بر این‌که سقوط معمولاً نتیجه یک علت واحد نیست، افزود: سقوط اغلب چندعاملی است؛ به این معنا که ترکیبی از تغییرات طبیعی ناشی از پیری، بیماری‌های زمینه‌ای، مصرف داروهای متعدد و شرایط محیطی، هم‌زمان در ایجاد آن نقش دارند.

علل اصلی سقوط در سالمندان

این فلوشیپ فوق‌تخصص سالمندان درباره علل شایع سقوط اظهار داشت: کاهش قدرت عضلات به‌ویژه در پاها، اختلال تعادل، کند شدن رفلکس‌ها، کاهش بینایی و شنوایی و مشکلات مربوط به حس موقعیت بدن (پروپریوسپشن)، همگی با افزایش سن شایع‌تر می‌شوند و زمینه سقوط را فراهم می‌کنند.

 

وی در ادامه افزود: بیماری‌هایی مانند دیابت (به‌ویژه در صورت بروز نوروپاتی)، بیماری‌های قلبی و افت فشار خون وضعیتی، آرتریت، پارکینسون، سابقه سکته مغزی، مشکلات تیروئید، کم‌آبی بدن و حتی بی‌اختیاری ادرار  که باعث عجله فرد برای رسیدن به سرویس بهداشتی می‌شود  از جمله عوامل مهم خطر محسوب می‌شوند.

 

به گفته دکتر اسماعیلی‌، مصرف هم‌زمان چند دارو (Polypharmacy)، به‌خصوص بیش از چهار دارو، و استفاده از داروهای آرام‌بخش، ضدافسردگی، خواب‌آور، آنتی‌هیستامین‌ها یا داروهایی که افت فشار یا سرگیجه ایجاد می‌کنند، می‌تواند احتمال سقوط را به طور قابل توجهی افزایش دهد.

وی، عوامل محیطی مانند نور کم، کف لغزنده، قالیچه‌های شل، پله‌ها، مبلمان ناپایدار و کفش نامناسب را نیز از دیگر عوامل مهم خطر برشمرد و افزود: در کنار این‌ها، اختلالات شناختی، دمانس و افسردگی با کاهش تمرکز و قضاوت صحیح، نقش مهمی در بروز سقوط دارند.

علایم هشدار و ضرورت مراجعه زودهنگام

این متخصص سالمندان با اشاره به علایم هشداردهنده قبل از سقوط گفت: سرگیجه، احساس عدم تعادل هنگام برخاستن از صندلی یا بستر، تاری دید، ضعف پاها، گیجی، درد مفاصل یا بی‌حسی در پاها از علایمی هستند که باید جدی گرفته شوند. حتی ترس از سقوط، خود می‌تواند باعث کاهش فعالیت و در نهایت افزایش خطر سقوط شود.

او تأکید کرد: پس از یک سقوط نیز بروز درد، کبودی، ناتوانی در بلند شدن، سردرد، گیجی یا علایم شکستگی مانند تورم و تغییر شکل اندام، هشدار جدی است. اگر سالمندی حتی یک بار سقوط کرده یا احساس عدم تعادل دارد، مراجعه سریع به پزشک ضروری است.

ریسک فاکتورها؛ از سابقه سقوط تا کمبود ویتامین D

دکتر اسماعیلی‌با اشاره به ریسک فاکتورهای اصلی سقوط اظهار داشت: سابقه سقوط قبلی قوی‌ترین عامل پیش‌بینی‌کننده سقوط مجدد است. ضعف عضلات پایین‌تنه، اختلال تعادل و راه رفتن، مشکلات بینایی و شنوایی، مصرف داروهای متعدد یا داروهای روان‌گردان، کمبود ویتامین D، سن بالای ۸۰ سال، جنس مؤنث، اختلالات شناختی و بیماری‌های مزمنی مانند آرتریت، دیابت، فشار خون بالا و پارکینسون، همگی از عوامل مهم خطر سقوط به شمار می روند.

 

وی افزود: عوامل محیطی خطرزا در خانه، عجله برای رفتن به توالت به دلیل بی‌اختیاری، سوءتغذیه، تنهایی و در برخی موارد مصرف الکل و سیگار می‌توانند این خطر را تشدید کنند.

ارزیابی و تشخیص؛ نگاهی چندبعدی به سالمند

این فلوشیپ فوق تخصص سالمندی، تشخیص و ارزیابی سقوط را یک فرآیند چندبعدی ذکر کرد و افزود: ارزیابی دقیق شامل گرفتن تاریخچه کامل از تعداد و شرایط سقوط‌ها، بررسی داروهای مصرفی، بیماری‌های همراه و میزان ترس از سقوط است. معاینه فیزیکی برای بررسی قدرت عضلانی، تعادل، راه رفتن، بینایی، شنوایی و فشار خون در وضعیت‌های مختلف (از خوابیده به ایستاده) انجام می‌شود و در صورت نیاز، آزمایش‌های خونی، ارزیابی ویتامین D، بررسی کم‌خونی و عملکرد تیروئید و نیز نوار قلب درخواست می‌شود.

وی تصریح کرد: در افراد پرخطر یا کسانی که سقوط‌های مکرر و آسیب‌زا دارند، انجام ارزیابی جامع سالمندی و استفاده از تیم چندحرفه‌ای شامل پزشک، فیزیوتراپیست و داروساز برای شناسایی عوامل قابل اصلاح، بسیار توصیه می‌شود.

پیشگیری و مراقبت؛ بسیاری از سقوط‌ها قابل پیشگیری است

دکتر اسماعیلی‌ با تأکید بر نقش پررنگ پیشگیری گفت: خبر خوب این است، که بسیاری از سقوط‌ها قابل پیشگیری هستند. بهترین رویکرد، مداخلات چندعاملی و چندحرفه‌ای است.

وی در تشریح مهم‌ترین اقدامات پیشگیرانه افزود: برنامه‌های ورزشی منظم شامل تمرینات تعادل مانند تای‌چی، تقویت عضلات پایین‌تنه و تمرینات عملکردی نظیر حرکت مکرر نشستن و بلند شدن (Sit-to-Stand)، حداقل سه بار در هفته به مدت ۱۲ هفته یا بیشتر، از مؤثرترین مداخلات شناخته‌شده در کاهش خطر سقوط است.

 

این روانپزشک دانشگاه، بازبینی و اصلاح داروها را گام مهم دیگر در پیشگیری عنوان کرد و در ادامه افزود: کاهش یا قطع داروهای غیرضروری، به‌ویژه داروهای آرام‌بخش و داروهایی که باعث سرگیجه و افت فشار می‌شوند، باید حتماً زیر نظر پزشک انجام شود.

 

وی، اصلاح محیط خانه را یکی دیگر از محورهای حیاتی برشمرد و گفت: افزایش روشنایی محیط، نصب دستگیره در حمام و توالت، جمع کردن قالیچه‌های شل، استفاده از کفش مناسب با کفی غیرلغزنده و در صورت لزوم نصب سنسورهای حرکتی، از اقدامات ساده اما بسیار مؤثر هستند.

به گفته دکتر اسماعیلی، در افراد دارای کمبود، تجویز ویتامین D با نظر پزشک، مدیریت مناسب بیماری‌های زمینه‌ای مانند فشار خون و دیابت، درمان آب‌مروارید، رسیدگی به افسردگی و بی‌اختیاری، و آموزش سالمند و خانواده درباره استفاده صحیح از وسایل کمکی مانند عصا و واکر، نقش مهمی در پیشگیری از سقوط دارند.

او افزود: در سالمندان بسیار پرخطر، ارزیابی خانه توسط تیم تخصصی، استفاده از محافظ لگن (Hip Protector) و برنامه‌های توان‌بخشی اختصاصی می‌تواند توصیه شود.

توصیه به خانواده‌ها

دکتر علی‌اکبر اسماعیلی با خطاب قرار دادن خانواده‌ها گفت: سالمند را به حرکت و فعالیت منظم تشویق کنید، اما محیط را برای او ایمن‌تر نمایید. رژیم غذایی حاوی کلسیم و ویتامین D، توجه جدی به هرگونه سرگیجه یا عدم تعادل، و مراجعه به پزشک پس از هر سقوط—even اگر ظاهراً آسیب جدی دیده نمی‌شود—بسیار مهم است.

وی تأکید کرد: اگر سالمندی در خانواده دارید، که حتی یک بار سقوط کرده، احساس ناپایداری در راه رفتن دارد یا از افتادن می‌ترسد، حتماً با پزشک عمومی یا فوق‌تخصص سالمندان مشورت کنید. ارزیابی حضوری دقیق، بهترین راه برای ارائه توصیه‌های شخصی‌سازی‌شده و کاهش خطر سقوط است.

 

 

52

روان‌پزشک و روان‌درمانگر بیمارستان ابن سینا، از مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با اشاره به تأثیر بحران‌های اجتماعی و روانی بر زندگی خانوادگی گفت: در چنین شرایطی رابطه زوجی بیش از هر زمان دیگری در معرض فشار قرار می‌گیرد؛ فشاری که نه‌تنها از شرایط بیرونی ناشی می‌شود، بلکه ناامنی‌ها، ترس‌ها و الگوهای دلبستگی قدیمی افراد را نیز فعال می‌کند.

دکتر علی ثاقبی، در گفتگو با وبدا، درباره مراقبت از رابطه زوجی در زمانه بحران و  اثر بحران‌های جمعی بر روابط زوج‌ها اظهار داشت: در روزهای بحران، فقط خیابان‌ها، بازارها، دانشگاه‌ها و بیمارستان‌ها زیر فشار نمی‌روند؛ خانه‌ها هم تحت فشار قرار می گیرند و در خانه، یکی از نخستین جاهایی که این فشار خود را نشان می‌دهد، رابطه زوجی است.

وی افزود: برای فهم آنچه در رابطه زوج‌ها در بحران رخ می‌دهد، کافی نیست بگوییم آدم‌ها عصبی‌تر، کم‌حوصله‌تر یا زودرنج‌تر می‌شوند. مسأله عمیق‌تر است. بحران فقط فشار تازه نمی‌آورد، بلکه لایه‌های قدیمی‌تر ناامنی را نیز فعال می‌کند. به همین دلیل رابطه زوجی در زمانه بحران فقط رابطه میان دو فرد خسته و مضطرب نیست، بلکه صحنه‌ای است که آسیب‌پذیری‌های زمینه‌ای، سبک‌های دلبستگی، ترس‌های قدیمی و فشارهای اکنون هم‌زمان در آن فعال می‌شوند.

این روان‌پزشک دانشگاه گفت: بحران‌های جمعی در خلأ فرود نمی‌آیند. هر فرد با تاریخچه‌ای از تجربه‌های عاطفی، رهاشدگی‌ها، ناامنی‌ها، زخم‌های کهنه و شیوه‌ای خاص برای نزدیک‌شدن یا فاصله‌گرفتن وارد رابطه شده است. به گفته وی در روزهای آرام، بسیاری از این الگوها تا حدی مهار می‌شوند یا در دل زندگی روزمره پنهان می‌مانند، اما وقتی تهدید، ابهام، بی‌ثباتی، فقدان و انتظار خطر طولانی می‌شود، همین الگوهای پنهان دوباره فعال‌تر می‌شوند.

دکتر ثاقبی با اشاره به مفهوم سبک دلبستگی گفت: سبک دلبستگی به زبان ساده یعنی شیوه‌ای که هر فرد در رابطه‌های اولیه زندگی خود یاد گرفته است با نزدیکی، فاصله، ناامنی و نیاز عاطفی برخورد کند. بحران‌ها این شیوه‌های قدیمی را پررنگ‌تر می‌کنند. در دلبستگی اضطرابی، فرد در برابر فاصله، سکوت یا ابهام زودتر احساس تهدید می‌کند و ممکن است بیشتر دنبال نشانه‌های محبت یا اطمینان باشد. در مقابل، در دلبستگی اجتنابی فرد در برابر فشار عاطفی یا نیاز شدید دیگری بیشتر به عقب‌نشینی، سکوت و حفظ فاصله پناه می‌برد. به بیان دیگر، یکی برای آرام‌شدن به نزدیکی بیشتر نیاز دارد و دیگری برای آرام‌ماندن به فاصله بیشتر.

به گفته وی، مشکل زمانی آغاز می‌شود که این تفاوت در شیوه تاب‌آوری به‌عنوان نشانه‌ای از کمبود محبت یا تعهد تعبیر شود. در چنین شرایطی یکی ممکن است بگوید "اگر دوستم داشتی، این‌قدر از من دور نمی‌شدی" و دیگری تصور کند  "اگر مرا می‌فهمیدی، این‌قدر فشار نمی‌آوردی" . از این نقطه به بعد، بحران دیگر فقط بیرون از رابطه نیست، بلکه وارد خود رابطه شده است

این روان‌تحلیلگر افزود: در روزهای بحران، رفتارهای آشنا معنایی تازه پیدا می‌کنند. سکوتی که زمانی شاید نشانه خستگی بود، ممکن است اکنون به‌عنوان طرد یا بی‌اعتنایی تعبیر شود. دل‌نگرانی‌ای که پیش‌تر مراقبت تلقی می‌شد، ممکن است به شکل فشار یا کنترل‌گری فهمیده شود. حتی یک تأخیر کوتاه، یک جمله تند یا نیاز به تنهایی می‌تواند به‌سرعت این معنا را ایجاد کند که  همه چیز بین ما خراب شده است .

دکتر ثاقبی ادامه داد: این مسأله فقط در سطح معنا باقی نمی‌ماند و بدن نیز وارد آن می‌شود. زمانی که بدن برای مدت طولانی در حالت آماده‌باش قرار می‌گیرد، آستانه تحمل کاهش می‌یابد. افراد زودتر می‌رنجند، زودتر حالت دفاعی پیدا می‌کنند و سخت‌تر می‌توانند مکث کنند یا از سوءتفاهم عبور کنند. بنابراین کاهش حوصله، تصمیم‌گیری عجولانه، تندی یا بدفهمی لزوماً نشانه اخلاق بد یا کاهش عشق نیست؛ گاهی پیامد مستقیم فشار مزمنی است که بر بدن و روان وارد شده است.

نقش بحران‌های اجتماعی در تشدید تنش‌های زوجی

وی، با اشاره به تأثیر بحران بر صمیمیت در رابطه زوج‌ها گفت: یکی از حوزه‌هایی که این فشار به شکل عمیق اما خاموش دیده می‌شود، فضای صمیمیت است. بدنی که مدت‌ها در حالت آماده‌باش بوده، دیگر بدنی آماده برای تجربه نزدیکی نیست. فردی که مضطرب، خسته، کم‌خواب یا درگیر نگرانی‌های مداوم است ممکن است مانند گذشته از نظر عاطفی یا جنسی در دسترس نباشد. در چنین شرایطی افت میل یا فاصله‌گیری بدنی نباید، فوراً به‌عنوان نشانه بی‌علاقگی یا پایان عشق تعبیر شود، هرچند نباید آن را کاملاً بی‌اهمیت هم دانست.

به گفته این روان‌پزشک، در بحران حتی اختلاف‌های ظاهراً عملی نیز معنایی عاطفی پیدا می‌کنند. پول ممکن است به امنیت، شأن و آینده گره بخورد؛ مهاجرت ممکن است با امید، هویت یا ترس از دست‌دادن پیوند پیدا کند و موضوع فرزند نیز می‌تواند بازتابی از نگرانی‌های متفاوت والدین درباره خطر، مراقبت و بقا باشد.

دکتر ثاقبی افزود: اگر زوج دارای فرزند باشند، فشار بحران تنها میان آن‌ها باقی نمی‌ماند و به کودک نیز منتقل می‌شود. اختلاف بر سر اینکه چه چیزی را باید به کودک گفت، چگونه از او محافظت کرد یا چگونه ثبات خانه را حفظ کرد، می‌تواند به‌سادگی به میدان تازه‌ای برای تنش تبدیل شود. در چنین شرایطی مراقبت از رابطه زوجی فقط مراقبت از دو بزرگسال نیست، بلکه بخشی از مراقبت از بافت عاطفی خانه و سلامت روان کودک است.

وی، یکی از خطرناک‌ترین لحظه‌ها را زمانی عنوان می کند، که زوج رنج مشترک را به دشمنی متقابل تبدیل می‌کنند؛ در این حالت به جای آنکه بپذیرند " ما هر دو زیر فشار هستیم" ، به این نتیجه می‌رسند که  "تو ریشه مشکلات منی" . از همین‌جا رابطه‌ای که می‌توانست پناهگاه باشد، به میدان ثانویه بحران تبدیل می‌شود.

این روان‌تحلیلگر با اشاره به الگویی که در بسیاری از زوج‌ها دیده می‌شود گفت: این وضعیت اغلب به چرخه  تعقیب و عقب‌نشینی  می‌رسد؛ یعنی یکی برای دریافت اطمینان بیشتر فشار می‌آورد و دیگری برای حفظ آرامش عقب می‌کشد. هرچه یکی بیشتر نزدیک می‌شود، دیگری بیشتر فاصله می‌گیرد و این چرخه به‌تدریج فرساینده می‌شود.

دکتر ثاقبی تأکید کرد: یکی از مهم‌ترین کارها در چنین شرایطی این است، که زوجین بتوانند میان همسر و بحران تمایز قائل شوند. تفاوت زیادی وجود دارد میان این دو جمله که "تو خود فشار منی" و "این فشار دارد ما را فرسوده می‌کند". جمله دوم درد را از بین نمی‌برد، اما از شدت دشمن‌سازی می‌کاهد و امکان دیدن فشار مشترک را فراهم می‌کند.

وی ادامه داد: در عمل گاهی همین اقدامات کوچک می‌تواند از فرسایش بیشتر جلوگیری کند؛ نام‌گذاری فشار مشترک، بیان درخواست‌های مشخص به جای شکایت‌های کلی، کاهش تماس مداوم با اخبار، مکث پیش از ادامه بحث، به تعویق انداختن گفت‌وگوهای حل‌نشدنی در زمان فرسودگی و بیان صریح اینکه "الان ظرفیت گفت‌وگو ندارم اما کمی بعد درباره آن صحبت خواهیم کرد". این‌ها راه‌حل‌های بزرگ نیستند، اما می‌توانند مانع عمیق‌تر شدن شکاف‌ها شوند.

این روان‌پزشک در عین حال هشدار داد: اگر در رابطه تهدید، خشونت، اجبار، تحقیر مزمن، کنترل‌گری شدید، ترساندن کودک یا تعرض به مرزهای جسمی و روانی دیگری وجود داشته باشد، دیگر با تنش معمول میان دو انسان فرسوده روبه‌رو نیستیم. در چنین شرایطی مسأله اصلی ایمنی است و هیچ بحران جمعی‌ای مجوز خشونت خانگی محسوب نمی‌شود.

دکتر ثاقبی در پایان خاطرنشان کرد: اگر آنچه میان دو نفر رخ می‌دهد بیشتر از جنس فرسودگی، ترس، سوءتفاهم و فعال‌شدن ناامنی‌های قدیمی باشد، هنوز می‌توان کاری کرد؛ می‌توان فشار را شناخت، معنای آن را فهمید، از دشمن‌سازی کاست، از متخصص کمک گرفت و اجازه نداد رابطه زیر فشار بحران‌های بیرونی از درون فرو بریزد. در زمانه بحران، همسر اغلب منشأ رنج نیست، بلکه نزدیک‌ترین جایی است که رنج‌های قدیمی و تازه خود را در آن نشان می‌دهند. در چنین روزهایی مهم‌ترین کار شاید بازگرداندن رابطه به شکل آرمانی نباشد، بلکه حفظ همان پناهگاهی است که نباید فرو بریزد.

 

53

متخصص سلامت روان بیمارستان قائم (عج)، از مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد، درباره اثرات روانی ناشی از جنگ گفت: جنگ تنها در میدان نبرد رخ نمی‌دهد، بلکه اثرات آن می‌تواند سال‌ها بعد در قالب اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) زندگی فرد را از خواب و آرامش تا کار و روابط خانوادگی تحت تأثیر قرار دهد.

دکتر رضا شم‌آبادی، در گفتگو با وبدا، ضمن اشاره به پیامدهای دیرپای روانی جنگ اظهار کرد: بسیاری تصور می‌کنند، آثار جنگ با پایان درگیری‌ها خاتمه می‌یابد، در حالی که پیامدهای روانی آن ممکن است سال‌ها در ذهن و بدن انسان باقی بماند. یکی از مهم‌ترین این پیامدها، اختلال استرس پس از سانحه یا PTSD است.

وی در بیان این اختلال گفت: PTSD: زمانی رخ می‌دهد که فرد پس از تجربه یک رویداد بسیار تلخ و تهدیدکننده مانند حضور در جنگ، انفجار، آسیب شدید یا از دست دادن نزدیکان، دچار علائم ماندگار اضطراب، کابوس، یادآوری‌های ناخواسته حادثه و بی‌قراری جسمی و روانی شود. اگر این علائم بیش از یک ماه ادامه یابد و عملکرد فرد را در زندگی روزمره مختل کند، تشخیص PTSD مطرح می‌شود.

شیوع PTSD پس از جنگ

این متخصص سلامت روان دانشگاه، با اشاره به آمارهای جهانی افزود: مطالعات نشان می‌دهد حدود ۱۰ تا ۲۰ درصد سربازان پس از حضور در جنگ دچار PTSD می‌شوند. در برخی مناطق جنگ‌زده نیز بین ۱۵ تا ۳۰ درصد مردم علائم قابل توجه این اختلال را تجربه می‌کنند. کودکان در مناطق درگیر جنگ آسیب‌پذیرتر هستند و در برخی گزارش‌ها میزان بروز علائم در آنان حتی به ۴۰ درصد نیز می‌رسد.

وی تأکید کرد: این آمارها نشان می‌دهد، جنگ صرفاً یک رویداد نظامی نیست، بلکه یک مسأله جدی سلامت عمومی است، که می‌تواند روان یک جامعه را تحت تأثیر قرار دهد.

تغییرات مغزی در مبتلایان به PTSD

دکتر شم‌آبادی با بیان اینکه PTSD تنها یک  مشکل روانی ساده  نیست، تصریح کرد: تحقیقات علوم اعصاب نشان داده‌اند، که این اختلال با تغییرات واقعی در ساختار و عملکرد مغز همراه است.

 

به گفته وی، در مبتلایان به PTSD، آمیگدالا یا مرکز پردازش ترس در مغز بیش‌فعال می‌شود؛ به‌طوری‌که فرد حتی با شنیدن یک صدای بلند یا استشمام بویی خاص ممکن است، واکنش شدید ترس نشان دهد. همچنین هیپوکامپ که نقش مهمی در حافظه دارد، در اثر استرس طولانی‌مدت ممکن است دچار کاهش حجم شود و این مسأله باعث اختلال در تفکیک خاطره از واقعیت حال می‌شود. علاوه بر این، فعالیت قشر پیش‌پیشانی که مسئول کنترل هیجانات و تصمیم‌گیری است، کاهش می‌یابد و توانایی فرد برای مدیریت واکنش‌های احساسی کمتر می‌شود.

وی افزود: این یافته‌ها نشان می‌دهد PTSD نه یک ضعف شخصیت و نه یک اختلال ساختگی، بلکه یک اختلال با پایه‌های زیستی و عصبی مشخص است.

راهکارهای پیشگیری از ابتلا به اختلال PTSD

متخصص سلامت روان دانشگاه، با تأکید بر اهمیت پیشگیری از این اختلال گفت: حمایت اجتماعی قوی پس از بازگشت از جنگ، امکان گفت‌وگو درباره تجربه‌های تلخ به جای سرکوب آن‌ها، آموزش‌های آمادگی روانی پیش از مواجهه با بحران و دسترسی آسان به خدمات سلامت روان، می‌تواند احتمال بروز PTSD را کاهش دهد. همچنین شناسایی زودهنگام علائمی مانند بی‌خوابی، اضطراب مداوم و گوش‌به‌زنگی شدید اهمیت زیادی دارد.

درمان‌پذیری اختلال

دکتر شم‌آبادی، با اشاره به امکان درمان این اختلال خاطرنشان کرد: خبر خوب این است که PTSD درمان‌پذیر است و بسیاری از افراد با دریافت خدمات تخصصی روان‌درمانی و در صورت لزوم درمان دارویی، می‌توانند به زندگی طبیعی بازگردند.

وی درباره زمان مراجعه به متخصص گفت: اگر فردی پس از تجربه یک حادثه شدید یا جنگ، بیش از یک ماه دچار کابوس‌های مکرر، یادآوری‌های آزاردهنده، اجتناب از موقعیت‌های یادآور حادثه، تحریک‌پذیری، بی‌خوابی، احساس گناه شدید یا اضطراب دائمی باشد، لازم است برای ارزیابی تخصصی به روان‌شناس یا روانپزشک مراجعه کند.

این متخصص سلامت روان تصریح کرد: مراجعه به متخصص نشانه ضعف نیست، بلکه گامی مهم برای بازگشت به تعادل روانی و کیفیت زندگی بهتر است و هرچه مداخله زودتر انجام شود، نتایج درمانی مطلوب‌تر خواهد بود.

 

 

 

54

متخصص سلامت روان بیمارستان قائم(عج)، از مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با اشاره به شیوع پدیده  ترومای ثانویه، در میان کادر درمان، بر ضرورت شناسایی به ‌موقع علائم و اجرای برنامه‌های پیشگیرانه تأکید کرد.

دکتر رضا شم‌آبادی، در گفتگو با وبدا، ترومای ثانویه را یکی از مهم‌ترین چالش‌های سلامت روان در مشاغل مراقبتی است، عنوان کرد و افزود: این پدیده زمانی رخ می‌دهد که فرد در اثر همدلی و مواجهه مکرر با رنج‌ها و آسیب‌های بیماران، خود دچار آسیب روانی می‌شود.

وی، با اشاره به علل اصلی بروز ترومای ثانویه اظهار داشت:تماشای مکرر مرگ، مشاهده درد و رنج شدید بیماران، همدلی بیش از اندازه  که ویژگی مثبت مراقبان است ، همچنین شیفت‌های طولانی و حجم بالای بیماران سخت از عوامل مهم شکل‌گیری این وضعیت به شمار می روند.

به گفته دکتر شم‌آبادی، علائم این اختلال در حوزه‌های گوناگون بروز می‌کند:  از جمله در بخش هیجانی شامل درماندگی، اضطراب مزمن، خشم و بی‌حسی عاطفی؛ در بخش شناختی همچون ناامن دانستن دنیا، تفکر مداوم درباره بیماران و کاهش تمرکز؛  در حوزه جسمانی نیز با نشانه‌هایی مانند کابوس، سردرد، خستگی مزمن و مشکلات گوارشی همراه است.

وی افزود:  از منظر حرفه‌ای نیز این پدیده می‌تواند، موجب کاهش کارایی، بی‌تفاوتی و افزایش خطاهای بالینی شود.

این متخصص سلامت روان خاطرنشان کرد: عوامل خطر تشدیدکننده ترومای ثانویه شامل سابقه آسیب‌های شخصی، کار در شیفت شب، انجام وظایف بدون نظارت، بار کاری سنگین و کمبود آموزش‌های تخصصی است.

دکتر شم‌آبادی، مداخلاتی را در سطح فردی برای پیشگیری و مدیریت ترومای ثانویه عنوان کرد و گفت: در سطح فردی، خودمراقبتی نقش اساسی دارد؛ از جمله ورزش منظم، خواب کافی، نوشتن روزانه احساسات، تمرین خودمهربانی و ایجاد مرز میان خانه و محیط کار، علاوه بر این باید توزیع عادلانه بیماران سخت، برگزاری آموزش‌های مربوط به ترومای ثانویه برای کارکنان، جلسات نظارت تخصصی و حمایت همکاران به‌عنوان بخشی از فرهنگ بیمارستانی جدی گرفته شود.

این متخصص سلامت روان دانشگاه، یاداور شد:  سلامت روان کادر درمان، نه تنها برای خود آنها بلکه برای کیفیت مراقبت از بیماران نیز حیاتی است و باید مانند سلامت جسم، به آن توجه ویژه شود.

 

 

55

مسئول واحد سلامت روان بیمارستان قائم (عج)، از مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد، گفت: خودمراقبتی تنها یک توصیه ساده برای سبک زندگی نیست، بلکه از دیدگاه علوم اعصاب فرآیندی است که می‌تواند ساختار و عملکرد مغز را تغییر دهد و به بهبود سلامت روان کمک کند.

دکتر رضا شم‌آبادی در گفتگو با وبدا، همزمان با هفته سلامت درباره اهمیت خودمراقبتی اظهار کرد: خودمراقبتی در واقع تمرینِ تغییرِ سیم‌کشی مغز است؛ فرآیندی که در علوم اعصاب با عنوان نوروپلاستیسیته (Neuroplasticity) شناخته می‌شود. زمانی که افراد تکنیک‌های مدیریت استرس را تمرین می‌کنند، ارتباطات عصبی در قشر پیش‌پیشانی مغز تقویت می‌شود؛ بخشی از مغز که مسئول تصمیم‌گیری منطقی و تنظیم هیجانات است.

وی، با اشاره به نقش آمیگدال در ایجاد اضطراب و استرس افزود:  در دنیای پرتنش امروز، مغز بسیاری از افراد در وضعیت دائمی  جنگ یا گریز  قرار دارد، که ناشی از فعالیت بیش از حد آمیگدال، مرکز پردازش ترس در مغز است. انجام اقداماتی مانند تمرینات تنفسی و مدیتیشن می‌تواند با فعال‌سازی عصب واگ و سیستم عصبی پاراسمپاتیک، فعالیت آمیگدال را مهار کند. این فرآیند موجب کاهش ترشح هورمون استرس یعنی کورتیزول شده و از آسیب به سلول‌های عصبی در هیپوکامپ، که مرکز حافظه و یادگیری مغز است، جلوگیری می‌کند.

مسئول واحد سلامت روان بیمارستان قائم(عج)، با بیان اینکه خودمراقبتی بر شیمی مغز نیز اثر می‌گذارد، تصریح کرد: رفتارهای خودمراقبتی باعث آزادسازی چهار ماده مهم در مغز می‌شوند که به چهارگانه شادی  معروف هستند؛ دوپامین که با تعیین اهداف کوچک و انجام مراقبت‌های روزانه ترشح می‌شود، اوکسی توسین که از طریق روابط اجتماعی سالم و شفقت به خود افزایش می‌یابد، سروتونین که با قرار گرفتن در معرض نور خورشید و فعالیت بدنی تقویت می‌شود و اندورفین که در اثر ورزش و حتی خنده در بدن آزاد می‌شود.

دکتر شم‌آبادی، در ادامه با ارائه توصیه‌هایی کاربردی برای ارتقای سلامت روان گفت:  از منظر علوم اعصاب، سه اقدام کلیدی می‌تواند نقش مهمی در خودمراقبتی داشته باشد. نخست خواب کافی است؛ زیرا در هنگام خواب عمیق، سیستم گلیمفاتیک مغز فعال شده و مواد زائد پروتئینی را از بافت مغز پاکسازی می‌کند. دوم تغذیه سالم است؛ چرا که محور  روده ـ مغز  نشان می‌دهد باکتری‌های مفید روده در تولید انتقال‌دهنده‌های عصبی مؤثرند و مصرف پروبیوتیک‌ها و کاهش قندهای مصنوعی می‌تواند بر خلق‌وخو اثر بگذارد. سوم نیز فعالیت بدنی منظم است که باعث ترشح پروتئینی به نام BDNF می‌شود؛ ماده‌ای که مانند کود برای مغز عمل کرده و به رشد سلول‌های عصبی جدید کمک می‌کند.

وی در پایان خاطرنشان کرد:  شعار امسال هفته سلامت فرصتی است تا به این نکته توجه کنیم که سلامت روان از سلامت جسم جدا نیست. هر بار که به خود فرصت استراحت می‌دهیم یا یک عادت سالم را جایگزین می‌کنیم، در واقع در حال بازطراحی مغز خود برای رسیدن به آرامش، تمرکز و کارآمدی بیشتر هستیم.

 

56

مسئول واحد سلامت روان بیمارستان دکتر شریعتی از مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد،  با اشاره به پیامدهای طولانی‌مدت روانی جنگ گفت: با پایان درگیری‌های نظامی، جنگ برای بسیاری از افراد در ذهن و روان آن‌ها ادامه پیدا می‌کند و اختلال افسردگی اساسی یکی از شایع‌ترین آسیب‌های پنهانی است، که می‌تواند سال‌ها پس از جنگ زندگی فردی و اجتماعی افراد را تحت تأثیر قرار دهد.

دکتر شیما شیخ در گفتگو با وبدا، ضمن اشاره به پیامدهای روانی جنگ اظهار کرد: با پایان جنگ، ممکن است شهرها بازسازی شوند و زندگی ظاهراً به حالت عادی بازگردد، اما برای بسیاری از افراد جنگ تازه در درون ذهن آغاز می‌شود. به گفته وی، پیامدهای روانی جنگ تنها به دوران درگیری محدود نمی‌شود و می‌تواند سال‌ها و حتی نسل‌ها ادامه پیدا کند.

وی، اختلال افسردگی اساسی را یکی از شایع‌ترین پیامدهای پنهان جنگ عنوان کرد و گفت: این اختلال می‌تواند در میان سربازان، غیرنظامیان، آوارگان و حتی نسل‌های بعدی مشاهده شود. به گفته وی، مطالعات روان‌پزشکی نشان می‌دهد، افسردگی اساسی زخمی است که دیده نمی‌شود، اما می‌تواند به‌تدریج کیفیت زندگی فرد را تحت تأثیر قرار دهد و آن را خاموش کند.

دکتر شیخ درباره ماهیت این اختلال اظهار داشت: افسردگی اساسی صرفاً به معنای غمگین بودن نیست، بلکه یک اختلال خلقی شدید و پایدار است که با مجموعه‌ای از علائم عاطفی، شناختی و جسمی همراه است. وی افزود: خلق افسرده پایدار، از دست رفتن علاقه و لذت نسبت به فعالیت‌هایی که پیش از این خوشایند بودند، کاهش انرژی و امید، اختلال در خواب و اشتها، دشواری در تمرکز و تصمیم‌گیری، احساس بی‌ارزشی یا گناه و در برخی موارد ورود افکار مرگ به ذهن از جمله علائم این اختلال محسوب می‌شود. به گفته وی، زمانی که این علائم برای هفته‌ها ادامه داشته باشد و عملکرد روزمره فرد را مختل کند، این وضعیت از یک ناراحتی ساده فراتر می‌رود و نیازمند مداخله تخصصی است.

 

این متخصص سلامت روان دانشگاه، درباره دلایل بروز افسردگی پس از جنگ نیز گفت: جنگ تنها به معنای بمباران و درگیری نظامی نیست، بلکه مجموعه‌ای از تجربه‌های دشوار و سنگین را برای افراد به همراه دارد که ذهن انسان برای تحمل طولانی‌مدت آن آمادگی کافی ندارد. از دست دادن عزیزان، مشاهده خشونت و ترس مداوم، از دست دادن خانه، شغل و احساس امنیت و ناچار بودن به شروع دوباره زندگی از صفر از جمله عواملی هستند که فشار روانی زیادی بر افراد وارد می‌کنند.

دکتر شیخ افزود: پس از پایان جنگ نیز مشکلاتی مانند فقر، بیکاری، مهاجرت و آینده‌ای نامطمئن می‌تواند فشار روانی طولانی‌مدتی ایجاد کند و زمینه بروز افسردگی را فراهم سازد.

وی، با اشاره به گروه‌های در معرض خطر گفت: اگرچه همه افراد ممکن است تحت تأثیر پیامدهای روانی جنگ قرار بگیرند، اما سربازانی که با خشونت مستقیم مواجه بوده‌اند، خانواده‌هایی که عزیزان خود را از دست داده‌اند، آوارگان و مهاجران و همچنین کودکان و نوجوانانی که دوران رشد خود را در شرایط جنگی سپری کرده‌اند، بیش از دیگران در معرض ابتلا به افسردگی قرار دارند.

به گفته این متخصص، تجربه جنگ در کودکان می‌تواند سال‌ها بعد در بزرگسالی به شکل افسردگی بروز پیدا کند و حتی بر رشد مغزی، عملکرد تحصیلی و روابط اجتماعی آن‌ها تأثیر بگذارد.

دکتر شیخ تأکید کرد: افسردگی پس از جنگ تنها یک مسأله فردی نیست، بلکه پیامدهای اجتماعی گسترده‌ای نیز دارد. کاهش انگیزه و بهره‌وری، افزایش فقر و بیکاری، گسترش اعتیاد و خشونت خانوادگی، افزایش آمار خودکشی، فشار بر سیستم‌های سلامت و تضعیف شبکه‌های حمایتی اجتماعی از جمله پیامدهای آن است.

پس از بحران؛ درمان افسردگی با حمایت، روان‌درمانی و امید اجتماعی

وی با اشاره به امکان درمان این اختلال گفت: افسردگی اساسی قابل درمان است و روش‌های مختلفی برای کمک به افراد وجود دارد. روان‌درمانی از جمله درمان شناختی رفتاری، درمان مبتنی بر تروما و درمان بین‌فردی از جمله رویکردهای مؤثر در درمان افسردگی هستند. در برخی موارد نیز درمان دارویی می‌تواند به بهبود علائم کمک کند.

 

به گفته دکتر شیخ، حمایت خانواده و جامعه، بازسازی شبکه‌های حمایتی و تقویت امید اجتماعی نیز نقش مهمی در روند بهبود افراد دارند. وی افزود: گاهی شنیده شدن و دریافت حمایت عاطفی می‌تواند اولین گام در مسیر درمان باشد.

وی، همچنین بر اهمیت پیشگیری و مداخلات زودهنگام تأکید کرد و گفت: حمایت روانی اولیه پس از بحران، غربالگری سلامت روان، آموزش مهارت‌های تاب‌آوری و توجه ویژه به خانواده‌ها و کودکان از جمله اقداماتی است که می‌تواند از بروز افسردگی جلوگیری کند.

دکتر شیخ تصریح کرد: سرمایه‌گذاری در حوزه سلامت روان، نه تنها به بهبود کیفیت زندگی افراد کمک می‌کند، بلکه می‌تواند از هزینه‌های بلندمدت اجتماعی و اقتصادی ناشی از اختلالات روانی نیز جلوگیری کند. به گفته وی، با پایان جنگ بازسازی شهرها آغاز می‌شود، اما بازسازی روان انسان‌ها زمان بیشتری نیاز دارد و توجه به سلامت روان یکی از مهم‌ترین گام‌ها برای دستیابی به صلح پایدار است.

 

57

مدیر مرکز مشاوره دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با اشاره به پیامدهای گسترده جنگ و بحران‌های مسلحانه بر سلامت روان، گفت: این بحران‌ها فقط آسیب جسمی به‌جا نمی‌گذارند، بلکه با ایجاد اضطراب، افسردگی، اختلال استرس پس از سانحه و مشکلات رفتاری، مسیر یادگیری و پیشرفت تحصیلی کودکان، نوجوانان و حتی بزرگسالان را به شدت تحت تأثیر قرار می‌دهند.

دکتر حمیده صمدی، در گفتگو با وبدا، درباره آثار روانی و تحصیلی ناشی از جنگ و بحران‌های مسلحانه اظهار کرد: جنگ و ناامنی، فراتر از صدمات جسمی، تأثیرات عمیق و ماندگاری بر سلامت روان افراد به‌ویژه کودکان و نوجوانان برجای می‌گذارد و همین مسأله می‌تواند روند آموزش و یادگیری آنان را به‌طور جدی مختل کند. وی افزود: سلامت روان و یادگیری ارتباطی تنگاتنگ با یکدیگر دارند و هرگونه آسیب روانشناختی می‌تواند مستقیماً بر تمرکز، انگیزه، حافظه، روابط اجتماعی و عملکرد تحصیلی اثر بگذارد.

وی، با بیان اینکه اختلالات روانشناختی تحصیلی به مشکلاتی گفته می‌شود که یادگیری و پیشرفت تحصیلی را تحت تأثیر قرار می‌دهند، تصریح کرد: این اختلالات معمولاً با نشانه‌هایی همچون اضطراب، افسردگی، اختلالات رفتاری و نقص توجه همراه هستند و در شرایط بحران جنگ، بروز و شدت آن‌ها افزایش می‌یابد.

جنگ با PTSD، اضطراب و افسردگی مسیر یادگیری کودکان را مختل می‌کند

دکتر صمدی در ادامه یکی از مهم‌ترین پیامدهای روانی جنگ، اختلال استرس پس از سانحه یا PTSD  بر شمرد و افزود: در این شرایط، کودکان و نوجوانان ممکن است بارها و بارها خاطرات ترسناک جنگ را در ذهن خود مرور کنند، دچار کابوس‌های شبانه شوند، وحشت ناگهانی را تجربه کنند و از موقعیت‌ها یا فضاهایی که یادآور جنگ است دوری کنند. این وضعیت موجب کاهش تمرکز، فراموشی مطالب درسی و ناتوانی در مشارکت فعال در کلاس می‌شود.

وی افزود: اضطراب و نگرانی‌های شدید نیز از دیگر پیامدهای شایع بحران جنگ است. احساس ناامنی، ترس از حمله، نگرانی درباره جان اعضای خانواده یا از دست دادن تکیه‌گاه‌های عاطفی، باعث می‌شود کودک یا نوجوان نتواند بر فرایند یادگیری تمرکز کند. نتیجه این وضعیت، افت نمرات، ناتوانی در حل مسائل درسی و حتی ترس از حضور در مدرسه خواهد بود.

مدیر مرکز مشاوره دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با اشاره به بروز افسردگی در شرایط بحران گفت: تجربه از دست دادن، جدایی از خانواده، آسیب به خانه، مدرسه یا محیط زندگی، می‌تواند احساس غم عمیق، بی‌انگیزگی و ناامیدی را در فرد ایجاد کند. این اختلال به‌طور مستقیم باعث کاهش انگیزه برای درس خواندن، افت شدید عملکرد تحصیلی و در برخی موارد ترک تحصیل می‌شود.

وی خاطرنشان کرد: جنگ می‌تواند زمینه‌ساز اختلالات رفتاری نیز باشد. برخی کودکان در چنین شرایطی پرخاشگر، تحریک‌پذیر یا گوشه‌گیر می‌شوند. این تغییرات رفتاری، روابط آنان را با معلمان و همکلاسی‌ها دچار اختلال می‌کند و ممکن است به بی‌نظمی در کلاس، کاهش تعاملات سازنده آموزشی و محروم شدن از فرصت‌های یادگیری منجر شود.

دکتر صمدی گفت: تجربه‌های آسیب‌زا و تروماتیک، همچنین می‌توانند موجب کاهش توجه و تمرکز شوند و همین موضوع مشکلات یادگیری را تشدید می‌کند. در این حالت، دانش‌آموز در حفظ اطلاعات، انجام تکالیف و پیگیری مستمر برنامه درسی با مشکل مواجه می‌شود و افت تحصیلی او به‌صورت مداوم ادامه می‌یابد.

وی با اشاره به مشکلات اجتماعی ناشی از جنگ افزود: بسیاری از کودکان و نوجوانان در شرایط بحران دچار احساس انزوا می‌شوند و نمی‌توانند با همسالان خود ارتباط مؤثر برقرار کنند. این مسئأه باعث کاهش مشارکت در فعالیت‌های گروهی، افت تعاملات اجتماعی و تضعیف مهارت‌هایی می‌شود که برای یادگیری و حضور موفق در محیط آموزشی ضروری هستند.

مدیر مرکز مشاوره دانشگاه، با تأکید بر عوامل تشدیدکننده این اختلالات اظهار کرد: مدت زمان مواجهه با جنگ و خشونت، از دست دادن اعضای خانواده یا دوستان، تخریب محیط مدرسه، کمبود منابع آموزشی و نبود حمایت روانشناختی و اجتماعی کافی، از جمله عواملی هستند که شدت مشکلات روانی و تحصیلی را افزایش می‌دهند.

حمایت روانی در مدارس و روان‌درمانی، کلید کاهش آسیب‌های تحصیلی جنگ

وی، درباره راهکارهای مداخله‌ای نیز گفت: برای کاهش آثار این بحران‌ها باید حمایت‌های روانی و اجتماعی در مدارس تقویت شود و حضور روانشناسان و مشاوران تحصیلی در محیط‌های آموزشی جدی گرفته شود. همچنین لازم است برنامه‌های آموزشی انعطاف‌پذیر طراحی شوند تا فشار تحصیلی بر دانش‌آموزان آسیب‌دیده کاهش یابد و فرصت آموزش جبرانی برای آنان فراهم شود.

 

دکتر صمدی در ادامه مطلب افزود: فعالیت‌های گروهی، هنری، فرهنگی و ورزشی می‌توانند نقش مهمی در کاهش اضطراب، ابراز احساسات و بازسازی روانی کودکان و نوجوانان داشته باشند. همچنین آموزش مهارت‌های مقابله‌ای، مدیریت استرس، حل مسأله و تقویت تاب‌آوری روانی از دیگر مداخلات مؤثر در این زمینه است. حمایت خانواده و جامعه نیز نقشی تعیین‌کننده در بازسازی حس امنیت و ثبات روانی کودک دارد.

وی، با بیان اینکه در درمان اختلالات روانشناختی تحصیلی ناشی از جنگ نباید به دنبال راه‌حل‌های سریع و یکسان برای همه افراد بود، تصریح کرد: مداخلات درمانی باید چندلایه، تدریجی و متناسب با شرایط فردی، خانوادگی و اجتماعی هر فرد طراحی شوند.

مدیر مرکز مشاوره دانشگاه، افزود: روان‌درمانی، مهم‌ترین محور درمان در این حوزه به شمار می‌رود. به گفته وی، درمان شناختی-رفتاری متمرکز بر تروما، یکی از مؤثرترین روش‌ها برای کودکان و نوجوانان آسیب‌دیده از جنگ است، زیرا به آنان کمک می‌کند افکار منفی و ترس‌های مرتبط با تجربه جنگ را شناسایی و اصلاح کنند، هیجانات خود را بهتر تنظیم کنند و در نتیجه تمرکز، مشارکت در کلاس و عملکرد تحصیلی‌شان بهبود یابد.

 

وی ادامه داد: بازی‌درمانی برای کودکانی که نمی‌توانند احساسات خود را به‌صورت کلامی بیان کنند، بسیار مفید است. کودک از طریق بازی، ترس‌ها و تجربه‌های خود را بازنمایی می‌کند و همین موضوع به کاهش رفتارهای مخرب و افزایش آمادگی او برای یادگیری کمک می‌کند. هنر‌درمانی نیز از طریق نقاشی، موسیقی و نوشتن، امکان تخلیه هیجانی، کاهش استرس و تقویت عملکرد شناختی را فراهم می‌سازد.

دکتر صمدی تأکید کرد: مداخلات مدرسه‌محور نیز اهمیت فراوانی دارند. ایجاد محیطی امن و قابل پیش‌بینی در مدرسه، کاهش تنبیه، افزایش حمایت عاطفی از سوی معلمان، ارائه آموزش‌های جبرانی و انعطاف‌پذیر و حضور فعال مشاور و روانشناس مدرسه، همگی می‌توانند به بازگشت تدریجی دانش‌آموز به مسیر یادگیری کمک کنند.

وی اضافه کرد: حمایت‌های روانی-اجتماعی مبتنی بر جامعه نیز باید به‌طور جدی دنبال شود. تشکیل گروه‌های حمایتی برای کودکان و خانواده‌ها، برگزاری فعالیت‌های جمعی و آموزش والدین درباره شیوه صحیح برخورد با کودک آسیب‌دیده، از جمله اقدامات مهمی است که می‌تواند احساس امنیت، تعلق و ثبات را در کودک تقویت کند.

مدیر مرکز مشاوره دانشگاه، درباره درمان دارویی گفت: در مواردی که اختلالاتی مانند افسردگی شدید یا اضطراب شدید وجود داشته باشد، ممکن است درمان دارویی زیر نظر روانپزشک ضرورت پیدا کند. با این حال، دارودرمانی به‌تنهایی کافی نیست و حتماً باید در کنار روان‌درمانی و مداخلات حمایتی به کار گرفته شود.

وی در پایان خاطرنشان کرد: درمان اختلالات روانشناختی تحصیلی ناشی از جنگ، نیازمند نگاهی جامع و ترکیبی است. روان‌درمانی تخصصی، حمایت مدرسه، مشارکت خانواده و در موارد خاص دارودرمانی، باید در کنار یکدیگر قرار گیرند تا بتوان از آسیب‌های بلندمدت روانی و تحصیلی پیشگیری کرد و زمینه بازگشت کودکان و نوجوانان به زندگی عادی و مسیر آموزش را فراهم ساخت.

 

 

58

درست بعد از انقلاب در سال های۱۳۵۹ یا 60 بود ، که ان زمان  بیماسرتان امام رضا(ع) و بیمارستان ها، دانشکده پزشکی اطلاق می‌شد، که بعدها یکی شد و دانشگاه پزشکی شد، که در زمان من مسئولیت اجرایی دانشکده پزشکی قائم(عج) را به عهده داشتم و در این موقعیت با توجه به اینکه ارتباطی با تهران و مراکز  علمی تهران داشتیم به این نتیجه رسیدیم که باید یک مرکز تحقیقاتی داشته باشیم.

وقتی که معاونت پژوهشی را بر عهده داشتم توانستم از معاونت پژوهشی وزارتخانه که از دوستان من بود و آدم خیلی روشن فکری بود استاد دکتر زارع بودجه هنگفتی بگیریم و بتوانیم مرکز تحقیقاتی را انجام دهیم که خوشبختانه یک ساختمانی را در دانشگاه فردوسی داشت و موفق شدیم انجا را به عنوان مرکز تحقیقات بوعلی نامگذاری کنیم و خود دکتر زارع این مرکز را افتتاح کرد .

 این مرکز شامل تحقیقات ایمنولوژی، تحقیقات سلولی و مولکولی همچنین تحقیقات داروسازی و سایر تحقیقاتی که گروه‌ها علاقمند بودند در انجا می‌توانستند بخش داشته باشند؛ ولی فعال‌ترین بخش مربوط به بخش آلرژی و ایمنولوژی بالینی بود که به همت اساتید خوبی مثل آقای دکتر محمودی، دکتر توکل افشاری، دکتر وارسته و مرحوم دکتر برادران انجام شد و روز به روز این بخش توسعه پیدا کرد و خوشبختانه موفق شدیم، یک کتاب  ایمنولوژی را با همکاری اساتید مرکز بوعلی و همچنین اساتید سراسر ایران به چاپ برسانیم، که حدود ۱۰۰۰ صفحه است و جزء کتاب‌های درسی به نام ایمنولوژی سلولی و پایه؛ ولی اسم کلی کتاب مبانی ایمنولوژی است، که این کتاب در به نشر چاپ شد و هنوزم با گذشت سال ها این کتاب بهترین کتاب‌ها و مأخذ علمی خوبی برای دانشجویان رزیدنت‌ها و علاقمندان به این رشته است.

فرهنگستان علوم پزشکی فکر می‌کنم که بعد از انقلاب تاسیس شده، در سال 1300 مرحوم فروغی که نخست وزیر بعد از جنگ جهانی دوم بود، یکی از روشنفکرها و نویسنده‌ها بود که سیر حکمت در اروپا را به صورت چند جلد کتاب از نوشته‌های مرحوم استاد فروغی است، فروغی پیشنهاد کرد به رضا شاه، که بهتراست که ما یک مرکز علمی داشته باشیم که در ان زمان اسم آن را فرهنگستان گذاشتند که یک فرهنگستان بیشتر نبود ولی بعد از انقلاب،  این فرهنگستان‌ها به چهار تا فرهنگستان علوم پزشکی فرهنگستان علوم و فرهنگستان ادبیات و فرهنگستان مربوط به رشته آمار و ریاضیات است و این فرهنگستان را  در بعد از انقلاب در مرکز ی نزدیک‌ کتابخانه ملی زمین‌هایی بود ساختند و یکی از ساختمان‌های خیلی زیبا متعلق به فرهنگستان علوم پزشکی است که افراد می توانند از نظر اساسنامه، اعضای پیوسته دارد و اعضای وابسته که اعضای پیوسته کسانی هستند که دارای تالیفات و از نظر علمی توانایی خیلی خوبی دارند  این افراد در دو سه مرحله انتخاب می شوند و به عنوان عضو پیوسته فرهنگستان یا عضو دائم فرهنگستان که تعدادشان به 30 نفر ولی الان کمی  بیشتر کردند حدود 40 نفر هستند، که از 40 تا بیشتر نباید باشند و اگر یکی از افراد انصراف داد یا در قید حیات نبود جایگزین آن  ز افرادی که در لیست هستند و غیر وابسته هستند در دو سه جلسه که در جلسات عمومی فرهنگستان مطرح می‌شوند و اگر به تصویب برسد عضو دائمی فرهنگستان می شوند.

عضو دائم فرهنگستان از نظر علمی خیلی اهمیت دارد که همه افراد نمی‌توانند عضو شوند مگر افرادی باشند که از نظر علمی شایستگی داشته باشند، تألیفاتی داشته باشند یا کتاب هایی در انتشارات ایران و خارج داشته باشند و این افراد می توانند به صورت مادام العمر در  فرهنگستان علوم پزشکی در جلسات شرکت کنند.

 فرهنگستان کارش این است که کلیات امور پزشکی را تبیین کند،  بعد از آن به وزارتخانه ابلاغ می شود  وزارتخانه موظف است مصوبات فرهنگستان اجرا کند. عضو وابسته افرادی هستند که که در جلسات شرکت می کنند و حق رأی در مصوبات را ندارند و تنها اعضای پیوسته می توانند رای دهند.

 من خودم تنها کسی از خراسان هستم که عضو پیوسته می باشم، متاسفانه فقط من تنها هستم و امیدوارم که یک روزی باشد، که اعضای پیوسته در خراسان و مشهد بیشتر شوند، چون با توجه به اینکه دانشگاه علمی زیادی در دانشگاه‌های پزشکی ما داریم، افراد علمی زیادی در دانشگاه پزشکی هستند، امیدواریم که در آینده سهم مشهد در افراد پیوسته بیشتر باشد فعلاً عضو پیوسته من یک نفر هستم ولی عضو ناپیوسته یا وابسته در مشهد تعدادشان زیاد است، ولی انها در مجامع عمومی نمی‌توانند شرکت کنند فقط عضو پیوسته می‌تواند شرکت کند.

 در دورانی که من معاونت پژوهشی را بر عهده داشتم داشتم یک درختی بود در دانشکده در ساختمان قریشی و من دنبال جینگو بودم . جینگو  چون در امریکا یک مطالعاتی داشتم که نوشته بود افراد ی که اسم دارند زیر درخت جنگو  استراحت می‌کنند و استنشاق هوا و تنفس در زیر این درخت، باعث بهبود آسم انها می شود این باعث شد که من آمدم مشهد دنبال می‌گشتم که ببینم درخت جینگو دار یا نه!!! یک ساختمان خیلی زیبایی در خیابان دانشگاه بود و گفتند احتمالاً درخت جینگو در داخل این ساختمان وجود دارد، بعد تحقیق کردم دیدم این ساختمان متعلق به قریشی است . پسر مرحوم قریشی، مریض من بود چون مشکل آلرژی داشت از این جهت من با مرحوم قریشی که مرد ثروتمندی بود هم مرد بسیار با فرهنگی بود، آشنا شدم و از ایشان خواستم که اگر امکان دارد ساختمان به این زیبایی را اهدا کند به دانشکده پزشکی مشهد.

ایشان هم با بزرگواری قبول کرد و چون این درخت جینگو انجا داشت من از ایشان اجازه گرفتم که یک مقداری از برگ‌های درخت جینگو را برداریم و بتوانیم عصاره‌ آن را بگیریم. او گفت پس من این ساختمان را به شرطی اهدا می کنم که از این درخت نگهداری کنید و جایش را هم تغییر ندهید .

بعد از اینکه ساختمان با عزت نفس ، بددون اینکه هزینه بگیرد، هزینه انتقال سند را خودش به عهده گرفت و به دانشگاه علوم پزشکی اهدا کرد به شرطی که این درخت جینگو  را جابجا نکنیم. بعد از اینکه این ساختمان را دانشگاه مشهد صاحب شد، یک قسمتی را ساختمان جدیدی ایجاد کرد که همان معاونت پژوهشی فعلی است و به خاطر این درخت ما این ساختمان پژوهشی را عقب‌تر انجام دادیم که به ای درخت آسیبی نرسد، تا انجا که من هر وقت عبور می کنم می بینم سرحال و شاداب است که دورش هم یک حصاری کشیده شده که بیشتر از ان مواظبت شود.  این درخت خیلی شاداب است و یک درخت جینگو کوچک‌تری هم در خونه خود مرحوم قریشی است که من رفتم دیدم ولی در جای دیگری من ندیدم.

 در صورتی که من در یک مسافرتی که به کره جنوبی داشتم،  بیشتر درخت‌های جینگو را در خیابان‌های کره جنوبی من دیدم که زیاد است و استفاده می‌کنم هم درخت زیبایی است هم آفت نمی‌گیرهد و جالب است که هیچ نوع آفتی این درخت به خودش نمی‌گیرد

 این درخت هنوز شادابی خودش را در ساختمان مرحوم قریشی حفظ کرده که اکنون ساختمان سازمان مرکزی دانشگاه علوم پزشکی است و خوشحالیم که دوستان و همکارانی که انجا کار می‌کنند مواظب این درخت هستند.

 

 

59

یکی از کارهای ارزشمندی که دانشگاه علوم پزشکی به خصوص معاونت پژوهشی انجام داد طرح شناسایی ویروسHTLV1 بود. این ویروس از این جهت  اهمیت دارد که سه نوع دارد، HTLV3,HTLV2, HTLV1 . HTLV1 که همین بیماری است که فلج ایجاد می‌کند که به نام اسپاستیک معروف است. HTLV2 که  HIV را ایجاد می کند و HTLV3 که  سرطان خون ایجاد می کند.

 سپس من با مرحوم استاد دکتر اعتمادی که از شخصیت‌های برجسته اعصاب دانشگاه بود متوجه شدیم که برخی از بیماران شبیه بیمار MS هستند ولی MSنیست مالتیپل اسکلروزیسنیست، ولی شبیه ان است. این بود که من در یکی از مسافرت‌هایی که در نیویورک داشتم با یک استادی آشنا شدم که اصالتاً ایرانی بود ولی استاد تمام وقت دانشگاه کرنل بود.

 و من یه دوره‌ای را نزد ایشان رفتم و  چون دکتر در علوم اعصاب تحقیقاتی داشت گفتم که در مشهد و خراسان بیماری‌های شبیه MSاست و او هم فوری گفت احتمالاً ممکن اسن یک ویروسی که اخیراً کشف شده که یک نوع یک فلج، نوع دو ویروس ایدز ایجاد می کند و نوع سوم که احتمالاً سرطان خون ایجاد می کند.

گفتند اگر علاقمند هستید،  یک طرح تحقیقاتی مشترکی را طراحی کردیم و من برگشتم ایران و از کسانی که در متولد مشهد بودند و مشهدی اصیل بودند، نمونه انتخاب کردیم حدود 400 نمونه از خون افراد مشهدی خالص طبق خوشه بندی که مرحوم استاد دکتر روحانی که استاد آمار بود، به ما ارائه داد که این‌طوری بریم نمونه بگیریم که از نظر آماری دقیق باشد؛ من توانستم 400 نمونه را بگیرم. نمونه ها را باید به  امریکا  می بردیم، گفتند اتحادیه گاوداران یک ظرف‌هایی دارند که نیتروژن مایع داخل ان است، شما می‌توانید از اتحادیه گاوداری این ظرف را بگیرید که من به زحمت توانستم اتحادیه گاوداری را وادار کنم که این را به ما امانت دهند، داخلش نیتروژن مایع بود و من این 400 نمونه چون خراب می‌شد اگرداخل نیتروژن مایع نبود، دبه حاوی نیتروژن مایع داخل   را به دست گرفتم و چون خود من جزء پزشکان مشاور هواپیمایی بودم بردم این دبه را داخل هواپیما و مشکلی نداشت و   من یک نامه‌ای داشتم که این نامه نشان می‌داد که این نمونه‌ها برای کارهای تحقیقاتی است.

 ما وقتی که وارد آمریکا شدیم این دبه دست من بود و پلیس متوجه شد گفت: از ا ینجا که باید رد بشویم جایی بود که گمرک اثاثیه افراد است گفتند این چیست؟ گفتم نمونه‌های پزشکی است که انها نگران شدند هنوز مسائل تروریستی مطرح نبود و در امریکا 11 سپتامبر به وجود نیامده بود بنابراین، من نامه داشتم گفتم ، سپس رئیس و پلیس فرودگاه آمد و من توضیح دادم نامه را نشان دادم و بعد انها با دانشگاه کرنل با پروفسور بیژن صفایی تماس گرفتند، او تایید کرد که این نمونه‌ها برای تحقیقات من است و توانستم انها را بیاورم و به دست آقای پروفسور بیژن صفایی برسانم و چون کیت‌ها هم فقط در اختیار آقای پروفسور بیژن صفایی بود این نمونه‌ها را بررسی کردیم تعداد زیادی از این نمونه ها مثبت شد.

 و این بود که فهمیدیم که یک منطقه آلوده‌ای در دنیا منطقه ای در مشهد و نیشابور است، بعد از تحقیقاتی که انجام دادم من متوجه شدم که نیشابور این ویروس را دارد، چون برده‌هایی هستند که در آفریقا بودند حالا ما از آفریقا خیلی دور هستیم چه طور است که این ویروس  به مشهد و نیشابور آمده، خیلی زیاد بیماران نیشابوری داشتیم که فلج می شدندو HTLV1 آنها مثبت می شد. . یک بررسی انجام دادیم دیدیم که ناصر خسرو در یکی از کتاب هایش نوشته که برده‌هایی که وارد بازار برده فروشی نیشابور می‌شدند و چون نیشابور خیلی شهر بزرگی در ان زمان بوده   مرکز علمی ایران، نیشابور بوده بعد متوجه شدم این برده‌ها را که به نیشابور آوردند ،یک مقدارش را نگه می‌داشتند و یک مقدارش را پس می‌فرستادند خریدار نداشته برمی‌گشتند، این بوده که در نیشابور از طریق این برده ها زیاد شده و بعد از آن در مشهد که بررسی آماری کردیم دیدیم که، حدود 4/4 درصد افراد نرمال؛ دقیقاً با کمک مرحوم استاد، روحانی این طرح انجام شد و به وزارتخانه اعلام شد و به همین جهت مقداری از نظر علمی ما توانستیم پژوهشکده بوعلی و مهمترین قسمت پژوهشکده مرکز تحقیقات HTLV1 استکه هنوز هم خوشبختانه ادامه دارد.

  این طرح چون اهمیت داشت در جشنواره خوارزمی که یکی از مهمترین جشنواره‌های علمی ایران است، این طرح HTLV1 برنده جشنواره خوارزمی شد.

 در روز استاد که 12 اردیبهشت است، مراسمی در تهران در تالار فردوسی یا در تالار مهم آن برگزار شد و رئیس جمهور وقت جایزه ای به من اهدا کرد .

 از من خواستند در این جشنواره شرکت کنم و یک لوح تقدیر و سکه از دست مرحوم هاشمی رفسنجانی گرفتیم، ولی یک طرح دیگری هم داشتیم که ان هم برنده جایزه شد در آن زمان آقای احمدی نژاد رئیس جمهور بود و من خیلی تمایل به شرکت نداشتم، چون مسائل سیاسی وجود داشت ولی جشنواره در مشهد برگزار شد، ایشان به مشهد آمد.

بنابراین ناخودآگاه  مجبور شدم شرکت کنم و این طرح جزء طرح‌های تحقیقاتی بود که برنده شده بود، یک لوح آقای احمدی نژاد داد، بعد که آمدم خانه لوح را باز کردم دیدم 5 تا سکه چسبیدن به این لوح، چون خانم ها به جواهرات علاقه مند هستند، به همسرم دادم که خوشحال شد و یک سکه را برداشت دید که یکی نیست 10 تا سکه است، که 50 تا سکه آقای احمدی نژاد داد و به خاطر مسائل سیاسی که رئیس جمهوری آقای احمدی نژاد زیر سوال بود، که چگونه رئیس جمهور شده، اقای خاتمی چگونه رئیس جمهور شده و...

 من از دست آقای خاتمی به خاطر کتاب سال جایزه گرفتم، کتاب ایمنولوژی سلولی و مولکولی، ترجمه‌اش کتاب سال شد و دکتر معین هم که با من خیلی دوست بود مجبور شدیم از دست آقای خاتمی یک جایزه گرفتیم، که آقای خاتمی شخصیت فرهنگی هنوز هم است و جزء شخص‌های خوب ایران هم است.

 ولی زمان آقای احمدی نژاد با توجه به مسائل سیاسی که پیش آمد، خیلی سیاسی نمی‌خواستم وارد شوم و تمایل نداشتم در جشنواره شرکت کنم آقای احمدی‌نژاد   رئیس جمهور خیلی انقلابی بوده همه کارهایش انقلابی بود.

 

 

60

من دکتر حمیده صمدی هستم، دارای دکترای تخصصی روان‌شناسی و حدود ۱۸ سال است که در دانشگاه علوم پزشکی مشهد مشغول به خدمت هستم. متولد سال ۱۳۶۳ و ساکن شهر مشهد هستم.

از همان سال‌های ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان علاقه زیادی به فعالیت‌های اجتماعی و مشارکت در برنامه‌های جمعی داشتم. در دوران دبیرستان عضو گروه سرود مدرسه بودم و همزمان در تیم ورزشی دبیرستان نیز فعالیت می‌کردم. در مسابقاتی که برگزار می‌شد، همراه تیم ورزشی به رقابت‌ها اعزام می‌شدیم. علاوه بر این، در مسابقات قرآنی در سطح استانی و کشوری نیز شرکت داشتم و معمولاً در رشته‌های ترتیل و قرائت قرآن جزو رتبه‌های برتر قرار می‌گرفتم. پس از آن، با توجه به علاقه‌ای که به این حوزه داشتم، رشته تجربی را برای ادامه تحصیل انتخاب کردم. به طور کلی، شناخت انسان همیشه از موضوعاتی بوده که برای من پرسش‌ها و انگیزه‌های زیادی ایجاد می‌کرد؛ اینکه چرا انسان‌ها به شکل‌های مختلف فکر می‌کنند، رفتار می‌کنند و واکنش نشان می‌دهند. این علاقه هم در زمینه‌های شناختی، هم رفتاری و هم فیزیولوژیک برای من وجود داشت و بسیار دوست داشتم در این حوزه به شکل علمی مطالعه و یادگیری داشته باشم.

در کنار این موضوع، علاقه‌مندی من به روابط اجتماعی نیز باعث می‌شد به فرآیندهایی فکر کنم که موجب شکل‌گیری تعامل میان افراد می‌شود و اینکه چه عواملی سبب می‌شود انسان‌ها بتوانند ارتباطات مؤثر و معناداری با یکدیگر برقرار کنند. در آن دوران، بین انتخاب رشته علوم انسانی و علوم تجربی تا حدی مردد بودم، اما در نهایت رشته علوم تجربی را انتخاب کردم؛ باز هم به دلیل همان علاقه‌ای که به خدمت‌رسانی به جامعه و کمک به افراد در خودم احساس می‌کردم. پس از شرکت در کنکور، در سال ۱۳۸۲ در رشته روان‌شناسی دانشگاه فردوسی مشهد پذیرفته شدم و تا سال ۱۳۸۶ تحصیل در این رشته را در همان دانشگاه ادامه دادم. برای من جالب بود که با وجود چهار سال تحصیل در رشته علوم تجربی در دوران دبیرستان، زمانی که وارد رشته روان‌شناسی شدم، احساس کردم بسیاری از نیازها و پرسش‌هایی که در ذهن داشتم در این رشته پاسخ داده می‌شود. موضوعاتی مانند شناخت انسان، تعاملات اجتماعی و روابط انسانی دقیقاً در همین حوزه قرار داشتند و همین موضوع باعث شد ارتباط عمیق‌تری با رشته خود برقرار کنم و علاقه‌ام به حوزه علوم انسانی بیشتر شود.

در همین دوران تحصیل در مقطع کارشناسی ازدواج کردم. در سال ۱۳۸۷، تقریباً یک سال پس از فارغ‌التحصیلی، زندگی مشترکم را آغاز کردم. پس از آن و در سال ۱۳۹۰، هم‌زمان با تولد فرزند اولم، تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد رشته روان‌شناسی را ادامه دادم. با تولد فرزند دومم در سال ۱۳۹۵ نیز در مقطع دکترای روان‌شناسی مشغول به تحصیل بودم. در واقع به نوعی با تولد هر یک از فرزندانم، یکی از مقاطع تحصیلی زندگی من نیز در حال طی شدن بود. در این مسیر، حمایت خانواده و به‌ویژه همسرم نقش بسیار مهمی داشت. با وجود اینکه فاصله سنی دو پسرم نسبتاً کم بود، در دوران دکتری فرزندی حدود سه تا چهار ساله و فرزندی حدود یک‌ونیم ساله داشتم و هم‌زمان نیز مشغول به کار بودم. با این حال، علاقه عمیق به این حوزه و نیت کمک به دیگران باعث شد این سختی‌ها برایم قابل تحمل شود. هدف من همیشه این بوده است که بتوانم در کنار افراد، به عنوان یک همراه و همیار حضور داشته باشم؛ به آن‌ها در حل چالش‌ها کمک کنم و زمینه رشد و بهبودشان را فراهم کنم. شاید همین انگیزه باعث شد بسیاری از دشواری‌های این مسیر چندان به چشم نیاید.

در ادامه مسیر حرفه‌ای خود، از سال ۱۳۹۶ وارد حوزه معاونت فرهنگی و دانشجویی شدم و فعالیت‌هایم را در این بخش آغاز کردم.

در واقع زمانی که وارد این حوزه شدم، هنوز در دوره دکترا مشغول به تحصیل بودم و در سال ۱۴۰۰ از مقطع دکترا فارغ‌التحصیل شدم. از سال ۱۴۰۲ نیز به عنوان رئیس مرکز مشاوره فعالیت می‌کنم. رشته تحصیلی من در مقطع کارشناسی روان‌شناسی بالینی بود. در مقطع کارشناسی ارشد در رشته روان‌شناسی عمومی ادامه تحصیل دادم و مقطع دکترا نیز با عنوان روان‌شناسی (بدون گرایش) ثبت شد. به طور کلی رویکرد کاری من بیشتر در حوزه بالینی است. شاید بد نباشد اشاره کنم که در مقطع کارشناسی ارشد از طریق سهمیه استعدادهای درخشان وارد مقطع دکترا شدم. همچنین در دوره تحصیل، با وجود اینکه همزمان مشغول به کار بودم، علاقه‌مندی‌هایی که از دوران دبیرستان به حوزه‌های قرآنی و ورزشی داشتم همچنان ادامه پیدا کرد.

 

 

61

در جشنواره فرهنگی سیمرغ وزارت بهداشت، مقاله‌ای ارائه دادم که به عنوان اثر منتخب کشوری شناخته شد و رتبه اول پژوهشی را در آن حوزه در میان دانشگاه‌های علوم پزشکی کشور کسب کرد. علاوه بر این، در رشته ترتیل قرآن نیز موفق به کسب مقام‌های استانی و کشوری شدم. در حوزه فعالیت‌های ورزشی نیز در جشنواره ورزشی دهه مبارک فجر در رشته شنا توانستم مقام دوم را کسب کنم. به طور کلی علاقه‌مندی به حوزه‌های مختلف باعث شد در کنار تحصیل و کار، فعالیت‌های فرهنگی و ورزشی را نیز ادامه بدهم و همین موضوع تا حد زیادی به ایجاد تعادل در زندگی من کمک کرده است.

در حال حاضر حوزه اصلی فعالیت حرفه‌ای من، حوزه بالینی و مشاوره‌های فردی است. البته در زمینه مشاوره خانواده و زوج‌درمانی نیز خدمات ارائه می‌دهم. رویکرد درمانی من عمدتاً رویکرد مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) است. تقریباً از سال ۱۳۹۵ به عنوان عضو حق‌التدریس دانشگاه با دانشکده بهداشت و همچنین دانشکده پرستاری و مامایی همکاری داشته‌ام. به واسطه دروسی که در این دانشکده‌ها تدریس می‌شد، با اساتیدی آشنا شدم و در ادامه، همکاری‌های پژوهشی با آن‌ها شکل گرفت و طرح‌های پژوهشی مصوب دانشگاه را به صورت مشترک آغاز کردیم. در حال حاضر حدوداً بیش از ۱۰ طرح پژوهشی با همکاری اساتید گروه‌های مختلف در دست اجرا داریم که بخشی از آن‌ها نیز به پایان رسیده است. همچنین تاکنون بیش از ۲۰ مقاله علمی ـ پژوهشی در مجلات معتبر داخلی و خارجی منتشر شده است.

این همکاری‌ها با اساتید سبب شد که در حوزه فعالیت حرفه‌ای خودم نیز پیشرفت‌های بیشتری داشته باشم. به ویژه اینکه بسیاری از این فعالیت‌ها ماهیتی بین‌بخشی داشتند؛ یعنی هم به حوزه روان‌شناسی مرتبط بودند و هم به حوزه‌های تخصصی اساتید دیگر. این تعاملات و همکاری‌ها کمک کرد تا در مسیر آموزش و ارتقای علمی خودم نیز رشد و پیشرفت بیشتری را تجربه کنم.

به واسطه همین تعاملات و همکاری‌ها با اساتید، ارتباطاتی با سایر ارگان‌ها و سازمان‌ها نیز شکل گرفت و در ادامه با دانشگاه‌های دیگر هم آشنایی و همکاری‌هایی ایجاد شد. این موضوع بیشتر در قالب پژوهش‌های میدانی و همچنین شرکت در همایش‌هایی که برگزار می‌شد اتفاق افتاد. در نهایت همین ارتباطات و فعالیت‌ها باعث شد که در سال گذشته به عنوان عضو صاحب‌نظر در اداره امور ورزش و جوانان منصوب شوم. در این مجموعه حدوداً نزدیک به ۱۰ حوزه تخصصی تعریف شده است و من به عنوان عضو صاحب‌نظر در برخی از این حوزه‌های تخصصی حضور دارم و در فعالیت‌های فرهنگی و پژوهشی مرتبط با آن‌ها مشارکت و همکاری می‌کنم.

سال گذشته طرحی را در جشنواره مدیریت دانش کلان منطقه ۹ ارائه کردیم که با عنوان سفیر سلامت روان دستیاری مطرح شد. این طرح در آن جشنواره برگزیده شد و به عنوان یکی از تجربه‌های برتر انتخاب گردید، زیرا توانسته بود در ارتقای سلامت روان دستیاران اثربخشی قابل توجهی ایجاد کند.

همچنین با دانشگاه‌های دیگر نیز به عنوان استاد مدعو همکاری داشته‌ام. در همین راستا، در سال گذشته در یک دانشگاه غیرانتفاعی به عنوان مدرس برتر یا استاد برتر در گروه روان‌شناسی انتخاب شدم. این موضوع نیز زمینه‌ای را فراهم کرد تا دوباره وارد فرآیندهای پژوهشی و همکاری‌های علمی شوم و تعاملات علمی در قالب همایش‌های بین‌رشته‌ای و بین‌دانشگاهی گسترش پیدا کند. در سطح دانشگاه نیز در برخی شوراها و کارگروه‌ها عضویت دارم؛ از جمله عضو شورای امور بانوان دانشگاه و همچنین عضو شورای مداخله در بحران در بلایای دانشگاه هستم. علاوه بر این، در بخش کاربرد سلامت روان در بحران نیز فعالیت داشته‌ام.

در جریان حوادث اخیر و در قالب برنامه‌هایی مانند دوره‌های آموزشی و همچنین در شرایط بحران، از جمله در جنگ تحمیلی سوم، توانستیم خدماتی را در حوزه سلامت روان برای کادر بهداشت و درمان ارائه دهیم.

 

 

62

در مجموع، مجموعه این فعالیت‌ها چه در حوزه‌های پژوهشی و چه در قالب عضویت در کارگروه‌ها و شوراهای مختلف در نهایت باعث رشد و ارتقای حرفه‌ای من شده است. به نظر من هیچ‌گاه فرد به نقطه‌ای نمی‌رسد که احساس کند دیگر نیازی به یادگیری ندارد؛ بلکه در هر مرحله‌ای همچنان احساس می‌کند که نیاز به آموزش و فراگیری دانش‌های جدید دارد. تمام این مسیر برای من همواره زمینه‌ای برای رشد بوده است و در اینجا جا دارد از همه افرادی که این مسیر را برای من هموار و روشن کردند تشکر کنم؛ به‌ویژه از جناب آقای دکتر تقی‌پور. در زمانی که جناب آقای دکتر تقی‌پور معاونت را بر عهده داشتند، بنده به عنوان رئیس اداره مشاوره منصوب شدم. پس از آن نیز جناب آقای دکتر اسماعیل‌زاده به بنده اعتماد کردند و در این سمت ابقا شدم. در این مسیر حمایت‌های بسیار خوبی از سوی ایشان صورت گرفت.

در کنار این حمایت‌ها، مهم‌تر از همه پشتیبانی‌هایی بود که خانواده و همسرم در این مسیر از من داشتند. شاید بد نباشد در اینجا اشاره کنم که پدر من نیز به دلیل اینکه خودشان مبلغ بودند و علاقه بسیار زیادی به علم‌آموزی داشتند، در این زمینه تأثیر زیادی بر ما گذاشتند. می‌توان گفت این علاقه به کسب علم، پژوهش و دانش‌افزایی تا حدی ریشه ژنتیکی هم دارد، چرا که ایشان نیز در این حوزه فعالیت‌های ارزشمندی انجام داده بودند و این روحیه را در ما پرورش دادند. مادرم خانه‌دار بودند و پدرم از مبلغین دینی و روحانی بودند. ایشان در راهپیمایی سال ۱۳۶۵ ترور شدند و به فیض شهادت نائل آمدند. مدرک تحصیلی ایشان نیز با توجه به تحصیلات حوزوی در سطح دکترا محسوب می‌شد.

البته من زمانی که پدرم به شهادت رسیدند بسیار کوچک بودم؛ حدود دو ساله بودم. اما مادرم از خاطرات ایشان برای ما تعریف می‌کردند و می‌گفتند که پدرم همیشه مشغول مطالعه بودند. دلیل این موضوع هم همان علاقه و دغدغه‌ای بود که برای آگاهی‌بخشی و روشنگری در جامعه داشتند. پدرم در حوزه علم خودشان فردی روشنفکر و اهل مطالعه بودند. بعد از اینکه بزرگ‌تر شدم، وقتی کتابخانه‌ای را که از پدرم به یادگار مانده بود نگاه می‌کردم و کتاب‌های بسیار قطور و دست‌نوشته‌های ایشان را می‌دیدم که هنوز هم به یادگار باقی مانده است، به این نتیجه رسیدم که این علاقه‌مندی به علم، پژوهش و رشد و تعالی که در میان اعضای خانواده ما وجود دارد، قطعاً می‌تواند برگرفته از همان آموزه‌ها و روحیه‌ای باشد که از پدر به ما منتقل شده است.

مادرم نیز همیشه در این مسیر مشوق ما بودند. البته اکنون ایشان هم به رحمت خدا رفته‌اند. اما در تمام سال‌هایی که در کنار ما بودند، همواره ما را تشویق می‌کردند. هر جا که احساس می‌کردند ما به حوزه‌ای علاقه داریم و می‌خواهیم در آن زمینه آموزش ببینیم، تمام تلاش خودشان را می‌کردند تا شرایطی فراهم شود که بتوانیم در آن مسیر پیشرفت کنیم. من در یک خانواده هشت نفره به دنیا آمدم و سه برادر و پنج خواهر دارم. یکی از خواهران من در آموزش و پرورش مشغول به خدمت است و برادر بزرگ‌ترم نیز از سازمان تأمین اجتماعی بازنشسته شده‌اند.

همان‌طور که عرض کردم، این سیر طولی رشد در میان اعضای خانواده ما وجود داشت. من نیز الگوهای خودم را در خواهران و برادران بزرگ‌ترم می‌دیدم. مشاهده می‌کردم که هر کدام از آن‌ها به نوعی در حوزه کاری، فردی و خانوادگی خود تلاش می‌کنند و برای نفر بعدی نیز کمک‌کننده هستند. در واقع این یک الگو بود که در خانواده ما تکرار می‌شد و باعث می‌شد مسیر پیشرفت برای بقیه هموارتر شود و ما هم بتوانیم آن مسیر را ادامه دهیم. چرا که همان‌طور که عرض کردم، زمانی که پدرم به شهادت رسیدند، اکثر بچه‌ها هنوز خیلی کوچک بودند و فاصله سنی آن‌ها هم کم بود. در این میان، برادر بزرگ‌ترم واقعاً نقش پدر را برای ما ایفا کردند و در این مسیر کمک‌های بسیار زیادی به ما داشتند.

فعالیت های مرکز مبتنی بر سبک زندگی

فعالیت‌های این مرکز بیشتر بر حوزه دانشجویی و دستیاری متمرکز است. در این مرکز مشاوره‌های حضوری و غیرحضوری به جامعه هدف دانشجویان ارائه می‌شود. این خدمات در قالب‌های مختلفی از جمله مشاوره‌های فردی، مشاوره خانواده، مشاوره پیش از ازدواج و پس از ازدواج، و همچنین مشاوره‌های تحصیلی ارائه می‌گردد.  همچنین اگر خدای نکرده برای دانشجویی بحرانی یا مشکلی از جمله مسائل مربوط به خودآسیب‌رسانی ایجاد شود، مداخلات تخصصی لازم در این حوزه نیز از طریق مرکز انجام می‌شود .در مرکز، یک بخش مربوط به حوزه درمان است که در آن مشاوره‌های گروهی در قالب گروه‌درمانی ارائه می‌شود و فعالیت‌های درمانی در این چارچوب انجام می‌گیرد.

 

63

بخش دیگر مربوط به حوزه آموزش است. در این بخش کارگاه‌های مختلفی برگزار می‌شود؛ از جمله کارگاه‌های مهارت‌های زندگی، کارگاه‌های پیشگیری از سوءمصرف مواد، کارگاه‌های مشاوره پیش از ازدواج و پس از ازدواج، و همچنین کارگاه‌های مرتبط با مسائل تحصیلی. علاوه بر این، کارگاه‌های انگیزشی و مباحث مربوط به اختلالات روان‌شناختی مرتبط با موضوعات تحصیلی نیز برگزار می‌شود که بخش دیگری از فعالیت‌های مرکز را تشکیل می‌دهد. در کنار این موارد، با توجه به تعاملاتی که با اساتید دانشگاه و دانشکده‌های مختلف وجود دارد، کمیته‌هایی نیز برگزار می‌شود؛ از جمله کمیته هسته‌های پیشرفت تحصیلی. در این کمیته‌ها بیشتر به بررسی موارد مرتبط با دانشجویان آسیب‌پذیری پرداخته می‌شود که به نوعی نیازمند حمایت دانشگاه هستند.

همچنین کمیته‌های روان‌شناختی و کمیته بحران نیز برگزار می‌شود. تمرکز کمیته‌های بحران بیشتر بر روی دانشجویانی است که دچار افکار خودکشی هستند یا اقدام به خودکشی داشته‌اند و نیازمند مداخلات تخصصی و حمایت‌های ویژه می‌باشند.

در مجموع می‌توان گفت بخشی از فعالیت‌های ما در قالب کمیته‌ها انجام می‌شود که بیشتر جنبه پیشگیرانه دارند و بخشی دیگر نیز مربوط به برنامه‌های آموزشی و همچنین بخش درمان است. در کنار این فعالیت‌ها، با توجه به اینکه مشهد به عنوان دبیر کلان‌منطقه شمال شرق کشور نیز شناخته می‌شود، دوره‌های دانش‌افزایی برای روان‌شناسان و مشاوران کلان‌منطقه ۹ برگزار می‌شود. حتی برای مشاوران و روان‌شناسان خود مرکز نیز این دوره‌ها برگزار می‌گردد تا بتوانند با مسائل روز آشنا شوند، دانش خود را به‌روز کنند و فرصت بیشتری برای مطالعه و تبادل نظر در این حوزه‌ها داشته باشند.

این دوره‌های دانش‌افزایی در قالب‌های مختلفی برگزار می‌شود؛ از جمله ارائه کیس‌ریپورت، برگزاری ژورنال‌کلاب و همچنین دعوت از اساتید برجسته در حوزه‌های مختلف. به این ترتیب، به صورت مستمر این آموزش‌ها برگزار می‌شود و در خصوص موضوعات مختلف نیز گفتگو و تبادل نظر صورت می‌گیرد. علاوه بر این، بخشی از فعالیت‌ها نیز در قالب تعاملات برون‌بخشی با سایر سازمان‌ها انجام می‌شود؛ از جمله همکاری با دانشگاه‌های دیگر و همچنین فعالیت‌هایی که با استانداری و فرمانداری در راستای توسعه فعالیت‌های مرکز مشاوره و ارتقای خدمات ارائه‌شده به دانشجویان انجام می‌شود.

همچنین هر سال همزمان با ورود دانشجویان جدیدالورود، برنامه‌های آموزشی برای خانواده‌ها نیز برگزار می‌کنیم تا خانواده‌ها با شرایط تحصیلی و روانی دانشجویان در محیط دانشگاه آشنا شوند و بتوانند در این مسیر همراه و حامی فرزندان خود باشند.

همین تعاملی که در ابتدای ورود دانشجویان با خانواده‌ها برقرار می‌شود، کمک می‌کند اگر دانشجو در ادامه مسیر نیاز به دریافت خدماتی داشته باشد، ارتباط میان سه بخش مهم یعنی دانشگاه، خانواده و مرکز مشاوره برقرار باشد. در واقع این تعامل اولیه باعث می‌شود در فرآیندهایی که نیاز به حمایت خانواده وجود دارد، این آشنایی قبلی کمک کند تا بتوانیم از همراهی و همکاری خانواده‌ها نیز بهره‌مند شویم.

بخش دیگری از فعالیت‌های مرکز مشاوره مربوط به آموزش دانشجویانی است که علاقه‌مند هستند در حوزه سلامت روان به هم‌صنفان و هم‌دانشگاهی‌های خود کمک کنند. این برنامه تحت عنوان  همیاران سلامت روان یا همتا‌یاران سلامت روان شناخته می‌شود. در این طرح، گروهی از دانشجویان آموزش‌های لازم را از مرکز مشاوره دریافت می‌کنند و سپس در میان گروه‌های دانشجویی خود این آموزش‌ها را منتقل می‌کنند. همچنین آن‌ها می‌توانند دانشجویانی را که به هر دلیل نیازمند دریافت خدمات روان‌شناختی هستند شناسایی کرده و به مرکز مشاوره معرفی کنند تا خدمات تخصصی لازم به آن‌ها ارائه شود.

 

64

بخش دیگری از فعالیت‌های ما نیز مربوط به فعالیت‌های مدنی مرکز است که در راستای ارتقای سلامت روان در سطح جامعه دانشگاهی انجام می‌شود. از  دیگر فعالیت‌های مرکز مربوط به اقدامات مددکاری است. مددکاران ما در قالب سرکشی و بازدید از خوابگاه‌ها حضور پیدا می‌کنند؛ چه در میان دستیارانی که در مهمانسرای قائم ساکن هستند و چه در خوابگاه‌های دانشجویی. این حضور میدانی به ما کمک می‌کند تا ارتباط نزدیک‌تری با دانشجویان داشته باشیم و در صورت وجود مشکلات یا نیازهای احتمالی، بتوانیم آن‌ها را سریع‌تر شناسایی و پیگیری کنیم.

به‌ویژه در جریان جنگ تحمیلی سوم، این حضور بسیار کمک‌کننده بود. به دلیل اینکه بسیاری از دانشجویان بالینی در بیمارستان‌ها مشغول خدمت‌رسانی بودند، حضور مددکاران و ارتباط نزدیک با آن‌ها کمک کرد تا اگر موردی از آسیب‌پذیری یا نیاز به حمایت وجود داشت، بتوانیم در کوتاه‌ترین زمان ممکن آن را شناسایی کرده و اقدامات لازم را انجام دهیم.

علاوه بر این، در همان دوران طرحی را نیز اجرا کردیم که با عنوان  طرح همقدم  شناخته می‌شد. در این طرح با تمامی دانشجویان به صورت تلفنی ارتباط برقرار کردیم، از حال آن‌ها جویا شدیم و به آن‌ها اعلام کردیم که مرکز مشاوره در کنارشان قرار دارد. به دانشجویان گفته می‌شد که ممکن است در شهر خودشان باشند یا در شهری حضور داشته باشند که در معرض مخاطرات ناشی از جنگ قرار داشته است، اما در هر شرایطی هر زمان که نیاز داشته باشند، می‌توانند روی حمایت و همراهی ما حساب کنند و ما در دسترس آن‌ها هستیم. این اقدام نیز بازخوردهای بسیار خوبی از سوی دانشجویان به همراه داشت و باعث شد احساس حمایت و همراهی بیشتری را در آن شرایط تجربه کنند.

در اجرای این طرح، تماس‌ها به صورت مستقیم و واقعی توسط همکاران ما انجام می‌شد؛ به این معنا که هر یک از همکاران مرکز مشاوره به طور زنده با دانشجویان تماس تلفنی برقرار می‌کردند و شخصاً با خود دانشجو گفتگو می‌کردند. در این تماس‌ها ابتدا احوال دانشجو پرسیده می‌شد و فضایی فراهم می‌شد تا دانشجو بتواند درباره شرایطی که در آن قرار دارد صحبت کند.

هدف اصلی از این تماس‌ها این نبود که حتماً به دنبال شناسایی یک اختلال روان‌شناختی خاص باشیم یا بخواهیم ارزیابی‌های رسمی و تشخیصی انجام دهیم. بلکه بیشتر تلاش ما این بود که یک فضای همدلانه، حمایتی و امن برای دانشجویان ایجاد کنیم. به هر حال شرایط جنگی می‌تواند برای بسیاری از افراد، به‌ویژه دانشجویان، با فشارهای روانی و نگرانی‌هایی همراه باشد؛ از نگرانی درباره امنیت، خانواده، آینده تحصیلی و مسائل مختلف دیگر. به همین دلیل مهم بود که دانشجو احساس کند در چنین شرایطی تنها نیست و یک مجموعه حامی وجود دارد که وضعیت او را پیگیری می‌کند و نسبت به حال و شرایطش حساس است.

در واقع پیام اصلی این تماس‌ها برای دانشجویان این بود که حتی اگر در حال حاضر در فضای دانشگاه حضور ندارند و ممکن است در شهر خودشان باشند یا در شهری اقامت داشته باشند که به نوعی در معرض مخاطرات ناشی از شرایط جنگی قرار گرفته است، همچنان دانشگاه و مرکز مشاوره در کنار آن‌ها حضور دارد و در صورت نیاز می‌توانند از حمایت‌ها و خدمات موجود استفاده کنند.

 

65

این اقدام بازخوردهای بسیار مثبت و ارزشمندی به همراه داشت. بسیاری از دانشجویان در تماس‌ها ابراز می‌کردند که این پیگیری برای آن‌ها بسیار دلگرم‌کننده بوده است و احساس خوبی داشته‌اند از اینکه مجموعه‌ای در دانشگاه به یاد آن‌هاست و وضعیتشان را جویا می‌شود. این موضوع برای برخی از دانشجویان حتی باعث می‌شد که احساس امنیت و آرامش بیشتری پیدا کنند و بدانند در صورت بروز هرگونه مشکل یا نیاز به حمایت، می‌توانند روی دانشگاه و مرکز مشاوره حساب کنند.

از سوی دیگر، خانواده‌های دانشجویان نیز بازخوردهای مثبتی ارائه دادند. برخی از خانواده‌ها عنوان می‌کردند که با وجود اینکه فرزندشان در آن مقطع در محیط دانشگاه حضور ندارد، اما اینکه دانشگاه همچنان پیگیر وضعیت دانشجویان است و نسبت به سلامت روان و شرایط آن‌ها توجه دارد، برای آن‌ها بسیار ارزشمند و آرامش‌بخش بوده است. این مسئله باعث شد خانواده‌ها نیز احساس کنند که ارتباط میان دانشگاه و دانشجو همچنان حفظ شده و دانشگاه نسبت به دانشجویان خود مسئولیت‌پذیر است.

در حوزه دستیاری نیز همان‌طور که بالاتر اشاره کردم، طرحی با عنوان سفیر سلامت روان دستیاری اجرا شد. در این طرح، نمایندگانی از میان دستیاران گروه‌های مختلف تخصصی انتخاب می‌شوند. این افراد در واقع به نوعی نماینده دستیاران هستند و نقش واسطه‌ای میان دستیاران و مرکز مشاوره ایفا می‌کنند. آن‌ها مسائل، دغدغه‌ها و چالش‌هایی را که دستیاران در محیط‌های آموزشی و درمانی با آن مواجه هستند، منتقل می‌کنند تا بتوان برای آن‌ها برنامه‌ریزی و مداخلات مناسب‌تری انجام داد.

در همین راستا جلسات متعددی با دانشکده پزشکی برگزار شد. این جلسات با حضور خانم دکتر محرری، آقای دکتر اللهیاری و گروه‌های محترم مرتبط برگزار گردید. این تعاملات و نشست‌ها در نهایت توانست منجر به پیشرفت‌هایی در این حوزه شود و اقدامات مؤثر و قابل توجهی برای بهبود شرایط دستیاران و توجه بیشتر به سلامت روان آن‌ها انجام گیرد.

در مجموع، همه این فعالیت‌ها و دستاوردها حاصل حمایت‌هایی بوده است که در سطوح مختلف وجود داشته است؛ چه در سطح دانشگاه، چه در سطح کلان مدیریتی و چه در حوزه معاونت فرهنگی و دانشجویی که همواره پشتیبان این برنامه‌ها و فعالیت‌ها بوده‌اند.

یکی از اقدامات مهمی که در سال گذشته انجام شد این بود که برای نخستین بار از زمان تأسیس مرکز مشاوره در دانشگاه علوم پزشکی مشهد، توانستیم مصوب کنیم که آموزش  مهارت‌های زندگی  به صورت الزامی در برنامه آموزشی دانشجویان قرار بگیرد. پیش از این چنین برنامه مدونی وجود نداشت که تمامی گروه‌های آموزشی و تمام دانشجویان رشته‌های مختلف بتوانند به صورت نظام‌مند آموزش مهارت‌های زندگی را دریافت کنند. خوشبختانه این موضوع در شورای آموزشی دانشگاه مطرح و در نهایت به تصویب رسید.

مصوبه مهم دیگری که در این مسیر به دست آمد این بود که تمامی دستیاران ورودی جدید ملزم شوند غربالگری سلامت روان را انجام دهند. به این ترتیب، دستیاران جدید در ابتدای ورود خود مورد ارزیابی و غربالگری در حوزه سلامت روان قرار می‌گیرند تا در صورت وجود هرگونه نیاز، حمایت‌ها و خدمات لازم در زمان مناسب برای آن‌ها فراهم شود.

در قالب همین غربالگری سلامت روان، در همان زمان حضور دانشجویان یا دستیاران در دانشگاه، اگر فردی نیاز به دریافت خدمات روان‌شناختی داشته باشد، این نیاز به سرعت شناسایی می‌شود و امکان ارائه خدمات لازم برای او فراهم می‌گردد. به این ترتیب، در همان مراحل اولیه می‌توان مواردی را که نیازمند حمایت یا مداخله هستند تشخیص داد و از تشدید مشکلات احتمالی جلوگیری کرد.

 

66

مجموعه تمام این فعالیت‌ها و برنامه‌هایی که در حوزه‌های مختلف آموزشی، پیشگیرانه، حمایتی و درمانی اجرا شده است، در نهایت باعث شد که در دو سال پیاپی، یعنی در سال‌های ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴، مرکز مشاوره دانشگاه علوم پزشکی مشهد بتواند در میان دانشگاه‌های تیپ یک کشور، بر اساس شاخص‌های ارزیابی وزارت بهداشت، رتبه اول را در سطح کشور کسب کند.

در اینجا جا دارد از همه افرادی که در این مسیر حمایت و همراهی داشتند تشکر کنم؛ به‌ویژه جناب آقای دکتر اسماعیل‌زاده که در رأس امور حمایت‌های لازم را داشتند، و همچنین از همکارانی که در این مجموعه با تلاش و همکاری خود زمینه را فراهم کردند تا بتوانیم خدمات مؤثر و اثربخشی را به دانشجویان و دستیاران ارائه دهیم.

نگاه ما در مرکز مشاوره بیشتر بر این اصل استوار است که پیشگیری مقدم بر درمان است. به همین دلیل، بسیاری از رویکردهایی که تا اینجا درباره آن‌ها صحبت شد، بیشتر در قالب اقدامات پیشگیرانه طراحی و اجرا شده‌اند.

وب دا، با توجه به فعالیت دانشگاه در سه حوزه آموزش، درمان و پژوهش حفظ ارتباط این سه حوزه از نگاه شما تا چه حد اهمیت دارد و اساسا آیا می‌توان این سه حوزه را اولویت بندی کرد ؟

از نظر شخصی نیز معتقدم که حوزه آموزش در این میان نقش بسیار پررنگی دارد. البته این به آن معنا نیست که سایر حوزه‌ها از اهمیت کمتری برخوردار هستند، اما زمانی که آموزش به شکل گسترده و مؤثر اجرا می‌شود، علاوه بر اینکه جامعه بزرگ‌تری از مخاطبان را پوشش می‌دهد، در واقع می‌تواند از بروز بسیاری از مشکلاتی که ممکن است در آینده به مرحله نیاز به درمان برسند، پیشگیری کند. به بیان دیگر، با تقویت آموزش و ارتقای آگاهی و مهارت‌های افراد، می‌توان مسیر بروز بسیاری از مسائل و مشکلات را از همان ابتدا مدیریت و کنترل کرد.

در واقع زمانی که آموزش پررنگ‌تر و مورد توجه بیشتری قرار می‌گیرد، در قالب همین فعالیت‌های آموزشی می‌توان زمینه انجام یک‌سری پژوهش‌ها را نیز فراهم کرد. این موضوع بر اساس تجربه کاری من در این مدت شکل گرفته است؛ به این معنا که آموزش به دلیل گستردگی و فراگیری، امکان دسترسی به جامعه هدف بزرگ‌تری را فراهم می‌کند و ما می‌توانیم افراد بیشتری را در این حوزه تحت پوشش قرار دهیم.

علاوه بر این، آموزش ماهیت پیشگیرانه نیز دارد. در جریان همین برنامه‌های آموزشی، بسیاری از موارد و مسائل نیز قابل شناسایی هستند؛ یعنی در همان فرایند آموزش می‌توان افرادی را که به نوعی نیازمند توجه یا خدمات بیشتر هستند شناسایی کرد و برای آن‌ها برنامه‌ریزی‌های لازم را انجام داد.

از سوی دیگر، آموزش نسبت به بسیاری از مداخلات دیگر از نظر هزینه نیز مقرون‌به‌صرفه‌تر است. اگر بخواهیم از منظر اقتصادی نیز نگاه کنیم، اجرای برنامه‌های آموزشی در مقایسه با برخی اقدامات دیگر هزینه کمتری دارد، در حالی که می‌تواند تأثیر گسترده‌تری بر جامعه هدف داشته باشد.

با این حال، در نهایت باید توجه داشت که آموزش، پیشگیری و درمان مکمل یکدیگر هستند و هیچ‌کدام به تنهایی نمی‌توانند چرخه کامل ارائه خدمات را شکل دهند. هر سه این بخش‌ها در کنار یکدیگر معنا پیدا می‌کنند و برای اثربخشی کامل خدمات لازم است به همه آن‌ها توجه شود. با این حال، با توجه به سؤالی که مطرح کردید، از نظر من بخش آموزش می‌تواند نقش پررنگ‌تر و تأثیرگذاری بیشتری در این میان داشته باشد.

وب دا، با توجه به تجربه‌ای که در فضای شغلی خود در دانشگاه داشته‌اید تصور می‌کنید چه اقدامات و برنامه‌هایی می‌تواند به هرچه بهتر شدن این فضا کمک کند؟

دانشگاه علوم پزشکی مشهد، در مقایسه با بسیاری از دانشگاه‌های علوم پزشکی کشور، عملکرد بسیار قابل توجهی داشته است. اگر بخواهیم در سطح کل کشور نگاه کنیم، چه از نظر تعداد دانشمندان یک درصد برتر که هر سال شاهد افزایش تعداد آن‌ها هستیم، چه از نظر امکانات آموزشی و تحصیلی و چه از نظر حمایت‌هایی که معمولاً دانشگاه از دانشجویان و فعالیت‌های علمی و پژوهشی انجام می‌دهد، می‌توان گفت اقدامات ارزشمند و قابل توجهی صورت گرفته است.

اگر بخواهم در حوزه تخصصی خودم یعنی حوزه سلامت روان به این موضوع بپردازم، باید بگویم که در سال گذشته، به دلایل مختلف از جمله وقوع جنگ ۱۲ روزه و همچنین جنگ تحمیلی سوم و برخی وقایع دیگر، اهمیت حوزه سلامت روان بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته و تا حدی پررنگ‌تر شده است.

از سوی دیگر، بر اساس پژوهشی که سال گذشته انجام شد، حدود ۲۵ درصد از افراد در سطح جامعه دچار نوعی از اختلالات روان‌شناختی هستند. وقتی به این آمار و داده‌ها نگاه می‌کنیم، متوجه می‌شویم که توجه به حوزه سلامت روان و برنامه‌ریزی برای آن تا چه اندازه ضروری و مهم است.

شاید بهتر باشد به سمت انجام فعالیت‌هایی حرکت کنیم که به انگ‌زدایی در حوزه سلامت روان کمک کند. به هر حال، اگر فردی احساس می‌کند به دریافت خدمات روان‌شناختی نیاز دارد، نباید نگران انگ اجتماعی باشد. لازم است شرایطی فراهم شود که افراد همان‌طور که در صورت بروز یک مشکل جسمی بدون نگرانی به پزشک مراجعه می‌کنند، در مسائل روانی نیز بتوانند با همان سهولت و آرامش برای دریافت کمک مراجعه کنند.

به همین دلیل به نظر می‌رسد لازم است در حوزه اطلاع‌رسانی و انگ‌زدایی فعالیت‌های بیشتری انجام شود تا نگرش جامعه نسبت به دریافت خدمات سلامت روان اصلاح و تسهیل شود.

بخش مهم دیگر نیز مسأله دسترسی به خدمات است. یعنی زمانی که فرایند شناسایی افراد نیازمند انجام می‌شود و نیازها مشخص و احصا می‌گردد، باید امکان دسترسی مناسب به خدمات نیز فراهم باشد.

خوشبختانه یکی از اتفاقات خوبی که در سال‌های اخیر در این حوزه رخ داده، تأسیس مراکز سراج  است که گامی مهم در جهت توسعه خدمات سلامت روان و افزایش دسترسی افراد به این خدمات به شمار می‌رود.

در گذشته مراکز تخصصی محدودی برای مراجعه افرادی که با مسائل و مشکلات روان‌شناختی مواجه می‌شدند وجود داشت و در بسیاری از موارد تنها محل مراجعه، بیمارستان‌ها بودند. با این حال، همان‌طور که اشاره کردم، به دلیل وجود انگ اجتماعی مرتبط با مسائل روان‌شناختی، معمولاً استقبال و تمایل افراد برای مراجعه به بیمارستان‌ها در این زمینه چندان بالا نبود.

اما در سال‌های اخیر اقداماتی انجام شده که تا حد زیادی به بهبود دسترسی به خدمات سلامت روان کمک کرده است. از جمله این اقدامات می‌توان به راه‌اندازی مراکز سراج اشاره کرد. تا جایی که اطلاع دارم، در حال حاضر حدود چهار مرکز سراج تأسیس شده است که به‌ویژه در مناطق حاشیه شهر و مناطقی که احتمال نیاز بیشتری به این خدمات وجود دارد فعالیت می‌کنند. ایجاد این مراکز نقش مهمی در افزایش دسترسی مردم به خدمات سلامت روان داشته است.

از سوی دیگر، توسعه مراکز خدمات جامع سلامت نیز در این سال‌ها قابل توجه بوده است. به‌گونه‌ای که امروز به ندرت پیش می‌آید فردی در یک منطقه از شهر حضور داشته باشد و یک مرکز یا پایگاه بهداشتی در آن محدوده وجود نداشته باشد. این موضوع باعث شده دسترسی اولیه به خدمات سلامت و همچنین ارجاع به خدمات تخصصی ساده‌تر و گسترده‌تر شود.

علاوه بر این، توسعه و تأسیس بیمارستان‌های تخصصی نیز به افزایش دسترسی به خدمات تخصصی کمک کرده و در مجموع شهر مشهد را به یکی از قطب‌های درمانی معتبر در سطح کشور تبدیل کرده است.

وب دا، در مسیر تحصیل و فعالیت‌های کاری آیا چالش ها و موانعی را هم تجربه کردید؟ در صورت پاسخ مثبت بفرمایید چطور با این چالش ها و موانع مقابله کرده اید؟

البته در عین حال، اگر بخواهیم واقع‌بینانه نگاه کنیم، نمی‌توان گفت که این مسیر کاملاً هموار و بدون دغدغه بوده است؛ بلکه همچنان چالش‌ها و مسائلی وجود دارد که نیازمند توجه، برنامه‌ریزی و تقویت زیرساخت‌ها در حوزه سلامت روان است.

به هر حال بد نیست در اینجا به یک نکته هم اشاره کنم. گاهی اوقات در مورد روان‌شناسان این تصور وجود دارد که آن‌ها از پس همه چالش‌ها برمی‌آیند و حتی انتظار عمومی هم همین است؛ گویی روان‌شناس باید همیشه کاملاً مسلط، بدون آسیب و فارغ از مشکلات باشد. در حالی که لازم است به این نکته توجه شود که در پس این نقش حرفه‌ای، پیش از هر چیز یک انسان قرار دارد؛ انسانی که او هم هیجانات مختلف را تجربه می‌کند، ممکن است گاهی دچار خطاهای شناختی شود و با چالش‌های زندگی مواجه گردد. این موضوع نه عجیب است و نه غیرقابل تصور، چون در نهایت درباره یک انسان صحبت می‌کنیم.

با این حال، شاید آنچه باعث می‌شود یک روان‌شناس بتواند با این چالش‌ها بهتر مواجه شود، همان آموزش‌ها، تکنیک‌هایی است که در طول تحصیل فراگرفته و همچنین نقش اساتیدی است که در این مسیر توانسته‌اند به عنوان راهنما و هدایتگر همراه باشند. این آموزش‌ها در واقع نوعی  نقشه راه  در اختیار فرد قرار می‌دهد؛ به این معنا که اگرچه ممکن است خود فرد نیز مانند هر انسان دیگری با دشواری‌ها و آسیب‌هایی مواجه شود، اما داشتن این نقشه راه کمک می‌کند که بتواند مسیر را آگاهانه‌تر و با مدیریت بهتری طی کند.

در مسیر تحصیل و زندگی من نیز این موضوع وجود داشته است. دوران تحصیل من همزمان با تولد فرزندانم بود و طبیعتاً این موضوع گاهی نگرانی‌ها و دغدغه‌هایی ایجاد می‌کرد.

وب دا، آیا خانواده در پیشرفت تحصیلی و شغلی شما مؤثر بوده اند؟

با این حال، وجود یک خانواده حمایتگر نقش بسیار مهمی در عبور از این چالش‌ها داشت. اینکه انسان بداند در زمان سختی‌ها می‌تواند به خانواده تکیه کند، خود یک قوت قلب بزرگ است.

از سوی دیگر، دعای خیر پدر و مادر نیز همواره پشتوانه‌ای معنوی در این مسیر بوده است. من چه پیش از ازدواج و چه در طول مسیر زندگی، همواره این حمایت‌های معنوی و خانوادگی را احساس کرده‌ام و همین موضوع کمک کرده است که بتوانم با آرامش و امید بیشتری مسیر تحصیل و زندگی را ادامه دهم.

همیشه این احساس را داشته‌ام که گویی دستی پشت سرم هست؛ دستی نوازشگر که کمک می‌کند و در بسیاری از انتخاب‌ها و موقعیت‌های زندگی نوعی هدایتگری را برایم رقم می‌زند. در خیلی از انتخاب‌های مهم زندگی یا در شرایط دشواری که گاهی حتی تا مرز درماندگی پیش می‌رفت، این احساس همراه من بوده است.

معمولاً در آن لحظه‌ها یک جمله کوتاه می‌گفتم. چون تکیه‌کلامی که ما بچه‌ها برای پدرم استفاده می‌کردیم  آقاجان  بود، در دل می‌گفتم:  آقاجان حواست به من باشد.  مثلاً وقتی قرار بود به یک مصاحبه شغلی بروم، در یک مسابقه شرکت کنم یا در موقعیت مهمی قرار بگیرم، همین جمله را می‌گفتم و از او کمک می‌خواستم. بعد از آن هم بارها تأثیر این احساس همراهی و حمایت را در مسیرم دیده‌ام.

نقشی که پدرم در زندگی ما داشت بسیار پررنگ بود و این احساس همچنان برای من زنده است. ما به هر حال باور داریم که شهدا زنده‌اند و حضورشان در کنار ما جریان دارد و همین باور برای من همیشه یک پشتوانه معنوی بوده است.

از سوی دیگر، برای ما که در مشهد زندگی می‌کنیم، بارگاه ملکوتی امام رضا(ع) نیز همواره پناهگاه و مأمن امنی بوده است. این بارگاه برای بسیاری از ما مشهدی‌ها جایی است که وقتی به آن پناه می‌بریم، احساس آرامش عمیقی پیدا می‌کنیم. برای خود من بارها پیش آمده که وقتی با دغدغه‌ها و نگرانی‌های مختلف به آنجا می‌روم، احساس می‌کنم همان لحظه تمام آن نگرانی‌ها تخلیه می‌شود؛ گویی باری از روی دوش انسان برداشته می‌شود. حتی گاهی پیش آمده که وقتی به آنجا می‌رسم، دیگر حرفی برای گفتن ندارم. انگار همان حضور و همان فضا به تنهایی کافی است تا انسان احساس آرامش و سبک شدن کند. در کنار همه این‌ها، نقش مادرم در زندگی من بسیار پررنگ بوده است. من در سنین بسیار کمی پدرم را از دست دادم و به شهادت رسیدند، بنابراین مادرم برای من هم نقش پدر را ایفا کرد و هم نقش مادر را. همیشه همراه، شنونده و همدل بود و در تمام مراحل زندگی حضور حمایتی داشت. بعد از ازدواج نیز این احساس حمایت و همراهی را از سوی همسرم تجربه کردم و ایشان هم توانستند همان حس آرامش و پشتیبانی را برای من فراهم کنند. البته در کنار همه این حمایت‌های خانوادگی، بخش بسیار مهمی از این مسیر به توکل و یاری گرفتن از خداوند برمی‌گردد. در بسیاری از مواقع، حتی زمانی که همه این پشتوانه‌ها وجود داشت، باز هم شرایطی پیش می‌آمد که مسائل سخت و پیچیده می‌شد. در چنین لحظاتی این احساس وجود داشت که خداوند در این مسیر یا راهی را پیش روی انسان قرار می‌دهد، یا اگر راهی هم در آن لحظه دیده نمی‌شود، صبر، تحمل و پذیرش آن شرایط را در وجود انسان ایجاد می‌کند.

در مجموع، مجموعه همه این عواملحمایت خانواده، همراهی همسر، پشتوانه‌های معنوی و توکل به خداکمک کرده است که این مسیر طی شود. از سوی دیگر، نگاه شخصی من به سختی‌های زندگی همواره این بوده که آن‌ها را بیشتر به عنوان تجربه ببینم. اگر بتوانیم سختی‌ها را صرفاً به عنوان مانع یا چالش نگاه نکنیم، بلکه آن‌ها را تجربه‌هایی بدانیم که می‌توانند به رشد و پختگی انسان کمک کنند، آن‌وقت مواجهه با مسیر زندگی نیز معنای متفاوتی پیدا می‌کند.

اگر بتوانیم به چالش‌ها با این نگاه بنگریم، حتی می‌توانند به نوعی برگ برنده تبدیل شوند؛ یعنی اینکه با وجود سختی‌ها و موانع، فرد توانسته مسیر خود را ادامه دهد، خود به عاملی برای امید و رشد تبدیل می‌شود. نگاه شخصی من هم اغلب این‌گونه بوده است که چالش‌ها و موانع لزوماً فقط مانع نیستند؛ بلکه در بسیاری از مواقع در نهایت زمینه رشد را فراهم می‌کنند. گاهی یک مانع باعث می‌شود انسان مسیر تازه‌ای را تجربه کند و راه جدیدی پیش روی خود ببیند. با چنین نگاهی پذیرش این سختی‌ها نیز آسان‌تر می‌شود. دست‌کم برای من، این شیوه نگاه به چالش‌ها توانسته تا حد زیادی پاسخگو باشد.

وب دا، با توجه به نقش مهم و اثرگذار اساتید در فضاهای مختلف آموزشی و پژوهشی و درمانی دانشگاه ، از نگاه شما یک استاد موفق در این حوزه‌ها چه شاخصه‌هایی دارد؟

به نظر من این موضوع تنها به جنبه‌های تخصصی و علمی محدود نمی‌شود. البته طبیعی است که هر فردی که مسیر استادی را انتخاب می‌کند باید به سطح قابل توجهی از دانش و تخصص رسیده باشد، زیرا مسئولیت اجتماعی یک استاد این است که دانش و تجربه خود را در اختیار دیگران قرار دهد.

اما در کنار این بُعد علمی، ویژگی‌های انسانی و ارتباطی نیز بسیار مهم هستند. یک استاد موفق کسی است که بتواند همدلی خوبی با دانشجویان داشته باشد، شنونده خوبی باشد و ارتباط مؤثر و سالمی با آن‌ها برقرار کند. استادی که بتواند خود را در جایگاهی شبیه به یک پدر یا مادر ببیند؛ یعنی همان‌طور که در مسیر رشد فرزند ممکن است خطاهایی رخ دهد و گاهی لازم است با نگاه تربیتی و همراه با چشم‌پوشی از برخی اشتباهات با آن برخورد شود، در قبال دانشجویان نیز چنین رویکردی داشته باشد.

در واقع یک استاد علاوه بر انتقال دانش، نقش تربیتی و الگویی نیز برای دانشجویان خود دارد. استادی که بتواند در وهله نخست مدیریت هیجانات خود را داشته باشد، ارتباط سالم و همدلانه برقرار کند و ویژگی‌هایی که به آن‌ها اشاره شد را در عمل نشان دهد، می‌تواند به یک الگوی مؤثر برای دانشجویانی تبدیل شود که در کنار او زندگی و تجربه علمی خود را شکل می‌دهند.

در نهایت باید توجه داشت که همان‌طور که عرض کردم، همه ما انسان هستیم و به روابط و تعاملات اجتماعی نیاز داریم. گاهی یک توجه کوچک یا یک جمله همدلانه می‌تواند رابطه‌ای را محکم‌تر و عمیق‌تر کند، و در مقابل، نبود ارتباط مؤثر حتی می‌تواند در سطحی گسترده‌تر آسیب‌های قابل توجهی ایجاد کند. به همین دلیل به نظر من، ویژگی‌های یک استاد برتر تنها به تخصص و دانش علمی محدود نمی‌شود. در کنار مهارت‌های علمی، استادی موفق است که مهارت‌های ارتباطی و انسانی را نیز در خود تقویت کرده باشد؛ یعنی علاوه بر آموزش این مهارت‌ها، خود نیز آن‌ها را در عمل به کار بگیرد و بتواند بازخورد و اثر مثبت آن را به جامعه منتقل کند.

وب دا، اوقات فراغت را معمولاً به چه فعالیت هایی می پردازید؟

باید بگویم اوقات فراغت موضوعی است که برای من همیشه جذاب بوده است. از دوران کودکی علاقه داشتم در کنار فعالیت‌های دیگر، به این بخش از زندگی هم توجه داشته باشم. در حال حاضر با توجه به شرایط و مشغله‌هایی که وجود دارد، شاید بیشترین چیزی که اوقات فراغت من را پر می‌کند مطالعه کتاب است. در کنار آن، زمانی که با فرزندانم می‌گذرانم نیز بسیار ارزشمند است. بعد از ساعت کاری، گاهی پیاده‌روی‌های شبانه خانوادگی داریم. البته نه اینکه هر روز این اتفاق بیفتد، اما تلاش کرده‌ایم حداقل در طول هفته چند بار چنین پیاده‌روی‌هایی را به صورت خانوادگی داشته باشیم. همچنین بازی‌های خانوادگی که در منزل با بچه‌ها انجام می‌دهیم و به طور کلی وقت گذراندن با همسر و فرزندان بخش مهمی از اوقات فراغت من را تشکیل می‌دهد. البته ارتباط و دیدار با خانواده خودم، خواهران و برادران نیز همچنان برایم ارزشمند است.

در کنار همه این‌ها، چیزی که گاهی بیش از هر چیز دیگری می‌تواند به من آرامش بدهد و فاصله‌ای از دغدغه‌های روزمره ایجاد کند، خواندن کتاب یا گوش دادن به موسیقی است که برای من بسیار اثرگذار است. هرچند در دوران دبیرستان به صورت جدی ورزش می‌کردم، اما در حال حاضر به دلیل مشغله‌های کاری فرصت کمتری برای پرداختن حرفه‌ای به ورزش دارم.

در پایان شاید بد نباشد نکته‌ای را هم مطرح کنم که با شرایط فعلی جامعه نیز بی‌ارتباط نیست. در گفت‌وگو با مراجعان و حتی در صحبت‌هایی که از اطرافیان می‌شنوم، گاهی می‌بینم که برخی افراد به نقطه‌ای از ناامیدی می‌رسند که احساس می‌کنند دیگر هیچ کاری از دستشان برنمی‌آید و راهی برای تغییر وجود ندارد. در چنین شرایطی به نظر من نکته مهم این است که بدانیم ما تا حدی انتخاب می‌کنیم چگونه به این چالش‌ها نگاه کنیم. ممکن است در دل یک وضعیت دشوار، احساس ناامیدی مطلق داشته باشیم، اما در عین حال می‌توان تلاش کرد در همان شرایط روزنه‌هایی از امید را هم پیدا کرد.

گاهی اوقات درگیر شدن بیش از حد ذهن با این احساس که  هیچ کاری از دستم برنمی‌آید  باعث می‌شود حتی توانمندی‌های کوچک و دلخوشی‌هایی که قبلاً برای ما معنا داشته‌اند نیز تحت تأثیر قرار بگیرند و فرد نسبت به همان توانمندی‌های خود هم دچار تردید و تعارض شود.

به همین دلیل یکی از پیشنهادهایی که می‌توان مطرح کرد این است که گاهی لازم است کمی از کمال‌گرایی منفی فاصله بگیریم. البته کمال‌گرایی مثبت می‌تواند عامل رشد باشد، اما آن نوع کمال‌گرایی که انسان را به سمت ناامیدی و درماندگی سوق می‌دهد، می‌تواند بسیار آسیب‌زا باشد. بهتر است در چنین شرایطی با توجه به امکانات و شرایط فعلی خود، توانمندی‌هایمان را بسنجیم و خودمان را بر اساس شرایط و مسیر خودمان ارزیابی کنیم، نه بر اساس مقایسه با دیگران. چرا که ما از شرایط، امکانات و مسیر زندگی دیگران آگاهی کامل نداریم و این مقایسه‌ها گاهی می‌تواند ما را به سمت ناامیدی و احساس ناتوانی سوق دهد. بنابراین بهتر است هر فرد خود را با خودش بسنجد و مسیر رشد شخصی خود را دنبال کند.

بهتر است موفقیت‌ها و پیشرفت‌های خودمان را در مسیر رشد شخصی‌مان ببینیم. اگر به گذشته نگاه کنیم، احتمالاً بارها در طول زندگی دچار ناامیدی شده‌ایم، اما در نهایت توانسته‌ایم از آن عبور کنیم. نکته مهم این است که ما همان آدمی هستیم که پیش از این هم از سختی‌ها عبور کرده‌ایم و همان توانمندی‌ها و ظرفیت‌ها را در خود داریم. بنابراین اکنون هم می‌توانیم زمینه رشد و پیشرفت خودمان را فراهم کنیم.

از سوی دیگر باید به این نکته توجه داشت که هیچ‌وقت برای یادگیری و کسب مهارت دیر نیست. گاهی شنیده می‌شود که افراد می‌گویند  سن من گذشته و دیگر برای انجام این کارها دیر شده است . در حالی که این نگاه می‌تواند همان خطای فکری باشد که انسان را به سمت ناامیدی سوق می‌دهد. در واقع برای کسب علم و مهارت هیچ زمانی دیر نیست.

اگر همین لحظه به این شناخت برسیم که در برخی حوزه‌ها نیاز به آموزش و رشد داریم، این خود می‌تواند نقطه شروع خوبی باشد. برای مثال ممکن است فردی متوجه شود که در مدیریت هیجانات خود نیاز به آموزش دارد، یا استرس گاهی باعث می‌شود نتواند عملکرد مطلوبی داشته باشد. یا شاید حوزه‌ای مانند ورزش، مهارتی خاص یا فعالیتی باشد که سال‌ها به آن علاقه داشته اما فرصت پرداختن به آن را نداشته است. همه این‌ها می‌توانند بهانه‌هایی برای ایجاد امید و ادامه دادن مسیر باشند.

در نهایت مهم این است که با توجه به امکانات واقعی و شرایطی که در اختیار داریم، برای خودمان هدف‌ها و ارزش‌هایی تعریف کنیم و بر اساس همان‌ها مسیر زندگی را ادامه دهیم؛ مسیری که برای خود ما معنا و ارزش دارد. در پایان برای همه آرزوی سلامت و آرامش دارم.

 

67

وب دا، لطفاً در ابتدا خود را برای مخاطبان این گفتگو معرفی بفرمایید ( نام و نام خانوادگی ، در چه سالی و در کجا متولد شدید ) و شرح مختصری از سوابق تحصیلی دوران مدرسه و دانشگاه بفرمایید که در کجا و چه سالهایی طی شد؟

محبوبه دهقانی، متولد سال ۱۳۶۰، در سال ۱۳۷۸ در رشته دندانپزشکی عمومی دانشگاه علوم پزشکی مشهد پذیرفته شدم و دوره تحصیلی خود را در شهر مشهد سپری کردم. هم در مقطع دندانپزشکی عمومی و هم در دوره تخصص، تحصیلات خود را در این دانشگاه ادامه داده ام.

در سال ۱۳۸۴ با توجه به کسب رتبه برتر ورودی، موفق شدم به صورت مستقیم در آزمون تخصص شرکت کردم و در رشته مورد علاقه خود پذیرفته شدم. تا سال ۱۳۸۸ در دانشگاه علوم پزشکی مشهد در مقطع تخصص تحصیل کردم و در همان سال موفق به اخذ بورد تخصصی شدم.

پس از پایان دوره تخصص، فعالیتم را به عنوان عضو هیأت علمی آغاز کردم. نخستین سال فعالیت هیأت علمی ام در شهر یزد سپری شد و پس از آن، در سال ۱۳۸۹ به دانشگاه علوم پزشکی مشهد پیوستم.

در سال‌های ابتدایی حضورم در دانشگاه مشهد، به عنوان هیأت علمی پژوهشی فعالیت داشتم و سپس به عنوان هیأت علمی آموزشی به کار خود ادامه دادم.   از سال ۱۳۸۹ در دانشگاه علوم پزشکی مشهد مشغول خدمت بوده ام، هرچند در این مسیر، وقفه‌ای سه‌ساله به دلیل فراخوان ایجاد شد و این روند تا سال ۱۳۹۷ ادامه داشت.

در سال ۱۴۰۰ مجدداً به عنوان عضو هیأت علمی پیمانی در دانشگاه مشغول به کار شدم و در سال ۱۴۰۳ نیز به مرتبه دانشیاری ارتقا یافتم.

در طول سال‌های خدمتم در دانشگاه علوم پزشکی، علاوه بر فعالیت‌های آموزشی، در حوزه‌های اجرایی و پژوهشی نیز مسئولیت‌هایی بر عهده داشته‌ام. چند سالی به عنوان عضو هیأت علمی پژوهشی فعالیت داشتم و در این مدت هم در گروه آموزشی و هم به عنوان عضو هیأت علمی در مرکز تحقیقات دندانپزشکی مشهد مشغول به کار بودم. عمده فعالیت‌های این دوره در شهر مشهد انجام شد و تمرکز اصلی بر انجام پژوهش‌های علمی بود.

در آن زمان بیشتر فعالیت‌ها پژوهشی بود، هرچند در کنار آن تعداد محدودی واحد آموزشی نیز ارائه می‌شد. حاصل این فعالیت‌های پژوهشی انتشار حدود ۳۰ مقاله علمی در مجلات مختلف بود.

پس از آن وارد بخش آموزشی شدم و به عنوان عضو هیأت علمی آموزشی به فعالیت ادامه دادم. در حال حاضر معاون آموزشی گروه هستم و پیش از این نیز مسئولیت معاونت پژوهشی گروه را بر عهده داشته‌ام.

همچنین به عنوان معاون اجرایی مجله دندانپزشکی مشهد فعالیت می‌کنم و در امور اجرایی مرتبط با انتشار و مدیریت مقالات این مجله مشارکت دارم. علاوه بر این، در طول این سال‌ها تعدادی مقاله علمی منتشر کرده و در حوزه انتشار آثار علمی نیز فعالیت داشته‌ام.

در مورد کنفرانس‌ها و همایش‌هایی که شرکت کرده‌ام، بخشی از فعالیت‌های علمی من در این رویدادها انجام شده است. همچنین در مجله دندانپزشکی مشهد فعالیت دارم. این مجله یکی از قدیمی‌ترین مجلات دندانپزشکی به زبان فارسی در مشهد محسوب می‌شود و از مجلات باسابقه در این حوزه است. اخیراً نیز اقداماتی برای نمایه شدن این مجله در پایگاه اسکوپوس انجام داده‌ایم که روند آن در حال پیگیری و اجراست.

در این مجله مقالات علمی نسبتاً باکیفیتی منتشر می‌شود. پس از ارسال مقاله به مجله، ابتدا مقاله مورد بررسی اولیه قرار می‌گیرد و سپس وارد چند مرحله داوری می‌شود. همچنین بررسی آماری روی مقالات انجام می‌شود و در نهایت مقالات توسط دبیر اجرایی و دبیر علمی مجله تأیید شده و روی سایت مجله منتشر می‌شوند.

در هر شماره مجله به طور میانگین حدود ۶ تا ۷ مقاله منتشر می‌شود و معمولاً در هر شماره ۷ مقاله به چاپ می‌رسد. این مجله به صورت فصلنامه منتشر می‌شود و در طول سال چهار شماره از آن انتشار می‌یابد. در مجموع تاکنون حدود ۴۰ مقاله علمی داخلی و خارجی منتشر کرده‌ام.

تعداد کنگره‌ها و همایش‌هایی که در آن‌ها شرکت کرده‌ام دقیقاً در خاطرم نیست، اما به طور قطع در بیش از ۲۰ کنگره دندانپزشکی که همگی در ایران برگزار شده‌اند، حضور داشته‌ام. در این کنگره‌ها مقالاتی را به صورت سخنرانی و نیز پوستر ارائه کرده‌ام.

در حوزه تألیف و ترجمه نیز، یکی از کتاب‌های مرجع اصلی دندانپزشکی را که از نظر حجم نیز کتابی قابل توجه است، با همکاری یکی از همکاران ترجمه کرده‌ایم و ترجمه آن ارائه شده است. همچنین یک عنوان ثبت اختراع نیز در سوابق علمی و پژوهشی من وجود دارد.

این دستگاه برای سنجش نیروی کش‌های ارتودنسی طراحی و ساخته شده است. این کش‌ها در محیط دهان به مرور زمان دچار افت نیرو می‌شوند و طبق پروتکل‌های موجود، بازه‌های زمانی متفاوتی (از ۱۲ تا ۴۸ ساعت) برای تعویض آن‌ها توصیه می‌شود. هدف از ساخت این دستگاه، اندازه‌گیری دقیق نیروی این کش‌ها پس از استفاده در دهان است تا بتوان بهترین و دقیق‌ترین زمان برای تعویض آن‌ها را تعیین کرد. برای سنجش نیروی الاستیک‌های داخل دهانی نیز فعالیت‌هایی انجام داده‌ام.

 

68

در مورد سوابق علمی دوران تحصیل باید بگویم که در میان دانش‌آموختگان ورودی سال ۱۳۷۸ دندانپزشکی مشهد، رتبه دوم را کسب کردم. همچنین در شهریور سال ۱۳۸۰ موفق به کسب رتبه اول کشوری در آزمون جامع علوم پایه شدم.

پس از آن به طور مستقیم وارد دوره تخصص شدم و در آزمون ورودی تخصص دندانپزشکی رتبه ۵ را به دست آوردم. در آزمون بورد تخصصی نیز رتبه ۶ کشوری را کسب کردم.

علاوه بر سوابق آموزشی و پژوهشی، در فعالیت‌های فرهنگی نیز حضور فعالی داشته‌ام که شاخص‌ترین آن‌ها کسب رتبه اول کشوری در رشته  سیره معصومین در جشنواره قرآن و عترت است. همچنین در سال‌های مختلف، موفق به کسب عناوین متعدد رتبه اول در سطح دانشکده و دانشگاه در مسابقات فرهنگی شده‌ام. لازم به ذکر است که به دلیل این سوابق علمی و دستاوردها، عضو بنیاد ملی نخبگان نیز هستم.

در مرحله انتخاب رشته دانشگاهی قرار داشتم و میان دو رشته پزشکی و دندانپزشکی مردد بودم. از یک سو به رشته پزشکی علاقه داشتم و از سوی دیگر درباره شرایط کاری و سبک زندگی مرتبط با آن فکر می‌کردم. از آنجا که برادرم پزشک بودند، از نزدیک با شرایط شغلی این حرفه آشنا بودم. با مشورت ایشان و همچنین گفت ‌وگو با اطرافیان و افراد باتجربه، به این نتیجه رسیدم که هرچند پزشکی رشته‌ای ارزشمند و پرکاربرد است، اما به دلیل ماهیت کاری آن، گاهی فشارهای شغلی و ساعات کاری نامنظم می‌تواند برای زندگی خانوادگی چالش‌هایی ایجاد کند.

به همین دلیل، پس از بررسی‌های بیشتر و سنجیدن شرایط، تصمیم گرفتم رشته دندانپزشکی را انتخاب کنم. احساس می‌کردم این رشته علاوه بر حفظ ارتباط با حوزه پزشکی و سلامت، می‌تواند تعادل بهتری میان زندگی حرفه‌ای و خانوادگی ایجاد کند و از نظر برنامه‌ریزی کاری نیز انعطاف‌پذیری بیشتری داشته باشد. به این ترتیب، با آگاهی و مشورت، مسیر تحصیلی خود را در رشته دندانپزشکی آغاز کردم.

در ابتدای ورود به دانشگاه، شناخت دقیق و شفافی از گرایش‌های تخصصی دندانپزشکی نداشتم و صرفاً بر یادگیری دروس پایه متمرکز بودم. با سپری کردن دوره عمومی و ورود به بخش‌های تخصصی در سال‌های پایانی (حدود سال‌های ۸۵ و ۸۶)، کم کم با ابعاد مختلف این رشته آشنا شدم. دقیقاً در سال پنجم تحصیلم بود که اشتیاق و علاقه حقیقی خود را نسبت به یکی از تخصص‌های این حوزه کشف کردم.

خدا را شکر می‌کنم که در انتخاب این مسیر و تخصص، به رضایت کامل رسیدم؛ به‌گونه‌ای که اگر بارها زمان به عقب بازگردد، باز هم بدون تردید همین رشته و همین تخصص را انتخاب خواهم کرد. دندانپزشکی رشته‌ای بسیار جذاب و پویاست. البته باید صادقانه بگویم که به دلیل پرطرفدار بودن و متقاضیان زیاد، قبولی در مقاطع تخصصی این رشته نیازمند تلاش بسیار زیاد و پشتکار فراوان است، اما به اعتقاد من، این تلاش کاملاً ارزشمند است.

آنچه بیش از هر چیز این رشته را برای من زیبا کرده، ماهیت فکری و تحلیلی آن است. برخلاف تصور عموم که ممکن است آن را یک کار روتین بدانند، در این رشته هیچ بیماری شبیه به بیمار دیگر نیست؛ هر مراجع‌کننده جدید با شرایط خاص خود محسوب می‌شود و برای هر کدام باید یک طرح‌درمانِ منحصر‌به‌فرد طراحی کرد. همین تنوع در برخورد با کیس‌های مختلف، مانع از تکراری شدن کار می‌شود و همواره ذهن را به چالش می‌کشد. متأسفانه گاهی تصور می‌شود که برخی افراد صرفاً با نگاه به جنبه‌های مالی وارد این رشته می‌شوند، اما واقعیت این است که لذتِ کشف راهکارهای درمانی و تنوعِ مواجهه با کیس‌های گوناگون، همان چیزی است که به این حرفه عمق و معنا می‌بخشد.

آنچه بیش از هر چیز برای من در این رشته اهمیت دارد، ماهیت فکری و تحلیلی آن است. دندانپزشکی صرفاً یک کار یدی یا هنر دست نیست؛ اگرچه مهارت عملی و دقت بالا بخش مهمی از آن را تشکیل می‌دهد، اما هسته اصلی این حرفه بر پایه تفکر، تحلیل و تصمیم‌گیری علمی استوار است. در این رشته، ما باید از دانش تئوریکی که آموخته‌ایم، از تجربه‌های بالینی، از قدرت تحلیل و حتی از خلاقیت خود استفاده کنیم تا برای هر بیمار به یک طرح درمان مناسب و اختصاصی برسیم.

 

69

هیچ بیماری دقیقاً شبیه بیمار دیگر نیست. هر مراجعه‌کننده با شرایط جسمی، سابقه پزشکی، وضعیت دهان و دندان و حتی شرایط روحی خاص خود وارد مطب می‌شود. بنابراین نمی‌توان با یک نسخه ثابت و تکراری عمل کرد. هر بار لازم است اطلاعات را بررسی کنیم، جوانب مختلف را بسنجیم، گزینه‌های درمانی را مقایسه کنیم و در نهایت بهترین و منطقی‌ترین طرح درمان را انتخاب کنیم. همین فرآیند فکر کردن، تحلیل کردن و رسیدن به یک تصمیم علمیِ دقیق، برای من بسیار لذت‌بخش و زیباست و همین ویژگی، جذابیت این رشته را دوچندان کرده است.

وب دا، در مسیر تحصیل و فعالیت‌های کاری آیا چالش ها و موانعی را هم تجربه کردید؟ در صورت پاسخ مثبت بفرمایید چطور با این چالش ها و موانع مقابله کرده اید؟

البته طبیعی است که هر رشته‌ای چالش‌ها و دشواری‌های خاص خود را داشته باشد؛ دندانپزشکی هم از این قاعده مستثنی نیست. مسئولیت بالا، حساسیت کار، فشارهای جسمی و ذهنی و انتظارات بیماران از جمله مسائلی است که باید مدیریت شود. با این حال، با وجود همه این چالش‌ها، من از انتخابم کاملاً راضی هستم و این مسیر را یکی از مهم‌ترین و بهترین تصمیم‌های زندگی‌ام می‌دانم.

در کنار همه این موارد، نمی‌توانم از نقش ارزشمند اساتیدم یاد نکنم. در دوران تحصیل، به‌ویژه در بخش‌های تخصصی، از حضور اساتید بسیار توانمند، بااخلاق و دلسوز بهره‌مند بودیم. آن‌ها نه‌تنها دانش علمی عمیق و مهارت بالایی داشتند، بلکه شیوه صحیح برخورد با بیمار، اخلاق حرفه‌ای و نگاه مسئولانه به درمان را نیز به ما آموختند. امروز بسیاری از آن اساتید در مسئولیت‌ها و جایگاه‌های علمی بالاتری مشغول فعالیت هستند و ما همچنان از راه دور از تجربیات و راهنمایی‌هایشان بهره می‌بریم. بی‌تردید بخش مهمی از علاقه و موفقیت من در این رشته، مرهون آموزش‌ها و الگوی حرفه‌ای همان استادان فرهیخته است.

اساتیدی که در دوران تحصیل داشتم نقش بسیار مهمی در شکل‌گیری علاقه من به رشته ارتودنسی ایفا کردند. شیوه تدریس، دقت علمی و نگاه عمیق آن‌ها به درمان باعث شد به‌تدریج به این حوزه علاقه‌مند شوم و در نهایت تصمیم بگیرم مسیر تخصصی خود را در ارتودنسی ادامه دهم. زمانی که وارد دوره تخصص ارتودنسی در دانشگاه علوم پزشکی مشهد شدم، بیش از پیش به درستی این انتخاب پی بردم و همیشه خدا را شاکر بوده‌ام که این رشته را در چنین محیط علمی ارزشمندی دنبال کردم.

در دانشگاه مشهد از حضور اساتید بسیار توانمند و برجسته‌ای بهره‌مند شدیم که آموزش‌های ما را به بهترین شکل ممکن ارائه می‌دادند. آن‌ها نه‌تنها از نظر علمی در سطح بسیار بالایی قرار داشتند، بلکه از نظر اخلاق حرفه‌ای و شیوه برخورد با بیماران نیز برای ما الگو بودند. ما از آن‌ها یاد گرفتیم که دندانپزشکی صرفاً انجام یک درمان فنی نیست، بلکه مجموعه‌ای از دانش، مهارت، مسئولیت و اخلاق انسانی است.

یکی از مهم‌ترین آموزه‌هایی که از اساتید خود آموختیم و امروز نیز همواره آن را به دانشجویانمان منتقل می‌کنیم، این است که در برخورد با بیمار باید یک ترتیب ارزشی را در ذهن داشته باشیم: اول  انسان  هستیم، دوم  دندانپزشک  و سوم  متخصص .

به این معنا که قبل از هر چیز باید با نگاه انسانی با بیمار برخورد کنیم. بیماری که وارد مطب یا بخش درمانی می‌شود، صرفاً یک کیس درمانی یا مجموعه‌ای از دندان‌ها نیست؛ او انسانی است که با نگرانی‌ها، سوالات و گاهی اضطراب به ما مراجعه کرده است. بنابراین نحوه برخورد، احترام، صبوری و درک شرایط بیمار اهمیت بسیار زیادی دارد.

نکته دیگری که همواره بر آن تأکید می‌کنیم این است که وقتی بیماری وارد مطب می‌شود و ما دهان او را معاینه می‌کنیم، نباید صرفاً با دید محدودِ ارتودنسی به مشکل نگاه کنیم. درست است که حوزه تخصص ما ارتودنسی است، اما به عنوان یک دندانپزشک باید کل حفره دهان را بررسی کنیم. ممکن است بیمار مشکلات دیگری مانند پوسیدگی دندان، بیماری‌های لثه یا مسائل دیگر دهانی داشته باشد که لازم است تشخیص داده شود و در صورت نیاز برای درمان مناسب ارجاع داده شود. پس نگاه ما باید یک نگاه جامع و مسئولانه به سلامت دهان و دندان بیمار باشد.

 

70

از سوی دیگر، ماهیت درمان‌های ارتودنسی به گونه‌ای است که معمولاً طولانی‌مدت هستند و بیمار در طول درمان مراجعات متعددی به مطب یا کلینیک دارد. همین رفت‌وآمدهای مکرر باعث می‌شود ارتباطی نزدیک‌تر میان پزشک و بیمار شکل بگیرد. در بسیاری از موارد، این ارتباط از یک رابطه صرفاً درمانی فراتر می‌رود و نوعی آشنایی و حتی صمیمیت میان پزشک و بیمار ایجاد می‌شود. به همین دلیل، نحوه رفتار، صداقت، مسئولیت‌پذیری و احترام در این رابطه اهمیت دوچندان پیدا می‌کند.

در نهایت، پس از طی این مراحل یعنی برخورد انسانی، بررسی کامل وضعیت دهان و دندان و در نظر گرفتن تمام جوانب متخصص ارتودنسی می‌تواند درمان تخصصی خود را برای بیمار برنامه‌ریزی و اجرا کند. این نگاه جامع و انسانی به درمان، یکی از ارزشمندترین درس‌هایی بود که از اساتید خود آموختم و امروز نیز تلاش می‌کنم همان نگاه و همان شیوه برخورد را به دانشجویان و نسل‌های بعدی منتقل کنم.

وب دا، با توجه به تجربه‌ای که در فضای شغلی خود در دانشگاه داشته‌اید تصور می‌کنید چه اقدامات و برنامه‌هایی می‌تواند به هرچه بهتر شدن این فضا کمک کند؟

بهبود فضای دانشگاه و ارتقای کیفیت عملکرد در این سه بخش نیازمند توجه به برخی زیرساخت‌ها و امکانات اساسی است. به نظر من، هرچند در برخی حوزه‌ها شرایط قابل قبول است، اما در بخش‌هایی نیز با چالش‌هایی مواجه هستیم که اگر برای آن‌ها برنامه‌ریزی و حمایت بیشتری صورت گیرد، می‌توان کیفیت آموزش و خدمات درمانی را به شکل قابل توجهی ارتقا داد.

در حوزه آموزش، خوشبختانه برخلاف برخی بخش‌ها که با کمبود نیروی انسانی مواجه هستند، ما از نظر تعداد اعضای هیأت علمی مشکل جدی نداریم و تعداد اساتید برای پیشبرد برنامه‌های آموزشی مناسب است. این موضوع یک نقطه قوت مهم برای دانشکده محسوب می‌شود. با این حال، یکی از چالش‌های اصلی ما در این حوزه، کمبود ابزار و تجهیزات آموزشی و درمانی در داخل بخش‌هاست. در برخی موارد، امکانات موجود بسیار محدود است و اساتید و دانشجویان ناچارند با حداقل امکانات کار را پیش ببرند. حتی در برخی بخش‌های تخصصی نیز با کمبود وسایل و تجهیزات مواجه هستیم و واقعاً می‌توان گفت که کارها با نوعی صرفه‌جویی و قناعت پیش می‌رود. بدیهی است که اگر تجهیزات آموزشی و درمانی بخش‌ها تکمیل و به‌روز شوند، هم کیفیت آموزش دانشجویان افزایش پیدا می‌کند و هم ارائه خدمات درمانی به بیماران با دقت و کیفیت بیشتری انجام خواهد شد.

در واقع در رشته‌ای مانند دندانپزشکی که بخش قابل توجهی از آموزش آن مبتنی بر کار عملی و بالینی است، تجهیزات نقش بسیار حیاتی دارند. دانشجو باید در محیطی آموزش ببیند که ابزارهای لازم برای تمرین و درمان در اختیار او باشد تا بتواند مهارت‌های لازم را به‌درستی کسب کند. بنابراین تقویت زیرساخت‌های تجهیزاتی در بخش‌های آموزشی و درمانی می‌تواند تأثیر مستقیمی بر کیفیت تربیت نیروهای متخصص داشته باشد.

موضوع دیگری که در دانشکده دندانپزشکی با آن مواجه هستیم، کمبود فضای مناسب برای اعضای هیئت علمی است. در حال حاضر بسیاری از اساتید یا اتاق‌های بسیار کوچکی در اختیار دارند یا حتی در برخی موارد یک اتاق به صورت مشترک میان دو نفر استفاده می‌شود. گاهی حتی امکانات اولیه مانند یک سیستم کامپیوتر مستقل نیز برای هر استاد فراهم نیست. این مسئله از آن جهت اهمیت دارد که اعضای هیئت علمی علاوه بر حضور در بخش‌های آموزشی و درمانی، نیاز دارند فضایی مناسب برای مطالعه، انجام امور پژوهشی، آماده‌سازی مطالب آموزشی و همچنین استراحت کوتاه میان ساعات تدریس و حضور در بخش داشته باشند.

اگر برای هر یک از اساتید فضای کاری مستقل و مناسبی در نظر گرفته شود، این موضوع می‌تواند به افزایش تمرکز، بهره‌وری و کیفیت فعالیت‌های علمی و آموزشی آن‌ها کمک کند. وجود یک اتاق مناسب با امکانات اولیه، فضایی فراهم می‌کند تا استاد بتواند در فاصله میان کلاس‌ها و فعالیت‌های بالینی، به امور علمی، پژوهشی و برنامه‌ریزی آموزشی خود بپردازد.

در مجموع، به نظر می‌رسد مهم‌ترین اقداماتی که می‌تواند به بهبود فضای دانشگاه در سه حوزه آموزش، پژوهش و درمان کمک کند، تقویت تجهیزات و امکانات بخش‌های آموزشی و درمانی و همچنین فراهم کردن فضای کاری مناسب برای اعضای هیأت علمی است. توجه به این موارد نه‌تنها شرایط کاری اساتید و دانشجویان را بهبود می‌بخشد، بلکه در نهایت منجر به ارتقای کیفیت آموزش، توسعه فعالیت‌های پژوهشی و ارائه خدمات درمانی بهتر به جامعه خواهد شد.

 

71

در حوزه پژوهشی، ما هیأت علمی پژوهشی مجزا داریم. معمولاً اعضای هیأت علمی آموزشی به دلیل حجم بالای فعالیت‌های آموزشی، فرصت کمتری برای تمرکز بر امور پژوهشی پیدا می‌کنند.

با این حال، بخش ما یکی از بخش‌هایی است که همواره ظرفیت پایان‌نامه‌های اساتید آن تکمیل است. علی‌رغم مسئولیت‌های درمانی و آموزشی   چه در بخش عمومی و چه در بخش تخصصی  تقریباً تمامی اساتید ما هر سال بین ۳ تا ۴ پایان‌نامه را با دانشجویان عمومی و تخصصی راهنمایی می‌کنند.

با این وجود، بخش عمده فعالیت‌ها همچنان بر عهده اساتید آموزشی است که علاوه بر وظایف درمانی و آموزشی، مسئولیت‌های پژوهشی را نیز بر عهده دارند.

بخش عمده مشکلات ما در حوزه پژوهش به مسأله بودجه مربوط می‌شود. معمولاً مبلغی به عنوان هزینه‌های طرح در پروپوزال تصویب می‌شود، اما روند پرداخت به این صورت است که ابتدا هزینه‌ها از سوی مجری پرداخت می‌شود و بازپرداخت آن گاه تا یک سال بعد انجام می‌گیرد.

در این فاصله زمانی، به دلیل تغییر قیمت‌ها، هزینه‌های واقعی با مبالغ پیش‌بینی‌شده در پروپوزال تفاوت قابل توجهی پیدا می‌کند. بنابراین هنگام خرید تجهیزات یا مواد مورد نیاز، قیمت‌ها معمولاً بالاتر از ارقام مصوب اولیه است. در بسیاری از موارد، این اختلاف قیمت ناچاراً توسط استاد راهنما تأمین می‌شود.

علاوه بر این، حتی از همان مبلغ مصوب نیز کسوراتی مانند مالیات کسر می‌شود و سپس بازپرداخت انجام می‌گیرد. مجموعه این مسائل می‌تواند از جذابیت و انگیزه انجام طرح‌های پژوهشی برای اساتید بکاهد.

با وجود تمام محدودیت‌ها و مشکلات موجود در حوزه بودجه و اجرای طرح‌های پژوهشی، اساتید به دلیل علاقه شخصی به فعالیت‌های علمی و همچنین با توجه به الزام دانشجویان برای گذراندن پایان‌نامه، همچنان مسئولیت اجرای این طرح‌ها را می‌پذیرند و با صرف وقت و هزینه، آن‌ها را به سرانجام می‌رسانند.

در بخش فعالیت‌های پژوهشی، طرح‌هایی که در سال‌های اخیر اجرا شده‌اند عمدتاً مربوط به پایان‌نامه‌های دانشجویی بوده است. با این حال، مشاهده می‌شود که بسیاری از دانشجویان تمایل دارند موضوعاتی را انتخاب کنند که از نظر اجرایی ساده‌تر باشند. تعداد دانشجویانی که علاقه‌مند به انجام پژوهش‌های آزمایشگاهی هستند کمتر شده است و انجام کارهای کلینیکی، که پیچیدگی و دشواری بیشتری دارند، با استقبال محدودتری مواجه است.

این مسأله نیز یکی از چالش‌های فعلی در مسیر توسعه پژوهش‌های عمیق‌تر و کاربردی‌تر به شمار می‌رود.

خوشبختانه اخیراً موفق شدیم یکی از طرح‌های پژوهشی دشوار اما موفق خود را به پایان برسانیم. این طرح که با موضوع بررسی اثر “بوتاکس” بر اصلاح لبخند لثه‌ای انجام شد، یک پژوهش تماماً کلینیکی بود. همان‌طور که مستحضرید، اجرای پروژه‌های کلینیکی با چالش‌های منحصربه‌فردی همراه است؛ از جمله دشواری در متقاعد کردن بیماران برای ورود به طرح که علی‌رغم رایگان بودن خدمات، همچنان فرآیند جذب و جلب اعتماد آنان پرچالش است.

علاوه بر این، ماهیت این طرح به‌گونه‌ای بود که بیمار باید در سه مرحله مجزا برای پیگیری مراجعه می‌کرد که این موضوع هماهنگی‌ها را پیچیده‌تر می‌کرد. نکته حائز اهمیت این است که بخشی از مراحل اجرایی این طرح با دوره  جنگ ۱۲ روزه همزمان شد که مشکلات متعددی را برای ما ایجاد کرد. با این وجود، با تلاش‌های پیگیرانه و مستمر دانشجوی عزیزمان، خانم مهلا جعفری، این طرح با موفقیت کامل به سرانجام رسید و نتایج بسیار ارزشمندی به دست آمد.

شیرین‌ترین بخش ماجرا، مشاهده رضایت قلبی بیماران پس از اتمام دوره درمان بود؛ اشتیاق و پیگیری خودِ بیماران برای مراجعات بعدی، به ما ثابت کرد که علی‌رغم تمامی سختی‌ها و محدودیت‌های اجرایی که پیش‌تر به آن‌ها اشاره شد، انجام چنین کارهای کلینیکی و اثربخش، ارزشمند و بسیار امیدوارکننده است.

یکی از طرح‌هایی که واقعاً نتیجه آن را به‌صورت عینی مشاهده کردم، همین طرح بود. من شخصاً تأثیر آن را دیدم و رضایت بیماران را به‌طور مستقیم تجربه کردم. اجرای این طرح باعث شد خستگی کار از بین برود و نتیجه بسیار مطلوبی به همراه داشته باشد. بیماران رضایت بالایی از روند درمان و نتایج حاصل داشتند.

از نظر کلینیکی نیز به این نتیجه رسیدیم که اثر تزریق بوتاکس، حداقل تا پنج ماه دست‌کم ۵۰ درصد ماندگاری داشته است. این میزان ماندگاری و رضایت بیماران، نشان‌دهنده موفقیت‌آمیز بودن طرح بود.

دیدار با رهبرشهید

در سال‌هایی که عضو بنیاد ملی نخبگان بودم، این فرصت را داشتم که دو بار به همراه جمعی از نخبگان کشور با مقام معظم رهبری دیدار داشته باشم. این دیدارها برای من تجربه‌ای بسیار جالب و به‌یادماندنی بود. نخستین دیدار در سال ۱۳۸۵ و دیدار دوم در سال ۱۳۸۷ برگزار شد. حضور در این جلسات و شنیدن سخنان ایشان درباره علم، پیشرفت و مسئولیت نخبگان در قبال جامعه، تأثیر عمیقی بر نگاه و انگیزه من گذاشت.

علت دعوت این بود که در آزمون جامع علوم پایه، رتبه اول کشوری را کسب کرده بودم و به‌عنوان برگزیده معرفی شده بودم. به همین مناسبت برای دیدار دعوت شدیم. اگر درست به خاطر داشته باشم، در مجموع سه نفر دعوت شده بودیم. جزئیات مربوط به دانشکده را دقیق به یاد ندارم، اما حضور خودم و آن فضای خاص کاملاً در خاطرم مانده است.

آن دیدار، جلسه‌ای محدود و نسبتاً خصوصی بود؛ در آن جلسه، رهبر معظم انقلاب درباره جایگاه علم، اهمیت دانش و نقش دانشمندان در پیشرفت کشور سخنرانی کردند. پس از سخنرانی، تعدادی از برگزیدگان، به‌ویژه کسانی که از سوی بنیاد نخبگان دعوت شده بودند، فرصت یافتند مشکلات، دغدغه‌ها و پیشنهادهای خود را مطرح کنند. در پایان جلسه نیز از طرف نهاد رهبری هدایایی به رسم یادبود اهداء شد. آن دیدار برای من بسیار خاطره‌انگیز و ارزشمند بود؛ اینکه از فاصله‌ای نزدیک توفیق دیدار داشته باشیم، برایم تجربه‌ای خاص و ماندگار شد.

دومین دیدار در سال ۱۳۸۷ برگزار شد. این جلسه نسبت به دیدار نخست، عمومی‌تر بود. اگر در جلسه اول جمعیتی حدود ۱۰۰ نفر حضور داشتند، در دیدار دوم که در سالن اصلی حسینیه پایین برگزار شد، حدود ۵۰۰ تا ۶۰۰ نفر دعوت شده بودند. در این جلسه نیز ابتدا سخنرانی انجام شد و نکاتی ارشادی و راهبردی مطرح گردید. سپس چند نفر از دانشجویان منتخب، مشکلات و پیشنهادهای خود را بیان کردند. این دیدار دوم نیز برای من تجربه‌ای مهم و به‌یادماندنی بود.

زمانی که خبر شهادت ایشان را شنیدم، روزی بسیار خاص و متفاوت بود. با توجه به اینکه دو بار توفیق دیدار داشتم، این خبر برایم بار عاطفی سنگینی داشت. حس ناباوری، اندوه و بهت با هم آمیخته بود. هرچند گذر زمان و شرایط، ما را برای شنیدن چنین خبرهایی آماده‌تر می‌کند، اما در لحظه نخست، پذیرش آن بسیار دشوار بود و خاطرات آن دیدارها بار دیگر در ذهنم مرور شد.

وب دا، با توجه به فعالیت دانشگاه در سه حوزه آموزش، درمان و پژوهش حفظ ارتباط این سه حوزه از نگاه شما تا چه حد اهمیت دارد و اساسا آیا می‌توان این سه حوزه را اولویت بندی کرد ؟

اگر بخواهیم بین آموزش، پژوهش و درمان اولویت‌بندی کنیم، طبیعتاً تا حد زیادی به علاقه فردی بستگی دارد. اما در محیط دانشگاه، زمانی که وارد این فضا می‌شویم، از نظر من اولویت نخست آموزش است؛ چه در بخش عمومی و چه در بخش تخصصی.

از آنجا که فعالیت ما ماهیتی بالینی دارد، آموزش به‌طور طبیعی باید در کنار درمان قرار بگیرد. به عبارت دیگر، در کنار واحدهای نظری و تئوری که تدریس می‌کنیم، لازم است بخش درمانی نیز وجود داشته باشد تا آموزش کامل‌تر و کاربردی‌تر شود. این بخش درمان می‌تواند در کلینیک دانشگاهی یا در مطب انجام شود. بنابراین، در فضای دانشگاهی آموزش در اولویت اول قرار دارد و درمان به‌عنوان مکمل ضروری آموزش مطرح می‌شود.

در کنار این دو، پژوهش نیز اهمیت زیادی دارد؛ زیرا از طریق پژوهش می‌توانیم خود را با علم روز دنیا همگام نگه داریم و همچنین به پرسش‌هایی که در جریان کار بالینی برای ما ایجاد می‌شود، پاسخ علمی بدهیم. به همین دلیل، پژوهش باید همواره در کنار آموزش و درمان حضور داشته باشد.

اگر شرایط و حمایت‌های لازم وجود داشته باشد، انجام پژوهش در کنار آموزش می‌تواند کمک بزرگی به پیشبرد علم و ارتقای کیفیت آموزش و درمان کند.

ورود به رشته‌های پزشکی و زیرشاخه‌های آن، پیش از هر چیز نیازمند علاقه و اشتیاق قلبی است. به اصطلاح باید  کفش آهنین به پا کرد؛ چرا که مسیر تحصیل و فعالیت در این حوزه، طولانی و پرچالش است. بدون داشتن این انگیزه درونی، انسان در میانه راه کم می‌آورد و انرژی لازم برای پیمودن مسیر را از دست می‌دهد.

به اعتقاد من، اگر کسی تنها با هدف کسب جایگاه اجتماعی وارد این رشته‌ها شود، شاید پس از اخذ تخصص به ظاهر به هدفش رسیده باشد، اما در عمق کار دچار تردید می‌شود. در مقابل، کسی که هدفش اثرگذاری و رسیدن به بالاترین سطح علمی و تجربی در حوزه کاری خودش باشد، به جایگاه واقعی و رضایت‌بخشی دست خواهد یافت. البته رسیدن به چنین جایگاهی، مستلزم تلاشی بی‌پایان است.

من سختی‌های مسیر، از دوران امتحانات پایان‌ترم گرفته تا مراحل دشوارتر مانند آزمون تخصص و پس از آن آزمون بورد را به خوبی درک کرده‌ام. وقتی به آن روزهای پرفشار نگاه می‌کنم، اگرچه سختی‌ها بسیار ملموس هستند، اما شیرینی گذر از این مراحل و دستاوردهایی که به همراه داشت، تمام آن دشواری‌ها را برایم به خاطراتی ارزشمند تبدیل کرده است.

واقعیت این است که این مسیر سختی‌های زیادی دارد. شب‌بیداری‌های فراوان، صرف‌نظر کردن از تفریح، خوشی‌ها و بسیاری از لذت‌های معمول زندگی، بخشی از واقعیت این راه است. به یاد دارم در سال‌هایی که درگیر درس و آزمون‌های مهم بودم، بارها پیش می‌آمد که اعضای خانواده یا دوستان به مهمانی، سفر و تفریح می‌رفتند، اما من ناچار بودم از بسیاری از این موقعیت‌ها بگذرم؛ چون باید برای امتحان‌های مهمی مانند آزمون بُرد آماده می‌شدم.

بخش قابل توجهی از سال‌هایی که معمولاً برای افراد در دهه دوم و سوم زندگی، از بهترین و شیرین‌ترین سال‌های عمر به شمار می‌رود، برای ما در مسیر درس، تلاش علمی و پیشرفت حرفه‌ای سپری شد. البته امروز که از فاصله‌ای دورتر به آن دوران نگاه می‌کنم، با وجود همه دشواری‌ها، احساس می‌کنم این سختی‌ها ارزشش را داشت؛ چون در کنار تمام فشارها، شیرینی خاصی هم در رسیدن به هدف و عبور از مراحل دشوار وجود داشت.

با این حال، پیمودن چنین مسیری بدون علاقه و انگیزه کافی تقریباً ناممکن است. به همین دلیل، بسیار مهم است که افراد پیش از انتخاب رشته، ابتدا علاقه واقعی خود را بشناسند و سپس بر اساس آن تصمیم بگیرند. این موضوع اهمیت زیادی دارد، زیرا هر کسی پس از ورود به یک رشته، تا سال‌ها و حتی تا پایان عمر حرفه‌ای خود با همان حوزه سروکار خواهد داشت. اگر انتخاب رشته بدون شناخت، علاقه و آگاهی انجام شود، احتمال پشیمانی در آینده بسیار زیاد خواهد بود.

به نظر من، اگر فرد بتواند از ابتدا رشته‌ای را انتخاب کند که واقعاً به آن علاقه‌مند است، پس از آن باید با تمام توان، وقت و انرژی خود برای رشد و پیشرفت در آن مسیر تلاش کند. آنچه امروز در میان برخی از جوانان و نسل جدید بیشتر مشاهده می‌کنم، این است که گاهی انتخاب رشته بیش از حد از دید مالی نگریسته می شود. برای مثال، بعضی افراد به این فکر می‌کنند که به سراغ رشته‌ای مانند دندان‌پزشکی یا برخی تخصص‌ها بروند، صرفاً به این دلیل که درآمد بالاتری دارد.

به اعتقاد من، این نگاه نمی‌تواند معیار درستی برای یک انتخاب سرنوشت‌ساز باشد. ممکن است جنبه مالی در کوتاه‌مدت جذاب به نظر برسد، اما اگر علاقه، توانمندی و اشتیاق واقعی پشت آن انتخاب نباشد، فرد در ادامه مسیر با فرسودگی، نارضایتی و حتی پشیمانی مواجه خواهد شد. بنابراین، در انتخاب رشته باید پیش از هر چیز به علاقه، استعداد، توانایی تحمل سختی‌های مسیر و چشم‌انداز بلندمدت توجه کرد، نه صرفاً به درآمد و موقعیت مالی.

بعضی شغل‌ها هستند که شاید با همان میزان درآمد، در سنین خیلی پایین‌تر و با مسیر کوتاه‌تر به نتیجه می‌رسند. اما وقتی وارد چنین رشته‌هایی می‌شوید، درست است که ممکن است درآمد خوبی هم داشته باشند، ولی اگر علاقه‌ای در کار نباشد، آن درآمد دیگر برایتان جذابیتی نخواهد داشت. به همین دلیل بهتر است صرفاً دنبال درآمد نباشیم؛ اگر مسیر را درست طی کنیم، درآمد خودش به‌دست می‌آید.

وب دا، با توجه به نقش مهم و اثرگذار اساتید در فضاهای مختلف آموزشی و پژوهشی و درمانی دانشگاه ، از نگاه شما یک استاد موفق در این حوزه‌ها چه شاخصه‌هایی دارد؟

  من حدود سه سال خارج از دانشگاه فعالیت داشتم. اگر بخواهیم از نظر مالی مقایسه کنیم، فعالیت درمانی خارج از دانشگاه نسبت به زمانی که در دانشگاه صرف می‌کنم درآمد بسیار بیشتری دارد. با این حال، خودم تصمیم گرفتم دوباره به محیط دانشگاه برگردم، چون به این فضا علاقه دارم.

واقعیت این است که اگر کسی واقعاً به آموزش علاقه نداشته باشد، دانشجوها را دوست نداشته باشد و از انتقال دانش و تجربه‌هایش لذت نبرد، در این کار موفق نخواهد شد. علاقه به آموزش یک عامل اساسی است.

در کنار این علاقه، استاد باید همواره خودش را با دانش روز دنیا به‌روز نگه دارد. در هر رشته‌ای که باشیم، منابع و یافته‌های جدیدی منتشر می‌شود و لازم است خودمان را با آن‌ها منطبق کنیم تا بتوانیم آموزش مؤثر و به‌روزی ارائه دهیم.

آن علاقه واقعاً اهمیت بسیار زیادی دارد. اگر دوباره بخواهیم موضوع را صرفاً از جنبه مالی نگاه کنیم، اینکه کسی فقط به این دلیل که تصور می‌کند از نظر مالی استاد دانشگاه بودن وضعیت خوبی دارد این مسیر را انتخاب کند، به نظر من کافی نیست. در کنار آن، حتماً باید علاقه وجود داشته باشد.

این علاقه است که باعث می‌شود بتوانید با اشتیاق دانشی را که آموخته‌اید به دانشجویان منتقل کنید و آن‌ها را نسبت به موضوعی که آموزش می‌دهید قانع و علاقه‌مند کنید. بدون این علاقه، آموزش عمق و اثرگذاری لازم را نخواهد داشت.

وب دا، آیا خانواده در پیشرفت تحصیلی و شغلی شما مؤثر بوده اند؟

خانواده نقش بسیار مهمی در مسیر پیشرفت تحصیلی و شغلی هر فرد دارد. در زندگی من هم این نقش کاملاً پررنگ بوده است. پدرم بازاری بودند و از نظر مالی زندگی نسبتاً مرفهی داشتیم. به دلیل مشغله کاری، فرصت چندانی برای رسیدگی مستقیم به درس و مشق ما نداشتند؛ اما مادرم بسیار پیگیر و دلسوز بودند. با اینکه تعداد خواهر و برادرها زیاد بود، برای تک‌تک ما وقت می‌گذاشتند و همواره تأکید می‌کردند که اولویت زندگی‌مان درس و پیشرفت علمی باشد.

مادرم هیچ‌وقت ما را به صرفِ پول درآوردن تشویق نمی‌کردند؛ همیشه می‌گفتند در هر رشته‌ای که هستید، پیشرفت کنید و به جایگاهی برسید که برای مردم مفید باشید. حتی امروز هم تأکیدشان این است که در هر موقعیتی که قرار داریم، طوری عمل کنیم که خداوند از ما راضی باشد و وجودمان برای دیگران اثر و فایده داشته باشد. واقعاً معتقدم جایگاهی که امروز به آن رسیده‌ام، تا حد زیادی مدیون حمایت‌ها و تربیت پدر و مادرم هستم.

پس از خانواده، همسرم نقش بسیار مهمی در مسیر من داشته‌اند. ایشان نیز در رشته پزشکی و متخصص پاتولوژی هستند و در بیمارستان امام رضا(ع) به عنوان کادر درمان فعالیت می‌کنند. من سال اول ورود به دوره تخصص ازدواج کردم و از همان ابتدا همراهی و حمایت همسرم را در کنار خودم داشتم. چه در دوران تحصیل، چه در زمان طرح، و چه بعد از ورود جدی‌تر به فضای دانشگاه و فعالیت حرفه‌ای، همیشه پشتیبان من بوده‌اند.

به‌طور طبیعی، وقتی وارد محیط دانشگاه و فعالیت آموزشی می‌شوید، مسئولیت‌ها چند برابر می‌شود: از یک سو در دانشگاه سمت و مسئولیت دارید، از سوی دیگر در مطب مشغول فعالیت درمانی هستید و در خانه نیز نقش همسر و مادر را بر عهده دارید. جمع کردن همه این نقش‌ها در کنار هم بدون همراهی خانواده واقعاً دشوار است. اگر حمایت همسر و پدر و مادر نباشد، طی کردن این مسیر بسیار سخت خواهد بود.

مادرم خانه‌دار بودند، اما همه فرزندان خانواده تحصیلات دانشگاهی دارند؛ برخی در مقطع دکتری و برخی در مقطع کارشناسی ارشد و کارشناسی مشغول فعالیت هستند. این نشان می‌دهد که تأکید و پیگیری ایشان تا چه اندازه در آینده ما اثرگذار بوده است.

وب دا، اوقات فراغت را معمولاً به چه فعالیت هایی می پردازید؟

در مورد اوقات فراغت، با توجه به مشغله‌های کاری، سعی کرده‌ام برنامه‌ام را به‌گونه‌ای تنظیم کنم که بتوانم برای خانواده و خودم هم زمان بگذارم. به همین دلیل تعداد روزهای حضورم در مطب را محدود کرده‌ام. با اینکه صبح‌ها هر روز در دانشگاه هستم، مطب را فقط سه روز در هفته می‌روم تا بتوانم در بقیه روزها، به‌ویژه بعدازظهرها و همچنین پنجشنبه و جمعه، در کنار خانواده باشم.

بیشتر اوقات فراغتم را با خانواده سپری می‌کنم. البته بخشی از زمانی که باقی می‌ماند، صرف تحقیق و مطالعه می‌شود؛ چون معمولاً انجام همه این امور در محیط دانشگاه امکان‌پذیر نیست و بخشی از آن را باید در خانه ادامه داد. اگر خارج از این برنامه‌ها باز هم وقتی باقی بماند، شخصاً بیشتر به مطالعه علاقه دارم و ترجیح می‌دهم وقتم را به کتاب‌خواندن و یادگیری اختصاص دهم.

 

72

وب دا، لطفاً در ابتدا خود را برای مخاطبان این گفتگو معرفی بفرمایید ( نام و نام خانوادگی ، در چه سالی و در کجا متولد شدید ) و شرح مختصری از سوابق تحصیلی دوران مدرسه و دانشگاه بفرمایید که در کجا و چه سالهایی طی شد؟

بنده نفرولوژیست و استاد نفرولوژی دانشگاه علوم پزشکی مشهد هستم و در حال حاضر در بیمارستان‌های امام رضا (ع) و منتظریه مشغول به خدمت، آموزش دانشجویان و ارائه خدمات درمانی به بیماران هستم و فعالیت‌های علمی، آموزشی و پژوهشی خود را در این مراکز دنبال می‌کنم.

بنده در سال ۱۳۴۷ در شهر بیرجند متولد شدم. دوران کودکی و نوجوانی و همچنین تحصیلات ابتدایی و راهنمایی خود را نیز در همان شهر بیرجند سپری کردم. دوره دبستان را در مدرسه سندروس گذراندم و پس از آن مقطع راهنمایی را در مدرسه شهدای انقلاب ادامه دادم. دوران دبیرستان نیز در دبیرستان چمران بیرجند طی شد و در همانجا تحصیلات متوسطه خود را به پایان رساندم.

پس از پایان دوره دبیرستان، در سال ۱۳۶۵ در رشته پزشکی عمومی دانشگاه علوم پزشکی مشهد پذیرفته شدم و تحصیلات دانشگاهی خود را در این دانشگاه آغاز کردم. بعد از اتمام دوره پزشکی عمومی، دوره طرح خود را ابتدا در شهرستان قوچان و سپس در شهر یزد گذراندم و در این مدت تجربه‌های بالینی ارزشمندی در زمینه خدمت‌رسانی به بیماران کسب کردم. پس از آن در آزمون تخصص شرکت کردم و در رشته تخصصی داخلی در دانشگاه علوم پزشکی زاهدان پذیرفته شدم و دوره تخصص داخلی خود را در همان دانشگاه گذراندم.

پس از پایان دوره تخصص داخلی، با توجه به علاقه‌ای که به بیماری‌های کلیه داشتم، تصمیم گرفتم در این حوزه ادامه تحصیل بدهم و بنابراین فوق‌تخصص نفرولوژی را انتخاب کردم. دوره فوق‌تخصص نفرولوژی را در دانشگاه علوم پزشکی مشهد از سال ۱۳۸۱ تا سال ۱۳۸۳ گذراندم.

پس از فارغ‌التحصیلی از این دوره، از سال ۱۳۸۳ به عنوان عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد و دستیار فوق تخصصی در این دانشگاه مشغول به فعالیت شدم و تا امروز در حوزه‌های آموزشی، درمانی و پژوهشی در خدمت دانشگاه و بیماران بوده‌ام.

در طول این سال‌ها مسئولیت‌های مختلفی را نیز بر عهده داشته‌ام که بیشتر آن‌ها در حوزه آموزش بوده است. از جمله این مسئولیت‌ها می‌توان به معاونت آموزشی گروه داخلی اشاره کرد که حدود ۱۰ سال این مسئولیت را بر عهده داشتم. همچنین در زمینه آموزش رزیدنت‌ها، دستیاران تخصصی و دانشجویان پزشکی نیز فعالیت مستمر داشته‌ام.

در زمینه فعالیت‌های پژوهشی نیز در طول سال‌های گذشته حدود ۸۰ تا ۱۰۰ مقاله علمی در مجلات داخلی و خارجی منتشر کرده‌ام. علاوه بر انتشار مقالات، در تألیف و نگارش چندین کتاب و فصل کتاب نیز همکاری داشته‌ام.

از جمله این آثار می‌توان به کتاب مدیریت بیماری‌های مسمومیت‌ها اشاره کرد که در آن در بخش مربوط به عوارض کلیوی مسمومیت‌ها همکاری داشته‌ام. همچنین در کتابی درباره عوارض پیوند کلیه، در نگارش فصل مربوط به تغذیه بیماران مشارکت داشته‌ام. در کتابی درباره سنگ‌های ادراری نیز در فرآیند نگارش و انتشار همکاری داشته‌ام. علاوه بر این، در تألیف کتابی در زمینه دیالیز که بیشتر برای آموزش پرستاران و کادر درمانی تهیه شده است نیز مشارکت داشته‌ام و این کتاب در حوزه آموزش بالینی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

در مجموع فعالیت‌های بنده در سه حوزه آموزش، پژوهش و درمان متمرکز بوده است. در زمینه پژوهش نیز یکی از فعالیت‌های مهم ما تأسیس یک مرکز تحقیقاتی بوده است.

این مرکز تحت عنوان  مرکز تحقیقات عوارض پیوند کلیه» تأسیس شد. این مرکز برای نخستین بار با همکاری جمعی از اساتید محترم از جمله آقای دکتر مهدوی، جناب آقای دکتر مجاهدی، سرکار خانم دکتر … و بنده به عنوان یکی از اعضای هیأت مؤسس شکل گرفت و مسئولیت ریاست آن را نیز بر عهده داشتم. این مرکز همچنان فعال است و فعالیت‌های علمی و تحقیقاتی خوبی در آن انجام می‌شود.

محل فعالیت این مرکز در بیمارستان‌های منتظریه و بیمارستان امام رضا (ع) است. البته نام آن مرکز تحقیقات عوارض پیوند کلیه انتخاب شده است، زیرا در زمان تأسیس باید نامی انتخاب می‌شد که مشابه آن در سایر مراکز تحقیقاتی کشور وجود نداشته باشد. به همین دلیل این عنوان انتخاب شد؛ اما در عمل فعالیت‌های تحقیقاتی این مرکز فقط محدود به عوارض پیوند کلیه نیست و طیف گسترده‌ای از بیماری‌های کلیوی را شامل می‌شود.

یکی از مزیت‌های مهم این مرکز وجود داده‌های بالینی و اطلاعات بیماران است. همان‌طور که می‌دانید، در کارهای تحقیقاتی دسترسی به دیتاها و اطلاعات بیماران بسیار اهمیت دارد. در این مرکز به دلیل وجود بیماران دیالیزی، بیماران پیوند کلیه و همچنین بیماران مبتلا به بیماری‌های مختلف کلیوی، مجموعه‌ای از داده‌های ارزشمند در اختیار محققان قرار دارد.

همچنین در بیمارستان منتظریه یک رجیستری پیوند کلیه وجود دارد که اطلاعات بسیار خوبی از بیماران پیوندی در آن ثبت شده است. این داده‌ها می‌تواند منبع بسیار مناسبی برای انجام تحقیقات علمی توسط دانشجویان و پژوهشگران باشد.

 

73

دانشجویان می‌توانند با مراجعه به این مرکز از این اطلاعات استفاده کنند. اساتید مرکز تحقیقات نیز همکاری کامل در زمینه طراحی طرح‌های پژوهشی، تهیه پروپوزال و راهنمایی در انجام تحقیقات دارند و تلاش می‌کنند مسیر انجام پژوهش برای دانشجویان ساده‌تر و سریع‌تر طی شود.

با توجه به تعداد قابل توجه بیماران دیالیزی، بیماران پیوند کلیه و بیماران مبتلا به بیماری‌های مختلف کلیوی، ظرفیت بسیار خوبی برای انجام تحقیقات در این حوزه وجود دارد. علاوه بر این، در زمینه‌های مرتبط مانند اورولوژی، سنگ‌های کلیه، عفونت‌های ادراری و سایر بیماری‌های دستگاه ادراری نیز امکان انجام مطالعات پژوهشی فراهم است.

این مجموعه امکانات می‌تواند کمک بسیار زیادی به توسعه فعالیت‌های تحقیقاتی در حوزه بیماری‌های کلیه و مجاری ادراری کند. در حدود سال‌های ۱۳۹۰ نیز این فعالیت‌ها شکل منسجم‌تر و سازمان‌یافته‌تری پیدا کرد و زمینه برای گسترش تحقیقات و همکاری‌های علمی در این حوزه فراهم‌تر شد.

وب دا، با توجه به فعالیت دانشگاه در سه حوزه آموزش، درمان و پژوهش حفظ ارتباط این سه حوزه از نگاه شما تا چه حد اهمیت دارد و اساسا آیا می‌توان این سه حوزه را اولویت بندی کرد ؟

در میان این سه حوزه یعنی آموزش، پژوهش و درمان، معمولاً در دانشگاه‌ها بحث می‌شود که کدام یک باید در اولویت قرار بگیرد. بسیاری از افراد اعتقاد دارند که آموزش باید در اولویت نخست باشد و پس از آن پژوهش و سپس درمان قرار گیرد و گاهی هم گفته می‌شود که درمان بار سنگینی بر دوش دانشگاه می‌گذارد. اما دیدگاه من تا حدودی با این نظرها متفاوت است.

به نظر من در وهله اول باید به درمان توجه شود؛ یعنی اولین اولویت ما باید ارائه درمان مناسب و اصولی به بیماران باشد. البته منظور از درمان، درمانی است که بر پایه اصول علمی، دانش روز و تجربه بالینی صحیح انجام شود. وقتی شما بیماری را به شکل درست و علمی درمان می‌کنید، در واقع همان فرایند درمان خود به نوعی آموزش نیز محسوب می‌شود؛ یعنی دانشجویان و دستیاران در کنار این روند درمانی، عملاً آموزش می‌بینند و تجربه بالینی کسب می‌کنند.

بنابراین وقتی یک بیمار به شکل صحیح و علمی درمان شود، در دل همان فرایند درمان، آموزش و حتی زمینه‌هایی برای پژوهش نیز شکل می‌گیرد و این سه حوزه در عمل به یکدیگر پیوند می‌خورند.

به نظر من درمان باید در اولویت اول قرار داشته باشد. یعنی ما باید ابتدا تمرکز اصلی خود را بر درمان بیماران بگذاریم، البته درمانی که کاملاً اصولی، علمی و بر اساس منابع معتبر انجام شود. اگر ما بخواهیم یک بیمار را به عنوان مثال درمان کنیم، فرض کنید بیماری با یک مشکل کبدی مراجعه کرده است. در چنین شرایطی این بیمار از نظر آموزشی نیز یک کیس بسیار مناسب محسوب می‌شود و از نظر پژوهشی هم حتی یک بیمار می‌تواند زمینه یک مطالعه علمی را فراهم کند برای مثال در همان بیماری کبدی که اشاره کردم، ممکن است در مسیر درمان نیاز باشد اقداماتی مانند ERCP انجام شود یا از روش‌ها و متدهای جدید درمانی که امروزه در پزشکی مطرح شده‌اند استفاده کنیم. چنین بیماری و بیمارانی از این دست که در مراکز درمانی دانشگاهی کم هم نیستند، در تمام مراحل آموزشی می‌توانند مورد استفاده قرار بگیرند. یعنی از مباحث فیزیوپاتولوژی گرفته تا مراحل بالاتر آموزش، همه در قالب همان یک بیمار قابل آموزش است.

از مرحله آموزش برای دانشجویان علوم پایه و استاژرها گرفته تا اینترن‌ها و حتی در مراحل بالاتر برای رزیدنت‌ها و فلوهای فوق تخصصی گوارش، همه می‌توانند از یک کیس واقعی چیزهای زیادی یاد بگیرند. در واقع اگر یک بیمار به درستی درمان شود، همان بیمار می‌تواند به یک منبع آموزشی کامل تبدیل شود.

از طرف دیگر با توجه به اینکه در دانشگاه‌های علوم پزشکی طیف بسیار متنوعی از بیماران مراجعه می‌کنند، دانشجویان و دستیاران فرصت مشاهده بیماری‌های گوناگون را دارند. این تنوع بیماران اهمیت زیادی در آموزش بالینی دارد. حتی اگر در یک بخش بارها با بیماری‌های شایع مانند COPD مواجه شویم، باز هم این موضوع ارزشمند است، چون این‌ها جزو بیماری‌های شایع جامعه هستند و هرچه پزشک بیشتر این بیماران را ببیند، تسلط و مهارت بالینی او بیشتر می‌شود.

به عنوان مثال یک اینترن در بخش داخلی معمولاً حدود سه ماه حضور دارد. در همین مدت کوتاه هرچه تعداد بیشتری بیمار ببیند و تجربه بیشتری کسب کند، قطعاً یادگیری او بیشتر خواهد شد. بنابراین من معتقدم هرچه مواجهه با بیمار بیشتر باشد، آموزش عملی نیز عمیق‌تر و مؤثرتر خواهد بود.

به همین دلیل دیدگاه من برخلاف برخی از افرادی است که می‌گویند بار درمان در دانشگاه زیاد است و شاید باید کمتر شود. من معتقدم که اولویت با درمان است، البته درمانی درست، علمی و مبتنی بر منابع معتبر. یعنی هر اقدام درمانی باید بر اساس تکست‌ها و رفرنس‌های معتبر پزشکی و مطابق با آخرین متدها و راهنماهای علمی انجام شود. اگر چنین رویکردی وجود داشته باشد، همین فرایند درمان خود به یک پایه بسیار قوی آموزشی تبدیل می‌شود و در عین حال می‌تواند زمینه‌های پژوهشی را نیز فراهم کند.

حتی از نظر پژوهشی نیز گاهی اوقات یک بیمار می‌تواند منبع یک کار تحقیقاتی باشد. برای مثال ممکن است بیماری با یک وضعیت نادر یا کمتر دیده‌شده مراجعه کند که همان مورد می‌تواند به صورت یک کیس ریپورت منتشر شود. من خودم می‌بینم که همکاران ما و حتی خود ما گاهی با بیماران جالب و نادری مواجه می‌شویم که اگر فرصت فراهم شود، می‌توان آن‌ها را به صورت گزارش موردی منتشر کرد.

 

74

به‌ویژه در مرکز تحقیقات ما نیز این امکان وجود دارد که حتی از یک بیمار یک کیس ریپورت تهیه شود و به عنوان یک کار پژوهشی ارائه گردد. علاوه بر این، گاهی یک بیمار می‌تواند فراتر از یک کیس ریپورت نیز مورد بررسی قرار گیرد.

برای مثال اگر با بخش ژنتیک یا علوم پایه همکاری داشته باشیم، ممکن است از همان بیمار بررسی‌های ژنتیکی انجام شود. فرض کنید بیماری مراجعه کرده و ما یک ژن خاص را در او شناسایی کرده‌ایم. همان آزمایش ژنتیکی و همان یافته‌ها ممکن است زمینه انتشار چندین مقاله علمی را فراهم کند. بنابراین حتی یک بیمار هم می‌تواند مبنای چند کار پژوهشی قرار بگیرد.

به همین دلیل تأکید من این است که اولویت با درمان است، اما درمانی اصولی که با استفاده از همه امکانات موجود انجام شود. نباید به این شکل باشد که بگوییم مثلاً دستگاه آندوسکوپی ما خراب است یا کولونوسکوپی در دسترس نیست. البته درست است که کشور با برخی محدودیت‌ها و مشکلات اقتصادی مواجه است، اما بسیاری از امکانات ضروری را می‌توان فراهم کرد تا بیمار بتواند از خدمات مناسب بهره‌مند شود.

از طرف دیگر امروزه شرایط از نظر دسترسی به منابع علمی نیز بسیار بهتر از گذشته شده است. قبلاً ممکن بود برای پیدا کردن یک منبع علمی مجبور شویم در کتابخانه‌ها به دنبال یک کتاب خاص بگردیم، اما اکنون منابع بسیار گسترده‌ای از طریق اینترنت در دسترس قرار دارد. حتی ابزارهای هوش مصنوعی مانند چت‌جی‌پی‌تی نیز می‌توانند در بسیاری از موارد به انجام کارهای آموزشی و حتی پژوهشی کمک کنند و مسیر یادگیری و تحقیق را برای دانشجویان و اساتید ساده‌تر کنند.

بنابراین اگر درمان به شکل درست، علمی و مبتنی بر منابع معتبر انجام شود، در دل همان فرایند درمان، آموزش و پژوهش نیز به طور طبیعی شکل می‌گیرد و دانشگاه می‌تواند در هر سه حوزه آموزش، پژوهش و درمان عملکرد موفق‌تری داشته باشد.

وب دا، با توجه به تجربه‌ای که در فضای شغلی خود در دانشگاه داشته‌اید تصور می‌کنید چه اقدامات و برنامه‌هایی می‌تواند به هرچه بهتر شدن این فضا کمک کند؟

به نظر من یک پیشنهاد اساسی وجود دارد که می‌تواند تأثیر قابل توجهی داشته باشد .پیشنهاد من بیشتر در حوزه پژوهش است. بنده حدود دو سال ریاست یک مرکز تحقیقات را بر عهده داشتم. در آن زمان برای ارتقای علمی و رسیدن به مرتبه استادی، لازم بود تعداد قابل توجهی مقاله علمی منتشر شود. به همین دلیل برای هر پروپوزال و هر طرح تحقیقاتی زمان و انرژی زیادی صرف می‌کردم. اما در اواخر دوره فعالیت در مرکز تحقیقات به این نتیجه رسیدم که در واقع می‌توان بسیاری از این فرایندها را ساده‌تر و با برنامه‌ریزی بهتر انجام داد.

یکی از مهم‌ترین ظرفیت‌هایی که در دانشگاه‌ها وجود دارد، حضور تعداد زیاد دانشجویان است. ما دانشجویان زیادی داریم و در عین حال بسیاری از آن‌ها علاقه‌مند هستند که در طرح‌های پژوهشی مشارکت داشته باشند. در واقع بسیاری از دانشجویان از چنین فرصتی استقبال می‌کنند، به‌ویژه اگر در یک برنامه تحقیقاتی شرکت داده شوند و نام آن‌ها به عنوان نویسنده اول یا نویسنده دوم در مقاله درج شود.

از آنجا که امتیاز علمی معمولاً به دو جایگاه مهم در مقاله تعلق می‌گیرد، یعنی نویسنده اول و نویسنده مسئول ، می‌توان برنامه‌ریزی کرد که دانشجویان در این جایگاه‌ها قرار بگیرند. در چنین حالتی محققی که استاد راهنماست لزوماً نیاز ندارد در هر دو جایگاه حضور داشته باشد؛ حضور در یکی از این موقعیت‌ها نیز امتیاز علمی لازم را فراهم می‌کند.

بنابراین می‌توان بخش زیادی از کارهای پژوهشی را با کمک دانشجویان انجام داد. حتی استاد می‌تواند در دفتر کار خود پشت کامپیوتر بنشیند و از همانجا عناوین پژوهشی مختلفی را تعریف کند و به دانشجویان پیشنهاد دهد. برای مثال در همین دپارتمان داخلی که بنده در آن حضور دارم، عناوین بسیار زیادی برای کارهای پژوهشی وجود دارد که می‌توان آن‌ها را به دانشجویان واگذار کرد.

خوشبختانه در بخش پژوهش نیز همکارانی حضور دارند که در زمینه طراحی پروپوزال، تحلیل آماری و مراحل مختلف پژوهش می‌توانند راهنمایی لازم را ارائه دهند. از طرف دیگر، ما منابع داده بسیار ارزشمندی نیز در اختیار داریم؛ برای مثال داده‌های مربوط به بیماران دیالیزی، بیماران پیوند کلیه و سایر بیماری‌های کلیوی در دسترس هستند.

گاهی حتی از یک مجموعه داده یا یک گروه از بیماران می‌توان تعداد زیادی عنوان پژوهشی استخراج کرد. ممکن است از یک مجموعه داده بتوان ۱۰ یا حتی ۲۰ عنوان مقاله علمی تهیه کرد. در چنین شرایطی می‌توان چندین دانشجو را درگیر کار پژوهشی کرد. فرض کنید ۱۰ دانشجو وارد این فرایند شوند؛ هر کدام یک عنوان پژوهشی دریافت کنند، در حالی که داده‌ها مربوط به یک بانک اطلاعاتی مشترک مانند داده‌های دیالیز، پیوند یا سنگ کلیه است.

این ۱۰ دانشجو می‌توانند هر کدام یک مقاله تهیه کنند و در نهایت ۱۰ مقاله علمی از همان مجموعه داده استخراج شود. حتی ممکن است از هر کدام از این مطالعات نیز پژوهش‌های بعدی شکل بگیرد. در این حالت نام هر یک از دانشجویان در مقاله مربوط به خودشان درج می‌شود و استاد نیز به عنوان نویسنده مسئول حضور دارد. در واقع استاد با هدایت علمی کار و بدون نیاز به صرف زمان بسیار زیاد می‌تواند نقش مؤثری در تولید مقالات داشته باشد.

به این ترتیب ممکن است با هدایت یک استاد و همکاری چند دانشجو، تعداد زیادی مقاله تولید شود. اگر این روند را در مقیاس بزرگ‌تر در نظر بگیریم، می‌توان با استفاده از ظرفیت دانشجویان تحصیلات تکمیلی و پزشکی، تولیدات علمی دانشگاه را به شکل قابل توجهی افزایش داد.

 

75

از سوی دیگر باید توجه داشت که برخی مقالات می‌توانند در مدت زمان کوتاه‌تری منتشر شوند، در حالی که برخی دیگر مانند مطالعات کلینیکی ممکن است چند سال زمان ببرند. بنابراین لازم است ترکیبی از طرح‌های کوتاه‌مدت و بلندمدت در برنامه پژوهشی دانشگاه وجود داشته باشد.

نکته مهم دیگر این است که ما باید روی دانشجویان سرمایه‌گذاری کنیم. اگر دانشجو بداند که در یک پروژه پژوهشی نام او به عنوان نویسنده درج می‌شود، معمولاً با انگیزه و علاقه بسیار خوبی همکاری می‌کند.

از نظر مالی نیز همیشه وضعیت به آن اندازه که تصور می‌شود دشوار نیست. برای مثال در همین اواخر تجربه جالبی داشتم. یکی از همکاران علوم پایه در دانشگاه آزاد از ما دعوت کرده بود تا برای فعال‌تر شدن مرکز تحقیقات آنجا همکاری کنیم. در ابتدا تصور می‌کردم هدف این است که ما به آن مرکز کمک کنیم تا فعالیت پژوهشی بیشتری داشته باشد، اما در عمل متوجه شدم که حتی با تعداد محدودی بیمار نیز می‌توان پژوهش‌های خوبی انجام داد.

برای مثال ممکن است ما فقط چند بیمار با یک بیماری خاص مانند کلیه پلی‌کیستیک در اختیار یک پژوهشگر قرار دهیم. همان چند بیمار می‌توانند مبنای بررسی‌های ژنتیکی قرار بگیرند. پژوهشگر ممکن است یک ژن یا یک کد ژنتیکی خاص را بررسی کند و از همان مطالعه یک یا چند مقاله علمی استخراج شود.

نکته جالب اینجاست که در بسیاری از موارد حتی هزینه‌های این نوع پژوهش‌ها نیز آن‌قدر بالا نیست که تصور می‌شود. گاهی دانشجویانی که برای پایان‌نامه خود به داده یا آزمایش خاصی نیاز دارند، حاضرند بخشی از هزینه‌ها را نیز تأمین کنند. در بسیاری از موارد این هزینه‌ها در حد مبالغ بسیار کمتر از آن چیزی است که تصور می‌شود.

نکته مهم دیگری هم وجود دارد و آن این است که تعداد زیادی پایان‌نامه در دانشگاه انجام شده که هرگز به مقاله علمی تبدیل نشده‌اند. در حالی که اگر این پایان‌نامه‌ها در مراکز تحقیقاتی جمع‌آوری و بازبینی شوند، بسیاری از آن‌ها قابلیت تبدیل شدن به مقاله علمی را دارند. در مرکز تحقیقات ما نیز این امکان وجود دارد که پایان‌نامه‌هایی که با اساتید حوزه کلیه انجام شده‌اند دوباره بررسی شوند و از آن‌ها مقاله استخراج شود.

در مجموع به نظر من مهم‌ترین نکته این است که از ظرفیت دانشجویان به شکل جدی استفاده شود. اگر دانشجو بداند که نام او در مقاله درج می‌شود و نتیجه کار او دیده خواهد شد، با انگیزه بسیار زیادی کار می‌کند. حتی بسیاری از دانشجویان علاقه‌مند هستند در پروژه‌های پژوهشی مشارکت کنند، فقط کافی است مسیر برای آن‌ها مشخص شود.

اکنون که به گذشته نگاه می‌کنم، احساس می‌کنم در برخی موارد شاید انرژی زیادی صرف کارهایی شد که می‌توانست ساده‌تر انجام شود. در حالی که با هدایت درست دانشجویان علاقه‌مند و استفاده از داده‌های موجود، حتی از پشت میز کار و با مدیریت علمی مناسب می‌توان پژوهش‌های ارزشمند زیادی انجام داد و تولید علمی دانشگاه را به شکل قابل توجهی افزایش داد.

وب دا، با توجه به نقش مهم و اثرگذار اساتید در فضاهای مختلف آموزشی و پژوهشی و درمانی دانشگاه ، از نگاه شما یک استاد موفق در این حوزه‌ها چه شاخصه‌هایی دارد؟

به نظر من اصول کلی آن تا حد زیادی برای همه شناخته شده است. البته من شخصاً هیچ‌وقت خودم را یک استاد کاملاً موفق نمی‌دانم، اما بر اساس تجربه‌ای که در سال‌های تدریس و کار دانشگاهی داشته‌ام، می‌توان به چند نکته مهم اشاره کرد.

به نظر من در درجه اول، مهم‌ترین ویژگی یک استاد اخلاق خوب است. برخورد مناسب، احترام به دانشجو و داشتن رفتار انسانی و محترمانه با دانشجویان بسیار اهمیت دارد. این موضوع گاهی حتی از مسائل علمی هم تأثیرگذارتر است، زیرا دانشجو قبل از هر چیز نوع رفتار و منش استاد را در ذهن خود به خاطر می‌سپارد.

در کنار اخلاق خوب، جدیت در کار نیز اهمیت زیادی دارد. یک استاد باید در کار آموزشی خود جدی باشد، برای کلاس و آموزش وقت بگذارد و مسئولیت آموزشی خود را با دقت انجام دهد. همچنین پشتکار و تلاش مستمر از ویژگی‌های مهم دیگر است. فعالیت علمی، تدریس و کار پژوهشی همگی نیازمند تلاش پیوسته هستند و بدون پشتکار رسیدن به نتیجه مطلوب دشوار خواهد بود.

نکته مهم دیگر اهمیت دادن به دانشجو است. استاد باید برای دانشجو ارزش قائل باشد و به رشد و پیشرفت او توجه کند. حتی در مواردی که ممکن است دانشجویی از نظر ما به اندازه کافی مطالعه نکرده باشد یا پاسخ‌هایی بدهد که از نظر علمی دقیق یا کامل نباشد، باز هم نباید احترام او نادیده گرفته شود. گاهی ممکن است پاسخ دانشجو از نظر ما چندان درست نباشد یا حتی به نظر دور از موضوع بیاید، اما در چنین شرایطی هم باید با احترام با او برخورد کرد و به گونه‌ای رفتار کرد که انگیزه او از بین نرود.

احترام گذاشتن به دانشجو تأثیر بسیار زیادی در فرآیند آموزش دارد. وقتی دانشجو احساس کند که مورد احترام قرار می‌گیرد، اعتماد به نفس بیشتری پیدا می‌کند و با انگیزه بیشتری در کلاس و فعالیت‌های آموزشی شرکت می‌کند.

علاوه بر این، نظم در کار نیز یکی از ویژگی‌های مهم یک استاد موفق است. نظم در تدریس، نظم در برنامه‌های آموزشی و همچنین نظم در فعالیت‌های علمی و پژوهشی باعث می‌شود روند آموزش بهتر و مؤثرتر پیش برود.

در مجموع می‌توان گفت مجموعه‌ای از ویژگی‌هایی مانند اخلاق خوب، احترام به دانشجو، جدیت در کار، پشتکار، نظم و توجه به آموزش، همان عواملی هستند که معمولاً در هر حوزه‌ای زمینه موفقیت را فراهم می‌کنند و در حرفه استادی نیز نقش بسیار مهمی دارند.

وب دا، در مسیر تحصیل و فعالیت‌های کاری آیا چالش ها و موانعی را هم تجربه کردید؟ در صورت پاسخ مثبت بفرمایید چطور با این چالش ها و موانع مقابله کرده اید؟

در مسیر پیشرفت تحصیلی و شغلی طبیعتاً چالش‌ها بسیار زیاد هستند و هر کسی در این مسیر با مسائل و دشواری‌های مختلفی روبه‌رو می‌شود. برای من هم در طول سال‌های فعالیت دانشگاهی و حرفه‌ای چالش‌های بسیار زیادی وجود داشته است. این چالش‌ها هم از نظر مسائل دانشگاهی بوده و هم بیشتر در حوزه درمان و ارائه خدمات پزشکی خود را نشان داده است.

یکی از مشکلاتی که همواره با آن روبه‌رو بوده‌ایم، کمبود امکانات و تجهیزات پزشکی است. علاوه بر آن، گرانی بسیاری از آزمایش‌ها و خدمات تشخیصی نیز از چالش‌هایی است که هم برای پزشک و هم برای بیمار مشکلاتی ایجاد می‌کند. در چنین شرایطی گاهی انجام برخی بررسی‌ها و آزمایش‌های لازم برای بیمار دشوار می‌شود.

با این حال به نظر من مهم‌ترین نکته این است که پزشک همیشه به بیمار فکر کند و تلاش کند بهترین تصمیم را برای بیمار بگیرد. یعنی همیشه باید در نظر داشته باشیم که بهترین کار برای بیمار چیست. البته در عین حال باید همه جوانب نیز سنجیده شود؛ یعنی شرایط موجود، امکانات در دسترس و محدودیت‌هایی که وجود دارد را هم در نظر بگیریم. وقتی با کمبود امکانات مواجه هستیم باید تلاش کنیم برای آن راه‌حل‌هایی پیدا کنیم و ببینیم در همان شرایط چه کاری بهتر و مناسب‌تر است.

 

در واقع من معتقدم تقریباً برای همه مشکلات راه‌حل‌هایی وجود دارد. مهم این است که انسان بنشیند، فکر کند و مناسب‌ترین راه‌حل را پیدا کند. در چنین شرایطی داشتن تفکر واگرا و نگاه خلاقانه بسیار کمک‌کننده است. یعنی انسان باید بتواند از زوایای مختلف به یک مسئله نگاه کند و راه‌های مختلف را بررسی کند تا بهترین راه ممکن انتخاب شود.

اگر دقیق‌تر نگاه کنیم، وقتی ما هر روز از خانه بیرون می‌آییم، با انواع مختلفی از مشکلات روبه‌رو می‌شویم. بخشی از این مشکلات، مشکلات روزمره هستند که تقریباً برای همه افراد در طول روز پیش می‌آید. این‌ها بخشی طبیعی از زندگی و کار روزانه است.

دسته‌ای دیگر از مشکلات، مشکلات کلی و اجتماعی هستند؛ مسائلی که فقط مربوط به یک فرد نیست و به شرایط عمومی جامعه مربوط می‌شود. گاهی شرایط جامعه، شرایط اقتصادی یا حتی شرایط خاصی که در کشور وجود دارد باعث می‌شود امکانات محدودتر شود و ما مجبور باشیم با همان امکانات موجود کار کنیم.

علاوه بر این‌ها، یک سری مشکلات هم وجود دارد که خارج از اختیار ماست؛ یعنی مسائلی که در سطح جامعه یا شرایط کلی کشور به وجود می‌آید و برای همه افراد کم و بیش وجود دارد. در چنین شرایطی طبیعی است که امکانات و برنامه‌ها نیز باید متناسب با همان شرایط تنظیم شود.

از طرف دیگر مشکلات شخصی نیز وجود دارند که ممکن است هر فردی در زندگی روزمره خود با آن‌ها مواجه شود. تقریباً هر روزی که انسان از خواب بیدار می‌شود ممکن است با یک مشکل یا چالش جدید روبه‌رو شود و این موضوع برای همه افراد کم و بیش وجود دارد.

با این حال نکته مهم این است که بیشتر این مشکلات در نهایت قابل حل هستند. همان‌طور که اشاره کردم، برای بسیاری از مسائل می‌توان راه‌حل‌هایی پیدا کرد، به شرط آنکه انسان با دقت فکر کند، شرایط را بسنجد و بهترین راه ممکن را انتخاب کند. مهم‌ترین نکته این است که انسان در برابر مشکلات ناامید نشود. ناامیدی هیچ کمکی به حل مسئله نمی‌کند و بهتر است همیشه با امید، تفکر و تلاش به دنبال پیدا کردن راه‌حل مناسب برای مشکلات باشیم.

وب دا، آیا خانواده در پیشرفت تحصیلی و شغلی شما مؤثر بوده اند؟

خانواده نقش بسیار مهمی در پیشرفت تحصیلی و شغلی من داشته‌اند. در واقع بخش زیادی از امور خانه و مسئولیت‌های خانوادگی را همسرم بر عهده داشته و همین موضوع کمک کرده است که من بتوانم با تمرکز بیشتری به فعالیت‌های علمی و حرفه‌ای خود بپردازم. در خانه بیشتر کارها را همسرم انجام می‌دهد و همیشه در این مسیر همراه و حامی من بوده است.

ما دو دختر داریم. یکی از دخترانم در حال حاضر دستیار تخصصی قلب است و سال دوم تخصص قلب را در بیرجند می‌گذراند. دختر دیگرم پزشک عمومی است و در حال حاضر برای شرکت در آزمون تخصص در حال مطالعه و تلاش است. البته با توجه به شرایط جنگ، برنامه‌هایش کمی تحت تأثیر قرار گرفته، اما همچنان با جدیت برای ادامه مسیر تخصص تلاش می‌کند.

همسر من نیز شاغل هستند و دبیر زبان بوده‌اند. ما در سال ۱۳۷۲ ازدواج کردیم و از آن زمان تا امروز ایشان همیشه در کنار من بوده و نقش بسیار مهمی در مدیریت امور خانه و حمایت از خانواده داشته‌اند.

در مورد خانواده پدری هم باید بگویم که پدر و مادر من مسلماً تأثیر بسیار زیادی در مسیر زندگی و تحصیل ما داشته‌اند. همان‌طور که عرض کردم، در خانواده ما تحصیل اهمیت بسیار زیادی داشت. فضای خانواده به گونه‌ای بود که همه به درس خواندن و ادامه تحصیل تشویق می‌شدند و این موضوع قطعاً نتیجه تربیت و نگاه پدر و مادر ما بوده است. حمایت پدر و مادر نقش بسیار مهمی در موفقیت فرزندان دارد و بدون این حمایت‌ها رسیدن به این مسیرها بسیار دشوار می‌شود.

پدر من که اکنون مرحوم شده‌اند، در کار کوره فعالیت داشتند. در خانواده ما چند خواهر و برادر هستیم. یکی از برادرانم متخصص ارتوپدی هستند و در شهر شفیلد انگلستان زندگی می‌کنند. برادر دیگرم متخصص اطفال هستند؛ ایشان قبلاً در تهران فعالیت می‌کردند اما بعدها به کانادا مهاجرت کردند و اکنون در آنجا زندگی می‌کنند. یک برادر دیگر هم دارم که جانباز جنگ هستند و در گذشته تکنسین اتومکانیک بودند و اکنون به عنوان جانباز شناخته می‌شوند.

همچنین یک خواهر دارم که در بیرجند زندگی می‌کند. در مجموع همه خواهر و برادرهای من از من بزرگ‌تر هستند. البته ما یکی دو خواهر و برادر دیگر هم داشتیم که متأسفانه فوت کرده‌اند.

در مجموع فضای خانواده ما فضایی بود که در آن به تحصیل و پیشرفت علمی اهمیت زیادی داده می‌شد و همین موضوع نقش مهمی در مسیر زندگی و موفقیت‌های تحصیلی ما داشته است.

وب دا، اوقات فراغت را معمولاً به چه فعالیت هایی می پردازید؟

در مورد اوقات فراغت باید بگویم که معمولاً فرصت خیلی زیادی برای آن وجود ندارد، اما هر زمان که فرصتی پیش بیاید سعی می‌کنم از آن استفاده کنم. یکی از کارهایی که در اوقات فراغت انجام می‌دهم دیدن فیلم است. علاوه بر آن ما یک باغ هم داریم که گاهی به آنجا سر می‌زنیم و زمانی را در آنجا می‌گذرانیم.

گاهی هم اگر شرایط فراهم باشد به سفر می‌رویم. البته سفر رفتن برای ما پزشکان کمی دشوارتر است، چون معمولاً به دلیل داشتن مطب برنامه‌ها محدودتر می‌شود. به همین دلیل معمولاً باید منتظر تعطیلات چندروزه بمانیم تا بتوانیم سفر برویم. هر زمان که چنین تعطیلاتی پیش بیاید معمولاً از آن استفاده می‌کنیم و به مسافرت می‌رویم. گاهی هم سفر خارجی پیش می‌آید، اما در بیشتر مواقع سفرها در همان زمان تعطیلات چندروزه انجام می‌شود.

در اوقات فراغت کوتاه‌تری که فقط یکی دو روز است، معمولاً در خانه می‌مانم. اگر هم برنامه‌ای مانند رفتن به باغ نباشد، بیشتر وقت را در خانه می‌گذرانم و فیلم تماشا می‌کنم.

یکی دیگر از علاقه‌مندی‌های من فوتبال است. البته خودم ورزش نمی‌کنم، اما فوتبال را خیلی دوست دارم و معمولاً مسابقات فوتبال را تماشا می‌کنم.

در مجموع اگر فرصتی باشد بیشتر وقتم به دیدن فیلم، گاهی رفتن به باغ و در صورت فراهم شدن شرایط، سفر رفتن می‌گذرد. البته در کنار همه این‌ها، مسئولیت‌های زندگی و کار همیشه وجود دارد و همان‌طور که گفتم بخش زیادی از امور خانه را همسرم مدیریت می‌کنند.

من تقریباً همه روزه به جز پنجشنبه‌ها از ساعت ۵ بعدازظهر تا حدود ۸:۳۰ شب در مطب حضور دارم. مطب من در میدان بیمارستان امام رضا، ساختمان پزشکان رازی قرار دارد.

 

76

دکتر عبدالله بهرامی در فروردین‌ماه سال ۱۳۲۷ در ایران متولد شد. پدر دکتر بهرامی کارمند اداره ثبت اسناد بود و اصالتاً اهل بهشهر در استان مازندران به شمار می‌رفت. به دلیل شرایط شغلی، محل خدمت او چندین بار تغییر کرد و همین موضوع باعث شد خانواده در شهرهای مختلفی زندگی کنند. ابتدا از بهشهر به کاشان منتقل شد، سپس از کاشان به نطنز و بعد از آن به قم رفتند. دکتر بهرامی دوران کودکی خود را در این جابه‌جایی‌ها گذراند و از کلاس چهارم دبستان در شهر قم به تحصیل ادامه داد.

او از همان سال‌های ابتدایی زندگی ارتباط معنوی عمیقی با فضای مذهبی شهر قم پیدا کرد. در حدود ده یا یازده سالگی، زمانی که به دلیل برخی مسائل ناراحت شده بود، به حرم حضرت فاطمه معصومه (سلام‌الله‌علیها) رفت و در آنجا به نماز و عبادت پرداخت؛ تجربه‌ای که به گفته خودش تأثیر عمیقی بر روحیه و مسیر زندگی او گذاشت.

به گزارش وبدا، دکتر بهرامی تحصیلات ابتدایی خود را در مدرسه  حکیم نظامی  قم آغاز کرد. اما در سال ۱۳۳۷ پدرش تصمیم گرفت او را به مدرسه‌ای دیگر منتقل کند. به همین دلیل او را از آن مدرسه خارج کرده و در یک مدرسه  ملی  به نام  اُحد  ثبت‌نام کرد؛ مدارسی که در آن زمان معادل مدارس غیرانتفاعی امروز بودند.

از همان زمان استعداد تحصیلی او به‌خوبی نمایان شد. دکتر بهرامی تقریباً همیشه شاگرد اول کلاس بود و به گفته خودش جایگاه‌های دوم یا سوم برایش چندان معنا نداشت. او با تلاش و جدیت فراوان در درس‌ها پیش می‌رفت و همواره در میان دانش‌آموزان ممتاز قرار داشت.

 او در سال ۱۳۴۶ در آزمون‌های ورودی دانشگاه‌ها شرکت کرد؛ دوره‌ای که نظام پذیرش دانشجو با امروز تفاوت زیادی داشت. در آن زمان آزمون سراسری واحدی وجود نداشت و هر دانشگاه به‌صورت جداگانه آزمون برگزار می‌کرد. در کل کشور نیز تنها حدود هفت دانشگاه فعال بود؛ از جمله دانشگاه‌های تهران، مشهد، شیراز، اصفهان، تبریز، اهواز و دانشگاه ملی ایران. همچنین دانشگاه صنعتی امیرکبیر که پیش از انقلاب با نام  پلی‌تکنیک  شناخته می‌شد، از مراکز مهم آموزش مهندسی به شمار می‌رفت.

دکتر بهرامی که دیپلم رشته طبیعی داشت، علاقه زیادی به رشته‌های مهندسی نشان می‌داد. او از دوران کودکی روحیه کنجکاوی و کارهای فنی داشت؛ به‌گونه‌ای که خود درباره آن دوران می‌گوید از همان بچگی به کارهای فنی و دستکاری وسایل علاقه‌مند بود. حتی گاهی به سراغ تجهیزات برقی می‌رفت و با وجود ضعف و خطرناک بودن سیستم برق در آن زمان، تجربه‌های عملی کسب می‌کرد.

نتیجه تلاش‌های او در آزمون‌های دانشگاهی نیز قابل توجه بود. وی هم‌زمان در رشته پزشکی در دانشگاه مشهد و در رشته مهندسی در تهران پذیرفته شد؛ اتفاقی که نشان‌دهنده توان علمی و پشتکار او در دوران تحصیل بود.

بخشی از خاطرات دکتر عبدالله بهرامی؛ از قم تا آغاز تحصیل در مشهد

یکی از خاطرات مهم زندگی او به فروردین‌ماه سال ۱۳۳۸ بازمی‌گردد؛ واقعه‌ای که خودش آن را از الطاف حضرت فاطمه معصومه (سلام‌الله‌علیها) می‌داند. در آن زمان پدرش برای گرفتن حکم انتقالی خود اقدام کرده بود و قصد داشت خانواده را به شمال کشور و شهر گرگان منتقل کند. پدر هنگام خروج از خانه به مادرش گفته بود وسایل را آماده کند تا به‌زودی به مازندران بروند.

شب پیش از آن اتفاق، فردی در کوچه آن‌ها حضور داشت که به اصطلاح برای مردم  سرِ کتاب  باز می‌کرد. مادر دکتر بهرامی از او خواست که عبدالله را صدا بزند تا به خانه بیاید و ماجرا از همین نقطه وارد مرحله تازه‌ای از خاطرات زندگی او شد.

روحانی‌ با عمامه سبز به خانه آن‌ها آمد. خانواده او را به داخل خانه دعوت کردند و پس از پذیرایی با یک فنجان چای، آن روحانی بدون مقدمه سخن خود را با عبارت  بسم‌الله الرحمن الرحیم  آغاز کرد. او خطاب به مادر خانواده گفت:  شما به‌زودی به شهر مشهد منتقل خواهید شد.

به گفته دکتر بهرامی، مادرش که از تصمیم پدر برای انتقال به گرگان اطلاع داشت، در پاسخ گفت:  احتمالاً اشتباه می‌کنید، قرار است ما به گرگان برویم.  اما آن روحانی با اطمینان پاسخ داد:  خیر، مقصد شما مشهد است. یکی از بستگان شما روز دوشنبه به اینجا می‌آید و به دنبال شما خواهد آمد تا شما را به مشهد ببرد.

پس از بیان این سخنان، آن روحانی خانه را ترک کرد. دکتر بهرامی می‌گوید بعد از رفتن او، همراه برادرش به حرم حضرت فاطمه معصومه (سلام‌الله علیها) رفتند. در آن زمان پدرشان معمولاً آن‌ها را برای اقامه نماز به مسجد اعظم قم می‌برد؛ مسجدی که در کنار حرم قرار داشت و از مراکز مهم مذهبی شهر به شمار می‌رفت. فضای معنوی حرم و مسجد اعظم برای آن‌ها خاطراتی ماندگار به جا گذاشت.

مدتی بعد، همان‌گونه که آن روحانی گفته بود، خانواده بهرامی به شهر مشهد منتقل شدند و زندگی تازه‌ای را در این شهر آغاز کردند. دکتر بهرامی در آن زمان دانش‌آموز دبستان بود و ادامه تحصیل خود را در مشهد دنبال کرد.

او از نخستین ماه‌های حضور در مشهد چنین یاد می‌کند، که حدود دو ماه پایانی سال تحصیلی را در این شهر گذراند؛ ماه‌هایی که تقریباً شامل فروردین، اردیبهشت و خرداد بود. محل تحصیل او دبستان  رهنما  در کوچه  حسین‌باشی  مشهد بود.

به گفته دکتر بهرامی، فضای اطراف بازار مشهد در آن سال‌ها پر از رفت‌وآمد کسبه و بازرگانان، به‌ویژه آذربایجانی‌ها بود که نقش پررنگی در فعالیت‌های بازار داشتند. این فضا برای یک دانش‌آموز تازه‌وارد تجربه‌ای متفاوت و جالب به شمار می‌آمد.

او همچنین خاطره‌ای از دوران تحصیل در کلاس‌های پنجم و ششم دبستان نقل می‌کند. به دلیل نظم، جدیت و اعتماد مسئولان مدرسه، بسیاری از وظایف مربوط به ناظم مدرسه به او سپرده شده بود. دکتر بهرامی می‌گوید صبح‌ها پیش از آغاز کلاس‌ها دانش‌آموزان را در حیاط مدرسه به صف می‌کرد، برنامه صبحگاهی شامل خواندن سرود و تلاوت قرآن را اجرا می‌کرد و سپس نظم صف‌ها را بررسی می‌کرد.

 

77

پس از آن، وضعیت ظاهری دانش‌آموزان را نیز کنترل می‌کرد؛ از تمیزی دست‌ها گرفته تا بررسی جیب‌ها تا مبادا وسایلی مانند  توشله  (تیله) که در میان کودکان آن زمان رایج بود همراه داشته باشند. سپس دانش‌آموزان را به کلاس‌های درس هدایت می‌کرد.

وی افزود: مدیر مدرسه در آن سال‌ها فردی به نام آقای صالحی بود که دکتر بهرامی از او با احترام یاد می‌کند و می‌گوید:  خدا رحمتش کند.  به گفته او، در طول دوران تحصیل در آن مدرسه همواره در میان دانش‌آموزان ممتاز قرار داشت و اغلب به‌عنوان شاگرد اول شناخته می‌شد.

این سال‌ها از نگاه دکتر بهرامی از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین دوره‌های زندگی او به شمار می‌آید؛ دورانی که در آن علاوه بر پیشرفت تحصیلی، حس مسئولیت‌پذیری و نظم نیز در وجود او شکل گرفت.

دکتر بهرامی، در بیان خاطرات خود از سال‌های تحصیل و خدمت، از روحیه نوآوری و فعالیت‌های متفاوت خود در دوران جوانی یاد می‌کند. او می‌گوید از همان دوران دانشجویی پزشکی، علاوه بر تحصیل، همواره به دنبال راه‌اندازی و بهبود امور مختلف بوده و روحیه‌ای خلاق و مبتکر داشته است.

به گفته او، این روحیه از دوران کودکی در وجودش شکل گرفته بود. در دوران مدرسه نیز به دلیل توانایی در انجام امور مختلف، به‌عنوان ناظم مدرسه انتخاب شده بود. وی همچنین به خاطره‌ای از دوران تحصیل اشاره می‌کند و می‌گوید در سال‌های سوم و چهارم دبیرستان، دانش‌آموزان برای دوره‌های آموزشی نظامی به اردو اعزام می‌شدند و پس از آموزش‌های مقدماتی، برای یک ماه به اردوگاه وکیل‌آباد منتقل می‌شدند.

نبوغ یک پزشک در لباس سربازی؛ ابتکاری که نگاه فرماندهان را جلب کرد

دکتر بهرامی، در ادامه با اشاره به یکی از خاطرات آن دوران می‌گوید که در محل اردو با ابتکار خود فضایی را ساماندهی کرده و باغچه‌ای ایجاد کرده بود و با تهیه شن‌های رنگی آن را تزئین کرده بود. این اقدام به‌گونه‌ای مورد توجه قرار گرفت که هنگام بازدید فرمانده لشکر از اردوگاه، نخستین محل بازدید همین بخش بود. به گفته او، فرمانده از این ابتکار بسیار خوشش آمد و همین موضوع باعث شد از سوی مسئولان اردو مورد تشویق قرار گیرد.

این پزشک پیشکسوت، همچنین به خاطراتی از دوران خدمت سربازی اشاره می‌کند و می‌گوید در آن زمان ارتباط نزدیکی با سربازان داشته و همواره تلاش می‌کرد با احترام و حمایت از آنان رفتار کند. او تأکید می‌کند که علاقه زیادی به سربازان داشته و سعی می‌کرد از آن‌ها حمایت کند.

متخصص داخلی دانشگاه، همچنین در بخش دیگری از خاطرات خود به دوره آموزش نظامی در تهران در اوایل دهه ۵۰ اشاره می‌کند. به گفته او، پس از گذراندن حدود دو ماه آموزش در پادگانی در نزدیکی بیمارستان امام خمینی فعلی، به آن‌ها اعلام شد که باید در روز مشخصی برای ادامه خدمت خود را معرفی کنند. او که در آن زمان به‌تازگی ازدواج کرده بود، با مراجعه به پادگان متوجه شد برخی از هم‌دوره‌ای‌هایش به مناطق مختلف اعزام شده‌اند و سرنوشت خدمتی آن‌ها تغییر کرده است.

وی، از دوران خدمت سربازی و فعالیت‌های پزشکی، به نحوه تعیین محل خدمت پزشکان وظیفه اشاره می‌کند. به گفته دکتر بهرامی، در آن زمان ۱۱ نفر از افسران وظیفه حضور داشتند که به دستور سرهنگ ستاد سلیمانی برای تعیین محل خدمتشان فراخوانده شدند. پس از قرار گرفتن افراد در صف، اسامی نوشته شد و از طریق قرعه‌کشی محل خدمت آن‌ها مشخص شد.

بر اساس نتیجه این قرعه‌کشی، او برای ادامه خدمت به مشهد اعزام شد، در حالی که دو نفر دیگر به محل‌های دیگری منتقل شدند. وی حدود شش تا هفت ماه در پادگان خدمت کرد و در همین دوره با بیمارستان لشکر نیز در ارتباط بود. به گفته او، در یکی از مقاطع، دکتر افضلی نیز در بیمارستان لشکر فعالیت داشت و بخشی از امور درمانی نیروها در آنجا انجام می‌شد.

او در ادامه می‌گوید که در آن زمان بیشتر همکارانش در پادگان مستقر بودند، اما خود او در بیمارستان فعالیت می‌کرد. محل خدمت او نیز به منزل پدر همسرش نزدیک بود و همین موضوع شرایط کار و زندگی را برایش آسان‌تر کرده بود.

روایت دکتر عبدالله بهرامی از دوران دبیرستان تا ماجرای سرنوشت‌ساز قبولی در دانشکده پزشکی مشهد

دکتر عبدالله بهرامی در ادامه خاطرات خود به سال‌های تحصیل در مقطع دبیرستان و رویدادهایی اشاره می‌کند که مسیر آینده تحصیلی و حرفه‌ای او را شکل داد.

پس از پایان دوره دبستان، او در دبستان و سپس دبیرستان  علوی  ادامه تحصیل داد. این مدرسه در آن سال‌ها از مدارس شناخته‌شده بود و ساختمانی بلند و قابل توجه داشت. به گفته دکتر بهرامی، در یکی از سال‌ها هم‌زمان با نهم آبان، که در آن زمان به عنوان سالروز تولد ولیعهد شناخته می‌شد، امکان ثبت‌نام رایگان برای برخی دانش‌آموزان فراهم شد و او نیز توانست در همان مدرسه به‌صورت رایگان ثبت‌نام کند.

 

78

در همان سال‌ها، پدر او که کارمند اداره ثبت اسناد بود، به شهر تربت حیدریه منتقل شد. به همین دلیل بخشی از دوران تحصیل دکتر بهرامی در آن منطقه سپری شد. او دوران دبیرستان را با تلاش و پشتکار ادامه داد و در نهایت موفق شد دیپلم خود را دریافت کند.

پس از اخذ دیپلم، دکتر بهرامی در آزمون‌های ورودی دانشگاه‌ها شرکت کرد؛ آزمون‌هایی که در آن زمان به‌صورت جداگانه توسط دانشگاه‌های مختلف برگزار می‌شد. نتیجه این آزمون‌ها برای او بسیار موفقیت‌آمیز بود. او توانست در رشته پزشکی دانشگاه مشهد پذیرفته شود و هم‌زمان در رشته مهندسی در دانشگاه تهران نیز قبولی به دست آورد.

با این حال، انتخاب میان این دو مسیر برای او ساده نبود. او برگه قبولی مهندسی در تهران را به مادرش نشان داد، اما مادرش با قاطعیت گفت:  تو باید دکتر شوی.  در نهایت نیز با نظر خانواده، مسیر تحصیل در رشته پزشکی انتخاب شد.

وی افزود: در آن زمان شیوه پذیرش دانشجو با امروز تفاوت داشت. اگر فردی در چند دانشگاه پذیرفته می‌شد، می‌توانست هر کدام را که بیشتر دوست داشت انتخاب کند و در همان دانشگاه ثبت‌نام کند. در نتیجه، اگر فردی از ثبت‌نام در یک دانشگاه منصرف می‌شد، جای او به داوطلب دیگری داده می‌شد.

دکتر بهرامی به دلیل برخی شرایط نتوانست در زمان مقرر، برای ثبت‌نام در دانشگاه مشهد اقدام کند. او به یاد دارد که تاریخ‌ها به‌خوبی در ذهنش مانده است. روز چهارشنبه ۲۲ تیرماه سال ۱۳۴۶ بود و آخرین مهلت ثبت‌نام نیز در روز پنجشنبه ۲۳ تیرماه همان سال قرار داشت. زمانی که برای ثبت‌نام مراجعه کرد، مسئولان دانشگاه به او اطلاع دادند، که متأسفانه جای او به داوطلب دیگری داده شده است.

این خبر برای او ناامیدکننده بود. با این حال، چند روز بعد، در روز شنبه، او با در دست داشتن کیف خود به مقابل دانشکده پزشکی مشهد رفت؛ ساختمانی که روبه‌روی بنایی به نام  قریشی  قرار داشت و بعدها به یک اداره تبدیل شد. او همراه با پسر دایی‌اش که در آن زمان دانشجوی سال پنجم پزشکی بود، به آنجا رفته بود تا خداحافظی کند و به نوعی با رؤیای پزشکی وداع کند.

اما در همان لحظات، اتفاقی رخ داد که به گفته دکتر بهرامی مسیر زندگی او را تغییر داد. او این رخداد را از الطاف حضرت فاطمه معصومه (سلام‌الله علیها) و حضرت امام رضا (علیه‌السلام) می‌داند. در همان زمان، روحانی‌ای از آنجا عبور می‌کرد که توجهش به دکتر بهرامی جلب شد.

این روحانی، پدر دکتر بهرامی را می‌شناخت. پدر او به دلیل شغلش در اداره ثبت اسناد، دفتر ثبت داشت و بسیاری از مردم برای انجام امور مربوط به اسناد، خرید و فروش زمین و املاک به آنجا مراجعه می‌کردند. دکتر بهرامی نیز در تابستان‌ها برای کمک به پدرش به آن دفتر می‌رفت. او پرونده‌ها را آماده می‌کرد، اطلاعات مربوط به اسناد را می‌نوشت و کارهای اولیه اداری را انجام می‌داد تا در نهایت پدرش آن‌ها را امضا کند. در ازای این کمک‌ها، گاهی مبلغی اندک، مثلاً یک سکه پنج‌قرانی، به او داده می‌شد.

همان روحانی که از آنجا عبور می‌کرد، با دیدن او متعجب شد و پرسید:  آقای بهرامی، شما اینجا چه می‌کنید؟  همین پرسش آغازگر ماجرایی شد، که بعدها سرنوشت تحصیل دکتر عبدالله بهرامی در دانشکده پزشکی مشهد را رقم زد.

روایت دکتر عبدالله بهرامی از پذیرش در دانشکده پزشکی و سال‌های خدمت در ارتش

دکتر عبدالله بهرامی در ادامه خاطرات خود، به دوره‌ای که تجربه‌های مهمی در مسیر حرفه‌ای خود اشاره کرد و افزود: پس از آنکه به دلیل تأخیر در ثبت‌نام، به دکتر بهرامی اعلام شد که جای او در دانشکده پزشکی مشهد به فرد دیگری واگذار شده است، او برای خداحافظی با آرزوی خود به مقابل دانشکده پزشکی رفت. در آنجا همراه با پسر دایی‌اش که در آن زمان دانشجوی سال پنجم پزشکی بود حضور داشت. در همین زمان، روحانی‌ای که او و خانواده‌اش را می‌شناخت از آنجا عبور کرد و با دیدن او علت حضورش را جویا شد.

این روحانی که از بستگان یکی از اساتید و از چهره‌های شناخته‌شده دانشگاه بود، پس از شنیدن ماجرا تصمیم گرفت موضوع را پیگیری کند. او دکتر بهرامی را با خود به داخل دانشکده برد. پس از چند دقیقه، یکی از کارکنان با عجله نزد او آمد و گفت:  آقای دکتر قوام‌نصیری با شما کار دارد.

وی اضافه کرد: دکتر قوام ‌نصیری از مسئولان وقت دانشکده پزشکی بود. پس از بررسی وضعیت ثبت‌نام و قبولی‌ها، مشخص شد که امکان پذیرش دکتر بهرامی وجود دارد و در نهایت او توانست به عنوان دانشجوی دانشکده پزشکی مشهد ثبت‌نام کند. به گفته دکتر بهرامی، این اتفاق را لطف و عنایت حضرت امام رضا (علیه‌السلام) و حضرت فاطمه معصومه (سلام‌الله علیها) می‌داند؛ اتفاقی که مسیر زندگی علمی و حرفه‌ای او را به‌طور کامل تغییر داد.

پس از پایان تحصیلات پزشکی، دکتر بهرامی دوران خدمت سربازی خود را در شهر مشهد سپری کرد. او به عنوان پزشک در بیمارستان لشکر مشغول به کار شد. در آن دوران، پزشکان جوان وظایف گسترده‌ای بر عهده داشتند و علاوه بر معاینه بیماران، در بخش‌های مختلف پزشکی نیز فعالیت می‌کردند.

دکتر بهرامی در بیمارستان نظامی با پزشکان برجسته‌ای همکاری داشت. از جمله پزشک ارتش، دکتر فتوحی و همچنین دکتر حداد که متخصص چشم‌پزشکی بود. در بخش‌های مختلف، از جمله چشم و گوش و حلق و بینی، فعالیت‌های درمانی و جراحی انجام می‌شد و پزشکان عمومی نیز در بسیاری از امور پزشکی مشارکت داشتند.

او می‌گوید در برخی مواقع، پزشکان ارشد به دلیل اعتماد به توانایی و دقت او، انجام برخی از اقدامات درمانی و حتی حضور در اتاق عمل را به او می‌سپردند. گاهی نیز از او پرسیده می‌شد که آیا پیش از این چنین عملی انجام داده است و او پاسخ می‌داد که انجام آن کار چندان دشوار نیست. سپس با راهنمایی پزشکان ارشد وارد اتاق عمل می‌شد و در روند درمان بیماران مشارکت می‌کرد.

به گفته دکتر بهرامی، دوران خدمت در بیمارستان لشکر تجربه‌ای بسیار ارزشمند برای او بود. در آن زمان پزشکان نظامی با حجم زیادی از بیماران، از سربازان گرفته تا افسران ارتش، روبه‌رو بودند و لازم بود در شرایط مختلف و گاه دشوار خدمات درمانی ارائه دهند.

او همچنین به یاد می‌آورد، که به دلیل تسلط علمی در مباحث پزشکی، به‌ویژه در حوزه بیماری‌های داخلی، گاهی مسئولیت‌های بیشتری در بخش‌ها به او سپرده می‌شد. این تجربه‌ها نقش مهمی در افزایش مهارت‌های عملی و بالینی او داشت و زمینه‌ساز ادامه مسیر حرفه‌ای او در پزشکی شد.

دکتر عبدالله بهرامی این دوره از زندگی خود را یکی از مهم‌ترین مراحل شکل‌گیری تجربه‌های پزشکی‌اش می‌داند؛ دوره‌ای که در آن، در کنار خدمت به سربازان و نیروهای ارتش، توانست دانش و مهارت عملی خود را نیز به شکل قابل توجهی گسترش دهد.

جایگاه پزشکی داخلی در تاریخ پزشکی

این پزشک پیشکسوت دانشگاه، در بخش دیگری از سخنان خود به اهمیت رشته پزشکی داخلی در تاریخ علم پزشکی اشاره می‌کند. به گفته او، در بسیاری از مکاتب قدیمی پزشکی، از جمله در طب سنتی و حتی در متون کهن، بر این اصل تأکید شده بود که پزشک ابتدا باید بیمار را معاینه و درمان‌های غیرجراحی را بررسی کند و تنها در صورت ضرورت، بیمار برای جراحی معرفی شود.

او می‌افزاید که در دوران دانشمندانی مانند ابن‌سینا نیز جراحی وجود داشت، اما در مقایسه با امروز محدودتر بود و پزشکان بیشتر بر درمان‌های بالینی و دارویی تمرکز داشتند. به همین دلیل، رشته داخلی همواره از پایه‌های اصلی علم پزشکی به شمار می‌آمد.

 

79

از سال‌های فعالیت پزشکی در مشهد و شکل‌گیری بخش‌های تخصصی پزشکی

دکتر عبدالله بهرامی به سال‌های فعالیت پزشکی در شهر مشهد و تجربه‌های حرفه‌ای‌اش در بیمارستان‌های این شهر اشاره می‌کند. او می‌گوید پس از ثبت‌نام و آغاز فعالیت حرفه‌ای، در سال‌های ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۵ دوران خدمت سربازی خود را نیز به‌عنوان پزشک در مشهد سپری کرد.

در آن زمان محل خدمت او در مجموعه‌ای بود که امروز در محل ساختمان شهید رئیسی قرار دارد. در همان مجموعه، بخشی نیز به کودکان اختصاص داشت که به عنوان بخش اطفال فعالیت می‌کرد. دکتر بهرامی با یادآوری امکانات پزشکی آن دوره می‌گوید که در آن زمان دستگاه آندوسکوپی در اختیار بیمارستان بود، اما کمتر پزشکی مهارت استفاده از آن را داشت.

به گفته او، علاقه به پیشرفت‌های پزشکی باعث شد که شخصاً پیگیر تجهیز و راه‌اندازی این روش تشخیصی شود. به همین منظور، دستگاهی از شرکت  اشترز آلمان سفارش داده شد. پس از ورود دستگاه، دکتر بهرامی خود اقدام به راه‌اندازی و استفاده از آن کرد و با همکاری یکی از پزشکان ارشد بیمارستان، نخستین اقدامات آندوسکوپی در آن مرکز انجام شد. به گفته او، از همان زمان فعالیت‌های آندوسکوپی در آن مرکز درمانی به‌طور جدی آغاز شد.

در آن سال‌ها، دانشکده پزشکی مشهد و بیمارستان‌های وابسته به آن دارای استادان برجسته‌ای بودند که هر کدام در حوزه تخصصی خود نقش مهمی در آموزش و درمان داشتند. از جمله استادان آن دوره می‌توان به دکتر اعتماد رضایی در حوزه بیماری‌های گوارشی، دکتر واحدی در رشته ریه، دکتر خزایی در رشته غدد و دکتر فرهودی در حوزه گوارش اشاره کرد. همچنین دکتر آریان که از پزشکان شناخته‌شده در حوزه گوارش بود، در میان استادان آن زمان حضور داشت.

با این حال، برخی از رشته‌های تخصصی پزشکی در آن سال‌ها هنوز در مشهد شکل نگرفته بود. به گفته دکتر بهرامی، در آن زمان متخصصان روماتولوژی و هماتولوژی در مشهد وجود نداشتند و این رشته‌ها بعدها به‌تدریج در دانشگاه علوم پزشکی مشهد ایجاد شد. در سال‌های بعد، پزشکانی همچون دکتر یزدان نیز در حوزه گوارش فعالیت کردند.

دکتر بهرامی همچنین به بخشی از فعالیت‌های مدیریتی خود اشاره می‌کند. او می‌گوید در سال ۱۳۶۱ به عنوان مشاور وزیر فرهنگ و آموزش عالی منصوب شد. در آن زمان وزارتخانه با حضور مسئولانی همچون دکتر فریدون احمدی و دکتر محمدرضا هاتف اداره می‌شد و برنامه‌هایی برای توسعه رشته‌های تخصصی پزشکی در کشور در حال اجرا بود.

در همان دوره، برخی از رشته‌های تخصصی جدید نیز در بیمارستان‌های مشهد راه‌اندازی شد. برای نمونه در بیمارستان قائم(عج)، دکتر منوچهر محمدزاده لاری در حوزه خون‌شناسی فعالیت می‌کرد. همچنین پزشکانی همچون دکتر معتمدی در رشته غدد، دکتر خدیوی در رشته قلب و دکتر حسن‌زاده در حوزه‌های تخصصی پزشکی در این شهر مشغول به کار بودند.

این پزشک پیشکسوت گروه داخلی دانشگاه، به فضای بیمارستان امام رضا (ع) در سال‌های پیش از انقلاب اشاره کرد و افزود: در آن زمان بخش‌هایی از بیمارستان تنها یک طبقه بود و امکانات نسبت به امروز بسیار محدودتر به نظر می‌رسید. برای مثال، محلی که امروز به عنوان بخش گوارش شناخته می‌شود، در آن زمان فضای ساده‌تری داشت و ساختار بیمارستان در حال توسعه بود.

او همچنین از رویدادهایی یاد می‌کند که در آن سال‌ها به‌طور رسمی برگزار می‌شد. به گفته دکتر بهرامی، در دوران پیش از انقلاب، محمدرضا شاه سالی یک بار به مشهد سفر می‌کرد و در برخی از این سفرها از بیمارستان امام رضا (ع) نیز بازدید می‌شد. در چنین مواقعی، پزشکان و مسئولان بیمارستان در محوطه حضور پیدا می‌کردند و درخواست‌ها و نیازهای بیمارستان را مطرح می‌کردند.

در یکی از این بازدیدها، به گفته دکتر بهرامی، مسئولان بیمارستان درخواست‌هایی برای توسعه بخش‌های درمانی ارائه کردند. از جمله این درخواست‌ها می‌توان به توسعه بخش زنان و ساخت ساختمان کتابخانه اشاره کرد که پس از طرح در آن جلسه، دستور اجرای آن صادر شد.

دکتر عبدالله بهرامی، این سال‌ها را دوره‌ای مهم در توسعه پزشکی در مشهد می‌داند؛ دورانی که بسیاری از رشته‌های تخصصی در حال شکل‌گیری بود و پزشکان با تلاش و ابتکار، امکانات درمانی جدیدی را وارد نظام درمانی کشور می‌کردند.

 

80

شکل گیری دانشگاه علوم پزشکی مشهد

پزشک پیشکسوت دانشگاه، درباره تشکیل دانشگاه علوم پزشکی مشهد گفت: با تصویب مجلس در مهرماه سال ۱۳۶۴، ساختار دانشگاه‌های علوم پزشکی به‌صورت مستقل شکل گرفت و از آن زمان روند توسعه آموزش پزشکی در کشور وارد مرحله جدیدی شد.

به گفته وی، در مهرماه سال ۱۳۶۴، مجلس شورای اسلامی تصویب کرد که وزارتخانه‌ای با عنوان  وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی  تشکیل شود. این وزارتخانه از ادغام ساختار بهداری کشور با مجموعه آموزش پزشکی که پیش‌تر زیر نظر وزارت فرهنگ و آموزش عالی (که بعدها وزارت علوم، تحقیقات و فناوری نام گرفت) فعالیت می‌کرد، شکل گرفت.

دکتر بهرامی، در آن زمان در تهران به‌عنوان معاون آموزشی وزیر فعالیت داشت. او همچنین ریاست یونسکو در حوزه مربوطه، عضویت در شورای عالی انقلاب فرهنگی در گروه پزشکی، مسئولیت بازگشایی دانشگاه‌های علوم پزشکی و عضویت در شورای گسترش دانشگاه‌ها را بر عهده داشت. با تشکیل وزارت بهداشت، بخش آموزش پزشکی از وزارت علوم جدا و به این وزارتخانه منتقل شد.

به گفته این پیشکسوت دانشگاه، در آن مقطع در حال خداحافظی از مسئولیت خود بود که از او درخواست شد مسئولیت معاونت آموزشی و پژوهشی وزارت بهداشت را بر عهده بگیرد. اما او با اشاره به شرایط خانوادگی و درگذشت مادر همسرش اعلام کرد که قصد دارد به مشهد بازگردد. در همین راستا از او خواسته شد مسئولیت دانشگاه را بپذیرد.

مسئولیت در وزارت علوم و راه‌اندازی دانشکده‌های پزشکی

دکتر بهرامی به فعالیت‌های خود در حوزه مدیریت آموزش عالی اشاره کرد و گفت: در سال‌های ۱۳۶۱ و ۱۳۶۲ در تهران و در وزارت فرهنگ و آموزش عالی فعالیت داشت و در مقطعی، تنها پزشک شاغل در این وزارتخانه بود. در همان دوره، مسئولیت راه‌اندازی دانشکده‌های پزشکی جدید به او واگذار شد.

به گفته وی، نخستین دانشکده‌ای که در آن دوره راه‌اندازی شد، دانشکده پزشکی یزد بود. پس از آن، دانشکده پزشکی زاهدان تأسیس شد. در آن زمان، ساختار دانشگاه‌های علوم پزشکی به شکل امروزی مستقل نبود و بسیاری از دانشکده‌های پزشکی زیر نظر دانشگاه‌های مادر فعالیت می‌کردند. برای نمونه، بیرجند زیرمجموعه یک دانشگاه دیگر بود و هنوز ساختار مستقل دانشگاه علوم پزشکی نداشت.

در ادامه این روند، دانشکده‌ها و مراکز آموزش پزشکی در شهرهای متعددی از جمله بابل، ساری، گرگان، ارومیه، همدان، کرمانشاه، بندرعباس، جهرم و فسا راه‌اندازی شد. دکتر بهرامی می‌گوید در مجموع حدود ۱۳ تا ۱۴ مرکز آموزشی پزشکی در آن دوره با برنامه‌ریزی و پیگیری‌های مستمر تأسیس شد.

در آبان‌ماه سال ۱۳۶۵، حکم وی به‌عنوان مدیرعامل بهداری و سرپرست دانشگاه صادر شد و پس از آن به‌عنوان رئیس دانشگاه منصوب شد. در آن زمان مجموعه بهداری و دانشگاه علوم پزشکی استان خراسان که یکی از بزرگ‌ترین مجموعه‌های دانشگاهی کشور به شمار می‌رفت   تحت مدیریت او قرار گرفت.

او تا سال ۱۳۶۹ در این سمت فعالیت کرد. به گفته وی، در آن سال دکتر فاضل از او خواست برخی از معاونین خود را تغییر دهد. با توجه به اختلاف‌نظرهایی که در خصوص نحوه اداره دانشگاه و میزان دخالت برخی افراد در امور دانشگاهی وجود داشت، در نهایت وی از سمت خود کنار گذاشته شد.

دکتر بهرامی، در ادامه می‌گوید که از سال ۱۳۶۹ تا ۱۳۷۲ و سپس از سال ۱۳۷۶ تا ۱۳۷۹ به‌عنوان معاون وزیر فعالیت کرد. پس از آن نیز از سال ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۴ بار دیگر به‌عنوان رئیس دانشگاه منصوب شد. به این ترتیب در مجموع حدود ۱۴ تا ۱۵ سال در سمت ریاست دانشگاه فعالیت داشت.

وی افزود: که در دوره وزارت دکتر لنکرانی در دولت محمود احمدی‌نژاد، دیگر به مسئولیت دانشگاهی بازنگشت و فعالیت خود را بیشتر در بخش آموزشی و علمی ادامه داد. او در پایان با اشاره به دوران تدریس خود می‌گوید که همواره تلاش کرده به‌عنوان استاد، نقش مؤثری در آموزش دانشجویان ایفا کند؛ به‌گونه‌ای که یکی از دانشجویانش بعدها به او گفته بود که او را بهترین استاد خود می‌داند.

وی، در ادامه بیان فعالیت‌های آموزشی و اجرایی خود، به شیوه تدریس و ارتباط نزدیک با دانشجویان اشاره می‌کند. به گفته او، در دوران تدریس گاهی کلاس‌های آموزشی را تا ساعات یک یا دو بعدازظهر ادامه می‌داد و با طرح پرسش‌ها و برگزاری امتحان، تلاش می‌کرد دانشجویان را به بحث و یادگیری بیشتر تشویق کند.

دکتر بهرامی، پس از سال‌ها فعالیت در حوزه‌های مختلف پزشکی، تصمیم گرفت تمرکز خود را بر حوزه‌ای بگذارد که به آن علاقه و آشنایی بیشتری داشت. به همین دلیل به تقویت و توسعه واحد مددکاری در بیمارستان پرداخت. به گفته او، در سال ۱۳۸۴ و در دوره‌ای که ریاست دانشگاه را بر عهده داشت، در ابتدا با آشنایی اندکی که از مفهوم مددکاری داشت، ۱۰ نیروی مددکار استخدام کرد.

پس از آشنایی بیشتر با اهمیت این حوزه، او توسعه واحد مددکاری را به ‌طور جدی دنبال کرد. در این راستا فضای کاری مددکاران گسترش یافت، تجهیزات لازم از جمله رایانه برای آن‌ها تهیه شد و امکانات اداری مانند صندلی و تجهیزات مناسب در اختیارشان قرار گرفت. وی حتی شخصاً در این بخش حضور پیدا می‌کرد و از نزدیک روند کار مددکاران را پیگیری می‌کرد.

 

81

۱۴ سال مدیریت در نظام سلامت؛ از تربیت نیروهای متخصص تا حمایت از بیماران

پزشک پیشکسوت دانشگاه، در ادامه فعالیت های حرفه ای با اشاره به دوران مدیریت خود می‌گوید: در مجموع حدود ۱۴ سال مسئولیت ریاست دانشگاه را بر عهده داشته و در این مدت با شبکه گسترده‌ای از مدیران و مسئولان حوزه سلامت همکاری کرده، علاوه بر این فعالیت‌های متعددی برای توسعه آموزش و خدمات پزشکی انجام داده است. به گفته او، در این دوره حدود ۳۰۰ مدیر در بخش‌های مختلف از جمله معاونان دانشگاه، رؤسای بیمارستان‌ها، رؤسای شبکه‌های بهداشت و مدیران شهرستان‌ها زیر نظر او فعالیت می‌کردند.

او تأکید می‌کند که در طول این سال‌ها تلاش کرده زمینه رشد و پیشرفت نیروهای توانمند را فراهم کند. به گفته وی، افرادی که توانایی و استعداد بیشتری داشتند برای ادامه تحصیل به خارج از کشور بورسیه می‌شدند یا برای ورود به دوره‌های تخصصی پزشکی هدایت می‌شدند تا ظرفیت‌های آن‌ها در نظام سلامت کشور حفظ و تقویت شود.

این پزشک باسابقه، به فعالیت‌های اجتماعی و خیریه خود پس از دوران مسئولیت‌های اجرایی اشاره می‌کند و می‌گوید با هدف حمایت از بیماران و کمک به مراکز درمانی، مؤسسه‌ای خیریه با نام  مؤسسه نیکوکاری میزبانان خورشید تأسیس کرده است. این مؤسسه از سال ۱۳۹۳ فعالیت خود را آغاز کرده و تا سال ۱۳۹۸ نیز ادامه یافته است. به گفته او، این مجموعه با اجاره یک دفتر فعالیت خود را آغاز کرد و در زمینه کمک به بیماران و حمایت از بیمارستان‌ها اقدامات مختلفی انجام داد.

نقش پزشکان ایرانی در توسعه خدمات تخصصی افغانستان؛ روایت دکتر بهرامی از تجربه هرات

وی درباره فعالیت‌های بین‌المللی خود گفت: در سال ۱۳۹۳ به‌عنوان نماینده‌ای به افغانستان سفر کرده و ابتدا به کابل رفته است تا شرایط حوزه سلامت در این کشور را از نزدیک بررسی کند. او تأکید می‌کند که در طول سال‌های فعالیت خود، خاطرات و تجربه‌های متعددی در حوزه مدیریت، آموزش و خدمت‌رسانی به بیماران داشته است.

این پزشک پیشکسوت دانشگاه، ضمن بیان فعالیت‌های بین‌المللی خود به تجربه حضور در افغانستان اشاره کرد و افزود: در زمان حضورش در کابل، به دلیل شرایط امنیتی، اطراف بسیاری از ساختمان‌های دولتی دیوارهای بتنی بلند، حدود سه متر، ساخته شده بود تا از حملات احتمالی طالبان جلوگیری شود.

دکتر بهرامی، پس از بازدید از کابل، شهر هرات را به‌ عنوان محل اصلی فعالیت‌های علمی و پزشکی خود انتخاب کرد. به گفته او، نخستین گروه از پزشکان افغان که در حوزه پیوند آموزش دیده بودند، در سال ۱۳۹۴ از هرات به ایران آمدند. در آغاز کار پیوند کلیه در هرات، حدود ۹۰ درصد از روند درمان و جراحی توسط پزشکان ایرانی انجام می‌شد و حدود ۱۰ درصد از کارها بر عهده پزشکان افغان بود. اما پس از گذشت چهار تا پنج سال، پزشکان محلی توانستند بخش عمده این فعالیت‌ها را خود انجام دهند و برنامه پیوند در هرات به‌طور مستقل ادامه پیدا کند.

او می‌گوید در ادامه، رشته‌ها و خدمات تخصصی دیگری نیز در هرات فعال شد؛ از جمله جراحی قلب، آی‌وی‌اف و برخی دیگر از خدمات تخصصی پزشکی. به گفته وی، این اقدامات باعث شد هرات به یکی از مراکز مهم علمی و پزشکی افغانستان تبدیل شود.

این پزشک پیشکسوت، همچنین به نقش خود در آموزش پزشکان افغان اشاره کرد و افزود: در مجموع حدود ۳۰۰ تا ۴۰۰ پزشک افغان را آموزش داده است. بسیاری از این پزشکان به‌صورت رایگان برای دوره‌های آموزشی به مشهد آمده و در بیمارستان‌هایی مانند امام رضا، قائم و هاشمی‌نژاد آموزش دیده‌اند. به گفته او، این پزشکان پس از بازگشت به کشور خود نقش مهمی در توسعه خدمات درمانی ایفا کرده‌اند.

وی همچنین از همکاری‌های درمانی و تجهیزاتی میان دو کشور یاد کرد و گفت: در حال حاضر نیز بخشی از تجهیزات پزشکی مورد نیاز از طریق این ارتباطات تأمین می‌شود.

روایت دکتر بهرامی از شکل‌گیری مؤسسه نیکوکاری  میزبانان خورشید

دکتر بهرامی، در بخش دیگری از این گفت‌وگو، درباره نام  مؤسسه نیکوکاری میزبانان خورشید اظهار داشت: این نام را شخصاً انتخاب کرده و پیش از تأسیس این مؤسسه نیز در فعالیت‌های خیریه مشارکت داشته است. به گفته او، پیش‌تر همراه با آقای عباسی از اعضای بنیان‌گذار  مؤسسه حمایت‌پذیر طوس  بوده و همین تجربه‌ها زمینه شکل‌گیری و انتخاب نام مؤسسه جدید را فراهم کرده است.

این پزشک باسابقه در ادامه بیان فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی خود، به شکل‌گیری برخی برنامه‌های مذهبی و خیریه در میان جامعه پزشکی اشاره کرد. به گفته او، در مقطعی با حضور شخصیت‌هایی مانند آیت‌الله دهشت و آقای بصیری‌پور، جلسات مذهبی و فرهنگی برگزار می‌شد. پس از آن، این جلسات در طبقه بالای مسجد نقوی و با حضور خانواده‌ها ادامه یافت.

او می‌گوید در یکی از این جلسات، بحث رعایت حجاب در میان برخی حاضران مطرح شد و همین موضوع باعث شد ایده تشکیل برنامه‌ها و فضاهای فرهنگی ویژه بانوان شکل بگیرد. در ادامه، بخشی برای بانوان در بیمارستان امام رضا ایجاد شد و در سالن هاشمی‌نژاد نیز با اختصاص اتاقی به کتابخانه، جلسات هفتگی برگزار می‌شد.

وی افزود: پس از شکل‌گیری این فعالیت‌ها، گروه  پزشکان حامی  نیز ایجاد شد. به گفته او، بعدها این ایده مطرح شد که فعالیت‌های بانوان و آقایان در قالب یک مجموعه منسجم‌تر ساماندهی شود. همین موضوع زمینه‌ساز شکل‌گیری و انتخاب نام  مؤسسه نیکوکاری میزبانان خورشید  شد. این مؤسسه در سال‌های ۱۳۹۳ و ۱۳۹۴ به ثبت رسید و پس از پایان دوره فعالیت، مجدداً تمدید و ثبت شد.

او همچنین درباره برخی مسئولیت‌های مشورتی خود گفت: در دوره‌هایی به‌عنوان مشاور استاندار، مشاور شهردار و مشاور شورای شهر فعالیت داشته است.

این پزشک پیشکسوت دانشگاه، درباره تجربه‌های مدیریتی‌اش در حوزه آموزش پزشکی می گوید: در زمانی که در تهران معاون وزیر بوده، در حوزه توسعه برخی شاخه‌های طب مکمل نیز فعالیت‌هایی انجام شده است. از جمله راه‌اندازی دوره‌هایی در زمینه طب چینی، هومیوپاتی، استئوپاتی و ناتروپاتی. به گفته او، در آن زمان حدود ۲۰ نفر برای گذراندن دوره‌های طب چینی به چین اعزام شدند.

وی به برخی برنامه‌ها و همکاران فعال در این حوزه اشاره کرد و افزود: در حال حاضر نیز برنامه‌هایی در این زمینه ادامه دارد و افرادی مانند دکتر عزیزی و شاپور بدیعی در این فعالیت‌ها حضور دارند.

 

82

پزشک باسابقه دانشگاه، در ادامه بیان فعالیت‌های علمی و آموزشی خود، به برنامه‌های بورسیه و آموزش نیروهای متخصص اشاره کرد. به گفته دکتر بهرامی، در یکی از دوره‌ها ۹ نفر به‌صورت بورسیه برای گذراندن دوره‌های تخصصی اعزام شدند و ۹ نفر دیگر نیز با هزینه شخصی در این برنامه‌ها شرکت کردند. پس از بازگشت این افراد به کشور، برخی از آنان در شهرهای مختلف از جمله تهران مشغول فعالیت شدند و تعدادی نیز همچنان در مراکز درمانی به ارائه خدمات پزشکی ادامه می‌دهند.

وی همچنین به ظرفیت‌های درمانی موجود در حوزه‌های پیشرفته پزشکی اشاره می‌کند و می‌گوید در سال‌های اخیر در برخی مراکز درمانی، زمینه فعالیت در حوزه‌هایی مانند پیوند اعضا، ژن‌درمانی و سلول‌درمانی فراهم شده و این مراکز از ظرفیت‌های علمی قابل توجهی برخوردارند. به گفته او، برخی از متخصصان نیز برای ادامه فعالیت‌های علمی و پژوهشی در این حوزه‌ها قصد همکاری یا حضور در مراکز بین‌المللی از جمله در آلمان را دارند.

دکتر بهرامی، در ادامه با اشاره به تجربه‌های خود در دوران تحصیل و رقابت‌های علمی خود گفت: در زمان انتخاب رشته و آزمون‌های تخصصی، با اختلاف قابل توجهی نسبت به دانشگاه‌های مطرحی مانند تهران و شهید بهشتی رتبه نخست را کسب کرده و به همین دلیل مورد تقدیر قرار گرفته است.

پزشک پیشکسوت گروه داخلی، همچنین از نقش خود در توسعه برخی رشته‌های پزشکی در کشور یاد می‌کند. به گفته وی، برنامه‌ریزی اولیه برای شکل‌گیری رشته طب اورژانس نیز از جمله اقداماتی بوده که در آن نقش داشته است. او توضیح می‌دهد که ایده ایجاد این رشته پس از گفت‌وگو با یکی از پزشکان ایرانی شاغل در آمریکا مطرح شد؛ پزشکی که توضیح داده بود در بسیاری از کشورها طب اورژانس به‌عنوان یک رشته تخصصی مستقل شناخته می‌شود و پزشکان این حوزه شرایط کاری و آموزشی مشخصی دارند.

به گفته او، این تجربه‌ها و تبادل نظرها باعث شد برنامه‌ریزی برای شکل‌گیری رشته طب اورژانس در کشور انجام شود و مسیر توسعه آن در نظام آموزش پزشکی فراهم گردد.

در سال ۱۳۷۵، گروهی از پزشکان برجسته مشهد شامل دکتر بلالی، دکتر نقیبی، دکتر رادپور، دکتر کاخی و دکتر امیریان برای بررسی امکان ایجاد رشته طب اورژانس در دانشگاه‌های علوم پزشکی گرد هم آمدند. برنامه‌ای جامع برای راه‌اندازی این رشته تدوین و در جلسه رؤسای دانشگاه‌های علوم پزشکی کشور در تهران ارائه شد، اما در مرحله نخست رأی‌گیری، پیشنهاد با مخالفت مواجه شد.

این موضوع واکنش دکتر مرندی، وزیر وقت بهداشت و فوق تخصص نوزادان، را برانگیخت؛ او با اشاره به اثرات مثبت ایجاد بخش اورژانس بر کاهش مرگ‌ومیر نوزادان در آمریکا، از اعضا خواست رأی‌گیری مجدد انجام شود تا این طرح تصویب شود.

وی همچنین به کمک‌های مردمی در بهبود زیرساخت‌های بیمارستان امام رضا اشاره می‌کند و از حمایت آقای عدالتیان، خادم حرم، خبر می‌دهد که در سال ۱۳۸۵ مبلغ ۸۰۰ میلیون تومان به بیمارستان اهدا کرد. این کمک‌ها موجب شد بخش‌های قدیمی بیمارستان بازسازی شوند و زمین مناسبی برای احداث مرکز اورژانس اختصاص یابد.

از نظر او، مرکز اورژانس اهمیت بیشتری نسبت به سایر بخش‌ها دارد و برای همین پروژه‌ای با زیربنای تقریباً ۱۰ هزار مترمربع طراحی شد، در حالی که سایر بخش‌ها ۲ تا ۳ هزار مترمربع بودند.

این پزشک پیشکسوت دانشگاه تأکید می‌کند، که در طراحی بسیاری از بخش‌های بیمارستانی خود شخصاً مشارکت داشته و نقش مهمی در کشیدن نقشه‌ها و طراحی فضاها ایفا کرده است. نمونه آن طراحی ساختمان پشت قریشی و بخش اورولوژی است که با نظارت و راهنمایی او اجرا شده‌اند.

نگاهی به طراحی و توسعه اورژانس بیمارستان امام رضا مشهد؛ از استانداردهای جهانی تا مدیریت بحران

برای طراحی مرکز اورژانس، طرح‌هایی از استرالیا، آلمان و آمریکا بررسی و در نهایت نقشه‌های آمریکایی به عنوان الگو انتخاب و به مهندس سهرابیان واگذار شد.

دکتر بهرامی، جزئیات طرح را نیز شخصاً مورد بازبینی قرار داد؛ به عنوان نمونه عرض راهروها را حداقل ۷ متر در نظر گرفت تا امکان استقرار تخت‌های بیشتر فراهم شود و در شرایط بحران بتوان به‌صورت بهینه از فضا استفاده کرد. همچنین بخش‌هایی ویژه برای حضور مسئولان در شرایط اضطراری طراحی شد که شامل اتاق‌های حفاظتی و مجهز به سیستم‌های ارتباطی مانند پاس صوتی است تا در مواقع حملات احتمالی، امنیت و ارتباط آنان تضمین شود.

این مرکز اورژانس بعدها به یکی از پیشرفته‌ترین مراکز درمانی منطقه تبدیل شد که هم خدمات تخصصی ارائه می‌دهد و هم امکانات ویژه برای مدیریت بحران و حوادث را داراست.

 

83

در سال ۱۳۹۲ و در دوران وزارت دکتر حسن هاشمی، روند توسعه زیرساخت‌های بیمارستان امام رضا مشهد شتاب گرفته است. مسئولان بیمارستان اعلام کردند که باوجود تلاش‌های فراوان، هنوز هم زیباترین بخش اورژانس کشور در این بیمارستان شکل نگرفته، اما تمرکز بر فعالیت‌های دیگر برای بهبود خدمات و امکانات بیشتر شده است.

یکی از مهم‌ترین اقدام‌ها، راه‌اندازی امکانات رفاهی مانند پمپ بنزین و پمپ گاز در محوطه بیمارستان برای تسهیل حضور بیماران و کارکنان است. همچنین قصاب‌خانه‌ای برای پردازش ضایعات بیمارستانی احداث شده است. پیش از این، این ضایعات باید تا حدود ۲۵ تا ۳۰ کیلومتر آن طرف‌تر، نزدیک حرم امام رضا، منتقل و دفن می‌شدند که مشکلات زیادی ایجاد می‌کرد.

برای حل مشکلات زیرساختی، تیمی از مسئولان بیمارستان با همکاری شهرداری و کسب اجازه از امام جمعه مشهد، اقدام به اصلاح شبکه‌های فاضلاب و چاه‌های عمیق کردند. رفت‌وآمدهای متعدد به دفتر امام جمعه و هماهنگی‌های مدیریتی بین مسئولان شهری و وزارت بهداشت، روند اجرای طرح‌ها را تسریع کرده است.

از سوی دیگر، در جلسات تخصصی برای برقراری ارتباط بین بیمارستان و شبکه قطار شهری بحث شد و از طرف مدیران، طرح احداث پارکینگ‌های مدرن و زیرگذرهای مناسب به شهرداری پیشنهاد گردید. با حمایت مهندسان باتجربه، از جمله کارشناسانی که از آمریکا دعوت شده‌اند، پروژه پارکینگ زیرزمینی با استانداردهای بالا در دست اجراست.

با وجود برخی مخالفت‌ها از سوی استاندار و نمایندگان محلی منطقه، پیگیری‌های مستمر مسئولان توانست مجوزهای لازم را برای اختصاص زمین و ادامه پروژه کسب کند. هدف نهایی فراهم کردن پارکینگی امن و آسان برای خدمت‌رسانی بهتر به مراجعان، بیماران و کادر درمان است.

ادامه فعالیت های حرفه ای پیشکسوت گروه داخلی دانشگاه علوم پزشکی مشهد

دکتر بهرامی، همچنین به ادامه مسیر حرفه‌ای خود در حوزه پزشکی اشاره می‌کند و می‌گوید در روند توسعه و رشد رشته داخلی و فعالیت‌های دانشگاهی نقش داشته است. او همچنین به ارتباطات گسترده خود با مراکز درمانی کشور اشاره می‌کند و می‌گوید: به دلیل مسئولیت‌های پیشین از جمله دو دوره معاونت وزیر، بسیاری از دانشگاه‌های علوم پزشکی و مراکز درمانی او را می‌شناختند. به همین دلیل هر زمان بیماری با مشکل خاص یا نیاز به درمان‌های پیشرفته مراجعه می‌کرد، او از طریق تماس با مراکز تخصصی در شهرهایی مانند تهران و شیراز پیگیری‌های لازم را انجام می‌داد.

در مواردی بیماران برای درمان‌های تخصصی مانند پیوند کبد به مرکز درمانی دکتر ملک‌حسینی در شیراز معرفی می‌شدند. همچنین برای برخی خدمات تخصصی دیگر مانند پیوند مغز استخوان به بیمارستان شریعتی تهران ارجاع داده می‌شدند.

دکتر بهرامی در ادامه مطلب اظهار داشت: برای حمایت از بیماران خاص، از جمله کودکان مبتلا به سرطان یا بیماران تالاسمی، با نهادهایی مانند کمیته امداد و استانداری نیز در ارتباط بود و تلاش می‌کرد از طریق این نهادها حمایت‌های لازم برای درمان بیماران فراهم شود.

این پزشک پیشکسوت دانشگاه، در بیان دیدگاه‌های خود درباره نقش پزشکان در جامعه تأکید می‌کند: که پزشکان باید همواره پشتیبان کشور و مردم باشند و از ورود به اختلافات و جهت‌گیری‌های سیاسی پرهیز کنند. به اعتقاد او، همان‌گونه که روحانیون و نظامیان وظایف مشخصی در حمایت از جامعه دارند، پزشکان نیز باید با حفظ شأن حرفه‌ای خود، تمرکز اصلی را بر خدمت به مردم بگذارند. او معتقد است روپوش سفید پزشکی نمادی از اعتماد و مسئولیت الهی است و پزشک باید بدون توجه به گرایش‌های فردی یا سیاسی بیماران، به همه آن‌ها خدمت کند.

توسعه بیمارستان امام رضا (ع) و نقش او در راه‌اندازی دانشکده‌های پزشکی کشور

دکتر عبدالله بهرامی به روند توسعه بخش‌های مختلف بیمارستان امام رضا (ع) مشهد و همچنین نقش خود در گسترش آموزش پزشکی در کشور اشاره می‌کند.

بازسازی و توسعه بخش‌های بیمارستان امام رضا (ع)

به گفته دکتر بهرامی، بخشی که امروزه به عنوان گوارش و هماتولوژی شناخته می‌شود، در گذشته تنها یک ساختمان یک‌طبقه بوده است. او به یاد می‌آورد که در مجاورت آن، بخشی قدیمی مربوط به چشم‌ پزشکی قرار داشت که بعدها تخریب شد تا فضای جدیدی برای توسعه ایجاد شود.

عملیات تخریب ساختمان قدیمی در آذرماه آغاز شد و پروژه بازسازی با سرعت قابل توجهی پیش رفت؛ به‌گونه‌ای که تا فروردین‌ماه ساختمان جدید آماده بهره‌برداری شد. دکتر بهرامی می‌گوید این پروژه تنها طی دو تا سه ماه به پایان رسید؛ موضوعی که با توجه به زمان‌بر بودن پروژه ‌های عمرانی در سال‌های اخیر، قابل توجه است.

به گفته وی، در سال‌های بعد، با پیگیری مرحوم دکتر طبسی و در دوران ریاست مرحوم دکتر اعتمادی بر دانشگاه، یک طبقه دیگر به این ساختمان افزوده شد و مجموعه به ساختمانی دوطبقه تبدیل گردید. به گفته دکتر بهرامی، روند توسعه بیمارستان در سال‌های پیش از انقلاب با سرعت بیشتری انجام می‌شد و پروژه‌های عمرانی در مدت‌زمان کوتاه‌تری به نتیجه می‌رسید.

پیگیری ساخت بیمارستان ۶۱۰ تختخوابی

دکتر بهرامی همچنین به پیگیری‌های خود برای احداث یک بیمارستان وابسته به وزارتخانه اشاره می‌کند. او می‌گوید در آن زمان با سازمان برنامه و بودجه ارتباط نزدیکی برقرار کرد و با مرحوم آقای روغنی زنجانی، که در آن مقطع معاون سازمان بود، رایزنی‌هایی انجام داد.

در پی این مکاتبات، درخواست ساخت یک بیمارستان وابسته به وزارتخانه در محل فعلی بیمارستان ۶۱۰ تختخوابی (در محدوده خیابان کریم‌خان) مطرح شد. با موافقت مسئولان، زمین و مجوزهای لازم تخصیص یافت و پروژه آغاز شد.

به گفته دکتر بهرامی، مرحوم دکتر فرهودی نیز در پیگیری‌های اجرایی این طرح نقش فعالی داشت. در طراحی این مجموعه، بخشی که پیش‌تر به عنوان داخلی فعالیت می‌کرد، به کاربری‌های جدید اختصاص یافت و حتی یک بخش سوختگی نیز در نظر گرفته شد.

دکتر بهرامی با اشاره به پیشینه علاقه‌مندی خود به مسائل فنی و مهندسی، می‌گوید در طراحی نقشه‌های بیمارستان نیز مشارکت مستقیم داشته است. او در تعیین جانمایی بخش‌ها، نحوه طراحی اتاق‌ها، پیش‌بینی فضاهای درمانی و حتی ایجاد بخش فیزیوتراپی نقش داشته و تلاش شده بود تمامی نیازهای آینده مجموعه در طراحی اولیه لحاظ شود.

با این حال، برخلاف برخی پروژه‌های پیشین که در مدت کوتاهی به بهره‌برداری می‌رسید، تکمیل این بیمارستان حدود ۱۰ سال به طول انجامید تا در نهایت به بهره‌برداری برسد.

گزارش دکتر عبدالله بهرامی از ساخت بیمارستان ۶۱۰ تختخوابی و نگاهی به تاریخ پزشکی در مشهد

آغاز ساخت بیمارستان ۶۱۰ تختخوابی

به گفته دکتر بهرامی، عملیات احداث بیمارستان ۶۱۰ تختخوابی در سال ۱۳۶۸ با کلنگ‌زنی رسمی آغاز شد. پس از طی مراحل اداری و برگزاری مناقصه، ساخت این مجموعه درمانی آغاز گردید. روند اجرای پروژه حدود یک دهه به طول انجامید و در نهایت در سال ۱۳۷۸ به پایان رسید.

این بیمارستان در همان سال و در دوران ریاست‌جمهوری سیدمحمد خاتمی افتتاح شد و به عنوان یکی از مراکز مهم درمانی و آموزشی کشور آغاز به کار کرد. دکتر بهرامی توضیح می‌دهد که طراحی این مجموعه با در نظر گرفتن نیازهای مختلف درمانی انجام شد و بخش‌های گوناگونی برای خدمات تخصصی و آموزشی در آن پیش‌بینی شده بود.

پیشینه بیمارستان‌های قدیمی مشهد

دکتر بهرامی همچنین به پیشینه برخی از بیمارستان‌های قدیمی مشهد اشاره می‌کند. به گفته او، پیش از شکل‌گیری بسیاری از مراکز درمانی جدید، بیمارستانی به نام منتصریه در مشهد وجود داشت که حتی از بیمارستان شاه‌رضا ـ که بعدها به نام بیمارستان امام رضا (ع) شناخته شد  قدیمی‌تر بود.

استادان و پیشگامان پزشکی در مشهد

دکتر بهرامی در ادامه به استادان و پزشکان برجسته‌ای اشاره می‌کند، که در سال‌های گذشته در حوزه‌های مختلف پزشکی در مشهد فعالیت داشتند. از جمله این افراد می‌توان به دکتر خزایی در رشته غدد، دکتر واحدی در حوزه فوق‌تخصصی بیماری‌های ریه و دکتر احمدی در زمینه بیماری‌های خون و سرطان اشاره کرد.

همچنین برخی از استادان دیگر، از جمله دکتر هاتف و دکتر احمدی، از چهره‌های فعال در حوزه‌های فوق‌تخصصی پزشکی بودند که در توسعه خدمات تشخیصی و درمانی نقش داشتند. در آن زمان، فعالیت‌هایی مانند آندوسکوپی و سایر روش‌های تخصصی تشخیصی نیز به تدریج در مراکز درمانی مشهد گسترش یافت.

در سال ۱۳۶۸ عملیات احداث این مجموعه آغاز شد و پروژه پس از طی مراحل مناقصه و ساخت، در سال ۱۳۷۸ به پایان رسید. این مرکز در دوره ریاست‌جمهوری آقای سیدمحمد خاتمی افتتاح شد.

دکتر بهرامی، افزود: به گفته مسئولان و دست‌اندرکاران، در علم پزشکی همواره تأکید شده است که نخستین گام در درمان، معاینه بیمار توسط پزشک است. در سنت پزشکی نیز همین اصل وجود داشته است؛ به‌گونه‌ای که ابتدا پزشک بیمار را معاینه می‌کند و در صورت لزوم، انجام جراحی را تجویز می‌کند. حتی در دوره ابن‌سینا نیز جراحی وجود داشته، اما دامنه آن محدود بوده و بیشتر تلاش پزشکان بر درمان و معالجه بیماران متمرکز بوده است.

گروه داخلی این مجموعه نیز پیشینه‌ای قابل توجه دارد. پیش از شکل‌گیری ساختار فعلی، بیمارستانی به نام  منتصریه  فعالیت داشته، که قدمت آن حتی از بیمارستان  شاه‌رضا در آن زمان بیشتر بوده است. بر اساس برخی روایت‌ها، مرحوم نخودکی نیز در همان بیمارستان درگذشته است.

در گذشته نام  شاه‌رضا  برای این مرکز به کار می‌رفت که به معنای امام رضا(ع) بوده است؛ مشابه نام‌هایی مانند شاه‌عبدالعظیم یا شاهزاده علی‌اکبر و شاهزاده علی‌اصغر. پس از پیروزی انقلاب اسلامی و با تغییر برخی نام‌ها، این عنوان نیز دستخوش تغییر شد.

وی اضافه کرد: در سال‌های بعد، بخش‌های تخصصی و فوق‌تخصصی مختلفی در این مجموعه فعال بوده‌اند؛ از جمله خدمات آندوسکوپی و فعالیت پزشکان متخصص و فوق‌تخصص. از جمله پزشکان شاخص آن دوره می‌توان به دکتر هاتف و دکتر احمدی اشاره کرد. همچنین دکتر خزایی به‌عنوان متخصص غدد، دکتر واحدی به‌عنوان فوق‌تخصص ریه و دکتر احمدی به‌عنوان متخصص خون و سرطان در این مجموعه فعالیت داشته‌اند.

به گفته دکتر بهرامی، تجربه‌ها و فعالیت‌های این مرکز می‌تواند حاوی پیام‌ها و درس‌های ارزشمندی برای نسل‌های آینده حوزه پزشکی باشد.

توصیه‌های دکتر بهرامی به نسل جوان پزشکان؛ پزشکی نعمتی الهی و رسالتی برای خدمت به مردم است

پزشک پیشکسوت دانشگاه علوم پزشکی مشهد در پایان گفت: همکاران، دانشجویان و رزیدنت‌های محترم و گرامی؛ انتخاب حرفه پزشکی را به شما تبریک می‌گویم. پزشکی حرفه‌ای مقدس و ارزشمند است و روپوش سپید پزشکی در حقیقت نعمتی است که خداوند بر تن ما می‌کند. بر اساس آیه قرآن «نَبلوکُم بِالشَّرِّ وَالخَیرِ فِتنَةً وَإِلَینا تُرجَعون»، انسان‌ها با خیر و شر آزموده می‌شوند. بیماری یکی از همین آزمون‌هاست و در کنار آن، پزشک شدن ما نیز نعمتی از جانب خداوند است؛ نعمتی که نشان می‌دهد او ما را برای خدمت به بندگانش برگزیده است.

وی ادامه داد: بر همین اساس باید همواره به یاد داشته باشیم که همه داشته‌ها و جایگاه خود را مدیون مردم هستیم. ادامه مسیر تحصیل، پزشک شدن و رسیدن به تخصص، بدون حضور بیماران امکان‌پذیر نیست. هرچند فعالیت‌های مختلفی در حوزه پزشکی از جمله خدمات زیبایی نیز وجود دارد، اما بخش اصلی رسالت ما رسیدگی به بیمارانی است که با امید و اعتماد به ما مراجعه می‌کنند.

او با اشاره به اهمیت توجه به حال بیماران افزود: همان‌طور که بزرگان گفته‌اند، بیمارستان محیطی غریب برای بیمار است. بیمار از خانه و آرامش خود دور شده و شب‌ها را در جایی ناآشنا سپری می‌کند، در حالی که خانواده‌اش با نگرانی در انتظار بهبود او هستند. بنابراین وظیفه ماست که با نهایت احترام، دلسوزی و مسئولیت‌پذیری با بیماران رفتار کنیم تا خداوند نیز ما را مورد لطف و رحمت خود قرار دهد.

دکتر بهرامی، همچنین تأکید کرد: جامعه پزشکی ایران از توانمندی و جایگاه علمی بالایی برخوردار است و پزشکان ایرانی در بسیاری از کشورهای جهان درخشیده‌اند. در کشورهایی مانند آلمان نیز پزشکان ایرانی از اعتبار و محبوبیت زیادی برخوردارند و بسیاری از مردم ترجیح می‌دهند برای درمان به آنان مراجعه کنند. این موضوع نشان‌دهنده لطف الهی و ظرفیت بزرگی است که خداوند در اختیار جامعه پزشکی ما قرار داده است.

او در پایان خاطرنشان کرد: همان‌گونه که بزرگان دین و عالمان وارسته شب‌ها درهای خانه خود را برای کمک به نیازمندان باز می‌گذاشتند، پزشکان نیز همواره در مسیر خدمت به مردم آماده‌اند و وظیفه خود می‌دانند که در هر زمان در کنار بیماران و نیازمندان حضور داشته باشند. این روحیه خدمت‌رسانی سرمایه اصلی حرفه پزشکی و مایه افتخار این جامعه است.

 

84

وب دا، لطفاً در ابتدا خود را برای مخاطبان این گفتگو معرفی بفرمایید ( نام و نام خانوادگی ، در چه سالی و در کجا متولد شدید ) و شرح مختصری از سوابق تحصیلی دوران مدرسه و دانشگاه بفرمایید که در کجا و چه سالهایی طی شد؟

قبل از ورود به دانشگاه، در مرکز هاشمی‌نژاد (مرکز شماره ۱) فعالیت داشتم؛ آن زمان در واقع فقط دو مرکز وجود داشت: مرکز فردوسی و این مرکز. ورودی سال ۱۳۸۸ رشته پزشکی عمومی در دانشگاه علوم پزشکی بیرجند بودم. پس از آن دوره تخصص داخلی را در مشهد گذراندم و سپس برای فوق‌تخصص گوارش نیز دوباره در مشهد ادامه تحصیل دادم. بعد از پایان دوره‌ها، به‌صورت پیوسته مشغول فعالیت بودم و دوره طرح جداگانه‌ای نداشتم. تاریخ تولدم ۱۱/۴/۱۳۷ است.

در دوران دبیرستان و پس از ورود به دانشگاه، در فعالیت‌های ورزشی و فرهنگی هم حضور داشتم. در رشته پینگ‌پنگ مقام دوم انفرادی را کسب کردم. در وزنه‌برداری مدال نقره داشتم، در دوومیدانی نیز مدال گرفتم و در فوتسال به مدال طلای مسابقات شهرستان رسیدیم. همچنین در برنامه‌های فرهنگی مانند قرائت قرآن و اذان هم شرکت می‌کردم که معمولاً مقام اول یا دوم شهرستان را به دست می‌آوردم. بیشتر این مسابقات در سطح شهرستان‌های مشهد و تربت حیدریه برگزار می‌شد. دبیرستان را در تربت حیدریه گذراندم، هرچند اصالتاً مشهدی هستم و به دلیل محل کار پدرم مدتی در تربت حیدریه زندگی می‌کردیم.

از زمان ورود به دانشگاه، فعالیت‌های علمی و پژوهشی را به‌طور پیوسته دنبال کردم. در این مسیر موفق به کسب رتبه دوم برد و همچنین رتبه چهارم بورد شدم که مربوط به سال ۱۴۰۴ است. علاوه بر فعالیت‌های آموزشی، در حوزه پژوهش نیز چند کار علمی انجام داده‌ام. از جمله یک مقاله در زمینه اختلالات خواب که دارای شناسه علمی است و منتشر شده است. همچنین در تألیف یک کتاب در حوزه دیالیز به‌صورت همکاری مشارکت داشته‌ام و در برخی کارهای ترجمه علمی نیز فعالیت کرده‌ام. در کنار این موارد، ایده‌ها و طرح‌هایی نیز در حوزه اختلالات خواب مطرح شده که در قالب فعالیت‌های پژوهشی و نوآورانه پیگیری شده‌اند. این فعالیت‌ها در کنار مسیر تحصیلی و آموزشی، بخشی از تجربه علمی من در دوران دانشگاه و پس از آن را تشکیل می‌دهد.

وب دا، با توجه به فعالیت دانشگاه در سه حوزه آموزش، درمان و پژوهش حفظ ارتباط این سه حوزه از نگاه شما تا چه حد اهمیت دارد و اساسا آیا می‌توان این سه حوزه را اولویت بندی کرد ؟

با توجه به اینکه دانشگاه در سه حوزه اصلی آموزش، پژوهش و درمان فعالیت دارد، به نظر من در شرایط فعلی آموزش از اهمیت بیشتری برخوردار است. با توجه به شرایط جامعه و تا حدی کاهش انگیزه‌ها، تقویت حوزه آموزش می‌تواند نقش بسیار مهمی در ارتقای کیفیت علمی و حرفه‌ای ایفا کند. البته این به آن معنا نیست که پژوهش و درمان اهمیت کمتری دارند؛ هر سه حوزه در کنار هم و به‌صورت مکمل عمل می‌کنند و در واقع هیچ‌کدام بر دیگری برتری مطلق ندارد. وظیفه درمان همواره بر عهده ما بوده و خواهد بود و پژوهش نیز برای پیشرفت علمی و به‌روز نگه داشتن دانش پزشکی ضروری است.

وب دا، با توجه به تجربه‌ای که در فضای شغلی خود در دانشگاه داشته‌اید تصور می‌کنید چه اقدامات و برنامه‌هایی می‌تواند به هرچه بهتر شدن این فضا کمک کند؟

برای اینکه دانشگاه در این حوزه‌ها عملکرد بهتری داشته باشد، به نظر من چند نکته مهم است. نخست اینکه از ظرفیت نیروهای جوان‌تر بیشتر استفاده شود، زیرا این افراد معمولاً انگیزه و انرژی بیشتری برای فعالیت‌های آموزشی و پژوهشی دارند. نکته دوم، دقت بیشتر در فرآیند گزینش و جذب اعضای هیئت علمی است. در این زمینه باید شایسته‌سالاری به‌طور جدی مورد توجه قرار گیرد و افراد بر اساس توانمندی‌ها، مهارت‌ها و صلاحیت‌های علمی و آموزشی انتخاب شوند. اگر در مرحله ورود به سیستم انتخاب‌های دقیق و مناسبی انجام شود، در ادامه مسیر می‌تواند تأثیر بسیار مثبتی بر کیفیت عملکرد دانشگاه داشته باشد.

وب دا، با توجه به نقش مهم و اثرگذار اساتید در فضاهای مختلف آموزشی و پژوهشی و درمانی دانشگاه ، از نگاه شما یک استاد موفق در این حوزه‌ها چه شاخصه‌هایی دارد؟

به نظر من یک استاد موفق قبل از هر چیز باید متعهد باشد. تعهد به کار، به دانشجویان و به بیماران از مهم‌ترین ویژگی‌های یک استاد خوب است. در رشته پزشکی، به‌روز بودن نیز اهمیت زیادی دارد؛ بنابراین استاد باید به‌طور مستمر مطالعه داشته باشد و دانش خود را با آخرین یافته‌های علمی به‌روز نگه دارد.

همچنین لازم است برای آموزش وقت کافی بگذارد و در تعامل با دانشجویان و بیماران برخوردی دلسوزانه و مسئولانه داشته باشد. به نظر من همین روحیه تعهد، همراه با مطالعه مداوم و برخورد انسانی و دلسوزانه، می‌تواند مسیر آموزش و درمان را به‌درستی پیش ببرد و ویژگی‌های اصلی یک استاد موفق را شکل دهد. مؤثرترین شکل ممکن دانش و مهارت خود و آنچه را که دانشجو نیاز دارد، به او منتقل کند.

وب دا، در مسیر تحصیل و فعالیت‌های کاری آیا چالش ها و موانعی را هم تجربه کردید؟ در صورت پاسخ مثبت بفرمایید چطور با این چالش ها و موانع مقابله کرده اید؟

در مسیر پیشرفت شغلی، خوشبختانه به دلیل حمایت‌هایی که از طرف خانواده، به‌ویژه پدر و مادرم داشتم، با چالش‌های بسیار سختی مواجه نشدم. این حمایت‌ها باعث شد شرایط برای طی کردن این مسیر تا حد زیادی فراهم باشد. البته سختی‌های خاص رشته پزشکی، مانند طولانی بودن دوره تحصیل و نیاز به مطالعه مداوم، همیشه وجود دارد. در واقع از زمان ورود به دانشگاه تا رسیدن به این مقطع، حدود ۱۷ سال زمان صرف تحصیل و آموزش می‌شود که خود به‌تنهایی مسیر طولانی و پرزحمتی است.

چالش اصلی بیشتر مربوط به همین فرآیند طولانی درس خواندن و حفظ استمرار در مسیر علمی است. به نظر من مهم‌ترین عامل عبور از این مسیر، ممارست و پشتکار است؛ یعنی ادامه دادن کار به‌صورت پیوسته و آرام، بدون وقفه. در واقع با استمرار در تلاش و مطالعه می‌توان این مسیر را طی کرد.

من متولد مشهد هستم. پدرم پزشک و فوق‌تخصص کلیه و فشار خون هستند و مادرم خانه‌دار است. ما سه برادر هستیم و من فرزند بزرگ خانواده‌ام. یکی از برادرانم مهندس پزشکی است و برادر دیگرم در رشته روان‌شناسی تحصیل کرده است.

وبدا، اوقات فراغت را معمولاً به چه فعالیت هایی مشغول هستید؟

در اوقات فراغت، معمولاً به فعالیت‌هایی مانند نواختن پیانو و ورزش، به‌ویژه تنیس، می‌پردازم. همچنین در دوران دانشجویی نیز در برخی برنامه‌ها و فعالیت‌ها شرکت داشتم.

 

85

پای خود را مماس با کف زمین قرار دهید و چشمان خود را بسته و بازوان و پاهای خود را شل و رها کنید.ممکن است هنگام انجام این عمل ذهن شما منحرف شود واین احساس ناگزیر در شما به وجود آید که چشمان خود را باز کنید. ولی انجام این تمرین با چشان بسته تأثیربیشتری دارد. اگر تصمیم گرفتید که چشمان خود را باز کنید، یک شی را در اتاق انتخاب کرده و به آن خیره شوید .بازوان و پاهای خود را کاملا شل کنید. یک نفس عمیق از راه بینی بکشید. سپس آن را به آرامی از دهان خارج سازید .به هنگام دم ماهیچه های شکم صاف به نظر آید. به آرامی دم و بازدم را انجام دهید.دم... بازدم،دم... بازدم ( به مدت یک دقیقه این کار را تکرار کنید).

به دم و بازدم عمیق ادامه دهید و با مشت کردن دست ها،عضلات بازوان و دست خود را منقبض کنید.با شمارش من مشت ها را تا پنج شماره گره کرده نگاه:1-2-3-4-5-

به دم و بازدم ادامه دهید و عضلات شانه خود را شل نگاه دارید.

حال یک نفس عمیق بکشید و عضلات شکم و سرین را منقبض کنید.تا شماره پنج نگاه دارید:1-2-3-4-5

نفس را بیرون دهید و عضلات شکم و سینه را شل کنید.

پاهای خود را منقبض کنید: ابتدا ران ها سپس ماهیچه های ساق پا و در آخر با حلقه کردن انگشتان پا به داخل تمام پا را منقبض کنید. تا شماره پنج :1-2-3-4-5

به دم و بازدم ادامه دهید و پاهای خود را شل کنید.

یک نفس عمیق از بینی بکشید .سپس از طریق دهان آن را خارج سازید.

با پنج شماره چشمان خود را باز کنید:1-2-3-4-5

تمام بدن را شل کنید و در حالت آرامش کلی قرار بگیرید.

منبع: مهارت های زندگی

نویسندگان: علیرضا جزایری، علی سینا رحیمی

86

در این تمرین باید موسیقی یا هر صدای دیگر را قطع کنید؛ با آرامش بر جای خود بنشینید و مجددا چشمان خود را ببندید. به آهستگی نفس های عمق بکشید دم از طریق بینی و بازدم از طریق دهان به آرامی به دم و بازدم ادامه دهید و یک صحنه خوشایند و ایده آل را در ذهن خود مجسم کنید. خود را در مکانی می بینید که در آن احساس امنیت و آرامش می کنید. در آنجا احساس خوشحالی و سرحال بودن می کنید. به این صحنه دقیق تر نگاه کنید و ببینید که آن محل خاص چگونه مکانی است آیا شخص دیگری نیز آنجا هست یا شما تنها هستید؟ آیا مکانی است تاریک و دورافتاده با روشن و پنجره دار که نورخورشید در آن راه دارد؟

با نگاه کردن به این صحنه خود را وضعیتی آرام می بینید آیا دراز کشیده اید یا در حالت نشستته قرار دارید؟ روی یک صندلی یا کف زمین یا یک تخت یا روی چمن هستید؟

به آرامی به دم و بازدم ادامه دهید و بر صحنه ذهن خود تمرکز کنید. اگر افکار دیگری به ذهنتان می آید، آن ها را دور کرده و تنها به صحنه زیبای ذهنتان فکرکنید.

آیا صدایی دراین تصویر به گوشتان می رسد یا سکوت کامل برقرار است؟

صدایی مثل وزش آرام باد یا جریان آب یا نم نم باران؟

اگر در این تصویر سکوت برقرار است، دوست دارید چه آهنگی را در آن مکان خاص گوش دهید؟ فکر کنید آن آهنگ الان در حال نواخته شدن است و به شما ارامش می بخشد.

دقت کنید که چه بویی به مشامتان می رسد؟ بویی مثل بوی گل ها،بوی چمن و یا بوی خاک نمناک. ذهن خود را کاملا به این صحنه متمرکزسازید و دم و بازدم ادامه دهید. شما اکنون در محلی هستید که مناظر، صداها و بوهای دلخواه تان اطراف شما را پر کرده اند. ببنید چقدر در آرامش و آسایش به سر می برید. ذهنتان از هرگونه استرس و فشاری خالی است.احساس قدرت و سلامتی می کنید و انرژی زیادی در خود احساس می کنید.

یک دقیقه در این محیط به تنفس عمیق خود ادامه دهید.حال آماده هستید که محل خود را ترک کرده و با انرژی و نیروی تازه به موقعیت قبلیتان باز گردید. به آرامی و با پنج شماره چشمان خود را باز کنید1-2-3-4-5

منبع: مهارت های زندگی

نویسندگان: علیرضا جزایری، علی سینا رحیمی

 

87

این روش به شما کمک می کند، تا شیوه ی تفکر خود را تغییر دهید. افراد خشمگین و عصبانی تمایل به ناسزاگفتن فحاشی کردن و با صدای بلند صحبت کردن یا داد زدن دارند. این گونه رفتارها منعکس کننده افکار درونی آن ها ست. وقتی شما عصبی می شوید افکارتان بسیار اغراق شده و کاملا نمایشی می شود. تلاش کنید تا افکار منطقی تری را جایگزین این گونه فکرها بکنید. برای مثال به جای اینکه به خودتان بگویید چقدر وحشتناک یا بدبخت شدم، به خودتان بگویید این مسأله من را ناراحت کرد؛ اما دنیا که آخر نشده است و عصبانی شدن هم که مشکلی را حل نمی کند.

مراقب استفاده کردن از کلمات مثل(( هرگز)) یا ((همیشه))برای صحبت کردن در مورد خود و دیگران باشید.

تو همیشه فراموش کار هستی))

من هرگز موفق نمی شوم))

(( من هرگز نمی توانم خشم خود را کنترل کنم))

اگر چنین فکر کنید به گونه ای خشم خود را توجیه کرده اید و احساس می کنید که راهی برای حل مشکل خود ندارید. ممکن است موجب سرزنش و تحقیر خود و دیگران شوید یا روابط اجتماعی خود را تخریب کنید. بهتر است به خاطر داشته باشید که عصبانیت مشکلی را حل نمی کند و احساس خوبی در شما به وجود نمی آورد بلکه شرایط بدتری را ایجاد می کند.

منبع: مهارت های زندگی

نویسندگان: علیرضا جزایری، علی سینا رحیمی

 

88

وقتی خشم برشما مستولی می شود تخلیه انرژی از طریق پرداختن به فعالیت های جسمی یا خلاق. مفید و اثربخش است.فایده ی تخلیه ی خشم این است که می توان در وضعیت ذهنی آرام،مشکل خشم برانگیز خود را حل کرد.تخلیه انرژی به عنوان یک مهارت مقابله با خشم،یک فرآیند دو مرحله ای است.مرحله اول رها ساختن تنش و برانگیختگی از سیستم است.مرحله دوم به حل مسئله مربوط است.تخلیه انرژی به عنوان یک مهارت مقابله ای غالبا خوب درک نشده است. زیرا افراد به اهمیت مرحله ی دوم آن توجه نمی کنند.تخلیه انرژی منبع ناکامی یا بدرفتاری را برطرف نمی کند بلکه فقط به انسان خویشتن داری می بخشد تا بتواند با منبع خشم مقابله کند.همیشه فرایند تخلیه ی خشم را همراه با مرحله ی دوم آن یعنی حل مسئله به کار ببرید. منظور از حل مسأله، استفاده از یک شیوه منظم وهدفمند برای رسیدن به یک هدف خاص که عمدتا حل یک مشکل است، که با تعریف مشکل و ارائه راه حل ها ی مختلف بهترین آنها برای حل مشکل به کار برده می شود.

منبع: مهارت های زندگی

نویسندگان: علیرضا جزایری، علی سینا رحیمی

 

89

بدن خود را روی صندلی راحت سازید به طوری که بدن در وسط قرار گرفته و دست ها در دو طرف آویزان باشد.چشمان خود را ببندید و نفس عمیق بکشید.به آهستگی از بینی نفس بکشید و به آهستگی آن را از دهان خارج سازید.

تمام حواس خود را بر تنفس متمرکز کنید. پس از هر دم بشمارید (( یک)) و پس از هر بازدم(( دو)) دم... بازدم... ادامه دهید: یک ... دو... یک ...دو.

همین طور ادامه دهید. اگر حس کردید افکار دیگری به ذهن شما رسوخ می کند، به آرامی آن را از خود دور ساخته و حواس خود را به دم و بازدم معطوف داشته و بر شمارش تمرکز کنید: یک ... دو.

به مدت دو دقیقه به تنفس منظم ادامه دهید( پس از دو دقیقه ): حالا به آرامی چشمان خود را باز کنید.تمرکز بر تنفس باعث می شود که از لحاظ هیجانی بهتر بتوانید با شرایط استرس زا روبه رو شده و تنش کمتری را تجربه نمایید.

منبع: مهارت های زندگی

نویسندگان: علیرضا جزایری، علی سینا رحیمی

 

90

شکاف میان-نسلی به تفاوت ها و اختلاف نظر میان دو نسل در انتخاب های شخصی عقاید و باورها اشاره دارد، که به تعارض و شکاف میان اعضای خانواده می انجامد هر نسل به دلیل بودن در یک زمان مشترک و دارا بودن وسایل امکانات اطلاعات نسبتا یکسان از خواسته های نسبتا مشترکی برخوردار هستند.

زمانی که افراد یک نسل به سن ازدواج رسیده و متاهل و دارای فرزند می شوند، معمولا فرزند آن ها در نسلی متفاوت از نسل خود آن ها متولد می شود و همان طور که آن ها و هم نسل هایشان خواسته های خاصی را داشته اند، حال فرزند آن ها هم خواسته های مختص نسل را دارد، که ممکن است با خواسته های والدین خود متفاوت باشد.

مطالعات نشان داده است، که یکی از دلایل اصلی شکاف میان-نسلی فقدان ارتباط کافی و رضایت بخش میان والدین و فرزندان است. مدرنیته و تحولات سریع اقتصادی اجتماعی، فرآیند جهانی شدن، تغییرات جمعیتی ازجمله  عوامل به وجود آورنده ی شکاف نسلی در ایران هستند.

منبع: آسیب شناسی خانواده

نویسنده: دکتر باب الله بخشی پور جویباری

91

مهارت مدیریت زمان و برنامه ریزی برای کاهش و کنترل استرس از اهمیت اساسی برخوردار است. به ویژه یادگیری اولویت بندی وظایف و اجتناب از به عهده گرفتن کارهای خارج از توان تان برای پیشگیری از استرس زا شدن شرایط زندگی ضروری هستند. استفاده مداوم از تقویم و برنامه ریزی بر اساس وقت های از پیش تعیین شده توجه به کارهای بیهوده ای که وقت را هدر می دهند و جایگزین نمودن آن ها با کارهای مفیدتر باعث می شود، تا شما هیچ گاه به دلیل کمبود وقت و برنامه ریزی و...در شرایط استرس زا قرار نگیرید. همچنین سازندگی و انجام به موقع وظایف منجر به شکل گیری احساس خرسندی و رضایت از خود شده و آسایش روانی شما را ارتقا می بخشد.

منبع: مهارت های زندگی

گزارش اردیبهشت ماه 405-متن اخبار

متن خبر

ردیف

متخصص سلامت باروری و استادیار گروه مامایی دانشگاه علوم پزشکی مشهد ضمن تأکید، بر اهمیت  مدل مراقبت مستمر ماما‑محور گفت: این رویکرد که مورد توصیه سازمان جهانی بهداشت است، می‌تواند با ایجاد رابطه‌ای پایدار و مبتنی بر اعتماد میان ماما و مادر، به بهبود شاخص‌های سلامت مادر و نوزاد و ارتقای تجربه زایمان در زنان ایرانی کمک کند.

دکتر منا لرکی، در گفتگو با وبدا، به مفهوم مراقبت مستمر در نظام‌های سلامت اشاره کرد و گفت: از منظر سازمان جهانی بهداشت، مراقبت مستمر به این معناست که بیمار تمام خدمات درمانی خود، از ویزیت پزشک و انجام آزمایش‌ها تا بستری شدن در بیمارستان، را به‌صورت یک فرایند منسجم و مرتبط تجربه کند؛ به گونه‌ای که با وجود ارائه خدمات در زمان‌ها، مکان‌ها و حتی توسط افراد مختلف، این خدمات برای بیمار به شکل یک مجموعه هماهنگ و یکپارچه دیده شود.

وی افزود: مدل مراقبت مستمر ماما-محور یک الگوی پیشرفته مراقبتی است که در آن یک ماما یا تیم کوچکی از ماماها مسئولیت کامل مراقبت از مادر را در طول دوران بارداری، زایمان و دوره پس از زایمان بر عهده می‌گیرند و در صورت لزوم به سطوح بالاتر وی را ارجاع می دهند.

این متخصص سلامت باروری، با وجود شواهد علمی قابل توجه درباره اثربخشی این مدل، دسترسی به آن در سطح جهان همچنان محدود است. در حال حاضر تنها درصد کمی از مادران در کشورهای پردرآمدی مانند استرالیا، کانادا و بریتانیا از چنین خدماتی بهره‌مند هستند. در بسیاری از کشورهای با درآمد کم و متوسط نیز به دلیل آنکه ماماها به‌صورت چرخشی در بخش‌های مامایی و پرستاری فعالیت می‌کنند، اجرای کامل این مدل با دشواری مواجه است.

دکتر لرکی کمبود نیروی انسانی متخصص، محدودیت‌های مالی نظام‌های سلامت و نبود زیرساخت‌های حمایتی را از مهم‌ترین موانع توسعه مراقبت مستمر مامایی در جهان عنوان کرد و افزود: با این حال، مطالعات نشان می‌دهد این مدل به‌ویژه برای گروه‌های محروم و آسیب‌پذیر می‌تواند نقش مؤثری در بهبود پیامدهای بارداری و زایمان داشته باشد.

آینده مامایی ایران با تکیه بر مراقبت مستمر و فناوری رقم خواهد خورد

وی، در ادامه با اشاره به وضعیت ارائه خدمات مامایی در ایران گفت: در نظام سلامت کشور، مراقبت‌های دوران بارداری عمدتاً در چارچوب شبکه بهداشتی و درمانی ارائه می‌شود؛ سیستمی که از سطح خانه‌های بهداشت در مناطق روستایی تا بیمارستان‌های تخصصی گسترش یافته و بر پایه اصل سطح‌بندی خدمات و نظام ارجاع طراحی شده است. در این میان، ماماهای شاغل در مراکز بهداشتی و درمانی نقش محوری در ارائه خدمات مراقبتی به مادران باردار ایفا می‌کنند.

استادیار گروه مامایی دانشگاه علوم پزشکی مشهد در ادامه افزود: با وجود تأکید سیاست‌گذاران سلامت بر اهمیت مراقبت مستمر، این مفهوم در عمل هنوز به شکل کامل محقق نشده است. یکی از چالش‌های مهم، برداشت محدود از مفهوم مراقبت مستمر است؛ به‌طوری که برخی برنامه‌ریزان آن را صرفاً به معنای تکرار ویزیت‌های منظم تلقی می‌کنند، در حالی که مراقبت مستمر واقعی ابعاد گسترده‌تری از جمله تداوم رابطه درمانی، یکپارچگی خدمات و شخصی‌سازی مراقبت‌ها را در بر می‌گیرد.

این استادیار دانشگاه، همچنین با اشاره به دستورالعمل‌های پیشرفته مامایی که بر ترویج زایمان طبیعی و فیزیولوژیک تأکید دارند، گفت: با وجود تصویب این سیاست‌ها، اجرای کامل آنها در عمل با موانعی مواجه است که بخشی از آن به نبود زیرساخت‌های لازم برای تحقق واقعی مراقبت مستمر بازمی‌گردد.

دکتر لرکی، برای غلبه بر این چالش‌ها چند راهکار اساسی را مطرح کرد و افزود: افزایش تعداد ماماهای آموزش‌دیده، به‌ویژه در مناطق محروم، یکی از ضرورت‌های اصلی است. همچنین بازطراحی ساختارهای بیمارستانی و کلینیکی به‌گونه‌ای که امکان اجرای مدل‌های مراقبت مستمر فراهم شود، می‌تواند نقش مهمی در ارتقای کیفیت خدمات داشته باشد.

وی، آموزش فرهنگی و افزایش آگاهی عمومی درباره مزایای مراقبت مستمر، استفاده از فناوری‌های نوین مانند پلتفرم‌های دیجیتال برای ارائه مشاوره و پایش سلامت مادران، و نیز تدوین سیاست‌های حمایتی و چارچوب‌های قانونی و مالی برای حمایت از ماماها را از دیگر اقدامات ضروری در این مسیر برشمرد.

این متخصص سلامت باروری، با اشاره به تجربه کشورهای موفق در اجرای این مدل گفت: استقرار نظام مراقبت مستمر مامایی مستلزم تغییرات ساختاری در نظام سلامت است؛ از جمله اصلاح نظام پرداخت، بازنگری در شرح وظایف ماماها و ایجاد سازوکارهایی برای هماهنگی مؤثر میان بخش‌های مختلف خدمات سلامت.

وی تأکید کرد: در ایران نیز تحقق این هدف نیازمند عزم جدی سیاست‌گذاران، برنامه‌ریزی دقیق و همراهی جامعه مامایی است.

دکتر لرکی خاطرنشان کرد: مراقبت مستمر مطلوب نه تنها موجب بهبود شاخص‌های سلامت مادر و نوزاد می‌شود، بلکه می‌تواند تجربه‌ای ایمن‌تر و رضایت‌بخش‌تر از زایمان برای زنان ایرانی فراهم کند. به گفته وی، آینده مراقبت مستمر مامایی آینده‌ای است که در آن سلامت مادران و نوزادان در مرکز توجه قرار دارد و ماماها به‌عنوان رهبران این حوزه نقشی کلیدی در ساختن جامعه‌ای سالم‌تر ایفا خواهند کرد.

وی در پایان گفت: همچنین بر خود لازم می دانم که فرارسیدن روز جهانی ماما را به تمام همکاران پرتلاشم در دانشگاه، بیمارستان ها و مراکز بهداشتی وهمچنین دانشجویان عزیز صمیمانه تبریک عرض کنم. شما در شیرین ترین و حساس ترین لحظات زندگی در کنار زنان هستید و نقشپررنگی در سلامت آنان، خانواده و جامعه دارید. آرزوی سلامتی و سربلندی برای شما عزیزان دارم.

 

 

1

کارشناس مسئول گفتار درمانی بیمارستان ابن سینا، با اشاره به ضرورت واحد گفتار درمانی در بیمارستان تخصصی روانپزشکی، به نقش حیاتی این واحد در بررسی و درمان اختلالات گفتار و زبان برای کودکان، نوجوانان و بزرگسالان و نیز به مشکلات، نیازها و پیشنهادات خود برای ارتقاء خدمات توانبخشی اشاره کرد.

الهام حکیمی، در گفتگو وبدا واحد گفتار درمانی را یکی از زیرشاخه‌های رشته‌های پیراپزشکی عنوان کرد و افزود: این رشته ارتباط مستقیمی   با رشته‌های پزشکی دارد؛ خصوصاً در بیمارستان تخصصی روانپزشکی ابن سینا که طیف وسیعی از اختلالات روانپزشکی حوزه کودکان و بزرگسالان در اینجا مورد ارزیابی قرار می‌گیرد.

وی افزود: موضوع گفتار درمانی در اختلالات گفتار و زبان دامنه وسیعی دارد و نقش موثری در ارزیابی و درمان این اختلالات ایفا می‌کند. بیشتر مراجعین واحد، کودکان و نوجوانان هستند که از کلینیک‌های بیرون، مراکز بهداشت و پزشکان متخصص به این واحد ارجاع می‌شوند. البته بزرگسالان دارای اختلالات تلفظی یا آسیب‌های عصبی، از جمله سکته مغزی، نیز پذیرش می‌شوند.

خانم حکیمی درباره روند درمان در حوزه گفتار درمانی گفت:  ابتدا مراجعین با تماس تلفنی یا ارجاع از مراکز مختلف وقت می‌گیرند؛ پس از ارزیابی اولیه، بر اساس نوع و شدت مشکل جلسات درمانی و توانبخشی آغاز می‌شود که معمولاً طولانی مدت است و بسته به نوع اختلال، بین ۱۲ جلسه تا دو سال، گاهی ۵۰ تا ۶۰ جلسه، ادامه دارد.

وی درباره نیروی انسانی واحد گفتار درمانی اظهار داشت:  در حال حاضر دو نفر نیروی رسمی گفتار درمان دانشگاه علوم پزشکی فعالیت دارند، در حالی که ظرفیت افزایش نیرو وجود دارد اما به دلیل سختی کار گفتار درمانی، انتخاب نیروهای زبده اهمیت زیادی دارد.

خانم حکیمی با اشاره به تاریخچه واحد گفتار درمانی بیمارستان ابن سینا بیان کرد: از سال ۸۵ که فعالیت واحد را آغاز کردیم، با همت و تلاش خودمان واحد را راه‌اندازی و معرفی کردیم و خدمات توانبخشی شامل گروه درمانی برای لکنت و اوتیسم نیز برقرار شد. بزرگترین گروه درمانی کشور برای لکنت بین سال‌های ۹۵ تا ۹۸ قبل از کرونا در مشهد و در بیمارستان ابن سینا برگزار شد.

وی درباره اهمیت تجهیزات نوین گفتار درمانی گفت: پیشرفت علوم شناختی و علوم اعصاب شناختی، ارتباط مستقیمی با گفتار درمانی دارد و دستگاه‌ها و نرم‌افزارهای مختلف مثل کاپیتان لایت و دکتر اسپیچ می‌تواند کیفیت درمان و جذب مراجعین را افزایش دهد. اگر تجهیزات مدرن در اختیار واحد قرار بگیرد، اثربخشی درمان بیشتر خواهد شد.

این گفتار درمان دانشگاه تأکید کرد:  خدمات فردی و گروهی، با بهره‌گیری از ابزارهای مدرن و توجه به آموزش دانشجویان، نقش مهمی در ارتقاء کیفیت واحد گفتار درمانی دارد و ایجاد مرکز جامع توانبخشی با هدف کار تیمی و استفاده از علم و تجربه نیروهای متخصص، می‌تواند به تحقق درمان مؤثر برای بیماران کمک کند.

خانم حکیمی، در ادامه از مسئولین خواستار راه‌اندازی مرکز جامع توانبخشی با حضور متخصصین اعصاب، روانپزشک، کار درمان و گفتار درمان در مشهد شد، تا با بهره‌گیری از تیم‌های تخصصی، خدمات درمانی موثرتر و علمی‌تر به بیماران ارائه شود.

همچنین، وی در ادامه مطلب افزود: در جلسات معاونت توانبخشی، از تجربیات نیروهای متخصص حوزه درمان بیشتر استفاده شود و مزایایی برای درمانگران باتجربه در نظر گرفته شود، تا انگیزه برای ادامه فعالیت آن‌ها تقویت گردد.

 

2

الهام بدیعیان موسوی، مامای با ۲۴ سال سابقه خدمت در بیمارستان روانپزشکی ابن‌سینا، ضمن اشاره به راه‌اندازی واحد مامایی ویژه بیماران روانپزشکی، بر ضرورت توجه به بهداشت و سلامت زنان به‌ویژه مادران پرخطر تأکید کرد و مامایی را  عشقی عمیق، فراتر از یک شغل  توصیف کرد.

الهام بدیعیان موسوی، در گفتگو با وبدا، به مناسبت روز ماما اظهار داشت: در طول 24 سال خدمتم در بیمارستن روانپزشکی ابن سینا، توفیق داشته‌ام که به بیماران  نیازمند به خدمات روانپزشکی خدمت کنم و این تجربه برای من بسیار ارزشمند بوده است.

وی، با بیان اینکه بیماران روانپزشکی به دلیل شرایط خاص خود گاهی کمتر به بهداشت فردی توجه می‌کنند، افزود: با توجه به اهمیت سلامت زنان، واحد مامایی در بیمارستان ایجاد شده تا بتوانیم گامی در جهت ارتقای بهداشت و سلامت این بیماران برداریم.

 

بدیعیان موسوی در ادامه گفت: در بیمارستان ابن‌سینا هنگام پذیرش بیماران زن، برگه‌ای در پرونده آنان به عنوان برگه مامایی ثبت می‌شود، که در آن تاریخچه‌ای از وضعیت زنان، زایمان، سلامت و باروری بیمار بررسی و ثبت می‌شود. در صورتی که بیمار در بخش حاد شرایط همکاری برای معاینه را نداشته باشد، معاینه مامایی به زمان مناسب‌تر و پس از بهبود وضعیت بیمار موکول می‌شود.

وی، درباره مراقبت از مادران پرخطر گفت: بیمارانی که مادر پرخطر هستند، چه در دوران بارداری و چه پس از زایمان، در طول مدت بستری به صورت روزانه ویزیت مامایی می‌شوند. مادران باردار تا پایان بستری و مادران زایمان کرده نیز تا ۴۲ روز پس از زایمان به طور روزانه از نظر شرایط جسمی و موارد خطر مورد بررسی قرار می‌گیرند.

این مامای باسابقه بیمارستان، همچنین به اهمیت غربالگری بیماری‌ها در این بیماران اشاره کرد و گفت: در معاینات مامایی مواردی از بیماری‌های منتقله از راه جنسی از جمله زگیل تناسلی (HPV) مشاهده شده، که این بیماران برای ادامه درمان و در صورت نیاز تزریق واکسن گارداسیل به متخصص زنان ارجاع داده می‌شوند.

 

وی افزود: یکی دیگر از اقدامات مهم، معاینه پستان و غربالگری سرطان پستان در بیماران است. در صورت مشاهده موارد مشکوک یا علائم احتمالی سرطان، بیماران برای انجام ماموگرافی و ادامه روند تشخیص و درمان به مراکز تخصصی ارجاع داده می‌شوند.

بدیعیان موسوی با اشاره به خاطرات حرفه ای خود گفت: در این سال‌ها خاطرات تلخ و شیرین بسیاری داشته‌ام. شیرین‌ترین لحظه برای ما زمانی است، که بیمار از صمیم قلب برایمان دعا می‌کند و من شخصاً همیشه دعای خیر این بیماران را در زندگی‌ام احساس کرده‌ام. در مقابل، دیدن بیماران کم‌سن و سال یا نوجوانانی که به دلیل مشکلات روانی بستری می‌شوند، از تلخ‌ترین لحظات کاری برای من است.

وی در پایان با اشاره به اهمیت حرفه مامایی گفت: مامایی تنها یک شغل نیست، بلکه یک عشق است. اگر دختران جوانی که در آستانه انتخاب رشته هستند واقعاً به این حرفه علاقه دارند، می‌توانند وارد این مسیر شوند؛ زیرا بدون عشق و علاقه ادامه دادن در این حرفه دشوار خواهد بود. من نیز به دلیل علاقه زیاد به این رشته وارد حرفه مامایی شدم.

بدیعیان موسوی، در پایان از ریاست و مدیریت بیمارستان ابن‌سینا برای حمایت از فعالیت‌های حوزه سلامت زنان قدردانی کرد.

 

3

متخصص داخلی و فوق تخصص نفرولوژی و عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با اشاره به اینکه بخش زیادی از بیماری‌های کلیه در مراحل اولیه بدون علامت هستند، تأکید کرد: تشخیص به‌ موقع با آزمایش ساده ادرار و کراتینین می‌تواند، از رسیدن بیماران به مرحله دیالیز جلوگیری کند. وی با بیان علائم، عوامل خطر و روش‌های علمی تشخیص بیماری‌های کلیوی، نسبت به مصرف بی‌رویه مسکن‌ها، کم‌آبی و تفسیر اشتباه دردهای پهلو هشدار داد.

دکتر عباسعلی زراعتی، در گفتگو با وبدا درباره بیماری‌های کلیوی گفت: بیماری‌های کلیه مجموعه‌ای از علائم هستند، که برخی از آنها به‌طور مستقیم به عملکرد کلیه مربوط می‌شوند. مهم‌ترین این علائم ورم اندام‌ها، به‌ویژه دور چشم و پاها، و تغییرات در ادرار است. همچنین خستگی، کاهش اشتها و فشار خون بالا می‌تواند نشانه هشدار باشد.

فوق تخصص نفرولوژی افزود: ورم معمولاً باید حالت دوطرفه داشته باشد، اما ورم یک‌طرفه معمولاً نشانه بیماری کلیوی نیست. از سوی دیگر، اختلالات ادراری مانند کاهش حجم ادرار به‌خصوص کمتر از ۴۰۰ سی‌سی در ۲۴ ساعت که الیگوری نام دارد، از علائم مهم نارسایی کلیه به شمار می‌رود. پُرادراری، تغییر رنگ ادرار، به‌ویژه به رنگ قرمز به دلیل وجود خون، و کدر شدن ادرار که می‌تواند نشانه عفونت باشد نیز از علائم هشداردهنده هستند. وی تأکید کرد: در چنین شرایطی، مراجعه سریع به پزشک متخصص کلیه برای بررسی عملکرد کلیه، انجام آزمایش‌های دقیق‌تر و پیشگیری از پیشرفت بیماری ضروری است، زیرا تشخیص و درمان به‌موقع می‌تواند از بروز نارسایی مزمن و نیاز به دیالیز جلوگیری کند.

وی، با تأکید بر اینکه مشکل اصلی در بیماری‌های کلیوی، بی‌علامت بودن بسیاری از آنها در مراحل اولیه است، افزود: بسیاری از بیماران تنها برای یک چکاپ ساده مراجعه می‌کنند، اما همان زمان مشخص می‌شود عملکرد کلیه به مرحله‌ای نزدیک به دیالیز رسیده و حتی نیاز به آمادگی برای دیالیز دارند. دکتر زراعتی افزود: در برخی موارد، افزایش تدریجی و شدید سموم در بدن بدون هشدار قبلی، موجب بروز علائمی مانند گیجی، خواب‌آلودگی، تهوع، کاهش هوشیاری و اختلال در تمرکز می‌شود و پس از انجام آزمایش‌ها، نارسایی کلیوی تشخیص داده می‌شود؛ مسأله‌ای که ضرورت توجه به آزمایش‌های دوره‌ای و تشخیص زودهنگام را نشان می‌دهد. او همچنین خاطرنشان کرد: که کنترل بیماری‌های زمینه‌ای مانند دیابت و فشار خون، پیگیری منظم نتایج آزمایش‌ها و مراجعه به‌موقع به متخصص، نقش تعیین‌کننده‌ای در پیشگیری از نارسایی پیشرفته کلیوی و نیاز به دیالیز ایفا می‌کند.

هشدار درباره بیماری‌های خاموش کلیه؛ افراد پرخطر باید منظم آزمایش بدهند

فوق تخصص نفرولوژی دانشگاه در ادامه اظهار داشت: اگر بیمار با علائمی مانند ورم اندام‌ها، کاهش حجم ادرار یا تغییر رنگ آن مراجعه کند، تشخیص بیماری کلیوی معمولاً پیچیده نیست. اما چالش اصلی، شناسایی بیماری در افرادی است که هیچ نشانه ظاهری ندارند. به گفته وی، برخی افراد در گروه‌های پرخطر قرار می‌گیرند و لازم است به‌صورت منظم تحت بررسی قرار گیرند؛ از جمله افرادی با سابقه خانوادگی بیماری کلیوی یا دیالیز، بیماران مبتلا به فشار خون و دیابت، و همچنین کسانی که به بیماری‌های مزمن کبدی مانند هپاتیت، بیماری‌های ریوی، سرطان‌ها، عفونت‌های مزمن یا HIV مبتلا هستند، زیرا در این گروه‌ها احتمال آسیب خاموش کلیه‌ها بیشتر است. وی تأکید کرد که انجام منظم آزمایش ادرار، سنجش کراتینین و ارزیابی فشار خون در این افراد، می‌تواند به تشخیص زودهنگام اختلال عملکرد کلیه کمک کند و با آغاز درمان مناسب، از پیشرفت بیماری، بروز عوارض شدید و در نهایت نیاز به دیالیز پیشگیری شود.

عضو هیأت علمی دانشگاه، همچنین چاقی را یکی از عوامل مهم و تأثیرگذار بر سلامت کلیه عنوان کرد و افزود: افرادی که در دوران نوزادی با وزن بسیار کم متولد شده‌اند، در بزرگسالی بیشتر در معرض ابتلا به اختلالات کلیوی قرار دارند. به گفته او، ارزیابی وضعیت کلیه در این گروه‌ها اهمیت ویژه‌ای دارد و معمولاً با یک آزمایش ساده ادرار و سنجش کراتینین قابل انجام است. در صورت نیاز، برای بررسی دقیق‌تر ساختار کلیه و شناسایی احتمالی سنگ یا ناهنجاری‌های دیگر، انجام سونوگرافی نیز توصیه می‌شود؛ اقدامی که می‌تواند از پیشرفت بیماری و بروز عوارض جدی جلوگیری کند.

این استاد نفرولوژی در ادامه مطلب گفت: اگر آزمایش ادرار طبیعی و میزان کراتینین در محدوده نرمال باشد، معمولاً می‌توان این بررسی‌ها را هر یک تا دو سال یک‌بار تکرار کرد، مگر آنکه فرد در گروه‌های پرخطر قرار داشته باشد. کلیه‌ها وظیفه دفع مواد زائدی مانند کراتینین و اوره را بر عهده دارند و افزایش این مواد در خون می‌تواند نشانه اختلال در عملکرد کلیه باشد. به گفته وی، حد طبیعی کراتینین در خانم‌ها کمتر از ۱ و در آقایان کمتر از ۱.۳ است و هر عدد بالاتر از این میزان، به‌ویژه اگر تداوم داشته باشد، نیازمند بررسی دقیق‌تر، توجه پزشکی و در برخی موارد انجام آزمایش‌های تکمیلی است تا علت اصلی مشخص شود.

دکتر زراعتی به دلایل افزایش کراتینین اشاره کرد و افزود: کم‌آبی واقعی نه صرفاً کم‌نوشیدن آب  برای مثال در شرایطی مانند اسهال شدید، استفراغ طولانی‌مدت یا خونریزی قابل توجه، می‌تواند موجب کاهش جریان خون به کلیه و در نتیجه افزایش کراتینین شود. همچنین مصرف بی‌رویه و خودسرانه داروهای مسکن مانند ناپروکسن، پیروکسیکام و دیکلوفناک، به‌ویژه زمانی که بدن دچار کم‌آبی است، خطر آسیب حاد کلیه و حتی نارسایی را افزایش می‌دهد. به همین دلیل توصیه می‌شود افراد، خصوصاً سالمندان و بیماران زمینه‌ای، از مصرف مکرر این داروها بدون نظر پزشک خودداری کنند.

این عضو هیأت علمی دانشگاه افزود: گاهی ممکن است سطح کراتینین خون در محدوده طبیعی باشد، اما نتایج آزمایش ادرار اطلاعات حیاتی را فاش کند. برای مثال، وجود خون میکروسکوپی پروتئین یا گلبول سفید در ادرار، حتی زمانی که کراتینین نرمال است، می‌تواند نشان‌دهنده بیماری‌های مختلف کلیوی یا مجاری ادراری باشد. همچنین، پایین بودن وزن مخصوص ادرار ممکن است، به معنای ناتوانی کلیه در تغلیظ ادرار باشد. علاوه بر این، مثبت شدن نیتریت و کدر بودن ادرار همراه با علائم سوزش و تکرر ادرار، قویاً به نفع عفونت ادراری است که نیازمند درمان به‌موقع است.

دکتر زراعتی درباره بیمارانی که آزمایش‌های ظاهراً طبیعی دارند، اما احتمال شروع بیماری وجود دارد گفت: این وضعیت در سه حالت عمده دیده می‌شود، به‌ویژه در بیماران مبتلا به دیابت. در مراحل ابتدایی، ممکن است قبل از افزایش قابل‌توجه پروتئین یا کراتینین، مقدار آلبومین در ادرار بالا رود که نشانه اولیه آسیب کلیه است. در دیابت نوع ۲ باید از همان زمان تشخیص بیماری، آزمایش آلبومین ادرار انجام شود، زیرا آسیب کلیوی می‌تواند از همان ابتدا آغاز شود. اما در بیماران مبتلا به دیابت نوع ۱، معمولاً پنج سال پس از شروع دیابت لازم است این بررسی صورت گیرد. تشخیص زودهنگام دفع آلبومین می‌تواند از پیشرفت نارسایی کلیوی و نیاز به دیالیز جلوگیری کند.

 

4

عضو هیأت علمی دانشگاه تاکید کرد: در افرادی با سابقه خانوادگی بیماری کلیوی نیز باید حتی با وجود آزمایش طبیعی، آلبومین ادرار اندازه‌گیری شود، زیرا این آزمایش می‌تواند نشانه‌های اولیه آسیب کلیوی را شناسایی کند و از پیشرفت بیماری جلوگیری نماید. انجام این آزمایش منظم، اهمیت بالایی در تشخیص زودهنگام و مدیریت بهتر بیماری‌های کلیوی دارد.

این فوق تخصص نفرولوژی درباره نقش سونوگرافی در تشخیص گفت: برخی بیماری‌ها مانند کیست‌های کلیه ممکن است در آزمایش خون یا ادرار دیده نشوند، اما در سونوگرافی مشخص می‌شوند. کیست‌های ساده معمولاً خوش‌خیم هستند، اما بیماری‌های ارثی مانند کلیه‌های پلی‌کیستیک که هر دو کلیه را درگیر می‌کند، از حدود سن ۳۰ سالگی می‌تواند منجر به نارسایی کلیه شود. این دسته از بیماران نیازمند بررسی‌های دقیق‌تر برای پیشگیری از دیالیز هستند. به گفته وی، انجام سونوگرافی دوره‌ای در افراد با سابقه خانوادگی بیماری‌های کلیوی می‌تواند به تشخیص زودهنگام ضایعات و آغاز به‌موقع درمان کمک کند و از پیشرفت آسیب کلیه و بروز عوارض جبران‌ناپذیر جلوگیری نماید. علاوه بر این، پیگیری منظم و مراجعه به متخصص در این افراد اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا تشخیص زودرس امکان کنترل بهتر بیماری و بهبود کیفیت زندگی بیماران را فراهم می‌کند.

این عضو هیأت علمی دانشگاه همچنین گفت: برخی دردهای پهلو اصلاً کلیوی نیستند و ممکن است از دیسک کمر یا عضلات ناشی شوند. متأسفانه گاهی به دلیل سونوگرافی‌های غیر دقیق یا مشاهده یک سنگ بسیار کوچک سه میلیمتری، بیمار دچار نگرانی شده و بدون نیاز واقعی تحت درمان‌های غیرضرور قرار می‌گیرد. در حالی که اگر آزمایش ادرار، کراتینین و سونوگرافی طبیعی باشد، معمولاً درد منشأ کلیوی ندارد. به گفته وی، تشخیص دقیق منشأ درد نیازمند بررسی کامل بالینی، شرح حال بیمار و در صورت لزوم انجام آزمایش‌های تکمیلی است تا از درمان‌های بی‌مورد جلوگیری شود. آگاهی بیماران و مراجعه به متخصص نیز می‌تواند در کاهش نگرانی‌ها و انتخاب مسیر درمانی درست نقش مهمی داشته باشد.

فوق تخصص نفرولوژی افزود: در دردهای شدید یک‌طرفه کلیه که ممکن است سونوگرافی طبیعی نشان دهد، CAT بدون ماده حاجب می‌تواند سنگ را مشخص کند که اغلب با وجود خون در ادرار همراه است. اما برخی بیماران احساس می‌کنند دچار ورم شده‌اند و به همین دلیل نگران بروز بیماری کلیوی هستند، در حالی‌که در معاینه بالینی و ارزیابی پزشکی، ورم واضحی مشاهده نمی‌شود. این گروه از بیماران گاهی بدون وجود علامت واقعی، تصور می‌کنند کلیه‌هایشان دچار مشکل شده است.

اگر در آزمایش ادرار، پروتئین دیده نشود و میزان کراتینین خون در حد طبیعی باشد، معمولاً مشخص می‌شود که بیمار مشکل کلیوی ندارد یا حداقل اگر ورمی وجود داشته باشد، منشأ آن کلیوی نیست.

 

5

فوق‌تخصص روماتولوژی  بیمارستان امام رضا(ع)، از مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با تأکید بر اهمیت تشخیص زودهنگام بیماری اسپوندیلیت آنکیلوزان (AS) گفت: این بیماری التهابی و مزمن که بیشتر ستون فقرات و مفاصل لگن را درگیر می‌کند، در صورت بی‌توجهی می‌تواند منجر به خشکی شدید مفاصل، تغییر شکل ستون فقرات و کاهش جدی کیفیت زندگی بیماران، به‌ویژه مردان جوان، شود.

دکتر الهام عتباتی، در گفتگو با وبدا، درباره بیماری اسپوندیلیت آنکیلوزان گفت: اسپوندیلیت آنکیلوزان که به‌اختصار AS نامیده می‌شود، یکی از بیماری‌های روماتولوژیک التهابی و مزمن است، که عمدتاً ستون فقرات یا اسکلت مرکزی بدن را درگیر می‌کند. این درگیری شامل مهره‌های گردنی، پشتی و کمری و همچنین مفاصل داخل لگن، به‌ویژه مفصل ساکروایلیاک و تا حدی مفصل هیپ است.

وی افزود: در اغلب بیماران، تمرکز بیماری بر ستون فقرات و لگن است، اما در موارد محدودتر ممکن است مفاصل محیطی مانند مچ پا، انگشتان و کف پا نیز دچار درد و التهاب شوند و به‌ندرت سایر مفاصل محیطی را نیز درگیر کند.

این فوق‌تخصص روماتولوژی، با اشاره به علت بیماری گفت: مانند بسیاری از بیماری‌های روماتیسمی، علت دقیق اسپوندیلیت آنکیلوزان هنوز به‌طور کامل شناخته نشده است، اما عوامل ارثی و ژنتیکی نقش مهمی در بروز آن دارند. به گفنه وی AS در گروهی از بیماری‌ها به نام اسپوندیلوآرتروپاتی‌ها قرار می‌گیرد؛ خانواده‌ای از بیماری‌ها که ویژگی مشترک آن‌ها درگیری ستون فقرات مرکزی است.

دکتر عتباتی ادامه داد: این بیماری می‌تواند با برخی اختلالات دیگر همراه باشد؛ برای مثال نوعی از اسپوندیلوآرتروپاتی با پسوریازیس پوستی، یا بیماری‌های التهابی روده ارتباط دارد. اگرچه AS در اغلب موارد صرفاً یک بیماری مفصلی است، اما در برخی بیماران ممکن است تظاهرات خارج مفصلی نیز دیده شود؛ از جمله التهاب اتاق قدامی چشم و در موارد نادر، درگیری قلبی به‌ویژه در ناحیه ریشه آئورت.

وی، با اشاره به شیوع بیماری تصریح کرد: برخلاف بسیاری از بیماری‌های روماتیسمی که در خانم‌ها شایع‌تر هستند، اسپوندیلیت آنکیلوزان در آقایان با شیوع بالاتری دیده می‌شود و معمولاً مردان جوان را درگیر می‌کند. علائم بیماری می‌تواند از دوران کودکی، پس از بلوغ یا حتی تا دهه چهارم زندگی بروز پیدا کند.

به گفته دکتر عتباتی، دردهای ناشی از AS از نوع دردهای التهابی هستند؛ به این معنا که پس از بی‌حرکتی و به‌ویژه در ساعات ابتدایی صبح شدت بیشتری دارند و با تحرک و فعالیت بدنی، از میزان درد، خشکی و ناتوانی بیمار کاسته می‌شود.

دکتر عتباتی افراد در معرض خطر را کسانی عنوان کرد، که زمینه ژنتیکی دارند و افزود: عوامل محیطی مانند استرس، عفونت‌ها، ویروس‌ها، خستگی مزمن و آلودگی‌های محیطی می‌توانند به‌عنوان محرک عمل کرده و باعث بروز بیماری در افراد مستعد شوند.

وی، در خصوص تشخیص بیماری گفت: شرح حال دقیق و معاینه بالینی نقش کلیدی در تشخیص دارند. به‌دلیل التهاب‌های مکرر ستون فقرات، دیسک‌ها و فاصله بین مهره‌ها به‌تدریج سفت شده و مهره‌ها به هم جوش می‌خورند که در نهایت حالتی لوله‌مانند در ستون فقرات ایجاد می‌شود. این وضعیت باعث کاهش شدید دامنه حرکتی ستون فقرات و مفاصل لگنی، دردهای شدید صبحگاهی، تغییر شکل و خمیدگی ستون فقرات و افزایش خطر شکستگی مهره‌ها می‌شود.

این فوق‌تخصص روماتولوژی اضافه کرد: التهاب مزمن ناشی از بیماری تنها به مفاصل محدود نمی‌شود و کل بدن را تحت تأثیر قرار می‌دهد؛ به‌طوری که افزایش فاکتورهای التهابی، خستگی مزمن، لاغری، کاهش اشتها، احساس تب و سایر علائم عمومی در بیماران مشاهده می‌شود.

وی، با اشاره به سیر بیماری گفت: اسپوندیلیت آنکیلوزان شدت‌های متفاوتی دارد؛ از انواع شدید و پیشرونده گرفته تا مواردی که به‌صورت آهسته و خزنده پیش می‌روند و حتی ممکن است درد زیادی نداشته باشند، اما به‌تدریج موجب تخریب مهره‌ها و مفاصل لگنی شوند.

تشخیص زودهنگام اسپوندیلیت آنکیلوزان با MRI؛ راهی برای پیشگیری از تخریب مفاصل

دکتر عتباتی درباره روش‌های تشخیصی افزود: در فاز فعال بیماری، آزمایش‌های خون می‌توانند افزایش فاکتورهای التهابی را نشان دهند. همچنین یک شاخص ژنتیکی به نام HLA-B27 در درصدی از بیماران مثبت است، اما منفی بودن آن به‌هیچ‌وجه بیماری را رد نمی‌کند. در کنار معاینه بالینی، تصویربرداری اهمیت زیادی دارد؛ رادیوگرافی ساده بیشتر در مراحل پیشرفته کمک‌کننده است، اما MRI با پروتکل‌های اختصاصی بهترین روش برای تشخیص تغییرات التهابی در مراحل اولیه بیماری محسوب می‌شود.

وی ضمن تأکید بر پیشگیری و درمان گفت: اگرچه پیشگیری قطعی برای این بیماری وجود ندارد، اما رعایت سبک زندگی سالم، تغذیه مناسب و کاهش عوامل محیطی تحریک‌کننده می‌تواند احتمال بروز یا شدت بیماری را کاهش دهد. درمان اسپوندیلیت آنکیلوزان حتماً دارویی است و از داروهای ضدالتهابی آغاز شده و در مواردی به داروهایی مانند سولفاسالازین یا متوترکسات می‌رسد. با این حال، تحول اساسی درمان در سال‌های اخیر با استفاده از داروهای بیولوژیک رخ داده است که بسته به پاسخ بیمار و شدت بیماری تجویز می‌شوند و در بسیاری از موارد درمانی طولانی‌مدت و حتی مادام‌العمر دارند. در کنار درمان دارویی، توان‌بخشی، فیزیوتراپی منظم، کاردرمانی و انجام حرکات ورزشی اصلاحی نقش بسیار مهمی در کنترل درد و حفظ دامنه حرکتی مفاصل بیماران ایفا می‌کند.

 

6

متخصص جراحی سرطان و عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، از انجام موفقیت‌آمیز جراحی خروج یک تومور بسیار حجیم شکمی در بیمارستان امید مشهد خبر داد.

دکتر احسان سلطانی، در گفتگو با وبدا، با اعلام این خبر گفت: بیمار آقای ۵۴ ساله‌ای بود که از چند سال قبل هنگام اجابت مزاج دچار دردهای تیرکشنده در ناحیه شکم می‌شد، اما به دلیل اعتیاد به مواد مخدر، این علائم را جدی نگرفته و برای بررسی به پزشک مراجعه نکرده بود.

وی افزود: در ماه‌های اخیر بیمار دچار احساس پری معده و سیری زودرس پس از صرف غذا شده و همچنین بزرگ شدن و سفتی شکم را تجربه کرده بود که در نهایت به یک پزشک عمومی مراجعه کرد. به گفته وی، اقدام ارزشمند پزشک عمومی در این مرحله، معاینه دقیق بیمار بود که طی آن وجود توده در شکم تشخیص داده شد و برای بیمار سونوگرافی درخواست شد.

عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد ادامه داد: در سونوگرافی وجود یک توده شکمی گزارش شد و در ادامه با انجام CAT مشخص شد، بیمار دچار یک تومور بسیار حجیم در فضای رتروپریتوئن است؛ توموری که از ناحیه دیافراگم و کبد تا لگن امتداد داشت.

دکتر سلطانی اظهار کرد: بیمار برای ادامه بررسی و درمان به کلینیک جراحی سرطان دانشگاه علوم پزشکی مشهد در بیمارستان امید ارجاع شد. در این مرکز، برای بیمار CAT ریه به منظور مرحله‌بندی بیماری انجام شد و همچنین از توده نمونه‌برداری صورت گرفت که نتیجه پاتولوژی نشان‌دهنده  میکسویید سارکوم از نوع Well-differentiated  بود؛ به این معنا که تومور تمایز خوبی داشته و در چنین مواردی معمولاً شیمی‌درمانی یا پرتودرمانی پیش از عمل تأثیر قابل توجهی ندارد.

وی، با اشاره به پیچیدگی شرایط جراحی گفت: در بررسی CAT به نظر می‌رسید تومور با لوب چپ کبد در ارتباط بوده و تا نزدیکی ورید اجوف تحتانی گسترش یافته و همچنین تا لگن ادامه دارد. به همین دلیل با دکتر علی اکبریان، جراح کبد، مشورت شد و تصاویر CAT مجدداً مورد بازخوانی دقیق قرار گرفت.

متخصص جراحی سرطان افزود: پس از بررسی‌های مجدد مشخص شد امکان جداسازی تومور از ناف کبد وجود دارد و بیمار قابلیت انجام جراحی را دارد؛ هرچند به دلیل وسعت تومور، عمل جراحی با خطرات و عوارض قابل توجهی همراه بود و احتمال مرگ‌ومیر نیز وجود داشت؛ بنابراین پیش از عمل، تمامی این موارد با بیمار و خانواده وی در میان گذاشته شد.

 

دکتر سلطانی خاطرنشان کرد: در نهایت جراحی انجام شد و تومور بسیار حجیمی به وزن حدود ۷ کیلوگرم از شکم بیمار خارج شد. به دلیل وسعت درگیری، بخشی از معده، بخشی از دوازدهه (اثنی‌عشر)، قسمت راست روده بزرگ و کیسه صفرا نیز همراه با تومور برداشته شد، اما خوشبختانه عروق اصلی شکم و کبد با دقت کامل حفظ شد.

وی در ادامه افزود: پس از پایان عمل جراحی، بیمار با حال عمومی مناسب به بخش مراقبت‌های ویژه (ICU) منتقل شد.

عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد درباره ادامه روند درمان گفت: در صورتی که نتیجه نهایی آسیب‌شناسی نیز همان تشخیص اولیه را تأیید کند، بیمار نیازی به شیمی‌درمانی یا پرتودرمانی نخواهد داشت و تنها باید تحت پیگیری منظم قرار گیرد.

وی افزود: بیماران مبتلا به سارکوم‌های شکمی باید توجه داشته باشند، که اگرچه در بسیاری از موارد نیازی به پرتودرمانی وجود ندارد، اما احتمال عود بیماری در این تومورها وجود دارد. بنابراین لازم است بیماران هر سه تا شش ماه تحت تصویربرداری و بررسی‌های پزشکی قرار گیرند تا در صورت عود، تومور در مراحل اولیه و با اندازه کوچک‌تر شناسایی و درمان شود.

دکتر سلطانی تأکید کرد: مهم‌ترین نکته‌ای که از این مورد می‌توان برای جامعه عمومی آموخت، توجه به علائم غیرطبیعی بدن است. هرگونه علامت مداوم در ناحیه شکم، اندام‌ها یا حتی ریه‌ها باید جدی گرفته شود و افراد در اولین فرصت به پزشک مراجعه کنند.

وی، همچنین از اقدام دقیق پزشک عمومی در معاینه کامل بیمار قدردانی کرد و گفت: اگر این معاینه دقیق انجام نمی‌شد و بیمار صرفاً با درمان دارویی رها می‌شد، ممکن بود تشخیص بیماری باز هم به تأخیر بیفتد. در واقع نخستین گام مهم در مسیر درمان این بیمار توسط همان پزشک عمومی برداشته شد.

 

7

احمد اشجعی، مسئول بانک خون بیمارستان قائم(عج) مشهد و فاطمه یزدی، کارشناس علوم آزمایشگاهی این مرکز درمانی، از جمله زوج‌هایی هستند که سال‌هاست در کنار زندگی مشترک، در مسیر خدمت به بیماران نیز همکار یکدیگرند. آن‌ها در گفت‌وگویی مفصل از مسیر تحصیل و استخدام، آشنایی و ازدواج، فعالیت در شهرهای مختلف، چالش‌های کاری در آزمایشگاه و بانک خون، روزهای دشوار کرونا، کمبود خون، فشار کاری، مسئولیت خانوادگی و همچنین تجربه دریافت تقدیر در روز علوم آزمایشگاهی سخن گفتند.

آغاز مسیر تحصیل و ورود به حوزه علوم آزمایشگاهی

فاطمه یزدی، کارشناس علوم آزمایشگاهی بیمارستان قائم(عج)، در گفتگو با وبدا، با معرفی خود گفت: من متولد سال 1363 هستم و در سال‌های ۱۳۸۱ و ۱۳۸۲ وارد دانشگاه شدم .پس از پایان تحصیل، در سال ۱۳۸۶ در بیمارستان فریمان استخدام شدم.

وی افزود: پس از حدود یک سال از حضور در بیمارستان فریمان، در سال ۱۳۸۷ با آقای اشجعی آشنا شدم. او، نیز در حوزه علوم آزمایشگاهی فعالیت دارد و این آشنایی در همان فضای کاری شکل گرفت.

یزدی گفت: بعد از آشنایی، مسیر زندگی ما به نوعی با کار در حوزه درمان و آزمایشگاه گره خورد و از همان سال‌ها همکاری و همراهی ما در محیط کار نیز شکل گرفت.

مهاجرت به مشهد و آغاز فعالیت حرفه‌ای

در ادامه، احمد اشجعی ضمن معرفی خود گفت: کارشناس علوم آزمایشگاهی و متولد سال ۱۳۵۶ و اصالتاً اهل آذربایجان شرقی و شهر تبریز هستم.

وی ادامه داد: در سال ۱۳۷۲ به مشهد مهاجرت کردیم و ادامه تحصیل من در دوران دبیرستان در مشهد انجام شد.

اشجعی با اشاره به آغاز فعالیت حرفه‌ای خود افزود: پس از پایان دانشگاه، در سال ۱۳۸۵ برای گذراندن دوره طرح به شهرستان کاشمر رفتم و حدود یک سال و نیم، در بیمارستان حضرت ابوالفضل(ع) کاشمر مشغول به کار بودم.

وی گفت: در آن زمان جزء افرادی بودم که همزمان با افتتاح بیمارستان حضرت ابوالفضل(ع) کاشمر، فعالیت آزمایشگاه آنجا را راه‌اندازی کردم.

 

سال‌های خدمت در مناطق مختلف استان

اشجعی در ادامه گفت: در همان زمان که در حال گذراندن دوره طرح بودم، در شهرستان مرزی تایباد استخدام شدم و چندین سال در آنجا مشغول خدمت بودم.

وی افزود: بعد از چند سال خدمت در آن منطقه، حدود سال ۱۳۹۰ انتقالی گرفتم و به مشهد آمدم.

اشجعی اضافه کرد: از همان سال‌ها در مجموعه بزرگ بیمارستان قائم(عج)، فعالیت خود را آغاز کردم و از حدود سال ۱۳۹۱ نیز به عنوان مسئول بانک خون این بیمارستان مشغول خدمت شدم.

خدمت به زائران و مجاوران حرم رضوی

مسئول بانک خون بیمارستان قائم(عج) درباره انگیزه کاری خود گفت: در این سال‌ها تلاش کرده‌ایم همیشه پای کار باشیم و به مردم خدمت کنیم؛ چه مجاوران و چه زائران حرم مطهر امام رضا(ع).

وی افزود: بیمارانی که به بیمارستان مراجعه می‌کنند، اغلب شرایط خاصی دارند؛ برخی بیماران سرطانی هستند، برخی کم‌خونی دارند و برخی نیز برای عمل‌های جراحی نیاز به خون دارند.

اشجعی ادامه داد: در این سال‌ها تلاش کرده‌ایم، با کمک همکاران آزمایشگاه و همکاری سازمان انتقال خون، مدیریت مناسبی انجام دهیم ،تا بیماران در تأمین خون و فرآورده‌های خونی با مشکل مواجه نشوند.

 

8

نقش حیاتی بانک خون در بحران‌ها

اشجعی، با اشاره به اهمیت بانک خون در شرایط بحرانی گفت: بانک خون در بحران‌های مختلف نقش بسیار مهمی دارد، زیرا خون و فرآورده‌های خونی از نیازهای حیاتی بیماران هستند.

اشجعی افزود: در شرایطی که بحران یا اتفاق خاصی در جامعه رخ می‌دهد، اهمیت این بخش بیشتر نمایان می‌شود. به همین دلیل همیشه تلاش کرده‌ایم آمادگی لازم را داشته باشیم.

مسئول بانک خون بیمارستان قائم (عج)، گفت: به عنوان نمونه در مواقع بحران، فرم‌های مخصوص مدیریت بحران آماده و ذخایر خون و فرآورده‌ها بررسی می‌شود و حتی شرایطی مثل قطع برق یا اختلال در نرم‌افزارها هم در نظر گرفته می‌شود.

اشجعی ادامه داد : در چنین شرایطی باید آمادگی داشته باشیم، که حتی اگر سیستم‌های الکترونیکی دچار مشکل شدند، کارها به صورت دستی انجام شود.

 

مدیریت بحران در روزهای ناآرامی دی‌ماه

وی با اشاره به اتفاقات دی‌ماه سال گذشته گفت: در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه سال گذشته، که مشکلاتی در سطح جامعه به وجود آمده بود، نیاز به خون در بیمارستان افزایش پیدا کرد.

اشجعی در همین راستا اضافه کرد: در آن زمان تلاش کردیم، از نظر ساختاری و ذخیره‌ای آمادگی لازم را داشته باشیم و با مدیریت درست، اجازه ندهیم بیماران در تأمین خون دچار مشکل شوند.

وی گفت: با کمک سازمان انتقال خون و همکاری همکاران، خوشبختانه توانستیم این دوره را بدون مشکل جدی پشت سر بگذاریم.

روزهای سخت کرونا در آزمایشگاه

فاطمه یزدی نیز درباره دوران سخت و پرفشارکرونا گفت: در دوران کرونا شرایط بسیار سختی داشتیم. کمبود خون وجود داشت و از طرفی برخی همکاران به بیماری مبتلا می‌شدند و با کمبود نیرو مواجه بودیم.

وی با اشاره به اینکه،  بخش آزمایشگاه در آن دوران بسیار درگیر بود و حجم کار بالا رفته بود اظهار داشت: من چهار یا پنج بار به کرونا مبتلا شدم و همین مسأله فشار کاری را برای سایر همکاران بیشتر می‌کرد.

اشجعی نیز در تکمیل این موضوع گفت: در دوران کرونا علاوه بر کمبود نیرو، با کمبود خون و فرآورده‌های خونی هم مواجه بودیم. در آن زمان بیماران زیادی وجود داشتند که به خون نیاز داشتند؛ از جمله بیماران سرطانی، بیماران تحت شیمی‌درمانی و بیمارانی که در اتاق‌های عمل اورژانسی بستری بودند.

وی افزود: با وجود تمام این مشکلات، تلاش کردیم با مدیریت مناسب و همکاری همکاران این دوران را نیز پشت سر بگذاریم.

افزایش مراجعه بیماران به آزمایشگاه

فاطمه یزدی درباره میزان مراجعات به آزمایشگاه بیمارستان قائم (عج) گفت: در حال حاضر نیز میزان مراجعات افزایش پیدا کرده است و تعداد نمونه‌هایی که در آزمایشگاه بررسی می‌شود بیشتر شده است.

وی افزود: گاهی روزانه حدود ۷۰ تا ۸۰ نمونه بیشتر از گذشته بررسی می‌شود و این موضوع نشان‌دهنده افزایش مراجعات بیماران است.

اهدای خون؛ نجات جان سه نفر

اشجعی درباره گروه‌های خونی و اهمیت اهدای خون گفت: گروه‌های خونی اصلی بر اساس سیستم ABO هستند و در جامعه ما بیشترین گروه خونی O مثبت است.

وی ادامه داد: به همین دلیل بیشترین خون دریافتی و مصرفی نیز مربوط به همین گروه خونی است.

اشجعی با بیان اینکه، اهدای خون یعنی اهدای زندگی است، تأکید کرد: با یک واحد خون می‌توان جان سه نفر را نجات داد.

وی افزود:  ردم ایران همیشه در شرایط مختلف نشان داده‌اند، که بسیار انسان‌دوست و همراه هستند و در مواقع نیاز به کمک بیماران می‌آیند.

اشجعی از مردم خواست: در شرایط خاص و بحرانی حتماً به سازمان انتقال خون مراجعه کنند تا بیمارستان‌ها در تأمین خون دچار مشکل نشوند.

آزمایش‌های تخصصی در بخش علوم آزمایشگاهی

فاطمه یزدی درباره فعالیت‌های آزمایشگاه گفت: در بخش ما آزمایش‌های مختلفی انجام می‌شود، از جمله آزمایش‌های CBC، آزمایش‌های انعقادی و بررسی لام‌های خون محیطی انجام می‌شود. در برخی موارد بیماران مبتلا به بیماری‌های خونی یا سرطان‌های خونی هستند و بررسی دقیق لام‌های خون می‌تواند به تشخیص بیماری کمک کند.

اشجعی نیز گفت: برای مثال وقتی پزشک تشخیص می‌دهد که هموگلوبین بیمار پایین است و نیاز به خون دارد، درخواست تزریق خون ثبت می‌شود. هر واحد خون می‌تواند حدود یک گرم در دسی‌لیتر هموگلوبین و حدود سه درصد هماتوکریت بیمار را افزایش دهد.

اشجعی ادامه داد: پس از دریافت درخواست، خون مورد نیاز آماده و به بخش ارسال می‌شود و پس از تزریق نیز دوباره آزمایش‌ها برای بررسی وضعیت بیمار انجام می‌شود.

چالش‌های کاری در آزمایشگاه

اشجعی درباره چالش‌های کاری گفت: برخی تجهیزات آزمایشگاه قدیمی هستند و نیاز به مراقبت بیشتری دارند، اما از سوی دیگر تأمین کیت‌های آزمایشگاهی نیز وابسته به بودجه بیمارستان است.

 

اشجعی تصریح کرد: با این حال مدیریت بیمارستان و دکتر داستانی، رئیس بیمارستان، تلاش زیادی می‌کنند تا این مشکلات مدیریت شود.

وی گفت: در شرایط اقتصادی و حتی شرایطی که شبیه شرایط جنگی است، باید همه با هم همکاری کنیم تا خدمات درمانی به مردم دچار مشکل نشود.

زندگی مشترک در کنار مسئولیت سنگین بیمارستان

این زوج آزمایشگاهی، در سال ۱۳۸۷ ازدواج کردند و اکنون صاحب دو فرزند 16 و 11 ساله هستند.

آقای اشجعی درباره نحوه آشنایی خود با همسرش گفت: آشنایی ما از طریق همکاران شکل گرفت. یکی از همکاران که مسئول بخش در فریمان بود، ما را به یکدیگر معرفی کرد. پس از تماس و آشنایی، به خواستگاری رفتیم و الحمدالله زندگی مشترک ما شکل گرفت.

زندگی و کار در یک بیمارستان

اشجعی درباره کار مشترک با همسرش گفت: خیلی‌ها می‌پرسند آیا کار کردن زن و شوهر در یک بیمارستان سخت نیست؟ اما واقعیت این است که اگر تفاهم و علاقه وجود داشته باشد، مشکلی پیش نمی‌آید.

وی افزود: ما سال‌ها در تایباد با هم کار کردیم و بعد از انتقال به مشهد نیز در کنار هم در بیمارستان قائم(عج) مشغول فعالیت هستیم.

فشار کاری و مسئولیت شبانه‌روزی

اشجعی درباره فشار کاری خود گفت: بخش بانک خون یک بخش کاملاً چالشی است و تقریباً ۲۴ ساعته درگیر کار هستیم. گاهی نیمه‌شب سوپروایزر یا بخش‌ها تماس می‌گیرند و درباره خون یا پلاکت مورد نیاز بیماران سؤال می‌کنند.

اشجعی ادامه داد: به همین دلیل تلفن همراه من حتی شب‌ها کنارم است تا اگر مشکلی پیش آمد بتوانیم سریع پیگیری کنیم.

چالش‌های زندگی دو کارمند در حوزه درمان

فاطمه یزدی نیز درباره سختی‌های زندگی زوج شاغل گفت: وقتی هر دو نفر در محیط درمان کار می‌کنند، شرایط متفاوتی پیش می‌آید.

 

گاهی یکی از ما مرخصی است و دیگری سر کار است و آن زمان شرایط کمی سخت‌تر می‌شود.

من و همسرم، به حضور روزانه در کنار هم عادت کرده‌ایم و وقتی یکی از ما در محل کار نباشد، احساس می‌کنیم چیزی کم است.

نقش مادر در خانواده

اشجعی با قدردانی از همسرش گفت: واقعاً نقش مادر در خانواده از اهمیت بسزایی برخودار است. در سال‌هایی که فرزندان کوچک بودند، همسرم زحمات زیادی کشید؛ از آماده کردن بچه‌ها برای مدرسه گرفته تا رسیدگی به امور خانه.

وی افزود: من صممیانهً از همسرم تشکر می‌کنم، چون بخش زیادی از مسئولیت‌های زندگی بر دوش او بوده است.

تقدیر در روز علوم آزمایشگاهی

در پایان این گفت‌وگو، اشجعی با اشاره به برگزاری مراسم روز علوم آزمایشگاهی در بیمارستان قائم(عج) اظهار کرد: این مراسم با برنامه‌ریزی مناسب و به شکل شایسته‌ای برگزار شد و از مسئولان و برگزارکنندگان آن قدردانی می‌کنم.

فاطمه یزدی نیز در پایان ضمن قدردانی از همه مسئولان و همکاران گفت: امیدوارم جامعه ما به آرامش و پیشرفت برسد و مردم در کنار هم با عزت و آرامش زندگی کنند.

 

9

کارمند خدمات عمومی بخش زایشگاه بیمارستان قائم(عج)، متولد 1365که خود در آستانه تولد پنجمین فرزندش قرار دارد، با تأکید بر اینکه فرزند سرمایه اصلی زندگی است، تک‌فرزندی را مسیری منتهی به تنهایی والدین و آسیب‌های اجتماعی عنوان کرد و بر ضرورت فرهنگ‌سازی برای خانواده‌های پرجمعیت تأکید کرد.

در حالی که بحث‌های پیرامون جوانی جمعیت و پیامدهای پیری جامعه در صدر اولویت‌های ملی قرار دارد، آسیه درودی، یکی از کارکنان باسابقه بخش زایشگاه بیمارستان قائم(عج)، در گفتگو با وبدا اظهار داشت: صاحب ۴ فرزند هستم و در روزهای آینده پنجمین فرزندم متولد می‌شود. وی تجربه فرزندآوری خود را فراتر از برنامه‌ریزی‌های صرفِ مادی، هدیه‌ای از جانب خداوند می‌داند. او که تمامی فرزندان خود را تا پیش از ۳۰ سالگی به دنیا آورده است،

وی افزود: فرزند ارشد من که ۲۰ ساله است، اکنون خود تشکیل خانواده داده و سه فرزند دارد؛ فرزند دومم ۱۶ ساله و عقد کرده است و فرزندان سوم و چهارم من نیز ۱۴ و ۱۰ ساله هستند.

این مادر فعال حوزه سلامت، ضمن تأکید بر اهمیت اقتصادی در مدیریت زندگی، نگاه به فرزند را به عنوان  سرمایه زندگی  یک اصل اجتناب‌ناپذیر برشمرد و نسبت به روند تک‌فرزندی در جامعه هشدار داد.

خانم درودی تصریح کرد: مخالفت من با تک‌فرزندی به این دلیل است که در صورت بروز هرگونه مشکل برای تنها فرزند خانواده، والدین در آینده با چالش جدی تنهایی و فقدان پشتوانه عاطفی مواجه می‌شوند. این تنهایی، باری سنگین بر دوش والدین در دوران سالمندی است.

وی، با اشاره به شرایط اقتصادی جامعه افزود: به خوبی آگاهم که فشارهای اقتصادی برای خانواده‌ها وجود دارد، اما با وجود تمام سختی‌ها، معتقدم فرزندآوری نعمتی است که شادی و برکت را به خانه می‌آورد.

 

وی در پایان با اشاره به آسیب‌های کلانِ پیری جمعیت برای کشور تأکید کرد:  اگر جامعه به سمت سالمندی پیش برود، شاهد رکود، اختلال در ساختارهای کشور و آسیب‌پذیری آینده خواهیم بود. به همین دلیل حتی به دختر ۲۰ ساله‌ام که صاحب دو فرزند است، توصیه می‌کنم مسیر فرزندآوری را ادامه دهد، چرا که به باور من، خانواده‌های پرجمعیت، جامعه‌ای پویاتر و آینده‌ای روشن‌تر را رقم خواهند زد.

 

10

  مسئول کنترل عفونت دست بیمارستان قائم(عج)، از مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد هم‌زمان با روز جهانی بهداشت دست، بر نقش حیاتی شستشوی صحیح دست‌ها در پیشگیری از انتقال بیماری‌ها تأکید کرد و آن را نخستین خط دفاعی سیستم سلامت عنوان کرد.

ملیحه سیاسر، در گفتگو با وب‌دا با اشاره به شعار امسال روز جهانی بهداشت دست با عنوان  انجام بهداشت دست؛ نجات‌بخش زندگی  گفت: در شرایطی که سرعت انتقال بیماری‌ها افزایش یافته است، رعایت اصول بهداشت دست نه‌تنها یک رفتار فردی، بلکه مسئولیتی اجتماعی در قبال سلامت دیگران و جامعه به شمار می‌آید.

وی تأکید کرد که ترویج فرهنگ بهداشت دست می‌تواند نقش مهمی در کاهش عفونت‌ها و ارتقای ایمنی بیماران و کارکنان داشته باشد.

وی با بیان اینکه ،بهداشت دست یکی از اساسی‌ترین و مؤثرترین روش‌های پیشگیری از عفونت است، افزود: شستشوی صحیح دست‌ها باید به‌عنوان یک رفتار روزمره و بخشی از فرهنگ سازمانی نهادینه شود. این اقدام ساده، نقش مهمی در کاهش بار بیماری‌ها و حفظ سلامت کارکنان و بیماران دارد.

خانم سیاسر تصریح کرد: پیشگیری همواره مؤثرتر و مقرون‌به‌صرفه‌تر از درمان است و رعایت پروتکل‌های بهداشت دست می‌تواند از بروز بسیاری از عفونت‌های مرتبط با مراقبت‌های درمانی جلوگیری کند.

مسئول کنترل عفونت دست بیمارستان قائم(عج)، در پایان ضمن تبریک روز جهانی بهداشت دست، از تمامی کارکنان خواست با پایبندی به اصول صحیح شستشوی دست، در ساختن آینده‌ای سالم‌تر برای خود و جامعه سهیم باشند.

 

11

مسئول واحد بهداشت حرفه‌ای بیمارستان قائم (عج)، از مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد، به مناسبت روز جهانی ایمنی و بهداشت حرفه‌ای با تبریک این روز به فعالان حوزه ایمنی و سلامت، بر ضرورت توجه همزمان به ابعاد فیزیکی، روانی و اجتماعی محیط کار تأکید کرد و سلامت روان کارکنان را یک الزام راهبردی برای پایداری سازمان‌ها ذکر کرد.

در گفتگو با وبدا، مهندس نیکو فتحی با گرامیداشت روز جهانی ایمنی و بهداشت حرفه‌ای اظهار کرد: این روز فرصتی ارزشمند برای بازنگری در مسیر حرفه‌ای ما و توجه جدی‌تر به آینده بقای انسان در سازمان‌ها است. وی این مناسبت را به تمامی همکاران پرتلاش، متخصص و متعهد حوزه مهندسی بهداشت حرفه‌ای و ایمنی کار تبریک گفت و افزود: همکاران این حوزه به‌عنوان نگهبانان سلامت و معماران امنیت زندگی کارکنان، نقشی فراتر از یک مسئولیت شغلی ایفا می‌کنند.

وی، با اشاره به اینکه هر ساله سازمان بین‌المللی کار، شعاری راهبردی برای جهت‌دهی به برنامه‌های ایمنی و سلامت محیط کار تعیین می‌کند، تصریح کرد: شعار امسال با عنوان  کار چطوره ؟ بیایید محیط کاری سالم از نظر روانی و اجتماعی ایجاد کنیم، نشان‌دهنده تغییر نگاه جهانی از تمرکز صرف بر ایمنی فیزیکی به توجه جدی به سلامت روان و ابعاد اجتماعی محیط کار است.

مهندس فتحی در ادامه گفت: در دهه‌های گذشته تمرکز اصلی بر پیشگیری از حوادث فیزیکی مانند سقوط، حریق و آسیب‌های مکانیکی بوده است، اما امروزه به‌خوبی می‌دانیم که مخاطرات محیط کار تنها به عوامل ملموس محدود نمی‌شود. استرس‌های مزمن، فرسودگی شغلی و فرهنگ‌های سازمانی ناسالم می‌توانند به اندازه یک حادثه بزرگ، سلامت نیروی انسانی و سرمایه فکری سازمان را تهدید کنند.

مسئول واحد بهداشت حرفه‌ای بیمارستان قائم(عج)، با تأکید بر اینکه ایمنی واقعی تنها به استفاده از تجهیزات حفاظتی محدود نمی‌شود، خاطرنشان کرد: محیط کار ایمن محیطی است که در آن کارکنان علاوه بر سلامت جسمی، از امنیت روانی و آرامش ذهنی نیز برخوردار باشند. فشار کاری بیش از حد، تبعیض‌های سازمانی و نبود تعادل میان کار و زندگی از جمله مخاطرات پنهانی هستند که باید همانند سایر ریسک‌های شغلی شناسایی و کنترل شوند.

وی، سلامت روان کارکنان را یک الزام استراتژیک  برای سازمان‌ها برشمرد و گفت: سرمایه‌گذاری در حوزه امنیت روانی کارکنان، موجب کاهش ترک خدمت، افزایش بهره‌وری و پیشگیری از خطاهای انسانی ناشی از استرس و خستگی ذهنی می‌شود.

مهندس فتحی ، فرهنگ‌سازی ایمنی را مسئولیتی جمعی عنوان کرد و افزود: حرکت از مرحله کنترل محیط به سمت ساختن فرهنگ ایمنی ضروری است. سلامت اجتماعی در محیط کار به معنای احترام متقابل، شفافیت در ارتباطات و حمایت سازمانی در شرایط دشوار است.

وی تأکید کرد: متخصصان بهداشت حرفه‌ای باید، صدای سلامت روان کارکنان در سازمان باشند و همان‌گونه که برای کنترل آلاینده‌های فیزیکی برنامه‌ریزی می‌کنند، برای مدیریت استرس‌های سازمانی و بهبود تعاملات اجتماعی نیز راهبردهای مشخصی داشته باشند.

 

 

12

مدیر خدمات پرستاری بیمارستان قائم(عج)، از مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد، ضمن تبریک روز جهانی پرستار، با قدردانی از تلاش‌های فداکارانه پرستاران در بحران‌هایی همچون همه‌گیری کرونا و جنگ تحمیلی اخیر در کشور، تأکید کرد: کادر پرستاری همواره بدون توجه به جنسیت، دین، مذهب یا شرایط بیماران، با تمام توان در مسیر کاهش آلام انسان‌ها گام برداشته‌اند.

معصومه نوری، در گفتگو با وبدا، اظهار داشت: این مناسبت‌ها تنها بهانه‌ای برای تجلیل از فرشتگانی است، که همّ و غم خود و حتی تمام زندگی‌شان را وقف تسکین درد انسان‌های دردمند کرده‌اند.

وی، با اشاره به نقش پرستاران در سخت‌ترین دوران‌ها افزود:  در سال‌های دشوار همه‌گیری کرونا که حدود دو سال جهان را درگیر کرد و همچنین در دوران جنگ تحمیلی و بحران‌هایی مانند جنگ ۱۲روزه و جنگ رمضان، کادر سلامت و به‌ویژه پرستاران ثابت کردند، که رسالت اصلی‌شان کمک به انسان‌هایی است که نیازمند مراقبت هستند. برای یک پرستار، دین، مذهب و عقاید بیمار اهمیتی ندارد؛ مهم این است که انسانی نیازمند کمک روی تخت بیمارستان قرار دارد.

نوری تأکید کرد: پرستاران، با آموزش آکادمیک و مهارت‌های تخصصی، وظیفه دارند در کنار بیماران باشند و علاوه بر مراقبت جسمی، حمایت روحی و روانی لازم را ارائه دهند. او افزود:  افتخار می‌کنم که بگویم در بحرانی‌ترین روزها، هیچ بخشی در بیمارستان قائم(عج) تعطیل نشد و هیچ اقدامی به‌دلیل کرونا متوقف نگردید. پرستاران و سایر اعضای تیم درمان حتی در شرایط کمبود نیرو و تجهیزات، با تلاش مضاعف خلأها را جبران کردند تا هیچ بیمار از خدمات محروم یا ناراضی نماند.

مدیر خدمات پرستاری بیمارستان قائم(عج)، همچنین از همراهی سایر گروه‌های درمانی قدردانی کرد و گفت: همکاران عزیز ما در بخش‌های مختلف، از پرستاران و تکنسین‌های اتاق عمل و بیهوشی تا دیگر گروه‌های پشتیبان و پزشکان که لیدرهای این سیستم هستند، همواره با تمام توان در کنار بیماران ایستاده‌اند.

معصومه نوری در پایان، ضمن آرزوی سلامتی و آرامش برای همه کادر درمان و خانواده‌های آنان اظهار امیدواری کرد: امیدوارم زحمات خالصانه این عزیزان بی‌پاسخ نماند و به برکت صاحب این ایام، سلامتی و خیر شامل حالشان شود، تا بتوانند با آرامش بیشتری به مردم خدمت کنند.

 

13

معاون توسعه، مدیریت، منابع و برنامه‌ریزی بیمارستان قائم(عج)، از مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد،  ، از افتتاح سومین بال مگا آی‌سی‌یو این مرکز خبر داد و گفت: این فاز جدید با مشارکت خیرین و در ادامه روند توسعه بزرگ‌ترین بخش مراقبت‌های ویژه شرق کشور، وارد مدار خدمت‌رسانی شد.

دکتر سید رضا احمدی کوپایی، در گفتگو با وبدا، با اعلام بهره‌برداری از سومین بال مگا آی‌سی‌یو این بیمارستان گفت:  با افتخار اعلام می‌کنم که در ادامه روند توسعه و تکمیل بزرگ‌ترین ICU شرق کشور، سومین بال از مگا آی‌سی‌یو اعطایی در بیمارستان قائم(عج) به بهره‌برداری رسید.

وی با اشاره به روند آغاز و اجرای این پروژه افزود:  این طرح ارزشمند از تابستان ۱۳۹۹ و به همّت خیّر نیک‌اندیش، مهندس اعطائی، در طبقه فوقانی اورژانس مرکزی بیمارستان قائم(عج) و در فضایی به مساحت ۳۵۰۰ متر مربع کلید خورد و طی دو مرحله در سال‌های گذشته به بهره‌برداری رسیده است.

بر اساس گفته‌های معاون توسعه، مدیریت، منابع و برنامه‌ریزی بیمارستان قائم(عج) ، فاز نخست این مجموعه در زمستان ۱۴۰۰ و فاز دوم در زمستان ۱۴۰۱ افتتاح شد. دکتر احمدی کوپایی اظهار کرد:  اکنون با تلاش و مشارکت خیر بزرگوار، خانم فریده هادیان، فاز سوم این پروژه نیز در فروردین ۱۴۰۵ تکمیل و وارد مدار خدمت‌رسانی شد.

این فاز جدید شامل ۱۵ تخت ویژه و ۷۰۰ متر مربع فضای درمانی است و با هزینه‌ای بیش از ۸ میلیارد تومان تجهیز و آماده بهره‌برداری شده است.

دکتر احمدی کوپایی، ضمن قدردانی از تمامی خیران حوزه سلامت گفت:  اقدامات ارزشمند ایشان، امید، حیات و فرصت درمان را برای بیماران فراهم می‌کند. بهره‌برداری از این فاز جدید گامی مهم در افزایش ظرفیت ارائه خدمات مراقبت ویژه شرق کشور است و بدون تردید تأثیر بسزایی در بهبود کیفیت درمان بیماران بدحال خواهد داشت.

 

14

متخصص قلب و عروق، فلوشیپ اکوکاردیوگرافی و عضو هیأت علمی بیمارستان قائم (عج) از مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد، به مناسبت دوازدهم اردیبهشت، روز عروق، با تأکید بر نقش حیاتی سلامت عروقی در حفظ جان و ارتقای کیفیت زندگی مردم، گفت: بیماری‌های عروقی اغلب سال‌ها به‌صورت خاموش و پنهان پیشرفت می‌کنند و متأسفانه گاهی اولین تظاهر آن‌ها حوادث ناگواری چون سکته قلبی یا مغزی است؛ در حالی که با اصلاح سبک زندگی از جمله تغذیه سالم و ورزش، کنترل دقیق فشار خون، قند و چربی خون، ترک دخانیات و انجام منظم چکاپ‌های دوره‌ای می‌توان از بسیاری از این اتفاقات تلخ و جبران‌ناپذیر به سادگی پیشگیری کرد.

دکتر لیلا بیکدلو، پیرامون این خبر در گفتگو با وبدا اظهار داشت: بدن ما مانند یک شهر بزرگ است و عروق خونی مانند شبکه‌ای از جاده‌ها و بزرگراه‌ها هستند، که خون را به تمام نقاط بدن می‌رسانند. این خون حامل اکسیژن و مواد مغذی است و اگر این مسیرها دچار تنگی یا انسداد شوند، اعضای بدن دچار مشکل خواهند شد.

متخصص قلب و عروق و فلوشیپ اکوکاردیوگرافی دانشگاه افزود: این عروق وظیفه خون‌رسانی به اعضای بدن را بر عهده دارند، مانند قلب، مغز و کلیه و … . حال اگر خون‌رسانی به هر کدام از این اعضا دچار اختلال شود، می‌تواند باعث بروز علائم شده و حتی گاهی اوقات می‌تواند خطرناک باشد.

علائم سکته مغزی و قلبی را بشناسیم

این عضو هیأت علمی دانشگاه، درباره علائم سکته مغزی گفت: سکته مغزی معمولاً با علائم ناگهانی از جمله افتادگی یک طرف صورت، ضعف یا بی‌حسی در دست یا پای یک طرف بدن، مشکل در صحبت کردن یا نامفهوم شدن حرف‌ها، سرگیجه و عدم تعادل، تاری دید یا از دست دادن بینایی، و گاهی سردرد شدید و ناگهانی شروع می‌شود.

دکتر بیکدلو، در ادامه مطلب افزود: سکته قلبی هم معمولاً با درد یا فشار در وسط قفسه سینه شروع می‌شود که ممکن است به دست‌ها، گردن، فک یا پشت انتشار پیدا کند، همراه با تنگی نفس، تعریق سرد، حالت تهوع یا استفراغ و احساس ضعف شدید باشد؛ در برخی افراد به‌ویژه خانم‌ها و بیماران دیابتی ممکن است فقط تنگی نفس، خستگی یا احساس ناراحتی خفیف در قفسه سینه وجود داشته باشد. همچنین وی تأکید کرد: در هر دو حالت اگر این علائم دیده شد، باید سریع به اورژانس مراجعه کرد و منتظر برطرف شدن علائم نماند. او یادآور شد که تشخیص و درمان زودهنگام می‌تواند از بروز عوارض جبران‌ناپذیر جلوگیری کرده و شانس بهبودی بیمار را به‌طور چشمگیری افزایش دهد.

آترواسکلروز؛ بیماری خاموش عروق

این عضو هیأت علمی دانشگاه، با اشاره به مهم‌ترین بیماری درگیرکننده عروق گفت: مهم‌ترین بیماری‌ که عروق را درگیر می‌کند، تصلب شرایین یا آترواسکلروز است. این بیماری به‌صورت تدریجی و طی سال‌ها ایجاد می‌شود. در این حالت، چربی‌ها، کلسترول و مواد التهابی در دیواره رگ‌ها رسوب می‌کنند و باعث تنگ شدن رگ‌ها می‌شوند و در مراحل پیشرفته، این تنگی می‌تواند به‌طور ناگهانی باعث بسته شدن کامل رگ شود. این متخصص قلب و عروق افزود: زمانی که این اتفاق در عروق قلب رخ دهد، منجر به سکته قلبی می‌شود و اگر در عروق مغز اتفاق بیفتد، سکته مغزی رخ می‌دهد. هر دوی این موارد از مهم‌ترین علل مرگ و ناتوانی در جهان و در کشور ما هستند.

وی، یکی از نکات بسیار مهم در حوزه بیماری‌های عروقی را خاموش بودن آن‌ها عنوان کرد و گفت: بیماری‌های عروقی اغلب خاموش هستند و فرد ممکن است سال‌ها به این وضعیت مبتلا باشد بدون اینکه علامت خاصی احساس کند؛ به همین دلیل، گاهی نخستین نشانه بیماری، یک حادثه شدید مانند سکته است. بیکدلو تصریح کرد:  بنابراین، تأکید ما همیشه بر پیشگیری است، چرا که پیشگیری نه‌تنها ساده‌تر و کم‌هزینه‌تر است، بلکه می‌تواند از بروز حوادث ناگهانی و عوارض جبران‌ناپذیر نیز جلوگیری کند.

عوامل خطر قابل و غیرقابل تغییر

 متخصص قلب و عروق و فلوشیپ اکوکاردیوگرافی دانشگاه، در ادامه درباره مهم‌ترین عوامل خطر  بیماری های عروقی گفت: این عوامل به دو دسته تقسیم می‌شوند: عوامل قابل تغییر و عوامل غیرقابل تغییر.

عوامل غیرقابل تغییر شامل سن، جنس و سابقه خانوادگی هستند. با افزایش سن، خطر بیماری‌های عروقی بیشتر می‌شود. همچنین در برخی خانواده‌ها، استعداد ژنتیکی برای این بیماری‌ها وجود دارد.

بیکدلو خاطرنشان کرد:  اما خبر خوب این است که بخش عمده‌ای از عوامل خطر، قابل کنترل هستند.

او با اشاره به مهم‌ترین عوامل خطر قابل کنترل گفت: از مهم‌ترین عوامل خطر قابل کنترل می‌توان در ابتدا به فضار خون بالا اشاره کرد. وی افزود:  فشار خون بالا به دیواره عروق آسیب می‌زند و زمینه را برای رسوب چربی‌ها فراهم می‌کند. بسیاری از افراد از بالا بودن فشار خون خود اطلاع ندارند، به همین دلیل اندازه‌گیری منظم آن بسیار مهم است.

علاوه بر این، دیابت یکی از مهم‌ترین عوامل آسیب به عروق است و می‌تواند هم عروق بزرگ و هم عروق کوچک را درگیر کند.

دکتر بیکدلو از دیگر عوامل خطر قابل کنترل در بروز بیماری‌های عروقی را  چربی خون بالا  عنوان کرد و افزود: چربی خون بالا، به‌ویژه افزایش کلسترول بد یا LDL، نقش مستقیم در ایجاد پلاک‌های عروقی و تنگی رگ‌ها دارد و کنترل آن می‌تواند به‌طور چشمگیری از بروز سکته‌های قلبی و مغزی پیشگیری کند.

متخصص قلب و عروق و فلوشیپ اکوکاردیوگرافی افزود: مصرف دخانیات، سیگار و سایر مواد دخانی نیز یکی از قوی‌ترین عوامل آسیب به عروق هستند. حتی مقدار کم آن نیز خطرناک است.

این عضو هیأت علمی دانشگاه، در ادامه مطلب اظهار داشت: سبک زندگی کم‌تحرک نیز یکی از مشکلات شایع دنیای امروز است و نقش مهمی در بروز بیماری‌های قلبی-عروقی دارد و  اضافه‌وزن و چاقی که معمولاً با سایر عوامل خطر مانند دیابت و فشار خون بالا همراه است.

و در نهایت، استرس‌های مزمن که می‌توانند به‌طور غیرمستقیم از طریق افزایش فشار خون و تغییر سبک زندگی، خطر بیماری را افزایش دهند.

 

 

15

متخصص قلب و عروق و فلوشیپ اکوکاردیوگرافی دانشگاه ، در راستای پیشگیری از بیماری‌های عروقی، نخستین و مهم‌ترین اقدام را اصلاح سبک زندگی عنوان کرد. وی در ادامه افزود: فعالیت بدنی منظم نقش بسیار مهمی در سلامت عروق دارد و توصیه می‌شود افراد حداقل ۳۰ دقیقه در روز فعالیت بدنی متوسط مانند پیاده‌روی سریع داشته باشند؛ چرا که این کار به کاهش فشار خون، کنترل وزن و بهبود سطح چربی خون کمک می‌کند.

دکتر بیکدلو در خصوص تغذیه سالم نیز گفت: مصرف میوه‌ها، سبزیجات، حبوبات و غلات کامل باید در برنامه غذایی روزانه افزایش یابد. در مقابل، مصرف چربی‌های اشباع، غذاهای سرخ‌شده، فست‌فودها و نمک باید محدود شود. همچنین مصرف ماهی و چربی‌های مفید مانند روغن زیتون می‌تواند به حفظ سلامت قلب و عروق کمک کند. وی تأکید کرد که داشتن یک رژیم غذایی متعادل در درازمدت نقش مهمی در کاهش خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی و عروقی دارد.

متخصص قلب و عروق و فلوشیپ اکوکاردیوگرافی ، ترک دخانیات را یکی از مهم‌ترین اقدامات فردی برای حفظ سلامت عنوان کرد و گفت: شاید یکی از مهم‌ترین اقداماتی که یک فرد می‌تواند برای سلامت خود انجام دهد، ترک دخانیات باشد و خوشبختانه اثرات مثبت آن در مدت کوتاهی در بدن نمایان می‌شود.

این عضو هیأت علمی  دانشگاه افزود: کنترل منظم بیماری‌ها نیز یکی دیگر از روش‌های مهم پیشگیری از ابتلا به بیماری‌های عروقی است و افرادی که مبتلا به فشار خون، دیابت یا چربی خون بالا هستند، باید تحت نظر پزشک بوده و داروهای خود را به‌طور منظم مصرف کنند.

دکتر بیکدلو، همچنین به مدیریت استرس و خواب کافی اشاره کرد و تصریح کرد: خواب مناسب و کاهش استرس می‌تواند تأثیر قابل توجهی در سلامت عمومی و عروقی داشته باشد و به بهبود عملکرد سیستم قلبی‌عروقی کمک کند. وی در پایان توصیه کرد افراد با انجام چکاپ‌های دوره‌ای و پیگیری وضعیت سلامت خود، از بروز بسیاری از مشکلات قلبی و عروقی پیشگیری کنند

اهمیت چکاپ دوره‌ای و باورهای نادرست

متخصص قلب و عروق و فلوشیپ اکوکاردیوگرافی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با تأکید بر لزوم چکاپ‌های دوره‌ای گفت: نکته بسیار مهم دیگر، انجام چکاپ‌های منظم است. حتی اگر احساس سلامت کامل دارید، بررسی فشار خون، قند خون و چربی خون به‌صورت منظم می‌تواند از بروز مشکلات جدی و غیرمنتظره در آینده جلوگیری کند و امکان تشخیص زودهنگام بسیاری از بیماری‌ها را فراهم سازد.

بیکدلو در ادامه به باور اشتباه مردم درباره ابتلا به بیماری‌های قلبی و عروقی در سنین بالا اشاره کرد و افزود: بسیاری از افراد تصور می‌کنند، این بیماری‌ها مختص سالمندان است، در حالی که امروزه شاهد بروز آن‌ها در سنین پایین‌تر نیز هستیم؛ این روند ناشی از سبک زندگی ناسالم، تغذیه نامناسب و استرس‌های روزمره است که به مرور زمان به عروق آسیب می‌زنند. او همچنین گفت: برخی افراد به اشتباه گمان می‌کنند اگر علامتی ندارند، پس سالم هستند، اما همان‌طور که اشاره کردم، بیماری‌های عروقی می‌توانند سال‌ها بدون بروز هیچ نشانه‌ای پیشرفت کنند.

این عضو هیأت علمی دانشگاه، تأکید کرد: سلامت عروق، پایه و اساس سلامت کل بدن است و با رعایت نکات ساده اما مهم، می‌توانیم تا حد زیادی از بروز بیماری‌های جدی پیشگیری کنیم. وی همچنین تصریح کرد: پیشگیری همیشه بهتر از درمان است و سلامت عروق در دستان خود ماست. وی در پایان ابراز امیدواری کرد که با افزایش آگاهی، اصلاح عادات روزمره و توجه به سبک زندگی سالم، جامعه‌ای سالم‌تر، پویا‌تر و شاداب‌تر داشته باشیم.

 

16

عضو هیأت علمی و متخصص رادیولوژی بیمارستان قائم (عج) از مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با تأکید بر اهمیت غربالگری منظم سرطان پستان گفت: تشخیص زودهنگام می‌تواند در بسیاری از موارد روند درمان و کنترل این بیماری را به‌طور چشمگیری بهبود دهد.

دکتر مریم توکلی در گفتگو با وبدا، با اشاره به فرارسیدن هفته سلامت گفت: توجه به سلامت، انجام غربالگری‌های منظم و داشتن سبک زندگی سالم می‌تواند، نقش بزرگی در پیشگیری و تشخیص زودهنگام سرطان پستان داشته باشد. آگاهی و پیگیری، گام‌هایی اساسی در حفظ سلامت زنان و جامعه است.

وی در راستای این مطلب اضافه کرد: بیماری سرطان پستان را یکی از شایع‌ترین سرطان‌ها در میان بانوان عنوان کرد و گفت: اگر این بیماری در مراحل اولیه تشخیص داده شود، در بسیاری از موارد کاملاً قابل درمان و کنترل است. به همین دلیل آگاهی و انجام غربالگری منظم نقش مهمی در کاهش مرگ‌ومیر ناشی از آن دارد.

دکتر توکلی، با اشاره به تعریف غربالگری سرطان پستان افزود: غربالگری، مجموعه اقداماتی است که با هدف شناسایی بیماری در مراحل اولیه و حتی پیش از بروز علائم انجام می‌شود. بانوان باید نسبت به وضعیت طبیعی پستان‌های خود آگاه باشند و هرگونه تغییر مانند وجود توده، تغییر در شکل یا اندازه پستان، تغییرات پوستی، فرورفتگی پوست یا ترشح از نوک پستان را جدی بگیرند.

این متخصص رادیولوژی دانشگاه، خودآزمایی پستان را روشی کمکی برای افزایش آگاهی زنان از بدن خود برشمرد و گفت: بهتر است خودآزمایی ماهی یک‌بار پس از پایان قاعدگی و در زنان یائسه در یک روز مشخص از هر ماه انجام شود؛ اما باید توجه داشت که خودآزمایی جایگزین روش‌های استاندارد غربالگری نیست.

دکتر توکلی، معاینه بالینی پستان توسط پزشک را از ارکان مهم مراقبت‌های سلامت عنوان کرد و اظهار داشت: توصیه می‌شود بانوان به‌ویژه در صورت وجود علائم یا سابقه خانوادگی سرطان پستان. سالیانه توسط پزشک معاینه شوند.

وی، با اشاره به توصیه‌های بالینی موجود در کشور گفت:  در ایران انجام ماموگرافی از سن ۴۰ سالگی پیشنهاد می‌شود و برای افراد با خطر متوسط معمولاً هر یک تا دو سال انجام می‌گیرد. در افرادی که سابقه خانوادگی قوی، جهش ژنتیکی یا سایر عوامل خطر دارند، ممکن است غربالگری از سنین پایین‌تر و با فواصل کوتاه‌تر آغاز شود و برنامه غربالگری باید به‌صورت فردی و با نظر پزشک تعیین شود.

این عضو هیأت علمی دانشگاه، بر نقش سبک زندگی سالم را در کاهش خطر ابتلا به سرطان پستان تأکید کرد و افزود: فعالیت بدنی منظم، حفظ وزن مناسب، تغذیه سالم، مصرف بیشتر میوه و سبزیجات، کاهش غذاهای پرچرب و فرآوری‌شده و پرهیز از مصرف دخانیات از عوامل مؤثر هستند. همچنین شیردهی و پرهیز از مصرف خودسرانه هورمون‌ها نیز در کاهش خطر نقش دارد.

17

به مناسبت سالگرد شهادت استاد شهید مرتضی مطهری و روز معلم، دکتر نفیسه ثقفی، فوق تخصص هیستروسکوپی و عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، بر اهمیت نقش آموزشی و انسانی اساتید به‌ویژه در حوزه پزشکی تأکید و معلمی را شریف‌ترین و مقدس‌ترین حرفه در میان همه مشاغل عنوان کرد.

دکتر نفیسه ثقفی، در گفتگو با وبدا، با گرامیداشت پاسداشت هفته معلم اظهار داشت: در پیشگاه اساتید بزرگ سر تعظیم فرود می‌آوریم و برای همگی احترام، آمرزش، آسودگی خیال و سلامتی جسم و جان آرزو می‌کنم.

وی، با اشاره به جایگاه والای حرفه معلمی گفت:  همه ما واقف هستیم که در میان همه رشته‌ها، مهم‌ترین، پرمسئولیت‌ترین، در عین حال شریف‌ترین و مقدس‌ترین حرفه، حرفه معلمی است. در هر رشته‌ای و در هر مقطعی از تحصیل این ارزش والا وجود دارد، زیرا سنگ‌بنای سرنوشت آینده هر کودک، نوجوان و حتی هر پزشک و هر مهندسی در مرحله آموزش بنا گذاشته می‌شود.

این استاد دانشگاه افزود: معلمان و اساتید بزرگوار در هر رشته‌ای نه تنها با آموزش مسائل علمی و موازین علمی در سطح روز می‌توانند، بنیه علمی دانشجویان و شاگردان خود را تقویت کنند، بلکه با اعمال و کردار خود نیز الگوی کاملی برای آنان در رفتار، گفتار، عمل و اخلاق حرفه‌ای هستند. به گفته وی، دانشجو وقتی وارد کلاس درس می‌شود، گفتار و کردار استاد را زیر ذره‌بین قرار می‌دهد و آن را سرمشق خود می داند، زیرا هنوز در ابتدای مسیر است و مانند نهالی است که نحوه پرورش آن، آینده‌اش را رقم می‌زند.

دکتر ثقفی با اشاره به شعر خشت اول چون نهد معمار کج/ تا ثریا می‌رود دیوار کج گفت: این مسأله نشان‌دهنده اهمیت نقش معلم در شکل‌گیری آینده افراد است.

وی، با بیان اینکه معلمی شغلی الهی است، تصریح کرد: این حرفه بسیار ارزشمند است و همواره از آن به عنوان شغل انبیاء یاد می شود و معلمی یک شغل خداگونه است.

این عضو هیأت علمی دانشگاه، در ادامه به مسئولیت خطیر اساتید پزشکی اشاره کرد و اظهار داشت:  اساتید حرفه پزشکی علاوه بر مسئولیت سنگین آموزش، وظیفه بسیار مهم‌تر و دشوارتری به نام طبابت را نیز بر عهده دارند. طبابت به معنای نجات جان انسان‌ها، از زنان و کودکان گرفته تا همه مردم در سراسر دنیاست.

وی تصریح کرد: من همیشه بر این باور هستم که خداوند خود را “هو الشافی” معرفی کرده است. سلامت بندگان برای خداوند آن‌قدر اهمیت دارد که مسئولیت آن را به خود نسبت داده است. با وجود مقام والای بزرگان و مقربان الهی، خداوند هیچ‌گاه چنین عنوانی برای آنان به کار نبرده است. در واقع خداوند برای انتقال این نعمت بزرگ به بندگانش، نمایندگانی را انتخاب کرده و آن‌ها پزشکان هستند.

دکتر ثقفی ادامه داد: در مراکز درمانی دانشگاهی، هر بیماری که به مرحله بحرانی و تهدیدکننده حیات برسد، به این مراکز ارجاع داده می‌شود، مانند بیمارستان‌های سطح سه. بنابراین اساتید دانشگاهی علاوه بر مسئولیت آموزشی، با تلاش و ایثار شبانه‌روزی بر بالین بیماران بدحال حاضر می‌شوند و برای نجات جان آنان از هیچ تلاشی دریغ نمی‌کنند.

وی با اشاره به تجربه‌های شخصی خود در محیط‌های درمانی گفت: درک این شرایط تنها برای کسانی ممکن است که در این حوزه فعالیت می‌کنند. وقتی پزشکی ساعت‌ها در بیمارستان و بر بالین بیمار بدحال حضور دارد، گاه حتی متوجه خستگی یا درد جسمی خود نمی‌شود. در آن لحظه هیچ مسأله‌ای، حتی مسائل مادی، اهمیت ندارد و تنها دو چیز در ذهن اوست: خدا و بیمار.

این استاد دانشگاه در ادامه مطلب افزود: همه ما در آن لحظه از خداوند می‌خواهیم که بیمار نجات پیدا کند. لذتی که از نجات جان یک بیمار به دست می‌آید، با هیچ شادی یا تفریحی قابل مقایسه نیست؛ من این احساس را بارها با تمام وجود لمس کرده‌ام.

دکتر ثقفی، با تأکید بر لزوم آگاهی جامعه نسبت به شرایط پزشکان گفت:  مردم باید بدانند که اساتید و پزشکان الزاماً صاحبان ثروت‌های بزرگ نیستند. این افراد با هر عقیده و سلیقه‌ای، بندگان خاص خداوند هستند و به دلیل شرایط کاری و مسئولیت‌های سنگین، ارتباط معنوی ویژه‌ای با خداوند پیدا می‌کنند؛ ارتباطی که در بسیاری از مشاغل کمتر تجربه می‌شود.

فداکاری بی‌وقفه پزشکان در بحران‌ها

وی ،در ادامه با اشاره به شرایط دشوار جامعه و بحران‌های مختلف افزود: در بحران‌هایی مانند سیل، زلزله، بیماری‌های همه‌گیر مانند کرونا و حتی جنگ‌های تحمیلی اخیر، پزشکان و اساتید دانشگاهی در خط مقدم خدمت‌رسانی قرار دارند. در چنین شرایطی، علاوه بر مشکلات اقتصادی و اجتماعی جامعه، دانشجویان نیز با فشارهای روحی و مالی مواجه هستند و بیماران بدحال نیز علاوه بر درد جسمی، از نظر روحی در وضعیت دشواری قرار دارند.

دکتر ثقفی گفت: در چنین شرایطی مسئولیت اساتید و پزشکان بسیار سنگین‌تر می‌شود و آنان باید همزمان به آموزش دانشجویان، درمان بیماران و حمایت روحی از آنان بپردازند.

وی با درخواست از مسئولان کشور برای توجه ویژه به وضعیت اساتید و پزشکان تأکید کرد: از مسئولان محترمی که در این حوزه اختیاراتی دارند، می‌خواهم مراقب مراقبان کشور باشند؛ زیرا در صورت بی‌توجهی، این سرمایه‌های انسانی ارزشمند به‌تدریج دچار فرسودگی و تحلیل می‌شوند. ضروری است مسائل اقتصادی، رفاهی، معیشتی، سلامت جسمی و امنیت شغلی اساتید و پزشکان به‌طور جدی مورد رسیدگی و حمایت قرار گیرد.

این استاد دانشگاه در پایان گفت: از خداوند قادر مطلق می‌خواهم، آنچه خیر دنیا و آخرت است به این بزرگواران و به همه ملت ایران عطا کند و امیدوارم همه ما در سلامت و شادی زندگی کنیم و ناممان به نیکی در این دنیای فانی باقی بماند.

 

18

مدیر گروه و رئیس بخش آلرژی و ایمونولوژی بالینی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با اشاره به اهمیت روزافزون بیماری آسم، نسبت به افزایش شیوع آسم در ایران، نقش عوامل محیطی و خطرات خوددرمانی هشدار داد.

دکتر فرحزاد جباری‌آزاد، در گفتگو با وبدا، با بیان اینکه نخستین سه‌شنبه ماه می به‌عنوان روز جهانی آسم تعیین شده است، گفت:  امسال این روز مصادف با ۱۵ اردیبهشت است و به همین مناسبت، سمینار بازآموزی و آموزش مداوم در حوزه آسم و بیماری‌های همراه گروه آلرژی دانشگاه روز ۱۰ اردیبهشت برگزار شد.

وی، در توضیح گستردگی این بیماری اظهار داشت:  آسم هم در کودکان و هم در بزرگسالان دیده می‌شود و شیوع جهانی آن بین ۱۰ تا ۳۰ درصد است. در ایران نیز حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد موارد آسم گزارش شده و این آمار با توجه به افزایش محرک‌های محیطی رو به رشد است.

به گفته این فوق تخصص دانشگاه، عوامل ژنتیکی ریشه اصلی آسم هستند، اما آلرژن‌ها و محرک‌های محیطی مانند آلودگی، گرده گیاهان، مواد محرک تنفسی و غذایی می‌توانند موجب بروز و تشدید آن شوند. جباری‌آزاد افزود:  شیوع آسم در برخی جوامع به ۵۰ درصد هم می‌رسد، اما در ایران با وجود آمار ۱۰ تا ۱۵ درصدی، روند افزایشی آن نگران‌کننده است.

وی، همچنین به همراهی سایر بیماری‌های آلرژیک با آسم اشاره کرد و گفت:  آلرژی بینی، آلرژی‌های غذایی، دارویی و سایر بیماری‌های آلرژیک می‌توانند، هم‌زمان با آسم وجود داشته باشند. آلرژی بینی، به‌ویژه در فصل بهار و تابستان، بسیار شایع است و اگر کنترل نشود می‌تواند موجب بروز یا تشدید آسم گردد.

دکتر جباری‌آزاد با اشاره به تفاوت آلرژی با عفونت‌های تنفسی تصریح کرد:  بسیاری از بیماران علائم آلرژی بینی را با عفونت ویروسی اشتباه می‌گیرند و به مصرف خودسرانه آنتی‌بیوتیک روی می‌آورند. در حالی که عفونت معمولاً با تب، بی‌حالی و درد بدن همراه است اما آلرژی چنین علائمی ندارد. تشخیص درست می‌تواند از مصرف بی‌رویه آنتی‌بیوتیک جلوگیری کند.

رئیس بخش آلرژی و ایمونولوژی بالینی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، درباره توصیه‌های مهم برای بیماران مبتلا به آسم گفت:  اجتناب از محرک‌های محیطی، مهم‌ترین اصل کنترل بیماری است. دود سیگار، قلیان، عطرها، دود ناشی از سوزاندن مواد، حیوانات خانگی و همچنین گرده گیاهان از محرک‌های مهم هستند. در روزهایی که هواشناسی از طوفان یا گرده‌افشانی شدید خبر می‌دهد، بیماران باید از خروج غیرضروری از منزل خودداری کنند یا از ماسک مناسب استفاده کنند.

او تأکید کرد:  بیماران باید داروهای تجویز شده را به‌موقع و با روش صحیح مصرف کنند. یکی از علل اصلی عود علائم آسم، استفاده نادرست از اسپری‌هاست. بنابراین بیماران هنگام دریافت دارو باید آموزش دقیق استفاده از آن را نیز دریافت کنند.

دکتر جباری‌آزاد، همچنین به نقش مشکلات گوارشی در تشدید آسم اشاره کرد و گفت: رفلاکس معده و ترش کردن می‌تواند علائم آسم را تشدید یا علائمی مشابه آسم ایجاد کند. بنابراین وجود این مشکلات باید به پزشک گزارش شود تا درمان مناسب انجام شود.

این فوق تخصص دانشگاه، در پایان با اشاره به هزینه‌های مستقیم و غیرمستقیم آسم برای نظام سلامت گفت:  از همه پزشکان، کادر درمان، رسانه‌ها و افرادی که در افزایش آگاهی جامعه و شناسایی به‌موقع آسم نقش دارند، قدردانی می‌کنم. کنترل آسم نه‌تنها کیفیت زندگی بیماران را بالا می‌برد، بلکه از نظر اقتصادی نیز اهمیت فراوانی دارد.

 

19

فوق تخصص قلب و عروق، فلوشیپ اقدامات مداخله‌ای قلب و عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با هشدار درباره شیوع بالای فشار خون در جهان تأکید کرد: بیش از یک میلیارد و ۴۰۰ میلیون نفر در دنیا به این بیماری مبتلا هستند و در صورت کنترل نشدن، می‌تواند باعث سکته مغزی، سکته قلبی، نارسایی قلب و بیماری‌های شدید کلیوی شود.

دکتر مصطفی داستانی، در گفتگو با وبدا درباره ماهیت بیماری فشار خون گفت: فشار خون نیرویی است که قلب برای به گردش درآوردن خون در داخل عروق بدن ایجاد می‌کند.

وی، با اشاره به اینکه فشار خون با دو عدد اندازه‌گیری می‌شود، افزود: این دو عدد که روی دستگاه‌های دیجیتال نمایش داده می‌شوند، شامل فشار خون سیستولیک و دیاستولیک هستند. عدد بالایی یا سیستولیک مربوط به زمانی است که قلب منقبض می‌شود و عدد پایینی یا دیاستولیک مربوط به زمانی است که قلب در حالت استراحت و انبساط قرار دارد. هر دو عدد برای ارزیابی وضعیت سلامت فرد اهمیت دارند.

این فوق تخصص قلب و عروق گفت: فشار خون طبیعی کمتر از ۱۲۰ روی ۷۰ میلی‌متر جیوه در نظر گرفته می‌شود. زمانی که فشار خون به ۱۳۰ روی ۸۰ میلی‌متر جیوه یا بیشتر برسد، فرد دچار بیماری فشار خون بالا محسوب می‌شود و اگر این عدد به بیش از ۱۴۰ روی ۹۰ میلی‌متر جیوه برسد، علاوه بر اصلاح سبک زندگی، نیاز به درمان دارویی نیز وجود دارد.

عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با بیان اینکه فشار خون بالا یکی از شایع‌ترین بیماری‌ها در جهان است، افزود: در حال حاضر حدود یک میلیارد و ۴۰۰ میلیون نفر در دنیا به پرفشاری خون مبتلا هستند و این بیماری می‌تواند عوارض جدی و گسترده‌ای در بدن ایجاد کند.

وی افزود: فشار خون بالا می‌تواند به اندام‌های مختلف بدن از جمله مغز، قلب، کلیه‌ها، چشم‌ها و عروق اندام‌ها آسیب وارد کند، اما بیشترین آسیب آن معمولاً در مغز، قلب و کلیه‌ها مشاهده می‌شود.

دکتر داستانی درباره عوارض مغزی این بیماری اظهار داشت: پرفشاری خون می‌تواند باعث بروز سکته‌های مغزی شود؛ این سکته‌ها ممکن است به شکل خونریزی مغزی یا انسداد عروق مغزی رخ دهند.

وی همچنین گفت: در قلب نیز فشار خون بالا می‌تواند منجر به نارسایی قلبی، سکته قلبی و سایر بیماری‌های قلبی شود. علاوه بر این، آسیب به کلیه‌ها از دیگر عوارض مهم این بیماری است که در موارد شدید می‌تواند، به بیماری مزمن کلیوی، دیالیز و حتی پیوند کلیه منجر شود.

این متخصص قلب و عروق دانشگاه تأکید کرد: به همین دلیل بسیار مهم است که افراد از میزان فشار خون خود آگاه باشند و آن را به طور منظم کنترل کنند.

وی درباره زمان بررسی فشار خون گفت: افرادی که زیر ۴۰ سال سن دارند و سابقه فشار خون بالا ندارند، بهتر است حداقل سالی یک بار فشار خون خود را اندازه‌گیری کنند. برای افراد بالای ۴۰ سال نیز توصیه می‌شود حداقل سالی یک بار فشار خون خود را اندازه بگیرند و از عدد آن آگاه باشند.

دکتر داستانی در ادامه مطلب به راه‌های کنترل فشار خون اشاره کرد و افزود: مهم‌ترین نکته در پیشگیری و کنترل فشار خون، اصلاح سبک زندگی و داشتن عادات سالم است. هدف ما فقط کنترل یک عدد نیست، بلکه ایجاد یک سبک زندگی سالم است.

وی هشدار داد، برای پیشگیری از فشار خون بالا یا کنترل بهتر آن، باید مصرف مواد قندی و کالری را کنترل کرد، مصرف چربی‌های حیوانی را به حداقل رساند و حتی در مصرف چربی‌های گیاهی نیز تعادل را رعایت کرد.

این عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد ادامه داد: همچنین افراد باید از میزان قند خون، چربی خون و فشار خون خود اطلاع داشته باشند و از عادات ناسالم مانند سیگار کشیدن، مصرف مواد مخدر و استفاده از الکل دوری کنند.

وی مدیریت استرس را نیز از عوامل مهم در حفظ سلامت عنوان کرد و گفت: داشتن فعالیت بدنی منظم بسیار مؤثر است. توصیه می‌شود افراد روزانه حداقل ۲۰ تا ۳۰ دقیقه پیاده‌روی با سرعت متوسط داشته باشند.

دکتر داستانی درباره سرعت و نحوه مناسب پیاده‌روی گفت: لازم نیست پیاده‌روی خیلی تند یا همراه با ورزش سنگین باشد. سرعت مناسب به گونه‌ای است که فرد بتواند هنگام راه رفتن با فرد کنار خود صحبت کند، بدون اینکه دچار نفس‌نفس زدن شود.

وی ابراز امیدواری کرد: که با رعایت سبک زندگی سالم، افراد بتوانند از خطر فشار خون بالا پیشگیری کنند یا در صورت ابتلا، آن را به خوبی کنترل کنند.

 

20

دکتر داوود عطاران، فوق‌تخصص ریه و مراقبت‌های ویژه و استاد گروه داخلی، به روند شکل‌گیری، توسعه و دستاوردهای گروه ریه دانشگاه علوم پزشکی مشهد طی حدود چهار دهه گذشته پرداخت؛ مسیری که از دهه ۶۰ آغاز شد، با ورود اساتید برجسته و تجهیز بخش‌ها ادامه یافت و امروز این گروه را به یکی از قطب‌های فوق تخصصی ریه در شرق کشور و ایران تبدیل کرده است.

آغاز مسیر از دهه ۶۰؛ انگیزه‌ای که از یک جلسه علمی شکل گرفت

دکتر داوود عطاران در گفتگو با وبدا درباره نخستین آشنایی خود با گروه ریه اظهار داشت: آشنایی بنده مربوط به سال   ۶۶ 13و دوران دانشجویی پزشکی ام است. وی گفت: جلسات مشترک  داخلی و جراحی ریه ، که هر یکشنبه در بیمارستان‌های قائم(عج) و امام رضا (ع) برگزار می‌شد، نقش بسیار مهمی در علاقه‌مندی او به حوزه داخلی و سپس ریه داشت.

به گفته او، این جلسات آموزشی طی بیش از ۴۰ سال همچنان برگزار می‌شود و همواره محلی برای طرح کیس‌های دشوار بالینی و بحث‌های علمی بوده است.

اساتید پیشکسوت دهه ۶۰؛ نسل بنیان‌گذار آموزش ریه در دانشگاه علوم پزشکی مشهد

دکتر عطاران با یادی از اساتید برجسته دهه ۶۰ گفت: مرحوم دکتر پرویز اصفهانی‌زاده، دکتر پرویز واحدی، مرحوم دکتر نعمت‌پور، دکتر فرید حسینی، دکتر توحیدی و دکتر جواد قاسمیه از چهره‌های برجسته و تأثیرگذار گروه ریه در آن دوران بودند.

وی افزود: در بخش جراحی ریه نیز استاد مترجم، استاد حقی و دیگر اساتید وقت نقش مهمی در آموزش نسل جدید پزشکان داشتند.

بیماری‌های شاخص دهه ۶۰؛ از سل و کیست هیداتید تا مصدومان جنگ

به گفته دکتر عطاران، در دهه ۶۰ بیماری‌هایی مانند سل، کیست هیداتید و برونشکتازی بسیار شایع بود.

در کنار این موارد، به دلیل جنگ تحمیلی، حجم زیادی از بیماران دچار تروماهای قفسه سینه، ریه و مصدومان شیمیایی به‌ویژه آسیب‌دیدگان گاز خردل به مراکز درمانی مراجعه می‌کردند.

او از نقش برجسته اساتیدی از جمله، دکتر بلالی و دکتر فرهودی در درمان و پیگیری این بیماران یاد کرد.

 

ورود تکنولوژی از دهه ۷۰؛ آغاز دوره تحول در تشخیص و درمان

این فوق تخصص دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با اشاره به تغییرات مهم حوزه تشخیص بیماری‌های ریوی پس از پایان جنگ تحمیلی گفت: از اوایل دهه ۷۰ موج تازه‌ای از پیشرفت‌های فناورانه در مراکز درمانی مشهد آغاز شد.

وی افزود: ورود دستگاه های سی تی اسکن پیشرفته، توسعه تست‌های عملکرد تنفسی و راه‌اندازی دستگاه بادی‌پلتسیموگرافی و دستگاه های ویدئو برونکوسکوپ از مهم‌ترین این تحولات بود که نقش قابل‌توجهی در ارتقای دقت تشخیص و بهبود کیفیت خدمات تخصصی ریه ایفا کرد.

پذیرش نخستین دوره فوق‌تخصص ریه در کشور

به گفته دکتر عطاران، از سال‌های اوایل دهه70 دانشگاه علوم پزشکی مشهد نخستین پذیرش دستیار فوق‌تخصصی ریه را در سطح دانشگاه را آغاز کرد.

 وی در همین راستا افزود: این تحول مهم با تلاش‌های دکتر کشمیری و سایر اساتید گروه ریه، فوق‌تخصص ریه آموزش‌دیده در کانادا و آمریکا که در دوران جنگ با انگیزه خدمت به کشور بازگشته بود، امکان‌پذیر شد.

نقش‌آفرینی دکتر عطاران؛ از رتبه یک کشوری تا بازگشت از تورنتو

دکتر عطاران که ورودی سال ۷۶ و فارغ‌التحصیل ۷۸ فوق‌تخصص ریه است، موفق شد رتبه نخست بورد کشوری را کسب کند.

او در سال ۲۰۰۲ دوره تکمیلی ریه را در دانشگاه تورنتو گذراند و گفت: با وجود امکان ادامه فعالیت در خارج از کشور، به دلیل علاقه و تعهد به ایران، با شوق فراوان به کشور بازگشت تا آموخته‌های جدید را در خدمت بیماران و آموزش دانشگاه قرار دهد.

نوآوری‌ها و تجهیزات جدید پس از بازگشت از کانادا

دکتر داوود عطاران با اشاره به گسترش خدمات تخصصی ریه در دهه ۸۰ اعلام کرد: تشخیص اختلالات تنفسی خواب در این دوره به‌طور جدی آغاز شد، که در سال های بعد منجر به، و مقدمات راه‌اندازی بخش پلی‌سومنوگرافی با سرپرستی خانم دکتر امینی، فلوشیپ خواب در مرکز درمانی بیمارستان امام رضا(ع) فراهم گردید.

وی افزود: همزمان با این اقدامات، استفاده از تهویه غیرتهاجمی NIV))نیز از اوایل دهه ۸۰ در بخش ریه و ICU داخلی راه‌اندازی شد و نقش مهمی در مدیریت بیماران دچار نارسایی تنفسی و کاهش نیاز به روش‌های تهاجمی ایفا کرد.

وی افزود: راه‌اندازی تست ورزش قلبی–ریوی (CPET)از دیگر تجهیزات دیگر این بخش بود. به گفته او، پس از مشاهده این تکنولوژی در کانادا، دستگاه CPET برای نخستین بار در بیمارستان قائم(عج) خریداری و فعال شد. این دستگاه تاکنون برای تشخیص افتراقی بیماری‌های ریوی و قلبی کاربرد گسترده دارد.

دکتر داوود عطاران درباره توسعه تجهیزات تخصصی در بخش ریه دانشگاه علوم پزشکی مشهد اظهار کرد: تجهیز این بخش به دستگاه پلوروسکوپی، امکان انجام بررسی‌ها و اقدامات تشخیصی دقیق‌تر در بیماری‌های پلور را فراهم کرد و گام مهمی در ارتقای خدمات تخصصی ریه در این مجموعه به شمار می‌آید.

وی، در ادامه با اشاره به ورود فناوری‌های نوین به این حوزه افزود: دستگاه EBUS نیز از دیگر نوآوری‌ها و تجهیزات پیشرفته‌ای است که در سال ۱۴۰۰ در دانشگاه علوم پزشکی مشهد با کمک های معاونت وقت سازمان مدیریت و برنامه ریزی آقای مهندس پرورنده و اختصاص بودجه به دانشگاه راه‌اندازی شد و هم‌اکنون به‌طور فعال مورد استفاده قرار می‌گیرد. این فوق‌تخصص ریه توضیح داد دستگاه EBUS به‌عنوان یکی از ابزارهای کلیدی در تشخیص توده‌های مدیاستن و تعیین مرحله سرطان ریه، نقش مهمی در افزایش دقت تشخیص و برنامه‌ریزی درمان بیماران ایفا می‌کند.

دکتر عطاران همچنین به توسعه مراقبت‌های ویژه در حوزه بیماری‌های داخلی اشاره کرد و گفت: از اوایل دهه ۸۰، بخش ICU داخلی در بیمارستان‌های قائم(عج) و امام رضا(ع) فعال شد. به گفته وی، راه‌اندازی و توسعه این بخش‌ها یکی از اقدامات مهم در ارتقای خدمات درمانی بیماران بدحال به شمار می‌رود.

وی تأکید کرد: مدیریت بیماران تنفسی و حتی غیرتنفسی بدحال توسط فوق‌تخصص‌های ریه در این بخش‌ها، موجب افزایش چشمگیر نرخ بقا و بهبود وضعیت بیماران شده است.

 

21

در سال ۲۰۱۱، دکتر عطاران دوره پیوند ریه، ILD و PH را در دانشگاه UCLA آمریکا گذراند. پس از بازگشت، با همکاری دکتر باقری و گروه‌های قلب و بیهوشی( اقای دکتر عباسی جراح قلب، سرکار خانم دکتر زیرک از گروه بیهوشی) برنامه پیوند ریه در مشهد آغاز شد.

دکتر عطاران گفت: تا پیش از همه‌گیری دوران کرونا، دو پیوند موفق ریه در دانشگاه علوم پزشکی مشهد انجام شد. اما با شیوع کرونا، روند پیوند متوقف شد؛ اما از سال ۱۴۰۰ با ورود دستگاه ECMO برنامه مجدداً فعال شد و درمانگاه پیوند ریه آغاز به کار کرد.

حضور بی‌وقفه گروه ریه مشهد در خط مقدم مقابله با کرونا

به گفته دکتر   عطاران، از اسفند ۱۳۹۸ تا حدود سال‌های ۱۴۰۲، گروه ریه دانشگاه علوم پزشکی مشهد در خط مقدم درمان بیماران مبتلا به کرونا حضور داشت و با تمام توان و از جان‌ودل خدمات‌رسانی کرد.

وی، با اشاره به فداکاری اساتید این گروه افزود: در این مدت، بسیاری از اعضای هیأت علمی چندین بار به بیماری کرونا مبتلا شدند، اما روند ارائه خدمات درمانی حتی لحظه‌ای متوقف نشد. دکتر عطاران نیز از جمله اعضای کادر درمان بود که در جریان درمان بیماران، چندین بار به کرونا مبتلا شد و مدتی را در بخش ICU تحت مراقبت قرار گرفت.

او ادامه داد: خوشبختانه با توسعه تجهیزات ICU و افزایش توان تخصصی مراکز درمانی، تعداد قابل‌توجهی از بیماران بسیار بدحال در این دوران بهبود یافتند و به زندگی عادی بازگشتند.

راه‌اندازی کلینیک‌ها و رجیستری‌های تخصصی ریه

اقدامی بسیار مؤثر در گروه ریه، راه اندازی کلینیک پرفشاری شریان ریه  ( PH)است. این کلینیک از سال ۱۳۹۷ با همکاری خانم دکتر وکیلیان راه‌اندازی شد و اکنون یکی از مهم‌ترین مراکز تشخیصی درمانی کشور در این حوزه است. علاوه بر این کلینیک آسم مقاوم به درمان نیز که هم اکنون در بیمارستان امام رضا(ع) فعال است و نقش مهمی در درمان بیمارانی دارد که به درمان اسم مقاوم هستند.

راه‌اندازی کلینیک CF بالغین؛ اقدامی مهم در پاسخ به افزایش طول عمر بیماران

دکتر داوود عطاران از راه‌اندازی و فعال‌شدن روند درمان بیماران مبتلا به فیبروز کیستیک (CF) در سنین بزرگسالی به‌عنوان یکی از اقدامات مهم گروه ریه دانشگاه علوم پزشکی مشهد یاد کرد.

وی با اشاره به افزایش طول عمر بیماران مبتلا به CF در سال‌های اخیر گفت: با پیشرفت‌های درمانی و بهبود مراقبت‌های تخصصی، تعداد قابل‌توجهی از بیماران مبتلا به این بیماری اکنون به سنین بزرگسالی رسیده‌اند و نیازمند خدمات تخصصی متناسب با شرایط سنی خود هستند.

به گفته دکتر عطاران، در پاسخ به این نیاز، بیماران بزرگسال مبتلا به CF در بیمارستان قائم(عج)، در چارچوب خدمات تخصصی گروه ریه تحت درمان و پیگیری قرار می‌گیرند.

وی، این اقدام را گامی مهم در تکمیل زنجیره مراقبت بیماران CF و ارتقای کیفیت خدمات درمانی دانشگاه علوم پزشکی مشهد عنوان کرد.

فعالیت ریجستری گامی مؤثر در توسعه پژوهش‌های بیماری‌های ریه

دکتر عطاران درباره ریجستری( ثبت داده ها) بیماری های ریه گفت: رجیستری بیماری‌های ریه به‌عنوان یکی از طرح‌های مهم گروه ریه دانشگاه علوم پزشکی مشهد، به سرپرستی دکتر مزدوریان در حال فعالیت است و نقشی برجسته در پیشبرد پژوهش‌های تخصصی این حوزه ایفا می‌کند، که می توان به رجیستری PH، آمبولی ریه، ILD و آسم مقاوم اشاره نمود.

بازگشت به اهمیت روش‌های ساده تشخیصی

دکتر عطاران در ادامه با تأکید، بر ارزش روش‌های کلاسیک تشخیص گفت: در دهه‌های گذشته با وجود نبود امکانات پیشرفته، اتکا به شرح‌حال دقیق، معاینه فیزیکی و رادیوگرافی ساده نتایج درخشانی داشت.

دکتر داوود عطاران با اشاره به اهمیت استفاده صحیح از ابزارهای تشخیصی گفت: نباید در روند بررسی بیماران ریوی به‌طور افراطی به دستگاه CT وابسته بود.

وی تأکید کرد: حفظ و تقویت مهارت‌های پایه تشخیصی امری ضروری است و بر همین اساس توصیه می‌شود همکاران همچنان از رادیوگرافی ساده، که در بسیاری موارد تصویری دقیق و کارآمد ارائه می‌دهد، استفاده کنند.

اساتید فعلی گروه ریه در بیمارستان‌های قائم(عج) و امام رضا(ع)

به گفته دکتر عطاران، اساتید از جمله، دکتر اثنی عشری، دکتر بصیری، دکتر حجازی، دکتر سروری، دکتر نیک دوست، دکتر بنی‌اسد، دکتر رضایی طلب، دکتر احمدی حسینی، دکتر امینی، دکتر مزدوریان، دکتر پورصادق، دکتر توانایی، دکتر شازده‌احمدی، اساتید جراحی ریه، دکتر صدری‌زاده، دکتر فتاحی، دکتر باقری، دکتر توکلی، دکتر رضایی، دکتر نوری، دکتر امینی و دکتر امیر فخریان دربیمارستان قائم (عج) و بیمارستان امام رضا(ع)، به ارائه خدمات تخصصی، آموزش دستیاران و انجام فعالیت‌های پژوهشی مشغول هستند

تبدیل‌شدن مشهد به قطب ریه شرق کشور

به گفته دکتر عطاران، امروز ترکیب قدرتمند فوق‌تخصص‌های ریه و جراحی ریه در دو مرکز قائم(ع) و امام رضا (ع) باعث شده دانشگاه علوم پزشکی مشهد، به یکی از قطب‌های بزرگ تشخیصی، آموزشی و درمانی ریه و جراحی توراکس در کشور تبدیل شود.

وی اضافه کرد: پذیرش دستیار فوق‌تخصصی، توسعه تجهیزات مدرن، کلینیک‌های فوق‌تخصصی و تجربه سخت دوران کرونا از مهم‌ترین عواملی هستند که این جایگاه را تثبیت کرده‌اند. قطعاً پیشرفت های ایجاد شده فوق مرهون زحمات تمامی اساتید گروه بوده است.

در پایان لازم می دانم، از زحمات و تلاش های استاد توحیدی از اساتید پیشکسوت گروه ریه که در دوران کرونا خدمت خود در دانشگاه علوم پزشکی مشهد که زمینه ساز پیشرفت های علمی گروه شدند، تشکر و قدر دانی نمایم.

 

22

متخصص زنان و زایمان و عضو هیأت علمی بیمارستان قائم (عج) از مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با تأکید بر نقش تعیین‌کننده تغذیه مادر در سلامت، رشد مغز و سیستم ایمنی جنین گفت: تمام تغییرات تغذیه‌ای در دوران بارداری آثار خود را نه‌تنها در دوران تولد، بلکه بر کل زندگی آینده کودک و حتی سلامت مادر باقی می‌گذارند.

در گفتگو با وبدا، دکتر زهرا راستین، با اشاره به نقش حیاتی تغذیه در سلامت مادر و رشد و تکامل جنین گفت: وزن جنین، رشد مغزی، شکل‌گیری سیستم ایمنی و حتی احتمال ابتلای کودک به بسیاری از بیماری‌ها، به تغذیه مادر در طول ۹ ماه بارداری وابسته است.

وی افزود: هرچند بارداری تنها ۹ ماه طول می‌کشد، اما اثرات این دوران برای یک عمر بر زندگی جنین و مادر باقی می‌ماند. بنابراین، رعایت اصول تغذیه‌ای صحیح از ابتدای بارداری تا پایان آن اهمیت حیاتی دارد.

این عضو هیأت علمی دانشگاه، یکی از باورهای اشتباه رایج در دوران بارداری توسط مادران  دو نفر شدن عنوان کرد که در این شرایط باید دو برابر غذا مصرف کنند.

وی گفت:  آنچه در بارداری اهمیت دارد، کیفیت غذاست نه حجم آن. مادر باردار باید به جای پرخوری، از همه گروه‌های غذایی مفید و متنوع استفاده کند.

دکتر راستین افزود: در سه‌ماهه اول بارداری، مادر نیازی به افزایش کالری مصرفی ندارد و باید تنها بر کیفیت مواد غذایی تمرکز کند. در سه‌ماهه دوم و سوم بارداری که دوران رشد و نمو فعال جنین محسوب می‌شود، مجموعاً مصرف روزانه انرژی باید تنها حدود ۳۰۰ تا ۵۰۰ کالری بیش از حالت عادی افزایش یابد.

وی با اشاره به اینکه تنوع غذایی و مصرف صحیح گروه‌های غذایی اهمیت زیادی دارد، گفت: مادر باردار باید از گروه پروتئین‌ها برای رشد جنین، جفت و بافت‌های بدن استفاده کند؛ منابع پروتئینی شامل گوشت، حبوبات، لبنیات و تخم‌مرغ هستند.

او افزود:  مصرف غلات کامل و نان‌های سبوس‌دار بسیار مهم است، زیرا از نوسانات قند خون جلوگیری کرده و مانع از بروز یبوست در بارداری می‌شود.

دکتر راستین همچنین توصیه کرد: میوه‌ها و سبزیجات تازه به مقدار کافی در رژیم غذایی روزانه مادر باردار وجود داشته باشند، چون به تقویت سیستم ایمنی و پیشگیری از یبوست کمک می‌کنند.

او یادآور شد:  شیر و لبنیات به‌دلیل داشتن کلسیم فراوان برای رشد استخوان‌ها و دندان‌های جنین و همچنین حفظ سلامت استخوان‌بندی مادر ضروری هستند. در صورت مصرف ناکافی کلسیم، بدن مادر برای تأمین نیاز جنین از ذخایر استخوانی استفاده می‌کند و خطر بروز پوکی استخوان در مادر افزایش می‌یابد.

وی افزود: در کنار مواد درشت‌مغذی، دریافت ریز‌مغذی‌ها نیز اهمیت ویژه دارد. به گفته این متخصص زنان، اسید فولیک باید از پیش از بارداری تا پایان سه‌ماهه اول مصرف شود، زیرا از بروز ناهنجاری‌های مغزی و عصبی جنینی جلوگیری می‌کند. منابع غذایی غنی از اسید فولیک شامل کاهو، اسفناج و حبوبات است.

او همچنین خاطرنشان کرد:  آهن یکی دیگر از عناصر حیاتی در دوران بارداری است و باید از هفته ۱۶ بارداری به بعد مصرف شود تا از خستگی، کم‌خونی و تنگی نفس پیشگیری کند.

دکتر راستین تأکید کرد: چای و قهوه نباید بلافاصله پس از وعده غذایی مصرف شوند، چرا که جذب آهن را کاهش می‌دهند. در مقابل، مصرف منظم شیر و سایر منابع کلسیم باید در برنامه روزانه مادران باردار گنجانده شود.

وی در ادامه درباره مواد غذایی و رفتارهای پرخطر در دوران بارداری گفت: برخی مواد در هر میزان مصرف، برای مادر باردار کاملاً ممنوع هستند؛ از جمله الکل، سیگار و قلیان. مصرف یا حتی قرار گرفتن در معرض دود این مواد می‌تواند به رشد جسمی و تکامل عصبی–مغزی جنین آسیب جدی وارد کند.

این متخصص زنان و زایمان با اشاره به نقش عوامل محیطی در سلامت جنین افزود: هرچه مادران از آلاینده‌های هوا و مواد مخدر دورتر باشند، جنین سالم‌تر و با رشد بهتری خواهند داشت.

دکتر زهرا راستین، بر اهمیت آگاهی و آموزش تغذیه صحیح در دوران بارداری تأکید کرد و گفت: رعایت تنوع غذایی، مصرف متعادل ریز‌مغذی‌ها و پرهیز از عوامل آسیب‌زا نه‌تنها تضمین‌کننده رشد مناسب جنین، بلکه ضامن سلامت بلندمدت مادر نیز خواهد بود.

 

 

 

23

فوق‌تخصص آلرژی و ایمونولوژی بالینی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با تأکید بر قابل‌کنترل بودن آسم اظهار داشت: با تشخیص صحیح، آموزش مناسب و پایبندی به درمان، بیماران می‌توانند زندگی کاملاً طبیعی و بدون محدودیت داشته باشند.

به گزارش وبدا، دکتر ملیکا زارعی ثانی ، با اشاره به شیوع گسترده آسم در جهان گفت: آسم یکی از شایع‌ترین بیماری‌های مزمن دستگاه تنفسی است که بیش از ۳۰۰ میلیون نفر در جهان را درگیر کرده و روند ابتلا به آن همچنان رو به افزایش است.

وی، ماهیت این بیماری را التهاب مزمن راه‌های هوایی عنوان کرد و افزود:  در افراد مبتلا به آسم، راه‌های هوایی حساس‌تر و واکنش‌پذیرتر از افراد سالم است. قرار گرفتن در معرض عوامل محرک باعث تنگی مجاری، اسپاسم عضلانی، التهاب و افزایش ترشح مخاط می‌شود که نتیجه آن ظهور علائم تنفسی است.

 

فوق‌تخصص آلرژی و ایمونولوژی بالینی دانشگاه، با اشاره به علائم شایع آسم مانند سرفه مداوم، خس‌خس سینه، تنگی نفس، احساس فشار قفسه‌سینه و حملات دوره‌ای گفت: شدت علائم می‌تواند از خفیف تا خطرناک متغیر باشد و تشخیص زودهنگام نقش کلیدی در جلوگیری از پیشرفت بیماری دارد.

  دکتر زارعی ثانی، آگاهی از عوامل محرک را یکی از مهم‌ترین اصول کنترل بیماری بر شمرد و خاطرنشان کرد:  گردوغبار خانگی، گرده گیاهان، دود سیگار، آلودگی هوا، عفونت‌های ویروسی، فعالیت شدید، تغییرات دمایی، استرس و برخی مواد شیمیایی از مهم‌ترین محرک‌ها هستند.

وی، با تأکید بر اینکه آسم درمان قطعی ندارد، اما کاملاً قابل کنترل است تصریح کرد: بیمار در صورت کنترل درست بیماری می‌تواند فعالیت روزمره و حتی ورزشی را بدون محدودیت انجام دهد، از حملات مکرر و مراجعه به اورژانس در امان بماند و کیفیت زندگی مطلوبی داشته باشد.

این فوق‌تخصص آلرژی و ایمونولوژی، چهار اصل اساسی مدیریت آسم را پایبندی به درمان‌های استنشاقی، کاهش تماس با محرک‌ها، پیگیری منظم پزشکی، و داشتن برنامه عملیاتی آسم بر شمرد. همچنین وی یادآور شد: آموزش صحیح استفاده از اسپری‌ها و دستگاه‌های کمکی مانند اسپیسر بسیار بسیار مهم است.

زارعی ثانی در پایان تأکید کرد: «آسم بیماری قابل مدیریت است، نه محدودکننده. افزایش آگاهی عمومی و مراجعه به‌موقع به مراکز تخصصی می‌تواند در کاهش بار این بیماری نقش چشمگیری داشته باشد.»

وی توصیه کرد هر فردی که دچار سرفه‌های مزمن، خس‌خس سینه یا تنگی نفس دوره‌ای است برای بررسی دقیق به پزشک متخصص مراجعه کند.

 

24

یک نوجوان ۱۷ ساله که با تشخیص عفونت مغزی و وضعیت بحرانی به بخش مراقبت‌های ویژه (ICU) بیمارستان قائم (عج) منتقل شده بود، پس از ۴۴ روز مبارزه با بیماری و دریافت درمان‌های تخصصی تیمی، با بهبودی کامل از دستگاه تنفس جدا شده و در آستانه ترخیص قرار گرفت.

دکتر شهرام امینی، فوق‌تخصص مراقبت‌های ویژه بیمارستان قائم (عج) در گفتگو با وبدا، درباره شرح حال این بیمار اظهار داشت: بیمار، نوجوانی ۱۷ ساله است که حدود ۴۴ روز پیش به دلیل کاهش سطح هوشیاری، تب بالا و تشنج‌های مقاوم به درمان، از یکی از شهرستان‌ها به این مرکز درمانی ارجاع داده شد. این بیمار پیش از انتقال به مشهد، ۱۴ روز در بیمارستان شهر خود بستری بود، اما به دلیل عدم پاسخ‌دهی به درمان‌های معمول و وخامت حال، جهت بررسی‌های پیشرفته به بیمارستان قائم (عج)منتقل شد.

دکتر امینی، با اشاره به وضعیت بحرانی بیمار در بدو ورود به این مرکز، گفت: بیمار در ابتدای پذیرش، دچار کمای عمیق، تب شدید، تشنج‌های مکرر و عفونت تنفسی بود. پس از بررسی‌های تخصصی، احتمال عفونت و درگیری مغزی (انسفالوپاتی) مطرح شد و بلافاصله پروتکل‌های درمانی شامل تجویز آنتی‌بیوتیک‌های خاص و داروهای ضدتشنج آغاز شد.

وی افزود: در طول روند بستری، بیمار چندین نوبت دچار تشنج‌های مقاوم و عفونت‌های تنفسی شد، اما با تنظیم دقیق داروها و تلاش شبانه‌روزی کادر درمان، خوشبختانه تشنج‌ها کنترل و تب بیمار کاهش یافت. به دلیل طولانی شدن روند کاهش هوشیاری و نیاز به حمایت تنفسی، عمل  تراکئوستومی  برای وی انجام شد. خوشبختانه با بهبود تدریجی وضعیت تنفسی و هوشیاری، بیمار از دستگاه جدا شد، بلع طبیعی خود را بازیافت و چند روز پیش تراکئوستومی او نیز خارج شد. هم‌اکنون با وجود ضعف عضلانی جزئی، روند درمان‌های حمایتی ادامه دارد و وی به‌زودی مرخص خواهد شد.

 

قدردانی مادر بیمار از کادر درمان

مادر این بیمار با یادآوری روزهای سخت گذشته و ناامیدی پزشکان در شهرستان، گفت:  فرزندم به‌طور ناگهانی دچار تب شد و پس از انتقال به اورژانس بیمارستان شهرستان، به‌سرعت هوشیاری‌اش را از دست داد و به کما رفت. پزشکان آنجا قطع امید کرده بودند، اما با توسل به امام رضا (ع) به مشهد آمدیم. امروز از زحمات دکتر امینی و پرسنل فداکار بیمارستان قائم (عج) بی‌نهایت سپاسگزارم که فرزندم را با سطح هوشیاری ۳ از مرگ نجات دادند.

اهمیت کار تیمی در درمان بیماری‌های پیچیده مغزی

دکتر امینی   ضمن تأکید بر ضرورت کار تیمی در مدیریت بیماران بدحال ICU، تصریح کرد:  درمان این بیمار حاصل همکاری متخصصان عفونی، فوق‌تخصص نورولوژی و پرسنل پرستاری است. حمایت روانی خانواده نیز نقش بسیار کلیدی در موفقیت درمان ایفا کرد. بیماران با این سطح از پیچیدگی، نیازمند صبر و روند درمانی طولانی‌مدت هستند و خوشبختانه این بیمار به درمان‌های تخصصی پاسخ بسیار خوبی داد.

 

25

فوق ژنتیک دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با اشاره به نقش حیاتی DNA به‌عنوان ماده وراثتی، از توانمندی‌های مرکز ژنتیک بیمارستان قائم (عج) در تشخیص، پیشگیری و درمان بیماری‌های ژنتیکی خبر داد و تأکید کرد، که این مرکز تنها مرکز دانشگاهی است که خدمات جامع ژنتیک، از مشاوره تا تشخیص قبل از تولد را ارائه می‌دهد.

دکتر آریانه صدرنبوی، عضو هیئت علمی و متخصص ژنتیک، با اشاره به اهمیت DNA اظهار کرد: DNAبه‌عنوان ماده وراثتی، اساس تمامی فرآیندهای حیات است و کشف ساختار آن در سال ۱۹۵۳ توسط واتسون و کریک نقطه عطفی در علم زیست‌شناسی محسوب می‌شود؛ کشفی که در نهایت منجر به دریافت جایزه نوبل در سال ۱۹۶۳ شد.

وی افزود: اهمیت حیاتی DNA به این دلیل است، که بسیاری از بیماری‌ها در اثر اختلالات ایجادشده در این ماده وراثتی به وجود می‌آیند. امروزه با شناخت ساختار و عملکرد DNA ، نه‌تنها امکان تشخیص بسیاری از بیماری‌ها فراهم شده، بلکه در موارد متعددی درمان‌های هدفمند و شخصی‌سازی‌شده نیز قابل انجام است.

دکتر صدرنبوی با اشاره، به ظرفیت‌های مرکز ژنتیک بیمارستان قائم(عج) تصریح کرد: این مرکز به‌عنوان تنها مرکز دانشگاهی ژنتیک در دانشگاه علوم پزشکی مشهد، قادر است خدمات تشخیصی پیشرفته، درمان‌های شخصی‌سازی‌شده و مهم‌تر از همه، تشخیص قبل از تولد بیماری‌های ژنتیکی را ارائه دهد. این بیماری‌ها ممکن است به‌صورت ارثی در خانواده وجود داشته باشند یا به‌طور ناگهانی و بدون سابقه خانوادگی بروز کنند..

وی، با بیان اینکه علم ژنتیک در سال‌های اخیر پیشرفت چشمگیری داشته است، گفت: امروز می‌توانیم کل کد ژنتیکی افراد را مورد بررسی قرار دهیم، اختلالات موجود در آن را شناسایی کنیم و مشخص کنیم هر فرد مستعد ابتلا به چه بیماری‌هایی است و چه گزینه‌های درمانی برای او وجود دارد.

این فوق متخصص ژنتیک در ادامه افزود: در بیمارستان قائم (عج)، آزمایش‌هایی انجام می‌شود که طی آن بخش‌های کدکننده ژن‌ها یا همان اگزون‌ها  که بیشترین نقش را در بروز بیماری‌های انسانی دارند   مورد خوانش و تحلیل قرار می‌گیرند، تا تشخیص دقیق بیماری‌ها امکان‌پذیر شود..

دکتر صدرنبوی تأکید کرد: مراجعه بیماران به کلینیک‌های مشاوره ژنتیک پیش از انجام آزمایش‌ها ضروری است. در این جلسات با رسم شجره خانوادگی، الگوی بروز بیماری‌ها بررسی می‌شود و در صورت نیاز، آزمایش‌های ژنتیکی مناسب درخواست خواهد شد.

وی، خاطرنشان کرد: آزمایش‌های ژنتیکی به‌طور کلی به دو دسته تقسیم می‌شوند، که یکی از مهم‌ترین آن‌ها آزمایش‌های سیتوژنتیک است. این خدمات در بیمارستان قائم(عج) انجام می‌شود و امکان بررسی ساختار کلی دی‌ان‌ای و نحوه بسته‌بندی آن در کروموزوم‌ها را فراهم می‌کند؛ اقدامی که نقش مهمی در تشخیص بسیاری از اختلالات ژنتیکی دارد.

 

26

متخصص بیماری‌های داخلی، از بهبود وضعیت یک بیمار ۸۲ ساله خبر داد که با شکایت افت سطح هوشیاری به اورژانس بیمارستان قائم(عج) مشهد مراجعه کرده بود.

دکتر بنفشه عطایی، در گفتگو با وبدا، درباره شرح حال این بیمار اظهار داشت: بیمار پس از پذیرش اولیه با تشخیص عفونت ادراری و نارسایی حاد کلیه بستری شد و در ادامه سیر درمان، پس از انجام اقدامات تشخیصی تکمیلی، تشخیص سکته حاد مغزی نیز برای وی مطرح شد. با وخامت وضعیت عمومی، بیمار به بخش7 ICU منتقل شد.

دکتر عطایی افزود: در طول دوره بستری، سطح هوشیاری بیمار کاهش یافت و به دنبال افت فشار خون، بیمار دچار شوک سپتیک شد. با توجه به کاهش هوشیاری، بیمار تحت حمایت تنفسی قرار گرفت و تنفس وی به دستگاه ونتیلاتور وابسته شد. همزمان، درمان‌های دارویی لازم آغاز و مشاوره‌های تخصصی با اساتید مغز و اعصاب انجام شد.

پزشک متخصص این بیمار گفت: خوشبختانه با کنترل عفونت و بهبود نارسایی کلیه، سطح هوشیاری بیمار به‌تدریج بهبود یافت و پس از چند روز، بیمار با شرایط پایدار از دستگاه ونتیلاتور جدا شد. در حال حاضر، عملکرد کلیه‌های بیمار طبیعی است، سطح هوشیاری کاملاً مطلوب بوده و بیمار نسبت به زمان و مکان آگاهی کامل دارد و عفونت نیز به‌طور کامل کنترل شده است.

در ادامه، خانم قره‌باغی، پرستار بخش ICU7 بیمارستان قائم(عج)، با اشاره به روند مراقبتی این بیمار گفت: این بیمار با کاهش سطح هوشیاری در بخش ICU7 بستری شد و پس از گذشت دو روز، وضعیت هوشیاری وی بدتر شد. با حضور به‌موقع دکتر بنفشه عطایی و همکاری مؤثر تیم پرستاری، بیمار تحت حمایت تنفسی با دستگاه ونتیلاتور قرار گرفت و به لطف خدا پس از سه روز با شرایط مناسب از دستگاه جدا شد.

وی گفت: در حال حاضر بیمار در وضعیت عمومی بسیار خوبی قرار دارد و شرایط وی پایدار است. خانم قره باغی اضافه کرد: لازم می‌دانم از همکاران پرتلاش تیم پرستاری به‌طور ویژه قدردانی کنم که با مراقبت‌های دقیق و دلسوزانه، نقش مهمی در بهبود این بیمار ایفا کردند.

 

27

فوق تخصص بیماری‌های کبد و گوارش بالغین و عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با اشاره به افزایش شیوع بیماری‌های التهابی روده (IBD) در جهان و ایران، گفت: تشخیص به‌موقع و آغاز سریع درمان می‌تواند، علائم بیماری را کنترل کرده و کیفیت زندگی بیماران را به حالت طبیعی بازگرداند.

دکتر مریم فتحی، در گفتگو با وبدا، با بیان اینکه بیماری‌های التهابی روده یا IBD از بیماری‌های مزمن دستگاه گوارش هستند، که سیستم گوارشی را درگیر می‌کنند، اظهار کرد: شیوع این بیماری در جهان رو به افزایش است. در کشورهای اروپایی از هر 1000 نفر حدود سه تا پنج نفر به این بیماری مبتلا هستند و در کشورهای آسیایی از جمله ایران نیز از هر ده هزار نفر حدود چهار تا هفت نفر به این بیماری مبتلا می‌شوند.

وی افزود: سن شایع بروز این بیماری بین ۱۵ تا ۳۵ سالگی است، اما یک پیک سنی دیگر نیز در افراد سالمند بین ۶۰ تا ۷۰ سالگی مشاهده می‌شود.

این عضو هیأت علمی دانشگاه، درباره انواع این بیماری گفت: بیماری‌های التهابی روده دو نوع اصلی دارند که شامل بیماری کرون و کولیت اولسراتیو است و الگوی درگیری در این دو بیماری تا حدودی با یکدیگر متفاوت است. در بیماری کرون ممکن است هر بخشی از دستگاه گوارش از دهان تا انتهای روده درگیر شود، در حالی که در کولیت اولسراتیو معمولاً روده بزرگ درگیر می‌شود.

دکتر فتحی، با اشاره به علت بروز این بیماری گفت: علت دقیق این بیماری هنوز مشخص نیست، اما عوامل مختلفی در ایجاد یا تشدید آن نقش دارند. مهم‌ترین عامل، واکنش نادرست سیستم ایمنی بدن است که به اشتباه علیه سلول‌های روده واکنش نشان داده و موجب التهاب می‌شود.

وی در ادامه افزود: عامل ژنتیکی نیز در بروز این بیماری نقش دارد، به‌طوری‌که اگر پدر یا مادر فردی به این بیماری مبتلا باشند، احتمال ابتلای فرزند بین دو تا ده برابر افزایش می‌یابد.

به گفته این فوق تخصص گوارش، عوامل محیطی نیز در ایجاد یا تشدید بیماری مؤثر هستند. استرس‌های زندگی به‌ویژه اگر مزمن باشند، نقش مهمی در بروز و تشدید علائم دارند. همچنین مصرف سیگار، مصرف بی‌رویه غذاهای فرآوری‌شده مانند سوسیس و کالباس، فست‌فودها و نوشابه‌ها، عفونت‌های گوارشی و مصرف بی‌رویه آنتی‌بیوتیک‌ها که باعث برهم خوردن تعادل میکروبیوم روده می‌شوند، می‌توانند در ایجاد یا تشدید این بیماری نقش داشته باشند.

وی، درباره علائم بیماری گفت: شایع‌ترین تظاهر بیماری، دوره‌های اسهال است که گاهی با دفع رگه‌های خون یا کف همراه می‌شود. دردهای شکمی به شکل کرامپ‌های شکمی، سوء جذب، کاهش وزن، بی‌حالی و کم‌خونی نیز از دیگر علائم این بیماری محسوب می‌شوند. همچنین برخی بیماران احساس فوریت در دفع را تجربه می‌کنند.

دکتر فتحی افزود: این بیماری ممکن است تظاهرات خارج روده‌ای نیز داشته باشد؛ از جمله التهاب و درد مفاصل، درگیری‌های چشمی و التهاب چشم، مشکلات کبدی و برخی تظاهرات پوستی.

وی تأکید کرد: تشخیص به‌موقع این بیماری بسیار اهمیت دارد، زیرا هرچه درمان زودتر آغاز شود، احتمال کنترل کامل علائم و بازگشت کیفیت زندگی بیمار به وضعیت طبیعی بیشتر خواهد بود.

 

این عضو هیأت علمی دانشگاه در ادامه، درباره روش‌های تشخیص گفت: تشخیص بیماری ابتدا بر اساس شرح حال بیمار انجام می‌شود و سپس آزمایش‌های خونی و مدفوعی انجام می‌گیرد. برای تأیید تشخیص معمولاً کولونوسکوپی و نمونه‌برداری انجام می‌شود و در برخی موارد نیز اندوسکوپی یا تصویربرداری‌های پیشرفته مانند MRI یا سی‌تی‌اسکن مورد نیاز است.

وی هشدار داد: در صورتی که بیمار دیر مراجعه کند یا بیماری دیر تشخیص داده شود، ممکن است آسیب‌های جبران‌ناپذیری ایجاد شود؛ از جمله تنگی و انسداد روده، ایجاد فیستول‌های روده‌ای و حتی افزایش خطر ابتلا به سرطان روده بزرگ. در چنین شرایطی گاهی نیاز به جراحی نیز ایجاد می‌شود و ممکن است بیماری به مرحله‌ای برسد که با درمان‌های ساده قابل کنترل نباشد.

دکتر فتحی درباره درمان این بیماری گفت: اساس درمان بر کنترل و سرکوب سیستم ایمنی بدن است. در این مسیر از دوره‌های کوتاه‌مدت کورتون، داروهای تعدیل‌کننده سیستم ایمنی مانند مزالازین سولفات و داروهای بیولوژیک استفاده می‌شود. داروهای بیولوژیک تحول بزرگی در درمان این بیماری ایجاد کرده‌اند و در صورت شروع به‌موقع می‌توانند علائم بیماری را کنترل کرده و کیفیت زندگی بیمار را به حالت طبیعی بازگردانند.

وی، در ادامه به توصیه‌های تغذیه‌ای برای بیماران اشاره کرد و گفت: در دوره فعال بیماری، بهتر است بیماران از غذاهای ساده و کم‌فیبر مانند برنج سفید، سوپ ساده، مرغ یا ماهی، سیب‌زمینی آب‌پز و در میان میوه‌ها موز استفاده کنند. در این دوره باید از مصرف غذاهای سرخ‌کرده، چرب، تند و غذاهای فرآوری‌شده مانند سوسیس، کالباس و نوشابه‌ها خودداری شود.

به گفته دکتر فتحی، در دوره فعال بیماری نیز بهتر است مصرف سبزیجات خام و لبنیات نیز محدود شود. همچنین توصیه می‌شود تعداد وعده‌های غذایی بیشتر و حجم هر وعده کمتر باشد و مصرف مایعات کافی نیز مورد توجه قرار گیرد.

این فوق تخصص گوارش اضافه کرد: زمانی که بیماری وارد مرحله خاموشی می‌شود، رژیم غذایی می‌تواند متعادل‌تر باشد. در این شرایط مصرف میوه و سبزیجات، مغزها و لبنیات کم‌چرب مشکلی ایجاد نمی‌کند و مصرف پروتئین‌های کامل مانند تخم‌مرغ، ماهی و مرغ نیز باید در برنامه غذایی گنجانده شود.

وی تأکید کرد: به‌طور کلی غذاهای فرآوری‌شده، حتی در دوره خاموشی بیماری نیز بهتر است مصرف نشوند. همچنین برخی ادویه‌ها مانند زردچوبه به دلیل خاصیت ضدالتهابی می‌توانند برای این بیماران مفید باشند.

خاموشی کامل علائم به معنای پایان درمان IBD نیست

دکتر فتحی، با اشاره به نقش مهم مدیریت استرس در کنترل بیماری گفت: کنترل استرس یکی از مهم‌ترین عوامل در کاهش علائم و حفظ بیماری در مرحله خاموشی است. خواب کافی، ورزش منظم، انجام تمرین‌هایی مانند یوگا و مدیتیشن و در صورت وجود استرس‌های شدید زندگی، مراجعه به روان‌شناس یا روان‌پزشک می‌تواند در مدیریت استرس و کنترل بیماری بسیار مؤثر باشد.

وی همچنین بر اهمیت اصلاح سبک زندگی تأکید کرد و گفت: ترک سیگار، پیاده‌روی منظم، رعایت بهداشت فردی، شستن دست‌ها قبل از غذا، شستن کامل میوه‌ها و سبزیجات و پخت کامل مواد غذایی می‌تواند از بروز عفونت‌های گوارشی و تشدید علائم بیماری جلوگیری کند.

 

این عضو هیأت علمی دانشگاه در پایان خاطرنشان کرد: نکته بسیار مهم در درمان این بیماری آن است، که درمان نباید به‌صورت خودسرانه قطع شود. حتی اگر بیماری کاملاً خاموش شود و علائم از بین برود و کیفیت زندگی بیمار به حالت طبیعی بازگردد. به گفته وی، ادامه درمان تحت نظر پزشک ضروری است. ممکن است پزشک با توجه به شرایط بیمار نوع دارو یا دوز آن را تغییر دهد، اما قطع کامل دارو بدون نظر متخصص گوارش می‌تواند باعث عود بیماری شود. بنابراین بیماران باید همواره تحت نظر پزشک متخصص باشند تا بیماری در مرحله خاموشی باقی بماند و برای آنان مشکل جدی ایجاد نکند.

 

28

متخصص زنان، فلوشیپ انکولوژی زنان و عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد با اشاره به نامگذاری ۱۸ اردیبهشت به عنوان روز جهانی سرطان تخمدان گفت: این بیماری یکی از علل مهم مرگ‌ومیر ناشی از سرطان‌های زنان به شمار می‌رود و به دلیل علائم غیر اختصاصی، در بسیاری از موارد در مراحل پیشرفته تشخیص داده می‌شود.

دکتر مرجانه فرازستانیان، در گفتگو با وبدا، ضمن اشاره به روز جهانی سرطان تخمدان اظهار داشت: سرطان تخمدان سومین سرطان شایع ژینکولوژی در زنان پس از سرطان دهانه رحم و سرطان رحم است، اما با توجه به کاهش شیوع و مرگ‌ومیر ناشی از سرطان دهانه رحم از سال ۲۰۲۵، این بیماری به عنوان دومین سرطان شایع و از مهم‌ترین علل مرگ ناشی از سرطان‌های ژینکولوژی گزارش شده است.

وی افزود: سرطان تخمدان ششمین علت مرگ ناشی از سرطان در زنان محسوب می‌شود و به طور کلی حدود ۱.۱ درصد زنان در طول زندگی ممکن است به این سرطان مبتلا شوند.

این متخصص زنان، درباره علائم بیماری گفت: بیماران مبتلا به سرطان تخمدان ممکن است با علائم حاد مانند تجمع مایع در شکم (آسیت)، انسداد روده یا ترومبوز مراجعه کنند، اما در بسیاری از موارد علائم به صورت تحت‌حاد و تدریجی بروز می‌کند.

دکتر فرازستانیان در ادامه علائم این بیماری گفت: دردهای مزمن شکم و لگن، بزرگ شدن شکم، علائم غیر اختصاصی گوارشی، مشکلات ادراری و در مراحل پیشرفته انسداد روده از جمله نشانه‌هایی هستند، که ممکن است بیماران با آن مراجعه کنند.

وی، با بیان اینکه علائم گوارشی در این نوع از سرطان اغلب غیر اختصاصی است، گفت: تهوع، استفراغ، بی‌اشتهایی، نفخ شکم و احساس سیری زودرس از جمله علائمی هستند، که معمولاً در مراحل پیشرفته‌تر دیده می‌شوند. اگر فردی در بیشتر روزهای هفته و طی چندین هفته چنین علائمی داشته باشد و به درمان‌های معمول پاسخ ندهد، لازم است از نظر بیماری‌های ژینکولوژی و آنکولوژی بررسی شود.

سرطان تخمدان با علائم پنهان؛ از خونریزی غیرطبیعی تا دردهای مزمن شکم

فلوشیپ انکولوژی زنان، خاطرنشان کرد: در برخی موارد بیماران با خونریزی واژینال مراجعه می‌کنند، که البته این علامت در سرطان تخمدان کمتر شایع است، اما هرگونه خونریزی غیرطبیعی، از جمله طولانی شدن قاعدگی یا خونریزی بین دوره‌های قاعدگی، باید مورد بررسی قرار گیرد.

وی افزود: گاهی نیز توده تخمدان به صورت اتفاقی در بررسی‌های سونوگرافی که به دلایل دیگر انجام شده، یا هنگام جراحی‌های دیگر تشخیص داده می‌شود. در صورت شک به بیماری، معاینه، سونوگرافی و در صورت نیاز سی‌تی‌اسکن انجام می‌شود

دکتر فرازستانیان، با اشاره به روش‌های درمانی گفت: یکی از ارکان اصلی درمان سرطان تخمدان جراحی است و در بسیاری از موارد، به‌ویژه در مراحل غیر اولیه، شیمی‌درمانی نیز به عنوان بخشی از درمان انجام می‌شود.

وی یادآور شد: سرطان تخمدان معمولاً علامت اختصاصی مشخصی ندارد و ممکن است با علائم غیر اختصاصی گوارشی، ادراری یا حتی ریوی ظاهر شود؛ بنابراین توجه به نشانه‌هایی مانند درد شکم، بزرگ شدن شکم و درد لگن اهمیت زیادی دارد.

این متخصص زنان دانشگاه، درباره عوامل خطر این بیماری گفت: افزایش سن یکی از مهم‌ترین عوامل خطر است و احتمال بروز بیماری در زنان بالای ۵۰ سال بیشتر می‌شود. البته نوعی از تومورهای تخمدان به نام ژرم‌سل‌تومورها در دهه دوم و سوم زندگی بروز می‌کنند، که معمولاً درمان‌پذیری خوبی دارند.

وی افزود: طولانی بودن دوره باروری، مانند شروع زودهنگام قاعدگی یا یائسگی دیررس، همچنین نداشتن بارداری یا زایمان نیز از دیگر عوامل خطر محسوب می‌شود.

دکتر فرازستانیان به برخی عوامل ژنتیکی و سندرم‌های ارثی مانند سندرم لینچ که خطر ابتلا را افزایش می‌دهند، اشاره کرد و افزود: در افرادی که سابقه خانوادگی سرطان تخمدان دارند، احتمال ابتلا ممکن است تا حدود ۷ درصد افزایش یابد.

علاوه بر این، با داشتن سابقه خانوادگی کانسرتخمدان، درافراد خانواده بسته به نسبت وتعداد افراد میزان ریسک بروز کانسر افزایش پیدا می کند.

وی گفت: از دیگر عوامل خطر می‌توان به تابش اشعه به لگن و در موارد نادر بیماری اندومتریوز اشاره کرد، هرچند اندومتریوز به طور مستقیم عامل سرطان تخمدان محسوب نمی‌شود.

این فلوشیپ انکولوژی زنان، به عوامل محافظت‌کننده و پیشگیرانه اشاره کرد و گفت: مصرف قرص‌های جلوگیری از بارداری، بستن لوله‌ها، برداشتن رحم، برداشتن دوطرفه لوله‌ها و تخمدان‌ها در موارد خاص، استفاده از IUD، شیردهی و زایمان از جمله عواملی هستند که می‌توانند خطر ابتلا را کاهش دهند.

فلوشیپ انکولوژی زنان تأکید کرد: برای سرطان تخمدان غربالگری روتین در جمعیت عمومی وجود ندارد، بنابراین آگاهی از علائم و توجه به سابقه خانوادگی اهمیت زیادی دارد. افرادی که در خانواده خود سابقه سرطان‌هایی مانند پستان، تخمدان یا روده بزرگ دارند، بهتر است تحت مشاوره ژنتیک قرار گیرند.

 

29

فوق‌تخصص آلرژی و ایمونولوژی بالینی و از چهره‌های تأثیرگذار در بنیانگذاری این رشته در ایران، در گفت‌وگویی با اشاره به روز استاد و جایگاه معلمان و اساتید، داستان علاقه‌مندی خود به ایمونولوژی، روند تأسیس این رشته در ایران، توسعه آن در مشهد و نقش کلیدی ایمونولوژی در علوم پزشکی امروز را با جزئیات روایت کرد.

دکتر رضا فرید حسینی، از نخستین و برجسته‌ترین بنیانگذاران رشته آلرژی و ایمونولوژی در ایران، همزمان با سالروز شهادت استاد مطهری و روز استاد، با اشاره به اهمیت جایگاه استادی در علوم پزشکی، به بیان چگونگی آشنایی خود با علم ایمونولوژی پرداخت؛ آشنایی‌ که به گفته او سرنوشت حرفه‌ای‌اش را تغییر داد و یکی از مسیرهای مهم علمی در کشور را پایه‌گذاری کرد.

وی از نحوه ورود خود به رشته الرژی و ایمونولوژی گفت:  در دوران دستیاری داخلی در لندن، هنگام مطالعه کتاب هاریسون به واژه IgGبرخوردم. این اصطلاح برایم سؤال شد؛ از استادم نپرسیدم اما از یکی از دستیاران پرسیدم و او گفت که این کلمه مربوط به یکی از کلاس‌های ایمونوگلوبولین است، که اخیراً در آمریکا شناسایی شده است. شنیدن اینکه پروتئین‌های خونی دسته‌بندی شده‌اند و پنج کلاس ایمونوگلوبولین وجود دارد، ذهن مرا به‌شدت درگیر کرد و باعث شد به دنبال منشأ این واژه بروم.

این کنجکاوی دکتر فرید حسینی را به کلاس‌های ایمونولوژی پزشکی در دانشگاه لندن رساند؛ جایی که پروفسور  رویت  ، استاد برجسته ایمونولوژی، هفته‌ای یک جلسه تدریس می‌کرد. وی توضیح داد:  از او درباره این واژه  IgGسؤال کردم و او برایم کامل شرح داد. همان‌جا فهمیدم که ایمونولوژی دریچه‌ای به علمی جدید و آینده‌ساز است. این آشنایی آغاز مسیری شد که بعدها موجب شد این رشته در ایران پایه‌گذاری شود.

نقش مشهد در ورود ایمونولوژی به نظام آموزشی کشور

دکتر فرید حسینی، با اشاره به شرایط پس از انقلاب فرهنگی در کشور و بازنگری در دروس دانشگاهی گفت:  دانشگاه علوم پزشکی مشهد از اولین دانشگاه‌هایی بود که با همکاری دانشگاه تهران و چند دانشگاه دیگر، ایمونولوژی و آلرژی را به‌عنوان یک درس مستقل وارد سیستم آموزش پزشکی کرد. ما توانستیم درس ایمونولوژی را به صورت پنج واحد برای دانشجویان پزشکی و سه واحد برای دندانپزشکی و داروسازی تصویب کنیم. همچنین دانشجویان پرستاری نیز واحدهای این درس را می‌گذراندند.

او تأکید کرد:  در آن دوران هنوز کمتر کسی در ایران اهمیت بنیادی ایمونولوژی را می‌دانست، اما خوشبختانه این درس به‌عنوان یکی از اصول پایه‌ای علوم پزشکی تصویب شد.

ایمونولوژی؛ دانشی که اثر آن در همه بیماری‌ها دیده می‌شود

دکتر فرید حسینی، با بیان اینکه امروز نقش سیستم ایمنی در بسیاری از بیماری‌ها شناخته شده است، گفت:   همه به نحوی با سیستم ایمنی مرتبط هستند. حتی امروزه مشخص شده در بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی، نوعی ایمونوگلوبولین در سلول‌های مغزی ایجاد می‌شود که می‌تواند عملکرد این سلول‌ها را مختل کند. این یعنی روان‌پزشکی بدون سایکوایمونولوژی قابل توضیح نیست.

این فوق تخصص دانشگاه، با اشاره به انتشار کتاب  سایکوایمونولوژی  در مشهد افزود:  این کتاب نشان‌دهنده اهمیت ارتباط روان، مغز و سیستم ایمنی است و تأکیدی است، بر اینکه ایمونولوژی امروز در تمام شاخه‌های پزشکی حضور دارد.

مشهد؛ یکی از قطب‌های معتبر ایمونولوژی بالینی در کشور

دکتر فرید حسینی با اشاره به توسعه این رشته در مشهد گفت: امروزه خوشبختانه  دانشگاه علوم پزشکی مشهد یکی از قطب‌های ایمونولوژی بالینی در ایران است و هر سال دو تا سه نفر به‌عنوان فلوشیپ وارد این مرکز می‌شوند. این افراد پزشک متخصص و دوره‌دیده هستند که سه سال آموزش فوق‌تخصصی را می‌گذرانند.

بنیانگذار رشته آلرژی و ایمونولوژی ایران افزود:  فلوشیپ‌های ما امروز در سراسر ایران، از شمال تا جنوب و شرق تا غرب، در حال خدمت هستند و برخی از آن‌ها خودشان اکنون اساتید برجسته این رشته شده‌اند. دانشگاه‌های تهران، شیراز و تبریز نیز همراه با مشهد از مراکز معتبر ایمونولوژی بالینی مورد تأیید وزارت بهداشت هستند.

توصیه‌های دکتر فرید حسینی به دانشجویان علوم پزشکی

او با تأکید بر اهمیت شناخت این علم برای تمام دانشجویان پزشکی گفت:اگر افرادی به علوم پایه علاقه‌مند هستند، ایمونولوژی یکی از بهترین رشته‌هاست. اگر هم به کار بالینی علاقه دارند، آلرژی و ایمونولوژی بالینی از رشته‌هایی است که تقریباً با تمام بیماری‌ها ارتباط دارد. دانشجویان باید در دوره کارورزی، اینترنی، رزیدنتی و فلوشیپی، ایمونولوژی بالینی را به‌خوبی مطالعه کنند. شناخت درست این علم به آن‌ها کمک می‌کند سایر بیماری‌ها را بهتر بشناسند و تبیین کنند.

پیام به اعضای هیأت علمی آینده: پزشکی را از مادیات دور نگه دارید

  دکتر فرید حسینی، خطاب به نسل جوان و اساتید آینده اظهار داشت: کسانی که کسوت مقدس هیأت علمی را بر عهده می گیرند، باید عاشق رشته خود باشند و علم را عمیق بیاموزند و سپس به دانشجویان خود منتقل کنند. در کنار علم، اخلاق پزشکی را نیز به دانشجویان بیاموزند. پزشکی یک رشته مقدس است و نباید آن را به مادیات آلوده کرد. معنویت در این رشته ارزش بسیار بیشتری دارد و باعث می‌شود پزشک از هر جهت احساس رضایت کند.

بنیانگذار رشته آلرژی و ایمونولوژی ایران گفت: بیمار پس از خدا فقط به پزشکش امید دارد. این رابطه باید روزبه‌روز محکم‌تر شود و نسل جوان با عشق، اخلاق و دانش بتوانند در مسیر درمان بیماران گام بردارند.

 

 

30

دکتر کلانتری با گرامیداشت یاد و نام استاد پیشکسوت آسیب‌شناسی، از دکتر عبدالوهاب درهمی، به‌عنوان چهره‌ای کم‌نظیر در علم طب، علوم انسانی و معارف اسلامی یاد کرد؛ پزشکی که دانشجویانش او را  مردی که زیاد می‌دانست، می‌خواندند، به همبن مناسبت سالن پاتولوژی بیمارستان قائم(عج) به نام این استاد پیشکسوت و برجسته پاتولوژی دانشگاه نامگذاری شد.

دکتر محمدرضا کلانتری، فوق تخصص آسیب شناسی تشریحی دانشگاه علوم پزشکی مشهد در گفتگو با وبدا، پیرامون این خبر اظهار داشت: مرحوم استاد عبدالوهاب درهمی، از برجسته‌ترین استادان پیشکسوت پاتولوژی کشور، در ۲۳ آذرماه ۱۳۱۱ در مشهد مقدس دیده به جهان گشود. ایشان تحصیلات ابتدایی را در گناباد و متوسطه را در مشهد گذراند و سپس در سال ۱۳۳۰ وارد دانشکده پزشکی مشهد شد. شوق فراوان او به علوم دینی سبب شد که در سال سوم پزشکی، دانشکده را ترک کرده و در سال ۱۳۳۳ به مدرسه علمیه نواب وارد شود.

وی افزود: این استاد پیشکسوت، پس از پنج سال حضور در فضای علم دین، به پیشنهاد مرحوم دکتر قوام نصیری ، استاد پاتولوژی و رئیس وقت دانشکده پزشکی و نیز به‌واسطه علاقه‌مندی عمیقش به علم الابدان، بار دیگر به دانشکده پزشکی بازگشت. وی پس از پایان پزشکی عمومی وارد دوره تخصصی آسیب‌شناسی شد و سپس به‌عنوان عضو هیئت علمی دانشکده پزشکی مشهد، به مدت ۳۳ سال به تدریس دانشجویان پزشکی، دندان‌پزشکی و دستیاران پاتولوژی پرداخت.

دکتر کلانتری در بیان ویژگی های شایسته استاد درهمی، گفت: وی همواره فعالیت‌های تشخیصی و آموزشی خود را با عشق و خرسندی انجام می‌داد و در این مسیر روش‌های نوآورانه و جذابی را پایه‌گذاری کرده بود. او کار اصلی خود را مطالعه علوم انسانی و اسلامی، به‌ویژه اخلاق، فقه، فلسفه و عرفان و نیز انتقال اندیشه‌ها و کشفیاتش به شاگردان می‌دانست. ریشه‌های علم و تقوای او که در سایه بارگاه حضرت شمس‌الشموس(ع) بالیده بود، با هدایت و تربیت حضرت آیت‌الله محمد بن مرتضی الخراسانی (کافی مهدوی) به ثمر نشست.

وی افزود:  دانشجویان پزشکی، استاد درهمی را  مردی که زیاد می‌دانست  لقب داده بودند. جلسات درس آسیب‌شناسی ایشان صبح‌های سه‌شنبه و درس‌های علوم انسانی وی شب‌های چهارشنبه بدون وقفه سال‌ها برگزار می‌شد. او قرآن را بسیار مطالعه می‌کرد و در آموزش ترجمه، تفسیر و فهم معانی عمیق نماز تلاش فراوان داشت. با ذوق عرفانی خود، تعالیم حکمت را با آیات قرآن پیوند می‌داد. اگرچه اهل نگارش نبود، اما مجموعه‌ای مفصل از سخنرانی‌هایش توسط فرزندانش ثبت و حفظ شده است.

سرانجام این استاد فرزانه در سال ۱۳۹۰ هجری شمسی و در هنگام کار در آزمایشگاه آسیب‌شناسی دار فانی را وداع گفت. مرغ جانش به آسمان پرکشید و پیکر مطهرش در بهشت رضا(ع) مشهد مقدس آرام گرفت.

 

31

فوق تخصص بیماری‌های کبد و گوارش بالغین و عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با اشاره به افزایش شیوع بیماری‌های التهابی روده (IBD) در جهان و ایران، گفت: تشخیص به‌موقع و آغاز سریع درمان می‌تواند، علائم بیماری را کنترل کرده و کیفیت زندگی بیماران را به حالت طبیعی بازگرداند.

دکتر مریم فتحی، در گفتگو با وبدا، با بیان اینکه بیماری‌های التهابی روده یا IBD از بیماری‌های مزمن دستگاه گوارش هستند، که سیستم گوارشی را درگیر می‌کنند، اظهار کرد: شیوع این بیماری در جهان رو به افزایش است. در کشورهای اروپایی از هر 1000 نفر حدود سه تا پنج نفر به این بیماری مبتلا هستند و در کشورهای آسیایی از جمله ایران نیز از هر ده هزار نفر حدود چهار تا هفت نفر به این بیماری مبتلا می‌شوند.

وی افزود: سن شایع بروز این بیماری بین ۱۵ تا ۳۵ سالگی است، اما یک پیک سنی دیگر نیز در افراد سالمند بین ۶۰ تا ۷۰ سالگی مشاهده می‌شود.

این عضو هیأت علمی دانشگاه، درباره انواع این بیماری گفت: بیماری‌های التهابی روده دو نوع اصلی دارند که شامل بیماری کرون و کولیت اولسراتیو است و الگوی درگیری در این دو بیماری تا حدودی با یکدیگر متفاوت است. در بیماری کرون ممکن است هر بخشی از دستگاه گوارش از دهان تا انتهای روده درگیر شود، در حالی که در کولیت اولسراتیو معمولاً روده بزرگ درگیر می‌شود.

دکتر فتحی، با اشاره به علت بروز این بیماری گفت: علت دقیق این بیماری هنوز مشخص نیست، اما عوامل مختلفی در ایجاد یا تشدید آن نقش دارند. مهم‌ترین عامل، واکنش نادرست سیستم ایمنی بدن است که به اشتباه علیه سلول‌های روده واکنش نشان داده و موجب التهاب می‌شود.

وی در ادامه افزود: عامل ژنتیکی نیز در بروز این بیماری نقش دارد، به‌طوری‌که اگر پدر یا مادر فردی به این بیماری مبتلا باشند، احتمال ابتلای فرزند بین دو تا ده برابر افزایش می‌یابد.

به گفته این فوق تخصص گوارش، عوامل محیطی نیز در ایجاد یا تشدید بیماری مؤثر هستند. استرس‌های زندگی به‌ویژه اگر مزمن باشند، نقش مهمی در بروز و تشدید علائم دارند. همچنین مصرف سیگار، مصرف بی‌رویه غذاهای فرآوری‌شده مانند سوسیس و کالباس، فست‌فودها و نوشابه‌ها، عفونت‌های گوارشی و مصرف بی‌رویه آنتی‌بیوتیک‌ها که باعث برهم خوردن تعادل میکروبیوم روده می‌شوند، می‌توانند در ایجاد یا تشدید این بیماری نقش داشته باشند.

وی، درباره علائم بیماری گفت: شایع‌ترین تظاهر بیماری، دوره‌های اسهال است که گاهی با دفع رگه‌های خون یا کف همراه می‌شود. دردهای شکمی به شکل کرامپ‌های شکمی، سوء جذب، کاهش وزن، بی‌حالی و کم‌خونی نیز از دیگر علائم این بیماری محسوب می‌شوند. همچنین برخی بیماران احساس فوریت در دفع را تجربه می‌کنند.

دکتر فتحی افزود: این بیماری ممکن است تظاهرات خارج روده‌ای نیز داشته باشد؛ از جمله التهاب و درد مفاصل، درگیری‌های چشمی و التهاب چشم، مشکلات کبدی و برخی تظاهرات پوستی.

وی تأکید کرد: تشخیص به‌موقع این بیماری بسیار اهمیت دارد، زیرا هرچه درمان زودتر آغاز شود، احتمال کنترل کامل علائم و بازگشت کیفیت زندگی بیمار به وضعیت طبیعی بیشتر خواهد بود.

 

این عضو هیأت علمی دانشگاه در ادمه، درباره روش‌های تشخیص گفت: تشخیص بیماری ابتدا بر اساس شرح حال بیمار انجام می‌شود و سپس آزمایش‌های خونی و مدفوعی انجام می‌گیرد. برای تأیید تشخیص معمولاً کولونوسکوپی و نمونه‌برداری انجام می‌شود و در برخی موارد نیز اندوسکوپی یا تصویربرداری‌های پیشرفته مانند MRI یا سی‌تی‌اسکن مورد نیاز است.

وی هشدار داد: در صورتی که بیمار دیر مراجعه کند یا بیماری دیر تشخیص داده شود، ممکن است آسیب‌های جبران‌ناپذیری ایجاد شود؛ از جمله تنگی و انسداد روده، ایجاد فیستول‌های روده‌ای و حتی افزایش خطر ابتلا به سرطان روده بزرگ. در چنین شرایطی گاهی نیاز به جراحی نیز ایجاد می‌شود و ممکن است بیماری به مرحله‌ای برسد که با درمان‌های ساده قابل کنترل نباشد.

دکتر فتحی درباره درمان این بیماری گفت: اساس درمان بر کنترل و سرکوب سیستم ایمنی بدن است. در این مسیر از دوره‌های کوتاه‌مدت کورتون، داروهای تعدیل‌کننده سیستم ایمنی مانند مزالازین سولفات و داروهای بیولوژیک استفاده می‌شود. داروهای بیولوژیک تحول بزرگی در درمان این بیماری ایجاد کرده‌اند و در صورت شروع به‌موقع می‌توانند علائم بیماری را کنترل کرده و کیفیت زندگی بیمار را به حالت طبیعی بازگردانند.

وی، در ادامه به توصیه‌های تغذیه‌ای برای بیماران اشاره کرد و گفت: در دوره فعال بیماری، بهتر است بیماران از غذاهای ساده و کم‌فیبر مانند برنج سفید، سوپ ساده، مرغ یا ماهی، سیب‌زمینی آب‌پز و در میان میوه‌ها موز استفاده کنند. در این دوره باید از مصرف غذاهای سرخ‌کرده، چرب، تند و غذاهای فرآوری‌شده مانند سوسیس، کالباس و

و نوشابه‌ها خودداری شود.

به گفته دکتر فتحی، در دوره فعال بیماری بهتر است مصرف سبزیجات خام و لبنیات نیز محدود شود. همچنین توصیه می‌شود تعداد وعده‌های غذایی بیشتر و حجم هر وعده کمتر باشد و مصرف مایعات کافی نیز مورد توجه قرار گیرد.

این فوق تخصص گوارش ادامه داد: زمانی که بیماری وارد مرحله خاموشی می‌شود، رژیم غذایی می‌تواند متعادل‌تر باشد. در این شرایط مصرف میوه و سبزیجات، مغزها و لبنیات کم‌چرب مشکلی ایجاد نمی‌کند و مصرف پروتئین‌های کامل مانند تخم‌مرغ، ماهی و مرغ نیز باید در برنامه غذایی گنجانده شود.

وی تأکید کرد: به‌طور کلی غذاهای فرآوری‌شده، حتی در دوره خاموشی بیماری نیز بهتر است مصرف نشوند. همچنین برخی ادویه‌ها مانند زردچوبه به دلیل خاصیت ضدالتهابی می‌توانند برای این بیماران مفید باشند.

 

32

دکتر فتحی، با اشاره به نقش مهم مدیریت استرس در کنترل بیماری گفت: کنترل استرس یکی از مهم‌ترین عوامل در کاهش علائم و حفظ بیماری در مرحله خاموشی است. خواب کافی، ورزش منظم، انجام تمرین‌هایی مانند یوگا و مدیتیشن و در صورت وجود استرس‌های شدید زندگی، مراجعه به روان‌شناس یا روان‌پزشک می‌تواند در مدیریت استرس و کنترل بیماری بسیار مؤثر باشد.

وی همچنین بر اهمیت اصلاح سبک زندگی تأکید کرد و گفت: ترک سیگار، پیاده‌روی منظم، رعایت بهداشت فردی، شستن دست‌ها قبل از غذا، شستن کامل میوه‌ها و سبزیجات و پخت کامل مواد غذایی می‌تواند از بروز عفونت‌های گوارشی و تشدید علائم بیماری جلوگیری کند.

این عضو هیأت علمی دانشگاه در پایان خاطرنشان کرد: نکته بسیار مهم در درمان این بیماری آن است، که درمان نباید به‌صورت خودسرانه قطع شود. حتی اگر بیماری کاملاً خاموش شود و علائم از بین برود و کیفیت زندگی بیمار به حالت طبیعی بازگردد. به گفته وی، ادامه درمان تحت نظر پزشک ضروری است. ممکن است پزشک با توجه به شرایط بیمار نوع دارو یا دوز آن را تغییر دهد، اما قطع کامل دارو بدون نظر متخصص گوارش می‌تواند باعث عود بیماری شود. بنابراین بیماران باید همواره تحت نظر پزشک متخصص باشند تا بیماری در مرحله خاموشی باقی بماند و برای آنان مشکل جدی ایجاد نکند.

 به افزایش بیماری‌های التهابی روده در جهان و ایران؛ تأکید بر تشخیص زودهنگام و تداوم درمان

فوق تخصص بیماری‌های کبد و گوارش بالغین و عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با اشاره به افزایش شیوع بیماری‌های التهابی روده (IBD) در جهان و ایران، گفت: تشخیص به‌موقع و آغاز سریع درمان می‌تواند، علائم بیماری را کنترل کرده و کیفیت زندگی بیماران را به حالت طبیعی بازگرداند.

دکتر مریم فتحی، در گفتگو با وبدا، با بیان اینکه بیماری‌های التهابی روده یا IBD از بیماری‌های مزمن دستگاه گوارش هستند، که سیستم گوارشی را درگیر می‌کنند، اظهار کرد: شیوع این بیماری در جهان رو به افزایش است. در کشورهای اروپایی از هر 1000 نفر حدود سه تا پنج نفر به این بیماری مبتلا هستند و در کشورهای آسیایی از جمله ایران نیز از هر ده هزار نفر حدود چهار تا هفت نفر به این بیماری مبتلا می‌شوند.

وی افزود: سن شایع بروز این بیماری بین ۱۵ تا ۳۵ سالگی است، اما یک پیک سنی دیگر نیز در افراد سالمند بین ۶۰ تا ۷۰ سالگی مشاهده می‌شود.

این عضو هیأت علمی دانشگاه، درباره انواع این بیماری گفت: بیماری‌های التهابی روده دو نوع اصلی دارند که شامل بیماری کرون و کولیت اولسراتیو است و الگوی درگیری در این دو بیماری تا حدودی با یکدیگر متفاوت است. در بیماری کرون ممکن است هر بخشی از دستگاه گوارش از دهان تا انتهای روده درگیر شود، در حالی که در کولیت اولسراتیو معمولاً روده بزرگ درگیر می‌شود.

دکتر فتحی، با اشاره به علت بروز این بیماری گفت: علت دقیق این بیماری هنوز مشخص نیست، اما عوامل مختلفی در ایجاد یا تشدید آن نقش دارند. مهم‌ترین عامل، واکنش نادرست سیستم ایمنی بدن است که به اشتباه علیه سلول‌های روده واکنش نشان داده و موجب التهاب می‌شود.

وی در ادامه افزود: عامل ژنتیکی نیز در بروز این بیماری نقش دارد، به‌طوری‌که اگر پدر یا مادر فردی به این بیماری مبتلا باشند، احتمال ابتلای فرزند بین دو تا ده برابر افزایش می‌یابد.

به گفته این فوق تخصص گوارش، عوامل محیطی نیز در ایجاد یا تشدید بیماری مؤثر هستند. استرس‌های زندگی به‌ویژه اگر مزمن باشند، نقش مهمی در بروز و تشدید علائم دارند. همچنین مصرف سیگار، مصرف بی‌رویه غذاهای فرآوری‌شده مانند سوسیس و کالباس، فست‌فودها و نوشابه‌ها، عفونت‌های گوارشی و مصرف بی‌رویه آنتی‌بیوتیک‌ها که باعث برهم خوردن تعادل میکروبیوم روده می‌شوند، می‌توانند در ایجاد یا تشدید این بیماری نقش داشته باشند.

وی، درباره علائم بیماری گفت: شایع‌ترین تظاهر بیماری، دوره‌های اسهال است که گاهی با دفع رگه‌های خون یا کف همراه می‌شود. دردهای شکمی به شکل کرامپ‌های شکمی،

سوء جذب، کاهش وزن، بی‌حالی و کم‌خونی نیز از دیگر علائم این بیماری محسوب می‌شوند. همچنین برخی بیماران احساس فوریت در دفع را تجربه می‌کنند.

دکتر فتحی افزود: این بیماری ممکن است تظاهرات خارج روده‌ای نیز داشته باشد؛ از جمله التهاب و درد مفاصل، درگیری‌های چشمی و التهاب چشم، مشکلات کبدی و برخی تظاهرات پوستی.

وی تأکید کرد: تشخیص به‌موقع این بیماری بسیار اهمیت دارد، زیرا هرچه درمان زودتر آغاز شود، احتمال کنترل کامل علائم و بازگشت کیفیت زندگی بیمار به وضعیت طبیعی بیشتر خواهد بود.

این عضو هیأت علمی دانشگاه در ادمه، درباره روش‌های تشخیص گفت: تشخیص بیماری ابتدا بر اساس شرح حال بیمار انجام می‌شود و سپس آزمایش‌های خونی و مدفوعی انجام می‌گیرد. برای تأیید تشخیص معمولاً کولونوسکوپی و نمونه‌برداری انجام می‌شود و در برخی موارد نیز اندوسکوپی یا تصویربرداری‌های پیشرفته مانند MRI یا سی‌تی‌اسکن مورد نیاز است.

وی هشدار داد: در صورتی که بیمار دیر مراجعه کند یا بیماری دیر تشخیص داده شود، ممکن است آسیب‌های جبران‌ناپذیری ایجاد شود؛ از جمله تنگی و انسداد روده، ایجاد فیستول‌های روده‌ای و حتی افزایش خطر ابتلا به سرطان روده بزرگ. در چنین شرایطی گاهی نیاز به جراحی نیز ایجاد می‌شود و ممکن است بیماری به مرحله‌ای برسد که با درمان‌های ساده قابل کنترل نباشد.

دکتر فتحی درباره درمان این بیماری گفت: اساس درمان بر کنترل و سرکوب سیستم ایمنی بدن است. در این مسیر از دوره‌های کوتاه‌مدت کورتون، داروهای تعدیل‌کننده سیستم ایمنی مانند مزالازین سولفات و داروهای بیولوژیک استفاده می‌شود. داروهای بیولوژیک تحول بزرگی در درمان این بیماری ایجاد کرده‌اند و در صورت شروع به‌موقع می‌توانند علائم بیماری را کنترل کرده و کیفیت زندگی بیمار را به حالت طبیعی بازگردانند.

وی، در ادامه به توصیه‌های تغذیه‌ای برای بیماران اشاره کرد و گفت: در دوره فعال بیماری، بهتر است بیماران از غذاهای ساده و کم‌فیبر مانند برنج سفید، سوپ ساده، مرغ یا ماهی، سیب‌زمینی آب‌پز و در میان میوه‌ها موز استفاده کنند. در این دوره باید از مصرف غذاهای سرخ‌کرده، چرب، تند و غذاهای فرآوری‌شده مانند سوسیس، کالباس و نوشابه‌ها خودداری شود.

به گفته دکتر فتحی، در دوره فعال بیماری بهتر است مصرف سبزیجات خام و لبنیات نیز محدود شود. همچنین توصیه می‌شود تعداد وعده‌های غذایی بیشتر و حجم هر وعده کمتر باشد و مصرف مایعات کافی نیز مورد توجه قرار گیرد.

این فوق تخصص گوارش ادامه داد: زمانی که بیماری وارد مرحله خاموشی می‌شود، رژیم غذایی می‌تواند متعادل‌تر باشد. در این شرایط مصرف میوه و سبزیجات، مغزها و لبنیات کم‌چرب مشکلی ایجاد نمی‌کند و مصرف پروتئین‌های کامل مانند تخم‌مرغ، ماهی و مرغ نیز باید در برنامه غذایی گنجانده شود.

وی تأکید کرد: به‌طور کلی غذاهای فرآوری‌شده، حتی در دوره خاموشی بیماری نیز بهتر است مصرف نشوند. همچنین برخی ادویه‌ها مانند زردچوبه به دلیل خاصیت ضدالتهابی می‌توانند برای این بیماران مفید باشند.

خاموشی کامل علائم به معنای پایان درمان IBD نیست

دکتر فتحی، با اشاره به نقش مهم مدیریت استرس در کنترل بیماری گفت: کنترل استرس یکی از مهم‌ترین عوامل در کاهش علائم و حفظ بیماری در مرحله خاموشی است. خواب کافی، ورزش منظم، انجام تمرین‌هایی مانند یوگا و مدیتیشن و در صورت وجود استرس‌های شدید زندگی، مراجعه به روان‌شناس یا روان‌پزشک می‌تواند در مدیریت استرس و کنترل بیماری بسیار مؤثر باشد.

وی همچنین بر اهمیت اصلاح سبک زندگی تأکید کرد و گفت: ترک سیگار، پیاده‌روی منظم، رعایت بهداشت فردی، شستن دست‌ها قبل از غذا، شستن کامل میوه‌ها و سبزیجات و پخت کامل مواد غذایی می‌تواند از بروز عفونت‌های گوارشی و تشدید علائم بیماری جلوگیری کند.

 

این عضو هیأت علمی دانشگاه در پایان خاطرنشان کرد: نکته بسیار مهم در درمان این بیماری آن است، که درمان نباید به‌صورت خودسرانه قطع شود. حتی اگر بیماری کاملاً خاموش شود و علائم از بین برود و کیفیت زندگی بیمار به حالت طبیعی بازگردد. به گفته وی، ادامه درمان تحت نظر پزشک ضروری است. ممکن است پزشک با توجه به شرایط بیمار نوع دارو یا دوز آن را تغییر دهد، اما قطع کامل دارو بدون نظر متخصص گوارش می‌تواند باعث عود بیماری شود. بنابراین بیماران باید همواره تحت نظر پزشک متخصص باشند تا بیماری در مرحله خاموشی باقی بماند و برای آنان مشکل جدی ایجاد نکند.

 

 

33

به مناسبت هفته کار و کارگر، محمدرضا فرهمند از نیروهای خدمات بیمارستان قائم(عج) در مسابقات مچ‌اندازی دانشگاه علوم پزشکی مشهد توانست در دو وزن ۸۵ و ۹۵ کیلوگرم، در هر دو دست راست و چپ مقام اول را کسب کند.

در گفتگو با وبدا، محمد رضا اظهار کرد: این رقابت‌ها در پردیس دانشگاه علوم پزشکی مشهد و به میزبانی این دانشگاه برگزار شد و در هر وزن حدود ۶ نفر شرکت‌کننده حضور داشتند.

وی   در این مسابقات موفق شد ، در وزن ۸۵ کیلوگرم و همچنین یک وزن بالاتر یعنی ۹۵ کیلوگرم، در هر دو بخش دست راست و دست چپ مقام اول را به کسب کند.

این ورزشکار  جوان، با اشاره به اهمیت علاقه و پشتکار در ورزش گفت: در ورزش اراده و علاقه بسیار مهم است و نمی‌توان مسیر چند ساله را در یک شب طی کرد، زیرا چنین کاری می‌تواند به بدن آسیب وارد کند.

فرهمند همچنین درباره وضعیت ورزش در میان کارکنان گفت: برای ما ورزش بیشتر جنبه حفظ سلامت و فعالیت روزمره دارد و شاید آینده حرفه‌ای خاصی نداشته باشد، اما همین فعالیت‌ها باعث حفظ روحیه و سلامتی می‌شود.

وی با بیان اینکه قدردانی از ورزشکاران می‌تواند انگیزه آنان را افزایش دهد، افزود: وقتی فردی در مسابقات مقام کسب می‌کند انتظار دارد از او تقدیر شود و به قول‌هایی که داده می‌شود عمل شود. بیمارستان قائم(عج)، نام بزرگی دارد و اگر برای ورزشکاران ارزش قائل شود، حتی اقدام کوچکی مانند اهدای یک دست لباس ورزشی با آرم بیمارستان می‌تواند انگیزه و شوق ادامه فعالیت ورزشی را در افراد افزایش دهد.

 

34

فوق تخصص آلرژی و ایمونولوژی بالینی بیمارستان قائم(عج) از مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد، از کنفرانس علمی یک‌روزه مروری بر اورژانس‌ها و اختلالات آلرژیک در دوران بارداری خبر داد. وی افزود: این کنفرانس با حضور جمعی از متخصصان و پزشکان، ۱۷ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵ از ساعت ۸:۳۰ صبح در سالن پندی بیمارستان قائم(عج) برگزار خواهد شد.

دکتر ملیکا زارعی ثانی، دبیر علمی و اجرایی این کنفرانس در گفتگو با وبدا، هدف از برگزاری این کنفرانس را بررسی تازه‌ترین رویکردها در تشخیص و مدیریت اورژانس‌ها و اختلالات آلرژیک در دوران بارداری عنوان کرد و افزود: این برنامه، برای گروه‌های هدف شامل فوق تخصص‌های آلرژی و ایمونولوژی بالینی و اطفال، متخصصان داخلی، طب اورژانس، پوست و زنان، پزشکان خانواده و پزشکان عمومی برنامه‌ریزی شده است.

وی افزود: اعضای کمیته علمی این کنفرانس را دکتر فرحزاد جباری آزاد، دکتر ملیکا زارعی ثانی، دکتر یاسر یادگاری، دکتر سمانه کوزه‌گران، دکتر سلمه دادگر و دکتر محمدعلی کراچیان تشکیل می‌دهند.

به گفته دکتر زارعی ثانی، این کنفرانس دارای امتیاز بازآموزی بوده و علاقه‌مندان برای شرکت در آن، می‌توانند از طریق سامانه آموزش مداوم دانشگاه علوم پزشکی مشهد ثبت‌نام کنند.

 

 

35

متخصص سم‌شناسی و پزشکی قانونی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با اشاره به افزایش فعالیت حشرات و جانوران گزنده در فصل بهار گفت: با گرم‌تر شدن هوا موارد گزش در میان مردم بیشتر می‌شود و آگاهی از علائم، اقدامات اولیه و راه‌های پیشگیری می‌تواند نقش مهمی در کاهش عوارض ناشی از این گزش‌ها داشته باشد.

دکتر داوود سروش در گفتگو با وبدا، درباره گزش حشرات و جانوران گزنده در فصل بهار اظهار داشت: با آغاز فصل بهار و افزایش دما، فعالیت بسیاری از حشرات و جانوران گزنده مانند زنبورها، پشه‌ها، کنه‌ها و برخی عنکبوت‌ها افزایش پیدا می‌کند و همین موضوع باعث بیشتر شدن موارد گزش در میان افراد جامعه می‌شود. به گفته وی، این مسئأه به‌ویژه در میان افرادی که بیشتر در طبیعت حضور دارند مانند طبیعت‌گردان، کشاورزان و همچنین کودکان شایع‌تر است.

وی، در توضیح مفهوم گزش گفت: گزش به ورود مواد سمی یا تحریک‌کننده، از طریق نیش یا دهان جانور به بدن گفته می‌شود و این مواد می‌توانند واکنش‌های مختلفی در بدن ایجاد کنند. در بسیاری از موارد واکنش‌ها به صورت موضعی بروز می‌کنند و فرد دچار قرمزی، تورم، درد، سوزش یا خارش در محل گزش می‌شود، اما در برخی شرایط ممکن است واکنش‌های شدیدتر و گسترده‌تری نیز ایجاد شود.

این متخصص سم‌شناسی افزود: در بعضی افراد به‌ویژه کسانی که زمینه حساسیت دارند، گزش می‌تواند باعث بروز علائم شدیدتری مانند کهیر گسترده در بدن، تنگی نفس، سرگیجه یا افت فشار خون و همچنین تورم صورت و گلو شود. وی تأکید کرد: این علائم می‌تواند نشانه واکنش آلرژیک شدید یا آنافیلاکسی باشد و در چنین شرایطی فرد باید هرچه سریع‌تر به مراکز درمانی مراجعه کند.

دکتر سروش، درباره اقدامات اولیه پس از گزش تصریح کرد: نخستین اقدام شست‌وشوی محل گزش با آب و صابون است، تا آلودگی‌های احتمالی از بین برود. اگر نیش در محل باقی مانده باشد، مانند گزش زنبور، باید به‌آرامی خارج شود. استفاده از کمپرس سرد نیز می‌تواند به کاهش تورم و درد کمک کند. همچنین توصیه می‌شود فرد از خاراندن محل گزش خودداری کند، زیرا این کار ممکن است باعث ایجاد عفونت شود. در برخی موارد نیز با نظر پزشک می‌توان از داروهای ضدحساسیت برای کاهش علائم استفاده کرد.

وی، همچنین با اشاره به شرایط گزش و ضرورت مراجعه به پزشک گفت: اگر فرد پس از گزش دچار علائم شدید حساسیتی مانند تنگی نفس، تورم صورت یا بی‌حالی شود باید فوراً به مراکز درمانی مراجعه کند. همچنین گزش در ناحیه سر و گردن، گزش توسط جانوران ناشناخته یا احتمالاً سمی و ادامه یافتن یا تشدید علائم طی ۲۴ تا ۴۸ ساعت از دیگر مواردی است که نیاز به بررسی پزشکی دارد.

 

این متخصص سم‌شناسی، با اشاره به راه‌های پیشگیری از گزش در فصل بهار اظهار کرد: استفاده از لباس‌های روشن و پوشیده هنگام حضور در طبیعت، به‌کارگیری مواد دافع حشرات، پرهیز از نزدیک شدن به لانه حشرات و بررسی بدن از نظر وجود کَنه پس از بازگشت از طبیعت از مهم‌ترین اقدامات پیشگیرانه محسوب می‌شود. وی همچنین تأکید کرد: رها نکردن زباله و مواد غذایی در محیط‌های باز می‌تواند، به کاهش حضور حشرات و در نتیجه کاهش احتمال گزش کمک کند.

 

 

 

36

متخصص ارتودنسی و دانشیار پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی مشهد از پژوهش مشترک دانشگاه علوم پزشکی مشهد و دانشگاه شاهد خبر داد و گفت: این پژوهش نشان می‌دهد مینی‌اسکروهای تیتانیومی با طراحی به‌روز شده، در مقایسه با نمونه‌های استیل ضدزنگ استحکام بیشتر و میزان شکست به‌مراتب کمتری دارند؛ نتایجی که به گفته پژوهشگران، از نظر آماری نیز معنی‌دار است.

دکتر فرزانه احراری، در گفتگو، با وبدا پیرامون این خبر اظهار داشت:  در این پژوهش میزان موفقیت مینی‌اسکروهای استخوانی زایگوماتیک از جنس تیتانیوم با نمونه‌های استیل ضدزنگ مقایسه شده است.

به گفته وی، مینی‌اسکروها به‌عنوان ابزار کلیدی در کنترل حرکات دندانی در ارتودنسی، معمولاً از جنس تیتانیوم ساخته می‌شوند؛ اما هنگام اعمال نیروهای شدید، مانند عقب بردن قوس دندانی بالا، گاهی استحکام کافی را تأمین نمی‌کنند. دکتر احراری توضیح داد که به همین دلیل در برخی موارد از مینی‌اسکروهای استیل استفاده می‌شود، اما این جنس ممکن است موجب حساسیت در بیماران شود و از نظر زیست‌سازگاری نسبت به تیتانیوم در رتبه پایین‌تری قرار می‌گیرد.

وی افزود: در طراحی‌های قبلی، مینی‌اسکروهای تیتانیومی استحکام لازم را ایجاد نمی‌کردند. به همین دلیل، با همکاری دانشگاه شاهد و شرکت سازنده، یک طراحی جدید ارائه شد که در آن تغییراتی در ابعاد، طول و تعداد رزوه‌های پیچ اعمال شد تا استحکام مورد نیاز فراهم شود.

به گفته دکتر احراری، نمونه‌های تیتانیومی با طراحی جدید در آزمایش‌ها عملکرد بهتری نسبت به نوع استیل نشان دادند و میزان شکست (Failure) در آن‌ها به‌طور قابل توجهی کمتر بود. این تفاوت از نظر آماری نیز معنادار گزارش شده است. هر دو گروه از مینی‌اسکروها ساخت شرکت‌های کره‌ای بوده‌اند و طراحی جدید به سفارش تیم تحقیقاتی ایرانی تولید شده است.

وی همچنین تصریح کرد: مقاله مربوط به این پژوهش تدوین شده و به‌زودی برای انتشار در مجلات علمی ارسال خواهد شد.

 

 

37

دانشیار گروه سلامت دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، از نتایج یک مطالعه کیفی درباره دلایل عدم مشارکت والدین در طرح وارنیش فلوراید مدارس خبر داد و گفت: کمبود آگاهی، باورهای شبه‌علمی درباره مضرات فلوراید و تأثیرپذیری از اطلاعات منتشر شده در شبکه‌های اجتماعی از مهم‌ترین عواملی است که موجب شده میزان مشارکت در این طرح پیشگیرانه به حدود ۴۲ درصد برسد.

دکتر صابر بابازاده، در گفتگو با وبدا، پیرامون این خبر درباره دلایل عدم مشارکت والدین در طرح وارنیش فلوراید مدارس گفت: عنوان این طرح، تبیین علت عدم مشارکت و تمایل والدین برای دریافت خدمات فلوراید در مدارس توسط شبکه بهداشت است که به صورت یک مطالعه کیفی انجام شد.

وی با اشاره به بررسی های انجام شده افزود: این بررسی ها در سال ۱۴۰۳ میانگین مشارکت مدارس در طرح وارنیش فلوراید در سطح دانشگاه علوم پزشکی حدود ۴۲ درصد بوده که رقم پایینی محسوب می‌شود. این در حالی است که برای اجرای این برنامه پیشگیرانه حدود ۸ میلیارد تومان وارنیش فلوراید تهیه شده اما در بسیاری از موارد والدین اجازه ارائه این خدمت را به فرزندان خود نداده‌اند.

بابازاده، با تأکید بر سابقه طولانی استفاده از فلوراید در جهان افزود:  محصولات فلورایدی بیش از ۸۰ سال است که در دنیا مورد استفاده قرار می‌گیرند و مطالعات نشان می‌دهد، استفاده از وارنیش فلوراید می‌تواند در دندان‌های دائمی کودکان حدود ۴۷ تا ۵۰ درصد از میزان پوسیدگی را کاهش دهد.

وی، درباره روش انجام این پژوهش گفت: در این مطالعه با ۳۲ نفر از والدینی که با اجرای وارنیش فلوراید برای فرزندان خود مخالفت کرده بودند، مصاحبه‌های کیفی انجام شد تا دلایل این امتناع بررسی شود.

نتایج این تحقیق نشان داد، یکی از مهم‌ترین دلایل مخالفت والدین، نداشتن آگاهی کافی درباره فلوراید و باور به آسیب‌زا بودن آن است. برخی والدین معتقد بودند فلوراید می‌تواند به دندان آسیب بزند یا حتی بر ذهن و ضریب هوشی کودکان تأثیر منفی بگذارد؛ ادعاهایی که از نظر علمی تأیید نشده‌اند.

به گفته این پژوهشگر، برخی دیگر نیز فلوراید را ماده‌ای  غیرطبیعی  و صرفاً شیمیایی می‌دانستند و اطلاعی از وجود طبیعی آن در منابعی مانند آب و برخی مواد غذایی نداشتند.

بابازاده در ادامه اضافه کرد: بخش مهمی از این باورها از طریق اینترنت و شبکه‌های اجتماعی شکل گرفته است. بیشتر والدین شرکت‌کننده در این مطالعه اعلام کردند اطلاعات خود را از شبکه‌هایی مانند اینستاگرام، ایتا و شاد دریافت کرده‌اند و تنها یک نفر، در این زمینه با دندانپزشک مشورت کرده است.

 

وی افزود:  حتی در برخی موارد والدین اشاره کرده بودند که آب آشامیدنی خود را تصفیه می‌کنند، تا فلوراید آن حذف شود؛ در حالی که فلوریداسیون آب آشامیدنی سال‌هاست در بسیاری از کشورهای جهان اجرا و از نظر علمی تأیید شده است.

از دیگر عوامل مؤثر بر مخالفت والدین، تجربه نامطلوب برخی کودکان پس از دریافت وارنیش فلوراید در مدارس عنوان شد؛ تجربه‌هایی مانند حالت تهوع یا احساس ناخوشایند که در مواردی باعث شده والدین از تکرار این اقدام جلوگیری کنند.

بابازاده با اشاره به ادامه این تحقیقات گفت:  بر اساس نتایج این مطالعه کیفی، مرحله بعدی پژوهش به طراحی پرسشنامه استاندارد برای بررسی گسترده‌تر دلایل مخالفت والدین در مدارس اختصاص دارد که توسط تیم پژوهشی اجرا خواهد شد.

وی، همچنین از انجام مطالعه‌ای دیگر برای بررسی دیدگاه و میزان باور پرسنل بهداشتی نسبت به اجرای این طرح خبر داد و افزود: ممکن است میزان باور و انگیزه ارائه‌دهندگان خدمت نیز در کاهش مشارکت مؤثر باشد که این موضوع در قالب یک پایان‌نامه جداگانه بررسی خواهد شد.

بابازاده در پایان تأکید کرد: یکی از مهم‌ترین یافته‌های این مطالعه، نقش پررنگ باورهای شبه‌علمی و تأثیر رسانه‌های تعاملی یا همان شبکه‌های اجتماعی در شکل‌گیری نگرش والدین است؛ رسانه‌هایی که با الگوریتم‌های خود، کاربران را بیشتر در معرض محتوای مورد علاقه‌شان قرار می‌دهند و در برخی موارد می‌توانند باعث تقویت باورهای نادرست شوند.

 

38

یک مطالعه کلینیکی انجام‌شده روی 34 بیمار مبتلا به لبخند لثه ای، توسط تیم ارتودنسی دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، به سرپرستی دکتر محبوبه دهقانی نشان داد، تزریق بوتاکس می‌تواند میزان دیده‌شدن لثه در لبخند را به‌طور قابل‌توجهی کاهش دهد و رضایت بیماران را تا بیش از ۸۰ درصد افزایش دهد.

دکتر محبوبه دهقانی، دانشیار گروه ارتودنسی، در گفتگو با وبدا، با اعلام انجام یک طرح کلینیکی مشترک با همکاری مهلا جعفری، دانشجوی این گروه، گفت: این طرح به بررسی میزان اثربخشی تزریق بوتاکس در مدیریت لبخند لثه‌ای و سنجش رضایت بیماران پرداخته است.

به گفته دکتر دهقانی، این پروژه با عنوان بررسی نقش تزریق بوتاکس در کاهش دیده‌شدن لثه هنگام لبخند و میزان ماندگاری اثر آن بود، که در جریان تعطیلی‌های ناشی از  جنگ ۱۲ روزه  با چالش‌هایی مواجه شد، اما در نهایت با پیگیری دقیق دانشجو و همراهی تیم درمانی به نتیجه رسید.

وی افزود: در این طرح 34 بیمار که بیش از 3 میلی‌متر دیده‌شدن لثه در لبخند داشتند، پس از ارزیابی‌های اولیه تحت تزریق بوتاکس در نواحی اطراف بینی و بالای لب قرار گرفتند. اندازه‌گیری‌ها در چهار مرحله شامل قبل از درمان، یک هفته، شش هفته و ۲۱ هفته پس از تزریق انجام شد.

دکتر دهقانی، درباره این پژوهش گفت: بر اساس نتایج، میزان دیده‌شدن لثه از میانگین 4 میلی‌متر پیش از درمان، پس از یک هفته به حدود 0.1 میلی‌متر کاهش یافت. این عدد پس از شش هفته به حدود 0.2 تا 0.3 میلی‌متر رسید و در هفته بیست‌ویکم (معادل ۵ ماه) میانگین آن حدود 2.5 میلی‌متر بود؛ به این معنا که حدود ۵۰ درصد اثر درمان تا پایان دوره اندازه‌گیری حفظ شد.

وی در ادامه ضمن رضایت چشمگیر بیماران در این زمینه تصریح کرد: رضایت بیماران که در ابتدا به‌طور میانگین 45 درصد گزارش شده بود، پس از یک هفته به 75 درصد و در هفته ششم به حدود 80 درصد افزایش یافت. جالب آن است، درحالی‌که در هفته ششم مقدار دیده‌شدن لثه اندکی بیشتر شده بود، رضایت بیماران افزایش یافت. به گفته دکتر دهقانی احتمالاً طبیعی‌تر شدن لبخند پس از گذشت زمان کوتاهی از تزریق، دلیل این افزایش رضایت بوده است.

 

وی افزود: از میان عوارض احتمالی، تنها مواردی مانند درد لحظه تزریق به‌ویژه با برند خارجی دیسپورت و احتمال اندک عدم تقارن اولیه مشاهده شد، که معمولاً با تزریق اصلاحی در هفته دوم برطرف می‌شد. عوارض جدی مانند واکنش‌های حساسیتی در این مطالعه گزارش نشد.

دکتر دهقانی تأکید کرد : که بوتاکس می‌تواند به‌عنوان روشی ایمن، غیرتهاجمی و کم‌عارضه برای بیماران دارای لبخند لثه‌ای مورد استفاده قرار گیرد و جایگزین مناسبی برای روش‌های جراحی پرهزینه و تهاجمی در بسیاری از موارد باشد. وی افزود: بازخورد بیماران بسیار مثبت بوده و بسیاری از آنان تقاضای انجام مجدد درمان پس از کاهش اثر بوتاکس را داشته‌اند.

 

 

39

پژوهش جدید دانشگاه علوم پزشکی مشهد نشان داد عملکرد فیشورسیلانت ایرانی کبالت و همتای آمریکایی آن، Clinpro از نظر ریزنشت همتراز است. در یک مطالعه آزمایشگاهی انجام‌ شده در گروه دندانپزشکی کودکان دانشگاه علوم پزشکی مشهد، عملکرد شیارپوش رزینی ایرانی کبالت با نمونه استاندارد و شناخته‌شده آمریکایی Clinpro مقایسه شد. نتایج این تحقیق حاکی از آن است، که میزان ریزنشت یا میکرولیکیج این دو محصول، چه با استفاده از باندینگ و چه بدون آن، اختلاف معناداری نداشته و هر دو ماده عملکرد مشابه و قابل‌قبولی ارائه کردند.

دکتر علیرضا صرّاف، استاد گروه دندانپزشکی کودکان دانشکده دندانپزشکی، در گفتگو با وبدا، با اعلام نتایج موفقیت آمیز این طرح‌ پژوهشی گفت: این پژوهش با هدف بررسی و مقایسه ریزنشت (Microleakage) شیارپوش ایرانی کبالت و نمونه آمریکایی Clinpro که به‌عنوان یکی از معتبرترین و استانداردترین محصولات جهانی شناخته می‌شود، انجام گرفته است.

به گفته دکتر صراف، شیارپوش‌ها یکی از مهم‌ترین ابزارهای پیشگیری از پوسیدگی دندان در کودکان و نوجوانان به شمار می‌روند؛ بیماری‌ای که با وجود شیوع بسیار بالا در جهان، هزینه‌برترین درمان در مجموعه بیماری‌های بشر محسوب می‌شود. وی تأکید کرد: پیشگیری از پوسیدگی به ‌مراتب اثربخش‌تر و کم‌هزینه‌تر از درمان آن است و شیارپوشی دندان‌های تازه‌روییده خصوصاً دندان شش دائمی نقشی کلیدی در سلامت دهان و دندان دارد.

دکتر صراف، در ادامه افزود: در این مطالعه آزمایشگاهی، ریزنشت دو محصول به روش نفوذ رنگ بررسی شد. همچنین اثر استفاده از یک باندینگ استاندارد ژاپنی (GC) نیز در نتایج مورد توجه قرار گرفت. وی درباره نتایج این پژوهش گفت: چه با کاربرد باندینگ و چه بدون آن، عملکرد شیارپوش ایرانی کبالت با نمونه آمریکایی Clinpro تفاوت معناداری نداشت و هر دو ماده توانستند در بررسی ریزنشت عملکرد مناسبی نشان دهند.

پژوهشگر دانشکده دندانپزشکی گفت: این یافته‌ها می‌تواند نویدبخش استفاده گسترده‌تر از نمونه ایرانی در مراکز درمانی باشد؛ چرا که کارایی مشابه، در کنار دسترسی آسان‌تر و هزینه کمتر، می‌تواند به ارتقای سلامت دهان و دندان در جامعه کمک کند.

دکتر صراف یادآور شد: بهترین زمان برای انجام شیارپوش دندان‌ها معمولاً سه تا پنج سال پس از رویش دندان‌های دائمی است و دندان‌های شش و هفت دائمی نخستین گزینه‌های توصیه‌شده برای این اقدام پیشگیرانه محسوب می‌شوند. شایان ذکر است این طرح با همکاری استاد ارجمند سرکار خانم دکتر معصومه ابراهیمی و همچنین دانشجوی کوشای این پایان نامه، سرکار خانم دکتر ریحانه ابریشمی انجام شد.

 

 

 

40

عضو هیأت علمی گروه پاتولوژی دهان، فک و صورت دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، از انجام پژوهشی درباره  هوش اخلاقی در میان دانشجویان دندانپزشکی خبر داد و گفت: نتایج این مطالعه نشان می‌دهد بخش قابل توجهی از دانشجویان در سطح مطلوب هوش اخلاقی قرار ندارند؛ موضوعی که می‌تواند در تشخیص و ارجاع به‌موقع بیماران مبتلا به ضایعات دهانی و سرطان‌های دهان تأثیرگذار باشد.

 دکتر نرگس قاضی، در گفتگو با وبدا، در معرفی طرح پژوهشی خود با عنوان  بررسی مؤلفه‌های هوش اخلاقی در دانشجویان دندانپزشکی  اظهار کرد: از ابتدای فعالیت خود به عنوان عضو هأئت علمی، بیشتر پایان‌نامه‌ها و طرح‌های پژوهشی‌ام در حوزه پاتولوژی دهان و به‌طور خاص سرطان‌های دهان بوده است.

وی، با اشاره به افزایش بروز سرطان‌های دهان در سنین پایین‌تر در دهه‌های اخیر افزود: شایع‌ترین مورد در میان این سرطان‌ها، سرطان زبان است و تشخیص زودهنگام آن نقش بسیار مهمی در افزایش شانس بقا دارد. در صورتی که این بیماری در مراحل اولیه تشخیص داده شود، بیش از ۸۵ درصد بیماران شانس بقای بالاتری خواهند داشت؛ اما متأسفانه بسیاری از بیماران در مراحل پیشرفته بیماری به مراکز درمانی مراجعه می‌کنند.

دکتر قاضی ادامه داد: این مسأله باعث شد، به نقش دندانپزشکان عمومی و متخصص در تشخیص و ارجاع به‌موقع ضایعات دهانی بیشتر توجه کنم. زمانی که یک دندانپزشک در معاینه دهان با یک زخم یا ضایعه مواجه می‌شود، تصمیم او در مورد ارجاع بیمار بسیار حیاتی است. این تصمیم‌گیری تا حد زیادی به  هوش اخلاقی  فرد و میزان مسئولیت‌پذیری حرفه‌ای او مرتبط است.

وی با بیان اینکه مفهوم  هوش اخلاقی  برای نخستین بار توسط بوریا، استاد روان‌شناسی بالینی دانشگاه سانفرانسیسکو مطرح شد، گفت: هوش اخلاقی ترکیبی از توانایی‌های شناختی و پایبندی به ارزش‌های اخلاقی است که به فرد کمک می‌کند در موقعیت‌های حرفه‌ای بهترین تصمیم را اتخاذ کند. این ویژگی ذاتی نیست و می‌تواند از طریق آموزش، محیط مناسب و الگوهای رفتاری صحیح تقویت شود.

عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد تصریح کرد: در این پژوهش حدود ۲۰۰ نفر از دانشجویان دندانپزشکی در ورودی‌های مختلف مورد بررسی قرار گرفتند تا وضعیت هوش اخلاقی آنها ارزیابی شود.

وی افزود: در این مطالعه چهار مؤلفه اصلی شامل همدلی، مسئولیت‌پذیری، بخشش و درستکاری مورد بررسی قرار گرفت و برخی زیرمؤلفه‌ها نیز تحلیل شد.

دکتر قاضی، درباره نتایج این پژوهش گفت: یافته‌ها نشان داد که مسئولیت‌پذیری در دانشجویان ترم‌های بالاتر بیشتر است، در حالی که برخی زیرمؤلفه‌ها مانند صداقت و راستگویی در دانشجویان ورودی جدید برجسته‌تر مشاهده شد.

وی در ادامه افزود: بر اساس نتایج به‌دست‌آمده، دانشجویان از نظر سطح هوش اخلاقی به چهار گروه ضعیف، نسبتاً خوب، خوب و خیلی خوب تقسیم شدند. نتایج نشان داد حدود ۱۳ درصد از دانشجویان در سطح  خیلی خوب ، حدود ۵۵ درصد در سطح  خوب و نزدیک به ۳۰ درصد در سطح  ضعیف  قرار دارند و در این بررسی موردی در سطح  عالی مشاهده نشد.

عضو هیأت علمی گروه پاتولوژی دهان، فک و صورت تأکید کرد: این نتایج نشان می‌دهد لازم است اساتید و محیط‌های آموزشی دانشگاهی بستر مناسب‌تری، برای تقویت هوش اخلاقی دانشجویان فراهم کنند، تا آنها در زمان فارغ‌التحصیلی با سطح بالاتری از مسئولیت‌پذیری حرفه‌ای وارد محیط کار شوند.

دکتر قاضی، در پایان درباره تجربه‌های شخصی اش از تماس‌های دانشجویان پس از فارغ‌التحصیلی گفت: برخی در تصمیم‌گیری درباره ارجاع بیماران دچار تردید می‌شوند؛ برخی حتی برای زخم‌های کوچک بیماران را ارجاع می‌دهند و برخی دیگر ممکن است ضایعات مهم را جدی نگیرند. همین موضوع انگیزه اصلی انجام این پژوهش بود و خوشحالم که این طرح توانسته مورد توجه قرار گیرد.

 

 

41

متخصص سلامت دهان و دندانپزشکی اجتماعی و پژوهشگر دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد گفت: نتایج پژوهش کیفی انجام شده در حوزه آموزش دندانپزشکی نشان می‌دهد فعالیت دانشجویان سال‌های پایانی در کلینیک‌های خارج از دانشکده، اگرچه در حال حاضر به‌صورت غیررسمی و بدون نظارت انجام می‌شود، می‌تواند با تعریف سازوکار قانونی و نظارتی به فرصتی  برد-برد  برای ارتقای آموزش و افزایش دسترسی مردم به خدمات قابل پرداخت دندانپزشکی تبدیل شود.

دکتر علی کاظمیان، در گفتگو با وبدا، ، با ارائه گزارشی از پایان‌نامه دکتر سارا محققی با راهنمایی دکتر صابر بابازاده، به بررسی موضوع  تحلیل زمینه‌ها و انگیزه‌های دانشجویان دوران استیجری و اینترنی برای کار در کلینیک‌های خارج از دانشکده  پرداخت.

به گفته دکتر کاظمیان، مسأله مورد بررسی این پژوهش دو بُعد اساسی دارد. نخست، چالش دسترسی عادلانه مردم به خدمات دندانپزشکی است؛ به‌گونه‌ای که در بسیاری از مناطق شهری و روستایی، یا دندانپزشک کافی وجود ندارد یا هزینه خدمات برای بخش قابل توجهی از جامعه قابل پرداخت نیست.

بُعد دوم، به ساختار آموزش در دانشکده‌های دندانپزشکی بازمی‌گردد. در حالی که آموزش‌ها عمدتاً تخصص‌محور و در محیطی کنترل‌شده انجام می‌شود، دانشجویان کمتر با واقعیت‌های پیچیده درمان در بطن جامعه و با بیماران دارای مشکلات چندوجهی مواجه می‌شوند. این در حالی است که در نظریه‌های آموزش بالینی، حضور دانشجویان سال‌های پایانی در عرصه واقعی خدمت‌رسانی، به‌عنوان بخشی از فرآیند یادگیری توصیه شده است.

دکتر کاظمیان در ادامه با اشاره به اینکه ترکیب این دو مسأله می‌تواند فرصتی ارزشمند ایجاد کند، گفت:  استفاده از ظرفیت دانشجویان سال آخر برای ارائه خدمات تحت نظارت در جامعه، هم به ارتقای کیفیت آموزش کمک می‌کند و هم می‌تواند بخشی از نیاز اقشار کم‌برخوردار را پوشش دهد.

وی افزود: اما در شرایط فعلی این ظرفیت بالقوه به یک تهدید تبدیل شده است. فعالیت برخی دانشجویان در کلینیک‌های خارج از دانشکده، به دلیل نبود چارچوب قانونی مشخص، به‌صورت غیررسمی و بدون نظارت انجام می‌شود؛ موضوعی که می‌تواند تبعات آموزشی، حرفه‌ای و حتی حقوقی به همراه داشته باشد و به خطایی رایج  در دوره دانشجویی بدل شده است.

دکتر کاظمیان، گفت: در این پژوهش کیفی، با ۳۸ دانشجوی دندانپزشکی مصاحبه عمیق انجام شد تا انگیزه‌ها، موانع، عوامل بازدارنده و ترغیب‌کننده برای فعالیت خارج از دانشکده و همچنین نقش قوانین موجود بررسی شود. این مطالعه تلاش کرده است به یکی از واقعیت‌های کمتر گفته‌شده در فضای آموزش دندانپزشکی بپردازد؛ مسأله‌ای که به گفته پژوهشگران،  زیر پوست دانشکده‌ها  جریان دارد.

 

این پژوهشگر دانشکده دندانپزشکی تصریح کرد: در این پژوهش  پیشنهاد شده است که فعالیت دانشجویان در کلینیک‌های خارج از دانشکده به‌صورت نظام‌مند و صرفاً در دوره اینترنی (سال پایانی) تعریف شود. همچنین بر لزوم نظارت رسمی، رعایت استانداردهای کنترل عفونت و تعیین چارچوب‌های مشخص قانونی تأکید شده است. پیش از سال پایانی نیز اعمال نظارت‌های قانونی دقیق‌تر پیشنهاد شده است.

وی گفت: به باور پژوهشگران، ساماندهی این موضوع می‌تواند به ایجاد یک سازوکار برد-برد منجر شود؛ به‌گونه‌ای که هم آموزش دانشجویان ارتقا یابد و هم دسترسی جامعه به خدمات دندانپزشکی افزایش پیدا کند.

 

 

42

عضو هیأت علمی گروه پریودنتیکس دانشکده دندان‌پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، طی نتایج تحقیقی موفقیت آمیز، اعلام کرد استفاده از تکنیک نوین استئو دنسیفیکیشن، توانسته موفقیت جراحی‌های سینوس‌لیفت بسته و کاشت همزمان ایمپلنت در خلف ماگزیلا را به‌طور چشمگیری افزایش دهد و زمان درمان بیماران را تا هشت ماه کاهش دهد.

دکتر رضا معین تقوی در گفتگو با وبدا، ضمن اشاره به چالش جراحی ایمپلنت در ناحیه خلف ماگزیلا گفت:  پنوماتیزیشن سینوس و دانسیته پایین استخوان در این ناحیه همیشه یکی از معضلات اصلی در کاشت ایمپلنت بوده است. وی افزود: با افزایش سن و ساختار طبیعی استخوان ماگزیلا، حجم استخوان کرستال و کیفیت استخوان به‌طور قابل ملاحظه‌ای کاهش می‌یابد و این امر به کاهش پایداری اولیه ایمپلنت و افزایش احتمال شکست درمان منجر می‌شود.

این پژوهشگر موفق دانشگاه، درباره مقایسه این روش با روش‌های قدیمی اظهار داشت: در گذشته اغلب جراحی‌های اگرسیو مانند اوپن سینوس‌لیفت انجام می‌شد؛ روشی تهاجمی که نیازمند ایجاد پنجره لترال، جراحی جداگانه، پیوند استخوان و ماه‌ها انتظار بود. علاوه بر این، احتمال بروز عوارضی مثل پرفوریشن غشا، عفونت و حتی سینوزیت حاد همواره وجود داشت.

این استاد دانشگاه با معرفی تکنیک  استئو دنسیفیکیشن  که از سال ۲۰۱۲ وارد دندان‌پزشکی شده است، گفت:  این روش با استفاده از دریل‌های ویژه‌ای که برخلاف جهت عقربه‌های ساعت چرخش دارند، به‌جای برداشت استخوان، ترابکول‌ها را فشرده کرده و دانسیته استخوان را افزایش می‌دهد. هم‌زمان پاورقی استخوانی و براده‌های ایجادشده نیز در استخوان اسفنجی فشرده می‌شوند و همین فرایند امکان بالابردن غشای سینوس را بدون نیاز به جراحی تهاجمی فراهم می‌کند.

وی، با اشاره به کاربرد این روش در ایمپلنت‌های فوری افزود:  یکی از مزایای مهم این تکنیک امکان کاشت همزمان ایمپلنت حتی در استخوان‌های بسیار کم‌حجم، گاهی کمتر از سه میلی‌متر، است. در بسیاری از موارد توانسته‌ایم بین ۶ تا ۸ میلی‌متر غشا را بدون نیاز به سینوس‌لیفت باز بالا ببریم.

دکتر معین تقوی، درباره نتایج طرح گذشته‌نگر اجراشده در کلینیک خود گفت:  در ارزیابی بیماران درمان‌شده با این روش، هم میزان موفقیت درمان بالا بوده و هم رضایت بیماران افزایش چشمگیری داشته است. با این تکنیک، نیاز به اوپن ساینوس‌لیفت تقریباً به حداقل رسیده و این جراحی اکنون تنها در موارد بسیار محدود انجام می‌شود.

این متخصص تأکید کرد: استئو دنسیفیکیشن یک روش کاملاً تکنیک‌سنسیتیوه و اپراتورسنسیتیوه است و اجرای صحیح آن نیازمند مهارت بالاست ، اما با وجود حساسیت بالا، مزایا چشمگیر هستند: زمان درمان بیمار از حدود یک سال به سه ماه کاهش می‌یابد و بیماران می‌توانند بسیار سریع‌تر به دندان جایگزین خود برسند. همچنین هزینه و عوارض درمان به حداقل می‌رسد.

وی در پایان تصریح کرد: این تکنیک در استخوان‌های کم‌تراکم خلف ماگزیلا کمک بسیار بزرگی برای به‌دست آوردن پرایمری‌استبیلیتی مناسب است و می‌تواند آینده درمان‌های ایمپلنت را متحول کند.

 

 

43

پژوهشگر و دانشیار بیماری‌های دهان، فک و صورت دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با ارائه گزارش پایان‌نامه دکتر سینا کامیاب اعلام کرد: بخش قابل توجهی از بیماران مبتلا به سرطان دهان، پیش از ورود به روند درمان از هزینه‌ها، عوارض، نیازهای تغذیه‌ای و اقدامات پیشگیرانه آگاهی کافی ندارند؛ موضوعی که می‌تواند پایبندی به درمان و کیفیت زندگی آنان را به‌طور جدی تحت تأثیر قرار دهد.

دکتر لیلا ملاشاهی، استاد راهنمای دوم پایان‌نامه دکتر سینا کامیاب، در گفتگو با وبدا، در تشریح نتایج پژوهشی با موضوع  ارزیابی سواد اطلاعات درمان در بیماران مبتلا به سرطان دهان  گفت: متأسفانه روند ابتلا به سرطان دهان در سال‌های اخیر افزایشی بوده و برخلاف گذشته، بسیاری از بیماران جوان و فاقد عوامل خطر شناخته‌شده به این بیماری مبتلا می‌شوند.

وی افزود: پیامدهای سرطان دهان بسیار گسترده است و شامل عوارض جسمی، روانی، اقتصادی، اختلالات تغذیه‌ای و مشکلات عملکردی مانند بلع، تکلم و خشکی دهان به دنبال رادیوتراپی می‌شود. با وجود اهمیت آگاهی بیمار از این مسائل، تعداد زیادی از بیماران با کمترین اطلاع وارد روند درمان می‌شوند.

دکتر ملاشاهی ضمن بیان اینکه، پژوهش حاضر با راهنمایی دکتر امیر چماغی و مشاوره دکتر بشیر رسولیان انجام شد، گفت: ابتدا پرسشنامه‌ای معتبر و مختصر طراحی شد و سپس بیماران 18 سال به بالا در بیمارستان‌های امید و قائم(عج) مورد ارزیابی قرار گرفتند. حدود 90 درصد شرکت‌کنندگان مبتلا به اسکواموس کارسینومای دهانی بودند. نتایج نشان داد دو گروه بیماران  قبل از شروع درمان  و  در حال درمان  از نظر سطح سواد اطلاعات درمانی تفاوت معناداری نداشتند.

دکتر ملاشاهی، با اشاره به بررسی پنج محور اصلی شامل نحوه درمان، هزینه‌ها، تغذیه، عوارض درمان و اقدامات پیشگیرانه افزود:  بیش از 50 درصد بیماران در زمینه‌هایی مانند هزینه‌های درمان و تغذیه آگاهی ناکافی داشتند و حدود 63 درصد هیچ شناختی از عوارض درمان نداشتند. او همچنین تأکید کرد : اقدامات پیشگیرانه، مانند معاینات دندانپزشکی پیش از شروع درمان، به دلیل تشخیص دیرهنگام سرطان و زمان محدود تا شروع درمان انجام نمی‌شود.

 

به گفته وی،  بیماران معمولاً بدون آگاهی از اینکه پس از جراحی نیاز به جلسات متعدد رادیوتراپی، گاه شیمی‌درمانی، فیزیوتراپی فک، درمان‌های تغذیه‌ای و حتی پروتزهای دهانی خواهند داشت، وارد روند درمان می‌شوند. این عدم اطلاع باعث افزایش بار روانی و کاهش توان تحمل عوارض می‌شود.

این پژوهشگر موفق دانشگاه، درباره یکی از نمونه‌های مورد مشاهده در گفت: به عنوان نمونه، خانم جوانی که معلم ادبیات فارسی بود و بدون هیچ ریسک فاکتوری مبتلا به سرطان زبان شده بود، پس از شروع درمان با مشکلات تکلم، کاهش وزن شدید و زخم‌های دهانی مواجه شد؛ در حالی که پیش از عمل هیچ آگاهی از پیامدهای درمان نداشت.

به گفته دکتر ملاشاهی، یافته‌های این پژوهش می‌تواند مبنایی برای طراحی مداخلات آموزشی هدفمند مانند تهیه بروشورهای پیش از درمان، آموزش بیمار، و فراهم‌کردن امکان مشارکت آگاهانه بیمار در تصمیم‌گیری درمانی باشد. او تأکید کرد:  درمان سرطان یک کار تیمی است و پیش از ورود بیمار به روند درمان، آگاهی‌بخشی صحیح می‌تواند کیفیت زندگی و سلامت روان بیماران را به‌طور قابل‌توجهی بهبود دهد.

 

44

استادیار گروه درمان ریشه دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، گفت: طی پژوهشی که با راهنمایی دکتر فرقانی و مشاوره دکتر کاظمیان در راستای فایل های روتاری انجام شد، نشان داد: که آموزش عملی کار با فایل‌های روتاری در دانشکده‌های دندانپزشکی ایران یکسان نیست و بخشی از دانشکده‌ها به دلیل نبود امکانات، ریسک خطا یا کمبود رزیدنت، این آموزش را به دانشجویان ارائه نمی‌کنند.

دکتر سیده سارا نوابی، در گفتگو با وبدا، با اشاره به پایان‌نامه سینا سزاوار، دانشجوی رشته دندانپزشکی درباره وضعیت آموزش فایل‌های روتاری در دانشکده‌های دندانپزشکی کشور گفت:  فایل‌های روتاری که از دهه ۹۰ میلادی وارد عرصه درمان ریشه شدند، به‌طور رسمی هنوز در کوریکولوم آموزشی ایران جایگاه ثابتی ندارند، اما برخی دانشکده‌ها مانند مشهد سال‌هاست آن را به شکل خودجوش آموزش می‌دهند.

وی افزود: این پژوهش که به عنوان یک  طرح پژوهش در آموزش  انجام شده، با طراحی پرسشنامه‌ای توسط دکتر کاظمیان و همکاری دکتر نوابی و دکتر فرقانی، به هیأت‌علمی ۴۳ دانشکده دندانپزشکی ارسال شده است. به گفته وی، نتایج این پرسشنامه نشان می‌دهد بخشی از دانشکده‌ها هیچ‌گونه آموزش تئوری یا عملی درباره فایل‌های روتاری ارائه نمی‌کنند و دانشجویان آنها حتی روی دندان کشیده‌شده یا بلوک نیز تجربه کار با این سیستم‌ها را ندارند.

دکتر نوابی با اشاره به مزایای استفاده از فایل‌های روتاری در درمان ریشه گفت: این ابزارها با افزایش سرعت و کارآمدی درمان، احتمال بروز خطاهای انسانی را کاهش می‌دهند. وی با بیان اینکه این مبحث در کوریکولوم وزارت بهداشت گنجانده نشده است، افزود: دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد با توجه به برخورداری از امکانات، تجهیزات و حضور رزیدنت‌های فعال در این حوزه، توانایی اجرای عملی درمان با فایل‌های روتاری بر روی بیماران را دارد. به گفته وی، بر اساس یافته‌های این پژوهش، شیوه آموزش عملی فایل‌های روتاری در برخی از دانشگاه‌ها با اختصاص ۳۵ درصد، بیشترین امکان درمان بیماران را به خود اختصاص داده و در صدر روش‌های مورد بررسی قرار گرفته است.

دکتر نوابی در ادامه تأکید کرد: آموزش درمان ریشه نیازمند رویکردی متعادل است. بر این اساس، پایه آموزش درمان ریشه همچنان بر مبنای فایل‌های دستی قرار دارد و دانشجویان لازم است، ابتدا اصول و مهارت‌های کار با این ابزارها را فراگیرند و سپس با روش‌های نوین از جمله فایل‌های روتاری آشنا شوند

وی تصریح کرد: این پژوهش در نهایت پیشنهاد می‌کند، که با تخصیص بودجه و تجهیزات لازم، کارگاه‌های مقدماتی برای دانشجویان برگزار شود و سپس در صورت اصلاح کوریکولوم، آموزش روتاری به‌طور رسمی در برنامه آموزشی دانشکده‌های دندانپزشکی کشور وارد شود.

 

 

45

در زندگی پر مشغله و پر سرعت عصری که  همه ی ما در آن زندگی می کنیم، ممکن است مراقبت از خود به راحتی نادیده گرفته ‌شود و  امکان آن میسر نباشد؛اما برای برخورداری از یک زندگی باکیفیت بسیار ضروری است.چرا که وقتی جسم و روان سالمی نداشته باشیم،دچار افت عملکرد در همه ی ابعاد زندگی خود می شویم.

 مراقبت از خود جنبه های گوناگونی دارد. میتواند شامل کاهش استرس روزمره باشد؛ ممکن است مدیریت زمانی باشد که ما در شبکه‌های  اجتماعی می گذرانیم یا چکاپ ادواری سلامتی جسمی و بدنی ما باشد.

اما چرا با وجود تاکیدهای بسیار به خودمراقبتی و فواید آن،خیلی مواقع در عمل خودمراقبتی انجام نمی دهیم؟

قبل از هر اقدامی برای خود مراقبتی باید ببینیم آیا موانعی برای خودمراقبتی ما وجود دارد یا خیر. شاید ما جزو آن دسته افرادی باشیم که بهانه می گیرند تا خود مراقبتی نکنند. شاید فکر می‌کنیم انجام کارهایی برای خودمان خودخواهانه است. یکی از دلایلی که ممکن است از مراقبت خود دور باشیم این است که می ترسیم با خود وقت بگذرانیم و با افکار و احساسات خود تنها باشیم.یا آنقدر برای خودمان ارزش قائل نیستیم که زمان هایی را برای خود مراقبتی اختصاص دهیم.اینها همه موانعی است که از پرورش ذهن و بدن ما جلوگیری می کند. پس قبل از هر اقدامی لازم است که موانع خود مراقبتی خود را شناسایی کنیم.

سپس لیستی از فعالیت های گوناگون و مفیدی که می توانیم برای مراقبت از جسم و روان خود انجام دهیم،تهیه کنیم.

مهم ترین ویژگی برنامه و لیست خود مراقبتی، منحصر به فرد بودن آن هست.به این معنی که هر کدام از ما نیازهایی داریم و خواسته ها و علایقی که باید برنامه ی مراقبت از خودمان را بر آن اساس تنظیم کنیم.

مثلا ممکن است یک نفر در برنامه خودمراقبتی نیاز به انجام ازمایش خون داشته باشد ولی فرد دیگر به معاینه ی دندانپزشکی.فردی نیاز به سکوت و استراحت داشته باشد اما فرد دیگری به ورزش و تحرک.پس هر کسی برنامه ی منحصر به فرد خود را خواهد داشت.

یکی از بهترین مزایای مراقبت از خود این است که به ما امکان می دهد وقت خود را صرف شناخت و کشف خود کنیم. هر فعالیتی که هنگام مراقبت از خود انجام می دهیم ، بینشی در مورد احساسات و خواسته های ما ایجاد می کند. خواه مدیتیشن کنیم و یا به یک مهمانی برویم.در این زمان ها است که می توانیم مراقبت از خود را یاد بگیریم و باعث بهبود کیفیت رابطه ی خودمان با درونمان و دیگران شویم.

  همین حالا لحظه ای وقت بگذارید و به چیزهایی فکر کنید که باعث می شود احساس شادی و خوشحالی کنید و یا به راه حل هایی فک کنید که می توانید در پاسخ به چالش های جسمی و روانی خود از آن ها استفاده کنید.می توانید از آن ها لیستی در گوشی خود تهیه کنید و متناسب با شرایط خود، برای انجام و اجرای آن ها وقت بگذارید.

اینکه در طول هفته حداقل چند ساعت را به انجام فعالیت های خودمراقبتی اختصاص دهید،در بالابردن کیفیت زندگی شما بسیار تاثیرگذار است.اگر به ورزش خاصی مثلا والیبال علاقه مندید یا به یادگیری نوعی مهارت مانند آشپزی یا هر چیز دیگری علاقه مند هستید،برای آن وقت خالی کنید و انجامش دهید.حتی اگر بسیار شلوغ هستید،حداقل یک ساعت در هفته به انجام فعالیت خود مراقبتی بپردازید تا ذهن و سبک زندگی شما کم کم رنگ و بوی خودمراقبتی به خود بگیرد.

 

کلیدی ترین موضوع در مراقبت از خود این پیش فرض ذهنی است که شما ارزش آن را دارید که  توسط خودتان دوست داشته شوید. افرادی که از خود غفلت می کنند دارای ناامنی های عمیقی هستند و احساس می کنند لیاقت مراقبت از خود را ندارند.غفلت از خود به اشکال مختلفی از جمله کار بیش از حد ، سو، مصرف مواد یا عدم مراقبت از مسائل بهداشت جسم و روان ما می تواند بروز می کند. برای مراقبت از خود نیازی به احساس گناه نداریم.

واقعیت این است که به موازاتی که از خود مراقبت می کنیم،خودمراقبتی احساس خوبی در ما ایجاد می کند و همین احساس خوب باعث می شود که ما احساس ارزشمندی بیشتری را درون خود تجربه کنیم.و احساس ارزشمند بودن و داشتن عزت نفس، نقش بسیار مهمی در حفظ سلامت جسم و روان ما دارد

 

 

46

مسئول واحد سلامت روان بیمارستان شهید هاشمی‌نژاد، از مراکز درمانی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، از چهار سال فعالیت جامع این واحد از زمان آغاز کار در اوج همه‌گیری کرونا تاکنون خبر داد و تأکید کرد: که ارائه خدمات تخصصی، آموزش‌های گسترده و پشتیبانی مستمر از کارکنان و بیماران، این واحد را به یکی از پیشروترین مراکز سلامت روان در بیمارستان‌های دانشگاه علوم پزشکی مشهد تبدیل کرده است.

عطیه حامدی، در گفتگو با وبدا اظهار داشت: واحد سلامت روان این بیمارستان از شهریورماه سال ۱۴۰۰ و در اوج دوران همه‌گیری کرونا، با هدف ارتقای سلامت روان پرسنل و حمایت از آن‌ها در شرایط سخت آن روزها آغاز به کار کرد و به‌عنوان یکی از نخستین واحدهای سلامت روان در بیمارستان‌های دانشگاه علوم پزشکی مشهد شناخته شد.

وی، با اشاره به رویکرد جامع و چندبعدی این واحد افزود:  دو محور اصلی فعالیت ما شامل آموزش و درمان است. از آنجا که تقویت مهارت‌های زندگی و پیشگیری می‌تواند نقش مهمی در کاهش مشکلات رفتاری و هیجانی مانند اضطراب و افسردگی داشته باشد، آموزش مهارت‌های زندگی را به‌طور جدی در دستور کار قرار داده‌ایم.

به گفته حامدی، تاکنون دوره‌های تخصصی کددار و آموزش‌های درون‌بخشی با موضوعاتی همچون مهارت‌های روانشناختی و تاب‌آوری، مهارت ارتباط مؤثر و مدیریت استرس برای کارکنان بخش‌ها و واحدهای مختلف برگزار شده است. همچنین محتوای آموزشی روانشناختی، به‌صورت هفتگی و در قالب متن، تصویر و ویدئو در کانال پیام‌رسان بیمارستان منتشر می‌شود تا سطح آگاهی کارکنان در حوزه سلامت روان افزایش یابد.

 

وی افزود:  تمام کارکنان جدیدالورود، نیز پیش از شروع فعالیت، جهت آشنایی با خدمات واحد سلامت روان و انجام ارزیابی اولیه روانشناختی به این واحد مراجعه می‌کنند.

مسئول واحد سلامت روان بیمارستان شهید هاشمی نژاد، حوزه درمان را دومین محور فعالیت‌های این واحد عنوان کرد و گفت: برای کارکنانی که با مشکلاتی مانند فرسودگی شغلی، مسائل زناشویی و خانوادگی، اضطراب، افسردگی و… روبه‌رو هستند، خدمات مشاوره و روان‌درمانی تخصصی با حفظ کامل محرمانگی و به‌صورت رایگان در کلینیک تخصصی بیمارستان ارائه می‌شود.

حامدی، ضمن تأکید بر اینکه، فعالیت این واحد تنها به کارکنان محدود نمی‌شود گفت: این واحد روزانه برای بیماران بستری که در شرایط روانی مناسبی قرار ندارند و همچنین افرادی که اقدام به خودکشی کرده یا دچار سوءمصرف مواد هستند، خدمات مشاوره‌ای ارائه می دهد.

وی اظهار داشت: در سال ۱۴۰۴ به بیش از ۳۰۰۰ بیمار بستری در بخش‌های مختلف مشاوره تخصصی سلامت روان ارائه شده است.

حامدی، در پایان ضمن قدردانی از حمایت‌های مدیریت بیمارستان گفت: تداوم این فعالیت‌ها تنها با همراهی مدیریت ممکن است و ما امیدواریم بتوانیم محیطی امن، آگاه و حمایتگر برای تمامی کارکنان و بیماران ایجاد کنیم.

 

 

 

47

متخصص روانشناسی بالینی بیمارستان ابن‌سینا، از مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد، ضمن تبریک روز روانشناس به همه روانشناسان، مشاوران و فعالان حوزه سلامت روان در ایران و جهان، که حتی ممکن است صدای ما را نشوند، با تأکید بر کاهش انگ مراجعه به روانشناس و روان‌پزشک و افزایش استقبال از تراپی، بر نقش مکمل روانشناس و روان‌پزشک، تأکید کرد.

صدیقه درافشان طباطبایی در گفت‌وگو با وبدا، با اشاره به جایگاه مهم روانشناس در جامعه گفت: روانشناس نقش بسیار مهمی دارد و حضور او در زندگی فردی و اجتماعی می‌تواند، به بهبود وضعیت روانی افراد و در نهایت آرامش جامعه کمک کند. وی افزود: در سال‌های گذشته مراجعه به روانشناس برای برخی افراد با نوعی نگاه منفی یا انگ اجتماعی همراه بود، اما امروزه خوشبختانه این دیدگاه تا حد زیادی تغییر کرده و مردم امروز بیشتر از قبل به تراپی و مراجعه به متخصصان سلامت روان تمایل نشان می‌دهند.

به گفته وی، پذیرش اجتماعی نسبت به روان‌درمانی افزایش یافته و این موضوع می‌تواند به ارتقای سلامت روان در جامعه کمک کند. این روانشناس کودک و نوجوان تأکید کرد: روانشناس و روان‌پزشک دو حوزه متفاوت اما مکمل یکدیگر دارند؛ روان‌پزشک بیشتر در زمینه دارودرمانی فعالیت می‌کند، در حالی که روانشناس بر روان‌درمانی و گفت‌وگو درمانی تمرکز دارد و در بسیاری از موارد، همکاری این دو تخصص در کنار هم می‌تواند بهترین نتیجه را برای مراجعان به همراه داشته باشد.

تراپی برای درمانگران، مطالعه مستمر و سوپرویژن منظم

به باور این متخصص، بحث تراپی برای خود روانشناس بسیار مهم است و روانشناسان باید خودشان نیز به تراپی بروند. همچنین مطالعه مستمر اهمیت زیادی دارد؛ توصیه می‌شود همکاران روانشناس مطالعه کتاب، آموزش دیدن، شرکت در کلاس‌ها، خواندن مقاله و داشتن استاد راهنمای خوب را در اولویت قرار دهند. در قالب سوپرویژن، بدین معنا که یک استاد هر هفته حضور داشته باشد و چند نفر از همکاران کیس‌های خود را مطرح کنند می‌توان از اساتید پیشکسوت همان حوزه کمک گرفت. چون روان انسان سیال و ایستا نیست، این سیالی می‌طلبد که ما مرتب مطالعه داشته باشیم، به‌روز باشیم، مقاله بخوانیم و کتاب بخوانیم. این روند بسیار کمک می‌کند به بهبود درمان و کمک به مراجعین، و مهم و مؤثر است، که اگر گاهی نمی‌توانیم کمکی به مراجع داشته باشیم، دست‌کم به او آسیبی نرسانیم؛ و این مهم فقط با مطالعه، سوپرویژن دیدن، خواندن مقالات و کتاب و به‌روز ماندن ممکن است.

اهمیت تعاملات حرفه‌ای در ارتقای سلامت روان درمانگران

طباطبایی در ادامه درباره ماهیت حرفه روان‌شناسی گفت: به دلیل مواجهه مستمر با مشکلات مراجعان در بیمارستان‌ها، کلینیک‌های خصوصی و مراکز درمانی، توجه مضاعف به سلامت حرفه‌ای و شخصی درمانگران ضرورت دارد.

این متخصص حوزه سلامت روان دانشگاه تصریح کرد: سلامت روان تنها به مراجعان محدود نمی‌شود؛ خود روانشناسان نیز باید به سلامت روانشان توجه کنند. روانشناسان نیز مانند سایر افراد نیاز به استراحت، تفریح، رسیدگی به حال روحی و مراقبت از خود دارند و نباید از سلامت روان خود غافل شوند.

وی افزود: راهکارهایی همچون فعالیت بدنی منظم، تفریحات سالم، تقویت ارتباط با خانواده و دوستان و گسترش تعاملات حرفه‌ای میان همکاران از مؤلفه‌های اصلی پیشگیری از فرسودگی شغلی است. علاوه بر این، تشکیل گروه‌های هم‌افزایی و گفت‌وگو میان روان‌شناسان،

نشست‌های منظم همکاران و طرح نگرانی‌ها و چالش‌های حرفه‌ا،  انتقال نگرانی‌های مراجعان به درمانگران می‌تواند، به ‌مثابه نوعی گروه‌درمانی ویژه همکاران  عمل کرده و نقش قابل توجهی در ارتقای سلامت روان آنان ایفا کند.

وی تأکید کرد: نشست‌های منظم همکاران و طرح نگرانی‌ها و چالش‌های حرفه‌ا،  انتقال نگرانی‌های مراجعان به درمانگران پیشکسوت می‌تواند، به ‌مثابه نوعی گروه‌درمانی ویژه همکاران  عمل کرده و نقش قابل توجهی در ارتقای سلامت روان و تاب اوری آنان ایفا کند.

طباطبایی، در پایان با تأکید بر اهمیت این حرفه در جامعه گفت: اگر حال دل افراد خوب باشد، خانواده‌ها آرام‌تر خواهند بود و در نهایت جامعه نیز به سمت آرامش بیشتری حرکت می‌کند

 

 

48

در نهم اردیبهشت ماه، بهانه ای می یابیم تا از حرفه ای سخن بگوییم که در آن، واژه ها حکم دارو دارند و نگاه دقیق، کلید گشایش گره های ذهنی است. من فاطمه کاشی پزان جوان، در کسوت یک روانشناس در بیمارستان روان پزشکی ابن سینا از مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد، هر روز شاهد تلاقی رنج و امید در قامت مراجعانی هستم که از بیماران بستری و سرپایی و نهادهای محترم بهزیستی، نظام وظیفه و پزشکی قانونی به سوی ما رهسپار می شوند.

فاطمه کاشی پزان جوان، روان شناس بیمارستان تخصصی ابن سینا، در گفتگو با وبدا، ضمن بیان اینکه رسالت یک روان شناس، در واحد روان شناسی، نه یک گفتگوی ساده، که فرآیندی علمی و روش مند تحت عنوان ارزیابی و آموزش و درمان بالینی است، اظهار داشت: ما با دقت قطعات پراکنده رفتار، هیجان و شناخت مراجعین را در کنار هم می نشانیم. این ارزیابی ها که با جدیت علمی و نظارت کیفی مستمر صیقل می خورند، در نهایت به مثابه منشوری روشن در برابر دیدگان پزشکان محترم، قرار می گیرند تا مسیر دارودرمانی و پروتکل های درمانی، با تکیه بر این یافته ها هموار گردد.

وی افزود: روان شناسان، در کنار سایر همکاران بخش های مختلف روان شناسی، با تمام توان برای بهبود سلامت روان شناختی بیماران بستری و سرپایی می کوشند. ما روانشناسان بر این باوریم که تشخیص درست، نیمی از درمان است و ارزیابی های ما، همان پیوند حیاتی میان واکاوی روان و تصمیم گیری های کلان روان پزشکی است.

این متخصص سلامت روان دانشگاه، ضمن تبریک روز روان شناس  به تمامی پویندگان طریق آگاهی و سلامت جان ابراز امیدواری کرد: با هر ارزیابی صادقانه و هر همدلی عادلانه، بتوانیم گامی به سوی جامعه ای آرام تر و ذهنی شکوفاتر برداریم.

خانم کاشی‌پزان جوان در پایان، با قدردانی از سایر همکاران پرتلاش حوزه سلامت روان که با تعهد، صبوری و دانش خود در مسیر ارتقای سلامت روان مردم گام برمی‌دارند و بی‌وقفه برای بهبود کیفیت زندگی افراد جامعه تلاش می‌کنند، اظهار کرد: قدردان تلاش‌های روزانه تمامی همکارانم در مراکز درمانی و بیمارستان‌ها هستم؛ همکارانی که با شنیدن، همراهی‌کردن و ایجاد امید در دل مراجعان، نقشی مؤثر در بهبود سلامت روان جامعه ایفا می‌کنند.

وی تأکید کرد: بی‌تردید نقش سازنده و انسان‌دوستانه شما همکاران فرهیخته سهمی بزرگ در شکل‌گیری جامعه‌ای سالم‌تر، آگاه‌تر و انسان‌محورتر دارد و امید است، همواره در این مسیر ارزشمند، موفق و پایدار باشید.

 

49

مسئول سایکوسوماتیک بیمارستان امام رضا(ع)، از مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با هشدار نسبت به پیامدهای روانی اخبار و تصاویر جنگ بر کودکان گفت: حتی کودکانی که در مناطق دور از درگیری زندگی می‌کنند نیز با دیدن تصاویر، شنیدن اخبار و مشاهده نگرانی والدین دچار احساس ناامنی و اضطراب می‌شوند و این وضعیت می‌تواند سلامت روان آنان را به طور جدی تهدید کند.

هاجر یزدانی، در گفتگو با وبدا، با اشاره به تأثیرات روانی شرایط جنگی بر کودکان اظهار کرد: نگرانی و ترس یکی از شایع‌ترین واکنش‌های روانی در شرایط تهدیدکننده و جنگی است. این نگرانی تنها محدود به کودکانی که مستقیماً در معرض جنگ قرار دارند نیست، بلکه حتی کودکانی که در مناطق دورتر زندگی می‌کنند نیز از طریق مشاهده تصاویر، شنیدن اخبار و احساس نگرانی والدین، احساس ناامنی و اضطراب شدیدی را تجربه می‌کنند.

وی افزود: اثرات جنگ بر کودکان بسیار مخرب است و به همین دلیل باید تا حد امکان آنان را از مواجهه با اخبار و تصاویر مرتبط با جنگ دور نگه داشت. این شرایط می‌تواند با نشانه‌های متعددی در ابعاد هیجانی، جسمی، رفتاری و شناختی در کودکان بروز پیدا کند.

یزدانی گفت: در بُعد هیجانی، کودک ممکن است دچار ترس شدید، نگرانی مفرط، تحریک‌پذیری و احساس ناامنی شود. از نظر جسمی نیز علائمی مانند سردرد، دل‌درد، بی‌خوابی، بی‌اشتهایی یا پرخوری در کودکان دیده می‌شود. در بعد رفتاری نیز نشانه‌هایی مانند بی‌قراری، گریه‌های مکرر، گوشه‌گیری، زودرنجی، وابستگی بیش از حد به والدین و حتی رفتارهای پرخاشگرانه بروز پیدا می‌کند.

به گفته وی، نشانه‌های شناختی نیز در این شرایط قابل مشاهده است که از جمله آن می‌توان به تحریف‌های شناختی، نشخوار ذهنی، کاهش تمرکز و توجه و افت تحصیلی اشاره کرد. یزدانی افزود: کودکان هنوز توانایی کامل درک و تحلیل وقایع پیچیده مانند جنگ و همچنین مهارت مدیریت هیجانات خود را ندارند، بنابراین مواجهه مداوم با اخبار جنگ می‌تواند به شدت سلامت روان آنان را تهدید کند.

مسئول سایکوسوماتیک بیمارستان امام رضا(ع) تصریح کرد: کودکان اغلب مانند بزرگسالان قادر به نام‌گذاری احساسات خود نیستند و هیجانات خود را بیشتر از طریق رفتار نشان می‌دهند.؛ نابراین زمانی که در معرض مداوم اخبار جنگ قرار می‌گیرند ممکن است دچار استرس و اضطراب شدید و طولانی‌مدت شوند.

وی، با تأکید بر اهمیت نحوه گفت‌وگو با کودکان درباره این موضوع گفت: صحبت درباره جنگ با کودکان نیازمند آگاهی، دقت و حساسیت بالایی است. والدین باید با آرامش و صداقت با فرزندان خود صحبت کنند و از انتقال اضطراب و نگرانی خود به کودکان پرهیز کنند.

یزدانی افزود: شنیدن مداوم اخبار جنگ از طریق رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی یکی از مهم‌ترین عوامل ایجاد ترس و اضطراب در کودکان است. بنابراین توصیه می‌شود والدین تا حد امکان از تماشای اخبار جنگ در حضور کودکان یا صحبت مکرر درباره آن خودداری کنند.

وی، ایجاد فضای امن برای گفت‌وگو را از دیگر اقدامات مهم برشمرد و گفت: والدین باید به کودکان اجازه دهند احساسات و نگرانی‌های خود را بدون ترس از قضاوت بیان کنند. شنیدن فعال، همدلی با احساسات کودک و اطمینان‌بخشی به او می‌تواند تا حد زیادی به کاهش اضطراب کمک کند.

این متخصص حوزه سلامت روان دانشگاه ادامه داد: آموزش مهارت‌های مقابله‌ای و مهارت حل مسأله به کودکان می‌تواند به آن‌ها کمک کند تا استرس و نگرانی‌های خود را بهتر مدیریت کنند. همچنین تشویق کودکان به بیان احساسات از طریق نقاشی، داستان‌گویی، بازی و فعالیت‌های هنری می‌تواند در ایجاد احساس امنیت و آرامش در آنان بسیار مؤثر باشد.

اختلال اضطراب فراگیر؛ نگرانی دائمی که زندگی روزمره را مختل می‌کند

وی همچنین به اختلال اضطراب فراگیر (Generalized Anxiety Disorder) یا GAD اشاره کرد و گفت: این اختلال یکی از اختلالات روانی و رفتاری است که با نگرانی بیش از حد، غیرقابل کنترل و اغلب غیرمنطقی درباره رویدادها یا فعالیت‌های روزمره مشخص می‌شود و می‌تواند در عملکرد فرد در زندگی روزانه اختلال ایجاد کند.

یزدانی افزود: ویژگی اصلی این اختلال اضطراب و نگرانی افراطی درباره طیف گسترده‌ای از موضوعات روزمره است و فرد مبتلا معمولاً در کنترل این نگرانی‌ها با مشکل مواجه می‌شود. در کودکان مبتلا به این اختلال نیز احتمال بروز افسردگی در دوره‌های بعدی زندگی افزایش می‌یابد.

وی، با اشاره به معیارهای تشخیصی این اختلال در راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-5) گفت: برای تشخیص این اختلال، اضطراب و نگرانی باید در بیشتر روزها و حداقل به مدت شش ماه وجود داشته باشد. همچنین فرد باید در کنترل نگرانی‌های خود ناتوان باشد.

به گفته یزدانی، این اختلال معمولاً با علائمی مانند بی‌قراری، خستگی زودرس، مشکل در تمرکز، تنش عضلانی و اختلال خواب همراه است. البته در کودکان وجود تنها یکی از این علائم نیز می‌تواند برای تشخیص مورد توجه قرار گیرد.

وی توضیح داد: افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر ممکن است علائم جسمانی نیز تجربه کنند که از جمله آن‌ها می‌توان به تعریق، تهوع، اسهال، درد و گرفتگی عضلات اشاره کرد. همچنین واکنش از جا پریدگی در این افراد شدیدتر از حد معمول است.

مسئول سایکوسوماتیک بیمارستان امام رضا(ع) یزد گفت: برخی علائم ناشی از تحریک بیش از حد دستگاه عصبی خودمختار مانند افزایش ضربان قلب، تنگی نفس و سرگیجه نیز ممکن است دیده شود، هرچند شدت آن‌ها نسبت به برخی اختلالات اضطرابی دیگر کمتر است. همچنین مشکلاتی مانند سندرم روده تحریک‌پذیر و انواع سردردها نیز می‌توانند با استرس و اضطراب همراه باشند.

 

وی ادامه داد: برخی کودکان مبتلا به این اختلال ممکن است نگرانی شدیدی درباره رویدادهای فاجعه‌بار مانند زلزله، سیل یا جنگ داشته باشند و برای اطمینان از درست انجام دادن کارهایی که درباره آن‌ها نگران هستند، به طور مداوم به قوت قلب گرفتن از دیگران نیاز پیدا کنند.

یزدانی به عوامل خطر ابتلا به این اختلال اشاره کرد و گفت: ویژگی‌هایی مانند خلق‌وخوی دشوار، بازداری رفتاری و تعاملات ضعیف میان والدین و فرزندان می‌تواند از جمله عوامل زمینه‌ساز بروز این اختلال باشد.

وی افزود: نظریه‌پردازان شناختی معتقدند نگرانی در کودکان و نوجوانان کارکرد خاصی دارد؛ به این معنا که نگرانی به آن‌ها کمک می‌کند از تصاویر ذهنی بسیار هیجانی و تهدیدکننده اجتناب کنند و به جای آن با افکار تحلیلی‌تر درباره خطرات احتمالی آینده درگیر شوند. در واقع نگرانی نوعی اجتناب شناختی محسوب می‌شود و نوعی تقویت‌کننده منفی دارد.

به گفته وی، کودکان مبتلا به این اختلال معمولاً برای نگرانی‌های خود راه‌حل‌های مؤثری تولید نمی‌کنند و بیشتر دچار نشخوار فکری می‌شوند. همچنین این کودکان اغلب دارای تحریف‌های شناختی مانند فاجعه‌انگاری، تعمیم بیش از حد و شخصی‌سازی هستند که باعث می‌شود موقعیت‌ها را تهدیدکننده‌تر از آنچه واقعاً هستند درک کنند.

یزدانی درباره روش‌های درمانی این اختلال گفت: ترکیب روان‌درمانی و درمان دارویی معمولاً مؤثرترین روش درمانی محسوب می‌شود. در کودکان روش‌هایی مانند بازی‌درمانی شناختی ـ رفتاری (CBPT)، روان‌درمانی بدنی، هنر درمانی، شن‌بازی درمانی، تکنیک‌های آرام‌سازی، ذهن‌آگاهی، مدیتیشن، یوگا، ماساژ، اصلاح سبک زندگی و آموزش مهارت‌های زندگی می‌تواند به کاهش اضطراب و بهبود سلامت روان آنان کمک کند. همچنین در صورت مشاهده علائم شدید یا پایدار، مراجعه به روان‌شناس کودک و دریافت خدمات تخصصی توصیه می‌شود.

 

50

روان شناس بالینی بیمارستان امام رضا (ع)، با اشاره به فشارهای شغلی بالای حرفه پرستاری گفت: آموزش مهارت‌های زندگی می‌تواند نقش مؤثری در کاهش استرس، اضطراب و فرسودگی شغلی پرستاران داشته باشد و به ارتقای سلامت روان و کیفیت خدمات درمانی کمک کند.

هاجر یزدانی، در گفتگو با وبدا، سلامت روان را یکی از مهم‌ترین شاخص‌های رفاه فردی و اجتماعی، عنوان کرد و افزود: در دنیای امروز یکی از مهم‌ترین تهدیدهایی که انسان با آن مواجه می شود، آسیب به سلامت روان است. به‌گونه‌ای که افسردگی به عنوان دومین بیماری ناتوان‌کننده قرن شناخته شده و استرس نیز از عوامل اصلی بروز سکته‌های قلبی و مغزی محسوب می‌شود.

وی، با اشاره به شرایط کاری پرستاران افزود: پرستاران از جمله گروه‌های شغلی هستند که به دلیل ماهیت کار خود در معرض فشارهای روانی قابل توجهی قرار دارند. شیفت‌های کاری طولانی، تعامل مداوم با بیماران و همراهان آنان و مواجهه با شرایط بحرانی، از جمله عواملی هستند که می‌تواند زمینه‌ساز استرس، اضطراب و فرسودگی شغلی در این قشر شود. به همین دلیل سازمان بهداشت جهانی نیز حرفه پرستاری را در زمره مشاغل سخت طبقه‌بندی کرده است.

یزدانی گفت: سلامت روان تنها به معنای نبود بیماری روانی نیست، بلکه شامل توانایی فرد در مدیریت هیجانات، برقراری ارتباط مؤثر با دیگران، مشارکت در فعالیت‌های اجتماعی و انعطاف‌پذیری در برابر دشواری‌های زندگی است. وی افزود: طبق اعلام سازمان بهداشت جهانی، سلامت روان حالتی از رفاه روانی، اجتماعی و عاطفی است که در آن فرد می‌تواند توانایی‌های خود را شکوفا کرده و با فشارهای طبیعی زندگی سازگار شود.

این متخصص روان شناسی، با اشاره به ابعاد مختلف سلامت روان گفت: این مفهوم دارای ابعاد هیجانی، شناختی، رفتاری، اجتماعی و معنوی است. در بعد هیجانی، فرد توانایی مدیریت احساسات و کنترل هیجانات منفی مانند اضطراب و خشم را دارد و می‌تواند هیجانات مثبت مانند رضایت و شادی را تقویت کند. بعد شناختی نیز شامل توانایی حل مسئله، تصمیم‌گیری و انعطاف‌پذیری ذهنی است. بعد رفتاری شامل رفتارهای اجتماعی و تعاملات روزمره با دیگران، بعد اجتماعی به توانایی تعامل موثر با جامعه اشاره دارد و نیازمند مهارت اجتماعی قوی است و بعد معنوی بر ارزش ها و باورها و هدف مندی فرد تأکید دارد و افرادی که هدف و معنا در زندگی دارند با فشارهای روانی بهتر مقابله می کنند  و انگیزه بیشتری در کار و فعالیت های روزمره دارند.

وی  بر اهمیت مهارت‌های زندگی تأکید کرد و افزود: بسیاری از افراد در مواجهه با چالش‌های زندگی فاقد مهارت‌های لازم برای مدیریت هیجانات، برقراری ارتباط مؤثر و حل مسائل هستند و همین موضوع می‌تواند آنها را در برابر مشکلات روزمره آسیب‌پذیر کند. در حالی که آموزش مهارت‌های زندگی مانند خودآگاهی، همدلی، مدیریت استرس و مهارت‌های ارتباطی می‌تواند به بهبود سلامت روان کمک کند.

یزدانی، مهارت‌های زندگی را مجموعه‌ای از توانایی‌های قابل یادگیری ذکر کرد و گفت: این مهارت‌ها شامل مدیریت هیجانات و استرس، ارتباط مؤثر، خودآگاهی، خودکنترلی و توانایی تصمیم‌گیری و حل مسئله است. برای مثال، مهارت مدیریت هیجان به افراد کمک می‌کند فشارهای روانی را شناسایی کرده و واکنش‌های سالم‌تری نسبت به شرایط تنش‌زا نشان دهند.

وی خاطرنشان کرد: در محیط‌های درمانی که پرستاران با شرایط پراسترس و مسئولیت‌های سنگین مواجه هستند، تقویت مهارت‌های ارتباطی نیز اهمیت زیادی دارد. ارتباط مؤثر با بیمار، همراهان بیمار و همکاران می‌تواند به ایجاد فضای کاری سالم‌تر و افزایش رضایت شغلی کمک کند.

مسئول واحد سایکوسوماتیک بیمارستان امام رضا (ع) با استناد به پژوهش های صورت گرفته گفت: نتایج این پژوهش ها نشان می دهد که، آموزش مهارت‌های زندگی از طریق کارگاه‌های آموزشی، برنامه‌های روان‌شناختی و آموزش‌های گروهی می‌تواند به بهبود سلامت روان، افزایش خودکارآمدی و ارتقای عملکرد شغلی پرستاران منجر شود. به همین دلیل توجه به آموزش این مهارت‌ها یکی از راهکارهای مؤثر در کاهش استرس و ارتقای کیفیت خدمات در نظام سلامت به شمار می‌رود.

 

51

روان پزشک و فلوشیپ فوق‌تخصص سالمندان بیمارستان ابن‌سینا از مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با تأکید بر این‌که سقوط (Falling) یکی از شایع‌ترین و جدی‌ترین مشکلات سلامت در سالمندان است، گفت: سالانه بیش از یک‌چهارم افراد بالای ۶۵ سال دچار سقوط می‌شوند و این موضوع یکی از مهم‌ترین علل شکستگی‌های شدید، آسیب‌های مغزی، کاهش استقلال و حتی مرگ در این گروه سنی است؛ در حالی‌که بخش قابل توجهی از این سقوط‌ها با مداخلات ساده و چندجانبه قابل پیشگیری است.

دکتر علی‌اکبر اسماعیلی، در گفتگو با وبدا، ضمن اشاره به اهمیت موضوع سقوط در سالمندان گفت: سقوط در سالمندان فقط یک اتفاق ساده نیست؛ این عارضه می‌تواند منجر به شکستگی‌های جدی مانند شکستگی لگن، آسیب‌های سر و مغز، از دست رفتن استقلال فردی و در مواردی حتی مرگ شود. آمارها نشان می‌دهد هر سال بیش از یک‌چهارم افراد بالای ۶۵ سال حداقل یک بار سقوط را تجربه می‌کنند و این مسئله از علل اصلی بستری شدن سالمندان به شمار می‌رود.

وی با تأکید بر این‌که سقوط معمولاً نتیجه یک علت واحد نیست، افزود: سقوط اغلب چندعاملی است؛ به این معنا که ترکیبی از تغییرات طبیعی ناشی از پیری، بیماری‌های زمینه‌ای، مصرف داروهای متعدد و شرایط محیطی، هم‌زمان در ایجاد آن نقش دارند.

علل اصلی سقوط در سالمندان

این فلوشیپ فوق‌تخصص سالمندان درباره علل شایع سقوط اظهار داشت: کاهش قدرت عضلات به‌ویژه در پاها، اختلال تعادل، کند شدن رفلکس‌ها، کاهش بینایی و شنوایی و مشکلات مربوط به حس موقعیت بدن (پروپریوسپشن)، همگی با افزایش سن شایع‌تر می‌شوند و زمینه سقوط را فراهم می‌کنند.

 

وی در ادامه افزود: بیماری‌هایی مانند دیابت (به‌ویژه در صورت بروز نوروپاتی)، بیماری‌های قلبی و افت فشار خون وضعیتی، آرتریت، پارکینسون، سابقه سکته مغزی، مشکلات تیروئید، کم‌آبی بدن و حتی بی‌اختیاری ادرار  که باعث عجله فرد برای رسیدن به سرویس بهداشتی می‌شود  از جمله عوامل مهم خطر محسوب می‌شوند.

 

به گفته دکتر اسماعیلی‌، مصرف هم‌زمان چند دارو (Polypharmacy)، به‌خصوص بیش از چهار دارو، و استفاده از داروهای آرام‌بخش، ضدافسردگی، خواب‌آور، آنتی‌هیستامین‌ها یا داروهایی که افت فشار یا سرگیجه ایجاد می‌کنند، می‌تواند احتمال سقوط را به طور قابل توجهی افزایش دهد.

وی، عوامل محیطی مانند نور کم، کف لغزنده، قالیچه‌های شل، پله‌ها، مبلمان ناپایدار و کفش نامناسب را نیز از دیگر عوامل مهم خطر برشمرد و افزود: در کنار این‌ها، اختلالات شناختی، دمانس و افسردگی با کاهش تمرکز و قضاوت صحیح، نقش مهمی در بروز سقوط دارند.

علایم هشدار و ضرورت مراجعه زودهنگام

این متخصص سالمندان با اشاره به علایم هشداردهنده قبل از سقوط گفت: سرگیجه، احساس عدم تعادل هنگام برخاستن از صندلی یا بستر، تاری دید، ضعف پاها، گیجی، درد مفاصل یا بی‌حسی در پاها از علایمی هستند که باید جدی گرفته شوند. حتی ترس از سقوط، خود می‌تواند باعث کاهش فعالیت و در نهایت افزایش خطر سقوط شود.

او تأکید کرد: پس از یک سقوط نیز بروز درد، کبودی، ناتوانی در بلند شدن، سردرد، گیجی یا علایم شکستگی مانند تورم و تغییر شکل اندام، هشدار جدی است. اگر سالمندی حتی یک بار سقوط کرده یا احساس عدم تعادل دارد، مراجعه سریع به پزشک ضروری است.

ریسک فاکتورها؛ از سابقه سقوط تا کمبود ویتامین D

دکتر اسماعیلی‌با اشاره به ریسک فاکتورهای اصلی سقوط اظهار داشت: سابقه سقوط قبلی قوی‌ترین عامل پیش‌بینی‌کننده سقوط مجدد است. ضعف عضلات پایین‌تنه، اختلال تعادل و راه رفتن، مشکلات بینایی و شنوایی، مصرف داروهای متعدد یا داروهای روان‌گردان، کمبود ویتامین D، سن بالای ۸۰ سال، جنس مؤنث، اختلالات شناختی و بیماری‌های مزمنی مانند آرتریت، دیابت، فشار خون بالا و پارکینسون، همگی از عوامل مهم خطر سقوط به شمار می روند.

 

وی افزود: عوامل محیطی خطرزا در خانه، عجله برای رفتن به توالت به دلیل بی‌اختیاری، سوءتغذیه، تنهایی و در برخی موارد مصرف الکل و سیگار می‌توانند این خطر را تشدید کنند.

ارزیابی و تشخیص؛ نگاهی چندبعدی به سالمند

این فلوشیپ فوق تخصص سالمندی، تشخیص و ارزیابی سقوط را یک فرآیند چندبعدی ذکر کرد و افزود: ارزیابی دقیق شامل گرفتن تاریخچه کامل از تعداد و شرایط سقوط‌ها، بررسی داروهای مصرفی، بیماری‌های همراه و میزان ترس از سقوط است. معاینه فیزیکی برای بررسی قدرت عضلانی، تعادل، راه رفتن، بینایی، شنوایی و فشار خون در وضعیت‌های مختلف (از خوابیده به ایستاده) انجام می‌شود و در صورت نیاز، آزمایش‌های خونی، ارزیابی ویتامین D، بررسی کم‌خونی و عملکرد تیروئید و نیز نوار قلب درخواست می‌شود.

وی تصریح کرد: در افراد پرخطر یا کسانی که سقوط‌های مکرر و آسیب‌زا دارند، انجام ارزیابی جامع سالمندی و استفاده از تیم چندحرفه‌ای شامل پزشک، فیزیوتراپیست و داروساز برای شناسایی عوامل قابل اصلاح، بسیار توصیه می‌شود.

پیشگیری و مراقبت؛ بسیاری از سقوط‌ها قابل پیشگیری است

دکتر اسماعیلی‌ با تأکید بر نقش پررنگ پیشگیری گفت: خبر خوب این است، که بسیاری از سقوط‌ها قابل پیشگیری هستند. بهترین رویکرد، مداخلات چندعاملی و چندحرفه‌ای است.

وی در تشریح مهم‌ترین اقدامات پیشگیرانه افزود: برنامه‌های ورزشی منظم شامل تمرینات تعادل مانند تای‌چی، تقویت عضلات پایین‌تنه و تمرینات عملکردی نظیر حرکت مکرر نشستن و بلند شدن (Sit-to-Stand)، حداقل سه بار در هفته به مدت ۱۲ هفته یا بیشتر، از مؤثرترین مداخلات شناخته‌شده در کاهش خطر سقوط است.

 

این روانپزشک دانشگاه، بازبینی و اصلاح داروها را گام مهم دیگر در پیشگیری عنوان کرد و در ادامه افزود: کاهش یا قطع داروهای غیرضروری، به‌ویژه داروهای آرام‌بخش و داروهایی که باعث سرگیجه و افت فشار می‌شوند، باید حتماً زیر نظر پزشک انجام شود.

 

وی، اصلاح محیط خانه را یکی دیگر از محورهای حیاتی برشمرد و گفت: افزایش روشنایی محیط، نصب دستگیره در حمام و توالت، جمع کردن قالیچه‌های شل، استفاده از کفش مناسب با کفی غیرلغزنده و در صورت لزوم نصب سنسورهای حرکتی، از اقدامات ساده اما بسیار مؤثر هستند.

به گفته دکتر اسماعیلی، در افراد دارای کمبود، تجویز ویتامین D با نظر پزشک، مدیریت مناسب بیماری‌های زمینه‌ای مانند فشار خون و دیابت، درمان آب‌مروارید، رسیدگی به افسردگی و بی‌اختیاری، و آموزش سالمند و خانواده درباره استفاده صحیح از وسایل کمکی مانند عصا و واکر، نقش مهمی در پیشگیری از سقوط دارند.

او افزود: در سالمندان بسیار پرخطر، ارزیابی خانه توسط تیم تخصصی، استفاده از محافظ لگن (Hip Protector) و برنامه‌های توان‌بخشی اختصاصی می‌تواند توصیه شود.

توصیه به خانواده‌ها

دکتر علی‌اکبر اسماعیلی با خطاب قرار دادن خانواده‌ها گفت: سالمند را به حرکت و فعالیت منظم تشویق کنید، اما محیط را برای او ایمن‌تر نمایید. رژیم غذایی حاوی کلسیم و ویتامین D، توجه جدی به هرگونه سرگیجه یا عدم تعادل، و مراجعه به پزشک پس از هر سقوط—even اگر ظاهراً آسیب جدی دیده نمی‌شود—بسیار مهم است.

وی تأکید کرد: اگر سالمندی در خانواده دارید، که حتی یک بار سقوط کرده، احساس ناپایداری در راه رفتن دارد یا از افتادن می‌ترسد، حتماً با پزشک عمومی یا فوق‌تخصص سالمندان مشورت کنید. ارزیابی حضوری دقیق، بهترین راه برای ارائه توصیه‌های شخصی‌سازی‌شده و کاهش خطر سقوط است.

 

 

52

روان‌پزشک و روان‌درمانگر بیمارستان ابن سینا، از مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با اشاره به تأثیر بحران‌های اجتماعی و روانی بر زندگی خانوادگی گفت: در چنین شرایطی رابطه زوجی بیش از هر زمان دیگری در معرض فشار قرار می‌گیرد؛ فشاری که نه‌تنها از شرایط بیرونی ناشی می‌شود، بلکه ناامنی‌ها، ترس‌ها و الگوهای دلبستگی قدیمی افراد را نیز فعال می‌کند.

دکتر علی ثاقبی، در گفتگو با وبدا، درباره مراقبت از رابطه زوجی در زمانه بحران و  اثر بحران‌های جمعی بر روابط زوج‌ها اظهار داشت: در روزهای بحران، فقط خیابان‌ها، بازارها، دانشگاه‌ها و بیمارستان‌ها زیر فشار نمی‌روند؛ خانه‌ها هم تحت فشار قرار می گیرند و در خانه، یکی از نخستین جاهایی که این فشار خود را نشان می‌دهد، رابطه زوجی است.

وی افزود: برای فهم آنچه در رابطه زوج‌ها در بحران رخ می‌دهد، کافی نیست بگوییم آدم‌ها عصبی‌تر، کم‌حوصله‌تر یا زودرنج‌تر می‌شوند. مسأله عمیق‌تر است. بحران فقط فشار تازه نمی‌آورد، بلکه لایه‌های قدیمی‌تر ناامنی را نیز فعال می‌کند. به همین دلیل رابطه زوجی در زمانه بحران فقط رابطه میان دو فرد خسته و مضطرب نیست، بلکه صحنه‌ای است که آسیب‌پذیری‌های زمینه‌ای، سبک‌های دلبستگی، ترس‌های قدیمی و فشارهای اکنون هم‌زمان در آن فعال می‌شوند.

این روان‌پزشک دانشگاه گفت: بحران‌های جمعی در خلأ فرود نمی‌آیند. هر فرد با تاریخچه‌ای از تجربه‌های عاطفی، رهاشدگی‌ها، ناامنی‌ها، زخم‌های کهنه و شیوه‌ای خاص برای نزدیک‌شدن یا فاصله‌گرفتن وارد رابطه شده است. به گفته وی در روزهای آرام، بسیاری از این الگوها تا حدی مهار می‌شوند یا در دل زندگی روزمره پنهان می‌مانند، اما وقتی تهدید، ابهام، بی‌ثباتی، فقدان و انتظار خطر طولانی می‌شود، همین الگوهای پنهان دوباره فعال‌تر می‌شوند.

دکتر ثاقبی با اشاره به مفهوم سبک دلبستگی گفت: سبک دلبستگی به زبان ساده یعنی شیوه‌ای که هر فرد در رابطه‌های اولیه زندگی خود یاد گرفته است با نزدیکی، فاصله، ناامنی و نیاز عاطفی برخورد کند. بحران‌ها این شیوه‌های قدیمی را پررنگ‌تر می‌کنند. در دلبستگی اضطرابی، فرد در برابر فاصله، سکوت یا ابهام زودتر احساس تهدید می‌کند و ممکن است بیشتر دنبال نشانه‌های محبت یا اطمینان باشد. در مقابل، در دلبستگی اجتنابی فرد در برابر فشار عاطفی یا نیاز شدید دیگری بیشتر به عقب‌نشینی، سکوت و حفظ فاصله پناه می‌برد. به بیان دیگر، یکی برای آرام‌شدن به نزدیکی بیشتر نیاز دارد و دیگری برای آرام‌ماندن به فاصله بیشتر.

به گفته وی، مشکل زمانی آغاز می‌شود که این تفاوت در شیوه تاب‌آوری به‌عنوان نشانه‌ای از کمبود محبت یا تعهد تعبیر شود. در چنین شرایطی یکی ممکن است بگوید "اگر دوستم داشتی، این‌قدر از من دور نمی‌شدی" و دیگری تصور کند  "اگر مرا می‌فهمیدی، این‌قدر فشار نمی‌آوردی" . از این نقطه به بعد، بحران دیگر فقط بیرون از رابطه نیست، بلکه وارد خود رابطه شده است

این روان‌تحلیلگر افزود: در روزهای بحران، رفتارهای آشنا معنایی تازه پیدا می‌کنند. سکوتی که زمانی شاید نشانه خستگی بود، ممکن است اکنون به‌عنوان طرد یا بی‌اعتنایی تعبیر شود. دل‌نگرانی‌ای که پیش‌تر مراقبت تلقی می‌شد، ممکن است به شکل فشار یا کنترل‌گری فهمیده شود. حتی یک تأخیر کوتاه، یک جمله تند یا نیاز به تنهایی می‌تواند به‌سرعت این معنا را ایجاد کند که  همه چیز بین ما خراب شده است .

دکتر ثاقبی ادامه داد: این مسأله فقط در سطح معنا باقی نمی‌ماند و بدن نیز وارد آن می‌شود. زمانی که بدن برای مدت طولانی در حالت آماده‌باش قرار می‌گیرد، آستانه تحمل کاهش می‌یابد. افراد زودتر می‌رنجند، زودتر حالت دفاعی پیدا می‌کنند و سخت‌تر می‌توانند مکث کنند یا از سوءتفاهم عبور کنند. بنابراین کاهش حوصله، تصمیم‌گیری عجولانه، تندی یا بدفهمی لزوماً نشانه اخلاق بد یا کاهش عشق نیست؛ گاهی پیامد مستقیم فشار مزمنی است که بر بدن و روان وارد شده است.

نقش بحران‌های اجتماعی در تشدید تنش‌های زوجی

وی، با اشاره به تأثیر بحران بر صمیمیت در رابطه زوج‌ها گفت: یکی از حوزه‌هایی که این فشار به شکل عمیق اما خاموش دیده می‌شود، فضای صمیمیت است. بدنی که مدت‌ها در حالت آماده‌باش بوده، دیگر بدنی آماده برای تجربه نزدیکی نیست. فردی که مضطرب، خسته، کم‌خواب یا درگیر نگرانی‌های مداوم است ممکن است مانند گذشته از نظر عاطفی یا جنسی در دسترس نباشد. در چنین شرایطی افت میل یا فاصله‌گیری بدنی نباید، فوراً به‌عنوان نشانه بی‌علاقگی یا پایان عشق تعبیر شود، هرچند نباید آن را کاملاً بی‌اهمیت هم دانست.

به گفته این روان‌پزشک، در بحران حتی اختلاف‌های ظاهراً عملی نیز معنایی عاطفی پیدا می‌کنند. پول ممکن است به امنیت، شأن و آینده گره بخورد؛ مهاجرت ممکن است با امید، هویت یا ترس از دست‌دادن پیوند پیدا کند و موضوع فرزند نیز می‌تواند بازتابی از نگرانی‌های متفاوت والدین درباره خطر، مراقبت و بقا باشد.

دکتر ثاقبی افزود: اگر زوج دارای فرزند باشند، فشار بحران تنها میان آن‌ها باقی نمی‌ماند و به کودک نیز منتقل می‌شود. اختلاف بر سر اینکه چه چیزی را باید به کودک گفت، چگونه از او محافظت کرد یا چگونه ثبات خانه را حفظ کرد، می‌تواند به‌سادگی به میدان تازه‌ای برای تنش تبدیل شود. در چنین شرایطی مراقبت از رابطه زوجی فقط مراقبت از دو بزرگسال نیست، بلکه بخشی از مراقبت از بافت عاطفی خانه و سلامت روان کودک است.

وی، یکی از خطرناک‌ترین لحظه‌ها را زمانی عنوان می کند، که زوج رنج مشترک را به دشمنی متقابل تبدیل می‌کنند؛ در این حالت به جای آنکه بپذیرند " ما هر دو زیر فشار هستیم" ، به این نتیجه می‌رسند که  "تو ریشه مشکلات منی" . از همین‌جا رابطه‌ای که می‌توانست پناهگاه باشد، به میدان ثانویه بحران تبدیل می‌شود.

این روان‌تحلیلگر با اشاره به الگویی که در بسیاری از زوج‌ها دیده می‌شود گفت: این وضعیت اغلب به چرخه  تعقیب و عقب‌نشینی  می‌رسد؛ یعنی یکی برای دریافت اطمینان بیشتر فشار می‌آورد و دیگری برای حفظ آرامش عقب می‌کشد. هرچه یکی بیشتر نزدیک می‌شود، دیگری بیشتر فاصله می‌گیرد و این چرخه به‌تدریج فرساینده می‌شود.

دکتر ثاقبی تأکید کرد: یکی از مهم‌ترین کارها در چنین شرایطی این است، که زوجین بتوانند میان همسر و بحران تمایز قائل شوند. تفاوت زیادی وجود دارد میان این دو جمله که "تو خود فشار منی" و "این فشار دارد ما را فرسوده می‌کند". جمله دوم درد را از بین نمی‌برد، اما از شدت دشمن‌سازی می‌کاهد و امکان دیدن فشار مشترک را فراهم می‌کند.

وی ادامه داد: در عمل گاهی همین اقدامات کوچک می‌تواند از فرسایش بیشتر جلوگیری کند؛ نام‌گذاری فشار مشترک، بیان درخواست‌های مشخص به جای شکایت‌های کلی، کاهش تماس مداوم با اخبار، مکث پیش از ادامه بحث، به تعویق انداختن گفت‌وگوهای حل‌نشدنی در زمان فرسودگی و بیان صریح اینکه "الان ظرفیت گفت‌وگو ندارم اما کمی بعد درباره آن صحبت خواهیم کرد". این‌ها راه‌حل‌های بزرگ نیستند، اما می‌توانند مانع عمیق‌تر شدن شکاف‌ها شوند.

این روان‌پزشک در عین حال هشدار داد: اگر در رابطه تهدید، خشونت، اجبار، تحقیر مزمن، کنترل‌گری شدید، ترساندن کودک یا تعرض به مرزهای جسمی و روانی دیگری وجود داشته باشد، دیگر با تنش معمول میان دو انسان فرسوده روبه‌رو نیستیم. در چنین شرایطی مسأله اصلی ایمنی است و هیچ بحران جمعی‌ای مجوز خشونت خانگی محسوب نمی‌شود.

دکتر ثاقبی در پایان خاطرنشان کرد: اگر آنچه میان دو نفر رخ می‌دهد بیشتر از جنس فرسودگی، ترس، سوءتفاهم و فعال‌شدن ناامنی‌های قدیمی باشد، هنوز می‌توان کاری کرد؛ می‌توان فشار را شناخت، معنای آن را فهمید، از دشمن‌سازی کاست، از متخصص کمک گرفت و اجازه نداد رابطه زیر فشار بحران‌های بیرونی از درون فرو بریزد. در زمانه بحران، همسر اغلب منشأ رنج نیست، بلکه نزدیک‌ترین جایی است که رنج‌های قدیمی و تازه خود را در آن نشان می‌دهند. در چنین روزهایی مهم‌ترین کار شاید بازگرداندن رابطه به شکل آرمانی نباشد، بلکه حفظ همان پناهگاهی است که نباید فرو بریزد.

 

53

متخصص سلامت روان بیمارستان قائم (عج)، از مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد، درباره اثرات روانی ناشی از جنگ گفت: جنگ تنها در میدان نبرد رخ نمی‌دهد، بلکه اثرات آن می‌تواند سال‌ها بعد در قالب اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) زندگی فرد را از خواب و آرامش تا کار و روابط خانوادگی تحت تأثیر قرار دهد.

دکتر رضا شم‌آبادی، در گفتگو با وبدا، ضمن اشاره به پیامدهای دیرپای روانی جنگ اظهار کرد: بسیاری تصور می‌کنند، آثار جنگ با پایان درگیری‌ها خاتمه می‌یابد، در حالی که پیامدهای روانی آن ممکن است سال‌ها در ذهن و بدن انسان باقی بماند. یکی از مهم‌ترین این پیامدها، اختلال استرس پس از سانحه یا PTSD است.

وی در بیان این اختلال گفت: PTSD: زمانی رخ می‌دهد که فرد پس از تجربه یک رویداد بسیار تلخ و تهدیدکننده مانند حضور در جنگ، انفجار، آسیب شدید یا از دست دادن نزدیکان، دچار علائم ماندگار اضطراب، کابوس، یادآوری‌های ناخواسته حادثه و بی‌قراری جسمی و روانی شود. اگر این علائم بیش از یک ماه ادامه یابد و عملکرد فرد را در زندگی روزمره مختل کند، تشخیص PTSD مطرح می‌شود.

شیوع PTSD پس از جنگ

این متخصص سلامت روان دانشگاه، با اشاره به آمارهای جهانی افزود: مطالعات نشان می‌دهد حدود ۱۰ تا ۲۰ درصد سربازان پس از حضور در جنگ دچار PTSD می‌شوند. در برخی مناطق جنگ‌زده نیز بین ۱۵ تا ۳۰ درصد مردم علائم قابل توجه این اختلال را تجربه می‌کنند. کودکان در مناطق درگیر جنگ آسیب‌پذیرتر هستند و در برخی گزارش‌ها میزان بروز علائم در آنان حتی به ۴۰ درصد نیز می‌رسد.

وی تأکید کرد: این آمارها نشان می‌دهد، جنگ صرفاً یک رویداد نظامی نیست، بلکه یک مسأله جدی سلامت عمومی است، که می‌تواند روان یک جامعه را تحت تأثیر قرار دهد.

تغییرات مغزی در مبتلایان به PTSD

دکتر شم‌آبادی با بیان اینکه PTSD تنها یک  مشکل روانی ساده  نیست، تصریح کرد: تحقیقات علوم اعصاب نشان داده‌اند، که این اختلال با تغییرات واقعی در ساختار و عملکرد مغز همراه است.

 

به گفته وی، در مبتلایان به PTSD، آمیگدالا یا مرکز پردازش ترس در مغز بیش‌فعال می‌شود؛ به‌طوری‌که فرد حتی با شنیدن یک صدای بلند یا استشمام بویی خاص ممکن است، واکنش شدید ترس نشان دهد. همچنین هیپوکامپ که نقش مهمی در حافظه دارد، در اثر استرس طولانی‌مدت ممکن است دچار کاهش حجم شود و این مسأله باعث اختلال در تفکیک خاطره از واقعیت حال می‌شود. علاوه بر این، فعالیت قشر پیش‌پیشانی که مسئول کنترل هیجانات و تصمیم‌گیری است، کاهش می‌یابد و توانایی فرد برای مدیریت واکنش‌های احساسی کمتر می‌شود.

وی افزود: این یافته‌ها نشان می‌دهد PTSD نه یک ضعف شخصیت و نه یک اختلال ساختگی، بلکه یک اختلال با پایه‌های زیستی و عصبی مشخص است.

راهکارهای پیشگیری از ابتلا به اختلال PTSD

متخصص سلامت روان دانشگاه، با تأکید بر اهمیت پیشگیری از این اختلال گفت: حمایت اجتماعی قوی پس از بازگشت از جنگ، امکان گفت‌وگو درباره تجربه‌های تلخ به جای سرکوب آن‌ها، آموزش‌های آمادگی روانی پیش از مواجهه با بحران و دسترسی آسان به خدمات سلامت روان، می‌تواند احتمال بروز PTSD را کاهش دهد. همچنین شناسایی زودهنگام علائمی مانند بی‌خوابی، اضطراب مداوم و گوش‌به‌زنگی شدید اهمیت زیادی دارد.

درمان‌پذیری اختلال

دکتر شم‌آبادی، با اشاره به امکان درمان این اختلال خاطرنشان کرد: خبر خوب این است که PTSD درمان‌پذیر است و بسیاری از افراد با دریافت خدمات تخصصی روان‌درمانی و در صورت لزوم درمان دارویی، می‌توانند به زندگی طبیعی بازگردند.

وی درباره زمان مراجعه به متخصص گفت: اگر فردی پس از تجربه یک حادثه شدید یا جنگ، بیش از یک ماه دچار کابوس‌های مکرر، یادآوری‌های آزاردهنده، اجتناب از موقعیت‌های یادآور حادثه، تحریک‌پذیری، بی‌خوابی، احساس گناه شدید یا اضطراب دائمی باشد، لازم است برای ارزیابی تخصصی به روان‌شناس یا روانپزشک مراجعه کند.

این متخصص سلامت روان تصریح کرد: مراجعه به متخصص نشانه ضعف نیست، بلکه گامی مهم برای بازگشت به تعادل روانی و کیفیت زندگی بهتر است و هرچه مداخله زودتر انجام شود، نتایج درمانی مطلوب‌تر خواهد بود.

 

 

 

54

متخصص سلامت روان بیمارستان قائم(عج)، از مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با اشاره به شیوع پدیده  ترومای ثانویه، در میان کادر درمان، بر ضرورت شناسایی به ‌موقع علائم و اجرای برنامه‌های پیشگیرانه تأکید کرد.

دکتر رضا شم‌آبادی، در گفتگو با وبدا، ترومای ثانویه را یکی از مهم‌ترین چالش‌های سلامت روان در مشاغل مراقبتی است، عنوان کرد و افزود: این پدیده زمانی رخ می‌دهد که فرد در اثر همدلی و مواجهه مکرر با رنج‌ها و آسیب‌های بیماران، خود دچار آسیب روانی می‌شود.

وی، با اشاره به علل اصلی بروز ترومای ثانویه اظهار داشت:تماشای مکرر مرگ، مشاهده درد و رنج شدید بیماران، همدلی بیش از اندازه  که ویژگی مثبت مراقبان است ، همچنین شیفت‌های طولانی و حجم بالای بیماران سخت از عوامل مهم شکل‌گیری این وضعیت به شمار می روند.

به گفته دکتر شم‌آبادی، علائم این اختلال در حوزه‌های گوناگون بروز می‌کند:  از جمله در بخش هیجانی شامل درماندگی، اضطراب مزمن، خشم و بی‌حسی عاطفی؛ در بخش شناختی همچون ناامن دانستن دنیا، تفکر مداوم درباره بیماران و کاهش تمرکز؛  در حوزه جسمانی نیز با نشانه‌هایی مانند کابوس، سردرد، خستگی مزمن و مشکلات گوارشی همراه است.

وی افزود:  از منظر حرفه‌ای نیز این پدیده می‌تواند، موجب کاهش کارایی، بی‌تفاوتی و افزایش خطاهای بالینی شود.

این متخصص سلامت روان خاطرنشان کرد: عوامل خطر تشدیدکننده ترومای ثانویه شامل سابقه آسیب‌های شخصی، کار در شیفت شب، انجام وظایف بدون نظارت، بار کاری سنگین و کمبود آموزش‌های تخصصی است.

دکتر شم‌آبادی، مداخلاتی را در سطح فردی برای پیشگیری و مدیریت ترومای ثانویه عنوان کرد و گفت: در سطح فردی، خودمراقبتی نقش اساسی دارد؛ از جمله ورزش منظم، خواب کافی، نوشتن روزانه احساسات، تمرین خودمهربانی و ایجاد مرز میان خانه و محیط کار، علاوه بر این باید توزیع عادلانه بیماران سخت، برگزاری آموزش‌های مربوط به ترومای ثانویه برای کارکنان، جلسات نظارت تخصصی و حمایت همکاران به‌عنوان بخشی از فرهنگ بیمارستانی جدی گرفته شود.

این متخصص سلامت روان دانشگاه، یاداور شد:  سلامت روان کادر درمان، نه تنها برای خود آنها بلکه برای کیفیت مراقبت از بیماران نیز حیاتی است و باید مانند سلامت جسم، به آن توجه ویژه شود.

 

 

55

مسئول واحد سلامت روان بیمارستان قائم (عج)، از مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد، گفت: خودمراقبتی تنها یک توصیه ساده برای سبک زندگی نیست، بلکه از دیدگاه علوم اعصاب فرآیندی است که می‌تواند ساختار و عملکرد مغز را تغییر دهد و به بهبود سلامت روان کمک کند.

دکتر رضا شم‌آبادی در گفتگو با وبدا، همزمان با هفته سلامت درباره اهمیت خودمراقبتی اظهار کرد: خودمراقبتی در واقع تمرینِ تغییرِ سیم‌کشی مغز است؛ فرآیندی که در علوم اعصاب با عنوان نوروپلاستیسیته (Neuroplasticity) شناخته می‌شود. زمانی که افراد تکنیک‌های مدیریت استرس را تمرین می‌کنند، ارتباطات عصبی در قشر پیش‌پیشانی مغز تقویت می‌شود؛ بخشی از مغز که مسئول تصمیم‌گیری منطقی و تنظیم هیجانات است.

وی، با اشاره به نقش آمیگدال در ایجاد اضطراب و استرس افزود:  در دنیای پرتنش امروز، مغز بسیاری از افراد در وضعیت دائمی  جنگ یا گریز  قرار دارد، که ناشی از فعالیت بیش از حد آمیگدال، مرکز پردازش ترس در مغز است. انجام اقداماتی مانند تمرینات تنفسی و مدیتیشن می‌تواند با فعال‌سازی عصب واگ و سیستم عصبی پاراسمپاتیک، فعالیت آمیگدال را مهار کند. این فرآیند موجب کاهش ترشح هورمون استرس یعنی کورتیزول شده و از آسیب به سلول‌های عصبی در هیپوکامپ، که مرکز حافظه و یادگیری مغز است، جلوگیری می‌کند.

مسئول واحد سلامت روان بیمارستان قائم(عج)، با بیان اینکه خودمراقبتی بر شیمی مغز نیز اثر می‌گذارد، تصریح کرد: رفتارهای خودمراقبتی باعث آزادسازی چهار ماده مهم در مغز می‌شوند که به چهارگانه شادی  معروف هستند؛ دوپامین که با تعیین اهداف کوچک و انجام مراقبت‌های روزانه ترشح می‌شود، اوکسی توسین که از طریق روابط اجتماعی سالم و شفقت به خود افزایش می‌یابد، سروتونین که با قرار گرفتن در معرض نور خورشید و فعالیت بدنی تقویت می‌شود و اندورفین که در اثر ورزش و حتی خنده در بدن آزاد می‌شود.

دکتر شم‌آبادی، در ادامه با ارائه توصیه‌هایی کاربردی برای ارتقای سلامت روان گفت:  از منظر علوم اعصاب، سه اقدام کلیدی می‌تواند نقش مهمی در خودمراقبتی داشته باشد. نخست خواب کافی است؛ زیرا در هنگام خواب عمیق، سیستم گلیمفاتیک مغز فعال شده و مواد زائد پروتئینی را از بافت مغز پاکسازی می‌کند. دوم تغذیه سالم است؛ چرا که محور  روده ـ مغز  نشان می‌دهد باکتری‌های مفید روده در تولید انتقال‌دهنده‌های عصبی مؤثرند و مصرف پروبیوتیک‌ها و کاهش قندهای مصنوعی می‌تواند بر خلق‌وخو اثر بگذارد. سوم نیز فعالیت بدنی منظم است که باعث ترشح پروتئینی به نام BDNF می‌شود؛ ماده‌ای که مانند کود برای مغز عمل کرده و به رشد سلول‌های عصبی جدید کمک می‌کند.

وی در پایان خاطرنشان کرد:  شعار امسال هفته سلامت فرصتی است تا به این نکته توجه کنیم که سلامت روان از سلامت جسم جدا نیست. هر بار که به خود فرصت استراحت می‌دهیم یا یک عادت سالم را جایگزین می‌کنیم، در واقع در حال بازطراحی مغز خود برای رسیدن به آرامش، تمرکز و کارآمدی بیشتر هستیم.

 

56

مسئول واحد سلامت روان بیمارستان دکتر شریعتی از مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد،  با اشاره به پیامدهای طولانی‌مدت روانی جنگ گفت: با پایان درگیری‌های نظامی، جنگ برای بسیاری از افراد در ذهن و روان آن‌ها ادامه پیدا می‌کند و اختلال افسردگی اساسی یکی از شایع‌ترین آسیب‌های پنهانی است، که می‌تواند سال‌ها پس از جنگ زندگی فردی و اجتماعی افراد را تحت تأثیر قرار دهد.

دکتر شیما شیخ در گفتگو با وبدا، ضمن اشاره به پیامدهای روانی جنگ اظهار کرد: با پایان جنگ، ممکن است شهرها بازسازی شوند و زندگی ظاهراً به حالت عادی بازگردد، اما برای بسیاری از افراد جنگ تازه در درون ذهن آغاز می‌شود. به گفته وی، پیامدهای روانی جنگ تنها به دوران درگیری محدود نمی‌شود و می‌تواند سال‌ها و حتی نسل‌ها ادامه پیدا کند.

وی، اختلال افسردگی اساسی را یکی از شایع‌ترین پیامدهای پنهان جنگ عنوان کرد و گفت: این اختلال می‌تواند در میان سربازان، غیرنظامیان، آوارگان و حتی نسل‌های بعدی مشاهده شود. به گفته وی، مطالعات روان‌پزشکی نشان می‌دهد، افسردگی اساسی زخمی است که دیده نمی‌شود، اما می‌تواند به‌تدریج کیفیت زندگی فرد را تحت تأثیر قرار دهد و آن را خاموش کند.

دکتر شیخ درباره ماهیت این اختلال اظهار داشت: افسردگی اساسی صرفاً به معنای غمگین بودن نیست، بلکه یک اختلال خلقی شدید و پایدار است که با مجموعه‌ای از علائم عاطفی، شناختی و جسمی همراه است. وی افزود: خلق افسرده پایدار، از دست رفتن علاقه و لذت نسبت به فعالیت‌هایی که پیش از این خوشایند بودند، کاهش انرژی و امید، اختلال در خواب و اشتها، دشواری در تمرکز و تصمیم‌گیری، احساس بی‌ارزشی یا گناه و در برخی موارد ورود افکار مرگ به ذهن از جمله علائم این اختلال محسوب می‌شود. به گفته وی، زمانی که این علائم برای هفته‌ها ادامه داشته باشد و عملکرد روزمره فرد را مختل کند، این وضعیت از یک ناراحتی ساده فراتر می‌رود و نیازمند مداخله تخصصی است.

 

این متخصص سلامت روان دانشگاه، درباره دلایل بروز افسردگی پس از جنگ نیز گفت: جنگ تنها به معنای بمباران و درگیری نظامی نیست، بلکه مجموعه‌ای از تجربه‌های دشوار و سنگین را برای افراد به همراه دارد که ذهن انسان برای تحمل طولانی‌مدت آن آمادگی کافی ندارد. از دست دادن عزیزان، مشاهده خشونت و ترس مداوم، از دست دادن خانه، شغل و احساس امنیت و ناچار بودن به شروع دوباره زندگی از صفر از جمله عواملی هستند که فشار روانی زیادی بر افراد وارد می‌کنند.

دکتر شیخ افزود: پس از پایان جنگ نیز مشکلاتی مانند فقر، بیکاری، مهاجرت و آینده‌ای نامطمئن می‌تواند فشار روانی طولانی‌مدتی ایجاد کند و زمینه بروز افسردگی را فراهم سازد.

وی، با اشاره به گروه‌های در معرض خطر گفت: اگرچه همه افراد ممکن است تحت تأثیر پیامدهای روانی جنگ قرار بگیرند، اما سربازانی که با خشونت مستقیم مواجه بوده‌اند، خانواده‌هایی که عزیزان خود را از دست داده‌اند، آوارگان و مهاجران و همچنین کودکان و نوجوانانی که دوران رشد خود را در شرایط جنگی سپری کرده‌اند، بیش از دیگران در معرض ابتلا به افسردگی قرار دارند.

به گفته این متخصص، تجربه جنگ در کودکان می‌تواند سال‌ها بعد در بزرگسالی به شکل افسردگی بروز پیدا کند و حتی بر رشد مغزی، عملکرد تحصیلی و روابط اجتماعی آن‌ها تأثیر بگذارد.

دکتر شیخ تأکید کرد: افسردگی پس از جنگ تنها یک مسأله فردی نیست، بلکه پیامدهای اجتماعی گسترده‌ای نیز دارد. کاهش انگیزه و بهره‌وری، افزایش فقر و بیکاری، گسترش اعتیاد و خشونت خانوادگی، افزایش آمار خودکشی، فشار بر سیستم‌های سلامت و تضعیف شبکه‌های حمایتی اجتماعی از جمله پیامدهای آن است.

پس از بحران؛ درمان افسردگی با حمایت، روان‌درمانی و امید اجتماعی

وی با اشاره به امکان درمان این اختلال گفت: افسردگی اساسی قابل درمان است و روش‌های مختلفی برای کمک به افراد وجود دارد. روان‌درمانی از جمله درمان شناختی رفتاری، درمان مبتنی بر تروما و درمان بین‌فردی از جمله رویکردهای مؤثر در درمان افسردگی هستند. در برخی موارد نیز درمان دارویی می‌تواند به بهبود علائم کمک کند.

 

به گفته دکتر شیخ، حمایت خانواده و جامعه، بازسازی شبکه‌های حمایتی و تقویت امید اجتماعی نیز نقش مهمی در روند بهبود افراد دارند. وی افزود: گاهی شنیده شدن و دریافت حمایت عاطفی می‌تواند اولین گام در مسیر درمان باشد.

وی، همچنین بر اهمیت پیشگیری و مداخلات زودهنگام تأکید کرد و گفت: حمایت روانی اولیه پس از بحران، غربالگری سلامت روان، آموزش مهارت‌های تاب‌آوری و توجه ویژه به خانواده‌ها و کودکان از جمله اقداماتی است که می‌تواند از بروز افسردگی جلوگیری کند.

دکتر شیخ تصریح کرد: سرمایه‌گذاری در حوزه سلامت روان، نه تنها به بهبود کیفیت زندگی افراد کمک می‌کند، بلکه می‌تواند از هزینه‌های بلندمدت اجتماعی و اقتصادی ناشی از اختلالات روانی نیز جلوگیری کند. به گفته وی، با پایان جنگ بازسازی شهرها آغاز می‌شود، اما بازسازی روان انسان‌ها زمان بیشتری نیاز دارد و توجه به سلامت روان یکی از مهم‌ترین گام‌ها برای دستیابی به صلح پایدار است.

 

57

مدیر مرکز مشاوره دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با اشاره به پیامدهای گسترده جنگ و بحران‌های مسلحانه بر سلامت روان، گفت: این بحران‌ها فقط آسیب جسمی به‌جا نمی‌گذارند، بلکه با ایجاد اضطراب، افسردگی، اختلال استرس پس از سانحه و مشکلات رفتاری، مسیر یادگیری و پیشرفت تحصیلی کودکان، نوجوانان و حتی بزرگسالان را به شدت تحت تأثیر قرار می‌دهند.

دکتر حمیده صمدی، در گفتگو با وبدا، درباره آثار روانی و تحصیلی ناشی از جنگ و بحران‌های مسلحانه اظهار کرد: جنگ و ناامنی، فراتر از صدمات جسمی، تأثیرات عمیق و ماندگاری بر سلامت روان افراد به‌ویژه کودکان و نوجوانان برجای می‌گذارد و همین مسأله می‌تواند روند آموزش و یادگیری آنان را به‌طور جدی مختل کند. وی افزود: سلامت روان و یادگیری ارتباطی تنگاتنگ با یکدیگر دارند و هرگونه آسیب روانشناختی می‌تواند مستقیماً بر تمرکز، انگیزه، حافظه، روابط اجتماعی و عملکرد تحصیلی اثر بگذارد.

وی، با بیان اینکه اختلالات روانشناختی تحصیلی به مشکلاتی گفته می‌شود که یادگیری و پیشرفت تحصیلی را تحت تأثیر قرار می‌دهند، تصریح کرد: این اختلالات معمولاً با نشانه‌هایی همچون اضطراب، افسردگی، اختلالات رفتاری و نقص توجه همراه هستند و در شرایط بحران جنگ، بروز و شدت آن‌ها افزایش می‌یابد.

جنگ با PTSD، اضطراب و افسردگی مسیر یادگیری کودکان را مختل می‌کند

دکتر صمدی در ادامه یکی از مهم‌ترین پیامدهای روانی جنگ، اختلال استرس پس از سانحه یا PTSD  بر شمرد و افزود: در این شرایط، کودکان و نوجوانان ممکن است بارها و بارها خاطرات ترسناک جنگ را در ذهن خود مرور کنند، دچار کابوس‌های شبانه شوند، وحشت ناگهانی را تجربه کنند و از موقعیت‌ها یا فضاهایی که یادآور جنگ است دوری کنند. این وضعیت موجب کاهش تمرکز، فراموشی مطالب درسی و ناتوانی در مشارکت فعال در کلاس می‌شود.

وی افزود: اضطراب و نگرانی‌های شدید نیز از دیگر پیامدهای شایع بحران جنگ است. احساس ناامنی، ترس از حمله، نگرانی درباره جان اعضای خانواده یا از دست دادن تکیه‌گاه‌های عاطفی، باعث می‌شود کودک یا نوجوان نتواند بر فرایند یادگیری تمرکز کند. نتیجه این وضعیت، افت نمرات، ناتوانی در حل مسائل درسی و حتی ترس از حضور در مدرسه خواهد بود.

مدیر مرکز مشاوره دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با اشاره به بروز افسردگی در شرایط بحران گفت: تجربه از دست دادن، جدایی از خانواده، آسیب به خانه، مدرسه یا محیط زندگی، می‌تواند احساس غم عمیق، بی‌انگیزگی و ناامیدی را در فرد ایجاد کند. این اختلال به‌طور مستقیم باعث کاهش انگیزه برای درس خواندن، افت شدید عملکرد تحصیلی و در برخی موارد ترک تحصیل می‌شود.

وی خاطرنشان کرد: جنگ می‌تواند زمینه‌ساز اختلالات رفتاری نیز باشد. برخی کودکان در چنین شرایطی پرخاشگر، تحریک‌پذیر یا گوشه‌گیر می‌شوند. این تغییرات رفتاری، روابط آنان را با معلمان و همکلاسی‌ها دچار اختلال می‌کند و ممکن است به بی‌نظمی در کلاس، کاهش تعاملات سازنده آموزشی و محروم شدن از فرصت‌های یادگیری منجر شود.

دکتر صمدی گفت: تجربه‌های آسیب‌زا و تروماتیک، همچنین می‌توانند موجب کاهش توجه و تمرکز شوند و همین موضوع مشکلات یادگیری را تشدید می‌کند. در این حالت، دانش‌آموز در حفظ اطلاعات، انجام تکالیف و پیگیری مستمر برنامه درسی با مشکل مواجه می‌شود و افت تحصیلی او به‌صورت مداوم ادامه می‌یابد.

وی با اشاره به مشکلات اجتماعی ناشی از جنگ افزود: بسیاری از کودکان و نوجوانان در شرایط بحران دچار احساس انزوا می‌شوند و نمی‌توانند با همسالان خود ارتباط مؤثر برقرار کنند. این مسئأه باعث کاهش مشارکت در فعالیت‌های گروهی، افت تعاملات اجتماعی و تضعیف مهارت‌هایی می‌شود که برای یادگیری و حضور موفق در محیط آموزشی ضروری هستند.

مدیر مرکز مشاوره دانشگاه، با تأکید بر عوامل تشدیدکننده این اختلالات اظهار کرد: مدت زمان مواجهه با جنگ و خشونت، از دست دادن اعضای خانواده یا دوستان، تخریب محیط مدرسه، کمبود منابع آموزشی و نبود حمایت روانشناختی و اجتماعی کافی، از جمله عواملی هستند که شدت مشکلات روانی و تحصیلی را افزایش می‌دهند.

حمایت روانی در مدارس و روان‌درمانی، کلید کاهش آسیب‌های تحصیلی جنگ

وی، درباره راهکارهای مداخله‌ای نیز گفت: برای کاهش آثار این بحران‌ها باید حمایت‌های روانی و اجتماعی در مدارس تقویت شود و حضور روانشناسان و مشاوران تحصیلی در محیط‌های آموزشی جدی گرفته شود. همچنین لازم است برنامه‌های آموزشی انعطاف‌پذیر طراحی شوند تا فشار تحصیلی بر دانش‌آموزان آسیب‌دیده کاهش یابد و فرصت آموزش جبرانی برای آنان فراهم شود.

 

دکتر صمدی در ادامه مطلب افزود: فعالیت‌های گروهی، هنری، فرهنگی و ورزشی می‌توانند نقش مهمی در کاهش اضطراب، ابراز احساسات و بازسازی روانی کودکان و نوجوانان داشته باشند. همچنین آموزش مهارت‌های مقابله‌ای، مدیریت استرس، حل مسأله و تقویت تاب‌آوری روانی از دیگر مداخلات مؤثر در این زمینه است. حمایت خانواده و جامعه نیز نقشی تعیین‌کننده در بازسازی حس امنیت و ثبات روانی کودک دارد.

وی، با بیان اینکه در درمان اختلالات روانشناختی تحصیلی ناشی از جنگ نباید به دنبال راه‌حل‌های سریع و یکسان برای همه افراد بود، تصریح کرد: مداخلات درمانی باید چندلایه، تدریجی و متناسب با شرایط فردی، خانوادگی و اجتماعی هر فرد طراحی شوند.

مدیر مرکز مشاوره دانشگاه، افزود: روان‌درمانی، مهم‌ترین محور درمان در این حوزه به شمار می‌رود. به گفته وی، درمان شناختی-رفتاری متمرکز بر تروما، یکی از مؤثرترین روش‌ها برای کودکان و نوجوانان آسیب‌دیده از جنگ است، زیرا به آنان کمک می‌کند افکار منفی و ترس‌های مرتبط با تجربه جنگ را شناسایی و اصلاح کنند، هیجانات خود را بهتر تنظیم کنند و در نتیجه تمرکز، مشارکت در کلاس و عملکرد تحصیلی‌شان بهبود یابد.

 

وی ادامه داد: بازی‌درمانی برای کودکانی که نمی‌توانند احساسات خود را به‌صورت کلامی بیان کنند، بسیار مفید است. کودک از طریق بازی، ترس‌ها و تجربه‌های خود را بازنمایی می‌کند و همین موضوع به کاهش رفتارهای مخرب و افزایش آمادگی او برای یادگیری کمک می‌کند. هنر‌درمانی نیز از طریق نقاشی، موسیقی و نوشتن، امکان تخلیه هیجانی، کاهش استرس و تقویت عملکرد شناختی را فراهم می‌سازد.

دکتر صمدی تأکید کرد: مداخلات مدرسه‌محور نیز اهمیت فراوانی دارند. ایجاد محیطی امن و قابل پیش‌بینی در مدرسه، کاهش تنبیه، افزایش حمایت عاطفی از سوی معلمان، ارائه آموزش‌های جبرانی و انعطاف‌پذیر و حضور فعال مشاور و روانشناس مدرسه، همگی می‌توانند به بازگشت تدریجی دانش‌آموز به مسیر یادگیری کمک کنند.

وی اضافه کرد: حمایت‌های روانی-اجتماعی مبتنی بر جامعه نیز باید به‌طور جدی دنبال شود. تشکیل گروه‌های حمایتی برای کودکان و خانواده‌ها، برگزاری فعالیت‌های جمعی و آموزش والدین درباره شیوه صحیح برخورد با کودک آسیب‌دیده، از جمله اقدامات مهمی است که می‌تواند احساس امنیت، تعلق و ثبات را در کودک تقویت کند.

مدیر مرکز مشاوره دانشگاه، درباره درمان دارویی گفت: در مواردی که اختلالاتی مانند افسردگی شدید یا اضطراب شدید وجود داشته باشد، ممکن است درمان دارویی زیر نظر روانپزشک ضرورت پیدا کند. با این حال، دارودرمانی به‌تنهایی کافی نیست و حتماً باید در کنار روان‌درمانی و مداخلات حمایتی به کار گرفته شود.

وی در پایان خاطرنشان کرد: درمان اختلالات روانشناختی تحصیلی ناشی از جنگ، نیازمند نگاهی جامع و ترکیبی است. روان‌درمانی تخصصی، حمایت مدرسه، مشارکت خانواده و در موارد خاص دارودرمانی، باید در کنار یکدیگر قرار گیرند تا بتوان از آسیب‌های بلندمدت روانی و تحصیلی پیشگیری کرد و زمینه بازگشت کودکان و نوجوانان به زندگی عادی و مسیر آموزش را فراهم ساخت.

 

 

58

درست بعد از انقلاب در سال های۱۳۵۹ یا 60 بود ، که ان زمان  بیماسرتان امام رضا(ع) و بیمارستان ها، دانشکده پزشکی اطلاق می‌شد، که بعدها یکی شد و دانشگاه پزشکی شد، که در زمان من مسئولیت اجرایی دانشکده پزشکی قائم(عج) را به عهده داشتم و در این موقعیت با توجه به اینکه ارتباطی با تهران و مراکز  علمی تهران داشتیم به این نتیجه رسیدیم که باید یک مرکز تحقیقاتی داشته باشیم.

وقتی که معاونت پژوهشی را بر عهده داشتم توانستم از معاونت پژوهشی وزارتخانه که از دوستان من بود و آدم خیلی روشن فکری بود استاد دکتر زارع بودجه هنگفتی بگیریم و بتوانیم مرکز تحقیقاتی را انجام دهیم که خوشبختانه یک ساختمانی را در دانشگاه فردوسی داشت و موفق شدیم انجا را به عنوان مرکز تحقیقات بوعلی نامگذاری کنیم و خود دکتر زارع این مرکز را افتتاح کرد .

 این مرکز شامل تحقیقات ایمنولوژی، تحقیقات سلولی و مولکولی همچنین تحقیقات داروسازی و سایر تحقیقاتی که گروه‌ها علاقمند بودند در انجا می‌توانستند بخش داشته باشند؛ ولی فعال‌ترین بخش مربوط به بخش آلرژی و ایمنولوژی بالینی بود که به همت اساتید خوبی مثل آقای دکتر محمودی، دکتر توکل افشاری، دکتر وارسته و مرحوم دکتر برادران انجام شد و روز به روز این بخش توسعه پیدا کرد و خوشبختانه موفق شدیم، یک کتاب  ایمنولوژی را با همکاری اساتید مرکز بوعلی و همچنین اساتید سراسر ایران به چاپ برسانیم، که حدود ۱۰۰۰ صفحه است و جزء کتاب‌های درسی به نام ایمنولوژی سلولی و پایه؛ ولی اسم کلی کتاب مبانی ایمنولوژی است، که این کتاب در به نشر چاپ شد و هنوزم با گذشت سال ها این کتاب بهترین کتاب‌ها و مأخذ علمی خوبی برای دانشجویان رزیدنت‌ها و علاقمندان به این رشته است.

فرهنگستان علوم پزشکی فکر می‌کنم که بعد از انقلاب تاسیس شده، در سال 1300 مرحوم فروغی که نخست وزیر بعد از جنگ جهانی دوم بود، یکی از روشنفکرها و نویسنده‌ها بود که سیر حکمت در اروپا را به صورت چند جلد کتاب از نوشته‌های مرحوم استاد فروغی است، فروغی پیشنهاد کرد به رضا شاه، که بهتراست که ما یک مرکز علمی داشته باشیم که در ان زمان اسم آن را فرهنگستان گذاشتند که یک فرهنگستان بیشتر نبود ولی بعد از انقلاب،  این فرهنگستان‌ها به چهار تا فرهنگستان علوم پزشکی فرهنگستان علوم و فرهنگستان ادبیات و فرهنگستان مربوط به رشته آمار و ریاضیات است و این فرهنگستان را  در بعد از انقلاب در مرکز ی نزدیک‌ کتابخانه ملی زمین‌هایی بود ساختند و یکی از ساختمان‌های خیلی زیبا متعلق به فرهنگستان علوم پزشکی است که افراد می توانند از نظر اساسنامه، اعضای پیوسته دارد و اعضای وابسته که اعضای پیوسته کسانی هستند که دارای تالیفات و از نظر علمی توانایی خیلی خوبی دارند  این افراد در دو سه مرحله انتخاب می شوند و به عنوان عضو پیوسته فرهنگستان یا عضو دائم فرهنگستان که تعدادشان به 30 نفر ولی الان کمی  بیشتر کردند حدود 40 نفر هستند، که از 40 تا بیشتر نباید باشند و اگر یکی از افراد انصراف داد یا در قید حیات نبود جایگزین آن  ز افرادی که در لیست هستند و غیر وابسته هستند در دو سه جلسه که در جلسات عمومی فرهنگستان مطرح می‌شوند و اگر به تصویب برسد عضو دائمی فرهنگستان می شوند.

عضو دائم فرهنگستان از نظر علمی خیلی اهمیت دارد که همه افراد نمی‌توانند عضو شوند مگر افرادی باشند که از نظر علمی شایستگی داشته باشند، تألیفاتی داشته باشند یا کتاب هایی در انتشارات ایران و خارج داشته باشند و این افراد می توانند به صورت مادام العمر در  فرهنگستان علوم پزشکی در جلسات شرکت کنند.

 فرهنگستان کارش این است که کلیات امور پزشکی را تبیین کند،  بعد از آن به وزارتخانه ابلاغ می شود  وزارتخانه موظف است مصوبات فرهنگستان اجرا کند. عضو وابسته افرادی هستند که که در جلسات شرکت می کنند و حق رأی در مصوبات را ندارند و تنها اعضای پیوسته می توانند رای دهند.

 من خودم تنها کسی از خراسان هستم که عضو پیوسته می باشم، متاسفانه فقط من تنها هستم و امیدوارم که یک روزی باشد، که اعضای پیوسته در خراسان و مشهد بیشتر شوند، چون با توجه به اینکه دانشگاه علمی زیادی در دانشگاه‌های پزشکی ما داریم، افراد علمی زیادی در دانشگاه پزشکی هستند، امیدواریم که در آینده سهم مشهد در افراد پیوسته بیشتر باشد فعلاً عضو پیوسته من یک نفر هستم ولی عضو ناپیوسته یا وابسته در مشهد تعدادشان زیاد است، ولی انها در مجامع عمومی نمی‌توانند شرکت کنند فقط عضو پیوسته می‌تواند شرکت کند.

 در دورانی که من معاونت پژوهشی را بر عهده داشتم داشتم یک درختی بود در دانشکده در ساختمان قریشی و من دنبال جینگو بودم . جینگو  چون در امریکا یک مطالعاتی داشتم که نوشته بود افراد ی که اسم دارند زیر درخت جنگو  استراحت می‌کنند و استنشاق هوا و تنفس در زیر این درخت، باعث بهبود آسم انها می شود این باعث شد که من آمدم مشهد دنبال می‌گشتم که ببینم درخت جینگو دار یا نه!!! یک ساختمان خیلی زیبایی در خیابان دانشگاه بود و گفتند احتمالاً درخت جینگو در داخل این ساختمان وجود دارد، بعد تحقیق کردم دیدم این ساختمان متعلق به قریشی است . پسر مرحوم قریشی، مریض من بود چون مشکل آلرژی داشت از این جهت من با مرحوم قریشی که مرد ثروتمندی بود هم مرد بسیار با فرهنگی بود، آشنا شدم و از ایشان خواستم که اگر امکان دارد ساختمان به این زیبایی را اهدا کند به دانشکده پزشکی مشهد.

ایشان هم با بزرگواری قبول کرد و چون این درخت جینگو انجا داشت من از ایشان اجازه گرفتم که یک مقداری از برگ‌های درخت جینگو را برداریم و بتوانیم عصاره‌ آن را بگیریم. او گفت پس من این ساختمان را به شرطی اهدا می کنم که از این درخت نگهداری کنید و جایش را هم تغییر ندهید .

بعد از اینکه ساختمان با عزت نفس ، بددون اینکه هزینه بگیرد، هزینه انتقال سند را خودش به عهده گرفت و به دانشگاه علوم پزشکی اهدا کرد به شرطی که این درخت جینگو  را جابجا نکنیم. بعد از اینکه این ساختمان را دانشگاه مشهد صاحب شد، یک قسمتی را ساختمان جدیدی ایجاد کرد که همان معاونت پژوهشی فعلی است و به خاطر این درخت ما این ساختمان پژوهشی را عقب‌تر انجام دادیم که به ای درخت آسیبی نرسد، تا انجا که من هر وقت عبور می کنم می بینم سرحال و شاداب است که دورش هم یک حصاری کشیده شده که بیشتر از ان مواظبت شود.  این درخت خیلی شاداب است و یک درخت جینگو کوچک‌تری هم در خونه خود مرحوم قریشی است که من رفتم دیدم ولی در جای دیگری من ندیدم.

 در صورتی که من در یک مسافرتی که به کره جنوبی داشتم،  بیشتر درخت‌های جینگو را در خیابان‌های کره جنوبی من دیدم که زیاد است و استفاده می‌کنم هم درخت زیبایی است هم آفت نمی‌گیرهد و جالب است که هیچ نوع آفتی این درخت به خودش نمی‌گیرد

 این درخت هنوز شادابی خودش را در ساختمان مرحوم قریشی حفظ کرده که اکنون ساختمان سازمان مرکزی دانشگاه علوم پزشکی است و خوشحالیم که دوستان و همکارانی که انجا کار می‌کنند مواظب این درخت هستند.

 

 

59

یکی از کارهای ارزشمندی که دانشگاه علوم پزشکی به خصوص معاونت پژوهشی انجام داد طرح شناسایی ویروسHTLV1 بود. این ویروس از این جهت  اهمیت دارد که سه نوع دارد، HTLV3,HTLV2, HTLV1 . HTLV1 که همین بیماری است که فلج ایجاد می‌کند که به نام اسپاستیک معروف است. HTLV2 که  HIV را ایجاد می کند و HTLV3 که  سرطان خون ایجاد می کند.

 سپس من با مرحوم استاد دکتر اعتمادی که از شخصیت‌های برجسته اعصاب دانشگاه بود متوجه شدیم که برخی از بیماران شبیه بیمار MS هستند ولی MSنیست مالتیپل اسکلروزیسنیست، ولی شبیه ان است. این بود که من در یکی از مسافرت‌هایی که در نیویورک داشتم با یک استادی آشنا شدم که اصالتاً ایرانی بود ولی استاد تمام وقت دانشگاه کرنل بود.

 و من یه دوره‌ای را نزد ایشان رفتم و  چون دکتر در علوم اعصاب تحقیقاتی داشت گفتم که در مشهد و خراسان بیماری‌های شبیه MSاست و او هم فوری گفت احتمالاً ممکن اسن یک ویروسی که اخیراً کشف شده که یک نوع یک فلج، نوع دو ویروس ایدز ایجاد می کند و نوع سوم که احتمالاً سرطان خون ایجاد می کند.

گفتند اگر علاقمند هستید،  یک طرح تحقیقاتی مشترکی را طراحی کردیم و من برگشتم ایران و از کسانی که در متولد مشهد بودند و مشهدی اصیل بودند، نمونه انتخاب کردیم حدود 400 نمونه از خون افراد مشهدی خالص طبق خوشه بندی که مرحوم استاد دکتر روحانی که استاد آمار بود، به ما ارائه داد که این‌طوری بریم نمونه بگیریم که از نظر آماری دقیق باشد؛ من توانستم 400 نمونه را بگیرم. نمونه ها را باید به  امریکا  می بردیم، گفتند اتحادیه گاوداران یک ظرف‌هایی دارند که نیتروژن مایع داخل ان است، شما می‌توانید از اتحادیه گاوداری این ظرف را بگیرید که من به زحمت توانستم اتحادیه گاوداری را وادار کنم که این را به ما امانت دهند، داخلش نیتروژن مایع بود و من این 400 نمونه چون خراب می‌شد اگرداخل نیتروژن مایع نبود، دبه حاوی نیتروژن مایع داخل   را به دست گرفتم و چون خود من جزء پزشکان مشاور هواپیمایی بودم بردم این دبه را داخل هواپیما و مشکلی نداشت و   من یک نامه‌ای داشتم که این نامه نشان می‌داد که این نمونه‌ها برای کارهای تحقیقاتی است.

 ما وقتی که وارد آمریکا شدیم این دبه دست من بود و پلیس متوجه شد گفت: از ا ینجا که باید رد بشویم جایی بود که گمرک اثاثیه افراد است گفتند این چیست؟ گفتم نمونه‌های پزشکی است که انها نگران شدند هنوز مسائل تروریستی مطرح نبود و در امریکا 11 سپتامبر به وجود نیامده بود بنابراین، من نامه داشتم گفتم ، سپس رئیس و پلیس فرودگاه آمد و من توضیح دادم نامه را نشان دادم و بعد انها با دانشگاه کرنل با پروفسور بیژن صفایی تماس گرفتند، او تایید کرد که این نمونه‌ها برای تحقیقات من است و توانستم انها را بیاورم و به دست آقای پروفسور بیژن صفایی برسانم و چون کیت‌ها هم فقط در اختیار آقای پروفسور بیژن صفایی بود این نمونه‌ها را بررسی کردیم تعداد زیادی از این نمونه ها مثبت شد.

 و این بود که فهمیدیم که یک منطقه آلوده‌ای در دنیا منطقه ای در مشهد و نیشابور است، بعد از تحقیقاتی که انجام دادم من متوجه شدم که نیشابور این ویروس را دارد، چون برده‌هایی هستند که در آفریقا بودند حالا ما از آفریقا خیلی دور هستیم چه طور است که این ویروس  به مشهد و نیشابور آمده، خیلی زیاد بیماران نیشابوری داشتیم که فلج می شدندو HTLV1 آنها مثبت می شد. . یک بررسی انجام دادیم دیدیم که ناصر خسرو در یکی از کتاب هایش نوشته که برده‌هایی که وارد بازار برده فروشی نیشابور می‌شدند و چون نیشابور خیلی شهر بزرگی در ان زمان بوده   مرکز علمی ایران، نیشابور بوده بعد متوجه شدم این برده‌ها را که به نیشابور آوردند ،یک مقدارش را نگه می‌داشتند و یک مقدارش را پس می‌فرستادند خریدار نداشته برمی‌گشتند، این بوده که در نیشابور از طریق این برده ها زیاد شده و بعد از آن در مشهد که بررسی آماری کردیم دیدیم که، حدود 4/4 درصد افراد نرمال؛ دقیقاً با کمک مرحوم استاد، روحانی این طرح انجام شد و به وزارتخانه اعلام شد و به همین جهت مقداری از نظر علمی ما توانستیم پژوهشکده بوعلی و مهمترین قسمت پژوهشکده مرکز تحقیقات HTLV1 استکه هنوز هم خوشبختانه ادامه دارد.

  این طرح چون اهمیت داشت در جشنواره خوارزمی که یکی از مهمترین جشنواره‌های علمی ایران است، این طرح HTLV1 برنده جشنواره خوارزمی شد.

 در روز استاد که 12 اردیبهشت است، مراسمی در تهران در تالار فردوسی یا در تالار مهم آن برگزار شد و رئیس جمهور وقت جایزه ای به من اهدا کرد .

 از من خواستند در این جشنواره شرکت کنم و یک لوح تقدیر و سکه از دست مرحوم هاشمی رفسنجانی گرفتیم، ولی یک طرح دیگری هم داشتیم که ان هم برنده جایزه شد در آن زمان آقای احمدی نژاد رئیس جمهور بود و من خیلی تمایل به شرکت نداشتم، چون مسائل سیاسی وجود داشت ولی جشنواره در مشهد برگزار شد، ایشان به مشهد آمد.

بنابراین ناخودآگاه  مجبور شدم شرکت کنم و این طرح جزء طرح‌های تحقیقاتی بود که برنده شده بود، یک لوح آقای احمدی نژاد داد، بعد که آمدم خانه لوح را باز کردم دیدم 5 تا سکه چسبیدن به این لوح، چون خانم ها به جواهرات علاقه مند هستند، به همسرم دادم که خوشحال شد و یک سکه را برداشت دید که یکی نیست 10 تا سکه است، که 50 تا سکه آقای احمدی نژاد داد و به خاطر مسائل سیاسی که رئیس جمهوری آقای احمدی نژاد زیر سوال بود، که چگونه رئیس جمهور شده، اقای خاتمی چگونه رئیس جمهور شده و...

 من از دست آقای خاتمی به خاطر کتاب سال جایزه گرفتم، کتاب ایمنولوژی سلولی و مولکولی، ترجمه‌اش کتاب سال شد و دکتر معین هم که با من خیلی دوست بود مجبور شدیم از دست آقای خاتمی یک جایزه گرفتیم، که آقای خاتمی شخصیت فرهنگی هنوز هم است و جزء شخص‌های خوب ایران هم است.

 ولی زمان آقای احمدی نژاد با توجه به مسائل سیاسی که پیش آمد، خیلی سیاسی نمی‌خواستم وارد شوم و تمایل نداشتم در جشنواره شرکت کنم آقای احمدی‌نژاد   رئیس جمهور خیلی انقلابی بوده همه کارهایش انقلابی بود.

 

 

60

من دکتر حمیده صمدی هستم، دارای دکترای تخصصی روان‌شناسی و حدود ۱۸ سال است که در دانشگاه علوم پزشکی مشهد مشغول به خدمت هستم. متولد سال ۱۳۶۳ و ساکن شهر مشهد هستم.

از همان سال‌های ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان علاقه زیادی به فعالیت‌های اجتماعی و مشارکت در برنامه‌های جمعی داشتم. در دوران دبیرستان عضو گروه سرود مدرسه بودم و همزمان در تیم ورزشی دبیرستان نیز فعالیت می‌کردم. در مسابقاتی که برگزار می‌شد، همراه تیم ورزشی به رقابت‌ها اعزام می‌شدیم. علاوه بر این، در مسابقات قرآنی در سطح استانی و کشوری نیز شرکت داشتم و معمولاً در رشته‌های ترتیل و قرائت قرآن جزو رتبه‌های برتر قرار می‌گرفتم. پس از آن، با توجه به علاقه‌ای که به این حوزه داشتم، رشته تجربی را برای ادامه تحصیل انتخاب کردم. به طور کلی، شناخت انسان همیشه از موضوعاتی بوده که برای من پرسش‌ها و انگیزه‌های زیادی ایجاد می‌کرد؛ اینکه چرا انسان‌ها به شکل‌های مختلف فکر می‌کنند، رفتار می‌کنند و واکنش نشان می‌دهند. این علاقه هم در زمینه‌های شناختی، هم رفتاری و هم فیزیولوژیک برای من وجود داشت و بسیار دوست داشتم در این حوزه به شکل علمی مطالعه و یادگیری داشته باشم.

در کنار این موضوع، علاقه‌مندی من به روابط اجتماعی نیز باعث می‌شد به فرآیندهایی فکر کنم که موجب شکل‌گیری تعامل میان افراد می‌شود و اینکه چه عواملی سبب می‌شود انسان‌ها بتوانند ارتباطات مؤثر و معناداری با یکدیگر برقرار کنند. در آن دوران، بین انتخاب رشته علوم انسانی و علوم تجربی تا حدی مردد بودم، اما در نهایت رشته علوم تجربی را انتخاب کردم؛ باز هم به دلیل همان علاقه‌ای که به خدمت‌رسانی به جامعه و کمک به افراد در خودم احساس می‌کردم. پس از شرکت در کنکور، در سال ۱۳۸۲ در رشته روان‌شناسی دانشگاه فردوسی مشهد پذیرفته شدم و تا سال ۱۳۸۶ تحصیل در این رشته را در همان دانشگاه ادامه دادم. برای من جالب بود که با وجود چهار سال تحصیل در رشته علوم تجربی در دوران دبیرستان، زمانی که وارد رشته روان‌شناسی شدم، احساس کردم بسیاری از نیازها و پرسش‌هایی که در ذهن داشتم در این رشته پاسخ داده می‌شود. موضوعاتی مانند شناخت انسان، تعاملات اجتماعی و روابط انسانی دقیقاً در همین حوزه قرار داشتند و همین موضوع باعث شد ارتباط عمیق‌تری با رشته خود برقرار کنم و علاقه‌ام به حوزه علوم انسانی بیشتر شود.

در همین دوران تحصیل در مقطع کارشناسی ازدواج کردم. در سال ۱۳۸۷، تقریباً یک سال پس از فارغ‌التحصیلی، زندگی مشترکم را آغاز کردم. پس از آن و در سال ۱۳۹۰، هم‌زمان با تولد فرزند اولم، تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد رشته روان‌شناسی را ادامه دادم. با تولد فرزند دومم در سال ۱۳۹۵ نیز در مقطع دکترای روان‌شناسی مشغول به تحصیل بودم. در واقع به نوعی با تولد هر یک از فرزندانم، یکی از مقاطع تحصیلی زندگی من نیز در حال طی شدن بود. در این مسیر، حمایت خانواده و به‌ویژه همسرم نقش بسیار مهمی داشت. با وجود اینکه فاصله سنی دو پسرم نسبتاً کم بود، در دوران دکتری فرزندی حدود سه تا چهار ساله و فرزندی حدود یک‌ونیم ساله داشتم و هم‌زمان نیز مشغول به کار بودم. با این حال، علاقه عمیق به این حوزه و نیت کمک به دیگران باعث شد این سختی‌ها برایم قابل تحمل شود. هدف من همیشه این بوده است که بتوانم در کنار افراد، به عنوان یک همراه و همیار حضور داشته باشم؛ به آن‌ها در حل چالش‌ها کمک کنم و زمینه رشد و بهبودشان را فراهم کنم. شاید همین انگیزه باعث شد بسیاری از دشواری‌های این مسیر چندان به چشم نیاید.

در ادامه مسیر حرفه‌ای خود، از سال ۱۳۹۶ وارد حوزه معاونت فرهنگی و دانشجویی شدم و فعالیت‌هایم را در این بخش آغاز کردم.

در واقع زمانی که وارد این حوزه شدم، هنوز در دوره دکترا مشغول به تحصیل بودم و در سال ۱۴۰۰ از مقطع دکترا فارغ‌التحصیل شدم. از سال ۱۴۰۲ نیز به عنوان رئیس مرکز مشاوره فعالیت می‌کنم. رشته تحصیلی من در مقطع کارشناسی روان‌شناسی بالینی بود. در مقطع کارشناسی ارشد در رشته روان‌شناسی عمومی ادامه تحصیل دادم و مقطع دکترا نیز با عنوان روان‌شناسی (بدون گرایش) ثبت شد. به طور کلی رویکرد کاری من بیشتر در حوزه بالینی است. شاید بد نباشد اشاره کنم که در مقطع کارشناسی ارشد از طریق سهمیه استعدادهای درخشان وارد مقطع دکترا شدم. همچنین در دوره تحصیل، با وجود اینکه همزمان مشغول به کار بودم، علاقه‌مندی‌هایی که از دوران دبیرستان به حوزه‌های قرآنی و ورزشی داشتم همچنان ادامه پیدا کرد.

 

 

61

در جشنواره فرهنگی سیمرغ وزارت بهداشت، مقاله‌ای ارائه دادم که به عنوان اثر منتخب کشوری شناخته شد و رتبه اول پژوهشی را در آن حوزه در میان دانشگاه‌های علوم پزشکی کشور کسب کرد. علاوه بر این، در رشته ترتیل قرآن نیز موفق به کسب مقام‌های استانی و کشوری شدم. در حوزه فعالیت‌های ورزشی نیز در جشنواره ورزشی دهه مبارک فجر در رشته شنا توانستم مقام دوم را کسب کنم. به طور کلی علاقه‌مندی به حوزه‌های مختلف باعث شد در کنار تحصیل و کار، فعالیت‌های فرهنگی و ورزشی را نیز ادامه بدهم و همین موضوع تا حد زیادی به ایجاد تعادل در زندگی من کمک کرده است.

در حال حاضر حوزه اصلی فعالیت حرفه‌ای من، حوزه بالینی و مشاوره‌های فردی است. البته در زمینه مشاوره خانواده و زوج‌درمانی نیز خدمات ارائه می‌دهم. رویکرد درمانی من عمدتاً رویکرد مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) است. تقریباً از سال ۱۳۹۵ به عنوان عضو حق‌التدریس دانشگاه با دانشکده بهداشت و همچنین دانشکده پرستاری و مامایی همکاری داشته‌ام. به واسطه دروسی که در این دانشکده‌ها تدریس می‌شد، با اساتیدی آشنا شدم و در ادامه، همکاری‌های پژوهشی با آن‌ها شکل گرفت و طرح‌های پژوهشی مصوب دانشگاه را به صورت مشترک آغاز کردیم. در حال حاضر حدوداً بیش از ۱۰ طرح پژوهشی با همکاری اساتید گروه‌های مختلف در دست اجرا داریم که بخشی از آن‌ها نیز به پایان رسیده است. همچنین تاکنون بیش از ۲۰ مقاله علمی ـ پژوهشی در مجلات معتبر داخلی و خارجی منتشر شده است.

این همکاری‌ها با اساتید سبب شد که در حوزه فعالیت حرفه‌ای خودم نیز پیشرفت‌های بیشتری داشته باشم. به ویژه اینکه بسیاری از این فعالیت‌ها ماهیتی بین‌بخشی داشتند؛ یعنی هم به حوزه روان‌شناسی مرتبط بودند و هم به حوزه‌های تخصصی اساتید دیگر. این تعاملات و همکاری‌ها کمک کرد تا در مسیر آموزش و ارتقای علمی خودم نیز رشد و پیشرفت بیشتری را تجربه کنم.

به واسطه همین تعاملات و همکاری‌ها با اساتید، ارتباطاتی با سایر ارگان‌ها و سازمان‌ها نیز شکل گرفت و در ادامه با دانشگاه‌های دیگر هم آشنایی و همکاری‌هایی ایجاد شد. این موضوع بیشتر در قالب پژوهش‌های میدانی و همچنین شرکت در همایش‌هایی که برگزار می‌شد اتفاق افتاد. در نهایت همین ارتباطات و فعالیت‌ها باعث شد که در سال گذشته به عنوان عضو صاحب‌نظر در اداره امور ورزش و جوانان منصوب شوم. در این مجموعه حدوداً نزدیک به ۱۰ حوزه تخصصی تعریف شده است و من به عنوان عضو صاحب‌نظر در برخی از این حوزه‌های تخصصی حضور دارم و در فعالیت‌های فرهنگی و پژوهشی مرتبط با آن‌ها مشارکت و همکاری می‌کنم.

سال گذشته طرحی را در جشنواره مدیریت دانش کلان منطقه ۹ ارائه کردیم که با عنوان سفیر سلامت روان دستیاری مطرح شد. این طرح در آن جشنواره برگزیده شد و به عنوان یکی از تجربه‌های برتر انتخاب گردید، زیرا توانسته بود در ارتقای سلامت روان دستیاران اثربخشی قابل توجهی ایجاد کند.

همچنین با دانشگاه‌های دیگر نیز به عنوان استاد مدعو همکاری داشته‌ام. در همین راستا، در سال گذشته در یک دانشگاه غیرانتفاعی به عنوان مدرس برتر یا استاد برتر در گروه روان‌شناسی انتخاب شدم. این موضوع نیز زمینه‌ای را فراهم کرد تا دوباره وارد فرآیندهای پژوهشی و همکاری‌های علمی شوم و تعاملات علمی در قالب همایش‌های بین‌رشته‌ای و بین‌دانشگاهی گسترش پیدا کند. در سطح دانشگاه نیز در برخی شوراها و کارگروه‌ها عضویت دارم؛ از جمله عضو شورای امور بانوان دانشگاه و همچنین عضو شورای مداخله در بحران در بلایای دانشگاه هستم. علاوه بر این، در بخش کاربرد سلامت روان در بحران نیز فعالیت داشته‌ام.

در جریان حوادث اخیر و در قالب برنامه‌هایی مانند دوره‌های آموزشی و همچنین در شرایط بحران، از جمله در جنگ تحمیلی سوم، توانستیم خدماتی را در حوزه سلامت روان برای کادر بهداشت و درمان ارائه دهیم.

 

 

62

در مجموع، مجموعه این فعالیت‌ها چه در حوزه‌های پژوهشی و چه در قالب عضویت در کارگروه‌ها و شوراهای مختلف در نهایت باعث رشد و ارتقای حرفه‌ای من شده است. به نظر من هیچ‌گاه فرد به نقطه‌ای نمی‌رسد که احساس کند دیگر نیازی به یادگیری ندارد؛ بلکه در هر مرحله‌ای همچنان احساس می‌کند که نیاز به آموزش و فراگیری دانش‌های جدید دارد. تمام این مسیر برای من همواره زمینه‌ای برای رشد بوده است و در اینجا جا دارد از همه افرادی که این مسیر را برای من هموار و روشن کردند تشکر کنم؛ به‌ویژه از جناب آقای دکتر تقی‌پور. در زمانی که جناب آقای دکتر تقی‌پور معاونت را بر عهده داشتند، بنده به عنوان رئیس اداره مشاوره منصوب شدم. پس از آن نیز جناب آقای دکتر اسماعیل‌زاده به بنده اعتماد کردند و در این سمت ابقا شدم. در این مسیر حمایت‌های بسیار خوبی از سوی ایشان صورت گرفت.

در کنار این حمایت‌ها، مهم‌تر از همه پشتیبانی‌هایی بود که خانواده و همسرم در این مسیر از من داشتند. شاید بد نباشد در اینجا اشاره کنم که پدر من نیز به دلیل اینکه خودشان مبلغ بودند و علاقه بسیار زیادی به علم‌آموزی داشتند، در این زمینه تأثیر زیادی بر ما گذاشتند. می‌توان گفت این علاقه به کسب علم، پژوهش و دانش‌افزایی تا حدی ریشه ژنتیکی هم دارد، چرا که ایشان نیز در این حوزه فعالیت‌های ارزشمندی انجام داده بودند و این روحیه را در ما پرورش دادند. مادرم خانه‌دار بودند و پدرم از مبلغین دینی و روحانی بودند. ایشان در راهپیمایی سال ۱۳۶۵ ترور شدند و به فیض شهادت نائل آمدند. مدرک تحصیلی ایشان نیز با توجه به تحصیلات حوزوی در سطح دکترا محسوب می‌شد.

البته من زمانی که پدرم به شهادت رسیدند بسیار کوچک بودم؛ حدود دو ساله بودم. اما مادرم از خاطرات ایشان برای ما تعریف می‌کردند و می‌گفتند که پدرم همیشه مشغول مطالعه بودند. دلیل این موضوع هم همان علاقه و دغدغه‌ای بود که برای آگاهی‌بخشی و روشنگری در جامعه داشتند. پدرم در حوزه علم خودشان فردی روشنفکر و اهل مطالعه بودند. بعد از اینکه بزرگ‌تر شدم، وقتی کتابخانه‌ای را که از پدرم به یادگار مانده بود نگاه می‌کردم و کتاب‌های بسیار قطور و دست‌نوشته‌های ایشان را می‌دیدم که هنوز هم به یادگار باقی مانده است، به این نتیجه رسیدم که این علاقه‌مندی به علم، پژوهش و رشد و تعالی که در میان اعضای خانواده ما وجود دارد، قطعاً می‌تواند برگرفته از همان آموزه‌ها و روحیه‌ای باشد که از پدر به ما منتقل شده است.

مادرم نیز همیشه در این مسیر مشوق ما بودند. البته اکنون ایشان هم به رحمت خدا رفته‌اند. اما در تمام سال‌هایی که در کنار ما بودند، همواره ما را تشویق می‌کردند. هر جا که احساس می‌کردند ما به حوزه‌ای علاقه داریم و می‌خواهیم در آن زمینه آموزش ببینیم، تمام تلاش خودشان را می‌کردند تا شرایطی فراهم شود که بتوانیم در آن مسیر پیشرفت کنیم. من در یک خانواده هشت نفره به دنیا آمدم و سه برادر و پنج خواهر دارم. یکی از خواهران من در آموزش و پرورش مشغول به خدمت است و برادر بزرگ‌ترم نیز از سازمان تأمین اجتماعی بازنشسته شده‌اند.

همان‌طور که عرض کردم، این سیر طولی رشد در میان اعضای خانواده ما وجود داشت. من نیز الگوهای خودم را در خواهران و برادران بزرگ‌ترم می‌دیدم. مشاهده می‌کردم که هر کدام از آن‌ها به نوعی در حوزه کاری، فردی و خانوادگی خود تلاش می‌کنند و برای نفر بعدی نیز کمک‌کننده هستند. در واقع این یک الگو بود که در خانواده ما تکرار می‌شد و باعث می‌شد مسیر پیشرفت برای بقیه هموارتر شود و ما هم بتوانیم آن مسیر را ادامه دهیم. چرا که همان‌طور که عرض کردم، زمانی که پدرم به شهادت رسیدند، اکثر بچه‌ها هنوز خیلی کوچک بودند و فاصله سنی آن‌ها هم کم بود. در این میان، برادر بزرگ‌ترم واقعاً نقش پدر را برای ما ایفا کردند و در این مسیر کمک‌های بسیار زیادی به ما داشتند.

فعالیت های مرکز مبتنی بر سبک زندگی

فعالیت‌های این مرکز بیشتر بر حوزه دانشجویی و دستیاری متمرکز است. در این مرکز مشاوره‌های حضوری و غیرحضوری به جامعه هدف دانشجویان ارائه می‌شود. این خدمات در قالب‌های مختلفی از جمله مشاوره‌های فردی، مشاوره خانواده، مشاوره پیش از ازدواج و پس از ازدواج، و همچنین مشاوره‌های تحصیلی ارائه می‌گردد.  همچنین اگر خدای نکرده برای دانشجویی بحرانی یا مشکلی از جمله مسائل مربوط به خودآسیب‌رسانی ایجاد شود، مداخلات تخصصی لازم در این حوزه نیز از طریق مرکز انجام می‌شود .در مرکز، یک بخش مربوط به حوزه درمان است که در آن مشاوره‌های گروهی در قالب گروه‌درمانی ارائه می‌شود و فعالیت‌های درمانی در این چارچوب انجام می‌گیرد.

 

63

بخش دیگر مربوط به حوزه آموزش است. در این بخش کارگاه‌های مختلفی برگزار می‌شود؛ از جمله کارگاه‌های مهارت‌های زندگی، کارگاه‌های پیشگیری از سوءمصرف مواد، کارگاه‌های مشاوره پیش از ازدواج و پس از ازدواج، و همچنین کارگاه‌های مرتبط با مسائل تحصیلی. علاوه بر این، کارگاه‌های انگیزشی و مباحث مربوط به اختلالات روان‌شناختی مرتبط با موضوعات تحصیلی نیز برگزار می‌شود که بخش دیگری از فعالیت‌های مرکز را تشکیل می‌دهد. در کنار این موارد، با توجه به تعاملاتی که با اساتید دانشگاه و دانشکده‌های مختلف وجود دارد، کمیته‌هایی نیز برگزار می‌شود؛ از جمله کمیته هسته‌های پیشرفت تحصیلی. در این کمیته‌ها بیشتر به بررسی موارد مرتبط با دانشجویان آسیب‌پذیری پرداخته می‌شود که به نوعی نیازمند حمایت دانشگاه هستند.

همچنین کمیته‌های روان‌شناختی و کمیته بحران نیز برگزار می‌شود. تمرکز کمیته‌های بحران بیشتر بر روی دانشجویانی است که دچار افکار خودکشی هستند یا اقدام به خودکشی داشته‌اند و نیازمند مداخلات تخصصی و حمایت‌های ویژه می‌باشند.

در مجموع می‌توان گفت بخشی از فعالیت‌های ما در قالب کمیته‌ها انجام می‌شود که بیشتر جنبه پیشگیرانه دارند و بخشی دیگر نیز مربوط به برنامه‌های آموزشی و همچنین بخش درمان است. در کنار این فعالیت‌ها، با توجه به اینکه مشهد به عنوان دبیر کلان‌منطقه شمال شرق کشور نیز شناخته می‌شود، دوره‌های دانش‌افزایی برای روان‌شناسان و مشاوران کلان‌منطقه ۹ برگزار می‌شود. حتی برای مشاوران و روان‌شناسان خود مرکز نیز این دوره‌ها برگزار می‌گردد تا بتوانند با مسائل روز آشنا شوند، دانش خود را به‌روز کنند و فرصت بیشتری برای مطالعه و تبادل نظر در این حوزه‌ها داشته باشند.

این دوره‌های دانش‌افزایی در قالب‌های مختلفی برگزار می‌شود؛ از جمله ارائه کیس‌ریپورت، برگزاری ژورنال‌کلاب و همچنین دعوت از اساتید برجسته در حوزه‌های مختلف. به این ترتیب، به صورت مستمر این آموزش‌ها برگزار می‌شود و در خصوص موضوعات مختلف نیز گفتگو و تبادل نظر صورت می‌گیرد. علاوه بر این، بخشی از فعالیت‌ها نیز در قالب تعاملات برون‌بخشی با سایر سازمان‌ها انجام می‌شود؛ از جمله همکاری با دانشگاه‌های دیگر و همچنین فعالیت‌هایی که با استانداری و فرمانداری در راستای توسعه فعالیت‌های مرکز مشاوره و ارتقای خدمات ارائه‌شده به دانشجویان انجام می‌شود.

همچنین هر سال همزمان با ورود دانشجویان جدیدالورود، برنامه‌های آموزشی برای خانواده‌ها نیز برگزار می‌کنیم تا خانواده‌ها با شرایط تحصیلی و روانی دانشجویان در محیط دانشگاه آشنا شوند و بتوانند در این مسیر همراه و حامی فرزندان خود باشند.

همین تعاملی که در ابتدای ورود دانشجویان با خانواده‌ها برقرار می‌شود، کمک می‌کند اگر دانشجو در ادامه مسیر نیاز به دریافت خدماتی داشته باشد، ارتباط میان سه بخش مهم یعنی دانشگاه، خانواده و مرکز مشاوره برقرار باشد. در واقع این تعامل اولیه باعث می‌شود در فرآیندهایی که نیاز به حمایت خانواده وجود دارد، این آشنایی قبلی کمک کند تا بتوانیم از همراهی و همکاری خانواده‌ها نیز بهره‌مند شویم.

بخش دیگری از فعالیت‌های مرکز مشاوره مربوط به آموزش دانشجویانی است که علاقه‌مند هستند در حوزه سلامت روان به هم‌صنفان و هم‌دانشگاهی‌های خود کمک کنند. این برنامه تحت عنوان  همیاران سلامت روان یا همتا‌یاران سلامت روان شناخته می‌شود. در این طرح، گروهی از دانشجویان آموزش‌های لازم را از مرکز مشاوره دریافت می‌کنند و سپس در میان گروه‌های دانشجویی خود این آموزش‌ها را منتقل می‌کنند. همچنین آن‌ها می‌توانند دانشجویانی را که به هر دلیل نیازمند دریافت خدمات روان‌شناختی هستند شناسایی کرده و به مرکز مشاوره معرفی کنند تا خدمات تخصصی لازم به آن‌ها ارائه شود.

 

64

بخش دیگری از فعالیت‌های ما نیز مربوط به فعالیت‌های مدنی مرکز است که در راستای ارتقای سلامت روان در سطح جامعه دانشگاهی انجام می‌شود. از  دیگر فعالیت‌های مرکز مربوط به اقدامات مددکاری است. مددکاران ما در قالب سرکشی و بازدید از خوابگاه‌ها حضور پیدا می‌کنند؛ چه در میان دستیارانی که در مهمانسرای قائم ساکن هستند و چه در خوابگاه‌های دانشجویی. این حضور میدانی به ما کمک می‌کند تا ارتباط نزدیک‌تری با دانشجویان داشته باشیم و در صورت وجود مشکلات یا نیازهای احتمالی، بتوانیم آن‌ها را سریع‌تر شناسایی و پیگیری کنیم.

به‌ویژه در جریان جنگ تحمیلی سوم، این حضور بسیار کمک‌کننده بود. به دلیل اینکه بسیاری از دانشجویان بالینی در بیمارستان‌ها مشغول خدمت‌رسانی بودند، حضور مددکاران و ارتباط نزدیک با آن‌ها کمک کرد تا اگر موردی از آسیب‌پذیری یا نیاز به حمایت وجود داشت، بتوانیم در کوتاه‌ترین زمان ممکن آن را شناسایی کرده و اقدامات لازم را انجام دهیم.

علاوه بر این، در همان دوران طرحی را نیز اجرا کردیم که با عنوان  طرح همقدم  شناخته می‌شد. در این طرح با تمامی دانشجویان به صورت تلفنی ارتباط برقرار کردیم، از حال آن‌ها جویا شدیم و به آن‌ها اعلام کردیم که مرکز مشاوره در کنارشان قرار دارد. به دانشجویان گفته می‌شد که ممکن است در شهر خودشان باشند یا در شهری حضور داشته باشند که در معرض مخاطرات ناشی از جنگ قرار داشته است، اما در هر شرایطی هر زمان که نیاز داشته باشند، می‌توانند روی حمایت و همراهی ما حساب کنند و ما در دسترس آن‌ها هستیم. این اقدام نیز بازخوردهای بسیار خوبی از سوی دانشجویان به همراه داشت و باعث شد احساس حمایت و همراهی بیشتری را در آن شرایط تجربه کنند.

در اجرای این طرح، تماس‌ها به صورت مستقیم و واقعی توسط همکاران ما انجام می‌شد؛ به این معنا که هر یک از همکاران مرکز مشاوره به طور زنده با دانشجویان تماس تلفنی برقرار می‌کردند و شخصاً با خود دانشجو گفتگو می‌کردند. در این تماس‌ها ابتدا احوال دانشجو پرسیده می‌شد و فضایی فراهم می‌شد تا دانشجو بتواند درباره شرایطی که در آن قرار دارد صحبت کند.

هدف اصلی از این تماس‌ها این نبود که حتماً به دنبال شناسایی یک اختلال روان‌شناختی خاص باشیم یا بخواهیم ارزیابی‌های رسمی و تشخیصی انجام دهیم. بلکه بیشتر تلاش ما این بود که یک فضای همدلانه، حمایتی و امن برای دانشجویان ایجاد کنیم. به هر حال شرایط جنگی می‌تواند برای بسیاری از افراد، به‌ویژه دانشجویان، با فشارهای روانی و نگرانی‌هایی همراه باشد؛ از نگرانی درباره امنیت، خانواده، آینده تحصیلی و مسائل مختلف دیگر. به همین دلیل مهم بود که دانشجو احساس کند در چنین شرایطی تنها نیست و یک مجموعه حامی وجود دارد که وضعیت او را پیگیری می‌کند و نسبت به حال و شرایطش حساس است.

در واقع پیام اصلی این تماس‌ها برای دانشجویان این بود که حتی اگر در حال حاضر در فضای دانشگاه حضور ندارند و ممکن است در شهر خودشان باشند یا در شهری اقامت داشته باشند که به نوعی در معرض مخاطرات ناشی از شرایط جنگی قرار گرفته است، همچنان دانشگاه و مرکز مشاوره در کنار آن‌ها حضور دارد و در صورت نیاز می‌توانند از حمایت‌ها و خدمات موجود استفاده کنند.

 

65

این اقدام بازخوردهای بسیار مثبت و ارزشمندی به همراه داشت. بسیاری از دانشجویان در تماس‌ها ابراز می‌کردند که این پیگیری برای آن‌ها بسیار دلگرم‌کننده بوده است و احساس خوبی داشته‌اند از اینکه مجموعه‌ای در دانشگاه به یاد آن‌هاست و وضعیتشان را جویا می‌شود. این موضوع برای برخی از دانشجویان حتی باعث می‌شد که احساس امنیت و آرامش بیشتری پیدا کنند و بدانند در صورت بروز هرگونه مشکل یا نیاز به حمایت، می‌توانند روی دانشگاه و مرکز مشاوره حساب کنند.

از سوی دیگر، خانواده‌های دانشجویان نیز بازخوردهای مثبتی ارائه دادند. برخی از خانواده‌ها عنوان می‌کردند که با وجود اینکه فرزندشان در آن مقطع در محیط دانشگاه حضور ندارد، اما اینکه دانشگاه همچنان پیگیر وضعیت دانشجویان است و نسبت به سلامت روان و شرایط آن‌ها توجه دارد، برای آن‌ها بسیار ارزشمند و آرامش‌بخش بوده است. این مسئله باعث شد خانواده‌ها نیز احساس کنند که ارتباط میان دانشگاه و دانشجو همچنان حفظ شده و دانشگاه نسبت به دانشجویان خود مسئولیت‌پذیر است.

در حوزه دستیاری نیز همان‌طور که بالاتر اشاره کردم، طرحی با عنوان سفیر سلامت روان دستیاری اجرا شد. در این طرح، نمایندگانی از میان دستیاران گروه‌های مختلف تخصصی انتخاب می‌شوند. این افراد در واقع به نوعی نماینده دستیاران هستند و نقش واسطه‌ای میان دستیاران و مرکز مشاوره ایفا می‌کنند. آن‌ها مسائل، دغدغه‌ها و چالش‌هایی را که دستیاران در محیط‌های آموزشی و درمانی با آن مواجه هستند، منتقل می‌کنند تا بتوان برای آن‌ها برنامه‌ریزی و مداخلات مناسب‌تری انجام داد.

در همین راستا جلسات متعددی با دانشکده پزشکی برگزار شد. این جلسات با حضور خانم دکتر محرری، آقای دکتر اللهیاری و گروه‌های محترم مرتبط برگزار گردید. این تعاملات و نشست‌ها در نهایت توانست منجر به پیشرفت‌هایی در این حوزه شود و اقدامات مؤثر و قابل توجهی برای بهبود شرایط دستیاران و توجه بیشتر به سلامت روان آن‌ها انجام گیرد.

در مجموع، همه این فعالیت‌ها و دستاوردها حاصل حمایت‌هایی بوده است که در سطوح مختلف وجود داشته است؛ چه در سطح دانشگاه، چه در سطح کلان مدیریتی و چه در حوزه معاونت فرهنگی و دانشجویی که همواره پشتیبان این برنامه‌ها و فعالیت‌ها بوده‌اند.

یکی از اقدامات مهمی که در سال گذشته انجام شد این بود که برای نخستین بار از زمان تأسیس مرکز مشاوره در دانشگاه علوم پزشکی مشهد، توانستیم مصوب کنیم که آموزش  مهارت‌های زندگی  به صورت الزامی در برنامه آموزشی دانشجویان قرار بگیرد. پیش از این چنین برنامه مدونی وجود نداشت که تمامی گروه‌های آموزشی و تمام دانشجویان رشته‌های مختلف بتوانند به صورت نظام‌مند آموزش مهارت‌های زندگی را دریافت کنند. خوشبختانه این موضوع در شورای آموزشی دانشگاه مطرح و در نهایت به تصویب رسید.

مصوبه مهم دیگری که در این مسیر به دست آمد این بود که تمامی دستیاران ورودی جدید ملزم شوند غربالگری سلامت روان را انجام دهند. به این ترتیب، دستیاران جدید در ابتدای ورود خود مورد ارزیابی و غربالگری در حوزه سلامت روان قرار می‌گیرند تا در صورت وجود هرگونه نیاز، حمایت‌ها و خدمات لازم در زمان مناسب برای آن‌ها فراهم شود.

در قالب همین غربالگری سلامت روان، در همان زمان حضور دانشجویان یا دستیاران در دانشگاه، اگر فردی نیاز به دریافت خدمات روان‌شناختی داشته باشد، این نیاز به سرعت شناسایی می‌شود و امکان ارائه خدمات لازم برای او فراهم می‌گردد. به این ترتیب، در همان مراحل اولیه می‌توان مواردی را که نیازمند حمایت یا مداخله هستند تشخیص داد و از تشدید مشکلات احتمالی جلوگیری کرد.

 

66

مجموعه تمام این فعالیت‌ها و برنامه‌هایی که در حوزه‌های مختلف آموزشی، پیشگیرانه، حمایتی و درمانی اجرا شده است، در نهایت باعث شد که در دو سال پیاپی، یعنی در سال‌های ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴، مرکز مشاوره دانشگاه علوم پزشکی مشهد بتواند در میان دانشگاه‌های تیپ یک کشور، بر اساس شاخص‌های ارزیابی وزارت بهداشت، رتبه اول را در سطح کشور کسب کند.

در اینجا جا دارد از همه افرادی که در این مسیر حمایت و همراهی داشتند تشکر کنم؛ به‌ویژه جناب آقای دکتر اسماعیل‌زاده که در رأس امور حمایت‌های لازم را داشتند، و همچنین از همکارانی که در این مجموعه با تلاش و همکاری خود زمینه را فراهم کردند تا بتوانیم خدمات مؤثر و اثربخشی را به دانشجویان و دستیاران ارائه دهیم.

نگاه ما در مرکز مشاوره بیشتر بر این اصل استوار است که پیشگیری مقدم بر درمان است. به همین دلیل، بسیاری از رویکردهایی که تا اینجا درباره آن‌ها صحبت شد، بیشتر در قالب اقدامات پیشگیرانه طراحی و اجرا شده‌اند.

وب دا، با توجه به فعالیت دانشگاه در سه حوزه آموزش، درمان و پژوهش حفظ ارتباط این سه حوزه از نگاه شما تا چه حد اهمیت دارد و اساسا آیا می‌توان این سه حوزه را اولویت بندی کرد ؟

از نظر شخصی نیز معتقدم که حوزه آموزش در این میان نقش بسیار پررنگی دارد. البته این به آن معنا نیست که سایر حوزه‌ها از اهمیت کمتری برخوردار هستند، اما زمانی که آموزش به شکل گسترده و مؤثر اجرا می‌شود، علاوه بر اینکه جامعه بزرگ‌تری از مخاطبان را پوشش می‌دهد، در واقع می‌تواند از بروز بسیاری از مشکلاتی که ممکن است در آینده به مرحله نیاز به درمان برسند، پیشگیری کند. به بیان دیگر، با تقویت آموزش و ارتقای آگاهی و مهارت‌های افراد، می‌توان مسیر بروز بسیاری از مسائل و مشکلات را از همان ابتدا مدیریت و کنترل کرد.

در واقع زمانی که آموزش پررنگ‌تر و مورد توجه بیشتری قرار می‌گیرد، در قالب همین فعالیت‌های آموزشی می‌توان زمینه انجام یک‌سری پژوهش‌ها را نیز فراهم کرد. این موضوع بر اساس تجربه کاری من در این مدت شکل گرفته است؛ به این معنا که آموزش به دلیل گستردگی و فراگیری، امکان دسترسی به جامعه هدف بزرگ‌تری را فراهم می‌کند و ما می‌توانیم افراد بیشتری را در این حوزه تحت پوشش قرار دهیم.

علاوه بر این، آموزش ماهیت پیشگیرانه نیز دارد. در جریان همین برنامه‌های آموزشی، بسیاری از موارد و مسائل نیز قابل شناسایی هستند؛ یعنی در همان فرایند آموزش می‌توان افرادی را که به نوعی نیازمند توجه یا خدمات بیشتر هستند شناسایی کرد و برای آن‌ها برنامه‌ریزی‌های لازم را انجام داد.

از سوی دیگر، آموزش نسبت به بسیاری از مداخلات دیگر از نظر هزینه نیز مقرون‌به‌صرفه‌تر است. اگر بخواهیم از منظر اقتصادی نیز نگاه کنیم، اجرای برنامه‌های آموزشی در مقایسه با برخی اقدامات دیگر هزینه کمتری دارد، در حالی که می‌تواند تأثیر گسترده‌تری بر جامعه هدف داشته باشد.

با این حال، در نهایت باید توجه داشت که آموزش، پیشگیری و درمان مکمل یکدیگر هستند و هیچ‌کدام به تنهایی نمی‌توانند چرخه کامل ارائه خدمات را شکل دهند. هر سه این بخش‌ها در کنار یکدیگر معنا پیدا می‌کنند و برای اثربخشی کامل خدمات لازم است به همه آن‌ها توجه شود. با این حال، با توجه به سؤالی که مطرح کردید، از نظر من بخش آموزش می‌تواند نقش پررنگ‌تر و تأثیرگذاری بیشتری در این میان داشته باشد.

وب دا، با توجه به تجربه‌ای که در فضای شغلی خود در دانشگاه داشته‌اید تصور می‌کنید چه اقدامات و برنامه‌هایی می‌تواند به هرچه بهتر شدن این فضا کمک کند؟

دانشگاه علوم پزشکی مشهد، در مقایسه با بسیاری از دانشگاه‌های علوم پزشکی کشور، عملکرد بسیار قابل توجهی داشته است. اگر بخواهیم در سطح کل کشور نگاه کنیم، چه از نظر تعداد دانشمندان یک درصد برتر که هر سال شاهد افزایش تعداد آن‌ها هستیم، چه از نظر امکانات آموزشی و تحصیلی و چه از نظر حمایت‌هایی که معمولاً دانشگاه از دانشجویان و فعالیت‌های علمی و پژوهشی انجام می‌دهد، می‌توان گفت اقدامات ارزشمند و قابل توجهی صورت گرفته است.

اگر بخواهم در حوزه تخصصی خودم یعنی حوزه سلامت روان به این موضوع بپردازم، باید بگویم که در سال گذشته، به دلایل مختلف از جمله وقوع جنگ ۱۲ روزه و همچنین جنگ تحمیلی سوم و برخی وقایع دیگر، اهمیت حوزه سلامت روان بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته و تا حدی پررنگ‌تر شده است.

از سوی دیگر، بر اساس پژوهشی که سال گذشته انجام شد، حدود ۲۵ درصد از افراد در سطح جامعه دچار نوعی از اختلالات روان‌شناختی هستند. وقتی به این آمار و داده‌ها نگاه می‌کنیم، متوجه می‌شویم که توجه به حوزه سلامت روان و برنامه‌ریزی برای آن تا چه اندازه ضروری و مهم است.

شاید بهتر باشد به سمت انجام فعالیت‌هایی حرکت کنیم که به انگ‌زدایی در حوزه سلامت روان کمک کند. به هر حال، اگر فردی احساس می‌کند به دریافت خدمات روان‌شناختی نیاز دارد، نباید نگران انگ اجتماعی باشد. لازم است شرایطی فراهم شود که افراد همان‌طور که در صورت بروز یک مشکل جسمی بدون نگرانی به پزشک مراجعه می‌کنند، در مسائل روانی نیز بتوانند با همان سهولت و آرامش برای دریافت کمک مراجعه کنند.

به همین دلیل به نظر می‌رسد لازم است در حوزه اطلاع‌رسانی و انگ‌زدایی فعالیت‌های بیشتری انجام شود تا نگرش جامعه نسبت به دریافت خدمات سلامت روان اصلاح و تسهیل شود.

بخش مهم دیگر نیز مسأله دسترسی به خدمات است. یعنی زمانی که فرایند شناسایی افراد نیازمند انجام می‌شود و نیازها مشخص و احصا می‌گردد، باید امکان دسترسی مناسب به خدمات نیز فراهم باشد.

خوشبختانه یکی از اتفاقات خوبی که در سال‌های اخیر در این حوزه رخ داده، تأسیس مراکز سراج  است که گامی مهم در جهت توسعه خدمات سلامت روان و افزایش دسترسی افراد به این خدمات به شمار می‌رود.

در گذشته مراکز تخصصی محدودی برای مراجعه افرادی که با مسائل و مشکلات روان‌شناختی مواجه می‌شدند وجود داشت و در بسیاری از موارد تنها محل مراجعه، بیمارستان‌ها بودند. با این حال، همان‌طور که اشاره کردم، به دلیل وجود انگ اجتماعی مرتبط با مسائل روان‌شناختی، معمولاً استقبال و تمایل افراد برای مراجعه به بیمارستان‌ها در این زمینه چندان بالا نبود.

اما در سال‌های اخیر اقداماتی انجام شده که تا حد زیادی به بهبود دسترسی به خدمات سلامت روان کمک کرده است. از جمله این اقدامات می‌توان به راه‌اندازی مراکز سراج اشاره کرد. تا جایی که اطلاع دارم، در حال حاضر حدود چهار مرکز سراج تأسیس شده است که به‌ویژه در مناطق حاشیه شهر و مناطقی که احتمال نیاز بیشتری به این خدمات وجود دارد فعالیت می‌کنند. ایجاد این مراکز نقش مهمی در افزایش دسترسی مردم به خدمات سلامت روان داشته است.

از سوی دیگر، توسعه مراکز خدمات جامع سلامت نیز در این سال‌ها قابل توجه بوده است. به‌گونه‌ای که امروز به ندرت پیش می‌آید فردی در یک منطقه از شهر حضور داشته باشد و یک مرکز یا پایگاه بهداشتی در آن محدوده وجود نداشته باشد. این موضوع باعث شده دسترسی اولیه به خدمات سلامت و همچنین ارجاع به خدمات تخصصی ساده‌تر و گسترده‌تر شود.

علاوه بر این، توسعه و تأسیس بیمارستان‌های تخصصی نیز به افزایش دسترسی به خدمات تخصصی کمک کرده و در مجموع شهر مشهد را به یکی از قطب‌های درمانی معتبر در سطح کشور تبدیل کرده است.

وب دا، در مسیر تحصیل و فعالیت‌های کاری آیا چالش ها و موانعی را هم تجربه کردید؟ در صورت پاسخ مثبت بفرمایید چطور با این چالش ها و موانع مقابله کرده اید؟

البته در عین حال، اگر بخواهیم واقع‌بینانه نگاه کنیم، نمی‌توان گفت که این مسیر کاملاً هموار و بدون دغدغه بوده است؛ بلکه همچنان چالش‌ها و مسائلی وجود دارد که نیازمند توجه، برنامه‌ریزی و تقویت زیرساخت‌ها در حوزه سلامت روان است.

به هر حال بد نیست در اینجا به یک نکته هم اشاره کنم. گاهی اوقات در مورد روان‌شناسان این تصور وجود دارد که آن‌ها از پس همه چالش‌ها برمی‌آیند و حتی انتظار عمومی هم همین است؛ گویی روان‌شناس باید همیشه کاملاً مسلط، بدون آسیب و فارغ از مشکلات باشد. در حالی که لازم است به این نکته توجه شود که در پس این نقش حرفه‌ای، پیش از هر چیز یک انسان قرار دارد؛ انسانی که او هم هیجانات مختلف را تجربه می‌کند، ممکن است گاهی دچار خطاهای شناختی شود و با چالش‌های زندگی مواجه گردد. این موضوع نه عجیب است و نه غیرقابل تصور، چون در نهایت درباره یک انسان صحبت می‌کنیم.

با این حال، شاید آنچه باعث می‌شود یک روان‌شناس بتواند با این چالش‌ها بهتر مواجه شود، همان آموزش‌ها، تکنیک‌هایی است که در طول تحصیل فراگرفته و همچنین نقش اساتیدی است که در این مسیر توانسته‌اند به عنوان راهنما و هدایتگر همراه باشند. این آموزش‌ها در واقع نوعی  نقشه راه  در اختیار فرد قرار می‌دهد؛ به این معنا که اگرچه ممکن است خود فرد نیز مانند هر انسان دیگری با دشواری‌ها و آسیب‌هایی مواجه شود، اما داشتن این نقشه راه کمک می‌کند که بتواند مسیر را آگاهانه‌تر و با مدیریت بهتری طی کند.

در مسیر تحصیل و زندگی من نیز این موضوع وجود داشته است. دوران تحصیل من همزمان با تولد فرزندانم بود و طبیعتاً این موضوع گاهی نگرانی‌ها و دغدغه‌هایی ایجاد می‌کرد.

وب دا، آیا خانواده در پیشرفت تحصیلی و شغلی شما مؤثر بوده اند؟

با این حال، وجود یک خانواده حمایتگر نقش بسیار مهمی در عبور از این چالش‌ها داشت. اینکه انسان بداند در زمان سختی‌ها می‌تواند به خانواده تکیه کند، خود یک قوت قلب بزرگ است.

از سوی دیگر، دعای خیر پدر و مادر نیز همواره پشتوانه‌ای معنوی در این مسیر بوده است. من چه پیش از ازدواج و چه در طول مسیر زندگی، همواره این حمایت‌های معنوی و خانوادگی را احساس کرده‌ام و همین موضوع کمک کرده است که بتوانم با آرامش و امید بیشتری مسیر تحصیل و زندگی را ادامه دهم.

همیشه این احساس را داشته‌ام که گویی دستی پشت سرم هست؛ دستی نوازشگر که کمک می‌کند و در بسیاری از انتخاب‌ها و موقعیت‌های زندگی نوعی هدایتگری را برایم رقم می‌زند. در خیلی از انتخاب‌های مهم زندگی یا در شرایط دشواری که گاهی حتی تا مرز درماندگی پیش می‌رفت، این احساس همراه من بوده است.

معمولاً در آن لحظه‌ها یک جمله کوتاه می‌گفتم. چون تکیه‌کلامی که ما بچه‌ها برای پدرم استفاده می‌کردیم  آقاجان  بود، در دل می‌گفتم:  آقاجان حواست به من باشد.  مثلاً وقتی قرار بود به یک مصاحبه شغلی بروم، در یک مسابقه شرکت کنم یا در موقعیت مهمی قرار بگیرم، همین جمله را می‌گفتم و از او کمک می‌خواستم. بعد از آن هم بارها تأثیر این احساس همراهی و حمایت را در مسیرم دیده‌ام.

نقشی که پدرم در زندگی ما داشت بسیار پررنگ بود و این احساس همچنان برای من زنده است. ما به هر حال باور داریم که شهدا زنده‌اند و حضورشان در کنار ما جریان دارد و همین باور برای من همیشه یک پشتوانه معنوی بوده است.

از سوی دیگر، برای ما که در مشهد زندگی می‌کنیم، بارگاه ملکوتی امام رضا(ع) نیز همواره پناهگاه و مأمن امنی بوده است. این بارگاه برای بسیاری از ما مشهدی‌ها جایی است که وقتی به آن پناه می‌بریم، احساس آرامش عمیقی پیدا می‌کنیم. برای خود من بارها پیش آمده که وقتی با دغدغه‌ها و نگرانی‌های مختلف به آنجا می‌روم، احساس می‌کنم همان لحظه تمام آن نگرانی‌ها تخلیه می‌شود؛ گویی باری از روی دوش انسان برداشته می‌شود. حتی گاهی پیش آمده که وقتی به آنجا می‌رسم، دیگر حرفی برای گفتن ندارم. انگار همان حضور و همان فضا به تنهایی کافی است تا انسان احساس آرامش و سبک شدن کند. در کنار همه این‌ها، نقش مادرم در زندگی من بسیار پررنگ بوده است. من در سنین بسیار کمی پدرم را از دست دادم و به شهادت رسیدند، بنابراین مادرم برای من هم نقش پدر را ایفا کرد و هم نقش مادر را. همیشه همراه، شنونده و همدل بود و در تمام مراحل زندگی حضور حمایتی داشت. بعد از ازدواج نیز این احساس حمایت و همراهی را از سوی همسرم تجربه کردم و ایشان هم توانستند همان حس آرامش و پشتیبانی را برای من فراهم کنند. البته در کنار همه این حمایت‌های خانوادگی، بخش بسیار مهمی از این مسیر به توکل و یاری گرفتن از خداوند برمی‌گردد. در بسیاری از مواقع، حتی زمانی که همه این پشتوانه‌ها وجود داشت، باز هم شرایطی پیش می‌آمد که مسائل سخت و پیچیده می‌شد. در چنین لحظاتی این احساس وجود داشت که خداوند در این مسیر یا راهی را پیش روی انسان قرار می‌دهد، یا اگر راهی هم در آن لحظه دیده نمی‌شود، صبر، تحمل و پذیرش آن شرایط را در وجود انسان ایجاد می‌کند.

در مجموع، مجموعه همه این عواملحمایت خانواده، همراهی همسر، پشتوانه‌های معنوی و توکل به خداکمک کرده است که این مسیر طی شود. از سوی دیگر، نگاه شخصی من به سختی‌های زندگی همواره این بوده که آن‌ها را بیشتر به عنوان تجربه ببینم. اگر بتوانیم سختی‌ها را صرفاً به عنوان مانع یا چالش نگاه نکنیم، بلکه آن‌ها را تجربه‌هایی بدانیم که می‌توانند به رشد و پختگی انسان کمک کنند، آن‌وقت مواجهه با مسیر زندگی نیز معنای متفاوتی پیدا می‌کند.

اگر بتوانیم به چالش‌ها با این نگاه بنگریم، حتی می‌توانند به نوعی برگ برنده تبدیل شوند؛ یعنی اینکه با وجود سختی‌ها و موانع، فرد توانسته مسیر خود را ادامه دهد، خود به عاملی برای امید و رشد تبدیل می‌شود. نگاه شخصی من هم اغلب این‌گونه بوده است که چالش‌ها و موانع لزوماً فقط مانع نیستند؛ بلکه در بسیاری از مواقع در نهایت زمینه رشد را فراهم می‌کنند. گاهی یک مانع باعث می‌شود انسان مسیر تازه‌ای را تجربه کند و راه جدیدی پیش روی خود ببیند. با چنین نگاهی پذیرش این سختی‌ها نیز آسان‌تر می‌شود. دست‌کم برای من، این شیوه نگاه به چالش‌ها توانسته تا حد زیادی پاسخگو باشد.

وب دا، با توجه به نقش مهم و اثرگذار اساتید در فضاهای مختلف آموزشی و پژوهشی و درمانی دانشگاه ، از نگاه شما یک استاد موفق در این حوزه‌ها چه شاخصه‌هایی دارد؟

به نظر من این موضوع تنها به جنبه‌های تخصصی و علمی محدود نمی‌شود. البته طبیعی است که هر فردی که مسیر استادی را انتخاب می‌کند باید به سطح قابل توجهی از دانش و تخصص رسیده باشد، زیرا مسئولیت اجتماعی یک استاد این است که دانش و تجربه خود را در اختیار دیگران قرار دهد.

اما در کنار این بُعد علمی، ویژگی‌های انسانی و ارتباطی نیز بسیار مهم هستند. یک استاد موفق کسی است که بتواند همدلی خوبی با دانشجویان داشته باشد، شنونده خوبی باشد و ارتباط مؤثر و سالمی با آن‌ها برقرار کند. استادی که بتواند خود را در جایگاهی شبیه به یک پدر یا مادر ببیند؛ یعنی همان‌طور که در مسیر رشد فرزند ممکن است خطاهایی رخ دهد و گاهی لازم است با نگاه تربیتی و همراه با چشم‌پوشی از برخی اشتباهات با آن برخورد شود، در قبال دانشجویان نیز چنین رویکردی داشته باشد.

در واقع یک استاد علاوه بر انتقال دانش، نقش تربیتی و الگویی نیز برای دانشجویان خود دارد. استادی که بتواند در وهله نخست مدیریت هیجانات خود را داشته باشد، ارتباط سالم و همدلانه برقرار کند و ویژگی‌هایی که به آن‌ها اشاره شد را در عمل نشان دهد، می‌تواند به یک الگوی مؤثر برای دانشجویانی تبدیل شود که در کنار او زندگی و تجربه علمی خود را شکل می‌دهند.

در نهایت باید توجه داشت که همان‌طور که عرض کردم، همه ما انسان هستیم و به روابط و تعاملات اجتماعی نیاز داریم. گاهی یک توجه کوچک یا یک جمله همدلانه می‌تواند رابطه‌ای را محکم‌تر و عمیق‌تر کند، و در مقابل، نبود ارتباط مؤثر حتی می‌تواند در سطحی گسترده‌تر آسیب‌های قابل توجهی ایجاد کند. به همین دلیل به نظر من، ویژگی‌های یک استاد برتر تنها به تخصص و دانش علمی محدود نمی‌شود. در کنار مهارت‌های علمی، استادی موفق است که مهارت‌های ارتباطی و انسانی را نیز در خود تقویت کرده باشد؛ یعنی علاوه بر آموزش این مهارت‌ها، خود نیز آن‌ها را در عمل به کار بگیرد و بتواند بازخورد و اثر مثبت آن را به جامعه منتقل کند.

وب دا، اوقات فراغت را معمولاً به چه فعالیت هایی می پردازید؟

باید بگویم اوقات فراغت موضوعی است که برای من همیشه جذاب بوده است. از دوران کودکی علاقه داشتم در کنار فعالیت‌های دیگر، به این بخش از زندگی هم توجه داشته باشم. در حال حاضر با توجه به شرایط و مشغله‌هایی که وجود دارد، شاید بیشترین چیزی که اوقات فراغت من را پر می‌کند مطالعه کتاب است. در کنار آن، زمانی که با فرزندانم می‌گذرانم نیز بسیار ارزشمند است. بعد از ساعت کاری، گاهی پیاده‌روی‌های شبانه خانوادگی داریم. البته نه اینکه هر روز این اتفاق بیفتد، اما تلاش کرده‌ایم حداقل در طول هفته چند بار چنین پیاده‌روی‌هایی را به صورت خانوادگی داشته باشیم. همچنین بازی‌های خانوادگی که در منزل با بچه‌ها انجام می‌دهیم و به طور کلی وقت گذراندن با همسر و فرزندان بخش مهمی از اوقات فراغت من را تشکیل می‌دهد. البته ارتباط و دیدار با خانواده خودم، خواهران و برادران نیز همچنان برایم ارزشمند است.

در کنار همه این‌ها، چیزی که گاهی بیش از هر چیز دیگری می‌تواند به من آرامش بدهد و فاصله‌ای از دغدغه‌های روزمره ایجاد کند، خواندن کتاب یا گوش دادن به موسیقی است که برای من بسیار اثرگذار است. هرچند در دوران دبیرستان به صورت جدی ورزش می‌کردم، اما در حال حاضر به دلیل مشغله‌های کاری فرصت کمتری برای پرداختن حرفه‌ای به ورزش دارم.

در پایان شاید بد نباشد نکته‌ای را هم مطرح کنم که با شرایط فعلی جامعه نیز بی‌ارتباط نیست. در گفت‌وگو با مراجعان و حتی در صحبت‌هایی که از اطرافیان می‌شنوم، گاهی می‌بینم که برخی افراد به نقطه‌ای از ناامیدی می‌رسند که احساس می‌کنند دیگر هیچ کاری از دستشان برنمی‌آید و راهی برای تغییر وجود ندارد. در چنین شرایطی به نظر من نکته مهم این است که بدانیم ما تا حدی انتخاب می‌کنیم چگونه به این چالش‌ها نگاه کنیم. ممکن است در دل یک وضعیت دشوار، احساس ناامیدی مطلق داشته باشیم، اما در عین حال می‌توان تلاش کرد در همان شرایط روزنه‌هایی از امید را هم پیدا کرد.

گاهی اوقات درگیر شدن بیش از حد ذهن با این احساس که  هیچ کاری از دستم برنمی‌آید  باعث می‌شود حتی توانمندی‌های کوچک و دلخوشی‌هایی که قبلاً برای ما معنا داشته‌اند نیز تحت تأثیر قرار بگیرند و فرد نسبت به همان توانمندی‌های خود هم دچار تردید و تعارض شود.

به همین دلیل یکی از پیشنهادهایی که می‌توان مطرح کرد این است که گاهی لازم است کمی از کمال‌گرایی منفی فاصله بگیریم. البته کمال‌گرایی مثبت می‌تواند عامل رشد باشد، اما آن نوع کمال‌گرایی که انسان را به سمت ناامیدی و درماندگی سوق می‌دهد، می‌تواند بسیار آسیب‌زا باشد. بهتر است در چنین شرایطی با توجه به امکانات و شرایط فعلی خود، توانمندی‌هایمان را بسنجیم و خودمان را بر اساس شرایط و مسیر خودمان ارزیابی کنیم، نه بر اساس مقایسه با دیگران. چرا که ما از شرایط، امکانات و مسیر زندگی دیگران آگاهی کامل نداریم و این مقایسه‌ها گاهی می‌تواند ما را به سمت ناامیدی و احساس ناتوانی سوق دهد. بنابراین بهتر است هر فرد خود را با خودش بسنجد و مسیر رشد شخصی خود را دنبال کند.

بهتر است موفقیت‌ها و پیشرفت‌های خودمان را در مسیر رشد شخصی‌مان ببینیم. اگر به گذشته نگاه کنیم، احتمالاً بارها در طول زندگی دچار ناامیدی شده‌ایم، اما در نهایت توانسته‌ایم از آن عبور کنیم. نکته مهم این است که ما همان آدمی هستیم که پیش از این هم از سختی‌ها عبور کرده‌ایم و همان توانمندی‌ها و ظرفیت‌ها را در خود داریم. بنابراین اکنون هم می‌توانیم زمینه رشد و پیشرفت خودمان را فراهم کنیم.

از سوی دیگر باید به این نکته توجه داشت که هیچ‌وقت برای یادگیری و کسب مهارت دیر نیست. گاهی شنیده می‌شود که افراد می‌گویند  سن من گذشته و دیگر برای انجام این کارها دیر شده است . در حالی که این نگاه می‌تواند همان خطای فکری باشد که انسان را به سمت ناامیدی سوق می‌دهد. در واقع برای کسب علم و مهارت هیچ زمانی دیر نیست.

اگر همین لحظه به این شناخت برسیم که در برخی حوزه‌ها نیاز به آموزش و رشد داریم، این خود می‌تواند نقطه شروع خوبی باشد. برای مثال ممکن است فردی متوجه شود که در مدیریت هیجانات خود نیاز به آموزش دارد، یا استرس گاهی باعث می‌شود نتواند عملکرد مطلوبی داشته باشد. یا شاید حوزه‌ای مانند ورزش، مهارتی خاص یا فعالیتی باشد که سال‌ها به آن علاقه داشته اما فرصت پرداختن به آن را نداشته است. همه این‌ها می‌توانند بهانه‌هایی برای ایجاد امید و ادامه دادن مسیر باشند.

در نهایت مهم این است که با توجه به امکانات واقعی و شرایطی که در اختیار داریم، برای خودمان هدف‌ها و ارزش‌هایی تعریف کنیم و بر اساس همان‌ها مسیر زندگی را ادامه دهیم؛ مسیری که برای خود ما معنا و ارزش دارد. در پایان برای همه آرزوی سلامت و آرامش دارم.

 

67

وب دا، لطفاً در ابتدا خود را برای مخاطبان این گفتگو معرفی بفرمایید ( نام و نام خانوادگی ، در چه سالی و در کجا متولد شدید ) و شرح مختصری از سوابق تحصیلی دوران مدرسه و دانشگاه بفرمایید که در کجا و چه سالهایی طی شد؟

محبوبه دهقانی، متولد سال ۱۳۶۰، در سال ۱۳۷۸ در رشته دندانپزشکی عمومی دانشگاه علوم پزشکی مشهد پذیرفته شدم و دوره تحصیلی خود را در شهر مشهد سپری کردم. هم در مقطع دندانپزشکی عمومی و هم در دوره تخصص، تحصیلات خود را در این دانشگاه ادامه داده ام.

در سال ۱۳۸۴ با توجه به کسب رتبه برتر ورودی، موفق شدم به صورت مستقیم در آزمون تخصص شرکت کردم و در رشته مورد علاقه خود پذیرفته شدم. تا سال ۱۳۸۸ در دانشگاه علوم پزشکی مشهد در مقطع تخصص تحصیل کردم و در همان سال موفق به اخذ بورد تخصصی شدم.

پس از پایان دوره تخصص، فعالیتم را به عنوان عضو هیأت علمی آغاز کردم. نخستین سال فعالیت هیأت علمی ام در شهر یزد سپری شد و پس از آن، در سال ۱۳۸۹ به دانشگاه علوم پزشکی مشهد پیوستم.

در سال‌های ابتدایی حضورم در دانشگاه مشهد، به عنوان هیأت علمی پژوهشی فعالیت داشتم و سپس به عنوان هیأت علمی آموزشی به کار خود ادامه دادم.   از سال ۱۳۸۹ در دانشگاه علوم پزشکی مشهد مشغول خدمت بوده ام، هرچند در این مسیر، وقفه‌ای سه‌ساله به دلیل فراخوان ایجاد شد و این روند تا سال ۱۳۹۷ ادامه داشت.

در سال ۱۴۰۰ مجدداً به عنوان عضو هیأت علمی پیمانی در دانشگاه مشغول به کار شدم و در سال ۱۴۰۳ نیز به مرتبه دانشیاری ارتقا یافتم.

در طول سال‌های خدمتم در دانشگاه علوم پزشکی، علاوه بر فعالیت‌های آموزشی، در حوزه‌های اجرایی و پژوهشی نیز مسئولیت‌هایی بر عهده داشته‌ام. چند سالی به عنوان عضو هیأت علمی پژوهشی فعالیت داشتم و در این مدت هم در گروه آموزشی و هم به عنوان عضو هیأت علمی در مرکز تحقیقات دندانپزشکی مشهد مشغول به کار بودم. عمده فعالیت‌های این دوره در شهر مشهد انجام شد و تمرکز اصلی بر انجام پژوهش‌های علمی بود.

در آن زمان بیشتر فعالیت‌ها پژوهشی بود، هرچند در کنار آن تعداد محدودی واحد آموزشی نیز ارائه می‌شد. حاصل این فعالیت‌های پژوهشی انتشار حدود ۳۰ مقاله علمی در مجلات مختلف بود.

پس از آن وارد بخش آموزشی شدم و به عنوان عضو هیأت علمی آموزشی به فعالیت ادامه دادم. در حال حاضر معاون آموزشی گروه هستم و پیش از این نیز مسئولیت معاونت پژوهشی گروه را بر عهده داشته‌ام.

همچنین به عنوان معاون اجرایی مجله دندانپزشکی مشهد فعالیت می‌کنم و در امور اجرایی مرتبط با انتشار و مدیریت مقالات این مجله مشارکت دارم. علاوه بر این، در طول این سال‌ها تعدادی مقاله علمی منتشر کرده و در حوزه انتشار آثار علمی نیز فعالیت داشته‌ام.

در مورد کنفرانس‌ها و همایش‌هایی که شرکت کرده‌ام، بخشی از فعالیت‌های علمی من در این رویدادها انجام شده است. همچنین در مجله دندانپزشکی مشهد فعالیت دارم. این مجله یکی از قدیمی‌ترین مجلات دندانپزشکی به زبان فارسی در مشهد محسوب می‌شود و از مجلات باسابقه در این حوزه است. اخیراً نیز اقداماتی برای نمایه شدن این مجله در پایگاه اسکوپوس انجام داده‌ایم که روند آن در حال پیگیری و اجراست.

در این مجله مقالات علمی نسبتاً باکیفیتی منتشر می‌شود. پس از ارسال مقاله به مجله، ابتدا مقاله مورد بررسی اولیه قرار می‌گیرد و سپس وارد چند مرحله داوری می‌شود. همچنین بررسی آماری روی مقالات انجام می‌شود و در نهایت مقالات توسط دبیر اجرایی و دبیر علمی مجله تأیید شده و روی سایت مجله منتشر می‌شوند.

در هر شماره مجله به طور میانگین حدود ۶ تا ۷ مقاله منتشر می‌شود و معمولاً در هر شماره ۷ مقاله به چاپ می‌رسد. این مجله به صورت فصلنامه منتشر می‌شود و در طول سال چهار شماره از آن انتشار می‌یابد. در مجموع تاکنون حدود ۴۰ مقاله علمی داخلی و خارجی منتشر کرده‌ام.

تعداد کنگره‌ها و همایش‌هایی که در آن‌ها شرکت کرده‌ام دقیقاً در خاطرم نیست، اما به طور قطع در بیش از ۲۰ کنگره دندانپزشکی که همگی در ایران برگزار شده‌اند، حضور داشته‌ام. در این کنگره‌ها مقالاتی را به صورت سخنرانی و نیز پوستر ارائه کرده‌ام.

در حوزه تألیف و ترجمه نیز، یکی از کتاب‌های مرجع اصلی دندانپزشکی را که از نظر حجم نیز کتابی قابل توجه است، با همکاری یکی از همکاران ترجمه کرده‌ایم و ترجمه آن ارائه شده است. همچنین یک عنوان ثبت اختراع نیز در سوابق علمی و پژوهشی من وجود دارد.

این دستگاه برای سنجش نیروی کش‌های ارتودنسی طراحی و ساخته شده است. این کش‌ها در محیط دهان به مرور زمان دچار افت نیرو می‌شوند و طبق پروتکل‌های موجود، بازه‌های زمانی متفاوتی (از ۱۲ تا ۴۸ ساعت) برای تعویض آن‌ها توصیه می‌شود. هدف از ساخت این دستگاه، اندازه‌گیری دقیق نیروی این کش‌ها پس از استفاده در دهان است تا بتوان بهترین و دقیق‌ترین زمان برای تعویض آن‌ها را تعیین کرد. برای سنجش نیروی الاستیک‌های داخل دهانی نیز فعالیت‌هایی انجام داده‌ام.

 

68

در مورد سوابق علمی دوران تحصیل باید بگویم که در میان دانش‌آموختگان ورودی سال ۱۳۷۸ دندانپزشکی مشهد، رتبه دوم را کسب کردم. همچنین در شهریور سال ۱۳۸۰ موفق به کسب رتبه اول کشوری در آزمون جامع علوم پایه شدم.

پس از آن به طور مستقیم وارد دوره تخصص شدم و در آزمون ورودی تخصص دندانپزشکی رتبه ۵ را به دست آوردم. در آزمون بورد تخصصی نیز رتبه ۶ کشوری را کسب کردم.

علاوه بر سوابق آموزشی و پژوهشی، در فعالیت‌های فرهنگی نیز حضور فعالی داشته‌ام که شاخص‌ترین آن‌ها کسب رتبه اول کشوری در رشته  سیره معصومین در جشنواره قرآن و عترت است. همچنین در سال‌های مختلف، موفق به کسب عناوین متعدد رتبه اول در سطح دانشکده و دانشگاه در مسابقات فرهنگی شده‌ام. لازم به ذکر است که به دلیل این سوابق علمی و دستاوردها، عضو بنیاد ملی نخبگان نیز هستم.

در مرحله انتخاب رشته دانشگاهی قرار داشتم و میان دو رشته پزشکی و دندانپزشکی مردد بودم. از یک سو به رشته پزشکی علاقه داشتم و از سوی دیگر درباره شرایط کاری و سبک زندگی مرتبط با آن فکر می‌کردم. از آنجا که برادرم پزشک بودند، از نزدیک با شرایط شغلی این حرفه آشنا بودم. با مشورت ایشان و همچنین گفت ‌وگو با اطرافیان و افراد باتجربه، به این نتیجه رسیدم که هرچند پزشکی رشته‌ای ارزشمند و پرکاربرد است، اما به دلیل ماهیت کاری آن، گاهی فشارهای شغلی و ساعات کاری نامنظم می‌تواند برای زندگی خانوادگی چالش‌هایی ایجاد کند.

به همین دلیل، پس از بررسی‌های بیشتر و سنجیدن شرایط، تصمیم گرفتم رشته دندانپزشکی را انتخاب کنم. احساس می‌کردم این رشته علاوه بر حفظ ارتباط با حوزه پزشکی و سلامت، می‌تواند تعادل بهتری میان زندگی حرفه‌ای و خانوادگی ایجاد کند و از نظر برنامه‌ریزی کاری نیز انعطاف‌پذیری بیشتری داشته باشد. به این ترتیب، با آگاهی و مشورت، مسیر تحصیلی خود را در رشته دندانپزشکی آغاز کردم.

در ابتدای ورود به دانشگاه، شناخت دقیق و شفافی از گرایش‌های تخصصی دندانپزشکی نداشتم و صرفاً بر یادگیری دروس پایه متمرکز بودم. با سپری کردن دوره عمومی و ورود به بخش‌های تخصصی در سال‌های پایانی (حدود سال‌های ۸۵ و ۸۶)، کم کم با ابعاد مختلف این رشته آشنا شدم. دقیقاً در سال پنجم تحصیلم بود که اشتیاق و علاقه حقیقی خود را نسبت به یکی از تخصص‌های این حوزه کشف کردم.

خدا را شکر می‌کنم که در انتخاب این مسیر و تخصص، به رضایت کامل رسیدم؛ به‌گونه‌ای که اگر بارها زمان به عقب بازگردد، باز هم بدون تردید همین رشته و همین تخصص را انتخاب خواهم کرد. دندانپزشکی رشته‌ای بسیار جذاب و پویاست. البته باید صادقانه بگویم که به دلیل پرطرفدار بودن و متقاضیان زیاد، قبولی در مقاطع تخصصی این رشته نیازمند تلاش بسیار زیاد و پشتکار فراوان است، اما به اعتقاد من، این تلاش کاملاً ارزشمند است.

آنچه بیش از هر چیز این رشته را برای من زیبا کرده، ماهیت فکری و تحلیلی آن است. برخلاف تصور عموم که ممکن است آن را یک کار روتین بدانند، در این رشته هیچ بیماری شبیه به بیمار دیگر نیست؛ هر مراجع‌کننده جدید با شرایط خاص خود محسوب می‌شود و برای هر کدام باید یک طرح‌درمانِ منحصر‌به‌فرد طراحی کرد. همین تنوع در برخورد با کیس‌های مختلف، مانع از تکراری شدن کار می‌شود و همواره ذهن را به چالش می‌کشد. متأسفانه گاهی تصور می‌شود که برخی افراد صرفاً با نگاه به جنبه‌های مالی وارد این رشته می‌شوند، اما واقعیت این است که لذتِ کشف راهکارهای درمانی و تنوعِ مواجهه با کیس‌های گوناگون، همان چیزی است که به این حرفه عمق و معنا می‌بخشد.

آنچه بیش از هر چیز برای من در این رشته اهمیت دارد، ماهیت فکری و تحلیلی آن است. دندانپزشکی صرفاً یک کار یدی یا هنر دست نیست؛ اگرچه مهارت عملی و دقت بالا بخش مهمی از آن را تشکیل می‌دهد، اما هسته اصلی این حرفه بر پایه تفکر، تحلیل و تصمیم‌گیری علمی استوار است. در این رشته، ما باید از دانش تئوریکی که آموخته‌ایم، از تجربه‌های بالینی، از قدرت تحلیل و حتی از خلاقیت خود استفاده کنیم تا برای هر بیمار به یک طرح درمان مناسب و اختصاصی برسیم.

 

69

هیچ بیماری دقیقاً شبیه بیمار دیگر نیست. هر مراجعه‌کننده با شرایط جسمی، سابقه پزشکی، وضعیت دهان و دندان و حتی شرایط روحی خاص خود وارد مطب می‌شود. بنابراین نمی‌توان با یک نسخه ثابت و تکراری عمل کرد. هر بار لازم است اطلاعات را بررسی کنیم، جوانب مختلف را بسنجیم، گزینه‌های درمانی را مقایسه کنیم و در نهایت بهترین و منطقی‌ترین طرح درمان را انتخاب کنیم. همین فرآیند فکر کردن، تحلیل کردن و رسیدن به یک تصمیم علمیِ دقیق، برای من بسیار لذت‌بخش و زیباست و همین ویژگی، جذابیت این رشته را دوچندان کرده است.

وب دا، در مسیر تحصیل و فعالیت‌های کاری آیا چالش ها و موانعی را هم تجربه کردید؟ در صورت پاسخ مثبت بفرمایید چطور با این چالش ها و موانع مقابله کرده اید؟

البته طبیعی است که هر رشته‌ای چالش‌ها و دشواری‌های خاص خود را داشته باشد؛ دندانپزشکی هم از این قاعده مستثنی نیست. مسئولیت بالا، حساسیت کار، فشارهای جسمی و ذهنی و انتظارات بیماران از جمله مسائلی است که باید مدیریت شود. با این حال، با وجود همه این چالش‌ها، من از انتخابم کاملاً راضی هستم و این مسیر را یکی از مهم‌ترین و بهترین تصمیم‌های زندگی‌ام می‌دانم.

در کنار همه این موارد، نمی‌توانم از نقش ارزشمند اساتیدم یاد نکنم. در دوران تحصیل، به‌ویژه در بخش‌های تخصصی، از حضور اساتید بسیار توانمند، بااخلاق و دلسوز بهره‌مند بودیم. آن‌ها نه‌تنها دانش علمی عمیق و مهارت بالایی داشتند، بلکه شیوه صحیح برخورد با بیمار، اخلاق حرفه‌ای و نگاه مسئولانه به درمان را نیز به ما آموختند. امروز بسیاری از آن اساتید در مسئولیت‌ها و جایگاه‌های علمی بالاتری مشغول فعالیت هستند و ما همچنان از راه دور از تجربیات و راهنمایی‌هایشان بهره می‌بریم. بی‌تردید بخش مهمی از علاقه و موفقیت من در این رشته، مرهون آموزش‌ها و الگوی حرفه‌ای همان استادان فرهیخته است.

اساتیدی که در دوران تحصیل داشتم نقش بسیار مهمی در شکل‌گیری علاقه من به رشته ارتودنسی ایفا کردند. شیوه تدریس، دقت علمی و نگاه عمیق آن‌ها به درمان باعث شد به‌تدریج به این حوزه علاقه‌مند شوم و در نهایت تصمیم بگیرم مسیر تخصصی خود را در ارتودنسی ادامه دهم. زمانی که وارد دوره تخصص ارتودنسی در دانشگاه علوم پزشکی مشهد شدم، بیش از پیش به درستی این انتخاب پی بردم و همیشه خدا را شاکر بوده‌ام که این رشته را در چنین محیط علمی ارزشمندی دنبال کردم.

در دانشگاه مشهد از حضور اساتید بسیار توانمند و برجسته‌ای بهره‌مند شدیم که آموزش‌های ما را به بهترین شکل ممکن ارائه می‌دادند. آن‌ها نه‌تنها از نظر علمی در سطح بسیار بالایی قرار داشتند، بلکه از نظر اخلاق حرفه‌ای و شیوه برخورد با بیماران نیز برای ما الگو بودند. ما از آن‌ها یاد گرفتیم که دندانپزشکی صرفاً انجام یک درمان فنی نیست، بلکه مجموعه‌ای از دانش، مهارت، مسئولیت و اخلاق انسانی است.

یکی از مهم‌ترین آموزه‌هایی که از اساتید خود آموختیم و امروز نیز همواره آن را به دانشجویانمان منتقل می‌کنیم، این است که در برخورد با بیمار باید یک ترتیب ارزشی را در ذهن داشته باشیم: اول  انسان  هستیم، دوم  دندانپزشک  و سوم  متخصص .

به این معنا که قبل از هر چیز باید با نگاه انسانی با بیمار برخورد کنیم. بیماری که وارد مطب یا بخش درمانی می‌شود، صرفاً یک کیس درمانی یا مجموعه‌ای از دندان‌ها نیست؛ او انسانی است که با نگرانی‌ها، سوالات و گاهی اضطراب به ما مراجعه کرده است. بنابراین نحوه برخورد، احترام، صبوری و درک شرایط بیمار اهمیت بسیار زیادی دارد.

نکته دیگری که همواره بر آن تأکید می‌کنیم این است که وقتی بیماری وارد مطب می‌شود و ما دهان او را معاینه می‌کنیم، نباید صرفاً با دید محدودِ ارتودنسی به مشکل نگاه کنیم. درست است که حوزه تخصص ما ارتودنسی است، اما به عنوان یک دندانپزشک باید کل حفره دهان را بررسی کنیم. ممکن است بیمار مشکلات دیگری مانند پوسیدگی دندان، بیماری‌های لثه یا مسائل دیگر دهانی داشته باشد که لازم است تشخیص داده شود و در صورت نیاز برای درمان مناسب ارجاع داده شود. پس نگاه ما باید یک نگاه جامع و مسئولانه به سلامت دهان و دندان بیمار باشد.

 

70

از سوی دیگر، ماهیت درمان‌های ارتودنسی به گونه‌ای است که معمولاً طولانی‌مدت هستند و بیمار در طول درمان مراجعات متعددی به مطب یا کلینیک دارد. همین رفت‌وآمدهای مکرر باعث می‌شود ارتباطی نزدیک‌تر میان پزشک و بیمار شکل بگیرد. در بسیاری از موارد، این ارتباط از یک رابطه صرفاً درمانی فراتر می‌رود و نوعی آشنایی و حتی صمیمیت میان پزشک و بیمار ایجاد می‌شود. به همین دلیل، نحوه رفتار، صداقت، مسئولیت‌پذیری و احترام در این رابطه اهمیت دوچندان پیدا می‌کند.

در نهایت، پس از طی این مراحل یعنی برخورد انسانی، بررسی کامل وضعیت دهان و دندان و در نظر گرفتن تمام جوانب متخصص ارتودنسی می‌تواند درمان تخصصی خود را برای بیمار برنامه‌ریزی و اجرا کند. این نگاه جامع و انسانی به درمان، یکی از ارزشمندترین درس‌هایی بود که از اساتید خود آموختم و امروز نیز تلاش می‌کنم همان نگاه و همان شیوه برخورد را به دانشجویان و نسل‌های بعدی منتقل کنم.

وب دا، با توجه به تجربه‌ای که در فضای شغلی خود در دانشگاه داشته‌اید تصور می‌کنید چه اقدامات و برنامه‌هایی می‌تواند به هرچه بهتر شدن این فضا کمک کند؟

بهبود فضای دانشگاه و ارتقای کیفیت عملکرد در این سه بخش نیازمند توجه به برخی زیرساخت‌ها و امکانات اساسی است. به نظر من، هرچند در برخی حوزه‌ها شرایط قابل قبول است، اما در بخش‌هایی نیز با چالش‌هایی مواجه هستیم که اگر برای آن‌ها برنامه‌ریزی و حمایت بیشتری صورت گیرد، می‌توان کیفیت آموزش و خدمات درمانی را به شکل قابل توجهی ارتقا داد.

در حوزه آموزش، خوشبختانه برخلاف برخی بخش‌ها که با کمبود نیروی انسانی مواجه هستند، ما از نظر تعداد اعضای هیأت علمی مشکل جدی نداریم و تعداد اساتید برای پیشبرد برنامه‌های آموزشی مناسب است. این موضوع یک نقطه قوت مهم برای دانشکده محسوب می‌شود. با این حال، یکی از چالش‌های اصلی ما در این حوزه، کمبود ابزار و تجهیزات آموزشی و درمانی در داخل بخش‌هاست. در برخی موارد، امکانات موجود بسیار محدود است و اساتید و دانشجویان ناچارند با حداقل امکانات کار را پیش ببرند. حتی در برخی بخش‌های تخصصی نیز با کمبود وسایل و تجهیزات مواجه هستیم و واقعاً می‌توان گفت که کارها با نوعی صرفه‌جویی و قناعت پیش می‌رود. بدیهی است که اگر تجهیزات آموزشی و درمانی بخش‌ها تکمیل و به‌روز شوند، هم کیفیت آموزش دانشجویان افزایش پیدا می‌کند و هم ارائه خدمات درمانی به بیماران با دقت و کیفیت بیشتری انجام خواهد شد.

در واقع در رشته‌ای مانند دندانپزشکی که بخش قابل توجهی از آموزش آن مبتنی بر کار عملی و بالینی است، تجهیزات نقش بسیار حیاتی دارند. دانشجو باید در محیطی آموزش ببیند که ابزارهای لازم برای تمرین و درمان در اختیار او باشد تا بتواند مهارت‌های لازم را به‌درستی کسب کند. بنابراین تقویت زیرساخت‌های تجهیزاتی در بخش‌های آموزشی و درمانی می‌تواند تأثیر مستقیمی بر کیفیت تربیت نیروهای متخصص داشته باشد.

موضوع دیگری که در دانشکده دندانپزشکی با آن مواجه هستیم، کمبود فضای مناسب برای اعضای هیئت علمی است. در حال حاضر بسیاری از اساتید یا اتاق‌های بسیار کوچکی در اختیار دارند یا حتی در برخی موارد یک اتاق به صورت مشترک میان دو نفر استفاده می‌شود. گاهی حتی امکانات اولیه مانند یک سیستم کامپیوتر مستقل نیز برای هر استاد فراهم نیست. این مسئله از آن جهت اهمیت دارد که اعضای هیئت علمی علاوه بر حضور در بخش‌های آموزشی و درمانی، نیاز دارند فضایی مناسب برای مطالعه، انجام امور پژوهشی، آماده‌سازی مطالب آموزشی و همچنین استراحت کوتاه میان ساعات تدریس و حضور در بخش داشته باشند.

اگر برای هر یک از اساتید فضای کاری مستقل و مناسبی در نظر گرفته شود، این موضوع می‌تواند به افزایش تمرکز، بهره‌وری و کیفیت فعالیت‌های علمی و آموزشی آن‌ها کمک کند. وجود یک اتاق مناسب با امکانات اولیه، فضایی فراهم می‌کند تا استاد بتواند در فاصله میان کلاس‌ها و فعالیت‌های بالینی، به امور علمی، پژوهشی و برنامه‌ریزی آموزشی خود بپردازد.

در مجموع، به نظر می‌رسد مهم‌ترین اقداماتی که می‌تواند به بهبود فضای دانشگاه در سه حوزه آموزش، پژوهش و درمان کمک کند، تقویت تجهیزات و امکانات بخش‌های آموزشی و درمانی و همچنین فراهم کردن فضای کاری مناسب برای اعضای هیأت علمی است. توجه به این موارد نه‌تنها شرایط کاری اساتید و دانشجویان را بهبود می‌بخشد، بلکه در نهایت منجر به ارتقای کیفیت آموزش، توسعه فعالیت‌های پژوهشی و ارائه خدمات درمانی بهتر به جامعه خواهد شد.

 

71

در حوزه پژوهشی، ما هیأت علمی پژوهشی مجزا داریم. معمولاً اعضای هیأت علمی آموزشی به دلیل حجم بالای فعالیت‌های آموزشی، فرصت کمتری برای تمرکز بر امور پژوهشی پیدا می‌کنند.

با این حال، بخش ما یکی از بخش‌هایی است که همواره ظرفیت پایان‌نامه‌های اساتید آن تکمیل است. علی‌رغم مسئولیت‌های درمانی و آموزشی   چه در بخش عمومی و چه در بخش تخصصی  تقریباً تمامی اساتید ما هر سال بین ۳ تا ۴ پایان‌نامه را با دانشجویان عمومی و تخصصی راهنمایی می‌کنند.

با این وجود، بخش عمده فعالیت‌ها همچنان بر عهده اساتید آموزشی است که علاوه بر وظایف درمانی و آموزشی، مسئولیت‌های پژوهشی را نیز بر عهده دارند.

بخش عمده مشکلات ما در حوزه پژوهش به مسأله بودجه مربوط می‌شود. معمولاً مبلغی به عنوان هزینه‌های طرح در پروپوزال تصویب می‌شود، اما روند پرداخت به این صورت است که ابتدا هزینه‌ها از سوی مجری پرداخت می‌شود و بازپرداخت آن گاه تا یک سال بعد انجام می‌گیرد.

در این فاصله زمانی، به دلیل تغییر قیمت‌ها، هزینه‌های واقعی با مبالغ پیش‌بینی‌شده در پروپوزال تفاوت قابل توجهی پیدا می‌کند. بنابراین هنگام خرید تجهیزات یا مواد مورد نیاز، قیمت‌ها معمولاً بالاتر از ارقام مصوب اولیه است. در بسیاری از موارد، این اختلاف قیمت ناچاراً توسط استاد راهنما تأمین می‌شود.

علاوه بر این، حتی از همان مبلغ مصوب نیز کسوراتی مانند مالیات کسر می‌شود و سپس بازپرداخت انجام می‌گیرد. مجموعه این مسائل می‌تواند از جذابیت و انگیزه انجام طرح‌های پژوهشی برای اساتید بکاهد.

با وجود تمام محدودیت‌ها و مشکلات موجود در حوزه بودجه و اجرای طرح‌های پژوهشی، اساتید به دلیل علاقه شخصی به فعالیت‌های علمی و همچنین با توجه به الزام دانشجویان برای گذراندن پایان‌نامه، همچنان مسئولیت اجرای این طرح‌ها را می‌پذیرند و با صرف وقت و هزینه، آن‌ها را به سرانجام می‌رسانند.

در بخش فعالیت‌های پژوهشی، طرح‌هایی که در سال‌های اخیر اجرا شده‌اند عمدتاً مربوط به پایان‌نامه‌های دانشجویی بوده است. با این حال، مشاهده می‌شود که بسیاری از دانشجویان تمایل دارند موضوعاتی را انتخاب کنند که از نظر اجرایی ساده‌تر باشند. تعداد دانشجویانی که علاقه‌مند به انجام پژوهش‌های آزمایشگاهی هستند کمتر شده است و انجام کارهای کلینیکی، که پیچیدگی و دشواری بیشتری دارند، با استقبال محدودتری مواجه است.

این مسأله نیز یکی از چالش‌های فعلی در مسیر توسعه پژوهش‌های عمیق‌تر و کاربردی‌تر به شمار می‌رود.

خوشبختانه اخیراً موفق شدیم یکی از طرح‌های پژوهشی دشوار اما موفق خود را به پایان برسانیم. این طرح که با موضوع بررسی اثر “بوتاکس” بر اصلاح لبخند لثه‌ای انجام شد، یک پژوهش تماماً کلینیکی بود. همان‌طور که مستحضرید، اجرای پروژه‌های کلینیکی با چالش‌های منحصربه‌فردی همراه است؛ از جمله دشواری در متقاعد کردن بیماران برای ورود به طرح که علی‌رغم رایگان بودن خدمات، همچنان فرآیند جذب و جلب اعتماد آنان پرچالش است.

علاوه بر این، ماهیت این طرح به‌گونه‌ای بود که بیمار باید در سه مرحله مجزا برای پیگیری مراجعه می‌کرد که این موضوع هماهنگی‌ها را پیچیده‌تر می‌کرد. نکته حائز اهمیت این است که بخشی از مراحل اجرایی این طرح با دوره  جنگ ۱۲ روزه همزمان شد که مشکلات متعددی را برای ما ایجاد کرد. با این وجود، با تلاش‌های پیگیرانه و مستمر دانشجوی عزیزمان، خانم مهلا جعفری، این طرح با موفقیت کامل به سرانجام رسید و نتایج بسیار ارزشمندی به دست آمد.

شیرین‌ترین بخش ماجرا، مشاهده رضایت قلبی بیماران پس از اتمام دوره درمان بود؛ اشتیاق و پیگیری خودِ بیماران برای مراجعات بعدی، به ما ثابت کرد که علی‌رغم تمامی سختی‌ها و محدودیت‌های اجرایی که پیش‌تر به آن‌ها اشاره شد، انجام چنین کارهای کلینیکی و اثربخش، ارزشمند و بسیار امیدوارکننده است.

یکی از طرح‌هایی که واقعاً نتیجه آن را به‌صورت عینی مشاهده کردم، همین طرح بود. من شخصاً تأثیر آن را دیدم و رضایت بیماران را به‌طور مستقیم تجربه کردم. اجرای این طرح باعث شد خستگی کار از بین برود و نتیجه بسیار مطلوبی به همراه داشته باشد. بیماران رضایت بالایی از روند درمان و نتایج حاصل داشتند.

از نظر کلینیکی نیز به این نتیجه رسیدیم که اثر تزریق بوتاکس، حداقل تا پنج ماه دست‌کم ۵۰ درصد ماندگاری داشته است. این میزان ماندگاری و رضایت بیماران، نشان‌دهنده موفقیت‌آمیز بودن طرح بود.

دیدار با رهبرشهید

در سال‌هایی که عضو بنیاد ملی نخبگان بودم، این فرصت را داشتم که دو بار به همراه جمعی از نخبگان کشور با مقام معظم رهبری دیدار داشته باشم. این دیدارها برای من تجربه‌ای بسیار جالب و به‌یادماندنی بود. نخستین دیدار در سال ۱۳۸۵ و دیدار دوم در سال ۱۳۸۷ برگزار شد. حضور در این جلسات و شنیدن سخنان ایشان درباره علم، پیشرفت و مسئولیت نخبگان در قبال جامعه، تأثیر عمیقی بر نگاه و انگیزه من گذاشت.

علت دعوت این بود که در آزمون جامع علوم پایه، رتبه اول کشوری را کسب کرده بودم و به‌عنوان برگزیده معرفی شده بودم. به همین مناسبت برای دیدار دعوت شدیم. اگر درست به خاطر داشته باشم، در مجموع سه نفر دعوت شده بودیم. جزئیات مربوط به دانشکده را دقیق به یاد ندارم، اما حضور خودم و آن فضای خاص کاملاً در خاطرم مانده است.

آن دیدار، جلسه‌ای محدود و نسبتاً خصوصی بود؛ در آن جلسه، رهبر معظم انقلاب درباره جایگاه علم، اهمیت دانش و نقش دانشمندان در پیشرفت کشور سخنرانی کردند. پس از سخنرانی، تعدادی از برگزیدگان، به‌ویژه کسانی که از سوی بنیاد نخبگان دعوت شده بودند، فرصت یافتند مشکلات، دغدغه‌ها و پیشنهادهای خود را مطرح کنند. در پایان جلسه نیز از طرف نهاد رهبری هدایایی به رسم یادبود اهداء شد. آن دیدار برای من بسیار خاطره‌انگیز و ارزشمند بود؛ اینکه از فاصله‌ای نزدیک توفیق دیدار داشته باشیم، برایم تجربه‌ای خاص و ماندگار شد.

دومین دیدار در سال ۱۳۸۷ برگزار شد. این جلسه نسبت به دیدار نخست، عمومی‌تر بود. اگر در جلسه اول جمعیتی حدود ۱۰۰ نفر حضور داشتند، در دیدار دوم که در سالن اصلی حسینیه پایین برگزار شد، حدود ۵۰۰ تا ۶۰۰ نفر دعوت شده بودند. در این جلسه نیز ابتدا سخنرانی انجام شد و نکاتی ارشادی و راهبردی مطرح گردید. سپس چند نفر از دانشجویان منتخب، مشکلات و پیشنهادهای خود را بیان کردند. این دیدار دوم نیز برای من تجربه‌ای مهم و به‌یادماندنی بود.

زمانی که خبر شهادت ایشان را شنیدم، روزی بسیار خاص و متفاوت بود. با توجه به اینکه دو بار توفیق دیدار داشتم، این خبر برایم بار عاطفی سنگینی داشت. حس ناباوری، اندوه و بهت با هم آمیخته بود. هرچند گذر زمان و شرایط، ما را برای شنیدن چنین خبرهایی آماده‌تر می‌کند، اما در لحظه نخست، پذیرش آن بسیار دشوار بود و خاطرات آن دیدارها بار دیگر در ذهنم مرور شد.

وب دا، با توجه به فعالیت دانشگاه در سه حوزه آموزش، درمان و پژوهش حفظ ارتباط این سه حوزه از نگاه شما تا چه حد اهمیت دارد و اساسا آیا می‌توان این سه حوزه را اولویت بندی کرد ؟

اگر بخواهیم بین آموزش، پژوهش و درمان اولویت‌بندی کنیم، طبیعتاً تا حد زیادی به علاقه فردی بستگی دارد. اما در محیط دانشگاه، زمانی که وارد این فضا می‌شویم، از نظر من اولویت نخست آموزش است؛ چه در بخش عمومی و چه در بخش تخصصی.

از آنجا که فعالیت ما ماهیتی بالینی دارد، آموزش به‌طور طبیعی باید در کنار درمان قرار بگیرد. به عبارت دیگر، در کنار واحدهای نظری و تئوری که تدریس می‌کنیم، لازم است بخش درمانی نیز وجود داشته باشد تا آموزش کامل‌تر و کاربردی‌تر شود. این بخش درمان می‌تواند در کلینیک دانشگاهی یا در مطب انجام شود. بنابراین، در فضای دانشگاهی آموزش در اولویت اول قرار دارد و درمان به‌عنوان مکمل ضروری آموزش مطرح می‌شود.

در کنار این دو، پژوهش نیز اهمیت زیادی دارد؛ زیرا از طریق پژوهش می‌توانیم خود را با علم روز دنیا همگام نگه داریم و همچنین به پرسش‌هایی که در جریان کار بالینی برای ما ایجاد می‌شود، پاسخ علمی بدهیم. به همین دلیل، پژوهش باید همواره در کنار آموزش و درمان حضور داشته باشد.

اگر شرایط و حمایت‌های لازم وجود داشته باشد، انجام پژوهش در کنار آموزش می‌تواند کمک بزرگی به پیشبرد علم و ارتقای کیفیت آموزش و درمان کند.

ورود به رشته‌های پزشکی و زیرشاخه‌های آن، پیش از هر چیز نیازمند علاقه و اشتیاق قلبی است. به اصطلاح باید  کفش آهنین به پا کرد؛ چرا که مسیر تحصیل و فعالیت در این حوزه، طولانی و پرچالش است. بدون داشتن این انگیزه درونی، انسان در میانه راه کم می‌آورد و انرژی لازم برای پیمودن مسیر را از دست می‌دهد.

به اعتقاد من، اگر کسی تنها با هدف کسب جایگاه اجتماعی وارد این رشته‌ها شود، شاید پس از اخذ تخصص به ظاهر به هدفش رسیده باشد، اما در عمق کار دچار تردید می‌شود. در مقابل، کسی که هدفش اثرگذاری و رسیدن به بالاترین سطح علمی و تجربی در حوزه کاری خودش باشد، به جایگاه واقعی و رضایت‌بخشی دست خواهد یافت. البته رسیدن به چنین جایگاهی، مستلزم تلاشی بی‌پایان است.

من سختی‌های مسیر، از دوران امتحانات پایان‌ترم گرفته تا مراحل دشوارتر مانند آزمون تخصص و پس از آن آزمون بورد را به خوبی درک کرده‌ام. وقتی به آن روزهای پرفشار نگاه می‌کنم، اگرچه سختی‌ها بسیار ملموس هستند، اما شیرینی گذر از این مراحل و دستاوردهایی که به همراه داشت، تمام آن دشواری‌ها را برایم به خاطراتی ارزشمند تبدیل کرده است.

واقعیت این است که این مسیر سختی‌های زیادی دارد. شب‌بیداری‌های فراوان، صرف‌نظر کردن از تفریح، خوشی‌ها و بسیاری از لذت‌های معمول زندگی، بخشی از واقعیت این راه است. به یاد دارم در سال‌هایی که درگیر درس و آزمون‌های مهم بودم، بارها پیش می‌آمد که اعضای خانواده یا دوستان به مهمانی، سفر و تفریح می‌رفتند، اما من ناچار بودم از بسیاری از این موقعیت‌ها بگذرم؛ چون باید برای امتحان‌های مهمی مانند آزمون بُرد آماده می‌شدم.

بخش قابل توجهی از سال‌هایی که معمولاً برای افراد در دهه دوم و سوم زندگی، از بهترین و شیرین‌ترین سال‌های عمر به شمار می‌رود، برای ما در مسیر درس، تلاش علمی و پیشرفت حرفه‌ای سپری شد. البته امروز که از فاصله‌ای دورتر به آن دوران نگاه می‌کنم، با وجود همه دشواری‌ها، احساس می‌کنم این سختی‌ها ارزشش را داشت؛ چون در کنار تمام فشارها، شیرینی خاصی هم در رسیدن به هدف و عبور از مراحل دشوار وجود داشت.

با این حال، پیمودن چنین مسیری بدون علاقه و انگیزه کافی تقریباً ناممکن است. به همین دلیل، بسیار مهم است که افراد پیش از انتخاب رشته، ابتدا علاقه واقعی خود را بشناسند و سپس بر اساس آن تصمیم بگیرند. این موضوع اهمیت زیادی دارد، زیرا هر کسی پس از ورود به یک رشته، تا سال‌ها و حتی تا پایان عمر حرفه‌ای خود با همان حوزه سروکار خواهد داشت. اگر انتخاب رشته بدون شناخت، علاقه و آگاهی انجام شود، احتمال پشیمانی در آینده بسیار زیاد خواهد بود.

به نظر من، اگر فرد بتواند از ابتدا رشته‌ای را انتخاب کند که واقعاً به آن علاقه‌مند است، پس از آن باید با تمام توان، وقت و انرژی خود برای رشد و پیشرفت در آن مسیر تلاش کند. آنچه امروز در میان برخی از جوانان و نسل جدید بیشتر مشاهده می‌کنم، این است که گاهی انتخاب رشته بیش از حد از دید مالی نگریسته می شود. برای مثال، بعضی افراد به این فکر می‌کنند که به سراغ رشته‌ای مانند دندان‌پزشکی یا برخی تخصص‌ها بروند، صرفاً به این دلیل که درآمد بالاتری دارد.

به اعتقاد من، این نگاه نمی‌تواند معیار درستی برای یک انتخاب سرنوشت‌ساز باشد. ممکن است جنبه مالی در کوتاه‌مدت جذاب به نظر برسد، اما اگر علاقه، توانمندی و اشتیاق واقعی پشت آن انتخاب نباشد، فرد در ادامه مسیر با فرسودگی، نارضایتی و حتی پشیمانی مواجه خواهد شد. بنابراین، در انتخاب رشته باید پیش از هر چیز به علاقه، استعداد، توانایی تحمل سختی‌های مسیر و چشم‌انداز بلندمدت توجه کرد، نه صرفاً به درآمد و موقعیت مالی.

بعضی شغل‌ها هستند که شاید با همان میزان درآمد، در سنین خیلی پایین‌تر و با مسیر کوتاه‌تر به نتیجه می‌رسند. اما وقتی وارد چنین رشته‌هایی می‌شوید، درست است که ممکن است درآمد خوبی هم داشته باشند، ولی اگر علاقه‌ای در کار نباشد، آن درآمد دیگر برایتان جذابیتی نخواهد داشت. به همین دلیل بهتر است صرفاً دنبال درآمد نباشیم؛ اگر مسیر را درست طی کنیم، درآمد خودش به‌دست می‌آید.

وب دا، با توجه به نقش مهم و اثرگذار اساتید در فضاهای مختلف آموزشی و پژوهشی و درمانی دانشگاه ، از نگاه شما یک استاد موفق در این حوزه‌ها چه شاخصه‌هایی دارد؟

  من حدود سه سال خارج از دانشگاه فعالیت داشتم. اگر بخواهیم از نظر مالی مقایسه کنیم، فعالیت درمانی خارج از دانشگاه نسبت به زمانی که در دانشگاه صرف می‌کنم درآمد بسیار بیشتری دارد. با این حال، خودم تصمیم گرفتم دوباره به محیط دانشگاه برگردم، چون به این فضا علاقه دارم.

واقعیت این است که اگر کسی واقعاً به آموزش علاقه نداشته باشد، دانشجوها را دوست نداشته باشد و از انتقال دانش و تجربه‌هایش لذت نبرد، در این کار موفق نخواهد شد. علاقه به آموزش یک عامل اساسی است.

در کنار این علاقه، استاد باید همواره خودش را با دانش روز دنیا به‌روز نگه دارد. در هر رشته‌ای که باشیم، منابع و یافته‌های جدیدی منتشر می‌شود و لازم است خودمان را با آن‌ها منطبق کنیم تا بتوانیم آموزش مؤثر و به‌روزی ارائه دهیم.

آن علاقه واقعاً اهمیت بسیار زیادی دارد. اگر دوباره بخواهیم موضوع را صرفاً از جنبه مالی نگاه کنیم، اینکه کسی فقط به این دلیل که تصور می‌کند از نظر مالی استاد دانشگاه بودن وضعیت خوبی دارد این مسیر را انتخاب کند، به نظر من کافی نیست. در کنار آن، حتماً باید علاقه وجود داشته باشد.

این علاقه است که باعث می‌شود بتوانید با اشتیاق دانشی را که آموخته‌اید به دانشجویان منتقل کنید و آن‌ها را نسبت به موضوعی که آموزش می‌دهید قانع و علاقه‌مند کنید. بدون این علاقه، آموزش عمق و اثرگذاری لازم را نخواهد داشت.

وب دا، آیا خانواده در پیشرفت تحصیلی و شغلی شما مؤثر بوده اند؟

خانواده نقش بسیار مهمی در مسیر پیشرفت تحصیلی و شغلی هر فرد دارد. در زندگی من هم این نقش کاملاً پررنگ بوده است. پدرم بازاری بودند و از نظر مالی زندگی نسبتاً مرفهی داشتیم. به دلیل مشغله کاری، فرصت چندانی برای رسیدگی مستقیم به درس و مشق ما نداشتند؛ اما مادرم بسیار پیگیر و دلسوز بودند. با اینکه تعداد خواهر و برادرها زیاد بود، برای تک‌تک ما وقت می‌گذاشتند و همواره تأکید می‌کردند که اولویت زندگی‌مان درس و پیشرفت علمی باشد.

مادرم هیچ‌وقت ما را به صرفِ پول درآوردن تشویق نمی‌کردند؛ همیشه می‌گفتند در هر رشته‌ای که هستید، پیشرفت کنید و به جایگاهی برسید که برای مردم مفید باشید. حتی امروز هم تأکیدشان این است که در هر موقعیتی که قرار داریم، طوری عمل کنیم که خداوند از ما راضی باشد و وجودمان برای دیگران اثر و فایده داشته باشد. واقعاً معتقدم جایگاهی که امروز به آن رسیده‌ام، تا حد زیادی مدیون حمایت‌ها و تربیت پدر و مادرم هستم.

پس از خانواده، همسرم نقش بسیار مهمی در مسیر من داشته‌اند. ایشان نیز در رشته پزشکی و متخصص پاتولوژی هستند و در بیمارستان امام رضا(ع) به عنوان کادر درمان فعالیت می‌کنند. من سال اول ورود به دوره تخصص ازدواج کردم و از همان ابتدا همراهی و حمایت همسرم را در کنار خودم داشتم. چه در دوران تحصیل، چه در زمان طرح، و چه بعد از ورود جدی‌تر به فضای دانشگاه و فعالیت حرفه‌ای، همیشه پشتیبان من بوده‌اند.

به‌طور طبیعی، وقتی وارد محیط دانشگاه و فعالیت آموزشی می‌شوید، مسئولیت‌ها چند برابر می‌شود: از یک سو در دانشگاه سمت و مسئولیت دارید، از سوی دیگر در مطب مشغول فعالیت درمانی هستید و در خانه نیز نقش همسر و مادر را بر عهده دارید. جمع کردن همه این نقش‌ها در کنار هم بدون همراهی خانواده واقعاً دشوار است. اگر حمایت همسر و پدر و مادر نباشد، طی کردن این مسیر بسیار سخت خواهد بود.

مادرم خانه‌دار بودند، اما همه فرزندان خانواده تحصیلات دانشگاهی دارند؛ برخی در مقطع دکتری و برخی در مقطع کارشناسی ارشد و کارشناسی مشغول فعالیت هستند. این نشان می‌دهد که تأکید و پیگیری ایشان تا چه اندازه در آینده ما اثرگذار بوده است.

وب دا، اوقات فراغت را معمولاً به چه فعالیت هایی می پردازید؟

در مورد اوقات فراغت، با توجه به مشغله‌های کاری، سعی کرده‌ام برنامه‌ام را به‌گونه‌ای تنظیم کنم که بتوانم برای خانواده و خودم هم زمان بگذارم. به همین دلیل تعداد روزهای حضورم در مطب را محدود کرده‌ام. با اینکه صبح‌ها هر روز در دانشگاه هستم، مطب را فقط سه روز در هفته می‌روم تا بتوانم در بقیه روزها، به‌ویژه بعدازظهرها و همچنین پنجشنبه و جمعه، در کنار خانواده باشم.

بیشتر اوقات فراغتم را با خانواده سپری می‌کنم. البته بخشی از زمانی که باقی می‌ماند، صرف تحقیق و مطالعه می‌شود؛ چون معمولاً انجام همه این امور در محیط دانشگاه امکان‌پذیر نیست و بخشی از آن را باید در خانه ادامه داد. اگر خارج از این برنامه‌ها باز هم وقتی باقی بماند، شخصاً بیشتر به مطالعه علاقه دارم و ترجیح می‌دهم وقتم را به کتاب‌خواندن و یادگیری اختصاص دهم.

 

72

وب دا، لطفاً در ابتدا خود را برای مخاطبان این گفتگو معرفی بفرمایید ( نام و نام خانوادگی ، در چه سالی و در کجا متولد شدید ) و شرح مختصری از سوابق تحصیلی دوران مدرسه و دانشگاه بفرمایید که در کجا و چه سالهایی طی شد؟

بنده نفرولوژیست و استاد نفرولوژی دانشگاه علوم پزشکی مشهد هستم و در حال حاضر در بیمارستان‌های امام رضا (ع) و منتظریه مشغول به خدمت، آموزش دانشجویان و ارائه خدمات درمانی به بیماران هستم و فعالیت‌های علمی، آموزشی و پژوهشی خود را در این مراکز دنبال می‌کنم.

بنده در سال ۱۳۴۷ در شهر بیرجند متولد شدم. دوران کودکی و نوجوانی و همچنین تحصیلات ابتدایی و راهنمایی خود را نیز در همان شهر بیرجند سپری کردم. دوره دبستان را در مدرسه سندروس گذراندم و پس از آن مقطع راهنمایی را در مدرسه شهدای انقلاب ادامه دادم. دوران دبیرستان نیز در دبیرستان چمران بیرجند طی شد و در همانجا تحصیلات متوسطه خود را به پایان رساندم.

پس از پایان دوره دبیرستان، در سال ۱۳۶۵ در رشته پزشکی عمومی دانشگاه علوم پزشکی مشهد پذیرفته شدم و تحصیلات دانشگاهی خود را در این دانشگاه آغاز کردم. بعد از اتمام دوره پزشکی عمومی، دوره طرح خود را ابتدا در شهرستان قوچان و سپس در شهر یزد گذراندم و در این مدت تجربه‌های بالینی ارزشمندی در زمینه خدمت‌رسانی به بیماران کسب کردم. پس از آن در آزمون تخصص شرکت کردم و در رشته تخصصی داخلی در دانشگاه علوم پزشکی زاهدان پذیرفته شدم و دوره تخصص داخلی خود را در همان دانشگاه گذراندم.

پس از پایان دوره تخصص داخلی، با توجه به علاقه‌ای که به بیماری‌های کلیه داشتم، تصمیم گرفتم در این حوزه ادامه تحصیل بدهم و بنابراین فوق‌تخصص نفرولوژی را انتخاب کردم. دوره فوق‌تخصص نفرولوژی را در دانشگاه علوم پزشکی مشهد از سال ۱۳۸۱ تا سال ۱۳۸۳ گذراندم.

پس از فارغ‌التحصیلی از این دوره، از سال ۱۳۸۳ به عنوان عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد و دستیار فوق تخصصی در این دانشگاه مشغول به فعالیت شدم و تا امروز در حوزه‌های آموزشی، درمانی و پژوهشی در خدمت دانشگاه و بیماران بوده‌ام.

در طول این سال‌ها مسئولیت‌های مختلفی را نیز بر عهده داشته‌ام که بیشتر آن‌ها در حوزه آموزش بوده است. از جمله این مسئولیت‌ها می‌توان به معاونت آموزشی گروه داخلی اشاره کرد که حدود ۱۰ سال این مسئولیت را بر عهده داشتم. همچنین در زمینه آموزش رزیدنت‌ها، دستیاران تخصصی و دانشجویان پزشکی نیز فعالیت مستمر داشته‌ام.

در زمینه فعالیت‌های پژوهشی نیز در طول سال‌های گذشته حدود ۸۰ تا ۱۰۰ مقاله علمی در مجلات داخلی و خارجی منتشر کرده‌ام. علاوه بر انتشار مقالات، در تألیف و نگارش چندین کتاب و فصل کتاب نیز همکاری داشته‌ام.

از جمله این آثار می‌توان به کتاب مدیریت بیماری‌های مسمومیت‌ها اشاره کرد که در آن در بخش مربوط به عوارض کلیوی مسمومیت‌ها همکاری داشته‌ام. همچنین در کتابی درباره عوارض پیوند کلیه، در نگارش فصل مربوط به تغذیه بیماران مشارکت داشته‌ام. در کتابی درباره سنگ‌های ادراری نیز در فرآیند نگارش و انتشار همکاری داشته‌ام. علاوه بر این، در تألیف کتابی در زمینه دیالیز که بیشتر برای آموزش پرستاران و کادر درمانی تهیه شده است نیز مشارکت داشته‌ام و این کتاب در حوزه آموزش بالینی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

در مجموع فعالیت‌های بنده در سه حوزه آموزش، پژوهش و درمان متمرکز بوده است. در زمینه پژوهش نیز یکی از فعالیت‌های مهم ما تأسیس یک مرکز تحقیقاتی بوده است.

این مرکز تحت عنوان  مرکز تحقیقات عوارض پیوند کلیه» تأسیس شد. این مرکز برای نخستین بار با همکاری جمعی از اساتید محترم از جمله آقای دکتر مهدوی، جناب آقای دکتر مجاهدی، سرکار خانم دکتر … و بنده به عنوان یکی از اعضای هیأت مؤسس شکل گرفت و مسئولیت ریاست آن را نیز بر عهده داشتم. این مرکز همچنان فعال است و فعالیت‌های علمی و تحقیقاتی خوبی در آن انجام می‌شود.

محل فعالیت این مرکز در بیمارستان‌های منتظریه و بیمارستان امام رضا (ع) است. البته نام آن مرکز تحقیقات عوارض پیوند کلیه انتخاب شده است، زیرا در زمان تأسیس باید نامی انتخاب می‌شد که مشابه آن در سایر مراکز تحقیقاتی کشور وجود نداشته باشد. به همین دلیل این عنوان انتخاب شد؛ اما در عمل فعالیت‌های تحقیقاتی این مرکز فقط محدود به عوارض پیوند کلیه نیست و طیف گسترده‌ای از بیماری‌های کلیوی را شامل می‌شود.

یکی از مزیت‌های مهم این مرکز وجود داده‌های بالینی و اطلاعات بیماران است. همان‌طور که می‌دانید، در کارهای تحقیقاتی دسترسی به دیتاها و اطلاعات بیماران بسیار اهمیت دارد. در این مرکز به دلیل وجود بیماران دیالیزی، بیماران پیوند کلیه و همچنین بیماران مبتلا به بیماری‌های مختلف کلیوی، مجموعه‌ای از داده‌های ارزشمند در اختیار محققان قرار دارد.

همچنین در بیمارستان منتظریه یک رجیستری پیوند کلیه وجود دارد که اطلاعات بسیار خوبی از بیماران پیوندی در آن ثبت شده است. این داده‌ها می‌تواند منبع بسیار مناسبی برای انجام تحقیقات علمی توسط دانشجویان و پژوهشگران باشد.

 

73

دانشجویان می‌توانند با مراجعه به این مرکز از این اطلاعات استفاده کنند. اساتید مرکز تحقیقات نیز همکاری کامل در زمینه طراحی طرح‌های پژوهشی، تهیه پروپوزال و راهنمایی در انجام تحقیقات دارند و تلاش می‌کنند مسیر انجام پژوهش برای دانشجویان ساده‌تر و سریع‌تر طی شود.

با توجه به تعداد قابل توجه بیماران دیالیزی، بیماران پیوند کلیه و بیماران مبتلا به بیماری‌های مختلف کلیوی، ظرفیت بسیار خوبی برای انجام تحقیقات در این حوزه وجود دارد. علاوه بر این، در زمینه‌های مرتبط مانند اورولوژی، سنگ‌های کلیه، عفونت‌های ادراری و سایر بیماری‌های دستگاه ادراری نیز امکان انجام مطالعات پژوهشی فراهم است.

این مجموعه امکانات می‌تواند کمک بسیار زیادی به توسعه فعالیت‌های تحقیقاتی در حوزه بیماری‌های کلیه و مجاری ادراری کند. در حدود سال‌های ۱۳۹۰ نیز این فعالیت‌ها شکل منسجم‌تر و سازمان‌یافته‌تری پیدا کرد و زمینه برای گسترش تحقیقات و همکاری‌های علمی در این حوزه فراهم‌تر شد.

وب دا، با توجه به فعالیت دانشگاه در سه حوزه آموزش، درمان و پژوهش حفظ ارتباط این سه حوزه از نگاه شما تا چه حد اهمیت دارد و اساسا آیا می‌توان این سه حوزه را اولویت بندی کرد ؟

در میان این سه حوزه یعنی آموزش، پژوهش و درمان، معمولاً در دانشگاه‌ها بحث می‌شود که کدام یک باید در اولویت قرار بگیرد. بسیاری از افراد اعتقاد دارند که آموزش باید در اولویت نخست باشد و پس از آن پژوهش و سپس درمان قرار گیرد و گاهی هم گفته می‌شود که درمان بار سنگینی بر دوش دانشگاه می‌گذارد. اما دیدگاه من تا حدودی با این نظرها متفاوت است.

به نظر من در وهله اول باید به درمان توجه شود؛ یعنی اولین اولویت ما باید ارائه درمان مناسب و اصولی به بیماران باشد. البته منظور از درمان، درمانی است که بر پایه اصول علمی، دانش روز و تجربه بالینی صحیح انجام شود. وقتی شما بیماری را به شکل درست و علمی درمان می‌کنید، در واقع همان فرایند درمان خود به نوعی آموزش نیز محسوب می‌شود؛ یعنی دانشجویان و دستیاران در کنار این روند درمانی، عملاً آموزش می‌بینند و تجربه بالینی کسب می‌کنند.

بنابراین وقتی یک بیمار به شکل صحیح و علمی درمان شود، در دل همان فرایند درمان، آموزش و حتی زمینه‌هایی برای پژوهش نیز شکل می‌گیرد و این سه حوزه در عمل به یکدیگر پیوند می‌خورند.

به نظر من درمان باید در اولویت اول قرار داشته باشد. یعنی ما باید ابتدا تمرکز اصلی خود را بر درمان بیماران بگذاریم، البته درمانی که کاملاً اصولی، علمی و بر اساس منابع معتبر انجام شود. اگر ما بخواهیم یک بیمار را به عنوان مثال درمان کنیم، فرض کنید بیماری با یک مشکل کبدی مراجعه کرده است. در چنین شرایطی این بیمار از نظر آموزشی نیز یک کیس بسیار مناسب محسوب می‌شود و از نظر پژوهشی هم حتی یک بیمار می‌تواند زمینه یک مطالعه علمی را فراهم کند برای مثال در همان بیماری کبدی که اشاره کردم، ممکن است در مسیر درمان نیاز باشد اقداماتی مانند ERCP انجام شود یا از روش‌ها و متدهای جدید درمانی که امروزه در پزشکی مطرح شده‌اند استفاده کنیم. چنین بیماری و بیمارانی از این دست که در مراکز درمانی دانشگاهی کم هم نیستند، در تمام مراحل آموزشی می‌توانند مورد استفاده قرار بگیرند. یعنی از مباحث فیزیوپاتولوژی گرفته تا مراحل بالاتر آموزش، همه در قالب همان یک بیمار قابل آموزش است.

از مرحله آموزش برای دانشجویان علوم پایه و استاژرها گرفته تا اینترن‌ها و حتی در مراحل بالاتر برای رزیدنت‌ها و فلوهای فوق تخصصی گوارش، همه می‌توانند از یک کیس واقعی چیزهای زیادی یاد بگیرند. در واقع اگر یک بیمار به درستی درمان شود، همان بیمار می‌تواند به یک منبع آموزشی کامل تبدیل شود.

از طرف دیگر با توجه به اینکه در دانشگاه‌های علوم پزشکی طیف بسیار متنوعی از بیماران مراجعه می‌کنند، دانشجویان و دستیاران فرصت مشاهده بیماری‌های گوناگون را دارند. این تنوع بیماران اهمیت زیادی در آموزش بالینی دارد. حتی اگر در یک بخش بارها با بیماری‌های شایع مانند COPD مواجه شویم، باز هم این موضوع ارزشمند است، چون این‌ها جزو بیماری‌های شایع جامعه هستند و هرچه پزشک بیشتر این بیماران را ببیند، تسلط و مهارت بالینی او بیشتر می‌شود.

به عنوان مثال یک اینترن در بخش داخلی معمولاً حدود سه ماه حضور دارد. در همین مدت کوتاه هرچه تعداد بیشتری بیمار ببیند و تجربه بیشتری کسب کند، قطعاً یادگیری او بیشتر خواهد شد. بنابراین من معتقدم هرچه مواجهه با بیمار بیشتر باشد، آموزش عملی نیز عمیق‌تر و مؤثرتر خواهد بود.

به همین دلیل دیدگاه من برخلاف برخی از افرادی است که می‌گویند بار درمان در دانشگاه زیاد است و شاید باید کمتر شود. من معتقدم که اولویت با درمان است، البته درمانی درست، علمی و مبتنی بر منابع معتبر. یعنی هر اقدام درمانی باید بر اساس تکست‌ها و رفرنس‌های معتبر پزشکی و مطابق با آخرین متدها و راهنماهای علمی انجام شود. اگر چنین رویکردی وجود داشته باشد، همین فرایند درمان خود به یک پایه بسیار قوی آموزشی تبدیل می‌شود و در عین حال می‌تواند زمینه‌های پژوهشی را نیز فراهم کند.

حتی از نظر پژوهشی نیز گاهی اوقات یک بیمار می‌تواند منبع یک کار تحقیقاتی باشد. برای مثال ممکن است بیماری با یک وضعیت نادر یا کمتر دیده‌شده مراجعه کند که همان مورد می‌تواند به صورت یک کیس ریپورت منتشر شود. من خودم می‌بینم که همکاران ما و حتی خود ما گاهی با بیماران جالب و نادری مواجه می‌شویم که اگر فرصت فراهم شود، می‌توان آن‌ها را به صورت گزارش موردی منتشر کرد.

 

74

به‌ویژه در مرکز تحقیقات ما نیز این امکان وجود دارد که حتی از یک بیمار یک کیس ریپورت تهیه شود و به عنوان یک کار پژوهشی ارائه گردد. علاوه بر این، گاهی یک بیمار می‌تواند فراتر از یک کیس ریپورت نیز مورد بررسی قرار گیرد.

برای مثال اگر با بخش ژنتیک یا علوم پایه همکاری داشته باشیم، ممکن است از همان بیمار بررسی‌های ژنتیکی انجام شود. فرض کنید بیماری مراجعه کرده و ما یک ژن خاص را در او شناسایی کرده‌ایم. همان آزمایش ژنتیکی و همان یافته‌ها ممکن است زمینه انتشار چندین مقاله علمی را فراهم کند. بنابراین حتی یک بیمار هم می‌تواند مبنای چند کار پژوهشی قرار بگیرد.

به همین دلیل تأکید من این است که اولویت با درمان است، اما درمانی اصولی که با استفاده از همه امکانات موجود انجام شود. نباید به این شکل باشد که بگوییم مثلاً دستگاه آندوسکوپی ما خراب است یا کولونوسکوپی در دسترس نیست. البته درست است که کشور با برخی محدودیت‌ها و مشکلات اقتصادی مواجه است، اما بسیاری از امکانات ضروری را می‌توان فراهم کرد تا بیمار بتواند از خدمات مناسب بهره‌مند شود.

از طرف دیگر امروزه شرایط از نظر دسترسی به منابع علمی نیز بسیار بهتر از گذشته شده است. قبلاً ممکن بود برای پیدا کردن یک منبع علمی مجبور شویم در کتابخانه‌ها به دنبال یک کتاب خاص بگردیم، اما اکنون منابع بسیار گسترده‌ای از طریق اینترنت در دسترس قرار دارد. حتی ابزارهای هوش مصنوعی مانند چت‌جی‌پی‌تی نیز می‌توانند در بسیاری از موارد به انجام کارهای آموزشی و حتی پژوهشی کمک کنند و مسیر یادگیری و تحقیق را برای دانشجویان و اساتید ساده‌تر کنند.

بنابراین اگر درمان به شکل درست، علمی و مبتنی بر منابع معتبر انجام شود، در دل همان فرایند درمان، آموزش و پژوهش نیز به طور طبیعی شکل می‌گیرد و دانشگاه می‌تواند در هر سه حوزه آموزش، پژوهش و درمان عملکرد موفق‌تری داشته باشد.

وب دا، با توجه به تجربه‌ای که در فضای شغلی خود در دانشگاه داشته‌اید تصور می‌کنید چه اقدامات و برنامه‌هایی می‌تواند به هرچه بهتر شدن این فضا کمک کند؟

به نظر من یک پیشنهاد اساسی وجود دارد که می‌تواند تأثیر قابل توجهی داشته باشد .پیشنهاد من بیشتر در حوزه پژوهش است. بنده حدود دو سال ریاست یک مرکز تحقیقات را بر عهده داشتم. در آن زمان برای ارتقای علمی و رسیدن به مرتبه استادی، لازم بود تعداد قابل توجهی مقاله علمی منتشر شود. به همین دلیل برای هر پروپوزال و هر طرح تحقیقاتی زمان و انرژی زیادی صرف می‌کردم. اما در اواخر دوره فعالیت در مرکز تحقیقات به این نتیجه رسیدم که در واقع می‌توان بسیاری از این فرایندها را ساده‌تر و با برنامه‌ریزی بهتر انجام داد.

یکی از مهم‌ترین ظرفیت‌هایی که در دانشگاه‌ها وجود دارد، حضور تعداد زیاد دانشجویان است. ما دانشجویان زیادی داریم و در عین حال بسیاری از آن‌ها علاقه‌مند هستند که در طرح‌های پژوهشی مشارکت داشته باشند. در واقع بسیاری از دانشجویان از چنین فرصتی استقبال می‌کنند، به‌ویژه اگر در یک برنامه تحقیقاتی شرکت داده شوند و نام آن‌ها به عنوان نویسنده اول یا نویسنده دوم در مقاله درج شود.

از آنجا که امتیاز علمی معمولاً به دو جایگاه مهم در مقاله تعلق می‌گیرد، یعنی نویسنده اول و نویسنده مسئول ، می‌توان برنامه‌ریزی کرد که دانشجویان در این جایگاه‌ها قرار بگیرند. در چنین حالتی محققی که استاد راهنماست لزوماً نیاز ندارد در هر دو جایگاه حضور داشته باشد؛ حضور در یکی از این موقعیت‌ها نیز امتیاز علمی لازم را فراهم می‌کند.

بنابراین می‌توان بخش زیادی از کارهای پژوهشی را با کمک دانشجویان انجام داد. حتی استاد می‌تواند در دفتر کار خود پشت کامپیوتر بنشیند و از همانجا عناوین پژوهشی مختلفی را تعریف کند و به دانشجویان پیشنهاد دهد. برای مثال در همین دپارتمان داخلی که بنده در آن حضور دارم، عناوین بسیار زیادی برای کارهای پژوهشی وجود دارد که می‌توان آن‌ها را به دانشجویان واگذار کرد.

خوشبختانه در بخش پژوهش نیز همکارانی حضور دارند که در زمینه طراحی پروپوزال، تحلیل آماری و مراحل مختلف پژوهش می‌توانند راهنمایی لازم را ارائه دهند. از طرف دیگر، ما منابع داده بسیار ارزشمندی نیز در اختیار داریم؛ برای مثال داده‌های مربوط به بیماران دیالیزی، بیماران پیوند کلیه و سایر بیماری‌های کلیوی در دسترس هستند.

گاهی حتی از یک مجموعه داده یا یک گروه از بیماران می‌توان تعداد زیادی عنوان پژوهشی استخراج کرد. ممکن است از یک مجموعه داده بتوان ۱۰ یا حتی ۲۰ عنوان مقاله علمی تهیه کرد. در چنین شرایطی می‌توان چندین دانشجو را درگیر کار پژوهشی کرد. فرض کنید ۱۰ دانشجو وارد این فرایند شوند؛ هر کدام یک عنوان پژوهشی دریافت کنند، در حالی که داده‌ها مربوط به یک بانک اطلاعاتی مشترک مانند داده‌های دیالیز، پیوند یا سنگ کلیه است.

این ۱۰ دانشجو می‌توانند هر کدام یک مقاله تهیه کنند و در نهایت ۱۰ مقاله علمی از همان مجموعه داده استخراج شود. حتی ممکن است از هر کدام از این مطالعات نیز پژوهش‌های بعدی شکل بگیرد. در این حالت نام هر یک از دانشجویان در مقاله مربوط به خودشان درج می‌شود و استاد نیز به عنوان نویسنده مسئول حضور دارد. در واقع استاد با هدایت علمی کار و بدون نیاز به صرف زمان بسیار زیاد می‌تواند نقش مؤثری در تولید مقالات داشته باشد.

به این ترتیب ممکن است با هدایت یک استاد و همکاری چند دانشجو، تعداد زیادی مقاله تولید شود. اگر این روند را در مقیاس بزرگ‌تر در نظر بگیریم، می‌توان با استفاده از ظرفیت دانشجویان تحصیلات تکمیلی و پزشکی، تولیدات علمی دانشگاه را به شکل قابل توجهی افزایش داد.

 

75

از سوی دیگر باید توجه داشت که برخی مقالات می‌توانند در مدت زمان کوتاه‌تری منتشر شوند، در حالی که برخی دیگر مانند مطالعات کلینیکی ممکن است چند سال زمان ببرند. بنابراین لازم است ترکیبی از طرح‌های کوتاه‌مدت و بلندمدت در برنامه پژوهشی دانشگاه وجود داشته باشد.

نکته مهم دیگر این است که ما باید روی دانشجویان سرمایه‌گذاری کنیم. اگر دانشجو بداند که در یک پروژه پژوهشی نام او به عنوان نویسنده درج می‌شود، معمولاً با انگیزه و علاقه بسیار خوبی همکاری می‌کند.

از نظر مالی نیز همیشه وضعیت به آن اندازه که تصور می‌شود دشوار نیست. برای مثال در همین اواخر تجربه جالبی داشتم. یکی از همکاران علوم پایه در دانشگاه آزاد از ما دعوت کرده بود تا برای فعال‌تر شدن مرکز تحقیقات آنجا همکاری کنیم. در ابتدا تصور می‌کردم هدف این است که ما به آن مرکز کمک کنیم تا فعالیت پژوهشی بیشتری داشته باشد، اما در عمل متوجه شدم که حتی با تعداد محدودی بیمار نیز می‌توان پژوهش‌های خوبی انجام داد.

برای مثال ممکن است ما فقط چند بیمار با یک بیماری خاص مانند کلیه پلی‌کیستیک در اختیار یک پژوهشگر قرار دهیم. همان چند بیمار می‌توانند مبنای بررسی‌های ژنتیکی قرار بگیرند. پژوهشگر ممکن است یک ژن یا یک کد ژنتیکی خاص را بررسی کند و از همان مطالعه یک یا چند مقاله علمی استخراج شود.

نکته جالب اینجاست که در بسیاری از موارد حتی هزینه‌های این نوع پژوهش‌ها نیز آن‌قدر بالا نیست که تصور می‌شود. گاهی دانشجویانی که برای پایان‌نامه خود به داده یا آزمایش خاصی نیاز دارند، حاضرند بخشی از هزینه‌ها را نیز تأمین کنند. در بسیاری از موارد این هزینه‌ها در حد مبالغ بسیار کمتر از آن چیزی است که تصور می‌شود.

نکته مهم دیگری هم وجود دارد و آن این است که تعداد زیادی پایان‌نامه در دانشگاه انجام شده که هرگز به مقاله علمی تبدیل نشده‌اند. در حالی که اگر این پایان‌نامه‌ها در مراکز تحقیقاتی جمع‌آوری و بازبینی شوند، بسیاری از آن‌ها قابلیت تبدیل شدن به مقاله علمی را دارند. در مرکز تحقیقات ما نیز این امکان وجود دارد که پایان‌نامه‌هایی که با اساتید حوزه کلیه انجام شده‌اند دوباره بررسی شوند و از آن‌ها مقاله استخراج شود.

در مجموع به نظر من مهم‌ترین نکته این است که از ظرفیت دانشجویان به شکل جدی استفاده شود. اگر دانشجو بداند که نام او در مقاله درج می‌شود و نتیجه کار او دیده خواهد شد، با انگیزه بسیار زیادی کار می‌کند. حتی بسیاری از دانشجویان علاقه‌مند هستند در پروژه‌های پژوهشی مشارکت کنند، فقط کافی است مسیر برای آن‌ها مشخص شود.

اکنون که به گذشته نگاه می‌کنم، احساس می‌کنم در برخی موارد شاید انرژی زیادی صرف کارهایی شد که می‌توانست ساده‌تر انجام شود. در حالی که با هدایت درست دانشجویان علاقه‌مند و استفاده از داده‌های موجود، حتی از پشت میز کار و با مدیریت علمی مناسب می‌توان پژوهش‌های ارزشمند زیادی انجام داد و تولید علمی دانشگاه را به شکل قابل توجهی افزایش داد.

وب دا، با توجه به نقش مهم و اثرگذار اساتید در فضاهای مختلف آموزشی و پژوهشی و درمانی دانشگاه ، از نگاه شما یک استاد موفق در این حوزه‌ها چه شاخصه‌هایی دارد؟

به نظر من اصول کلی آن تا حد زیادی برای همه شناخته شده است. البته من شخصاً هیچ‌وقت خودم را یک استاد کاملاً موفق نمی‌دانم، اما بر اساس تجربه‌ای که در سال‌های تدریس و کار دانشگاهی داشته‌ام، می‌توان به چند نکته مهم اشاره کرد.

به نظر من در درجه اول، مهم‌ترین ویژگی یک استاد اخلاق خوب است. برخورد مناسب، احترام به دانشجو و داشتن رفتار انسانی و محترمانه با دانشجویان بسیار اهمیت دارد. این موضوع گاهی حتی از مسائل علمی هم تأثیرگذارتر است، زیرا دانشجو قبل از هر چیز نوع رفتار و منش استاد را در ذهن خود به خاطر می‌سپارد.

در کنار اخلاق خوب، جدیت در کار نیز اهمیت زیادی دارد. یک استاد باید در کار آموزشی خود جدی باشد، برای کلاس و آموزش وقت بگذارد و مسئولیت آموزشی خود را با دقت انجام دهد. همچنین پشتکار و تلاش مستمر از ویژگی‌های مهم دیگر است. فعالیت علمی، تدریس و کار پژوهشی همگی نیازمند تلاش پیوسته هستند و بدون پشتکار رسیدن به نتیجه مطلوب دشوار خواهد بود.

نکته مهم دیگر اهمیت دادن به دانشجو است. استاد باید برای دانشجو ارزش قائل باشد و به رشد و پیشرفت او توجه کند. حتی در مواردی که ممکن است دانشجویی از نظر ما به اندازه کافی مطالعه نکرده باشد یا پاسخ‌هایی بدهد که از نظر علمی دقیق یا کامل نباشد، باز هم نباید احترام او نادیده گرفته شود. گاهی ممکن است پاسخ دانشجو از نظر ما چندان درست نباشد یا حتی به نظر دور از موضوع بیاید، اما در چنین شرایطی هم باید با احترام با او برخورد کرد و به گونه‌ای رفتار کرد که انگیزه او از بین نرود.

احترام گذاشتن به دانشجو تأثیر بسیار زیادی در فرآیند آموزش دارد. وقتی دانشجو احساس کند که مورد احترام قرار می‌گیرد، اعتماد به نفس بیشتری پیدا می‌کند و با انگیزه بیشتری در کلاس و فعالیت‌های آموزشی شرکت می‌کند.

علاوه بر این، نظم در کار نیز یکی از ویژگی‌های مهم یک استاد موفق است. نظم در تدریس، نظم در برنامه‌های آموزشی و همچنین نظم در فعالیت‌های علمی و پژوهشی باعث می‌شود روند آموزش بهتر و مؤثرتر پیش برود.

در مجموع می‌توان گفت مجموعه‌ای از ویژگی‌هایی مانند اخلاق خوب، احترام به دانشجو، جدیت در کار، پشتکار، نظم و توجه به آموزش، همان عواملی هستند که معمولاً در هر حوزه‌ای زمینه موفقیت را فراهم می‌کنند و در حرفه استادی نیز نقش بسیار مهمی دارند.

وب دا، در مسیر تحصیل و فعالیت‌های کاری آیا چالش ها و موانعی را هم تجربه کردید؟ در صورت پاسخ مثبت بفرمایید چطور با این چالش ها و موانع مقابله کرده اید؟

در مسیر پیشرفت تحصیلی و شغلی طبیعتاً چالش‌ها بسیار زیاد هستند و هر کسی در این مسیر با مسائل و دشواری‌های مختلفی روبه‌رو می‌شود. برای من هم در طول سال‌های فعالیت دانشگاهی و حرفه‌ای چالش‌های بسیار زیادی وجود داشته است. این چالش‌ها هم از نظر مسائل دانشگاهی بوده و هم بیشتر در حوزه درمان و ارائه خدمات پزشکی خود را نشان داده است.

یکی از مشکلاتی که همواره با آن روبه‌رو بوده‌ایم، کمبود امکانات و تجهیزات پزشکی است. علاوه بر آن، گرانی بسیاری از آزمایش‌ها و خدمات تشخیصی نیز از چالش‌هایی است که هم برای پزشک و هم برای بیمار مشکلاتی ایجاد می‌کند. در چنین شرایطی گاهی انجام برخی بررسی‌ها و آزمایش‌های لازم برای بیمار دشوار می‌شود.

با این حال به نظر من مهم‌ترین نکته این است که پزشک همیشه به بیمار فکر کند و تلاش کند بهترین تصمیم را برای بیمار بگیرد. یعنی همیشه باید در نظر داشته باشیم که بهترین کار برای بیمار چیست. البته در عین حال باید همه جوانب نیز سنجیده شود؛ یعنی شرایط موجود، امکانات در دسترس و محدودیت‌هایی که وجود دارد را هم در نظر بگیریم. وقتی با کمبود امکانات مواجه هستیم باید تلاش کنیم برای آن راه‌حل‌هایی پیدا کنیم و ببینیم در همان شرایط چه کاری بهتر و مناسب‌تر است.

 

در واقع من معتقدم تقریباً برای همه مشکلات راه‌حل‌هایی وجود دارد. مهم این است که انسان بنشیند، فکر کند و مناسب‌ترین راه‌حل را پیدا کند. در چنین شرایطی داشتن تفکر واگرا و نگاه خلاقانه بسیار کمک‌کننده است. یعنی انسان باید بتواند از زوایای مختلف به یک مسئله نگاه کند و راه‌های مختلف را بررسی کند تا بهترین راه ممکن انتخاب شود.

اگر دقیق‌تر نگاه کنیم، وقتی ما هر روز از خانه بیرون می‌آییم، با انواع مختلفی از مشکلات روبه‌رو می‌شویم. بخشی از این مشکلات، مشکلات روزمره هستند که تقریباً برای همه افراد در طول روز پیش می‌آید. این‌ها بخشی طبیعی از زندگی و کار روزانه است.

دسته‌ای دیگر از مشکلات، مشکلات کلی و اجتماعی هستند؛ مسائلی که فقط مربوط به یک فرد نیست و به شرایط عمومی جامعه مربوط می‌شود. گاهی شرایط جامعه، شرایط اقتصادی یا حتی شرایط خاصی که در کشور وجود دارد باعث می‌شود امکانات محدودتر شود و ما مجبور باشیم با همان امکانات موجود کار کنیم.

علاوه بر این‌ها، یک سری مشکلات هم وجود دارد که خارج از اختیار ماست؛ یعنی مسائلی که در سطح جامعه یا شرایط کلی کشور به وجود می‌آید و برای همه افراد کم و بیش وجود دارد. در چنین شرایطی طبیعی است که امکانات و برنامه‌ها نیز باید متناسب با همان شرایط تنظیم شود.

از طرف دیگر مشکلات شخصی نیز وجود دارند که ممکن است هر فردی در زندگی روزمره خود با آن‌ها مواجه شود. تقریباً هر روزی که انسان از خواب بیدار می‌شود ممکن است با یک مشکل یا چالش جدید روبه‌رو شود و این موضوع برای همه افراد کم و بیش وجود دارد.

با این حال نکته مهم این است که بیشتر این مشکلات در نهایت قابل حل هستند. همان‌طور که اشاره کردم، برای بسیاری از مسائل می‌توان راه‌حل‌هایی پیدا کرد، به شرط آنکه انسان با دقت فکر کند، شرایط را بسنجد و بهترین راه ممکن را انتخاب کند. مهم‌ترین نکته این است که انسان در برابر مشکلات ناامید نشود. ناامیدی هیچ کمکی به حل مسئله نمی‌کند و بهتر است همیشه با امید، تفکر و تلاش به دنبال پیدا کردن راه‌حل مناسب برای مشکلات باشیم.

وب دا، آیا خانواده در پیشرفت تحصیلی و شغلی شما مؤثر بوده اند؟

خانواده نقش بسیار مهمی در پیشرفت تحصیلی و شغلی من داشته‌اند. در واقع بخش زیادی از امور خانه و مسئولیت‌های خانوادگی را همسرم بر عهده داشته و همین موضوع کمک کرده است که من بتوانم با تمرکز بیشتری به فعالیت‌های علمی و حرفه‌ای خود بپردازم. در خانه بیشتر کارها را همسرم انجام می‌دهد و همیشه در این مسیر همراه و حامی من بوده است.

ما دو دختر داریم. یکی از دخترانم در حال حاضر دستیار تخصصی قلب است و سال دوم تخصص قلب را در بیرجند می‌گذراند. دختر دیگرم پزشک عمومی است و در حال حاضر برای شرکت در آزمون تخصص در حال مطالعه و تلاش است. البته با توجه به شرایط جنگ، برنامه‌هایش کمی تحت تأثیر قرار گرفته، اما همچنان با جدیت برای ادامه مسیر تخصص تلاش می‌کند.

همسر من نیز شاغل هستند و دبیر زبان بوده‌اند. ما در سال ۱۳۷۲ ازدواج کردیم و از آن زمان تا امروز ایشان همیشه در کنار من بوده و نقش بسیار مهمی در مدیریت امور خانه و حمایت از خانواده داشته‌اند.

در مورد خانواده پدری هم باید بگویم که پدر و مادر من مسلماً تأثیر بسیار زیادی در مسیر زندگی و تحصیل ما داشته‌اند. همان‌طور که عرض کردم، در خانواده ما تحصیل اهمیت بسیار زیادی داشت. فضای خانواده به گونه‌ای بود که همه به درس خواندن و ادامه تحصیل تشویق می‌شدند و این موضوع قطعاً نتیجه تربیت و نگاه پدر و مادر ما بوده است. حمایت پدر و مادر نقش بسیار مهمی در موفقیت فرزندان دارد و بدون این حمایت‌ها رسیدن به این مسیرها بسیار دشوار می‌شود.

پدر من که اکنون مرحوم شده‌اند، در کار کوره فعالیت داشتند. در خانواده ما چند خواهر و برادر هستیم. یکی از برادرانم متخصص ارتوپدی هستند و در شهر شفیلد انگلستان زندگی می‌کنند. برادر دیگرم متخصص اطفال هستند؛ ایشان قبلاً در تهران فعالیت می‌کردند اما بعدها به کانادا مهاجرت کردند و اکنون در آنجا زندگی می‌کنند. یک برادر دیگر هم دارم که جانباز جنگ هستند و در گذشته تکنسین اتومکانیک بودند و اکنون به عنوان جانباز شناخته می‌شوند.

همچنین یک خواهر دارم که در بیرجند زندگی می‌کند. در مجموع همه خواهر و برادرهای من از من بزرگ‌تر هستند. البته ما یکی دو خواهر و برادر دیگر هم داشتیم که متأسفانه فوت کرده‌اند.

در مجموع فضای خانواده ما فضایی بود که در آن به تحصیل و پیشرفت علمی اهمیت زیادی داده می‌شد و همین موضوع نقش مهمی در مسیر زندگی و موفقیت‌های تحصیلی ما داشته است.

وب دا، اوقات فراغت را معمولاً به چه فعالیت هایی می پردازید؟

در مورد اوقات فراغت باید بگویم که معمولاً فرصت خیلی زیادی برای آن وجود ندارد، اما هر زمان که فرصتی پیش بیاید سعی می‌کنم از آن استفاده کنم. یکی از کارهایی که در اوقات فراغت انجام می‌دهم دیدن فیلم است. علاوه بر آن ما یک باغ هم داریم که گاهی به آنجا سر می‌زنیم و زمانی را در آنجا می‌گذرانیم.

گاهی هم اگر شرایط فراهم باشد به سفر می‌رویم. البته سفر رفتن برای ما پزشکان کمی دشوارتر است، چون معمولاً به دلیل داشتن مطب برنامه‌ها محدودتر می‌شود. به همین دلیل معمولاً باید منتظر تعطیلات چندروزه بمانیم تا بتوانیم سفر برویم. هر زمان که چنین تعطیلاتی پیش بیاید معمولاً از آن استفاده می‌کنیم و به مسافرت می‌رویم. گاهی هم سفر خارجی پیش می‌آید، اما در بیشتر مواقع سفرها در همان زمان تعطیلات چندروزه انجام می‌شود.

در اوقات فراغت کوتاه‌تری که فقط یکی دو روز است، معمولاً در خانه می‌مانم. اگر هم برنامه‌ای مانند رفتن به باغ نباشد، بیشتر وقت را در خانه می‌گذرانم و فیلم تماشا می‌کنم.

یکی دیگر از علاقه‌مندی‌های من فوتبال است. البته خودم ورزش نمی‌کنم، اما فوتبال را خیلی دوست دارم و معمولاً مسابقات فوتبال را تماشا می‌کنم.

در مجموع اگر فرصتی باشد بیشتر وقتم به دیدن فیلم، گاهی رفتن به باغ و در صورت فراهم شدن شرایط، سفر رفتن می‌گذرد. البته در کنار همه این‌ها، مسئولیت‌های زندگی و کار همیشه وجود دارد و همان‌طور که گفتم بخش زیادی از امور خانه را همسرم مدیریت می‌کنند.

من تقریباً همه روزه به جز پنجشنبه‌ها از ساعت ۵ بعدازظهر تا حدود ۸:۳۰ شب در مطب حضور دارم. مطب من در میدان بیمارستان امام رضا، ساختمان پزشکان رازی قرار دارد.

 

76

دکتر عبدالله بهرامی در فروردین‌ماه سال ۱۳۲۷ در ایران متولد شد. پدر دکتر بهرامی کارمند اداره ثبت اسناد بود و اصالتاً اهل بهشهر در استان مازندران به شمار می‌رفت. به دلیل شرایط شغلی، محل خدمت او چندین بار تغییر کرد و همین موضوع باعث شد خانواده در شهرهای مختلفی زندگی کنند. ابتدا از بهشهر به کاشان منتقل شد، سپس از کاشان به نطنز و بعد از آن به قم رفتند. دکتر بهرامی دوران کودکی خود را در این جابه‌جایی‌ها گذراند و از کلاس چهارم دبستان در شهر قم به تحصیل ادامه داد.

او از همان سال‌های ابتدایی زندگی ارتباط معنوی عمیقی با فضای مذهبی شهر قم پیدا کرد. در حدود ده یا یازده سالگی، زمانی که به دلیل برخی مسائل ناراحت شده بود، به حرم حضرت فاطمه معصومه (سلام‌الله‌علیها) رفت و در آنجا به نماز و عبادت پرداخت؛ تجربه‌ای که به گفته خودش تأثیر عمیقی بر روحیه و مسیر زندگی او گذاشت.

به گزارش وبدا، دکتر بهرامی تحصیلات ابتدایی خود را در مدرسه  حکیم نظامی  قم آغاز کرد. اما در سال ۱۳۳۷ پدرش تصمیم گرفت او را به مدرسه‌ای دیگر منتقل کند. به همین دلیل او را از آن مدرسه خارج کرده و در یک مدرسه  ملی  به نام  اُحد  ثبت‌نام کرد؛ مدارسی که در آن زمان معادل مدارس غیرانتفاعی امروز بودند.

از همان زمان استعداد تحصیلی او به‌خوبی نمایان شد. دکتر بهرامی تقریباً همیشه شاگرد اول کلاس بود و به گفته خودش جایگاه‌های دوم یا سوم برایش چندان معنا نداشت. او با تلاش و جدیت فراوان در درس‌ها پیش می‌رفت و همواره در میان دانش‌آموزان ممتاز قرار داشت.

 او در سال ۱۳۴۶ در آزمون‌های ورودی دانشگاه‌ها شرکت کرد؛ دوره‌ای که نظام پذیرش دانشجو با امروز تفاوت زیادی داشت. در آن زمان آزمون سراسری واحدی وجود نداشت و هر دانشگاه به‌صورت جداگانه آزمون برگزار می‌کرد. در کل کشور نیز تنها حدود هفت دانشگاه فعال بود؛ از جمله دانشگاه‌های تهران، مشهد، شیراز، اصفهان، تبریز، اهواز و دانشگاه ملی ایران. همچنین دانشگاه صنعتی امیرکبیر که پیش از انقلاب با نام  پلی‌تکنیک  شناخته می‌شد، از مراکز مهم آموزش مهندسی به شمار می‌رفت.

دکتر بهرامی که دیپلم رشته طبیعی داشت، علاقه زیادی به رشته‌های مهندسی نشان می‌داد. او از دوران کودکی روحیه کنجکاوی و کارهای فنی داشت؛ به‌گونه‌ای که خود درباره آن دوران می‌گوید از همان بچگی به کارهای فنی و دستکاری وسایل علاقه‌مند بود. حتی گاهی به سراغ تجهیزات برقی می‌رفت و با وجود ضعف و خطرناک بودن سیستم برق در آن زمان، تجربه‌های عملی کسب می‌کرد.

نتیجه تلاش‌های او در آزمون‌های دانشگاهی نیز قابل توجه بود. وی هم‌زمان در رشته پزشکی در دانشگاه مشهد و در رشته مهندسی در تهران پذیرفته شد؛ اتفاقی که نشان‌دهنده توان علمی و پشتکار او در دوران تحصیل بود.

بخشی از خاطرات دکتر عبدالله بهرامی؛ از قم تا آغاز تحصیل در مشهد

یکی از خاطرات مهم زندگی او به فروردین‌ماه سال ۱۳۳۸ بازمی‌گردد؛ واقعه‌ای که خودش آن را از الطاف حضرت فاطمه معصومه (سلام‌الله‌علیها) می‌داند. در آن زمان پدرش برای گرفتن حکم انتقالی خود اقدام کرده بود و قصد داشت خانواده را به شمال کشور و شهر گرگان منتقل کند. پدر هنگام خروج از خانه به مادرش گفته بود وسایل را آماده کند تا به‌زودی به مازندران بروند.

شب پیش از آن اتفاق، فردی در کوچه آن‌ها حضور داشت که به اصطلاح برای مردم  سرِ کتاب  باز می‌کرد. مادر دکتر بهرامی از او خواست که عبدالله را صدا بزند تا به خانه بیاید و ماجرا از همین نقطه وارد مرحله تازه‌ای از خاطرات زندگی او شد.

روحانی‌ با عمامه سبز به خانه آن‌ها آمد. خانواده او را به داخل خانه دعوت کردند و پس از پذیرایی با یک فنجان چای، آن روحانی بدون مقدمه سخن خود را با عبارت  بسم‌الله الرحمن الرحیم  آغاز کرد. او خطاب به مادر خانواده گفت:  شما به‌زودی به شهر مشهد منتقل خواهید شد.

به گفته دکتر بهرامی، مادرش که از تصمیم پدر برای انتقال به گرگان اطلاع داشت، در پاسخ گفت:  احتمالاً اشتباه می‌کنید، قرار است ما به گرگان برویم.  اما آن روحانی با اطمینان پاسخ داد:  خیر، مقصد شما مشهد است. یکی از بستگان شما روز دوشنبه به اینجا می‌آید و به دنبال شما خواهد آمد تا شما را به مشهد ببرد.

پس از بیان این سخنان، آن روحانی خانه را ترک کرد. دکتر بهرامی می‌گوید بعد از رفتن او، همراه برادرش به حرم حضرت فاطمه معصومه (سلام‌الله علیها) رفتند. در آن زمان پدرشان معمولاً آن‌ها را برای اقامه نماز به مسجد اعظم قم می‌برد؛ مسجدی که در کنار حرم قرار داشت و از مراکز مهم مذهبی شهر به شمار می‌رفت. فضای معنوی حرم و مسجد اعظم برای آن‌ها خاطراتی ماندگار به جا گذاشت.

مدتی بعد، همان‌گونه که آن روحانی گفته بود، خانواده بهرامی به شهر مشهد منتقل شدند و زندگی تازه‌ای را در این شهر آغاز کردند. دکتر بهرامی در آن زمان دانش‌آموز دبستان بود و ادامه تحصیل خود را در مشهد دنبال کرد.

او از نخستین ماه‌های حضور در مشهد چنین یاد می‌کند، که حدود دو ماه پایانی سال تحصیلی را در این شهر گذراند؛ ماه‌هایی که تقریباً شامل فروردین، اردیبهشت و خرداد بود. محل تحصیل او دبستان  رهنما  در کوچه  حسین‌باشی  مشهد بود.

به گفته دکتر بهرامی، فضای اطراف بازار مشهد در آن سال‌ها پر از رفت‌وآمد کسبه و بازرگانان، به‌ویژه آذربایجانی‌ها بود که نقش پررنگی در فعالیت‌های بازار داشتند. این فضا برای یک دانش‌آموز تازه‌وارد تجربه‌ای متفاوت و جالب به شمار می‌آمد.

او همچنین خاطره‌ای از دوران تحصیل در کلاس‌های پنجم و ششم دبستان نقل می‌کند. به دلیل نظم، جدیت و اعتماد مسئولان مدرسه، بسیاری از وظایف مربوط به ناظم مدرسه به او سپرده شده بود. دکتر بهرامی می‌گوید صبح‌ها پیش از آغاز کلاس‌ها دانش‌آموزان را در حیاط مدرسه به صف می‌کرد، برنامه صبحگاهی شامل خواندن سرود و تلاوت قرآن را اجرا می‌کرد و سپس نظم صف‌ها را بررسی می‌کرد.

 

77

پس از آن، وضعیت ظاهری دانش‌آموزان را نیز کنترل می‌کرد؛ از تمیزی دست‌ها گرفته تا بررسی جیب‌ها تا مبادا وسایلی مانند  توشله  (تیله) که در میان کودکان آن زمان رایج بود همراه داشته باشند. سپس دانش‌آموزان را به کلاس‌های درس هدایت می‌کرد.

وی افزود: مدیر مدرسه در آن سال‌ها فردی به نام آقای صالحی بود که دکتر بهرامی از او با احترام یاد می‌کند و می‌گوید:  خدا رحمتش کند.  به گفته او، در طول دوران تحصیل در آن مدرسه همواره در میان دانش‌آموزان ممتاز قرار داشت و اغلب به‌عنوان شاگرد اول شناخته می‌شد.

این سال‌ها از نگاه دکتر بهرامی از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین دوره‌های زندگی او به شمار می‌آید؛ دورانی که در آن علاوه بر پیشرفت تحصیلی، حس مسئولیت‌پذیری و نظم نیز در وجود او شکل گرفت.

دکتر بهرامی، در بیان خاطرات خود از سال‌های تحصیل و خدمت، از روحیه نوآوری و فعالیت‌های متفاوت خود در دوران جوانی یاد می‌کند. او می‌گوید از همان دوران دانشجویی پزشکی، علاوه بر تحصیل، همواره به دنبال راه‌اندازی و بهبود امور مختلف بوده و روحیه‌ای خلاق و مبتکر داشته است.

به گفته او، این روحیه از دوران کودکی در وجودش شکل گرفته بود. در دوران مدرسه نیز به دلیل توانایی در انجام امور مختلف، به‌عنوان ناظم مدرسه انتخاب شده بود. وی همچنین به خاطره‌ای از دوران تحصیل اشاره می‌کند و می‌گوید در سال‌های سوم و چهارم دبیرستان، دانش‌آموزان برای دوره‌های آموزشی نظامی به اردو اعزام می‌شدند و پس از آموزش‌های مقدماتی، برای یک ماه به اردوگاه وکیل‌آباد منتقل می‌شدند.

نبوغ یک پزشک در لباس سربازی؛ ابتکاری که نگاه فرماندهان را جلب کرد

دکتر بهرامی، در ادامه با اشاره به یکی از خاطرات آن دوران می‌گوید که در محل اردو با ابتکار خود فضایی را ساماندهی کرده و باغچه‌ای ایجاد کرده بود و با تهیه شن‌های رنگی آن را تزئین کرده بود. این اقدام به‌گونه‌ای مورد توجه قرار گرفت که هنگام بازدید فرمانده لشکر از اردوگاه، نخستین محل بازدید همین بخش بود. به گفته او، فرمانده از این ابتکار بسیار خوشش آمد و همین موضوع باعث شد از سوی مسئولان اردو مورد تشویق قرار گیرد.

این پزشک پیشکسوت، همچنین به خاطراتی از دوران خدمت سربازی اشاره می‌کند و می‌گوید در آن زمان ارتباط نزدیکی با سربازان داشته و همواره تلاش می‌کرد با احترام و حمایت از آنان رفتار کند. او تأکید می‌کند که علاقه زیادی به سربازان داشته و سعی می‌کرد از آن‌ها حمایت کند.

متخصص داخلی دانشگاه، همچنین در بخش دیگری از خاطرات خود به دوره آموزش نظامی در تهران در اوایل دهه ۵۰ اشاره می‌کند. به گفته او، پس از گذراندن حدود دو ماه آموزش در پادگانی در نزدیکی بیمارستان امام خمینی فعلی، به آن‌ها اعلام شد که باید در روز مشخصی برای ادامه خدمت خود را معرفی کنند. او که در آن زمان به‌تازگی ازدواج کرده بود، با مراجعه به پادگان متوجه شد برخی از هم‌دوره‌ای‌هایش به مناطق مختلف اعزام شده‌اند و سرنوشت خدمتی آن‌ها تغییر کرده است.

وی، از دوران خدمت سربازی و فعالیت‌های پزشکی، به نحوه تعیین محل خدمت پزشکان وظیفه اشاره می‌کند. به گفته دکتر بهرامی، در آن زمان ۱۱ نفر از افسران وظیفه حضور داشتند که به دستور سرهنگ ستاد سلیمانی برای تعیین محل خدمتشان فراخوانده شدند. پس از قرار گرفتن افراد در صف، اسامی نوشته شد و از طریق قرعه‌کشی محل خدمت آن‌ها مشخص شد.

بر اساس نتیجه این قرعه‌کشی، او برای ادامه خدمت به مشهد اعزام شد، در حالی که دو نفر دیگر به محل‌های دیگری منتقل شدند. وی حدود شش تا هفت ماه در پادگان خدمت کرد و در همین دوره با بیمارستان لشکر نیز در ارتباط بود. به گفته او، در یکی از مقاطع، دکتر افضلی نیز در بیمارستان لشکر فعالیت داشت و بخشی از امور درمانی نیروها در آنجا انجام می‌شد.

او در ادامه می‌گوید که در آن زمان بیشتر همکارانش در پادگان مستقر بودند، اما خود او در بیمارستان فعالیت می‌کرد. محل خدمت او نیز به منزل پدر همسرش نزدیک بود و همین موضوع شرایط کار و زندگی را برایش آسان‌تر کرده بود.

روایت دکتر عبدالله بهرامی از دوران دبیرستان تا ماجرای سرنوشت‌ساز قبولی در دانشکده پزشکی مشهد

دکتر عبدالله بهرامی در ادامه خاطرات خود به سال‌های تحصیل در مقطع دبیرستان و رویدادهایی اشاره می‌کند که مسیر آینده تحصیلی و حرفه‌ای او را شکل داد.

پس از پایان دوره دبستان، او در دبستان و سپس دبیرستان  علوی  ادامه تحصیل داد. این مدرسه در آن سال‌ها از مدارس شناخته‌شده بود و ساختمانی بلند و قابل توجه داشت. به گفته دکتر بهرامی، در یکی از سال‌ها هم‌زمان با نهم آبان، که در آن زمان به عنوان سالروز تولد ولیعهد شناخته می‌شد، امکان ثبت‌نام رایگان برای برخی دانش‌آموزان فراهم شد و او نیز توانست در همان مدرسه به‌صورت رایگان ثبت‌نام کند.

 

78

در همان سال‌ها، پدر او که کارمند اداره ثبت اسناد بود، به شهر تربت حیدریه منتقل شد. به همین دلیل بخشی از دوران تحصیل دکتر بهرامی در آن منطقه سپری شد. او دوران دبیرستان را با تلاش و پشتکار ادامه داد و در نهایت موفق شد دیپلم خود را دریافت کند.

پس از اخذ دیپلم، دکتر بهرامی در آزمون‌های ورودی دانشگاه‌ها شرکت کرد؛ آزمون‌هایی که در آن زمان به‌صورت جداگانه توسط دانشگاه‌های مختلف برگزار می‌شد. نتیجه این آزمون‌ها برای او بسیار موفقیت‌آمیز بود. او توانست در رشته پزشکی دانشگاه مشهد پذیرفته شود و هم‌زمان در رشته مهندسی در دانشگاه تهران نیز قبولی به دست آورد.

با این حال، انتخاب میان این دو مسیر برای او ساده نبود. او برگه قبولی مهندسی در تهران را به مادرش نشان داد، اما مادرش با قاطعیت گفت:  تو باید دکتر شوی.  در نهایت نیز با نظر خانواده، مسیر تحصیل در رشته پزشکی انتخاب شد.

وی افزود: در آن زمان شیوه پذیرش دانشجو با امروز تفاوت داشت. اگر فردی در چند دانشگاه پذیرفته می‌شد، می‌توانست هر کدام را که بیشتر دوست داشت انتخاب کند و در همان دانشگاه ثبت‌نام کند. در نتیجه، اگر فردی از ثبت‌نام در یک دانشگاه منصرف می‌شد، جای او به داوطلب دیگری داده می‌شد.

دکتر بهرامی به دلیل برخی شرایط نتوانست در زمان مقرر، برای ثبت‌نام در دانشگاه مشهد اقدام کند. او به یاد دارد که تاریخ‌ها به‌خوبی در ذهنش مانده است. روز چهارشنبه ۲۲ تیرماه سال ۱۳۴۶ بود و آخرین مهلت ثبت‌نام نیز در روز پنجشنبه ۲۳ تیرماه همان سال قرار داشت. زمانی که برای ثبت‌نام مراجعه کرد، مسئولان دانشگاه به او اطلاع دادند، که متأسفانه جای او به داوطلب دیگری داده شده است.

این خبر برای او ناامیدکننده بود. با این حال، چند روز بعد، در روز شنبه، او با در دست داشتن کیف خود به مقابل دانشکده پزشکی مشهد رفت؛ ساختمانی که روبه‌روی بنایی به نام  قریشی  قرار داشت و بعدها به یک اداره تبدیل شد. او همراه با پسر دایی‌اش که در آن زمان دانشجوی سال پنجم پزشکی بود، به آنجا رفته بود تا خداحافظی کند و به نوعی با رؤیای پزشکی وداع کند.

اما در همان لحظات، اتفاقی رخ داد که به گفته دکتر بهرامی مسیر زندگی او را تغییر داد. او این رخداد را از الطاف حضرت فاطمه معصومه (سلام‌الله علیها) و حضرت امام رضا (علیه‌السلام) می‌داند. در همان زمان، روحانی‌ای از آنجا عبور می‌کرد که توجهش به دکتر بهرامی جلب شد.

این روحانی، پدر دکتر بهرامی را می‌شناخت. پدر او به دلیل شغلش در اداره ثبت اسناد، دفتر ثبت داشت و بسیاری از مردم برای انجام امور مربوط به اسناد، خرید و فروش زمین و املاک به آنجا مراجعه می‌کردند. دکتر بهرامی نیز در تابستان‌ها برای کمک به پدرش به آن دفتر می‌رفت. او پرونده‌ها را آماده می‌کرد، اطلاعات مربوط به اسناد را می‌نوشت و کارهای اولیه اداری را انجام می‌داد تا در نهایت پدرش آن‌ها را امضا کند. در ازای این کمک‌ها، گاهی مبلغی اندک، مثلاً یک سکه پنج‌قرانی، به او داده می‌شد.

همان روحانی که از آنجا عبور می‌کرد، با دیدن او متعجب شد و پرسید:  آقای بهرامی، شما اینجا چه می‌کنید؟  همین پرسش آغازگر ماجرایی شد، که بعدها سرنوشت تحصیل دکتر عبدالله بهرامی در دانشکده پزشکی مشهد را رقم زد.

روایت دکتر عبدالله بهرامی از پذیرش در دانشکده پزشکی و سال‌های خدمت در ارتش

دکتر عبدالله بهرامی در ادامه خاطرات خود، به دوره‌ای که تجربه‌های مهمی در مسیر حرفه‌ای خود اشاره کرد و افزود: پس از آنکه به دلیل تأخیر در ثبت‌نام، به دکتر بهرامی اعلام شد که جای او در دانشکده پزشکی مشهد به فرد دیگری واگذار شده است، او برای خداحافظی با آرزوی خود به مقابل دانشکده پزشکی رفت. در آنجا همراه با پسر دایی‌اش که در آن زمان دانشجوی سال پنجم پزشکی بود حضور داشت. در همین زمان، روحانی‌ای که او و خانواده‌اش را می‌شناخت از آنجا عبور کرد و با دیدن او علت حضورش را جویا شد.

این روحانی که از بستگان یکی از اساتید و از چهره‌های شناخته‌شده دانشگاه بود، پس از شنیدن ماجرا تصمیم گرفت موضوع را پیگیری کند. او دکتر بهرامی را با خود به داخل دانشکده برد. پس از چند دقیقه، یکی از کارکنان با عجله نزد او آمد و گفت:  آقای دکتر قوام‌نصیری با شما کار دارد.

وی اضافه کرد: دکتر قوام ‌نصیری از مسئولان وقت دانشکده پزشکی بود. پس از بررسی وضعیت ثبت‌نام و قبولی‌ها، مشخص شد که امکان پذیرش دکتر بهرامی وجود دارد و در نهایت او توانست به عنوان دانشجوی دانشکده پزشکی مشهد ثبت‌نام کند. به گفته دکتر بهرامی، این اتفاق را لطف و عنایت حضرت امام رضا (علیه‌السلام) و حضرت فاطمه معصومه (سلام‌الله علیها) می‌داند؛ اتفاقی که مسیر زندگی علمی و حرفه‌ای او را به‌طور کامل تغییر داد.

پس از پایان تحصیلات پزشکی، دکتر بهرامی دوران خدمت سربازی خود را در شهر مشهد سپری کرد. او به عنوان پزشک در بیمارستان لشکر مشغول به کار شد. در آن دوران، پزشکان جوان وظایف گسترده‌ای بر عهده داشتند و علاوه بر معاینه بیماران، در بخش‌های مختلف پزشکی نیز فعالیت می‌کردند.

دکتر بهرامی در بیمارستان نظامی با پزشکان برجسته‌ای همکاری داشت. از جمله پزشک ارتش، دکتر فتوحی و همچنین دکتر حداد که متخصص چشم‌پزشکی بود. در بخش‌های مختلف، از جمله چشم و گوش و حلق و بینی، فعالیت‌های درمانی و جراحی انجام می‌شد و پزشکان عمومی نیز در بسیاری از امور پزشکی مشارکت داشتند.

او می‌گوید در برخی مواقع، پزشکان ارشد به دلیل اعتماد به توانایی و دقت او، انجام برخی از اقدامات درمانی و حتی حضور در اتاق عمل را به او می‌سپردند. گاهی نیز از او پرسیده می‌شد که آیا پیش از این چنین عملی انجام داده است و او پاسخ می‌داد که انجام آن کار چندان دشوار نیست. سپس با راهنمایی پزشکان ارشد وارد اتاق عمل می‌شد و در روند درمان بیماران مشارکت می‌کرد.

به گفته دکتر بهرامی، دوران خدمت در بیمارستان لشکر تجربه‌ای بسیار ارزشمند برای او بود. در آن زمان پزشکان نظامی با حجم زیادی از بیماران، از سربازان گرفته تا افسران ارتش، روبه‌رو بودند و لازم بود در شرایط مختلف و گاه دشوار خدمات درمانی ارائه دهند.

او همچنین به یاد می‌آورد، که به دلیل تسلط علمی در مباحث پزشکی، به‌ویژه در حوزه بیماری‌های داخلی، گاهی مسئولیت‌های بیشتری در بخش‌ها به او سپرده می‌شد. این تجربه‌ها نقش مهمی در افزایش مهارت‌های عملی و بالینی او داشت و زمینه‌ساز ادامه مسیر حرفه‌ای او در پزشکی شد.

دکتر عبدالله بهرامی این دوره از زندگی خود را یکی از مهم‌ترین مراحل شکل‌گیری تجربه‌های پزشکی‌اش می‌داند؛ دوره‌ای که در آن، در کنار خدمت به سربازان و نیروهای ارتش، توانست دانش و مهارت عملی خود را نیز به شکل قابل توجهی گسترش دهد.

جایگاه پزشکی داخلی در تاریخ پزشکی

این پزشک پیشکسوت دانشگاه، در بخش دیگری از سخنان خود به اهمیت رشته پزشکی داخلی در تاریخ علم پزشکی اشاره می‌کند. به گفته او، در بسیاری از مکاتب قدیمی پزشکی، از جمله در طب سنتی و حتی در متون کهن، بر این اصل تأکید شده بود که پزشک ابتدا باید بیمار را معاینه و درمان‌های غیرجراحی را بررسی کند و تنها در صورت ضرورت، بیمار برای جراحی معرفی شود.

او می‌افزاید که در دوران دانشمندانی مانند ابن‌سینا نیز جراحی وجود داشت، اما در مقایسه با امروز محدودتر بود و پزشکان بیشتر بر درمان‌های بالینی و دارویی تمرکز داشتند. به همین دلیل، رشته داخلی همواره از پایه‌های اصلی علم پزشکی به شمار می‌آمد.

 

79

از سال‌های فعالیت پزشکی در مشهد و شکل‌گیری بخش‌های تخصصی پزشکی

دکتر عبدالله بهرامی به سال‌های فعالیت پزشکی در شهر مشهد و تجربه‌های حرفه‌ای‌اش در بیمارستان‌های این شهر اشاره می‌کند. او می‌گوید پس از ثبت‌نام و آغاز فعالیت حرفه‌ای، در سال‌های ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۵ دوران خدمت سربازی خود را نیز به‌عنوان پزشک در مشهد سپری کرد.

در آن زمان محل خدمت او در مجموعه‌ای بود که امروز در محل ساختمان شهید رئیسی قرار دارد. در همان مجموعه، بخشی نیز به کودکان اختصاص داشت که به عنوان بخش اطفال فعالیت می‌کرد. دکتر بهرامی با یادآوری امکانات پزشکی آن دوره می‌گوید که در آن زمان دستگاه آندوسکوپی در اختیار بیمارستان بود، اما کمتر پزشکی مهارت استفاده از آن را داشت.

به گفته او، علاقه به پیشرفت‌های پزشکی باعث شد که شخصاً پیگیر تجهیز و راه‌اندازی این روش تشخیصی شود. به همین منظور، دستگاهی از شرکت  اشترز آلمان سفارش داده شد. پس از ورود دستگاه، دکتر بهرامی خود اقدام به راه‌اندازی و استفاده از آن کرد و با همکاری یکی از پزشکان ارشد بیمارستان، نخستین اقدامات آندوسکوپی در آن مرکز انجام شد. به گفته او، از همان زمان فعالیت‌های آندوسکوپی در آن مرکز درمانی به‌طور جدی آغاز شد.

در آن سال‌ها، دانشکده پزشکی مشهد و بیمارستان‌های وابسته به آن دارای استادان برجسته‌ای بودند که هر کدام در حوزه تخصصی خود نقش مهمی در آموزش و درمان داشتند. از جمله استادان آن دوره می‌توان به دکتر اعتماد رضایی در حوزه بیماری‌های گوارشی، دکتر واحدی در رشته ریه، دکتر خزایی در رشته غدد و دکتر فرهودی در حوزه گوارش اشاره کرد. همچنین دکتر آریان که از پزشکان شناخته‌شده در حوزه گوارش بود، در میان استادان آن زمان حضور داشت.

با این حال، برخی از رشته‌های تخصصی پزشکی در آن سال‌ها هنوز در مشهد شکل نگرفته بود. به گفته دکتر بهرامی، در آن زمان متخصصان روماتولوژی و هماتولوژی در مشهد وجود نداشتند و این رشته‌ها بعدها به‌تدریج در دانشگاه علوم پزشکی مشهد ایجاد شد. در سال‌های بعد، پزشکانی همچون دکتر یزدان نیز در حوزه گوارش فعالیت کردند.

دکتر بهرامی همچنین به بخشی از فعالیت‌های مدیریتی خود اشاره می‌کند. او می‌گوید در سال ۱۳۶۱ به عنوان مشاور وزیر فرهنگ و آموزش عالی منصوب شد. در آن زمان وزارتخانه با حضور مسئولانی همچون دکتر فریدون احمدی و دکتر محمدرضا هاتف اداره می‌شد و برنامه‌هایی برای توسعه رشته‌های تخصصی پزشکی در کشور در حال اجرا بود.

در همان دوره، برخی از رشته‌های تخصصی جدید نیز در بیمارستان‌های مشهد راه‌اندازی شد. برای نمونه در بیمارستان قائم(عج)، دکتر منوچهر محمدزاده لاری در حوزه خون‌شناسی فعالیت می‌کرد. همچنین پزشکانی همچون دکتر معتمدی در رشته غدد، دکتر خدیوی در رشته قلب و دکتر حسن‌زاده در حوزه‌های تخصصی پزشکی در این شهر مشغول به کار بودند.

این پزشک پیشکسوت گروه داخلی دانشگاه، به فضای بیمارستان امام رضا (ع) در سال‌های پیش از انقلاب اشاره کرد و افزود: در آن زمان بخش‌هایی از بیمارستان تنها یک طبقه بود و امکانات نسبت به امروز بسیار محدودتر به نظر می‌رسید. برای مثال، محلی که امروز به عنوان بخش گوارش شناخته می‌شود، در آن زمان فضای ساده‌تری داشت و ساختار بیمارستان در حال توسعه بود.

او همچنین از رویدادهایی یاد می‌کند که در آن سال‌ها به‌طور رسمی برگزار می‌شد. به گفته دکتر بهرامی، در دوران پیش از انقلاب، محمدرضا شاه سالی یک بار به مشهد سفر می‌کرد و در برخی از این سفرها از بیمارستان امام رضا (ع) نیز بازدید می‌شد. در چنین مواقعی، پزشکان و مسئولان بیمارستان در محوطه حضور پیدا می‌کردند و درخواست‌ها و نیازهای بیمارستان را مطرح می‌کردند.

در یکی از این بازدیدها، به گفته دکتر بهرامی، مسئولان بیمارستان درخواست‌هایی برای توسعه بخش‌های درمانی ارائه کردند. از جمله این درخواست‌ها می‌توان به توسعه بخش زنان و ساخت ساختمان کتابخانه اشاره کرد که پس از طرح در آن جلسه، دستور اجرای آن صادر شد.

دکتر عبدالله بهرامی، این سال‌ها را دوره‌ای مهم در توسعه پزشکی در مشهد می‌داند؛ دورانی که بسیاری از رشته‌های تخصصی در حال شکل‌گیری بود و پزشکان با تلاش و ابتکار، امکانات درمانی جدیدی را وارد نظام درمانی کشور می‌کردند.

 

80

شکل گیری دانشگاه علوم پزشکی مشهد

پزشک پیشکسوت دانشگاه، درباره تشکیل دانشگاه علوم پزشکی مشهد گفت: با تصویب مجلس در مهرماه سال ۱۳۶۴، ساختار دانشگاه‌های علوم پزشکی به‌صورت مستقل شکل گرفت و از آن زمان روند توسعه آموزش پزشکی در کشور وارد مرحله جدیدی شد.

به گفته وی، در مهرماه سال ۱۳۶۴، مجلس شورای اسلامی تصویب کرد که وزارتخانه‌ای با عنوان  وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی  تشکیل شود. این وزارتخانه از ادغام ساختار بهداری کشور با مجموعه آموزش پزشکی که پیش‌تر زیر نظر وزارت فرهنگ و آموزش عالی (که بعدها وزارت علوم، تحقیقات و فناوری نام گرفت) فعالیت می‌کرد، شکل گرفت.

دکتر بهرامی، در آن زمان در تهران به‌عنوان معاون آموزشی وزیر فعالیت داشت. او همچنین ریاست یونسکو در حوزه مربوطه، عضویت در شورای عالی انقلاب فرهنگی در گروه پزشکی، مسئولیت بازگشایی دانشگاه‌های علوم پزشکی و عضویت در شورای گسترش دانشگاه‌ها را بر عهده داشت. با تشکیل وزارت بهداشت، بخش آموزش پزشکی از وزارت علوم جدا و به این وزارتخانه منتقل شد.

به گفته این پیشکسوت دانشگاه، در آن مقطع در حال خداحافظی از مسئولیت خود بود که از او درخواست شد مسئولیت معاونت آموزشی و پژوهشی وزارت بهداشت را بر عهده بگیرد. اما او با اشاره به شرایط خانوادگی و درگذشت مادر همسرش اعلام کرد که قصد دارد به مشهد بازگردد. در همین راستا از او خواسته شد مسئولیت دانشگاه را بپذیرد.

مسئولیت در وزارت علوم و راه‌اندازی دانشکده‌های پزشکی

دکتر بهرامی به فعالیت‌های خود در حوزه مدیریت آموزش عالی اشاره کرد و گفت: در سال‌های ۱۳۶۱ و ۱۳۶۲ در تهران و در وزارت فرهنگ و آموزش عالی فعالیت داشت و در مقطعی، تنها پزشک شاغل در این وزارتخانه بود. در همان دوره، مسئولیت راه‌اندازی دانشکده‌های پزشکی جدید به او واگذار شد.

به گفته وی، نخستین دانشکده‌ای که در آن دوره راه‌اندازی شد، دانشکده پزشکی یزد بود. پس از آن، دانشکده پزشکی زاهدان تأسیس شد. در آن زمان، ساختار دانشگاه‌های علوم پزشکی به شکل امروزی مستقل نبود و بسیاری از دانشکده‌های پزشکی زیر نظر دانشگاه‌های مادر فعالیت می‌کردند. برای نمونه، بیرجند زیرمجموعه یک دانشگاه دیگر بود و هنوز ساختار مستقل دانشگاه علوم پزشکی نداشت.

در ادامه این روند، دانشکده‌ها و مراکز آموزش پزشکی در شهرهای متعددی از جمله بابل، ساری، گرگان، ارومیه، همدان، کرمانشاه، بندرعباس، جهرم و فسا راه‌اندازی شد. دکتر بهرامی می‌گوید در مجموع حدود ۱۳ تا ۱۴ مرکز آموزشی پزشکی در آن دوره با برنامه‌ریزی و پیگیری‌های مستمر تأسیس شد.

در آبان‌ماه سال ۱۳۶۵، حکم وی به‌عنوان مدیرعامل بهداری و سرپرست دانشگاه صادر شد و پس از آن به‌عنوان رئیس دانشگاه منصوب شد. در آن زمان مجموعه بهداری و دانشگاه علوم پزشکی استان خراسان که یکی از بزرگ‌ترین مجموعه‌های دانشگاهی کشور به شمار می‌رفت   تحت مدیریت او قرار گرفت.

او تا سال ۱۳۶۹ در این سمت فعالیت کرد. به گفته وی، در آن سال دکتر فاضل از او خواست برخی از معاونین خود را تغییر دهد. با توجه به اختلاف‌نظرهایی که در خصوص نحوه اداره دانشگاه و میزان دخالت برخی افراد در امور دانشگاهی وجود داشت، در نهایت وی از سمت خود کنار گذاشته شد.

دکتر بهرامی، در ادامه می‌گوید که از سال ۱۳۶۹ تا ۱۳۷۲ و سپس از سال ۱۳۷۶ تا ۱۳۷۹ به‌عنوان معاون وزیر فعالیت کرد. پس از آن نیز از سال ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۴ بار دیگر به‌عنوان رئیس دانشگاه منصوب شد. به این ترتیب در مجموع حدود ۱۴ تا ۱۵ سال در سمت ریاست دانشگاه فعالیت داشت.

وی افزود: که در دوره وزارت دکتر لنکرانی در دولت محمود احمدی‌نژاد، دیگر به مسئولیت دانشگاهی بازنگشت و فعالیت خود را بیشتر در بخش آموزشی و علمی ادامه داد. او در پایان با اشاره به دوران تدریس خود می‌گوید که همواره تلاش کرده به‌عنوان استاد، نقش مؤثری در آموزش دانشجویان ایفا کند؛ به‌گونه‌ای که یکی از دانشجویانش بعدها به او گفته بود که او را بهترین استاد خود می‌داند.

وی، در ادامه بیان فعالیت‌های آموزشی و اجرایی خود، به شیوه تدریس و ارتباط نزدیک با دانشجویان اشاره می‌کند. به گفته او، در دوران تدریس گاهی کلاس‌های آموزشی را تا ساعات یک یا دو بعدازظهر ادامه می‌داد و با طرح پرسش‌ها و برگزاری امتحان، تلاش می‌کرد دانشجویان را به بحث و یادگیری بیشتر تشویق کند.

دکتر بهرامی، پس از سال‌ها فعالیت در حوزه‌های مختلف پزشکی، تصمیم گرفت تمرکز خود را بر حوزه‌ای بگذارد که به آن علاقه و آشنایی بیشتری داشت. به همین دلیل به تقویت و توسعه واحد مددکاری در بیمارستان پرداخت. به گفته او، در سال ۱۳۸۴ و در دوره‌ای که ریاست دانشگاه را بر عهده داشت، در ابتدا با آشنایی اندکی که از مفهوم مددکاری داشت، ۱۰ نیروی مددکار استخدام کرد.

پس از آشنایی بیشتر با اهمیت این حوزه، او توسعه واحد مددکاری را به ‌طور جدی دنبال کرد. در این راستا فضای کاری مددکاران گسترش یافت، تجهیزات لازم از جمله رایانه برای آن‌ها تهیه شد و امکانات اداری مانند صندلی و تجهیزات مناسب در اختیارشان قرار گرفت. وی حتی شخصاً در این بخش حضور پیدا می‌کرد و از نزدیک روند کار مددکاران را پیگیری می‌کرد.

 

81

۱۴ سال مدیریت در نظام سلامت؛ از تربیت نیروهای متخصص تا حمایت از بیماران

پزشک پیشکسوت دانشگاه، در ادامه فعالیت های حرفه ای با اشاره به دوران مدیریت خود می‌گوید: در مجموع حدود ۱۴ سال مسئولیت ریاست دانشگاه را بر عهده داشته و در این مدت با شبکه گسترده‌ای از مدیران و مسئولان حوزه سلامت همکاری کرده، علاوه بر این فعالیت‌های متعددی برای توسعه آموزش و خدمات پزشکی انجام داده است. به گفته او، در این دوره حدود ۳۰۰ مدیر در بخش‌های مختلف از جمله معاونان دانشگاه، رؤسای بیمارستان‌ها، رؤسای شبکه‌های بهداشت و مدیران شهرستان‌ها زیر نظر او فعالیت می‌کردند.

او تأکید می‌کند که در طول این سال‌ها تلاش کرده زمینه رشد و پیشرفت نیروهای توانمند را فراهم کند. به گفته وی، افرادی که توانایی و استعداد بیشتری داشتند برای ادامه تحصیل به خارج از کشور بورسیه می‌شدند یا برای ورود به دوره‌های تخصصی پزشکی هدایت می‌شدند تا ظرفیت‌های آن‌ها در نظام سلامت کشور حفظ و تقویت شود.

این پزشک باسابقه، به فعالیت‌های اجتماعی و خیریه خود پس از دوران مسئولیت‌های اجرایی اشاره می‌کند و می‌گوید با هدف حمایت از بیماران و کمک به مراکز درمانی، مؤسسه‌ای خیریه با نام  مؤسسه نیکوکاری میزبانان خورشید تأسیس کرده است. این مؤسسه از سال ۱۳۹۳ فعالیت خود را آغاز کرده و تا سال ۱۳۹۸ نیز ادامه یافته است. به گفته او، این مجموعه با اجاره یک دفتر فعالیت خود را آغاز کرد و در زمینه کمک به بیماران و حمایت از بیمارستان‌ها اقدامات مختلفی انجام داد.

نقش پزشکان ایرانی در توسعه خدمات تخصصی افغانستان؛ روایت دکتر بهرامی از تجربه هرات

وی درباره فعالیت‌های بین‌المللی خود گفت: در سال ۱۳۹۳ به‌عنوان نماینده‌ای به افغانستان سفر کرده و ابتدا به کابل رفته است تا شرایط حوزه سلامت در این کشور را از نزدیک بررسی کند. او تأکید می‌کند که در طول سال‌های فعالیت خود، خاطرات و تجربه‌های متعددی در حوزه مدیریت، آموزش و خدمت‌رسانی به بیماران داشته است.

این پزشک پیشکسوت دانشگاه، ضمن بیان فعالیت‌های بین‌المللی خود به تجربه حضور در افغانستان اشاره کرد و افزود: در زمان حضورش در کابل، به دلیل شرایط امنیتی، اطراف بسیاری از ساختمان‌های دولتی دیوارهای بتنی بلند، حدود سه متر، ساخته شده بود تا از حملات احتمالی طالبان جلوگیری شود.

دکتر بهرامی، پس از بازدید از کابل، شهر هرات را به‌ عنوان محل اصلی فعالیت‌های علمی و پزشکی خود انتخاب کرد. به گفته او، نخستین گروه از پزشکان افغان که در حوزه پیوند آموزش دیده بودند، در سال ۱۳۹۴ از هرات به ایران آمدند. در آغاز کار پیوند کلیه در هرات، حدود ۹۰ درصد از روند درمان و جراحی توسط پزشکان ایرانی انجام می‌شد و حدود ۱۰ درصد از کارها بر عهده پزشکان افغان بود. اما پس از گذشت چهار تا پنج سال، پزشکان محلی توانستند بخش عمده این فعالیت‌ها را خود انجام دهند و برنامه پیوند در هرات به‌طور مستقل ادامه پیدا کند.

او می‌گوید در ادامه، رشته‌ها و خدمات تخصصی دیگری نیز در هرات فعال شد؛ از جمله جراحی قلب، آی‌وی‌اف و برخی دیگر از خدمات تخصصی پزشکی. به گفته وی، این اقدامات باعث شد هرات به یکی از مراکز مهم علمی و پزشکی افغانستان تبدیل شود.

این پزشک پیشکسوت، همچنین به نقش خود در آموزش پزشکان افغان اشاره کرد و افزود: در مجموع حدود ۳۰۰ تا ۴۰۰ پزشک افغان را آموزش داده است. بسیاری از این پزشکان به‌صورت رایگان برای دوره‌های آموزشی به مشهد آمده و در بیمارستان‌هایی مانند امام رضا، قائم و هاشمی‌نژاد آموزش دیده‌اند. به گفته او، این پزشکان پس از بازگشت به کشور خود نقش مهمی در توسعه خدمات درمانی ایفا کرده‌اند.

وی همچنین از همکاری‌های درمانی و تجهیزاتی میان دو کشور یاد کرد و گفت: در حال حاضر نیز بخشی از تجهیزات پزشکی مورد نیاز از طریق این ارتباطات تأمین می‌شود.

روایت دکتر بهرامی از شکل‌گیری مؤسسه نیکوکاری  میزبانان خورشید

دکتر بهرامی، در بخش دیگری از این گفت‌وگو، درباره نام  مؤسسه نیکوکاری میزبانان خورشید اظهار داشت: این نام را شخصاً انتخاب کرده و پیش از تأسیس این مؤسسه نیز در فعالیت‌های خیریه مشارکت داشته است. به گفته او، پیش‌تر همراه با آقای عباسی از اعضای بنیان‌گذار  مؤسسه حمایت‌پذیر طوس  بوده و همین تجربه‌ها زمینه شکل‌گیری و انتخاب نام مؤسسه جدید را فراهم کرده است.

این پزشک باسابقه در ادامه بیان فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی خود، به شکل‌گیری برخی برنامه‌های مذهبی و خیریه در میان جامعه پزشکی اشاره کرد. به گفته او، در مقطعی با حضور شخصیت‌هایی مانند آیت‌الله دهشت و آقای بصیری‌پور، جلسات مذهبی و فرهنگی برگزار می‌شد. پس از آن، این جلسات در طبقه بالای مسجد نقوی و با حضور خانواده‌ها ادامه یافت.

او می‌گوید در یکی از این جلسات، بحث رعایت حجاب در میان برخی حاضران مطرح شد و همین موضوع باعث شد ایده تشکیل برنامه‌ها و فضاهای فرهنگی ویژه بانوان شکل بگیرد. در ادامه، بخشی برای بانوان در بیمارستان امام رضا ایجاد شد و در سالن هاشمی‌نژاد نیز با اختصاص اتاقی به کتابخانه، جلسات هفتگی برگزار می‌شد.

وی افزود: پس از شکل‌گیری این فعالیت‌ها، گروه  پزشکان حامی  نیز ایجاد شد. به گفته او، بعدها این ایده مطرح شد که فعالیت‌های بانوان و آقایان در قالب یک مجموعه منسجم‌تر ساماندهی شود. همین موضوع زمینه‌ساز شکل‌گیری و انتخاب نام  مؤسسه نیکوکاری میزبانان خورشید  شد. این مؤسسه در سال‌های ۱۳۹۳ و ۱۳۹۴ به ثبت رسید و پس از پایان دوره فعالیت، مجدداً تمدید و ثبت شد.

او همچنین درباره برخی مسئولیت‌های مشورتی خود گفت: در دوره‌هایی به‌عنوان مشاور استاندار، مشاور شهردار و مشاور شورای شهر فعالیت داشته است.

این پزشک پیشکسوت دانشگاه، درباره تجربه‌های مدیریتی‌اش در حوزه آموزش پزشکی می گوید: در زمانی که در تهران معاون وزیر بوده، در حوزه توسعه برخی شاخه‌های طب مکمل نیز فعالیت‌هایی انجام شده است. از جمله راه‌اندازی دوره‌هایی در زمینه طب چینی، هومیوپاتی، استئوپاتی و ناتروپاتی. به گفته او، در آن زمان حدود ۲۰ نفر برای گذراندن دوره‌های طب چینی به چین اعزام شدند.

وی به برخی برنامه‌ها و همکاران فعال در این حوزه اشاره کرد و افزود: در حال حاضر نیز برنامه‌هایی در این زمینه ادامه دارد و افرادی مانند دکتر عزیزی و شاپور بدیعی در این فعالیت‌ها حضور دارند.

 

82

پزشک باسابقه دانشگاه، در ادامه بیان فعالیت‌های علمی و آموزشی خود، به برنامه‌های بورسیه و آموزش نیروهای متخصص اشاره کرد. به گفته دکتر بهرامی، در یکی از دوره‌ها ۹ نفر به‌صورت بورسیه برای گذراندن دوره‌های تخصصی اعزام شدند و ۹ نفر دیگر نیز با هزینه شخصی در این برنامه‌ها شرکت کردند. پس از بازگشت این افراد به کشور، برخی از آنان در شهرهای مختلف از جمله تهران مشغول فعالیت شدند و تعدادی نیز همچنان در مراکز درمانی به ارائه خدمات پزشکی ادامه می‌دهند.

وی همچنین به ظرفیت‌های درمانی موجود در حوزه‌های پیشرفته پزشکی اشاره می‌کند و می‌گوید در سال‌های اخیر در برخی مراکز درمانی، زمینه فعالیت در حوزه‌هایی مانند پیوند اعضا، ژن‌درمانی و سلول‌درمانی فراهم شده و این مراکز از ظرفیت‌های علمی قابل توجهی برخوردارند. به گفته او، برخی از متخصصان نیز برای ادامه فعالیت‌های علمی و پژوهشی در این حوزه‌ها قصد همکاری یا حضور در مراکز بین‌المللی از جمله در آلمان را دارند.

دکتر بهرامی، در ادامه با اشاره به تجربه‌های خود در دوران تحصیل و رقابت‌های علمی خود گفت: در زمان انتخاب رشته و آزمون‌های تخصصی، با اختلاف قابل توجهی نسبت به دانشگاه‌های مطرحی مانند تهران و شهید بهشتی رتبه نخست را کسب کرده و به همین دلیل مورد تقدیر قرار گرفته است.

پزشک پیشکسوت گروه داخلی، همچنین از نقش خود در توسعه برخی رشته‌های پزشکی در کشور یاد می‌کند. به گفته وی، برنامه‌ریزی اولیه برای شکل‌گیری رشته طب اورژانس نیز از جمله اقداماتی بوده که در آن نقش داشته است. او توضیح می‌دهد که ایده ایجاد این رشته پس از گفت‌وگو با یکی از پزشکان ایرانی شاغل در آمریکا مطرح شد؛ پزشکی که توضیح داده بود در بسیاری از کشورها طب اورژانس به‌عنوان یک رشته تخصصی مستقل شناخته می‌شود و پزشکان این حوزه شرایط کاری و آموزشی مشخصی دارند.

به گفته او، این تجربه‌ها و تبادل نظرها باعث شد برنامه‌ریزی برای شکل‌گیری رشته طب اورژانس در کشور انجام شود و مسیر توسعه آن در نظام آموزش پزشکی فراهم گردد.

در سال ۱۳۷۵، گروهی از پزشکان برجسته مشهد شامل دکتر بلالی، دکتر نقیبی، دکتر رادپور، دکتر کاخی و دکتر امیریان برای بررسی امکان ایجاد رشته طب اورژانس در دانشگاه‌های علوم پزشکی گرد هم آمدند. برنامه‌ای جامع برای راه‌اندازی این رشته تدوین و در جلسه رؤسای دانشگاه‌های علوم پزشکی کشور در تهران ارائه شد، اما در مرحله نخست رأی‌گیری، پیشنهاد با مخالفت مواجه شد.

این موضوع واکنش دکتر مرندی، وزیر وقت بهداشت و فوق تخصص نوزادان، را برانگیخت؛ او با اشاره به اثرات مثبت ایجاد بخش اورژانس بر کاهش مرگ‌ومیر نوزادان در آمریکا، از اعضا خواست رأی‌گیری مجدد انجام شود تا این طرح تصویب شود.

وی همچنین به کمک‌های مردمی در بهبود زیرساخت‌های بیمارستان امام رضا اشاره می‌کند و از حمایت آقای عدالتیان، خادم حرم، خبر می‌دهد که در سال ۱۳۸۵ مبلغ ۸۰۰ میلیون تومان به بیمارستان اهدا کرد. این کمک‌ها موجب شد بخش‌های قدیمی بیمارستان بازسازی شوند و زمین مناسبی برای احداث مرکز اورژانس اختصاص یابد.

از نظر او، مرکز اورژانس اهمیت بیشتری نسبت به سایر بخش‌ها دارد و برای همین پروژه‌ای با زیربنای تقریباً ۱۰ هزار مترمربع طراحی شد، در حالی که سایر بخش‌ها ۲ تا ۳ هزار مترمربع بودند.

این پزشک پیشکسوت دانشگاه تأکید می‌کند، که در طراحی بسیاری از بخش‌های بیمارستانی خود شخصاً مشارکت داشته و نقش مهمی در کشیدن نقشه‌ها و طراحی فضاها ایفا کرده است. نمونه آن طراحی ساختمان پشت قریشی و بخش اورولوژی است که با نظارت و راهنمایی او اجرا شده‌اند.

نگاهی به طراحی و توسعه اورژانس بیمارستان امام رضا مشهد؛ از استانداردهای جهانی تا مدیریت بحران

برای طراحی مرکز اورژانس، طرح‌هایی از استرالیا، آلمان و آمریکا بررسی و در نهایت نقشه‌های آمریکایی به عنوان الگو انتخاب و به مهندس سهرابیان واگذار شد.

دکتر بهرامی، جزئیات طرح را نیز شخصاً مورد بازبینی قرار داد؛ به عنوان نمونه عرض راهروها را حداقل ۷ متر در نظر گرفت تا امکان استقرار تخت‌های بیشتر فراهم شود و در شرایط بحران بتوان به‌صورت بهینه از فضا استفاده کرد. همچنین بخش‌هایی ویژه برای حضور مسئولان در شرایط اضطراری طراحی شد که شامل اتاق‌های حفاظتی و مجهز به سیستم‌های ارتباطی مانند پاس صوتی است تا در مواقع حملات احتمالی، امنیت و ارتباط آنان تضمین شود.

این مرکز اورژانس بعدها به یکی از پیشرفته‌ترین مراکز درمانی منطقه تبدیل شد که هم خدمات تخصصی ارائه می‌دهد و هم امکانات ویژه برای مدیریت بحران و حوادث را داراست.

 

83

در سال ۱۳۹۲ و در دوران وزارت دکتر حسن هاشمی، روند توسعه زیرساخت‌های بیمارستان امام رضا مشهد شتاب گرفته است. مسئولان بیمارستان اعلام کردند که باوجود تلاش‌های فراوان، هنوز هم زیباترین بخش اورژانس کشور در این بیمارستان شکل نگرفته، اما تمرکز بر فعالیت‌های دیگر برای بهبود خدمات و امکانات بیشتر شده است.

یکی از مهم‌ترین اقدام‌ها، راه‌اندازی امکانات رفاهی مانند پمپ بنزین و پمپ گاز در محوطه بیمارستان برای تسهیل حضور بیماران و کارکنان است. همچنین قصاب‌خانه‌ای برای پردازش ضایعات بیمارستانی احداث شده است. پیش از این، این ضایعات باید تا حدود ۲۵ تا ۳۰ کیلومتر آن طرف‌تر، نزدیک حرم امام رضا، منتقل و دفن می‌شدند که مشکلات زیادی ایجاد می‌کرد.

برای حل مشکلات زیرساختی، تیمی از مسئولان بیمارستان با همکاری شهرداری و کسب اجازه از امام جمعه مشهد، اقدام به اصلاح شبکه‌های فاضلاب و چاه‌های عمیق کردند. رفت‌وآمدهای متعدد به دفتر امام جمعه و هماهنگی‌های مدیریتی بین مسئولان شهری و وزارت بهداشت، روند اجرای طرح‌ها را تسریع کرده است.

از سوی دیگر، در جلسات تخصصی برای برقراری ارتباط بین بیمارستان و شبکه قطار شهری بحث شد و از طرف مدیران، طرح احداث پارکینگ‌های مدرن و زیرگذرهای مناسب به شهرداری پیشنهاد گردید. با حمایت مهندسان باتجربه، از جمله کارشناسانی که از آمریکا دعوت شده‌اند، پروژه پارکینگ زیرزمینی با استانداردهای بالا در دست اجراست.

با وجود برخی مخالفت‌ها از سوی استاندار و نمایندگان محلی منطقه، پیگیری‌های مستمر مسئولان توانست مجوزهای لازم را برای اختصاص زمین و ادامه پروژه کسب کند. هدف نهایی فراهم کردن پارکینگی امن و آسان برای خدمت‌رسانی بهتر به مراجعان، بیماران و کادر درمان است.

ادامه فعالیت های حرفه ای پیشکسوت گروه داخلی دانشگاه علوم پزشکی مشهد

دکتر بهرامی، همچنین به ادامه مسیر حرفه‌ای خود در حوزه پزشکی اشاره می‌کند و می‌گوید در روند توسعه و رشد رشته داخلی و فعالیت‌های دانشگاهی نقش داشته است. او همچنین به ارتباطات گسترده خود با مراکز درمانی کشور اشاره می‌کند و می‌گوید: به دلیل مسئولیت‌های پیشین از جمله دو دوره معاونت وزیر، بسیاری از دانشگاه‌های علوم پزشکی و مراکز درمانی او را می‌شناختند. به همین دلیل هر زمان بیماری با مشکل خاص یا نیاز به درمان‌های پیشرفته مراجعه می‌کرد، او از طریق تماس با مراکز تخصصی در شهرهایی مانند تهران و شیراز پیگیری‌های لازم را انجام می‌داد.

در مواردی بیماران برای درمان‌های تخصصی مانند پیوند کبد به مرکز درمانی دکتر ملک‌حسینی در شیراز معرفی می‌شدند. همچنین برای برخی خدمات تخصصی دیگر مانند پیوند مغز استخوان به بیمارستان شریعتی تهران ارجاع داده می‌شدند.

دکتر بهرامی در ادامه مطلب اظهار داشت: برای حمایت از بیماران خاص، از جمله کودکان مبتلا به سرطان یا بیماران تالاسمی، با نهادهایی مانند کمیته امداد و استانداری نیز در ارتباط بود و تلاش می‌کرد از طریق این نهادها حمایت‌های لازم برای درمان بیماران فراهم شود.

این پزشک پیشکسوت دانشگاه، در بیان دیدگاه‌های خود درباره نقش پزشکان در جامعه تأکید می‌کند: که پزشکان باید همواره پشتیبان کشور و مردم باشند و از ورود به اختلافات و جهت‌گیری‌های سیاسی پرهیز کنند. به اعتقاد او، همان‌گونه که روحانیون و نظامیان وظایف مشخصی در حمایت از جامعه دارند، پزشکان نیز باید با حفظ شأن حرفه‌ای خود، تمرکز اصلی را بر خدمت به مردم بگذارند. او معتقد است روپوش سفید پزشکی نمادی از اعتماد و مسئولیت الهی است و پزشک باید بدون توجه به گرایش‌های فردی یا سیاسی بیماران، به همه آن‌ها خدمت کند.

توسعه بیمارستان امام رضا (ع) و نقش او در راه‌اندازی دانشکده‌های پزشکی کشور

دکتر عبدالله بهرامی به روند توسعه بخش‌های مختلف بیمارستان امام رضا (ع) مشهد و همچنین نقش خود در گسترش آموزش پزشکی در کشور اشاره می‌کند.

بازسازی و توسعه بخش‌های بیمارستان امام رضا (ع)

به گفته دکتر بهرامی، بخشی که امروزه به عنوان گوارش و هماتولوژی شناخته می‌شود، در گذشته تنها یک ساختمان یک‌طبقه بوده است. او به یاد می‌آورد که در مجاورت آن، بخشی قدیمی مربوط به چشم‌ پزشکی قرار داشت که بعدها تخریب شد تا فضای جدیدی برای توسعه ایجاد شود.

عملیات تخریب ساختمان قدیمی در آذرماه آغاز شد و پروژه بازسازی با سرعت قابل توجهی پیش رفت؛ به‌گونه‌ای که تا فروردین‌ماه ساختمان جدید آماده بهره‌برداری شد. دکتر بهرامی می‌گوید این پروژه تنها طی دو تا سه ماه به پایان رسید؛ موضوعی که با توجه به زمان‌بر بودن پروژه ‌های عمرانی در سال‌های اخیر، قابل توجه است.

به گفته وی، در سال‌های بعد، با پیگیری مرحوم دکتر طبسی و در دوران ریاست مرحوم دکتر اعتمادی بر دانشگاه، یک طبقه دیگر به این ساختمان افزوده شد و مجموعه به ساختمانی دوطبقه تبدیل گردید. به گفته دکتر بهرامی، روند توسعه بیمارستان در سال‌های پیش از انقلاب با سرعت بیشتری انجام می‌شد و پروژه‌های عمرانی در مدت‌زمان کوتاه‌تری به نتیجه می‌رسید.

پیگیری ساخت بیمارستان ۶۱۰ تختخوابی

دکتر بهرامی همچنین به پیگیری‌های خود برای احداث یک بیمارستان وابسته به وزارتخانه اشاره می‌کند. او می‌گوید در آن زمان با سازمان برنامه و بودجه ارتباط نزدیکی برقرار کرد و با مرحوم آقای روغنی زنجانی، که در آن مقطع معاون سازمان بود، رایزنی‌هایی انجام داد.

در پی این مکاتبات، درخواست ساخت یک بیمارستان وابسته به وزارتخانه در محل فعلی بیمارستان ۶۱۰ تختخوابی (در محدوده خیابان کریم‌خان) مطرح شد. با موافقت مسئولان، زمین و مجوزهای لازم تخصیص یافت و پروژه آغاز شد.

به گفته دکتر بهرامی، مرحوم دکتر فرهودی نیز در پیگیری‌های اجرایی این طرح نقش فعالی داشت. در طراحی این مجموعه، بخشی که پیش‌تر به عنوان داخلی فعالیت می‌کرد، به کاربری‌های جدید اختصاص یافت و حتی یک بخش سوختگی نیز در نظر گرفته شد.

دکتر بهرامی با اشاره به پیشینه علاقه‌مندی خود به مسائل فنی و مهندسی، می‌گوید در طراحی نقشه‌های بیمارستان نیز مشارکت مستقیم داشته است. او در تعیین جانمایی بخش‌ها، نحوه طراحی اتاق‌ها، پیش‌بینی فضاهای درمانی و حتی ایجاد بخش فیزیوتراپی نقش داشته و تلاش شده بود تمامی نیازهای آینده مجموعه در طراحی اولیه لحاظ شود.

با این حال، برخلاف برخی پروژه‌های پیشین که در مدت کوتاهی به بهره‌برداری می‌رسید، تکمیل این بیمارستان حدود ۱۰ سال به طول انجامید تا در نهایت به بهره‌برداری برسد.

گزارش دکتر عبدالله بهرامی از ساخت بیمارستان ۶۱۰ تختخوابی و نگاهی به تاریخ پزشکی در مشهد

آغاز ساخت بیمارستان ۶۱۰ تختخوابی

به گفته دکتر بهرامی، عملیات احداث بیمارستان ۶۱۰ تختخوابی در سال ۱۳۶۸ با کلنگ‌زنی رسمی آغاز شد. پس از طی مراحل اداری و برگزاری مناقصه، ساخت این مجموعه درمانی آغاز گردید. روند اجرای پروژه حدود یک دهه به طول انجامید و در نهایت در سال ۱۳۷۸ به پایان رسید.

این بیمارستان در همان سال و در دوران ریاست‌جمهوری سیدمحمد خاتمی افتتاح شد و به عنوان یکی از مراکز مهم درمانی و آموزشی کشور آغاز به کار کرد. دکتر بهرامی توضیح می‌دهد که طراحی این مجموعه با در نظر گرفتن نیازهای مختلف درمانی انجام شد و بخش‌های گوناگونی برای خدمات تخصصی و آموزشی در آن پیش‌بینی شده بود.

پیشینه بیمارستان‌های قدیمی مشهد

دکتر بهرامی همچنین به پیشینه برخی از بیمارستان‌های قدیمی مشهد اشاره می‌کند. به گفته او، پیش از شکل‌گیری بسیاری از مراکز درمانی جدید، بیمارستانی به نام منتصریه در مشهد وجود داشت که حتی از بیمارستان شاه‌رضا ـ که بعدها به نام بیمارستان امام رضا (ع) شناخته شد  قدیمی‌تر بود.

استادان و پیشگامان پزشکی در مشهد

دکتر بهرامی در ادامه به استادان و پزشکان برجسته‌ای اشاره می‌کند، که در سال‌های گذشته در حوزه‌های مختلف پزشکی در مشهد فعالیت داشتند. از جمله این افراد می‌توان به دکتر خزایی در رشته غدد، دکتر واحدی در حوزه فوق‌تخصصی بیماری‌های ریه و دکتر احمدی در زمینه بیماری‌های خون و سرطان اشاره کرد.

همچنین برخی از استادان دیگر، از جمله دکتر هاتف و دکتر احمدی، از چهره‌های فعال در حوزه‌های فوق‌تخصصی پزشکی بودند که در توسعه خدمات تشخیصی و درمانی نقش داشتند. در آن زمان، فعالیت‌هایی مانند آندوسکوپی و سایر روش‌های تخصصی تشخیصی نیز به تدریج در مراکز درمانی مشهد گسترش یافت.

در سال ۱۳۶۸ عملیات احداث این مجموعه آغاز شد و پروژه پس از طی مراحل مناقصه و ساخت، در سال ۱۳۷۸ به پایان رسید. این مرکز در دوره ریاست‌جمهوری آقای سیدمحمد خاتمی افتتاح شد.

دکتر بهرامی، افزود: به گفته مسئولان و دست‌اندرکاران، در علم پزشکی همواره تأکید شده است که نخستین گام در درمان، معاینه بیمار توسط پزشک است. در سنت پزشکی نیز همین اصل وجود داشته است؛ به‌گونه‌ای که ابتدا پزشک بیمار را معاینه می‌کند و در صورت لزوم، انجام جراحی را تجویز می‌کند. حتی در دوره ابن‌سینا نیز جراحی وجود داشته، اما دامنه آن محدود بوده و بیشتر تلاش پزشکان بر درمان و معالجه بیماران متمرکز بوده است.

گروه داخلی این مجموعه نیز پیشینه‌ای قابل توجه دارد. پیش از شکل‌گیری ساختار فعلی، بیمارستانی به نام  منتصریه  فعالیت داشته، که قدمت آن حتی از بیمارستان  شاه‌رضا در آن زمان بیشتر بوده است. بر اساس برخی روایت‌ها، مرحوم نخودکی نیز در همان بیمارستان درگذشته است.

در گذشته نام  شاه‌رضا  برای این مرکز به کار می‌رفت که به معنای امام رضا(ع) بوده است؛ مشابه نام‌هایی مانند شاه‌عبدالعظیم یا شاهزاده علی‌اکبر و شاهزاده علی‌اصغر. پس از پیروزی انقلاب اسلامی و با تغییر برخی نام‌ها، این عنوان نیز دستخوش تغییر شد.

وی اضافه کرد: در سال‌های بعد، بخش‌های تخصصی و فوق‌تخصصی مختلفی در این مجموعه فعال بوده‌اند؛ از جمله خدمات آندوسکوپی و فعالیت پزشکان متخصص و فوق‌تخصص. از جمله پزشکان شاخص آن دوره می‌توان به دکتر هاتف و دکتر احمدی اشاره کرد. همچنین دکتر خزایی به‌عنوان متخصص غدد، دکتر واحدی به‌عنوان فوق‌تخصص ریه و دکتر احمدی به‌عنوان متخصص خون و سرطان در این مجموعه فعالیت داشته‌اند.

به گفته دکتر بهرامی، تجربه‌ها و فعالیت‌های این مرکز می‌تواند حاوی پیام‌ها و درس‌های ارزشمندی برای نسل‌های آینده حوزه پزشکی باشد.

توصیه‌های دکتر بهرامی به نسل جوان پزشکان؛ پزشکی نعمتی الهی و رسالتی برای خدمت به مردم است

پزشک پیشکسوت دانشگاه علوم پزشکی مشهد در پایان گفت: همکاران، دانشجویان و رزیدنت‌های محترم و گرامی؛ انتخاب حرفه پزشکی را به شما تبریک می‌گویم. پزشکی حرفه‌ای مقدس و ارزشمند است و روپوش سپید پزشکی در حقیقت نعمتی است که خداوند بر تن ما می‌کند. بر اساس آیه قرآن «نَبلوکُم بِالشَّرِّ وَالخَیرِ فِتنَةً وَإِلَینا تُرجَعون»، انسان‌ها با خیر و شر آزموده می‌شوند. بیماری یکی از همین آزمون‌هاست و در کنار آن، پزشک شدن ما نیز نعمتی از جانب خداوند است؛ نعمتی که نشان می‌دهد او ما را برای خدمت به بندگانش برگزیده است.

وی ادامه داد: بر همین اساس باید همواره به یاد داشته باشیم که همه داشته‌ها و جایگاه خود را مدیون مردم هستیم. ادامه مسیر تحصیل، پزشک شدن و رسیدن به تخصص، بدون حضور بیماران امکان‌پذیر نیست. هرچند فعالیت‌های مختلفی در حوزه پزشکی از جمله خدمات زیبایی نیز وجود دارد، اما بخش اصلی رسالت ما رسیدگی به بیمارانی است که با امید و اعتماد به ما مراجعه می‌کنند.

او با اشاره به اهمیت توجه به حال بیماران افزود: همان‌طور که بزرگان گفته‌اند، بیمارستان محیطی غریب برای بیمار است. بیمار از خانه و آرامش خود دور شده و شب‌ها را در جایی ناآشنا سپری می‌کند، در حالی که خانواده‌اش با نگرانی در انتظار بهبود او هستند. بنابراین وظیفه ماست که با نهایت احترام، دلسوزی و مسئولیت‌پذیری با بیماران رفتار کنیم تا خداوند نیز ما را مورد لطف و رحمت خود قرار دهد.

دکتر بهرامی، همچنین تأکید کرد: جامعه پزشکی ایران از توانمندی و جایگاه علمی بالایی برخوردار است و پزشکان ایرانی در بسیاری از کشورهای جهان درخشیده‌اند. در کشورهایی مانند آلمان نیز پزشکان ایرانی از اعتبار و محبوبیت زیادی برخوردارند و بسیاری از مردم ترجیح می‌دهند برای درمان به آنان مراجعه کنند. این موضوع نشان‌دهنده لطف الهی و ظرفیت بزرگی است که خداوند در اختیار جامعه پزشکی ما قرار داده است.

او در پایان خاطرنشان کرد: همان‌گونه که بزرگان دین و عالمان وارسته شب‌ها درهای خانه خود را برای کمک به نیازمندان باز می‌گذاشتند، پزشکان نیز همواره در مسیر خدمت به مردم آماده‌اند و وظیفه خود می‌دانند که در هر زمان در کنار بیماران و نیازمندان حضور داشته باشند. این روحیه خدمت‌رسانی سرمایه اصلی حرفه پزشکی و مایه افتخار این جامعه است.

 

84

وب دا، لطفاً در ابتدا خود را برای مخاطبان این گفتگو معرفی بفرمایید ( نام و نام خانوادگی ، در چه سالی و در کجا متولد شدید ) و شرح مختصری از سوابق تحصیلی دوران مدرسه و دانشگاه بفرمایید که در کجا و چه سالهایی طی شد؟

قبل از ورود به دانشگاه، در مرکز هاشمی‌نژاد (مرکز شماره ۱) فعالیت داشتم؛ آن زمان در واقع فقط دو مرکز وجود داشت: مرکز فردوسی و این مرکز. ورودی سال ۱۳۸۸ رشته پزشکی عمومی در دانشگاه علوم پزشکی بیرجند بودم. پس از آن دوره تخصص داخلی را در مشهد گذراندم و سپس برای فوق‌تخصص گوارش نیز دوباره در مشهد ادامه تحصیل دادم. بعد از پایان دوره‌ها، به‌صورت پیوسته مشغول فعالیت بودم و دوره طرح جداگانه‌ای نداشتم. تاریخ تولدم ۱۱/۴/۱۳۷ است.

در دوران دبیرستان و پس از ورود به دانشگاه، در فعالیت‌های ورزشی و فرهنگی هم حضور داشتم. در رشته پینگ‌پنگ مقام دوم انفرادی را کسب کردم. در وزنه‌برداری مدال نقره داشتم، در دوومیدانی نیز مدال گرفتم و در فوتسال به مدال طلای مسابقات شهرستان رسیدیم. همچنین در برنامه‌های فرهنگی مانند قرائت قرآن و اذان هم شرکت می‌کردم که معمولاً مقام اول یا دوم شهرستان را به دست می‌آوردم. بیشتر این مسابقات در سطح شهرستان‌های مشهد و تربت حیدریه برگزار می‌شد. دبیرستان را در تربت حیدریه گذراندم، هرچند اصالتاً مشهدی هستم و به دلیل محل کار پدرم مدتی در تربت حیدریه زندگی می‌کردیم.

از زمان ورود به دانشگاه، فعالیت‌های علمی و پژوهشی را به‌طور پیوسته دنبال کردم. در این مسیر موفق به کسب رتبه دوم برد و همچنین رتبه چهارم بورد شدم که مربوط به سال ۱۴۰۴ است. علاوه بر فعالیت‌های آموزشی، در حوزه پژوهش نیز چند کار علمی انجام داده‌ام. از جمله یک مقاله در زمینه اختلالات خواب که دارای شناسه علمی است و منتشر شده است. همچنین در تألیف یک کتاب در حوزه دیالیز به‌صورت همکاری مشارکت داشته‌ام و در برخی کارهای ترجمه علمی نیز فعالیت کرده‌ام. در کنار این موارد، ایده‌ها و طرح‌هایی نیز در حوزه اختلالات خواب مطرح شده که در قالب فعالیت‌های پژوهشی و نوآورانه پیگیری شده‌اند. این فعالیت‌ها در کنار مسیر تحصیلی و آموزشی، بخشی از تجربه علمی من در دوران دانشگاه و پس از آن را تشکیل می‌دهد.

وب دا، با توجه به فعالیت دانشگاه در سه حوزه آموزش، درمان و پژوهش حفظ ارتباط این سه حوزه از نگاه شما تا چه حد اهمیت دارد و اساسا آیا می‌توان این سه حوزه را اولویت بندی کرد ؟

با توجه به اینکه دانشگاه در سه حوزه اصلی آموزش، پژوهش و درمان فعالیت دارد، به نظر من در شرایط فعلی آموزش از اهمیت بیشتری برخوردار است. با توجه به شرایط جامعه و تا حدی کاهش انگیزه‌ها، تقویت حوزه آموزش می‌تواند نقش بسیار مهمی در ارتقای کیفیت علمی و حرفه‌ای ایفا کند. البته این به آن معنا نیست که پژوهش و درمان اهمیت کمتری دارند؛ هر سه حوزه در کنار هم و به‌صورت مکمل عمل می‌کنند و در واقع هیچ‌کدام بر دیگری برتری مطلق ندارد. وظیفه درمان همواره بر عهده ما بوده و خواهد بود و پژوهش نیز برای پیشرفت علمی و به‌روز نگه داشتن دانش پزشکی ضروری است.

وب دا، با توجه به تجربه‌ای که در فضای شغلی خود در دانشگاه داشته‌اید تصور می‌کنید چه اقدامات و برنامه‌هایی می‌تواند به هرچه بهتر شدن این فضا کمک کند؟

برای اینکه دانشگاه در این حوزه‌ها عملکرد بهتری داشته باشد، به نظر من چند نکته مهم است. نخست اینکه از ظرفیت نیروهای جوان‌تر بیشتر استفاده شود، زیرا این افراد معمولاً انگیزه و انرژی بیشتری برای فعالیت‌های آموزشی و پژوهشی دارند. نکته دوم، دقت بیشتر در فرآیند گزینش و جذب اعضای هیئت علمی است. در این زمینه باید شایسته‌سالاری به‌طور جدی مورد توجه قرار گیرد و افراد بر اساس توانمندی‌ها، مهارت‌ها و صلاحیت‌های علمی و آموزشی انتخاب شوند. اگر در مرحله ورود به سیستم انتخاب‌های دقیق و مناسبی انجام شود، در ادامه مسیر می‌تواند تأثیر بسیار مثبتی بر کیفیت عملکرد دانشگاه داشته باشد.

وب دا، با توجه به نقش مهم و اثرگذار اساتید در فضاهای مختلف آموزشی و پژوهشی و درمانی دانشگاه ، از نگاه شما یک استاد موفق در این حوزه‌ها چه شاخصه‌هایی دارد؟

به نظر من یک استاد موفق قبل از هر چیز باید متعهد باشد. تعهد به کار، به دانشجویان و به بیماران از مهم‌ترین ویژگی‌های یک استاد خوب است. در رشته پزشکی، به‌روز بودن نیز اهمیت زیادی دارد؛ بنابراین استاد باید به‌طور مستمر مطالعه داشته باشد و دانش خود را با آخرین یافته‌های علمی به‌روز نگه دارد.

همچنین لازم است برای آموزش وقت کافی بگذارد و در تعامل با دانشجویان و بیماران برخوردی دلسوزانه و مسئولانه داشته باشد. به نظر من همین روحیه تعهد، همراه با مطالعه مداوم و برخورد انسانی و دلسوزانه، می‌تواند مسیر آموزش و درمان را به‌درستی پیش ببرد و ویژگی‌های اصلی یک استاد موفق را شکل دهد. مؤثرترین شکل ممکن دانش و مهارت خود و آنچه را که دانشجو نیاز دارد، به او منتقل کند.

وب دا، در مسیر تحصیل و فعالیت‌های کاری آیا چالش ها و موانعی را هم تجربه کردید؟ در صورت پاسخ مثبت بفرمایید چطور با این چالش ها و موانع مقابله کرده اید؟

در مسیر پیشرفت شغلی، خوشبختانه به دلیل حمایت‌هایی که از طرف خانواده، به‌ویژه پدر و مادرم داشتم، با چالش‌های بسیار سختی مواجه نشدم. این حمایت‌ها باعث شد شرایط برای طی کردن این مسیر تا حد زیادی فراهم باشد. البته سختی‌های خاص رشته پزشکی، مانند طولانی بودن دوره تحصیل و نیاز به مطالعه مداوم، همیشه وجود دارد. در واقع از زمان ورود به دانشگاه تا رسیدن به این مقطع، حدود ۱۷ سال زمان صرف تحصیل و آموزش می‌شود که خود به‌تنهایی مسیر طولانی و پرزحمتی است.

چالش اصلی بیشتر مربوط به همین فرآیند طولانی درس خواندن و حفظ استمرار در مسیر علمی است. به نظر من مهم‌ترین عامل عبور از این مسیر، ممارست و پشتکار است؛ یعنی ادامه دادن کار به‌صورت پیوسته و آرام، بدون وقفه. در واقع با استمرار در تلاش و مطالعه می‌توان این مسیر را طی کرد.

من متولد مشهد هستم. پدرم پزشک و فوق‌تخصص کلیه و فشار خون هستند و مادرم خانه‌دار است. ما سه برادر هستیم و من فرزند بزرگ خانواده‌ام. یکی از برادرانم مهندس پزشکی است و برادر دیگرم در رشته روان‌شناسی تحصیل کرده است.

وبدا، اوقات فراغت را معمولاً به چه فعالیت هایی مشغول هستید؟

در اوقات فراغت، معمولاً به فعالیت‌هایی مانند نواختن پیانو و ورزش، به‌ویژه تنیس، می‌پردازم. همچنین در دوران دانشجویی نیز در برخی برنامه‌ها و فعالیت‌ها شرکت داشتم.

 

85

پای خود را مماس با کف زمین قرار دهید و چشمان خود را بسته و بازوان و پاهای خود را شل و رها کنید.ممکن است هنگام انجام این عمل ذهن شما منحرف شود واین احساس ناگزیر در شما به وجود آید که چشمان خود را باز کنید. ولی انجام این تمرین با چشان بسته تأثیربیشتری دارد. اگر تصمیم گرفتید که چشمان خود را باز کنید، یک شی را در اتاق انتخاب کرده و به آن خیره شوید .بازوان و پاهای خود را کاملا شل کنید. یک نفس عمیق از راه بینی بکشید. سپس آن را به آرامی از دهان خارج سازید .به هنگام دم ماهیچه های شکم صاف به نظر آید. به آرامی دم و بازدم را انجام دهید.دم... بازدم،دم... بازدم ( به مدت یک دقیقه این کار را تکرار کنید).

به دم و بازدم عمیق ادامه دهید و با مشت کردن دست ها،عضلات بازوان و دست خود را منقبض کنید.با شمارش من مشت ها را تا پنج شماره گره کرده نگاه:1-2-3-4-5-

به دم و بازدم ادامه دهید و عضلات شانه خود را شل نگاه دارید.

حال یک نفس عمیق بکشید و عضلات شکم و سرین را منقبض کنید.تا شماره پنج نگاه دارید:1-2-3-4-5

نفس را بیرون دهید و عضلات شکم و سینه را شل کنید.

پاهای خود را منقبض کنید: ابتدا ران ها سپس ماهیچه های ساق پا و در آخر با حلقه کردن انگشتان پا به داخل تمام پا را منقبض کنید. تا شماره پنج :1-2-3-4-5

به دم و بازدم ادامه دهید و پاهای خود را شل کنید.

یک نفس عمیق از بینی بکشید .سپس از طریق دهان آن را خارج سازید.

با پنج شماره چشمان خود را باز کنید:1-2-3-4-5

تمام بدن را شل کنید و در حالت آرامش کلی قرار بگیرید.

منبع: مهارت های زندگی

نویسندگان: علیرضا جزایری، علی سینا رحیمی

86

در این تمرین باید موسیقی یا هر صدای دیگر را قطع کنید؛ با آرامش بر جای خود بنشینید و مجددا چشمان خود را ببندید. به آهستگی نفس های عمق بکشید دم از طریق بینی و بازدم از طریق دهان به آرامی به دم و بازدم ادامه دهید و یک صحنه خوشایند و ایده آل را در ذهن خود مجسم کنید. خود را در مکانی می بینید که در آن احساس امنیت و آرامش می کنید. در آنجا احساس خوشحالی و سرحال بودن می کنید. به این صحنه دقیق تر نگاه کنید و ببینید که آن محل خاص چگونه مکانی است آیا شخص دیگری نیز آنجا هست یا شما تنها هستید؟ آیا مکانی است تاریک و دورافتاده با روشن و پنجره دار که نورخورشید در آن راه دارد؟

با نگاه کردن به این صحنه خود را وضعیتی آرام می بینید آیا دراز کشیده اید یا در حالت نشستته قرار دارید؟ روی یک صندلی یا کف زمین یا یک تخت یا روی چمن هستید؟

به آرامی به دم و بازدم ادامه دهید و بر صحنه ذهن خود تمرکز کنید. اگر افکار دیگری به ذهنتان می آید، آن ها را دور کرده و تنها به صحنه زیبای ذهنتان فکرکنید.

آیا صدایی دراین تصویر به گوشتان می رسد یا سکوت کامل برقرار است؟

صدایی مثل وزش آرام باد یا جریان آب یا نم نم باران؟

اگر در این تصویر سکوت برقرار است، دوست دارید چه آهنگی را در آن مکان خاص گوش دهید؟ فکر کنید آن آهنگ الان در حال نواخته شدن است و به شما ارامش می بخشد.

دقت کنید که چه بویی به مشامتان می رسد؟ بویی مثل بوی گل ها،بوی چمن و یا بوی خاک نمناک. ذهن خود را کاملا به این صحنه متمرکزسازید و دم و بازدم ادامه دهید. شما اکنون در محلی هستید که مناظر، صداها و بوهای دلخواه تان اطراف شما را پر کرده اند. ببنید چقدر در آرامش و آسایش به سر می برید. ذهنتان از هرگونه استرس و فشاری خالی است.احساس قدرت و سلامتی می کنید و انرژی زیادی در خود احساس می کنید.

یک دقیقه در این محیط به تنفس عمیق خود ادامه دهید.حال آماده هستید که محل خود را ترک کرده و با انرژی و نیروی تازه به موقعیت قبلیتان باز گردید. به آرامی و با پنج شماره چشمان خود را باز کنید1-2-3-4-5

منبع: مهارت های زندگی

نویسندگان: علیرضا جزایری، علی سینا رحیمی

 

87

این روش به شما کمک می کند، تا شیوه ی تفکر خود را تغییر دهید. افراد خشمگین و عصبانی تمایل به ناسزاگفتن فحاشی کردن و با صدای بلند صحبت کردن یا داد زدن دارند. این گونه رفتارها منعکس کننده افکار درونی آن ها ست. وقتی شما عصبی می شوید افکارتان بسیار اغراق شده و کاملا نمایشی می شود. تلاش کنید تا افکار منطقی تری را جایگزین این گونه فکرها بکنید. برای مثال به جای اینکه به خودتان بگویید چقدر وحشتناک یا بدبخت شدم، به خودتان بگویید این مسأله من را ناراحت کرد؛ اما دنیا که آخر نشده است و عصبانی شدن هم که مشکلی را حل نمی کند.

مراقب استفاده کردن از کلمات مثل(( هرگز)) یا ((همیشه))برای صحبت کردن در مورد خود و دیگران باشید.

تو همیشه فراموش کار هستی))

من هرگز موفق نمی شوم))

(( من هرگز نمی توانم خشم خود را کنترل کنم))

اگر چنین فکر کنید به گونه ای خشم خود را توجیه کرده اید و احساس می کنید که راهی برای حل مشکل خود ندارید. ممکن است موجب سرزنش و تحقیر خود و دیگران شوید یا روابط اجتماعی خود را تخریب کنید. بهتر است به خاطر داشته باشید که عصبانیت مشکلی را حل نمی کند و احساس خوبی در شما به وجود نمی آورد بلکه شرایط بدتری را ایجاد می کند.

منبع: مهارت های زندگی

نویسندگان: علیرضا جزایری، علی سینا رحیمی

 

88

وقتی خشم برشما مستولی می شود تخلیه انرژی از طریق پرداختن به فعالیت های جسمی یا خلاق. مفید و اثربخش است.فایده ی تخلیه ی خشم این است که می توان در وضعیت ذهنی آرام،مشکل خشم برانگیز خود را حل کرد.تخلیه انرژی به عنوان یک مهارت مقابله با خشم،یک فرآیند دو مرحله ای است.مرحله اول رها ساختن تنش و برانگیختگی از سیستم است.مرحله دوم به حل مسئله مربوط است.تخلیه انرژی به عنوان یک مهارت مقابله ای غالبا خوب درک نشده است. زیرا افراد به اهمیت مرحله ی دوم آن توجه نمی کنند.تخلیه انرژی منبع ناکامی یا بدرفتاری را برطرف نمی کند بلکه فقط به انسان خویشتن داری می بخشد تا بتواند با منبع خشم مقابله کند.همیشه فرایند تخلیه ی خشم را همراه با مرحله ی دوم آن یعنی حل مسئله به کار ببرید. منظور از حل مسأله، استفاده از یک شیوه منظم وهدفمند برای رسیدن به یک هدف خاص که عمدتا حل یک مشکل است، که با تعریف مشکل و ارائه راه حل ها ی مختلف بهترین آنها برای حل مشکل به کار برده می شود.

منبع: مهارت های زندگی

نویسندگان: علیرضا جزایری، علی سینا رحیمی

 

89

بدن خود را روی صندلی راحت سازید به طوری که بدن در وسط قرار گرفته و دست ها در دو طرف آویزان باشد.چشمان خود را ببندید و نفس عمیق بکشید.به آهستگی از بینی نفس بکشید و به آهستگی آن را از دهان خارج سازید.

تمام حواس خود را بر تنفس متمرکز کنید. پس از هر دم بشمارید (( یک)) و پس از هر بازدم(( دو)) دم... بازدم... ادامه دهید: یک ... دو... یک ...دو.

همین طور ادامه دهید. اگر حس کردید افکار دیگری به ذهن شما رسوخ می کند، به آرامی آن را از خود دور ساخته و حواس خود را به دم و بازدم معطوف داشته و بر شمارش تمرکز کنید: یک ... دو.

به مدت دو دقیقه به تنفس منظم ادامه دهید( پس از دو دقیقه ): حالا به آرامی چشمان خود را باز کنید.تمرکز بر تنفس باعث می شود که از لحاظ هیجانی بهتر بتوانید با شرایط استرس زا روبه رو شده و تنش کمتری را تجربه نمایید.

منبع: مهارت های زندگی

نویسندگان: علیرضا جزایری، علی سینا رحیمی

 

90

شکاف میان-نسلی به تفاوت ها و اختلاف نظر میان دو نسل در انتخاب های شخصی عقاید و باورها اشاره دارد، که به تعارض و شکاف میان اعضای خانواده می انجامد هر نسل به دلیل بودن در یک زمان مشترک و دارا بودن وسایل امکانات اطلاعات نسبتا یکسان از خواسته های نسبتا مشترکی برخوردار هستند.

زمانی که افراد یک نسل به سن ازدواج رسیده و متاهل و دارای فرزند می شوند، معمولا فرزند آن ها در نسلی متفاوت از نسل خود آن ها متولد می شود و همان طور که آن ها و هم نسل هایشان خواسته های خاصی را داشته اند، حال فرزند آن ها هم خواسته های مختص نسل را دارد، که ممکن است با خواسته های والدین خود متفاوت باشد.

مطالعات نشان داده است، که یکی از دلایل اصلی شکاف میان-نسلی فقدان ارتباط کافی و رضایت بخش میان والدین و فرزندان است. مدرنیته و تحولات سریع اقتصادی اجتماعی، فرآیند جهانی شدن، تغییرات جمعیتی ازجمله  عوامل به وجود آورنده ی شکاف نسلی در ایران هستند.

منبع: آسیب شناسی خانواده

نویسنده: دکتر باب الله بخشی پور جویباری

91

مهارت مدیریت زمان و برنامه ریزی برای کاهش و کنترل استرس از اهمیت اساسی برخوردار است. به ویژه یادگیری اولویت بندی وظایف و اجتناب از به عهده گرفتن کارهای خارج از توان تان برای پیشگیری از استرس زا شدن شرایط زندگی ضروری هستند. استفاده مداوم از تقویم و برنامه ریزی بر اساس وقت های از پیش تعیین شده توجه به کارهای بیهوده ای که وقت را هدر می دهند و جایگزین نمودن آن ها با کارهای مفیدتر باعث می شود، تا شما هیچ گاه به دلیل کمبود وقت و برنامه ریزی و...در شرایط استرس زا قرار نگیرید. همچنین سازندگی و انجام به موقع وظایف منجر به شکل گیری احساس خرسندی و رضایت از خود شده و آسایش روانی شما را ارتقا می بخشد.

منبع: مهارت های زندگی

نویسندگان: علیرضا جزایری، علی سینا رحیمی

 

92

1.به پزشکتان مراجعه کنید: استرس می تواند بدن شما را با عوض بسیاری رو به رو سازد و با آسیب پذیر ساختن بدن نسبت به باکتری ها و عفونت شما را در معرض ابتلا به بیماری های مزمن قرار دهد. استرس با تضعیف سیستم ایمنی بدن به تنهایی می تواند منجر به شکل گیری صدمات جسمی جبران ناپذیری مثل سرطان در فرد شود.شما برای آنکه بتوانید با پیامدهای منفی استرس مبارزه کنید.باید از سلامت جسمانی خوبی برخوردار باشید.

2.از مشاوره و روان درمانی غافل نشوید: آموزش مدیریت استرس در حیطه کاری روانشناسان و مشاوران قرار دارد و با مراجعه به آن ها می توانید این آموزش را متناسب با شرایط خودتان دریافت کرده و با پیشروی گام به گام از راهنمایی مورد نیاز بهره مند گردید.

3.زمانی را به بودن با آن هایی که دوستشان دارید، اختصاص دهید: مطالعات بیشماری نشان داده اند افرادی که ساختار حمایت اجتماعی متعادل و رضایت بخشی دارند(شامل دوستان،خانواده،اقوام و...) نشانه های مرتبط با استرس کمتری را تجربه می کنند و در مدیریت استرس موفق تر عمل می کنند.

4. در یک دوره آموزشی شرکت کنید: روش های مدیریت استرس از جمله آرامش بخشی جسمی و روانی تکنیک های مراقبه و... نیازمند آموزش نظری و عملی به صورت توام می باشد که شرکت در کلاس ها یا دوره های آموزشی که بدین منظور از سوی سازمان های مختلف برگزار می گردد این امکان را برای شما فراهم می سازد.

منبع: مهارت های زندگی

نویسندگان: علیرضا جزایری، علی سینا رحیمی

 

93

 

نویسندگان: علیرضا جزایری، علی سینا رحیمی

 

92

1.به پزشکتان مراجعه کنید: استرس می تواند بدن شما را با عوض بسیاری رو به رو سازد و با آسیب پذیر ساختن بدن نسبت به باکتری ها و عفونت شما را در معرض ابتلا به بیماری های مزمن قرار دهد. استرس با تضعیف سیستم ایمنی بدن به تنهایی می تواند منجر به شکل گیری صدمات جسمی جبران ناپذیری مثل سرطان در فرد شود.شما برای آنکه بتوانید با پیامدهای منفی استرس مبارزه کنید.باید از سلامت جسمانی خوبی برخوردار باشید.

2.از مشاوره و روان درمانی غافل نشوید: آموزش مدیریت استرس در حیطه کاری روانشناسان و مشاوران قرار دارد و با مراجعه به آن ها می توانید این آموزش را متناسب با شرایط خودتان دریافت کرده و با پیشروی گام به گام از راهنمایی مورد نیاز بهره مند گردید.

3.زمانی را به بودن با آن هایی که دوستشان دارید، اختصاص دهید: مطالعات بیشماری نشان داده اند افرادی که ساختار حمایت اجتماعی متعادل و رضایت بخشی دارند(شامل دوستان،خانواده،اقوام و...) نشانه های مرتبط با استرس کمتری را تجربه می کنند و در مدیریت استرس موفق تر عمل می کنند.

4. در یک دوره آموزشی شرکت کنید: روش های مدیریت استرس از جمله آرامش بخشی جسمی و روانی تکنیک های مراقبه و... نیازمند آموزش نظری و عملی به صورت توام می باشد که شرکت در کلاس ها یا دوره های آموزشی که بدین منظور از سوی سازمان های مختلف برگزار می گردد این امکان را برای شما فراهم می سازد.

منبع: مهارت های زندگی

نویسندگان: علیرضا جزایری، علی سینا رحیمی

 

93

 


متن اخبار اردیبهشت ماه . خانم ابراهیمی

آمادگی کامل و انجام ۳۹۰۰ عمل جراحی در شرایط ویژه جنگی / لغو جراحی‌های الکتیو برای اولویت‌بخشی به مجروحان

ریاست مرکز آموزشی، پژوهشی و درمانی شهید هاشمی‌نژاد، به تشریح عملکرد این مرکز در ایام اخیر و شرایط ویژه جنگی پرداخت، گفت:  ارائه خدمات گسترده به مراجعین و آمادگی صددرصدی این بیمارستان برای مواجهه با شرایط بحرانی  از جمله اقدامات در ایام جنگ بود.

دکتر حسین ابراهیمی‌پور، در گفت‌وگو با وب دا با اشاره به حجم بالای مراجعات اظهار داشت: در این بازه زمانی حساس، کادر درمان ما موفق به ویزیت سرپایی ۱۲ هزار و ۲۱ بیمار شده‌اند. از این میان، ۲ هزار و ۲۳۶ بیمار جهت دریافت خدمات تخصصی‌تر به اتاق‌های عمل منتقل شده‌اند که با تلاش شبانه‌روزی جراحان و تیم هوشبری، مجموعاً ۳ هزار و ۹۰۰ مورد عمل جراحی در این مرکز با موفقیت به انجام رسیده است.

اقدامات پیشگیرانه و ظرفیت‌سازی برای شرایط اضطراری

دکتر ابراهیمی‌پور در ادامه به تشریح ۱۶ اقدام کلیدی جهت ارتقای سطح آمادگی مرکز پرداخت و افزود: جهت پاسخگویی سریع به مجروحان احتمالی و بیماران بدحال، ظرفیت تخت‌های تریاژ و تالارها افزایش یافته و ست‌های جراحی، بخیه و اقلام دارویی به میزان کافی دپو شده است. همچنین با استقرار پزشکان مقیم طب اورژانس، رادیولوژی و حضور آن‌کال‌های دوم در رشته‌های حیاتی نظیر جراحی اعصاب، فک و صورت و ENT، توان عملیاتی مرکز را به حداکثر رسانده‌ایم.

وی با تاکید بر مدیریت تخت‌های بیمارستانی تصریح کرد: طبق پروتکل‌های بحران، تمامی اعمال جراحی الکتیو (غیر اورژانسی) و ویزیت‌های عادی تا اطلاع ثانوی لغو شده است تا تمامی توان تخصصی و تجهیزاتی مرکز، از جمله بخش سی‌تی‌اسکن جدید، در خدمت فوریت‌های پزشکی و مدیریت مصدومان باشد.

توسعه نیروی انسانی و هماهنگی بین‌بخشی

رئیس مرکز آموزشی، پژوهشی و درمانی شهید هاشمی‌نژاد در پایان خاطرنشان کرد: علاوه بر فراخوان تیم‌های بحران پرستاری و افزایش نیروهای پذیرش و ترخیص، هماهنگی‌های لازم با بیمارستان امام حسین (ع) جهت پذیرش نیروهای انتظار و همچنین تعامل با واحدهای انتظامی و حراست صورت گرفته است تا امنیت و سرعت ارائه خدمات در اوج ازدحام مراجعین حفظ شود.

بیمارستان شهید هاشمی‌نژاد به عنوان یکی از قطب‌های درمانی منطقه، با تمام توان در خط مقدم خدمت‌رسانی سلامت باقی مانده و آماده جان‌فشانی در مسیر درمان بیماران و آسیب‌دیدگان در شرایط کنونی است.

شناسایی ۷۰۰ مورد تمایل به سقط جنین در خراسان رضوی/ فعالیت ۲۱ مرکز «نفس» برای صیانت از حیات جنین

 

 

مدیر جوانی جمعیت، سلامت خانواده و مدارس دانشگاه علوم پزشکی مشهد از اجرای برنامه‌های گسترده آموزشی، مشاوره‌ای و قضایی در راستای پیشگیری از سقط جنین خبر داد.

دکتر محمد احمدیان در گفتگو با وب دا با اشاره به شناسایی ۷۰۰ مادر متمایل به سقط در سال جاری، بر نقش حیاتی مراکز نفس و مداخلات بهنگام حوزه بهداشت در انصراف مادران از سقط عمدی تاکید کرد و اظهار داشت: سقط جنین به عنوان یک رویداد ناگوار در اوایل بارداری، به دو صورت خودبه‌خودی و عمدی رخ می‌دهد. سقط خودبه‌خودی که اغلب قبل از هفته ۱۲ بارداری اتفاق می‌افتد، امروزه از طریق برنامه جامع مهار، پایش، پیشگیری و کاهش سقط خودبه‌خود جنین در نظام سلامت ادغام شده است.

 

وی افزود: در این راستا، آموزش‌های عمومی برای اصلاح سبک زندگی و تبیین آسیب‌های ناشی از تغذیه نادرست و مصرف خودسرانه داروها بر سلامت جنین، توسط مراقبان سلامت و بهورزان به صورت مستمر به خانواده‌ها ارائه می‌شود.

 

مقابله با سقط عمدی و برخورد با متخلفان

 

مدیر جوانی جمعیت دانشگاه علوم پزشکی مشهد با هشدار نسبت به خطرات سقط‌های عمدی که در مراکز غیرمجاز یا با داروهای نامعتبر عطاری‌ها انجام می‌شود، تصریح کرد: عوارض این اقدام غیرقانونی برای مادران بسیار سنگین و جبران‌ناپذیر است. به همین منظور، از ابتدای سال ۱۴۰۳ کارگروه پیشگیری و مقابله با سقط عمدی جنین در دانشگاه تشکیل شده و جلسات آن ماهانه برگزار می‌گردد.

 

دکتر احمدیان یکی از دستاوردهای مهم این کارگروه را همکاری نزدیک با دستگاه قضا دانست و گفت: با پیگیری‌های صورت گرفته، شعب ویژه‌ای برای رسیدگی به جرائم پزشکی با تمرکز بر سقط عمدی جنین تعیین شده است. در همین راستا، از بازپرس ویژه پرونده‌های سقط عمدی که با صدور آرای قاطع با متخلفان برخورد نموده، تقدیر به عمل آمده است.

 

مشاوره و انصراف ۴۰۰ مادر از سقط جنین

 

وی در خصوص فرآیند شناسایی و مشاوره مادران متمایل به سقط گفت: همکاران ما در مراکز خدمات جامع سلامت، پایگاه‌ها و خانه‌های بهداشت، مادرانی را که به هر دلیل تمایل به سقط دارند شناسایی کرده و مشاوره اولیه را جهت انصراف آن‌ها انجام می‌دهند. در صورت نیاز به مشاوره‌های تخصصی‌تر، این افراد به مراکز «نفس» (نجات فرزندان سقط) معرفی می‌شوند.

 

دکتر احمدیان آمار موفقیتی در این زمینه ارائه کرد و افزود: در سال جاری حدود ۷۰۰ مورد تمایل به سقط شناسایی شده که از این تعداد، ۴۰۰ نفر جهت دریافت خدمات مشاوره‌ای و حمایتی به مراکز نفس معرفی شده‌اند. در حال حاضر ۲۱ مرکز نفس در سطح استان خراسان رضوی فعال هستند که ۱۲ مرکز آن تحت پوشش مستقیم دانشگاه علوم پزشکی مشهد قرار دارد.

 

ارتقای آگاهی عمومی و آموزش کارکنان

 

مدیر جوانی جمعیت دانشگاه در پایان به فعالیت‌های آموزشی اشاره کرد و اظهار داشت: تهیه پمفلت‌های تخصصی با موضوع نه به سقط عمدی و آشنایی با قوانین صیانت از جنین، برگزاری دوره‌های آموزشی حفظ حیات جنین برای کارکنان حوزه بهداشت و نصب پوسترهای اطلاع‌رسانی در تمامی مراکز درمانی، از دیگر اقداماتی است که با هدف ارتقای آگاهی جامعه و پیشگیری از این پدیده در حال انجام است.

راه‌اندازی ۱۰ مرکز سراج در دانشگاه علوم پزشکی مشهد

 

مدیر گروه سلامت روان معاونت بهداشت دانشگاه علوم پزشکی مشهد از اجرای گسترده برنامه‌های حوزه سلامت و توسعه خدمات سلامت روان در این دانشگاه خبر داد.

 

دکتر اخروی در گفت‌وگو با وب دااظهار کرد: در قالب برنامه‌های حوزه سلامت، ۱۶۰ برنامه سلامت و ۲۸ برنامه درمانی در دانشگاه علوم پزشکی مشهد اجرا شده و در همین راستا ۱۰ مرکز سراج نیز راه‌اندازی شده است.

 

وی با اشاره به مأموریت مراکز سراج افزود: این مراکز با هدف ارائه خدمات در حوزه سلامت روان ایجاد شده‌اند و خدماتی همچون روان‌پزشکی تخصصی، روان‌درمانی و رسیدگی به مسائل اجتماعی و خانوادگی مراجعان را ارائه می‌کنند.

 

مدیر گروه سلامت روان معاونت بهداشت دانشگاه علوم پزشکی مشهد تأکید کرد: یکی از ویژگی‌های مهم این مراکز، ارائه خدمات رایگان و در دسترس برای اقشار کم‌برخوردار جامعه است تا افراد نیازمند بتوانند از خدمات تخصصی سلامت روان بهره‌مند شوند.

 

دکتر اخروی همچنین خاطرنشان کرد: در مراکز سراج تلاش شده است مدلی یکپارچه از خدمات سلامت روان ارائه شود تا علاوه بر درمان‌های پزشکی و روان‌شناختی، به مسائل اجتماعی و خانوادگی افراد نیز توجه شود.

 

وی در پایان ابراز امیدواری کرد با توسعه این مراکز، دسترسی مردم به خدمات سلامت روان افزایش یافته و گامی مؤثر در ارتقای سلامت روان جامعه برداشته شود.

نقش نظارت داروسازان بالینی در کاهش مصرف و هزینه IVIG در بیمارستان دکتر شیخ مشهد

 

:

 

دکتر اراسته، عضو هیأت علمی دانشکده داروسازی مشهد، با تأکید بر اهمیت مصرف منطقی داروها در مراکز درمانی، به‌ویژه در شرایط بحرانی و کمبود دارویی، گفت: مصرف منطقی دارو به معنای کاهش مصرف نیست، بلکه به معنای تجویز صحیح دارو در اندیکاسیون درست، با دوز مناسب و در زمان صحیح است؛ رویکردی که می‌تواند به کاهش هزینه‌ها، کاهش عوارض دارویی و بهبود پیامدهای بالینی بیماران منجر شود.

 

وی با اشاره به اجرای یک طرح پژوهشی در بیمارستان دکتر شیخ مشهد اظهار داشت: داروی ایمونوگلوبولین وریدی (IVIG) یکی از داروهای پرهزینه در بیمارستان‌هاست که هر ویال آن در حال حاضر هزینه‌ای نزدیک به ۱۰ میلیون تومان دارد. بر همین اساس، تصمیم گرفتیم تأثیر نظارت متخصصان داروسازی بالینی را بر میزان مصرف این دارو مورد ارزیابی قرار دهیم. در این طرح، دو بازه زمانی شش‌ماهه، شامل دوره قبل و بعد از اجرای فرآیند نظارت، با یکدیگر مقایسه شد.

 

دکتر اراسته افزود: نتایج این مطالعه نشان داد که میزان مصرف منطقی IVIG از ۴۹٫۲ درصد قبل از نظارت به ۶۶٫۹ درصد پس از نظارت متخصصان داروسازی بالینی افزایش یافته است. همچنین میزان تجویز این دارو بعد از اجرای نظارت به‌طور معناداری کاهش پیدا کرد که این کاهش، در مقایسه با دوره شش‌ماهه قبل، منجر به صرفه‌جویی مالی حدود ۲۱ هزار دلار برای بیمارستان شد.

 

به گفته این عضو هیأت علمی دانشکده داروسازی مشهد، بخش قابل توجهی از کاهش مصرف IVIG به دلیل تنظیم دقیق دوز دارو بوده است. وی توضیح داد: این دارو می‌تواند هم در دوزهای بالا و هم در دوزهای استاندارد تجویز شود، اما انتخاب دوز مناسب نیازمند ارزیابی دقیق شرایط بالینی بیماران و هماهنگی نزدیک با پزشکان معالج است. به عنوان مثال، دو بیمار مبتلا به ترومبوسیتوپنی با تعداد پلاکت مشابه ممکن است بر اساس وضعیت بالینی، نیاز به دوزهای متفاوتی از IVIG داشته باشند.

 

دکتر اراسته خاطرنشان کرد: علاوه بر کاهش هزینه‌های درمان، تجویز دوزهای استاندارد این دارو می‌تواند خطر بروز عوارضی مانند ترومبوآمبولی و نفروتوکسیسیتی را نیز کاهش دهد. این موضوع اهمیت نظارت تخصصی بر مصرف داروهای حساس و پرهزینه را بیش از پیش آشکار می‌کند.

 

وی با بیان اینکه نتایج این طرح بیانگر نقش مؤثر داروسازان بالینی در ارتقای مصرف منطقی داروهاست، گفت: نظارت همکاران متخصص داروسازی بالینی در سراسر بیمارستان‌ها، به‌ویژه در شرایط فعلی کشور، می‌تواند نقش مهمی در مدیریت بهینه منابع دارویی و ارتقای کیفیت درمان ایفا کند. دکتر اراسته در ادامه به تجربه‌ای از یکی از بیمارستان‌های تهران اشاره کرد و افزود: در یک مورد، به دلیل نبود نظارت بر مصرف منطقی دارو، IVIG به مدت یک ماه برای بیماری تجویز شده بود، در حالی که اندیکاسیون مشخصی برای ادامه درمان وجود نداشت.

 

وی در پایان با اشاره به جایگاه علمی این طرح گفت: این پژوهش با کد ۴۰۲۱۳۷۹ و با عنوان «بررسی سرانه مصرف داروی IVIG قبل و بعد از اجرای فرآیند نظارت توسط متخصصین داروسازی بالینی در بخش‌های درمانی بیمارستان دکتر شیخ مشهد» به عنوان یکی از طرح‌های اثرگذار دانشگاه شناخته شده و مقاله مستخرج از آن در مراحل نهایی پذیرش در مجله European Journal of Hospital Pharmacy قرار دارد.

 

دکتر اراسته در پایان ضمن قدردانی از همکاران این طرح، از حمایت‌های ریاست محترم بیمارستان دکتر شیخ، جناب آقای دکتر علی قاسمی، آقای دکتر وحید قوامی در زمینه آنالیز آماری، سرکار خانم دکتر نیلوفر صابرمقدم به‌عنوان همکار اصلی طرح و همچنین دانشجوی این پروژه، آقای دکتر سعید نظریان، به‌طور ویژه تشکر کرد.

ارائه بیش از ۱۱ هزار خدمت سلامت به سالمندان در ۴۰ روز جنگ تحمیلی سوم

مدیر گروه جوانی جمعیت، سلامت خانواده و مدارس دانشگاه علوم پزشکی مشهد از استمرار خدمات سلامت به سالمندان در طول ۴۰ روز جنگ تحمیلی سوم خبر داد و گفت: بیش از 11 هزار خدمت سلامت به سالمندان ارایه شده است .

دکتر محمد احمدیان در گفتگو با وب دا اظهار کرد: پیگیری انجام مراقبت‌های گروه سنی میانسالان و سالمندان در تمامی مراکز خدمات جامع سلامت، پایگاه‌های سلامت و خانه‌های بهداشت شهرستان‌های تابعه به‌صورت مستمر انجام شده تا خدمات ضروری این گروه سنی در شرایط بحران نیز تداوم داشته باشد.

وی افزود: در همین راستا آمار خدمات مرتبط با سالمندان در شرایط بحران به‌صورت روزانه و هفتگی استخراج و برای اعلام به وزارت بهداشت ارسال شده است تا روند ارائه خدمات و وضعیت سلامت این گروه سنی به‌طور دقیق پایش شود.

مدیر جوانی جمعیت، سلامت خانواده و مدارس دانشگاه علوم پزشکی مشهد همچنین از مکاتبه با شهرستان‌ها و ارسال محتوای آموزشی سلامت سالمندان در شرایط بحران خبر داد و گفت: علاوه بر این، محتوای آموزشی مرتبط با سلامت سالمندان در بحران از طریق کانال‌های مجازی اطلاع‌رسانی شده و در پایگاه اطلاع‌رسانی مربوطه نیز بارگذاری شده است که این مطالب از طریق نشانی زیر در دسترس قرار دارد:

hcamp.mums.ac.ir/index.php?option=com_sppagebuilder&view=page&id=108#title10

دکتر احمدیان در ادامه با اشاره به آمار خدمات ثبت‌شده افزود: بر اساس گزارش‌های ثبت‌شده در ۴۰ روز جنگ تحمیلی سوم، خدمات متعددی در حوزه مراقبت‌های سالمندان ارائه شده است که بر این اساس در حوزه خدمت مراقبت زمین خوردن و عدم تعادل توسط غیرپزشک

۵۶۵۶ سالمند تحت مراقبت قرار گرفته‌اند و در مجموع ۵۶۷۲ خدمت در این زمینه ارائه شده است و خدمت غربالگری افسردگی توسط غیرپزشک

۵۹۹۳ سالمند مورد ارزیابی قرار گرفته‌اند و ۶۰۴۴ خدمت در حوزه غربالگری افسردگی برای آنان انجام شده است.

وی در پایان تأکید کرد: استمرار ارائه خدمات مراقبتی، پایش وضعیت سلامت و آموزش‌های مرتبط با سالمندان در شرایط بحران، نقش مهمی در حفظ سلامت جسمی و روانی این گروه سنی دارد و تلاش مجموعه بهداشت در شهرستان‌های تابعه بر آن بوده است که حتی در شرایط خاص نیز این خدمات بدون وقفه ارائه شود.

ارائه بیش از ۱۰۵ هزار خدمت سلامت به نوجوانان و جوانان در ۴۰ روز جنگ تحمیلی سوم

مدیر جوانی جمعیت ، سلامت ، خانواده و مدارس دانشگاه علوم پزشکی مشهد گفت: مراقبت‌های سلامت نوجوانان و جوانان در شرایط جنگ رمضان بدون وقفه ادامه یافت و بیش از 105 هزار خدمت سلامت ارایه شد.

دکتر محمد احمدیان در گفتگو با وب دا با اشاره به اینکه مراقبت‌ها و خدمات سلامت برای گروه‌های سنی نوجوان و جوان در شهرستان‌های تابعه، طی ۴۰ روز جنگ تحمیلی سوم بدون وقفه ادامه یافته و با مشارکت فعال مراکز خدمات جامع سلامت، پایگاه‌ها و خانه‌های بهداشت ارائه شده است، گفت: پیگیری مراقبت‌های گروه سنی نوجوان و جوان در همه مراکز و پایگاه‌های سلامت به‌طور مداوم انجام شده است.

وی ادامه داد: با همکاری مدیریت سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد، خدمات مشاوره‌ای و روان‌شناختی متناسب با شرایط جنگ رمضان برای نوجوانان و جوانان ارائه شده است و مجموعه گسترده‌ای از خدمات بهداشتی در حوزه‌های مختلف تغذیه، واکسیناسیون، سلامت روان، دهان و دندان، بینایی، توده بدنی، فشار خون و پیشگیری از مصرف دخانیات، مواد و الکل  را شامل شده است.

دکتر احمدیان با اشاره به اینکه در گروه سنی نوجوانان غربالگری تغذیه و پایش رشد نوجوان برای

۹٬۹۶۷ نفر در قالب  ۱۰٬۰۱۵ خدمت انجام شده است، عنوان کرد: مراقبت از نظر وضعیت واکسیناسیون ۱۲٬۱۵۳ نفر در قالب ۱۲٬۱۶۸ خدمت، ارزیابی سلامت روان نوجوان برای ۱۴٬۶۳۱ نفر و

۱۴٬۶۴۳ خدمت انجام شد علاوه براین خدمات مراقبتی سلامت دهان و دندان نوجوانان ۵ تا ۱۴ سال برای ۹٬۴۹۷ نفر در قالب ۹٬۵۰۸ خدمت و مراقبت از نظر بینایی  برای ۱۴٬۴۷۵ نفر و ۱۴٬۴۸۱ خدمت ارایه شده است.

وی با بیان اینکه در گروه سنی جوانان ارزیابی توده بدنی برای ۷٬۵۹۴ نفر در قالب ۷٬۶۱۲ خدمت ،مراقبت از نظر وضعیت واکسیناسیون برای ۴٬۲۱۷ نفر در قالب ۴٬۲۲۰ خدمت، ارزیابی سلامت روان جوان برای  ۱۳٬۰۳۹ نفر در قالب ۱۳٬۰۵۶ خدمت، ارزیابی خطر ابتلا به فشار خون بالا برای ۱۲٬۲۴۹ نفر در قالب ۱۲٬۲۵۷ خدمت ارایه شده است، گفت: غربالگری اولیه درگیری با مصرف دخانیات، مواد و الکل نیز برای ۱۲٬۹۹۶ نفر در قالب ۱۳٬۰۰۰ خدمت انجام شده است.

دکتر احمدیان تأکید کرد:این آمار نشان می‌دهد که علیرغم شرایط دشوار جنگ رمضان، ده‌ها هزار نوجوان و جوان تحت مراقبت و پایش فعال قرار گرفته‌اند و تلاش مجموعه بهداشت شهرستان‌ها و دانشگاه علوم پزشکی مشهد، حفظ سلامت نسل آینده حتی در سخت‌ترین شرایط است.

 

ایران در شمار کشورهای برتر تنوع گیاهان دارویی؛ ضرورت مصرف آگاهانه و استاندارد داروهای گیاهی

داروساز و متخصص فارماکوگنوزی و گیاهان دارویی و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد  با اشاره به ظرفیت‌های گسترده ایران در حوزه گیاهان دارویی گفت: ایران با برخورداری از بیش از هشت هزار گونه گیاهی، یکی از کشورهای برتر منطقه در این حوزه به شمار می‌رود و در میان کشورهای اروپایی تنها ترکیه از نظر تعداد و تنوع گونه‌های گیاهی تا حدی توان رقابت با ایران را دارد.

دکتر جواد اصیلی، در گفتگو با وب دا گفت:  بسیاری از داروهای رایج امروزی ریشه گیاهی دارند و علم فارماکوگنوزی به بررسی منابع طبیعی داروها می‌پردازد. به عنوان مثال دارویی مانند هیوسین منشأ گیاهی دارد و این موضوع نشان‌دهنده اهمیت گیاهان دارویی در صنعت داروسازی است.

امکان استفاده از داروهای گیاهی در کنار داروهای صنعتی

متخصص فارماکوگنوزی با بیان اینکه امروزه دسترسی به داروهای گیاهی مناسب فراهم شده است، اظهار کرد: در صورت تشخیص و صلاح‌دید پزشک می‌توان از برخی داروهای گیاهی در کنار داروهای صنعتی استفاده کرد، اما این موضوع باید تحت نظر متخصص انجام شود زیرا می تواند منجر به تداخلات دارویی خطرناک شود.

لزوم مراجعه به پزشک پیش از مصرف داروهای گیاهی

دکتر اصیلی صنعت عطاری را از صنایع قدیمی و ریشه‌دار کشور دانست و گفت: با وجود سابقه طولانی عطاری‌ها، امروزه با پیشرفت روش‌های تشخیصی و وجود درمانگاه‌های متعدد در سطح شهر، لازم است افراد پیش از مصرف داروهای گیاهی ابتدا به پزشک مراجعه کنند تا تشخیص دقیق انجام شود.

وی با اشاره به نقش طب سنتی در توجه به طبایع و وضعیت جسمی و روحی افراد، افزود: تشخیص و تجویز دارو باید توسط پزشک متخصص انجام شود و عطاران نیز باید آموزش‌های لازم را در این حوزه دریافت کنند.

آموزش عطاران برای فعالیت ایمن‌تر

این داروساز با تأکید بر ضرورت آموزش فعالان حوزه عطاری گفت: باید دوره‌های آموزشی برای عطاران با همکاری دانشکده داروسازی و جهاد کشاورزی برگزار شود تا آنان با اصول علمی گیاهان دارویی و فرآورده‌های سلامت‌محور آشنا شوند. با این حال، آموزش ندیدن برخی عطاری‌ها باعث شده گاهی اقداماتی خارج از حوزه توانمندی خود انجام دهند.

تداخل خطرناک برخی گیاهان و مواد غذایی با داروها

وی در ادامه درباره تداخل داروهای گیاهی و شیمیایی هشدار داد و گفت: برخی مواد غذایی و گیاهان دارویی می‌توانند اثر داروها را کم یا زیاد کرده و حتی باعث بروز عوارض سمی شوند.

 

دکتر اصیلی گفت: میوه گریپ‌فروت با برخی داروهای قلبی و رقیق‌کننده خون تداخل دارد. همچنین سیر می‌تواند با داروهای قلبی، فشار خون و داروهای رقیق‌کننده خون تداخل ایجاد کند. مصرف طولانی‌مدت زنجبیل، دارچین و بابونه در کنار داروهای ضدالتهاب غیراستروئیدی نیز ممکن است عوارض گوارشی و خون‌ریزی ایجاد کند. چای سبز نیز می‌تواند اثر برخی داروها را کاهش دهد.

وی افزود: شواهدی وجود دارد که مصرف بابونه همزمان با داروهای ضدانعقاد ممکن است خطر خون‌ریزی شدید و حتی تهدیدکننده حیات را افزایش دهد.

اهمیت استانداردسازی داروهای گیاهی

این متخصص فارماکوگنوزی با تأکید بر اینکه تصور بی‌خطر بودن دمنوش‌ها همیشه درست نیست، گفت: مصرف مداوم داروهای گیاهی و دمنوش‌ها بدون نظر پزشک توصیه نمی‌شود.

وی ادامه داد: در فرآیند تولید داروهای گیاهی، استانداردسازی اهمیت زیادی دارد؛که این فرایند از انتخاب گیاه مناسب گرفته تا فرایند عصاره‌گیری و تعیین مقدار ترکیبات مؤثراست. متأسفانه در برخی عطاری‌ها مشاهده شده که به جای گیاه اصلی از گونه‌های مشابه مانند بابونه گاوی استفاده می‌شود یا حتی ناخالصی‌هایی مانند بقایای حشرات در گیاهان وجود دارد.

دکتر اصیلی در پایان خاطرنشان کرد: داروهای گیاهی پس از طی مراحل استانداردسازی، به شکل‌هایی مانند قرص، کپسول و کرم تولید می‌شوند که علاوه بر اطمینان از سلامت فرآورده، ماندگاری و طول عمر مشخصی نیز دارند و استفاده از این فرآورده‌های استاندارد نسبت به مصرف گیاهان خام ایمن‌تر است.

 

افتادگی رحم و مثانه در زنان؛ از عوامل خطر تا روش‌های درمان/ ضعف عضلات کف لگن، زمینه‌ساز جابه‌جایی اندام‌ها

متخصص زنان و زایمان، با اشاره به ساختار لگن در زنان گفت: لگن بانوان از مجموعه‌ای از استخوان‌ها، عضلات و بافت‌های نرم تشکیل شده است و اندام‌هایی مانند رحم، روده بزرگ، مثانه و مجرای ادرار در مجاورت یکدیگر قرار دارند و به‌وسیله عضلات کف لگن در موقعیت طبیعی خود نگه داشته می‌شوند که ضعف این عضلات می تواند عوارضی را برای آنها ایجاد کند.

دکتر ریحانه سادات حسینی، در گفتگو با وب دا گفت: زمانی که عضلات کف لگن دچار ضعف شوند، این اندام‌ها ممکن است به سمت کانال زایمان جابه‌جا شوند و در نتیجه افتادگی رحم، مثانه یا روده رخ دهد. این وضعیت علاوه بر تغییر در محل قرارگیری اندام‌ها می‌تواند با عوارض دیگری نیز همراه باشد و در برخی موارد نیاز به اصلاح ساختار آناتومیک و درمان‌های تخصصی دارد.

افتادگی همیشه با علامت همراه نیست

این متخصص زنان و زایمان ادامه داد: افتادگی اندام‌های لگنی در همه موارد با علائم واضح همراه نیست. گاهی زنان برای انجام معاینات دوره‌ای مانند پاپ‌اسمیر مراجعه می‌کنند و در جریان معاینه مشخص می‌شود که درجاتی از افتادگی رحم یا مثانه دارند.

وی گفت: در تصمیم‌گیری برای درمان مهم‌ترین مسئله این است که افتادگی تا چه اندازه کیفیت زندگی فرد را تحت تأثیر قرار داده است، زیرا شدت علائم و میزان اختلال در زندگی روزمره در انتخاب نوع درمان نقش تعیین‌کننده دارد.

افزایش سن و زایمان از مهم‌ترین عوامل خطر

دکتر حسینی درباره عوامل مؤثر در بروز این مشکل گفت: افزایش سن، بارداری و زایمان‌ اعم از طبیعی و سزارین  از مهم‌ترین عوامل بروز افتادگی اندام‌های لگنی هستند. علاوه بر این، بلند کردن مکرر اجسام سنگین، یبوست مزمن، سرفه‌های شدید و طولانی‌مدت ناشی از بیماری‌های تنفسی، زور زدن مداوم هنگام دفع و برخی بیماری‌های زمینه‌ای نیز می‌توانند خطر ابتلا به این عارضه را افزایش دهند.

علائم افتادگی اندام‌های لگنی

وی افزود: از جمله علائم شایع این مشکل می‌توان به احساس خروج یا برجستگی توده از واژن، اختلال در دفع ادرار، بی‌اختیاری ادراری، مشکل در دفع مدفوع یا بی‌اختیاری مدفوع اشاره کرد. همچنین برخی زنان احساس شلی در کانال زایمان دارند که می‌تواند بر کیفیت زندگی زناشویی نیز تأثیر بگذارد.

درجه‌بندی افتادگی لگن

این متخصص زنان و زایمان درباره درجه‌بندی این عارضه توضیح داد: در منابع علمی، افتادگی اندام‌های لگنی معمولاً در چند سطح یا درجه طبقه‌بندی می‌شود.

درمان از ورزش‌های تقویتی تا جراحی

دکتر حسینی درباره روش‌های درمانی گفت: درمان این مشکل بسته به شدت افتادگی و علائم بیمار متفاوت است. در مراحل خفیف، اصلاح سبک زندگی، کاهش فشار بر عضلات لگن، درمان یبوست و انجام تمرینات تقویت عضلات کف لگن مانند تمرینات کگل توصیه می‌شود.

وی ادامه داد: در برخی بیماران ممکن است از وسایل حمایتی مانند «پساری» که داخل واژن قرار می‌گیرد برای نگهداری اندام‌ها استفاده شود. در موارد شدیدتر که علائم قابل توجهی ایجاد کرده و کیفیت زندگی بیمار را مختل کرده باشد، جراحی برای ترمیم و اصلاح ساختار لگن انجام می‌شود.

این متخصص زنان و زایمان در پایان تأکید کرد: تشخیص به‌موقع و مراجعه به پزشک می‌تواند از پیشرفت افتادگی اندام‌های لگنی جلوگیری کند و با درمان مناسب، کیفیت زندگی بیماران به میزان قابل توجهی بهبود یابد.

آموزش بهداشت باروری؛ حلقه مفقوده در مدیریت بحران جمعیت و تحکیم خانواده

عضو هیأت علمی گروه مامایی، با تأکید بر لزوم عبور از مداخلات صرفاً پزشکی در حوزه جمعیت، آموزش بهداشت باروری را ابزاری راهبردی برای اصلاح الگوهای دموگرافیک و تقویت فرزندآوری مسئولانه دانست.

دکتر منالرکی در گفتگو با وب دا با اشاره به چالش‌های بنیادین پیری جمعیت و کاهش نرخ باروری در دهه‌های اخیر، اظهار کرد: مدیریت این چالش فراتر از اقدامات پزشکیِ صرف، نیازمند رویکردی مبتنی بر آموزش است. الگوی کنونی جامعه شامل تأخیر در ازدواج و فرزندآوری، نه‌تنها فرصت‌های بیولوژیک باروری را محدود کرده، بلکه در صورت وجود مشکلات زمینه‌ای، تشخیص و درمان را با پیچیدگی‌های مضاعف مواجه می‌سازد.

غلبه دانش تخصصی بر باورهای عمومی؛ ضرورتی برای پنجره طلایی باروری

عضو هیأت علمی گروه مامایی با بیان اینکه ریشه بخش عمده‌ای از الگوهای رفتاری نامناسب، غلبه باورهای عمومی غیرعلمی بر دانش تخصصی است، تصریح کرد: آموزش بهداشت باروری در اینجا نقش کلیدی ایفا می‌کند. این آموزش‌ها با شفاف‌سازی مفهوم “پنجره طلایی باروری” و تبیین واقعیت‌های فیزیولوژیک سن بر قدرت باروری، زوجین را در گذار از باورهای نادرست به سوی تصمیم‌گیری‌های مسئولانه یاری می‌دهد.

وی افزود: تمرکز بر مراقبت‌های پیش از بارداری و شناسایی عوامل آسیب‌رسان، نه‌تنها از ناباروری‌های قابل‌پیشگیری جلوگیری می‌کند، بلکه با ارتقای دانش زوجین و ایجاد امنیت روانی، انگیزه‌های لازم برای تداوم فرزندآوری را تقویت می‌کند.

نقشِ قانون‌گذار در حمایت از سلامت باروری

دکتر لرکی به جایگاه قانون جوانی جمعیت در این مسیر اشاره کرد و گفت: قانون جوانی جمعیت با رویکردی حمایتی، مواد قانونی کلیدی را تدوین کرده است؛ از جمله ماده ۳۸ (آموزش‌های حین ازدواج)، ماده ۴۸ (مشاوره‌های حمایتی برای کاهش اضطراب بارداری) و ماده ۴۹ (آموزش آمادگی برای زایمان طبیعی). اجرای موفق این مواد، مستلزم حضور متخصصانی است که در خط مقدم ارائه خدمات بهداشتی حضور دارند.

جایگاه بی بدیل جامعه مامایی در اجرای سیاست‌های جوانی جمعیت

این متخصص مامایی با تأکید بر اینکه جامعه مامایی بازوی اجرایی و تخصصی سیاست‌های جوانی جمعیت است، نقش چندوجهی آن‌ها را این‌گونه تشریح کرد:

 

پیشگیری تخصصی، ماماها با ارائه مشاوره‌های آگاهانه، بستری ایمن برای شروع فرزندآوری فراهم کرده و با آموزش‌های متمرکز، از بروز عفونت‌های آمیزشی و ناباروری‌های ناشی از آن پیشگیری می‌کنند.علاوه براین با مشاوره بحران و تغییر نگرش ماماها به دلیل ارتباط مستمر و مبتنی بر اعتماد با زنان، در موقعیتی یگانه برای ارائه «مشاوره‌های بحران» قرار دارند که می‌تواند نگرش زنان را نسبت به تداوم بارداری و انصراف از سقط خودخواسته تغییر دهد.همچنین آموزش‌های مبتنی بر شواهد با رویکرد ترویج مفاهیمی چون شیردهی موفق، زایمان طبیعی ایمن، بهبود روابط زناشویی و ترغیب به فرزندآوری به‌هنگام، از محورهای اصلی فعالیت جامعه مامایی برای سوق دادن فضای ذهنی خانواده به سمت پذیرش فعالانه فرزند است.

دکتر منالرکی در پایان خاطرنشان کرد: موفقیت سیاست‌های جوانی جمعیت در گروی تلفیق هوشمندانه قانون‌گذاری حمایتی با آموزش‌های تخصصی است. جامعه مامایی با تکیه بر جایگاه حرفه‌ای خود، به عنوان یکی از ارکان اساسی، نقشی تعیین‌کننده در تبدیل این سیاست‌های کلان به نتایج ملموس ایفا خواهد کرد.

تشکیل کارگروه تسهیل ارتباطات بین رشته ای توانبخشی و پزشکی در دانشگاه؛ یک ضرورت

گفت‌وگو با اعضای هیئت علمی و متخصصان دانشگاه، فرصتی ارزشمند برای آشنایی نزدیک‌تر با مسیر علمی، حرفه‌ای و دیدگاه‌های آنان نسبت به آموزش، درمان و پژوهش فراهم می‌کند. در این گفت‌وگو، دکتر علیرضا امیری، متخصص کاردرمانی و عضو هیئت علمی، از تجربه‌های تحصیلی و حرفه‌ای خود، دغدغه‌های علمی در حوزه کودکان فلج مغزی، نقش همکاری‌های بین‌رشته‌ای و چشم‌انداز توسعه فضای دانشگاه سخن می‌گوید. آنچه می‌خوانید، روایتی است از مسیری که با فعالیت بالینی آغاز شد و به پژوهش‌های اثرگذار در سطح بین‌المللی انجامید.

وب دا: لطفاً در ابتدا خود را برای مخاطبان این گفتگو معرفی بفرمایید (نام و نام خانوادگی ، در چه سالی و در کجا متولد شدید) و شرح مختصری از سوابق تحصیلی دوران مدرسه و دانشگاه بفرمایید که در کجا و چه سالهایی طی شد؟

من علیرضا امیری هستم؛ متولد سال 1361 در شهرستان بشرویه استان خراسان جنوبی. در سال 1379 و پس از طی دوران تحصیلی مقطع دیپلم، از طریق کنکور سراسری وارد مقطع کارشناسی رشته کاردرمانی در دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی تهران شدم و پس از طی دوران تحصیل در این مقطع در سال 1383 از این دانشگاه فارغ التحصیل شدم. در واقع سال 1383 آغاز فعالیت کار بالینی من در رشته کاردرمانی بود. در سال 1394، احساس نیاز به ارائه خدمات تخصصی‌تر و همچنین علاقه‌ام به پژوهش‌های بنیادی‌تر در حیطه کاردرمانی با توجه به اینکه اعتقاد داشتم این رشته هنوز جایگاه و خاستگاه اصلی خود را پیدا نکرده است، باعث شد وارد مقطع ارشد این رشته شوم و تحصیل خود را در مقطع کارشناسی ارشد کاردرمانی در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی تهران، ادامه دهم. طی این مسیر و درک گپ‎های تحقیقاتی، من را برای ادامه مسیر تحصیل و ورود به مقطع دکتری مصمم‎تر کرد و علی رغم مشغله فراوان بالینی و شغلی، تصمیم به ادامه تحصیل در مقطع دکتری گرفتم. در سال 1398 در مقطع دکتری تخصصی رشته کاردرمانی در دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی تهران پذیرفته شدم و پس از طی دوران تحصیل و پژوهش در این مقطع، در نهایت در سال 1403، فارغ التحصیل شدم.

 

ورود به عرصه بالینی و مسئولیت‌های اجرایی در نظام توانبخشی/ پژوهش با رویکرد بین‌المللی؛ تمرکز بر کودکان فلج مغزی و بومی‌سازی ICF

وب دا: آغاز فعالیت شغلی شما از چه سالی، در کجا و با چه مسئولیت هایی بوده؟ و آیا در حوزه‎هایی که فعالیت داشته‎اید دستاوردهایی که در قالب کسب مقام/ رتبه باشد هم شده اید؟

همانطور که عرض کردم فعالیت بالینی من به عنوان کاردرمانگر از سال 1383 و پس از فراغت از تحصیل در مقطع کارشناسی شروع شد. از آن سال به بعد در کلینیک‌های مختلف بصورت خصوصی و دولتی مشغول ارائه خدمات کاردرمانی به بیماران و مراجعین مختلف نیازمند خدمات کاردرمانی، بودم. بین سالهای 1386 تا 1402 نیز علاوه بر فعالیت بالینی کاردرمانی، در سازمان بهزیستی مشغول فعالیت بوده‎ام. دراین سازمان مسئولیت‎هایی را نظیر کارشناس امور توانبخشی، دبیر و عضو کمیسیون پزشکی تشخیص نوع و شدت ناتوانی بر اساس ICF، عضو کمیسیون پزشکی معافیت سربازی و همچنین دبیری کمیته مناسب سازی استان را بر عهده داشتم. محدودیت‎های موجود در رابطه با نوع نگرش و مداخلات رایج مرتبط با افراد کم‎ناتوان باعث شد تا پس از ورود به مقطع ارشد با همکاری دانشگاه، پژوهش‌هایی را در قالب گرنت و طرح تحقیقاتی در رابطه با کودکان فلج مغزی انجام دهم که منجر به انتشار مقالات مرتبط در ژورنال های معتبر بین‌المللی شد. علاوه بر این، با توجه به اینکه در این مدت تدریس واحدهای دانشگاهی متنوع در دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی تهران، دانشگاه علوم پزشکی مشهد، دانشگاه جامع علمی کاربردی و همچنین تدریس کارگاه‎های متعدد در سازمان بهزیستی و دانشگاه را نیز انجام می‎دادم، تجارب حاصل شده باعث شد تا در زمان تحصیل در مقطع دکتری، سعی کنم تمرکز پژوهشی خودم را روی استاندارد سازی ارزیابی‎ها، مداخلات و تسهیل ارتباطات بین رشته‎ای کاردرمانی با سایر رشته‎های پزشکی در رابطه با کودکان فلج مغزی قرار دهم. این پژوهش در راستای برنامه پیشنهادی سازمان جهانی بهداشت به کشورها تحت عنوان “Global Action Plan for Healthy Lives and Well-being for All” بود. بر همین اساس در مقطع دکتری روی بومی سازی کرست ICF به عنوان یک زبان مشترک بین رشته‎ای برای کودکان فلج مغزی ایرانی، توسعه کرست‎های خلاصه بر اساس سطح عملکرد این کودکان که برای اولین بار در جهان انجام می‎شد و نیز پیشنهاد ابزارهای ارزیابی مرتبط با این کودکان، تمرکز کردم که خوشبختانه نتایج آن توسط شاخه ICF سازمان جهانی بهداشت، مورد توجه قرار گرفت.

 

وب دا: با توجه به تجربه ای که در فضای شغلی خود در دانشگاه داشته اید تصور می‎کنید چه اقدامات و برنامه هایی می تواند به هرچه بهتر شدن این فضا کمک کند؟

با توجه به تجربه‌ای که طی سال‌های فعالیت در محیط‌های بالینی، آموزشی و پژوهشی در دانشگاه‎ها و سایر موقعیت‎ها داشته‌ام، به نظرم می‎رسد که بهبود فضای آموزشی در دانشگاه نیازمند مجموعه‌ای از اقدامات هماهنگ در سطح ساختاری، آموزشی و فرهنگی است. یکی از مهم‌ترین موارد، تقویت ارتباط میان دانشگاه و بخش‌های بالینی است. ایجاد این پیوند سیستماتیک بین آموزش نظری و شرایط واقعی کار، یکی از پایه‌های اصلی ارتقای کیفیت آموزش کاردرمانی است. البته تاکنون اقدامات بسیار مفیدی با تلاش و پیگیری‎های مجدانه مدیریت و همکاران محترم گروه کاردرمانی و دانشگاه در این خصوص صورت گرفته است اما هنوز با شرایطی که بتوان آن را کافی دانست، مخصوصا از نظر فضای فیزیکی آموزش بالینی کاردرمانی در مراکز درمانی و بیمارستانی دانشگاه، فاصله قابل توجهی وجود دارد.

از سوی دیگر، با توجه به اینکه گسترش همکاری‌های بین‌رشته‌ای میان گروه‌های مختلف توانبخشی و رشته‌های پزشکی، نقش مهمی در بهبود فرایند آموزش و پژوهش ایفا می‌کند، باید این موضوع در دانشگاه علوم پزشکی مشهد نیز بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد. باید توجه داشت که در سال‌های اخیر اهمیت وجود این همکاری‌های بین‌رشته‌ای و به تبع آن وجود یک زبان مشترک بین رشته‎ای مانند ICF، در تعاملات تیم‌های درمانی بیش از گذشته در بین رشته‎های پزشکی در سطح دنیا آشکار شده و مورد توجه قرار گرفته است. در دانشگاه نیز شاید بتوان کمیته‎ یا کارگروهی را در سطح دانشگاه تشکیل داد که برای اولین بار در کشور، مسئولیت تسهیل ارتباطات بین رشته‎ای و انسجام و یکپارچگی خدمات قابل ارائه توانبخشی و پزشکی را برای بیماران برعهده داشته باشد تا بواسطه آن، این امر مهم بخوبی پیگیری شود.

نکته مهم دیگر، حمایت ساختاری و هدفمند از فعالیت‌های پژوهشی است. فراهم‌کردن بستر مناسب برای اجرای طرح‌های تحقیقاتی مشترک، دسترسی به منابع علمی به‌روز، و حمایت از انتشار یافته‌ها در مجلات معتبر می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای در ارتقای جایگاه علمی دانشگاه داشته باشد و در نهایت، ایجاد فضایی که در آن رویه گفت‌وگو، احترام متقابل و احساس ارزشمندی شغلی میان اعضای هیئت‌علمی، دانشجویان و کارکنان تقویت شود، به بهبود قابل‌توجه کیفیت محیط آموزشی دانشگاه منجر خواهد شد. باور دارم که دانشگاهی پویا و کارآمد، محصول مجموعه‌ای از روابط انسانی سازنده و توجه واقعی به توسعه فردی و حرفه‌ای اعضای خود است

دانشگاه پویا؛ ضرورت پیوند نظام‌مند آموزش، درمان و پژوهش

وب دا: با توجه به فعالیت دانشگاه در سه حوزه آموزش، درمان و پژوهش حفظ ارتباط این سه حوزه از نگاه شما تا چه حد اهمیت دارد و اساسا آیا میتوان این سه حوزه را اولویت بندی کرد ؟

حفظ ارتباط میان سه حوزه آموزش، درمان و پژوهش از نظر من یکی از ارکان اساسی موفقیت دانشگاه است. این سه حوزه به‌جای آنکه جدا از هم عمل کنند، باید به‌صورت یک چرخه پویا و وابسته به هم دیده شوند. آموزش زمانی اثربخش است که دانشجو در کنار یادگیری نظری، در محیط بالینی فعال حضور داشته باشد و با مسائل واقعی مواجه شود. درمان نیز بدون پشتوانه پژوهش‌های به‌روز، از پیشرفت بازمی‌ماند و نمی‌تواند کیفیت خدمات را ارتقا دهد. از سوی دیگر، پژوهش زمانی معنا پیدا می‌کند که ریشه در نیازهای بالینی داشته باشد و نتایج آن دوباره در آموزش و درمان مورد استفاده قرار گیرد.

به همین دلیل، به‌جای اولویت‌بندی این سه حوزه، باید آن‌ها را مکمل یکدیگر دانست. هرگونه فاصله‌گرفتن یکی از حوزه‌ها از دو حوزه دیگر، باعث کاهش کیفیت کل سیستم می‌شود. بهترین وضعیت زمانی ایجاد می‌شود که آموزش بر پایه تجربه‌های بالینی و یافته‌های پژوهشی شکل بگیرد، درمان از پژوهش‌های علمی تغذیه شود، و پژوهش نیز بر اساس چالش‌های آموزشی و نیازهای واقعی بیماران هدایت شود.

استاد موفق از نگاه یک پژوهشگر بالینی

وب دا: با توجه به نقش مهم و اثرگذار اساتید در فضاهای مختلف آموزشی و پژوهشی و درمانی دانشگاه ، از نگاه شما یک استاد موفق در این حوزه‎ها چه شاخصه‎هایی دارد؟

از نگاه من یک استاد موفق در حوزه‌های آموزش، درمان و پژوهش باید پیش از هر چیز باید از تسلط علمی کافی برخوردار باشد و دانش خود را به‌صورت مستمر به‌روز نگه دارد تا بتواند مفاهیم تخصصی را به شکلی روشن، کاربردی و متناسب با نیازهای روز به دانشجویان منتقل کند. در عین حال، توانایی ایجاد ارتباط میان آموزش نظری، تجربه‌های بالینی و پرسش‌های پژوهشی از ویژگی‌های مهم یک استاد موفق است؛ به‌گونه‌ای که دانشجو بتواند آنچه را در کلاس می‌آموزد در محیط بالینی آن را درک و به‌کار گیرد و از دل همان تجربه‌ها نیز پرسش‌های پژوهشی شکل بگیرد. در حوزه درمان نیز، استاد باید الگوی مناسبی از رویکرد حرفه‌ای و مداخلات مبتنی بر شواهد برای دانشجویان باشد. از سوی دیگر، روحیه پژوهشگری و توانایی هدایت علمی دانشجویان در مسیر شناخت مسئله، طراحی پژوهش و تولید دانش کاربردی نیز اهمیت زیادی دارد. در کنار همه این موارد، برخورداری از اخلاق حرفه‌ای، تعامل سازنده با دانشجویان و همکاران، و ایجاد فضایی مبتنی بر احترام و انگیزه، نقش مهمی در رشد علمی و حرفه‌ای دانشجویان ایفا می‌کند. در مجموع می‌توان گفت استاد موفق کسی است که بتواند میان نقش‌های آموزشی، درمانی و پژوهشی خود تعادل مؤثر برقرار کند و در عین حال الگویی علمی و حرفه‌ای برای دانشجویان و همکاران باشد.

عبور از چالش‌ها؛ مدیریت زمان، پشتکار و حمایت خانواده

وب دا: در مسیر تحصیل و فعالیت‎های کاری آیا چالش ها و موانعی را هم تجربه کردید؟ در صورت پاسخ مثبت بفرمایید چطور با این چالش ها و موانع مقابله کرده اید؟

در مسیر تحصیل و فعالیت‌های حرفه‌ای، طبیعتاً با چالش‌ها و موانع مختلفی مواجه بوده‌ام؛ از سختی‌های هماهنگ کردن مسئولیت‌های بالینی، پژوهشی و تحصیلی گرفته تا محدودیت‌های زمانی در انجام کارها. یکی از مهم‌ترین چالش‌ها برای من، تلاش برای ادامه تحصیل در مقطع دکتری در کنار حجم بالای کار بالینی و مسئولیت‌های سازمانی بود. برای غلبه بر این شرایط، سعی کردم با برنامه‌ریزی دقیق، اولویت‌بندی کارها و استفاده مؤثر از زمان‌های محدود، تعادل نسبی میان این فعالیت‌ها ایجاد کنم. در نهایت تکیه بر حمایت خانواده و همکاران، و باور به اثرگذاری نهایی مسیر، کمک کرد تا این چالش‌ها به فرصت‌هایی برای رشد و پیشرفت تبدیل شوند.

نقش خانواده در تداوم مسیر علمی و حرفه‌ای

وب دا: آیا خانواده هم در پیشرفت های تحصیلی و کاری شما نقش داشتند؟

بله، بدون تردید حمایت خانواده نقش بسیار مهمی در پیشرفت‌های تحصیلی و حرفه‌ای من داشته است. همراهی و درک آن‌ها، به‌ویژه در دوره‌هایی که فشار کاری، پژوهشی و تحصیلی هم‌زمان وجود داشت، عامل اصلی تداوم مسیر برای من بود. حمایت عاطفی و ایجاد فضایی آرام و انگیزشی از سوی خانواده، این امکان را فراهم کرد که بتوانم با تمرکز بیشتری اهداف علمی و حرفه‌ای خود را دنبال کنم. علاوه بر این، تحمل سختی‌ها و محدودیت‌هایی که به‌طور طبیعی در دوره‌های فشرده کاری و تحصیلی ایجاد می‌شد، بدون همراهی و صبوری اعضای خانواده امکان‌پذیر نبود. به‌طور خلاصه، بخش مهمی از موفقیت‌ها و دستاوردهای من حاصل نقش پررنگ و تأثیرگذار خانواده بوده است.

مسیر حرفه‌ای دکتر علیرضا امیری نشان می‌دهد که توسعه علمی در حوزه‌های تخصصی همچون کاردرمانی، نیازمند تلفیق تجربه بالینی، نگاه پژوهش‌محور و تعهد آموزشی است. تأکید ایشان بر استانداردسازی خدمات، تقویت همکاری‌های بین‌رشته‌ای و ایجاد زبان مشترک درمانی، چشم‌اندازی روشن برای ارتقای نظام توانبخشی کشور ترسیم می‌کند. بی‌تردید استمرار چنین رویکردهایی می‌تواند به انسجام بیشتر آموزش، درمان و پژوهش در دانشگاه‌ها و بهبود کیفیت خدمات ارائه‌شده به بیماران منجر شود.

آب آوردن مچ پا؛ از یک تورم ساده تا نشانه‌ای از بیماری‌های جدی

فلوشیپ جراحی پا و مچ پا و عضو هیأت علمی گروه ارتوپدی دانشگاه علوم پزشکی مشهد ، دلایل، علائم و راه‌های پیشگیری و درمان این عارضه را تشریح کرد.

دکتر علیرضا موسویان، در گفتگو با وب دا با اشاره به شیوع نسبتاً بالای تورم یا آب آوردن مچ پا در میان افراد گفت: این عارضه که در اصطلاح پزشکی افیوژن مچ پا یا تجمع مایع در مفصل نامیده می‌شود، می‌تواند دلایل مختلفی داشته باشد و در برخی موارد نشانه‌ای از مشکلات جدی در بدن باشد.

وی افزود: مچ پا یکی از مفاصل مهم و پرتحرک بدن است و هرگونه آسیب، التهاب یا اختلال در سیستم‌های بدن می‌تواند باعث تجمع مایع در این ناحیه و ایجاد تورم شود. به همین دلیل بررسی دقیق علت این عارضه اهمیت زیادی دارد.

عفونت و التهاب از مهم‌ترین عوامل تورم مچ پا

دکتر موسویان گفت: یکی از مهم‌ترین دلایل آب آوردن مچ پا عفونت مفصل است. در این حالت مفصل ممکن است از چرک پر شود که یک وضعیت خطرناک محسوب می‌شود و در صورت عدم درمان می‌تواند باعث آسیب دائمی به مفصل شود.

وی توضیح داد: بیماری‌های التهابی مانند آرتریت روماتوئید و نقرس نیز از دیگر عوامل ایجاد تورم در مفصل مچ پا هستند. در برخی موارد عفونت مفصل به صورت آرتریت سپتیک بروز می‌کند که علائم آن شدید بوده و به سرعت ظاهر می‌شود.

فلوشیپ جراحی پا و مچ پا و عضو هیأت علمی گروه ارتوپدی دانشگاه علوم پزشکی مشهد افزود: در این شرایط فرد معمولاً با علائمی مانند درد شدید هنگام حرکت، گرمی و قرمزی مفصل، حساسیت موضعی و حتی تب مواجه می‌شود و لازم است هرچه سریع‌تر تحت بررسی پزشکی قرار گیرد.

آسیب‌ها و فعالیت بیش از حد مفصل

دکتر موسویان یکی دیگر از علل شایع آب آوردن مچ پا را آسیب‌های فیزیکی دانست و گفت: ضربه مستقیم، زمین خوردن، پیچ‌خوردگی مچ پا یا تصادفات می‌تواند به رباط‌ها، تاندون‌ها یا استخوان‌های این ناحیه آسیب وارد کند و در نتیجه باعث تجمع مایع در مفصل شود.

وی ادامه داد: گاهی نیز فعالیت بیش از حد مفصل و انجام حرکات تکراری باعث ایجاد التهاب در بافت‌های اطراف مفصل می‌شود. در چنین شرایطی بیماری‌هایی مانند بورسیت یا تنوسینوویت ایجاد شده و ترشح مایع مفصلی افزایش می‌یابد که در نهایت به تورم مچ پا منجر می‌شود.

نقش بیماری‌های زمینه‌ای در ورم پا

 

فلوشیپ جراحی پا و مچ پا و عضو هیأت علمی گروه ارتوپدی دانشگاه علوم پزشکی مشهد با اشاره به اینکه تورم مچ پا همیشه ناشی از مشکلات موضعی نیست، اظهار کرد: در برخی موارد بیماری‌های سیستمیک مانند نارسایی قلبی، مشکلات کلیوی یا کبدی، نارسایی وریدی و حتی سبک زندگی کم‌تحرک می‌تواند باعث تجمع مایع در اندام‌های تحتانی و ورم مچ پا شود.

وی افزود: مصرف بیش از حد نمک، نشستن یا ایستادن طولانی‌مدت و کاهش تحرک بدنی نیز از عواملی هستند که احتمال بروز این عارضه را افزایش می‌دهند.

علائم شایع آب آوردن مچ پا

دکتر موسویان درباره علائم این عارضه گفت: مهم‌ترین نشانه‌ها شامل تورم و قرمزی مچ پا، درد یا سفتی مفصل، کاهش دامنه حرکتی و احساس سنگینی در پا است.

وی ادامه داد: در مواردی که التهاب یا عفونت وجود داشته باشد، ممکن است گرمی محل تورم، حساسیت موضعی و حتی تب نیز مشاهده شود. گاهی افراد احساس گزگز یا بی‌حسی در پا دارند که می‌تواند نشان‌دهنده درگیری عصب‌ها یا اختلال در گردش خون باشد.

نقش تصویربرداری در تشخیص بیماری

این فلوشیپ جراحی پا و مچ پا با اشاره به روش‌های تشخیصی گفت: برای بررسی دقیق علت تورم مچ پا معمولاً از روش‌های تصویربرداری مانند رادیوگرافی (اشعه ایکس) یا MRI استفاده می‌شود.

وی افزود: تصویربرداری MRI تصویر دقیق و سه‌بعدی از ساختار مفصل ارائه می‌دهد و به پزشک کمک می‌کند تا مشخص کند آیا آسیب در استخوان، رباط‌ها یا بافت‌های نرم عامل ایجاد تورم بوده است یا خیر.

عوارض بی‌توجهی به تورم مچ پا

دکتر موسویان هشدار داد: اگر آب آوردن مچ پا به موقع تشخیص داده و درمان نشود، می‌تواند عوارض جدی به دنبال داشته باشد. باقی ماندن مایع در بافت‌ها باعث کاهش جریان خون و اختلال در تغذیه سلول‌ها می‌شود و در نتیجه روند ترمیم بافت‌ها کند خواهد شد.

وی افزود: در موارد مزمن ممکن است پوست ناحیه آسیب‌دیده نازک و حساس شود و خطر ایجاد زخم‌های پوستی یا عفونت افزایش یابد. همچنین افرادی که دچار تورم مزمن هستند بیشتر در معرض زخم‌های فشاری، عفونت‌های پوستی مانند سلولیت و اختلالات لنفاوی قرار دارند.

فلوشیپ جراحی پا و مچ پا و عضو هیأت علمی گروه ارتوپدی دانشگاه علوم پزشکی مشهد  گفت: اگر علت تورم بیماری‌های زمینه‌ای مانند مشکلات قلبی، کلیوی یا کبدی باشد، نادیده گرفتن آن می‌تواند باعث تشدید بیماری و کاهش کیفیت زندگی فرد شود.

 

تفاوت دلایل تورم در گروه‌های مختلف

دکتر موسویان درباره تفاوت علل این عارضه در گروه‌های مختلف توضیح داد: در افراد لاغر گاهی کمبود پروتئین، نارسایی وریدی یا بی‌تحرکی طولانی‌مدت باعث تجمع مایعات در مچ پا می‌شود.

وی افزود: در سالمندان معمولاً مشکلات گردش خون، بیماری‌های مفصلی مانند آرتروز، مصرف برخی داروها و اختلالات هورمونی از عوامل مهم ایجاد تورم هستند.

این عضو هیأت علمی دانشگاه ادامه داد: در افراد سیگاری به دلیل آسیب به عروق خونی و اختلال در گردش خون احتمال تورم پا افزایش می‌یابد. همچنین در افراد چاق فشار اضافی بر سیستم گردش خون و کاهش تحرک می‌تواند منجر به تجمع مایعات در پاها شود.

وی افزود: در بیماران دیابتی نیز مشکلات کلیوی، اختلال در گردش خون، فشار خون بالا و آسیب عصبی از عوامل مهم ایجاد ورم در پاها به شمار می‌رود.

راهکارهای پیشگیری از آب آوردن مچ پا

دکتر موسویان با اشاره به راه‌های پیشگیری از این عارضه گفت: افراد باید از نشستن یا ایستادن طولانی‌مدت خودداری کنند و هنگام استراحت پاهای خود را کمی بالاتر از سطح قلب قرار دهند تا گردش خون بهبود یابد.

وی افزود: استفاده از جوراب‌های فشاری طبی برای افرادی که مستعد تورم پا هستند مفید است. همچنین کاهش مصرف نمک، نوشیدن آب کافی، فعالیت بدنی منظم و کنترل وزن از دیگر راهکارهای مؤثر در پیشگیری از این مشکل است.

فلوشیپ جراحی پا و مچ پا و عضو هیأت علمی گروه ارتوپدی دانشگاه علوم پزشکی مشهد گفت: ورزش‌هایی مانند پیاده‌روی، شنا و حرکات کششی ملایم به بهبود گردش خون کمک می‌کند. ترک سیگار، پرهیز از مصرف الکل و استفاده از کفش‌های مناسب نیز نقش مهمی در سلامت مفاصل پا دارند.

روش‌های درمانی و مراقبت در منزل

دکتر موسویان درباره درمان این عارضه گفت: در موارد خفیف می‌توان با استراحت دادن به مچ پا، استفاده از کمپرس سرد، بالا نگه‌داشتن پا و بستن بانداژ فشاری تورم را کاهش داد.

وی افزود: مصرف داروهای ضدالتهاب با نظر پزشک، ماساژ ملایم ناحیه و استفاده از پمادهای موضعی نیز می‌تواند به کاهش درد و التهاب کمک کند.

این فلوشیپ جراحی پا و مچ پا تأکید کرد: اگر تورم شدید باشد یا با علائمی مانند درد شدید، تغییر رنگ پوست، تب یا ناتوانی در حرکت مچ پا همراه شود، مراجعه سریع به پزشک ضروری است تا علت اصلی بیماری تشخیص داده شده و درمان مناسب انجام شود.

 

اهمیت مراجعه به پزشک در صورت تداوم علائم

وی خاطرنشان کرد: تورم مچ پا در بسیاری از موارد قابل درمان است، اما بی‌توجهی به آن می‌تواند باعث بروز مشکلات جدی در مفصل یا حتی نشانه‌ای از بیماری‌های مهم داخلی باشد. بنابراین در صورت تداوم یا شدت علائم، مراجعه به پزشک متخصص ارتوپدی برای بررسی دقیق و درمان به‌موقع ضروری است.

فرایند ثبت بازخورد برای تعیین‌تکلیف بیماران ارجاعی در سطح دو آغاز شد           دکتر صباغ سجادیه، مدیر امور بیمارستانی دانشگاه علوم پزشکی، از اجرای فرایند ثبت بازخورد برای تعیین‌تکلیف بیماران ارجاعی به سطح دو خبر داد و گفت: این اقدام با هدف ارتقای فرآیند ارجاع و افزایش آگاهی پزشکان سطح یک انجام می‌شود.

 

وی با اشاره به اینکه دستورالعمل‌های مربوط به پوشش‌های بیمه‌ای بیماران نیز تدوین و به مراکز ارائه خدمات ابلاغ شده است، افزود: اجرای این دستورالعمل‌ها نقش مهمی در سامان‌دهی خدمات درمانی و تسهیل مسیر دریافت خدمت برای بیماران خواهد داشت.

 

مدیر امور بیمارستانی دانشگاه علوم پزشکی همچنین به برنامه‌های آتی در حوزه نظام ارجاع اشاره کرد و گفت: اصلاح و تقویت زیرساخت‌های سامانه HIS از برنامه‌های در دست اقدام است. وی توضیح داد که این اقدامات در حال حاضر در چهار شهرستان پایلوت کشور که دارای نظام ارجاع شهری هستند در حال اجراست.

 

دکتر صباغ سجادیه تأکید کرد: شهرستان فریمان که زیرمجموعه دانشگاه علوم پزشکی است، در این مرحله جزو شهرستان‌های پایلوت قرار ندارد، اما به‌تدریج ۶۴ شهرستان دارای نظام ارجاع شهری در کشور از این دستاوردها و خدمات جدید بهره‌مند خواهند شد.

تداوم مراقبت از ۴۱ هزار مادر باردار و ۹۳ هزار کودک در جنگ رمضان

مدیر جوانی جمعیت، سلامت خانواده و مدارس دانشگاه علوم پزشکی مشهد، از تداوم ارایه خدمت از ابتدای جنگ تحمیلی سوم تاکنون، برای مادران باردار، نوزادان و کودکان در شرایط جنگ رمضان خبر داد.

دکتر محمد احمدیان در گفتگو با وب دا با اشاره به حساسیت دوران بارداری در شرایط بحران، گفت: شناسایی مادران باردار نیازمند مراقبت ویژه در جمعیت تحت پوشش دانشگاه مشهد توسط همکاران مامامراقب انجام شده و بر پیگیری این مادران توسط پزشک و ماما تا حصول نتیجه مطلوب تأکید شده است.

وی گفت: برای بهبود روند ارجاع و اعزام، زنجیره‌ای منسجم از اطلاع‌رسانی با اعلام لیست کارشناسان مسئول، رئیس گروه سلامت خانواده و جمعیت و کارشناسان مادران در حوزه‌های ستادی شهرستان به مشاوران پاسخگو در برنامه ۴۰۳۰ ایجاد شده است.

دکتر احمدیان افزود: سامانه ۴۰۳۰ از طریق رسانه‌های جمعی و فضاهای مجازی به‌طور گسترده به مادران باردار معرفی شده است؛ به‌ویژه خط ۴ با هدف حفظ سلامت مادران باردار و خط ۶برای مشاوره عمومی و انصراف از سقط خدمت رسانی می کردند، همچنین آموزش مادران درباره محتویات کیف شرایط اضطرار و لزوم آماده‌سازی آن، هم به‌صورت حضوری و هم در فضای مجازی انجام شده است.

مدیر جوانی جمعیت، سلامت خانواده و مدارس دانشگاه علوم پزشکی مشهد  با اشاره به اقدامات حمایتی دیگر، گفت: شماره تماس مراکز نَفَس (نجات فرزندان سقط) هر دانشگاه به کلیه واحدهای ارائه خدمت اطلاع‌رسانی شده است. علاوه بر این، در مکاتبه با شهرستان‌ها تأکید شده که در صورت تعطیلی مراکز ارائه‌دهنده خدمات غیر اورژانس، مادران باردار به‌گونه‌ای هدایت شوند که ابتدا به مراکز منتخب فعال در شهرستان، سپس در صورت نیاز به کلینیک‌ها و درمانگاه‌های حدواسط و در نهایت به درمانگاه‌های تخصصی بیمارستان‌ها مراجعه کنند.

وی با اشاره به اهمیت تأمین دارو در شرایط بحران اظهار کرد: تأمین مقدار کافی داروهای اساسی مرتبط با سلامت مادران، به‌ویژه داروهای کنترل و درمان خونریزی در بلوک‌های زایمان، به‌خصوص برای واحد تسهیلات زایمانی شهرستان کوهسرخ مورد تأکید قرار گرفته است. همچنین ثبت اطلاعات زایمان و صدور گواهی ولادت در سامانه ملی باروری سالم در این واحد فعال و پیگیری می‌شود.

دکتر احمدیان در تشریح آمار عملکرد این گروه از ابتدای شروع جنگ تحمیلی سوم تاکنون، گفت:

تاکنون ۴۱ هزار و ۵۲۷ مادر باردار تحت مراقبت قرار گرفته‌اند و ۱۵ هزار و ۲۶۶ مادر زایمان‌کرده نیز خدمات مراقبتی دریافت کرده‌اند. همچنین ۱۵ هزار و ۹۷ مورد مراقبت پیش‌بارداری برای افراد واجد شرایط انجام شده است.

 

وی اظهار کرد:  در این بازه زمانی ۱۷۵ مورد مهاجرت به داخل مادران از سایر دانشگاه‌ها ثبت و این افراد به‌عنوان مهمان رصد و پیگیری شده‌اند. همچنین ۱۲۵ مورد مهاجرت به خارج به سایر دانشگاه‌ها همراه با اطلاع‌رسانی برای تداوم مراقبت‌ها انجام شده است.

دکتر احمدیان افزود: در مجموع ۱٬۰۵۰ مورد پیگیری مادران از طریق سامانه mcmc و ۷۰ مادر نیز بر اساس گزارش‌های سامانه ۴۰۳۰ پیگیری شده‌اند.

مدیر جوانی جمعیت، سلامت خانواده و مدارس دانشگاه علوم پزشکی مشهد در ادامه به خدمات ارائه‌شده به نوزادان و کودکان اشاره کرد و گفت:در حوزه سلامت کودکان، ۱۱ هزار و ۱۱۹ نوزاد در سنین ۳ تا ۵ روزگی و ۱۴ تا ۱۵ روزگی توسط تیم غیرپزشک تحت مراقبت قرار گرفته‌اند. همچنین ۹۳ هزار و ۹۱۳ مورد مراقبت روتین برای کودکان ۱ تا ۵۹ ماهه انجام شده است.

وی  با تأکید بر اهمیت تغذیه با شیر مادر در حفظ سلامت کودکان، از ارائه ۷۲۰ مورد مشاوره تغذیه با شیر مادر در این مدت خبر داد و افزود: برای پاسخ به نیازهای تغذیه‌ای در شرایط بحران، ۸٬۸۰۰ عدد شیر مصنوعی توزیع شده است و  ۲۹۷ کودک پرخطر نیز براساس سامانه mcmc شناسایی و پیگیری شده‌اند.

وی در پایان با قدردانی از تلاش همکاران حوزه جوانی جمعیت، سلامت خانواده و مدارس در دانشگاه علوم پزشکی مشهد، بر تداوم این مراقبت‌ها در روزهای باقی‌مانده از جنگ رمضان و پس از آن تأکید کرد و افزود: حفظ سلامت مادران و کودکان در خط مقدم اولویت‌های ما در شرایط بحران است.

درخشش واحد آموزش سلامت بیمارستان قائم(عج) در کشور

 

مدیر پرستاری بیمارستان قائم(عج) مشهد از توسعه چشمگیر فعالیت‌های کلینیک آموزش سلامت این بیمارستان و افزایش قابل توجه آمار پیگیری بیماران خبر داد.

 

معصومه نوری، مدیر پرستاری بیمارستان قائم(عج)، با اشاره به روند شکل‌گیری این واحد اظهار کرد: کلینیک آموزش سلامت بیمارستان از حدود سال‌های ۱۳۸۹ و ۱۳۹۰ فعالیت خود را آغاز کرد و در ابتدای راه تنها بر دو بیماری دیابت و فشار خون متمرکز بود.

 

وی افزود: با توسعه فعالیت‌ها، افزایش نیروهای تخصصی و حضور دو سوپروایزر ویژه در این حوزه، روند آموزش و پیگیری بیماران به شکل قابل توجهی گسترش یافت، به‌طوری‌که تا سال ۱۴۰۳ آمار بیماران پیگیری‌شده نسبت به گذشته دو برابر شد و اکنون این آمار به چهار برابر افزایش یافته است.

 

نوری ادامه داد: در حال حاضر پیگیری و فالوآپ ۱۰ بیماری مشخص‌شده از سوی وزارت بهداشت در این مرکز انجام می‌شود و تمامی مراجعان، اعم از بیماران بستری و سرپایی، آموزش‌های لازم را دریافت می‌کنند.

 

به گفته وی، بیماران پیش از ترخیص از بیمارستان آموزش‌های مرتبط با مراقبت در منزل، رژیم غذایی و نحوه مصرف داروها را فرا می‌گیرند تا پس از بازگشت به خانه بتوانند بخشی از مراقبت‌های لازم را به‌طور مستقل انجام دهند.

72 ساعت پس از ترخیص خدمات راه دور ادامه دارد

ترابی، سوپروایزر آموزشی کلینیک آموزش سلامت ابن‌فابل بیمارستان قائم(عج) نیز با اشاره به فعالیت‌های این واحد گفت: واحد پیگیری و آموزش به بیمار این بیمارستان در راستای دستورالعمل‌های وزارت بهداشت و دانشگاه علوم پزشکی مشهد و همگام با سایر مراکز درمانی کشور فعالیت می‌کند.

 

وی افزود: یکی از مهم‌ترین اقدامات این واحد، پیگیری تلفنی بیماران پس از ترخیص از بیمارستان است که معمولاً ۷۲ ساعت بعد از ترخیص انجام می‌شود و در این تماس‌ها وضعیت بیمار، نحوه مصرف داروها و روند مراقبت‌های خانگی مورد بررسی قرار می‌گیرد.

 

ترابی ادامه داد: در صورت نیاز، آموزش‌های تکمیلی نیز در همین تماس‌ها به بیماران ارائه می‌شود تا از روند صحیح درمان و مراقبت اطمینان حاصل شود.

 

وی با اشاره به موفقیت‌های کسب‌شده توسط این واحد اظهار کرد: واحد پیگیری و آموزش به بیمار بیمارستان قائم(عج) در سال ۱۴۰۴ با حمایت مسئولان بیمارستان و تلاش همکاران این بخش، موفق شد عنوان برتر کشور در زمینه آموزش و پیگیری بیماران را کسب کند.

 

سوپروایزر آموزشی کلینیک آموزش سلامت ابن‌فابل همچنین گفت: در حال حاضر بیش از ۹۰ درصد بیماران مبتلا به بیماری‌های مزمن از جمله دیابت و فشار خون از طریق تماس تلفنی مورد پیگیری قرار می‌گیرند.

 

ترابی در پایان ابراز امیدواری کرد با حمایت مسئولان بیمارستان و دانشگاه علوم پزشکی مشهد، روند توسعه خدمات آموزشی و پیگیری بیماران در این مرکز همچنان ادامه یابد.

تریاژ در بحران؛ اولویت نجات جان مصدومان با علائم حیاتی در خطر است

عضو هیأت علمی گروه طب اورژانس دانشگاه علوم پزشکی مشهد: در شرایط بحران، مدیریت منابع محدود برای کاهش تلفات جانی ضروری است

دکتر ایوب توکلیان، در گفت‌وگو با وب‌دا با اشاره به اینکه بحران می‌تواند ناشی از سیل، زلزله یا جنگ باشد، اظهار کرد:بحران زمانی تعریف می‌شود که منابع و امکانات برای رسیدگی به ۱۰۰ مصدوم طراحی شده، اما به طور مثال با ۲۰۰ مصدوم مواجه می‌شویم؛ در این شرایط مدیریت صحیح منابع برای کاهش تلفات جانی اهمیت حیاتی دارد.

وی با توضیح مفهوم تریاژ افزود:در شرایط عادی، بیماران هنگام مراجعه به اورژانس توسط پرستار باتجربه تریاژ و سطح‌بندی می‌شوند. تریاژ به معنای دسته‌بندی و اولویت‌بندی بیماران بر اساس شدت حال عمومی است. در اورژانس‌ها تقریباً همه بیماران پذیرش می‌شوند، اما به دلیل شلوغی احتمالی، توصیه می‌شود افراد برای موارد غیر اورژانسی مراجعه نکنند تا خدمات سریع‌تر به بیماران بدحال ارائه شود.

اولویت‌بندی مصدومان در بحران

دکتر توکلیان با بیان اینکه در شرایط بحران اولویت با افرادی است که جانشان در معرض خطر فوری قرار دارد، گفت:افرادی که علائم حیاتی ندارند متأسفانه در دسته فوتی‌ها قرار می‌گیرند. در گام نخست، تمام افرادی که توانایی راه رفتن دارند با برچسب سبز مشخص می‌شوند و در اولویت آخر درمان هستند.

وی ادامه داد:مصدومانی که دچار تنگی نفس، شوک، خونریزی شدید یا نبض رادیال ندارند و همچنین بیمارانی که هوشیار نیستند یا دچار مشکلات جدی تنفسی هستند، با قید فوریت و برچسب قرمز در اولویت اول رسیدگی قرار می‌گیرند.

نقش مردم در کاهش آسیب‌ها

این متخصص طب اورژانس تأکید کرد:در صحنه حادثه، مردم باید از ازدحام بی‌دلیل خودداری کنند و مسیر عبور تیم‌های امدادی را باز نگه دارند.

وی افزود:یکی از مهم‌ترین اقدامات اولیه، بی‌حرکت نگه داشتن مصدوم است. در هر نوع حادثه، چه جنگی و چه غیرجنگی، باید از حرکت دادن گردن و ستون فقرات بیمار جلوگیری شود،  تا از آسیب نخاعی بیمار جلوگیری شود.

توصیه‌های مهم به شهروندان

دکتر توکلیان خاطرنشان کرد:حفظ خونسردی، تماس سریع با اورژانس، کنترل خونریزی با فشار مستقیم و خودداری از جابه‌جایی غیرضروری مصدوم از مهم‌ترین اقداماتی است که مردم می‌توانند انجام دهند لازم به ذکر است هرگونه اقدام نادرست می‌تواند آسیب‌های جبران‌ناپذیر ایجاد کند.

 

وی گفت: در بحران، هدف اصلی کاهش تلفات جانی است و این امر با همکاری مردم و رعایت اصول اولیه امدادرسانی محقق می‌شود.

تغذیه با شیر مادر در کاهش خطر آسم نقش دارد/ آلودگی هوا و سبک زندگی از عوامل افزایش آسم در جهان

فوق تخصص ریه و مراقبت‌های ویژه و عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد گفت: آسم یکی از بیماری‌های شایع تنفسی است که طی چند دهه اخیر در سراسر جهان شیوع آن افزایش یافته است و چاقی و الودگی هوا از عوامل روند افزایشی آن است.

دکتر شهاب‌الدین سروری در گفت‌وگو با وب‌دا اظهار کرد: عوامل مختلفی در بروز این بیماری نقش دارند و تصور اینکه آسم تنها یک بیماری آلرژیک است در سال‌های اخیر تغییر کرده و مشخص شده است عوامل متعددی می‌توانند در ایجاد آن دخیل باشند.

نقش تغذیه نوزادان در بروز آسم

وی با اشاره به نقش تغذیه در سلامت افراد افزود: کاهش یا عدم تغذیه نوزادان با شیر مادر می‌تواند یکی از عوامل مستعدکننده ابتلا به آسم در سال‌های بعدی زندگی باشد.

آلودگی هوا و عفونت‌ها از عوامل مؤثر در ایجاد آسم

عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد با بیان اینکه برخی عفونت‌های ویروسی در دوران کودکی مانند ویروس سن‌سی‌شیال تنفسی با آسم ارتباط دارند، گفت: صنعتی شدن شهرها و وجود آلاینده‌های هوا با ایجاد آسیب در راه‌های هوایی کوچک می‌تواند در بروز این بیماری مؤثر باشد.

وی همچنین کاهش دریافت برخی ویتامین‌ها از جمله ویتامین‌های E و D، مصرف سیگار توسط والدین، استرس والدین، مصرف برخی آنتی‌بیوتیک‌ها و استامینوفن، تولد نوزاد نارس و چاقی به‌ویژه در بانوان را از دیگر عوامل مرتبط با بروز آسم عنوان کرد.

علائم و روش‌های تشخیص آسم

سروری با بیان اینکه خس‌خس سینه، بازدم طولانی و سرفه‌های مکرر از علائم شایع آسم است، گفت: در بررسی بیماران، معاینات سر، گردن، قفسه سینه و پوست انجام می‌شود و وجود مشکلات پوستی مانند اگزما، کهیر و درماتیت اتوپیک یا درگیری راه‌های تنفسی فوقانی مانند پولیپ بینی می‌تواند در تشخیص بیماری کمک‌کننده باشد.

وی افزود: برای تشخیص آسم از تست‌های تنفسی استفاده می‌شود که معمولاً انسداد برگشت‌پذیر راه‌های هوایی را نشان می‌دهد، با این حال طبیعی بودن این تست‌ها ابتلا به آسم را رد نمی‌کند و در برخی موارد از تست‌های تحریکی استفاده می‌شود.

درمان و کنترل حملات آسم

فوق تخصص ریه و مراقبت‌های ویژه دانشگاه علوم پزشکی مشهد گفت: پس از تشخیص و تعیین شدت بیماری، درمان آغاز می‌شود و بیماران بر اساس شدت علائم در گروه‌های مختلف قرار می‌گیرند.

وی با اشاره به اینکه آسم یک بیماری مزمن است، افزود: اساس درمان استفاده منظم از کورتون‌های استنشاقی است و در صورت کنترل نشدن بیماری ممکن است دوز دارو افزایش یابد یا از روش‌های درمانی دیگر استفاده شود.

سروری همچنین حملات تشدید آسم را یکی از علل شایع مراجعه بیماران به اورژانس دانست و گفت: این بیماران معمولاً با تنگی نفس شدید، تنفس کوتاه، سرفه‌های شدید و احساس فشار در قفسه سینه مراجعه می‌کنند و در برخی موارد نیاز به درمان اورژانسی و بستری در بیمارستان دارند.

آسم شغلی و اهمیت تشخیص زودهنگام

وی آسم شغلی را به دو دسته تقسیم کرد و گفت: در برخی افراد آسم زمینه‌ای وجود دارد و علائم در محیط کار تشدید می‌شود، اما در گروهی دیگر تماس با مواد محرک و آلاینده در محیط کار باعث بروز بیماری می‌شود که در صورت امکان لازم است فرد محل کار خود را تغییر دهد.

عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد تأکید کرد: تشخیص به‌موقع و مراجعه منظم به پزشک نقش مهمی در کنترل بیماری آسم دارد.

دستورالعمل‌های تغذیه‌ای ویژه حجاج اعلام شد/ پرخوری و غذاهای چرب؛ دشمن سلامت حجاج

رئیس گروه بهبود تغذیه جامعه معاونت بهداشت دانشگاه علوم پزشکی مشهد با تاکید بر گرمای شدید ایام حج اعلام کرد: یکی از مهم‌ترین عوامل پیشگیری از گرمازدگی، مدیریت مصرف آب و مایعات است. به گفته او تعریق زیاد موجب از دست رفتن آب، سدیم، پتاسیم و منیزیم شده و احتمال گرمازدگی و گرفتگی عضلات را افزایش می‌دهد؛  سردرد، سرگیجه، تهوع، کاهش ادرار و افزایش ضربان قلب از علائم مهم گرمازدگی هستند بنابراین باید ضمن مصرف اب کافی از خوردن غذاهای چرب پرهیز کنید.

دکتر زهرا اباصلتی در گفتگو با وب دا گفت: به زائران توصیه شده است روزانه دست‌کم سه لیتر آب بنوشند و در صورت تعریق زیاد این مقدار را بیشتر کنند. رنگ روشن ادرار نشانه دریافت کافی مایعات است. مصرف آب خنک (نه یخ)، دوغ کم‌نمک خانگی و شربت‌های طبیعی مانند خاکشیر، تخم‌شربتی یا عرق نعنا با عسل از نوشیدنی‌های مفید اعلام شده است؛ در مقابل، نوشابه‌های گازدار، قهوه، چای پررنگ و نوشیدنی‌های صنعتی شیرین به دلیل ایجاد کم‌آبی باید از رژیم حذف شوند.

نقش میوه‌ها و سبزیجات در جلوگیری از کم‌آبی و یبوست

وی با اشاره به اینکه میوه‌های آبدار مانند هندوانه، خیار، پرتقال، انگور و سیب به‌عنوان جایگزین طبیعی آب و املاح معرفی شدند، عنوان کرد:  همچنین میوه‌های خشک همچون خرما، کشمش، برگه زردآلو و انجیر خشک برای تأمین انرژی و بهبود گوارش توصیه می‌شوند. مصرف زیاد موز، به‌ویژه موز کال، به دلیل ایجاد یبوست و تشدید حساسیت‌ها باید محدود شود.

تغذیه مناسب برای تأمین انرژی حجاج

دکتر اباصلتی بیان کرد: با توجه به نیاز به انرژی مداوم در مناسک حج، مصرف وعده‌های سبک و مغذی تأکید شده است. برای صبحانه نان سبوس‌دار، پنیر کم‌نمک، گردو، عسل، خرما یا تخم‌مرغ آب‌پز توصیه می‌شود. برای ناهار و شام نیز برنج کته با گوشت کم‌چرب، خورشت‌های کم‌روغن و سوپ جو با عدس و هویج مناسب تشخیص داده شده‌اند. غذاهای سرخ‌کرده، فست‌فود، غذاهای پرادویه و گوشت‌های فرآوری‌شده باید حذف شوند.

میان‌وعده‌های ضروری برای زائران

وی ادامه داد: مغزهای خام، میوه خشک یا تازه، بیسکوئیت سبوس‌دار، نان خشک و بارهای پروتئینی از میان‌وعده‌های مفید برای حفظ انرژی معرفی شده است.

هشدار درباره خرید مواد غذایی از دست‌فروشان

دکتر اباصلتی تاکید کرد: به زائران توصیه شده است به‌هیچ‌وجه از غذاهای خارج از چرخه غذایی کاروان‌ها استفاده نکنند. نگهداری غذای وعده شام برای مصرف در سحر می‌تواند موجب مسمومیت شود، بنابراین در چنین مواردی هماهنگی با مدیر کاروان ضروری است.

 

توصیه‌های ویژه برای بیماران دیابتی، کلیوی و مبتلایان به پرفشاری خون

وی با تاکید براینکه افراد مبتلا به دیابت باید از مصرف نوشابه، آبمیوه‌های صنعتی، عسل و نوشیدنی‌های شیرین پرهیز کنند، اظهار کرد: مبتلایان به نارسایی کلیه، به‌ویژه افراد دیالیزی، باید در مصرف گوشت قرمز، شیر و میوه‌های پرپتاسیم احتیاط کنند؛ برای بیماران دارای فشارخون و چربی خون بالا نیز حذف نمک، غذاهای چرب و برخی مواد مانند ترشی، سس‌ها، آجیل شور و چیپس توصیه شده است.

پیشگیری از یبوست و مشکلات گوارشی

دکتر اباصلتی بیان کرد: یبوست یکی از مشکلات شایع حجاج است. مصرف میوه و سبزیجات، نوشیدن آب کافی بین وعده‌های غذایی و پرهیز از نوشابه و چای غلیظ راهکارهای اصلی برای پیشگیری از آن اعلام شده است. همچنین افرادی که دچار نفخ و سایر مشکلات گوارشی هستند باید داروهای خود را به مقدار کافی همراه داشته و از غذاهای چرب و شیر پرهیز کنند.

مواد غذایی خارج از کاروان عامل اسهال و مسمومیت

وی اظهار کرد: استفاده از مواد غذایی خارج از سیستم توزیع کاروان‌ها، به‌ویژه میوه‌ها و غذاهای دست‌فروشی، می‌تواند موجب اسهال و مسمومیت غذایی شود. همچنین مصرف مواد غذایی مانده در ساک‌ها که ممکن است در گرمای عربستان فاسد شده باشند، خطرناک است.

نامگذاری آزمایشگاه بیمارستان اکبر به نام کودکان آسمانی میناب

رئیس مرکز آموزشی، پژوهشی و درمانی اکبر از نامگذاری آزمایشگاه این مرکز درمانی به نام کودکان آسمانی میناب خبر داد و گفت: این اقدام به یاد کودکان شهید مدرسه شجره طیبه میناب انجام شد؛ کودکانی که مظلومانه جان باختند و نامشان برای همیشه در تاریخ این سرزمین ماندگار خواهد شد.

دکتر سید علی جعفری در گفتگو با وب دا گفت: مراسم امروز به یادبود کودکان شهید مدرسه شجره طیبه میناب برگزار شد؛ کودکانی که واقعاً عبارت به کدامین گناه کشته شدند درباره‌شان مصداق پیدا می‌کند. تصمیم گرفتیم آزمایشگاه بیمارستان فوق‌تخصصی کودکان اکبر به نام این کودکان شهید نامگذاری شود؛ به نام “کودکان آسمانی میناب”.

وی افزود: هم‌زمان با این مراسم و با همکاری شهرداری مشهد و آستان قدس رضوی، آیین کاشت نهال در محوطه بیمارستان برگزار شد که در آن کودکان بستری، مسئولان و کارکنان بیمارستان مشارکت داشتند.

وی گفت: کاشت نهال نماد امید، رشد و آینده‌ای روشن برای سرزمین و نسل‌های آینده است.

بیمارستان اکبر؛ بزرگ‌ترین مرکز فوق‌تخصصی کودکان شرق کشور

رئیس بیمارستان اکبر با اشاره به جایگاه این مرکز درمانی تصریح کرد:بیمارستان کودکان اکبر در حال حاضر بزرگ‌ترین بیمارستان فوق‌تخصصی کودکان در شرق کشور و محل ارجاع بیماران کودک از استان‌های خراسان رضوی، خراسان شمالی، خراسان جنوبی، سیستان و بلوچستان، گلستان و سمنان است.

وی ادامه داد: این مرکز در بیش از ۱۰ رشته فوق‌تخصصی از جمله جراحی کودکان، گوارش، ایمونولوژی و آلرژی، روماتولوژی، بیماری‌های عفونی، مسمومیت‌ها و متابولیسم خدمات ارائه می‌کند و سالانه هزاران کودک از خدمات تخصصی و فوق‌تخصصی آن بهره‌مند می‌شوند.

ظرفیت‌های درمانی و آموزشی برجسته

دکتر جعفری با بیان اینکه این بیمارستان دارای ۳۰۰ تخت فعال است، گفت:بیمارستان اکبر یکی از مراکز بزرگ ICU کودکان کشور محسوب می‌شود و چهار بخش مراقبت‌های ویژه فعال دارد. همچنین یکی از بزرگ‌ترین اتاق‌های عمل باز کودکان کشور در این مرکز قرار دارد.

وی تأکید کرد: این بیمارستان از مهم‌ترین مراکز آموزشی کودکان کشور نیز به شمار می‌رود و بیشترین تعداد دستیاران تخصصی و فوق‌تخصصی کودکان در مشهد در این مرکز آموزش می‌بینند. رشته‌های فلوشیپ از جمله جراحی کودکان، گوارش، بیماری‌های عفونی، ایمونولوژی و آلرژی و متابولیسم در این بیمارستان فعال است.

نقش ماندگار خیرین در توسعه بیمارستان

رئیس بیمارستان اکبر این مرکز را نمونه‌ای شاخص از مشارکت خیرین در حوزه سلامت دانست و اظهار کرد:

 

بنیاد سرور به مدیریت آقای اکبر علیزاده، با همکاری دانشگاه علوم پزشکی مشهد، این بیمارستان را احداث کرد و نام آن نیز به احترام ایشان اکبر گذاشته شد.

وی همچنین از استاد شهید دکتر خوارزمی به عنوان یکی از چهره‌های ماندگار این مجموعه یاد کرد و افزود: این بیمارستان دارای دفتر مشارکت‌های مردمی فعال است که در تأمین نیازهای درمانی، دارویی و زیرساختی نقش مؤثری ایفا می‌کند.

احداث بیمارستان خون و سرطان کودکان در جوار بیمارستان اکبر

دکتر جعفری از ساخت بیمارستان تخصصی خون و سرطان کودکان در مجاورت بیمارستان اکبر خبر داد و گفت:در حال حاضر خدمات خون و انکولوژی کودکان در بیمارستان دکتر شیخ ارائه می‌شود، اما به دلیل محدودیت فضا امکان توسعه وجود ندارد. با همت یک خانواده خیر، بیمارستان خون و سرطان کودکان در کنار بیمارستان اکبر در حال احداث است.

وی افزود: با افتتاح این مرکز، خدمات خون و انکولوژی و در آینده رشته‌های کلیه و اعصاب کودکان نیز در این مجموعه متمرکز خواهد شد و مجتمع بزرگی از خدمات فوق‌تخصصی کودکان شکل می‌گیرد.

توصیه به خانواده‌ها برای مراجعه هدفمند

رئیس بیمارستان اکبر در پایان با توصیه به خانواده‌ها گفت:

بیمارستان محل بستری بیمارانی است که نیاز به بستری دارند. مراجعه بی‌مورد موجب ازدحام و اختلال در خدمت‌رسانی به بیماران بدحال می‌شود. بسیاری از مشکلات کودکان از طریق درمانگاه‌های تخصصی شبانه‌روزی و کلینیک‌ها قابل مدیریت است و تنها در صورت نیاز و با نظر پزشک باید بستری انجام شود.

وی در پایان از حضور حاضران قدردانی کرد و برای مردم آرزوی سلامتی و آینده‌ای روشن کرد.

تلاش برای ارتقای سلامت جامعه در پرتو آموزش و پژوهش؛ گفتگو با دکتر فاطمه حارث‌آبادی

در این گفتگو، میزبان سرکار خانم دکتر فاطمه حارث‌آبادی، دانشیار محترم گروه گفتاردرمانی دانشگاه علوم پزشکی مشهد هستیم. ایشان با نگاهی دقیق به پیوستگی میان آموزش، پژوهش و درمان، از مسیر پرفرازونشیب تحصیلی خود و چشم‌اندازهای بهبود فضای دانشگاهی می‌گویند. در ادامه، مشروح این گفتگو را می‌خوانید.

ریشه‌ها و مسیر تحصیلی: از سبزوار تا دانشگاه علوم پزشکی ایران

اینجانب فاطمه حارث‌آبادی، متولد اول اردیبهشت ۱۳۶۲ در شهر سبزوار، در خانواده‌ای مذهبی متولد شدم. از دوران کودکی علاقه‌مند به تحصیل و فعالیت‌های علمی و فرهنگی بودم و در مقاطع ابتدایی و راهنمایی همواره جزو دانش‌آموزان ممتاز محسوب می‌شدم. همچنین در دوران راهنمایی موفق شدم در چندین دوره مسابقات نهج‌البلاغه در سطح استان رتبه نخست را کسب کنم.

پس از قبولی در آزمون ورودی استعدادهای درخشان، دوره دبیرستان را در دبیرستان فرزانگان گذراندم و در سال ۱۳۸۱ با قبولی در کنکور سراسری وارد رشته گفتاردرمانی در دانشگاه علوم پزشکی ایران شدم. مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد را به‌صورت پیوسته و بدون وقفه در همین دانشگاه به پایان رساندم و در دوران دانشجویی نیز همواره از دانشجویان ممتاز بودم.

ورود به عرصه خدمت و کسب مدارج عالی علمی

پس از اتمام دوره کارشناسی ارشد، در سال ۱۳۸۸ جهت گذراندن طرح نیروی انسانی، به‌عنوان عضو هیئت علمی در گروه گفتاردرمانی دانشکده علوم پیراپزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد مشغول به فعالیت شدم. در سال ۱۳۸۹ با قبولی در آزمون دکتری، تحصیلات خود را در دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی تهران ادامه دادم و در سال ۱۳۹۴ با معدل ممتاز ۱۰/۱۹ و رتبه اول در مقطع دکتری گفتاردرمانی فارغ‌التحصیل شدم.

از مهرماه سال ۱۳۹۴ فعالیت رسمی خود را در گروه گفتاردرمانی دانشگاه علوم پزشکی مشهد ادامه داده‌ام و تاکنون در حوزه‌های آموزش، پژوهش و درمان مشغول خدمت بوده‌ام. در حال حاضر نیز با مرتبه دانشیاری به‌صورت استخدام رسمی آزمایشی در این دانشکده فعالیت می‌کنم. در طول این سال‌ها موفق به چاپ حدود ۳۴ مقاله علمی، مشارکت در ۳۹ طرح پژوهشی و تألیف و ترجمه دو عنوان کتاب شده‌ام.

راهکارهای بهبود فضای شغلی و آموزشی در دانشگاه

با توجه به نقش مهم گفتاردرمانگران در ارزیابی و درمان اختلالات گفتار، زبان، بلع و ارتباط، فراهم شدن فضای مناسب‌تر و امکانات تخصصی کافی در بیمارستان‌ها و مراکز درمانی وابسته به دانشگاه می‌تواند تأثیر بسزایی در ارتقای کیفیت خدمات درمانی، آموزش دانشجویان و توسعه فعالیت‌های پژوهشی داشته باشد.

مثلث طلایی: پیوستگی آموزش، پژوهش و درمان

آموزش، پژوهش و درمان سه رکن اصلی دانشگاه‌های علوم پزشکی هستند و ارتباط تنگاتنگ میان آن‌ها نقش مهمی در ارتقای کیفیت خدمات دانشگاهی ایفا می‌کند. پژوهش زمینه تولید دانش و نوآوری را فراهم می‌کند، آموزش موجب انتقال این دانش به نسل آینده می‌شود و درمان، کاربرد عملی این دانش در خدمت به بیماران و جامعه است.

در رشته گفتاردرمانی که مستقیماً با سلامت و کیفیت زندگی افراد مرتبط است، هماهنگی میان این سه حوزه اهمیت ویژه‌ای دارد. پژوهش‌های کاربردی می‌توانند به بهبود روش‌های درمانی کمک کنند و آموزش مبتنی بر تجربه بالینی و شواهد علمی، نقش مهمی در تربیت نیروی انسانی توانمند ایفا می‌کند.

شاخصه‌های یک استاد موفق: تخصص همراه با اخلاق

به اعتقاد من، یک استاد موفق در حوزه‌های آموزشی، پژوهشی و درمانی باید علاوه بر دانش تخصصی و به‌روز بودن، از اخلاق حرفه‌ای، مسئولیت‌پذیری و مهارت‌های ارتباطی مناسب نیز برخوردار باشد. توانایی هدایت علمی و حرفه‌ای دانشجویان، روحیه همکاری بین‌رشته‌ای، تعهد به ارتقای سلامت جامعه و تلاش مستمر برای توسعه دانش تخصصی، از مهم‌ترین ویژگی‌های یک عضو هیئت علمی موفق محسوب می‌شود.

مواجهه با چالش‌های مسیر حرفه‌ای

طبیعتاً مسیر تحصیل و فعالیت حرفه‌ای همواره با چالش‌ها و دشواری‌هایی همراه بوده است. مسئولیت‌های آموزشی، پژوهشی و اجرایی، محدودیت برخی امکانات و ضرورت ایجاد تعادل میان زندگی شخصی و حرفه‌ای، از جمله مسائلی بوده که در این مسیر تجربه کرده‌ام. در مواجهه با این چالش‌ها، همواره تلاش کرده‌ام با صبوری، برنامه‌ریزی، پشتکار و توکل به خداوند مسیر خود را ادامه دهم و از هر تجربه به‌عنوان فرصتی برای رشد و یادگیری استفاده کنم.

خانواده؛ تکیه‌گاه اصلی در مسیر موفقیت

بدون تردید خانواده نقش بسیار مهمی در مسیر پیشرفت تحصیلی و حرفه‌ای من داشته‌اند. خانواده همواره تکیه‌گاه عاطفی و معنوی من بوده‌اند و با حمایت، همراهی و ایجاد آرامش، زمینه رشد و موفقیت مرا فراهم کرده‌اند. از نقش ارزشمند مرحوم پدرم، مادر عزیزم و همسرم در ایجاد انگیزه، آرامش و حمایت‌های صمیمانه‌شان صمیمانه قدردانی می‌کنم.

دکتر فاطمه حارث‌آبادی با ترکیبی از تخصص و اخلاق‌مداری، الگویی برای دانشجویان حوزه توانبخشی هستند. ایشان با تاکید بر پیوند ناگسستنی دانش و بالین، مسیر رشد را در گروی برنامه‌ریزی و توکل می‌دانند. برای این استاد گرانقدر آرزوی توفیق روزافزون داریم.

حجامت فقط با ارزیابی تخصصی انجام شود

مدیر طب ایرانی و مکمل دانشگاه علوم پزشکی مشهد با تشریح زمان مناسب انجام حجامت و شرایط بدنی افراد برای انجام این روش تأکید کرد: حجامت باید تنها با تشخیص پزشک متخصص و در مراکز دارای مجوز انجام شود.

دکتر محمدرضا مهری در گفتگو با وب دا با اشاره به زمان مناسب انجام حجامت اظهار کرد: خارج از موارد درمانی خاص، بهترین زمان انجام حجامت زمانی است که شرایط آب‌وهوایی معتدل باشد.

وی توضیح داد: در فصل زمستان به دلیل کاهش دما، رگ‌های سطحی بدن منقبض شده و خون بیشتر به سمت عمق بدن می‌رود، اما با افزایش دمای هوا در فصل بهار، رگ‌ها گشادتر می‌شوند و گردش خون در سطح بدن افزایش پیدا می‌کند. به همین دلیل در نگاه طب ایرانی، بهار زمان مناسب‌تری برای انجام برخی روش‌های پاکسازی از جمله حجامت محسوب می‌شود.

مدیر طب ایرانی و مکمل دانشگاه علوم پزشکی مشهد با بیان اینکه تصور عمومی درباره امکان انجام حجامت برای همه افراد در فصل بهار صحیح نیست، گفت: تشخیص نیاز به حجامت بر اساس مزاج، شرایط بدنی و علائم فردی توسط متخصصین باید انجام می‌شود و همه افراد کاندید مناسب این روش نیستند.

وی افزود: برخی افراد که علائمی مانند سنگینی یا درد سر، سرخی صورت و گردن، خارش صورت یا پیشانی، تاری دید، بروز دمل یا بثورات پوستی، خونریزی‌های مکرر از بینی یا لثه و خواب زیاد یا خواب‌های هیجانی دارند، ممکن است از نظر طب ایرانی نشانه‌هایی از غلبه دم داشته باشند و پس از بررسی تخصصی برای انجام حجامت ارزیابی شوند.

دکتر مهری با تأکید بر اینکه حجامت یک اقدام مداخله‌ای محسوب می‌شود، تصریح کرد: این روش به دلیل همراه بودن با خون‌گیری باید مانند سایر اقدامات درمانی تحت نظارت متخصص انجام شود و انجام خودسرانه آن می‌تواند برای برخی افراد خطرناک باشد.

وی گروه‌هایی را که باید از انجام خودسرانه حجامت پرهیز کنند شامل کودکان زیر دو سال، سالمندان بالای ۶۰ سال، افراد دارای ضعف عمومی یا سوءتغذیه، افراد بسیار چاق یا بسیار لاغر، مبتلایان به اختلالات انعقادی مانند هموفیلی یا کمبود پلاکت، مصرف‌کنندگان داروهای ضدانعقاد، زنان باردار، بیماران قلبی، کلیوی و کبدی، افراد مبتلا به کم‌خونی شدید و مبتلایان به ویتیلیگو عنوان کرد.

مدیر طب ایرانی دانشگاه علوم پزشکی مشهد در پایان بر لزوم مراجعه به مراکز دارای مجوز تأکید کرد و گفت: حجامت باید در مراکزی انجام شود که زیر نظر دانشگاه علوم پزشکی مشهد فعالیت می‌کنند و اصول بهداشتی در آن‌ها رعایت می‌شود، زیرا انجام این کار در مراکز غیرمجاز می‌تواند خطراتی مانند عفونت، انتقال بیماری‌های خونی و خونریزی‌های جدی را به همراه داشته باشد.

خارش کف پا می‌تواند نشانه مشکلات پوستی، عصبی یا بیماری‌های داخلی باشد

جراح ارتوپدی پا و مچ پا و عضو هیأت علمی دانشگاه پزشکی مشهد هشدار داد: خارش‌های شبانه یا خارش‌های مقاوم به درمان خانگی نیازمند ارزیابی تخصصی هستند

دکتر علیرضا موسویان در گفتگو با وب دا با اشاره به اینکه خارش کف پا اگرچه در بسیاری از موارد یک مشکل ساده پوستی است، اما می‌تواند نشانه‌ای از بیماری‌های مهم داخلی یا عصبی نیز باشد و نباید آن را نادیده گرفت، عنوان کرد: مهم‌ترین علل پزشکی خارش کف پا در  سه گروه اصلی از علل  بیماریهای پوستی، داخلی و عصبی، عوامل خارجی و وضعیت های خاص خلاصه می شود.

وی ادامه داد: درماتیت تماسی، عفونت‌های قارچی (به‌ویژه پای ورزشکار)، اگزما و پسوریازیس از شایع‌ترین علت‌های خارش کف پا هستند و معمولاً با قرمزی، پوسته‌ریزی، ترک پوستی یا تاول همراه می‌شوندعلاوه براین دیابت و نوروپاتی محیطی، فشار بر عصب سیاتیک و کمبود ویتامین‌هایی مانند B12، آهن و روی نیز می‌توانند باعث خارش، سوزش یا درد کف پا شوند.

عوامل خارجی و وضعیت‌های خاص

وی افزود: بارداری، مصرف برخی داروها، حساسیت‌ها، استرس و افزایش حرارت پوست از عوامل تشدیدکننده خارش کف پا هستند.

خارش شبانه؛ علامتی که باید جدی گرفته شود

دکتر موسویان با اشاره به افزایش خارش در ساعات پایانی شب گفت:در شب به دلیل تغییرات هورمونی و افزایش جریان خون پوستی، خارش شدیدتر حس می‌شود و اگر این حالت همراه با بی‌خوابی یا سوزش باشد باید بررسی شود.

چه زمانی خارش پا هشداردهنده است؟

عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد تأکید کرد:اگر خارش با تورم، قرمزی شدید، زخم‌های دیرهنگام، تغییر رنگ پوست، یا علائم سیستمیک مانند زردی همراه باشد، حتماً نیاز به مراجعه فوری به پزشک به‌ویژه در افراد دیابتی وجود دارد.

درمان‌های اصلی خارش کف پا

دکتر موسویان گفت: درمان بسته به علت متفاوت است و شامل موارد درمان مشکلات پوستی با کرم‌های استروئیدی، ضدقارچ یا مرطوب‌کننده، استفاده از آنتی‌هیستامین‌ها در موارد حساسیتی، کنترل دقیق قند خون در بیماران دیابتی، درمان بیماری‌های کبدی و کلیوی در صورت وجود علت داخلی، مداخلات عصبی، فیزیوتراپی یا جراحی در آسیب‌های عصبی می شود.

دکتر موسویان در پایان گفت:اگر خارش پا بیش از چند روز ادامه یابد، با سوزش همراه باشد، یا در شب شدت بگیرد، باید علت آن بررسی شود. بسیاری از بیماران پس از مراجعه دیرهنگام، با مشکلات پوستی یا عصبی پیشرفته مواجه می‌شوند و درمان به‌مراتب دشوارتر خواهد بود.

شناسایی ۷۰۰ مادر متمایل به سقط در خراسان رضوی / تقویت مشاوره‌ها برای حفظ حیات جنین

 

مدیر جوانی جمعیت، سلامت خانواده و مدارس دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با اشاره به اقدامات انجام شده در حوزه پیشگیری از سقط جنین گفت: مدیر جوانی جمعیت، سلامت خانواده و مدارس دانشگاه علوم پزشکی مشهد از شناسایی حدود ۷۰۰ مادر متمایل به سقط در استان خراسان رضوی خبر داد و گفت: با تقویت روند شناسایی، مشاوره‌های تخصصی و ارجاع مادران به مراکز «نَفَس»، تلاش می‌شود از تصمیم به سقط جلوگیری شده و سلامت مادر و حیات جنین حفظ شود.

 

 

 

دکتر محمد احمدیان، در گفتگو با وب دا بیان کرد:  به منظور ارتقای دانش و آگاهی مراقبان سلامت و بهورزان، برنامه‌ای با عنوان «آموزش عمومی اصلاح سبک زندگی و آشنایی با آسیب‌های ناشی از تغذیه و مصرف داروها بر سلامت جنین» در قالب برنامه جامع مهار، پایش، پیشگیری و کاهش سقط خودبخودی جنین در برنامه‌های بهداشتی ادغام شده و در حال اجراست.

وی ادامه داد: سقط رویدادی است که معمولاً در اوایل بارداری رخ می‌دهد و سقط خودبخودی به از دست رفتن بارداری در سن کمتر از ۲۲ هفته اطلاق می‌شود. به گفته وی، بیش از ۸۰ درصد سقط‌های خودبخودی در ۱۲ هفته نخست بارداری اتفاق می‌افتد.

مدیر جوانی جمعیت، سلامت خانواده و مدارس دانشگاه علوم پزشکی مشهد با بیان اینکه همه موارد سقط به صورت خودبخودی رخ نمی‌دهد، اظهار کرد: در برخی موارد سقط به صورت عمدی و با مداخله آگاهانه انسانی انجام می‌شود. در مادرانی که به افراد فاقد مهارت یا مراکز غیر استاندارد مراجعه می‌کنند و یا داروهای سقط جنین را به صورت خودسرانه از مراکز نامعتبر مانند عطاری‌ها تهیه می‌کنند، احتمال بروز عوارض نسبت به سقط خودبخودی به طور قابل توجهی افزایش می‌یابد.

 

دکتر احمدیان ادامه داد: در راستای پیشگیری از سقط عمدی جنین، از سال ۱۴۰۳ کارگروه پیشگیری و مقابله با سقط عمدی جنین در دانشگاه علوم پزشکی مشهد تشکیل شده است. جلسات این کارگروه به صورت مستمر و ماهانه با حضور اعضا برگزار می‌شود و مصوبات آن پیگیری می‌گردد. از جمله مصوبات این کارگروه، تعیین شعب ویژه رسیدگی به جرائم پزشکی با تأکید بر پرونده‌های مرتبط با سقط عمدی جنین است که در همین راستا از بازپرس ویژه به دلیل صدور رأی قاطع در یکی از پرونده‌های تخلف سقط عمدی جنین در سال گذشته تقدیر شده است.

 

وی در ادامه به اقدامات حوزه بهداشت در زمینه مشاوره و حمایت از مادران اشاره کرد و گفت: در معاونت بهداشت، مادرانی که به هر دلیل تمایل به انجام سقط دارند شناسایی می‌شوند و مشاوره اولیه توسط مراقبان سلامت در مراکز خدمات جامع سلامت، پایگاه‌ها و خانه‌های بهداشت ارائه می‌شود. همکاران حوزه بهداشت تلاش می‌کنند با ارائه مشاوره‌های تخصصی، مادران را از تصمیم به سقط منصرف کنند و در صورتی که مادر همچنان بر تصمیم خود اصرار داشته باشد، به مراکز «نَفَس» معرفی می‌شود تا مشاوران این مراکز نیز مشاوره‌های لازم را ارائه دهند.

 

مدیر جوانی جمعیت، سلامت خانواده و مدارس دانشگاه علوم پزشکی مشهد خاطرنشان کرد: در سال جاری حدود ۷۰۰ مورد مادر متمایل به سقط در استان شناسایی شده‌اند که از این تعداد حدود ۴۰۰ نفر به مراکز نفس معرفی شده‌اند. در حال حاضر ۲۱ مرکز نفس در استان خراسان رضوی فعال است که ۱۲ مرکز آن تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی مشهد قرار دارد.

 

دکتر احمدیان همچنین به فعالیت‌های آموزشی در این حوزه اشاره کرد و گفت: در معاونت بهداشت دو پمفلت آموزشی با موضوع «نه به سقط عمدی جنین» و «آشنایی با مواد قانونی سقط عمدی جنین» تهیه شده است. علاوه بر این، دوره آموزشی «حفظ حیات جنین» برای کارکنان معاونت بهداشت و نیروهای شاغل در مراکز بهداشت شهرستان‌های تابعه برگزار شده است.

 

وی افزود: همچنین پوسترهای آموزشی با هدف پیشگیری از سقط جنین برای نصب در تمامی مراکز خدمات جامع سلامت و خانه‌های بهداشت تهیه و در اختیار مراکز قرار گرفته تا مراجعان با پیام‌های آموزشی و آگاهی‌بخش در این زمینه بیشتر آشنا شوند.

آمادگی ویژه بیمارستان طالقانی مشهد در ایام جنگ

آقای دکتر اردکانی، رئیس بیمارستان طالقانی مشهد، در گفت‌وگو با وب‌دا از اجرای مجموعه‌ای از اقدامات گسترده زیرساختی، عملیاتی و آموزشی در این مرکز درمانی خبر داد و اظهار کرد: در پی شرایط خاص ناشی از ایام جنگ و با هدف افزایش توان پاسخ‌گویی به بحران‌های احتمالی، برنامه‌ریزی‌های لازم با محوریت تداوم خدمات درمانی، آمادگی کامل کارکنان و افزایش ظرفیت پذیرش بیماران انجام شده است.

 

وی افزود: یکی از مهم‌ترین اقدامات انجام‌شده، افزودن دیزل ژنراتور دوم به سیستم برق اضطراری بیمارستان است. با نصب این ژنراتور، پایداری تأمین برق در بخش‌های حیاتی از جمله اورژانس، اتاق عمل، ICU و بخش‌های جراحی به‌طور چشمگیری افزایش یافته و امکان ادامه خدمات حیاتی حتی در شرایط قطع گسترده برق بدون وقفه فراهم شده است.

 

رئیس بیمارستان طالقانی مشهد ادامه داد: بازنگری و بازچیدمان بخش‌های مختلف بیمارستان با رویکرد مدیریت بحران نیز در دستور کار قرار گرفته است. در همین راستا، مسیرهای تردد، جانمایی تجهیزات، فضاهای ایمن و نقاط کلیدی خدمات درمانی به‌طور کامل بررسی و اصلاح شده تا بیمارستان در شرایط اضطراری از حداکثر کارایی و سرعت عمل برخوردار باشد.

 

وی با اشاره به برگزاری مانورهای متعدد بحران و تخلیه اضطراری گفت: این مانورها با مشارکت پزشکان، پرستاران، نیروهای پشتیبانی و تیم‌های امدادی برگزار شده و در آن سناریوهایی همچون پذیرش مصدومان جنگی، آتش‌سوزی، قطع برق و کمبود منابع مورد تمرین و ارزیابی قرار گرفته است.

 

دکتر اردکانی تأکید کرد: در حوزه پشتیبانی نیز تأمین و ذخیره‌سازی تجهیزات و ملزومات ضروری شامل داروهای حیاتی، تجهیزات مصرفی، ابزارهای جراحی، اقلام حفاظتی و سایر لوازم مورد نیاز بحران با جدیت انجام شده تا در صورت افزایش مراجعات یا اختلال در زنجیره تأمین، هیچ‌گونه کمبودی ایجاد نشود.

 

وی خاطرنشان کرد: به‌منظور افزایش ظرفیت بستری، در تمامی بخش‌ها تخت‌های اکسترا پیش‌بینی شده تا امکان پذیرش تعداد بیشتری از بیماران جنگی یا آسیب‌دیدگان در مدت‌زمان کوتاه فراهم شود.

 

رئیس بیمارستان طالقانی مشهد همچنین از تشکیل کمیته بحران و برگزاری جلسات آموزشی تخصصی برای کارکنان خبر داد و گفت: در این جلسات، اصول مدیریت بحران، تریاژ پیشرفته، نحوه مدیریت پذیرش مصدومان، شیوه استفاده از تجهیزات اضطراری و پروتکل‌های ایمنی آموزش و تمرین داده شده است.

 

وی افزود: با هدف افزایش هماهنگی و بسیج ظرفیت‌های انسانی و تخصصی، ستاد جنگ و بسیج جامعه پزشکی بیمارستان طالقانی نیز تشکیل شده است. این ستاد نقش محوری در برنامه‌ریزی، سازماندهی نیروهای داوطلب، هماهنگی با نهادهای امدادی و مدیریت عملیات درمانی در ایام جنگ بر عهده دارد.

 

دکتر اردکانی با تأکید بر تداوم خدمات‌رسانی در این مرکز درمانی اظهار داشت: هیچ‌گونه اختلالی در ارائه خدمات درمانی و تشخیصی به بیماران در دوران جنگ ایجاد نشده است و بر اساس آمار موجود، در فروردین‌ماه امسال تعداد اعمال جراحی نسبت به مدت مشابه سال گذشته ۱۳ درصد افزایش داشته است.

 

وی تصریح کرد: آمار این مرکز از ابتدای فروردین‌ماه تا امروز، نشان‌دهنده تداوم پایدار خدمات و حتی افزایش حجم ارائه خدمت در بیمارستان طالقانی، علی‌رغم شرایط ناشی از جنگ، است.

 

رئیس بیمارستان طالقانی مشهد در پایان اعلام کرد: این مجموعه با آمادگی کامل، آماده ارائه خدمات مستمر و ایمن به بیماران در سخت‌ترین شرایط خواهد بود.

فشار خون؛ بیماری خاموشی که باید جدی گرفته شود

 

متخصص قلب و عروق و فلوشیپ اینترونشنال کاردیوگرافی و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد  فشار خون را یکی از مهم‌ترین بیماری‌های خاموش در جامعه دانست و تأکید کرد: در صورت کنترل نکردن این بیماری، عوارض جدی برای سلامت افراد ایجاد می‌شود.

 

دکتر علی اشراقی، در گفتگو با وب دا با اشاره به اهمیت نگرش صحیح به بیماری فشار خون گفت: خوشبختانه با رعایت برخی راهکارها می‌توان این بیماری را کنترل کرد، اما در صورت بی‌توجهی، فشار خون بالا می‌تواند منجر به بروز بیماری‌های قلبی و عروقی، سکته مغزی و آسیب به چشم و کلیه‌ها شود.

 

این متخصص قلب و عروق افزود: فشار خون معمولاً بدون علامت است و به همین دلیل به آن «بیماری خاموش» گفته می‌شود، اما در برخی موارد ممکن است با علائمی مانند خستگی زودرس، ضعف و بی‌حالی یا تکرر ادرار خود را نشان دهد.

 

دکتر اشراقی با تأکید بر ضرورت غربالگری فشار خون اظهار کرد: همه افراد به‌ویژه افراد بالای ۳۰ سال باید به طور منظم فشار خون خود را اندازه‌گیری و کنترل کنند تا در صورت وجود مشکل، اقدامات درمانی به موقع انجام شود.

 

وی درباره عوامل ایجادکننده فشار خون گفت: سبک زندگی و عوامل ژنتیکی از مهم‌ترین دلایل بروز این بیماری هستند و بیش از ۹۰ درصد مبتلایان با اصلاح سبک زندگی و مصرف دارو قابل درمان و کنترل هستند.

 

به گفته این متخصص قلب و عروق، شیوع فشار خون در میان افراد میانسال حدود ۴۰ درصد است که نشان‌دهنده اهمیت توجه جدی به پیشگیری و کنترل این بیماری است.

 

دکتر اشراقی در خصوص راهکارهای پیشگیری از فشار خون بالا تصریح کرد: مصرف غذاهای سالم، پرهیز از فست‌فودها و نوشابه‌ها، استفاده از غذای خانگی، کنترل اضافه‌وزن، انجام فعالیت بدنی منظم به میزان حداقل ۱۵۰ دقیقه در هفته، کاهش مصرف نمک و مدیریت استرس از مهم‌ترین اقدامات پیشگیرانه محسوب می‌شود.

 

وی همچنین درباره مصرف داروهای فشار خون توضیح داد: بیشتر داروهای فشار خون اثر طولانی‌مدت دارند و معمولاً یک یا دو بار در روز مصرف می‌شوند و به گونه‌ای طراحی شده‌اند که فشار خون بیمار را به‌خوبی کنترل کنند.

 

این متخصص قلب و عروق تأکید کرد: اگر بیمار یک نوبت مصرف دارو را فراموش کند و زمان مصرف نوبت بعدی نزدیک باشد، نیازی به مصرف همزمان دو دوز دارو نیست و بیماران نباید دوز دارو را دو برابر کنند، زیرا این کار می‌تواند به بدن شوک وارد کند.

 

دکتر اشراقی در پایان خاطرنشان کرد: با اصلاح سبک زندگی، رعایت رژیم غذایی مناسب و مراجعه منظم به پزشک می‌توان فشار خون را تا حد زیادی کنترل کرد و از بروز عوارض جدی این بیماری پیشگیری کرد.

واکسیناسیون؛ قدرتمندترین ابزار بشر برای مقابله با بیماری‌ها/ نجات جان بیش از ۱۵۰ میلیون نفر در جهان با واکسن

عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد،با تأکید بر اهمیت واکسیناسیون در حفظ سلامت جامعه گفت: واکسیناسیون بزرگ‌ترین دستاورد بشر در حوزه سلامت و قدرتمندترین ابزار برای مقابله با بیماری‌ها به شمار می‌رود.

دکتر محمدحسن اعلمی،  در گفتگو با وب دا اظهار کرد: پس از دسترسی به آب آشامیدنی سالم، واکسیناسیون مهم‌ترین عامل مؤثر در ارتقای سلامت جوامع است و تاکنون توانسته جان بیش از ۱۵۰ میلیون نفر را در سراسر جهان نجات دهد.

وی افزود: علم پزشکی همواره در مسیر حفظ بقا و سلامت انسان تلاش می‌کند و واکسیناسیون یکی از مهم‌ترین ابزارهای این مسیر است. در واقع واکسن نوعی تقلید کنترل‌شده از بیماری است که به بدن کمک می‌کند تا پیش از مواجهه واقعی با عامل بیماری‌زا، آمادگی لازم برای مقابله با آن را پیدا کند.

پیشگیری از حدود ۳۰ درصد بیماری‌های مهلک

عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد ادامه داد: واکسیناسیون توانسته از بروز حدود ۳۰ درصد بیماری‌های مهلک پیشگیری کند و به نوعی گامی فراتر از سلامت و در واقع تضمینی برای امنیت سلامت جامعه محسوب می‌شود.

وی با اشاره به نقش واکسن‌ها در گروه‌های مختلف سنی گفت: مادران باردار با دریافت واکسن آنفلوانزا می‌توانند از ابتلای نوزادان خود به این بیماری پیشگیری کنند. همچنین در شرایط بحرانی و حتی در موقعیت‌های جنگی، دریافت واکسن کزاز از اهمیت و ضرورت بالایی برخوردار است.

نقش واکسن‌ها در پیشگیری از بیماری‌های خطرناک کودکان

دکتر اعلمی با بیان اینکه بسیاری از بیماری‌های خطرناک با واکسیناسیون قابل پیشگیری هستند، تصریح کرد: واکسن ب.ث.ژ از بروز اشکال مختلف بیماری سل پیشگیری می‌کند و واکسن فلج اطفال نیز نقش مهمی در کنترل این بیماری داشته است؛ به‌گونه‌ای که امروزه فلج اطفال در جهان تقریباً ریشه‌کن شده و تنها در دو کشور پاکستان و افغانستان گزارش می‌شود، بنابراین واکسیناسیون کودکان در این زمینه همچنان ضروری است.

وی ادامه داد: واکسن پنوموکوک از بروز بیماری‌هایی مانند مننژیت در کودکان پیشگیری می‌کند و واکسن روتاویروس نیز نقش مؤثری در کاهش اسهال‌های شدید در کودکان دارد.

واکسیناسیون؛ سپر ایمنی جامعه

عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد با تأکید بر اهمیت پوشش واکسیناسیون در جامعه گفت: خوشبختانه سال‌هاست که دیگر شاهد موارد ابتلا به بیماری‌هایی مانند دیفتری و کزاز نیستیم و شیوع سیاه‌سرفه نیز به میزان قابل توجهی کاهش یافته که همه این دستاوردها نتیجه اجرای برنامه‌های واکسیناسیون است.

وی خاطرنشان کرد: برخی افراد مانند کودکان مبتلا به سرطان یا افرادی که دچار نقص سیستم ایمنی هستند، امکان دریافت برخی واکسن‌ها را ندارند؛ اما زمانی که سایر افراد جامعه واکسینه شده باشند، نوعی ایمنی جمعی ایجاد می‌شود که از این افراد نیز در برابر بیماری‌ها محافظت می‌کند.

دکتر اعلمی در پایان گفت: واکسیناسیون حتی در مواردی مانند پیشگیری از مرگ ناشی از هاری یا جلوگیری از بروز سرطان دهانه رحم ناشی از ویروس HPV نیز نقش مهمی دارد و در طیف وسیعی از بیماری‌ها به حفظ سلامت انسان‌ها کمک می‌کند. نکته مهم آن است که این خدمات در کشور به‌صورت رایگان در اختیار مردم قرار می‌گیرد.

 

راه‌اندازی مرکز سلامت، ایمنی غذا و امنیت غذایی با محوریت دانشگاه علوم پزشکی مشهد

 

رئیس دبیرخانه کارگروه سلامت و امنیت غذایی دانشگاه علوم پزشکی مشهد از راه‌اندازی مرکز سلامت، ایمنی غذا و امنیت غذایی با هدف توسعه همکاری میان دانشگاه و صنعت و حمایت از طرح‌های دانش‌بنیان در حوزه غذا و تغذیه خبر داد.

 

دکتر اسما افشاری، در گفتگو با وب دا  اظهار کرد: این مرکز پس از حدود شش ماه برنامه‌ریزی، هماهنگی‌های تخصصی و برگزاری جلسات متعدد با فعالان حوزه صنعت و شرکت‌های دانش‌بنیان شکل گرفته است.

 

وی  با اشاره به اهداف تأسیس این مرکز افزود: مرکز سلامت، ایمنی غذا و امنیت غذایی با هدف ایجاد ارتباط مؤثر میان دانشگاه، صنایع غذایی و مراکز نوآوری راه‌اندازی شده و تلاش دارد از طرح‌ها و پروژه‌های دانش‌بنیان در حوزه غذا و تغذیه از نظر علمی، مالی و زیرساختی حمایت کند.

 

دکتر افشاری با بیان اینکه این مرکز نخستین مرکز رشد در این حوزه با محوریت دانشگاه علوم پزشکی مشهد به شمار می‌رود، ادامه داد: پیش از دریافت مجوز رسمی، کارگروهی تخصصی به مدت حدود شش ماه برای ایجاد زیرساخت‌ها، انجام رایزنی‌های لازم با صنایع و فراهم‌سازی شرایط آغاز فعالیت این مرکز فعال بوده است.

 

  رئیس دبیرخانه کارگروه سلامت و امنیت غذایی دانشگاه علوم پزشکی مشهد و دانشیار گروه علوم تغذیه دانشکده پزشکی مشهد خاطرنشان کرد: در این مدت مذاکراتی با چندین شرکت و هلدینگ بزرگ انجام شده و تاکنون حدود شش شرکت برای همکاری و استقرار در این مرکز اعلام آمادگی کرده‌اند.

 

رئیس دبیرخانه کارگروه سلامت و امنیت غذایی دانشگاه علوم پزشکی مشهد هدف اصلی از راه‌اندازی این مرکز را شکل‌گیری پروژه‌های مشترک، محصول‌محور و دانش‌بنیان در حوزه غذا و تغذیه عنوان کرد و گفت: این پروژه‌ها علاوه بر کمک به ارتقای سلامت جامعه، می‌توانند زمینه تولید محصولات کاربردی و قابل عرضه در بازار را نیز فراهم کنند.وی گفت: این مرکز در پارک سلامت دانشگاه علوم پزشکی مشهد مستقر است.

پژوهش‌های نوین در استخراج ترکیبات گیاهی با روش‌های سبز توسط محققان دانشکده داروسازی مشهد

 

 

دکتر بوذری، عضو هیأت علمی دانشکده داروسازی مشهد، از انجام مجموعه‌ای از پژوهش‌های نوآورانه در حوزه استخراج مؤثر ترکیبات گیاهان دارویی با استفاده از فناوری‌های سبز خبر داد و گفت: یکی از چالش‌های مهم امروز در حوزه داروسازی طبیعی، دستیابی به روش‌های کارآمدتر و دوستدار محیط زیست برای استخراج ترکیبات فعال گیاهان دارویی است.

 

وی افزود: در سال‌های ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ دو طرح تحقیقاتی در زمینه غنی‌سازی عصاره‌های طبیعی با همکاری تیم پژوهشی اجرا شد. نخستین طرح با عنوان «طراحی روش دستیابی به عصاره غنی‌شده فلاونوئیدی گیاه Scutellaria luteo-caerulea با استفاده از روش سطح پاسخ و رزین‌های ماکروپروس» و شماره ثبت ۴۰۱۲۵۰۰ انجام شد. در این پژوهش از رویکردهای شیمی سبز استفاده شد تا کارایی استخراج ترکیبات فلاونوئیدی افزایش یابد.

 

به گفته دکتر بوذری، نتایج این مطالعه نشان داد که به‌کارگیری امواج مایکروویو برای فرآیند عصاره‌گیری می‌تواند به اندازه روش سنتی خیساندن ۷۲ ساعته مؤثر باشد و حتی جایگزین آن شود. همچنین بهره‌گیری از ستون‌های رزین ماکرومتخلخل موجب افزایش نسبت ترکیبات مؤثره گیاه تا حدود ۱٫۵ برابر گردید و کیفیت عصاره به‌طور چشمگیری بهبود یافت.

 

وی در ادامه به دومین طرح پژوهشی اشاره کرد و افزود: پروژه‌ای با عنوان «بهینه‌سازی استخراج عصاره حاوی ترکیبات آنتی‌اکسیدان تانشینون از ریشه گیاه برازمبل (Perovskia abrotanoides) با استفاده از روش سطح پاسخ (RSM)» با شماره ثبت ۴۰۲۰۸۳۰ نیز در همین راستا انجام شد. در این مطالعه هم، روش مایکروویو نسبت به روش‌های سنتی اثربخشی بیشتری داشت و رزین‌های ماکرومتخلخل توانستند کیفیت عصاره تانشینون را تا دو برابر افزایش دهند.

 

دکتر بوذری تأکید کرد: نتایج این دو پژوهش می‌تواند مسیر تازه‌ای برای استفاده از روش‌های مؤثر، ایمن و سازگار با محیط زیست در استخراج ترکیبات طبیعی از گیاهان دارویی ایجاد کند و در صنایع دارویی و تحقیقاتی مورد بهره‌برداری قرار گیرد.

 

وی همچنین از چاپ دو مقاله مروری حاصل از همکاری خود با محققان دیگر خبر داد و اظهار داشت: مقاله نخست با عنوان “A comprehensive review of biologically active natural products on human papillomavirus (HPV) at a glance” با شماره DOI: 10.1002/ptr.8444 در مجله معتبر Phytotherapy Research با ضریب تأثیر (IF) ۶ منتشر شده است. در این مقاله، بررسی جامعی از ترکیبات طبیعی مؤثر در درمان بیماری HPV، پیشگیری از انتقال و کنترل سرطان‌های مرتبط با این ویروس ارائه شده است.

 

دکتر بوذری افزود: مقاله دوم با عنوان “A comprehensive review of biologically active natural products on human papillomavirus (HPV) at a glance” (DOI: 10.1007/s00210-025-03857-x) در ژورنال Naunyn-Schmiedeberg’s Archives of Pharmacology با ضریب تأثیر ۳.۱ منتشر گردید. این مطالعه به بررسی مسیرهای سیگنالینگ سلولی مرتبط با اثرات درمانی ترکیب تانشینون IIA پرداخته و جنبه‌های ضدسرطانی و محافظت قلبی این ترکیب و مشتقات آن را تشریح کرده است.

 

وی در پایان خاطرنشان کرد: دستاوردهای این پژوهش‌ها نشان‌دهنده ظرفیت بالای تحقیقات داروسازی در ایران برای توسعه فرآورده‌های طبیعی مؤثر و سازگار با محیط زیست است و می‌تواند زمینه‌ساز ارتقای دانش فیتوشیمی و داروسازی نوین در کشور باشد.

نوروپاتی دیابتی؛ هشدار خاموشی که می‌تواند به زخم پای دیابتی منجر شود

فوق تخصص مغز و اعصاب و استاد دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با اشاره به شیوع بالای نوروپاتی در بیماران دیابتی هشدار داد: درگیری اعصاب محیطی در دیابت می‌تواند به بی‌حسی پا و در نهایت زخم پای دیابتی منجر شود، در حالی که با کنترل دقیق قند خون و تشخیص زودهنگام می‌توان از بسیاری از عوارض جدی آن پیشگیری کرد.

دکتر رضا بوستانی، در گفتگو با وب دا با بیان اینکه سیستم عصبی بدن به دو بخش مرکزی و محیطی تقسیم می‌شود، گفت: سیستم عصبی مرکزی شامل مغز و نخاع است، در حالی که اعصاب محیطی از مغز و نخاع جدا شده و به عضلات، اندام‌ها و اعضای بدن می‌روند و وظیفه انتقال پیام‌های حسی، حرکتی و خودکار را بر عهده دارند.

فوق متخصص مغز و اعصاب با اشاره به علل مختلف نوروپاتی افزود: علاوه بر دیابت، بیماری‌های خودایمنی مانند سندروم گیلن‌باره، برخی مسمومیت‌ها، مصرف الکل و مواد مخدر، استفاده طولانی‌مدت از بعضی داروها به‌ویژه آنتی‌بیوتیک‌ها، داروهای شیمی‌درمانی و همچنین نارسایی کلیه نیز می‌توانند موجب آسیب به اعصاب محیطی شوند.

دکتر بوستانی علائم نوروپاتی را در سه گروه حسی، حرکتی و خودکار توضیح داد و گفت: گزگز، مورمور، سوزن‌سوزن شدن، بی‌حسی، احساس نکردن گرما و سرما و اختلال تعادل از علائم حسی این بیماری هستند.

وی گفت: درگیری حرکتی نیز می‌تواند با ضعف عضلات، افتادن دمپایی از پا، ناتوانی در راه رفتن روی پنجه یا پاشنه و کاهش قدرت دست‌ها همراه باشد.

وی همچنین به علائم خودکار یا اتونوم اشاره کرد و افزود: یبوست، سیری زودرس، اختلالات ادراری، اختلال نعوظ و اختلال در تعریق از دیگر نشانه‌هایی هستند که ممکن است در بیماران مبتلا دیده شود.

این استاد دانشگاه با هشدار درباره عوارض پیشرفته نوروپاتی گفت: درگیری اعصاب محیطی می‌تواند باعث تغییر شکل انگشتان، تغییر قوس کف پا، لاغر شدن عضلات بین‌استخوانی دست و ضعف عملکرد دست شود؛ به‌گونه‌ای که بیمار حتی در بستن دکمه‌های لباس نیز دچار مشکل می‌شود.

دکتر بوستانی مهم‌ترین نکته در بیماران دیابتی را نوروپاتی دیابتی دانست و اظهار کرد: این عارضه یکی از علل اصلی زخم پای دیابتی است، زیرا بیمار به علت بی‌حسی درد را احساس نمی‌کند و متوجه زخم نمی‌شود. از سوی دیگر، در دیابت عروق نیز درگیر می‌شوند و همین موضوع روند ترمیم زخم را کند می‌کند و در موارد شدید می‌تواند به عفونت، زخم‌های پیشرفته و حتی قطع بخشی از پا یا انگشتان منجر شود.

وی با تأکید بر اینکه حتی در بیماران با دیابت کنترل‌شده نیز احتمال بروز نوروپاتی وجود دارد، گفت: هرچه کنترل قند خون بهتر باشد، شدت و احتمال این عارضه کمتر می‌شود. علائم اولیه مانند گزگز، مورمور و بی‌حسی کف پا نباید نادیده گرفته شود و یک معاینه بالینی ساده می‌تواند درگیری اعصاب محیطی را آشکار کند.

 

فوق متخصص مغز و اعصاب در ادامه توصیه کرد: کنترل دقیق قند خون، پرهیز از نوسانات قند، در صورت لزوم استفاده از انسولین به جای داروهای خوراکی، رعایت رژیم غذایی، فعالیت بدنی منظم، ورزش، پرهیز از استرس و پیگیری منظم پزشکی از مهم‌ترین راهکارهای پیشگیری از نوروپاتی دیابتی هستند.

وی  همچنین با اشاره به برخی بیماری‌های عصبی در سالمندان گفت: بیماری‌هایی مانند پارکینسون، آلزایمر و ام‌اس از بیماری‌های اعصاب مرکزی هستند، اما چون بسیاری از سالمندان همزمان ممکن است دیابت یا پیش‌دیابت داشته باشند، علائم نوروپاتی در آنان نیز می‌تواند دیده شود و تشخیص را دشوار کند.

گسترش خدمات پیشگیری و تشخیص هپاتیت در مشهد همزمان با هفته سلامت

کارشناس مسئول بیماری‌های آمیزشی و هپاتیت معاونت بهداشت دانشگاه علوم پزشکی مشهد از اجرای برنامه‌های گسترده پیشگیری، تشخیص و مراقبت از بیماران مبتلا به هپاتیت و HIV همزمان با هفته سلامت خبر داد.

دکتر حسین‌پور در گفتگو با وب دا با اشاره به اقدامات انجام‌شده در این هفته اظهار کرد: یکی از مهم‌ترین برنامه‌ها، تأمین دارو برای بیماران مبتلا به HIV و ارسال آن برای افرادی بوده است که امکان مراجعه حضوری نداشتند؛ از جمله افرادی که در کمپ‌های ترک اعتیاد حضور دارند.

وی افزود: همچنین واکسیناسیون هپاتیت برای گروه‌های هدف سخت‌دسترس، به‌ویژه افراد ساکن در کمپ‌ها، در دستور کار قرار گرفت تا از ابتلا و گسترش بیماری در این گروه‌ها جلوگیری شود.

کارشناس مسئول بیماری‌های آمیزشی و هپاتیت معاونت بهداشت دانشگاه علوم پزشکی مشهد ادامه داد: در همین راستا، برنامه گسترده انجام تست‌های تشخیصی هپاتیت C در مراکز مختلف اجرا شد و همکاری با بخش خصوصی و مراکزی که با افراد دارای رفتارهای پرخطر تزریقی در ارتباط هستند، تقویت شد.

دکتر حسین‌پور با بیان اینکه هپاتیت از جمله بیماری‌های خاموش محسوب می‌شود، گفت: بسیاری از مبتلایان تا مراحل پیشرفته بیماری هیچ علامتی ندارند. با این حال در موارد حاد، علائمی مانند تب، تهوع، بی‌اشتهایی، زردی پوست و چشم و تیره شدن ادرار ممکن است بروز کند.

وی افزود: تشخیص این بیماری تنها از طریق آزمایش خون امکان‌پذیر است. برای مثال آزمایش HBsAg برای تشخیص هپاتیت B و آزمایش Anti‑HCV برای هپاتیت C انجام می‌شود و در صورت مثبت بودن نتایج، آزمایش‌های تکمیلی برای مشخص شدن فعال یا غیرفعال بودن بیماری صورت می‌گیرد.

دکتر حسین پور با اشاره به پیشرفت‌های درمانی در سال‌های اخیر بیان کرد: داروهای مؤثر و کم‌عارضه‌ای برای درمان هپاتیت C تولید شده که طی حدود سه ماه می‌توانند بیش از ۹۰ درصد بیماران را بهبود دهند؛ اما هپاتیت B هنوز درمان قطعی ندارد و بیماران باید با داروهای ضدویروسی مانند تنوفوویر تحت درمان و کنترل طولانی‌مدت قرار گیرند.

وی در پایان تأکید کرد: تشخیص زودهنگام مهم‌ترین عامل در کنترل بیماری است، زیرا هرچه بیماری زودتر شناسایی شود، احتمال انتقال آن به دیگران کاهش یافته و روند درمان نیز موفق‌تر خواهد بود.

از راه‌اندازی فیزیوتراپی در دانشگاه علوم پزشکی مشهد تا تأکید بر ضرورت ایجاد بیمارستان توانبخشی

دکتر حسین اصغر حسینی، دانشیار گروه فیزیوتراپی و از چهره‌های اثرگذار در توسعه آموزش، پژوهش و درمان در حوزه فیزیوتراپی و توانبخشی در دانشگاه علوم پزشکی مشهد، در گفت‌وگویی مشروح به بیان سوابق تحصیلی و شغلی خود، روند شکل‌گیری و توسعه گروه فیزیوتراپی در این دانشگاه، چالش‌های پیش‌رو، ضرورت توجه به اخلاق حرفه‌ای در دانشگاه‌های علوم پزشکی و نیز نیاز جدی کشور و به‌ویژه مشهد به راه‌اندازی بیمارستان‌های توانبخشی پرداخت.

به گزارش وب دا، دکتر حسین اصغر حسینی در این گفت‌وگو، ضمن مرور مسیر زندگی علمی و حرفه‌ای خود، دیدگاه‌هایش را درباره نسبت آموزش، درمان و پژوهش در دانشگاه‌های علوم پزشکی و الزامات ارتقای این فضا تشریح کرد.

تولد در نیشابور و طی مسیر تحصیل از سمنان تا تهران و ایران

دکتر حسینی در ابتدای این گفت‌وگو با اشاره به سال و محل تولد خود اظهار کرد:من سال ۱۳۵۶ در نیشابور به دنیا آمدم و تحصیلاتم را در مقاطع ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان در همان نیشابور گذراندم.

وی ادامه داد:سال ۱۳۷۵ در مقطع کارشناسی در دانشگاه علوم پزشکی سمنان پذیرفته شدم و سال ۱۳۷۹ فارغ‌التحصیل شدم. بلافاصله در مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه علوم پزشکی تهران قبول شدم و در سال‌های ۸۰ یا ۸۱ فارغ‌التحصیل شدم.

دانشیار گروه فیزیوتراپی دانشگاه علوم پزشکی مشهد افزود:بعد از آن، حدود ۱۰ ماه به عنوان هیئت علمی سرباز در دانشگاه علوم پزشکی سمنان فعالیت داشتم. سپس در مقطع دکترای تخصصی پذیرفته شدم. سال ۱۳۸۲ نفر اول کنکور دکترای تخصصی رشته فیزیوتراپی شدم و در همان سال تحصیلم را در دانشگاه علوم پزشکی ایران آغاز کردم.

بورسیه دانشگاه علوم پزشکی مشهد و آغاز مسیری برای تأسیس یک رشته

دکتر حسینی با اشاره به شرایط آن زمان در دانشگاه علوم پزشکی مشهد گفت:از آنجایی که می‌دانستم در دانشگاه علوم پزشکی مشهد رشته فیزیوتراپی و گروه فیزیوتراپی راه‌اندازی نشده است، مراجعه کردم و با دانشگاه صحبت کردم. من بورسیه دانشگاه علوم پزشکی مشهد شدم. سال ۱۳۸۷ فارغ‌التحصیل شدم و بلافاصله به مشهد مراجعه کردیم و شروع به کار کردیم. شکر خدا توانستیم در مهرماه ۱۳۸۹ اولین گروه دانشجویان فیزیوتراپی را برای دانشگاه علوم پزشکی مشهد پذیرش کنیم.

از راه‌اندازی کارشناسی تا دکترای تخصصی فیزیوتراپی در مشهد

این عضو هیئت علمی با تشریح روند توسعه رشته فیزیوتراپی در دانشگاه علوم پزشکی مشهد اظهار کرد:

بعد از آن، کار به همین منوال و به‌خوبی پیش رفت. در سال ۱۳۹۵ مقطع کارشناسی ارشد فیزیوتراپی را راه‌اندازی کردیم و در سال ۱۴۰۳ نیز مقطع دکترای تخصصی فیزیوتراپی راه‌اندازی شد.

 

وی ادامه داد:تقریباً تا بهمن‌ماه ۱۴۰۲، حدود ۱۴ یا ۱۵ سال مدیر گروه فیزیوتراپی بودم. به لحاظ راه‌اندازی مقاطع، کار دقیقاً انجام شده و الان هم هفتمین دوره دانشجویان PhD را پذیرش کرده‌ایم.

دکتر حسینی در تشریح دیگر دستاوردهای این سال‌ها گفت:در این مدت در حیطه درمان، مرکز جامع توانبخشی واقع در پرستار ۲ راه‌اندازی شد و بعد همین بخش فیزیوتراپی بیمارستان هاشمی نژاد  نیز راه‌اندازی شد. بنابراین به لحاظ درمانی و آموزشی، گروه کاملاً موفق بود. در حوزه پژوهشی هم به همین عنوان الان تقریباً گروه فیزیوتراپی، به ادعایی که برای آن مدرک هم هست، فکر می‌کنم یکی از قوی‌ترین گروه‌های دانشگاه است و به لحاظ توانبخشی هم به نظر من موفق‌ترین و بهترین گروه دانشگاه است.

رسالت دانشگاه‌ها آموزش و پژوهش است

دکتر حسینی در پاسخ به این پرسش که چه اقداماتی می‌تواند به بهتر شدن فضای شغلی دانشگاه کمک کند، با طرح یک دیدگاه کلان گفت:به نظر من رسالت دانشگاه‌ها قاعدتاً آموزش و پژوهش است. بنابراین من یک پیشنهاد دارم؛ البته این مسئله‌ای است که خیلی از بزرگان سالیان سال گفته‌اند و ما هم از آن‌ها یاد گرفته‌ایم. این مسئله باید در حوزه وزارتخانه حل شود.

وی افزود:ما به وزارتخانه‌ای با عنوان وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی نگاه می‌کنیم، در حالی که اگر ما آموزش خوبی نداشته باشیم، درمان خوبی هم نداریم. به نظر می‌رسد باید آموزش پزشکی را از بحث بهداشتی و درمانی جدا کنیم و آن را به وزارت علوم برگردانیم تا آنجا کار آموزش را به بهترین نحو ممکن انجام دهیم و وزارت بهداشت و درمان هم مثل بقیه کشورها دنبال کار خودش باشد.

وی تصریح کرد:نظر من این نیست که اولویت رئیس دانشگاه علوم پزشکی مشهد یا هر دانشگاه دیگری این باشد که مثلاً فلان خانه بهداشت در سرخس چه دارد یا ندارد. اگر ما بتوانیم نیروهای خوب و کارآمدی، چه به لحاظ علمی و چه به لحاظ اخلاقی، تربیت کنیم، آن مسائل هم در درجه بعدی حل خواهد شد

.

توسعه رشته‌های توانبخشی در مشهد؛ از فیزیوتراپی تا ارتوز و پروتز

دکتر حسینی در ادامه با اشاره به تجربه خود در توسعه رشته‌های توانبخشی در دانشگاه علوم پزشکی مشهد گفت:در حوزه تخصصی خودمان که توانبخشی است، دانشگاه علوم پزشکی مشهد راه‌اندازی رشته‌های توانبخشی را از همان سال‌های ۸۷ و ۸۸ شروع کرد. زمانی که من آمدم، فکر می‌کنم تنها نفر در گروه فیزیوتراپی و در رشته‌های توانبخشی بودم.

وی ادامه داد:خوشبختانه یا متأسفانه مدیریت این حوزه را هم به ما دادند و من علاوه بر فیزیوتراپی، دنبال راه‌اندازی بقیه رشته‌های توانبخشی هم بودم.  گفتاردرمانی را راه‌اندازی کردیم. بعد بقیه رشته‌ها کمی با مشکل مواجه شد، اما سالیان بعد کاردرمانی راه‌اندازی شد، بعد مددکاری و رشته ارتوز و پروتز هم راه‌اندازی شد.

 

وی خاطرنشان کرد:این رشته‌ها الان تقریباً در حال تکامل هستند؛ یعنی از لیسانس و فوق‌لیسانس تا PhD. ان‌شاءالله با جدا شدن قطعی دانشکده توانبخشی از دانشگاه علوم پزشکی، این مسیر یک مقدار هموارتر خواهد شد.

ثمره آموزش باید در حوزه درمان دیده شود

وی با تأکید بر اینکه دانشگاه در حوزه آموزش مسیر خوبی را طی کرده است، اظهار کرد:در دانشگاه علوم پزشکی مشهد در حوزه آموزش خوب پیش رفتیم. حالا باید برویم و ثمره کار خودمان، یعنی آن چیزی که نیاز جامعه است، در حوزه درمان نشان دهیم.

دکتر حسینی افزود:دو کار می‌توانیم انجام دهیم. یک کار بسیار عالی اگر بتوانیم انجام دهیم، راه‌اندازی بیمارستان‌های توانبخشی است.

ضرورت راه‌اندازی بیمارستان‌های توانبخشی در مشهد

وی در توضیح این ضرورت گفت:تصور بفرمایید بیماری سکته مغزی کرده و به بیمارستان قائم منتقل شده است. آنجا گروه فوق‌العاده قوی و مجرب اعصاب دانشگاه، بیمار را از فاز حاد نجات می‌دهند. بیمار دیگر در خطر مرگ نیست و علائمش با ثبات می‌شود. بعد از سه یا چهار روز از ICU استروک به بخش داخلی منتقل می‌شود و زمانی که شرایطش کاملاً stable شد، به او می‌گویند می‌توانید به منزل بروید.

وی ادامه داد:اما مسئله این است که این بیمار هرچند دیگر خطر مرگ تهدیدش نمی‌کند، به لحاظ استقلال حرکتی هیچ استقلالی ندارد و هیچ‌کدام از کارهای شخصی خود را نمی‌تواند انجام دهد. برای این بیمار باید چه کاری کرد؟ این موضوعی است که جامعه باید برای آن فکری بکند.

دکتر حسینی تصریح کرد:اگر این فرد فوق‌العاده ثروتمند باشد، می‌تواند هر روز یک فیزیوتراپیست، گفتاردرمانگر و کاردرمانگر به منزل بیاورد و در کنار آن، احتمالاً یک پرستار هم در منزل داشته باشد. اما شاید حتی یک درصد جامعه هم نتوانند چنین کاری انجام دهند.

وی ادامه داد:حداکثر ۲۰ تا ۳۰ درصد جامعه ممکن است بتوانند بیمارشان را برای فیزیوتراپی به مراکز دولتی یا خصوصی ببرند، اما پس از ۱۰ یا ۱۵ جلسه، چون حداقل یکی دو نفر باید بیمار را همراهی کنند، خسته می‌شوند و بعد از مدتی بیمار را رها می‌کنند. در حالی که این بیماران حداقل در دو تا سه ماه اول بعد از این ضایعات، باید اصطلاحاً intensive physical therapy دریافت کنند؛ یعنی درمان‌ها باید فشرده، کامل و با زمان بالا باشد.

تجربه‌ای از آمریکا و معنای توانبخشی واقعی

وی با ذکر یک خاطره گفت:یادم هست زمانی که دانشجو بودیم، بیماری داشتیم که سکته مغزی کرده بود و می‌گفت پسرم در آمریکا زندگی می‌کند. آنجا سکته کرده بود و می‌گفت ما از صبح به مرکزی می‌رفتیم و تا ۴ یا ۵ بعدازظهر آنجا بودیم. همان‌جا صبحانه و ناهار و قهوه می‌خوردیم و از صبح تا عصر برایمان فیزیوتراپی، کاردرمانی و گفتاردرمانی انجام می‌شد.

 

دکتر حسینی افزود:باور کنید تشخیص اینکه این فرد از کدام سمت سکته کرده، سخت بود، آن‌قدر خوب درمان شده بود. چرا؟ چون چندین ساعت فیزیوتراپی می‌گرفته، از صبح ساعت ۸ تا ۴ یا ۵ بعدازظهر.

مشهد نیازمند بخش‌های بستری و بیمارستان توانبخشی است

وی تأکید کرد:ما نیاز به مراکز یا حداقل بخش‌های بستری توانبخشی داریم که باید در بیمارستان‌های اصلی‌مان مثل بیمارستان قائم، بیمارستان امام رضا و غیره راه بیفتد. من مثال سکته مغزی را زدم، اما بسیاری از بیماری‌های دیگر در حوزه ماسکولواسکلتی و نوروماسکولار هم هستند که احتیاج به همین فیزیوتراپی intensive دارند.

وی افزود:بنابراین حداقلش این است که بخش‌های بستری توانبخشی با کمک تمام گروه‌های دخیل در توانبخشی راه بیفتد. بهتر از آن، اگر دانشگاه بتواند، راه‌اندازی یک بیمارستان توانبخشی است. نمونه آن، بیمارستان رفیده در تهران است.

دکتر حسینی گفت:مشهد به عنوان بزرگ‌ترین شهر مذهبی کشور و شهری که بیماران از استان‌های مجاور و حتی کشورهای اسلامی به آن مراجعه می‌کنند، بسیار نیازمند بیمارستان توانبخشی است تا بتوانیم این نیاز را هم ان‌ش کنی

آموزش پزشکی باید از وزارت بهداشت جدا شود

وی بار دیگر بر نگاه کلان خود درباره ساختار آموزش پزشکی تأکید کرد و گفت:بحث بهداشت و درمان از آموزش جدا شود. باید بار آن را از دانشگاه‌های علوم پزشکی برداریم. یک وزارتخانه بهداشت و درمان باید باشد و آموزش پزشکی باید برگردد به وزارت علوم.

عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد ادامه داد:بعد دانشگاه چند بیمارستان مشخص داشته باشد؛ مثلاً دانشگاه علوم پزشکی مشهد، بیمارستان امام رضا، قائم، هاشمی‌نژاد و چند مرکز دیگر را برای آموزش دانشجویان پزشکی، پرستاری، مامایی، توانبخشی و سایر رشته‌ها در اختیار داشته باشد. دغدغه رئیس دانشگاه و معاونت‌ها نیز باید همین چند بیمارستان باشد، نه اینکه ذهنشان درگیر این باشد که فلان خانه بهداشت یا فلان بیمارستان در نقطه‌ای دیگر چه مشکلی دارد. نه اینکه آن‌ها نیاز به مراقبت ندارند، اما آن بخش باید توسط وزارت بهداشت مدیریت شود.

یک نمونه عینی از خلأ بزرگ توانبخشی بستری

دکتر حسینی برای ملموس‌تر شدن این نیاز، به تجربه‌ای اخیر اشاره کرد و گفت:همین چند روز پیش یکی از دوستان من که از دوستان دوره دبیرستان است، از بیمارستان امام رضا با من تماس گرفت. به دلیل مشکلات کلیوی بستری بود و در عین حال یک مشکل ماسکولواسکلتی هم داشت، یا اگر دقیق‌تر بگویم، در حرکت اندام‌های تحتانی هیچ توانایی نداشت.

 

وی ادامه داد:او می‌گفت شرایط جسمی‌ام stable شده و می‌خواهند مرخصم کنند، اما من که از پاهایم نمی‌توانم استفاده کنم، باید چه کنم؟ از من می‌پرسید آیا می‌توانم در بیمارستان دیگری پذیرش بگیرم؟

عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد افزود:من به او گفتم بیمارستان‌ها وظیفه‌شان درمان است، نه نگهداری و توانبخشی بیماران. شما الان به لحاظ شرایط پزشکی stable شده‌اید، مشکل کلیوی‌تان حل شده یا اگر لازم باشد دیالیز می‌شوید. اما برای ناتوانی حرکتی، فعلاً بیمارستان توانبخشی یا بخش بستری توانبخشی وجود ندارد. شما باید به منزل بروید و آنجا فیزیوتراپیست به منزل بیاید یا خودتان به مراکز خصوصی یا دولتی فیزیوتراپی مراجعه کنید.

وی تأکید کرد:البته باز هم تأکید می‌کنم این هم حالت ناقصی است؛ شما نهایتاً یک یا دو ساعت فیزیوتراپی می‌گیرید، در حالی که در بیمارستان‌های توانبخشی، بیمار به صورت شبانه‌روزی نگهداری می‌شود و روزی چندین مرتبه فیزیوتراپی دریافت می‌کند.

توانبخشی، فرایندی پیوسته و چندوجهی است

دکتر حسینی برای توضیح بیشتر، با یک مثال ساده گفت:

توانبخشی مثل برنامه درسی یک دانش‌آموز است؛ صبح اول ریاضی دارد، بعد علوم دارد، بعد دیکته دارد. اینجا هم همین‌طور است. باید مراکزی باشند که بیمار صبح به آنجا برود، دو ساعت فیزیوتراپی بگیرد، بعد اگر خسته شد گفتاردرمانی بگیرد، اگر لازم بود کاردرمانی بگیرد و اگر نیاز بود، همکاران ارتوز و پروتز هم همان‌جا به او مراجعه کنند. باید یک درمان کامل و جامع برای بیمار در یک مرکز قابل ارائه باشد.

وی ابراز امیدواری کرد:ان‌شاءالله دانشگاه قطعاً به فکر این موضوع هست و می‌دانم کارهایی هم انجام شده است. امیدواریم این اقدامات به ثمر بنشیند.

یک استاد موفق، پیش از هر چیز باید اخلاق‌مدار باشد

دکتر حسینی در پاسخ به پرسشی درباره شاخصه‌های یک استاد موفق در حوزه‌های آموزش، پژوهش و درمان، گفت:واقعیت این است که در بحث درمان، مردم از ما توقع دارند. ذهنیت من و شما این‌گونه است که اگر کسی پزشک یا عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی است، حداقل چیزی که درباره او فکر می‌کنیم این است که این فرد به لحاظ اخلاقی انسانی کاملاً وارسته است و وقتی برای درمان به او مراجعه می‌کنیم، به چیزی جز درمان ما فکر نمی‌کند و اولویتش درمان ماست، نه مسائل مالی و نه چیزهای دیگر.

وی افزود:اساتیدی که در دانشگاه‌های علوم پزشکی هستند و اکثراً کلینیسین‌اند، باید در درجه اول، دوم و سوم، به لحاظ اخلاقی انسان‌های بسیار وارسته‌ای باشند. قسمت علمی، به نظر من آسان‌ترین بخش ماجراست. همه الحمدلله از IQ مشابهی برخوردار هستند، علم را می‌شود یاد گرفت و قابل یادگیری است، اما اخلاق اگر نباشد، آن علم هم ذره‌ای ارزش ندارد.

عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد تصریح کرد :تعهد و تخصص واقعاً باید در کنار هم باشند. ضمن اینکه باید راهکارهایی هم وجود داشته باشد که اساتید به هیچ عنوان دغدغه مالی نداشته باشند؛ البته در حد متعارف، نه بیشتر از آن. در حد متعارف، اساتید نباید دغدغه مالی داشته باشند.

چالش‌های آغاز راه‌اندازی فیزیوتراپی در مشهد

دکتر حسینی در پاسخ به پرسش درباره چالش‌ها و موانع مسیر تحصیل و کار خود اظهار کرد:مشکلی که ما داشتیم و خوشبختانه الان کمتر شده، این بود که وقتی آمدیم، رشته فیزیوتراپی قبل از آن در این دانشگاه وجود نداشت و من اولین نفر بودم. وقتی می‌گفتم باید به بیمارستان بروم، می‌گفتند برای چه باید به بیمارستان بروی؟

وی ادامه داد:من می‌گفتم من فیزیوتراپیست هستم؛ آخر این کلمه therapy است، یعنی کار من درمان است. اما می‌گفتند نه، واحدهای ما بیشتر عملی است و نهایتاً یکی دو واحد عملی هم باشد، تئوری آن را تدریس می‌کنیم. خوشبختانه با اینرسی فوق‌العاده زیاد و سختی بسیار زیاد، این مشکل حل شد.

عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد افزود:ما مرکز جامع توانبخشی را راه‌اندازی کردیم و الان صبح‌ها دانشجویان ما آنجا هم آموزش می‌بینند و هم خدمات درمانی با کیفیت خوب به بیماران ارائه می‌شود. همچنین بیمارستان هاشمی‌نژاد راه‌اندازی شد و بنابراین تقریباً این مشکل حل شد. الان هم بخش فیزیوتراپی بیمارستان امام رضا به گروه فیزیوتراپی واگذار شده که کار بسیار شایسته‌ای بود و ان‌شاءالله منشأ خدمات خوبی برای بیماران خواهد بود.

خانواده؛ پشتوانه‌ای مهم در مسیر تحصیل و پیشرفت

دکتر حسینی در پاسخ به این پرسش که آیا خانواده هم در پیشرفت‌های تحصیلی و کاری‌اش نقش داشته‌اند، گفت:تقریباً در دوره فوق‌لیسانس با همسرم، خانم دکتر شیخ، آشنا شدیم و اواخر فوق‌لیسانس با هم ازدواج کردیم. زمانی که در مقطع دکترای تخصصی درس می‌خواندیم، ازدواج کرده بودیم و فرزند کوچولوی‌مان هم همان زمان به دنیا آمد.

وی افزود:واقعیت این است که هیچ اخلالی هم در زندگی‌مان ایجاد نکرد. یادم هست من دقیقاً سر چهار سال و نیم فارغ‌التحصیل شدم و همسرم هم به همین منوال. البته واقعیت این است که خانواده‌هایمان در نگهداری فرزندمان از ما حمایت می‌کردند.

وی ادامه داد:بعد هم که به مشهد آمدیم و شروع به کار کردیم، خانم دکتر هم با من بودند. من تعهدات دانشگاه علوم پزشکی مشهد را داشتم و واقعیت این است که خانواده حمایت می‌کردند و ما هم شکرگزار بودیم.

نبود دغدغه مالی، فرصت تمرکز بر علم

دکتر حسینی با اشاره به شرایط آن سال‌ها گفت:زمانی که ازدواج کردم، بورسیه دانشگاه علوم پزشکی مشهد بودم و حقوقی که می‌دادند برای زندگی در تهران و مستأجری کاملاً کفایت می‌کرد. واقعاً دغدغه مالی نداشتم و همه فکر و ذکرم درسم بود.

وی تأکید کرد:بنابراین دقیقاً در همان بازه زمانی چهار سال و نیم، که می‌دانید تحصیل در مقطع دکترا حداقل چهار سال است، من در چهار سال و نیم از رساله‌ام دفاع کردم و اولین نفر بودم در میان مجموعه دوستانی که آنجا بودند و بین سه دانشگاه فارغ‌التحصیل شدم.

توصیه به دانشجویان: میان کار و تحصیل تعادل برقرار کنید

وی با مقایسه شرایط امروز و گذشته گفت:الان شرایط کمی سخت‌تر شده است. واقعاً از روی نیاز، حتی دانشجویان مقطع کارشناسی ما هم بعدازظهرها می‌روند کار می‌کنند. البته نیازهایشان هم تا حدی لاکچری‌تر شده؛ آن زمان توقع نداشتیم در دوره کارشناسی ماشین شخصی داشته باشیم، اما الان بچه‌ها چنین توقعی دارند. یک مقدار توقعات تغییر کرده و بنابراین پاسخ دادن به این مسئله سخت است.

وی ادامه داد:ما همیشه به آن‌ها توصیه می‌کنیم که یک تعادل بین این دو موضوع، یعنی کار و تحصیل، رعایت کنند.

اگر هرکس کار خودش را درست انجام دهد، مجموعه موفق می‌شود

دکتر حسینی در پایان، خطاب به نسل جوان و مخاطبان این گفت‌وگو گفت:بچه‌ها همیشه پیش ما می‌آیند و گله می‌کنند؛ می‌گویند فلان مشکل هست، فلان مشکل هست، این‌طور است و آن‌طور است. من همیشه برایشان مثالی می‌زنم.

وی توضیح داد:من نیشابوری هستم. آن زمان، اگر یادتان باشد، خانه‌ها همه ویلایی بودند و هنوز هم خانه پدری ما در همان کوچه هست و همه خانه‌ها ویلایی‌اند. خانم‌ها وقتی خانه‌شان را تمیز می‌کردند، بعد می‌آمدند جلوی در خانه خودشان را هم تمیز می‌کردند. این خانه تمیز می‌کرد، خانه بغلی هم تمیز می‌کرد، بعد بعدی، و در نهایت کل کوچه تمیز می‌شد.حالا ما هم به عنوان مجموعه‌ای که در کنار هم کار می‌کنیم، اگر هر کس کار خودش را به بهترین نحو ممکن انجام دهد، حاصل و ثمره مجموع این کارها، یک کار بسیار تمیز، عالی و موفق خواهد شد. به جای اینکه بنشینیم و همدیگر را یا قسمت‌های مختلف را مقصر بدانیم، باید کار خودمان را درست انجام دهیم. وقتی من کارم را درست انجام دادم، شما هم انجام دهید، کارشناس هم درست انجام دهد، همه با هم انجام دهیم، خروجی آن یک کار فوق‌العاده عالی و تمیز در دانشگاه خواهد بود.

روایت دکتر حسینی، تنها مرور زندگی یک استاد و فیزیوتراپ نیست؛ بلکه تصویری روشن از مسیر دشوار اما ثمربخش راه‌اندازی و توسعه یک رشته تخصصی در دانشگاه، اهمیت اخلاق و تعهد در کنار تخصص، و ضرورت نگاه راهبردی به آموزش و درمان در نظام دانشگاهی کشور است.

 

او در این گفت‌وگو، با تأکید بر تجربه زیسته خود، نشان می‌دهد که توسعه علمی و درمانی، بدون پیوست اخلاقی، برنامه‌ریزی دقیق و توجه به نیازهای واقعی جامعه ممکن نیست؛ همان‌گونه که به باور او، آینده توانبخشی در مشهد و کشور، در گرو شکل‌گیری ساختارهای جامع و مؤثر همچون بیمارستان‌های توانبخشی و تقویت پیوند میان آموزش، درمان و پژوهش خواهد بود.

ارائه بیش از ۳۲ هزار خدمت درمانی در بیمارستان خاتم‌الانبیا(ص) مشهد در ایام جنگ تحمیلی سوم

رئیس مرکز آموزشی، پژوهشی و درمانی خاتم‌الانبیا(ص) مشهد از تداوم خدمت‌رسانی این مرکز درمانی در شرایط بحرانی کشور و همزمان با ایام جنگ تحمیلی سوم خبر داد و گفت: با وجود شرایط خاص و حساس کشور، خدمات درمانی این بیمارستان بدون وقفه ادامه داشت و در مجموع به ۳۲ هزار و ۹۲۶ نفر خدمات مختلف درمانی ارائه شد.

دکتر درخشان در گفتگو با وب دا اظهار کرد: در این مدت ۱۴ هزار و ۹۷۴ نفر به اورژانس بیمارستان مراجعه کردند و خدمات لازم را دریافت کردند. همچنین ۳۳۶ عمل جراحی اورژانسی و یک‌هزار و ۲۲۶ عمل جراحی الکتیو در این مرکز انجام شد.

وی با اشاره به فعالیت مستمر درمانگاه‌های بیمارستان افزود: در درمانگاه‌های بیمارستان نیز در مجموع هزاران خدمت به بیماران ارائه شد؛ به طوری که ۳ هزار و ۸۷۲ مراجعه در درمانگاه صبح و ۳ هزار و ۵۶۶ مراجعه در درمانگاه عصر ثبت شده است.

رئیس مرکز آموزشی، پژوهشی و درمانی خاتم‌الانبیا(ص) مشهد ادامه داد: در حوزه خدمات تخصصی نیز ۹۰۳ خدمت در بخش ROP ارائه شد و درمانگاه ROP در ایام جنگ برای حفظ بینایی نوزادان نارس به صورت فعال به کار خود ادامه داد.

دکتر درخشان خاطرنشان کرد: همچنین در بخش‌های پاراکلینیک ۴ هزار و ۴۳۶ خدمت، لیزر ۴۴۴ خدمت، بینایی‌سنجی ۲ هزار و ۳۹۹ خدمت و آزمایشگاه نیز به ۷۷۰ نفر خدمات تشخیصی ارائه شده است.

وی تأکید کرد: تلاش شبانه‌روزی کادر درمان، پزشکان و کارکنان این مرکز موجب شد با وجود شرایط ویژه کشور، روند خدمت‌رسانی به بیماران بدون وقفه ادامه داشته باشد و بیماران بتوانند خدمات تخصصی مورد نیاز خود را دریافت کنند.

تالاسمی؛ بیماری ژنتیکی خونی که با غربالگری و پیوند مغز استخوان قابل کنترل است

فوق‌تخصص خون و سرطان بالغین و پیوند سلول‌های بنیادی و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد با تأکید بر اهمیت آگاهی و غربالگری در پیشگیری از تالاسمی گفت: تالاسمی یک بیماری ژنتیکی و ارثی است که در صورت شناسایی به‌موقع و انجام آزمایش‌های لازم پیش از ازدواج و دوران بارداری می‌توان از تولد بسیاری از موارد شدید آن پیشگیری کرد و در موارد مبتلا نیز با روش‌هایی مانند پیوند مغز استخوان امکان درمان مؤثر وجود دارد.

دکتر زهرا رضایی بروجردی، در گفتگو با وب دا با بیان اینکه تالاسمی یک بیماری خونی، ژنتیکی و ارثی است، گفت: این بیماری به دو نوع اصلی آلفا و بتا تقسیم می‌شود و تالاسمی بتا نیز شامل سه نوع خفیف یا مینور، اینترمدیا و شدید یا ماژور است.

به گفته او، علائم تالاسمی ماژور معمولاً از حدود ۶ ماهگی به بعد بروز می‌کند و با کم‌خونی شدید، نیاز مداوم به تزریق خون، بزرگی طحال و تغییرات استخوانی همراه است.

فوق‌تخصص خون و سرطان با تأکید بر اهمیت غربالگری پیش از ازدواج اظهار کرد: انجام آزمایش CBC می‌تواند در شناسایی موارد مشکوک کمک‌کننده باشد و اگر زن و شوهر هر دو مبتلا به تالاسمی مینور باشند، مشاوره تخصصی پیش از ازدواج ضروری است.

وی افزود: در چنین شرایطی احتمال تولد فرزند مبتلا به تالاسمی ماژور حدود ۲۵ درصد است.

دکتر رضایی بروجردی با اشاره به راهکارهای تشخیص جنین مبتلا گفت: در صورت ازدواج این افراد، باید توسط متخصص زنان و پریناتولوژی پیگیری شوند و در صورت نیاز از روش‌های تشخیصی جنینی مانند نمونه‌گیری جنینی و آمینوسنتز استفاده شود تا وضعیت جنین به‌طور قطعی مشخص گردد.

وی تصریح کرد : در صورت تشخیص ماژور بودن جنین، امکان تصمیم‌گیری درمانی و حتی سقط قانونی پیش از پایان هفته ۱۹ بارداری وجود دارد.

وی در ادامه درباره درمان تالاسمی توضیح داد: در نوع مینور معمولاً درمان خاصی لازم نیست و تنها در صورتی که فقر آهن وجود نداشته باشد، فولیک‌اسید تجویز می‌شود. اما در انواع ماژور و اینترمدیا بیمار به تزریق‌های مکرر خون نیاز دارد.

عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد گفت:  برای کودکان مبتلا به تالاسمی ماژور، پیوند آلوژنیک مغز استخوان بهترین گزینه درمانی است و این پیوند بهتر است تا حدود زیر ۱۴ سالگی و ترجیحاً در سنین ۷ تا ۱۰ سالگی انجام شود.

فوق‌تخصص خون و سرطان بالغین و پیوند سلول‌های بنیادی همچنین با اشاره به شیوع بالای تالاسمی در کشور گفت: تالاسمی در ایران نسبتاً شیوع بالایی دارد و در خراسان نیز موارد قابل توجهی از آن دیده می‌شود. او تأکید کرد که شیوع این بیماری فقط به ازدواج‌های فامیلی محدود نیست و در مناطق مختلف کشور مشاهده می‌شود.

 

دکتر رضایی بروجردی درباره پیوند مغز استخوان نیز توضیح داد: پیش از این، بزرگسالان مبتلا در مشهد و خراسان برای انجام پیوند ناچار بودند به تهران یا شیراز مراجعه کنند، اما از بهمن ۱۴۰۳ این خدمت برای بزرگسالان در مشهد نیز انجام می‌شود. وی گفت پیوند سلول‌های بنیادی برای بیماری‌هایی مانند لوسمی‌ها، لنفوم‌ها، آپلاستیک آنمی و تالاسمی کاربرد دارد.

وی روند درمان بیماران را تشریح کردو گفت: سلول‌های بنیادی از فرد دهنده یا از خود بیمار گرفته می‌شود، سپس بیمار تحت شیمی‌درمانی قرار می‌گیرد و در ادامه سلول‌های بنیادی تزریق می‌شوند تا در مغز استخوان جایگزین شوند. این فرآیند معمولاً حدود ۲۱ روز تا یک ماه زمان می‌برد.

این فوق‌تخصص خون و سرطان در پایان یادآور شد که در بیماران مبتلا به تالاسمی، چون مغز استخوان از نظر ژنتیکی دچار نقص است، معمولاً باید سلول‌های بنیادی از فرد دیگری دریافت شود.

گرامیداشت یاد و نام استاد فرزانه دکتر محمود روحانی در دیدار با خانواده ایشان

در آستانۀ هفتۀ معلّم، رئیس و جمعی از اعضای هیئت علمی دانشکدۀ بهداشت دانشگاه علوم پزشکی مشهد با حضور در منزل استاد زنده‌یاد دکتر محمود روحانی، یاد و خاطرۀ این چهرۀ ماندگار علمی و پزشکی را گرامی داشتند.

به گزارش وب دا، در این دیدار که روز یکشنبه ۲۰ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵ برگزار شد، دکتر قلیان معاون بهداشتی دانشگاه و رئیس دانشکدۀ بهداشت به همراه شماری از اعضای هیئت علمی پیشکسوت گروه‌های آمارزیستی و اپیدمیولوژی از جمله دکتر شاکری، دکتر اسماعیلی، دکتر جمالی، دکتر تقی‌پور، دکتر تهرانی معاون دانشکدۀ بهداشت و همچنین دکتر ساکت از اساتید دانشگاه فردوسی مشهد حضور داشتند و با همسر آن مرحوم دیدار و گفتگو کردند.

در این نشست صمیمانه، حاضران با بیان خاطراتی از سال‌های همکاری و شاگردی نزد دکتر روحانی، از جایگاه علمی، اخلاقی و آموزشی این استاد برجسته یاد کردند و نقش ماندگار او در تربیت نسل‌های متعدد دانشجویان و توسعه آموزش و پژوهش در حوزه اپیدمیولوژی و آمار پزشکی را ستودند.

دکتر محمود روحانی از چهره‌های برجستۀ پزشکی و علمی کشور بود که همواره با رویکردی علمی و متعهدانه در مسیر خدمت به مردم گام برداشت و هیچ‌گاه در پی کسب مقام و موقعیت‌های اداری نبود. وی در دهه ۴۰ شمسی در مبارزه با بیماری‌های واگیردار از جمله مالاریا و وبا در مناطق مختلف خراسان بزرگ، به‌ویژه در تربت حیدریه، نقشی اثرگذار ایفا کرد و در شرایطی که امکانات بهداشتی بسیار محدود بود، با اقدامات علمی و مدیریتی خود موجب آرامش خاطر مردم و کنترل بیماری‌ها شد.

علاوه بر فعالیت‌های برجسته در حوزه پزشکی، دکتر روحانی از پژوهشگران علاقه‌مند به مطالعات قرآنی نیز به شمار می‌رفت. از جمله آثار ارزشمند وی کتاب «المعجم الاحصائی لالفاظ القرآن الکریم» است که با رویکردی آماری به بررسی واژگان قرآن کریم می‌پردازد. همچنین نگارش اثر دیگری در حوزه پژوهش‌های قرآنی از سال‌ها پیش توسط ایشان آغاز شده بود که امید می‌رود با انتشار آن، دستاورد سال‌ها تلاش این پژوهشگر فرهیخته در اختیار علاقه‌مندان قرار گیرد.

در این دیدار، سرکار خانم افسانه شریعتی همسر مرحوم دکتر روحانی نیز با قدردانی از حضور اساتید و شاگردان آن مرحوم، خاطراتی شنیدنی از زندگی علمی و شخصیتی ایشان بیان کردند.

شرکت‌کنندگان در پایان این دیدار، با تأکید بر ضرورت معرفی و پاسداشت شخصیت‌های علمی و اخلاقی همچون دکتر روحانی، نقش چنین الگوهایی را در تقویت فرهنگ علمی، اخلاق حرفه‌ای و خدمت صادقانه به جامعه بسیار ارزشمند دانستند.

از کاردرمانی تا آناتومی؛ روایت زندگی و فعالیت‌های علمی دکتر قاسم سازگار/ نگاه دکتر قاسم سازگار به معلمی، آموزش و تربیت دانشجو در علوم پزشکی

دکتر قاسم سازگار، دانشیار گروه کاردرمانی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، در گفت‌وگویی تفصیلی از مسیر زندگی، تحصیلات، تجربه‌های دانشگاهی، نگاهش به معلمی و دغدغه‌هایش درباره آموزش و تربیت دانشجو سخن گفته است؛ روایتی که از کودکی در خانواده‌ای مذهبی در مشهد آغاز می‌شود، با تحصیل در کاردرمانی و آناتومی ادامه می‌یابد و به سال‌ها تدریس، تجربه حضور در دانشگاه‌های مختلف و تأمل درباره جایگاه آموزش در علوم پزشکی می‌رسد.

به گزارش وب دا، برخی روایت‌ها از یک زندگی علمی، فقط مرور سال‌ها و سمت‌ها نیستند، بلکه بازتاب نوعی نگاه به دانشگاه، آموزش و مسئولیت استاد در برابر دانشجو نیز به‌شمار می‌روند. گفت‌وگو با دکتر قاسم سازگار از همین جنس است؛ استادی که مسیر حرفه‌ای‌اش از کاردرمانی آغاز شده، در آناتومی ادامه یافته و امروز با حضور در گروه کاردرمانی، مجموعه‌ای از تجربه‌های علمی، آموزشی و انسانی را با خود همراه دارد.

او در این گفت‌وگو، علاوه بر بیان زندگی‌نامه و مسیر تحصیلی و شغلی خود، از تفاوت نسل‌ها، شرایط دوران جنگ، تجربه ازدواج و اشتغال، معنای معلمی، ویژگی‌های لازم برای عضو هیئت علمی، نسبت آموزش و پژوهش، جایگاه درمان در دانشگاه‌های علوم پزشکی و نیز توصیه‌هایی به جوانان برای ورود به حوزه سلامت سخن می‌گوید.

تولد در مشهد و رشد در خانواده‌ای مذهبی و شناخته‌شده

دکتر قاسم سازگار متولد شهریورماه سال ۱۳۴۴ در مشهد است. او در خانواده‌ای روحانی و مذهبی که به گفته خودش از خانواده‌های شناخته‌شده مشهد هستند، به دنیا آمد و سال‌های کودکی و نوجوانی‌اش را در همین شهر گذراند. دوران دبستان، راهنمایی و دبیرستان او نیز در مشهد سپری شد؛ شهری که بعدتر در مقاطع مختلف علمی و شغلی نیز نقش مهمی در زندگی‌اش ایفا کرد.

ورود به کاردرمانی در دهه ۶۰؛ زمانی که ساختار آموزش متفاوت بود

وی در دهه ۶۰ برای ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی، رشته کاردرمانی را انتخاب کرد. در آن زمان هنوز دانشگاه علوم پزشکی ایران به شکل فعلی وجود نداشت و دانشکده توان‌بخشی و رفاه اجتماعی مستقیماً زیر نظر وزارت علوم فعالیت می‌کرد. بعدها با تفکیک وزارتخانه‌ها، این دانشکده زیر نظر دانشگاه علوم پزشکی ایران قرار گرفت.

دکتر سازگار در توضیح آن دوره یادآور می‌شود : رشته کاردرمانی در آن زمان فقط تا مقطع کارشناسی دانشجو می‌پذیرفت و برخلاف امروز امکان ادامه تحصیل در سطوح بالاتر برای این رشته فراهم نبود. همین موضوع سبب شد که او برای ادامه مسیر علمی خود به رشته‌ای نزدیک اما متفاوت روی بیاورد.

 

ادامه تحصیل در آناتومی و ورود به مقطع دکتری در مشهد

پس از پایان دوره کارشناسی کاردرمانی، به دلیل نبود مقطع بالاتر در این رشته، او برای تحصیل در دوره کارشناسی ارشد، آناتومی را در دانشگاه شهید بهشتی انتخاب کرد. این انتخاب، آغاز مرحله‌ای تازه در زندگی علمی او بود؛ مرحله‌ای که به پیوند میان دانش توان‌بخشی و علوم پایه انجامید.

وی در ادامه، در دهه ۷۰ برای تحصیل در مقطع دکتری به دانشگاه علوم پزشکی مشهد آمد و از سال ۱۳۷۴ تا ۱۳۷۸ دانشجوی PhD این دانشگاه بود.

عضویت هیئت علمی در تهران و بازگشت علمی به مشهد

دکتر سازگار هم‌زمان با سال‌های تحصیل در مقطع دکتری، به عضویت هیئت علمی دانشگاه علوم بهزیستی تهران درآمد و حدود ۱۲ تا ۱۳ سال در آن دانشگاه فعالیت کرد. این دوره، بخش مهمی از تجربه حرفه‌ای او را شکل داد؛ دوره‌ای که در آن هم در حوزه آموزش و هم در فضای دانشگاهیِ تخصصیِ مرتبط با توان‌بخشی حضور مستمر داشت.

او تا سال ۱۳۸۹ در دانشگاه علوم بهزیستی باقی ماند تا اینکه در دوره ریاست دکتر شبستری در دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با مساعدت ایشان، از دانشگاه علوم بهزیستی تهران به دانشگاه علوم پزشکی مشهد منتقل شد و به گروه آناتومی پیوست.

سال‌ها بعد، در سال ۱۴۰۲، با توجه به نیازی که در رشته کاردرمانی وجود داشت و با شکل‌گیری این گروه در دانشگاه، به گروه کاردرمانی منتقل شد؛ انتقالی که به نوعی بازگشت او به رشته اولیه و تخصص پایه‌اش نیز محسوب می‌شد.

دوران جنگ، تفاوت نسل‌ها و تجربه ازدواج در سال‌های تحصیل

او در بخش دیگری از این گفت‌وگو، به شرایط دوران جوانی و تفاوت فضای آن سال‌ها با وضعیت امروز اشاره می‌کند. به گفته دکتر سازگار، اگرچه نسل او در دوران جنگ تحمیلی زندگی و تحصیل کرده است، اما فشارهای اقتصادی در آن سال‌ها به شدتی که امروز بر جوانان وارد می‌شود، نبود.

او توضیح می‌دهد که در آن دوران نگاه غالب میان دانشجویان این بود که ابتدا درس خود را بخوانند و به همین دلیل خود او نیز تا مقطع دکتری ازدواج نکرد.

به گفته وی، در همان سال‌های دکتری و در زمانی که به استخدام دانشگاه علوم بهزیستی درآمده بود، ازدواج کرد. او درباره مسائل اقتصادی آن دوره می‌گوید کمبودها همیشه وجود داشته، اما در آن مقطع ازدواج برایش مشکل اقتصادی خاصی ایجاد نکرده است.

معلمی؛ شغلی که با عشق، توان انتقال و بخشندگی معنا پیدا می‌کند

یکی از محورهای اصلی صحبت‌های دکتر سازگار، نگاه او به مفهوم معلمی است. او با اشاره به جمله معروف «معلمی شغل انبیاست» توضیح می‌دهد : در این تعبیر گفته می‌شود «شغل» نه «رسالت»؛ زیرا وقتی از شغل سخن می‌گوییم، تأمین معیشت و نیازهای زندگی معلم نیز بخشی از موضوع خواهد بود.

 

با این حال، از نگاه او معلمی تنها یک شغل نیست، بلکه نیازمند روحیه‌ای ویژه است. او معتقد است کسی که وارد حرفه معلمی می‌شود باید عاشق این کار باشد و فقط داشتن مدرک تحصیلی بالا برای معلم شدن کافی نیست.

دکتر سازگار در این‌باره به بیت معروف «نه هر که سر بتراشد قلندری داند» استناد می‌کند و می‌گوید هر کسی که مدرک دکتری می‌گیرد، الزاماً نباید عضو هیئت علمی شود. به اعتقاد او، معلمی به دو مؤلفه اصلی نیاز دارد: توانایی انتقال دانش و روحیه بخشندگی علمی.

وی می‌گوید:  معلم خسیس نیست؛ وقتی دانشجو مطلبی را یاد می‌گیرد، معلم از این اتفاق لذت می‌برد و اگر یاد نگیرد، ناراحت می‌شود. از همین رو، معلمی برای او صرفاً انجام یک وظیفه آموزشی نیست، بلکه رابطه‌ای انسانی، تربیتی و درونی با دانشجو به همراه دارد.

وسواس در تربیت مدرس؛ تجربه‌ای از سال‌های جوانی و فضای دانشگاهی گذشته

او با اشاره به تجربه‌های سال‌های جوانی خود در تدریس، از حساسیتی می‌گوید :  در گذشته نسبت به انتخاب و تربیت معلم دانشگاهی وجود داشت.

دکتر سازگار یادآور می‌شود: زمانی که در مقطع کارشناسی ارشد تحصیل می‌کرده و هم‌زمان برای تدریس به دانشگاه گرگان می‌رفته، اساتید نسبت به جذب اعضای هیئت علمی وسواس زیادی داشتند.

وی در ادامه به تأسیس دانشگاه تربیت مدرس اشاره می‌کند و می‌گوید: این دانشگاه در ابتدا با هدف تربیت مدرس تأسیس شد، هرچند بعدها از هدف اصلی خود فاصله گرفت.

او همچنین با مقایسه گذشته و امروز، می‌گوید:  در سال‌های ۱۳۷۱ و ۱۳۷۲ در کل دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی فقط چهار استاد تمام وجود داشت، در حالی که امروز در هر گروه آموزشی ممکن است چهار استاد حضور داشته باشند. او این تغییر را در اصل مثبت می‌داند، اما تأکید می‌کند که این گسترش تنها زمانی ارزشمند است که به جابه‌جایی ارزش‌ها منجر نشود.

آموزش و پژوهش؛ دو بال دانشگاه در کنار یکدیگر

دکتر سازگار در بخش دیگری از گفت‌وگو، به نسبت آموزش و پژوهش در دانشگاه می‌پردازد و هر دو را دو بال اصلی دانشگاه می‌داند. از نگاه او، دانشگاه زمانی می‌تواند مأموریت خود را به‌درستی انجام دهد که این دو بخش در کنار یکدیگر و در تعادل حرکت کنند.

وی تأکید می‌کند : تقویت پژوهش به‌خودی‌خود امری مطلوب است، اما اگر این روند به کم‌رنگ شدن آموزش بینجامد، دانشگاه از مسیر اصلی خود فاصله می‌گیرد.

 

وی با طرح این پرسش که آیا پژوهش‌های دانشگاهی توانسته‌اند مشکلات جامعه و صنعت را حل کنند، به این موضوع اشاره می‌کند : گاهی پژوهش با هزینه بالا انجام می‌شود، اطلاعات تولید می‌شود، برای چاپ در مجلات خارجی هزینه پرداخت می‌شود و در نهایت دیگران از آن بهره‌برداری می‌کنند و محصول را دوباره به ما می‌فروشند.

او در این بخش، بیش از آنکه بخواهد پژوهش را نفی کند، بر لزوم اثربخشی و کارآمدی آن تأکید دارد و معتقد است نباید افتخار صرفاً در تعداد مقالات خلاصه شود، بلکه باید دید خروجی عملی پژوهش چه بوده است

.

کیفیت تدریس، انگیزه‌بخشی و شاگردپروری؛ مؤلفه‌هایی فراتر از شمارش واحدها

از دیگر نکاتی که دکتر سازگار به آن اشاره می‌کند، شیوه ارزیابی آموزش در دانشگاه است. وی گفت:  در روند ارتقای اعضای هیئت علمی، برای مقالات امتیازهای دقیق و متعدد در نظر گرفته می‌شود، اما در بخش آموزش، معمولاً تنها تعداد واحدهای تدریس‌شده ملاک است.

او معتقد است در این شیوه، عواملی مانند کیفیت تدریس، میزان انگیزه‌ای که در دانشجو ایجاد شده، یا تعداد و کیفیت شاگردانی که تربیت شده‌اند، کمتر دیده می‌شوند.

از نگاه او، آموزش دانشگاهی را نمی‌توان فقط با شاخص‌های کمی سنجید، زیرا اثر واقعی یک معلم در جان و ذهن دانشجو، در بسیاری از موارد با عدد و جدول قابل اندازه‌گیری نیست.

آموزش، درمان و جایگاه دانشگاه در علوم پزشکی (ادامه)

دکتر سازگار توضیح می‌دهد : در ساختار فعلی وزارت بهداشت، درمان به‌طور طبیعی سهم بزرگی از انرژی، بودجه و تمرکز را به خود اختصاص می‌دهد، زیرا درمان با جان انسان‌ها سروکار دارد و هزینه‌های سنگینی نیز به همراه دارد.

وی گفت:  استادان بالینی علاوه بر مسئولیت آموزشی، درگیر درمان بیماران نیز هستند و همین موضوع باعث می‌شود فشار کاری مضاعفی را تحمل کنند. با این حال، از نگاه او، مسئولیت آموزشی استاد بالینی و استاد علوم پایه تفاوتی ندارد و هر دو در قبال تربیت دانشجو مسئول‌اند.

وی تأکید می‌کند که آموزش نباید در سایه درمان قرار بگیرد، زیرا اگر آموزش تضعیف شود، در بلندمدت کیفیت درمان نیز آسیب خواهد دید. به گفته او، دانشگاه علوم پزشکی باید بتواند میان این سه حوزه یعنی آموزش، پژوهش و درمان توازن برقرار کند.

رشته‌های علوم پزشکی؛ شغل یا تعهد انسانی؟

دکتر سازگار در بخش دیگری از سخنان خود به نگاه اجتماعی نسبت به رشته‌های علوم پزشکی اشاره می‌کند و می‌گوید این رشته‌ها صرفاً یک شغل برای کسب درآمد نیستند، بلکه نوعی تعهد انسانی و اخلاقی به شمار می‌روند.

 

او معتقد است پزشک، پرستار، کاردرمانگر و سایر فعالان حوزه سلامت با انسان و رنج انسانی روبه‌رو هستند و همین موضوع، ماهیت کار آن‌ها را متفاوت می‌کند.

او با اشاره به اینکه دو فرزندش نیز در رشته پزشکی تحصیل می‌کنند، می‌گوید خود او مشوق اصلی آن‌ها برای ورود به این مسیر بوده است. به گفته دکتر سازگار، اگرچه مسائل اقتصادی و معیشتی مهم هستند، اما نباید انگیزه اصلی برای ورود به رشته‌های سلامت باشند.

توصیه به جوانان؛ پیش از انتخاب رشته، خودتان را بشناسید

بخش مهمی از صحبت‌های دکتر سازگار به توصیه‌هایی اختصاص دارد که خطاب به جوانان و داوطلبان ورود به رشته‌های علوم پزشکی بیان می‌کند.

او می‌گوید هر فردی پیش از انتخاب این مسیر باید استعداد، علاقه و توانایی‌های خود را به‌درستی بشناسد و صرفاً بر اساس نگاه اجتماعی یا درآمد احتمالی تصمیم نگیرد.

به گفته او، همه افراد نمی‌توانند جراح موفق، پزشک بالینی قوی یا درمانگر مؤثر باشند. این رشته‌ها نیازمند ویژگی‌های شخصیتی خاص، تحمل فشار کاری، توان تصمیم‌گیری و آمادگی روانی هستند.

وی تأکید می‌کند : وجود معلم خوب نیز در این مسیر نقش کلیدی دارد و اگر دانشجویی نتواند مهارت‌های لازم را کسب کند، بخشی از این ضعف به نظام آموزشی و استادان بازمی‌گردد.

مسئولیت مشترک استاد و دانشجو در کیفیت آموزش

دکتر سازگار بر این باور است که آموزش یک فرآیند دوطرفه است و هم استاد و هم دانشجو در کیفیت آن نقش دارند.

وی گفت: استاد وظیفه دارد بهترین آموزش ممکن را ارائه دهد، اما دانشجو نیز باید با انگیزه، تلاش و مسئولیت‌پذیری وارد کلاس شود.

با این حال، او تأکید می‌کند که اگر دانشجویی در پایان دوره آموزشی توانایی لازم را کسب نکرده باشد، استاد نمی‌تواند خود را کاملاً مبرا بداند. از نگاه او، معلم واقعی کسی است که نسبت به نتیجه آموزش خود احساس مسئولیت می‌کند.

رفتار حرفه‌ای با دانشجو؛ تجربه‌ای از سه دهه تدریس

دکتر سازگار با اشاره به تجربه بیش از ۳۰ سال تدریس در دانشگاه، از شیوه برخورد خود با دانشجویان سخن می‌گوید.

وی تصریح می‌کند :  در تمام این سال‌ها، هرگز به دلیل برخورد یا رفتار دانشجو از نمره او کم نکرده است و معتقد است نمره باید بازتاب دانش و مهارت علمی باشد، نه ابزار تنبیه یا اعمال نظر شخصی.

 

به گفته او، اگر دانشجویی رفتاری نادرست داشته باشد، استاد باید آن را اصلاح کند، نه اینکه با واکنش احساسی یا تنبیهی، فضای آموزشی را متشنج کند.

او می‌گوید: انتقال آرامش، احترام و اخلاق حرفه‌ای، بخشی از آموزش غیررسمی اما بسیار مهم دانشگاه است.

دانشگاه و تربیت انسان؛ فراتر از آموزش تخصصی

از نگاه دکتر سازگار، دانشگاه فقط محل انتقال دانش تخصصی نیست، بلکه نقش مهمی در تربیت انسان دارد.

او معتقد است دانشجوی علوم پزشکی علاوه بر یادگیری مهارت‌های علمی، باید مسئولیت‌پذیری، اخلاق حرفه‌ای، همدلی با بیمار و احترام به انسان را نیز بیاموزد.

او تأکید می‌کند که استادان در این مسیر نقش الگو دارند و رفتار آن‌ها، حتی بیش از گفتارشان، بر دانشجویان اثر می‌گذارد.

آموزش علوم پزشکی، امانتی در برابر جان انسان‌ها

در پایان این گفت‌وگو، دکتر قاسم سازگار با تأکید دوباره بر مسئولیت سنگین حرفه‌های سلامت می‌گوید:

در حوزه علوم پزشکی، آموزش و درمان مستقیماً با جان انسان‌ها گره خورده است و نمی‌توان با آن برخورد سطحی یا صرفاً اداری داشت.

او معتقد است اگر قرار است نظام سلامت به درستی عمل کند، باید آموزش با کیفیت، معلم دلسوز و دانشجوی مسئول در کنار یکدیگر قرار بگیرند.

به گفته او، استادان باید حق خود را از سیستم بگیرند، نه از بیمار، و دانشگاه باید به‌گونه‌ای اداره شود که هم آموزش، هم پژوهش و هم درمان، هر سه در جایگاه درست خود قرار بگیرند.

ارائه خدمات گسترده درمانی در ایام جنگ در مرکز آموزشی، پژوهشی و درمانی دکتر شیخ/ ثبت بیش از ۲۲ هزار مراجعه به درمانگاه و انجام بیش از هزار عمل جراحی

مدیر مرکز آموزشی، پژوهشی و درمانی دکتر شیخ مشهد ، از تداوم ارائه خدمات درمانی این مرکز در ایام جنگ خبر داد و گفت: در این مدت کادر درمانی مرکز با تلاش شبانه‌روزی به ارائه خدمات گسترده به بیماران پرداختند و بیش از ۲۲ هزار مراجعه به درمانگاه در ایام جنگ خدمت درمانی مورد نظر را دریافت کردند.

دکتر یاسر سلحشور، در گفتگو با وب دا با اشاره به آمار خدمات ارائه‌شده در این مرکز افزود:در ایام جنگ، ۲۲ هزار و ۷۷۹ نفر به درمانگاه مرکز مراجعه کردند و خدمات لازم را دریافت کردند.

بستری و خدمات اورژانسی به بیماران

مدیر مرکز آموزشی، پژوهشی و درمانی دکتر شیخ مشهد  ادامه داد:در این مدت یک هزار و ۸۷۷ بیمار در بخش‌های مختلف مرکز بستری شدند و همچنین ۲ هزار و ۶۲ مراجعه به بخش اورژانس ثبت شده است.

ارائه خدمات تشخیصی گسترده

سلحشور با اشاره به خدمات تشخیصی انجام‌شده گفت:در بخش آزمایشگاه و پاتولوژی در مجموع ۱۸ هزار و ۵۳۵ خدمت ارائه شد. همچنین در بخش رادیولوژی و سونوگرافی نیز ۳ هزار و ۸۰۹ خدمت تشخیصی به بیماران ارائه شده است.

انجام بیش از هزار عمل جراحی

وی در پایان خاطرنشان کرد:در اتاق‌های عمل این مرکز نیز در مجموع یک هزار و ۳۸ عمل جراحی انجام شده که نشان‌دهنده تداوم ارائه خدمات تخصصی و درمانی در شرایط خاص است.

گام بلند معاونت درمان دانشگاه علوم پزشکی مشهد در مسیر ایران جوان؛ تشریح اقدامات راهبردی در حمایت از خانواده و فرزندآوری

مدیر امور بیمارستانی و تعالی خدمات بالینی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، ضمن تأکید بر نقش کلیدی نظام سلامت در جوانی جمعیت، مجموعه‌ای از فعالیت‌های شاخص این دانشگاه در راستای اجرای قانون حمایت از خانواده و ارتقای خدمات سلامت مادر و نوزاد را تشریح کرد.

دکتر سعیده صباغ سجادیه در گفتگو با وب دا با اشاره به فرا رسیدن هفته ملی جمعیت با شعار همه برای ایران جوان، اظهار کرد: جوانی جمعیت، زیربنای اقتدار ملی و توسعه پایدار کشور است و در این مسیر، مدیریت امور بیمارستان‌های معاونت درمان خود را متعهد می‌داند با ارتقای کیفیت مراقبت‌های تخصصی و حمایت همه‌جانبه از مادران باردار، در تحقق این آرمان ملی نقش‌آفرینی کند.

ارتقای خدمات بالینی و خوشایندسازی زایمان طبیعی

دکتر صباغ سجادیه با تبیین اقدامات انجام شده در سطح بیمارستان‌های تابعه، از ارتقای شاخص‌های کلیدی سلامت خبر داد و گفت: یکی از اولویت‌های اصلی ما، خوشایندسازی تجربه زایمان برای مادران است. در همین راستا، شاخص زایمان بی‌درد ۵ درصد ارتقا یافته و برنامه “ماما همراه” با هدف افزایش رضایتمندی و ارائه حمایت‌های عاطفی و تخصصی به مادران، به طور دقیق سامان‌دهی و ابلاغ شده است.

وی همچنین به نظارت‌های میدانی مستمر و تحلیل داده‌های آماری در مراکز درمانی اشاره کرد و افزود :این اقدامات با هدف شناسایی نقاط قوت و بهبود فرآیندهای درمانی در حوزه زایمان و نوزادان به طور منم انجام می‌شود.

 

توانمندسازی تخصصی کادر درمان و برنامه‌های فرهنگی

مدیر امور بیمارستانی دانشگاه علوم پزشکی مشهد در ادامه به نقش آموزش در تغییر نگرش و ارتقای کیفیت خدمات اشاره کرد و بیان داشت: برگزاری دوره‌های آموزشی تخصصی و فرهنگی نظیر “کرامت مادری”، “هادیان زندگی” و “حفظ حیات جنین” برای پرسنل بلوک‌های زایمان و کادر بیمارستانی، از جمله اقداماتی است که با هدف صیانت از خانواده و تکریم جایگاه مادری در اولویت قرار گرفته است.

برنامه‌ریزی پنج‌ساله برای توسعه آموزش‌های مادران

دکتر صباغ سجادیه با تأکید بر نگاه بلندمدت و برنامه‌محور معاونت درمان، تصریح کرد: تدوین برنامه عملیاتی پنج‌ساله جهت توسعه آموزش‌های مؤثر برای مادران و مربیان، در کنار ارزیابی دقیق کلاس‌های آمادگی زایمان و تقویت مراکز مشاوره مامایی، از دیگر گام‌های مهم در راستای اجرای دقیق قانون جوانی جمعیت است.

 

وی در پایان خاطرنشان کرد: تمامی این فعالیت‌ها بر اساس سیاست‌های ابلاغی وزارت بهداشت و با هدف ایجاد اطمینان‌خاطر در خانواده‌ها برای فرزندآوری سالم و ایمن انجام می‌شود تا با همکاری تمامی آحاد جامعه، شاهد ایرانی پویا، جوان و سربلند باشیم.

 

مشاوره زوجین در سنین باروری؛ گامی مؤثر در حفظ سلامت باروری و سلامت نسل آینده

دکترای تخصصی بهداشت باروری و دانشیار گروه مامایی و بهداشت باروری دانشگاه علوم پزشکی مشهد با تأکید بر اهمیت مشاوره زوجین در سنین باروری، این خدمت را یکی از مؤثرترین راهکارها برای ارتقای سلامت خانواده، پیشگیری از مشکلات باروری و افزایش آگاهی زوج‌ها در مسیر فرزندآوری دانست.

دکتر فاطمه هادی زاده  در گفتگو با وب دا گفت: سلامت باروری یکی از ارکان مهم سلامت عمومی و از شاخص‌های اصلی توسعه‌یافتگی جوامع به شمار می‌رود. در این میان، مشاوره زوجین در سنین باروری نقشی کلیدی در پیشگیری از بروز بسیاری از مشکلات، اصلاح سبک زندگی، شناسایی عوامل خطر و تصمیم‌گیری آگاهانه برای فرزندآوری ایفا می‌کند. بسیاری از زوج‌ها زمانی به دنبال دریافت خدمات تخصصی می‌روند که با مشکل یا چالشی روبه‌رو شده‌اند، در حالی که بخش قابل توجهی از اختلالات باروری و حتی برخی عوارض بارداری، با دریافت مشاوره به‌موقع و علمی، قابل پیشگیری یا کنترل هستند.

وی با بیان اینکه سنین باروری دوره‌ای حساس و تعیین‌کننده در زندگی زنان و مردان است، افزود: عواملی مانند افزایش سن، استرس، تغذیه نامناسب، چاقی یا لاغری مفرط، بیماری‌های مزمن، اختلالات هورمونی، عفونت‌ها، مصرف دخانیات، برخی داروها و تماس با مواد شیمیایی می‌توانند بر سلامت باروری اثرگذار باشند. از این رو، مشاوره پیش از بارداری و در طول سال‌های باروری فرصتی ارزشمند برای ارزیابی وضعیت سلامت، شناسایی عوامل خطر و ارائه راهکارهای پیشگیرانه محسوب می‌شود.

دکتر هادی زاده با اشاره به اهمیت آمادگی پیش از بارداری اظهار کرد: بررسی وضعیت عمومی سلامت، کنترل بیماری‌هایی مانند دیابت، فشار خون، اختلالات تیروئید و کم‌خونی، همچنین توجه به تغذیه مناسب، مصرف اسیدفولیک، اصلاح وزن، ترک دخانیات و پیشگیری از مواجهه با عوامل زیان‌آور، از مهم‌ترین محورهای مشاوره زوجین است. این اقدامات می‌تواند نقش مهمی در افزایش سلامت مادر، پدر و نوزاد آینده داشته باشد.

وی ادامه داد: مشاوره زوجین تنها به ابعاد جسمی محدود نمی‌شود، بلکه سلامت روان، آرامش خانواده و کیفیت روابط زناشویی نیز از اهمیت بالایی برخوردار است. اضطراب، تنش‌های روانی و اختلافات ارتباطی می‌توانند بر باروری و حتی روند بارداری اثر منفی بگذارند. به همین دلیل، مشاوره جامع باید با رویکردی انسانی، علمی و بدون قضاوت، همه ابعاد سلامت زوجین را دربرگیرد.

وی همچنین پیشگیری از ناباروری و تشخیص زودهنگام مشکلات را از دیگر مزایای این مشاوره‌ها دانست و گفت: بسیاری از اختلالات باروری در مراحل اولیه علامت واضحی ندارند و ممکن است سال‌ها بدون تشخیص باقی بمانند. مشاوره می‌تواند به شناسایی زودهنگام علائم هشدار، مانند اختلالات قاعدگی، دردهای غیرطبیعی، عفونت‌های مکرر یا مشکلات جنسی کمک کند. تشخیص به‌موقع، شانس موفقیت درمان را افزایش داده و از اتلاف زمان و هزینه جلوگیری می‌کند.

این متخصص بهداشت باروری با تأکید بر اینکه گسترش مشاوره زوجین در سنین باروری یک ضرورت در نظام سلامت است، تصریح کرد: ارتقای آگاهی، پیشگیری از ناباروری، کاهش بارداری‌های پرخطر و کمک به تولد نوزاد سالم از نتایج مستقیم این خدمات است. به همین دلیل، توصیه می‌شود زوجین حتی در صورت نداشتن مشکل ظاهری، از خدمات مشاوره‌ای پیش از بارداری و سلامت باروری بهره‌مند شوند.

دکتر هادی زاده در پایان خاطرنشان کرد: سرمایه‌گذاری در حوزه مشاوره زوجین در سنین باروری، سرمایه‌گذاری برای سلامت نسل آینده است و می‌تواند نقشی مؤثر در ارتقای سلامت خانواده و جامعه ایفا کند.

تداوم آموزش و خدمات‌رسانی گروه مامایی دانشگاه علوم پزشکی مشهد در شرایط بحران و جنگ

مدیر گروه مامایی و بهداشت باروری دانشگاه علوم پزشکی مشهد از اقدامات گسترده این گروه در راستای استمرار آموزش و ایفای مسئولیت‌های علمی و حرفه‌ای در شرایط بحران و جنگ خبر داد.

دکتر عاطفه فیروزی  در گفتگو با وب دا با تأکید بر اهمیت تداوم آموزش باکیفیت در تمامی شرایط اظهار داشت: گروه مامایی و بهداشت باروری با در نظر گرفتن سیاست‌های دانشگاه و جایگاه راهبردی آموزش در حوزه سلامت، تلاش کرد با رویکردی خردمندانه و خلاقانه، روند آموزش‌های نظری و بالینی را بدون وقفه ادامه دهد و همزمان فضای تعاملی و ارتباط مؤثر میان اساتید و دانشجویان را حفظ کند.

وی افزود: در این مسیر، تمامی اعضای هیئت علمی گروه با حضور فعال در دوره‌های توانمندسازی از جمله مراقبت در تروما، پدافند غیرعامل و کنترل خونریزی، دانش و مهارت‌های خود را متناسب با شرایط بحرانی ارتقا دادند تا آمادگی لازم برای ارائه خدمات تخصصی در موقعیت‌های خاص را داشته باشند.

مدیر گروه مامایی و بهداشت باروری دانشگاه علوم پزشکی مشهد  همچنین به برگزاری نشست‌ها و وبینارهای تخصصی با محوریت سلامت مادران باردار در شرایط بحران اشاره کرد و گفت: اعضای هیئت علمی گروه با ارائه مباحث علمی در حوزه‌هایی نظیر مدیریت استرس در بارداری طی بحران، رویکردهای پیش‌بیمارستانی به مادر باردار در شرایط جنگ و ارتقای بهزیستی و بهزیستی معنوی مادران باردار، نقش فعالی در ارتقای آگاهی علمی و حرفه‌ای ایفا کردند.

دکتر فیروزی گفت:  تمامی فعالیت‌های آموزشی گروه در بستر مجازی بدون کوچک‌ترین وقفه ادامه یافت و در کنار آن، کارورزی‌های حضوری دانشجویان نیز با نظارت و سرپرستی دقیق اساتید به‌صورت مستمر برگزار شد تا کیفیت آموزش عملی حفظ شود.

وی حمایت‌های روحی و روانی از دانشجویان را از دیگر اولویت‌های این دوره برشمرد و تصریح کرد: اساتید مشاور گروه با ارائه مشاوره‌های تخصصی و حمایت‌های معنوی، در کنار دانشجویان حضور داشتند تا فشارهای ناشی از شرایط بحرانی به حداقل برسد.

مدیر گروه مامایی و بهداشت باروری دانشگاه علوم پزشکی مشهد همچنین از حضور داوطلبانه برخی اعضای هیئت علمی در جلسات و دوره‌های مرتبط با نحوه مواجهه با حوادث جنگی و نیز تدوین و انتشار کتابی با عنوان زن، بحران، تروما به‌عنوان بخشی از فعالیت‌های علمی این دوره یاد کرد.

وی با اشاره به حضور مستمر اساتید در دانشکده و اعلام آمادگی کامل آنان برای ارائه هرگونه خدمات در شرایط اضطراری، خاطرنشان کرد: دانشجویان گروه مامایی نیز همگام با اساتید خود، با روحیه‌ای مسئولانه در فعالیت‌های امدادی از جمله حضور داوطلبانه در تیم‌های امدادی شب‌های قدر در حرم مطهر امام رضا(ع) مشارکت داشتند.

 

دکتر فیروزی در پایان تأکید کرد: تلاش هماهنگ و متعهدانه اساتید و دانشجویان گروه مامایی نشان داد که آموزش، پژوهش و خدمت‌رسانی حتی در دشوارترین شرایط نیز متوقف نخواهد شد و رسالت حرفه‌ای در مسیر حفظ سلامت مادران و نوزادان با قوت ادامه می‌یابد.

از راه‌اندازی کاردرمانی در مشهد تا نگاه به آینده آموزش و درمان

در مسیر توسعه آموزش علوم توانبخشی، نقش اعضای هیئت علمی جوان و فعال در شکل‌گیری و ارتقای رشته‌های تخصصی، بیش از گذشته اهمیت پیدا کرده است. رشته کاردرمانی نیز به‌عنوان یکی از حوزه‌های اثرگذار در ارتقای کیفیت زندگی بیماران، طی سال‌های اخیر مسیر رو‌به‌رشدی را در دانشگاه‌های علوم پزشکی کشور تجربه کرده است.

به گزارش وب دا: دکتر ثریا قره‌باغی، عضو هیئت علمی گروه کاردرمانی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، از جمله افرادی است که در سال‌های اخیر در راه‌اندازی و توسعه این رشته در مشهد نقش داشته است. او در این گفت‌وگو از مسیر تحصیلی و حرفه‌ای خود، چالش‌های فعالیت در یک گروه تازه‌تأسیس، اهمیت پیوند آموزش، پژوهش و درمان، شرایط ارائه خدمات کاردرمانی در روزهای بحرانی و همچنین نگاهش به آینده آموزش علوم توانبخشی سخن می‌گوید.

وب دا: لطفاً در ابتدا خود را برای مخاطبان این گفتگو معرفی بفرمایید و مختصری از سوابق تحصیلی خود بگویید.

من ثریا قره‌باغی هستم، متولد سال ۱۳۶۵. دوره‌های ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان را طبق نظام آموزشی کشور گذراندم و در سال ۱۳۸۳ از طریق آزمون سراسری وارد دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی در تهران شدم. در سال ۱۳۸۷ در مقطع کارشناسی فارغ‌التحصیل شدم و همان سال وارد مقطع کارشناسی ارشد همان دانشگاه شدم که تا سال ۱۳۹۰ ادامه داشت. پس از آن از سال ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۴ در دانشگاه علوم پزشکی همدان فعالیت داشتم و دوره طرح خود را در آن دانشگاه گذراندم. در سال ۱۳۹۵ وارد دوره دکتری تخصصی در دانشگاه علوم پزشکی ایران شدم و در سال ۱۴۰۰ فارغ‌التحصیل شدم. از همان سال تاکنون در گروه کاردرمانی دانشگاه علوم پزشکی مشهد مشغول فعالیت هستم.

آغاز فعالیت حرفه‌ای و شکل‌گیری گروه کاردرمانی مشهد

وب دا: آغاز فعالیت شغلی شما از چه زمانی بوده و چه تجربه‌هایی در این مسیر داشته‌اید؟

گروه کاردرمانی مشهد یک گروه نسبتاً تازه‌تأسیس است. این رشته از سال ۱۳۹۸ در دانشگاه راه‌اندازی شد و من از سال ۱۴۰۰ به‌صورت رسمی فعالیت خود را در این گروه آغاز کردم. در این مدت تلاش گروه بیشتر بر ایجاد زیرساخت‌های آموزشی و بالینی متمرکز بوده است. یکی از دستاوردهای مهمی که طی این سال‌ها به دست آمد، دریافت امتیاز رسمی از سازمان جهانی کاردرمانی (WFOT) بود که در سال ۱۴۰۲ محقق شد. این امتیاز نشان می‌دهد برنامه آموزشی گروه با استانداردهای جهانی همخوانی دارد و زمینه بین‌المللی‌شدن مدرک و پذیرش دانشجویان خارجی را فراهم می‌کند.

فضای دانشگاه و راهکارهای بهبود آن

 

وب دا: با توجه به تجربه‌ای که در محیط دانشگاه داشته‌اید، چه اقداماتی می‌تواند به بهبود فضای دانشگاهی کمک کند؟

به نظر من یکی از موضوعات مهم، فراهم شدن امکانات مناسب برای اعضای هیئت علمی است تا بتوانند فعالیت‌های علمی و آموزشی خود را در فضایی آرام انجام دهند. برای مثال داشتن فضای کاری مناسب یا اتاق اختصاصی می‌تواند تأثیر زیادی در کیفیت کار علمی و ارتباط با دانشجویان داشته باشد. همچنین استمرار برنامه‌های آموزشی و دوره‌های توانمندسازی برای اساتید نیز اهمیت زیادی دارد، چرا که ارتقای توانمندی اساتید در نهایت به ارتقای سطح آموزش دانشجویان منجر می‌شود.

آموزش، پژوهش و درمان؛ سه ضلع جدایی‌ناپذیر

وب دا: از نظر شما در میان آموزش، پژوهش و درمان کدام حوزه در اولویت قرار دارد؟

در نگاه کوتاه‌مدت ممکن است یک گروه دانشگاهی بر اساس شرایط خود تمرکز بیشتری بر یکی از این حوزه‌ها داشته باشد؛ برای مثال یک گروه تازه‌تأسیس ممکن است در ابتدا بیشتر بر آموزش تمرکز کند. اما در بلندمدت این سه حوزه از یکدیگر جداشدنی نیستند. پژوهش به ما کمک می‌کند بفهمیم روش‌های آموزشی یا درمانی ما تا چه اندازه اثربخش بوده‌اند و نتایج پژوهش نیز دوباره به بهبود آموزش و درمان کمک می‌کند. بنابراین نمی‌توان اولویت قطعی برای یکی از این سه حوزه در نظر گرفت.

مراکز درمانی همکار و فعالیت‌های بالینی

وب دا: فعالیت‌های درمانی گروه در چه مراکزی انجام می‌شود؟

در حال حاضر بخشی از فعالیت‌های کاردرمانی کودکان، به‌ویژه در حوزه اختلالات روان‌شناختی، در بیمارستان ابن‌سینا انجام می‌شود و یک مرکز مجهز در این حوزه فعال است. همچنین واحد کاردرمانی بزرگسالان در حوزه اختلالات روان‌پزشکی فعالیت دارد. علاوه بر این، بیمارستان‌های هاشمی‌نژاد، امام رضا(ع) و اکبر نیز از مراکزی هستند که در آن‌ها فعالیت‌های آموزشی و بالینی دانشجویان انجام می‌شود.

ویژگی‌های یک استاد موفق

وب دا: از نگاه شما یک استاد موفق چه ویژگی‌هایی دارد؟

اگر از دید دانشجو نگاه کنیم، استاد فقط انتقال‌دهنده دانش نیست. اساتیدی که در ذهن دانشجویان ماندگار می‌شوند معمولاً کسانی هستند که علاوه بر آموزش علمی، تأثیر انسانی و معنوی نیز بر دانشجویان می‌گذارند. ارتباط عاطفی، راهنمایی در مسیر حرفه‌ای و حتی اثرگذاری در انتخاب مسیر زندگی دانشجویان از ویژگی‌هایی است که یک استاد را ماندگار می‌کند. من خودم اساتیدی داشته‌ام که نه‌تنها در حوزه علمی بلکه در مسیر زندگی و شغلی‌ام نقش مهمی ایفا کردند.

چالش‌ها و مسیر عبور از آن‌ها

 

وب دا: در مسیر فعالیت علمی و حرفه‌ای خود با چه چالش‌هایی روبه‌رو بوده‌اید و چگونه با آن‌ها مواجه شده‌اید؟

به نظر من چالش بخش جدایی‌ناپذیر مسیر پیشرفت است و اگر چالشی وجود نداشته باشد، رشدی هم اتفاق نمی‌افتد. یکی از چالش‌های مهم در مسیر کاری من، فعالیت در یک گروه تازه‌تأسیس بود که نیازمند ایجاد ساختارهای آموزشی و اداری بود. در این مسیر با محدودیت‌های اداری، اقتصادی و اجرایی مواجه می‌شویم، اما آنچه کمک می‌کند از این موانع عبور کنیم، امید و پشتکار است. گاهی لازم است صبور باشیم و مسیرهای مختلف را امتحان کنیم تا در نهایت به هدف برسیم.

نقش خانواده در پیشرفت علمی

وب دا: خانواده چه نقشی در مسیر تحصیلی و حرفه‌ای شما داشته‌اند؟

بدون تردید خانواده نقش بسیار مهمی داشته است. حتی زمانی که از نظر فاصله مکانی دور بوده‌ام، حمایت روحی و فکری خانواده برایم یک پشتوانه جدی بوده است. وجود یک فضای امن و آرام در خانواده باعث می‌شود فرد بتواند با تمرکز بیشتری مسیر تحصیلی و حرفه‌ای خود را ادامه دهد.

توصیه به دانشجویان در شرایط امروز

وب دا: اگر بخواهید توصیه‌ای به دانشجویان داشته باشید، چه می‌گویید؟

شرایط امروز ممکن است برای بسیاری از جوانان با نگرانی و ناامیدی همراه باشد، اما باید به یاد داشته باشیم که زندگی در جریان است و هیچ شرایطی ثابت نمی‌ماند. حتی اگر حرکت ما کند باشد، مهم این است که رو به جلو حرکت کنیم. مهم‌ترین مسئله این است که تسلیم ناامیدی نشویم و تلاش کنیم مسیر پیشرفت خود را ادامه دهیم.

اوقات فراغت و علایق شخصی

وب دا: اوقات فراغت خود را چگونه سپری می‌کنید؟

به دلیل مشغله کاری، زمان آزاد زیادی ندارم، اما سعی می‌کنم بخش عمده اوقات فراغتم را در کنار خانواده بگذرانم. مطالعه آزاد نیز بخش جدایی‌ناپذیر برنامه روزانه من است و در کنار آن گاهی به فعالیت‌های هنری مانند طراحی می‌پردازم.

همدلی؛ نیاز امروز جامعه دانشگاهی

وب دا: در شرایط کنونی چه نکته‌ای را برای فضای دانشگاهی مهم می‌دانید؟

در شرایط بحرانی بیش از هر چیز به همدلی نیاز داریم. همراهی میان دانشجویان، اساتید و مسئولان دانشگاه می‌تواند کمک کند فشارهای روانی ناشی از شرایط دشوار کمتر شود و محیط دانشگاه بتواند همچنان به فعالیت‌های آموزشی و علمی خود ادامه دهد. امیدوارم با بهبود شرایط، فعالیت‌های آموزشی، پژوهشی و درمانی دانشگاه با قوت بیشتری ادامه پیدا کند.

آنچه از این گفت‌وگو برمی‌آید، تأکید بر امید، استمرار و نگاه انسانی در کنار فعالیت علمی است؛ نگاهی که در آن آموزش، درمان و پژوهش نه به‌صورت جداگانه، بلکه به‌عنوان اجزای مکمل یک مسیر حرفه‌ای دیده می‌شوند. تجربه فعالیت در یک گروه نوپا، تلاش برای دستیابی به استانداردهای بین‌المللی و ادامه خدمات درمانی حتی در شرایط بحرانی، بخشی از روایت دکتر قره‌باغی از مسئولیت‌پذیری حرفه‌ای در حوزه کاردرمانی است.

این گفت‌وگو همچنین نشان می‌دهد که توسعه علمی و آموزشی، بیش از هر چیز نیازمند همدلی، پشتکار و حفظ انگیزه در میان اساتید و دانشجویان است؛ مسیری که می‌تواند آینده‌ای روشن‌تر برای آموزش و خدمات توانبخشی کشور رقم بزند.

سلامت؛ رکن پیشرفت کشور در بیانات رهبرشهید انقلاب

متخصص اعصاب و روان و عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد با اشاره به تأکیدات رهبر شهید انقلاب اسلامی در حوزه بهداشت و درمان گفت: از نگاه ایشان، سلامت تنها یک موضوع خدماتی نیست، بلکه زیرساخت پیشرفت، امنیت ملی و از حقوق اساسی مردم است.

دکتر مائده کامرانی، در گفتگو با وب دا با اشاره به دیدار رهبر شهید انقلاب با مسئولان وزارت بهداشت در ۱۸ فروردین ۱۳۹۳ اظهار کرد: یکی از مهم‌ترین محورهای بیانات ایشان، تقدم پیشگیری بر درمان است.

وی افزود: رهبر شهید انقلاب صراحتاً تأکید کرده‌اند که «در مسئله‌ سلامت، پیشگیری مقدم بر درمان است» و اگر پیشگیری به‌درستی اجرا شود، هم رنج مردم کاهش می‌یابد و هم هزینه‌های نظام سلامت کنترل می‌شود. این نگاه، یک رویکرد راهبردی در مدیریت سلامت کشور محسوب می‌شود.

سلامت؛ از حقوق اساسی مردم

دکتر کامرانی ادامه داد: در سیاست‌های کلی سلامت که در سال ۱۳۹۳ ابلاغ شد، سلامت به‌عنوان حقی همگانی مورد توجه قرار گرفت. ایشان بر «عدالت در دسترسی به خدمات سلامت» تأکید داشتند؛ به این معنا که مردم در شهرهای کوچک، روستاها و مناطق محروم نیز باید همانند کلان‌شهرها از خدمات درمانی مناسب بهره‌مند شوند.

وی گفت: رهبر شهید انقلاب بارها تأکید کرده‌اند که مردم هنگام مراجعه به مراکز درمانی نباید دغدغه‌ای جز درمان داشته باشند و هزینه‌های کمرشکن نباید مانع دریافت خدمات شود.

نیروی انسانی سالم؛ سرمایه پیشرفت کشور

متخصص اعصاب و روان و عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد تصریح کرد: در بیانات رهبر شهید انقلاب، سلامت نیروی انسانی به‌عنوان یکی از ارکان پیشرفت کشور معرفی شده است. ایشان معتقد بودند جامعه‌ای که از سلامت جسمی و روحی برخوردار نباشد، نمی‌تواند در عرصه‌های علمی، اقتصادی و فرهنگی به موفقیت دست یابد.

دکتر کامرانی افزود: این نگاه نشان می‌دهد که سلامت صرفاً یک موضوع بخشی نیست، بلکه پیوند مستقیمی با توسعه ملی دارد.

جایگاه والای پزشکان و پرستاران

وی با اشاره به پیام‌ها و بیانات رهبر شهید انقلاب در مناسبت‌های مختلف، از جمله روز پرستار و دیدار با جامعه پزشکی گفت: در این بیانات، حرفه پزشکی «مسئولیتی انسانی و اخلاقی» توصیف شده است، چرا که با جان انسان‌ها سر و کار دارد.

 

دکتر کامرانی گفت:  در دوران شیوع کرونا نیز رهبرشهید  انقلاب از کادر درمان به‌عنوان مجاهدان خط مقدم یاد کردند که با ایثار و ازخودگذشتگی در میدان حاضر شدند؛ تعبیری که نشان‌دهنده جایگاه ارزشمند مدافعان سلامت در نگاه ایشان است.

خودکفایی دارویی و تقویت تولید داخلی

دکتر کامرانی با اشاره به تأکید رهبر شهید انقلاب بر تقویت شرکت‌های دانش‌بنیان خاطرنشان کرد: در حوزه دارو و تجهیزات پزشکی، بارها بر ضرورت کاهش وابستگی و حرکت به سمت خودکفایی تأکید شده است؛ زیرا امنیت دارویی بخشی از امنیت ملی کشور به شمار می‌آید.

سلامت؛ پیوند بهداشت، درمان و فرهنگ‌سازی

وی گفت: در منظومه فکری رهبرشهید انقلاب، سلامت تنها به درمان محدود نمی‌شود، بلکه بهداشت عمومی، سبک زندگی سالم، آموزش پزشکی، اخلاق حرفه‌ای و عدالت اجتماعی را نیز در بر می‌گیرد. به همین دلیل است که ایشان بارها بر فرهنگ‌سازی در حوزه بهداشت و توجه ویژه به نظام ارجاع و پزشک خانواده تأکید کرده‌اند.

دکتر کامرانی تأکید کرد: اگر این رویکرد جامع به‌درستی اجرا شود، می‌تواند به ارتقای کیفیت زندگی مردم و تحقق عدالت در سلامت منجر شود.

لزوم رویکرد زوج‌محور در اصلاح سبک زندگی برای مقابله با چالش ناباروری

استادیار دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با بیان اینکه افزایش شیوع ناباروری به عنوان یک چالش بهداشت عمومی در قرن ۲۱ مطرح است، بر ضرورت یک تغییر پارادایم اساسی تأکید کرد. وی خاطرنشان کرد: باید حرکت از تمرکز صرف بر فاکتورهای پزشکی و زنانه به سمت رویکرد زوج‌محور (Couple-Centric Approach) و بررسی عوامل قابل اصلاح (Modifiable Factors) تغییر یابد، چرا که در این مسیر، اهمیت مشاوره پیش از بارداری (Preconception Counseling) به عنوان یک استراتژی پیشگیرانه کلیدی غیرقابل انکار است.

دکتر ساناز ملازاده، در گفتگو با وب دا با اشاره به اینکه بررسی تعریف سبک زندگی و تأثیر تغذیه بر باروری،  تأکید کرد :  موضوع فراتر از مصرف ساده ویتامین‌هاست؛ چرا که مطالعات متعدد ارتباط قوی رژیم غذایی را با بهبود کیفیت تخمک و اسپرم نشان داده‌اند. در تشریح مکانیسم این تأثیرگذاری، آنتی‌اکسیدان‌ها سبب کاهش استرس اکسیداتیو شده، اسیدهای چرب غیراشباع به بهبود عملکرد هورمونی کمک می‌کنند و فیبر نیز منجر به تنظیم انسولین می‌شود؛ لذا توصیه می‌شود تمرکز اصلی بر مصرف روغن زیتون، حبوبات، مغزها، ماهی و سبزیجات باشد.

وی ادامه داد: همچنین باید توجه داشت که رژیم‌های با شاخص گلیسمی (Glycemic Index) بالا منجر به هایپرانسولینمی می‌شوند که این پدیده در زنان مبتلا به PCOS می‌تواند به افزایش آندروژن‌ها و اختلال در تخمک‌گذاری منجر شود و در مردان نیز مقاومت به انسولین با کاهش کیفیت اسپرم مرتبط است. در همین راستا، فلور میکروبی روده (Gut Microbiome) نیز بر متابولیسم استروژن و التهاب سیستمیک تأثیر می‌گذارد که راهکار پیشنهادی برای آن، مصرف پروبیوتیک‌ها و پریبیوتیک‌ها شامل غذاهای تخمیری و فیبر بالاست.

دکتر ملازاده فعالیت بدنی را به عنوان یک شمشیر دو لبه و بر اساس منحنی شکل U (U-Shaped Curve) توصیف کرد و افزود : فعالیت بدنی متوسط حدود ۱۵۰ دقیقه در هفته با شدت متوسط، اثرات مثبتی همچون بهبود حساسیت به انسولین، کاهش التهاب، مدیریت استرس و بهبود کیفیت گامت‌ها دارد. در مقابل، در حالی که بی‌تحرکی ریسک چاقی و بیماری‌های متابولیک را افزایش می‌دهد، فعالیت بدنی شدید و بیش از حد (Overtraining) نیز در زنان می‌تواند منجر به آمنوره هیپوتالاموسی (Hypothalamic Amenorrhea) و توقف تخمک‌گذاری شده و در مردان نیز با افزایش دمای اسکروتوم و استرس اکسیداتیو، باعث کاهش پارامترهای اسپرم از جمله تعداد و تحرک شود.

وی در ادامه به مدیریت وزن و شاخص توده بدنی (BMI) اشاره کرد و با بیان اینکه بافت چربی یک ارگان اندوکرین فعال است، تشریح کرد : اضافه وزن و چاقی BMI بالاتر از ۲۵ در زنان باعث افزایش تولید استروژن محیطی، مقاومت به انسولین و افزایش ریسک PCOS می‌شود و در مردان نیز منجر به افزایش آروماتیزاسیون تستوسترون به استروژن، کاهش سطح تستوسترون و افزایش استرس اکسیداتیو می‌شود  که در نهایت به آسیب DNA اسپرم (Sperm DNA Fragmentation) می‌انجامد. از سوی دیگر، کمبود وزن (BMI کمتر از ۱۸.۵) در زنان منجر به اختلال در عملکرد محور هیپوتالاموس-هیپوفیز-تخمدان (Axis HPO) و توقف تخمک‌گذاری شده و در مردان نیز کاهش تولید و کیفیت اسپرم را در پی دارد.

 

وی با بیان اینکه  استرس، سلامت روان و خواب به عنوان محورهای نادیده گرفته شده در سلامت باروری هستند، گفت:  استرس سایکولوژیک از طریق مکانیسم بیولوژیک فعال‌سازی محور هیپوتالاموس-هیپوفیز-آدرنال (Axis HPA) و افزایش سطح کورتیزول، می‌تواند تولید GnRH را مهار کرده و در نتیجه باعث اختلال در ترشح LH و FSH و سیکل قاعدگی شود؛ این فرایند در مردان نیز بر اسپرماتوژنز تأثیر منفی دارد. از این رو، توجه به کیفیت و کمیت خواب در کنار سایر عوامل سبک زندگی، برای حفظ سلامت باروری ضروری است.

از کاردرمانی در مشهد تا تأکید بر همدلی در بحران

دکتر امین مهدی‌زاده، عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد و دارای دکترای تخصصی کاردرمانی، در این گفت‌وگو از مسیر تحصیلی و شغلی خود، تجربه فعالیت بالینی در شهرهای مختلف، اهمیت خانواده در پیشرفت حرفه‌ای، نقش همدلی در روزهای بحران و ضرورت توجه بیشتر به رفاه کاری اعضای هیئت علمی سخن می‌گوید. آنچه در ادامه می‌خوانید، تنظیم خبری این گفت‌وگو در قالب پرسش و پاسخ بر اساس سؤالات مصاحبه است.

وب دا: لطفاً در ابتدا خود را برای مخاطبان این گفتگو معرفی بفرمایید.

دکتر امین مهدی‌زاده هستم؛ دارای دکترای تخصصی کاردرمانی و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد.

وب دا: شرح مختصری از سوابق تحصیلی دوران مدرسه و دانشگاه بفرمایید که در کجا و چه سال‌هایی طی شد؟

بنده از سال ۱۳۸۴ وارد دانشگاه شدم و در مقطع کارشناسی رشته کاردرمانی تا سال ۱۳۸۸ مشغول به تحصیل بودم. سپس به‌صورت مستقیم وارد مقطع کارشناسی ارشد شدم. از سال ۱۳۸۹ هم‌زمان با دوران کارشناسی ارشد، فعالیت بالینی و کلینیکی خود را آغاز کردم و با کلینیک‌های مختلف تهران همکاری داشتم. تا سال ۱۳۹۱ در تهران بودم و مقطع کارشناسی ارشد را به پایان رساندم. در همان سال با همسرم آشنا شدم و ازدواج کردم. همسرم نیز همکار و هم‌رشته من بودند و این ازدواج یکی از نقاط عطف مهم زندگی من بود.از سال ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۱ نیز در مقطع دکتری تخصصی مشغول به تحصیل بودم و در سال ۱۴۰۱ این مقطع را به پایان رساندم.

آغاز فعالیت حرفه‌ای و مسیر شغلی

وب دا: آغاز فعالیت شغلی شما از چه سالی، در کجا و با چه مسئولیت‌هایی بوده؟ و آیا در حوزه‌هایی که فعالیت داشته‌اید دستاوردهایی نیز داشته‌اید؟

از سال ۱۳۹۲ خدمت مقدس سربازی خود را در شهرستان نیشابور و در اداره بهزیستی گذراندم. هم‌زمان یک دفتر کاردرمانی نیز تأسیس کردیم. آن دفتر در آن زمان جزو دو سه دفتر اول بود و سابقه تأسیسش نسبت به سایر همکاران قدیمی‌تر به شمار می‌آمد. این اقدام آثار خوبی برای مردم منطقه داشت و اکنون نیز همکاران ما آن مسیر را ادامه می‌دهند؛ به‌طوری‌که مراجعان شهرستان نیشابور که نیازمند خدمات کاردرمانی هستند، می‌توانند همان‌جا خدمات خود را دریافت کنند و نیازی به مراجعه به مشهد نداشته باشند.

همچنین از سال ۱۳۹۳ به‌صورت رسمی به‌عنوان عضو هیئت علمی دانشگاه مشغول به کار شدم و از سال ۱۳۹۸ نیز به دعوت خانم دکتر قره‌باغی، مدیر محترم گروه آموزشی کاردرمانی، ارتباط نزدیکی با این گروه داشتم و پنجشنبه‌ها برای آموزش بالینی به دانشگاه می‌آمدم و یکی از کارورزی‌های دانشجویان را به‌عنوان مربی آموزش بالینی برعهده می‌گرفتم.

 

راهکارهای بهبود فضای دانشگاه

وب دا: با توجه به تجربه‌ای که در فضای شغلی خود در دانشگاه داشته‌اید، تصور می‌کنید چه اقدامات و برنامه‌هایی می‌تواند به بهتر شدن این فضا کمک کند؟

به نظر من، مهم‌ترین نیاز فعلی همدلی است. در شرایط بحران، همه ما به همدلی نیاز داریم و حتی دانشگاه ناچار می‌شود برخی قوانین را با همراهی بیشتری اجرا کند تا این همدلی ایجاد شود و فشار روانی کمتری به دانشجویان و اعضای مجموعه وارد شود.

از طرف دیگر، فضای آموزشی یک‌سری کمبودها نیز دارد؛ از جمله در بخش امور رفاهی اعضای هیئت علمی. منظور از رفاه، رفاه شخصی نیست بلکه رفاه کاری است؛ مثلاً داشتن یک اتاق اختصاصی برای انجام کارهای علمی. متأسفانه در گروه ما چنین شرایطی وجود ندارد و همکاران در فضاهای مشترک کار می‌کنند. این موضوع روی عملکرد و ارتباط با دانشجو تأثیر می‌گذارد. به نظرم این مسئله یکی از چالش‌هایی است که مسئولان بالادستی می‌توانند برای آن راهکاری پیدا کنند تا عضو هیئت علمی در فضایی آرام‌تر وظایف آموزشی، پژوهشی و درمانی خود را بهتر انجام دهد.

همچنین ارتقای توانمندی‌های اساتید هم اهمیت دارد. دانشگاه پیش‌تر دوره‌های منظمی برگزار می‌کرد، اما بعد از این شرایط، آن دوره‌ها کمرنگ شده و ارتباط ما با برخی مجموعه‌ها نیز قطع شده است. امیدوارم شرایط هرچه زودتر به حالت عادی برگردد تا بتوانیم به ارتقای فردی خودمان کمک کنیم و این ارتقا بر دانشجویان نیز اثر مثبت بگذارد.

اهمیت پیوند آموزش، درمان و پژوهش

وب دا: با توجه به فعالیت دانشگاه در سه حوزه آموزش، درمان و پژوهش، حفظ ارتباط این سه حوزه تا چه حد اهمیت دارد و آیا می‌توان این سه حوزه را اولویت‌بندی کرد؟

اگرچه در متن گفت‌وگو به‌صورت مستقیم اولویت‌بندی این سه حوزه بیان نشده، اما از مجموع صحبت‌ها روشن است که از نگاه من، آموزش، پژوهش و درمان باید در ارتباطی نزدیک با یکدیگر پیش بروند. وقتی عضو هیئت علمی در شرایط مناسب‌تری بتواند وظایف آموزشی، پژوهشی و درمانی خود را انجام دهد، این سه حوزه نیز به‌صورت مؤثرتر به هم متصل می‌شوند و نتیجه آن هم برای استاد و هم برای دانشجو و بیمار بهتر خواهد بود.

ویژگی‌های یک استاد موفق

سؤال: با توجه به نقش مهم و اثرگذار اساتید در فضاهای مختلف آموزشی، پژوهشی و درمانی دانشگاه، از نگاه شما یک استاد موفق چه شاخصه‌هایی دارد؟

از دل صحبت‌های این گفت‌وگو می‌توان دریافت که استاد موفق باید در کنار دانش و مهارت حرفه‌ای، از همدلی، روحیه همراهی، توانایی ایجاد ارتباط مؤثر با دانشجو، و آمادگی برای رشد و ارتقای مستمر برخوردار باشد. همچنین داشتن شرایط کاری مناسب و فضای آرام برای فعالیت آموزشی و پژوهشی، به او کمک می‌کند تا این نقش را بهتر ایفا کند.

چالش‌ها و موانع مسیر

وب دا: در مسیر تحصیل و فعالیت‌های کاری آیا چالش‌ها و موانعی را هم تجربه کردید؟ در صورت پاسخ مثبت بفرمایید چطور با این چالش‌ها و موانع مقابله کرده‌اید؟

بله، در مورد یکی از چالش‌های مهمی که امروز در ایران وجود دارد، شاید این موضوع در تجربه زیسته من به آن شدت رخ نداده باشد، اما نمی‌توانم انکار کنم که گاهی ناامیدی، غم و تردید را تجربه کرده‌ام. با این حال، نتیجه این تجربه‌ها برای من این بوده که زندگی جریان دارد.

انسان باید بداند زمان ایستا نیست و آنچه امروز تجربه می‌کند، ماندگار نخواهد بود. همان‌طور که در گذشته نیز دوران دانش‌آموزی و دانشجویی با چالش‌های فراوان سپری شد، این روزها هم خواهد گذشت. مهم‌ترین نکته این است که آدم بتواند با ناامیدی و فشارهای روانی مقابله کند و تسلیم نشود؛ چون تسلیم شدن دقیقاً همان چیزی است که این حوادث از انسان می‌خواهند.

الان حرکت‌ها کند شده، اما متوقف نشده است. لاک‌پشتی هم که باشد، رو به جلو می‌رویم و این نشانه‌ای از چشم‌انداز مثبت است. امیدوارم شرایط هرچه زودتر به ثبات برسد تا فعالیت‌های آموزشی، پژوهشی و درمانی طبق روال گذشته و حتی بهتر از قبل ادامه یابد.

نقش خانواده در پیشرفت

وب دا: آیا خانواده هم در پیشرفت‌های تحصیلی و کاری شما نقش داشتند؟

بله، قطعاً خانواده تأثیر مستقیمی دارند. یکی از شانس‌هایی که من آوردم این بود که همسرم همکار و هم‌رشته من بود و شرایط کاری من را درک می‌کرد. این همراهی در مسیر کاری و حرفه‌ای من بسیار مؤثر بود و نقش مهمی در پیشرفت‌های تحصیلی و شغلی‌ام داشت.

دکتر امین مهدی‌زاده در این گفت‌وگو از مسیری گفت که از سال ۱۳۸۴ با ورود به دانشگاه آغاز شد و با تجربه‌های متنوع در آموزش، درمان، پژوهش و فعالیت بالینی ادامه پیدا کرد. او در کنار شرح سوابق حرفه‌ای خود، بر اهمیت همدلی در بحران، نقش خانواده، ضرورت توجه به رفاه کاری اعضای هیئت علمی و لزوم حفظ ارتباط میان آموزش، درمان و پژوهش تأکید کرد. به باور او، هرچند شرایط گاه دشوار و فرساینده می‌شود، اما زندگی جریان دارد و حرکت به سوی آینده—even if slow—نباید متوقف شود.

نقش آموزش در ارتقای پژوهش و درمان حیاتی است/ روایت دکتر زهرا نعمتی از مسیر علمی، حرفه‌ای و راه‌اندازی رشته ارتوز و پروتز در دانشگاه علوم پزشکی مشهد

رشته ارتوز و پروتز از حوزه‌های تخصصی و تأثیرگذار علوم توانبخشی است که در سال‌های اخیر جایگاه ویژه‌ای در دانشگاه علوم پزشکی مشهد پیدا کرده است. دکتر زهرا نعمتی، استادیار گروه ارتوز و پروتز، یکی از چهره‌هایی است که نقش مهمی در راه‌اندازی این رشته داشته است. در این گفت‌وگو، او از مسیر تحصیلی و حرفه‌ای خود، تجربیات دانشگاهی و نگاهش به آموزش، پژوهش و درمان می‌گوید.

وب دا : لطفاً ابتدا خودتان را معرفی کنید و درباره سوابق تحصیلی‌تان توضیح دهید.

دکتر زهرا نعمتی استادیار گروه ارتوز و پروتز دانشگاه علوم پزشکی مشهد هستم . متولد سال ۱۳۶۳ در ارومیه هستم و دوران تحصیل مدرسه را در همین شهر گذراندم. در سال ۱۳۸۲ وارد رشته ارتوز و پروتز دانشگاه علوم پزشکی ایران شدم و در سال ۱۳۸۶ فارغ‌التحصیل شدم. سپس در سال ۱۳۹۰ مقطع کارشناسی ارشد و در سال ۱۳۹۳ مقطع دکتری را در دانشگاه علوم پزشکی مشهد آغاز کردم و در سال ۱۴۰۰ به پایان رساندم.

آغاز فعالیت حرفه‌ای و تجربیات کاری

وب دا: فعالیت شغلی شما از چه زمانی و با چه مسئولیت‌هایی آغاز شد؟

پس از فارغ‌التحصیلی، حدود یک سال و نیم در یک مرکز خصوصی به عنوان ارتوزیست فعالیت داشتم و سپس دو سال در مرکز نیمه‌خصوصی ارائه‌دهنده خدمات پروتز برای جانبازان به عنوان پروتزیست مشغول بودم. این دوره‌ها تجربیات ارزشمندی برایم به همراه داشت و نقش مهمی در مسیر حرفه‌ای من داشت.

راهکارهای بهبود فضای دانشگاهی

وب دا: با توجه به تجربیات شما، چه اقداماتی می‌تواند به بهبود فضای آموزشی و پژوهشی دانشگاه کمک کند؟

به نظر من روابط سازنده میان همکاران، چه در داخل گروه و چه بین گروه‌های مرتبط مانند توانبخشی و پزشکی، بسیار مؤثر است. تبادل دیدگاه‌ها و استفاده از تجارب یکدیگر می‌تواند به ارتقای آموزش، پژوهش و حتی درمان کمک بسیاری کند.

اهمیت ارتباط سه حوزه آموزش، پژوهش و درمان

وب دا: به نظر شما اهمیت آموزش، پژوهش و درمان در دانشگاه چگونه است و آیا می‌توان آن‌ها را اولویت‌بندی کرد؟

 

هر سه حوزه اهمیت ویژه‌ای دارند، اما به اعتقاد من آموزش پایه‌ اصلی است. تا زمانی که آموزش صحیح و اصولی نباشد، پژوهش و درمان نیز در مسیر درست قرار نمی‌گیرند. بنابراین آموزش زیربنای توسعه دو حوزه دیگر است و نقش بنیادی دارد.

ویژگی‌های یک استاد موفق

وب دا : از نگاه شما یک استاد موفق چه ویژگی‌هایی دارد؟

استاد موفق کسی است که همیشه در حال یادگیری باشد. به‌روز بودن دانش و توانایی استفاده صحیح و کاربردی از آن در آموزش، پژوهش و درمان بسیار اهمیت دارد. این موضوع در تربیت دانشجویان و ارتقای کیفیت پژوهش و خدمات درمانی نقش تعیین‌کننده‌ای دارد.

چالش‌ها و نحوه مواجهه با آن‌ها

وب دا: آیا در مسیر تحصیل و فعالیت حرفه‌ای با چالش‌هایی روبه‌رو شده‌اید؟

قطعاً بله. چالش‌ها بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی هستند. با توکل به خدا، تکیه بر توانایی‌های فردی و کمک دوستان و خانواده تلاش کرده‌ام بر این چالش‌ها غلبه کنم. به اعتقاد من تقویت توانایی‌هایی مثل مدیریت بحران و کنار آمدن با ابهامات زندگی به عبور از چالش‌ها کمک بسزایی می‌کند.

نقش خانواده در مسیر موفقیت

وب دا: خانواده چه نقشی در پیشرفت تحصیلی و کاری شما داشته است؟

خانواده نقش بسیار مهمی در شکل‌گیری شخصیت و مسیر علمی من داشته است. در خانواده ما تحصیلات عالی اهمیت زیادی داشت و همین موضوع باعث شد ما نیز با علاقه مسیر تحصیلی را ادامه دهیم. حمایت‌های عاطفی خانواده در زمان مشکلات نیز برای من بسیار ارزشمند بوده است.

توصیه به دانشجویان و اهمیت رشد چندبعدی

وب دا: اگر نکته پایانی دارید، بفرمایید.

همیشه به دانشجویان توصیه می‌کنم رشد خود را تنها به حوزه تحصیل محدود نکنند و در جنبه‌های مختلف زندگی پیشرفت کنند. ورزش، ارتباط با طبیعت و ایجاد تعادل در زندگی به افزایش کیفیت زندگی و مقابله بهتر با بحران‌ها کمک می‌کند.

راه‌اندازی رشته ارتوز و پروتز؛ یک دستاورد مهم

وب دا: آیا دستاورد مهمی در سال‌های اخیر داشته‌اید که مایل باشید به آن اشاره کنید؟

بله، یکی از مهم‌ترین اقدامات این بود که رشته ارتوز و پروتز پیش از سال ۱۴۰۱ در دانشگاه علوم پزشکی مشهد وجود نداشت. از سال ۱۴۰۱ که من و همکارانم به عنوان هیئت علمی جذب شدیم، با حمایت‌های جناب دکتر سبحانی و جناب دکتر علمداران توانستیم این رشته را راه‌اندازی کنیم و کارگاه‌های تخصصی را تجهیز کنیم. از سال ۱۴۰۳ پذیرش دانشجو آغاز شد و تاکنون دو دوره ورودی داشته‌ایم. این موضوع بدون تردید یکی از دستاوردهای مهم گروه ماست.

سخنان و تجربیات دکتر زهرا نعمتی نشان می‌دهد که توسعه رشته‌های تخصصی در حوزه علوم توانبخشی حاصل ترکیبی از پشتکار فردی، تلاش گروهی و حمایت مدیریتی است. راه‌اندازی رشته ارتوز و پروتز در دانشگاه علوم پزشکی مشهد گامی مهم در تربیت نیروی متخصص و ارتقای خدمات توانبخشی در کشور محسوب می‌شود.

فرمولاسیون نانویی جدید برای بهبود درمان ریزش موی آندروژنیک در مشهد

 

پژوهشگران دانشکده داروسازی دانشگاه علوم پزشکی مشهد موفق به طراحی و توسعه یک فرمولاسیون نوین مبتنی بر فناوری نانو برای بهبود درمان آلوپسی آندروژنیک شدند.

 

به گزارش وبدا، دکتر بیژن ملائکه، استاد گروه فارماسیوتیکس دانشکده داروسازی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با اشاره به شیوع بالای این نوع ریزش مو در میان جمعیت‌های مختلف اظهار کرد: آلوپسی آندروژنیک شایع‌ترین نوع ریزش مو محسوب می‌شود. از سوی دیگر، ویژگی‌های منحصربه‌فرد نانوذرات مانند توانایی نفوذ بهتر در بافت‌ها، آزادسازی آهسته و کنترل‌شده دارو و افزایش پایداری دارویی، استفاده از این سیستم‌ها را در دارورسانی بسیار جذاب کرده است.

 

وی افزود: طی دو سال گذشته، در راستای بهبود درمان این بیماری، پروژه‌هایی با محوریت طراحی فرمولاسیون‌های جدید در دانشکده داروسازی مشهد آغاز شد و در نتیجه آن، تیم تحقیقاتی موفق به ارائه یک فرمولاسیون جدید مبتنی بر فناوری نانو شد.

 

دکتر ملائکه توضیح داد: در دو مطالعه جداگانه، فرمولاسیون‌هایی حاوی نانوذرات کتوکونازول و ماینوکسیدیل تهیه شد. برای افزایش کارایی درمانی این فرآورده‌ها، در ترکیب فرمولاسیون از عصاره‌های گیاهی رزماری و نخل اره‌ای نیز استفاده شد.

 

به گفته وی، نتایج مطالعات حیوانی نشان داد که این فرآورده‌های نانویی در مقایسه با محصولات تجاری موجود، موجب افزایش بیشتر طول و ضخامت مو می‌شوند.

 

استاد دانشکده داروسازی مشهد درباره فرآیند تولید این فرمولاسیون‌ها نیز گفت: تولید این نانوفرمولاسیون با استفاده از روش میکروفلوئیدیک انجام شده است؛ روشی که امروزه یکی از پیشرفته‌ترین تکنیک‌ها در فناوری تولید نانوذرات به شمار می‌رود.

 

وی با اشاره به نتایج امیدوارکننده این پژوهش در مدل‌های حیوانی خاطرنشان کرد: با توجه به نتایج مثبت به‌دست‌آمده، برنامه‌ریزی برای انجام کارآزمایی‌های بالینی انسانی در دستور کار قرار گرفته است.

 

دکتر ملائکه در پایان بیان کرد: این طرح با حمایت مالی معاونت پژوهش و فناوری دانشگاه علوم پزشکی مشهد انجام شده و در قالب پایان‌نامه دکترای عمومی داروسازی توسط دکتر کیانا نخعی و دکتر مریم رضازاده اجرا شده است. در اجرای این پروژه نیز دکتر شیوا گل‌محمدزاده، دکتر اسما محمودی، دکتر امیر عماد خیریه و دکتر موسوی شایق همکاری داشته‌اند.

تداوم خدمات غربالگری سرطان در شرایط جنگی؛ بیش از ۲۲ هزار خدمت غربالگری در مشهد ارائه شد

مسئول برنامه سرطان معاونت بهداشت دانشگاه علوم پزشکی مشهد از ادامه ارائه خدمات غربالگری سرطان در شرایط جنگی خبر داد و گفت: در این مدت بیش از ۲۲ هزار خدمت غربالگری در حوزه سرطان‌های شایع به شهروندان ارائه شده است.

دکتر سارا رضایی در گفتگو با وب دا  اظهار کرد: با وجود شرایط خاص و محدودیت‌های ناشی از جنگ، برنامه‌های غربالگری سرطان در مراکز بهداشتی تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی مشهد متوقف نشد و ارائه خدمات به گروه‌های هدف ادامه یافت.

وی افزود: در قالب برنامه غربالگری سرطان پستان، تعداد ۹۵۱۵ زن در گروه سنی ۳۰ تا ۶۹ سال مورد غربالگری قرار گرفتند و خدمات لازم برای تشخیص زودهنگام این بیماری به آنان ارائه شد.

مسئول برنامه سرطان معاونت بهداشت دانشگاه علوم پزشکی مشهد ادامه داد: در برنامه غربالگری سرطان کولورکتال نیز ۵۲۵۱ نفر از زنان و مردان ۵۰ تا ۶۹ سال تحت پوشش قرار گرفتند و تست فیت برای بررسی اولیه این سرطان به آنان تحویل داده شد.

دکتر رضایی همچنین با اشاره به اجرای برنامه غربالگری سرطان دهانه رحم گفت: در این برنامه ۸۰۶۵ زن در گروه سنی ۳۰ تا ۵۹ سال غربالگری شدند تا امکان شناسایی زودهنگام و پیشگیری از پیشرفت بیماری فراهم شود.

وی تأکید کرد: تداوم برنامه‌های غربالگری حتی در شرایط دشوار، نقش مهمی در تشخیص زودرس سرطان‌ها و افزایش شانس درمان موفق دارد و از شهروندان واجد شرایط خواست برای دریافت این خدمات به مراکز جامع سلامت مراجعه کنند.

 خدمت رایگان تزریق خون بیماران تالاسمی در کلینیک سرور مشهد

مسئول بیماری‌های خاص و صعب‌العلاج دانشگاه علوم پزشکی مشهد، از ارائه رایگان خدمات تزریق خون و سایر مراقبت‌های درمانی به بیماران تالاسمی در کلینیک سرور خبر داد.

دکتر جواد رجبیان در گفتگو با وب دا گفت:در دانشگاه علوم پزشکی مشهد، خدمات تخصصی بیماران تالاسمی در کلینیک سرور واقع در پنج‌راه پایین‌خیابان و وابسته به بیمارستان دکتر شیخ متمرکز شده است. در این مرکز، تمامی خدمات درمانی از جمله تزریق خون، انجام آزمایش‌های لازم، خدمات پاراکلینیکی و ویزیت پزشکان برای این بیماران به صورت رایگان ارائه می‌شود و روند درمان آن‌ها به‌طور منظم پیگیری می‌شود.

مسئول بیماری‌های خاص و صعب‌العلاج دانشگاه با اشاره به حمایت‌های قانونی و دولتی برای این گروه از بیماران افزود:در چارچوب مصوبات ملی و برنامه‌های دانشگاه، تلاش می‌کنیم بیماران تالاسمی در مسیر درمان خود دغدغه مالی نداشته باشند و بتوانند خدمات مورد نیازشان را با بهترین کیفیت دریافت کنند.

دکتر رجبیان در پایان ضمن قدردانی از تلاش‌های کادر درمانی بیمارستان دکتر شیخ و کلینیک سرور تأکید کرد:تداوم و ارتقای خدمات به بیماران تالاسمی از اولویت‌های دانشگاه علوم پزشکی مشهد است و با همکاری تیم‌های تخصصی و حمایت‌های موجود، در این مسیر با قدرت ادامه خواهیم داد.

شیر مادر؛ سرمایه‌ای برای سلامت نسل آینده/ توصیه‌های دینی و علمی بر شیردهی

 

 

عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد با تأکید بر اهمیت تغذیه با شیر مادر گفت: شیر مادر تنها یک روش ساده تغذیه برای نوزاد نیست، بلکه سرمایه‌گذاری بلندمدتی برای سلامت جسمی، ذهنی و حتی اجتماعی نسل آینده محسوب می‌شود.

 

دکتر نغمه رزاقی، در گفتگو با وب دا ، با اشاره به جایگاه تغذیه با شیر مادر اظهار کرد: در توصیه‌های دینی نیز تأکید ویژه‌ای بر تغذیه نوزاد با شیر مادر شده است. همچنین سازمان جهانی بهداشت توصیه می‌کند نوزادان تا شش‌ماهگی به طور انحصاری با شیر مادر تغذیه شوند و شیردهی همراه با غذای کمکی تا دو سالگی یا بیشتر ادامه یابد.

 

ترکیبات منحصر به‌فرد شیر مادر

 

وی افزود: تحقیقات جدید نشان می‌دهد شیر مادر دارای ترکیبات بسیار پیچیده و هوشمندی از جمله سلول‌های ایمنی، فاکتورهای ضدالتهابی و ترکیبات اپی‌ژنتیک است که در هیچ نوع شیر مصنوعی به طور کامل قابل بازسازی نیست. این ترکیبات به رشد باکتری‌های مفید روده کمک می‌کنند و اثرات بلندمدتی بر سلامت کودک دارند.

 

کاهش بیماری‌های عفونی در نوزادان

 

به گفته رزاقی، یکی از مهم‌ترین اثرات شیر مادر محافظت از نوزاد در برابر بیماری‌های عفونی، به‌ویژه اسهال و عفونت‌های تنفسی است. تغذیه انحصاری با شیر مادر می‌تواند خطر بسیاری از عفونت‌های گوارشی را بین ۵۰ تا ۷۰ درصد کاهش دهد؛ موضوعی که در ماه‌های نخست زندگی اهمیت حیاتی دارد، زیرا سیستم ایمنی نوزاد هنوز کامل نشده است.

 

وی ادامه داد: بر اساس مطالعات منتشرشده در مجلات علمی معتبر، نوزادانی که شیر مادر دریافت نمی‌کنند، در مقایسه با نوزادانی که به طور انحصاری با شیر مادر تغذیه می‌شوند، حدود سه برابر بیشتر دچار اسهال می‌شوند. همچنین مطالعه‌ای دیگر نشان داده است شیردهی کامل می‌تواند خطر عفونت‌های شدید تنفسی در شش‌ماه نخست زندگی را حدود ۱۹ درصد کاهش داده و مدت بیماری را کوتاه‌تر کند.

 

تأثیر بر رشد مغز و توان شناختی

 

عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد با اشاره به تأثیر شیر مادر بر رشد مغز گفت: مطالعات تصویربرداری مغزی نشان داده‌اند کودکانی که مدت طولانی‌تری با شیر مادر تغذیه می‌شوند، عملکرد شناختی قوی‌تری دارند. برخی پژوهش‌ها نیز ارتباط بین شیردهی و افزایش ضریب هوشی در سال‌های بعدی زندگی را مطرح کرده‌اند.

 

کاهش خطر بیماری‌های مزمن

 

رزاقی افزود: برخی مطالعات نشان می‌دهد تغذیه با شیر مادر می‌تواند خطر چاقی دوران کودکی را حدود ۱۳ تا ۲۶ درصد کاهش دهد و احتمال ابتلا به دیابت نوع ۲ را نیز کمتر کند. همچنین نوزادانی که با شیر مادر تغذیه می‌شوند در آینده فشار خون مناسب‌تری دارند و خطر برخی بیماری‌های قلبی–عروقی در آن‌ها کاهش می‌یابد. به گفته او، شیردهی بیش از شش ماه می‌تواند خطر بروز آلرژی را نیز حدود ۱۲ درصد کاهش دهد.

 

نقش شیردهی در سلامت روان و عاطفی کودک

 

وی یکی از ابعاد مهم و کمتر شناخته‌شده شیردهی را تأثیر آن بر سلامت عاطفی و روانی کودک دانست و گفت: شیردهی تنها انتقال غذا نیست، بلکه فرآیندی پیچیده عاطفی، هورمونی و عصبی است که بر احساس امنیت، دلبستگی و تنظیم هیجانی کودک اثر می‌گذارد.

 

رزاقی توضیح داد: در هنگام شیردهی هورمون‌هایی مانند اکسی‌توسین، پرولاکتین و اندورفین در بدن مادر و نوزاد ترشح می‌شود. اکسی‌توسین که به «هورمون عشق و دلبستگی» معروف است، باعث افزایش آرامش، تقویت پیوند عاطفی مادر و نوزاد، کاهش استرس و ایجاد احساس امنیت در کودک می‌شود. مطالعات نشان داده‌اند کودکانی که از تماس پوستی و شیردهی کافی برخوردار بوده‌اند، در آینده تنظیم هیجانی بهتری دارند، اضطراب کمتری تجربه می‌کنند و روابط اجتماعی پایدارتری دارند.

 

شیر مادر؛ فراتر از یک غذای ساده

 

این عضو هیأت علمی در پایان تأکید کرد: شیر مادر فقط غذای امروز کودک نیست، بلکه سرمایه‌ای ارزشمند برای سلامت جسمی، ذهنی و اجتماعی نسل آینده به شمار می‌رود.

تمرین‌های منظم تعادلی و تقویت عضلات، خطر زمین‌خوردن در سالمندان را کاهش می‌دهد

عضو هیأت علمی گروه طب فیزیکی و توانبخشی دانشگاه علوم پزشکی مشهد با اشاره به تغییرات طبیعی بدن در سنین بالا گفت: با افزایش سن ممکن است تعادل بدن کمی کاهش یابد، سرعت راه رفتن کمتر شود و احتمال زمین خوردن افزایش پیدا کند، اما با انجام چند تمرین ساده و منظم می‌توان این مشکلات را تا حد زیادی کنترل و حتی بهبود داد.

دکتر محسن ظفرقاسم‌پور در گفتگو با وب دا اظهار کرد: فعالیت بدنی منظم در سالمندان نه تنها به حفظ توانایی حرکتی کمک می‌کند، بلکه باعث افزایش اعتماد به نفس در راه رفتن و انجام کارهای روزمره نیز می‌شود.

تمرین‌های تعادلی برای پیشگیری از زمین‌خوردن

وی یکی از مهم‌ترین راهکارها برای حفظ تعادل در سالمندی را انجام تمرین‌های تعادلی دانست و گفت: این تمرین‌ها کمک می‌کنند کنترل بدن بهتر شده و احتمال سقوط کاهش یابد.

وی گفت: ایستادن روی یک پا در کنار دیوار یا صندلی، قرار دادن پاها پشت سر هم و ایستادن در همان حالت، و انتقال آرام وزن بدن از یک پا به پای دیگر از جمله تمرین‌های ساده و مؤثر در تقویت تعادل هستند.

تقویت عضلات؛ کلید راه رفتن بهتر

متخصص طب فیزیکی و توانبخشی تقویت عضلات را عامل مهمی در بهبود حرکت سالمندان دانست و افزود: هرچه عضلات قوی‌تر باشند، تعادل بهتر شده و انجام فعالیت‌های روزمره مانند راه رفتن یا بلند شدن از صندلی آسان‌تر خواهد بود.

وی انجام تمرین‌هایی مانند بلند شدن و نشستن روی صندلی، بالا رفتن از یک پله کوتاه و ایستادن روی پنجه پا را از جمله تمرین‌های مفید برای تقویت عضلات عنوان کرد.

تمرین مهارت‌های حرکتی در فعالیت‌های روزمره

دکتر ظفرقاسم‌پور با اشاره به اهمیت تمرین مهارت‌های حرکتی در زندگی روزمره گفت: سالمندان می‌توانند با انجام فعالیت‌های ساده‌ای مانند چند بار بلند شدن از صندلی، راه رفتن در خانه و چرخیدن آرام به طرفین، هماهنگی حرکتی خود را حفظ کنند.

تمرین همزمان مغز و بدن

وی تمرین‌هایی که همزمان مغز و بدن را درگیر می‌کنند را نیز بسیار مفید دانست و گفت: برای مثال فرد می‌تواند هنگام راه رفتن از عدد ۱۰۰ به عقب بشمارد یا یک وسیله سبک در دست بگیرد. این تمرین‌ها به بهبود هماهنگی ذهن و حرکت کمک می‌کنند.

 

حرکات آرام و هماهنگ برای افزایش تعادل

وی گفت: تمرین‌هایی مانند تای‌چی و حرکات کششی آرام نیز برای سالمندان بسیار مناسب هستند، زیرا به افزایش انعطاف‌پذیری، آرامش عضلات و بهبود تعادل بدن کمک می‌کنند.

کمی سریع‌تر راه رفتن نیز مفید است

دکتر ظفرقاسم‌پور توصیه کرد : سالمندان در صورت توانایی گاهی سرعت راه رفتن خود را کمی افزایش دهند و قدم‌ها را بلندتر بردارند، زیرا این کار می‌تواند به بهبود قدرت عضلات و افزایش اعتماد به نفس در حرکت کمک کند.

رعایت نکات ایمنی در زمان تمرین

وی تأکید کرد: سالمندان باید تمرین‌ها را در کنار دیوار یا صندلی انجام دهند تا در صورت نیاز تکیه‌گاه داشته باشند. همچنین در صورت بروز سرگیجه یا درد باید تمرین را متوقف کنند و استفاده از کفش مناسب هنگام فعالیت بدنی ضروری است.

یک برنامه ساده برای شروع

به گفته این متخصص طب فیزیکی، سالمندان می‌توانند سه بار در هفته یک برنامه ساده شامل حدود ۱۰ دقیقه راه رفتن، پنج بار بلند شدن از صندلی و حدود ۱۰ ثانیه ایستادن روی یک پا را انجام دهند.

وی خاطرنشان کرد: حتی مقدار کم فعالیت بدنی نیز بسیار مفید است و لازم نیست تمرین‌ها سخت باشند؛ مهم‌ترین نکته تداوم و انجام منظم فعالیت بدنی برای حفظ سلامت و استقلال در سالمندی است.

ارائه بیش از ۲۲ میلیون خدمت سلامت در سامانه سیب طی ۷ ماه گذشته

مدیر توسعه و ارتقای شبکه سلامت دانشگاه علوم پزشکی مشهد از ارائه گسترده خدمات سلامت در بستر سامانه سیب خبر داد و گفت: این سامانه از ۱۱ مردادماه سال گذشته در دانشگاه فعال شده است.

دکتر حسن عبداله‌زاده در گفتگو با وب دا اظهار کرد: طی هفت ماه گذشته، جمعیت ۳ میلیون و ۶۴۱ هزار نفر از طریق این سامانه خدمات دریافت کرده‌اند.

وی با اشاره به حجم خدمات ارائه‌شده افزود: در این مدت مجموعاً ۲۲ میلیون و ۷۴۰ هزار خدمت در سامانه سیب ثبت شده که شامل ویزیت پزشک و خدمات مراقبتی ارائه‌شده توسط بهورزان و مراقبان سلامت بوده است.

مدیر توسعه و ارتقای شبکه سلامت دانشگاه علوم پزشکی مشهد تأکید کرد: سامانه سیب نسبت به سامانه سینا از کندی کمتری برخوردار است و همین موضوع موجب تسریع در ارائه خدمات به بیماران و افزایش رضایتمندی مراجعان شده است.

وی اظهار کرد: تلاش همه همکاران  با هدف دسترسی آسان تر مردم به خدمات بهداشت و درمان است و امیدواریم در این مسیر با موفقیت چلو برویم .

تداوم آموزش و خدمات درمانی دانشکده پیراپزشکی و توانبخشی مشهد بدون تعطیلی در ایام جنگ / کارورزی دانشجویان مشهد و حضور اعضای هیأت علمی در مراکز درمانی به‌صورت مستمر ادامه داشت

رئیس دانشکده پیراپزشکی و توانبخشی دانشگاه علوم پزشکی مشهد از تداوم فعالیت‌های آموزشی و خدمات درمانی این دانشکده بدون هیچ‌گونه تعطیلی خبر داد و گفت: روند آموزش دانشجویان و ارائه خدمات تخصصی در طول این مدت به‌صورت مستمر ادامه داشته است.

دکتر داود سبحانی‌راد در گفتگو با وب دا اظهار کرد: فعالیت‌های کارورزی دانشجویان در مشهد به‌جز یک هفته نخست جنگ، بدون وقفه برگزار شد و اگرچه کارآموزی در مقطعی با محدودیت‌هایی همراه بود، اما طی سه هفته اخیر بار دیگر به روال عادی بازگشته است.

تداوم کارورزی در رشته‌های مختلف توانبخشی

وی افزود: کارورزی دانشجویان مشهدی در رشته‌های مختلف توانبخشی از جمله گفتاردرمانی، کاردرمانی، بینایی‌سنجی و مددکاری اجتماعی فعال بوده و پس از تعطیلات نوروزی، کارورزی دانشجویان غیر بومی نیز آغاز شده است.

رئیس دانشکده پیراپزشکی و توانبخشی مشهد ادامه داد: کلاس‌های آموزشی در دروس تئوری به‌صورت مجازی برگزار شد تا روند آموزش دانشجویان بدون وقفه ادامه پیدا کند.

حضور مستمر اعضای هیأت علمی در مراکز درمانی

دکتر سبحانی‌راد با اشاره به نقش اعضای هیأت علمی در ارائه خدمات درمانی تصریح کرد: اعضای هیأت علمی رشته‌های توانبخشی نیز ساعات موظفی خود را به‌صورت فعال در بیمارستان‌ها سپری کردند و در حوزه بالین حضوری مستمر داشتند.

وی گفت: تمام اعضای هیأت علمی بالینی در مراکز درمانی و توانبخشی از جمله بیمارستان‌های هاشمی‌نژاد، قائم(عج)، امام رضا(ع) و مرکز جامع توانبخشی مشغول خدمت بودند.

آموزش و خدمت‌رسانی همزمان در شرایط خاص

رئیس دانشکده پیراپزشکی و توانبخشی مشهد تأکید کرد: تداوم همزمان آموزش و خدمت‌رسانی درمانی در این دانشکده نشان‌دهنده آمادگی مجموعه دانشگاهی برای پاسخ‌گویی به نیازهای آموزشی و درمانی حتی در شرایط خاص است.

 

طراحی خمیردندان گیاهی بر پایه طب ایرانی با استفاده از سعد کوفی، سماق و گلنار

 

 

عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد گفت: پژوهشی در حوزه داروسازی سنتی با عنوان «ساخت خمیردندان گیاهی حاوی عصاره‌های هیدروالکلی سعد کوفی، سماق و گلنار» با هدف طراحی فرآورده‌ای طبیعی و علمی برای ارتقای بهداشت دهان و دندان انجام شده است. این طرح که تحت نظارت و سرپرستی دکتر سبحانی اجرا شده، تلاش داشته است با تکیه بر منابع معتبر طب ایرانی و بهره‌گیری از استانداردهای نوین داروسازی، فرمولاسیونی ایمن، پایدار و مؤثر برای مراقبت از لثه و دندان ارائه دهد.

 

دکتر سبحانی، مجری این طرح پژوهشی، در گفتگو با وب دا  با اشاره به مبانی علمی این مطالعه اظهار کرد: در متون مرجع طب سنتی ایران، به‌ویژه در کتاب «قانون در طب» شیخ‌الرئیس ابوعلی سینا، بارها به نقش گیاهان دارویی در استحکام لثه، کاهش التهابات دهانی، کنترل خونریزی و حفظ سلامت دندان‌ها اشاره شده است. به گفته وی، در این پژوهش سه گیاه دارویی سعد کوفی، سماق و گلنار که سابقه طولانی در درمان‌های سنتی دارند، در قالب یک فرمولاسیون مدرن و استاندارد مورد بررسی و استفاده قرار گرفته‌اند.

 

وی درباره ویژگی‌های درمانی این گیاهان افزود: گلنار و سماق به دلیل دارا بودن مقادیر قابل توجهی از تانن‌ها و ترکیبات پلی‌فنولی، دارای اثرات قابض، ضدالتهابی و آنتی‌اکسیدانی هستند و می‌توانند در کاهش التهاب لثه، استحکام بافت‌های دهانی و کنترل خونریزی مؤثر باشند. در منابع طب سنتی نیز از این دو گیاه به عنوان ترکیباتی مفید برای تقویت لثه و بهبود زخم‌های دهانی یاد شده است. همچنین سعد کوفی با داشتن ترکیبات معطر و ترپنوئیدی، خواص ضدباکتریایی و ضدعفونی‌کننده دارد و می‌تواند در کاهش بوی نامطبوع دهان و مهار رشد برخی میکروارگانیسم‌های دهانی نقش داشته باشد.

 

مجری طرح با اشاره به جنبه‌های فرمولاسیون این فرآورده گفت: در طراحی این خمیردندان تلاش شد ضمن حفظ خواص درمانی عصاره‌های گیاهی، پایداری فیزیکی و شیمیایی محصول نیز تضمین شود. از آنجا که ترکیبات فنولی موجود در عصاره‌های گیاهی نسبت به اکسیداسیون و تغییرات pH حساس هستند، متغیرهایی مانند غلظت عصاره‌ها، pH نهایی فرآورده، نوع پایدارکننده و سیستم نگهدارنده به‌طور دقیق مورد بررسی و بهینه‌سازی قرار گرفت.

 

وی همچنین به استفاده از هیالورونیک اسید در این فرمولاسیون اشاره کرد و گفت: برای افزایش سازگاری فرآورده با مخاط دهان و کمک به ترمیم بافت‌های آسیب‌دیده لثه، از هیالورونیک اسید با وزن مولکولی متوسط تا بالا استفاده شد. این ترکیب با ایجاد یک لایه محافظ روی مخاط دهان و حفظ رطوبت بافتی، می‌تواند به کاهش التهاب و تسریع روند بازسازی بافت‌های دهانی کمک کند.

 

به گفته دکتر سبحانی، در این پژوهش تمامی مراحل بر اساس اصول علمی و آزمون‌های استاندارد انجام شده است. وی توضیح داد: غلظت مواد مؤثره بر اساس مطالعات پیشین، محدوده‌های ایمن مصرف و همچنین آزمون‌های میکروبی مانند تعیین حداقل غلظت مهارکنندگی (MIC) مشخص شد تا بهترین تعادل میان اثر ضدمیکروبی، ایمنی و پایداری حاصل شود.

 

او همچنین به ارزیابی ایمنی محصول برای مینای دندان اشاره کرد و افزود: برای بررسی سازگاری این فرمولاسیون با ساختار دندان، آزمون‌های آزمایشگاهی در شرایط شبیه‌سازی‌شده مصرف انجام شد. در این بررسی‌ها تغییرات احتمالی در میکروسختی و زبری سطح مینای دندان مورد ارزیابی قرار گرفت و نتایج نشان داد که فرمولاسیون طراحی‌شده سازگاری مناسبی با مینای دندان دارد.

 

دکتر سبحانی در پایان خاطرنشان کرد: هدف این پژوهش آن بود که ظرفیت‌های ارزشمند طب سنتی ایران در قالب یک فرآورده علمی و مبتنی بر شواهد ارائه شود. نتایج این مطالعه نشان می‌دهد ترکیب گیاهانی مانند سعد کوفی، سماق و گلنار در کنار فناوری‌های نوین داروسازی می‌تواند به تولید محصولات طبیعی و مؤثر برای سلامت دهان و دندان منجر شود. به گفته وی، در ادامه مسیر توسعه این محصول، فرآورده حاصل از این پژوهش وارد مراحل مطالعات بالینی شده است تا اثربخشی و ایمنی آن در شرایط مصرف واقعی نیز مورد ارزیابی قرار گیرد.

تداوم آموزش، پژوهش و خدمات درمانی در دانشکده دندانپزشکی مشهد

رئیس دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، از آغاز جنگ تحمیلی رمضان، با وجود توقف فعالیت‌های آموزشی حضوری در سراسر کشور، روند آموزش تخصصی در این دانشکده متوقف نشد و در بخش تئوری به‌صورت مجازی و در بخش بالینی به‌صورت حضوری با حضور رزیدنت‌های بومی ادامه یافت.

دکتر  ناصر سرگلزایی، در گفتگو با وب دا گفت: پس از تعطیلات نوروز، آموزش تخصصی نیز به روال طبیعی بازگشت و فعالیت‌ها در این حوزه به شکل عادی از سر گرفته شد.

رئیس دانشکده دندانپزشکی مشهد درباره وضعیت دانشجویان دندانپزشکی عمومی نیز اظهار کرد: در این مدت، دروس تئوری به‌صورت مجازی برگزار شد و دروس عملی تا پنجم اردیبهشت‌ماه متوقف بود که از آن زمان، آموزش‌ها در این بخش نیز به روال عادی بازگشت.

دکتر سرگلزایی با اشاره به تداوم خدمات درمانی دانشکده تصریح کرد: پیش از تعطیلات نوروز، در ایام تعطیلات و پس از آن، اورژانس دندانپزشکی به‌صورت مستمر فعال بود و خدمات لازم را به مراجعان ارائه داد.

وی همچنین با تأکید بر ادامه فعالیت‌های پژوهشی در دانشکده گفت: در تمام این مدت، فعالیت‌های پژوهشی به‌ویژه در حوزه پایان‌نامه‌های دانشجویی تداوم داشت و جلسات دفاع از پایان‌نامه‌ها نیز به‌صورت حضوری یا مجازی برگزار شد.

فاصله‌گذاری ایمن؛ راهبردی حیاتی برای سلامت مادر، کودک و تحکیم بنیان خانواده

عضو هیأت علمی گروه مامایی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با تأکید بر اهمیت فاصله‌گذاری اصولی میان بارداری‌ها، آن را یکی از مؤثرترین مداخلات بهداشتی در ارتقای سلامت مادر و نوزاد و کاهش عوارض زایمان دانست.

دکتر الهه منصوری قزل‌حصاری در گفتگو با وب دا به تشریح اهمیت برنامه‌ریزی آگاهانه برای بارداری پرداخت و اظهار کرد: فاصله‌گذاری مناسب میان زایمان و بارداری بعدی، نه‌تنها ضامن سلامت جسمی و روانی مادر است، بلکه زیربنای تولد نوزادانی سالم‌تر و افزایش کیفیت زندگی در کانون خانواده محسوب می‌شود.

بازه زمانی استاندارد؛ فرصتی برای بازیابی توان مادر

عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد با اشاره به توصیه‌های سازمان جهانی بهداشت (WHO) تصریح کرد: توصیه اکید متخصصان، رعایت حداقل ۲۴ ماه فاصله میان زایمان و شروع بارداری بعدی است. این بازه زمانی، فرصتی حیاتی برای بازسازی قوای جسمانی مادر و جبران ذخایر مغذی ضروری از جمله آهن، اسید فولیک و کلسیم است که در طول بارداری و شیردهی تحلیل رفته‌اند.

خطرات بارداری‌های زودهنگام (کمتر از ۱۸ ماه)

دکتر منصوری قزل‌حصاری در ادامه با هشدار نسبت به پیامدهای بارداری‌های متوالی و با فاصله کمتر از ۱۸ ماه، افزود: این اقدام می‌تواند مادر و نوزاد را با چالش‌های جدی مواجه سازد که مهم‌ترین آن‌ها عبارتند ازعوارض جسمی برای مادر شامل تشدید کم‌خونی، سوءتغذیه و خستگی‌های مفرط جسمی، خطرات نوزادی شامل  افزایش احتمال زایمان زودرس، تولد نوزاد با وزن کم (LBW) و به‌تبع آن افزایش نرخ مرگ‌ومیر نوزادان،چالش‌های سلامت روان شامل افزایش ریسک افسردگی پس از زایمان و خستگی‌های روانی،پیامدهای اجتماعی شامل  افزایش احتمال بارداری‌های ناخواسته و پیامدهای ناگوار آن است.

وی تأکید کرد :  بسیاری از این موارد ناشی از کمبود آگاهی یا دسترسی ناکافی به مشاوره‌های تخصصی تنظیم خانواده است که لزوم آموزش و در دسترس قرار دادن روش‌های مطمئن پیشگیری از بارداری را پررنگ می‌کند.

مخاطرات فواصل طولانی‌مدت (بیش از ۵ سال)

این متخصص مامایی همچنین درباره پیامدهای فاصله‌های بیش از ۵ سال میان دو بارداری خاطرنشان کرد: برخلاف تصور عموم، طولانی شدن بیش از حد فاصله میان بارداری‌ها نیز خالی از خطر نیست. در این شرایط، مادر ممکن است با عوارضی نظیر افزایش فشار خون و دیابت بارداری، دشواری در زایمان و نیاز به سزارین، و کاهش آمادگی فیزیولوژیک بدن مواجه شود. همچنین در بعد روانی، سازگاری مجدد اعضای خانواده با نوزاد جدید پس از سال‌ها می‌تواند چالش‌برانگیز باشد.

اهمیت مشورت تخصصی در برنامه‌ریزی بارداری

دکتر منصوری قزل‌حصاری در پایان با اشاره به نقش کلیدی نظام سلامت در کشور گفت: تعیین زمان مناسب برای بارداری مجدد، یک تصمیم کاملاً فردی و وابسته به شرایط اختصاصی هر مادر است. عواملی نظیر سن، وضعیت تغذیه‌ای، سوابق پزشکی و شرایط جسمی باید حتماً توسط پزشک یا ماما بررسی شود. نظام سلامت ایران با ارائه خدمات مشاوره‌ای و مراقبت‌های پیش از بارداری، آمادگی کامل دارد تا با راهنمایی خانواده‌ها، مسیر رسیدن به یک بارداری ایمن و دستیابی به فرزندی سالم را هموار سازد.

هشدار نسبت به بحران تأخیر در فرزندآوری؛ وقتی ساعت بیولوژیک با آرزوهای مدرن همخوانی ندارد

عضو هیات علمی گروه مامایی  از پیامدهای جبران‌ناپذیر افزایش سن والدین بر سلامت نوزادان و مادران پرده برداشت؛ از خطر اوتیسم و اسکیزوفرنی در سنین بالای پدر تا سقوط آزاد ذخیره تخمدانی در زنان.

 

دکتر کبری میرزاخانی در گفتگو با وب دا گفت:

تأخیر در فرزندآوری، پدیده‌ای که روزگاری نماد مدرنیته و پیشرفت تحصیلی و شغلی به شمار می‌رفت، امروزه به یک معضل سلامت عمومی در سطح جهان و ایران تبدیل شده است.  عضو هیئت علمی گروه مامایی، گفت:عبور از مرز ۳۰ سالگی برای زنان و ۴۰ سالگی برای مردان، تنها یک عدد نیست، بلکه آغاز تغییرات بیولوژیکی است که می‌تواند شانس داشتن فرزندی سالم را به شدت تحت‌تأثیر قرار دهد.

 

کمال‌گرایی اجتماعی؛ سدی در برابر والد شدن

دکتر میرزاخانی به تغییر سبک زندگی در دهه‌های اخیر اشاره کرد و گفت: امروزه شاهد هستیم که زوجین به بهانه دست‌یابی به جایگاه ایده‌آل تحصیلی، شغلی و مالی، ازدواج و پس از آن فرزندآوری را به تأخیر می‌اندازند. بسیاری از زوجین ترجیح می‌دهند سال‌های ابتدایی زندگی زناشویی را صرفاً به تفریح بگذرانند، بی‌آنکه بدانند پنجره باروری با سرعتی باورنکردنی در حال بسته شدن است.

 

سن ۳۲ سالگی؛ آغاز شیب تند کاهش باروری

این عضو هیئت علمی گروه مامایی با استناد به یافته‌های علمی، مرزهای سنی دقیق را برای زنان ترسیم کرد: تحقیقات نشان می‌دهد باروری زنان از ۳۲ سالگی شروع به کاهش می‌کند و این روند پس از ۳۷ سالگی با شتابی بسیار بیشتر ادامه می‌یابد. زنانی که پس از ۳۰ سالگی ازدواج می‌کنند، نه تنها در معرض خطر ناباروری اولیه هستند، بلکه احتمال ناباروری ثانویه (ناتوانی در بارداری مجدد) در آن‌ها نسبت به گروه سنی ۲۰ تا ۲۹ سال، چندین برابر افزایش می‌یابد

 

وی افزود: پيري آندومتر، کاهش ذخیره تخمدانی و افزایش سقط‌های خودبه‌خودی به دلیل اختلالات کروموزومی، بهای سنگینی است که فیزیولوژی بدن بابت تأخیر در بارداری می‌پردازد.

 

خطراتی که در کمین مادر و نوزاد است

دکتر میرزاخانی با اشاره به عوارض دوران بارداری در سنین بالای ۳۵ سال، تأکید کرد: بارداری در سنین بالا صرفاً سخت‌تر شدنِ لقاح نیست؛ بلکه با افزایش جدی خطر زایمان زودرس، وزن کم نوزاد هنگام تولد، مرده‌زایی و نقایص مادرزادی قلبی همراه است. همچنین مادران در این سنین با چالش‌هایی همچون دیابت بارداری، پره‌اکلامپسی (مسمومیت حاملگی) و افزایش احتمال سزارین روبرو هستند که این مخاطرات بعد از ۴۰ سالگی وارد فاز بحرانی‌تری می‌شود.

 

نقش پدران؛ سن بالای مردان و خطر بیماری‌های عصبی-رشدی

بسیاری تصور می‌کنند سن تنها برای زنان محدودیت ایجاد می‌کند، اما دکتر میرزاخانی این باور را اصلاح کرد: پیامدهای تأخیر در فرزندآوری فقط مختص مادران نیست. کیفیت اسپرم در مردان پس از ۴۰ سالگی افت کرده و از ۴۵ سالگی آسیب‌های آن کاملاً آشکار می‌شود. نقص در سیستم ترمیم DNA اسپرم در مردان مسن، خطر بروز بیماری‌هایی نظیر اوتیسم، اسکیزوفرنی، صرع و نقایص قلبی را در فرزندان به شدت افزایش می‌دهد.

 

وی همچنین خاطرنشان کرد: در مردان بالای ۴۵ سال، نه تنها شانس تولد زنده کاهش می‌یابد، بلکه خطر سقط جنین و جهش‌های ژنتیکی خودبه‌خودی نیز به شکل چشم‌گیری بالا می‌رود.

 

فرمول خطر؛ وقتی والدین هر دو مسن هستند

یکی از نکات کلیدی مطرح شده در این گفتگو، اثر تجمعی سن والدین بود. این متخصص مامایی توضیح داد: اگر هم مادر (بالای ۳۵ سال) و هم پدر (بالای ۴۰ سال) در سنین بالا اقدام به بارداری کنند، خطر عوارض بارداری و بیماری‌های جنین به صورت “تجمعی و تشدیدکننده” عمل می‌کند؛ یعنی خطر بسیار فراتر از زمانی است که تنها یکی از والدین سن بالایی داشته باشد.

نقش حیاتی ماماها در آگاه‌سازی جامعه

دکتر میرزاخانی در پایان، نقش ماماها و مشاورین مامایی را در اصلاح این روند حیاتی دانست و گفت: ماماها در خط مقدم آموزش و آگاه‌سازی جامعه هستند. وظیفه ماست که به زوجین مشاوره دهیم تا زمان طلایی باروری را فدای معیارهای دیگر نکنند. انتخاب زمان مناسب برای ازدواج و فرزندآوری، تضمین‌کننده سلامت نسل آینده و ارتقای سلامت عمومی جامعه است.

۴ اقدام حیاتی در برخورد با جراحات ناشی از ترکش و اجسام خارجی؛ توصیه‌های مدیر پرستاری بیمارستان هاشمی‌نژاد

مدیر پرستاری بیمارستان هاشمی‌نژاد با ارائه آموزش‌های اولیه درباره نحوه مواجهه با جراحات ناشی از فرو رفتن اجسام خارجی در بدن، بر خودداری از خارج کردن جسم فرو رفته، تثبیت آن، کنترل خونریزی و بی‌حرکت‌سازی عضو آسیب‌دیده تأکید کرد.

دکتر محمد حسام شریفی‌پور، در گفتگو با وب دا با بیان اینکه در برخی حوادث از جمله شرایط جنگی ممکن است افراد دچار جراحات ناشی از ترکش یا اجسام خارجی شوند، اظهار کرد: آگاهی از اصول اولیه کمک‌های اولیه در چنین شرایطی می‌تواند از بروز آسیب‌های ثانویه و تشدید وضعیت مصدوم جلوگیری کند

مدیر پرستاری بیمارستان هاشمی‌نژاد نخستین اصل در برخورد با این نوع جراحات را خارج نکردن جسم خارجی فرو رفته در بدن عنوان کرد و گفت: هرگز نباید جسمی که در بدن فرو رفته است را خارج کرد، زیرا این اقدام می‌تواند موجب تشدید خونریزی و آسیب بیشتر به بافت‌های بدن شود

وی دومین اصل مهم را تثبیت جسم خارجی در محل ورود دانست و افزود: پس از مشاهده جسم فرو رفته در بدن، باید آن را تا حد امکان بی‌حرکت و تثبیت کرد تا از جابه‌جایی آن و ایجاد آسیب بیشتر جلوگیری شود.

دکتر شریفی‌پور در ادامه کنترل خونریزی را سومین اقدام ضروری در مدیریت اولیه این جراحات عنوان کرد و گفت: کنترل به‌موقع خونریزی یکی از مهم‌ترین اقدامات برای حفظ وضعیت پایدار مصدوم تا زمان انتقال به مرکز درمانی است.

وی همچنین به بی‌حرکت‌سازی عضو آسیب‌دیده به عنوان چهارمین اصل اشاره کرد و تصریح کرد: برای جلوگیری از تشدید آسیب، لازم است عضو دچار جراحت تا حد امکان ثابت و بی‌حرکت نگه داشته شود.

مدیر پرستاری بیمارستان هاشمی‌نژاد در پایان با تأکید بر اهمیت رعایت این اصول در مواجهه با جراحات ناشی از اجسام خارجی، خاطرنشان کرد: رعایت این اقدامات اولیه می‌تواند نقش مؤثری در کاهش عوارض و فراهم شدن شرایط مناسب برای انتقال مصدوم به مراکز درمانی تخصصی داشته باشد.

نقش ماماها در سلامت مادر و نوزاد

معاون درمان دانشگاه علوم پزشکی مشهد در پیامی به مناسبت روز جهانی ماما، با تأکید بر نقش اساسی ماماها در سلامت مادران و نوزادان، از تلاش‌ها و خدمات بی‌وقفه این قشر تقدیر کرد.

به گزارش وبدا دکتر منصور شکیبا، با گرامیداشت ۱۵ اردیبهشت‌ماه، روز جهانی ماما، اظهار کرد: ماماها در خط مقدم ارائه خدمات سلامت باروری قرار دارند و به‌عنوان حامیان مادران باردار، نقش کلیدی در پیشگیری از مخاطرات بارداری، حفظ سلامت نوزاد و ارتقای شاخص‌های جمعیت ایفا می‌کنند.

ماماها؛ جانفدایان سلامت مادران و نوزادان

دکتر شکیبا با اشاره به اینکه ماماها از مهم‌ترین ارکان نظام سلامت به شمار می‌روند، افزود: ماماها در حوزه‌های بهداشت باروری، مشاوره فرزندآوری، مراقبت‌های پیش از بارداری، دوران بارداری، زایمان و پس از زایمان، نقشی غیرقابل‌جایگزین دارند. تداوم هستی در گرو شادی مادران و لبخند معصومانه نوزادان است و سلامتی این عزیزان مرهون تلاش شبانه‌روزی ماماهای صبور و ایثارگر می‌باشد.

وی تأکید کرد :حضور علمی، مهارتی و دلسوزانه ماماها، سهم چشمگیری در کاهش مرگ‌ومیر مادران و نوزادان، افزایش رضایتمندی مادران و ایجاد تجربه‌ای ایمن و سلامت از دوران بارداری دارد.

روز جهانی ماما؛ فرصتی برای تجلیل از تلاشگران بی‌ادعا

معاون درمان دانشگاه تصریح کرد: روز جهانی ماما فرصت مغتنمی برای یادآوری جایگاه ارزشمند حرفه مامایی و تقدیر از خدمات صادقانه و بی‌چشم‌داشت این قشر خدوم است. جامعه مامایی دانشگاه علوم پزشکی مشهد در بیمارستان‌ها و مراکز درمانی همواره حضوری فعال، تخصصی و اثربخش دارد.

قدردانی از جامعه مامایی دانشگاه

دکتر شکیبا ضمن تبریک این روز به ماماهای دانشگاه علوم پزشکی مشهد گفت: ماماها با تحمل لحظه‌های دشوار زایمان و با تکیه بر تعهد و تجربه، گرمی نگاهشان را تقدیم سیمای لطیف نوزادان می‌کنند و نقش معنوی و ماندگاری در تولد سالم نسل آینده دارند.

وی گفت: ضمن تبریک روز جهانی ماما، موفقیت، سلامتی و بهروزی همه همکاران گران‌قدر جامعه مامایی را از درگاه ایزد متعال مسئلت می‌نمایم.

چشم‌پزشکی؛ رشته‌ای رضایت‌بخش در پزشکی / توصیه دکتر جواد صادقی به داوطلبان دستیاری

 

دکتر جواد صادقی با تأکید بر اهمیت انتخاب آگاهانه رشته تخصصی در پزشکی، چشم‌پزشکی را یکی از رشته‌های رضایت‌بخش این حوزه دانست و به داوطلبان آزمون دستیاری توصیه کرد در صورت داشتن شرایط، این رشته را مدنظر قرار دهند.

 

وی با اشاره به تجربه شخصی خود در مسیر انتخاب تخصص گفت: انتخاب رشته پزشکی برای من بر اساس علاقه بود، اما در طول دوره پزشکی عمومی مانند بسیاری از دانشجویان، در انتخاب تخصص دچار نوسان می‌شدم و گاهی به رشته‌های مختلف علاقه‌مند می‌شدم. در نهایت در پایان دوره پزشکی عمومی به این نتیجه رسیدم که در میان رشته‌های مختلف پزشکی، چشم‌پزشکی را بیش از سایر حوزه‌ها دوست دارم.

 

دکتر صادقی افزود: پیش از ورود به این رشته تصور دقیقی از آن نداشتم، اما پس از ورود متوجه شدم چشم‌پزشکی رشته‌ای بسیار رضایت‌بخش و مناسب است. به همین دلیل به داوطلبانی که در آستانه آزمون دستیاری هستند و امکان انتخاب این رشته را دارند توصیه می‌کنم آن را در اولویت انتخاب‌های خود قرار دهند.

 

این متخصص چشم‌پزشکی با تأکید بر نقش استادان در تربیت دانشجویان نیز اظهار کرد: دلسوزی پدرانه یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های یک استاد خوب است. یک معلم واقعی تنها به انتقال مطالب علمی بسنده نمی‌کند، بلکه تلاش می‌کند شاگردان خود را از جنبه‌های مختلف شخصیتی نیز رشد دهد.

 

وی در ادامه با اشاره به خاطره‌ای از مرحوم استاد میرنقی موسوی گفت: درگذشت این استاد برای ما بسیار سخت بود. زمانی که ایشان با وجود بیماری و درد همچنان در بیمارستان حضور داشتند، ما که رزیدنت‌های ارشد بخش بودیم را فراخواندند. آن روز مصادف با عید غدیر بود و استاد که سید بودند هدایایی به ما دادند تا از طرف ایشان به سایر رزیدنت‌ها تقدیم کنیم. چند هفته بعد از آن استاد دار فانی را وداع گفتند.

 

دکتر صادقی در پایان با اشاره به تجربه‌های دوران تحصیل خود خاطرنشان کرد: در تمام مقاطع تحصیلی با وجود تلاش فراوان، همواره احساس می‌کردم کارهایی باقی مانده که فرصت انجام آن‌ها را نداشته‌ام؛ از کتاب‌هایی که دوست داشتم بخوانم تا فعالیت‌های آموزشی و پژوهشی که به آینده موکول شد.

 

وی توصیه کرد: هرچه زمان می‌گذرد مسئولیت‌ها و دغدغه‌ها بیشتر می‌شود، بنابراین دانشجویان و جوانان باید قدر زمان را بدانند و از فرصت‌های پیش رو نهایت استفاده را ببرند.

۷۰ هزار زایمان در سال ۱۴۰۴؛ گزارش دانشگاه از تلاش ماماها

مدیر امور بیمارستان‌های دانشگاه علوم پزشکی مشهد با گرامیداشت روز ماما، از تلاش‌ها و نقش‌آفرینی بی‌بدیل ماماها در نظام سلامت قدردانی کرد و گفت: در سال گذشته ۷۰ هزار و ۵۴ زایمان توسط یک‌هزار و ۲۷۰ نیروی ماما در ۳۴ بیمارستان دارای بلوک زایمان تحت پوشش دانشگاه انجام شده است.

دکتر سعیده صباغ سجادیه ، در گفتگو با وبدا اظهار کرد: ماماها نخستین صدای زندگی را در گوش جهان می‌نشانند و نقشی ماندگار در تداوم حیات و سلامت جامعه ایفا می‌کنند.

مامایی؛ رسالتی فراتر از یک شغل

وی با بیان اینکه مامایی پیوندی میان علم، صبر و عشق است، افزود: یک ماما تنها مراقب سلامت مادر و نوزاد نیست، بلکه نماد آرامش، امید و تداوم زندگی است. در شرایطی که جهان با چالش‌ها و دشواری‌های مختلف روبه‌روست، مامایی جلوه‌ای از آفرینش و استمرار حیات محسوب می‌شود.

دکتر صباغ خاطرنشان کرد: ماماها در سخت‌ترین و حساس‌ترین لحظات، با وجود خستگی‌های جسمی، با تعهد و مسئولیت‌پذیری بالا وظیفه خطیر خود را انجام می‌دهند و در بخش‌های مختلف بهداشتی و درمانی حضوری فعال دارند. آنان ثابت کرده‌اند که زندگی حتی در دشوارترین شرایط نیز مسیر خود را خواهد یافت.

وی افزود: از این تعداد، ۷۰۰ ماما در بیمارستان‌های دولتی و ۵۷۰ ماما در بیمارستان‌های خصوصی مشغول خدمت‌رسانی هستند که نقش مهمی در ارتقای شاخص‌های سلامت مادر و نوزاد ایفا می‌کنند.

قدردانی از جامعه مامایی

دکتر صباغ در پایان ضمن قدردانی از تلاش‌های شبانه‌روزی جامعه مامایی، گفت: امروز با افتخار به جامعه مامایی جهان و به‌ویژه ماماهای پرتلاش دانشگاه علوم پزشکی مشهد درود می‌فرستیم و قدردان زحمات، صبر و تعهد بی‌کران آنان هستیم.

آموزش کودک از صبحانه شروع می‌شود نه از زنگ مدرسه/ تغذیه مناسب، پایه رشد جسمی، تقویت یادگیری و ارتقای سلامت کودکان است

مدیر بهبود تغذیه جامعه معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی مشهد با تأکید بر نقش بنیادین تغذیه در سلامت و رشد کودکان گفت: آموزش کودک از صبحانه شروع می‌شود، نه از زنگ مدرسه؛ چرا که تغذیه صحیح، نخستین گام برای تقویت جسم، ذهن و توان یادگیری در سنین رشد است.

دکتر زهرا اباصلتی در گفتگو با وب دا با بیان اینکه سلامت تنها به معنای نبود بیماری نیست، افزود: سلامت، مجموعه‌ای از رفاه جسمی، روانی و اجتماعی است و تغذیه مناسب یکی از مهم‌ترین ارکان تحقق آن به شمار می‌رود. مواد غذایی سالم در رشد، ترمیم سلول‌ها، عملکرد طبیعی بدن و تقویت سیستم ایمنی نقشی اساسی دارند.

دکتر اباصلتی تصریح کرد: نیاز انرژی روزانه بدن به دو بخش تقسیم می‌شود؛ بخش نخست، انرژی پایه است که برای ادامه حیات و انجام فعالیت‌های حیاتی بدن در زمان استراحت و خواب مصرف می‌شود و بخش دوم، انرژی مورد نیاز برای فعالیت‌های ذهنی، جسمی و حرکتی روزانه است. در صورتی که این انرژی به‌درستی تأمین نشود، فرد دچار خستگی، ضعف و کاهش توان عملکردی می‌شود.

وی با اشاره به تأثیر مستقیم تغذیه بر یادگیری دانش‌آموزان اظهار داشت: دانش‌آموزی که انرژی کافی دریافت نکند، در کلاس درس دچار خستگی، بی‌حوصلگی و کاهش تمرکز می‌شود و در درک مطالب آموزشی با مشکل روبه‌رو خواهد شد. به همین دلیل، تغذیه مناسب به‌ویژه در سال‌های آغازین زندگی، نقش مهمی در رشد ذهنی و جسمی کودک دارد.

مدیر بهبود تغذیه جامعه معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی مشهد افزود: رشد مغز در دو سال نخست زندگی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و کمبود پروتئین و انرژی در این دوره می‌تواند به اختلال در رشد سلول‌های مغزی منجر شود. همچنین کمبود برخی ریزمغذی‌ها مانند ویتامین‌های B1 و B2، کلسیم و ید می‌تواند بر عملکرد اعصاب، توان یادگیری، تمرکز و رشد جسمی تأثیر منفی بگذارد.

دکتر اباصلتی بیان کرد:  ویتامین B2 در متابولیسم مغز نقش دارد و کمبود آن ممکن است موجب اختلال در ارتباطات عصبی شود. این ویتامین در شیر پاستوریزه، تخم‌مرغ، جگر، گوشت قرمز و ماهی یافت می‌شود. ویتامین B1 نیز در انتقال پیام‌های عصبی، تصمیم‌گیری و یادگیری مؤثر است و در مواد غذایی مانند لبنیات، تخم‌مرغ، گوشت، مرغ و حبوبات وجود دارد.

وی ادامه داد: کلسیم برای استحکام استخوان‌ها، فعالیت آنزیم‌ها و سلامت عمومی بدن ضروری است و در لبنیات، ماهی‌های کوچک با استخوان خوراکی، نخود، سویا و سبزی‌های برگ سبز یافت می‌شود. همچنین کمبود ید می‌تواند موجب گواتر، کاهش توان یادگیری و ضعف جسمی شود و این ماده حیاتی در غذاهای دریایی و نمک یددار وجود دارد.

 

دکتر اباصلتی با اشاره به آثار سوء تغذیه بر یادگیری کودکان گفت: کم‌خونی ناشی از فقر آهن، سوءتغذیه در دوران جنینی، شیرخوارگی و کودکی و همچنین کمبود مواد مغذی در دوران بارداری می‌تواند آثار ماندگاری بر رشد جسمی و ذهنی کودک برجای بگذارد و حتی بر توان یادگیری در سال‌های بعد نیز اثر بگذارد.

وی بیان کرد: وعده صبحانه و میان‌وعده حدود ساعت ۱۰ صبح، نقش مهمی در تأمین انرژی دانش‌آموزان دارد و اجرای برنامه‌های تغذیه‌ای در مدارس، به‌ویژه در مناطق محروم، می‌تواند به بهبود کیفیت یادگیری و پیشرفت تحصیلی کمک کند.

خوشبختی در خوشحال کردن دیگران است / روایت دکتر رحیم صفاری از مسیر انتخاب چشم‌پزشکی

دکتر رحیم صفاری، عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با اشاره به مسیر علاقه‌مندی خود به چشم‌پزشکی از سال‌های نوجوانی، از نقش معلمان و استادان در شکل‌گیری نگاه انسان به زندگی و خوشبختی سخن گفت.

 

وی اظهار کرد: سال ۷۸ در دفتر خاطراتم نوشته بودم که می‌خواهم چشم‌پزشک شوم و حتی از دوران راهنمایی نیز این علاقه در ذهنم شکل گرفته بود، هرچند مسیر زندگی بعدها به‌گونه‌ای پیش رفت که در نهایت به این رشته رسیدم.

 

صفاری با بیان اینکه دلسوزی و فقدان اساتید و عزیزان برای هر انسان اندوه‌بار است، افزود: در این مسیر افتخار شاگردی مرحوم دکتر مصبی را داشتم و از دست دادن ایشان برای من بسیار تأثربرانگیز بود.

 

وی همچنین با یادآوری یکی از معلمان دوران تحصیل خود گفت: یکی از معلمانم همواره تلاش می‌کرد علاوه بر آموزش درس، شیوه درست زندگی کردن و انتقال خوشبختی به دیگران را به ما بیاموزد. همین نگاه باعث شد به این باور برسم که خوشبختی واقعی از خوشحال کردن دیگران به دست می‌آید.

 

عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد ادامه داد: کسی که تنها به خوشحالی شخصی خود فکر می‌کند، در نهایت به رضایت واقعی نمی‌رسد؛ چرا که خوشحالی پایدار، در مسیر شادی‌بخشی به دیگران شکل می‌گیرد.

آغاز فعالیت ورزشی پس از ۴۰ سالگی؛ بهترین داروی پیشگیری کننده امراض

عضو هیأت علمی گروه طب فیزیکی و توانبخشی دانشگاه علوم پزشکی مشهد با اشاره به اهمیت آغاز فعالیت بدنی در میانسالی، تأکید کرد که شروع ورزش پس از ۴۰ سالگی نه تنها دیر نیست، بلکه یکی از مؤثرترین راهکارها برای حفظ سلامت، پیشگیری از بیماری‌ها و افزایش طول عمر است؛ حتی افراد کاملاً بی‌تحرک نیز می‌توانند با شروع تدریجی ورزش، بهبودهای چشمگیر به دست آورند.

دکتر محسن ظفرقاسم‌پور در گفتگو با وب دا  گفت:مطالعات جدید نشان می‌دهد حتی افرادی که تا سنین ۴۰ تا ۶۰ سالگی هیچ‌گونه فعالیت ورزشی منظم نداشته‌اند، با آغاز ورزش می‌توانند خطر مرگ ناشی از بیماری‌های قلبی و سرطان را به شکل قابل توجهی کاهش دهند.

کاهش خطر بیماری‌های قلبی، سرطان و افت عملکرد جسمی

متخصص طب فیزیکی با اشاره به تغییرات فیزیولوژیک بدن در دهه‌های میانسالی اظهار کرد:از حدود ۳۵ سالگی سالانه حدود یک درصد از توده عضلانی بدن کاهش می‌یابد و این روند پس از ۵۰ سالگی سریع‌تر می‌شود. همچنین کاهش تراکم استخوان، به‌ویژه در زنان، زمینه‌ساز پوکی استخوان و شکستگی‌های جدی است.

وی افزود: ورزش منظم نه تنها از سارکوپنی و پوکی استخوان جلوگیری می‌کند، بلکه در کاهش خطر بیماری‌های قلبی–عروقی، دیابت نوع ۲ و برخی سرطان‌ها نقش بسیار مؤثری دارد.

اولویت نخست: تمرینات قدرتی برای حفظ عضله و استقلال عملکردی

دکتر ظفرقاسم‌پور تمرینات قدرتی را ضروری‌ترین نیاز ورزشی افراد بالای ۴۰ سال دانست و گفت:

افراد باید حداقل ۲ تا ۳ روز در هفته تمرینات مقاومتی مانند اسکات، لانج، شنا و تمرین با وزنه را انجام دهند. حتی یک جلسه در هفته نیز تأثیرات قابل توجهی بر حفظ عضله، افزایش قدرت و جلوگیری از افت عملکرد حرکتی دارد.

وی اضافه کرد : تمرینات قدرتی باید برای گروه‌های اصلی عضلات طراحی شده و با ۱۰ تا ۱۵ تکرار در هر حرکت اجرا شود.

دومین رکن فعالیت‌های هوازی حتی در مقادیر کم نیز اثرگذار است

عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد با تأکید بر اینکه ورزش هوازی قلب را جوان نگه می‌دارد گفت:یافته‌های اخیر نشان می‌دهد تنها ۱۵ تا ۲۰ دقیقه فعالیت شدید در هفته می‌تواند خطر مرگ را تا ۱۷ درصد کاهش دهد. افزایش این مقدار به ۴۰ دقیقه، کاهش خطر را به حدود ۳۶ درصد می‌رساند.

وی گفت: هدف استاندارد فعالیت هوازی شامل ۱۵۰ دقیقه فعالیت با شدت متوسط مانند پیاده‌روی تند یا ۷۵ دقیقه فعالیت شدید مثل دویدن در طول هفته است.

 

سومین اصل؛ تقویت تعادل و انعطاف‌پذیری برای جلوگیری از سقوط

این متخصص طب فیزیکی با اشاره به اینکه توانایی تعادل از دهه چهارم زندگی رو به کاهش می‌رود اظهار کرد:سقوط یکی از مهم‌ترین عوامل آسیب در سالمندی است. تمریناتی مانند ایستادن روی یک پا، تای‌چی و حرکات کششی اصلی، دست‌کم ۲ تا ۳ بار در هفته ضروری است.

ورزش‌های سودمند برای میانسالی

دکتر ظفرقاسم‌پور ورزش‌های راکتی مانند تنیس و بدمینتون و همچنین پیاده‌روی سریع را از بهترین گزینه‌ها برای افراد بالای ۴۰ سال دانست و گفت:پیاده‌روی با سرعت حدود ۱۰۰ قدم در دقیقه می‌تواند مزایای مشابه دویدن را ایجاد کند.

توصیه‌های طلایی برای شروع ایمن ورزش پس از ۴۰ سالگی

این متخصص طب فیزیکی و توانبخشی مهم‌ترین نکات ایمنی را چنین برشمرد و گفت: شروع بسیار تدریجی، به‌ویژه برای افراد بدون سابقه ورزشی، توجه کامل به علائم هشدار مانند درد قفسه سینه، سرگیجه و تنگی نفس غیرطبیعی، گرم‌کردن و سردکردن ۵ تا ۱۰ دقیقه‌ای،افزایش آهسته حجم فعالیت (مثلاً ۵۰۰ قدم بیشتر در هر هفته)،دریافت کافی پروتئین، معادل ۲۰ تا ۳۵ گرم در هر وعده غذایی برای حمایت از ساخت عضله و انتخاب ورزشی که فرد از آن لذت می‌برد تا تداوم آن تضمین شود.

هرگز برای شروع دیر نیست

دکتر ظفرقاسم‌پور تأکید کرد:فعالیت بدنی منظم پس از ۴۰ سالگی، قوی‌ترین داروی موجود برای حفظ سلامت قلب، مغز و عضلات بدن است. حتی یک شروع کوچک نیز می‌تواند مسیر زندگی را تغییر دهد و کیفیت و طول عمر را به‌طور چشمگیری افزایش دهد.

ماما؛ همراه همیشگی مادران برای تولدی ایمن و نسلی سالم

دکترای تخصصی بهداشت باروری و ارشد مشاوره مامایی با اشاره به اهمیت نقش ماماها در نظام سلامت گفت: ماماها در کنار سایر مراقبان سلامت به‌صورت تیمی برای تأمین سلامت مادر و نوزاد فعالیت می‌کنند و نقش مهمی در مسیر بارداری سالم و تولدی ایمن دارند.

دکتر صدیقه عبداله پور، در گفتگو با وب دا به مناسبت روز جهانی ماما اظهار کرد: سازمان جهانی بهداشت امسال با شعار «یک میلیون مامای دیگر» بر نیاز جدی جهان به گسترش حرفه مامایی تأکید کرده است، زیرا همچنان در بسیاری از کشورها برای تضمین سلامت مادران و نوزادان به حضور ماماهای آموزش‌دیده نیاز داریم.

وی افزود: اگر به آموزش مامایی توجه شود، می‌توان به بارداری ایمن‌تر و تولد نسلی سالم‌تر دست یافت. در ایران نیز روز ماما امسال معنای ویژه‌تری پیدا کرده و با شعار ملی «ماما؛ جان‌فدای مادر و نوزاد» گرامی داشته می‌شود.

عبداله‌پور با ادای احترام به ماماهایی که در شرایط سخت و بحرانی، از جمله در جنگ رمضان برای حفظ سلامت مادران و نوزادان جان خود را از دست داده‌اند، گفت: ماماها در خط مقدم ارائه خدمات سلامت قرار دارند و در سخت‌ترین شرایط نیز از خدمت‌رسانی به مادران دست نمی‌کشند.

وی توضیح داد: نخستین گام در مسیر سلامت مادر و نوزاد از مراجعه بانوان برای دریافت مشاوره فرزندآوری آغاز می‌شود و پس از باردار شدن نیز مادران برای مراقبت‌های دوران بارداری به ماما مراجعه می‌کنند. ماماها با ارائه مراقبت‌های مستمر، آموزش‌ها و مشاوره‌های تخصصی تلاش می‌کنند تا بارداری سالم‌تری برای مادران فراهم شود.

این عضو هیأت علمی ادامه داد: در صورت تشخیص مادران نیازمند توجه ویژه، ماماها آنان را به متخصصان زنان ارجاع می‌دهند تا خدمات کامل‌تری دریافت کنند. در واقع همه اعضای تیم سلامت با هدف حفظ سلامت مادران و نوزادان فعالیت می‌کنند.

عبداله‌پور در پایان گفت: حرفه مامایی آمیخته با مهر، همدلی و فداکاری است. ماماها با وجود سختی‌های فراوان، تنها به لبخند رضایت مادران و سلامت نوزادان می‌اندیشند.

 

توسعه داشبوردهای مدیریتی در پرونده الکترونیک سلامت برای تقویت نظارت

مدیر توسعه و ارتقای شبکه سلامت دانشگاه علوم پزشکی مشهد، از تقویت زیرساخت‌های نظارتی در پرونده الکترونیک سلامت خبر داد و گفت: در حال حاضر ارجاع بیماران به سطح دو از طریق پرونده الکترونیک سلامت انجام می‌شود، اما پس از انتقال اطلاعات به سامانه سیب، داشبوردهای مدیریتی مورد نیاز در ابعاد نظارتی به‌طور کامل وجود نداشت.

دکتر حسن عبداله‌زاده، در گفتگو با وبدا گفت: دانشگاه در حال ایجاد و تکمیل داشبوردهای مدیریتی برای ارتقای نظارت و پایش خدمات است و در این راستا داشبوردهای سامانه سینا به سامانه سیبمنتقل می‌شود تا امکان رصد دقیق‌تر عملکردها فراهم شود.

مدیر توسعه و ارتقای شبکه سلامت دانشگاه علوم پزشکی مشهد با بیان اینکه در پرونده الکترونیک سلامت بسته‌های خدمتی متناسب با گروه‌های سنی مختلف تعریف شده است، اظهار کرد: هر فرد با ارائه کد ملی و یک شماره تلفن همراه می‌تواند برای تشکیل پرونده الکترونیک سلامت اقدام کند.

وی همچنین با اشاره به ارائه خدمات به اتباع خارجی گفت: برای اتباع خارجی نیز پرونده الکترونیک سلامت تشکیل شده و اتباع دارای مجوز اقامت می‌توانند از خدمات بهداشتی به‌صورت رایگان بهره‌مند شوند.

فعالیت ۹۶۰ ماما در حوزه بهداشت دانشگاه علوم پزشکی مشهد/ ماماها نقش کلیدی در ارائه مراقبت‌های جامع سلامت دارند

مدیر توسعه و ارتقای شبکه دانشگاه علوم پزشکی مشهد از فعالیت ۹۶۰ ماما در حوزه بهداشت این دانشگاه خبر داد و گفت: ماماها علاوه بر ارائه خدمات تخصصی مامایی، نقش مهمی در مراقبت‌های جامع سلامت در سطوح مختلف سنی ایفا می‌کنند.

دکتر حسن عبداله‌زاده در گفتگو با وب دا  با بیان اینکه شبکه بهداشت دانشگاه علوم پزشکی مشهد یکی از گسترده‌ترین شبکه‌های ارائه خدمات سلامت در کشور است، اظهار کرد:در حال حاضر ۹۶۰ ماما در حوزه بهداشت مشغول به فعالیت هستند و خدمات متنوعی را به جمعیت تحت پوشش ارائه می‌دهند.

وی افزود: خدمات ماماها در مراکز خدمات جامع سلامت، پایگاه‌های سلامت و خانه‌های بهداشت تنها به مراقبت‌های دوران بارداری محدود نمی‌شود، بلکه طیف گسترده‌ای از مراقبت‌های پیشگیرانه و بهداشتی را در بر می‌گیرد.

مدیر توسعه و ارتقای شبکه دانشگاه علوم پزشکی مشهد تصریح کرد:ماماها علاوه بر ارائه مراقبت‌های پیش از بارداری و دوران بارداری، در زمینه مراقبت از مادران پس از زایمان، مراقبت کودکان، نوجوانان، جوانان، میانسالان و سالمندان نیز نقش فعال دارند.

وی ادامه داد: پایش و مراقبت بیماری‌های مزمن از جمله دیابت و فشار خون نیز از دیگر وظایف مهم ماماها در حوزه بهداشت است که در قالب برنامه‌های ملی سلامت اجرا می‌شود.

دکتر عبداله‌زاده با تأکید بر جایگاه ماماها در نظام شبکه بهداشت کشور گفت:حضور مؤثر ماماها در خط مقدم ارائه خدمات سلامت، نقش مهمی در ارتقای شاخص‌های بهداشتی، پیشگیری از بیماری‌ها و افزایش سطح آگاهی جامعه ایفا می‌کند.

وی در پایان از تلاش‌های شبانه‌روزی ماماهای شاغل در حوزه بهداشت قدردانی کرد و بر ضرورت تقویت زیرساخت‌ها و حمایت از این گروه حرفه‌ای در راستای ارتقای سلامت جامعه تأکید کرد.

روایت تخصص و تعهد؛ گفتگو با دکتر نگهبان پیرامون چالش‌ها و چشم‌اندازهای رشته فیزیوتراپی

شناخت اساتید برجسته و بهره‌گیری از تجربیات زیسته آن‌ها، چراغ راهی برای دانشجویان و پژوهشگران جوان است. در این نشست صمیمانه، میزبان جناب آقای دکتر نگهبان هستیم؛ استادی که مسیر علمی خود را از مدارس نمونه خراسان آغاز کرده و امروز به عنوان یکی از چهره‌های شاخص علوم توان‌بخشی در شرق کشور شناخته می‌شوند. ایشان در این گفتگو از چالش‌های تحصیل، جایگاه خانواده، نگاه حرفه‌ای به درمان و دغدغه‌هایشان برای آینده علمی کشور سخن می‌گویند.

وب دا: جناب استاد ، ضمن معرفی کامل خود، بفرمایید مسیر تحصیلی شما در دوران مدرسه و دانشگاه در چه سال‌هایی و در کدام مراکز طی شد؟

بنده دکتر نگهبان، عضو هیئت علمی گروه فیزیوتراپی دانشگاه علوم پزشکی مشهد هستم. مراحل تحصیلی‌ام را از دوران دبیرستان در دبیرستان نمونه شبانه‌روزی ملا مظفر گناباد آغاز کردم و از سال ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۵ در آنجا تحصیل کردم. سپس وارد فضای دانشگاهی شدم، دوره کارشناسی فیزیوتراپی در دانشگاه علوم پزشکی ایران (۱۳۷۵ تا ۱۳۷۹)، کارشناسی ارشد در  دانشگاه علوم پزشکی تهران (۱۳۷۹ تا ۱۳۸۱)و دکترای تخصصی (PhD) دانشگاه علوم پزشکی تهران (۱۳۸۲ تا ۱۳۸۷) گذراندم .

آغاز فعالیت شغلی، مسئولیت‌ها و افتخارات

وب دا: فعالیت شغلی شما از چه زمانی آغاز شد و در این مسیر به چه دستاوردها و رتبه‌هایی دست یافتید؟

پس از فارغ‌التحصیلی، به دلیل بورس خاص دانشگاه علوم پزشکی جندی‌شاپور اهواز، از سال ۱۳۸۷ تا ۱۳۹۳ در این دانشگاه مشغول به خدمت بودم. در آن دوره مسئولیت‌هایی چون ریاست مرکز تحقیقات عضلانی‌ـ‌اسکلتی و معاونت پژوهشی دانشکده علوم توان‌بخشی را بر عهده داشتم.

در سال ۱۳۹۲ موفق شدم رتبه سوم گروه علوم پیراپزشکی و توان‌بخشی را در جشنواره تحقیقاتی علوم پزشکی رازی کسب کنم. از سال ۱۳۹۳ به دانشگاه علوم پزشکی مشهد منتقل شدم و در سال ۱۳۹۶ به مرتبه استادی رسیدم. همچنین چهار سال معاون آموزشی دانشکده پیراپزشکی بودم و در حال حاضر مدیر گروه فیزیوتراپی هستم.

جایگاه خانواده در مسیر موفقیت

وب دا: نقش خانواده و همراهی آن‌ها در پیشرفت‌های تحصیلی و کاری شما چقدر اثرگذار بوده است؟

صمیمانه از پدر، مادر و خانواده‌ام تشکر می‌کنم. معتقدم موفقیت هر فرد سه ضلع داردکه  تلاش و پشتکار خود فرد، توکل به خداوند و انرژی معنوی و دعای پدر و مادر و حمایت همسر و فرزندان در مسیر سخت تحصیل، آموزش و پژوهش اضلاع ان محسوب می شود و هر موفقیتی مرهون این سه ضلع است و باید همه در کنار هم باشند تا مسیر پیش برود.

 

پیوند آموزش، پژوهش و درمان؛ اولویت‌بندی یا تعامل؟

وب دا:در دانشگاه علوم پزشکی، سه حوزه آموزش، پژوهش و درمان چگونه تعریف می‌شوند و آیا می‌توان بین آن‌ها اولویتی قائل شد؟

رشته‌های توان‌بخشی باید هر سه بعد را همزمان پوشش دهند. در مشهد، فیزیوتراپی سابقه‌ای ۵۰ ساله دارد (بیمارستان‌های قائم(عج) و امام رضا(ع)) و در حوزه آموزش با جذب اساتید جدید، ما یکی از گروه‌های پیشرو کشور هستیم علاوه براین در حوزه پژوهش علاوه بر کارشناسی و ارشد، دانشجوی دکترای تخصصی تربیت می‌کنیم که نتیجه رزومه قوی اساتید است.

همچنین در حوزه درمان تمامی بخش‌های تابعه دانشگاه را پوشش می‌دهیم. اساتید ما در بخش‌های ارتوپدی، مغز و اعصاب، قلب و عروق، سالمندان و حتی نوزادان در ICU (مشکلات تنفسی) حضور فعال دارند و تکنیک‌های تخصصی را به دانشجویان آموزش می‌دهند.

ازدواج و مدیریت زندگی در دوران دانشجویی

وب دا : نگاه شما به ازدواج در دوران دانشجویی چیست؟ شما خودتان چگونه این مسئله را مدیریت کردید و چه توصیه‌ای برای جوانان دارید؟

من در دوران تحصیل معتقد بودم نباید خللی در روندم ایجاد شود، لذا مقاطع را تا دکترا بدون درگیری با مسائل متأهلی طی کردم و حدود دو ماه پس از صدور حکم هیئت علمی‌ام در مشهد ازدواج کردم.

توصیه کلی ندارم چون ظرفیت‌ها متفاوت است؛ اما تجربه شخصی من نشان داد که ازدواج و زندگی متأهلی هیچ اختلالی در روند کاری من ایجاد نکرد و حتی بخش زیادی از موفقیت‌هایم زمانی رقم خورد که متأهل و صاحب فرزند بودم. شاید نگرانی‌های ذهنی آن زمان باعث شد تشکیل زندگی را به تاخیر بیندازم، اما اکنون می‌بینم که ازدواج مانع پیشرفت نیست.

شاخصه‌های یک استاد موفق و نمونه

وب دا: از نگاه شما یک استاد موفق در حوزه‌های آموزشی و درمانی چه ویژگی‌هایی دارد؟

مهم‌ترین ویژگی این است که حرف، رفتار و عملش با هم همخوانی داشته باشد. دانشجو در بیمارستان به رفتار ما با بیمار، خانواده بیمار و همکاران نگاه می‌کند. اگر تناقضی بین گفتار کلاسی و رفتار بالینی ما ببیند، الگوگیری درستی انجام نمی‌شود. استاد نمونه باید بیش از آنکه مظهر گفتار باشد، مظهر رفتار یک الگوی موفق باشد.

 اوقات فراغت و فعالیت‌های جانبی

وب دا : اوقات فراغت خود را چگونه می‌گذرانید؟

 

بخشی از زمان من در کلینیک شخصی می‌گذرد، اما سه روز در هفته (یکشنبه، سه‌شنبه، پنجشنبه) در دانشکده هستم. یک گروه ورزشی با همکاران داروسازی و پزشکی داریم و ساعت ۵ تا ۶:۳۰ عصر به تمرینات کششی، قدرتی و دوومیدانی می‌پردازیم. بزرگ‌ترین تفریح من ورزش است. زمان باقی‌مانده را هم کاملاً در خدمت خانواده و تفریح فرزندانم هستم.

چالش‌ها، موانع و سخن پایانی

وب دا: چه چالش‌هایی در مسیر کاری دارید و چه توصیه‌ای به دانشجویان جدیدالورود و مسئولان دارید؟

رشته فیزیوتراپی با توجه به به روند سالمندی جامعه و تمایل مردم به درمان‌های غیرجراحی، بسیار آینده‌دار است. اما چالش‌های جدی وجود دارد که از آن جمله می توان به محدودیت دسترسی به منابع علمی اشاره کرد دانشگاه‌ها باید از محدودیت‌های اینترنتی مستثنا شوند تا اساتید و دانشجویان از علم روز عقب نمانندعلاوه براین  کمبود تجهیزات پژوهشی به دلیل نوسان ارز، تهیه دستگاه‌های پیشرفته سخت شده است همچنین درخواست من از مسئولان این است که محیط دانشگاه را از فضای بیرون جدا کنند، دسترسی به اینترنت تخصصی را فراهم آورند و خرید تجهیزات پژوهشی را در اولویت قرار دهند تا رقابت ما با دنیا دچار خلل نشود.

با سپاس از جناب دکتر نگهبان که وقت ارزشمندشان را در اختیار ما قرار دادند. ثبات قدم در مسیر علم و صداقت در عمل، از ویژگی‌های بارز ایشان است که می‌تواند سرلوحه دانشجویان عزیز قرار گیرد. برای ایشان در تمامی مراحل زندگی آرزوی سربلندی داریم.

پایش مستمر حوزه‌های مختلف درمانی برای رفع مشکلات و بهبود کیفیت خدمات

مسئول برنامه پزشک خانواده و نظام ارجاع معاونت درمان دانشگاه علوم پزشکی مشهد، از برگزاری هفتگی بازدیدهای جامع توسط کارشناسان این معاونت خبر داد. این بازدیدها که شامل بررسی تمامی شهرستان‌های تحت پوشش و مناطق مشهد می‌شود، تمامی حوزه‌های مدیریت درمان از جمله پرستاری، تغذیه، مددکاری، روانشناسی، ایمنی بیمار و توانبخشی را در بر می‌گیرد.

دکتر معصومه فدایی، در گفتگو با وب دا گفت: در ابتدا، گزارش‌های تحلیلی توسط کارشناسان معاونت درمان تهیه شده و در جلساتی با حضور مدیران شبکه و تیم درمان شهرستان‌ها، مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرد. این مرحله با هدف شناسایی دقیق چالش‌ها و ارائه تحلیل‌های لازم صورت می‌پذیرد.

بازدیدهای میدانی معاون درمان و استفاده از ظرفیت‌های بین‌بخشی

وی افزود: در مرحله بعدی، معاون درمان دانشگاه علوم پزشکی مشهد، بازدیدهایی را بر اساس گزارش‌های دریافتی از کارشناسان، به‌صورت میدانی انجام خواهند داد تا مشکلات پیش رو به‌طور مستقیم بررسی و مرتفع گردند.

دکتر فدایی تأکید کرد: در صورت نیاز و برای رفع موانع، از همکاری‌های بین‌بخشی نیز بهره‌مند خواهیم شد.

تأکید بر نظام ارجاع و پزشک خانواده

مسئول برنامه پزشک خانواده و نظام ارجاع دانشگاه علوم پزشکی مشهد، هدف اصلی این بازدیدها را ارتقای کارآمدی نظام ارجاع و تقویت برنامه پزشک خانواده دانست و ابراز امیدواری کرد با این اقدامات، کیفیت ارائه خدمات درمانی به شهروندان به‌طور چشمگیری بهبود یابد.

دانشکده طب ایرانی و مکمل مشهد آموزش خود را در ایام جنگ متوقف نکرد

 

رئیس دانشکده طب ایرانی و مکمل دانشگاه علوم پزشکی مشهد گفت: علیرغم شرایط جنگ، آموزش در مقطع دکتری تخصصی این دانشکده حتی در روزهای تعطیلی دانشکده نیز متوقف نشد.

 

دکتر سید کاظم فرهمند، در گفتگو با وب دا با اشاره به اهمیت دوره‌های آموزشی دکتری تخصصی اظهار کرد: به دلیل حساسیت دوره PhD و اینکه تمامی دانشجویان این دانشکده در مقطع دکتری تحصیل می‌کنند، برنامه‌های آموزشی با هماهنگی دانشگاه به صورت حضوری ادامه یافت و در روزهایی که دانشکده تعطیل بود، کلاس‌ها در درمانگاه‌ها برگزار شد.

 

وی افزود: برای دانشجویان شهرستانی که امکان حضور در کلاس‌ها را نداشتند، محتوای آموزشی در سامانه دانشکده بارگذاری شد تا این عزیزان نیز بتوانند از آموزش‌ها بهره‌مند شوند.

 

رئیس دانشکده طب ایرانی و مکمل با بیان اینکه در حال حاضر حدود ۵۰ دانشجو و حدود ۶۵ دانش‌آموخته در حوزه طب ایرانی و طب سوزنی داریم، اظهار داشت: دانشکده طب ایرانی و مکمل با دو گروه آموزشی (طب سنتی ایرانی و طب سوزنی) و پذیرش دانشجو در دو رشته مقطع دکتری تخصصی (طب ایرانی و طب سوزنی)، یکی از دانشکده‌های فعال دانشگاه علوم پزشکی مشهد است که وظیفه خطیر تربیت نیروی انسانی متخصص در حوزه‌های مختلف طب سنتی ایرانی و طب سوزنی را بر عهده دارد.

 

دکتر فرهمند با تأکید بر رسالت آموزشی و پژوهشی این دانشکده گفت: در این راستا، دانشکده در تلاش است با استعانت از خداوند متعال و تکیه بر ارزش‌های اخلاقی، فرهنگی و اسلامی و با استفاده بهینه از ظرفیت‌های علمی و تخصصی موجود، زمینه ارائه بالاترین کیفیت آموزشی ممکن را برای دانشجویان فراهم آورد.

 

وی تربیت دانشجویانی با صلاحیت بالینی کافی در کنار التزام به اخلاق حرفه‌ای را از اهداف اصلی این دانشکده برشمرد و تصریح کرد: گسترش دانش، تربیت متخصصان و پژوهشگرانی که با فراگیری جدیدترین مبانی آموزشی و آشنایی با روش‌های پژوهش علمی، مهارت‌های لازم برای آموزش، پژوهش و ارائه خدمات را کسب کنند و بتوانند با نوآوری و خلاقیت در زمینه‌های علمی و تحقیقاتی در رفع نیازهای کشور نقش‌آفرینی نمایند، از مهم‌ترین مأموریت‌های دانشکده طب ایرانی و مکمل است.

تداوم خدمات درمانی، اورژانس و آموزش در مرکز آموزشی، پژوهشی و درمانی امام رضا(ع)

معاون درمان مرکز آموزشی، پژوهشی و درمانی امام رضا(ع)، با اشاره به شرایط ویژه از حدود دهم و یازدهم اسفندماه  در شرایط جنگی کشور و  هم‌زمانی آن با ماه مبارک رمضان، شب‌های قدر و ایام نوروز، گفت: با توجه به افزایش شمار زائران و مجاوران حضرت رضا(ع) در این ایام، تلاش شد تعیین تکلیف بیماران در اورژانس با سرعت بیشتری انجام شود و بیماران در کوتاه‌ترین زمان به بخش‌های مربوطه منتقل شوند.

دکتر مهدی فروغیان، در گفتگو با وب دا گفت: در این مدت، تمامی بخش‌های بیمارستان و درمانگاه به‌صورت ۲۴ ساعته فعال بودند و خدمات اورژانس بدون وقفه ارائه می‌شد. همچنین خدمات پاراکلینیک و رادیولوژی نیز طبق روال و به‌صورت شبانه‌روزی ادامه داشت.

دکتر فروغیان با بیان اینکه متوسط مراجعه روزانه به اورژانس در این ایام حدود ۳۹۰ تا ۴۰۰ بیمار بود، اظهار کرد: در چند روز ابتدایی سال و در ایام نوروز، این رقم تا حدود ۵۲۰ بیمار در روز نیز افزایش یافت.

وی گفت: پس از انجام اقدامات اولیه، بیماران در اورژانس تعیین تکلیف می‌شدند که حدود ۷۰ تا ۷۵ درصد آنان با درمان‌های دارویی ویزیت و از اورژانس ترخیص می‌شدند و حدود ۲۵ درصد نیز که نیاز به بستری یا انتقال به بخش‌ها داشتند، به بخش‌های مربوطه منتقل می‌شدند.

معاون درمان مرکز امام رضا(ع) ادامه داد: در این مدت، ۸۶ درصد بیماران زیر ۶ ساعت در اورژانس تعیین تکلیف می‌شدند و حدود ۸۹ درصد بیماران نیز زیر ۱۲ ساعت به بخش‌های مربوطه منتقل می‌شدند.

فروغیان با اشاره به مدیریت اعمال جراحی در این دوره گفت: تنها موضوعی که در این ایام مدنظر قرار گرفت، آن بود که اعمال جراحی غیرضروری به پس از پایان شرایط جنگ موکول شود، اما در مورد بیماران نیازمند درمان اورژانسی یا اعمال ضروری، خدمات درمانی توسط تیم درمانی مجتمع بدون وقفه ارائه می‌شد.

وی تصریح کرد: در تمام این مدت، اساتید و متخصصان مربوطه در اورژانس و بخش‌های مختلف حضور فعال داشتند و هیچ‌گونه تعطیلی در بخش‌ها وجود نداشت. همه بیماران توسط همکاران پزشک ویزیت می‌شدند و خدمات پرستاری، کمک‌بهیاری و سایر خدمات درمانی نیز به‌صورت کامل ارائه می‌گردید.

معاون درمان مرکز آموزشی، پژوهشی و درمانی امام رضا(ع) خاطرنشان کرد: در این بازه زمانی، هیچ‌گونه توقفی در فرآیندهای بیمارستانی ایجاد نشد و همکاران حتی با شیفت‌های بیشتر در حال خدمت‌رسانی بودند تا مشکلی از نظر ارائه خدمات درمانی برای بیماران ایجاد نشود.

وی گفت: خوشبختانه هم درمان بیماران در زمان مناسب در اورژانس انجام می‌شد و هم خدمات درمانی در بخش‌ها توسط اساتید، متخصصان و پزشکان مربوطه ارائه می‌گردید.

 

فروغیان افزود: آمار ماهانه مراجعان در اسفند و فروردین حدود ۱۱ تا ۱۲ هزار بیمار بود و در این مدت شاخص‌های عملکردی مجموعه در همان سطح استاندارد تعریف‌شده وزارت بهداشت، و حتی بهتر از برخی شاخص‌های اعلام‌شده، حفظ شد؛ به‌گونه‌ای که بیماران پس از انجام اقدامات اولیه در زمان مناسب به بخش‌های مربوطه منتقل می‌شدند.

وی همچنین درباره فعالیت‌های آموزشی گفت: علاوه بر حضور همکاران پزشک، متخصص و استادان، دانشجویان در رده‌های دستیاری و کارورزی نیز حضور فعال داشتند و خدمات لازم در بخش‌ها و اورژانس توسط این همکاران و اساتید ارائه می‌شد. همچنین آموزش‌ها نیز در این ایام به‌صورت مجازی ادامه داشت.

پرفشاری خون؛ بیماری خاموشی که سالانه جان میلیون‌ها نفر را تهدید می‌کند

فوق تخصص قلب و عروق و استاد دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با اشاره به اهمیت کنترل فشار خون در پیشگیری از بیماری‌های قلبی و عروقی گفت: فشار خون حاصل عملکرد قلب و عروق است و نقش اساسی در خون‌رسانی به تمام اندام‌های بدن دارد. افزایش یا کاهش غیرطبیعی آن می‌تواند عوارض جدی برای سلامت ایجاد کند.

دکتر مصطفی داستانی، در گفتگو با وب دا با بیان اینکه پرفشاری خون یکی از شایع‌ترین بیماری‌های غیرواگیر در جهان است، افزود: با وجود شیوع بالا، بسیاری از مبتلایان از بیماری خود اطلاع ندارند، زیرا این بیماری در بیشتر موارد بدون علامت است و به همین دلیل از آن به عنوان «قاتل خاموش» یاد می‌شود. بر اساس آمارها تنها حدود ۳۰ درصد از مبتلایان موفق شده‌اند با مصرف دارو فشار خون خود را به‌طور مناسب کنترل کنند.

این استاد دانشگاه علوم پزشکی مشهد ادامه داد: فشار خون بالا می‌تواند عوارض جدی مانند خونریزی مغزی، سکته قلبی، نارسایی کلیه و آسیب به عروق چشم ایجاد کند. به همین دلیل توصیه می‌شود همه افراد حداقل سالی یک بار فشار خون خود را اندازه‌گیری کنند.

رئیس مرکز آموزشی ، پژوهشی و درمانی قائم(عج) درباره روش‌های اندازه‌گیری فشار خون توضیح داد: فشار خون می‌تواند در مطب پزشک، در منزل با دستگاه‌های معتبر و یا از طریق پایش ۲۴ ساعته اندازه‌گیری شود. پایش ۲۴ ساعته یکی از دقیق‌ترین روش‌ها برای تشخیص فشار خون واقعی است و در برخی موارد برای تشخیص قطعی توصیه می‌شود.

دکتر داستانی همچنین به نحوه صحیح اندازه‌گیری فشار خون اشاره کرد و گفت: برای به دست آوردن عدد دقیق، فرد باید حداقل پنج دقیقه قبل از اندازه‌گیری در حالت آرام و نشسته استراحت کند، پشت او به صندلی تکیه داشته باشد و پاها روی زمین قرار گیرد. بازو باید در سطح قلب قرار گیرد و کاف دستگاه به‌درستی دور بازو بسته شود. همچنین توصیه می‌شود پیش از اندازه‌گیری فشار خون از مصرف قهوه، سیگار و فعالیت بدنی شدید خودداری شود. بهتر است فشار خون دو بار با فاصله یک تا دو دقیقه اندازه‌گیری و میانگین آن ثبت شود.

به گفته وی، فشار خون طبیعی برای اغلب بزرگسالان حدود ۱۲۰ روی ۷۰ میلی‌متر جیوه است و مقادیر بالاتر از این سطح نیازمند بررسی بیشتر است. اگر فشار خون به بیش از ۱۴۰ روی ۹۰ برسد، معمولاً نیاز به درمان دارویی وجود دارد. البته در کودکان و نوجوانان محدوده طبیعی فشار خون بر اساس سن، قد و جنس تعیین می‌شود.

دکتر داستانی با اشاره به عوامل خطر ابتلا به پرفشاری خون گفت: وراثت یکی از مهم‌ترین عوامل است و افرادی که سابقه خانوادگی فشار خون دارند تا چهار برابر بیشتر در معرض ابتلا قرار می‌گیرند. همچنین دیابت، چاقی، بیماری‌های قلبی و عروقی، مصرف زیاد نمک، غذاهای پرچرب، استرس و کم‌تحرکی از مهم‌ترین عوامل خطر محسوب می‌شوند.

 

وی افزود: افزایش سن نیز از عوامل مهم بروز فشار خون است، زیرا با افزایش سن انعطاف‌پذیری عروق کاهش می‌یابد و احتمال ابتلا به فشار خون بیشتر می‌شود.

این متخصص قلب و عروق درباره پیشگیری از پرفشاری خون تأکید کرد: اصلاح سبک زندگی مهم‌ترین راه پیشگیری است. کاهش مصرف نمک، مصرف بیشتر میوه و سبزیجات، کنترل وزن، فعالیت بدنی منظم، کاهش استرس، ترک دخانیات و محدود کردن مصرف غذاهای پرچرب از اقدامات موثر در کاهش خطر ابتلا به این بیماری است.

به گفته وی، مصرف منظم دارو در افرادی که پزشک برای آنها درمان دارویی تجویز کرده بسیار اهمیت دارد و قطع خودسرانه دارو می‌تواند عوارض جدی به همراه داشته باشد. داروهای کاهنده فشار خون معمولاً شامل گروه‌هایی مانند مهارکننده‌های ACE، مسدودکننده‌های گیرنده آنژیوتانسین، بتابلاکرها، دیورتیک‌ها و مسدودکننده‌های کانال کلسیم هستند که بسته به شرایط بیمار تجویز می‌شوند.

دکتر داستانی در پایان تأکید کرد: تشخیص زودهنگام و کنترل منظم فشار خون می‌تواند از بسیاری از سکته‌های قلبی و مغزی پیشگیری کند و به همین دلیل اندازه‌گیری دوره‌ای فشار خون باید به یک عادت مهم در مراقبت از سلامت تبدیل شود.

ارائه بیش از ۲ هزار خدمت تخصصی توانبخشی در مرکز جامع توانبخشی دانشگاه علوم پزشکی مشهد

مدیر داخلی مرکز جامع توانبخشی دانشگاه علوم پزشکی مشهد از ارائه گسترده خدمات تخصصی توانبخشی با تعرفه دولتی در این مرکز خبر داد و گفت: خدمات فیزیوتراپی، طب فیزیکی، گفتاردرمانی، بینایی‌سنجی و شنوایی‌سنجی با حضور متخصصان و اعضای هیأت علمی به بیماران ارائه می‌شود.

علی قربانیان، در گفتگو با وب دا با اشاره به فعالیت‌های این مرکز اظهار کرد: در حال حاضر خدمات متنوعی در حوزه توانبخشی به بیماران ارائه می‌شود که شامل ۵۱۶ خدمت فیزیوتراپی، ۵۱۳ خدمت طب فیزیکی، ۵۱۹ خدمت بینایی‌سنجی و ۵۲۳ خدمت گفتاردرمانی است.

وی افزود: علاوه بر این خدمات، اقدامات تشخیصی و درمانی مورد نیاز بیماران در حوزه شنوایی‌سنجی و همچنین خدمات ارتوپدی نیز در این مرکز ارائه می‌شود تا بیماران بتوانند طیف کاملی از خدمات توانبخشی را در یک مجموعه دریافت کنند.

ارائه خدمات با تعرفه دولتی و حضور متخصصان

مدیر داخلی مرکز جامع توانبخشی دانشگاه علوم پزشکی مشهد با تأکید بر رویکرد حمایتی این مرکز گفت: یکی از ویژگی‌های مهم این مجموعه ارائه خدمات با تعرفه دولتی است که موجب شده بیماران بتوانند با هزینه‌ای مناسب از خدمات تخصصی بهره‌مند شوند.

قربانیان خاطرنشان کرد: حضور پزشکان متخصص، کارشناسان مجرب و اعضای هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد در این مرکز، کیفیت خدمات ارائه شده را ارتقا داده و شرایط مناسبی برای ارائه خدمات علمی و استاندارد فراهم کرده است.

آمادگی ارائه خدمات در شرایط بحرانی

وی با اشاره به نقش مراکز توانبخشی در مدیریت شرایط خاص و بحران‌ها افزود: مرکز جامع توانبخشی دانشگاه علوم پزشکی مشهد این آمادگی را دارد که در شرایط بحرانی و حتی شرایط جنگی نیز خدمات مورد نیاز بیماران و مصدومان را ارائه دهد.

قربانیان گفت: ارائه خدمات توانبخشی در چنین شرایطی نقش مهمی در بازتوانی سریع‌تر مصدومان و بازگشت آنان به زندگی عادی دارد و این مرکز تلاش می‌کند با استفاده از ظرفیت نیروهای متخصص و تجهیزات موجود، خدمات لازم را به بهترین شکل ارائه کند.

توسعه خدمات توانبخشی برای ارتقای سلامت جامعه

مدیر داخلی مرکز جامع توانبخشی دانشگاه علوم پزشکی مشهد در پایان تأکید کرد: توسعه خدمات توانبخشی و دسترسی آسان‌تر بیماران به این خدمات از اولویت‌های دانشگاه علوم پزشکی مشهد است و این مرکز تلاش می‌کند با گسترش خدمات تخصصی، نقش مؤثری در ارتقای سلامت و کیفیت زندگی بیماران ایفا کند.

ارائه خدمات کاردرمانی در روزهای نخست بحران متوقف نشد

مدیر گروه کار درمانی دانشگاه علوم پزشکی مشهد با اشاره به وضعیت مراکز درمانی در روزهای ابتدایی شرایط جنگی گفت: در روزهای نخست که شرایط خاصی در کشور ایجاد شده بود و دانشگاه نیز اطلاعیه‌هایی صادر کرد، در سیستم اداری هنوز تصمیم واحدی درباره ادامه یا توقف خدمات درمانی اتخاذ نشده بود. به همین دلیل، از آنجا که بسیاری از خدمات کاردرمانی در زمره درمان‌های اورژانسی قرار نمی‌گیرند، در دو تا سه روز ابتدایی وقفه کوتاهی در ارائه این خدمات ایجاد شد.

دکترثریا  قره‌باغی ، در گفتگو با وب دا گفت:  در روزهای ابتدای جنگ خیلی زود دانشگاه اعلام کرد که فعالیت‌های آموزشی در فضاهای کارورزی ادامه پیدا کند و مراکز درمانی نیز خدمات خود را از سر بگیرند. بر همین اساس، به‌جز یکی از مراکز که فعالیت آن متوقف شد، سایر مراکز کاردرمانی توانستند خدمات خود را ادامه دهند.

مدیر گروه کاردرمانی دانشگاه علوم پزشکی مشهد همچنین به واکنش مراجعان اشاره کرد و گفت: در همان روزهایی که وقفه کوتاهی در ارائه خدمات ایجاد شده بود، با برخی از مراجعان تماس گرفتیم و اطلاع دادیم که امکان ارائه خدمات دوباره فراهم شده است. جالب این بود که بسیاری از آن‌ها از این موضوع استقبال می‌کردند؛ زیرا در شرایط بحران، بیرون آمدن از خانه و حضور در فضای شهری و ارتباط با دیگران تا حدی می‌تواند به بهبود حال روحی افراد کمک کند.

دکتر قره‌باغی در پایان خاطرنشان کرد: خوشبختانه پس از آن وقفه کوتاه اولیه، در بیشتر روزهای آن دوره توانستیم ارائه خدمات کاردرمانی به مراجعان را ادامه دهیم.

 

۵۲۴ بازرسی از مراکز طب سنتی در مشهد؛ پلمب ۳۳ مکان غیرقانونی / انجام بازرسی‌های گسترده در حوزه طب سنتی

مدیر طب ایرانی و مکمل دانشگاه علوم پزشکی مشهد از انجام ۵۲۴ مورد بازرسی در سال گذشته خبر داد و گفت: این بازرسی‌ها با هدف ساماندهی فعالیت‌های حوزه طب سنتی و جلوگیری از مداخله افراد فاقد صلاحیت در درمان بیماران انجام شده است و در سال جاری با قوت بسیار ادامه خواهد داشت.

دکتر محمدرضا مهری، در گفت‌وگو با وب‌دا اظهار کرد: در سال گذشته فعالیت‌های متعددی در مدیریت طب سنتی و مکمل دانشگاه علوم پزشکی مشهد به منظور بهبود ارائه خدمات در این حوزه و جلوگیری از ورود مداخله‌گران در امر درمان بیماران انجام شد.

وی افزود: در این مدت ۵۲۴ مورد بازرسی از اماکن مختلف توسط کارشناسان مدیریت طب سنتی و مکمل دانشگاه با همکاری بازرسان معاونت غذا و داروی دانشگاه، سازمان نظام پزشکی مشهد، اداره اماکن نیروی انتظامی و پلیس آگاهی انجام شده است و این روند در سال جاری نیز با جدیت ادامه خواهد داشت.

تمرکز بر آگاهی‌بخشی به عطاری‌ها

وی گفت: بخش عمده این بازدیدها با رویکرد آگاهی‌بخشی و پیشگیری از تخلفات انجام شده و عمدتاً متوجه فروشندگان گیاهان دارویی و عطاری‌ها بوده است. در این بازدیدها ضمن بررسی نحوه فعالیت واحدها، درباره شرح وظایف عطاری‌ها و ضرورت پرهیز از مداخله در امر درمان به متصدیان این مراکز اطلاع‌رسانی و تذکرات لازم ارائه می‌شود.

بررسی شکایات مردمی و برخورد با متخلفان

دکتر مهری ادامه داد: بخشی از بازرسی‌ها نیز در پی بررسی میدانی شکایات و گزارش‌های دریافتی در حوزه طب سنتی و مکمل انجام می‌شود. این گزارش‌ها از طریق سامانه کشوری شکایات ۱۹۰ وزارت بهداشت، گزارش‌های حضوری و تلفنی و همچنین موارد اعلامی از سوی نیروی انتظامی و دستگاه قضایی دریافت شده است.

وی تصریح کرد: این بازرسی‌ها که با حضور و همکاری بازرسان معاونت غذا و دارو، سازمان نظام پزشکی، اداره اماکن نیروی انتظامی و پلیس آگاهی انجام می‌شود، در سال گذشته منجر به پلمب ۳۳ مکان غیرقانونی و ارجاع متصدیان متخلف به مراجع قضایی شده است.

توصیه به مراجعه به پزشکان دارای صلاحیت

 

مدیر طب ایرانی و مکمل دانشگاه علوم پزشکی مشهد در پایان تأکید کرد: افرادی که قصد استفاده از خدمات طب سنتی را دارند باید صرفاً به پزشکان متخصص طب سنتی ایرانی یا پزشکان عمومی دارای آموزش‌های لازم در این حوزه مراجعه کنند و از مراجعه به افراد فاقد صلاحیت خودداری نمایند.

وی همچنین از شهروندان خواست در صورت مشاهده مداخلات غیرقانونی در امور پزشکی، موارد را از طریق سامانه تلفنی ۱۹۰ به دانشگاه علوم پزشکی اطلاع دهند.

ضرورت بررسی داشبوردهای دقیق تجهیزات بیمارستانی

هیئت رئیسه در تاریخ ۱۴۰۵/۰۲/۲۸ بهتر عمل می‌کردیم. کردیم، ول کردیم؛ دیگر الان هم همین شرایط است. دوستان اگر ول کنیم، داستان دیگر نمی‌توانیم جمعش کنیم. امروز دیروز معاون بهداشت، نیروهایش بودند؛ باز امروز خاموش. هر کسی چیزی می‌گوید. من خواهشم اینه که مسئولین یا معاونینی که الان هستند، الان حضور میدانی امام و حل مشکل، واقعاً قسمتی از ماجرا هستیم. ما تو استان ۵ تا ۶ دانشگاه داریم، ما هیچی نمی‌گن ولی از ما یه سوالی وجدان می‌کنن که آقا شما درست عمل کردید. می‌تونستید از هوای خوشبختانه دانشجو نداریم، دانشجویان پردیس داشته باشیم. کسی فکر می‌کنه دانشگاه اصفهان برده بالا، اشتباه می‌کنه. می‌رفتن به وزیر گفتم دیروز گفتم آقا بیا دانشگاه اصفهان از در اختیار. آیا آدم ضد انقلابی خیلی اعتقاد به نظام داره؟ از من ۱۰۰ بار بیشتر به رهبری واقعا آدم نمی‌تونه بگه نمی‌شه، نمی‌تونه. ما هم دوستان داریم، میرسیم ولی به هر حال ما باید صنفی که اساتید...

 

۲۵ سال، ۳۰ سال خدمت پرستار، کمک پرستاری، کمکی زمین پاک می‌کنه، یک سال خدمت می‌گیره. پرستار خدمت من اون بخش برای ۵... نکردن. الان شده پاشنه آشی. شرکتیا از جهت اطلاعتون حقوق سر به فلک زده. برای آقای منصوری عزیز نشسته، همینه فقط بشینیم فکر کنیم. جریانات مدیریت، نیروهای ملیت، اضافه کار در دانشگاه. کشور الان برای حقوق اردیبهشت ماه معطله. من عرض می‌کنم واقعا با جان دل قبول کنیم، همت پول ما از تیر ماه در دست. الان چیکار کنیم؟ الان این مردمی که داریم درمان می‌کنیم، میره به حساب بیمار، بیمه ندارم بدن. الان چیکار کنیم؟ سوال برای درمان مرحوم متوقف کنیم؟ نه، چیز دیگه نداریم. تنها راه اینه که شرایط فعلی رو اگر دوستان، معاونین محترم، مدیران محترم، صحنه جنگه تو صحنه جنگ، بعد همه کنار همدیگه باشیم. اگر ما از همدیگه بپاشیم، شما نیروهای بهداشتی و درمانی و اداری نمی‌تونید جمع. آقای نوری.

 

دانشگاه اعضا ۶. بعد از معاون بهداشتی نامه زده. کل کشور چیزی بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم. ببخشید من دارم بحث بحران رو مطرح می‌کنم. گفتم آقا معاون بهداشتی من نظرش این بوده که نیروها باید پنجشنبه‌ها سر کار گفت نه، برعکس زده نوشته پنجشنبه‌ها تعطیل. برادر عزیز من فکر کردم من تجر بیشتره. قرار شد شما مدیریت کنید تو حوزه خودش، زنگ بزنه به شبکه بگه آقا پنجشنبه نیومدن، نیومدن. نامه نمی‌خواست. سر کار اضطراب خدمت آقای وزیر داشتن راجع به این وصل. بله، چیز آمده به من میگه شیرانی میگه نامه معاون زدن، میز بحث می‌کردن اعلام تعطیلی کرده. خودم حلش می‌کنم. من تمام صحبتم عکس من اینه شما درسته، من حرف شما رو می‌فهمم. قطعا شما کار درستی انجام دادید. خیلی خوش آمدید. شرایط فعلی کشور از چند روز گذشته تا الان وارد شرایط خاص جنگ شده. شرایط کاملا جنگی است. شاه گفتم اینجا مطرح نامه. خواهش دستورالعملی رو کسی زیر نامه بعد از این ننویسه. توی هیئت‌سه مشورت کنید. حراست کاملاً در جریان باشه، بازرسی در جریان باشه، محترم کاملا در جریان باش. تمام شما کافیه فقط یک کلمه. الان باید ۶۵ درصد اضافه بشه، تمام میشه. پس ما چی شدیم.

 

خردمندانه و قابل قبول برای عام دانشگاه بزنیم که ما ضمن حمایت از افزایش حقوق هیئت علمی، خواستار افزایش همسان کلی سلامت هستیم و همچنین همسان‌سازی. یکی‌یش ۲۵ تومان که نشد. این خواسته ما اینه تو رده‌های مختلف همسان‌سازی بشه. قانونی که من به نظر من به عدالت و آرامش محیط نزدیک. خواهش کسی در جای اظهار نظری راجع به اینکه حقوق اعضای علمی خوبه زیاد بشه، اصلا بهداشتی کم بشه.

 

شرایط فعلی شرایط جنگی. خیلی از برنامه‌های توس از این لحظه، خیلی از برنامه‌های توصیه‌ای، استخدام، کارهای این چنینی باید متوقف کنیم. اگر نیرویی داریم شرکت، تا حد امکان تبدیل وضعیت کنیم به رسمی. دریافت می‌گیره نیروی رسمی از دولت می‌گیره، شرکتی از درآمدها می‌گیره. درآمدهایی که از یک تیر متوقف، از یک تیر ۱۴۴ پولی وارد دانشگاه مشهد نشده. ما آخرین دریافتی ترکیه است، تامین اجتماعی شهریور رو گرفتیم و بیمه سلامت مرداد، مرداد گرفتیم. هیچی نگرفتید از نیمه سلامت، از منابع درآم است. ۱۷ ماه از هیچی نگرفتیم. درآمد اختصاصی برنمی‌گرده. آقای دکتر برای کسری حقوق شرکتی دقیقاً از کجا باید پول بده؟ ۳۸۰ میلیارد در ماه حقوق شرکتیا در ماه ۳۸۰ میلیارد. از کجا باید این حقوق تامین کنه؟ معلومه پول‌های با آموزشی و پژوهشی. هر کسی باشه این کار می‌کنه، پول غذای بیمارانی که موندن توش میده.

 

نیروهای شرکتی رو باید راجع بهش فکر کنیم. دو راجع به اضافه کارها در دانشگاه رو مدیریت کنیم. و سومین کاری که باید انجام بدیم، حداقل که نتونیم چیزی که متصوره، بعد از هزار تا برسیم به این حقوق پرداخت کنیم، شرایط مدیریت. هزینه معقولیمون ۱۴۰۰ هزار تا در ماهی، اون هزار تا در ماه دو ماهه ۱۸ که ماهیانه ۱۵۰ میلیارد تومان کسورات که نمیدیم میدیم به...

 

دیروز دانشگاه تهران، دیروز صبح خبری که داشتم، دیروز صبح آقای رئیس. بعضی وقتا آدما که به هم میزنن، کشور رو همون آدمایین که لیدرن. آقای رئیس دانشگاه تهران دیروز برداشت. پارسال، پارسال بهمن اسفند آتش زده به... شورش می‌کنه. این وضع مالی دانشگاه متاسفانه عرض کردم ما از اینا بخری داریم رنج می‌بریم و سوء مدیریت‌ها می‌بریم. به من وس دانشگاه اصفهان و دوستان اینجا نشستیم باید بشینیم سوء مدیریت‌ها را در اینجا جواب بدیم. جواب افراد رو باید بدیم. حواستون باشه توی بره ای هستیم که شرایط محیط، محیط بسیار خطرناک شده، زیر مجموعه بسیار خطرناک شده. نیروهای انسانی محیط رو مدیریت کنیم. از شورای امنیت صفحه اولشو دیدم هیچی نیست، برگرد پشت صفحه تاکید می‌کنه به مدیریت تجمعات، اعتصابات و اتفاقات احتمال داره پیش باشه. گفتم.

 

بنابراین از تمامی دوستان خواهش می‌کنم از ماموریت‌های ویژه و اختصاصی دارند و باید دنبال بکنن، ایراد نداره. ولی الان اولویت دانشگاه، مطالبات و مدیریت صحنه‌هاست. باید به هر معاویه بتونه با زیرج‌اش بالاخره مدیریت کنه تو جاهای مختلف تصمیماتی که می‌گیریم. مقام بالا دست مقام بالاست چیه؟ رئیس مجموعه، رئیس مجموعه. بعدش بیخیال. علیغم این همه کمبود، این همه کمبود تو محیطش میبینه میگه دانشگاه میده مهم. بابا این کارایی که تو می‌کنی، ما عسلشه اگه شما احساس مسئولیت زیر مجموعه. بنابراین من خواهشم اینه که شرایط فعلی، شرایط حداقل یکی دو هفته آینده ماه باید درست مدیریت کنیم. خواهشم اینه که همراهی بکنید با مطالبات اعضای هیئت علمی، بهداشت درمان.

 

نمایندگان اساتید دانشگاه تبریز نه، دیگه ایشون می‌کنه از نماینده مجلس صحبت کردیم، استاد. اولویت ما ام‌آر‌آی و دیگه نیست. اولویت من الان اولویت من محیط، مدیریت منابع نیروی انسانی، مدیریت دانشگاه. به ضد نظام تبدیل کردیم. یعنی من درسته که میتونم از خودم دفاع بکنم، پول نداشتم ولی عامل بودم در ضد نظام کردن افراد. بنابراین موضوع امروز مدیریت نیروی انسانی و مدیریت برنامه و بهره‌وریست با اولویت نیروی انسانی و تمام.

 

انشالله پروژه‌های بسیار خوبی که معاونین دارد، برنامه‌های توسعه دارند. یک ماهی بگذره کنترل کنیم، بعدش در خدمت از معاونت نیروی انسانی خوانش چند تقاضا دارم از شما. دانشگاه نیروهای شرکتی تبدیل وضعیت، سویه حساب، پتروشیمی جاهای دیگه، ۶۰ سال نیروهایش خبر. بنابراین نیروی مازاد دانشگاه ندا، نیروهای تحت وضعیت رسمی. از بین ببریم و اضافه کارها رو مدیریت بکنیم. شما الان باید به ما یک گزارش بده آقای باقری. اردیبهشت ماه و فروردین ماه ما و کمی و کیفی ما چه تغری داره می‌کنه. به روز باید شما ساعت شما داشتید این روندی که من دیدم، هیچ کدام از نیروهای ما خیلی به فکر نیستند. این مسئله مدیریت کنند. توضیح بدید و راهکار بدید برای مدیریت نیروی انسانی در دانشگاه. آقای دکتر علیان انشالله میدن که این تجمع دیروزی که انجام شد، بالاخره چی شد. انشالله به چه نتیجه‌ای برسیم. انقدر مطالبات خواستند که وقتی هم میان اینجا تجمع می‌کنند در هفت، هشت، ده سال قبلشون یادشون میاد که دارن فکر می‌کنم کمک. دانشگاه این چه معنی بیمارستان اینجوری خلاصه شبکه. بیمارستان، بیمارستان من جسارت نمی‌کنم چون اینجا نشستم قدرت داره ازش وحشت داره. عملی هست عکس‌العمل شما در داخل بیمارستان برای پرستار ساعت ۱۲۰ هزار تو. برابر ۱۴۴ مال تقسیم. کار بهداشت مشمول امداد نمی‌شه. از استان نامه گرفته بود، نامه اون خانمی که الان دوستان استعلام رفتن کردن، من همون نامه رو دارم. قبل بهداشت مشغول امداد نمیشه و پنجشنبه‌ها به جز گروه‌های امدادرسانشون مثل شبانه‌روزی آشنا، مابقی نباشه.

 

معاون امنیتی فرماندار آقای کردیم که آقا اون تعدادی که می‌خواستن بیان این جلسه هم داشتیم. ساعت ۱۱ نیومد، چند نفر ۷۰، ۸۰. آقای دکتر ببینید شما یک بار مسلم تو جلسه مطرح کردن، همه موافقت کردن. گفتن آقا هر کسی بر اساس درآمدش هزینه درآمد داشته باشه. نیروی خرید خدمت در حوزه بهداشت که در گذشته اضافه، از بهمن به این طرف دریافت نکرده. ولی حرف اول ما نیست. چه فرق می‌کنه؟ درسته خرید خدمت ما پرداخت نکردن. اینا گذشته، الان دو ماه گذشته، سه ماه. ببینید خواهش می‌کنم به نظرتون کارشناسی که جمع می‌گیرید رو وارد می‌شید، احترام بذارید. ما اومدیم قبل از سال مکاتباتی بوده که از جمله ادامه دادیم که آقا این نیروی شرکتی حاشیه شهر مشهد به ما میده حقوق نمی‌گیره. ببخشید. نیروی کمتر. خب چرا وقتی این نظر کارشناسی جمع شدن همه دوستان، ببخشید من عناد دارم با سلام. ما منابع هر کجا هوا رفت، الان اشکالی نداره کار سلامت. خدا را شکر ما هم راضی. در تاریخ قسمت درآمدهای ما رو میتونن سوخته چون به خزانه رفته، ولی مابقی هست که ۵۸۰ و خورده میلیارد هست. نشسته کل بدهی ما ۳۲۰ تومن بود نوش جون اونا آقا از این ۵۸ که مال ما هست. شده بود. تفاوت الان دیروز تجمع برای چی؟ تجمع دیروز خوشبختانه چی بوده؟ چرا مطالبات حق لباس ش از سال ۴۲، ۴۳ نگرفتن. سلامت منابع بهداشت شده است. ما تونستیم فقط و فقط ۲۷ میلیارد از توسعه بگیریم و با توجه به قولی که به ما دادن که ۳۰ میلیارد بنا به توزیع بکنن که پول کامپیوتر و یخچال‌ها رو بدیم، متاسفانه زیرش به بازار بدهکارن. تبلت خریدیم. آقای دکتر اومده گفته آقا پنج تا خواهش می‌کنم برای خودتون بردارید، مابقیشو به من بدید. حرف بزنم شما. بلند میشه جالبه. دیروز اومده، من دیشب زنگ شما. ببخشید من اینقدر ابله نیستم. ببخشید نیستید. مگه زمینه، ببخشید فضای مجازی دست شما نیست. چرا ردی نمی‌کنم؟ مدت هاست به من. شما هرچی من میگم نقدینگی نداره، منابعش هست. نقدینگی پول نیست. تفاوت نقدینگی و اعتبار دوستان درک نمی‌کنن. خب چه اشکال داشت که دیروز یک نفر از دوستان مالی میومد اونجا. حالا در درجه آقای آخر آمده، ایشون میگه آقا این اعتبار شماست، نقدینگی در زمینه که همه حقوقتون ما نداریم. برای پرستارا رئیس دانشگاه رفته استاندار رفته. برای ما ببخشید معذرت می‌خوام. یک نفر تجمع دانشگاه. چیزی تج. شرایط کشور رو داریم. شرایط کشور شما الان پنج و نیم نعمت ما گیره دست یک و ۲ همت. ما الان تو گیره پولش هست، خزانه است. نمی‌گن الان چیکار کنم. من فرمایش شما قبول دارم. من دارم مثال می‌زنم حوزه بهداشت. آقای دکتر رئیسی توی جلسه فشار آورده شبکه‌ها. لااقل عرض میشود که یه مقداری از این مرکز بهداشت شماره سه مشهد آیا از ۷۰ در دانشگاه بالاتره؟ تنها خدا شاه نداره بده یا خرید. دانشگاه کل دانشگاه. بهداشت مقایسه دانشگاه. فرمایش کاملا به حق. کسی راضی نیست. افرادی بود. خب نکردید. تجمع از مدیر صحبت.

 

الان بحثمون همینه باید بریم توجیه کنیم. همینطور که نظام صحبت نمایندگان بهداشت صحبت کنید. خیرتون بده. هیچ راه دیگه غیر از این نداریم. باید بگیم همه این محفوظ نیست که حق شما خورده میشه. به محض که پول آزاد میشه. آقای دکتر من امروز هم گفتم به دوستان کافیه برایسویه حساب بدهی پرسنلی، اساتید همه چیز. عزیز آقای. ما. اگه قرار باشه برای هر خواسته‌ای تجمع بکنیم، این تجمعات اولش شکل صنفی داشته باشه، ولی مطمئن باشید جریانات سیاسی. قدرت داشته باشیم که اگر قرار باشه همه دانشگاه رو رئیس دانشگاه توجیه کنه که. افزایش پیدا کنه. مگه میشه برای میگم دو روز میشه سلفی، روز سوم میشه سیاسی. این باید لازمه. من به نظرم من رئیس لازم است که. جواب میده طبیتا جواب نداره. دیگه چی میخواد بگه. رئیس جمهور نیستم. حالا حوزه بهداشت خواهش می‌کنم سه شنبه فردا مدیریت بشه. آقای عزیز صحبت کرد. شما ساختار دانشگاه به بعد میشه دیگه برخورد. مجبورم برخورد بکنم. هیچ تعارفی هم با کسی نداره. الان اون روز شما پرونده تو حوزه تخلفات بوده، اینو تو تجمعات سال قبل بوده ولی رسیدگی شده. الان برخورد میشه. دیگه ما کاری نمیتونیم بکنیم. طرف یه جایی اومده قانون شکسته، بعد آمده میگن. میوه‌ها در دانشکده‌ها در معاونت‌ها در بیمارستان‌ها نباید بذاریم. از شیرازی کار از دست این پیام اوله آقا درخواست دانشگاه اینه حقوق همهشالله افزایش پیدا کنه، حقوق اعضای قطر افزایش پیدا کنه. فضای مجاز. دولت شعار بدن و نظام شعار بدن، مقصریم. پس بنابراین مشکلی در دانشگاه هست. مثل مطالبی که مطرح کنیم، سازی حقوق خودشون تجمع بکنن. من میگم باید برخورد. اما خودمون پیگیریم. ما موافق باید ۶۵ درصد اضافه بشه. محل ساختار بکنن از اینجا تجمعات شکل بگیره بر وظیفه حراست، وظیفه نباید تجم نیرو. اندازه بشه دانشکده تجمع کنیم. بررسی بشه اگه واقعا خواسته اصلیش اینه. من به نظر من صحبت. بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم.

 

خدمت شما بودیم. در این نامه‌های استان‌های دوستان زحمت کشیدن دشبورد رو طراحی کردن. و خدمت شما عرض شود که بر اساس اطلاعاتی‌هایی که مورد نیاز می‌خوام خدمتتون عرض کنم که همین داشبورد و این تفاهمی که بالاخره تو نرمال نیمسانی با ما نظر داشتن. حالا ما نداشت که جدید بر اساس حالا واحد نیروی مختلف سامانه طراحی شده بود که اینجا خدمت شما عرض شود تمام راننده قراردادهای حجمی اینجا وارد بیمارستان. در کجا هستند؟ مثلا آیا شما در پردیس دانشگاه شرکتی دارید؟ شما اضافه کاراشونو اگر تقسیم بر ۱۵۰۰ نفر شما نوشته شرکت. تاسیساتم هست، آشپزخونه هم هست و نیروی اداری آره. این کلیات به تفکیک رشته راننده و جمعاً ۱۲۷ نفر شرکت. بیمارستان ۳ هزار نفر تو بیمارستان شرکت در شغل‌های. روانشناس، کارشناس حتی همه نیروهای شرکتی هستند که تو حوزه بهداشت درمان هستند. در حوزه ۱۳۷۷ در حوزه دانشکده ۱۵۱ نفر تو شغل‌های مختلف از راننده. بعد خدمت شما عرض شود این قراردادهایی که مثلا تو حوزه خدمت شما جمع ۷ تاسیسات راننده. فایل اصلی که عرض کردم ۵۸۵۹ نفرند که اگر ما با اون ساعت اضافه کنید که تفکیک بررسی می‌کند. واقعاً نیاز نیست اینا رو آزاد کنن چون واقعاً حقوقاشونو نمی‌تونید بگید. واقعاً ماده خدماتی دانشگاه ۹۵۳ نفرن. مدیریت. ببینید موضوع ۴۶ تا به اندازه کار نمی‌ک. در ماست ۵ آزاد بهتره که با اسنپ ضوابط اجرایی بودجه ما بارها الان ۴۵ چقدره عدد خیلی پایین. ما خودشون عدد عدد ۵. راننده داریم حقوقشون چقدر میشه در ماه حداقل ۱۰ میلیارد ۱۴، ۱۴. ماهیان ۱۴. شکل اثر مستقیم تو حوزه درمان و اورژانسی‌تر هستند، یعنی شرایط بحران پشتیبانی یک سری نیروها هستن. نیروهای اداری یه تقسیم بندی باید داشته باشیم. چقدر اضافه کار می‌گیرن ساعت علاوه نیروی رسمیه. شما ببینید اینجا نیروی شرکتی تمام منابع ما را داره میبره. من فکر می‌کنم انشالله اینو یه جمع بندی حوزه معاونت توسعه سریعتر انجام بده. آقای دکتر حیدری هم یه کمکی بکنن برای جمع بندی این داستان. این قسمت جمع میشه، این قسمت تجمعات رو خواهش کردم مدیریت بشه. تجمعات خواسته‌های دانشگاهی داره، ما می‌پذیریم و باید پاسخ آقای. تجمعات یک مایه‌های کشوری داره. به شدت در این دانشگاه از این لحظه ممنوعه و ما به شدت باید برخورد کنیم. قطعاً پشتش مسائل سیاسی است. ببینید الان اعضای هی می‌خواد تجمع باید ۶۵ درصد اضافه بشه، بقیه میخوان تجمع بکنن. ما مثل اعضای ببریم بالا، چرا زیاد شده؟ این مدیریت کردن شما نیست. مسائل که مربوط به تجمع نیست، حق اعتراض دارند، میتونن مشروب بنویسن، ما هم پیگیر. بالاخره جنبه اعتراضات مردم حواس باشه. صحبت کردم. قرار شده که به اصطلاح بیان پای کار که گفته. این مسئله حلش کنم اونجوری که اتفاق نیفتاده تا این لحظه. و اگر آقای دکتر هاشمی نژاد نیومد سوال کمک خودشون با بیمه قرارداد ببندن. بیمارستان به کی بدن شرکت میگه آقا من فقط مدت داریم. مدیریت منابع مالی نسخه میفرست، ولی اگر اگر. بله بالاخره مدیریت شروع به بحث نقدینگی خودش شروع به دست بیمارستان. دانشگاه برای شرکت بیمه می‌مونه. مشکل شرکت ها رو میگیره. الان شرکت ها دارن خب مغز فروشی میکنن. آقای دکتر چی میگن جلو بیاد پول. قرار میگیره یا هر دانشگاه دیگه باید مدیریت. عرض کردم رفتار دانشگاه تهران درست نیست تو این شرایط خودش آتش شعله ور میکنه. توی شرایط بالاخره صحبت میکنه. اگر پول نیست، دانشگاه تهران چرا این کار میکنه؟ تهران خیلی اصول های وزارت خونه بخاطر اینکه جز دانشگاه تهران از زمان دکتر هاشمی، زمان دکتر هاشمی دانشگاه تهران به دانشگاه تهران، دانشگاه تهران عقب دکتر هاشمی عوض شد. این دو همتش دو همتشو گذاشته. فقط دانشگاه تهران چرا توانبخشی اینجوری بهش بگه حق نداری. جواب من خواهشم اینه، خواهش می‌کنم آماده برای مجموعه‌ها موزه‌های اداری از ساعت یک و نیم به بعد چراغ خاموش است درمانی. اداری اداری به بعد تعطیله. خواهش می‌کنم بهتره در ببند. هرگونه اضافه کاری ۱۴۵ چه اضافه شده که برقرار شده غیر قانونیه. باید بیاد برقرار شده یا اضافه شده، بعد بیاد اینجا با توجیه خداوند نشانه دانشگاه. اینجا گام بعدی تعریف میکنم. ببینید دیگه ما این هستند شما محکم. گام اول اگر آمدید اولین چیزی که گرفتم میگن سر دومی، دومی رو سومی آخر. قبول ولی مازاد نیست در قالب همون پول نیست در قالب همون از اولین کارنامه یعنی یک هفت بعد اومده بودن پیش آقای دکتر شوشتری. اسبابه این تجمع شده اگر استادم امضا کردن یک حرف من نمی‌دونم. بعد الان اولین کار مسئله چیزی قبول کردن از ستاد تجربی تحقیقات سه دانشکده‌ها عین ستاد معاونت تحقیقات آموزشی. شما اولین آبان نیست آقای اولین کشور مشکل. کمک بگیرم خانم دکتر تعلق پرداخت از دانشکده‌ها بیان اگر. باز کنید. جابجایی تشکر. روشن. ببینید پارسال یه اضافه دیگه از فروردین. بده اضافه کار کیفی می‌گیرن یه صلوات بفرستن و ختمش کنن دکتر نگاه. اگر ما گفتیم مثلا ماهیانه فرض کنید ۲۲۰ میلیون تومن خاموش مصرف. اجرا بکنید به نظر میاد کار سختی باشه عملی شدن. ولی اگر چیزه دانشگاه مدیریت بازرسی دانشگاه به نظر من باید بشینه استفاده کنیم. گروه گزارش. مشکلی گزارش نباشه جایی من موافقم قطع کنیم. آقای دکتر چند سال اجرا شد به نظر میاد منطقی ترین حالت بود که عدد ریالی فریز شد. عدد کیفی هر چقدر تورم و حقوق می‌رفت بالا عدد فریز ۱۲۰ ساعت بکنیم آقای شوشتری. در ضمن دارو وصل کنید که آرامش الان عدالت رعایت برمی‌گرده. آقای گوشی شماره گوشی جاموند اردیبهشت من چون کجا نشسته بودید این پشت پنجره ضبط میکنه.

تشدید نظارت بر مراکز درمانی و آمادگی کامل برای شرایط بحرانی در دانشگاه

مدیر نظارت بر درمان و اعتباربخشی دانشگاه، از تشدید نظارت‌ها بر مراکز درمانی و تشخیصی و آمادگی کامل این مراکز برای مواجهه با شرایط بحرانی و ایام پر تردد خبر داد.

 

دکتر هاشم مجدی، در گفتگو با وب دا گفت:  برنامه‌ریزی و مدیریت ستاد خدمات سفر و همکاری مستمر با ستاد بحران دانشگاه، بر ضرورت آمادگی مراکز درمانی برای ارائه خدمات مطلوب در ایام پرتردد سال تأکید کرد.

 

وی افزود:

بازدیدهای روزانه و مستمر از مراکز درمانی و تشخیصی

مدیر نظارت بر درمان و اعتباربخشی دانشگاه با بیان اینکه برنامه‌ریزی، هماهنگی و بازدید از کلیه مراکز درمانی و تشخیصی به‌صورت روزانه و مستمر انجام شداظهار داشت:پیگیری مکاتبات ابلاغی به معاونت تا حصول نتیجه، نظارت مستمر بر ارائه خدمات تشخیصی و درمانی، و انجام بازدیدهای کارشناسی و مدیریتی در این ایام انجام شد.

 

تقویت آمادگی مراکز برای مدیریت بحران

دکتر مجدی با اشاره به اهمیت آمادگی بیمارستان‌ها در شرایط بحرانی گفت: نظارت و راهنمایی بیمارستان‌ها برای تشکیل و آمادگی تیم مدیریت بحران، ارزیابی چارت بحران و میزان آمادگی‌ها در برنامه پاسخ، از مهم‌ترین محورهای نظارتی این مجموعه است.

 

وی  افزود: همچنین راهنمایی‌های لازم برای تریاژ در حوادث با مصدومین انبوه و تدوین چک‌لیست‌های نظارتی مبتنی بر آخرین دستورالعمل‌های وزارت بهداشت در دستور کار قرار گرفت .

 

ثبت آنلاین بازدیدها و ایجاد بانک داده‌ای

به گفته مدیر نظارت بر درمان و اعتباربخشی دانشگاه، چک‌لیست‌های نظارتی در سامانه جامع نظارت بارگذاری شده و امکان ثبت آنلاین بازدیدها نیز فراهم شده است تا بانک داده‌ای مناسبی برای بررسی‌های بعدی ایجاد شود.

 

وی همچنین از نظارت میدانی بر ارائه مستمر خدمات درمانگاهی، انجام مشاوره با درمانگاه‌ها برای تأمین ژنراتور برق پرتابل، و پیگیری و رفع نقایص سیستم برق اضطراری بیمارستان‌ها خبر داد.

 

پیگیری تأمین اقلام ضروری و تداوم خدمات

دکتر مجدی در گفتگو  با تأکید بر لزوم تداوم ارائه خدمات درمانی در شرایط مختلف تصریح کرد: افزایش ذخیره سوخت ژنراتورها، پیگیری تأمین اقلام استراتژیک دارویی و تجهیزات پزشکی، نظارت بر عدم انجام اعمال جراحی الکتیو نیازمند رزرو خون، و نظارت بر استمرار خدمات پاراکلینیک در بیمارستان‌ها از دیگر اقدامات این حوزه است.

 

وی همچنین به سهمیه‌بندی مجدد و ابلاغ به مراکز درمان سوء مصرف مواد، پیگیری مستمر گزارشات سامانه ۱۹۰، تعرفه و تعزیرات، اطلاع‌رسانی مناسب مراکز درمانگاهی در سطح شهر، تهیه گزارشات روزانه و ارسال آن‌ها به مراجع مرتبط اشاره کرد.

 

آموزش کارشناسان و نظارت بر استانداردهای بهداشتی

مدیر نظارت بر درمان و اعتباربخشی دانشگاه با اشاره به آموزش و نظارت بر کارشناسان نظارت بر درمان شبکه‌های بهداشت و درمان شهرستان‌ها گفت: این آموزش‌ها با هدف ارتقای نظارت در زمان بحران و تعطیلات انجام می‌شود.

 

وی افزود: ابلاغ و تأکید بر رعایت استانداردهای بهداشتی در مراکز درمانی نیز از اولویت‌های جدی این مدیریت است.

 

آمار بازدیدهای میدانی

دکتر مجدی در پایان با اشاره به آمار بازدیدهای میدانی انجام‌شده از ۲۸ اسفند ۱۴۰۴ تا ۱۴ فروردین ۱۴۰۵ گفت:

 

بازدیدهای شبانه (مقیمی متخصصین) ۱۲ مورد،

دندانپزشکی ۴۲ مورد،

دیالیز۳ مورد،

آزمایشگاه‌ها ۴۲ مورد،

مراکز درمان سوء مصرف مواد۴۰ مورد،

درمانگاه‌ها، ۵۷ مورد،

بیمارستان‌ها ۳۰ مورد انجام شد .

وی تأکید کرد: آمادگی کامل مراکز درمانی در همه ایام سال، به‌ویژه در تعطیلات و مناسبت‌ها، ضرورتی انکارناپذیر است و نظارت‌ها در این زمینه با جدیت ادامه خواهد داشت.

پروژه‌های عمرانی دانشگاه در ایام جنگ بدون وقفه در حال انجام است/ تکمیل بیمارستان‌ها، خوابگاه‌ها و مراکز درمانی در دستور کار قرار دارد

مدیر منابع فیزیکی و نظارت بر طرح‌های عمرانی دانشگاه، از تداوم فعالیت تمامی پروژه‌های عمرانی دانشگاه حتی در دوران دشوار جنگی  خبر داد و تأکید کرد:در ایام جنگ  هیچ‌یک از پروژه‌های عمرانی دانشگاه متوقف نشد و امروز نیز با همان روحیه جهادی، روند توسعه عمرانی ادامه دارد.

مهندس علی رحیمی، در گفتگو با وب دا با اشاره به وضعیت پروژه‌های بهداشتی و درمانی گفت:در حال حاضر حدود ۴۵ پروژه بهداشتی در حال تکمیل است که بخش عمده‌ای از پروژه‌های نیمه‌تمام تکمیل شده و سایر طرح‌ها نیز در مرحله مناقصه قرار دارند.

وی افزود: پروژه مرکز درمانی گلبهار با ظرفیت ۱۰۰ تخت در آستانه راه‌اندازی قرار دارد و کلینیک بیمارستان ۵۴۰ تخت‌خوابی شرق نیز در شرف تحویل است.

خوابگاه‌های جدید در مسیر بهره‌برداری

مدیر نظارت بر طرح‌های عمرانی دانشگاه درباره پروژه‌های رفاهی خاطرنشان کرد:در حوزه خوابگاه نیز دو پروژه در دست اجراست که یکی از آنها با ظرفیت ۴۰۰ نفر ظرف دو ماه آینده آماده بهره‌برداری می‌شود همچنین عملیات ساخت خوابگاه متأهلی آغاز شده است.

پیشرفت طرح‌های حوزه غذا و دارو و پروژه‌های خیرین

رحیمی ادامه داد: در حوزه غذا و دارو، ساختمان جدید ستاد غذا و دارو در حال ساخت است و پروژه‌های خیّران نیز با تمام توان در حال پیشرفت می‌باشند.

پیشبرد پروژه‌های فناوری و صنعتی

وی  گفت: در کنار پروژه‌های درمانی و رفاهی، کارگاه نیمه‌صنعتی پارک علم و فناوری نیز در حال احداث است و هیچ پروژه‌ای در هیچ حوزه‌ای متوقف نشده است.

با حضور معاون وزیر بهداشت درمان و اموزش پزشکی؛ بیمارستان ۱۰۰ تختخوابی گلبهار به‌زودی افتتاح می‌شود

 

مدیر منابع فیزیکی و نظارت بر طرح‌های عمرانی دانشگاه، از آماده‌سازی بیمارستان گلبهار برای بهره‌برداری خبر داد و گفت: این مرکز درمانی با زیربنای حدود ۱۲ تا ۱۳ هزار متر مربع در چهار طبقه و با ظرفیت ۱۰۰ تخت بستری در حال تکمیل است و به‌زودی با حضور معاون وزیر بهداشت افتتاح خواهد شد.

 

مهندس علی رحیمی، در گفتگو با وب دا گفت: بیمارستان گلبهار با هدف ارتقای سطح خدمات درمانی و افزایش دسترسی مردم گلبهار و شهرستان‌های اطراف به خدمات تخصصی احداث شده و بخش‌هایی مانند جراحی، داخلی، زنان و زایمان، اعصاب، دیالیز، اتاق عمل، رادیولوژی و سونوگرافی در آن پیش‌بینی شده است.

 

رحیمی با اشاره به روند اجرای این پروژه گفت: برای احداث این مرکز درمانی حدود ۴۵۰ میلیارد تومان اعتبار هزینه شده که با همت دانشگاه و مشارکت هیأت امنای ارزی در حال تکمیل و تجهیز است.

 

مدیر منابع فیزیکی و نظارت بر طرح‌های عمرانی دانشگاه همچنین بیان کرد: در حال حاضر بخش اورژانس این مرکز فعال است و برخی خدمات اولیه درمانی به مراجعان ارائه می‌شود و با تکمیل مراحل نهایی، سایر بخش‌ها نیز به‌تدریج وارد مدار خدمت‌رسانی خواهند شد.

 

وی افزود: برای ارتقای خدمات در بخش اورژانس و بستری موقت، تجهیزات پزشکی جنرال از جمله مانیتورینگ علائم حیاتی، دستگاه الکتروکاردیوگرافی، الکتروشوک، ونتیلاتور پرتابل، ساکشن برقی پرتابل، پمپ تزریق سرنگ، تخت بستری، تخت CPR، برانکارد، ترالی اورژانس، کپسول اکسیژن و پاراوان به این مرکز تخصیص داده شده است.

 

رحیمی ابراز امیدواری کرد با بهره‌برداری کامل از این بیمارستان، خدمات درمانی مورد نیاز مردم گلبهار و مناطق اطراف با کیفیت و سرعت بیشتری ارائه شود.

توسعه زیرساخت‌ها و خانه‌های بهداشت در راستای ارتقای عدالت سلامت

مدیر منابع فیزیکی و نظارت بر طرح‌های عمرانی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، گفت: تقویت زیرساخت‌های درمانی و شبکه بهداشت از محورهای مهم نظام سلامت در دیدگاه رهبر شهید انقلاب بود.

مهندس علی رحیمی مؤمن، در گفتگو با وب دا با اشاره به اهمیت توسعه زیرساخت‌های درمانی در کشور در دیدگاه رهبر شهید، اظهار کرد: تقویت بیمارستان‌ها، مراکز درمانی و شبکه بهداشت، از الزامات اساسی برای ارتقای کیفیت خدمات سلامت و افزایش رضایتمندی مردم است.

وی با اشاره به بیانات رهبر شهید انقلاب درباره اهمیت نظام سلامت، گفت: در دیدار مسئولان وزارت بهداشت در ۱۸ فروردین ۱۳۹۳ تأکید شد که مسئله‌ سلامت از مسائل مهم کشور است و همچنین این اصل مورد توجه قرار گرفت که بیمار، جز رنج بیماری، نباید رنج دیگری داشته باشد. این نگاه، ضرورت برنامه‌ریزی دقیق برای توسعه زیرساخت‌های درمانی و بهبود دسترسی مردم به خدمات سلامت را نشان می‌دهد.

توسعه بیمارستان‌ها و مراکز درمانی؛ گامی در جهت کاهش دغدغه‌های درمانی

مدیر منابع فیزیکی و نظارت بر طرح‌های عمرانی دانشگاه علوم پزشکی مشهد ادامه داد: توسعه بیمارستان‌ها و مراکز درمانی، تجهیز مراکز موجود و افزایش ظرفیت ارائه خدمات تخصصی، نقش مهمی در کاهش مشکلات درمانی مردم دارد. وی افزود: توجه به زیرساخت‌های سلامت و سرمایه‌گذاری در این حوزه، می‌تواند موجب ارتقای کیفیت خدمات درمانی و افزایش دسترسی عادلانه مردم به خدمات پزشکی شود.

تقویت شبکه بهداشت و خانه‌های بهداشت روستایی

مهندس رحیمی مؤمن با اشاره به اهمیت شبکه بهداشت کشور در دیدگاه رهبر شهید اظهار داشت: شبکه بهداشت و درمان، که شامل خانه‌های بهداشت روستایی، مراکز بهداشت شهری و پایگاه‌های سلامت است، یکی از ارکان مهم نظام سلامت محسوب می‌شود و نقش مؤثری در پیشگیری از بیماری‌ها، واکسیناسیون و ارائه خدمات اولیه سلامت دارد.

وی خاطرنشان کرد: توسعه خانه‌های بهداشت و تقویت این شبکه در مناطق روستایی و کمتر برخوردار، می‌تواند دسترسی مردم به خدمات اولیه سلامت را افزایش داده و در تحقق عدالت در سلامت نقش مهمی ایفا کند.

پیشگیری مقدم بر درمان؛ رویکردی راهبردی در نظام سلامت

مدیر منابع فیزیکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد در پایان تأکید کرد: توجه به اصل پیشگیری مقدم بر درمان و توسعه زیرساخت‌های بهداشتی، از جمله راهبردهایی است که می‌تواند ضمن ارتقای سلامت عمومی جامعه، هزینه‌های درمانی را نیز کاهش دهد و زمینه ارائه خدمات بهتر به مردم را فراهم کند.

پلمپ 6 مرکز درمانی غیر مجاز در سال گذشته  مدیر نظارت بر درمان و اعتباربخشی دانشگاه  از پلمب 65 مرکز غیر مجاز مداخله گر سلامت  در حیطه پوست و مو و ... در سال 1404 خبر داد

دکتر هاشم مجدی در گفتگو باوبدا  تصریح نمود: کلیه موارد به مراجع قضایی جهت رسیدگی و برخورد ارجاع شده است.

مدیر نظارت بر درمان دانشگاه با تاکید بر اینکه مردم عزیز حتما نسبت به پروانه صلاحیت پزشکی اطمینان حاصل کنند گفت:اکثر مراکز پلمب شده توسط افراد فاقد مدرک در حال ارائه خدمات تخصصی پزشکی بودند.

مدیر نظارت و اعتباربخشی دانشگاه با بیان اینکه پاسخگویی به کلیه استعلامات پرسنلی شاغل در مراکز و موسسات ارجاعی از طرف واحد اعتبار بخشی در سامانه جامع نظارت و کارتابل صورت گرفته است اظهار کرد : تعداد 345 بازدید  پیرو گزارشات مردمی در سامانه های  190 و  TMSبرای شناسایی  و برخورد با متخلفین و مداخله گران سلامت انجام شده است

 

دکتر هاشم مجدی با اشاره به اینکه تعداد 1472 مورد شکایت در سامانه 190 در حوزه درمان ثبت گردیده است اظهار کرد:  از این موارد صد درصد موارد استخراج و در دستور کار  کارشناسی قرار گرفت و  مورد رسیدگی و منجر به پاسخگویی  و بارگذاری در سامانه 190 شده است

مدیر نظارت بر درمان دانشگاه به دیگر اقدامات راهبردی واحد رسیدگی به شکایات اشاره نمود و بیان کرد: رسیدگی 100 صددرصدی به تعداد 394شکایت به سامانه جامع نظارت. و تعداد 1204 شکایات حضوری و  تلفنی در این مدیریت مورد رسیدگی و پاسخگویی قرار گرفت.

 

دکتر مجدی با بیان این که مداخله گران سلامت، تهدیدی برای جامعه محسوب می‌شوند افزود:مردم باید آگاهانه و هوشمندانه به این مراکز اعتماد نکنند همچنین آنها می‌توانند شکایات خود را از طریق سامانه ۱۹۰ و سامانه جامع نظارت برای پیگیری ثبت کنند.

نقش حیاتی روان‌شناسان در روزهای بحران؛ سلامت روان ستون پایداری جامعه است

مدیر امور بیمارستانی دانشگاه علوم پزشکی مشهد با اشاره به شرایط سخت و فشارهای روانی حاکم بر جامعه در ماه‌های اخیر، بر اهمیت نقش روان‌شناسان و مشاوران در حفظ سلامت روان فردی و اجتماعی تأکید کرد. وی گفت: در روزهایی که کشور عزیزمان بیش از هر زمان دیگری با بحران‌های پیچیده و شرایط شبه‌جنگی مواجه است، روان‌شناسان با تخصص، انسانیت و تعهد حرفه‌ای خود در خط مقدم آرامش روانی جامعه ایستاده‌اند. آنان همراه کسانی هستند که در میانه اضطراب‌ها و دشواری‌ها جویای بازگشت به تعادل، امید و پایداری‌اند.

دکتر سعیده صباغ سجادیه در گفتگو با وب دا با اشاره به افزایش نیازهای روانی در ماه‌های اخیر، از برگزاری جلسات آموزشی تخصصی ویژه روان‌شناسان بیمارستان‌ها خبر داد و افزود:  این دوره‌ها با هدف ارتقای توانمندی علمی و عملی همکاران برگزار شده و نقش مهمی در به‌روز نگه‌داشتن مهارت‌ها و افزایش اثربخشی خدمات روان‌شناختی دارد.

دکتر صباغ سجادیه همچنین فعالیت واحدهای سلامت روان در بیمارستان‌ها را تلاشی مسئولانه و تأثیرگذار توصیف کرد و گفت: این واحدها با جدیت، ارائه خدمات روان‌شناختی به پرسنل، بیماران و خانواده‌های آنان را دنبال می‌کنند؛ خدماتی که نه‌تنها استرس و اضطراب ناشی از محیط‌های درمانی را کاهش می‌دهد، بلکه موجب افزایش امید، آرامش و حس تعلق بین کارکنان و مراجعان می‌شود.

وی در پایان با تأکید بر رسالت‌های چندگانه دانشگاه علوم پزشکی مشهد  افزود: دانشگاه علاوه بر مسئولیت‌های آموزشی و پژوهشی، حمایت از سلامت روان جامعه و سرمایه انسانی را یکی از مهم‌ترین وظایف اجتماعی خود می‌داند و این مسیر را با قدرت ادامه خواهد داد.

75 نوزاد سال گذشته در ماموریت های اوژانس 115 به دنیا امدند

رئیس مرکز اورژانس پیش بیمارستانی و مدیریت حوادث دانشگاه علوم پزشکی مشهد گفت: سال گذشته 75 نوزاد در مأموریت‌های اورژانس 115 مشهد متولد شده اند.

دکتر علی یزدانی در گفتگو با وب دا، اظهار کرد: از 75 نوزاد متولد شده  در مأموریت‌های اورژانس 115 مشهد ،35 مورد دختر و 40 مورد پسر بودند که با توجه به اینکه زمان زایمان فرا رسیده بود و فرصت رسیدن مادر به بیمارستان نبود، این کار در داخل آمبولانس انجام شد تا سلامت مادر و نوزاد در راه به خطر نیفتد.

وی تصریح کرد: ما در مرکز اورژانس پیش بیمارستانی و مدیریت حوادث دانشگاه علوم پزشکی مشهد و در قسمت مرکز کنترل این مجموعه حضور ماما را داریم تا در صورت نیاز مشاوره لازم و همچنین هماهنگی با پزشک را داشته باشد.

رئیس مرکز اورژانس پیش بیمارستانی و مدیریت حوادث دانشگاه علوم پزشکی مشهد با بیان اینکه یکی از کارهای سخت پرسنل اورژانس 115 در زمان انتقال مادران باردار به بیمارستان‌ها بوده است، خاطرنشان کرد: توجه بیشتر به آموزش‌های لازم برای نیروهای فوریت‌ پزشکی در مأموریت‌هایی که با هدف کمک به تسهیل در امر زایمان باید  انجام شود.

دکتر یزدانی تأکید کرد: در اینگونه مأموریت‌ها نیروهای اعزامی اورژانس 115 با قید فوریت‌های امدادرسانی به مادر و نوزاد در راه ، این اقدامات را همزمان با زایمان و در داخل آمبولانس‌ با موفقیت انجام داده‌‌اند و مادر و نوزاد را جهت ادامه روند درمان، تحویل بیمارستان دادند.

 

نقشه راه پیشگیری از کم‌کاری تیروئید؛ از غربالگری نوزادان تا اهمیت تغذیه و مصرف نمک یددار/ غربالگری در ۳ تا ۵ روزگی؛ اولین گام حیاتی برای سلامت نوزادان

مدیر گروه بهبود تغذیه جامعه به مناسبت هفته جهانی تیروئید، با تشریح نقشه راه پیشگیری از این بیماری، نقش غربالگری زودهنگام در نوزادان و تأمین ید کافی از طریق رژیم غذایی را به عنوان دو رکن اصلی در کنترل اختلالات تیروئیدی و حفظ ضریب هوشی نسل آینده معرفی کرد.

دکترزهرا اباصلتی در گفتگو با وب دا  با تأکید بر اینکه بیماری کم‌کاری مادرزادی تیروئید یکی از علل مهم و قابل پیشگیری عقب‌ماندگی ذهنی در نوزادان است، اظهار داشت: با انجام یک آزمایش ساده در فاصله روزهای ۳ تا ۵ بعد از تولد می‌توان به وجود کم‌کاری مادرزادی تیروئید پی برد. در واقع، این غربالگری، آسان‌ترین و ارزان‌ترین راه شناسایی نوزادان بیمار و پیشگیری از عوارض ناشی از بیماری‌های متابولیک و ژنتیکی است.

وی از والدین خواست تا با مراجعه به‌موقع به نزدیک‌ترین مرکز بهداشتی و درمانی در ۳ تا ۵ روز اول تولد و انجام نمونه‌گیری از پاشنه پا، از عقب‌ماندگی ذهنی فرزند دلبند خود جلوگیری کنند. وی با یادآوری اینکه در این زمینه، زمان از طلا باارزش‌تر است، خاطرنشان کرد: در صورت شناسایی و درمان به‌موقع، می‌توان از عوارض این بیماری پیشگیری کرد.

ارکان درمان؛ از آموزش والدین تا کنترل متابولیک

مدیر گروه بهبود تغذیه جامعه در ادامه به اهمیت فرآیند درمان پس از تشخیص اشاره کرد و افزود: موفقیت در پیشگیری از عوارض جدی و غیرقابل‌برگشت بیماری کم‌کاری تیروئید به دو عامل “زمان شروع درمان” و “کیفیت کنترل متابولیک بیماری” بستگی دارد.

دکتر اباصلتی با بیان اینکه آموزش والدین نوزاد مبتلا به کم‌کاری تیروئید، رکن اساسی در درمان بیمار است، تصریح کرد: هرچه درمان زودتر شروع شود و مراقبت‌ها به‌موقع انجام شود، ضریب هوشی کودک بهتر حفظ می‌شود و هرچه اهداف درمانی سریع‌تر محقق شوند، بیمار پیش‌آگهی بهتری خواهد داشت.

نقش حیاتی تغذیه در پیشگیری از کم‌کاری تیروئید

دکتر اباصلتی در بخش دیگری از اظهارات خود به نقش عوامل تغذیه‌ای پرداخت و گفت: کمبود ید دریافتی یکی از عوامل مؤثر در بروز بیماری کم‌کاری تیروئید است. این کمبود، شایع‌ترین علت کم‌کاری مادرزادی تیروئید به صورت گذرا بوده و در میزان بروز بیماری تأثیر بسزایی دارد.

وی بهترین راه دسترسی به یک منبع غنی از ید را استفاده از نمک یددار تصفیه‌شده، ماهی و سایر آبزیان در رژیم غذایی روزانه دانست و تأکید کرد: همچنین لازم است توجه ویژه‌ای به سلامت تیروئید در دوران بارداری داشته باشیم، چرا که درمان مناسب بیماری‌های تیروئیدی در این دوران برای سلامت جنین و مادر امری ضروری است

اهمیت کلسیم و ویتامین/ سبزیجات، مغذی‌های گیاهی و نقش امگا-۳ در تقویت استخوان‌ها D در سلامت استخوان

مدیر گروه بهبود تغذیه جامعه دانشگاه علوم پزشکی مشهد ابراز کرد: تغذیه‌ صحیح از نوزادی تا سالمندی، ستون سلامت استخوان‌هاست.

دکتر زهرا اباصلتی، در گفتگو با وب دا با تأکید بر اهمیت رعایت رژیم غذایی و فعالیت بدنی در استحکام و حفظ سلامت استخوان‌ها گفت:رژیم غذایی و ورزش در ساخت و حفظ سلامت استخوان‌ها در تمام مراحل زندگی از نوزادی تا بزرگسالی نقش کلیدی دارند. غذایی که مصرف می‌کنیم می‌تواند مستقیماً بر قدرت و تراکم استخوان‌ها اثرگذار باشد؛ آگاهی از منابع غذایی حاوی کلسیم، ویتامین D و سایر ریزمغذی‌های ضروری برای سلامت استخوان و تندرستی عمومی بدن اهمیت زیادی دارد و به ما کمک می‌کند روزانه انتخاب‌های سالم‌تری در سفره‌ خود داشته باشیم.

وی تصریح کرد:اگر رژیم غذایی متعادل و غنی از لبنیات، ماهی و سایر پروتئین‌های بدون چربی، همچنین میوه و سبزیجات داشته باشیم، نیاز روزانۀ بدن به مواد مغذی به‌طور طبیعی تأمین می‌شود. اما در صورتی‌که این مقدار به‌طور کامل از غذاها به‌دست نیاید، باید با نظر متخصص و از طریق مکمل‌ها یا مولتی‌ویتامین‌ها جبران گردد.

دکتر اباصلتی با اشاره به اینکه بدن برای جذب کلسیم نیاز جدی به ویتامین D دارد و کمبود آن سبب کاهش تراکم استخوان و افزایش خطر شکستگی می‌شود، اظهار کرد: ویتامین D را می‌توان از منابعی نظیر شیر غنی‌شده، جگر، و ماهی‌های پرچرب مانند ماهی قزل‌آلا، ساردین و تن دریافت کرد. البته پوست بدن نیز در معرض آفتاب ویتامین D می‌سازد، اما زیاده‌روی در آفتاب‌گرفتن مضر است و استفاده از ضدآفتاب می‌تواند جذب این ویتامین را کاهش ‌دهد.

وی مقادیر پیشنهادی دریافت ویتامین D را چنین بیان کرد:افراد زیر ۵۰ سال روزانه به ۴۰۰ تا ۸۰۰ واحد بین‌المللی (IU) و افراد بالای ۵۰ سال به ۸۰۰ تا ۱۰۰۰ واحد ویتامین D نیاز دارند.

مدیر گروه بهبود تغذیه جامعه ادامه داد:نتایج تحقیقات اخیر نشان داده است که مصرف روغن زیتون، آلو خشک، لوبیای سویا، زغال‌اخته و غذاهای سرشار از امگا-۳ مانند روغن ماهی می‌تواند به بهبود استحکام استخوان‌ها کمک کند. گرچه هنوز مطالعات بیشتری برای اثبات قطعی این ارتباط لازم است، اما فواید عمومی این مواد غذایی، آن‌ها را به گزینه‌هایی ارزشمند برای برنامه غذایی سالم تبدیل کرده است.

وی افزود:مطالعات جدید پیشنهاد می‌کند مصرف روزانه ۵ تا ۶ عدد آلو خشک به حفظ تراکم استخوان کمک می‌کند. پژوهش‌های پیشین نیز نشان داده بودند که خوردن ۱۰ تا ۱۲ عدد آلو خشک در طول یک سال می‌تواند به افزایش محتوای معدنی استخوان و کاهش سرعت تحلیل آن یاری رساند. آلو خشک سرشار از پتاسیم، منیزیم و ویتامین K است ، عناصری که مستقیماً در سلامت استخوان نقش دارند.

 

تعادل پروتئین، سدیم و کافئین؛ سه اصل طلایی در تغذیه سالم برای استخوان‌ها

دکتر اباصلتی، دریافت پروتئین کافی برای حفظ عضلات و استخوان‌ها ضروری است، اما استفاده افراطی از رژیم‌های پرپروتئین نیز می‌تواند منجر به دفع کلسیم شود.

وی افزود:افراد مسن اغلب پروتئین کافی دریافت نمی‌کنند که این امر به تضعیف بافت عضلانی و استخوانی می‌انجامد. از سوی دیگر، مصرف زیاد نمک و غذاهای فرآوری‌شده باعث از دست رفتن کلسیم از بدن و افزایش خطر پوکی استخوان می‌شود. کاهش مصرف نمک، گامی مهم در حفظ تراکم استخوان است.

مدیرگروه تغذیه جامعه تأکید کرد:برخی سبزیجات مانند اسفناج، ریواس، سبزی چغندر و برخی لوبیاها به‌دلیل داشتن اگزالات (Oxalate) جذب کلسیم را کاهش می‌دهند. این مواد همچنان مفیدند، اما نباید تنها منبع تأمین کلسیم باشند.

وی همچنین نسبت به مصرف زیاد سبوس گندم صددرصد هشدار داد و گفت:سبوس گندم به‌واسطه وجود فیتات، مانع جذب کلسیم در دیگر غذاها می‌شود. به‌ویژه اگر هم‌زمان با شیر مصرف گردد، میزان جذب کلسیم شیر کاهش می‌یابد. بهتر است مکمل‌های کلسیم حداقل دو ساعت قبل یا بعد از سبوس گندم مصرف شوند.

نوشیدنی‌ها و تأثیر آن‌ها بر تراکم استخوان

دکتر اباصلتی یادآور شد:قهوه، چای و نوشیدنی‌های گازدار حاوی کافئین هستند که جذب کلسیم را کاهش می‌دهند و باید با اعتدال مصرف شوند. مطالعات نشان می‌دهد بیشتر مشکلات در نوشیدنی‌های حاوی کولا مشاهده می‌شود، نه سایر نوشابه‌ها. در واقع، ترکیبات فسفردار موجود در کولاها ممکن است در صورت کمبود کلسیم، موجب تحلیل استخوان شوند. اگر فرد کلسیم کافی از رژیم غذایی یا مکمل‌ها دریافت کند، این خطر کاهش می‌یابد.

 


اهمیت تشخیص زودهنگام واکنش‌های آلرژیک شدید در بارداری/ اپینفرین؛ درمان ایمن آنافیلاکسی در بارداری

فوق تخصص آلرژی و ایمونولوژی بالینی و عضو هیات علمی (استادیار) دانشگاه علوم پزشکی مشهد با بیان اینکه آنافیلاکسی یکی از اورژانس‌های حیاتی در بارداری است که به دلیل درگیر بودن جان مادر و جنین، باید علائم آن سریع تشخیص داده و درمان شود افزود: برخلاف تصور رایج، استفاده از داروی اپینفرین در بارداری بی‌خطر و حیاتی است و می‌تواند از بروز عوارض خطرناک برای مادر و نوزاد جلوگیری کند.

دکتر ملیکا زارعی ثانی، در گفتگو با وب دا، اظهار کرد: در مورد بانوان باردار با توجه به اینکه ما با دو انسان سرکار داریم ( مادر و جنین ) موضوع از حساسیت زیادی برخوردار است؛ بویژه با عنایت به این نکته که آنافیلاکسی یک واکنش افزایش حساسیت فوری است و می تواند حیات مادر باردار را به خطر اندازد و علائمی مثل افت فشار و کاهش خونرسانی به رحم و جنین ایجاد و باعث عوارض بعدی در خود جنین و حتی نوزاد متولد شده می شود، لذا بسیار مهم است که در خانم‌های باردار علائم آنافیلاکسی خیلی زود تشخیص داده و درمان شود.
استادیار گروه آلرژی و ایمونولوژی بالینی دانشگاه علوم پزشکی مشهد همچنین گفت: مطالعات نشان می دهد که به دلیل ترس از استفاده از دارو در بارداری اغلب اوقات درمان به تاخیر می افتد؛ حال آنکه این تصور غلط است و در مواقع اینچنینی داروی اپینفرین می تواند به عنوان یک درمان اصلی و نجات بخش استفاده شود.

این فوق تخصص آلرژی و ایمونولوژی بالینی اضافه کرد: داروی اپینفرین باید به صورت عضلانی در خانم باردار استفاده شود؛ به اینصورت که خانم باردار به پهلوی چپ خوابیده و آمپول اپینفرین در قسمت طرفی ران به میزان نیم میلی تزریق شود، همچنین حفظ مایعات بدن بسیار اهمیت دارد و مایعاتی مثل نرماستالین برای مادر باردار جهت افزایش خونرسانی به جنین توصیه میشود؛ اکسیژن رسانی و مانیتور جنین را هم حتماً در نظر داشته باشیم تا چنانچه در ضربان قلب جنین افتی اتفاق افتاد بتوانیم به موقع تشخیص بدهیم .

عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، در خصوص مصرف دارو ها در بانوان باردار خاطرنشان کرد: در حال حاضر داروهای آنتی هیستامین کاملاً ایمن در بارداری برای بانوان وجود دارد که از جمله‌ی آن می توان به لوراتادین و ستیریزین اشاره کرد و لذا مادران باردار نگران استفاده از این قبیل داروها در دوران حاملگی نباشند.

....................................................................................................................................................

عضو هیئت علمی در گروه میکروب شناسی و ویروس شناسی دانشگاه علوم پزشکی مشهد و مسئول فنی آزمایشگاه رفرانس سل و HIV شمال شرق کشور، با اشاره به اهمیت بالای رشته علوم آزمایشگاهی در فرایند درمان بیماری ها گفت: حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد تصمیمات بالینی پزشکان بر پایه نتایج آزمایشگاهی اتخاذ می‌شود.

دکتر سامان سلیمان پور در گفتگو با وب دا، به مناسبت 30 فروردین ماه روز آزمایشگاهیان، از رشته علوم آزمایشگاهی پزشکی به عنوان مجموعه‌ای از دانش‌ها و مهارت‌ها یاد کرد که با استفاده از روش‌های آزمایشگاهی به بررسی نمونه‌های بیولوژیک مانند خون، ادرار، مایعات بدن و بافت‌ها می‌پردازد تا اطلاعات دقیق و قابل اعتماد برای تشخیص، پایش و پیشگیری از بیماری‌ها فراهم کند.

وی نقش و کاربرد رشته علوم آزمایشگاهی در حوزه پزشکی را کلیدی و تعیین کننده برشمرد و افزود: بطور معمول علوم آزمایشگاهی در سه حوزه اصلی نقش دارد که شامل ؛ تشخیص بیماری‌ها (مانند عفونت‌ها، بیماری‌های خونی، متابولیک و ژنتیکی)، پایش روند درمان (مثلاً بررسی پاسخ به درمان در بیماران دیابتی یا سرطانی) و غربالگری و پیشگیری (مانند غربالگری نوزادان یا بررسی‌های پیش از بارداری) است.

علوم آزمایشگاهی؛ حلقه اتصال بین علم پایه و طب بالینی

دکتر سلیمان پور که به دلیل سوابق درخشان پژوهشی و نگارش مقالاتی با میزان ارجاعات بالا، در سال ۱۴۰۲ نامش در فهرست پر افتخار سرآمدان علمی کشور ثبت و ماندگار شد ، رشته علوم آزمایشگاهی را حلقه اتصال بین علم پایه و طب بالینی و نقش آن در پزشکی مدرن غیرقابل جایگزین دانست و افزود: تقریباً هیچ حوزه‌ای از پزشکی نیست که به آزمایشگاه وابسته نباشد. در حوزه تخصصی شخص بنده، یعنی میکروب‌شناسی و ویروس‌شناسی، ما با استفاده از روش‌های مختلف مثل کشت و تکنیک‌های مولکولی مثل PCR می‌توانیم عوامل عفونی را شناسایی کنیم. این موضوع به‌خصوص در بیماری‌هایی مثل سل، هپاتیت یا عفونت‌های ویروسی خیلی اهمیت دارد، چون تشخیص سریع و دقیق مستقیماً روی انتخاب درمان مؤثر است. از سوی دیگر، در بیماری‌های مزمن مثل دیابت یا اختلالات تیروئید، آزمایشگاه نقش اصلی را در پایش بیمار دارد. در بیماری‌های خونی و حتی سرطان‌ها هم بدون نتایج آزمایشگاهی عملاً تشخیص و تصمیم‌گیری ممکن نیست و در مجموع، آزمایشگاه نه‌تنها به امر تشخیص کمک می‌کند، بلکه در انتخاب درمان هدفمند (Targeted therapy) و کاهش مصرف بی‌رویه داروها، به‌ویژه آنتی‌بیوتیک‌ها، نقش مهمی دارد.

عضو هیئت علمی برتر پژوهشی در گروه میکروب شناسی و ویروس شناسی دانشگاه همچنین گفت: دانشگاه علوم پزشکی مشهد به‌عنوان یکی از قطب‌های مهم پزشکی کشور، در حوزه علوم آزمایشگاهی از ظرفیت‌های قابل توجهی برخوردار است و از نظر ظرفیت انسانی هم، حضور اعضای هیئت علمی متخصص در گرایش‌های مختلف از جمله میکروب‌شناسی، ویروس‌شناسی، بیوشیمی، هورمون، سرولوژی، هماتولوژی، انگل شناسی، قارچ شناسی و ژنتیک، یک پشتوانه علمی قوی ایجاد کرده است. همچنین تربیت دانشجویان در مقاطع مختلف باعث پویایی و تداوم این حوزه شده است.

مرجعیت دانشگاه علوم پزشکی مشهد در برخی حوزه های تشخیصی آزمایشگاهی

دکتر سلیمان پور در بخش دیگری از توضیحات خود یادآور شد: به لحاظ تجهیزات و زیرساخت‌ها، بسیاری از آزمایشگاه‌های دانشگاه به تجهیزات پیشرفته‌ای مانند Real-Time PCR، سیستم‌های اتوآنالایزر بیوشیمی، فلوسایتومتری و تکنیک‌های مولکولی مجهز هستند و به‌ویژه در حوزه تشخیص‌های مولکولی، طی سال‌های اخیر پیشرفت‌های قابل توجهی صورت گرفته ، هر چند طبیعی است که چالش‌هایی هم وجود داشته باشد؛ مثلاً به‌روزرسانی تجهیزات یا تأمین برخی کیت‌ها همیشه از دغدغه‌هاست. اما در مجموع، با توجه به ظرفیت‌های موجود، دانشگاه علوم پزشکی مشهد در حوزه تشخیص آزمایشگاهی، به‌ویژه در سطح منطقه شمال شرق کشور، جایگاه قابل قبولی دارد و در بعضی حوزه‌ها حتی نقش مرجع را ایفا می‌کند.

این استاد جوان در ادامه گفت: در دانشگاه علوم پزشکی مشهد، آزمایشگاه رفرانس مولکولی و همچنین آزمایشگاه رفرانس سل شمال شرق کشور نقش بسیار مهمی در ارائه خدمات تشخیصی تخصصی ایفا می‌کنند و بنده به‌عنوان مسئول فنی این آزمایشگاه‌ها، در حوزه تشخیص مولکولی بیماری‌های عفونی فعالیت دارم. در این مراکز، با بهره‌گیری از تکنیک‌های به‌روز دنیا مانند Real-Time PCR و سایر روش‌های مولکولی، امکان شناسایی سریع و دقیق عوامل عفونی، به‌ویژه در مواردی مانند سل و سویه‌های مقاوم به دارو، فراهم شده و تلاش ما این بوده که علاوه بر ارائه خدمات تشخیصی با کیفیت بالا، استانداردهای بین‌المللی را در فرآیندهای آزمایشگاهی رعایت کنیم تا نتایج قابل اعتماد و قابل استناد برای تصمیم‌گیری‌های بالینی در اختیار همکاران بالینی قرار گیرد.

دکتر سلیمانی اضافه کرد:این مجموعه عملاً به‌عنوان یک مرکز مرجع در منطقه شمال شرق کشور عمل می‌کند و نقش مهمی در ارتقای سطح تشخیص و کنترل بیماری‌های عفونی ایفا دارد.

.................................................................................................

به دنبال پیامدهای روانی، اجتماعی و جسمی بحران جنگ اخیر بر خانواده‌های ایرانی و دانشجویان، مرکز مشاوره دانشگاه طرح ملی «هم‌قدم با دانشجویان در بحران جنگ و پس از جنگ را از نهم اسفندماه ۱۴۰۴ تا ۳۱ فروردین ۱۴۰۵ اجرا کرد؛ طرحی مبتنی بر تماس تلفنی مستقیم برای همدلی، غربالگری و ارائه حمایت‌های روانی‌اجتماعی، با تأکید بر پیام " دانشجو تنها نیست ".

دکتر حمیده صمدی، مدیر مرکز مشاوره دانشگاه، در گفتگو با وب دا، ضمن اعلام این خبر اعلام کرد : بحران جنگ اخیر و اثرات روان‌شناختی، اجتماعی و جسمی آن روی خانواده‌ها و دانشجویان، ضرورت اجرای طرح ملی «هم‌قدم با دانشجویان در بحران جنگ و پس از جنگ» را ایجاد کرده و این طرح با هدف همدلی و همراهی با دانشجویان، شناسایی افراد در معرض خطر و ارائه حمایت‌های روانی‌اجتماعی از ۹ اسفند ۱۴۰۴ تا ۳۱ فروردین ۱۴۰۵ اجرا شد.

دکتر صمدی همچنین گفت: این طرح به دلیل استرس‌های اولیه و احتمال بروز تروما در پی رخدادهای اخیر، با هدف پیشگیری از آسیب‌های جدی شکل گرفته و اجرای طرح به‌صورت مصاحبه تلفنی و توسط روان‌شناسان، مشاوران و کارشناسان مجرب مراکز مشاوره انجام می‌شود.

مدیر مرکز مشاوره تأکید کرد: هدف اصلی طرح «هم‌قدم» ایجاد این حس در ذهن دانشجوست که «من تنها نیستم» و در شرایط بحرانی همراهی وجود دارد که دانشجو می‌تواند با او ارتباط بگیرد و در واقع این طرح عمداً بدون تکیه بر فضای مجازی یا پرسشنامه‌های آنلاین و تنها از طریق گفتگوی تلفنی زنده اجرا می‌شود تا دانشجو از احساس تنهایی و انزوای ناشی از شرایط موجود فاصله بگیرد.

دکتر صمدی با بیان اینکه هدف طرح سنجش درصد اختلالات نیست، افزود: تمرکز «هم‌قدم» بر حفظ ارتباط، ایجاد اتکا و همراهی با دانشجویان است. لذا دانشجویانی که وارد دوره‌های کارآموزی و بالینی می‌شوند، گاه فراموش می‌کنند که خدمات رایگان روان‌شناسی و روان‌پزشکی مرکز در طول دوران تحصیل قابل دسترس است و از همین رو طرح مذکور تلاش دارد فاصله ناشی از حضور دانشجو در مراکز درمانی و دورشدن از دانشگاه را کاهش دهد.

به گفته دکتر صمدی، کارشناسان مرکز مشاوره در خوابگاه‌ها، فضای ستادی و دانشکده‌ها حضور دارند؛ اما به دلیل نبود فضای فیزیکی در پاویون بیمارستان‌های آموزشی در محیط درمانی مستقر نیستند، مسئله‌ای که باعث نگرانی درباره دسترسی دانشجویان درگیر دوره‌های بالینی می‌شود. برای رفع این مشکل علاوه بر طرح «هم‌قدم»، اطلاع‌رسانی درباره خطوط آنکال ۲۴ ساعته برای ارائه خدمات مشاوره تلفنی و ارجاع حضوری انجام شده است.

مدیر مرکز مشاوره دانشگاه همچنین گفت: در این طرح، کارشناسان مرکز مشاوره هر روز تماس مستقیم با دانشجویان برقرار می‌کنند. این تیم شامل روان‌شناس، مشاور و مددکار اجتماعی با مهارت‌های ارتباطی تخصصی است و در صورت عدم پاسخ دانشجو، تماس‌های بعدی تکرار می‌شود تا نهایتاً وضعیت روان‌شناختی و نیازهای احتمالی او بررسی شود.

به گفته مدیر مرکز مشاوره، اگر پاسخ برخی سؤالات مثبت باشد و کارشناس تشخیص دهد که دانشجو نیاز به خدمات بیشتری دارد، او بدون اجبار به مشاوره تلفنی، آنلاین یا حضوری دعوت خواهد شد. گفتگوی تلفنی برای هر دانشجو ۱۰ تا ۱۵ دقیقه زمان می‌برد و در صورت وجود نشانه‌های افسردگی یا اضطراب، ممکن است طولانی‌تر شود. دکتر صمدی اطمینان داد که یادداشت‌های کارشناسان درباره دانشجویان کاملاً محرمانه نگهداری می‌شود و جای نگرانی نیست.

دکتر صمدی اعلام کرد که گزارش‌ها حاکی از استقبال گسترده دانشجویان از این طرح است. به گفته او، در ابتدای تماس حال دانشجو پرسیده می‌شود و بسیاری از دانشجویان اظهار کرده‌اند که پیگیری وضعیتشان در شرایط بحرانی سبب ایجاد حس رضایت و آرامش شده است. والدین نیز از این اقدام ابراز خرسندی کرده‌اند.

او افزود که براساس ارزیابی‌ها، مشخص بود که برخی از دانشجویان نیازمند کمک هستند و این طرح پل ارتباطی لازم را ایجاد کرده است. وی تأکید کرد که مرکز مشاوره منتظر تماس دانشجو نمانده و خود پیش‌قدم شده است، زیرا بسیاری از دانشجویان فراموش می‌کنند که این مرکز تا چه اندازه می‌تواند در حفظ سلامت روان و مدیریت مشکلات تحصیلی مفید باشد.

.............................................................................................................................................

نتایج یک طرح مطالعاتی در دانشگاه علوم پزشکی مشهد نشان می دهد که عصاره هیدروالکلی میوه عناب، به‌ویژه در فرم نانوکپسوله، اثرات ناشی از L-NAME را در افزایش فشار خون و ضربان قلب کاهش داده؛ به‌طوری که دوز 100 نانوکپسوله معادل دوز 200 عصاره معمولی و دوز 200 نانوکپسوله دارای اثربخشی بیشتری بود.

دکتر محمدناصر شافعی، مجری طرح مطالعاتی " بررسی اثر ضد فشارخونی فرم نانو کپسوله عصاره هیدروالکلی میوه عناب (Ziziphus jujuba) بر پرفشاری خون القا شده با L-NAME در موش‌های صحرایی "، در گفتگو با وب دا، ضمن اشاره به اهمیت بیماری پرفشاری خون گفت: پرفشاری خون یا Hypertension یکی از شایع‌ترین اختلالات قلبی ـ عروقی است که در صورت عدم کنترل، می‌تواند به آسیب جدی در اندام‌های حیاتی مانند قلب، مغز، کلیه و عروق منجر شود، از این رو، تشخیص و مرحله‌بندی صحیح آن در تعیین راهکارهای درمانی، اعم از تغییرات سبک زندگی یا درمان دارویی، اهمیت حیاتی دارد.

وی با بیان اینکه فشار خون درمان کامل ندارد و بیشتر رویکردها حفاظتی هستند افزود: در این میان، داروهای شیمیایی متعددی مورد استفاده قرار می‌گیرند که علاوه بر هزینه بالا، عوارض زیادی نیز دارند. در مقابل، گیاهان دارویی به دلیل دارا بودن ترکیبات فعال زیستی مانند فلاونوئیدها، آلکالوئیدها، ساپونین‌ها و ترپنوئیدها، در سال‌های اخیر به‌عنوان گزینه‌های مکمل یا جایگزین در درمان بیماری‌های قلبی ـ عروقی مورد توجه قرار گرفته‌اند و تمایل به استفاده از آن‌ها روزبه‌روز افزایش می‌یابد.

دکتر شافعی در توضیح جزئیات پژوهش گفت: در این مطالعه، با هدف بهبود اثربخشی و ماندگاری اثرات ضد فشارخونی عصاره عناب، اثر ضد فشارخونی فرم نانوکپسوله عصاره هیدروالکلی میوه عناب در پیشگیری از پرفشاری خون القاشده با روش مهار سنتز نیتریک‌اکسید توسط L-NAME بررسی شد و حجم نمونه شامل 56 سر موش صحرایی نر بود که در 8 گروه و با 7 حیوان در هر گروه تقسیم‌بندی شدند. در این مطالعه تجربی، پارامترهای همودینامیک شامل؛ فشار خون سیستولیک، فشار متوسط شریانی و ضربان قلب به‌صورت پیوسته از طریق کانتر شریان فمورال و سیستم PowerLab ثبت شد.

وی ادامه داد: در این مطالعه، اثر سالین، عصاره هیدروالکلی و فرم نانوکپسوله عناب بر پاسخ‌های قلبی ـ عروقی در موش‌های صحرایی نرمال بررسی شد و ابتدا در یک گروه نرمال، سالین تزریق و در یک گروه جداگانه، با تزریق L-NAME به‌عنوان مهارکننده سنتز NO، پرفشاری خون ایجاد و در یک گروه، عصاره گیاه به‌صورت داخل صفاقی تزریق و نیم ساعت بعد L-NAME تزریق شد. همچنین سه دوز از عصاره نانوکپسوله نیز به‌صورت داخل صفاقی در گروه‌های جداگانه تزریق و نیم ساعت بعد L-NAME تجویز گردید.

بنا بر گزارش دکتر شافعی از این طرح مطالعاتی، L-NAME موجب افزایش فشار خون و ضربان قلب شد و این افزایش در مقایسه با گروه کنترل، معنی‌دار بود. در مقابل، عصاره عناب با دوز 200 توانست فشار خون و ضربان قلب ناشی از L-NAME را کاهش دهد. همچنین سه دوز فرم نانوکپسوله عناب نیز اثر L-NAME را کاهش داد، با این تفاوت که اثربخشی و ماندگاری این فرم نسبت به عصاره بدون کپسوله بیشتر بود؛ به‌طوری که اثر دوز 100 نانوکپسوله معادل دوز 200 عصاره معمولی ارزیابی شد. همچنین دوز 200 نانوکپسوله اثر بسیار بیشتری نشان داد.

دکتر شافعی با بیان اینکه یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد عصاره عناب، به‌ویژه در فرم نانوکپسوله، می‌تواند به‌عنوان یک مکمل در کنترل پرفشاری خون مورد توجه قرار گیرد افزود: استفاده از فناوری نانو نیز با افزایش پایداری، زیست‌فراهمی و کارایی ترکیبات فعال موجود در عناب، سبب شد اثرات ضد فشارخونی آن نسبت به عصاره معمولی برجسته‌تر شود... این موضوع می‌تواند زمینه‌ساز توسعه فرآورده‌های دارویی و مکمل‌های گیاهی نوین با مبنای علمی برای بیماران مبتلا به پرفشاری خون باشد. افزون بر این، نتایج مطالعه حاضر شواهد جدیدی برای پشتیبانی از کاربرد عناب با خواص آنتی‌اکسیدانی و وازودیلاتوری در مدیریت بیماری‌های قلبی ـ عروقی در کنار درمان‌های متداول ارائه می‌دهد.

این استاد و محقق دانشگاه علوم پزشکی مشهد با توجه به نتایج مطالعه انجام شده، موارد ذیل را پیشنهاد نمود:

  1. انجام کارآزمایی‌های بالینی در انسان برای ارزیابی کارایی و ایمنی عصاره نانوکپسوله عناب در بیماران مبتلا به پرفشاری خون.
  2. انجام مطالعات دقیق‌تر با تمرکز بر مسیرهای مولکولی و بیوشیمیایی، از جمله بررسی مسیرهای آنتی‌اکسیدانی و شاخص‌های التهابی و NO.
  3. بررسی اثر دوزهای مختلف و مقایسه طولانی‌مدت بین فرم نانوکپسوله و عصاره هیدروالکلی همراه با سنجش پارامترهای بیوشیمیایی خون.
  4. بررسی ترکیب عصاره عناب با سایر داروها یا مکمل‌های گیاهی ضد فشار خون و مطالعه اثرات هم‌افزای احتمالی آن‌ها در حیوانات نرمال.

گفتنی است؛ این مطالعه با کد4021945 ثبت و با همکاری خانم ها دکتر ویدا علیخانی، سارا حسینیان و زهرا گنجه ای انجام شده است.

لینک مطالعه‌ی مذکور به عنوان یک طرح پایان یافته به نشانی زیر قابل دسترسی می باشد:

 

https://scholar.google.com/citations?user=5Vs1ob4AAAAJ&hl=en

 
 
 
 

DOI: 10.22038/ajp.2017.24232.1887

 

...........................................................................................................................................

مدیر مرکز مشاوره دانشگاه علوم پزشکی مشهد با اشاره به دشواری روند مواجهه با تروما گفت: شناخت علائم هشدار و به‌کارگیری اصول عملی خودمراقبتی، نقشی اساسی در بهبود روان دارد، در همین راستا مدیتیشن، گوش‌دادن فعال و تدوین برنامه ایمنی از مهم‌ترین گام‌ها برای حمایت از افراد آسیب‌دیده است.

دکتر حمیده صمدی در گفتگو با وب دا، مواجهه با تروما یا روان‌زخم را فرایندی دشوار اما آغاز آن را با «آگاهی» ممکن دانست و افزود: شناخت اصول خودمراقبتی و علائم هشدار می‌تواند مسیر بهبودی را هموارتر سازد.

وی با اشاره به مفهوم خودمراقبتی گفت: خودمراقبتی به هیچ‌وجه معادل خودخواهی نیست، بلکه به معنای شارژ دوباره انرژی روانی برای ادامه زندگی است.

 دکتر صمدی از مدیتیشن به‌عنوان یکی از ابزارهای مؤثر یاد کرد و افزود: برای شروع، تمرکز بر تنفس، پذیرش افکار بدون قضاوت و تمرین مداوم روزانه حتی به مدت پنج دقیقه، از اصول کلیدی مدیتیشن است.

مدیر مرکز مشاوره دانشگاه علوم پزشکی مشهد در ادامه با اشاره به نحوه حمایت از افراد دچار تروما گفت: گوش دادن فعال و بدون قضاوت، مهم‌ترین پایه حمایت است. جملاتی ساده مانند “می‌دانم شرایط دشواری گذشته‌ای” گاهی بیش از هر نصیحتی آرامش‌بخش است.

مدیر مرکز مشاوره دانشگاه خاطرنشان کرد: اطرافیان باید نسبت به حساسیت به صدا و اضطراب ناگهانی این افراد، درک و مدیریت مناسبی داشته و همچنین نگه‌داشتن محیطی آرام و توضیح سریع پس از صداهای ناگهانی، احساس امنیت را تقویت می‌کند.

وی تاکید کرد: در صورت مشاهده نشانه‌هایی مانند صحبت درباره خودکشی، ناامیدی شدید، ناتوانی در انجام امور روزمره، خشم انفجاری یا انزوای کامل، فرد باید فوراً به روان‌پزشک یا روان‌شناس مراجعه شود.

دکتر صمدی افزود: پرسیدن مستقیم از فرد درباره افکار آسیب‌زننده نه‌تنها خطرناک نیست، بلکه راه گفت‌وگو و مداخله را باز می‌کند. همچنین داشتن برنامه‌ای ایمن شامل ؛ تماس‌های اضطراری و فعالیت‌های آرام‌بخش مورد توافق شخص آسیب‌دیده کمک کننده خواهد بود.

به گفته دکتر صمدی، تمرین‌هایی مانند گسلش (فاصله‌گذاری بین خود و فکر منفی)، پذیرش احساسات بدون مقاومت، و نوشتن منسجم درباره تجربه و احساسات، به بازسازی روان و تقویت " منِ بالغ " فرد کمک می‌کند و نیز نوشتن نامه از خودِ اکنون به خودِ آسیب‌دیده، به فرد یادآوری می‌کند که اکنون در امان است و توان مراقبت از خود را دارد.

وی در پایان تاکید کرد : هیچ تجربه‌ی دردناکی تمام هویت انسان را تعریف نمی‌کند و با خودآگاهی، حمایت و تمرین تدریجی می‌توان از چرخه تروما ( روان زخم) به سوی بازسازی روانی و زندگی متعادل گام برداشت.

...........................................................................................................................................................

الهام طاهری، مجری طرح پژوهشی بررسی رابطه بین نشخوار فکری و کیفیت رابطه زوجین با میانجی‌گری ابراز هیجان» گفت: «در این مطالعه بررسی شد که افکار منفی و تکرارشونده چگونه می‌توانند کیفیت رابطه زناشویی را تضعیف کنند و اینکه مهارت ابراز احساسات تا چه اندازه می‌تواند به‌عنوان یک عامل محافظ، رابطه زوجین را بهبود ببخشد.

دکتر الهام طاهری، مجری طرح پژوهشی «بررسی رابطه بین نشخوار فکری و کیفیت رابطه زوجین با میانجی‌گری ابراز هیجان» در گفتگو با وب دا، با اشاره به ضرورت شناخت عوامل اثرگذار بر روابط زناشویی گفت: «در این پژوهش تلاش کردم به یکی از مسائل مهم زندگی مشترک بپردازم؛ این‌که افکار تکراری و منفی چگونه می‌توانند رابطه زوجین را تحت تأثیر قرار دهند و نقش ابراز احساسات در این میان چیست. کیفیت رابطه زناشویی یکی از عناصر بنیادی سلامت روان است و برای من مهم بود که مشخص کنم چه عواملی می‌توانند آن را تقویت یا تضعیف کنند.»

وی با اشاره به جامعه آماری تحقیق توضیح داد: «این مطالعه را روی ۳۸۴ فرد متأهل در مشهد انجام دادم. یافته‌ها نشان داد افرادی که بیشتر دچار نشخوار فکری هستند—یعنی مرتب درباره مشکلات و نگرانی‌ها فکر می‌کنند—کمتر قادرند احساساتشان را به شکل سالم، صادقانه و بدون تنش بیان کنند. همین مسئله به کاهش صمیمیت، رضایت و در نهایت کاهش کیفیت رابطه زناشویی منجر می‌شود.»

طاهری ادامه داد: «در مقابل، مشاهده کردم زوجینی که احساسات خود را آرام، شفاف و بدون سرکوب بیان می‌کنند، رابطه‌ای گرم‌تر، باثبات‌تر و همراه با احساس امنیت عاطفی دارند.»

به گفته او، بخش مهمی از اثرات منفی نشخوار فکری از طریق کاهش توانایی افراد در ابراز هیجان رخ می‌دهد: «در واقع نتایج نشان می‌دهد که مهارت بیان احساسات مثل یک سپر محافظ عمل می‌کند و می‌تواند بخشی از آسیب ناشی از افکار منفی و تکرارشونده را جبران کند. این موضوع در فرهنگ‌هایی مانند ایران که تمایل به خویشتن‌داری عاطفی در آن شایع‌تر است، اهمیت مضاعف پیدا می‌کند.»

مجری طرح در پایان گفت: «توصیه می‌کنم که در کارگاه‌های مهارت‌های ارتباطی، جلسات مشاوره خانواده و حتی دوره‌های پیش از ازدواج، آموزش روش‌های سالم ابراز احساسات به‌طور جدی گنجانده شود تا زوجین بتوانند ارتباطی سازنده‌تر و به‌مراتب مؤثرتر برقرار کنند. همچنین معتقدم مراکز مشاوره و سیاست‌گذاران حوزه سلامت روان باید از نتایج این پژوهش برای طراحی مداخلاتی فرهنگی‌محور با هدف پیشگیری از مشکلات رابطه‌ای بهره ببرند، طرح مذکور با کد 4032289 به ثبت رسیده است.

لینک گوگل اسکالر مجری: حتما در خبر درج شود

https://scholar.google.com/citations?user=pFcB5AcAAAAJ&hl=en

................................................................................................................................................

وب دا: دکتر آمنه سازگارنیا، مدیر گروه و استاد برجسته فیزیک پزشکی، در بازخوانی مسیر حرفه‌ای خود، از چالش‌های آغازین تدریس تا دستاوردهای پژوهشی در سطح بین‌المللی سخن گفت و بر اهمیت پیوند میان علوم پایه و فناوری‌های نوین تأکید کرد.
دکتر سازگارنیا در گفتگو با وب دا، ضمن تبریک روز استاد، با نگاهی صمیمانه به خاطرات خود، از نخستین تجربه‌ی تدریس خود در برابر بیش از ۱۰۶ دانشجوی رشته علوم آزمایشگاهی یاد کرد و افزود: " آن روز با چالشِ ورود به کلاسی بزرگ و سکوت سنگین دانشجویان روبرو بودم؛ اما تجربه‌ی آن روز، زیربنای اعتمادبه‌نفسی شد که امروز در آموزش و پژوهش به آن دست یافته‌ام."
وی در ادامه، بزرگترین پاداش حرفه‌ای خود را در ارتباط با فارغ‌التحصیلان عنوان کرد و افزود: بسیار شیرین است که حتی پس از ۱۵ یا ۲۰ سال، فارغ‌التحصیلان با من تماس می‌گیرند تا از کاربرد دانش آموخته‌های من در مسیر شغلی‌شان سخن بگویند. این پیوند انسانی، ارزشمندترین دستاوردی است که از خداوند خواسته‌ام.

توصیه استراتژیک به دانشجویان: تمرکز بر پایه و فناوری
دکتر سازگارنیا در پاسخ به ضرورت ارائه پیام به نسل آینده متخصصان، بر یک فرمول دوگانه تأکید کرد: تسلط بر علوم پایه + آشنایی با فناوری‌های روز.

وی خاطرنشان کرد: دانشجویان رشته‌های پزشکی نباید از اهمیت علوم پایه غافل شوند؛ چرا که درک عمیق این مبانی، در کنار به‌روز بودن نسبت به فناوری‌های نوین، تنها راه دستیابی به تصمیم‌گیری‌های بالینی درست و دقیق در آینده است.
در بخش پژوهشی، دکتر سازگارنیا به محور اصلی فعالیت‌های علمی خود اشاره کرد. تحقیقات ایشان با تمرکز بر «پرتوهای غیر‌یونساز» (شامل طیف طول‌موج‌های فراتر از فرابنفش تا امواج مایکروویو، رادیویی و بیسیم) و همچنین «امواج فراصوت» (Ultrasound) انجام می‌شود.

وی با اشاره به کاربرد این مطالعات در تکنیک‌های درمانی در سطح آزمایشگاهی، افزود: تاکنون نتایج پژوهش‌های من منجر به تألیف ۷ جلد کتاب و انتشار مقالات متعدد در مجلات معتبر بین‌المللی شده و خوشبختانه، برخی از این یافته‌ها به عنوان منابع علمی (Reference) در کتب تخصصی مورد استفاده قرار گرفته‌اند.

مدیر گروه فیزیک پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد بر ضرورت تحول در نگاه دانشجویان نسبت به علوم پایه و نیاز به همگامی با فناوری‌های نوین تأکید و با بازگویی مسیر علمی خود از سال ۱۳۶۶ تاکنون، خاطرنشان کرد : نقطه عطف فعالیت‌های ایشان، پیوند میان فیزیک هسته‌ای و علوم پایه پزشکی بود.

وی به دانشجویان توصیه کرد که برای رسیدن به نتایج عمیق و پایدار، باید به جای جستجوی سریع و سطحی برای کسب فرصت‌ها، بر «سرمایه‌گذاری بلندمدت علمی» تمرکز کنند.

دکتر سازگار نیا افزود: نگاه بین‌رشته‌ای قوی، کلید اصلی یافتن مسیر درست در رشته‌های تخصصی است.
چالش‌های آموزشی و ضرورت به‌روزرسانی مهارت‌ها
مدیر گروه فیزیک پزشکی با اشاره به سرعت رشد تکنولوژی، بر لزوم کسب مهارت‌های مبتنی بر فناوری‌های مدرن تأکید کرد. وی اظهار داشت: دانشجویان نباید از دنیای علم عقب بمانند؛ هم دانشجو باید احساس نیاز به یادگیری مهارت‌های جدید کند و هم سیستم آموزشی موظف است با بازنگری در برنامه‌های درسی، این فضا را فراهم آورد.

اخلاق حرفه‌ای و مسئولیت‌پذیری در حوزه سلامت
دکتر سازگارنیا در ادامه، سه اصل بنیادین دقت علمی، مسئولیت‌پذیری و صداقت پژوهشی را از مهم‌ترین آموزه‌هایی دانست که همواره به دانشجویان خود منتقل کرده است. وی هشدار داد که در حوزه پزشکی، کمبود دقت می‌تواند پیامدهای جبران‌ناپذیری برای بیماران داشته باشد.


وی در بخشی ارز سخنان خود به یک چالش ساختاری اشاره کرد و گفت: علیرغم سال‌ها تدریس این رشته، هنوز شناخت کافی از نقش فیزیک پزشکی در بخش‌های بالینی وجود ندارد. وظیفه فارغ‌التحصیلان است که با معرفی توانمندی‌های خود، جایگاه فیزیک پزشکی را در گروه‌های بالینی تثبیت کنند تا کیفیت پروسیژرهای درمانی ارتقا یابد.

توصیه به نسل آینده: صبور باشید و عمیق بخوانید
دکتر سازگار نیا به دانشجویان توصیه کرد: عجله نکنید. به دنبال مسیرهای کوتاه و سطحی نباشید؛ زیرا توانمندی‌های سطحی، پاسخگوی نیازهای واقعی جامعه نیست. به دنبال سرمایه‌گذاری بلندمدت روی دانش خود باشید تا به نتایج پایدار برسید.

وی معتقد است دانشجو باید همگام با تکنولوژی حرکت کند، اما نباید از اصول اخلاقی غافل شود. ایشان همواره بر «دقت علمی» به عنوان یک ضرورت حیاتی تأکید دارد؛ چرا که در حوزه سلامت، یک خطای کوچک می‌تواند غیرقابل جبران باشد و همچنین صداقت در گزارش داده‌ها و تعهد حرفه‌ای را از ستون‌های اصلی فعالیت خود می‌داند.
دکتر سازگار نیا با نگاهی واقع‌بینانه به چالش‌های موجود، فارغ‌التحصیلان را به یک رسالت فراخوانده است: «ما باید تخصص خود را در بخش‌های بالینی اثبات کنیم. وظیفه شماست که به جامعه پزشکی نشان دهید حضور متخصص فیزیک پزشکی چگونه می‌تواند کیفیت تشخیص و درمان را متحول کند.
..........................................................................................................................................

وب دا:  دوازدهم اردیبهشت ماه، روز استاد و معلم، فرصتی است برای تقدیر از مقام شامخ معلمان. دکتر حسین کریمی، استاد تمام دانشگاه علوم پزشکی مشهد و مدیر گروه آموزش پزشکی، که خود متولد روز معلم است، با اشاره به عشق به معلمی و فراز و نشیب‌های مسیر شغلی، بر اهمیت صداقت، درستکاری و درک متقابل در تعامل با دانشجویان تاکید کرد.

دکتر حسین کریمی مونقی، استاد تمام دانشگاه علوم پزشکی مشهد و مدیر گروه آموزش پزشکی، که خود در روز معلم (۱۲ اردیبهشت ۱۳۴۴) دیده به جهان گشوده است، این تاریخ را یکی از افتخارات زندگی خود می‌داند. وی با داشتن دو فوق لیسانس و دکتری تخصصی در آموزش پرستاری و دو فرصت مطالعاتی در کشورهای فنلاند و استرالیا، مسیر رشد حرفه‌ای خود را سرشار از تجربیات ارزشمند توصیف کرد.

دکتر کریمی با بیان اینکه نقطه عطف زندگی حرفه‌ای او، هیئت علمی شدن بوده اظهار کرد: من عاشق معلمی هستم و هیچ وقت از این کار خسته نشدم. علی‌رغم سختی‌های اوایل کار، رفت و آمدها و دوری از خانواده، از این بابت خوشحالم و خدا را شاکرم که این توفیق را به من داده که معلم باشم.

وی در پاسخ به اینکه بیشترین الگو را از کدام اساتید گرفته است، به دکتر فریدون عزیزی در دوران کارشناسی ارشد آموزش پزشکی اشاره کرد و او را استادی برجسته با اخلاق، صداقت و حرفه‌ای‌گری بالا توصیف نمود که با ارائه بازخوردهای کتبی، تاثیر عمیقی بر دانشجویان داشته است. دکتر کریمی همچنین از دکتر ثمینی و دکتر فروغیان به عنوان اساتید تاثیرگذار در دانشگاه علوم پزشکی مشهد نام برد.

دکتر کریمی مهمترین عامل تاثیرگذاری یک استاد بر دانشجویان را صداقت و درستکاری دانست و گفت: مهمترین چیزی که دانشجویان می‌توانند از ما یاد بگیرند، رفتارهای ماست.

 وی معتقد است زمانی رفتار استاد به دانشجو منتقل می‌شود که دانشجو احساس کند استاد دلسوز و نگران اوست و دانشجویان را مانند فرزندان یا خواهر و برادر خود بداند. اگر دانشجویی احساس کند فرزند شماست، حتی تنبیه شما را نیز از سر دلسوزی تلقی می‌کند.

دکتر کریمی با اشاره به شاخصه‌های ارتباط مؤثر بین اساتید و دانشجویان در آموزش پزشکی، بر اهمیت شناخت کامل متقابل تاکید کرد و گفت: ما باید شناخت کاملی از دانشجویانمان داشته باشیم و متقابلاً خودمان را هم کامل برای دانشجویان معرفی کنیم.

 به باور این استاد مجرب، آموزش یک فرایند دوطرفه است که در آن هم استاد و هم دانشجو کامل می‌شوند. «بنابراین، اگر همدیگر را خوب بشناسیم و خوب درک بکنیم، ارتباطاتمان و بازخوردهایی هم که به همدیگر می‌دهیم، درست‌تر و مطمئن‌تر خواهد شد.

استاد و مدیر گروه آموزش پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، اساسی‌ترین چالش موجود در نظام آموزش پزشکی را اعمال سلیقه‌های شخصی مدیران و مدرسان برشمرد که این مشکل در حال حاضر کاهش یافته است. وی در ادامه اظهار داشت: اگر نظام آموزشی ما به سمت سیاست‌گذاری و تصمیم‌گیری مبتنی بر شواهد آموزشی برود، بسیاری از مشکلات حل خواهد شد.

دکتر کریمی تاکید کرد : یکی از عوامل مهم در یادگیری موثر، علاقه‌مندی و انگیزه دانشجو است؛ چراکه اگر دانشجو نخواهد یاد بگیرد، هیچ‌کس نمی‌تواند آموزش دهد. وی افزود: آموزش مبتنی بر شواهد و تحقیقاتی که در این حوزه انجام شده، مسیر را برای ما مشخص کرده، ولی متأسفانه بعضی اوقات، اعمال سلیقه در شیوه‌های آموزشی دیده می‌شود.

وی تصریح کرد: ما باید پس از ترویج شعار آموزش مبتنی بر شواهد، در محیط‌های عملی و بالینی فعالیت کنیم، جایی که دانشجو وظایف خود را انجام می‌دهد و ارزیابی‌ها در آنجا صورت می‌گیرد. این امر، مسیر اصلی اصلاح و ارتقاء آموزش است.

در ادامه، به چشم‌انداز آینده آموزش پزشکی، دکتر کریمی اظهار داشت: ما در حوزه آموزش، شاهد رشد قابل توجهی هستیم. فناوری‌هایی مانند هوش مصنوعی، می‌تواند نقش عظیمی در انتقال دانش نوین به دانشجویان داشته باشد. باید هوش مصنوعی را به درستی استفاده کنیم، چون در آینده، ممکن است جایگزین بسیاری از روش‌های فعلی شود.

وی در پیامی به دانشجویان پزشکی، بر اهمیت تعادل میان کار و زندگی تاکید کرد و گفت: از فرصت‌ها درست استفاده کنید، برنامه‌ریزی داشته باشید و سعی کنید در رشته خود سرآمد باشید. باید بتوانید هم در تحصیل و هم در زندگی خود، توازن ایجاد کنید.

در بخش دیگر، دکتر کریمی از فعالیت‌های گروه آموزش پزشکی دانشگاه، ضمن اشاره به تیم هیئت علمی ۹ نفری و همکاری‌های بین‌رشته‌ای، خبر داد: ما در دو حوزه توانمندسازی اساتید و تربیت دانشجویان فعالیت داریم. کارگاه‌های متعدد برای اساتید و فرآیندهای آموزشی که در سطح کشور برگزار می‌کنیم، نشان‌دهنده تعهد ما به توسعه آموزش است.

او در پایان با افتخار بر نقش علاقمندی اساتید به حوزه معلمی تاکید کرد و افزود: این تعهد و علاقه، چراغ راه توسعه کیفیت آموزشی در دانشگاه است.

...................................................................................................................................................

استاد پیشکسوت گروه چشم‌پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، در مراسم بزرگداشت روز استاد با بیان اینکه " هیچ فناوری و تجهیزاتی جایگزین استاد عاشق و متعهد نمی‌شود"، تأکید کرد: مهم‌ترین عامل در ارتقای کیفیت آموزش، استادانی هستند که با عشق به یادگیری مداوم و رشد علمی، نقش الگوی حرفه‌ای را برای دانشجویان ایفا می‌کنند.

دکتر محمد اعتضاد رضوی، استاد و فلوشیپ استرابیسم در گفتگو با وب دا، ضمن تبریک روز معلم و مقام شامخ استاد اظهار کرد: اساتید این دانشگاه از گذشته تا کنون با عشق و علاقه در مسیر آموزش فعالیت کرده‌اند. مهم‌ترین مؤلفه در آموزش، نیروی انسانی و نقش غیرقابل جایگزین معلم است. در واقع هیچ فناوری یا فضای آموزشی نمی‌تواند جایگزین استادی شود که عاشق تدریس است و به رشد علمی خود اهمیت می‌دهد.

این استاد دانشگاه مهم‌ترین نقطه عطف فعالیت خود را علاقه به آموزش و ایفای نقش الگویی در محیط‌های بالینی دانست و گفت: رفتار حرفه‌ای استاد در محیط‌های درمانگاه و اتاق عمل، بهترین شکل انتقال مفاهیم آموزشی است. بخش بزرگی از یادگیری در دانشگاه‌های علوم پزشکی از طریق الگوگیری نا‌خودآگاه دانشجویان از رفتار استادان شکل می‌گیرد.

دکتر رضوی با اشاره به تجربه دوره معاونت آموزشی خود خاطرنشان کرد: مولفه اصلی در شخصیت یک استاد تأثیرگذار، انگیزه درونی است. عشق به معلمی، خودشکوفایی و یادگیری مداوم شرط اصلی موفقیت دانشگاه است. اگر استادان خود را صرفاً کارمند بدانند، نه خودشان رشد می‌کنند و نه دانشگاه؛ چرا که دانشگاه باید پویا و پیشرو در دانش روز باشد.

وی با تأکید بر ضرورت به‌روز بودن اعضای هیئت علمی افزود: علم هر چند سال دگرگون می‌شود و استاد دانشگاه باید همگام با این تغییرات حرکت کند. رشد استاد، رشد دانشجو و نهایتاً ارتقای کیفیت آموزش را به دنبال خواهد داشت.

ضرورت تقویت " اخلاق حرفه‌ای" و گذار به " پزشکی شخصی‌سازی‌شده"

استاد چشم‌پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، اخلاق حرفه‌ای (پروفشنالیسم) را اصلی‌ترین چالش و نیاز مبرم در نظام پزشکی امروز و نسل جدید پزشکان دانست و با اشاره به ضرورت بازنگری در رویکردهای بالینی، تأکید کرد : تمرکز اصلی پزشکان باید بر نگاه انسانی به بیمار باشد، نه نگاه ابزاری یا اقتصادی. اعتضاد رضوی با انتقاد از انجام جراحی‌های تحمیلی، خاطرنشان کرد که تشخیص درست مهارت و توانمندی پزشک در ارجاع به‌موقع بیمار به همکار متخصص‌تر، از شاخصه‌های اصلی اخلاق حرفه‌ای است.

وی افزود: اگر برنامه‌ریزی درسی و تربیت متخصصان متناسب با نیاز واقعی جامعه صورت گیرد، معضلاتی نظیر برخوردهای غیرحرفه‌ای کاهش خواهد یافت.
تأثیر هوش مصنوعی و پزشکی شخصی‌سازی‌شده در آینده درمان
استاد چشم‌پزشکی دانشگاه مشهد در ادامه به تحولات تکنولوژیک در حوزه سلامت پرداخت و اظهار کرد: سیستم‌های پزشکی جهان به سمت پزشکی شخصی‌سازی‌شده (Personalized Medicine) حرکت می‌کنند. این روند مبتنی بر استفاده از داده‌های بزرگ (Big Data)، ژنوم انسانی و میکروبیوم برای تعیین پروتکل‌های درمانی منحصر‌به‌فرد برای هر بیمار است.

وی در بررسی نقش هوش مصنوعی (AI) در تشخیص و درمان، ضمن تأکید بر ظرفیت‌های بالای این فناوری در افزایش دقت، نسبت به خطرات احتمالی آن هشدار داد.

دکتر اعتضاد رضوی گفت: بررسی‌ها نشان می‌دهد استفاده از هوش مصنوعی می‌تواند تا ۴۰ درصد در نتایج درمانی مؤثر باشد، اما در موقعیت‌های اورژانسی، احتمال تشخیص‌های نادرست و خطرات جدی وجود دارد.

ضرورت تلفیق علم نوین با رویکرد سنتی و انسانی

دکتر اعتضاد رضوی با یادآوری آموزه‌های استاد بزرگ چشم‌پزشکی ایران، دکتر خدادوست، بر اهمیت تدوین پلن درمانی اختصاصی برای هر بیمار تأکید کرد.

وی خاطرنشان کرد : در آموزش پزشکی آینده، باید میان بهره‌گیری از داده‌های ژنتیکی و حفظ برخورد انسانی و معنوی با بیمار تعادل برقرار شود.

به گفته وی، پزشکی " پست مدرن" باید آموزش دانشجویان را به‌گونه‌ای پیش ببرد که هم با تکنولوژی‌های روز همسو باشند و هم جایگاه بیمار را به عنوان یک موجود دارای روح و باورهای انسانی حفظ کنند.

تجربه آموزش و تربیت متخصص در مشهد

دکتر اعتضاد رضوی به ظرفیت‌های آموزشی بخش چشم‌پزشکی مشهد اشاره کرد و از روند فارغ‌التحصیلی سالانه بین ۸ تا ۱۵ رزیدنت خبر داد. وی همچنین با اشاره به جذب دستیاران پزشکی از کشورهای مختلف از جمله لبنان و افغانستان، بر نقش آموزشی و مشاوره‌ای دانشگاه علوم پزشکی مشهد در سطح منطقه تأکید کرد.
استاد چشم‌پزشکی دانشگاه مشهد با اشاره به خروجی‌های آموزشی این دانشگاه، از گسترش شبکه مشاوره‌ای فارغ‌التحصیلان این مرکز در سطح جهان خبر داد و اظهار داشت: دستیاران و فارغ‌التحصیلان ما اکنون در کشورهای مختلف از جمله آمریکا، کانادا و اروپا مشغول به کار هستند و برای دریافت مشاوره‌های علمی و تدوین پلن‌های درمانی جدید، با ما در ارتباط هستند. وی این موفقیت را نتیجه مستقیم کیفیت آموزش و برکات علمی دانشگاه دانست که فراتر از ارزش‌های مادی است.
پیام به دانشجویان؛ مقابله با ناامیدی و مسئولیت در برابر آینده ایران
دکتر اعتضاد رضوی در بخشی از سخنان خود که خطاب به دانشجویان بود، بر ضرورت ایستادگی و مقابله با ناامیدی در شرایط پیچیده کنونی تأکید و با اشاره به تاریخ ایران در عبور از تنگناهای مختلف، دانشجویان را به حفظ امید و تمرکز بر تحصیل فراخواند.


وی همچنین گفت: دانشجویان نباید دچار ناامیدی شوند؛ شرایط دشوار کنونی گذراست و تاریخ نشان داده که ملت‌ها همواره از میان سختی‌ها برخاسته‌اند.

 دکتر اعتضاد رضوی با تأکید بر مسئولیت نسل جوان در حفظ زنجیره فرهنگ و علم ایران، افزود: این میراث به دست جوانان سپرده شده تا با داشتن سبک زندگی سالم و تسلط بر دانش، ایران را آباد کرده و نقش مؤثری در توسعه روزافزون کشور ایفا کنند.
سوابق علمی و تعاملات بین‌المللی

در ادامه به سوابق علمی دکتر اعتضاد رضوی نیز اشاره و ایشان با تأکید بر اهمیت به‌روز بودن در رشته تخصصی، از گذراندن دوره‌های تکمیلی در مراکز معتبر بین‌المللی از جمله نیویورک و میامی در ایالات متحده خبر داد.

وی همچنین با اشاره به شرکت در کنگره‌های تخصصی و انتشار مقالات متعدد، بر ضرورت تعامل مستمر با همکاران جهانی و داخلی برای ارتقای سطح علمی پزشکی تأکید کرد.

..............................................................................................................................................................

دکتر علی بهاری، استاد و مدیر گروه داخلی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، تأکید کرد : مهم‌ترین نکته در مسیر حرفه‌ای ، علاقه و تلاش در جهت رسیدن به بالاترین نقطه در تخصص است و در کنار آن مهارت‌آموزی عملی و صداقت در محیط بالینی بسیار مهم است.

دکتر علی بهاری، فوق تخصص گوارش و کبد و استاد و مدیر گروه داخلی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، در گفتگو با وب دا و به مناسبت بزرگداشت روز استاد، درباره نقاط عطف در مسیر علمی خود عنوان کرد: انتخاب این رشته بر اساس علایق شخصی من بود و بر این باورم که هدف اصلی باید رسیدن به بالاترین نقطه و تبدیل شدن به بهترین در رشته است، نه صرفاً تلاش برای ارتقاء سطح علمی. وی افزود که مسیر حرفه‌ای‌اش همواره بر پایه اعتقادات قلبی و توکل بر امام رضا (ع) بوده و تلاش کرده تأثیرگذار و مفید در محیط پیرامون خود باشد.

وی با بیان اینکه اهمیت رشته های مختلف به خودی خود، کم است افزود: مهم این است که در هر رشته ای به بالاترین سطح برسید و به تاپ‌ترین فرد تبدیل شوید؛ این اصل، کلید موفقیت و توسعه فردی است.

استاد بهاری همچنین درباره برنامه‌ریزی برای آموزش مهارت‌های بالینی دانشجویان گفت: مهارت‌آموزی باید در محیط‌های بالینی و بیمارستانی صورت گیرد، به گونه‌ای که آموزش تئوری مجازی در کنار تمرین‌های عملی، همواره فعال باشد. حتی در دوران کرونا، فعالیت‌های عملی تعطیل نشد و این استمرار اهمیت فراوانی دارد. حضور دائم اساتید و ارتباط تنگاتنگ با دانشجویان در محیط‌های عملی، نقش بسزایی در انتقال مهارت‌ها و ارزش‌های اخلاقی دارد.

وی در ادامه، ضمن برشمردن چالش‌های آموزش پزشکی بر ضرورت نظم، انضباط، علاقه و دقت در محیط‌های آموزشی تأکید کرد و گفت: دسترسی به منابع و امکانات آموزشی فراهم است، اما عزم و پشتکار دانشجویان در این مسیر لازم است تا تاثیرگذاری آموزش در بالین تحقق یابد.

دکتر بهاری بر ارزش‌های حرفه‌ای مانند صداقت و نظم در حفظ مسیر پیشرفت در پزشکی تأکید کرد و افزود: درستی و صداقت در شرح حال‌گیری و پاسخگو بودن، اساسی‌ترین اصول برای ساختن آینده‌ای بهتر در محیط بالینی است.

مدیر گروه داخلی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، همچنین با اشاره به تجارب خود در ارتباط با دانشجویان و بیماران، لحظات به یاد ماندنی دوران حرفه‌ای‌اش را به یاد آورد و بر اهمیت بهبود کیفیت آموزش و خدمت‌رسانی تأکید کرد.

این استاد گروه داخلی، درباره ارتباط نزدیک با دانشجویان و دستیاران هم گفت: هر چه این ارتباط قوی‌تر باشد، تأثیرگذاری بیشتری خواهد داشت. در سال‌های گذشته، یک دستیار چهار سال به طور مداوم با من همکاری داشت و این تعامل دوطرفه بسیار لذت‌بخش و ثمربخش بود.

وی با بیان اینکه بسیاری از این دستیاران اکنون در دیگر شهرها مشغول به کار هستند و به بالاترین مقاطع علمی دست یافته‌اند، این موضوع را مورد تحسین قرار داد.

 دکتر بهاری همچنین از لحظات شیرین خود در تشخیص مشکلات پیچیده بیماران یاد کرد و گفت: احساس خرسندی زمانی حاصل می‌شود که بتوانم مشکل یک بیمار را تشخیص دهم و راه حلی برای آن ارائه دهم.

وی در ادامه، درباره چالش‌های موجود در آموزش پزشکی و ضرورت بازگشت به کلاس‌های تئوری واقعی به جای مجازی، تأکید کرد: آموزش مجازی نیاز به تعامل بیشتری دارد و باید به شکلی اجرا شود که به دانشجو آسیب نرساند. هر فردی در محدوده کاری خود باید تأثیر مثبتی در محیط پیرامونش بگذارد تا بتواند به خوبی وظیفه‌اش را انجام دهد.

استاد بهاری در اشاره‌ای به فعالیت‌های گروه‌های داخلی دانشگاه گفت: حدود ۷۰ نفر هیأت علمی و ۲۰۰ دانشجو در گروه داخلی مشغول به کار هستند و به عنوان مثال، در بخش گوارش ما به تنهایی در سال تقریبا ۹۰۰۰ پروسیجر آندوسکوپی و کلونوسکوپی انجام می‌دهیم. این خدمات نشان‌دهنده حجم بالای تلاش ما برای خدمت‌رسانی به بیماران است.

وی در پایان گفت: با وجود تمام چالش‌ها، امکانات و تجهیزات آموزشی ما قابل قبول است و هیچ یک از بخش‌های ما حتی به مدت یکی دو روز هم تعطیل نشده و همچنان به ارائه خدمات خود ادامه می‌دهند.

 

............................................

عضو هیات علمی و محقق دانشگاه علوم پزشکی مشهد، از طراحی و ساخت یک آپتاسنسور رنگ‌سنجی جدید و بسیار حساس خبر داد که قادر به تشخیص آنتی‌بیوتیک آمپی‌سیلین با دقت بالا است.

دکتر سید محمد تقدیسی حیدریان، در گفتگو با وب دا، پیرامون جزییات طرح تحقیقاتی مذکور اظهار کرد: این دستاورد علمی که با همکاری دکتر معصومه اسمعیل‌پورفرخانی، دکتر خلیل آبنوس، دکتر پویا براتیان و دکتر محمدحسین خواجوی‌راد (کد طرح: ۴۰۳۱۰۱۱) صورت گرفته، پتانسیل بالایی در کنترل باقی‌مانده‌های دارویی در مواد غذایی و پایش آلودگی‌های دارویی در نمونه‌های پزشکی دارد.

به گفته دکتر حیدریان، این آپتاسنسور با بهره‌گیری از ترکیبی نوآورانه از نانوذرات سیلیکا، ساختار فلزی-ارگانیک ZrFe MOF و قطعات کوتاه DNA ساخته شده است.

 وی همچنین توضیح داد: عملکرد این سنسور بر اساس تغییر رنگ محلول در حضور آمپی‌سیلین استوار است. نانوذرات سیلیکا به عنوان بستری پایدار عمل کرده و دقت سنسور را افزایش می‌دهند. در حضور آمپی‌سیلین، فعالیت کاتالیزوری ZrFe MOF کاهش یافته و منجر به کم‌رنگ شدن محلول می‌شود؛ این تغییر رنگ، نشانگر مقدار آمپی‌سیلین در نمونه است.

این پژوهشگر برجسته افزود: حد تشخیص این سنسور ۳۴.۹ پیکومولار گزارش شده که نشان‌دهنده حساسیت بسیار بالای آن است. آزمایش‌ها همچنین تایید کرده‌اند که این سیستم به طور اختصاصی آمپی‌سیلین را تشخیص داده و مواد مشابه باعث ایجاد خطا نمی‌شوند.

دکتر حیدریان با اشاره به کاربردهای عملی این فناوری، اظهار داشت: نکته حائز اهمیت، موفقیت‌آمیز بودن آزمایش این سنسور در نمونه سرم انسانی است که نشان‌دهنده کارایی آن در شرایط واقعی است. این یافته‌ها راه را برای استفاده از این روش در تشخیص سریع داروها در صنایع غذایی و پزشکی هموار می‌سازد. این تیم پژوهشی همچنین پیشنهاد داده‌اند که رویکرد مشابهی برای توسعه سنسورهایی جهت تشخیص سایر آنتی‌بیوتیک‌ها به کار گرفته شود و کارایی سیستم در محیط‌های پیچیده‌تر مورد ارزیابی قرار گیرد.

 دکتر حیدریان در پایان تاکید کرد: این دستاورد، گامی ارزشمند در جهت توسعه روش‌های نوین تشخیص سریع و دقیق آلاینده‌های دارویی است و می‌تواند نقش مهمی در ارتقای سلامت و ایمنی جامعه ایفا کند.

لینک گوگل اسکالر مجری: حتما در خبر درج شود

https://isid.research.ac.ir/SeyedMohammad_TaghdisiHeydarian

.................................................................................................................

پژوهشی جدید به سرپرستی دکتر مهدی امیری در دانشگاه علوم پزشکی مشهد، بر اهمیت حیاتی تعاملات والد-فرزند در شکل‌گیری شناخت اجتماعی نوجوانان تأکید کرده است.

به گزارش وب دا، این مطالعه که با عنوان «بررسی نقش واسطه‌ای تعامل والد–فرزند در رابطه بین سبک‌های فرزندپروری، ویژگی‌های شخصیت و شناخت اجتماعی» و کد تحقیقاتی 4040299 انجام شده، نشان می‌دهد سبک فرزندپروری مقتدرانه، که تعادلی میان محبت، گفت‌وگو و قوانین منطقی برقرار می‌کند، نقش بسزایی در تقویت توانایی نوجوانان برای درک احساسات و افکار دیگران دارد.

دکتر امیری مجری طرح مذکور با توضیح یافته‌های این پژوهش که با مشارکت ۳۰۰ زوج نوجوان-والد انجام شده، بیان کرد: ما دریافتیم که سبک فرزندپروری مقتدرانه نه تنها مستقیماً به بهبود مهارت شناخت اجتماعی نوجوان کمک می‌کند، بلکه از طریق ایجاد یک رابطه صمیمی و مؤثر والد-فرزندی، به طور غیرمستقیم نیز این توانایی را تقویت می‌نماید. در این پژوهش، شناخت اجتماعی به معنای توانایی درک احساسات دیگران از طریق حالات چهره سنجیده شده است.

وی افزود: در مقابل، سبک فرزندپروری سهل‌گیرانه، که فاقد قوانین و مرزهای روشن است، منجر به ارتباطی ضعیف‌تر با نوجوان شده و مانع رشد توانایی او در درک متقابل می‌گردد.

این تحقیق همچنین بر نقش مستقل ویژگی شخصیتی «وظیفه‌گرایی» در نوجوانان تأکید دارد. امیری خاطرنشان کرد: نوجوانانی که از ویژگی وظیفه‌گرایی، شامل مسئولیت‌پذیری، نظم و پیگیری، برخوردارند، در درک احساسات دیگران موفق‌تر عمل می‌کنند.

پژوهشگران این مطالعه پیشنهاد می‌کنند که برای ارتقای جامع رشد اجتماعی نوجوانان در جامعه ایران، لازم است خانواده‌ها و مدارس رویکردی فعالانه‌تر اتخاذ کنند. همچنین برگزاری کارگاه‌های آموزشی برای والدین با هدف ترویج سبک فرزندپروری مقتدرانه و مهارت‌های ارتباطی، و همچنین طراحی برنامه‌هایی در مدارس برای تقویت حس مسئولیت‌پذیری در نوجوانان، گام‌های مؤثری در این راستا خواهند بود.

لینک گوگل اسکالر مجری: حتما در خبر درج شود

https://scholar.google.com/citations?user=PXb2knIAAAAJ&hl=en

....................................................................................................................................................................................

در پژوهشی تازه با عنوان " بررسی ویژگی‌های آنتی‌ویرال گرافن اکساید–زینک تیتانات بر روی ویروس هرپس سیمپلکس نوع ۱ (HSV-1)"، کارایی این نانوکامپوزیت در مبارزه با ویروس شایع تبخال مورد ارزیابی قرار گرفت.

صدیقه خاکستانی شهری، مجری این طرح تحقیقاتی، در گفتگو با وب دا، با بیان اینکه نیاز به درمان‌های نوین برای مقابله با ویروس هرپس به دلیل مقاومت‌های دارویی روزافزون بسیار ضروری است، اظهار داشت: این مطالعه با هدف ارزیابی پتانسیل نانوکامپوزیت گرافن اکساید–زینک تیتانات (GO-ZnTiO₃) به عنوان یک عامل ضدویروسی ایمن و کارآمد طراحی و اجرا شد.

در این مطالعه آزمایشگاهی ، پس از سنتز نانوکامپوزیت، ابتدا میزان سمیت آن بر روی سلول‌های «Vero» با روش استاندارد MTT سنجیده شد تا از ایمنی غلظت‌های مصرفی اطمینان حاصل شود. سپس، قدرت ضدویروسی این ترکیب در سه بازه زمانی (۳۰ ثانیه، ۲ دقیقه و ۵ دقیقه) و در سه شرایط مختلف محیطی (تمیز، کثیف و نرمال) به روش TCID50 مورد آزمایش قرار گرفت.

این محقق جوان در تشریح یافته‌های پژوهش مذکور افزود: نتایج به‌دست‌آمده نشان داد که در غلظت ۴۰۰ ppm، میزان کاهش تیتر ویروس در تمامی زمان‌ها و شرایط محیطی کمتر از ۱ log بود. از منظر علمی، این میزان از کاهش تیتر، به معنای عدم وجود فعالیت ضدویروسی مؤثر و قابل‌توجه برای این نانوکامپوزیت در مهار ویروس هرپس سیمپلکس نوع ۱ است.

مجری این طرح که نتایج آن با کد تحقیقاتی 4032705 ثبت شده است، در نهایت خاطرنشان کرد: با وجود اینکه گرافن اکساید–زینک تیتانات از نظر ویژگی‌های فیزیکی و شیمیایی ساختار مناسبی دارد، اما در این مطالعه خاص، کارایی ضدویروسی مؤثری از خود نشان نداد. بر همین اساس، پیشنهاد می‌شود در مطالعات آتی، تمرکز پژوهش‌ها بر روی ترکیبات اصلاح‌شده و یا استفاده از نسخه‌های ترکیبی این ماده با سایر نانوذرات قرار گیرد تا شاید بتوان به عملکرد ضدویروسی قوی‌تری در آینده دست یافت.

لینک مقاله: حتما در خبر درج شود

https://doi.org/10.1016/j.jece.2025.118940

.........................................................................................................................................................................

دکتر مهناز امینی، از مجریان طرح پژوهشی " بررسی میزان شیوع و ویژگی‌های هایپرتانسیون ریوی در بیماران با آپنه انسدادی خواب " از دستیابی به نتایج مهمی در زمینه ارتباط این دو عارضه خبر داد.

دکتر امینی در گفتگو با وب دا، با اشاره به انجام این مطالعه مرور سیستماتیک و متاآنالیز که با همکاری سینا سمیعی‌راد، شهاب‌الدین سروری، آبتین زارع حسینی، ابوالفضل اکبری، عماد میلانی، امیر بنی‌اسد دشت‌آبی، سید سپهر جعفری، امیرحسین درخشان دوغائی، حانیه راجی، فاطمه حکاک صادقی و نازنین راستی انجام شده است، اظهار داشت: این پژوهش یکی از جامع‌ترین بررسی‌های جهانی در این حوزه است که برای دستیابی به نتایج دقیق، هزاران مقاله علمی بررسی و در نهایت ۵۳ مطالعه برای مرور نظام‌مند و ۴۶ مطالعه جهت تحلیل دقیق آماری انتخاب گردید.

وی افزود: یافته‌های نهایی این متاآنالیز نشان می‌دهد که حدود ۳۰ درصد از بیماران مبتلا به آپنه انسدادی خواب (OSA)، دچار درجاتی از پرفشاری خون ریوی (PH) هستند که این رقم، اهمیت بالای توجه به این عارضه در بیماران مذکور را گوشزد می‌کند.

دکتر امینی در تشریح ویژگی‌های بیماران مبتلا به هر دو عارضه تصریح کرد: مطالعات ما نشان داد بیمارانی که علاوه بر آپنه خواب به PH مبتلا هستند، معمولاً از شاخص توده بدنی (BMI) بالاتری برخوردار بوده، شدت اختلالات تنفسی شبانه در آن‌ها بیشتر است و سطح اکسیژن خونشان در طول خواب برای مدت طولانی‌تری افت می‌کند؛ با این حال، سن و جنسیت تأثیر معناداری در تفاوت بین بیماران مبتلا و غیرمبتلا به PH نداشت.

وی در ادامه به یکی از یافته‌های کلیدی این پژوهش اشاره کرد و گفت: «با وجود شدت بیشتر علائم در بیماران دارای PH، رابطه‌ای قطعی بین شدت آپنه خواب و احتمال بروز پرفشاری خون ریوی یافت نشد؛ این یافته بدین معناست که حتی بیماران با درجات خفیف آپنه خواب نیز ممکن است در معرض خطر ابتلا به PH باشند.»

دکتر مهناز امینی در پایان بر لزوم تغییر در رویکردهای تشخیصی تأکید کرد و گفت: با توجه به شیوع قابل‌توجه پرفشاری خون ریوی در بیماران مبتلا به آپنه خواب، توصیه می‌کنیم انجام تست‌های تشخیصی PH برای تمام بیماران با اختلالات خواب در دستور کار قرار گیرد. این اقدام می‌تواند منجر به تشخیص زودهنگام و پیشگیری از بروز عوارض قلبی–عروقی شود و مراکز درمانی باید نسبت به این ارتباط تنگاتنگ آگاهی کامل داشته باشند.

شماره طرح: 4030012

لینک اسکالر مجری:

https://scholar.google.com/citations?hl=en&user=Ow5jMaQAAAAJ

 

.............................................

دکتر فروزان عامری‌زاده، از مجریان طرح پژوهشی «تجزیه‌وتحلیل مبتنی بر شبکه miRNAهای در تعامل با مسیر سیگنالینگ RAS/MAPK در سرطان کولورکتال» با کد 440284، از شناسایی مجموعه‌ای از microRNAها و ژن‌های کلیدی در این بیماری خبر داد.

این محقق جوان در گفت‌وگو با وب‌دا اظهار کرد: این مطالعه با رویکردی بیوانفورماتیکی و مبتنی بر تحلیل شبکه‌ای انجام شد تا miRNAهای مختل‌شده در سرطان کولورکتال و ارتباط آن‌ها با مسیر RAS/MAPK بررسی شود؛ مسیری که در تنظیم تکثیر، تمایز و بقای سلولی نقش مهمی دارد و اختلال در آن در سرطان روده بزرگ نیز مشاهده می‌شود.

به گفته دکتر عامری‌زاده، در این پژوهش چند ژن مرکزی از جمله KRAS، STAT3، HIF1A، PTEN، ESR1 و JUN به‌عنوان گره‌های مهم شبکه شناسایی شدند و این ژن‌ها در شبکه miRNA-ژن جایگاه برجسته‌ای داشتند و می‌توانند در تبیین بخشی از سازوکارهای مولکولی بیماری مورد توجه قرار گیرند.

وی افزود: نتایج این تحلیل نشان می‌دهد برخی miRNAها ممکن است هم‌زمان چندین ژن کلیدی را تنظیم کنند؛ موضوعی که می‌تواند در درک بهتر پیچیدگی‌های زیستی تومور و طراحی پژوهش‌های بعدی اهمیت داشته باشد.

دکتر عامری‌زاده تصریح کرد: بر اساس تحلیل‌های انجام‌شده، این ژن‌ها و miRNAهای مرتبط می‌توانند در مطالعات آینده به‌عنوان نامزدهای بالقوه برای نشانگرهای تشخیصی، پیش‌آگهی یا اهداف درمانی بررسی شوند. البته برای تأیید بالینی این یافته‌ها، انجام مطالعات تجربی و بالینی تکمیلی ضروری است.

وی در پایان ابراز امیدواری کرد : این پژوهش بتواند زمینه‌ساز تحقیقات دقیق‌تر در مسیر شناسایی سازوکارهای مولکولی سرطان کولورکتال و توسعه رویکردهای درمانی هدفمند در آینده باشد.

....................................

دکتر مهدی رزم‌آرا فرزقی، مجری یک طرح تحقیقاتی دانشگاه علوم پزشکی مشهد گفت: پسوریازیس اگرچه به عنوان یک بیماری پوستی شناخته می‌شود، اما بسیاری از بیماران علاوه بر علائم جسمی، با مشکلات روان‌شناختی و عاطفی نیز مواجه هستند و بنابراین بررسی عوامل مؤثر بر وضعیت روحی این بیماران اهمیت ویژه‌ای دارد.

مهدی رزم‌آرا فرزقی در گفتگو با وب دا، با اشاره به طرح پژوهشی خود با عنوان "نقش میانجی کارکردهای شناختی در ارتباط بین تنظیم هیجان و اختلالات خلقی در بیماران مبتلا به پسوریازیس" اظهار کرد: ضعف کارکردهای شناختی پایه (مانند توجه پایدار، حافظه کاری و کنترل مهاری) می‌تواند نقش میانجی در ارتباط بین ناتوانی در تنظیم هیجان و بروز اختلالات خلقی در بیماران مبتلا به پسوریازیس ایفا کند؛ یافته‌ای که بر ضرورت توجه همزمان به ابعاد روانی و جسمی این بیماری تأکید دارد.

وی با اشاره به هدف اصلی این پژوهش افزود: در این مطالعه بررسی کردیم که آیا ضعف کارکردهای شناختی پایه مانند توجه، حافظه کاری و بازداری پاسخ می‌تواند رابطه بین تنظیم هیجان و اختلالات خلقی را توضیح دهد یا خیر؟ و نتایج نشان داد بیمارانی که در مدیریت هیجاناتی مانند استرس، غم و عصبانیت با مشکل مواجه‌اند، بیشتر دچار افسردگی، اضطراب و نوسانات خلقی می‌شوند.

دکتر رزم‌آرا فرزقی درباره نقش کارکردهای شناختی تصریح کرد: یافته‌ها نشان داد این بیماران معمولاً عملکرد شناختی ضعیف‌تری دارند. کاهش توانایی تمرکز، کندی در پردازش اطلاعات و دشواری در کنترل شناختی باعث تشدید افکار منفی و بدتر شدن وضعیت روحی می‌شود.

مجری طرح با تشریح الگوی به‌دست‌آمده گفت: یک چرخه دوطرفه قابل مشاهده است؛ ضعف در تنظیم هیجان می‌تواند کارکردهای شناختی را تضعیف کند و به‌طور متقابل، کاهش کارکردهای شناختی، اختلالات خلقی را تشدید می‌نماید.

وی با تأکید بر پیامدهای کاربردی این نتایج افزود: برای کمک مؤثر به بیماران پسوریازیس، رسیدگی صرف به علائم پوستی کافی نیست. مداخلات درمانی باید همزمان ابعاد شناختی و هیجانی را نیز پوشش دهد.

دکتر رزم‌آرا فرزقی همچنین پیشنهاد کرد: استفاده از مداخلات ترکیبی شامل آموزش مهارت‌های تنظیم هیجان در کنار تمرین‌های تقویت حافظه کاری، توجه پایدار و کنترل شناختی می‌تواند به بهبود حال روحی بیماران، کاهش استرس و احتمالاً کمک به پیشگیری از تشدید علائم پوستی (از طریق کاهش التهاب ناشی از استرس) مؤثر باشد.

وی در پایان خاطرنشان کرد: ادغام خدمات روان‌شناختی با درمان‌های پوستی می‌تواند نقش مهمی در ارتقای کیفیت زندگی بیماران مبتلا به پسوریازیس داشته باشد.

لینک گوگل اسکالر مجری: حتما در خبر درج شود

https://scholar.google.com/citations?user=2Z7csRMAAAAJ&hl=en

..................................................................................................................................................................................

به همّت پژوهشگران دانشگاه علوم پزشکی مشهد صورت گرفت؛

بررسی نقش میکروپلاستیک‌ها در جذب آلاینده‌های سمی

عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد با اشاره به نتایج یکی از تازه‌ترین طرح‌های پژوهشی در این دانشگاه گفت: نتایج این تحقیق نشان داد، میکروپلاستیک‌های پلی‌استایرن می‌توانند نقشی قابل توجه در جذب، نگهداری و انتقال آلاینده‌های سمی در محیط‌های آبی داشته باشند. ازاین‌رو، توجه به مدیریت زباله‌های پلاستیکی و کاهش ورود این ذرات به اکوسیستم‌های طبیعی باید در اولویت سیاست‌های زیست‌محیطی قرار گیرد.

دکتر ضیاء الدین بنیادی، مجری طرح تحقیقاتی " بررسی قابلیت جذب رنگ کریستال ویوله توسط میکروپلاستیک پلی‌استایرن در محلول‌های آبی" در گفتگو با وب دا، اظهار کرد: طرح تحقیقاتی انجام شده که با همکاری سرکار خانم افسانه اسماعیلی نصرآبادی و با کد ۴۰۳۱۰۵۵ اجرا و به ثبت رسیده است بر ضرورت توجه به مدیریت زباله‌های پلاستیکی و کاهش ورود این ذرات به اکوسیستم‌های طبیعی تاکید دارد.

بررسی نقش میکروپلاستیک‌ها در انتقال مواد آلاینده

دکتر ضیاءالدین بنیادی، در تشریح اهداف و جزییات این طرح پژوهشی گفت: هدف از این مطالعه، بررسی رفتار یکی از رایج‌ترین انواع میکروپلاستیک‌ها، یعنی پلی‌استایرن، در جذب و انتقال آلاینده‌های آلی در محیط‌های آبی بود و با توجه به افزایش ورود زباله‌های پلاستیکی به اکوسیستم‌های طبیعی طی سال‌های اخیر، درک نقش این ذرات در حمل ترکیبات سمی و رنگ‌های صنعتی اهمیت فراوانی دارد.

به گفته این استاد محقق، آزمایش‌ها در شرایط مختلفی از غلظت رنگ (۵ تا ۲۰ میلی‌گرم بر لیتر)، دوز پلی‌استایرن (۰.۵ تا ۱.۵ گرم بر لیتر)، pH (۴ تا ۱۰) و زمان تماس (۱۰ تا ۶۰ دقیقه) انجام شد و برای بهینه‌سازی شرایط جذب، از روش طراحی آزمایش BBD استفاده گردید.

دکتر بنیادی افزود: بیشترین راندمان جذب رنگ، معادل ۹۶.۸۴ درصد، در شرایط غلظت ۱۲.۵ میلی‌گرم بر لیتر رنگ، دوز ۱ گرم بر لیتر پلی‌استایرن، pH خنثی (۷) و زمان تماس ۳۵ دقیقه حاصل شد. همچنین بررسی تغییرات پتانسیل زتا نشان داد ویژگی‌های سطحی پلی‌استایرن پس از جذب رنگ از ‎۴۵.۶- به ‎۱۶.۸- میلی‌ولت تغییر یافته است.

مدل‌سازی‌های سینتیکی و ایزوترمی

وی با اشاره به تحلیل‌های مدل‌سازی عنوان کرد: «فرآیند جذب با مدل شبه مرتبه اول و ضریب تعیین ۰.۹۹ تطابق بالایی داشت. همچنین ایزوترم لانگمویر با همان میزان ضریب تعیین، نشان‌دهنده وجود برهم‌کنش‌های قوی میان سطح جاذب و مولکول‌های رنگ بود. ظرفیت بیشینه جذب رنگ توسط پلی‌استایرن نیز ۶.۲۵ میلی‌گرم بر گرم برآورد شد.»

دکتر بنیادی در جمع‌بندی سخنان خود خاطرنشان کرد: نتایج این تحقیق نشان می‌دهد میکروپلاستیک‌های پلی‌استایرن می‌توانند نقشی قابل توجه در جذب، نگهداری و انتقال آلاینده‌های سمی در محیط‌های آبی داشته باشند. ازاین‌رو، توجه به مدیریت زباله‌های پلاستیکی و کاهش ورود این ذرات به اکوسیستم‌های طبیعی باید در اولویت سیاست‌های زیست‌محیطی قرار گیرد.

وی افزود: انجام مطالعات گسترده‌تر درباره رفتار میکروپلاستیک‌ها در محیط‌های طبیعی و ارائه راهکارهای مؤثر برای کنترل گسترش آن‌ها از ضروریات پژوهش‌های آینده در این حوزه است.

لینک مقاله طرح: حتما در خبر درج شود

https://doi.org/10.1038/s41598-026-35218-w

لینک گوگل اسکالر مجری: حتما در خبر درج شود

https://scholar.google.com/citations?user=--lJvCIAAAAJ&hl=en

........................................................................................................................................................................

دکتر سیامک زارعی قنواتی، مجری طرح پژوهشی " ارزیابی میزان توافق بین رفرکشن مبتنی بر ویوفرونت، بدون سیکلوپلژیک و سیکلوپلژیک با رفرکشن مانیفست بر اساس وضعیت انکساری و محور آستیگماتیسم" گفت: در فرایند این پژوهش از دستگاه ویوفرنت (WFR) بهره گرفته شد که در سنجش نمره چشم، دقت قابل قبولی دارد و در عین حال در برخی موارد نیازمند بررسی‌های تکمیلی است.

دکتر زارعی قنواتی  در گفتگو با وب دا، پیرامون جزییات طرح انجام شده اظهار کرد: این مطالعه با کد تحقیقاتی 4040186 و با هدف پاسخ به این پرسش که " آیا فناوری‌های نوین می‌توانند جایگزین روش‌های سنتی تعیین نمره چشم شوند "، بر روی تعداد ۱۱۱ چشم بیمار در کلینیک نورآفرین مشهد انجام شده است.

وی ادامه داد: با توجه به افزایش روزافزون جراحی‌های اصلاح عیوب انکساری، دقت اندازه‌گیری نمره چشم اهمیتی دوچندان یافته و ما در این پژوهش، عملکرد دستگاه ویوفرنت مبتنی بر سنسور پیرامیدال را با سه روش رایج شامل رفرکشن مانیفست (MR)، سیکلوپلژیک (CR) و غیر سیکلوپلژیک (NCR) مقایسه کردیم.

عضو هیات علمی دانشگاه همچنین گفت: نتایج این مطالعه نشان می‌دهد که دستگاه ویوفرنت در اکثر موارد، به ویژه در بیماران نزدیک‌بین (میوپ)، تطابق بالایی با روش‌های مرسوم سنجش نمره چشم داشته است.

 دکتر زارعی قنواتی در این خصوص توضیح داد: میزان توافق در اندازه‌گیری مؤلفه‌های اصلی نمره چشم بسیار قابل توجه بود و این نشان می‌دهد که WFR می‌تواند به عنوان یک ابزار سریع و مدرن، دقت مناسبی را ارائه دهد.

با این حال، پژوهشگران متوجه نکته‌ای ظریف در مورد بیماران دوربین (هایپروپ) شدند و دکتر زارعی قنواتی در این زمینه یادآور شد: دستگاه WFR در افراد دوربین، تمایل به گزارش نمرات نزدیک‌بین‌تر از مقدار واقعی دارد. این یافته نشان می‌دهد که هرچند WFR ابزاری کارآمد است، اما در این گروه از بیماران، ممکن است نیاز به تفسیر محتاطانه‌تر و تأیید نتایج با روش‌های دیگر باشد و بررسی انواع آستیگماتیسم نیز توافق بالایی را بین روش‌های مختلف نشان داده است.

دکتر قنواتی اضافه کرد: بر اساس این یافته‌ها، پیشنهاد می‌شود که دستگاه ویوفرنت به عنوان یک ابزار غربالگری و ارزیابی اولیه، به ویژه پیش از جراحی‌های اصلاح عیوب انکساری، مورد استفاده قرار گیرد تا زمان معاینات کاهش یابد، در عین حال تاکید میشود در مواردی که بیمار دوربین است یا شرایط خاصی وجود دارد، نتایج WFR با روش‌های دقیق‌تری مانند: رفرکشن سابجکتیو یا سیکلوپلژیک تأیید شود تا از بروز هرگونه خطا در تصمیم‌گیری‌های درمانی جلوگیری به عمل آید.

لینک گوگل اسکالر مجری: حتما در خبر درج شود

https://scholar.google.com/citations?user=hAQd38cAAAAJ&hl=en

..................................................................................................................................................

پژوهشگران دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با انجام مطالعه‌ای پیشگامانه، علت ژنتیکی یک نوع نادر تب دوره‌ای را در یک کودک دو ساله شناسایی کردند.

به گزارش وب دا، طرح تحقیقاتی " بررسی خصوصیات ژنتیکی بیمار مبتلا به تب دوره‌ای نادر با روش بررسی کل ژنوم" که توسط نفیسه تودرباری، عبدالرضا ملک و محمدرضا عباس‌زادگان، با هدف یافتن ریشه ژنتیکی یک نوع کمیاب تب دوره‌ای در یک کودک ایرانی به انجام رسیده و با استفاده از روش بررسی کل اگزوم ژنتیکی (WES) محقق گردید، می‌تواند راه را برای تشخیص دقیق‌تر و درمان هدفمند بیماری‌های نادر هموار سازد.

این مطالعه بر روی یک کودک دو ساله متمرکز بود که با علائم نگران‌کننده‌ای از جمله تب‌های مکرر، بثورات پوستی، کاهش شنوایی خفیف و نشانه‌های التهابی به کلینیک روماتولوژی بیمارستان کودکان اکبر مراجعه نموده و با توجه به چالش‌های موجود در تشخیص بیماری‌های التهابی نادر که علائمشان ممکن است با سایر عارضه‌ها اشتباه گرفته شود، تیم پژوهشی از روش‌های پیشرفته بررسی ژنتیکی بهره بردند.

کشف تغییر ژنتیکی مرتبط با سندرم ماکلولز

تحلیل‌های دقیق با استفاده از روش بررسی کامل اگزوم ژنتیکی (WES)، منجر به شناسایی یک تغییر ژنتیکی مهم در ژن NLRP3 گردید و این تغییر با بیماری نادر «سندرم ماکل–ولز» مرتبط است؛ اختلالی که در گروه بیماری‌های التهابی ژنتیکی دسته‌بندی می‌شود و می‌تواند منجر به تب‌های دوره‌ای، ضایعات پوستی و در مواردی اختلالات شنوایی گردد.

نکته قابل توجه این است که این تغییر ژنتیکی خاص، پیش از این در میان بیماران ایرانی گزارش نشده بود و پس از تشخیص قطعی علت بیماری، درمان مناسب با داروی آناکینرا برای بیمار آغاز شد که نتایج آن، بهبود قابل ملاحظه‌ای در علائم بالینی به همراه داشت.

اهمیت آزمایش‌های ژنتیکی در تشخیص بیماری‌های نادر

پژوهشگران این مطالعه بر نقش حیاتی آزمایش‌های ژنتیکی پیشرفته در تشخیص صحیح بیماری‌های نادر تأکید کرده و معتقدند این روش‌ها به پزشکان در انتخاب موثرترین رویکردهای درمانی یاری می‌رسانند.

یکی دیگر از اهداف این نوع تشخیص های ژنتیکی پیشگیری از تولد نوزاد مبتلا بعدی توسط روشهای تشخیص قبل از تولد  در جنین می باشد.

این یافته‌های علمی می‌تواند به تسریع در روند تشخیص، انتخاب درمان‌های اختصاصی، ارزیابی وضعیت سلامتی سایر اعضای خانواده بیمار و همچنین گسترش دانش در حوزه بیماری‌های ژنتیکی نادر کمک کند. افزایش آگاهی جامعه پزشکی و بیماران درباره این بیماری‌ها و اهمیت انجام آزمایش‌های ژنتیکی، از دیگر دستاوردهای مهم این پژوهش محسوب می‌شود.

لینک مقاله: حتما در خبر درج شود

DOI: 10.1002/ccr3.70521

لینک گوگل اسکالر مجری: حتما در خبر درج شود

https://scholar.google.com/citations?hl=en&user=ECOGOXkAAAAJ

....................................................................................................................................................

استاد و محقق دانشکده بهداشت مشهد با اشاره به انجام یک طرح پژوهشی با عنوان " روان‌سنجی پرسشنامه‌های سلامت بیمار " در این دانشکده گفت: نتایج این پژوهش، کاربردی بودن این پرسشنامه‌ها را برای ارزیابی سلامت روان در مقیاس وسیع تایید می‌کند و می‌تواند به بهبود تشخیص زودهنگام و مداخله مؤثر در اختلالات سلامت روان در کشور کمک شایانی نماید.

دکتر هادی طهرانی، مجری طرح پژوهشی " روان‌سنجی پرسشنامه‌های سلامت بیمار (نسخه ۹ سوالی و ۴ سوالی) در جمعیت عمومی (با کد طرح 4030967) در گفتگو با وب دا، با بیان اینکه طرح پژوهشی مذکور با مشارکت خانم فاطمه زهرا ندافی و آقای علیرضا جعفری، اعتبارسنجی پرسشنامه‌های PHQ-4 و PHQ-9 را بر روی بیش از ۱۰۸۰ نفر از جمعیت عمومی ایران با موفقیت به انجام رسانده افزود" نتایج این مطالعه نشان‌دهنده دقت و اعتبار بالای هر دو پرسشنامه بود و در همی راستا استنباط گردید که PHQ-4 به طور موثری برای شناسایی همزمان افسردگی و اضطراب کاربرد دارد و PHQ-9 نیز برای غربالگری افسردگی مناسب تشخیص داده شد.

دکتر طهرانی همچنین پیشنهاد استفاده گسترده از این پرسشنامه‌ها را مطرح و بر اهمیت آن‌ها در ارزیابی سلامت روان جامعه تاکید کرد.

به گفته دکتر طهرانی، این ابزارها به دلیل دقت بالای خود، کاربردی بودن قابل توجهی برای مطالعات جمعیتی و همچنین مراکز بهداشتی دارند.

لینک گوگل اسکالر مجری: حتما در خبر درج شود

https://scholar.google.com/citations?user=UPixer0AAAAJ&hl=en

...................................................................................................................................

نتایج یک مطالعه جدید در دانشگاه علوم پزشکی مشهد که با عنوان " رابطه بین ویژگی‌های شخصیتی، پذیرش فناوری و ریسک‌پذیری در استفاده از هوش مصنوعی در بین دانشجویان" انجام شده، نشان داد : ویژگی‌های فردی، به‌ویژه " گشودگی به تجربه"، نقش تعیین‌کننده‌ای در استقبال دانشجویان از فناوری‌های نوین مانند هوش مصنوعی دارد.

دکتر مهدی امیری پژوهشگر دانشگاه علوم پزشکی مشهد، در گفتگو با وب دا، پیرامون جزیات طرح مذکور اظهار کرد: در این مطالعه که با کد تحقیقاتی 4040441 ثبت گردیده است، همکاران ما بر روی ۵۰۴ دانشجوی پزشکی تحقیقی را داشتند که طی آن دریافتند دانشجویانی که دارای ویژگی‌هایی همچون کنجکاوی بیشتر، خلاقیت بالاتر و علاقه به تجربه‌های جدید هستند، تمایل بیشتری به پذیرش و استفاده از فناوری‌های هوش مصنوعی از خود نشان می‌دهند.

وی در این خصوص توضیح داد: این ویژگی که در روان‌شناسی با عنوان «گشودگی به تجربه» شناخته می‌شود، قوی‌ترین عامل پیش‌بینی‌کننده در میزان پذیرش هوش مصنوعی در میان دانشجویان بود. این پژوهش همچنین حاکی از آن است که دانشجویانی که از نظم و مسئولیت‌پذیری بالاتری برخوردارند، تا حدی تمایل بیشتری به استفاده از هوش مصنوعی نشان می‌دهند.

دکتر امیری افزود: میزان ریسک‌پذیری نیز در این فرآیند نقش داشته و بخشی از ارتباط بین خصوصیات شخصیتی فرد و تمایل او به استفاده از فناوری را تبیین می‌کند. نتایج این مطالعه تفاوت‌های جنسیتی جالبی را نیز آشکار ساخت؛ به‌طوری‌که دانشجویان دختر در مقایسه با پسران، وظیفه‌شناسی بیشتری از خود نشان دادند و از میزان ریسک‌پذیری کمتری برخوردار بودند.

بر اساس یافته‌های این پژوهش، دکتر امیری و تیم تحقیقاتی پیشنهاد می‌کنند که برای افزایش پذیرش هوش مصنوعی در آموزش پزشکی، لازم است دوره‌ها و کارگاه‌های آموزشی با در نظر گرفتن ویژگی‌های شخصیتی و همچنین فرهنگ و نیازهای بومی کشور طراحی شوند.

وی تأکید کرد: آمادگی ذهنی و روان‌شناختی دانشجویان نقش کلیدی در ورود موفقیت‌آمیز هوش مصنوعی به آموزش پزشکی دارد و این امر می‌تواند مسیر توسعه این فناوری را در محیط‌های آموزشی هموارتر سازد.

لینک گوگل اسکالر مجری: حتما در خبر درج شود

https://scholar.google.com/citations?user=PXb2knIAAAAJ&hl=en

.....................................................................................................................................................

...............................................................................................................................

مصطفی خانیکی، دانشجوی رشته دندان‌پزشکی و دبیر کانون جهادی سحاب، با تبریک روز استاد گفت: اساتید دانشگاه علوم پزشکی مشهد چشم و چراغ حوزه آموزش، پژوهش و درمان اند و ‌مناسبت بزرگداشت روز معلم، فرصتی است تا از مقام شامخ اساتید عزیزمان در دانشگاه علوم پزشکی مشهد و از جمله اساتید دانشکده دندان‌پزشکی قدردانی کنم.

این دانشجوی سال آخر دندانپزشکی در گفتگو با وب دا، تقارن ایام بازگشایی مجدد فضای آموزشی دانشکده دندان‌پزشکی مشهد پس از یک دوره وقفه ( به دلیل شرایط و حملات اخیر دشمن صهیونی- امریکایی )، با هفته بزرگداشت مقام معلم و استاد را دربردارنده‌ی پیامی از جنس امید و ایثار در فضای دانشگاه دانست و گفت: از پنجم اردیبهشت‌ماه و با مساعدت مسئولان محترم دانشگاه، فضای آموزشی دانشکده دندانپزشکی مجدداً بازگشایی شد تا ما دانشجویان بتوانیم روند تحصیل خود را از سر بگیریم.

وی ادامه داد: همان‌گونه که رزمندگان ما در میدان‌های نبرد علیه دشمنان ایستادگی می‌کنند، ما نیز به عنوان سنگربانان میدان دانش، سربازان عرصه علم و پژوهش هستیم که بازگشت دوباره‌مان به کلاس‌های درس و بخش‌های درمانی را ادای دین به مردم و میهنمان می‌دانیم.

خانیکی در بخش دیگری از صحبت‌های خود، ضمن گرامیداشت یاد شهدای دانش‌آموز میناب و بزرگداشت سالروز شهادت شهید مطهری، خاطرنشان کرد: بازگشایی دانشکده دندانپزشکی که به طور معناداری با ایام بزرگداشت مقام معلم همراه شده، فرصتی است تا از مقام شامخ اساتید عزیزم در دانشگاه علوم پزشکی مشهد و دانشکده دندان‌پزشکی قدردانی کنم؛ بزرگوارانی که در مراحل مختلف تحصیلمان، مشفقانه و پدرانه ما را همراهی کرده و همچون درختانی پربار و استوار، ما را از میوه‌های دانش و اخلاق خود بهره‌مند کرده‌اند.

.....................................................................................................................................................

پژوهشی تازه با عنوان " بررسی ارتباط بین اضطراب و افسردگی با میزان قند خون در فاز یک مطالعه کوهورت مشهد " نشان می‌دهد میان سلامت روان و سطوح قند خون پیوندی مستقیم و معنادار وجود دارد.

دکتر حبیب‌الله اسماعیلی، مجری این طرح تحقیقاتی، در گفتگو با وب دا، در تشریح جزئیات این مطالعه که با همکاری خانم نیلوفر حسنی‌زاده انجام شده اظهار کرد: این پژوهش که بر روی داده های فاز نخست کوهورت مشهد اجرا شد، به دنبال پاسخ به این پرسش کلیدی بود که " آیا مشکلات روانی همچون اضطراب و افسردگی با تغییرات سطح قند خون ارتباط دارند یا خیر."

وی ادامه داد: در این تحقیق مقطعی که بر روی اطلاعات ۹ هزار و ۷۰۴ فرد ۳۵ تا ۶۵ ساله انجام شد، نمرات اضطراب و افسردگی شرکت‌کنندگان با استفاده از پرسشنامه استاندارد " بک " سنجیده و سطح قند خون ناشتای آن‌ها از پرونده‌های بالینی استخراج گردید.

دکتر اسماعیلی با اشاره به نتایج این طرح افزود: یافته‌ها حاکی از آن است که افسردگی، اضطراب و افزایش قند خون در میان زنان شایع‌تر است. همچنین در تحلیل‌های دموگرافیک، ارتباط معناداری میان سن وضعیت تحصیلی و شغلی با این شاخص‌ها مشاهده شد؛ به‌طوری‌که بالاترین میزان قند خون در افراد بی‌سواد و پایین‌ترین سطح آن در افراد دارای مدرک دکترا ثبت گردید. علاوه بر این، هم‌نشینی بیماری‌های جسمی نظیر چاقی با مشکلات روانی و افزایش قند خون در این مطالعه مشهود بود.

استاد دانشگاه علوم پزشکی مشهد اضافه کرد: تحلیل نهایی این پژوهش که تحت کد تحقیقاتی 4032750 در فاز یک کوهورت مشهد انجام شده، نشان‌دهنده یک رابطه مثبت میان نمرات اضطراب، افسردگی و قند خون است؛ به این معنا که با افزایش سطح قند خون، احتمال بروز اختلالات اضطرابی و افسردگی نیز افزایش می‌یابد.

مجری این طرح در پایان تأکید کرد: کنترل قند خون نه‌تنها یک اقدام پیشگیرانه برای دیابت و عوارض جسمی است، بلکه رویکردی حیاتی برای کاهش فشارهای روانی و ارتقای کیفیت زندگی محسوب می‌شود. لذا تلفیق مراقبت‌های سلامت روان با مدیریت قند خون، یک استراتژی کلیدی در نظام مراقبت‌های بهداشتی است. و مطالعات طولی برای یافتن این رابطه ی علت و معلولی ضروی گام بعدی در این زمینه خواهد بود.

.........................................................................................................................................................

عضو هیئت علمی گروه چشم‌پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد با تأکید بر ممنوعیت استفاده از موبایل در کودکان زیر هشت سال و محدودیت یک تا دو ساعت برای سنین ۸ تا ۱۶ سال، رعایت قانون ۲۰-۲۰-۲۰، افزایش پلک‌زدن و اصلاح وضعیت نشستن را راهکارهای اصلی کاهش خطر نزدیک‌بینی، خشکی چشم و عوارض اسکلتی ناشی از مصرف طولانی صفحات دیجیتال عنوان کرد.

دکتر محمد اعتضاد رضوی در گفت‌وگو با وب‌دا با اشاره به اثرات مخرب استفاده طولانی‌مدت از صفحات دیجیتال گفت: ارگانی که بیش از همه درگیر این مسأله می‌شود، چشم است و در عین حال سایر اندام‌ها نیز ممکن است در اثر نگاه مداوم به صفحه دچار مشکلاتی شوند.

وی با بیان اینکه مدت زمان خیره شدن به صفحه تلفن همراه، لپ‌تاپ، تبلت و تلویزیون دیجیتال باید محدود شود، تصریح کرد: در علم چشم‌پزشکی، موضوعی به نام زمان نگاه به صفحه دیجیتال (Digital Screen Time) مطرح است که از نظر سلامت بینایی، بویژه در سنین پایین و دوره رشد سیستم بینایی اهمیت ویژه‌ای دارد. سازمان‌ها و انجمن‌های علمی معتبر، نگاه کردن به صفحه موبایل را برای کودکان زیر ۸ سال ممنوع و برای سنین ۸ تا ۱۶ سال حداکثر ۱ تا ۲ ساعت در روز توصیه می‌کنند.

دکتر اعتضاد رضوی افزود: نگاه طولانی مدت به صفحه نزدیک، باعث فعال ماندن عضلات تطابق چشم می‌شود و این تثبیت تطابق در طول زمان منجر به افزایش نزدیک‌بینی (میوپیا) می‌گردد. به‌طور علمی ثابت شده است که استفاده زیاد از موبایل و کامپیوتر، رشد نزدیک‌بینی را تسریع می‌کند. بنابراین به‌ویژه در کودکان باید محدودیت زمانی استفاده از صفحات دیجیتال رعایت شود. موبایل، به‌دلیل کوچک بودن صفحه، این تطابق را بیشتر تحریک می‌کند و خطرات بیشتری دارد.

وی با اشاره به سایر عوارض چشمی گفت: یکی از مشکلات شایع، خستگی و خشکی چشم در اثر خیره شدن طولانی به صفحه است که به عنوان سندروم نگاه به کامپیوتر (Computer Vision Syndrome) شناخته می‌شود. برای پیشگیری از این پدیده، قانون معروف ۲۰-۲۰-۲۰ توصیه می‌شود؛ یعنی هر ۲۰ دقیقه، فرد باید به مدت ۲۰ ثانیه به نقطه‌ای در فاصله حدود ۶ متری (۲۰ فوت) نگاه کند تا چشم‌ها استراحت کنند.

دکتر اعتضاد رضوی ادامه داد: در هنگام استفاده از موبایل یا کامپیوتر، پلک زدن مکرر ضروری است؛ زیرا تمرکز زیاد ممکن است باعث کاهش دفعات پلک زدن شود که منجر به خشکی چشم، سوزش و کاهش اکسیژن‌رسانی به قرنیه می‌شود. به‌طور طبیعی، باید حدود ۱۵ تا ۱۶ بار در دقیقه پلک زده شود تا اشک سطح قرنیه را پوشش دهد.

وی درباره عوارض جسمی استفاده ناصحیح از دستگاه‌ها افزود: پوزیشن نامناسب بدن هنگام کار با موبایل، مخصوصاً زمانی که سر به سمت پایین قرار می‌گیرد، فشار زیادی به مهره‌های گردن وارد می‌کند. استفاده طولانی‌مدت با وضعیت غیراستاندارد موجب آسیب به ستون فقرات، گردن و کمر می‌شود.

عضو هیئت علمی گروه چشم‌پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد در پایان تأکید کرد: در کودکان به دلیل انعطاف نظام بینایی، نگاه طولانی به موبایل ممکن است موجب از بین رفتن دید دو‌چشمی (فیوژن) و بروز انحراف چشم شود. گاهی کودکی که ساعت‌های زیادی با موبایل کار می‌کند، به‌طور ناگهانی دچار انحراف می‌شود؛ این یکی از جدی‌ترین و سخت‌ترین عوارض مصرف طولانی از موبایل است.

..............................................................................................................................................................................

وب دا: بیمارستان دکتر شیخ تنها مرکز تخصصی شرق کشور در زمینه درمان سرطان کودکان، با ظرفیت فعلی نزدیک به ۷۰ تخت فعال هماتولوژی-انکولوژی، به عنوان قطب درمانی برای سه استان خراسان شمالی، جنوبی و رضوی، همچنان پذیرای بیماران نیازمند از سراسر منطقه و حتی کشورهای همسایه است. این مرکز که فعالیت خود را با ۱۴ تخت آغاز کرده بود، اکنون علیرغم کمبود فضا، با اتکا به حمایت خیرین و تربیت نیروهای فوق تخصصی، مسیر پیشرفت را طی می‌کند.

دکتر زهرا بدیعی، فوق تخصص هماتولوژی-آنکولوژی کودکان و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، که از سال ۱۳۷۸ فعالیت خود را در این حوزه آغاز کرده است، در خصوص فعالیت های مرتبط با بخش هماتولوژی-آنکولوژی کودکان در دانشگاه علوم پزشکی مشهد بیان می کند: فعالیت این بخش از سال‌ها پیش توسط استاد بنی‌هاشم در بیمارستان قائم (عج) پایه‌ریزی شد و پس از انتقال به بیمارستان دکتر شیخ، شاهد رشد قابل توجهی بودیم و اکنون این مرکز با نزدیک به ۷۰ تخت فعال، به عنوان تنها مرکز تخصصی هماتولوژی-انکولوژی کودکان در شرق کشور، به بیماران سه استان خراسان رضوی، شمالی و جنوبی، و همچنین سیستان و بلوچستان، و حتی بیماران بین‌المللی از کشورهایی چون افغانستان، ترکمنستان و تاجیکستان خدمات ارائه می‌دهد.

دکتر بدیعی در تشریح گستره فعالیت مرکز، افزود: طیف سنی بیماران ما کودکان زیر ۱۸ سال هستند و تنوع کیس‌ها و بیماری‌ها بسیار زیاد است. به طور معمول، تمامی تخت‌های فعال ما پر بوده و با لیست انتظار قابل توجهی برای پذیرش روبرو هستیم که این نشان‌دهنده نیاز مبرم منطقه به این خدمات تخصصی است.

وی با اشاره به یکی از چالش‌های مهم مرکز، یعنی کمبود فضای فیزیکی، توضیح داد: هدف ما همواره ایجاد فضایی استاندارد برای به حداقل رساندن ریسک انتقال عفونت‌ها بوده و بیش از ۱۰ سال است که پیگیر احداث یک بلوک مجزا برای هماتولوژی-انکولوژی هستیم و با تلاش و حمایت بانوی خیر، خانم قاسمی، عملیات ساخت مجموعه‌ای جدید در مجاورت بیمارستان اکبر آغاز شده است که امیدواریم با تکمیل آن، شاهد ارتقاء چشمگیر در ارائه خدمات باشیم. تا آن زمان، ما کماکان در بیمارستان دکتر شیخ به خدمت‌رسانی ادامه خواهیم داد.

دکتر بدیعی همچنین به اهمیت توسعه علمی و تربیت نیروی انسانی متخصص اشاره کرد و گفت: از اواخر سال ۱۴۰۲، موفق به کسب مجوز تربیت رزیدنت فوق تخصصی از وزارت بهداشت شدیم که این امر پس از سال‌ها پیگیری به ثمر نشست. در حال حاضر دو فلوشیپ فوق تخصصی در بخش حضور دارند و امیدواریم با تربیت فلوشیپ‌های بیشتر، بتوانیم نیاز شدید به نیروی انسانی متخصص را برطرف سازیم. حضور فلوشیپ‌ها نه تنها به عنوان نیروی کمکی در بخش، بلکه در افزایش تعداد اعضای هیئت علمی نیز نقش بسزایی خواهد داشت.

وی در خصوص کادر پرستاری نیز ابراز داشت: خوشبختانه تعداد پرستاران در بخش‌ها در حد قابل قبول است، هرچند که بسیاری از آن‌ها به صورت طرحی مشغول به کار هستند و جابجایی مکرر آن‌ها یک چالش محسوب می‌شود. با این وجود، در مجموع شرایط خوبی از نظر تامین نیروی پرستاری داریم.

این فوق تخصص انکولوژی کودکان، با تاکید بر آموزشی بودن بیمارستان شیخ، اضافه کرد: حضور دانشجویان در رده‌های مختلف، از استاژر تا رزیدنت، در بخش‌های ما، پویایی علمی را تضمین می‌کند و ما مصمم به ادامه این روند آموزشی و پژوهشی هستیم.

................................................................................................................................................................................

فوق‌تخصص خون و سرطان کودکان و استادتمام دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با اشاره به فعالیت کلینیک سرور به‌عنوان مرکز تخصصی تشخیص و درمان بیماران هموفیلی و تالاسمی گفت: این مرکز سالانه به تعداد زیادی بیمار خدمات تخصصی ارائه می‌کند.

دکتر زهرا بدیعی در گفتگو با وب دا، اظهار کرد: در نظام بهداشت، زوجینی که به‌عنوان ناقل تالاسمی مینور یا مشکوک قوی شناسایی می‌شوند، برای بررسی تکمیلی به کلینیک سرور ارجاع داده می‌شوند تا درباره ضرورت انجام تشخیص پیش از تولد (PND) تعیین تکلیف شوند.

وی ادامه داد: تیم تخصصی این مرکز به‌عنوان پزشک مشاور، درباره ارجاع یا عدم ارجاع زوجین برای PND در مواردی که در سطح شبکه بهداشت قابلیت تصمیم‌گیری قطعی ندارند،  اعلام نظر مینمایند.

به گفته این فوق‌تخصص خون و سرطان کودکان ، استقرار خدمات مذکور در کنار بیماران مبتلا، موجب درک عینی‌تر زوجین از تبعات بیماری و افزایش جدیت آنان در تصمیم‌گیری می‌شود.

دکتر بدیعی با بیان اینکه کلینیک سرور یک مرکز آموزشی، پژوهشی و درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد است، تصریح کرد: دفتر انجمن تالاسمی و کانون بیماران هموفیلی نیز به‌صورت هدفمند در داخل این مرکز مستقر شده تا هماهنگی تیم درمان و انجمن بیماران برای ارائه خدمات حمایتی تسهیل شودو همچنین جلب کمکهای خیرین با واسطه این دو سازمان مردم نهاد موثرتر انجام شود.

خدمات اختصاصی متنوع به بیماران هموفیلی و تالاسمی 

این فوق‌تخصص خون و سرطان کودکان با اشاره به ساختار خدماتی مرکز گفت: تیم درمانی برای ارائه خدمات تخصصی به بیماران هموفیلی و تالاسمی آموزش دیده‌اند و از سویی به‌دلیل شیوع خونریزی‌های مفصلی در بیماران هموفیلی، واحد فیزیوتراپی تخصصی در مرکز فعال است، همچنین واحد تزریق خون و فرآورده‌های خونی و بانک خون پرکار این مجموعه، بخش مهمی از بار درمانی بیماران را پوشش می‌دهد.

استاد دانشگاه علوم پزشکی مشهد افزود: داروخانه مرکز نیز به‌صورت اختصاصی داروهای بیماران هموفیلی و تالاسمی را تأمین می‌کند و خدمات آن عمومی نیست. علاوه بر این،واحد دندانپزشکی ویژه بیماران خاص این مجموعه هم جزیء اولین مراکزی است که در کشور برای این بیماران راه اندازی شده است .

دکتر بدیعی با اشاره به نقش خیرین گفت: در راه‌اندازی و توسعه بخش‌هایی از مرکز، از حمایت خیرین استفاده شده و با توجه به شرایط موجود، تداوم این حمایت‌ها همچنان ضروری است.

وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به طیف بیماران هماتولوژی اظهار کرد: بخش قابل‌توجهی از بیماران شامل مبتلایان به هموگلوبینوپاتی‌ها به‌ویژه تالاسمی و نیز اختلالات خونریزی‌دهنده ارثی مانند هموفیلی هستند که اغلب از دوران کودکی تحت نظر قرار می‌گیرند.

دکتر بدیعی خاطرنشان کرد: پیش از راه‌اندازی کلینیک سرور، بیماران هموفیلی  و تالاسمی در بیمارستان دکتر شیخ و در فضایی محدود خدمات دریافت می‌کردند، اما با تجمیع خدمات در این مرکز، اکنون بیش از ۲ هزار بیمار هموفیلی تحت پوشش قرار دارند و همچنین حدود ۵۰۰ بیمار تالاسمی بطور ثابت خدمات دریافت میکنند .

دکتر بدیعی اضافه کرد: این مرکز همچنین به‌عنوان مرجع ارجاعی استان خراسان رضوی و در مواردی استان‌های خراسان شمالی و جنوبی فعالیت دارد.

....................................................................................................................................

.............................................................................................

ریحانه السادات محمودیان، مجری طرح تحقیقاتی " برآورد میزان بیان ژن‌های DDIT3 و HSP90B1 در بیماران مبتلا به سرطان معده در شهر مشهد (یک مطالعه پایلوت) "، از شناسایی نقش احتمالی دو ژن کلیدی در پیشرفت سرطان معده خبر داد.

محمودیان در گفتگو با وب دا، با بیان اینکه سرطان معده یکی از عوامل اصلی مرگ‌ومیر ناشی از سرطان در سطح جهان است، تأکید کرد: این مطالعه پایلوت، که با کد 4040317 و همکاری اساتید محترم؛ آقای دکتر عباس زادگان، خانم دکتر سودابه شهیدثالث و دکتر مهران غلامی انجام شده است، درک ما را از سازوکارهای مولکولی این بیماری افزایش می‌دهد.

وی در تشریح جزئیات این پژوهش که بر روی ۸۶ بیمار مبتلا به سرطان معده در مشهد انجام شده، گفت: هدف اصلی این مطالعه، بررسی میزان فعالیت دو ژن DDIT3 و HSP90B1 بود. این ژن‌ها به دلیل نقش احتمالی‌شان در ایجاد استرس سلولی، مقاومت سلول‌های سرطانی در برابر مرگ برنامه‌ریزی‌شده و همچنین افزایش تهاجمی بودن تومور، مورد توجه قرار گرفتند.

این محق جوان همچنین اظهار داشت: بر اساس نتایج به‌دست‌آمده، ما مشاهده کردیم که بیان هر دو ژن DDIT3 و HSP90B1 در درصد قابل توجهی از بیماران افزایش یافته بود؛ به‌طور مشخص، افزایش بیان DDIT3 در ۳۲ بیمار و افزایش HSP90B1 در ۳۹ بیمار مشاهده شد و لذا این یافته‌ها نشان‌دهنده نقش احتمالی این ژن‌ها در پیشرفت سرطان معده و مقاومت تومور به درمان است. این مطالعه همچنین به شیوع ۵۵.۸ درصدی عفونت هلیکوباکتر پیلوری در میان نمونه‌ها اشاره کرد که بر رابطه بین التهاب مزمن ناشی از این باکتری و شدت بیماری صحه می‌گذارد.

محمودیان افزود: تحلیل داده‌ها همچنین نشان داد که افزایش همزمان این دو ژن با برخی ویژگی‌های بالینی و آسیب‌شناسی تومور ارتباط معناداری دارد.

پژوهشگران این مطالعه بیان می‌کنند که ژن‌های DDIT3 و HSP90B1 می‌توانند به عنوان نشانگرهای پیش‌آگهی (Prognostic Markers) یا حتی اهداف درمانی در مدیریت سرطان معده مورد بررسی‌های بیشتر قرار گیرند. با این حال، محمودیان تأکید کرد: برای درک دقیق‌تر نقش این ژن‌ها در ریزمحیط تومور و تأثیرگذاری آن‌ها بر روند بیماری، انجام مطالعات گسترده‌تر و عمیق‌تر ضروری است.

...........................................................................................................................

دکتر سیامک زارعی قنواتی، مجری طرح پژوهشی " ارزیابی میزان توافق بین رفرکشن مبتنی بر ویوفرونت، بدون سیکلوپلژیک و سیکلوپلژیک با رفرکشن مانیفست بر اساس وضعیت انکساری و محور آستیگماتیسم" گفت: در فرایند این پژوهش از دستگاه ویوفرنت( جبهه موج ) (WFR) بهره گرفته شد که در سنجش نمره چشم، دقت قابل قبولی دارد و در عین حال در برخی موارد نیازمند بررسی‌های تکمیلی است.

دکتر زارعی قنواتی  در گفتگو با وب دا، پیرامون جزییات طرح انجام شده اظهار کرد: این مطالعه با کد تحقیقاتی 4040186 و با هدف پاسخ به این پرسش که " آیا فناوری‌های نوین می‌توانند جایگزین روش‌های سنتی تعیین نمره چشم شوند "، بر روی تعداد ۱۱۱ چشم بیمار در کلینیک نورآفرین مشهد انجام شده است.

وی ادامه داد: با توجه به افزایش روزافزون جراحی‌های اصلاح عیوب انکساری، دقت اندازه‌گیری نمره چشم اهمیتی دوچندان یافته و ما در این پژوهش، عملکرد دستگاه ویوفرنت( جبهه موج ) مبتنی بر سنسور پیرامیدال را با سه روش رایج شامل رفرکشن مانیفست (MR)، سیکلوپلژیک (CR) و غیر سیکلوپلژیک (NCR) مقایسه کردیم.

عضو هیات علمی دانشگاه همچنین گفت: نتایج این مطالعه نشان می‌دهد که دستگاه ویوفرنت( جبهه موج ) در اکثر موارد، به ویژه در بیماران نزدیک‌بین (میوپ)، تطابق بالایی با روش‌های مرسوم سنجش نمره چشم داشته است.

 دکتر زارعی قنواتی در این خصوص توضیح داد: میزان توافق در اندازه‌گیری مؤلفه‌های اصلی نمره چشم بسیار قابل توجه بود و این نشان می‌دهد که WFR می‌تواند به عنوان یک ابزار سریع و مدرن، دقت مناسبی را ارائه دهد.

با این حال، پژوهشگران متوجه نکته‌ای ظریف در مورد بیماران دوربین (هایپروپ) شدند و دکتر زارعی قنواتی در این زمینه یادآور شد: دستگاه WFR در افراد دوربین، تمایل به گزارش نمرات نزدیک‌بین‌تر از مقدار واقعی دارد. این یافته نشان می‌دهد که هرچند WFR ابزاری کارآمد است، اما در این گروه از بیماران، ممکن است نیاز به تفسیر محتاطانه‌تر و تأیید نتایج با روش‌های دیگر باشد و بررسی انواع آستیگماتیسم نیز توافق بالایی را بین روش‌های مختلف نشان داده است.

دکتر قنواتی اضافه کرد: بر اساس این یافته‌ها، پیشنهاد می‌شود که دستگاه ویوفرنت( جبهه موج ) به عنوان یک ابزار غربالگری و ارزیابی اولیه، به ویژه پیش از جراحی‌های اصلاح عیوب انکساری، مورد استفاده قرار گیرد تا زمان معاینات کاهش یابد، در عین حال تاکید میشود در مواردی که بیمار دوربین است یا شرایط خاصی وجود دارد، نتایج WFR با روش‌های دقیق‌تری مانند: رفرکشن سابجکتیو یا سیکلوپلژیک تأیید شود تا از بروز هرگونه خطا در تصمیم‌گیری‌های درمانی جلوگیری به عمل آید.

.............................................................................................................................................

فوق‌تخصص بیماری‌های خون و سرطان کودکان وعضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد گفت: ایران با تکیه بر دستاوردهای علمی و فتوای شرعی، توانسته در زمینه تشخیص پیش از تولد تالاسمی به جایگاهی برجسته در سطح جهان دست یابد و با اجرای برنامه‌های غربالگری، گامی بلند در جهت کاهش تولد کودکان مبتلا به این بیماری بردارد.

دکتر زهرا بدیعی در گفتگو با وب دا، با بیان اینکه تالاسمی یکی از شایع‌ترین بیماری‌های ژنتیکی ارثی در جهان و ایران است، افزود: شیوع این بیماری در مناطق شمالی و جنوبی کشور بیشتر از خراسان است، اما به دلیل گستردگی ژن معیوب در جامعه، همواره نگرانی از بروز موارد جدید وجود دارد.

وی در خصوص زمینه های مستعد کننده و بروز دهنده‌ی این بیماری گفت: تالاسمی زمانی بروز می‌کند که کودک دو ژن معیوب را از پدر و مادر به ارث ببرد و والدینی که ناقل ژن هستند، مبتلا به تالاسمی مینور محسوب  و علائم بیماری ندارند، اما در صورت ازدواج دو فرد ناقل، در هر بارداری ۲۵ درصد احتمال تولد فرزند مبتلا به تالاسمی ماژور وجود دارد. همچنین علائم تالاسمی ماژور معمولاً از دو تا سه‌ماهگی با کم‌خونی پیشرونده، اختلال رشد، تغییرات چهره و بزرگی کبد و طحال ظاهر می‌شود و هرچه تشخیص و شروع درمان زودتر انجام شود، عوارض بیماری کمتر خواهد بود.

علاوه بر نوع مینور و ماژور؛ نوع حد وسط تالاسمی نیز وجود دارد

عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد با اشاره به انواع تالاسمی گفت: علاوه بر نوع مینور و ماژور، نوع حد وسط نیز وجود دارد که شدت کم‌خونی آن کمتر از ماژور است و معمولاً بعد از دو سالگی بروز می‌کند؛ به‌گونه‌ای که برخی بیماران حتی در سنین ۱۵ تا ۳۰ سالگی با شکایت کم‌خونی تشخیص داده می‌شوند.

دکتر بدیعی تأکید کرد: درمان تالاسمی ماژور شامل تزریق منظم خون است و به‌دلیل تزریق‌های مکرر، تجمع آهن در بدن بیمار رخ می‌دهد که از حدود دو سالگی به بعد، استفاده از داروهای دفع‌کننده آهن برای پیشگیری از عوارض ضروری است.

این فوق‌تخصص بیماری‌های خون و سرطان کودکان در ادامه، به تشریح روند ارتقاء خدمات درمانی برای بیماران هموفیلی و تالاسمی در این شهر پرداخت و با اشاره به وضعیت پراکنده بیماران قبل از سال ۱۳۸۲ در بیمارستان‌های مختلف و فقدان پرونده پزشکی برای بسیاری از آن‌ها، بر اهمیت تشخیص به‌موقع، برنامه‌ریزی درمانی مناسب، شناسایی مبتلایان به عفونت‌های خونی و پیشگیری از موارد جدید تأکید کرد.

دکتر بدیعی خاطرنشان کرد: از سال ۱۳۸۲، با همکاری دانشگاه علوم پزشکی مشهد، انجمن تالاسمی، کانون هموفیلی و بنیاد بیماری‌های خاص، مرکز سرور که پیش از این یک کلینیک شبانه‌روزی عمومی بود، به مرکز تخصصی هموفیلی و تالاسمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد تغییر کاربری داد.

وی اهداف اصلی این مرکز را شامل تجمیع بیماران در یک مکان واحد، تشکیل پرونده پزشکی برای دسترسی به آمار دقیق بیماران در سطح استان و شهر مشهد، برنامه‌ریزی بهینه خدمات درمانی و همچنین تمرکز بر بحث بسیار مهم “تشخیص پیش از تولد” عنوان کرد.

دکتر بدیعی افزود: با همکاری تیم‌های تخصصی از جمله دکتر عباس‌زادگان و تیم‌های هماتولوژی و انکولوژی، برنامه‌ریزی برای تشخیص پیش از تولد به موازات اقدامات وزارتخانه و سایر استان‌ها در مشهد آغاز شد و این مرکز به عنوان یکی از اولین مراکز در کشور، خدمات درمانی برای هر دو بیماری را به صورت متمرکز ارائه نمود.

وی همچنین به ایجاد تیم‌های درمانی در سطح شهرستان‌های استان با همکاری معاونت درمان و سایر همکاران اشاره کرد. این اقدام با هدف ارائه خدمات درمانی معمول به بیماران در شهر خودشان و کاهش نیاز به مراجعه به مرکز استان صورت گرفت و این سیستم حمایتی همچنان فعال است.

فوق‌تخصص بیماری‌های خون و سرطان کودکان و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، درباره جایگاه مرکز سرور در ارائه خدمات به بیماران هموفیلی و تالاسمی هم گفت: این مرکز «مرکز ریفرال» در سطح استان و حتی کشور محسوب می‌شود و خدمات‌رسانی آن در قالب همکاری با سایر مراکز در طرح‌های تحقیقاتی ملی نیز انجام می‌شود؛ از جمله طرح سرشماری هموفیلی و پروژه‌های پژوهشی درباره داروهای داخلی.

 به گفته دکتر بدیعی، پژوهش‌های متعدد در زمینه تالاسمی و هموفیلی توسط رزیدنت‌ها و اینترن‌ها انجام شده که بسیاری از آن‌ها به مقاله و انتشار رسیده و همچنین گروه پرستاری مرکز نیز در کارهای تحقیقاتی و تولید محتوا نقش فعالی دارند.

پیشرفت‌های ایران در حوزه تشخیص پیش از تولد تالاسمی

دکتر بدیعی سپس به پیشرفت‌های ایران در حوزه تشخیص پیش از تولد تالاسمی اشاره کرد و گفت: در بسیاری از مجامع علمی بین‌المللی، کشورمان به عنوان یک الگو در کاهش موارد جدید بیماری معرفی می‌شود و با توجه به ملاحظات دینی و فرهنگی، فتوای لازم از سوی مقام معظم رهبری دریافت و روند تشخیص پیش از تولد برای پیشگیری از تولد موارد جدید تالاسمی پیگیری شده است، این فرآیند توسط پزشک قانونی نیز در چارچوب‌های مربوطه انجام می‌گیرد.

در ادامه، این عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد روند تشخیص پیش از تولد را تشریح و خاطرنشان کرد: زوجین هنگام مراجعه برای ازدواج و در زمان عقد محضری، باید بررسی شوند که آیا یکی یا هر دو نفر «مینور» هستند یا خیر. در صورت تشخیص مینور بودن، منعی برای ازدواج وجود ندارد، اما سیستم بهداشتی پرونده تشکیل داده و آموزش‌های لازم را ارائه می‌کند تا زوج‌ها با طی‌کردن مسیر تشخیصی بتوانند از تولد فرزند مبتلا پیشگیری کنند.

دکتر بدیعی همچنین به پیامدهای تولد تالاسمی ماژور اشاره کرد و گفت: علاوه بر هزینه‌های سنگین درمان (از جمله تزریق خون منظم و مصرف داروهای مختلف)، کیفیت زندگی فرد مبتلا در طول زمان به‌طور طبیعی دشوارتر خواهد شد.

وی یادآور شد: از آغاز فعالیت کلینیک سرور در سال ۱۳۸۲، «پیک سنی» بیماری عمدتاً زیر ۱۵ سال بوده و موارد در سنین بالاتر کمتر دیده می‌شد؛ اما با اجرای درمان مؤثر و تزریق خون مناسب، بسیاری از تغییرات شدید چهره و اختلال رشد در بیماران ماژور امروز کمتر مشاهده می‌شود.

با وجود کاهش چشمگیر موارد جدید تالاسمی، دکتر بدیعی از چالش‌های باقی‌مانده خبر داد و گفت: یکی از مهم‌ترین موارد، افزایش موارد مرتبط با اتباع است؛ زیرا ازدواج‌های آن‌ها ممکن است خارج از چارچوب ثبت محضری انجام شود و وارد سامانه‌های بهداشت و غربالگری استاندارد نشوند.

به گفته دکتر بدیعی، برخی خانواده‌های ایرانی فقط به عقد شرعی اکتفا می‌کنند و عقد محضری ندارند؛ در نتیجه بررسی‌های لازم برای تالاسمی ماژور انجام نمی‌شود و ممکن است در ریسک تولد فرزند مبتلا قرار بگیرند.

علاوه بر این، وی به خانواده‌هایی اشاره کرد که تشخیص پیش از تولد را انجام داده‌اند اما با تکرار روند سقط، ممکن است از برنامه پیشگیرانه خسته شوند و در ادامه بدون تشخیص پیش از تولد اقدام به بارداری کنند.

دکتر بدیعی در پایان تاکید کرد: با وجود موفقیت‌ها، همچنان نیازمند تلاش بیشتر تیم‌های درگیر برای پیشگیری از موارد جدید تالاسمی، به‌ویژه در گروه‌های آسیب‌پذیرتر هستیم.

....................................................................................................................................................

از ارگونومی تا استادی؛ نگاهی به مسیر علمی و دغدغه‌های یک بانوی متعّلم و پژوهشگر

وب دا: در سال ۱۳۶۸، شهرستان سبزوار زادگاه استادی شد که امروز نامش با ارگونومی گره خورده است؛ دکتر زهرا شریفی، عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، از علاقه‌ی زودهنگام به ارگونومی در دوران کاردانی تا اخذ مدرک دکتری و جایگاه استادی، مسیری پر افتخار را طی کرده و این گفتگو، بهانه‌ای است تا نگاهی به فعالیت‌های پژوهشی، چالش‌های پیش رو و چشم‌انداز این استاد جوان برای ارتقای فضای علمی دانشگاه بیندازیم.

دکتر شریفی که دوران پر فراز و نشیب تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در سبزوار سپری کرده در سال ۱۳۸۶ با اشتیاقی وصف‌ناپذیر قدم به دنیای علم در دانشگاه علوم پزشکی سبزوار گذاشت و رشته کاردانی بهداشت حرفه‌ای، سرآغاز سفری بود که او را به سوی دنیای شگفت‌انگیز ارگونومی رهنمون شد.

علاقه‌ی دکتر شریفی به این حوزه، آنچنان عمیق بود که رؤیای تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد را در سر پروراند و بلافاصله پس از اتمام کارشناسی، دل به دریای علم در دانشگاه علوم توانبخشی تهران زد و در سال ۱۳۹۳، با کوله‌باری از دانش ارگونومی، گام به دنیای حرفه‌ای گذاشت. اما این پایان راه نبود و او با اراده‌ای پولادین، در سال ۱۴۰۴، مدرک دکتری خود را در رشته ارگونومی از دانشگاه علوم پزشکی شیراز دریافت کرد و فصل جدیدی را در زندگی علمی خود گشود.

مسیر شغلی؛ از جوانی تا استادی

اولین روزهای اردیبهشت سال ۱۳۹۴، نقطه‌ی عطفی در زندگی دکتر شریفی بود. او با پیوستن به جمع اعضای هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی سبزوار، عنوان جوان‌ترین عضو هیئت علمی را به خود اختصاص داد. این آغاز فروتنانه‌ای بود برای مسیری پر افتخار که او را در نهایت به جایگاه استادی در دانشگاه علوم پزشکی مشهد رساند. در شهریور ۱۴۰۴، با پایان مقطع دکتری، او به عنوان استادیار، فصل تازه‌ای از فعالیت‌های آموزشی خود را در این دانشگاه آغاز کرد.

تحول در دانشگاه؛ رؤیای دکتر شریفی

تجربه‌ی سال‌ها حضور در فضای دانشگاه، دکتر شریفی را به این باور رسانده است که برای ارتقای کیفیت در آموزش و پژوهش، اقدامات اساسی لازم است.

او بر این باور است که تقویت همکاری میان دانشکده‌ها، برگزاری دوره‌های آموزشی مستمر برای اساتید و کارکنان، ارتقای زیرساخت‌های پژوهشی و آموزشی، و ترویج فرهنگ مشارکت و همفکری، می‌تواند فضایی پویا و پرنشاط در دانشگاه ایجاد کند. دکتر شریفی تأکید می‌کند که فراهم کردن فضایی برای شنیده شدن ایده‌ها و نظرات کارکنان و دانشجویان، گامی بلند در جهت افزایش انگیزه و بهبود کیفیت فعالیت‌ها خواهد بود.

هماهنگی سه‌گانه؛ آموزش، درمان و پژوهش

دکتر شریفی، هماهنگی و ارتباط میان آموزش، درمان و پژوهش را برای یک دانشگاه حیاتی می‌داند و معتقد است که این سه حوزه، مکمل یکدیگرند و بدون ارتباط تنگاتنگ، هیچ‌کدام به کمال نخواهند رسید. آموزش بدون پژوهش و به‌کارگیری در درمان، ناقص است؛ پژوهش بدون انتقال دانش به نسل بعد، محدود می‌ماند؛ و درمان بدون پشتوانه‌ی علمی و آموزشی، کیفیت لازم را نخواهد داشت. بنابراین، به جای اولویت‌بندی، باید بر تعامل و هم‌افزایی این سه حوزه تمرکز کرد تا دانشگاه بتواند در هر سه زمینه، اثربخش و پایدار عمل نماید.

استاد موفق؛ آمیزه‌ای از دانش و اخلاق

از دیدگاه دکتر شریفی، یک استاد موفق، تنها صاحب دانش و تخصص نیست، بلکه کسی است که می‌تواند دانش خود را به بهترین شکل به دانشجویان منتقل کند. او باید روحیه‌ی پژوهشگری و نوآوری داشته باشد، اخلاق حرفه‌ای را سرلوحه‌ی کار خود قرار دهد، توانایی همکاری تیمی را داشته باشد و در مواجهه با چالش‌های مختلف، انعطاف‌پذیر باشد.

چالش‌ها و پیروزی‌ها؛ داستانی از اراده

مسیر تحصیل و فعالیت شغلی، همواره هموار نیست و دکتر شریفی نیز از این قاعده مستثنی نبود. محدودیت منابع، حجم بالای مسئولیت‌ها و فشارهای زمانی، بخشی از چالش‌هایی بود که او با آن‌ها روبرو شد و حتی ازدواج و ادامه‌ی تحصیل در مقطع دکتری در حالی که فرزند کوچکی در آغوش داشت، بر این چالش‌ها افزود. اما دکتر شریفی با برنامه‌ریزی دقیق، اولویت‌بندی هوشمندانه، بهره‌گیری از تجربیات ارزشمند همکاران و نگاهی حل‌مسئله‌محور، هر مانع را به فرصتی برای یادگیری تبدیل کرد.

خانواده؛ ستون استوار موفقیت

در این میان، نقش خانواده، نقشی بی‌بدیل است و دکتر شریفی، حمایت عاطفی و انگیزه‌دهی پدر و مادرش را، زمینه‌ساز رشد و یادگیری خود می‌داند.

همچنین، صبر و همراهی همسر و فرزند کوچک او، به‌ویژه در دوران پر مشغله‌ی مقطع دکتری، امکان تمرکز و ادامه‌ی مسیر علمی را برای او میسر ساخته است. خانواده، همانند ستونی استوار، در تمام مراحل پیشرفت تحصیلی و کاری او، همراه و یاری‌گر بوده‌اند.

 

Top of Form

.............................................

روان‌شناس بالینی و عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با تأکید بر نقش کلیدی روان‌شناسی در بهبود سلامت عمومی، گفت: بخش مهمی از بار بیماری‌ها، تجربه بیماران و حتی کیفیت عملکرد کارکنان درمان تحت تأثیر عوامل روانی و رفتاری قرار دارد و مداخلات علمی روان‌شناسان در پیشگیری و ارتقای سلامت نقشی حیاتی ایفا می‌کند.

دکتر فرشاد شیبانی روان‌شناس بالینی و عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، در گفتگو با وب دا به مناسبت نهم اردیبهشت ماه و روز روانشناس، به نقش بنیادین روان‌شناسی در نظام سلامت، تأکید کرد و افزود: جایگاه روان‌شناسی فقط به دلیل وجود اختلالات روانی نیست؛ بلکه از آنجا اهمیت پیدا می‌کند که سلامت انسان مجموعه‌ای صرفاً زیستی نیست و عوامل روانی و رفتاری نقش تعیین‌کننده‌ای در آن دارند.

به گفته دکتر شیبانی، مطالعات جهانی بار بیماری‌ها (Global Burden of Disease) نشان می‌دهد که بخش مهمی از بیماری‌های مزمن از جمله بیماری‌های قلبی–عروقی، دیابت، مصرف مواد و آسیب‌های ناشی از رفتارهای پرخطر، ارتباط مستقیم با سبک زندگی و الگوهای رفتاری دارند و بدون مداخله‌های روان‌شناختی، اصلاح این الگوها بسیار دشوار است.

عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد تأکید کرد: متغیرهایی همچون اضطراب، افسردگی، ادراک فرد از بیماری و کیفیت حمایت اجتماعی می‌توانند روند درمان را به‌طور چشمگیری تحت تأثیر قرار دهند و بر سرعت بهبود و پایبندی به پروتکل‌های درمانی اثر بگذارند.

دکتر شیبانی، همچنین گفت: مطالعات متعدد درباره فرسودگی شغلی در گروه‌های درمانی نشان داده‌اند فشار روانی می‌تواند دقت تصمیم‌گیری بالینی را کاهش داده و احتمال خطای حرفه‌ای را افزایش دهد. از این رو توجه به سلامت روان کارکنان یکی از مؤلفه‌های تضمین کیفیت خدمات درمانی محسوب می‌شود، در همین راستا امروزه نظام‌های سلامت پیشرو با تکیه بر رویکرد زیستی–روانی–اجتماعی تلاش می‌کنند سلامت را در چارچوبی جامع‌تر و واقع‌بینانه‌تر درک کنند.

نقش روان‌شناسان در پیشگیری اولیه از مشکلات روانی

دکتر شیبانی در بخش دیگری از سخنان خود به اهمیت پیشگیری اولیه از مشکلات روانی اشاره کرد و گفت: پیشگیری زمانی اثربخش است که مبتنی بر شواهد و متناسب با نیاز هر گروه هدف طراحی شود، در همین ارتباط و براساس گزارش‌های سازمان جهانی بهداشت، حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد مشکلات شایع روانی در محیط‌های آموزشی و درمانی «قابل پیشگیری» هستند. لذا مداخلات به‌موقع می‌توانند احتمال تبدیل مشکلات خفیف به اختلال کامل را تا ۵۰ درصد کاهش دهند.

به گفته شیبانی، تحقیقات دانشگاهی نشان داده‌اند برنامه‌هایی که بر اساس نیاز اختصاصی دانشجویان، کارکنان درمان و اعضای هیأت علمی طراحی می‌شوند، اثربخشی‌شان دو تا سه برابر افزایش می‌یابد و در برخی مطالعات، برنامه‌های هدفمند توانسته‌اند علائم اضطراب و افسردگی را بین ۱۵ تا ۳۰ درصد کاهش دهند.

دکتر شیبانی همچنین گفت: یکی از یافته‌های ثابت مطالعات این است که بیش از ۶۰ درصد دانشجویان با وجود داشتن علائم به دلیل ترس از قضاوت به خدمات مراجعه نمی‌کنند.» او تأکید کرد کاهش انگ و افزایش دسترس‌پذیری خدمات باعث دو برابر شدن مراجعه زودهنگام می‌شود. لذا روان‌شناسان نقش کلیدی در ایجاد فرهنگ مراجعه، اصلاح مسیرهای ارجاع و فراهم‌کردن محیطی امن برای دریافت خدمات دارند.

تفاوت نقش روانشناس با روانپزشک

دکتر شیبانی در بخش دیگری از سخنان خود به تفاوت نقش روانشناس با روانپزشک اشاره کرد و افزود: در نظام درمان، روان‌پزشک و روان‌شناس بالینی دو تخصص مکمل هستند که هر دو با اختلالات روانی سروکار دارند، اما از مسیرهای آموزشی و درمانی متفاوتی وارد موضوع می‌شوند.

این متخصص حوزه روانشناسی ادامه داد: روان‌پزشکی شاخه‌ای از پزشکی است و نگاه آن بیشتر بر ابعاد زیستی و عصبی اختلالات روانی متمرکز است. در شرایطی که شدت علائم بالاست یا عوامل زیستی نقش مهمی دارند مثل افسردگی شدید، اختلال دوقطبی، روان‌پریشی یا برخی اختلالات اضطرابی تنظیم درمان دارویی می‌تواند بخش مهمی از درمان باشد. روان‌پزشک می‌تواند دارو تجویز کند، وضعیت زیستی و عوارض دارو را پایش کند و در موارد حاد به پایدار شدن علائم کمک کند. در عین حال، برخی از روان‌پزشکان آموزش روان‌درمانی نیز دیده‌اند و علاوه بر درمان دارویی، روان‌درمانی هم انجام می‌دهند، اما روان‌شناسی بالینی بیشتر بر این موضوع تمرکز دارد که فرد چگونه فکر می‌کند، احساس می‌کند و رفتار می‌کند و چه الگوهایی باعث تداوم مشکل شده‌اند. در روان‌درمانی، روان‌شناس به فرد کمک می‌کند تا الگوهای فکری ناکارآمد را شناسایی و اصلاح کند  و مهارت‌های تنظیم هیجان و مدیریت استرس را تقویت ، الگوهای رفتاری ناسازگار را تغییر دهد و مسائل بین‌فردی، سوگ، تعارض‌ها یا تجربه‌های آسیب‌زا را پردازش کند. لذا هدف این فرایند ایجاد تغییرات پایدار در شیوه‌ی مواجهه فرد با مسائل زندگی است.

به گفته دکتر شیبانی، پژوهش‌های بالینی نشان می‌دهد که در بسیاری از اختلالات، در موارد خفیف تا متوسط، روان‌درمانی به‌تنهایی می‌تواند بسیار مؤثر باشد و در موارد شدیدتر، ترکیب دارودرمانی و روان‌درمانی معمولاً بهترین نتیجه را ایجاد می‌کند. به همین دلیل در بسیاری از نظام‌های درمانی، همکاری روان‌پزشک و روان‌شناس به عنوان بخشی از یک رویکرد جامع به سلامت روان در نظر گرفته می‌شود.

نقش مداخلات روانشناختی بر مدیریت مصرف دارو

روان‌شناس بالینی و عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد تاکید کرد: هدف مداخلات روانشناختی لزوماً کاهش دارو نیست، بلکه کمک به استفاده دقیق‌تر و پایدارتر از درمان است. روان‌درمانی از چند مسیر می‌تواند به این موضوع کمک کند: نخست اینکه به تفکیک بهتر علائمی که بیشتر تحت تأثیر استرس، روابط یا سبک زندگی هستند از علائمی که نیازمند درمان دارویی‌اند کمک می‌کند. دوم اینکه با اصلاح عوامل زمینه‌ساز مشکل؛ مثل الگوهای فکری ناکارآمد، مهارت‌های ضعیف تنظیم هیجان یا تعارض‌های بین‌فردی احتمال عود علائم کاهش می‌یابد. سوم اینکه با افزایش مهارت‌های فرد برای مدیریت هیجان، استرس و روابط، وابستگی صرف به دارو کمتر می‌شود و درمان می‌تواند پایدارتر پیش برود.

خدمات کارگروه سلامت روان دانشگاه

     دکتر شیبانی در بخش دیگری از توضیحات خود به خدمات کارگروه سلامت روان دانشگاه اشاره کرد و گفت: کارگروه سلامت روان در بحران نیز که از زمان جنگ 12 روزه و زیر نظر گروه روانپزشکی و روانشناسی بالینی کار خود را آغاز کرده، با توجه به پیش بینی احتمالی وقوع جنگ، در طی چند ماه اخیر به آموزش موضوعات مهمی از جمله کمک های اولیه روانشناختی (PFA) و مداخلات تاب آورانه، مدیریت استرس در بحران پرداخته است.

وی افزود: یکی دیگر از اقدامات مهم در دوران بحران، غربالگری سلامت روان جهت تشخیص افراد آسیب پذیر و ارجاع و درمان دارویی یا روانشناختی است که این خدمت در کلینیک و بیمارستان فوق تخصصی ابن سینا درحال انجام است. این خدمات شامل مشاوره و روان‌درمانی برای آسیب‌دیدگان از تروماهای جنگ، به‌ ویژه اختلال استرس حاد (ASD)، اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) و همچنین حمایت‌های روانی از آسیب دیدگان می باشد.

دبیرکارگروه سلامت روان دربحران دانشگاه علوم پزشکی مشهد ادامه داد: در کنار این اقدامات، گروه روانپزشکی و روانشناسی با برگزاری دوره‌ها و کارگاه‌های آموزشی تخصصی برای کادر درمان، اعم از پزشکان، پرستاران و نیروهای امدادی، دانش و مهارت لازم را برای مواجهه با بحران‌های روانی ناشی از جنگ و ارائه مراقبت‌های حمایتی فراهم آورده و پروتکل‌های کاربردی برای مدیریت این شرایط تدوین کرده است. 

وی اضافه کرد: مدیریت استرس بیماران روانپزشکی و خانواده های این عزیزان در شرایط بحران نیز از اقدامات دیگر اساتید و دستیاران در بخش های مختلف بیمارستان می باشد. دستیاران گروه روانپزشکی نیز، در برنامه‌های داوطلبانه، گروه‌های حمایتی و کمک به کادر درمانی مشارکت فعال دارند. همچنین در دوران جنگ رمضان تهیه محتوای روانشناختی، تولید ویدیوها و پادکست های آموزش های روانشناختی نیز توسط اعضای کارگروه سلامت روان در بحران دانشگاه و با همکاری روابط عمومی دانشگاه درحال انجام است. این محتواهای آموزشی جهت استفاده شهروندان و هموطنان عزیز در اختیار سازمان ها و نهادهایی از جمله شهرداری مشهد، آستان قدس رضوی قرار می گیرد.

  دکتر شیبانی در پایان تاکید کرد: گروه روانپزشکی و روانشناسی بالینی و کارگروه سلامت روان در بحران دانشگاه، حفظ سلامت روان جامعه و کادر سلامت را وظیفه خود می داند و در این راستا می کوشد و امید آنکه تجارب ارزشمند این دوران، الهام بخش تقویت همکاری ها و توسعه دانش و خدمات در حوزه سلامت روان باشد و برای کشور عزیزمان آرامش، همبستگی و کامیابی روزافزون آرزو می شود.

 

...........................................

...........................................................................

 

مدیر گروه ژنتیک و پزشکی مولکولی دانشکده پزشکی مشهد، به مناسبت هفته جهانی تالاسمی گفت: برنامه تشخیص پیش از تولد (PND) در ایران، که با همکاری نزدیک متخصصان ژنتیک، مراکز بهداشت و خانواده‌ها اجرا می‌شود، امکان شناسایی به موقع ناقلین و جنین‌های مبتلا به تالاسمی را فراهم می‌آورد.

دکتر محمدرضا عباس‌زادگان، در گفتگو با وب دا، در تبیین ماهیت تالاسمی ماژور، این بیماری را ناشی از جهش در کروموزوم ۱۱ و ژن بتاگلوبین دانست که منجر به عدم تولید پروتئین‌های لازم برای زنجیره هموگلوبین می‌شود و در ادامه توضیح داد: نقص در اکسیژن‌رسانی خون، موجب خون‌سازی غیرعملکردی در استخوان‌ها شده و تغییرات ظاهری شدیدی از جمله برآمدگی پیشانی و تغییر ابعاد جمجمه را در مبتلایان ایجاد می‌کند.

این استاد دانشگاه، سپس به پیامدهای ثانویه این بیماری اشاره کرد و افزود: نیاز به تزریق ماهانه خون برای بقای بیماران، منجر به تجمع آهن در کبد و طحال می‌شود که در نهایت تخریب بافتی و ضرورت جراحی طحال را در پی دارد.

دکتر عباس‌زادگان همچنین، با بیان اینکه کشور ایران با بهره‌گیری از مراکز مشاوره ژنتیک و برنامه‌های کشوری، به عنوان الگو در پیشگیری از تالاسمی در سطح جهان (WHO) شناخته شده، تأکید کرد: تداوم این موفقیت مستلزم دسترسی آسان زوجین ناقل به آزمایشگاه‌های دارای مجوز وزارت بهداشت و پوشش مالی مناسب برای مراحل تشخیص پیش از تولد (PND) است.

محدودیت‌های مالی و عدم پوشش کامل بیمه‌ای؛ چالش های پیش رو
مدیر گروه ژنتیک و پزشکی مولکولی دانشکده پزشکی مشهد، با اشاره به چالش‌های پیش روی برنامه‌های کشوری پیشگیری از تالاسمی، بر تأثیر مستقیم محدودیت‌های مالی و عدم پوشش کامل بیمه‌ای بر کاهش نرخ تشخیص‌های قبل از تولد (PND) تاکید کرد و گفت: آمارهای مربوط به استان خراسان رضوی، در سال 1404 نشان می دهد که از میان حدود ۱۵۰۰ زوج ناقل یا مشکوک به تالاسمی مینور در این استان، تنها ۶۰ درصد موفق به انجام مرحله اول تشخیص قبل از تولد (شناسایی جهش در زوجین) شده اند و۴۰ درصد باقی‌مانده، به دلیل عدم پوشش کامل هزینه‌ها توسط بیمه‌ها و نبود کمک‌هزینه‌های قبلی وزارت بهداشت، قادر به انجام این آزمایش‌ها نیستند.
این استاد باسابقه دانشگاه اضافه کرد: عدم انجام مرحله اول تشخیص بیماری تالاسمی، شناسایی جهش در دوران بارداری را با محدودیت زمانی شدید مواجه کرده و ریسک بروز خطا را افزایش می‌دهد.
آمار سقط‌های درمانی و الگوی جهانی ایران

دکتر عباس‌زادگان با ارائه آماری از سال گذشته (1404)، اعلام کرد: از ۲۳ جنین مبتلا به تالاسمی ماژور شناسایی شده، ۲۱ مورد (معادل ۹۱ درصد) با مجوز پزشک قانونی و طبق ضوابط شرعی و قانونی، تحت سقط درمانی قرار گرفته‌اند.

وی دلیل عدم سقط در دو مورد باقی‌مانده را مسائل فرهنگی و محدودیت‌های مالی برای انجام مرحله دوم تشخیص جنین عنوان کرد.
این متخصص حوزه ژنتیک خاطرنشان کرد: علیرغم چالش‌های موجود، ایران به عنوان الگو در پیشگیری از تالاسمی توسط سازمان جهانی بهداشت (WHO) ثبت شده و کشور ما توانسته با ایجاد مراکز مشاوره ژنتیک در سراسر کشور و ارائه راهنمایی‌های دقیق به زوجین ناقل، گامی بلند در جهت پیشگیری از تولد نوزادان مبتلا به تالاسمی ماژور بردارد و این دستاورد ملی، ایران را به الگویی موفق برای سازمان بهداشت جهانی تبدیل کرده است.

مدیر گروه ژنتیک و پزشکی مولکولی دانشکده پزشکی مشهد، با اشاره به زیرساخت‌های فراهم شده در کشور، بیان داشت: خوشبختانه امروزه در اقصی نقاط کشور مراکز مشاوره ژنتیک فعال هستند که راهنمایی‌های لازم را به زوجین ناقل تالاسمی ارائه می‌دهند و برنامه پیشگیری از تالاسمی، یک برنامه کشوری است که حتی پیش از ازدواج، با انجام آزمایش‌های خون‌شناسی، ناقلین تالاسمی مینور را شناسایی و به مراکز تخصصی تشخیص قبل از تولد معرفی می‌کند.

وی افزود: در تمام استان‌های کشور، مراکز آزمایشگاهی تشخیص ژنتیکی تالاسمی دایر هستند و ما توانسته‌ایم ۲۲ جهش شایع تالاسمی را که در مناطق مختلف کشور پراکنده هستند، شناسایی و قابلیت بررسی آن‌ها را فراهم کنیم. این امر نه تنها به دقت تشخیص کمک کرده، بلکه باعث کاهش هزینه‌های تشخیص نیز شده است.

دکتر عباس‌زادگان با تأکید بر اهمیت سرمایه‌گذاری در حوزه پیشگیری از بیماری ها، گفت: همانطور که گفته می‌شود، پیشگیری بهتر از درمان است و اگر ما سرمایه‌گذاری لازم را برای پیشگیری انجام دهیم، قطعا نتایج مثبت و ماندگاری را شاهد خواهیم بود. با این سرمایه‌گذاری، می‌توانیم برنامه‌های مؤثری را برای زوجین ناقل تالاسمی و خانواده‌های نگران، جهت پیشگیری از تولد تالاسمی ماژور، تدوین و اجرا کنیم.

...........................................................................................................................................

...................................................

دکترمحمد عباسی تشنیزی، مجری یک طرح تحقیقاتی در بیمارستان امام رضا (ع) مشهد، گفت: مقایسه گذشته‌نگر ۴۰ بیمار دریافت‌کننده دریچه‌های مکانیکی CardiaMed و St. Jude در جراحی تعویض دریچه میترال، نشان‌دهنده عملکرد بالینی و همودینامیکی مشابه این دو پروتز در پیامدهای زودهنگام است که انتخاب را به شرایط بیمار و جراح واگذار می‌کند.

محمد عباسی تشنیزی درباره طرح پژوهشی بررسی مقایسه‌ای عملکرد همودینامیکی و پیامدهای بالینی زودهنگام دریچه‌های مکانیکی CardiaMed و St. Jude در جراحی تعویض دریچه میترال توضیح داد: این طرح به بررسی یکی از تصمیم‌های حیاتی در جراحی قلب می‌پردازد؛ انتخاب بهترین نوع دریچه مکانیکی برای بیمارانی که نیاز به تعویض دریچه میترال دارند.

وی با اشاره به روش تحقیق افزود: در این مطالعه گذشته‌نگر، اطلاعات ۴۰ بیمار بزرگسال که بین سال‌های ۱۴۰۱ تا ۱۴۰۴ تحت جراحی تعویض دریچه میترال قرار گرفته بودند، مورد بررسی قرار گرفت. دو نوع دریچه CardiaMed و St. Jude که از گزینه‌های رایج در جراحی قلب محسوب می‌شوند، از نظر عملکرد و پیامدهای اولیه پس از عمل مقایسه شدند.

دکتر تشنیزی در تشریح نتایج بیان کرد: نتایج نشان داد که وضعیت بیماران در هر دو گروه، چه از نظر شرایط پایه و چه روند بهبودی پس از عمل، بسیار مشابه بوده است. میزان نشت پاراولولاریک، بروز آریتمی‌ها، فیبریلاسیون دهلیزی، یا علائم دیگری مانند فشار خون بالای ریوی در دو نوع دریچه تفاوت قابل‌توجهی نداشت. همچنین هیچ موردی از نشت متوسط یا شدید گزارش نشد که این امر نشان‌دهنده عملکرد مناسب هر دو پروتز است.

وی در خصوص شاخص‌های همودینامیکی گفت: در بررسی شاخص‌های همودینامیکی، گرادیان دریچه‌ای تنها متغیری بود که تفاوت نسبی بین دو گروه نشان داد. این تفاوت در تحلیل اولیه معنادار به نظر می‌رسید، اما پس از کنترل عوامل زمینه‌ای بیماران، اهمیت آماری آن کاهش یافته و به سطح مرزی رسید. این یافته نشان می‌دهد که شرایط فردی بیماران بیش از نوع دریچه در میزان گرادیان نقش دارد.

مجری این طرح همچنین گفت: بر اساس یافته‌های این مطالعه، هر دو دریچه CardiaMed و St. Jude عملکرد بالینی و همودینامیکی قابل‌قبولی دارند، این بدان معناست که جراح می‌تواند با در نظر گرفتن وضعیت بیمار، تجربه تیم درمان و شرایط دسترسی، هر یک از این دو گزینه را انتخاب کند.

وی در پایان توصیه کرد: برای ارزیابی دقیق‌تر نتایج میانی و بلندمدت این دو دریچه، مطالعات آینده باید با نمونه‌های بزرگ‌تر و پیگیری طولانی‌مدت‌تری انجام شود. طرح مذکور با کد تحقیقاتی4040076 به ثبت رسیده است.

لینک گوگل اسکالر مجری: حتما در خبر درج شود

https://scholar.google.com/citations?user=ZN5BhMoAAAAJ&hl=en

.............................................................................................................................................................................

استاد پیشکسوت گروه میکروب‌شناسی و ویروس‌شناسی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، در تشریح اهمیت و جایگاه علوم آزمایشگاهی در عرصه پزشکی نوین، گفت: علوم آزمایشگاهی، مجموعه‌ای جامع از دانش‌هاست که با بررسی بافت‌ها، سلول‌ها، مایعات و حتی گازهای بدن انسان و حیوان، نقش حیاتی در تشخیص سلامتی و بیماری ایفا می‌کند.

دکتر عبدالمجید فتی، در گفتگو با وب دا، با اشاره به ریشه‌های تاریخی این علم، افزود: حکیمان بزرگی چون ابن سینا و رازی نیز در گذشته از روش‌های آزمایشی ابتدایی برای تشخیص بیماری‌ها بهره می‌جستند.

این استاد پیشکسوت ، رشته علوم آزمایشگاهی را اقیانوسی از دانش معرفی کرد که شامل؛ زیرشاخه‌هایی چون آسیب‌شناسی، انگل‌شناسی، ایمنی‌شناسی، باکتری‌شناسی، بیوشیمی، خون‌شناسی، سلول‌شناسی، سم‌شناسی، قارچ‌شناسی، ویروس‌شناسی و هورمون‌شناسی می‌شود و توضیح داد که این آزمایش‌ها تمامی اجزای بدن، از موی سر تا ناخن پا، و همچنین ترشحات و مواد دفعی را در بر می‌گیرند.

دکتر فتی همچنین گفت: این آزمایش‌ها با استفاده از دستگاه‌های پیشرفته و دقیقی انجام می‌شوند که نیازمند سرمایه‌گذاری هنگفت برای تهیه و نگهداری هستند.

وی بر اهمیت تشخیص سلامتی نیز تأکید کرد و گفت: حتی افرادی که ظاهراً سالم هستند، به‌ویژه در سنین میانسالی و کهنسالی، باید سالانه یا دوبار در سال با مراجعه به پزشک و انجام آزمایش‌های تشخیصی، از وضعیت سلامتی خود و بیماری‌های پنهان احتمالی آگاه شوند.

ظرفیت‌های علوم آزمایشگاهی در مشهد

دکتر فتی در خصوص وضعیت علوم آزمایشگاهی در دانشگاه علوم پزشکی مشهد اظهار داشت: خوشبختانه، مشهد دارای آزمایشگاه‌های تخصصی متعددی است که قادر به انجام صدها نوع آزمایش تشخیصی هستند. حتی در موارد نادر که نیاز به تجهیزات فوق تخصصی باشد، از طریق همکاری‌های داخلی و بین‌المللی این نیاز برطرف می‌شود.

وی همچنین به ظرفیت‌های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی مشهد اشاره کرد و افزود: اساتید ما در دانشکده‌های پزشکی، پیراپزشکی و بیمارستان‌های دانشگاهی، علاوه بر آموزش دانشجویان داخلی، قادر به تربیت دانشجویان رشته‌های مختلف علوم آزمایشگاهی از کشورهای خارجی و غیرفارسی‌زبان نیز هستند.

استاد پیشکسوت گروه میکروب‌شناسی و ویروس‌شناسی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، در پایان، ضمن تبریک روز علوم آزمایشگاهی به تمامی همکاران خود در سراسر ایران، برای آنان آرزوی سلامتی، موفقیت روزافزون و برای کشور عزیزمان ایران، سربلندی نمود.

..................................................................................................................................

سرفه در بارداری غالباً بی‌خطر است؛ اما در صورت علائم هشدار نیاز به مراجعه فوری دارد

مدیر گروه و فوق تخصص آلرژی و ایمونولوژی بالینی در دانشگاه علوم پزشکی مشهد گفت: سرفه در خانم‌های باردار می‌تواند به علت تغییرات هورمونی و فیزیولوژیکی ایجاد شود و در بیشتر موارد بی‌عارضه و کم‌اهمیت است؛ بنابراین انتظار می‌رود مادران باردار با مشاهده سرفه‌های کوتاه‌مدت (زیر دو هفته) و بدون تب، نگرانی بی‌مورد نداشته باشند.

دکتر فرحزاد جباری در گفتگو با وب دا، با اشاره به اینکه سرفه‌های کوتاه‌مدت اغلب به دلیل تحریکات حلقی رخ می‌دهد، اظهار کرد: علت این موضوع می‌تواند تغییرات ایجادشده در بدن مادر در اثر هورمون‌ها باشد. همچنین در سه‌ماهه دوم و سوم بارداری، با رشد جنین و افزایش حجم رحم، فشار بیشتری روی معده ایجاد می‌شود و همین امر می‌تواند سبب بازگشت اسید معده شود؛ نتیجه آن ایجاد سرفه‌های شبانه هنگام دراز کشیدن است.

وی افزود: در این شرایط، سرفه‌ها معمولاً مشکل‌دار نیستند و حتی ممکن است ناشی از ریفلاکس اسید باشند، ضمن اینکه ممکن است سرفه به دلیل عود بیماری زمینه‌ای مانند آسم باشد که در دوران بارداری احتمال تشدید آن وجود دارد و در این صورت لازم است مادران داروهای خود را قطع نکنند و تحت نظر پزشک معالج مصرف دارو را ادامه دهند؛ زیرا داروها با هدف کمک به سلامت مادر و جنین و رسیدن اکسیژن کافی به جنین تجویز می‌شوند و قطع خودسرانه می‌تواند خطرساز باشد.

نقش آلرژی و عفونت‌های ویروسی

این استاد دانشگاه علوم پزشکی مشهد درباره احتمال ایجاد سرفه از مسیر آلرژی گفت: اگر فرد پیش‌تر زمینه آلرژی داشته باشد، به‌ویژه با تشدید علائم در فصل‌های بهار و تابستان، ممکن است گرفتگی بینی، تحریک، ترشحات حلقی و در نهایت تنفس دهانی رخ دهد که منجر به بروز سرفه می‌شود.

دکتر جباری ادامه داد: سرفه در بارداری می‌تواند ناشی از عفونت‌های ویروسی شایع باشد و گاهی با بی‌حالی و تب خیلی مختصر همراه است. وی تأکید کرد که در چنین مواردی لزومی به شروع خودسرانه آنتی‌بیوتیک‌ها نیست؛ چون معمولاً علت، نیاز به درمان‌های متفاوت و جدی‌تری ندارد و آنتی‌بیوتیک بی‌رویه توصیه نمی‌شود.

علائمی که نیازمند بررسی فوری است

دکتر جباری در عین حال،  درباره علائم هشدار تأکید کرد: اگر سرفه بیش از دو هفته طول کشید و همراه با تب شدید باشد، یا علائم به‌صورت قابل توجه تشدید شوند، باید به پزشک مراجعه شود. همچنین خلط خونی و/یا درد قفسه سینه می‌تواند از نشانه‌های مهم باشد و در موارد حاد و ناگهانی، موضوعاتی مانند آمبولی ریه را مطرح می‌کند که نیازمند اقدام فوری و مراجعه سریع به اورژانس است.

وی خاطرنشان کرد: به طور کلی سرفه در دوران بارداری در بسیاری از موارد علت‌های هورمونی، ریفلاکس یا آلرژیک دارد و کوتاه‌مدت است؛ اما هر زمان که سرفه طولانی شد یا با تب شدید، تنگی نفس، درد قفسه سینه یا خلط خونی همراه گشت، مراجعه فوری به پزشک ضروری است.

..............................................................................................................

عضو هیأت علمی ( استادیار) دانشگاه علوم پزشکی مشهد با تأکید بر اهمیت تشخیص به‌موقع ضایعات پوستی در دوران بارداری گفت: بروز هرگونه ضایعه پوستی یا خارش در بدن مادران باردار نیازمند بررسی تخصصی است و بر خود درمانی در این شرایط هم تاکید می شود.

دکتر محمدعلی کراچیان در حاشیه سمینار علمی یک‌روزه «مروری بر اورژانس‌ها و اختلالات آلرژیک در دوران بارداری» در گفتگو با وب دا اظهار کرد: در مواجهه با ضایعات پوستی در دوران بارداری، نخستین نکته برای تشخیص، تعیین ترتیب بروز علائم است؛ اینکه آیا ابتدا ضایعه پوستی ایجاد شده و سپس خارش بروز کرده یا ابتدا خارش وجود داشته و پس از آن ضایعه پوستی ظاهر شده است.

وی افزود: اگر ابتدا ضایعه پوستی ایجاد شود و سپس خارش به آن اضافه شود، به احتمال زیاد با یک اختلال پوستی مواجه هستیم و بیمار باید حتماً به متخصص پوست مراجعه کند. اما اگر ابتدا خارش ایجاد شده و در پی آن، ضایعه پوستی در اثر خاراندن یا به‌دنبال خارش ظاهر شود، ممکن است علل داخلی در بروز آن نقش داشته باشند که در این صورت نیز نیاز به بررسی پزشکی وجود دارد.

این متخصص پوست با اشاره به اهمیت ویژه ضایعات تاولی در دوران بارداری تصریح کرد: در صورت بروز ضایعه تاولی، مراجعه فوری به متخصص پوست برای نمونه‌برداری و بررسی‌های تکمیلی ضروری است، زیرا این نوع ضایعات می‌تواند با احتمال درگیری پوست نوزاد همراه باشد.

 به گفته دکتر کراچیان، هرچند این وضعیت معمولاً کشندگی برای مادر یا نوزاد ندارد، اما نگرانی‌هایی برای خانواده ایجاد می‌کند که نیازمند ارزیابی تخصصی است. همچنین بسیاری از ضایعات پوستی که در دوران بارداری بروز می‌کنند، احتمال عود در بارداری‌های بعدی را دارند؛ از این رو اهمیت تشخیص و ثبت دقیق آن‌ها در مقایسه با افراد غیر باردار دوچندان است.

وی خاطرنشان کرد: برخی از این اختلالات ممکن است با احتمال درگیری جنین همراه باشند، هرچند در اغلب موارد وضعیت اورژانسی محسوب نمی‌شوند، اما بررسی در اسرع وقت توصیه می‌شود.

وی همچنین درباره مصرف دارو در دوران بارداری هشدار داد و گفت: با توجه به شرایط خاص بارداری، همه داروهای رایج پوستی لزوماً برای مادران باردار ایمن نیستند. بنابراین زنان باردار در صورت بروز ضایعه پوستی باید از خوددرمانی پرهیز کرده و پیش از مصرف هرگونه دارو با پزشک مشورت کنند.

عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد در پایان تأکید کرد: مراجعه به‌موقع به متخصص پوست، مهم‌ترین اقدام در مواجهه با ضایعات پوستی دوران بارداری است و می‌تواند از بروز عوارض احتمالی برای مادر و جنین پیشگیری کند.

.......................................................................................................................................

عضو هیأت علمی ( استادیار) دانشگاه علوم پزشکی مشهد با بیان اینکه در حاملگی اولویت اصلی پرهیز از مصرف هر دارو است، افزود: گاهی شدت بیماری یا عوارض آن برای مادر و جنین به حدی می‌رسد که پزشک ناگزیر به تجویز دارو می‌شود و در این شرایط باید داروی انتخاب‌شده کم‌عارضه برای مادر و جنین و صرفاً با نظر پزشک استفاده شود.

دکتر سمانه کوزه‌گران در حاشیه سمینار علمی یک‌روزه " مروری بر اورژانس‌ها و اختلالات آلرژیک در دوران بارداری" در گفتگو با وب دا، اظهار کرد: در بحث مصرف دارو در بارداری، ترجیح این است که تا حد امکان هیچ دارویی استفاده نشود؛ به‌خصوص در سه‌ماهه اول. با این حال، اگر عوارض بیماری و شدت آن بتواند بر وضعیت مادر و جنین اثر بگذارد، ممکن است پزشک تصمیم بگیرد دارو تجویز شود و در این حالت باید داروی موردنظر بر اساس کمترین عارضه برای مادر و جنین انتخاب شود و از مصرف خودسرانه داروها جدا پرهیز گردد.

این پزشک متخصص تاکید کرد: توصیه‌های غیرپزشکی مانند نظر اطرافیان مبنی بر اینکه " در بارداری دارو مصرف نکن" ، نباید مبنای تصمیم قرار گیرد و اگر پزشک متخصص زنان یا فوق‌تخصص دارویی را با هدف حفظ سلامت مادر و جنین تجویز کرده است، لازم است آن دارو طبق نظر پزشک مصرف شود.

وی با اشاره به داروهای مطرح برای آلرژی بینی در دوران بارداری، اظهار کرد: از جمله داروهای مهم و نسبتاً امن برای آلرژی بینی، لوراتادین و سیتریزین هستند. همچنین در صورت نیاز به آنتی‌هیستامین تزریقی، در چارچوب تجویز پزشک می‌توان از کلرفنیرامین استفاده کرد. در مورد کورتون‌های خوراکی نیز تأکید شد که جز با دستور پزشک نباید مصرف شوند.

دکتر کوزه‌گران تصریح کرد: در صورت حمله آسمی، درمان می‌تواند نقش نجات‌بخش برای جان مادر و جنین داشته باشد و مصرف دارو طبق نظر پزشک ضروری است. همچنین اسپری‌های استنشاقی در بارداری «منعی ندارند» و استفاده از آن‌ها با هدف جلوگیری از کمبود اکسیژن جنین توصیه می‌شود.

این عضو هیأت علمی درباره آنتی‌بیوتیک‌ها هم گفت: آنتی‌بیوتیک‌ها تنها در صورت تجویز پزشک مصرف می‌شوند و برخی از آن‌ها مانند پنی‌سیلین و ماکرولیت‌ها در بارداری" از جمله اریترومایسین و آزیترومایسین" در گروه داروهای امن‌تر قرار می‌گیرند، به شرط آنکه با تجویز و دلیل پزشکی مصرف شوند.

وی در ادامه با اشاره به منطق تصمیم‌گیری درمانی در بارداری اظهار کرد: آنچه در عمل باید انجام شود، سنجش هم‌زمان ریسک‌های ناشی از بیماری و همچنین احتمال عوارض درمان برای مادر و سلامت جنین است. در این چارچوب، تصمیم‌گیری بالینی بر اساس شرایط بیمار انجام می‌شود و برخی وضعیت‌ها می‌توانند تهدیدکننده حیات باشند؛ برای نمونه حملات آسمی که کیفیت زندگی مادر و جنین را تحت‌تأثیر قرار می‌دهند و در خواب و غذا خوردن اختلال ایجاد می‌کنند.

دکتر کوزه‌گران تاکید کرد: اگرچه ممکن است مادر درباره «خطر برای جنین» نگران باشد، اما نکته مهم این است که آسم باید کنترل شود. چون آسم کنترل‌نشده می‌تواند برای مادر خطرناک شود و پیامدهایی به دنبال داشته باشد، بنابراین تصمیم‌گیری درباره بارداری نیز باید با در نظر گرفتن کنترل بیماری انجام شود.

 این متخصص به توصیه‌های پیشگیرانه در بیماری‌های آلرژیک اشاره کرد و گفت: در بیماری‌های آلرژی، نخستین توصیه این است که فرد از عوامل محرک دوری کند؛ از جمله اگر حیوان خانگی باعث آلرژی می‌شود، تماس با آن قطع شود و در صورت وجود تماس با سیگار نیز این عامل باید حذف شود.

...................................................................................................................................................................

وب دا: دکتر فاطمه محمدپور، پزشک متخصص اطفال و برنده جایزه ملی جوان برتر سال ۱۴۰۴ که خود دارای چهار فرزند می باشد، به مناسبت هفته جمعیت، در فرازهایی از سخنان خود به تبیین اهمیت فرزندآوری و پیامدهای مثبت آن در فضای خانواده و جامعه پرداخته است.

مزایای اجتماعی و روان‌شناختی برای کودکان
این پزشک جوان معتقد است که حضور در خانواده‌های پرجمعیت، بستری زیربنایی برای رشد مهارت‌های اجتماعی کودکان فراهم می‌کند.

از نگاه دکتر محمدپور، کودکانی که در خانواده‌های پرجمعیت پرورش می‌یابند، مهارت‌های حیاتی نظیر همدلی، تعاون، کار تیمی و مسئولیت‌پذیری را به‌صورت تجربی و خودجوش کسب می‌کنند.

وی خاطرنشان می کند که وجود یک شبکه حمایتی عاطفی و اجتماعی در میان خواهر و برادرها، موجب ارتقای اعتمادبه‌نفس و عزت‌نفس کودکان می‌شود؛ چرا که فرزند در محیطی امن احساس می‌کند که در مواجهه با چالش‌ها، از حمایت و پشتیبانی اعضای خانواده برخوردار است.

تقویت مهارت‌های فردی و توانمندی‌های شخصیتی
دکتر محمدپور تأکید دارد که افراد پرورش‌یافته در خانواده‌های پرجمعیت، در مقایسه با سایر گروه‌ها، در مهارت‌هایی چون حل مسئله، قدرت ابراز وجود (توانایی نه گفتن)، سازش و مطالبه‌گری رشد یافته‌تر هستند. " بسیاری از والدین تلاش می‌کنند نیازهای مادی و آموزشی فرزند خود را تأمین کنند، اما گاهی از نیازهای عاطفی و اجتماعی بنیادین او، از جمله نیاز به داشتن همبازی و برادر یا خواهر، غافل می‌مانند."

 
تأثیر فرزندآوری بر پویایی و امید به زندگی والدین
در بخش دیگری از سخنان دکتر محمدپور، به تأثیر مثبت فرزندآوری بر سلامت روان و انگیزه والدین اشاره میشود و ایشان بیان می کنند که مراحل مختلف رشد کودک، از نخستین گام‌ها تا ورود به مدرسه، محرک‌هایی برای پویایی، تکاپو و افزایش امید به زندگی در والدین است. همچنین والدینی که در سنین بلوغ فکری و ثبات شغلی (به‌ویژه تا حدود ۴۵ سالگی) اقدام به تولد فرزندان بیشتر می‌کنند، به‌دلیل برخورداری از پختگی عاطفی و اجتماعی، تجربه والدگری مطلوب‌تر و باکیفیت‌تری را پشت سر می‌گذارند.

تاثیر " نگاه ما به زندگی و سبک زیستن " در فرزندآوری
این پزشک متخصص اطفال و برنده جایزه ملی جوان برتر سال ۱۴۰۴ فرزندآوری، معتقد است که تولد فرزندان به عنوان یکی از مهم‌ترین رخدادهای زندگی هر انسان به دو عامل اساسی وابسته است: نخست، نوع نگاه ما به زندگی و دوم، سبک زندگی ما.

دکتر محمدپور، توضیح می دهد که نخستین مسئله، نگاه ما به فرزند و به‌طور کلی نگاه ما به زندگی است؛ اینکه چه برداشتی از حیات دنیوی داریم، این زندگی را دارای چه حاصل، فرجام و پیامدی می‌دانیم و اساساً چه نسبتی میان زندگی، مسئولیت و آینده برقرار می‌کنیم.

مسئله دوم نیز سبک زندگی است، البته سبک زندگی الزاماً محدود به این نیست که تنها با یک تعریف خاص و محدود از سبک زندگی اسلامی بتوان درباره تعداد فرزندان تصمیم گرفت. اگر کسی سبک زندگی درستی را انتخاب کند، بی‌تردید از مدار سبک زندگی اسلامی خارج نخواهد بود؛ چرا که هر آنچه درست، متعادل و در جایگاه مناسب خود قرار داشته باشد، می‌تواند در چارچوب سبک زندگی اسلامی تعریف شود، مشروط بر آنکه قواعد و اصول بنیادین آن رعایت شود.

هیچ اتفاق مهم و اثرگذاری در عالم، عاری از دشواری ها نیست!

دکتر محمدپور متذکر میشود که برخی معتقدند فرزندآوری، بچه‌دار شدن و تربیت فرزند امری دشوار است و البته این گزاره، در اصل سخن نادرستی نیست؛ چرا که به‌طور طبیعی هیچ اتفاق مهم، مبارک و اثرگذاری در عالم وجود ندارد که با دشواری همراه نباشد و اساساً رویدادهای آسان، دم‌دستی و کم‌اهمیت، معمولاً رشددهنده نیستند.

اما آنچه فرزندآوری به عنوان آورده ای ارزشمند، برای شخص دکتر محمدپور به همراه داشته، نوعی دگرگونی عمیق انسانی است؛ به این معنا که فردی مجرد، تنها و مستقل، که عوامل بیرونی تأثیر چندانی بر تصمیماتش نداشت و الزاماً صبر، پذیرش و سازگاری لازم نسبت به تغییرات محیطی را نیز در خود پرورش نداده بود، به انسانی تبدیل می‌شود که ناگزیر است در تمام تصمیمات زندگی، عوامل و ملاحظات متعددی را بسنجد.

این بانوی پزشک معتقد است که " انسان در مسیر فرزندداری می‌آموزد که خود را در پازل یک خانواده تعریف کند و جایگاه خود را در نسبت با دیگران بشناسد. همچنین یاد می‌گیرد توانمندی‌های سایر اعضای خانواده را ارزیابی کند، متناسب با آن‌ها انتظار داشته باشد، توان خود را در هماهنگی با شرایط افزایش یا کاهش دهد و حضورش را در بخش‌های مختلف زندگی، بسته به آنچه سایر اعضای این تیم خانوادگی دارند یا ندارند، پررنگ یا کمرنگ کند. از این منظر، فرزندآوری صرفاً افزودن عضوی جدید به خانواده نیست، بلکه فرایندی رشددهنده و سازنده برای شخصیت انسان نیز به شمار می‌آید".

منتخب جایزه ملی جوان برتر سال ۱۴۰۴ فرزندآوری، تاکید می کند: " اگر دختران و پسران جوان ما از دستاوردهای ارزشمند و گران‌بهای فرزندآوری آگاه باشند، هرگز به‌سادگی اجازه نمی‌دهند سال‌های جوانی‌شان سپری شود، بی‌آنکه این تجربه ناب، شیرین، عمیق و رشدآفرین را از سر بگذرانند. فرزندآوری تنها یک انتخاب فردی یا خانوادگی نیست، بلکه تجربه‌ای است که می‌تواند ابعاد مختلف وجود انسان را شکوفا کند".

دکتر محمدپور ادامه می دهد: " در یکی از پژوهش‌هایی که سال‌ها پیش در جامعه ایرانی انجام شد، این بود که از زنان و مردان پرسیده بودند آیا مایل‌اند چند فرزند داشته باشند و پاسخ بسیاری از آنان این بود که اگر صرفاً بر اساس علاقه و تمایل شخصی باشد، دوست دارند سه فرزند داشته باشند؛ جالب آنکه این پاسخ مربوط به دوره‌ای بود که فضای عمومی جامعه نسبت به فرزندآوری گشوده و مساعدتر از امروز هم نبود و حتی نوعی گارد و مقاومت ذهنی نسبت به آن وجود داشت. با این حال، عدد سه همچنان به‌عنوان الگوی مطلوب در ذهن بسیاری از خانواده‌ها، زنان و مردان ایرانی وجود داشت" ، مسئله اصلی این بود که می‌گفتند: دوست داریم سه فرزند داشته باشیم، اما نمی‌توانیم! و یکی از عوامل مؤثر در این " نتوانستن "، ناآگاهی و نداشتن الگوی عملی است. به بیان دیگر، بسیاری از افراد نمی‌دانند چگونه می‌توان سه فرزند را مدیریت کرد و زندگی را در چنین شرایطی سامان داد و لذا اگر الگوهای موفق و قابل لمس را مشاهده کنند، چه‌بسا بتوانند این انتخاب را با اطمینان بیشتری انجام دهند.

یکی از اقداماتی که امروز در این زمینه انجام می‌شود، ارائه همین الگوهای عملی به خانواده‌هاست؛ اینکه به آن‌ها نشان داده شود چگونه می‌توان با چند فرزند به سفر رفت، چگونه می‌توان در کنار داشتن چند فرزند به تحصیل ادامه داد، چگونه می‌توان چند فرزندی را که هر یک برنامه درسی، کلاس یا فعالیت مجازی دارند مدیریت کرد و چگونه می‌توان با وجود چند فرزند، مهمانی رفت و...

برنده جایزه ملی جوان برتر سال ۱۴۰۴ فرزندآوری، در همین ارتباط خاطرنشان می کند: بسیاری از اموری که در ذهن افراد به‌صورت یک مانع بزرگ و گاه حل‌نشدنی در برابر فرزندآوری تصویر می‌شود، بیش از آنکه واقعیتی عینی باشد، یک مانع ذهنی و ساخته ‌و پرداخته ذهن است. افراد گاه ناخواسته برای خود موانع، هراس‌ها و دشواری‌هایی می‌سازند که همین ترس‌ها و بزرگ‌نمایی‌ها، زمینه فرزندآوری را با مانع مواجه می‌کند و اجازه نمی‌دهد این امر به‌صورت طبیعی و مطلوب در زندگی آنان تحقق پیدا کند.

 

............................................................................................................................................

دکتر عباس محمدی‌پور، دانشیار گروه تشریح و بیولوژی سلولی در دانشگاه علوم پزشکی مشهد، مسئولیت‌پذیری را یکی از شاخص‌های اساتید تاثیرگذار برشمرد و افزود: ارتباط دوستانه و موثر با دانشجویان، به ویژه در رشته های دشوار، می‌تواند نقش مهمی در انتقال مطالب داشته باشد.

دکتر محمدپور که در سال ۱۳۵۹ در تبریز متولد شده است و پس از گذراندن دوره کارشناسی در رشته رادیولوژی در دانشگاه علوم پزشکی تبریز، به خاطر عشق به رشته آناتومی، مسیر تحصیلات خود را تغییر داده، دوره ارشد را در کرمان و دکتری را در دانشگاه علوم پزشکی مشهد گذرانده و از سال ۱۳۹۳ به عنوان عضو هیئت علمی این دانشگاه فعالیت می‌کند.

عضو هیات علمی گروه تشریح و بیولوژی سلولی در دانشگاه علوم پزشکی مشهد، بر اهمیت مقام استاد و نقش آن در ساختن دانش‌آموختگان تاثیرگذار تأکید نموده و معتقد است کارهای مرتبط باید بر اساس اصول و مسئولیت‌پذیری باشد تا اثرگذارتر گردد.

وی بر لزوم حفظ انگیزه و اخلاق حرفه‌ای در میان دانشجویان تأکید کرد و افزود: دانشجویان باید با انگیزه و مسئولیت‌پذیر، مطالب پایه‌ای را بیاموزند و در کنار آن، اخلاق مداری و مسئولیت‌پذیری را رعایت کنند.

در ادامه، دکتر محمدی‌پور ضمن اشاره به اهمیت اراده و تلاش فردی، نقطه عطف زندگی حرفه‌ای خود را آشنایی با اساتید برجسته‌ای دانست که با تقویت اعتماد به نفس، مسیر علمی‌اش را هموار نموده و الگوی اخلاق و دانش برای وی بوده اند.

این استاد با سابقه دانشگاه مشهد معتقد است، جایگاه استادی در هر رشته‌ای، به ویژه پزشکی، نقش کلیدی در شکل‌گیری آینده و اثرگذاری مثبت بر نسل جدید دارد و مسئولیت‌پذیری و اخلاق، مهم‌ترین شاخص‌های مقام استاد است.

..............................................................................................................................................

..............................................................................................................

مدیر گروه بخش جراحی مغز و اعصاب دانشگاه علوم پزشکی مشهد، ضمن تشریح فعالیت‌های این گروه در ایام جنگ تحمیلی و همچنین تعطیلات نوروز گفت: این گروه، تنها مرکز ریفرال بیماری‌های مغز و اعصاب در شرق کشور است و خدمات تخصصی و فوق‌تخصصی متنوعی به بیماران ارائه می‌دهد.

دکتر مرتضی سعیدی، در گفتگو با وب دا، اظهار کرد: در شرایط عادی عموماً تعداد زیادی از بیماران از شهرها و استان‌های مجاور برای انجام درمان‌های تخصصی و فوق‌تخصصی به این مرکز مراجعه دارند و با توجه به نیاز منطقه، در دوره‌های حساس نیز خدمات به شکل منظم ادامه یافته است.

وی با اشاره به لزوم تداوم خدمت‌رسانی در شرایط مختلف گفت: در طول مدتی که جنگ تحمیلی رخ داد، تلاش کردیم در همه روزها و حتی ۱۵ روز تعطیلات ابتدای سال که معمولاً وقفه ایجاد می‌شود، اساتید و تیم‌های تخصصی حضور منظم داشته باشند و در صورت نیاز ویزیت روزانه توسط اساتید بخش انجام می‌شد و همچنین سرویس‌های نوار مغز، نوار عصب و عضله به صورت فعال در تعطیلات نیز ادامه داشت تا امکان ارائه خدمت به بیماران، حتی در روزهای غیرکاری فراهم باشد.

دکتر سعیدی تاکید کرد: در عین حال سعی کردیم برای مدیریت بهتر بیمارستان، بیماران با ریسک کمتر زودتر ترخیص شوند تا فضای پذیرش بیماران جدید مهیا باشد.

مدیر گروه جراحی مغز و اعصاب دانشگاه علوم پزشکی مشهد همچنین گفت: علاوه بر بخش بستری، درمانگاه سرپایی این مجموعه نیز در روزهای عید و دیگر تعطیلات، فعال بوده و بیماران به صورت مداوم خدمات دریافت می‌کردند. سعیدی همچنین گفت: در این بازه زمانی، برخی بیماران به دلیل شرایط جنگی و از شهرهای مرکزیِ غرب کشور مانند تهران مراجعه کرده و خدمات لازم به آنان ارائه شده است.

دکتر سعیدی درباره وضعیت آموزش نیز توضیح داد: شرایط آموزشی گروه همانند روال گذشته فعال ادامه داشت؛ با این حال برخی کلاس‌ها به دلیل عدم حضور استاجران، به صورت مجازی برگزار شد.

وی همچنین تاکید کرد : آموزش رزیدنت‌ها و کارورزها به صورت حضوری در داخل بیمارستان و در بخش‌ها انجام می‌شد و جلسات گزارش صبحگاهی نیز به شکل منظم پیگیری می‌شد تا از وقفه آموزشی جلوگیری شود.

نیازهای تجهیزاتی و دستگاهی برای ارتقای خدمات فوق‌تخصصی

دکتر سعیدی در بخش دیگری از سخنان خود به کمبودهای تجهیزاتی اشاره کرد و گفت: در زمینه دستگاه‌های نوار عصب و عضله، دو یا سه دستگاه موجود مدت زمان زیادی است که مورد استفاده قرار می‌گیرند و نیاز به یک یا دو دستگاه جدید احساس می‌شود.

وی افزود: در حوزه فعالیت‌های فوق‌تخصصی مرتبط با اعصاب بینایی، در صورت امکان به دستگاه OCT نیاز است و در بخش نوروساینس بیمارستان امام رضا(ع) نیز به دستگاه مانیتورینگ نوار مغزی برای انجام خدمات تخصصی‌تر نیاز وجود دارد.

انجام ترومبکتومی در سکته‌های مغزی و ضرورت تأمین اقلام مصرفی

مدیر گروه جراحی مغز و اعصاب دانشگاه علوم پزشکی مشهد درباره یکی از خدمات کلیدی این مرکز توضیح داد: در بخش سکته‌های مغزی، تنها مرکز در شرق کشور هستیم که ترومبکتومی انجام می‌دهیم؛ یعنی برداشتن لخته‌هایی که داخل عروق مغزی هستند و باعث سکته مغزی می‌شوند.

وی با اشاره به اهمیت زمان درمان گفت: اگر بیمار در ساعات اولیه مراجعه کند، امکان بهبود سریع‌تر وجود دارد و از بروز عوارضی مانند فلج یک طرف بدن و نیز درمان طولانی‌مدت و هزینه‌های سنگین جلوگیری می‌شود؛ همچنین بیمار زودتر به چرخه فعال زندگی بازمی‌گردد.

دکتر سعیدی تاکید کرد : این عمل‌ها و نیز اقدامات مرتبط با ترومبولیسم نیازمند مواد مصرفی و لوازم جانبی است که همکاران هنگام ورود به عروق مغزی و خارج‌کردن لخته‌ها از آن‌ها استفاده می‌کنند، اما متأسفانه با کمبود شدید این اقلام مواجه هستند و اگر اکسسوری‌ها، لوازم جانبی و کتترها به میزان کافی تأمین شود، توان ارائه خدمت به بیماران به شکل قابل توجهی افزایش خواهد یافت.

مدیر گروه جراحی مغز و اعصاب با اشاره به روند جدید گفت: در گذشته سکته مغزی بیشتر در سنین بالاتر رخ می‌داد، اما اکنون تا حدودی به حدود ۳۵ سال و حتی کمتر نیز رسیده است.

 وی ابراز امیدواری کرد: با رفع کمبود تجهیزات و اقلام مصرفی، کیفیت خدمات‌رسانی در این حوزه ارتقا یابد.

.....................................................................................................................................

گفتگو با دکتر مشرقی مقدم عضو هیأت علمی دانشگاه و دکتر بهادریان ؛

 روایت مسیر موفقیتی که با تلاش و همراهی متقابل یک زوج شکل گرفت

وب دا: در این گفتگو میزبان دو چهره جوان و فعال دانشگاه علوم پزشکی مشهد هستیم؛ دکتر شروین مشرقی‌مقدم، استادیار رادیوانکولوژی و دکتر شهرزاد بهادریان، رزیدنت سال سوم آسیب‌شناسی. زوجی که تجربه‌های متفاوت اما مکمل یکدیگر را در حوزه آموزش، درمان و پژوهش با ما در میان گذاشتند.

هم قدم در مسیر تحصیل و زندگی مشترک

دکتر مشرقی‌مقدم متولد ۱۳۷۲ در شهر تهران است و دوران تحصیل مدرسه را در بیرجند گذرانده است. او در سال ۱۳۹۰ وارد رشته پزشکی عمومی دانشگاه علوم پزشکی مشهد شد و از اردیبهشت ۱۴۰۴ فعالیت خود را به‌عنوان استادیار تمام‌وقت رشته رادیوانکولوژی در بیمارستان امید آغاز کرده است. در کنار او، دکتر بهادریان نیز از مسیر تحصیلی خود می‌گوید؛ متولد ۱۳۷۵ در نیشابور، دانش‌آموخته دانشگاه علوم پزشکی مشهد و اکنون رزیدنت سال سوم آسیب‌شناسی در همین دانشگاه است.

راهکارهایی برای بهبود فضای کاری دانشگاه

در پاسخ به پرسشی درباره ارتقای فضای آموزشی و درمانی، دکتر مشرقی‌مقدم بر به‌روزرسانی تجهیزات تشخیصی و درمانی تأکید می‌کند و به گفته او، استفاده از فناوری‌های جدید نه تنها کیفیت یادگیری دستیاران را افزایش می‌دهد، بلکه ارائه خدمات درمانی به بیماران را نیز به‌طور قابل توجهی بهبود می‌بخشد.

دکتر بهادریان نیز از ضرورت تقویت ارتباط میان رشته‌های بالینی و پاراکلینیکال سخن می‌گوید: بازخورد پزشکان درمانگر در آموزش رزیدنت‌های آسیب‌شناسی نقش مهمی دارد. از سوی دیگر، نتایج پژوهش‌های بسیاری وابسته به پاسخ‌های پاتولوژیک هستند و همکاری نزدیک این دو حوزه می‌تواند نتایج درمان را بهبود دهد.

اهمیت پیوستگی آموزش، درمان و پژوهش

در پاسخ به پرسش درباره جایگاه سه حوزه اصلی دانشگاه، دکتر مشرقی‌مقدم تأکید می‌کند که این سه بخش به‌صورت درهم‌تنیده معنا پیدا می‌کنند.

او معتقد است که اگرچه جداسازی آنها امکان‌پذیر نیست، اما تخصیص نیروها به فعالیت‌های مشخص می‌تواند کیفیت هر حوزه را ارتقا دهد:   آموزش، درمان و پژوهش هر سه اهمیت ویژه خود را دارند و قابل اولویت‌بندی نیستند."

شاخصه‌های یک استاد موفق

از نگاه دکتر مشرقی‌مقدم، یک استاد موفق باید دو ویژگی اصلی داشته باشد:

۱. صبر و حوصله در تعامل با بیماران، دانشجویان و فعالیت‌های پژوهشی

۲. به‌روز بودن با آخرین دستاوردهای علمی دنیا ... او این ویژگی‌ها را حاصل تجربه و الگوبرداری از اساتید خود می‌داند.

چالش‌های پیش رو و راهبردهای عبور

در بخش دیگری از گفتگو، هر دو به سختی‌های مسیر پزشکی اشاره می‌کنند. دکتر مشرقی‌مقدم می‌گوید: حجم بالای کار در دوران دستیاری و مشکلات معیشتی از چالش‌های جدی دانشجویان تخصص است. امید به آینده و نگاه مثبت می‌تواند نیروی ادامه مسیر باشد. دکتر بهادریان نیز با اشاره به دشواری‌های مسیر پزشکی اضافه می‌کند: اعتماد به خود و پایبندی به هدف، عواملی هستند که از فرد در برابر سختی‌ها حمایت می‌کنند.

نقش خانواده در موفقیت

در پایان گفتگو، هر دو با قدردانی از خانواده‌هایشان یاد می‌کنند. دکتر مشرقی‌مقدم حمایت خانواده و همسرش را عامل مهمی در پیشرفت خود می‌داند. دکتر بهادریان نیز می‌گوید: خانواده و همسرم همیشه در مسیر تحصیلی و شغلی‌ام پشتوانه اصلی من بوده‌اند.

..........................................................................................................................

......................................................................................................

با وجود توقف فعالیت‌ها در ابتدای جنگ رمضان، دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد از پنجم اردیبهشت ماه، آموزش حضوری و بالینی را با حضور ۱۰۰ درصدی اساتید و دانشجویان از سر گرفته است.

دکتر معین تقوی، معاون آموزشی دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، در گفتگو با وب دا، ضمن اعلام این خبر گفت: با توجه به ماهیت بالینی غالب برنامه‌های آموزشی در دانشکده دندانپزشکی، اعم از آموزش تخصصی و عمومی، وقفه ناخواسته در فعالیت‌ها با آغاز جنگ رمضان اجتناب‌ناپذیر بود و متاسفانه با شروع جنگ رمضان، مجبور شدیم در همان روزهای ابتدایی، فعالیت‌ها را متوقف کنیم، البته در این ایام، علاوه بر ارائه خدمات به بیماران در قالب اورژانس دندانپزشکی که با حضور اساتید دایر بود، فعالیت‌ها در برخی بخش‌های بالینی مانند بخش پریودنتولوژی (پریو) و جراحی فک و صورت به صورت کشیک ادامه یافت و آموزش تخصصی نیز پابرجا بود و رزیدنت‌ها همچنان بیماران را ویزیت می‌کردند.

بازگشت به روال عادی آموزش ها از پنجم اردیبهشت ماه

دکتر تقوی با بیان اینکه در هفته اخیر و پس از اندکی تثبیت شرایط، روند آموزش حضوری و بالینی مجدداً از سر گرفته شده، اعلام کرد: بحمدالله از روز پنجم اردیبهشت ماه، رسماً فعالیت آموزشی بخش‌ها را به صورت عملی، حضوری و بالینی آغاز کردیم و در حال حاضر تمامی بخش‌های دانشکده دایر هستند و شاهد حضور صددرصدی اساتید و دانشجویان هستیم.

معاون آموزشی دانشکده در خصوص بخشنامه وزارت بهداشت مبنی بر امکان استفاده از مرخصی تحصیلی بدون احتساب سنوات برای دانشجویان شهرستانی یا متقاضی، توضیح داد: با توجه به بخشنامه ابلاغی از سوی وزارت بهداشت مبنی بر اعطای فرصت مرخصی تحصیلی بدون احتساب سنوات به دانشجویانی که شهرستانی هستند یا به هر دلیل تمایلی به حضور ندارند، در دانشکده ما استقبال چندانی از این امکان صورت نگرفته ، چرا که دانشجویان تمایل به حضور در کلاس‌ها دارند.

وی با تاکید بر روال معمول فعالیت‌ها، افزود: در حال حاضر، اعم از اساتید، دانشجویان و رزیدنت‌ها، همگی حاضر بوده و فعالیت‌های معمول برقرار است و دروس عملی به صورت حضوری برگزار می‌شود.

وضعیت دروس نظری و سامانه نوید

دکتر معین تقوی در مورد دروس تئوریک خاطرنشان کرد: تا پنجم اردیبهشت ماه، بالغ بر ۸۵ درصد دروس نظری ما به‌روز بوده‌اند؛ این دروس یا به صورت آنلاین برگزار شده‌اند یا به صورت آفلاین در سامانه نوید بارگذاری گردیده‌اند.

وی به آمار جمع‌آوری شده از نمایندگان دانشجویی اشاره کرد و گفت: محدودیت‌هایی در خصوص برخی کلاس‌ها وجود دارد که ارتباط مستقیمی با دانشکده دندانپزشکی ندارند؛ این کلاس‌ها عمدتاً در بخش علوم پایه قرار دارند یا درس‌هایی هستند که دانشجویان بالینی با دانشکده‌های دیگر دارند.

دکتر تقوی به طور مشخص به دروسی مانند گوش و حلق و بینی اشاره کرد که ارائه آن‌ها بر عهده اساتید بالینی دانشکده پزشکی است و گفت: این دروس جزو مواردی بوده‌اند که نه در سامانه بارگذاری شده‌اند و نه کلاس آنلاینی برای آن‌ها برگزار شده و انتظار می‌رفت با توجه به ازدحام دانشجویان پزشکی و حجم فعالیت همکاران در آن بخش، تمهیداتی اندیشیده شود.

معاون آموزشی دانشکده در مورد دروس علوم پایه، اعلام کرد: با وجود تمایل دانشجویان علوم پایه به حضور فیزیکی در این کلاس‌ها، بنا بر صلاحدید وزارتخانه دروس علوم پایه همچنان به صورت مجازی و مطابق روال سابق ارائه خواهد شد.

دکتر تقوی در پایان به وضعیت امکانات و تجهیزات اشاره کرد و اظهار داشت: از نظر امکانات در رشته دندانپزشکی مقداری محدودیت داریم، اما بحمدالله  با مساعدت ریاست محترم دانشگاه و معاونت پشتیبانی دانشگاه، جناب دکتر مسلم و همچنین پیگیری‌های استاد محترم دانشکده و آقای دکتر مقدس، ملزومات اولیه تهیه شده و در حال حاضر کمبود جدی احساس نمی‌شود.

...............................................................................................................................................................................

استاد تمام گروه زنان دانشگاه علوم پزشکی مشهد، ضمن تبریک روز استاد، با توصیفی عاطفی از میراث علمی خود گفت: شاید روزی من از کار باز ایستادم، اما تداوم فعالیت و مهارت دانشجویانم، همان تداوم روح و تلاش من در مسیر علم خواهد بود.

دکتر حسن‌زاده که تحصیلات پزشکی خود را در سال ۱۳۷۶ در دانشگاه علوم پزشکی مشهد به پایان رسانده و با کسب رتبه نخست در آزمون تخصصی زنان، مسیر علمی را از سال ۱۳۸۱ به عنوان استادیار آغاز نمود، در گفتگو با وب دا، ضمن اشاره به دریافت گرنت بین‌المللی از انجمن انکولوژی زنان دنیا در سال ۲۰۱۱ و گذراندن دوره‌های تکمیلی در آمریکا، بر پیشینه پژوهشی خود تأکید کرد و گفت: تا هم اکنون بیش از ۲۰۰ مقاله بین‌المللی، ۱۵۰ پروژه تحقیقاتی و ۸ جلد کتاب تالیف کرده ام و در حال حاضر به عنوان سردبیر یکی از مجلات برجسته جهانی در حوزه انکولوژی زنان نیز فعالیت دارم.
مدل آموزشی؛ ترکیب متدهای سنتی و ایجاد محیط امن
دکتر حسن‌زاده در پاسخ به چالش‌های آموزشی، بر ضرورت حفظ احترام متقابل میان استاد و دانشجو تأکید کرد و گفت: محیط آموزش باید برای دانشجو امن باشد؛ به‌گونه‌ای که در صورت بروز خطا، اشتباهات وی به‌صورت محترمانه گوشزد شده و استاد به عنوان پشتیبان در کنار او قرار گیرد.

وی با اشاره به ماهیت عملی رشته زنان، یادآور شد: آموزش جراحی همچنان نیازمند متدهای سنتی و تکرارپذیری است و دانشجو باید با مشاهده و تکرار مداوم، مهارت کسب کند. یادگیریِ تبدیل شدن به یک کمک‌جراح خوب، پیش‌نیاز اصلی برای تبدیل شدن به یک جراح قوی است.
تأکید بر امنیت بیمار و مسئولیت‌پذیری دانشجویان
استاد تمام گروه زنان با تاکید بر اهتمام کافی به خطرات ناشی از عدم توجه به شرایط بیمار، بر اهمیت جدی امنیت بیمار در فرآیند آموزش تأکید و اظهار داشت: ترس یا عدم مهارت در موقعیت‌های حساس، مانند خونریزی حین سزارین، می‌تواند پیامدهای جبران‌ناپذیری برای جان بیمار داشته باشد لذا وظیفه ما این است که دانشجویان را در مراحل حساس (مانند بستن عروق) در کنار خود داشته باشیم تا با اعتمادبه‌نفس کامل، مسئولیت جان بیماران را بپذیرند.

میراث علمی؛ رضایت بیماران و موفقیت فارغ‌التحصیلان

دکتر حسن‌زاده در پایان سخنان خود، بزرگترین انگیزه و افتخار خود را موفقیت دانشجویان و رضایت بیماران دانست. وی گفت: دیدن اینکه دانشجویان تربیت‌شده من در نقاط مختلف کشور با توانمندی بالا به ارائه خدمات می‌پردازند و رضایت بیماران را جلب می‌کنند، ارزشمندترین لحظات زندگی من است و تربیت نسل‌های توانمند، میراثی است که با تمام توان برای آن تلاش می‌کنیم.
تأکید بر پزشکی شخصی‌سازی‌شده و جراحی‌های کم‌تهاجمی
دکتر حسن‌زاده با اشاره به تحولات شگرف در رشته زنان، آینده آموزش پزشکی را در گرو «شخصی‌سازی درمان‌ها» دانست و گفت: دوران درمان‌های یکسان برای همه بیماران به پایان رسیده و ما باید دانشجویان را به‌گونه‌ای آموزش دهیم که با تحلیل دقیق داده‌ها و استفاده از گایدلاین‌های بین‌المللی، برای هر بیمار، پروتکل درمانی منحصربه‌فرد و مختص به خود را طراحی کنند.

 وی همچنین بر حرکت جهانی به سمت جراحی‌های کم‌تهاجمی تأکید کرد و یادآور شد: آموزش در این حوزه، یکی از اولویت‌های پیش رو است.
وی با اشاره به فعالیت‌های علمی در سطح بین‌المللی، از همکاری‌های نزدیک گروه زنان با متخصصان پزشکی هسته‌ای خبر داد و گفت: ما در ایران به عنوان یک مرکز منحصر‌به‌فرد (Unique)، همکاری‌های بین‌رشته‌ای بسیار موثری داریم که منجر به انتشار مقالات علمی در سطح تراز اول جهانی شده است.
اخلاق پزشکی؛ صداقت و نگاه انسانی به بیمار
دکتر حسن‌زاده بر اهمیت اخلاق در مواجهه با مردم تأکید کرد و گفت: در حرفه ما، صداقت حرف اول را می‌زند. من همواره تلاش کرده‌ام با نگاهی انسانی و برخورد با بیمار به عنوان یکی از اعضای خانواده، زمان و توان خود را وقف ایشان کنم؛ معتقدم این رویکرد در سطح جهانی نیز مورد توجه و ارزیابی قرار می‌گیرد.

پیام نهایی به نسل آینده: انتخاب اهداف بزرگ
استاد تمام گروه زنان در پایان، با خطاب قرار دادن دانشجویان، بر ضرورت داشتن پشتکار و داشتن اهداف والا تأکید کرد و افزود: به دانشجویان توصیه می‌کنم به دستاوردهای کوچک بسنده نکنند و هدف‌های بزرگ انتخاب کنند. با داشتن پشتکار، رسیدن به جایگاه‌های علمی والا امری تضمین‌شده است.

 وی همچنین با توصیفی عاطفی از میراث علمی خود گفت: شاید روزی من از کار باز ایستادم، اما تداوم فعالیت و مهارت دانشجویان من، همان تداوم روح و تلاش من در مسیر علم خواهد بود.

..............................................................................................................................................................

فوق‌تخصص آلرژی و ایمونولوژی بالینی، به مناسبت هفته جهانی آسم، گفت: آسم یک بیماری التهابی مزمن در راه‌های هوایی است که شیوع بالایی در سراسر جهان دارد؛ هم در کودکان و هم در بزرگسالان و به طور کلی حدود ۱۰ درصد در بزرگسالان و در کودکان نیز حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد گزارش می‌شود و با توجه به منطقه جغرافیایی یا ژنتیک افراد ممکن است این میزان متفاوت باشد.

دکتر ملیکا زارعی ثانی، در گفتگو با وب دا افزود: افراد مبتلا به آسم در واقع یک استعداد ژنتیکی دارند که در مواجهه با عوامل محیطی محرک، دچار حملات تنفسی می‌شوند، ضمن اینکه راه‌های هوایی در بیماران آسمی نسبت به افراد سالم واکنش‌پذیرتر است و در مواجه با محرک‌ها، منجر به اسپاسم عضلات تنفسی و تنگی نفس می‌شود.

علائم شایع آسم و پیامدهای مراجعه مکرر

دکتر زارعی ثانی درباره علائم این بیماری گفت: از علائم شایع آسم می‌توان به تنگی نفس، احساس فشار در قفسه سینه، و سرفه‌های مزمن و طولانی اشاره کرد؛ این سرفه‌ها ممکن است با فعالیت یا حتی در طول شب تشدید شوند. بسیاری از بیماران به دلیل مزمن بودن بیماری، چندین نوبت در سال دچار حملات آسم می‌شوند که در نهایت به مراجعه مکرر به اورژانس و بستری در بیمارستان منجر می‌شود.

وی تاکید کرد: با توجه به شیوع بالا و بار بیماری برای افراد و سیستم سلامت، شناخت به موقع آسم و شروع درمان مناسب برای پیشگیری از مشکلات متعدد ضروری است؛ زیرا آسم یک التهاب مزمن است و در گذر زمان می‌تواند پیشرفت کند، به‌ویژه در کودکان؛ در صورت تشخیص دیرهنگام، احتمال رسیدن به آسم شدید در بزرگسالی وجود دارد.

محرک‌ها؛ از آلرژن‌های محیطی تا آلودگی هوا و عفونت‌ها

این فوق‌تخصص آلرژی با بیان عوامل تشدیدکننده افزود: از جمله محرک‌ها می‌توان به آلرژن‌های فضای آزاد مثل گرده گیاهان و گرد و غبار و همچنین آلرژن‌های داخل منزل مانند مایت (موجودی که در گرد و غبار خانه دیده می‌شود)، قارچ‌های خانگی و حتی حیوانات خانگی اشاره کرد. همچنین دود سیگار، آلودگی هوا و عفونت‌های تنفسی می‌توانند علائم را تشدید کنند؛ حتی برخی مواجهات شغلی و مواد شیمیایی نیز در ایجاد یا بدتر شدن آسم نقش دارند.

اجتناب از محرک‌ها، آموزش بیمار و «اکشن‌پلن»؛ سه اصل کلیدی

دکتر زارعی ثانی تصریح کرد: شناسایی محرک‌ها و اجتناب از آنها نقش مهمی در کنترل بیماری دارد و علاوه بر تشخیص دقیق، درمان مناسب و آموزش بیمار باید انجام شود. یکی از اقداماتی که فوق‌تخصصین آلرژی انجام می‌دهند، شناسایی و پیگیری افرادی است که نشانه‌های آلرژی در خودشان یا اعضای خانواده دارند.

وی در ادامه گفت: پس از تشخیص آسم ( چه در بزرگسالی و چه در کودک )، اهمیت آموزش بیشتر است؛ آموزش به خود بیمار و همچنین به خانواده‌ها برای پایبندی به درمان، یادگیری تکنیک صحیح استفاده از داروهای استنشاقی و رعایت دوز مناسب ضروری است و همچنین باید عوامل محرک موجود در محیط خانه شناسایی شوند و آموزش لازم برای اجتناب از آنها ارائه شود.

برنامه اقدام عملی؛ جلوگیری از بدتر شدن حمله آسم

فوق تخصص آلرژی و ایمونولوژی بالینی درباره برنامه درمانی بیماران افزود: یک برنامه به نام اکشن‌پلن به بیمار داده می‌شود تا بداند در شرایط عادی از داروهایش چگونه استفاده کند و اگر دچار حمله آسم شد، بر اساس پروتکل چه اقداماتی انجام دهد تا از بدتر شدن حمله جلوگیری شود.

توصیه‌های پیشگیرانه در فصل‌ها و شرایط آلودگی هوا

دکتر زارعی ثانی به توصیه‌های مرتبط با پیشگیری نیز اشاره و توصیه کرد: بیماران آسمی، به‌ویژه افراد مبتلا به بیماری‌های تنفسی و آلرژیک، واکسن سالانه آنفولانزا را انجام دهند.

همچنین با توجه به اینکه شاخص آلودگی هوا از طریق شهرداری‌ها و اطلاع‌رسانی‌های اینترنتی مشخص می‌شود، اگر شاخص آلودگی هوا بالا باشد توصیه می‌شود افراد حساس مثل بیماران آسمی و به‌خصوص کودکان، سالمندان در فضای باز حضور نداشته باشند و پنجره‌ها بسته باشد؛ اگر هم ناگزیر به حضور بیرون هستند، استفاده از ماسک مناسب توصیه می‌شود.

فوق تخصص آلرژی و ایمونولوژی بالینی اضافه کرد: افراد دچار آسم باید از دود سیگار اجتناب کنند و در افراد آسمی، نگهداری از حیوانات خانگی می‌تواند علائم را تشدید کند و بهتر است حداقل‌الامکان از نگهداری آنها پرهیز شود.

دکتر زارعی ثانی تاکید کرد: آسم به‌عنوان یک التهاب مزمن و گاهی خاموش، ممکن است طی زمان پیشرفت کند؛ بنابراین تشخیص زودرس به‌خصوص در کودکان که ریه در حال رشد است اهمیت فراوانی دارد. همچنین آموزش صحیح به خانواده‌ها و خود بیماران برای شناخت علائم و انجام اقدامات درست هنگام حملات آسم، می‌تواند از عوارض شدید در آینده پیشگیری کند.

.........................................................................................................................................

استاد و محقق دانشکده بهداشت مشهد با اشاره به انجام یک طرح پژوهشی با عنوان " روان‌سنجی پرسشنامه‌های سلامت بیمار " در این دانشکده گفت: نتایج این پژوهش، کاربردی بودن این پرسشنامه‌ها را برای ارزیابی سلامت روان در مقیاس وسیع تایید می‌کند و می‌تواند به بهبود تشخیص زودهنگام و مداخله مؤثر در اختلالات سلامت روان در کشور کمک شایانی نماید.

دکتر هادی طهرانی، مجری طرح پژوهشی " روان‌سنجی پرسشنامه‌های سلامت بیمار (نسخه ۹ سوالی و ۴ سوالی) در جمعیت عمومی (با کد طرح 4030967) در گفتگو با وب دا، با بیان اینکه طرح پژوهشی مذکور با مشارکت خانم فاطمه زهرا ندافی و آقای علیرضا جعفری، اعتبارسنجی پرسشنامه‌های PHQ-4 و PHQ-9 را بر روی بیش از ۱۰۸۰ نفر از جمعیت عمومی ایران با موفقیت به انجام رسانده افزود" نتایج این مطالعه نشان‌دهنده دقت و اعتبار بالای هر دو پرسشنامه بود و در همی راستا استنباط گردید که PHQ-4 به طور موثری برای شناسایی همزمان افسردگی و اضطراب کاربرد دارد و PHQ-9 نیز برای غربالگری افسردگی مناسب تشخیص داده شد.

دکتر طهرانی همچنین پیشنهاد استفاده گسترده از این پرسشنامه‌ها را مطرح و بر اهمیت آن‌ها در ارزیابی سلامت روان جامعه تاکید کرد.

به گفته دکتر طهرانی، این ابزارها به دلیل روایی و پایایی بالای خود، کاربردی بودن قابل توجهی برای مطالعات جمعیتی و همچنین مراکز بهداشتی دارند.

..................................................................................................................

.......................................................................................................

استادیار دانشگاه علوم پزشکی مشهد و فوق‌تخصص آسم و آلرژی، درباره مدیریت آسم در دوران بارداری گفت: بسیاری از مادران باردار، از مصرف داروهای آسم در بارداری هراس دارند، اما نکته مهم این است که اگر مصرف داروها ضرورت داشته باشد و استفاده نشود، این کار سبب بروز عوارض مختلفی خواهد شد.

دکتر یاسر یادگاری در گفتگو با وب دا، اظهار کرد: آسم در دوران بارداری از نظر ماهیت، تفاوت جدی با آسم در افراد غیر باردار ندارد، اما به دلیل شرایطی که جنین در این دوران دارد، ممکن است علائم آسم برای مادر بیشتر آزاردهنده شود.

وی تصریح کرد: یکی از نگرانی‌های اصلی، افت اکسیژن در جنین است که می‌تواند باعث تشدید برخی علائم و عوارض شود و در صورت کنترل نشدن، ممکن است به جنین آسیب وارد کند؛ بنابراین لازم است فرد آسمی تحت نظر و با کنترل شدید قرار بگیرد.

ادامه درمان و داروهای استنشاقی؛ قطع خودسرانه ممنوع

این فوق‌تخصص آسم و آلرژی تاکید کرد: بیمار باید داروهای کنترلر و نیز داروهای مین‌ترنس/رهاسازی سریع را طبق نظر پزشک مصرف کند و به‌خصوص درمان‌های استنشاقی را حتماً ادامه دهد و قطع نکند.

وی ادامه داد: اگر فرد دچار حمله آسم شد یا علائم شدید ایجاد شد، باید حتماً به پزشک مراجعه کند و در صورت نیاز از داروهایی مانند کورتون‌های تزریقی یا استنشاقی استفاده شود تا علائم تا زمان کنترل کامل، مدیریت شوند.

آسم در زمان زایمان مشکل خاصی ایجاد نمی‌کند

دکتر یادگاری درباره شرایط زایمان گفت: آسم در زمان زایمان معمولاً مشکل خاصی ایجاد نمی‌کند؛ اما شرط اصلی این است که فرد مبتلا به آسم پیش از زایمان تحت کنترل قرار گرفته باشد تا یک زایمان بدون عارضه اتفاق بیفتد.

وی همچنین گفت: مهم‌ترین توصیه این است که بیمار آسمی درمان خود را قطع نکند و تحت نظر باشد. زیرا داروهای آسم در دوران بارداری نه تنها عارضه‌ای ایجاد نمی‌کنند، بلکه در برخی موارد می‌توانند با کاهش عوارض کلی بارداری، به سلامت مادر و جنین کمک کنند.

..............................................................................................................
وب دا: دکتر سید ابوالقاسم حسینی، استاد پیشکسوت عرصه روان‌پزشکی ایران، ضمن تبریک روز استاد، با بازگویی مسیر پرفراز و نشیب زندگی خود، از پیوند میان " علم پزشکی " و " حکمت معنوی " سخن می گوید و با تأکید بر اهمیت «عشق به حرفه» و «قناعت»، مسیر رسیدن به مقام علمی را نه در ثروت اندوزی، بلکه در اثرگذاری ماندگار عنوان می کند.
مسیر رسیدن به قله‌های علمی، همواره با پیوند میان تلاش مستمر و داشتن هدفی فراتر از مادیات گره خورده و دکتر سید ابوالقاسم حسینی، استاد پیشکسوت روان‌پزشکی، در روایتی از زندگی خود که از سال ۱۳۱۵ در همدان آغاز شد، نشان می دهد که چگونه یک رویکرد مبتنی بر "عشق به کار" و " ارتباط با بزرگان اندیشه" ، می‌تواند مسیر یک پزشک را از تحصیل در دانشکده پزشکی مشهد به نگارش منابع مرجع علمی در سطح بین‌المللی تغییر دهد.
 در محضر استاد برجسته؛ علامه جعفری
دکتر حسینی در بخشی از روایت خود، به دوران حساس تحصیل و خدمت وظیفه اشاره میکند؛ دورانی که پیوند با شخصیت‌های برجسته فکری، دیدگاه وی را شکل داده و با یادآوری آشنایی با استاد علامه جعفری، بر ویژگی "ساده‌زیستی" و " بودن" ایشان تأکید می کند. دکتر حسینی همچنین با نقل توصیه مشهور آیت‌الله طالقانی، بر اهمیت کارگری و تواضع در مسیر علم تأکید و این بیت معروف را ملاک پیشرفت دانست:

" تا توانی رو به خود شو کارگر / چون فتی از پای خواهی زد بسر"
 سفر به چند کشور، برای تولید یک اثر ماندگار

یکی از محورهای کلیدی صحبت‌های این استاد پیشکسوت، تبیین مفهوم «روان‌پزشکی پیشگیری» بود. استاد حسینی با اشاره به همایشی که در سال ۱۳۵۴ در تهران برگزار شد، از تصمیم تاریخی خود برای تعمق در این حوزه سخن گفت. ایشان با گذراندن دوره‌های مطالعاتی در ۵ کشور توسعه‌یافته (از جمله آلمان، سوئیس، انگلیس و دانمارک) و همچنین هندوستان، توانست تجربه‌ای چندین ساله را در قالب کتاب «روان‌پزشکی پیشگیری» مکتوب کند؛ اثری که امروزه به عنوان یکی از منابع کلیدی برای دانشجویان و اساتید این رشته شناخته می‌شود.
وی در تحلیل این رشته تأکید کرد: بهداشت روانی دو رکن دارد: پیشگیری از بیماری‌ها و ایجاد رشد. ما به آموزش برای پیشگیری و گفتگو برای رشد، در تمام سطوح جامعه نیاز داریم.
فلسفه خدمت در پرتو قرآن؛ نجات یک انسان، نجات جهان

دکتر حسینی در نگاهی عمیق به جایگاه پزشک، با استناد به آیات قرآن کریم، وظیفه اخلاقی این حرفه را بازتعریف می کند.

 وی با استناد به آیه ۳۲ سوره مائده، پیام تامل برانگیز نجات یک انسان را برای پزشکان اینچنین بازخوانی کرد: «...و مَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا...» (و هر که انسانی را نجات دهد، گویی تمام مردم را نجات داده است).
وی افزود: این دیدگاه، انگیزه لازم برای پایداری در مسیر دشوار پزشکی را فراهم می‌کند.

دکتر حسینی همچنین با اشاره به آیه ۱۲ سوره یاسین، بر این نکته تأکید کرد: آثار و نتایج کارها (تربیت نیروها) همان چیزی است که تا ابد در این جهان ماندگار می‌ماند.
رمز موفقیت: قناعت و حیات طیبه

دکتر حسینی با نگاهی عرفانی به مفهوم موفقیت، بر نقش «قناعت» در مسیر رسیدن به کارهای بزرگ تأکید و با تفسیر از آیه ۹۷ سوره نحل و نگاه حضرت علی (ع) به مفهوم «حیات طیبه»، اظهار داشت: اگر استادی به دنبال جمع‌آوری مال نباشد و قناعت پیشه کند، مسیر زندگی او برای انجام ماموریت‌های بزرگ هموار خواهد شد.
وی این نکته را هم متذکر شد که معیار اصلی در روابط اجتماعی و حرفه‌ای باید " خانواده‌وار برخورد با مراجعان و دانشجویان" باشد؛ چرا که تنها با این رویکرد است که خدمت به دیگران، از یک وظیفه شغلی به یک رسالت انسانی و الهی تبدیل می‌شود. به عبارت ساده تر و طبق احادیث ناب دینی " هر یک از ما آنچه را که برای خود می پسندد برای دیگران هم انجام دهد و آنچه نمی پسندد را در مورد دیگران نیز محقق نسازد ".

..........................................................................................................................................................

عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد گفت: رشته‌ی علوم آزمایشگاهی یکی از بنیادی‌ترین شاخه‌های علوم پزشکی است که نقش پشت‌صحنه‌ اما حیاتی در تشخیص، پایش و حتی پیشگیری از بیماری‌ها دارد.

دکتر مژگان محمدی در گفتگو با وب دا، ضمن گرامیداشت سی‌ام فروردین ماه، روز آزمایشگاهیان اظهار کرد: رشته علوم آزمایشگاهی درواقع پلی میان علوم پایه و پزشکی بالینی ایجاد می‌کند و داده‌های دقیق و قابل اعتماد برای تصمیم‌گیری پزشکان فراهم می‌سازد. 

وی ادامه داد: این رشته، مجموعه‌ای از شاخه‌های تخصصی است که با استفاده از روش‌های علمی، ابزارهای پیشرفته و آزمایش‌های دقیق، به بررسی نمونه‌های بیولوژیک بدن انسان می‌پردازد و این نمونه‌ها شامل خون، ادرار، بافت، مایعات بدن و … هستند. 

استاد دانشگاه علوم پزشکی مشهد، هدف اصلی این رشته را تشخیص بیماری‌ها، ارزیابی عملکرد اندام‌ها، پایش درمان و بررسی وضعیت سلامت افراد برشمرد و افزود: حدود ۷۰ درصد تصمیم‌های درمانی بر اساس نتایج آزمایشگاهی گرفته می‌شود و حتی اثر بخشی درمانهای پزشکی می تواند با کمک آزمایشات محقق شود.

دکتر محمدی اضافه کرد: در برخی از مواقع از آزمایشات می توان برای غربالگری نظیر تستهای ژنتیکی که قبل از بارداری انجام می شوند استفاده کرد و بدینوسیله از تولد نوزادان دچار نقصهای مادرزادی که هزینه های مالی و روانی زیادی را بر خانواده و جامعه تحمیل می کنند جلوگیری کرد. در پاره ای از مواقع هم می توان شدت بیماری‌ها ی خطرناکی نظیر اختلالات کبدی و یا عفونتهایی نظیر ویروس مولد کرونا را با اندازه گیری آزمایشگاهی ایندکس های ارزشمندی همچون CRP مورد سنجش قرار داد.

.....................................................................................................................................

مدیر گروه میکروب‌شناسی و ویروس‌شناسی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، علوم آزمایشگاهی را چشم‌های بینای پزشکی توصیف و بر اهمیت حیاتی این حوزه در تشخیص و درمان بیماری‌ها تأکید کرد.

دکتر زهرا مشکات، در گفتگو با وب دا، به مناسب سی ام فروردین ماه و روز علوم آزمایشگاهی در خصوص ویژگی ها و اهمیت این رشته گفت: علوم آزمایشگاهی (حوزه تشخیصی پزشکی) به شاخه‌ای از علم پزشکی گفته می‌شود که به بررسی و آنالیز نمونه‌های بیولوژیک انسان مانند خون، ادرار، مدفوع، بافت و سایر مایعات بدن می‌پردازد و در واقع می توان این رشته را چشم‌های بینای پزشکی دانست که بدون نیاز به روش‌های تهاجمی گسترده، داده‌های عینی و قابل اندازه‌گیری از وضعیت درون بدن را ارائه می‌دهد.

اهمیت علوم آزمایشگاهی در پزشکی مدرن

مدیر گروه میکروب‌شناسی و ویروس‌شناسی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، اهمیت رشته علوم آزمایشگاهی را در پزشکی مدرن انکارناپذیر برشمرد و آن را در سه محور ذیل بیان کرد

  • تأیید یا رد تشخیص بالینی: بسیاری از بیماری‌ها نشانه‌های بالینی مشابهی دارند و آزمایشگاه نقش کلیدی در افتراق دقیق آن‌ها ایفا می‌کند.
  • پایش روند درمان: برای مثال، اندازه‌گیری منظم قند خون در بیماران دیابتی یا بررسی شاخص‌های انعقادی در افراد تحت درمان با داروهایی مثل وارفارین.
  • تشخیص زودهنگام و غربالگری: مانند تست‌های غربالگری دوران بارداری یا آزمایش‌های تشخیص زودهنگام انواع سرطان.

دکتر مشکات، ضمن چند وجهی برشمردن نقش فعالیت‌های تشخیصی در علوم آزمایشگاهی به چند مورد از این کاربردها به شرح ذیل اشاره کرد؛

  • بیماری‌های متابولیک و غدد درون‌ریز: تشخیص دیابت، اندازه‌گیری قند خون، اختلالات چربی (چربی خون) و بیماری‌های تیروئید.
  • بیماری‌های عفونی: شناسایی عوامل عفونی (باکتری، ویروس، قارچ و انگل) نظیر HIV، هپاتیت، سل و عفونت‌های ادراری.
  • بیماری‌های خونی و سرطان‌ها (انکولوژی): تشخیص انواع کم‌خونی، لوسمی (سرطان خون) و پیگیری پاسخ به شیمی‌درمانی.
  • بیماری‌های قلبی -عروقی: تشخیص حمله قلبی از طریق اندازه‌گیری آنزیم‌های قلبی مانند تروپونین.
  • بیماری‌های خودایمنی: مانند لوپوس و آرتریت روماتوئید.

مدیر گروه میکروب‌شناسی و ویروس‌شناسی دانشگاه علوم پزشکی مشهد،  در ادامه وضعیت رشته علوم آزمایشگاهی در دانشگاه علوم پزشکی مشهد را؛ به عنوان یکی از مهمترین و معتبرترین قطب‌های پزشکی در شرق کشور، برخوردار از ظرفیت‌های قابل توجهی برشمرد و افزود: دانشگاه علوم پزشکی مشهد دارای دانشکده پیراپزشکی و پزشکی مجهز و شبکه‌ای از آزمایشگاه‌های مرکزی و تخصصی در بیمارستان‌های آموزشی خود، مانند بیمارستان قائم (عج) و بیمارستان امام رضا (ع) است و در این مراکز، اساتید برجسته و متخصصانی در تمام گرایش‌های علوم آزمایشگاهی (از جمله باکتری‌شناسی پزشکی، ایمنی‌شناسی، انگل‌شناسی پزشکی، قارچ‌شناسی پزشکی، هماتولوژی، بانک خون، بیوشیمی بالینی و ویروس‌شناسی پزشکی) مشغول به فعالیت هستند.

وی اضافه کرد: دانشجویان در مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد، دکتری تخصصی (PhD) و دوره تکمیلی تخصصی (فلوشیپ) علوم آزمایشگاهی در این دانشگاه تحصیل می‌کنند که خود منبعی از نیروی انسانی کارآمد و جوان به شمار می‌روند.

دکتر مشکات در مورد سطح تجهیزات در این رشته هم عنوان کرد: بیمارستان‌های آموزشی مشهد معمولاً به سیستم‌های پیشرفته و خودکار آنالایزر، دستگاه‌های ایمونواسی مدرن، سیستم‌های کشت میکروبی و تجهیزات تشخیص مولکولی مانند دستگاه Real-Time PCR مجهز هستند و با این حال، دسترسی به فناوری‌های بسیار پیشرفته‌تر مانند طیف‌سنجی جرمی (MALDI-TOF) یا توالی‌یابی نسل جدید (NGS) معمولاً به برخی مراکز تحقیقاتی خاص یا بیمارستان‌های فوق تخصصی محدود می‌شود.

 ...................................................................................................................................................

عضو هیات علمی گروه طب سوزنی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، گفت: طب سوزنی به عنوان یک روش “تعدیل عصبی” (Neuromodulation) غیردارویی، با تحریک محیطی قادر است تغییرات ساختاری و عملکردی پایداری را در سیستم عصبی مرکزی ایجاد کرده و افق‌های تازه‌ای در درمان اضطراب بگشاید.

دکتر هدی عزیزی، در گفتگو با وب دا، با بیان این مطلب که اختلالات اضطرابی در جهان امروز بیش از آنکه صرفاً یک مسئله روانی باشند، نشانه‌ای از ناهماهنگی در شبکه‌های نظارتی مغز و انعطاف‌پذیری عصبی هستند، به مطالعات تصویربرداری عصبی (fMRI) در سال‌های اخیر، از جمله پژوهش Li و همکاران (۲۰۲۲)، اشاره کرد و گفت: یافته‌ها نشان می‌دهند طب سوزنی در بیماران مبتلا به اختلال اضطراب منتشر (GAD)، با افزایش “اتصال عملکردی” بین آمیگدال چپ و قشر پیش‌پیشانی میانی (dmPFC)، توانایی مغز برای مدیریت پاسخ‌های هیجانی را ارتقا می‌دهد. همچنین مطابق پژوهش Bao و همکاران (۲۰۲۲)، این روش با تعدیل فعالیت بیش‌ازحد “شبکه پیش‌فرض مغزی” (DMN) که مسئول افکار مزاحم و نگرانی‌های مداوم است، نقش مؤثری در کاهش نشخوار فکری بیماران ایفا می‌کند.

این متخصص طب سوزنی، به مکانیسم‌های عصبی–آناتومیک این روش نیز اشاره کرد و افزود: طبق یافته‌های منتشرشده در ژورنال Nature توسط Zhang و همکاران (۲۰۲۱)، طب سوزنی از طریق فعال‌سازی نورون‌های خاص (Prokr2-expressing neurons) و راه‌اندازی “محور عصب واگ–آدرنال”، پاسخ‌های ضدالتهابی سیستمیک ایجاد می‌کند. در واقع، طب سوزنی با کاهش التهاب عصبی (Neuroinflammation) ناشی از استرس مزمن، محیطی حمایتی برای سلامت سلول‌های عصبی فراهم می‌آورد.

عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد در بخش دیگری از اظهارات خود، بر اهمیت تنظیم سیستم عصبی خودکار تأکید کرد و توضیح داد: بر اساس مرور سیستماتیک و متاآنالیز Yang و همکاران (۲۰۲۱)، طب سوزنی با افزایش معنادار شاخص “نوسانات ضربان قلب” (HRV)، توانایی سیستم عصبی برای بازگشت از استرس به آرامش را تقویت می‌کند. این بهبود، نشان‌دهنده تقویت تون عصب واگ و کاهش غلبه سیستم سمپاتیک است که منجر به کاهش علائم فیزیکی اضطراب از قبیل تپش قلب، تنش عضلانی و بی‌قراری می‌شود.

دکتر عزیزی با اشاره به اثرات بیوشیمیایی و سلولی این روش خاطرنشان کرد: اثر طب سوزنی فراتر از تسکین مقطعی است و بر “پلاستیسیته سیناپسی” تأثیر می‌گذارد. نتایج پژوهش‌های سال ۲۰۲۳ نشان می‌دهد که این روش باعث افزایش بیان پروتئین محافظتی BDNF در هیپوکامپ می‌شود که نقشی اساسی در بقا و ترمیم سلول‌های عصبی دارد. علاوه بر این، طب سوزنی با تعدیل گیرنده‌های مهاری GABA-A در نواحی حساس مغز، اثرات آرام‌بخشی ایجاد می‌کند که فاقد وابستگی دارویی است.

وی در پایان تأکید کرد: مجموعه این شواهد علمی نشان می‌دهد که طب سوزنی با رویکردی دوگانه شامل تعدیل سیستم اعصاب محیطی و ترمیم پلاستیسیته سیناپسی، نه‌تنها علائم اضطرابی را کاهش می‌دهد، بلکه با افزایش توانمندی سیستم عصبی در برابر استرس‌های مزمن، زمینه را برای دستیابی به آرامشی عمیق، ایمن و پایدار فراهم می‌کند.

................................................................................................................................................

عضو هیات علمی و محقق دانشگاه علوم پزشکی مشهد، از طراحی و ساخت یک آپتاسنسور رنگ‌سنجی جدید و بسیار حساس خبر داد که قادر به تشخیص آنتی‌بیوتیک آمپی‌سیلین با دقت بالا است.

دکتر سید محمد تقدیسی حیدریان، در گفتگو با وب دا، پیرامون جزییات طرح تحقیقاتی مذکور اظهار کرد: این دستاورد علمی که با همکاری دکتر معصومه اسمعیل‌پورفرخانی، دکتر خلیل آبنوس، دکتر پویا براتیان و دکتر محمدحسین خواجوی‌راد (کد طرح: ۴۰۳۱۰۱۱) صورت گرفته، پتانسیل بالایی در کنترل باقی‌مانده‌های دارویی در مواد غذایی و پایش آلودگی‌های دارویی در نمونه‌های پزشکی دارد.

به گفته دکتر حیدریان، این آپتاسنسور با بهره‌گیری از ترکیبی نوآورانه از نانوذرات سیلیکا، ساختار فلزی-ارگانیک ZrFe MOF و قطعات کوتاه DNA ساخته شده است.

 وی همچنین توضیح داد: عملکرد این سنسور بر اساس تغییر رنگ محلول در حضور آمپی‌سیلین استوار است. نانوذرات سیلیکا به عنوان بستری پایدار عمل کرده و دقت سنسور را افزایش می‌دهند. در حضور آمپی‌سیلین، فعالیت کاتالیزوری ZrFe MOF کاهش یافته و منجر به کم‌رنگ شدن محلول می‌شود؛ این تغییر رنگ، نشانگر مقدار آمپی‌سیلین در نمونه است.

این پژوهشگر برجسته افزود: حد تشخیص این سنسور ۳۴.۹ پیکومولار گزارش شده که نشان‌دهنده حساسیت بسیار بالای آن است. آزمایش‌ها همچنین تایید کرده‌اند که این سیستم به طور اختصاصی آمپی‌سیلین را تشخیص داده و مواد مشابه باعث ایجاد خطا نمی‌شوند.

دکتر حیدریان با اشاره به کاربردهای عملی این فناوری، اظهار داشت: نکته حائز اهمیت، موفقیت‌آمیز بودن آزمایش این سنسور در نمونه سرم انسانی است که نشان‌دهنده کارایی آن در شرایط واقعی است. این یافته‌ها راه را برای استفاده از این روش در تشخیص سریع داروها در صنایع غذایی و پزشکی هموار می‌سازد. این تیم پژوهشی همچنین پیشنهاد داده‌اند که رویکرد مشابهی برای توسعه سنسورهایی جهت تشخیص سایر آنتی‌بیوتیک‌ها به کار گرفته شود و کارایی سیستم در محیط‌های پیچیده‌تر مورد ارزیابی قرار گیرد.

 دکتر حیدریان در پایان تاکید کرد: این دستاورد، گامی ارزشمند در جهت توسعه روش‌های نوین تشخیص سریع و دقیق آلاینده‌های دارویی است و می‌تواند نقش مهمی در ارتقای سلامت و ایمنی جامعه ایفا کند.

 

 


 

عضو هیات علمی پرستاری علوم پزشکی مشهد از تجارب خود می گوید:

از وقتی یادش می‌آید حتی پیش از ورود به مدرسه، عاشق یادگرفتن و یاددادن بود، با این وجود به خاطر علاقه‌ای که در دبستان به درمان بیماری‌ها پیدا کرد، به رشته های علوم پزشکی علاقمند شد و تصمیم گرفت پا در این عرصه بگذارد. پس از قبولی در رشته پرستاری سعی کرد که بهترین خودش باشد؛ لذا با ادامه تحصیل در رشته پرستاری، هم به استادیاری و علاقه‌ دیرینه‌اش به تدریس رسید و هم سروکار داشتن با مراقبت و درمان بیماری‌ها؛ افزون بر این مدیر گروه پرستاری داخلی-جراحی شد، دکتر دلیر، عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد در ادامه این مسیر می‌گوید.

علاقه و استعداد در یادگیری

دکتر زهرا دلیر متولد مشهد و آخرین فرزند خانواده است؛ «از سه چهار سالگی به یاد دارم که با وجود بازیگوشی و پرجنب و جوش بودن، استعداد خوبی در یادگیری داشتم؛ این علاقه به آموختن و آموزش دادن سبب شده بود در مدرسه هم با وجود فعالیت های فوق برنامه مثل تئاتر، سرود، شرکت در مسابقات ورزشی و قرآن، همیشه شاگرد اول و مورد علاقه معلمان باشم».

 

انتخاب رشته

از دوران دبستان به رشته های علوم پزشکی علاقمند بود «اواخر دوران ابتدایی بودم که با بیماری یکی از بستگان و دیدن ارزش کار کادر پزشکی، به شناخت بدن و درمان بیماری‌ها علاقمند شدم؛ به همین خاطر در دبیرستان هم رشته تجربی خواندم و دروسی چون زیست شناسی را دوست داشتم. در کنکور سراسری سال 71 در رشته پرستاری دانشگاه علوم پزشکی مشهد قبول شدم.

 

بهترین بودن

بعد از ورود به رشته پرستاری سعی کرد بهترین خودش باشد؛ به این ترتیب نه فقط در تمام دوران کارشناسی، دانشجوی برتر کلاس بود بلکه در آزمون کارشناسی ارشد هم رتبه دوم کشوری را کسب کرد؛ «بهمن ماه سال 76 وارد مقطع کارشناسی ارشد پرستاری در دانشگاه علوم پزشکی مشهد شدم و از بین همه گرایش ها با توجه به علاقه ام، گرایش پرستاری بیماری های داخلی جراحی را انتخاب کردم و به صورت تخصصی روی بیماری های قلب و عروق متمرکز شدم؛ حتی در تدریس هم بیشتر دروسی چون قلب و عروق و آموزش به بیمار را انتخاب می کردم و پایان نامه کارشناسی ارشدم هم درباره بیماران قلبی بود. در پایان این دوره احساس رضایت بیشتری داشتم؛ چرا که با توجه به علاقه ام به مراقبت و درمان بیماریها، با وجود تدریس و پژوهش در این زمینه می توانستم با انگیزه و علاقه بیشتری فعالیت کنم».

 

رتبه هفت دکترا با وجود مشغله های کاری و شخصی

استادیار علوم پزشکی مشهد پس از اتمام دوران طرح نیروی انسانی به عنوان مربی دانشکده پرستاری در سال 81، به صورت حق التدریس و در سال 83 به صورت عضو هیات علمی به تدریس در رشته پرستاری پرداخت و در عین حال از ادامه تحصیل غافل نشد؛ «دوست داشتم تا مقطع دکترا ادامه تحصیل بدهم؛ ولی با توجه به اینکه آن زمان مقطع دکترا در دانشکده پرستاری وجود نداشت و همچنین بدلیل مسائل شخصی نتوانستم در آزمون دکترا شرکت کنم؛ نهایتا در سال 93 در آزمون ورودی دکترای پرستاری شرکت کردم و با وجود ظرفیت کم، با رتبه هفت کشوری وارد این مقطع در همین دانشگاه شدم که با وجود همه مشغله های کاری و شخصی سال 99 با نمرات و معدل خوب به پایان رسید».

 

فعالیتهای پژوهشی

مدیرگروه سابق پرستاری داخلی جراحی و استاد مشاوره تحصیلی دانشجویان، فعالیتهای پژوهشی ایشان 35 مقاله منتشر شده در نشریات داخلی و خارجی، 34 طرح پژوهشی و دو کتاب «آموزش به بیمار» و «مرور سریع پرستار بر بیماریها» می باشد. یکی از طرحهای پژوهشی طراحی اپلیکیشنی کاربردی برای خانواده کودکان تحت عمل جراحی قلب بود؛ «اپلیکیشن کاردیامی که در قالب پایان نامه دانشجویی طراحی شد، برای آموزش خانواده هایی است که کودک تحت عمل جراحی بیماری مادرزادی قلبی دارند؛ ایده این اپلیکیشن به پایان نامه دکترایم (طراحی پرسشنامه توان مراقبتی خانواده کودکان مبتلا به بیماری مادرزادی قلبی) برمی‌گردد که در قالب آن متوجه شدم پژوهشهای کمی درباره کودکان مبتلا به بیماری مادرزادی قلبی در کشور انجام شده است؛ و محتوای آموزشی هم برای نحوه مراقبت خانواده از این کودکان بعد از عمل جراحی در منزل محدود است. محتوای اپلیکیشن از پایگاههای اطلاعاتی خارجی استخراج شد و با مشورت با اساتید جراح قلب کودکان در زمینه محتوا، اپلیکیشن طراحی و در اختیار خانواده کودکان شرکت کننده در پژوهش قرار گرفت ».

 

ضرورت توانمندسازی اساتید متناسب با شرایط

دکتر دلیر که سال 92 به عنوان پرستار نمونه و قبل از آن به عنوان هیات علمی برتر دانشکده پرستاری شناخته شده است، از اینکه با جوانان سروکار دارد ابراز خرسندی می کند و می گوید: «سعی می کنم دلسوزانه کار کنم و در رعایت نظم، احترام متقابل و آموزش مراقبت از بیمار با دانشجویان سختگیر هستم. در عین حال با توجه به افزایش تعداد دانشجویان و تغییرات نسل جدید جوانان، توانمندسازی اساتید ضرورت دارد». 

پای صحبت اولین دانش‎آموخته فلوشیپ اکوکاردیوگرافی علوم پزشکی مشهد

رویش از دل تهدید

جنگ برای همه پدیده‌ای تلخ و دردناک است و برای کودکان که تازه در حال آشنایی با محیط و دنیای اطراف خود هستند، بیشتر؛ در چنین شرایطی هنر والدین و جامعه این است که با ترسیم تصویری روشن، امید به آینده را در دل آن‌ها زنده نگه دارند و نگذارند رؤیاهای بزرگ و زیبای آینده‌سازان تحت تأثیر شرایط جنگی قرار گیرد؛ درست کاری که پدر دکتر بیکدلو، دانشیار دانشگاه علوم پزشکی مشهد برایش انجام داد و در کوران حوادث و فضای غمبار جنگ تحمیلی هشت‌ساله، برایش تصویری زیبا از پزشک‌شدن و خدمت‌رسانی به مردم ساخت؛ رؤیایی شیرین که با وجود همه فراز و نشیب‌ها، حدود ده سال بعد با ورود به رشته پزشکی محقق شد و حالا همزمان با سومین جنگ تحمیلی علیه ایران، دخترش سال‌هاست که در قامت متخصص قلب و اولین دانش‌آموخته فلوشیپ اکوکاردیوگرافی علوم پزشکی مشهد مشغول خدمت است.

 

کودکی زیر سایه تجاوز دشمن

 دکتر لیلا بیکدلو، متخصص قلب و فلوشیپ اکوکاردیوگرافی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، سال 1356 در تهران متولد شد و مانند همه متولدین آن روزها تقریبا تمام دوران کودکی‌اش مصادف بود با جنگ تحمیلی هشت‌ساله؛ جنگی که کوچک و بزرگ، نظامی و غیرنظامی یا مرد و زن نمی‌شناخت و سایه شومش همه را درگیر کرده بود؛ «گرچه جنگ از جنوب غرب کشور آغاز شد ولی به آنجا محدود نبود و در تهران و سایر شهرها نیز شاهد بمباران محلات و مناطق مسکونی بودیم؛ یعنی فراتر از آنچه از رسانه و خبرها می‌دیدیم و می‌شنیدیم، از نزدیک هم درگیر جنگ بودیم و این برای ما بچه‌ها خیلی دردناک بود؛ درد و رنجی که با تمام وجود لمسش کردیم. جنگ در کوچه‌ها، خیابان‌ها و زندگی تک‌تک ما حضور داشت و برای ما که به اقتضای کودکی دنبال شور و نشاط و تفریح بودیم، فضایی غمبار و پراسترس ایجاد کرده بود که حتی تا پارک هم نمی‌توانستیم با خیال راحت برویم؛ برنامه‌های تلویزیون نیز طبعا تحت تأثیر این فضا بود. شدت حملات به حدی بود که حداقل یک سال، بیشتر اوقات در زیرزمین زندگی می‌کردیم تا خانه؛ حین بازی در خیابان که موشک‌ها را می‌دیدم یا صدایشان را می‌شنیدم، از خود می‌پرسیدم این بار قرار است کدام خانه یا مدرسه بر سر مردم فروبریزد؟ سرودهای حماسی آن زمان خصوصا آقای آهنگران، آژیر قرمز، دویدن به پناهگاه و ... هنوز جلوی چشمم هست. یادم می‌آید قلک هایی شبیه مین داشتیم که با ذوق از پول توجیبی‌‎هایمان، پر و برای کمک به جبهه اهدا می کردیم؛ هم قانع بودیم هم دوست داشتیم مثل بزرگترها کاری برای کمک به رزمندگان انجام دهیم؛ یتیم شدن دوستان یا اطرافیانمان را به چشم می‌دیدیم؛ نمی‌شد بی‌تفاوت بمانیم بنابراین خودجوش مشارکت داشتیم و نیاز نبود کسی شرایط را برایمان توضیح دهد یا بخواهد که کمک کنیم».

 

رویش از دل تهدید/ درس خواندن پناهمان بود

در چنین فضایی طبعا انتظار می‌رود بچه ها اهل درس و تحصیل نباشند یا اگر هستند، با افت مواجه شوند اما برای دکتر بیکدلو و دوستانش نه تنها اینطور نشد بلکه فرصتی هم برای پیشرفت بود؛ «در میان همه چالش‌ها و غم و محنتی که نسل ما کشید، مدرسه رفتن و درس خواندن، برایمان پناه ذهنی ما بود چراکه چند ساعت هم که شده، ما را به خود مشغول و از هیاهوی دنیای بیرون غافل می‌کرد؛ هنوز هم همینطور است؛ از فرط علاقه‌ای که به درس خواندن دارم، حین مطالعه کاملا تمرکز دارم و متوجه چیزی غیر از آن نمی شوم، صداهای محیط را نمی‌شنونم بنابراین وقتی استرس دارم، معمولا سراغ مطالعه می روم».

 

تجربه و تصویرسازی

به این ترتیب، تمرکز و علاقه ذاتی به علم‌آموزی در کنار نقش‌آفرینی بهنگام پدر و مادر، آینده‌ای روشن را در دل فضای محنت‌بار آن روزها برایش رقم زد؛ آینده‌ای که با وجود همه موانع ظاهری و تردیدها و اما و اگرها به ثمر نشست؛ «مادر نقش مهمی در زندگی‌ام داشت؛ معتقد بود فقط درس و تحصیل مهم نیست و انسان باید در همه جنبه ها اعم از هنر، ورزش، خانه‌داری و .... پیشرفت داشته باشد؛ وقتی همه جنبه های شخصیتی با هم رشد کند، انسان در تحصیل علم هم موفق‌تر است بنابراین از ورزش و مطالعه غیردرسی تا هنرهای متعدد نمایشنامه و تئاتر، نقاشی، گلدوزی، بافتنی، خیاطی و ... همه را تجربه کردم (حتی حالا هم برای خوشحال کردن بچه های خودم عروسک می دوزم) و در عین حال همیشه جزو شاگردان برتر بودم. پدر نیز با نگرش مثبتش که هنوز هم برایم راهگشاست، تصویری زیبا و پر امید از آینده برایم ترسیم کرد؛ همیشه موقع قصه گفتن، مرا در موقعیتی می گذاشت و روایت می کرد؛ از جمله اینکه درباره آینده‌ام می‌گفت بزرگتر که شدی، برای خودت خانم دکتر می‌شوی، در بخش قدم می زنی و به بیماران رسیدگی می کنی و ... . پدر هیچ اصراری بر پزشک شدن من نداشت ولی همیشه برایم رؤیاهای زیبا تصویرسازی می کرد که آینده را برایم شیرین، جذاب و پرامید نشان می داد و به من آموخت که مثبت فکر کنم حتی در سخت‌ترین شرایط؛ از این رو من هم حالا هنگام تدریس، دانشجویان را غربالگری نمی کنم که بگویم این یکی زرنگ است و آن یکی نه ...؛ به همه دید مثبت دارم و به آینده‌شان  امیدوارم. می گویم وقتی به شما درس می‌دهم، حسم این است که دارم به دانشمندان یا مسئولان رده بالای آینده درس می دهم؛ این اعتقادم است».

 

بازگشت به رشته و دانشگاه رؤیایی/ مسیر سختی است ولی انجام بده

 با همه ذوقی که برای پزشک شدن داشت، در دوره راهنمایی تصمیم گرفت معلم شود چون هم درس دادن را دوست داشت و از آن آرامش می گرفت و هم می توانست در کنار این شغل، به سایر علاقمندی های خود نیز بپردازد اما به دبیرستان که رسید، با توجه به دروس جدیدی که آموخته بود، نظرش تغییر کرد؛ «دوم دبیرستان وقتی در آزمون جبر بین هفت کلاس مدرسه، نمره اول را کسب کردم، تصمیم گرفتم رشته ریاضی را ادامه دهم و وارد رشته الکترونیک دانشگاه شریف شوم؛ علاقه عجیبی به حل مسائل ریاضی، فیزیک و شیمی داشتم. با این وجود در آستانه ورود به سال چهارم دبیرستان، این ذهنیت برایم ایجاد شد که به عنوان یک خانم شاید در رشته پزشکی موفق‌تر باشم تا رشته های فنی؛ کاملا مردد شده بودم بین رشته های ریاضی و تجربی؛ هر چقدر هم از دوست و آشنا، مهندسان، پزشکان و دانشجویان تحقیق کردم، باز هم نتوانستم تصمیم بگیرم؛ تا اینکه به پیشنهاد مادر، استخاره کردم و جوابش اینطور آمد که "مسیر سختی است ولی انجام بده". به این ترتیب دوباره به پزشکی و رویای کودکی‌ام برگشتم هرچند به دلیل نبود امکانات و ابزارهای آموزشی، تغییر رشته خیلی سخت بود و تقریبا دروس تخصصی تجربی را شب امتحانی خواندم. با این حال به لطف خدا سال 74 با رتبه زیر50 توانستم وارد دانشگاه موردعلاقه‌ام یعنی دانشگاه تهران شوم؛ یادم هست از وقتی خودم را شناختم حس خوبی به این دانشگاه داشتم و با عشق و علاقه به عکسش که روی اسکناس‌ها بود نگاه می کردم؛ برایم به نوعی قطب علمی و سیاسی بود؛ چون هم در رشته من، اولین رنک دانشگاهی را داشت و هم در همه مناسبت های اجتماعی در صحنه بود. به همین خاطر اول دبیرستان در انشایم با موضوع ترسیم آینده، خود را دانشجوی پزشکی دانشگاه تهران توصیف کردم؛ وقتی آن را خواندم، همه کلاس خندیدند چون فکر نمی کردند محقق شود ولی خودم باور داشتم و آن را نزدیک می دیدم».

 

ادامه تحصیل با چالش‌های مادری

سال 80 با یک رزیدنت جراحی اهل مشهد ازدواج کرد و هردو بعد از اتمام تحصیلات رهسپار شهری دیگر برای گذران دوره تعهد خدمت شدند؛ «باید جایی خدمت می کردیم که هم جراح لازم باشد و هم پزشک عمومی تا بتوانیم در کنار هم باشیم بنابراین شهر درگز را انتخاب کردیم و از 82 تا 83 در بیمارستان آنجا مشغول بودیم تا اینکه همسرم برای فوق تخصص جراحی قلب دانشگاه علوم پزشکی مشهد پذیرفته شد و این آغاز سکونت ما در مشهد بود. بعد از اتمام دوره طرح، ادامه تحصیل در رشته پوست برایم به عنوان خانم راحت‌تر بود ولی رشته قلب با روحیاتم بیشتر سازگار بود و حس کردم در آن می‌توانم مفیدتر و موثرتر باشم؛ خصوصا که از لحاظ فیلد کاری‌ هم به همسرم نزدیک بود، بنابراین من نیز سال 84 در رشته قلب وارد علوم پزشکی مشهد شدم».

 

اما ورود به دوره تخصص با وجود اشتغال به کار و فرزندی یک ساله کار آسانی نبود؛ «مادری که هم شاغل است و هم دانشجو، وقتی به خانه برمی‌گردد هم کارش را با خود به خانه می‌آورد و هم درسش را؛ سال اول تخصص حجم کشیک ها زیاد بود به حدی که گاهی دو روز خانه نبودم؛ امکان مرخصی هم با توجه به کمبود نیرو در بیمارستان فراهم نبود، از طرفی بچه یک ساله را نمی‌شد به پرستار سپرد؛ بنابراین از خانواده کمک گرفتیم. سخت گذشت ولی سبب شد بهینه‌تری از زمان داشته باشم. بعد از اتمام تحصیلات نیز، همسرم عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد شد و من برای طرح خدمت تخصص به نیشابور رفتم؛  تا 26 ماه، هفته‌ای دوسه بار بین مشهد و نیشابور رفت‌و آمد داشتم؛ از چهار صبح بیدار می شدیم، دخترمان را که آن زمان شش ساله شده بود حاضر می‌کردیم، به مهد کودک مهد می رساندیم و بعد هر کدام سر کارمان می‌رفتیم».

 

اولین ورودی و دانشآموخته فلوشیپ اکو علوم پزشکی مشهد 

دکتر بیکدلو سال 90 با اتمام دوره تعهد خدمت تخصص، به عضویت هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد درآمد اما مسیر علم‌آموزی را رها نکرد و در کنار ایفای رسالت شغلی و خانوادگی، اولین دانشجوی فلوشیپ علوم پزشکی مشهد در گرایش موردعلاقه‌اش شد؛ «با توجه به علاقه‌ام به تدریس، در حین دوره طرح هم درخواست ماموریت داده بودم و یک روز در هفته در مشهد داوطلبانه تدریس می کردم؛ دانشجویان را به عنوان فرزند ایران، مادرانه دوست دارم و از بودن با آن‌ها لذت می برم؛ معتقدم ظرفیت بالایی دارند و کاش بشود بیشتر به آن ها خدمت کرد. در عین اشتغال به تدریس و بعد استخدام، همچنان علاقمند ادامه تحصیل بودم از این رو سال 93 به پیشنهاد معاون آموزش وقت دانشگاه، در آزمون اولین دوره پذیرش فلوشیپ اکوکاردیوگرافی مشهد که یک نفر ظرفیت داشت، شرکت کردم؛ این در حالی بود که تنها یکی دو روز از تولد دومین فرزندم می گذشت و پیش از اعلام نتایج آزمون، تصمیم گرفته بودم با وجود علاقه‌ام فعلا دنبال تحصیل نروم اما وقتی دیدم قبول شدم و اطرافیان هم برای ادامه تشویق می کنند، شروع کردم و با همه چالش‌ها، سال 95 به عنوان اولین دانش‌آموخته فلوشیپ علوم پزشکی مشهد در گرایش اکوکاردیوگرافی، این دوره را به اتمام رساندم».

 

با وجود مشکلات پای کار هستیم

او که در کنار تحصیل و تدریس، مسئولیت آموزش پزشکی عمومی و آموزش دستیاری تخصصی را در کارنامه خود

دارد و اکنون نیز مسئول بخش اکو بیمارستان قائم است، درباره مشکلات حوزه کاری‌اش معتقد است: «وجود چالش و کمبود امکانات و ابزارها طبیعی است ولی آرزو دارم هم امکانات آموزشی و هم فضای فیزیکی گسترش یابد تا بهتر بتوانیم خدمت کنیم؛ قلبم به درد می آید که می بینم کادر درمان با وجود کمبودها چقدر خالصانه کار می کنند اما مراجعان که در جریان چالش‌های ما نیستند، گله دارند و مشکلات را به پای کم‌کاری همکاران می‌گذارند».  

   

برگزیده دو دوره جشنواره شهید مطهری، ضمن نگارش حدود مقاله 90 در حیطه کاردیولوژی و تألیف دو کتاب (به اتفاق همکاران) «نکات کاربردی در اورژانس های قلب» و «نقش گرافی قفسه سینه در بیماری های قلبی»، سال گذشته در یک کار گروهی نیز به اتفاق همکارانش همچون دکتر غیور، دکتر موهبتی و ... موفق عمل کرده و در کنگره قلب اروپا (ISD) که مهمترین کنگره قلب و عروق سالانه جهان می‌باشد، به عنوان دومین دانشگاه ایرانی دارای بیشترین تعداد مقاله شناخته شدند.

 

دوباره جنگ؛ دوباره خدمت

درباره امکان مهاجرت به ویژه در شرایط درگیری کشور با یک جنگ تحمیلی دیگر که می پرسم، قاطعانه پاسخ می دهد: «دوست دارم دانشگاه های سرآمد دنیا را تجربه کنم ولی مطمئن هستم ماندن دائم برایم ممکن نیست؛ حس می کنم ریشه‌ام اینجا در ایران است و با همه سختی ها و مشکلات که البته در همه جای دنیا هست، نمی‌توانم از این ریشه جدا شوم و بروم؛ هر وقت از کنگره‌های خارجی برمی‌گردم، وقتی هواپیما در فرودگاه ایران می نشیند، حس خوب می گیرم و آرام می شوم؛ حتی در شرایط جنگی هم با افتخار کنار مردمم هستم و مثل ایام کودکی داوطلبانه کمک می کنم؛ دوست دارم دانشجویان هم بمانند و همین‌جا در وطن پیشرفت کنند».

 

کاهش محسوس سن ابتلا به بیماری‌های قلبی

دکتر بیکدلو در پایان با اشاره به کاهش بسیار محسوس سن بیماری‌های قلبی به ویژه سکته مغزی و قلبی در سال‌های اخیر می‌گوید: «این خیلی نگران‌کننده است؛ خصوصا که اغلب بیماران، مادران و پدران جوان هستند و این برای خانواده و بالتبع جامعه، آسیب‌های جبران‌ناپذیر به دنبال دارد بنابراین بهتر است که از طریق اصلاح عادات و سبک زندگی نادرست(تغذیه نامناسب، بی‌تحرکی، مصرف سیگار، استرس ها و...) از این تهدید، جدا پیشگیری شود.  /

 

ساعتی با عضو هیأت علمی دانشکده پیراپزشکی که مسیر تحصیل و تدریس را همزمان طی کرده است؛

اشتیاقی که آینده را رقم زد

زهرا شریعتی ـ از کودکی با دیدن آموزش خیاطی مادر به خانم‌ها عاشق تدریس شده بود؛ آنقدر که از همان دوران ابتدایی، معلم شب های امتحان همکلاسی‌هایش شده بود و تشویق والدین را به همراه داشت؛ این شوق به آموزش دادن سبب شد حتی حین ادامه تحصیل و بدون توجه به آورده‌های مادی، شروع به تدریس در دانشگاه کند آن هم از جان و دل و با تأکید ویژه روی کیفیت یادگیری که استقبال دانشجویان و ارتقای بازدهی آنان را به دنبال داشته و دارد. در کنار این‌ها ضمن تجربه مسئولیت‌های مختلف اجرایی در حوزه تحصیلی خود، با رتبه یک وارد مقطع دکتری شد و حالا قریب دو دهه است که در جمع خانواده علوم پزشکی مشهد خدمت می کند؛ گفتگوی ما با دکتر معراجی، دانشیار گروه فناوری اطلاعات سلامت و عضو سابق کمیته کشوری مدیریت اطلاعات سلامت وزارتخانه را در ادامه می‌خوانید.

 

سرنوشتی که در کودکی رقم خورد

دکتر مرضیه معراجی که اواسط دهه50 در مشهد مقدس متولد شده است، از دوران کودکی سرنوشت‌سازش اینطور یاد می کند: «مادر خیلی دوست داشت درس بخوانیم؛ معتقد بود خانم باید استقلال داشته باشد و علم و دانش، نگاه انسان به زندگی را عوض می کند؛ این اعتقاد به حدی بود که وقتی لازم شد مدرسه محله بازسازی شود، مادرم دو اتاق خانه را در اختیار مدرسه گذاشت که مبادا آموزش تعطیل شود. پدر هم دوست داشت دخترها معلم شوند و این علاقه به تعلیم دادن و تدریس از همان کودکی در من شکل گرفت؛ وقتی آموزش خیاطی مادر به خانم‌ها را می‌دیدم یا ایام امتحانات، به همکلاسی‌هایم درس می دادم؛ دیگر همه می‌دانستند دوست دارم معلم شوم؛ حتی به دبیرستان که رسیدم، جلوی آینه می ایستادم و تمرین تدریس می‌کردم. آموزش دادن خیلی برایم جذاب بود و دغدغه داشتم هر چه یاد دارم را انتقال بدهم؛ حالا هم همینطور است، به دانشجویان جزوه نمی دهم؛ مستقیما منابع را معرفی می کنم و به کیفیت آموزش اهمیت می دهم؛ همین سبب شده دانشجویان بعد از اتمام تحصیل و اشتغال، تشکر کنند و از حس خوب و تسلطشان به حوزه کاری خود بگویند».

 

از دانشسرا تا دانشگاه

نمی داند چرا ولی با وجود علاقه وافر به معلمی و قبولی در آزمون دانشسرا، چیزی درونش، او را از ادامه این مسیر منع کرد و به سمتی سوق داد که باز هم معلم شود اما در حیطه‌‌ای خاص و برای دانشجویان؛ «نتیجه آزمون دانشسرا که آمد، حسی درونم می‌گفت دنبال فراتر از این باش؛ مادر هم که گویا متوجه حسم شده بود، گفت اگر مردد هستی وارد دانشسرا نشو. به این ترتیب رشته تجربی را انتخاب کردم هرچند با توجه به علاقه‌ام به ریاضی، انتخاب اولم رشته ریاضی بود ولی انگار قسمت نبود؛ تعداد نفرات کلاس به حد نصاب نرسید و این رشته در مدرسه ما منحل شد. در نهایت سال 73 در رشته مدارک پزشکی وارد مقطع کاردانی دانشگاه علوم پزشکی کرمان شدم اما باز هم خیلی ناراحت بودم و از خودم انتظار بیشتری داشتم؛ بماند که دوست نداشتم به کار در بیمارستان محدود باشم و ترجیح می دادم رشته‌ام مورد علاقه باشد تا بتوانم آن را تا آخرین مدارج ادامه دهم بنابراین تصمیم گرفتم دوباره کنکور شرکت کنم ولی یکی از دوستانم تأکید کرد که برو، راه باز می شود؛ الان طناب را در دست داری، می توانی به جای انصراف و اتلاف وقت، بگیری و بالا بروی. دیدم حرفش درست است، ادامه دادم و دوران خوبی شد؛ بااینکه از شهر و خانواده‌ام دور بودم ولی فرصتی شد تا خودم را پیدا کنم».

 

با توجه به اینکه مقطع کارشناسی مدارک پزشکی فقط در دو شهر تهران و شیراز ارائه می شد، به خاطر علاقه به شیراز، این شهر را برای ادامه تحصیل، انتخاب و این بار هدفمندانه رشته‌اش را دنبال کرد؛ «دوست داشتم حتما بخشی از عمرم را در شیراز بگذرانم بنابراین این شهر را ترجیح دادم و باتوجه به تجارب دوره کاردانی، هدفمندتر درس خواندم؛ هر چه می خواندم یا یاد می گرفتم، منبعش را می پرسیدم و پیگیری می کردم تا اطلاعات بیشتری به دست بیاورم؛ در نتیجه بااینکه هیچوقت دغدغه اول شدن را نداشتم و بیشتر کیفیت یادگیری برایم مهم بود ولی جزو نفرات اول کلاس قرار گرفتم». 

 

استفاده از هر فرصتی برای تدریس

شوق و علاقه کم نظیرش به تعلیم و تدریس سبب شد سال 79 به محض اتمام دوره کارشناسی و به جای اشتغال در بیمارستان، برای تدریس در دانشگاه علوم پزشکی مشهد داوطلب شود؛ «درخواست تدریس در مشهد دادم و یادم هست که رییس دانشکده پیراپزشکی روی نامه درخواستم، نوشت فوری فوری. بالاخره موافقت شد و تا سال 84 بدون اینکه به شرایط کاری و استخدام فکر کنم، در دوره کارآموزی مربی دانشجویان بودم؛ بی‌توجهی من به وضعیت کاری به حدی بود که گاهی خود مسئولان از میزان حق‌الزحمه پرداختی ابراز شرمندگی می کردند ولی برای من رسیدن به علاقه‌ و آرزویم مهم بود».

 

طی یک سالی که تا قبولی در کارشناسی ارشد فاصله داشت، هم مطالعه برای کنکور داشت، هم اشتغال به تدریس و هم مسئولیت‌های مختلف در حوزه رشته تحصیلی‌اش را تجربه کرد و سال 80 در رشته آموزش مدارک پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی تهران پذیرفته شد؛ «طی دوسه سالی که دانشجوی تهران بودم ناگزیر تدریسم قطع شد؛ سال 83 بعد از اتمام دوره کارشناسی ارشد به مشهد برگشتم و پیگیر استخدام شدم اما همه فراخوان‌ها در رشته من صرفا برای آقایان بود؛ موقتا مشغولیت سابقم در اداره ارزشیابی معاونت درمان (کارشناس ارزشیابی) را ادامه دادم و وقتی دیدم در مشهد امیدی به استخدام خانم‌ها نیست، سال 84 به عنوان کارشناس در بیمارستانی در تربت حیدریه استخدام شدم؛ در همان یکی دوسال که آنجا بودم با همه چالش‌ها خیلی پربار بود چون هرچه تا آن زمان به صورت تئوری آموخته بودم، تبدیل به تجربه عملی شد؛ در عین حال در مشهد هم روزهای پنجشنبه به صورت حق التدریس خدمت می کردم».

 

ورود به دکتری با رتبه اول/ تحصیل، تدریس، اشتغال

با این وجود از آنجا که ترجیح می داد به محیط دانشگاه و کار علمی برگردد، در آزمون دکتری شرکت کرد و سال 86 به عنوان نفر اول دکترا در رشته مدیریت اطلاعات بهداشتی درمانی دانشگاه ایران پذیرفته شد؛ در حالی که همچنان به عشق معلمی، تدریسش در مشهد و کارش در تربت حیدریه را ادامه می‌داد؛ «حدود یک سال از تربت حیدریه به تهران می رفتم برای دانشگاه و آخر هفته را به مشهد برمی‌گشتم و بعد دوباره تربت حیدریه و تهران و ... اما چون ادامه این روند خیلی سخت بود، درخواست انتقال محل کارم به دانشگاه مشهد را دادم و از فروردین 88 در حالیکه دانشجوی دکترا بودم، در علوم پزشکی مشهد به عنوان کارشناس گروه مدارک پزشکی مشغول کار شدم؛ هر چند در مشهد هم مدتی ناچار به مرخصی بدون حقوق شدم اما اواخر سال 91 باتوجه به عدم امکان تداوم مرخصی، دوباره مشغول کار شدم در حالی که در تهران هم دانشگاه ما با دانشگاه تهران ادغام شده و مسائل آموزشی خاص خود را برایمان ایجاد کرده بود؛ هر طور بود سال 92 از رساله‌ام با موضوع آنتولوژی بیماری های قلبی، دفاع کردم و سال 93 عضو هیات علمی علوم پزشکی مشهد شدم».    

 

سختگیری برای آموزش باکیفیت

دکتر معراجی به عنوان دانشیاری با سابقه در دانشگاه درباره سبک آموزشی خود می گوید: «دوست دارم دانشجویان نهایت استفاده را از کلاس ببرند و به بهترین نحو ممکن مطلب را یاد بگیرند؛ هرچند برخی این را سختگیری می‌دانند ولی چون از کودکی خودم اینطور بودم و به کیفیت یادگیری اهمیت می دادم، حالا هم به آن اعتقاد دارم. البته نسل زد ویژگی های خاص خود را دارند اما درکشان می کنم و انعطاف لازم را برایشان دارم؛ در مجموع کلاس‌هایم پویا و مشارکتی است و از تلفن همراه و هوش مصنوعی نیز هوشمندانه استفاده می شود».

 

افتخارات

از جمله آثار پژوهشی این بانوی موفق می توان به پایان نامه کارشناسی ارشد با عنوان «مدیریت اطلاعات بیماران سرطانی در بیمارستان» اشاره کرد که در قالب کتاب منتشر و سال 91 در جشنواره شهید حریرچیان اصفهان رتبه برتر را به خود اختصاص داد. تدوین دو کتاب «فناوری مدیریت اطلاعات سلامت» و «راهنمای جامع کدگذاری بیماری ها بر اساس ICD10» با مشارکت همکاران، 72 مقاله و 79 طرح پژوهشی، استاد برگزیده دوازدهمین جشنواره شهید مطهری در سال98، استاد برگزیده دانشکده پیراپزشکی و برگزیده سومین جشنواره ماه‌بانو از دیگر افتخارات دکتر معراجی است.

 

ضرورت مدیریت مشارکتی و تقویت شبکه ارتباطی

او که مسئولیت های متعددی چون مسئول کمیته مشورتی دانشجویان، مسئول دفتر توسعه آموزش دانشکده پیراپزشکی، معاون دانشجویی فرهنگی دانشکده پیراپزشکی، مسئول امور آموزشی کارکنان فناوری اطلاعات سلامت ضمن خدمت دانشگاه، مسئول کمیته مدیریت اطلاعات سلامت معاونت درمان، مشاور امور زنان استانداری و عضویت در کمیته کشوری مدیریت اطلاعات سلامت وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی (مشارکت در تدوین طرح‌هایی برای ارتقای کیفیت اطلاعات که منتهی به تولید دستورالعمل‌های کشوری مطلوبی شد) را تجربه کرده است، ضمن تأکید بر ضرورت مدیریت مشارکتی معتقد است جلسات هم‌اندیشی بین همکاران در دانشگاه باید بیشتر باشد تا شبکه ارتباطی و همدلیشان تقویت شود.

 

 هویتم اینجاست؛ چطور ترکش کنم؟/ کار هست خصوصا در رشته ما

می پرسم تاکنون به مهاجرت فکر کرده‌اید؟ لبخندی می زند و پاسخ می دهد: «مهاجرت نه؛ دوست دارم به صورت موقت دانشگاه‌های خارج کشور را تجربه کنم ولی هیچ وقت نمی توانم برای همیشه ایران را ترک کنم؛ هیچ جا وطن نمی شود؛ هویت ما اینجاست و به جای دیگر تعلقی نداریم که بتوانیم زندگی کنیم؛ برای من حتی اینکه یک روز بیدار شوم و زبان فارسی مادری را نشنوم سخت است. معتقدم در کشورهای دیگر ما همیشه یک غریبه محسوب می شویم بنابراین بین ما و شهروندانشان تبعیض وجود دارد؛ فکر می‌کنم کسانی که بدون دلیل خاصی مهاجرت می کنند یا بر آن اصرار دارند، معمولا تحت تاثیر جو هستند؛ بدون فکر می روند و دیر یا زود پشیمان می شوند و برمی‌گردند؛ چالش و مشکل همه جا هست و مهم، مدیریت چالش است وگرنه هرجا برویم آسوده نخواهیم بود. از دانشجویانی که قصد مهاجرت دارند، همیشه می پرسم که می خواهید بروید چه چیزی به دست بیاورید؟ فکر نکنید آنجا برایتان فرش قرمز پهن کرده‌اند؛ اگر می خواهید کاری کنید، همینجا هم می شود کار کرد؛ اینکه می گویند کار نیست، حرف درستی نیست؛ خصوصا در رشته ما کار هست و ظرفیت پذیرش خوبی هم دارد».  

 

دکتر معراجی در معرفی رشته‌ مدیریت اطلاعات سلامت یادآور می شود: «ارتباط این رشته با فناوری زیاد است چون رسالت آن جمع آوری داده های مربوط به افراد و حفظ و نگهداری و انتشار آن ها می باشد؛ از دل این داده‌ها می شود اطلاعات و دانش خوبی برای حوزه بالین(تحقیق یا درمان) استخراج کرد که ما در این مرحله(پردازش اطلاعات) نیز خصوصا برای بیماران خاص، به حوزه بالین کمک می کنیم تا الگوها و الگوریتم های موردنیاز استخراج شود./

 

 

 


 

عضو هیئت علمی در گروه میکروب شناسی و ویروس شناسی دانشگاه علوم پزشکی مشهد و مسئول فنی آزمایشگاه رفرانس سل و HIV شمال شرق کشور، با اشاره به اهمیت بالای رشته علوم آزمایشگاهی در فرایند درمان بیماری ها گفت: حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد تصمیمات بالینی پزشکان بر پایه نتایج آزمایشگاهی اتخاذ می‌شود.

دکتر سامان سلیمان پور در گفتگو با وب دا، به مناسبت 30 فروردین ماه روز آزمایشگاهیان، از رشته علوم آزمایشگاهی پزشکی به عنوان مجموعه‌ای از دانش‌ها و مهارت‌ها یاد کرد که با استفاده از روش‌های آزمایشگاهی به بررسی نمونه‌های بیولوژیک مانند خون، ادرار، مایعات بدن و بافت‌ها می‌پردازد تا اطلاعات دقیق و قابل اعتماد برای تشخیص، پایش و پیشگیری از بیماری‌ها فراهم کند.

وی نقش و کاربرد رشته علوم آزمایشگاهی در حوزه پزشکی را کلیدی و تعیین کننده برشمرد و افزود: بطور معمول علوم آزمایشگاهی در سه حوزه اصلی نقش دارد که شامل ؛ تشخیص بیماری‌ها (مانند عفونت‌ها، بیماری‌های خونی، متابولیک و ژنتیکی)، پایش روند درمان (مثلاً بررسی پاسخ به درمان در بیماران دیابتی یا سرطانی) و غربالگری و پیشگیری (مانند غربالگری نوزادان یا بررسی‌های پیش از بارداری) است.

علوم آزمایشگاهی؛ حلقه اتصال بین علم پایه و طب بالینی

دکتر سلیمان پور که به دلیل سوابق درخشان پژوهشی و نگارش مقالاتی با میزان ارجاعات بالا، در سال ۱۴۰۲ نامش در فهرست پر افتخار سرآمدان علمی کشور ثبت و ماندگار شد ، رشته علوم آزمایشگاهی را حلقه اتصال بین علم پایه و طب بالینی و نقش آن در پزشکی مدرن غیرقابل جایگزین دانست و افزود: تقریباً هیچ حوزه‌ای از پزشکی نیست که به آزمایشگاه وابسته نباشد. در حوزه تخصصی شخص بنده، یعنی میکروب‌شناسی و ویروس‌شناسی، ما با استفاده از روش‌های مختلف مثل کشت و تکنیک‌های مولکولی مثل PCR می‌توانیم عوامل عفونی را شناسایی کنیم. این موضوع به‌خصوص در بیماری‌هایی مثل سل، هپاتیت یا عفونت‌های ویروسی خیلی اهمیت دارد، چون تشخیص سریع و دقیق مستقیماً روی انتخاب درمان مؤثر است. از سوی دیگر، در بیماری‌های مزمن مثل دیابت یا اختلالات تیروئید، آزمایشگاه نقش اصلی را در پایش بیمار دارد. در بیماری‌های خونی و حتی سرطان‌ها هم بدون نتایج آزمایشگاهی عملاً تشخیص و تصمیم‌گیری ممکن نیست و در مجموع، آزمایشگاه نه‌تنها به امر تشخیص کمک می‌کند، بلکه در انتخاب درمان هدفمند (Targeted therapy) و کاهش مصرف بی‌رویه داروها، به‌ویژه آنتی‌بیوتیک‌ها، نقش مهمی دارد.

عضو هیئت علمی برتر پژوهشی در گروه میکروب شناسی و ویروس شناسی دانشگاه همچنین گفت: دانشگاه علوم پزشکی مشهد به‌عنوان یکی از قطب‌های مهم پزشکی کشور، در حوزه علوم آزمایشگاهی از ظرفیت‌های قابل توجهی برخوردار است و از نظر ظرفیت انسانی هم، حضور اعضای هیئت علمی متخصص در گرایش‌های مختلف از جمله میکروب‌شناسی، ویروس‌شناسی، بیوشیمی، هورمون، سرولوژی، هماتولوژی، انگل شناسی، قارچ شناسی و ژنتیک، یک پشتوانه علمی قوی ایجاد کرده است. همچنین تربیت دانشجویان در مقاطع مختلف باعث پویایی و تداوم این حوزه شده است.

مرجعیت دانشگاه علوم پزشکی مشهد در برخی حوزه های تشخیصی آزمایشگاهی

دکتر سلیمان پور در بخش دیگری از توضیحات خود یادآور شد: به لحاظ تجهیزات و زیرساخت‌ها، بسیاری از آزمایشگاه‌های دانشگاه به تجهیزات پیشرفته‌ای مانند Real-Time PCR، سیستم‌های اتوآنالایزر بیوشیمی، فلوسایتومتری و تکنیک‌های مولکولی مجهز هستند و به‌ویژه در حوزه تشخیص‌های مولکولی، طی سال‌های اخیر پیشرفت‌های قابل توجهی صورت گرفته ، هر چند طبیعی است که چالش‌هایی هم وجود داشته باشد؛ مثلاً به‌روزرسانی تجهیزات یا تأمین برخی کیت‌ها همیشه از دغدغه‌هاست. اما در مجموع، با توجه به ظرفیت‌های موجود، دانشگاه علوم پزشکی مشهد در حوزه تشخیص آزمایشگاهی، به‌ویژه در سطح منطقه شمال شرق کشور، جایگاه قابل قبولی دارد و در بعضی حوزه‌ها حتی نقش مرجع را ایفا می‌کند.

این استاد جوان در ادامه گفت: در دانشگاه علوم پزشکی مشهد، آزمایشگاه رفرانس مولکولی و همچنین آزمایشگاه رفرانس سل شمال شرق کشور نقش بسیار مهمی در ارائه خدمات تشخیصی تخصصی ایفا می‌کنند و بنده به‌عنوان مسئول فنی این آزمایشگاه‌ها، در حوزه تشخیص مولکولی بیماری‌های عفونی فعالیت دارم. در این مراکز، با بهره‌گیری از تکنیک‌های به‌روز دنیا مانند Real-Time PCR و سایر روش‌های مولکولی، امکان شناسایی سریع و دقیق عوامل عفونی، به‌ویژه در مواردی مانند سل و سویه‌های مقاوم به دارو، فراهم شده و تلاش ما این بوده که علاوه بر ارائه خدمات تشخیصی با کیفیت بالا، استانداردهای بین‌المللی را در فرآیندهای آزمایشگاهی رعایت کنیم تا نتایج قابل اعتماد و قابل استناد برای تصمیم‌گیری‌های بالینی در اختیار همکاران بالینی قرار گیرد.

دکتر سلیمانی اضافه کرد:این مجموعه عملاً به‌عنوان یک مرکز مرجع در منطقه شمال شرق کشور عمل می‌کند و نقش مهمی در ارتقای سطح تشخیص و کنترل بیماری‌های عفونی ایفا دارد.

...........................................................................................................................................................................

مدیر گروه روانپزشکی و روانشناسی بالینی دانشگاه علوم پزشکی مشهد گفت: در پی حملات بی‌وقفه و غیرانسانی دشمن در جنگ رمضان، که مراکز درمانی، آموزشی و دانشگاهی را نیز هدف قرار داد، این گروه با تعهد و روحیه بالا، در خط مقدم جبهه سلامت روان، به ارائه خدمات حیاتی به آسیب‌دیدگان جنگ پرداخت.

دکتر فاطمه محرری، در گفتگو با وب دا، این اقدامات را شامل مشاوره و روان‌درمانی برای بهبود ترومای جنگی، به‌ویژه اختلال استرس حاد (ASD) و اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) و همچنین ارائه حمایت‌های روانی گسترده به آسیب‌دیدگان دانست و افزود: این گروه با برگزاری کارگاه‌های آموزشی تخصصی برای کادر درمان، از جمله پزشکان، پرستاران و امدادگران، به ارتقاء دانش و مهارت آنان در مدیریت بحران‌های روانی ناشی از جنگ و ارائه مراقبت‌های حمایتی پرداخته و پروتکل‌های کاربردی را تدوین نموده است.

توسعه اقدامات حمایتی و غربالگری سلامت روان

مدیر گروه روانپزشکی و روانشناسی بالینی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با اشاره به فعالیت این کارگروه از زمان جنگ ۱۲ روزه، بیان داشت که در ماه‌های اخیر بر آموزش کمک‌های اولیه روانشناختی (PFA)، مداخلات تاب‌آورانه و مدیریت استرس در بحران تمرکز شده است.

وی یکی از اولویت‌های اصلی در این دوران را غربالگری سلامت روان برای شناسایی افراد آسیب‌پذیر و ارجاع آن‌ها به درمان دارویی یا روانشناختی دانست و خاطرنشان کرد : این خدمات در کلینیک ‌و بیمارستان فوق تخصصی ابن سینا ارائه می‌شود

دکتر محرری به مدیریت استرس بیماران روانپزشکی و خانواده‌هایشان در شرایط بحرانی به عنوان دیگر اقدامات مهم اساتید و دستیاران این گروه در بخش‌های مختلف بیمارستان اشاره و در ادامه افزود: دستیاران روانپزشکی نیز با مشارکت فعال در برنامه‌های داوطلبانه، گروه‌های حمایتی و پشتیبانی از کادر درمانی، نقش مهمی ایفا می‌کنند.

تولید محتوای آموزشی و اطلاع‌رسانی

دکتر محرری در خصوص اقدامات اطلاع‌رسانی در دوران جنگ رمضان، اعلام کرد که کارگروه سلامت روان در بحران با همکاری روابط عمومی دانشگاه، به تولید بیش از ۲۲ مورد محتوای روانشناختی، ویدیوها و پادکست‌های آموزشی پرداخته است.

وی توضیح داد که این محتواها با هدف ارتقاء سواد سلامت روان شهروندان تهیه شده و در دسترس عموم قرار می‌گیرد .

دکتر محرری همچنین با بیان اینکه گروه روانپزشکی و روانشناسی بالینی و کارگروه سلامت روان در بحران دانشگاه، حفظ سلامت روان جامعه و کادر سلامت را وظیفه خود دانسته و تلاش خود را در این راستا ادامه خواهد داد ابراز امیدواری کرد : تجربیات حاصل از این دوران، راهگشای تقویت همکاری‌ها و توسعه دانش و خدمات در حوزه سلامت روان کشور باشد.

..................................................................................................................................................

عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با اشاره به تاثیرات قابل توجه رنگ ها و برخی مواد غذایی در بهبود حالات روان‌تنی و افزایش قوای جسمی گفت: بهره گیری از طیف رنگ های سبز و آبی و استفاده از ریزمغذی هایی همچون عسل، شیره توت و انگور، ارده و شیره و... بویژه در موقعیت‌های پرتنش و بحرانی می تواند به آرامش بیشتر افراد کمک کند.  

دکتر مهدی یوسفی، عضو هیأت علمی و مدیر گروه طب ایرانی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، در گفتگو با وب دا، با اشاره به گستردگی کاربرد رنگ‌ها در بهبود حالات روان‌تنی، گفت: افرادی که در محیط‌های پراسترس دچار علائم عصبی-روانی مانند لرزش، خشکی دهان، تپش قلب، سردرد، بی‌قراری و تحریک‌پذیری می‌شوند، بهتر است از لباس‌هایی با طیف رنگ‌های سبز (سبز ساده، سبز نعنایی، سبز لیمویی، سبز جنگلی، سبز آبی، فیروزه‌ای) و آبی (آبی آسمانی) استفاده کنند. همچنین بهتر است طیف رنگ‌های سرخ و نارنجی در پوشاک، به حداقل رسانده شود.

روش دیداری (مناسب برای زمان استراحت)

این استاد طب ایرانی در خصوص تاثیر بصری رنگ ها در وضعیت روانی افراد هم گفت : نگریستن آگاهانه به اشیاء، تصاویر یا سطوحی با رنگ‌های طیف سبز تا آبی، یا قرار گرفتن در معرض نورهای ملایم، می‌تواند به کاهش اضطراب و ایجاد تعادل عصبی-هورمونی کمک کند. این روش زمانی مؤثرتر است که با الگوهای تنفس صحیح و استشمام رایحه‌های خوش همراه شود.

مقوی‌های زودبازده برای افزایش قوای جسمی و روانی

دکتر یوسفی در ادامه به تاثیرات برخی خوراکی ها اشاره کرد و گفت: در شرایط بحرانی ممکن است فرصت یا تمایل افراد به صرف وعده‌های غذایی کافی وجود نداشته باشد، لذا راهکارهایی برای تأمین موقت ریزمغذی‌های ضروری جهت بهبود سیستم عصبی در طب ایرانی ارائه شده که عبارت است از؛

  • عسل (زیرزبانی): توصیه شد که یک قاشق چای‌خوری عسل طبیعی (ترجیحاً گرماندیده و رس‌بسته) زیر زبان قرار داده شود و به آرامی در بزاق حل و سپس بلعیده شود.
  • شیره توت: مصرف دو قاشق غذاخوری شیره توت هر ۶۰ تا ۹۰ دقیقه پیشنهاد شد.
  • شیره انگور: ایشان نیز توصیه کردند که هر ۶۰ تا ۹۰ دقیقه، دو قاشق غذاخوری شیره انگور میل شود.
  • ارده و ارده شیره: مصرف یک تا دو قاشق مرباخوری از این ترکیبات هر ۶۰ تا ۹۰ دقیقه مفید ذکر شد.

احتیاط در مصرف مواد خوراکی خاص

استاد گروه طب ایرانی در عین حال گفت : مصرف برخی مواد خوراکی در شرایط استرس‌زا می‌تواند وضعیت را تشدید کند و لذا افرادی که دچار خشکی و زبری پوست، شکنندگی ناخن، بی‌خوابی یا بدخوابی، اسپاسم عضلانی، بواسیر، شقاق مقعد و خشکی مخاطات هستند، باید در مصرف مواد خوراکی همچون سرکه، آبغوره، آبلیمو، ترشی‌ها (خانگی یا بازاری)، پنیر شور، خیارشور، آجیل شور، نمک زیاد، زنجبیل، خردل، فلفل سیاه، سیر، پیاز تند، فلفل قرمز، شاهی، تره، پیازچه، سس‌های تند و تیز، خرمای خشک، عسل کهنه پرهیز کنند.

دکتر یوسفی همچنین تأکید کرد: مصرف بیش از دو فنجان قهوه، نسکافه و چای سبز در شبانه‌روز توصیه نمی‌شود چون این نوشیدنی‌ها محرک سیستم عصبی هستند و اگرچه در کوتاه‌مدت باعث افزایش هوشیاری و انرژی می‌شوند، اما مصرف زیاد یا مداوم آن‌ها می‌تواند منجر به فرسایش و خستگی سیستم عصبی گردد و لذا به جای این محرک‌ها، بهتر است روزانه ۲ تا ۴ استکان چای سیاه غیرعطری همراه با هل، گل محمدی، قدری زعفران و دارچین مصرف شود.

............................................................................................................................................

دکتر آزیتا گنجی، دانشیار دانشگاه علوم پزشکی مشهد و دارای فوق تخصص بیماری‌های گوارش و کبد، از جمله پزشکانی است که با سابقه‌ای بیش از دو دهه در آموزش، تحقیق و درمان، سهم قابل توجهی در ارتقای دانش اندوسکوپی و روش‌های نوین تشخیص و درمان درمشهد داشته است.

این فوق تخصص بیماری‌های گوارش و کبد که از سال ۱۳۸۵ تاکنون در بیمارستان امام رضا(ع) مشهد به فعالیت آموزشی و درمانی مشغول است، متولد شهرستان نیشابور بوده و تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در همان‌جا گذرانده و در کنکور سال ۱۳۶۴ موفق به قبولی در رشته پزشکی عمومی دانشگاه علوم پزشکی مشهد شد. وی در سال ۱۳۷۱ از این دانشگاه فارغ‌التحصیل و سپس به صورت مستقیم وارد دوره تخصص داخلی گردید. وی در سال ۱۳۷۴ برای ادامه تحقیقات و کسب تجربه علمی به مدت چهار سال به ایالات متحده آمریکا مهاجرت کرد و در آنجا به انجام فعالیت‌های پژوهشی پرداخت وبه دلیل نارضایتی از شرایط کاری در آن کشور، تصمیم به بازگشت به ایران گرفت.

بعد از بازگشت به ایران ، دوره طرح تخصصی خود را در شهرستان طبس برای ۴ سال سپری کرد و سپس در آزمون فوق تخصص شرکت نموده و در رشته بیماری‌های گوارش و کبد در دانشگاه علوم پزشکی تهران پذیرفته شد و دوره فوق تخصص خود را در بیمارستان شریعتی گذراند. وی در سال ۱۳۸۵ فارغ‌التحصیل شد و‌بعد فارغ التحصیلی با هدف ارتقای دانش خود، دوره آموزشی سه‌ماهه‌ای در دانشگاهAMC و VUMC  آمستردام هلند گذراند تا با روش‌های پیشرفته‌ای از جمله دبل بالون اندوسکوپی و اندوسونوگرافی  و‌مانومتری آشنا شود و پس از بازگشت، توانست استفاده از این دستگاهها  را در مشهد راه اندازی کند . از اسفندماه ۱۳۸۵ تاکنون، دکتر آزیتا گنجی به عنوان عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد فعالیت دارد و ضمن تدریس و پژوهش، در حوزه خدمات درمانی بیماری‌های گوارش و کبد نیز به بیماران خدمت‌رسانی می‌کند.

در ادامه، شرح گفتگوی وب دا، با این استاد با سابقه‌ی دانشگاه علوم پزشکی مشهد را می خوانید.

آموزش همواره برای من در اولویت قرار دارد، پدر و مادرم فرهنگی و آموزشی بودند و به همین دليل من همیشه عاشق آموزش بوده ام وبه نظر من، آموزش در اولویت قرار دارد، چون کل آینده یک جامعه  را رقم می زند، بعد از ان حوزه پژوهش که باعث تولید علم و گاها روشهای علمی برخورد با بیماران بومی و منطقه خودمان را مشخص می کند ، و‌نهایتا درمان بیماران که پزشک باید قابلیتهای لازم برای اعتماد بیمار را داشته باشد و‌بتواند بهبود  زندگی و‌سلامت رابرای بیماران به ارمغان اورد

به نظر من مهمترین نکته  این است که صداقت و راستی جای مصلحت ها و روابط را بگیرد و از قابلیت‌ها و کارآمدی افراد بر اساس معیارهای واقعی و نه تبلیغاتی استفاده شود . گاهی سپردن کار به افراد نا کارامد نه تنها باعث عدم پیشرفت ، که باعث سرخوردگی و عدم کارایی مناسب از طرف افراد کارامد هم خواهد شد .

بنده در زمینه آموزش دو سال  مسئول آموزش گروه داخلی بودم،و مدت ۴ سال ریس بخش اندوسکوپی بودم  که به نظر خودم در ان دوران هم کارهای بزرگی را انجام دادم و تغییر و تحولات زیادی در گروه اتفاق افتاد . و البته باید در نظر داشت که همیشه انجام کار درست و قانونی با نارضایتی یک عده همراه خواهد بود ولی مدیر لایق میتواند بخوبی مدیریت امور رو داشته باشد که حرکت رو به جلو مانعی و سدی پیدا نکند .

وب دا، در خصوص تحقيقات انجام شده پیرامون بيماري سلياك توضیحاتی بفرمایید؟

با توجه به رجیستری بیماران سلیاک و در دسترس بودن دیتای خوب و قوی برای انجام تحقیقات در این زمینه پایان نامه های متعددی در سطح پزشکی عمومی تا فوق تخصص انجام شده و‌مقالات زیادی به چاپ رسیده و‌در دست انجام هست ، که عمده انها  راهگشای عملکردمان بوده و کاربردی بوده است .

مطالعه تحقیقاتی در زمینه پیامد های  حاملگی در  بيماران سلياك،و شیوع بیماری در افراد وابسته درجه اول مثل فرزندان و خواهر و‌برادر انجام شد و نشان داد که جای نگرانی زیادی در این زمینه نمی باشد واين بيماران هم بعد از رعایت رژیم غذایی براي باردار شدن مشكلي ندارند و مثل تمام زنان ديگر مي توانند باردار و صاحب فرزند شوند .و استعداد ژنتیکی دلیل ابتلا قطعی فرزند نیست. به طور عادي، ژنتیک مستعد سلیاک را در40 درصد افراد جامعه داریم،ولی فقط ۳ درصد دچار بیماری می شوند .

 وب دا، با توجه به نقش مهم و اثرگذار اساتید در فضاهای مختلف آموزشی و پژوهشی و درمانی دانشگاه ، از نگاه شما یک استاد موفق در این حوزه‌ها چه شاخصه‌هایی دارد؟

 در یک جامعه معیوب و یک جامعه سالم ويژگي هاي يك استاد موفق متفاوت است. در یک جامعه سالم صداقت و راستی و انجام  درست وظایف و احساس مسولیت در امور اموزش و پژوهش و تواضع در بر خورد با بیماران و پرسنل و بروز بودن اطلاعات و مفاهیم علمی مهم هست .  ولی در يك جامعه معیوب شرايط فرق مي كند و معیارهای موفقیت متفاوت است و شاید فقط با تبلیغات و استفاده از فضای مجازی و‌روابط با افراد موفق بود. در یک جامعه سالم که ما همیشه آرزوي آن را داريم و ان شااله به ان برسیم. رفتار استاد میتواند نقش مهمی در ، روش و‌منش اینده دانشجویان داشته باشد . بهترین لذت و رضایت برای استاد هم دیدن دانشجویان موفق می باشد.

وب دا، در مسیر تحصیل و فعالیت‌های کاری آیا چالش ها و موانعی را هم تجربه کردید؟ در صورت پاسخ مثبت بفرمایید چطور با این چالش ها و موانع مقابله کرده اید؟

یك قسمت از چالش‌ها مربوط به همه خانم ها است، در واقع همیشه تمرکز و اولویت در رشته هاي مختلف  و در تمام دنيا، با آقایان است و براي تداوم وبقاباید خیلی بیشتر سعی و تلاش کنند، اين یک چالشي است كه نه تنها الان بلكه هميشه وجود داشته و تأکيد مي كنم كه این چالش فقط مخصوص ما نیست.

 من در یك کنگره در كشور آمریکا شركت كرده بودم كه یک جلسه ان مربوط به مشکلات زنان  گاسترو آنتولوژیست بود، كه البته اين چالشي است كه متأسفانه گريبان تمام جوامع را گرفته و شاهد ان هستيم. بنابراين، من هم براي اينكه اين چالش ها را رفع كنم،  تلاش بيشتري كردم،  به عنوان مثال، من برای به دست آوردن مدرك mph ، آموزش اندوستونو  و مانومتری و‌دبل بالن اندوسکوپی زحمت زیادی کشیدم .

یادم است، زمانی که  سال 85 کارم رو در مشهد شروع کردم ،  انجام دبل بالن اندوسکوپی را در بیمارستان رضوی و‌ مانومتری را در بیمارستان امام رضا ع راه اندازی کردم  و‌تنها کسی بودم که دوره اموزش  اندوسونوگرافی پیشرفته با نمونه برداری رو دیده بودم و انجام ان در مشهد را شروع کردم . این توانمدنیهافقط  با پشتکار و جدیتی بود که خودم داشتم و طی یک دوره سه ماه  اموزشی خصوصی در امستردام کسب کرده بودم .

وب دا، آيا خانواده در پيشرفت تحصيلي و شغلي شما مؤثر بوده اند؟

 بله، پدر و مادرم فرهنگی بودند وخیلی موثر و‌مشوق بودند .  مادرم دبیر  زبان انگلیسی بودو خيلي آموزش را دوست داشت و بخصوص پزشکی رو که خودش  بعلت ازدواج در سن پایین نتوانسته بود به اين ارزوي خود دست يابد وهميشه دوست داشت كه پزشك موفقی شوم . خانواده هميشه برای ادامه تحصيل و‌فعالیتهای علمی مشوق خیلی خوبی برایم بودند . کارمندان  آموزش پرورش و فرهنگیان  گروه ویژه و‌محترمی در جامعه هستند و همیشه انتظار داریم  که بتوانند فرزندانشان را طوری تربیت کنند كه با فرهنگ درست و روش و منش صادقانه در جهت کسب علم و دانش قدم بردارند و   بتونن خدمتی برای نسل اینده باشند ، پيش ببرند .

خاطره ای از پدرم تکه عريف میکرد حدود سال ۱۳۴۹--۵۰  در يك مدت مدرسه  دزدي زياد مي شد، او مي گفت: ما خيلي فكر كرديم كه چه كاري كنيم که این اتفاق نیفتد، بنابراين تصميم گرفتيم كه نماز جماعت را در مدرسه براي دانش اموزان برگزار كرديم، از زماني که نماز جماعت در مدرسه برگزار شد، دزدی ها کنترل شد و حتي دیگر اتفاق نیفتاد .این همان مذهب راهبر و راهگشایی است  است که انتظارش را داریم .

 خواهرم  فوق لیسانس رشته کامپیوتر است، برادرم هم پزشک ارتوپد و فلوشیپ زانو است که سه روز در هفته مشهد و سه روز  هم در شهرستان بجنورد بعنوان هییت علمی مشغول خدمت است .

وب دا، اوقات فراغت خود را بيشتر صرف چه فعاليت هايي مي كنيد؟

گاهي اوقات كارهاي بيمارستان و دانشجويان را با خودم به منزل مي برم و انجام مي دهم، اكثر کارهای پايان نامه و‌تخقیقاتی  دانشجويان و نوشتن مقالات را در منزل انجام مي دهم، اما بقيه اوقات فراغتم را يا ورزش مي كنم و يا چون به باغ و گل و گياه خيلي علاقه دارم، خودم را سرگرم انها مي كنم.

......................................................................................................

تداوم روندهای آموزشی در گروه ایمونولوژی/ آموزش در همه مقاطع، بصورت مجازی و حضوری انجام می شود 

مدیر گروه ایمونولوژی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با اشاره به شرایط خاص کشور و تغییر بخشی از روندهای آموزشی در دانشگاه ها، بر تداوم روندهای آموزشی در گروه ایمونولوژی دانشگاه علوم پزشکی مشهد تاکید کرد و افزود: در حال حاضر فرایند آموزش در همه مقاطع، بصورت مجازی و حضوری انجام می شود.

دکتر سید جلیل توکل افشار، در گفتگو با وب دا، ضمن تشریح روند آموزش در این دانشگاه با توجه به شرایط موجود، از ارائه آموزش‌های مجازی و حضوری به صورت ترکیبی برای دانشجویان رشته ایمونولوژی خبر داد و با اشاره به تجربه موفق ارائه محتواهای آموزشی در بستر فضای مجازی در دوران جنگ تحمیلی، تاکید کرد که این شیوه آموزشی هم‌اکنون در سطوح مختلف دانشگاهی دنبال می‌شود.

آموزش مجازی برای دوره‌های عمومی و تئوری تحصیلات تکمیلی

دکتر توکل افشار در خصوص دوره‌های عمومی که شامل رشته‌های پزشکی، دندانپزشکی، داروسازی، پرستاری و علوم آزمایشگاهی می‌شود، بیان کرد : آموزش‌ها از طریق سامانه نوید به صورت مجازی ارائه می‌گردد و اساتید موظف به بارگذاری محتوای درسی خود در این سامانه هستند.

وی همچنین در مورد مقاطع تحصیلات تکمیلی (کارشناسی ارشد و دکتری) عنوان کرد که بخش تئوری این دروس همانند دوره‌های عمومی به صورت مجازی ارائه خواهد شد.

مدیر گروه ایمونولوژی در ادامه به چالش کمبود سلف و خوابگاه برای دانشجویانی که بومی مشهد نیستند، اشاره کرد و گفت: با توجه به شرایط موجود، دانشگاه قادر به ارائه خوابگاه و سلف نیست و دانشجویانی که بتوانند این مشکل را شخصاً برطرف کنند، می‌توانند در آزمایشگاه‌ها حضور یافته و مراحل عملی کار خود را به انجام برسانند. در حال حاضر دانشجویانی که درخواست خوابگاه نکرده‌اند، مشغول انجام پایان‌نامه در آزمایشگاه‌های ایمونولوژی بالینی هستند.

امکان برگزاری کلاس‌های حضوری برای دانشجویان تحصیلات تکمیلی

دکتر توکل افشار در ادامه افزود: در صورت امکان و با توجه به تعداد کم دانشجویان تحصیلات تکمیلی (حداکثر هفت تا هشت نفر در هر گروه)، کلاس‌های تئوری آن‌ها می‌تواند به صورت حضوری نیز برگزار شود.

 وی از معرفی دانشجویان دکتری ورودی ۱۴۰۵ خبر داد و اظهار داشت: در صورت حضور این دانشجویان در مشهد، آمادگی برگزاری دروس تئوری به صورت حضوری در دانشکده وجود دارد. همچنین، دانشجویان پسا دکترا نیز در برخی آزمایشگاه‌ها مشغول انجام کارهای عملی، آموزشی و پژوهشی هستند.

خدمات آزمایشگاهی بیمارستانی و تعامل فعال دانشجویان

وی در پایان به بخش خدمات آزمایشگاهی اشاره کرد و گفت: ما در بیمارستان‌های قائم(عج) و امام رضا(عج) آزمایشگاه‌های ایمونولوژی داریم که خدمات درمانی را ارائه می‌دهند و اساتید و همکاران ما در شرایط جنگی نیز در آزمایشگاه حضور دارند و مشغول ارائه خدمات آموزشی هستند. همچنین، در سامانه نوید تکالیفی برای دانشجویان تعریف می‌شود تا تعامل و تبادل نظر فعالانه در سامانه صورت گیرد.

......................................................................................................................................................

 

مدیر مرکز مشاوره دانشگاه علوم پزشکی مشهد با اشاره به تأثیر مستقیم شرایط بحرانی بر سلامت روان و عملکرد افراد، بر ضرورت آموزش و اجرای اصول بهداشت خواب تأکید و مجموعه‌ای از توصیه‌های عملی را برای ارتقای کیفیت خواب در این دوران ارائه داد.

دکتر حمیده صمدی، در گفتگو با وبدا با بیان اینکه «در شرایط بحرانی، مدیریت خواب و آگاهی از اصول بهداشت خواب اهمیتی دوچندان پیدا می‌کند» افزود: ایجاد برنامه خواب منظم، حتی در شرایطی که الگوی خواب به دلیل فشارهای روانی دچار بی‌نظمی می‌شود، اهمیت بسزایی دارد و تعیین زمان ثابت برای خواب و بیداری به تنظیم مجدد سیستم بیولوژیک بدن کمک می‌کند.

وی افزود: توجه به محیط خواب، شامل ایجاد تاریکی کافی (با استفاده از چشم‌بند یا کاهش نور محیط)، کاهش صدا (با گوش‌گیر یا انتخاب فضای آرام) و تنظیم دمای متعادل اتاق، یکی از اصول مهم بهداشت خواب است.

 دکتر صمدی برای مدیریت استرس و اضطراب، تکنیک‌های آرام‌سازی مانند تنفس عمیق، مدیتیشن، یوگای ملایم، نوشتن افکار مزاحم و گفت‌وگو با افراد مورد اعتماد را مؤثر دانست که می‌تواند تنش روانی پیش از خواب را کاهش دهد.

 وی در زمینه تغذیه، به کاهش مصرف کافئین و نیکوتین، به‌خصوص در ساعات پایانی روز، اشاره کرد و پرهیز از وعده‌های غذایی سنگین پیش از خواب را نیز ضروری دانست، زیرا مصرف آن‌ها باعث ناراحتی جسمی و اختلال در خواب می‌شود. فعالیت بدنی در حد امکان، حتی به‌صورت محدود در طول روز، موجب بهبود خواب شبانه می‌شود، البته باید از ورزش‌های سنگین در ساعات نزدیک به خواب اجتناب کرد. در صورت مختل بودن خواب شبانه، استفاده از چرت‌های کوتاه (۲۰ تا ۳۰ دقیقه‌ای) در طول روز می‌تواند به افزایش هوشیاری کمک کند، اما چرت‌های طولانی مطلوب نیست.

این متخصص حوزه روانشناسی اضافه کرد: ایجاد روال آرامش‌بخش پیش از خواب مانند مطالعه سبک، گوش دادن به موسیقی آرام یا حمام آب گرم، به بدن و ذهن علامت می‌دهد که زمان استراحت فرا رسیده است.

 دکتر صمدی بر اهمیت پذیرش شرایط و تمرکز بر عوامل قابل‌کنترل تأکید کرد و گفت: پذیرش محدودیت‌های موجود و تمرکز بر اقداماتی که تحت کنترل فرد است، به ایجاد حس آرامش و مدیریت بهتر شرایط کمک می‌کند.

 مدیر مرکز مشاوره دانشگاه علوم پزشکی مشهد بر اهمیت آموزش این اصول در سطح جامعه تأکید کرد و گفت: ارتقای آگاهی عمومی درباره مدیریت خواب در بحران، نقش مهمی در حفظ سلامت روانی و افزایش تاب‌آوری افراد دارد.

................................................................................................................

........................................................................................................................

مدیر مرکز مشاوره دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با بیان اینکه آغاز فصل بهار تصمیمی برای دوباره ایستادن است افزود : ما «امید» را نه در نبودِ سختی‌ها، بلکه در قدرتِ ایستادنِ دوباره‌مان پس از هر طوفان معنا می‌کنیم؛ با دعایی عمیق‌تر برای آرامش، صلح و سلامتیِ تمام کسانی که در خط مقدمِ این روزهای سخت ایستاده‌اند.

دکتر حمیده صمدی، در گفتگو با وبدا ، خاطرنشان کرد: با وجود دشواری‌هایی که در روزهای اخیر بر زندگی بسیاری از افراد سایه انداخته است، فرارسیدن بهار می‌تواند نشانه‌ای از توان درونی انسان برای آغاز دوباره باشد و بهار تنها یک فصل طبیعی نیست؛ بهار یک تصمیم است؛ تصمیمی برای ادامه دادن، برای رویش پس از روزهای سخت.»

وی با اشاره به اینکه احساس خستگی یا نگرانی در شرایط بحرانی کاملاً طبیعی است، تأکید کرد: امید را نباید در نبود سختی‌ها جست‌وجو کرد، بلکه در قدرت ایستادن دوباره پس از هر بحران معنا پیدا می‌کند.

دکتر صمدی افزود : نوروز می‌تواند فرصتی باشد تا هر فرد مهربانی بیشتری با خود داشته باشد و اجازه ندهد فشارها و نگرانی‌ها چراغ امید را در دل او خاموش کنند.

مدیر مرکز مشاوره در بخش دیگری از سخنان خود با بیان اینکه همدلی و همراهی اجتماعی از مؤثرترین عوامل برای عبور از دوران دشوار است تأکید کرد: قوی‌ترین دارو برای بسیاری از تنش‌ها، همراهی و دست مهربان دیگران است.

وی در ادامه مجموعه‌ای از توصیه‌های حمایتی را برای ورود به سال جدید مطرح کرد که این توصیه‌ها شامل؛ توجه جدی به سلامت روان و ضرورت مراجعه به خدمات مشاوره در صورت نیاز، مدیریت زمان برای مطالعه و استراحت، تقویت ارتباطات اجتماعی و خانوادگی، اختصاص زمانی روزانه برای ورزش و خودمراقبتی، و مدیریت میزان دریافت اخبار است.

دکتر صمدی همچنین یادآور شد: خدمات مرکز مشاوره به صورت شبانه‌روزی در دسترس دانشجویان قرار دارد و دانشجویان می‌توانند در هر ساعت از شبانه‌روز با خطوط هات‌لاین مرکز مشاوره تماس بگیرند یا به مرکز مشاوره کوی پردیس مراجعه کنند.

مدیر مرکز مشاوره دانشگاه علوم پزشکی مشهد اضافه کرد: شماره‌های تماس هات‌لاین ۲۴ ساعته مرکز به شرح زیر آماده خدمت رسانی به مخاطبان عزیز خواهد بود : 

09157158307 (آنکال آقایان) 

09157158306 (آنکال بانوان)

 

دکتر صمدی در پایان تأکید کرد: سال ۱۴۰۵ می‌تواند آغاز فصل امیدهای تازه و پیوندهای استوارتر باشد. ما در مرکز مشاوره، همچنان در کنار دانشجویان ایستاده‌ایم تا مسیر پیش‌رو با سلامت و آرامش بیشتری طی شود و ما، کنارِ هم، طلوعِ فردا را می‌سازیم.

.....................................................................................................................................

مدیر مرکز مشاوره دانشگاه به نمایندگی از دکتر محمد اسماعیل‌زاده معاون فرهنگی و دانشجویی از واحدهای فعال معاونت فرهنگی و دانشجویی در ایام تعطیلات نوروز، بازدید نمود.

به گزارش وب دا، با هدف بررسی و ارزیابی فرایند ارائه خدمات، وضعیت روانشناختی دانشجویان و دستیاران، بررسی چالش‌های احتمالی و تبادل پیشنهادات در راستای اثربخشی ارائه خدمات به دانشجویان و دستیاران، دکتر حمیده صمدی مدیر مرکز مشاوره دانشگاه در هشتمین روز از فروردین ماه سال جاری به نمایندگی از دکتر محمد اسماعیل‌زاده معاون فرهنگی و دانشجویی از واحدهای فعال معاونت فرهنگی و دانشجویی در ایام تعطیلات نوروز، بازدید نمود.

در این بازدید ضمن قدردانی از تلاش‌های شبانه‌روزی همکاران در ایام تعطیلات نوروز؛ واحدهای نقلیه، تأسيسات، فناوری اطلاعات، خدمات، اداره خوابگاه‌ها، اداره تغذیه، سلف مرکزی، مرکز مشاوره، انتظامات، مدیریت تربیت‌بدنی، مدیریت مالی، تدارکات، حراست معاونت، مهمانسرای قائم (عج) مورد ارزیابی و بازدید قرار گرفت.

دکتر صمدی با ابراز امیدواری از استمرار خدمات، تأکيد کرد که این نوع بازدیدها به ارتقاء کیفیت خدمات و تشخیص زودهنگام مشکلات موجود کمک شایانی خواهد کرد. این اقدام در راستای سیاست‌های معاونت فرهنگی و دانشجویی در سال جدید، نشانه‌ای از عزم راسخ دانشگاه برای ارتقاء ابعاد سلامت جسمی و روانی و فراهم نمودن شرایط رفاه و آرامش در فضایی امن و حمایتی برای دانشجویان و دستیاران است.

....................................................................................................................................

 مدیر مرکز مشاوره دانشگاه علوم پزشکی مشهد از ارائه بیش از ۱۷۰ مشاوره روانشناسی به دانشجویان و دستیاران از زمان اغاز جنگ رمضان تا پایان تعطیلات نوروز خبر داد.

دکتر حمیده صمدی در گفتگو با وبدا، پیرامون جزییات این خبر گفت: از ابتدای طرح راه اندازی خطوط مشاوره تلفنی در ایام تعطیلات ( از تاریخ ۲۵ اسفند ماه تا پایان تعطیلات نوروز )، بیش از ۴۵ تماس با همکاران آنکال مرکز مشاوره توسط کادر بهداشت و درمان و دانشجویان با موضوعات نحوه مدیریت استرس، مشاوره های پیش از ازدواج، مشاوره زوج و خانواده، مشاوره اعتیاد، مشاوره فرزندآوری و فرزندپروری، مشاوره های تحصیلی و برنامه ریزی آموزشی، مشاوره های بالینی و نحوه مصرف دارو انجام شده است.

وی ادامه داد: در یک مورد از این تماس ها، در مشاوره تشخیص افسردگی بعد از زایمان برای همکار دانشگاه کدگذاری شد که بلافاصله همکار محترم طبق هماهنگی های انجام شده به روان‌پزشک آنکال ارجاع و تا فرایند ثبات وضعیت روانشناختی و ثبات خلق، پیگیری های لازم انجام شد .

دکتر صمدی در ادامه گفت : پس از ثبات خلق جهت پیگیری درمان و مراقبت های روانشناختی لازم مادر با هماهنگی های انجام شده با همکاران ستادی معاونت بهداشتی، به مراکز جامع خدمات سلامت ارجاع شد و

در سه مورد نیز، مشاوره پیش از ازدواج جهت دانشجویان دانشگاه انجام شد که جهت ادامه فرایند مشاوره به همکاران مرکز مشاوره که به صورت حضوری، همه روزه در مرکز مشاوره کوی پردیس در مجاورت خوابگاه های دانشجویی حضور دارند، ارجاع شد.

مدیر مرکز مشاوره دانشگاه اضافه کرد: خطوط تلفنی ۲۴ ساعته جهت بهره مندی کلیه دانشجویان و دستیاران که تمایل به استفاده از خدمات روانشناختی به صورت تلفنی دارند، نیز به صورت شبانه روزی در دسترس می باشد. همچنین ۵۳ مورد پیگیری تلفنی دانشجویان در معرض آسیب و آسیب پذیر و انجام مشاوره تلفنی با دانشجو و خانواده ایشان و در ۵ مورد ارجاع به روان‌پزشک آنکال جهت اقدامات مورد نیاز تا حصول نتیجه ثبات وضعیت روانشناختی نیز تا کنون از دیگر اقدامات مرکز مشاوره در ایام تعطیلات نوروز بوده و به تعداد ۱۱۷ مورد مشاوره های روانشناختی به صورت تلفنی، آنلاین و حضوری جهت دانشجویان و دستیاران صورت گرفت.

دکتر صمدی خاطر نشان کرد: بیشترین موارد مورد بررسی در مشاوره انجام شده موارد مرتبط با علائم افسردگی، اضطراب، مشکلات انطباقی و خانوادگی بوده است که توسط روانشناسان مرکز مشاوره، راهکارهای روان‌شناختی و پیگیری درمان انجام شده است.

همینطور در بررسی های میدانی و ۱۰ بازدید انجام شده از خوابگاه های دانشجویی فعال از زمان شروع جنگ در  پردیس دانشگاه و مهمانسرای قائم ( عج) که محل سکونت دستیاران می باشد، وضعیت روانشناختی دانشجویان و دستیاران که در شرایط کنونی مشغول به خدمت رسانی در بیمارستان ها و مراکز درمانی می باشند، نیز به صورت فعالانه توسط مددکاران مرکز مشاوره مورد پایش قرار گرفت و تهیه و انتشار ۳۰ محتواهای آموزشی از طریق پادکست، اینوگرافی، پیام های متنی در خصوص محتواهای تاب آوری، مدیریت هیجان، مدیریت استرس، مدیریت اخبار رسانه،خودمراقبتی، امید آفرینی، حفظ روابط خانوادگی و  سایر موضوعات روانشناسی مرتبط با شرایط کنونی جهت جامعه دانشگاهی و برگزاری وبینارهای آموزشی نیز از دیگر اقدامات مرکز مشاوره می باشد.

مدیر مرکز مشاوره دانشگاه اضافه کرد: این اقدامات با هدف ارتقای سلامت روان، حمایت روانشناختی، ارتقا تاب آوری و توانمندسازی دانشجویان و دستیاران گرامی دانشگاه در مواجهه با بحران های جمعی نظیر جنگ می باشد.

...........................................................................................................................................................................

همزمان با شرایط بحرانی جنگ در کشور و تعطیلات نوروزی، گروه طب اورژانس دانشگاه علوم پزشکی مشهد، در سه مرکز درمانی اصلی و سایر بیمارستان‌های این شهر به صورت شبانه‌روزی به زائران و مجاوران بارگاه رضوی خدمات درمانی ارائه کردند.

دکتر موسوی، مدیر گروه طب اورژانس دانشگاه علوم پزشکی مشهد، در گفتگو با وب دا، پیرامون جزییات این خبر اظهار کرد: با وجود شرایط خاص ناشی از جنگ و همزمانی آن با تعطیلات نوروز، تمامی اعضای هیأت علمی و دستیاران گروه طب اورژانس در سه مرکز آموزشی، درمانی و پژوهشی امام رضا(ع)، قائم(عج) و سوانح هاشمی‌نژاد، به صورت شبانه‌روزی به ارائه خدمات درمانی به زائران و مجاوران پرداخته و افزون بر آن متخصصان طب اورژانس در سایر بیمارستان‌های زیرمجموعه دانشگاه علوم پزشکی مشهد نیز به صورت مستقر حضور داشته و خدمات لازم به بیماران و مراجعان ارائه شد.

وی همچنین گفت: شهر مقدس مشهد به عنوان یکی از مقاصد اصلی سفرهای نوروزی نیازمند برنامه‌ریزی دقیق برای خدمات‌رسانی به بیماران است و در ایام جنگ و نوروز 1405 این برنامه ریزی ها به خوبی صورت گرفت، در همین راستا، کشیک اساتید و دستیاران به صورت فوق‌العاده تنظیم شد تا خدمات در سه مرکز آموزشی  امام رضا(ع)،  هاشمی‌نژاد و قائم(عج) علیرغم افزایش مراجعات حداقل به میزان ۳۰ تا ۵۰ درصد زمینه را برای  خدمات بهتر به بیماران فراهم گردد.

دکتر موسوی با اشاره به جنبه آموزشی این خدمات، بیان داشت: برنامه آموزشی برای اینترن‌ها و رزیدنت‌ها در این ایام ادامه داشت و با توجه به اینکه دستیاران طب اورژانس در خط مقدم برخورد با بیماران قرار دارند، با در نظر گرفتن تنش‌ها و نگرانی‌های بیمار و خانواده بیماران، دستیاران عزیز ما با سعه صدر و حوصله فراوان، شرایط را مدیریت کردند.

عضو هیات علمی دانشگاه، در ادامه به تامین تجهیزات و ملزومات اشاره کرد و گفت: خوشبختانه مدیریت و برنامه‌ریزی در زمینه تأمین تجهیزات، امکانات و ملزومات مصرفی به خوبی انجام شد و در این ایام جنگ و تعطیلات نوروز، مشکل خاصی وجود نداشت. البته در حال حاضر با کمبود دستگاه‌های پرتابل سونوگرافی در مراکز آموزشی شهید هاشمی نژاد و امام رضا(ع)  مواجه هستیم که امیدواریم در آینده نزدیک اقدامات مناسبی برای رفع این نیاز صورت گیرد.

مدیر گروه طب اورژانس دانشگاه علوم پزشکی مشهد در پایان تأکید کرد: با توجه به اینکه در ایام سفر، زائران و مسافران عزیز ممکن است دچار حوادث و سوانح شوند که نیازمند خدمات درمانی است، بخش طب اورژانس در مراکز مختلف دانشگاه به صورت شبانه‌روزی پذیرای این بیماران خواهد بود.

...........................................................................................................................................

مدیر گروه جراحی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، از فعالیت کامل و مستمر این گروه در تمامی زمینه‌های درمانی، اعم از بخش‌های اورژانس، درمانگاه‌ها و اتاق‌های عمل، حتی در ایام تعطیلات نوروز و شرایط بحران جنگ خبر داد.

دکتر عباس عبداللهی، در گفتگو با وب دا اظهار داشت: در ایام بحران جنگ و تعطیلات نوروز، گروه جراحی دانشگاه علوم پزشکی مشهد کاملاً فعال بوده و در تمام زمینه‌های درمانی و درمانگاه‌ها، به بیماران خدمات ارائه می‌شد.

وی افزود: چه بیماران اورژانسی و چه بیماران غیر اورژانسی، در بخش اورژانس به صورت ۲۴ ساعته و آنکال، دستیاران و اعضای هیأت علمی دانشگاه حضور داشتند و اعمال جراحی ضروری، مانند عمل‌های اورژانس، انجام می‌شد، در بخش‌های مختلف جراحی توراکس، جراحی عمومی و سایر مراکز بیمارستانی نیز خدمات ارائه می‌گردید.

مدیر گروه جراحی دانشگاه علوم پزشکی مشهد تأکید کرد: همه اساتید آماده‌باش هستند و نه تنها در شهر مشهد، بلکه در هر نقطه از این میهن عزیزمان که نیاز به کمک آنها باشد، به صورت شبانه‌روزی خدمات رسانی خواهند داشت. در ایام جنگ، تمام بخش‌های گروه جراحی، درمانگاه و اتاق عمل فعال بودند و برای بیمارانی که ضرورت داشت، اقدامات درمانی لازم صورت می‌گرفت.

دکتر عبداللهی همچنین به نقش کلیدی دستیاران در این فضا اشاره کرد و گفت: دستیاران، به‌ویژه در ایام خاص، نقش بسیار کمک‌کننده‌ای ایفا کرده و دارند و بخش عمده‌ای از خدمات در گروه توسط ایشان به بیماران ارائه می‌شود.

وی در خصوص تجهیزات و امکانات موجود، بیان کرد: تجهیزات و امکانات در گروه بحمدالله فراهم است و در صورت نیاز به لوازم خاص، نسبت به تهیه آن‌ها اقدام می‌شود. البته در بحث وسایل مصرفی و تجهیزات، بر صرفه‌جویی تأکید داریم و به اساتید محترم نیز اعلام شده که اعمال جراحی را به ۳۰ تا ۴۰ درصد کاهش دهند تا کار بیماران تسهیل گردد و فرایندهای آموزشی و درمانی به بهترین نحو صورت پذیرد.

مدیر گروه جراحی دانشگاه علوم پزشکی مشهد به آغاز آموزش‌ها در سال جدید هم اشاره کرد و افزود: از آغاز هفته جاری در سال جدید، آموزش‌ها در سطوح مختلف برای دانشجویان، اینترن‌ها، استاژرها و … آغاز شده است و قبل از سال جدید نیز این آموزش‌ها در ایام اسفند ماه تداوم داشت.

...............................................................................................................

مدیر گروه معارف دانشگاه علوم پزشکی مشهد گفت: وقایع تاریخی نشان داده که حضور مردم در صحنه های مختلف، می تواند تعیین کننده سرنوشت یک کشور باشد.

به گزارش وب دا، مراسم بزرگداشت چهلمین روز شهادت رهبر معظم انقلاب اسلامی و گرامیداشت یاد شهدای مدرسه میناب در جوار مزار شهید گمنام دانشکده پزشکی مشهد برگزار شد.

حجت الاسلام و المسلمین اسدی مدیرگروه معارف دانشگاه علوم پزشکی مشهد در این مراسم بر اهمیت نقش مردم در تعیین سرنوشت کشورها تأکید کرد و گفت: در صحنه های مختلف اجتماعی حضور مردم بسیار نقش مهمی داشته و در تاریخ نیز این حضور نشان داده که سرنوشت بسیاری از جنگ ها با حضور مردم رقم می خورد.

استاد گروه معارف دانشگاه علوم پزشکی مشهد، مصادیق این حقیقت را در جنگ احزاب و جنگ خیبر برشمرد و گفت: در کشور ایران حضور مردم در صحنه؛ چه در سالهای گذشته و چه در ایام اخیر نشان داد که این بودن در کنار هم، تا چه حد در سرنوشت کشور تعیین کننده است و حتی در 22دی ماه سال گذشته و همچنین 22 بهمن ماه و 22 اسفند ماه و نیز در جنگ اخیر حضور شبانه و تجمعات مردمی که هیچ کس در داخل و خارج تصور نمی کرد، تا این حد پررنگ باشد ( و اکنون هر شب بیشتر نیز می شود) نشان داد که این تاثیر تا چه حد مهم و تعیین کننده در سرنوشت کشور است و موجب ناکامی دشمنان می شود.

حجت الاسلام و المسلمین اسدین در بخش دیگری از صحبت های خود، به جنایت مدرسه میناب و سایر اقدامات ددمنشانه آمریکا و اسرائیل در جنگ اخیر اشاره کرد و همچنین به شهادت رساندن رهبر انقلاب اسلامی را یکی از اتفاقات تلخ این جنگ برشمرد و در عین حال گفت: باید بدانیم که دشمن هیچگاه خیر و صلاح مردم ما را نمی خواهد و قطعا مردم نیز می دانند که برای یاری کردن آنها این دشمن دیرینه پا به این خاک نگذاشته‌ است، همچنان که در دهه 60  رژیم جنایتکار آمریکا با هدف قرار دادن هواپیمای مسافربری ایران عده زیادی از هموطنان عزیز ما را شهید کردند و همچنین این جنایتکاران در غزه هم سالهاست در حال کشتن انسان های بیگناه هستند و نشان دادند که جان انسانها و کودکان برای آنها اهمیتی ندارد.

..............................................................................................................................................

معاون گروه علوم اعصاب دانشکده پزشکی مشهد، با تأکید بر اهمیت تاب‌آوری عصبی، کلیدی‌ترین استراتژی برای مدیریت شرایط بحرانی را " تکنیک مکث " عنوان کرد و افزود: این تکنیک که بر تنفس عمیق و شمارش اعداد در بازه زمانی " سه تا شش ثانیه " تمرکز دارد، به عنوان یک پل حیاتی عمل می‌کند تا مغز خودآگاه فرصت فعال‌سازی و کنترل مراکز هیجانی را بیابد.

دکتر فرزانه وفایی‌نژاد در گفتگو با وب دا، اظهار کرد: در شرایط استرس زا همچون انفجار یا موقعیت‌های تهدیدآمیز، مغز به صورت ناخودآگاه واکنش‌های بقاء را فعال می‌کند و این واکنش ها که ممکن است شامل شوک، جیغ زدن یا فلج شدن باشد می تواند با تمرین تکنیک “مکث” و با ایجاد یک وقفه کوتاه، کنترل شود؛ در واقع مکث ما زمینه‌ی افزایش خون‌رسانی و اکسیژن‌رسانی به مغز را فراهم می کند و  تنفس عمیق در این بازه زمانی کوتاه، خون‌رسانی و اکسیژن‌رسانی به قشر پیش‌پیشانی را افزایش می‌دهد و با تاثیرگزاری این بخش بر آمیگدال (مرکز ترس) از واکنش‌های هیجانی شدید جلوگیری میشود.

وی همچنین گفت: بازه زمانی سه تا شش ثانیه برای این مکث تنفسی، از دیدگاه عصبی اهمیت ویژه‌ای دارد. این زمان کافی است تا مغز خودآگاه بتواند اطلاعات را پردازش کرده، مسیرهای عصبی مربوط به تصمیم‌گیری را فعال کند و از واکنش‌های تکانشی جلوگیری نماید.

دکتر وفایی نژاد اضافه کرد: حتی یک ثانیه مکث نیز می‌تواند مؤثر باشد، اما بازه سه تا شش ثانیه‌ای، اطمینان بیشتری برای خریدن زمان کافی جهت کنترل موقعیت فراهم می‌آورد.

کاربرد عملی؛ از محیط زندگی تا میدان جنگ

معاون گروه علوم اعصاب دانشکده پزشکی مشهد، تأکید کرد: تکنیک مکث تنها مختص شرایط بحران شدید مانند جنگ نیست، بلکه در موقعیت‌های استرس‌زای روزمره نیز کاربرد دارد. به عنوان مثال، در هنگام عصبانیت در خیابان، یک مکث کوتاه تنفسی می‌تواند از درگیری فیزیکی جلوگیری کرده و به فرد امکان دهد تا تصمیمی منطقی‌تر اتخاذ کند. در شرایط بحرانی‌تر مانند انفجار، فرد به جای فلج شدن یا جیغ زدن، می‌تواند به سرعت به دنبال پناهگاه گشته و جان خود را نجات دهد.

تاب‌آوری، حاصل تقویت مدارهای عصبی

دکتر وفایی‌نژاد تاب‌آوری عصبی را تقویت مدارهای عصبی تعریف کرد که به فرد امکان می‌دهد تا قسمت‌های پایین‌تر مغز خود را بهتر کنترل کند. این امر نه تنها به کاهش آسیب‌پذیری در برابر تروماها کمک می‌کند، بلکه سرعت بهبودی را نیز افزایش داده و فرد را قادر می‌سازد تا حتی پس از تجربه‌های سخت، سریع‌تر به زندگی عادی بازگردد و خشم خود را به شیوه‌ای سازنده‌تر مدیریت کند.

.....................................................................................................................

دکتر پردیس اولیازاده، متولد آبان ماه سال ۷۴، یکی از جوان ترین اعضای هیات علمی و پزشکان شاغل در دانشگاه علوم پزشکی مشهد است، که تمام دوران تحصیل خود را؛ از مدارس ابتدایی تا بالاترین درجات علمی، در همین شهر سپری نموده و در واقع کنکور سال 1392، نقطه عطفی در زندگی وی به شمار می رود؛ رتبه ۵ کشوری و دو منطقه که کلید ورودش به دانشکده پزشکی مشهد شد.

 اما این پایان راه نبود و بلکه سرآغاز سفری بلندتر به رشته تخصص داخلی شد؛ ورودی سال ۱۴۰۰ و چه سفری! سال ۱۴۰۴، در آزمون بورد تخصصی داخلی، نامش با رتبه اول کشوری درخشید و این موفقیت، تنها نشان از نبوغ نبود، بلکه گواهی بود بر عشقی عمیق به آموختن و آموزش دادن.

ورود به ساحت مقدس تعلیم

دکتر اولیازاده، روزهایش را نه تنها در بالین بیماران، که در راهروهای آموزش نیز سپری می‌کند، او که از مهر ماه ۱۴۰۴، به عنوان عضو هیأت علمی در گروه داخلی بیمارستان امام رضا (ع) آغاز به کار کرده و از آذر ماه، با حکم رسمی، این مسیر را ادامه می‌دهد، دغدغه‌ای بزرگ در دل دارد؛ که همانا آموزش است!

این استاد جوان با خود می‌اندیشد: چرا باید دانشجویان ما، این آینده‌سازان علم پزشکی، در بالین با کمبود معلم مواجه باشند؟ هر سال، تعداد بیشتری از جوانان جویای دانش وارد دانشگاه می‌شوند، اما فضای آموزشی و اعضای هیأت علمی، گویی با این سیل جمعیت همگام نیستند. دکتر اولیازاده، این واقعیت را از نزدیک لمس کرده و او که خود در دوران رزیدنتی، سعی در انتقال دانش به دانشجویان پایین‌تر داشته، به خوبی می‌داند که هر گامی در جهت بهبود فضای آموزشی، ارزشمند است.

این استاد جوان معتقد است، جذب بیشتر اعضای هیأت علمی، به ویژه در رشته‌های جنرال داخلی، حیاتی است؛ " بیمارستان‌های امام رضا (ع) و قائم (عج) اساتید برجسته‌ای دارند، اما تعدادشان در برابر سیل دانشجویان، اندک است. مهم‌ترین بخش آموزش یک پزشک عمومی، در بخش‌های جنرال است"، او این نکته را با اطمینان می‌گوید و ادامه می‌دهد: " ما برای آموزش بهتر، به اساتیدی نیاز داریم که بتوانند این علم را به خوبی منتقل کنند."

اما مسیر آموزش، تنها به کلاس درس و تعداد استاد ختم نمی‌شود. دکتر اولیازاده، با تجربه‌ای هرچند اندک، اما عمیق، بر این باور است که اولویت اول، درمان است. “هدف همه این کارها، بیمار و بهبود اوست.” این استاد جوان می‌گوید: “پزشکی که تمرکزش را بر درمان با کیفیت قرار دهد، قطعاً در کنار آن، آموزش بهتری هم خواهد داشت.” چرا که بهترین الگو برای یادگیری، “ROLE MODELING” و “استاد شاگردی” است؛ دیدن و آموختن از استاد در حین طبابت.

پژوهش؛ بال مهم دیگری از پرواز علم

با این حال، استاد جوان فراموش نمی‌کند که پژوهش نیز، بال مهم دیگری از پرواز علم است. پژوهش برای ارتقای سطح دانشگاه و دانش پزشک ضروری است. اما گاهی، حجم سنگین درمان و آموزش، رمقی برای پرداختن به پژوهش باقی نمی‌گذارد. او از دانشگاه می‌خواهد که در این زمینه، کمک فکری داشته باشد، چرا که در اولویت‌بندی، درمان و آموزش، جایگاه نخست را دارند.

استاد موفق از دیدگاه دکتر اولیاءزاده، کسی است که بیمار را به بهترین شکل ممکن ویزیت کند، با متدهای علمی روز آشنا باشد، بتواند تشخیص دقیق دهد و این دانش را به بهترین شکل به دانشجو منتقل کند. او باید بداند چگونه نیازهای آموزشی دانشجو را در هر سطحی بشناسد و از روش‌های نوین انتقال دانش بهره گیرد.

اما مسیر، همواره در برابر بانوی جوان پزشک هموار نبوده است. دوران پزشکی عمومی، با چالش عدم توجه کافی به ضروریات یادگیری یک پزشک عمومی در مقابل آموزش‌های تخصصی و فوق تخصصی همراه بود و در دوران تخصص و رزیدنتی، حجم کاری بسیار زیاد، یکی از بزرگترین موانع بود. خستگی مفرط ناشی از کشیک‌های طولانی، فرصت مطالعه و تحلیل بیماران را از رزیدنت‌ها می‌گرفت. دکتر اولیاء زاده معتقد است؛ “صرفاً دیدن بیمار، موجب ارتقای دانش و مهارت نمی‌شود؛ زمان کافی برای مطالعه و بررسی لازم است.”

این پزشک جوان با نگاهی امیدوارانه به آینده، راه‌حل‌هایی را پیشنهاد می‌کند: " راه‌اندازی جدی اورژانس‌های داخلی در سایر بیمارستان‌ها، جذب پزشکان درمانی بیشتر برای شیفت‌های عصر و شب و در نهایت، خلوت‌تر کردن اورژانس‌ها" و در این مسیر پر فراز و نشیب، کسی که در سایه، همچون نوری گرم، او را همراهی کرده، خانواده است. همسر، پدر و مادر؛ کسانی که با صبر، حمایت، همدلی و درک، بار سنگین شیفت‌های شبانه، حجم کاری بالا و درگیری ذهنی را برای او هموار کرده‌اند. “بدون همراهی خانواده، طی کردن این مسیر امکان‌پذیر نیست.” دکتر اولیازاده، این را با قدردانی عمیق می‌گوید و یادآور می‌شود که این حمایت، چراغ راهش در تمام دوران تحصیل و کار بوده است.

..............................................................................................

وب دا: گفتگو با دکتر زهرا خزاعی، رزیدنت سال سوم پاتولوژی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، دریچه‌ای است به دنیای پیچیده و در عین حال جذاب تشخیص‌های پزشکی، این بانوی جوان که مسیر تحصیلی خود را با کسب افتخارات در مسابقات فرهنگی و علمی آغاز کرده، اکنون در خط مقدم تشخیص بیماری‌ها ایستاده و با وجود چالش‌های تجهیزاتی، بر اهمیت دقت و روزآمدسازی امکانات در این رشته تأکید دارد و این مصاحبه روایتی است از علاقه‌مندی‌های تحصیلی، تجربیات بالینی و دغدغه‌های یک پزشک جوان در فضایی که علم و هنر تشخیص در هم می‌آمیزند.

دکتر زهرا خزاعی، رزیدنت سال سوم رشته پاتولوژی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، متولد ۱۳۷۵، در گفتگو با وب دا، از مسیر تحصیلی و تجربیات خود سخن گفت. او که دوران تحصیل در مدرسه فرزانگان و کسب رتبه استانی در مسابقات تفسیر قرآن را پشت سر گذاشته، در سال ۹۴ با رتبه برتر در کنکور پزشکی دانشگاه علوم پزشکی سبزوار پذیرفته شد و پس از شاگرد اولی در دوره عمومی، به صورت مستقیم وارد دوره تخصص پاتولوژی گردید.

دکتر خزاعی، جذابیت رشته پاتولوژی را در تلفیق بخش تشخیصی با جراحی و نمونه‌های میکروسکوپی و همچنین جنبه بالینی آن با تفسیر آزمایش‌ها و دستگاه‌ها می‌داند. او در دوران رزیدنتی، مسئول هماهنگی بین سطوح مختلف رزیدنت‌ها و اساتید بوده و به دلیل ماهیت رشته، بخشی از کارهای تشخیصی را با میکروسکوپ شخصی در منزل انجام می‌دهد.

اهمیت حوزه‌های آموزش، درمان و پژوهش

این رزیدنت پاتولوژی، ضمن تأکید بر اهمیت هر سه حوزه آموزش، درمان و پژوهش، معتقد است که اولویت‌بندی آن‌ها به شرایط بستگی دارد و هر چند که آموزش در پیشگیری از بیماری‌ها نقش کلیدی دارد، اما در شرایط همه‌گیری مانند کرونا، درمان اولویت می‌یابد. او همچنین به ظرفیت‌های پژوهشی در رشته پاتولوژی اشاره و اظهار می کند: " خوشبختانه در بخش پاتولوژی، نمونه‌ها به وفور موجود است و زمینه برای فعالیت پژوهشی فراهم است." دکتر خزاعی تاکنون چند طرح کیس ریپورت داشته و در انتظار انتشار اولین مقاله خود است.

کمبود تجهیزات و نیاز به حمایت در پژوهش

دکتر خزاعی با وجود رضایت از اساتید و سواد علمی آنان، به کمبود امکانات و تجهیزات در دانشگاه هم اشاره نموده و در این خصوص اظهار می کند: " متأسفانه مدتی است که دستگاه بخش ما خراب شده و مسئولین باید به این دغدغه توجه کنند."  وی همچنین به هزینه‌های بالای رشته پاتولوژی در بخش پژوهش، به ویژه در زمینه IHC و مارکرها اشاره نموده و خواستار اختصاص بودجه از سوی دانشگاه برای تأمین بخشی از این هزینه‌ها شد تا دانشجویان رغبت بیشتری به پژوهش پیدا کنند.

استاد موفق و چالش‌های مسیر

به باور دکتر خزاعی، استاد موفق کسی است که با دانشجو رابطه صمیمی و دوستانه داشته باشد تا دانشجو بتواند به راحتی دغدغه‌های خود را با او در میان بگذارد. او در پاسخ به پرسش درباره چالش‌های مسیر تحصیلی، سختی دوران رزیدنتی به ویژه در سال اول را مطرح کرد و گفت: در دوران عمومی، پاتولوژی بالینی نداریم و ورود به این رشته، ورود به دنیای دیگری است.

 وی همچنین به فرسودگی تجهیزات، به ویژه میکروسکوپ‌ها و لنزهای بیمارستان قائم (عج) اشاره و خواستار نوسازی آن‌ها شد. دکتر خزاعی در این باره افزود: بخش پاتولوژی در بین سایر رشته‌ها و حتی پاتولوژیست‌ها مظلوم واقع شده است؛ چرا که دقت در تشخیص ما، مستقیماً با جان بیمار در ارتباط است.

نقش خانواده و علایق شخصی

دکتر خزاعی، نقش خانواده در حمایت از مسیر تحصیلی و شغلی خود را بسیار پررنگ دانسته و معتقد است: حمایت خانواده در دوران طولانی تحصیل و در مواقع خستگی و ناامیدی، انکارناپذیر است. دکتر خزاعی از علاقه شدید خود به ادبیات، به ویژه اشعار پروین اعتصامی، فاضل نظری، مولانا، حافظ و سعدی گفت و مطالعه زندگینامه‌ها را از دیگر علایق خود در ایام فراغت برشمرد.

 

...........................................................................

مدیر گروه اطفال دانشگاه علوم پزشکی مشهد با اشاره به خدمت رسانی مستمر گروه اطفال دانشگاه علوم پزشکی مشهد در ایام بحران جنگ و عید نوروز گفت: اعضای هیات علمی دانشگاه در این برهه زمانی حساس، پای کار خدمت رسانی به بیماران بودند و رزیدنت ها و پرستاران وکادر بیمارستان که در حوزه کودکان کار می کردند هم کمک شایانی به بهبود وضعیت کودکان داشتند .

دکتر آخوندیان در گفتگو با وب دا، ضمن عرض تسلیت به مناسبت شهادت رهبر معظم انقلاب و جمعی از سرداران سرافراز کشورمان و شهادت سایرهموطنانمان بویژه کودکان مدرسه شجره طیبه‌ی شهرستان میناب که درحمله ددمنشانه دشمن صهیونی- آمریکایی به شهادت رسیدند، بر آمادگی کامل گروه اطفال دانشگاه علوم پزشکی مشهد در خدمت رسانی به بیماران؛ طی ایام بحران جنگ و تعطیلات عید نوروز تاکید کرد و افزود: در حال حاضر حدود 60 عضو هیات علمی و85 فلوی فوق تخصصی  و رزیدنت  در بخش های مختلف گروه اطفال دانشگاه و بطور شبانه روزی مشغول فعالیت هستند و تعداد زیادی از دانشجویان اینترن هم بویژه در طی یکماه اخیر خدمات مختلفی را در بخش ها ارائه نموده اند. قابل ذکر است که همکاران متخصص کودکان هم  بصورت درمانی کمک کار هستند. وهدف این است که اموزش و درمان در زمان بحران تمرین شود.

مدیر گروه اطفال دانشگاه علوم پزشکی مشهد همچنین گفت: چهار بیمارستان دکتر شیخ، اکبر و بخش کودکان بیمارستان های قائم (عج) و امام رضا(ع) در رشته های مختلف خدمات درمانی را به بیماران ارئه می کردند و تمامی رشته های فوق تخصصی نیز در بخش خدمات ویژه فعال بودند.

دکتر آخوندیان خاطرنشان کرد: در طی یکماه اخیر در چهار بیمارستان یاد شده، تقریباً  حدود 9 هزار بیمار بصورت اورژانس ودرمانگاهی ویزیت شدند و بیماران بستری هم قریب به یک هزار و 100 مورد بوده است.

وی ادامه داد: البته رویکرد مراکز درمانی دانشگاه دراین ایام بصورتی  بود که بیماران تا حد امکان بستری نشوند اما در صورت ضرورت این کار انجام می گرفت و در همین فرصت از تمامی افراد که در رشته کودکان فعالیت می کنند سپاسگزارم و امیدوارم خداوند جزای خیر به همه این عزیزان عطا فرماید.

مدیر گروه اطفال دانشگاه علوم پزشکی مشهد این نکته را هم یادآور شد که در طی ایام جنگ فعالیت های عمرانی و ساختمانی دانشگاه در بخش کودکان در حال انجام بوده و  با کمک خیّر محترم سرکار خانم قاسمی روند ساخت بخش فوق تخصصی خون و سرطان را پیش بردند.

دکتر آخوندیان اضافه کرد: کادر دست اندرکار در به طور شبانه روزی مشغول پیش بردن کارهای ساختمانی بخش مذکور هستند که امیدواریم تا دو سال آینده این بخش به بهره برداری برسد. همچنین جلسه ای در ایام تعطیلات نوروز جهت ساخت بخش اعصاب و بخش کلیه کودکان در مجاورت بیمارستان اکبر برگزار و تفاهم نامه اش توسط سرکار خانم قاسمی خیّر محترم امضاء گردید تا ان شا الله این دو بخش هم به مرکز طبی کودکان مشهد ملحق شود و به یاری خداوند در عرض دو سال آینده بهره برداری گردد.

دکتر آخوندیان ضمن قدردانی از خیّر نیک اندیش سرکار خانم قاسمی یادآور شد؛ کارهای بسیار زیاد و به هنگامی توسط این بانوی نیک اندیش انجام شده و حتی در مواردی خود ایشان برای تسریع روند کارها پیش قدم می شوند.

مدیر گروه اطفال دانشگاه علوم پزشکی مشهد در ادامه گفت: ما در ایام جنگ سعی کردیم بصورت بهینه از امکانات استفاده کنیم و با توجه به فضای خاص کشور سعی می کنیم که تمام بخش ها برای بیماران آماده باشد. و در همین جا از ریاست محترم دانشگاه جناب اقای دکتر شبستری ومعاونین محترم دانشگاه که پشتیبان توسعه وپیشرفت گروه کودکان هستند متشکرم.

دکتر آخوندیان از خدمات دکتر جعفری رئیس بیمارستان کودکان اکبر و دکتر  قاسمی رئیس بیمارستان دکتر شیخ نیز قدردانی کرد.

........................................................................................................

رئیس بخش داخلی بیمارستان امام رضا(ع) ضمن تشریح اثرات استرس بر معده و روده، خاطرنشان کرد: حفظ آرامش و مصرف منظم دارو برای پیشگیری از عود بیماری‌های گوارشی در شرایط بحران ضروری است.

دکتر بهاری، رئیس بخش داخلی بیمارستان امام رضا(ع) در گفتگو با وب دا، در رابطه با عوامل موثر در ایجاد بیماری‌های گوارشی در ایام بحران و فاکتورهای تشدید کننده آن گفت: بیماری‌های گوارشی ارتباط مستقیمی با استرس دارند و فشارهای روانی و تنش های عصبی می‌تواند تشدیدکننده بسیاری از این بیماری‌ها باشد.

وی ادامه داد: بیماری روده تحریک‌پذیر نمونه‌ای از جمله اختلالاتی است که با استرس شدت می‌گیرد وعلائم این بیماری شامل دل‌درد، دل‌پیچه، نفخ، اسهال یا یبوست است که معمولاً درد با اجابت مزاج کاهش می‌یابد.

دکتر بهاری تأکید کرد: در شرایط بحران، احتمال عود یا تشدید این علائم زیاد است و افرادی که سابقه این بیماری را دارند، در صورت بازگشت علائم می‌توانند از داروهای قبلی خود استفاده کنند، اما کسانی که برای نخستین‌بار با این علائم مواجه می‌شوند باید به پزشک مراجعه کنند.

وی در ادامه درباره تأثیر استرس بر معده گفت: استرس می‌تواند موجب زخم یا ورم معده و همچنین زخم یا ورم اثنی‌عشر شود. گرچه عامل اصلی برخی از این بیماری‌ها میکروب اچ‌پایلوری یا مصرف مسکن‌هایی مانند ژلوفن و ایبوپروفن است، اما استرس نیز می‌تواند علائم را تشدید کند و بیماران در صورت داشتن داروهای قبلی باید مصرف آن‌ها را ادامه دهند.

مدیر گروه رشته داخلی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با بیان اینکه برخی بیماری‌ها مانند روده التهابی (کولیت اولسروز) مکانیسم متفاوتی دارند، افزود: این بیماری‌ها خودایمنی بوده و با داروهایی مانند کورتن درمان می‌شوند و استرس در این موارد نیز می‌تواند موجب تشدید علائم شود و بیمار باید برای تعیین علت عود مجدد علائم توسط پزشک ویزیت شود تا مشخص شود مشکل ناشی از تشدید بیماری است یا تحریک روده عصبی.

دکتر بهاری همچنین گفت: بیماری‌هایی مانند هپاتیت B ارتباط بارزی با استرس ندارند و با مصرف منظم داروها، مشکل خاصی برای بیمار ایجاد نمی‌شود.

این استاد دانشگاه تأکید کرد: بیماران مزمن گوارشی باید داروهای خود را منظم مصرف کنند و نیازی به ذخیره‌سازی چندماهه دارو نیست، زیرا دارو به میزان کافی موجود است.

وی درباره توصیه‌های تغذیه‌ای در شرایط بحران نیز اظهار کرد: مصرف مواد غذایی سالم، تازه و بهداشتی نقش مهمی در پیشگیری از بیماری دارد و افراد باید در استفاده از غذاهای آماده و فست‌فود دقت کنند، زیرا در صورت غیربهداشتی بودن ممکن است نیاز به مراجعه به پزشک، اقدامات تشخیصی یا حتی بستری پیدا کنند.

 

.................................................................................................................

مدیر گروه رادیولوژی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با اشاره به خدمات گسترده دپارتمان تصویربرداری در این مجموعه گفت: در طی ایام نوروز و بحران جنگ، اساتید محترم حضوری مستمر در دپارتمان داشتند و پرسنل خدوم این واحد نیز خدمات رسانی به مراجعان را در تمام طول ساعات شبانه روز پوشش می دادند.

دکتر پزشکی راد، در گفتگو با وب دا ضمن برشمردن ویژگی‌های منحصر به فرد دپارتمان تصویربرداری دانشگاه و بویژه واحد رادیولوژی بیمارستان قائم (عج) در میان بیمارستان‌های آموزشی دانشگاهی، اظهار داشت: بیمارستان قائم (عج) به صورت انحصاری، در بین بیمارستان‌های دانشگاهی، خدمات کامل تصویربرداری را به بیماران سرپایی در تمامی زمینه‌ها اعم از؛ رادیوگرافی، سونوگرافی، سی‌تی‌اسکن و ام‌آر‌آی ارائه می‌دهد و با بهره‌گیری از تخصص نیروهای خود و در اختیار داشتن تجهیزات پیشرفته، طیف وسیعی از خدمات تخصصی را به بیماران ارائه می‌نماید که شامل؛ بخش سونوگرافی ( انجام سونوگرافی‌های تخصصی زنان شامل ترانس‌واژینال، سونوگرافی کالر داپلر بارداری و بررسی جفت، ضخامت و طول دهانه رحم، سونوگرافی بیومتری و بیوفیزیکال، بررسی تخصصی تخمدان پلی‌کیستیک و فیبروم‌ها، بررسی اندومتریوز و خونریزی‌های غیرطبیعی، انجام آنومالی اسکن و سونوگرافی NT و NB است.

مدیر گروه رادیولوژی دانشگاه علوم پزشکی مشهد فهرست فعالیت سایر بخش ها را نیز به شرح زیر ارائه کرد؛

بخش رادیولوژی

  • انجام کلیه رادیوگرافی‌های ساده و تخصصی، شامل رادیوگرافی‌های پرتابل.
  • انجام کلیه بیوپسی‌ها، درناژها و TAP تشخیصی و درمانی تحت گاید سونوگرافی، فلوروسکوپی و سی‌تی‌اسکن.
  • انجام آنژیوآمبولیزاسیون.
  • تعبیه فیلتر IVC.
  • ونوگرافی عروق.

تجهیزات بخش رادیولوژی:

  • 4 دستگاه رادیولوژی دیجیتال ثابت.
  • 8 دستگاه رادیولوژی پرتابل دیجیتال و آنالوگ.
  • 2 دستگاه فلوروسکوپی آنالوگ و دیجیتال.
  • 1 دستگاه ماموگرافی دیجیتال.
  • 8 دستگاه سونوگرافی.

بخش سی‌تی‌اسکن:

  • ارائه کلیه خدمات تخصصی و فوق تخصصی سی‌تی‌اسکن با و بدون تزریق.
  • انجام کلیه سی‌تی آنژیوگرافی‌ها شامل آئورت، ریه و اندام‌ها.
  • سی‌تی آنژیوگرافی اورژانس ریه برای مادران پرخطر بدون نیاز به نوبت.
  • اقدامات اینترونشن و نمونه‌برداری تحت گاید سی‌تی‌اسکن (سی‌تی بیوپسی).
  • ارائه Brain CT اورژانس برای بیماران کد ۷۲۴.
  • انجام HRCT ریه برای بیماران کووید-۱۹ سرپایی و بستری از ابتدای همه‌گیری تاکنون.

تجهیزات بخش سی‌تی‌اسکن:

  • دستگاه سی‌تی‌اسکن 16 اسلایس نیوسافت مدل Neuviz 16 (سال نصب ۱۳۹۸).
  • دستگاه سی‌تی‌اسکن 16 اسلایس نیوسافت مدل Neuviz 16 Essence (سال نصب ۱۴۰۰).

بخش ام‌آر‌آی:

  • خدمات تخصصی و فوق تخصصی CNS به صورت ریفرال از سراسر استان و استان‌های مجاور.
  • کلیه موارد فوق تخصصی GYN و OB (تعیین ORADS، چسبندگی پلاسنت، اندومتریوزیس، ادنومیوزیس، ناهنجاری‌های جنین، آنومالی‌های مولرین).
  • MSK برای بیماران موسکولواسکلتال.
  • MRV و MRA تمام بدن.
  • کلیه موارد فوق تخصصی شکم شامل تصویربرداری کبد، MRCP، کلیه‌ها MRU، آدرنال، پانکراس، طحال و انتروگرافی.
  • کلیه موارد MRI مادران پرخطر.
  • MRI قلب.
  • MR ماموگرافی.
  • MRI تستیس.
  • MRI پروستات مولتی پارامتریک.
  • ارائه Brain MRI اورژانس برای بیماران کد ۷۲۴.
  • TNM کنسر رکتوم.

تجهیزات بخش ام‌آر‌آی:

  • دستگاه ام‌آر‌آی 1.5 تسلا زیمنس مدل Magnetom avanto (سال نصب ۱۳۸۹).
  • دستگاه ام‌آر‌آی 1.5 تسلا فیلیپس مدل Ingenia (سال نصب ۱۳۹۹).

دکتر پزشکی راد در بخش معرفی پرسنل گروه تصویربرداری هم گفت: این مرکز آموزشی، پژوهشی و درمانی با بهره‌گیری از توان علمی و عملیاتی نیروهای متخصص خود، شامل 67 نفر کارشناس و کاردان رادیولوژی،14 نفر متصدی پذیرش و تایپیست و3 نفر خدمات عمومی است و در بخش کادر مدیریتی و ناظران فنی هم کارشناس مسئول بخش آقای علیزاده (17 سال سابقه) و ناظم فنی رادیولوژی و جانشین مسئول بخش آقای قاضی پور (26 سال سابقه) و ناظم فنی ام‌آر‌آی خانم خوش باش (22 سال سابقه)، ناظم فنی سی‌تی‌اسکن: آقای موسوی (24 سال سابقه) و ناظم فنی رادیولوژی کلینیک ویژه: آقای زیغمی (26 سال سابقه) فعالیت دارند.

مدیر گروه رادیولوژی دانشگاه علوم پزشکی مشهد همچنین در خصوص کادر علمی و آموزشی این گروه اظهار کرد: تعداد اعضای هیئت علمی 31 نفر، دستیاران تخصصی 70 نفر (38 نفر در بیمارستان قائم(عج) و 32 نفر در بیمارستان امام رضا(عج) و پرسنل نیز 81 نفر (شامل کارشناسان، منشی‌ها، متصدیان پذیرش و یک پرستار) فعالیت دارند و این خدمات گسترده و حضور مداوم کادر درمانی در شرایط بحرانی، نشان‌دهنده تعهد عمیق دانشگاه علوم پزشکی مشهد و بیمارستان قائم (عج) به سلامت شهروندان است.

همچنین در این گروه طی ایام نوروز ( از تاریخ 29/12/1404 لغایت 15/01/1405 ) به تفکیک نوع خدمت ،خدمات تصویربرداری ( 4970 خدمت – (متوسط روزانه : 293 خدمت در هر روز)، خدمات سی تی اسکن انجام شده : 2156 خدمت،  خدمات ام آر آی انجام شده  432 خدمت، خدمات رادیوگرافی انجام شده : 1337 خدمت و خدمات سونوگرافی انجام شده : 1045 خدمت می باشد.

......................................................................................

مدیر گروه جراحی مغز و اعصاب دانشگاه علوم پزشکی مشهد، ضمن محکوم کردن حملات اخیر دشمن صهیونی- آمریکایی و با تأکید بر ضرورت آمادگی همه‌جانبه نظام سلامت در شرایط بحران، گفت: گروه جراحی مغز و اعصاب دانشگاه، مجموعه‌ای از اقدامات اساسی در سه مرحله پیش از بحران، حین بحران و پس از آن را بر عهده گرفته و آماده ایفای نقش حیاتی خود در درمان آسیب‌های مغزی، نخاعی و تروماهای شدید است.

دکتر فریبرز ثمینی در گفتگو با وب دا، با بیان اینکه تهدیدهای گسترده در شرایط جنگ و بحران، برنامه‌ریزی و انسجام عملیاتی را برای نظام سلامت ضروری می‌کند، خاطرنشان کرد: گروه جراحی مغز و اعصاب این دانشگاه مسئولیت مجموعه‌ای از اقدامات راهبردی را برای مدیریت شرایط مختلف بحران بر عهده گرفته است.

وی، در تشریح برنامه‌های مرحله آمادگی، سازماندهی دقیق و برنامه‌ریزی برای ارتقاء توان تخصصی، آموزش مستمر، تهیه تجهیزات ضروری و تدوین و به‌روزرسانی پروتکل‌های مرتبط را از مهم‌ترین اقدامات عنوان کرد و افزود: توجه به زیرساخت‌ها، ذخیره‌سازی تجهیزات و داروهای حیاتی، آماده‌سازی اتاق‌های عمل برای پاسخ سریع به بیماران اورژانسی و پیش‌بینی راهکارهای جایگزین در صورت بروز اختلال در سیستم‌های حیاتی، از اولویت‌های این مرحله است.

به گفته دکتر ثمینی، در مرحله مدیریت بحران، افزایش ظرفیت درمانی از طریق بهره‌گیری از فضاهای جایگزین، تسریع ترخیص بیماران پایدار، اجرای نظام تریاژ برای استفاده بهینه از منابع محدود و انجام فوری مداخلات جراحی ضروری، نقش تعیین‌کننده‌ای در کاهش مرگ‌ومیر و عوارض خواهد داشت.

مدیر گروه جراحی مغز و اعصاب دانشگاه علوم پزشکی مشهد، بر گسترش همکاری‌های بین‌رشته‌ای با بخش بیهوشی، تخصص‌های جراحی و داخلی و مراقبت‌های ویژه هم تأکید و ثبت دقیق داده‌های بالینی برای ارزیابی و بهبود مستمر روند درمان هم از دیگر محورهای این مرحله عنوان شد.

وی در توضیح مرحله پس از بحران گفت: تمرکز بر توانبخشی بیماران، کاهش ناتوانی‌های ماندگار، بازگشت آنها به زندگی مستقل و توجه به سلامت روان کادر درمان از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و در همین راستا همکاری نزدیک با رشته‌هایی همچون روان‌پزشکی، فیزیوتراپی و توانبخشی در این مقطع ضروری است.

دکتر ثمینی در پایان از مسئولان دانشگاه علوم پزشکی مشهد و دانشکده پزشکی به دلیل ایجاد بستر مناسب آموزشی و درمانی، تقویت حس همدلی و تدوین برنامه‌های دقیق در حوزه‌های مختلف قدردانی کرد.

....................................................................................................................................................................................

عضو هیات علمی گروه طب اورژانس دانشگاه علوم پزشکی مشهد با اشاره به جنگ تحمیلی آمریکایی- صهیونیستی در کشورمان گفت: طی این ایام پزشکان، پرستاران و تمام عزیزانی که به نوعی در حیطه بهداشت و درمان فعالیت دارند، خدمت به مردم را در قاموس حرفه خود واژه ای مقدس شمرده و در شرایط خاص کشور پا به پا و دوشادوش هم در کنار مردم و برای مردم از جان خود مایه گذاشته و خدمت رسانی کردند.

دکتر حبیب زاده در گفتگو با وب دا، با بیان اینکه کادر بهداشت و درمان همواره ثابت نموده که در مقاطع زمانی مختلف و پیچ های تاریخی مهم در کنار مردم عزیز و غیرتمند ایران است افزود: این همراهی حتی اگر به قیمت از دست دادن جان شریف شان باشد آن را با دل و جان می پذیرند و در کنار سایر بزرگواران؛ از جمله رزمندگان دلیر کشور در خطوط مقدم و دولتمردان عزیز و تک تک آحاد مردم در عرصه خدمت رسانی، با همدلی و هم افزایی تلاشی خستگی ناپذیر را در جهت صیانت از سلامت جامعه دارند.

عضو هیات علمی گروه طب اورژانس دانشگاه علوم پزشکی مشهد در ادامه با اشاره به اقدامات ددمنشانه و ستیزه جویانه دشمن آمریکایی- صهیونیستی طی جنگ اخیر گفت: طبق آمارهای موجود از ابتدای این جنگ که توسط آمریکا و اسرائیل جنایکار اتفاق افتاده، بالغ بر12 بیمارستان بطور کامل تخریب و از گردونه خدمت رسانی خارج شدند و این کاملا بر خلاف تمام اصول  و قواعد جنگی است؛ یعنی یک جنایت جنگی تمام عیار و در این بین ما متاسفاتنه حدود 25 تن از همکاران کادر بهداشت و درمان را اعم از پزشک و پرستار و تکنسین اورژانس و ...از دست دادیم که این موضوع نشانگر حضور فعال این قشر خدوم در میدان خدمت است و با وجود حجم حملات سنگین دشمن بویژه در استان هایی مثل تهران ، اصفهان ، شیراز  و خوزستان و بوشهر تلاش کادر درمان در جهت خدمت رسانی مضاعف شد.

وی همچنین گفت: این نکته را هم باید در نظر داشت که ما در ایام جنگ تحمیلی آمریکایی-صهیونیستی با دو طیف از مراجعات روبرو بودیم؛ یک دسته بیماران عادی که بطور معمول در سایر ایام هم مراجعه دارند و یک دسته بیمارانی هستند که در اثر صدمات ناشی از انفجار و پرتابه های دشمن و موج انفجار و صدمات روحی  و روانی ناشی از انفجار به مراکز ما مراجعه دارند و این موضوع بار خدمت رسانی را چند برابر می کند و البته خدمت به هر دو دسته در حال انجام است و خوسبختانه چه در پایتخت و چه در سایر شهرها نیروی بهداشت و درمان پای کار هستند .

دکتر حبیب زاده ادامه داد: در مشهد مقدس هم ما ایام عید نوروز را پشت سر گذاشتیم که در آن تقریبا جمعیت مشهد دو برابر شد؛ البته امسال تعداد مسافران کمتر بود ( چون سفرهای هوایی تعطیل بود)، اما در عین حال شلوغی مراکز درمانی را داشتیم و البته به نحو نیکویی خدمات به زائران و مراجعین انجام شد و موارد اندکی هم بودند که به علت مسدودیت و جراحات ناشی از جنگ مراجعه داشتند که پس از مداوا از اورژانس ترخیص شدند.

واحد اورژانس بصورت شبانه روزی فعال است

عضو هیات علمی گروه طب اورژانس دانشگاه علوم پزشکی مشهد یادآور شد؛ ما در دانشگاه علوم پزشکی مشهد و گروه تخصصی طب اورژانس تعطیلی در بیمارستان ها نداریم  و اورژانس 24 ساعته فعال است و بحمدالله در ایام جنگ تحمیلی سوم از آغاز تا کنون تمامی کادر درمان در اورژانس بطور شبانه روزی فعالیت داشته و آمادگی 100 درصدی دارند که اگر حجم مراجعین و مصدومین زیاد باشد، این خدمت رسانی همچنان انجام شود.

دکتر حبیب زاده همچنین گفت: این پیش بینی وجود دارد که در صورت بحران در اورژانس ها چطور مدیریت کنیم و پاسخگویی مناسب داشته باشیم و در واقع در جلسات مختلف این مسوولیت ها تقسیم بندی شده است.

حضور حماسی کادر درمان در میادین، تجمعات و خیابان ها

عضو هیات علمی گروه طب اورژانس دانشگاه علوم پزشکی مشهد در ادامه تصریح کرد: تقدیم شدن این تعداد از شهدا از کادر درمان در واقع یک قله روشن و بلندی را نشان می دهد که ما برای رسیدن به آن باید تلاش کنیم و وظیفه ای جز پیمودن این راه نداریم . نکته مهم دیگر این است که در کنار خدمت رسانی های کادر بهداشت  و درمان در واحد های تابعه به مراجعان و مجروحان، حضور آنها در میادین و تجمعات و خیابان را هم شاهد هستیم و با توجه به رهنمودهای مقام معظم رهبری و مسوولان محترم کشور برای حضور حماسی در خیابان ها این حرکت هم، هم افزایی خوبی را ایجاد کرده و ما در دانشگاه علوم پزشکی مشهد هر شب به عنوان مثال در بیمارستان قائم(عج) در مقابل درب خیابان احمدآباد حضور  و تجمع همکاران مان را داریم که این هم یک پیام سیاسی دارد و هم یک هم افزایی اجتماعی  و تاثیر بسیار مثبتی در روحیه مردم دارد که بدانند کادر درمان آماده و پای کار در قسمت های مختلف است . آنجه که روحیه کادر درمان را عالی نگه داشته این است که همه ما به نوعی مستقیم یا غیر مستقیم پروش یافته اساتیدی هستیم که آنها در هشت سال دفاع مقدس حضور داشتند و تجارب ارزشمندی دارند و ما وظیفه داریم راهشان را ادامه دهیم.

عضو هیات علمی گروه طب اورژانس دانشگاه علوم پزشکی مشهد تاکید کرد: آنچه که همکاران من و تمام دوستان همکار در فضاهای مختلف بیمارستان باید مورد توجه داشته باشند و قطعا اِشراف دارند این است که این جنگ ، نبرد اراده ها و روحیه ها است و باید مراقب باشیم که تحت تاثیر فضاهای رسانه ای قرار نگیریم که هدف دشمن همین است .

دکتر حبیب زاده افزود: آنچه که فعلا در 6 هفته جنگ اخیر شاهد آن بودیم در حیطه بهداشت و درمان حضور حداکثری و منسجم و اثربخش همکاران بهداشت و درمان بوده است ؛ در قسمت های مختلف کادر و بدنه سیستم اعم از؛ پزشکان، پرستاران، تکنسین هاف هلال احمر، اورژانس و... و این سبب خدمت رسانی مستمر به مراجعان و مجروحان و آسیب دیدگان است و ان شالله با قدرت این ادامه دارد به حول و قوه الهی و پیروزی نهایی از آن مومنان خواهد بود به خواست خداوند.

...............................................................................................

در دنیای پرتلاطم علم و پژوهش، جایی که نوآوری و خلاقیت نبض پیشرفت را در دست دارند، دکتر مجید درودی، عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با سابقه‌ای درخشان و مسیری پر فراز و نشیب، چراغ راه دانشجویان و پژوهشگران شده است. از دوران دانشجویی در دانشگاه فردوسی تا کسب عنوان دانشجوی برتر ایرانی در جنوب شرق آسیا و پژوهشگر برجسته در سطح ملی، دکتر درودی نمادی از تعهد، پشتکار و عشق به علم است. این مصاحبه، روایتی است از سفیر پژوهش و نوآوری که چگونه با تکیه بر دانش و تجربه، گام‌های بلندی در توسعه علم نانوشیمی پزشکی و ارتقاء جایگاه پژوهش در دانشگاه علوم پزشکی مشهد برداشته است.

دکتر مجید درودی، متولد ۱۳۵۷ در شهر مشهد، مسیر تحصیلی خود را با ورود به دوره ابتدایی در سال ۶۲ آغاز نمود و پس از طی مقاطع مختلف در مشهد، در رشته کارشناسی شیمی کاربردی در دانشگاه فردوسی پذیرفته شد. پس از اتمام دوره سربازی، مقطع کارشناسی ارشد خود را در رشته شیمی معدنی و با تمرکز بر “نانو بایو مواد” در همان دانشگاه به پایان رساند.

با توجه به نبود دوره دکتری نانو در ایران در آن زمان، دکتر درودی در سال 1386 برای ادامه تحصیل به کشور مالزی رفت و در دانشگاه UPM دوره دکترای خود را طی سه سال و نیم به اتمام رساند. او در این دوره موفق شد عنوان دانشجوی برتر ایرانی در منطقه جنوب شرق آسیا” را کسب کند. پس از بازگشت به ایران، دو سال دوره پسا دکترا را در دانشگاه علوم پزشکی مشهد گذراند و در سال ۹۲ به عنوان عضو هیأت علمی این دانشگاه استخدام شد.

دستاوردها و افتخارات؛ در مسیر پیشرفت

دکتر درودی، که خود از پیشگامان پژوهش در حوزه نانوشیمی پزشکی محسوب می‌شود، افتخارات متعددی را در کارنامه علمی خود به ثبت رسانده است و در طول دوره دکترای خود، موفق به انتشار ۲۸ مقاله علمی شده که تعداد ۹ مقاله از آن مربوط به پایان‌نامه ایشان بوده و علاوه بر این، فعالیت‌های پژوهشی جانبی وی نیز مورد توجه قرار گرفته است.

از جمله مهمترین افتخارات دکتر درودی می‌توان به موارد زیر اشاره کرد؛ " کسب عنوان دانشجوی برتر ایرانی در منطقه جنوب شرق آسیا، انتخاب به عنوان استاد نمونه علوم پزشکی کشور در 2 دوره، تقدیر توسط ستاد نانو فناوری تهران در سال ۹۴، انتخاب به عنوان یکی از دانشمندان یک درصد پر استناد جهان در سال ۹۶، کسب عنوان برگزیده پژوهشی دانشگاه در چندین دوره هفته پژوهش، کسب عنوان استاد نمونه استان و دریافت جایزه شهید چمران و ریاست مرکز تحقیقات پزشکی هسته‌ای دانشگاه و کسب رتبه برتر این مرکز در بین مراکز تحقیقاتی پزشکی هسته‌ای کشور در سال جاری.

دکتر درودی با نصب تقدیرنامه‌ها و مدارک خود در اتاق کارش، انگیزه‌ای دوچندان به دانشجویان خود می‌بخشد و باور دارد که موفقیت‌های او می‌تواند الگویی برای خودباوری و تلاش آنان باشد.

توسعه نانوشیمی پزشکی در دانشگاه

در گروه فناوری دانشکده پزشکی، تلاش‌های دکتر درودی و همکارانش منجر به دریافت مجوز کارشناسی ارشد “نانو فناوری در پزشکی” شده است. این دوره آموزشی با موفقیت در حال برگزاری است و دانشجویان این رشته مقالات ارزشمندی را منتشر کرده‌اند. در حال حاضر، پیگیری‌ها برای راه‌اندازی دوره دکترای “فناوری پزشکی” نیز در دست اقدام است.

همکاری‌های میان‌رشته‌ای و دستاوردهای پژوهشی

ماهیت میان‌رشته‌ای نانوشیمی پزشکی، دکتر درودی را به همکاری با گروه‌های مختلف دانشگاهی سوق داده است. وی و همکارانش در طول ۱۲ سال فعالیت مشترک، موفق به سنتز انواع نانوذرات با کاربردهای زیست‌محیطی، تصفیه آب و دارورسانی هدفمند شده‌اند. این همکاری‌ها تنها به دانشگاه علوم پزشکی مشهد محدود نشده و با دانشگاه‌های دیگر نیز مقالات مشترکی به چاپ رسیده است.

همچنین، در مرکز تحقیقات پزشکی هسته‌ای، مطالعات حیوانی ارزشمندی در زمینه توزیع زیستی نانوذرات در بدن با استفاده از لیبلینگ مواد هسته‌ای انجام شده که یافته‌های آن در ژورنال‌های معتبر بین‌المللی منتشر شده است. دکتر درودی ابراز امیدواری کرده که این تحقیقات به سمت مطالعات انسانی پیش رود.

راهنمایی دانشجویان و آینده پژوهشی

دکتر درودی در طول دوران فعالیت خود، مسئولیت راهنمایی و مشاوره بیش از ۹۰ پایان‌نامه کارشناسی ارشد و دکترا را بر عهده داشته است. بسیاری از دانشجویان وی اکنون در دانشگاه‌های معتبر دنیا مشغول به تحصیل در مقاطع بالاتر هستند و یا به عنوان اعضای هیأت علمی در دانشگاه‌های علوم پزشکی سراسر ایران فعالیت می‌کنند.

وی علاوه بر فعالیت‌های پژوهشی و آموزشی، مسئولیت‌های اجرایی متعددی را نیز بر عهده داشته است. وی به مدت دو سال (اواخر ۱۴۰۰ تا اواخر ۱۴۰۲) رئیس دانشگاه علوم پزشکی نیشابور بوده و در این مدت خدمات ارزنده‌ای را به این دانشگاه ارائه کرده است.

در حال حاضر، دکتر درودی معاون پژوهشگاه علوم پزشکی شهید رئیسی دانشگاه علوم پزشکی مشهد است. این پژوهشگاه که به عنوان اولین پژوهشگاه علوم پزشکی کشور شناخته می‌شود، با داشتن سه پژوهشکده علوم پایه، بالینی و دارویی و یک آزمایشگاه جامع مرکزی، نقشی کلیدی در پیشبرد تحقیقات علوم پزشکی ایفا می‌کند. دکتر درودی معتقد است که این پژوهشگاه با چشم‌انداز روشن و برنامه‌های هدفمند، می‌تواند آینده پژوهش علوم پزشکی کشور را متحول سازد. وی بر لزوم میان‌رشته‌ای بودن مراکز تحقیقاتی جدید و بهره‌گیری همزمان از ظرفیت اعضای هیأت علمی بالینی و پایه تأکید دارد.

دکتر مجید درودی، با دیدگاهی عمیق و تجربه‌ای گران‌بها، بر اهمیت ارتباط تنگاتنگ میان آموزش، پژوهش و درمان تأکید می‌ورزد. او که خود را همواره دانشجو می‌داند، با نگاهی پدرانه به دانشجویان، راه و رسم خودباوری و تلاش را می‌آموزد. این مصاحبه، پنجره‌ای است به دنیای فکری این پژوهشگر برجسته، تا از دیدگاه او، رازهای موفقیت در مسیر علم و ارتقاء جایگاه پژوهش در نظام سلامت آشکار گردد.

وی، با لحنی صمیمی و پر از ارادت به علم، بر اولویت آموزش در کنار پژوهش و درمان تأکید می‌کند و آن را همچون دو بال پرواز برای یک پژوهشگر می‌داند، دکتر درودی بر این باور است که آموزش متقن، سنگ بنای پژوهش‌های موفق آینده است. ارتباط مؤثر میان علوم پایه و علوم بالینی، کلید موفقیت دانشگاه و نظام سلامت کشور است و تلاش‌های چند سال اخیر در این زمینه قابل تقدیر است.

نوسازی ساختار پژوهشی و نگاه میان‌رشته‌ای

این استاد دانشگاه، با اشاره به روند جهانی در راه‌اندازی مراکز تحقیقاتی، بر لزوم ایجاد مراکز “میان‌رشته‌ای چند منظوره” تأکید می‌کند. او معتقد است که این رویکرد، که در آن گروه‌های مختلف علمی در کنار هم و به صورت تیمی کار می‌کنند، به هم‌افزایی بیشتر، دستیابی به محصولات نهایی و تجاری‌سازی تحقیقات کمک شایانی خواهد کرد. این حلقه مفقوده ارتباط میان گروه‌ها، می‌تواند به تجاری‌سازی محصولات پزشکی و تحقیقات دانشگاهی سرعت بخشد.

پژوهش، بهداشت و پیشگیری؛ سرمایه‌گذاری هوشمندانه

وی با اشاره به پارک علم و فناوری و پژوهشگاه دانشگاه، بر لزوم همکاری میان بخش‌های بالینی، علوم پایه و حوزه بهداشت تأکید دارد. دکتر درودی پیشنهاد می‌کند که بسیاری از محصولات و راهکارها باید پیش از رسیدن به مرحله درمان، در حوزه بهداشت شکل بگیرند؛ به این معنا که با سرمایه‌گذاری اندکی در تأمین آب، هوای و خاک سالم، می‌توان از بروز بسیاری از بیماری‌ها پیشگیری کرد و هزینه‌های سنگین درمان را کاهش داد.

دانشجو، همیشگی؛ استاد، الگو

دکتر درودی، خود را همواره یک دانشجو می‌داند و دانشجویان را به جستجوی دانش و رشد مداوم تشویق می‌کند. او باور دارد که استاد موفق، کسی است که با درک شرایط دانشجو، به او خودباوری القا کند و نشان دهد که با تلاش و پشتکار، می‌توان در همین دانشگاه‌ها و با همین امکانات، به دستاوردهای بزرگ ملی و بین‌المللی دست یافت. وی بر این باور است که اخلاق، صبر و خودباوری باید با رفتار استاد به دانشجو منتقل شود، نه صرفاً با گفتار.

چالش‌ها، سختی‌ها و غلبه بر آن‌ها

زندگی علمی و کاری، همواره با فراز و نشیب‌های خود همراه بوده و دکتر درودی معتقد است که انسان خودساخته، با تقویت خصال انسانی، روحی و علمی، و همچنین توکل به خداوند و تلاش مستمر، می‌تواند بر تمام کمبودها و سختی‌ها غلبه کند. او به دانشجویان توصیه می‌کند که ازدواج و تشکیل خانواده، نباید مانعی برای پیشرفت تحصیلی و شغلی باشد، بلکه با همراهی خانواده و همسر فداکار، می‌توان در تمامی ابعاد زندگی موفق بود.

قدردانی از خانواده و اساتید

خانواده، ستون اصلی موفقیت‌های دکتر درودی بوده‌اند. تشویق‌های پدر و حمایت مادر، و همراهی همسر فداکارش، نقش بسزایی در پیمودن مسیر علمی وی داشته است. او همچنین قدردان اساتید بزرگواری چون زنده‌یاد دکتر علی سرافراز یزدی و زنده‌یاد دکتر حسین شاه حسینی است که همواره در ذهن و خاطر او جای دارند و آموزه‌های آنان، چراغ راهش بوده است.

اوقات فراغت و نگاه به آینده

هرچند مشغله‌های کاری و پژوهشی دکتر درودی بسیار زیاد است، اما دکتر درودی همواره تلاش می‌کند تا زمانی را به ورزش و مطالعه کتاب‌های مختلف، به ویژه در زمینه‌های تحقیقاتی جدید اختصاص دهد. ساعاتی نیز به خانواده تعلق دارد، وی با نگاهی خوش‌بینانه به آینده، بر لزوم بهره‌گیری از ظرفیت‌های علمی و انسانی کشور و تلاش برای حل چالش‌های درمانی و بهداشتی از طریق پژوهش‌های میان‌رشته‌ای تأکید می‌کند.

.....................................................................................................

عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد در گروه بیماریهای داخلی، تعدیل استرس‌های محیطی و آموزش روش‌های کنترل استرس را برای سالمندان حیاتی دانست و افزود: ورزش‌هایی همچون یوگا و مدیتیشن و انجام تنفس‌های آهسته به مدت ۱۵ دقیقه در طول روز می‌تواند به کاهش استرس کمک کند؛ ضمن آنکه سالمندان باید با اخبار استرس‌زا کمتر در تماس باشند، زیرا این خبرها می‌تواند منجر به افزایش ضربان قلب و سردرد شود.

دکتر زهرا عطایی، در گفتگو با وب دا، از بیماری فشار خون بالا به عنوان یک معضل فراگیر در جوامع بشری که به ویژه در میان سالمندان شیوع بیشتری دارد یاد کرد و گفت: شیوع فشار خون در افراد مسن بین ۷۰ تا ۸۰ درصد متغیر است و علل متنوعی از جمله مصرف زیاد نمک، کمبود کلسیم، منیزیم و پتاسیم، افزایش وزن و چاقی، کمبود فعالیت فیزیکی، اختلالات خواب و بویژه استرس‌های محیطی در بروز آن نقش مهمی دارد.

وی با تاکید بر اهمیت بهداشت خواب، بیان کرد: اصلاح الگوهای خواب و رفع بی‌خوابی‌ها می‌تواند به بهبود بیماری‌های زمینه‌ای و کنترل فشار خون کمک کند. استرس‌های محیطی، به ویژه در سالمندان که تحمل کمتری در برابر آن دارند، یکی از عوامل کلیدی در تشدید فشار خون محسوب می‌شود.

دکتر عطایی رویکرد درمانی به فشار خون را ترکیبی از دارو درمانی و اصلاح سبک زندگی دانست و افزود: تنها تجویز دارو بدون تغییر در سبک زندگی و یا بالعکس، اثربخشی لازم را نخواهد داشت، لذا توصیه می‌شود افراد مصرف نمک را به کمتر از نصف قاشق چای‌خوری در روز کاهش دهند، فعالیت فیزیکی منظم (حداقل ۳۰ دقیقه به مدت ۵ روز در هفته) داشته باشند و در صورت اضافه وزن، به تدریج وزن خود را کاهش دهند.

رعایت بهداشت خواب، شامل داشتن حداقل ۷ ساعت خواب شبانه‌روزی، به ویژه خواب شبانه، از دیگر توصیه‌های کلیدی این متخصص بود و در ادامه آن توصیه کرد: در شرایط آلودگی هوا، افراد مسن باید از تردد غیرضروری خودداری کرده و در صورت لزوم از ماسک استفاده کنند. پرهیز از مصرف سیگار و الکل، افزایش مصرف سبزیجات، گوشت سفید (مرغ و ماهی) و فیبر، از راهکارهای تغذیه‌ای موثر است.

دکتر عطایی، تعدیل استرس‌های محیطی و آموزش روش‌های کنترل استرس را برای سالمندان حیاتی دانست و تصریح کرد: ورزش‌هایی مانند یوگا و مدیتیشن، و انجام تنفس‌های آهسته به مدت ۱۵ دقیقه در طول روز می‌تواند به کاهش استرس کمک کند. همچنین، سالمندان باید با اخبار استرس‌زا کمتر در تماس باشند، زیرا این اخبار می‌تواند منجر به افزایش ضربان قلب و سردرد شود.»

این عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، در ادامه تاکید کرد: در افرادی که علاوه بر فشار خون، بیماری‌های زمینه‌ای مانند بیماری‌های قلبی-عروقی، دیابت و مشکلات تنفسی دارند، استرس‌های محیطی می‌تواند وضعیت را تشدید کند. بنابراین، کاهش استرس نه تنها به کنترل فشار خون کمک می‌کند، بلکه از پیشرفت بیماری‌های زمینه‌ای نیز جلوگیری می‌نماید.

دکتر عطایی در پایان، از افرادی که از سالمندان نگهداری می‌کنند، درخواست کرد تا با فراهم کردن محیطی امن و کم‌استرس، این عزیزان را از قرار گرفتن در معرض اخبار و عوامل استرس‌زا دور نگه دارند.

وی همچنین به تاثیرات منفی استرس بر سلامت جسمی کودکان، به دلیل عدم توانایی در ابراز احساسات، اشاره کرد.

............................................................................................................

مدیر مرکز مشاوره دانشگاه علوم پزشکی مشهد، بر اهمیت حفظ آرامش به‌عنوان ابزاری برای مدیریت واقعیت‌ها تأکید و راهکارهایی عملی برای افزایش تاب‌آوری فردی در بحران ها ارائه کرد.

دکتر حمیده صمدی، در گفتگو با وب دا، با بیان این نکته که در بحبوحه تنش‌ها و شرایط بحرانی، حفظ سلامت روان هم‌ردیف با سلامت جسمانی قرار گرفته افزود: در دوران پر استرس، اجرای " روتین‌های روزانه " و حتی کارهای ساده ای همچون؛ پایبندی به ساعت خواب منظم، وعده‌های غذایی متعادل و فعالیت‌های فیزیکی کوتاه می‌تواند حس ثبات و کنترل را در افراد تقویت کند.

از دیگر توصیه‌های کلیدی دکتر صمدی، تکنیک تنفس «۴–۲–۶» است که با چهار ثانیه دم، دو ثانیه حبس و شش ثانیه بازدم، به کاهش اضطراب کمک شایانی می‌کند و همچنین، ایجاد «لحظات امن کوتاه» از طریق مکالمات حمایتی، نوشیدن نوشیدنی‌های گرم یا گوش دادن به موسیقی ملایم، به‌عنوان راهکاری برای تعدیل فشار روانی معرفی شد.

وی بر لزوم " محدود کردن دریافت اخبار " هم تأکید و توصیه کرد: تا زمان مشخصی در روز افراد به پیگیری اخبار بپردازند و از دریافت اطلاعات در ساعات پایانی شب پرهیز شود. ضمناً برای بازگرداندن تمرکز به لحظه حال و گسست از افکار نگران‌کننده، تکنیک " ۵–۴–۳–۲– " که شامل تمرکز بر پنج حس بینایی، لامسه، شنوایی، بویایی و چشایی است، پیشنهاد گردید.

این متخصص سلامت روان، رویکرد " تقسیم کارهای بزرگ به بخش‌های کوچک " را برای افزایش حس توانمندی و انگیزه ضروری دانسته و پیشنهاد مطالعه یا انجام پروژه‌ها در بازه‌های زمانی کوتاه ۱۰ تا ۱۵ دقیقه‌ای را ارائه داده است.

افزایش " احساس حمایت و ارتباط " از طریق داشتن " همراه مطالعه " (Study Buddy) حتی به‌صورت مجازی و نیز " نوشتن تخلیه‌ای دو دقیقه‌ای " برای سبک‌سازی ذهن از بار احساسات منفی، از دیگر راهکارهای مطرح شده توسط دکتر صمدی بود.

مدیر مرکز مشاوره دانشگاه علوم پزشکی مشهد با بیان اینکه " هر گام کوچک در جهت مراقبت از خود در شرایط دشوار، نشانه قدرت درونی و تاب‌آوری است " تأکید کرد: " شما در این مسیر تنها نیستید و هر اقدام برای حال خوب خود یا دیگران، یک پیروزی محسوب می‌شود."

 

........................................................................................................................

مدیر مرکز مشاوره دانشگاه علوم پزشکی مشهد، گفت: فروپاشی روانی معمولاً ناگهانی اتفاق نمی‌افتد؛ بلکه نتیجه فشارهای انباشته، ترس‌های گفته‌نشده و نادیده گرفتن نیازهای درونی است و پیشگیری از آن، بیش از هر چیز، نیازمند آگاهی و مراقبت آگاهانه از خود است.

دکتر حمیده صمدی، در گفتگو با وب دا، راهکارهای کلیدی برای پیشگیری از فروپاشی روانی را شامل موارد متعددی دانست و گفت: یکی از این راهکارها دیدن و پذیرفتن فشارها است و پذیرفتن این حقیقت که انکار خستگی، غم، خشم یا ترس، آن‌ها را از بین نمی‌برد، بلکه عمیق‌ترشان می‌کند و لذا اولین قدم این است که به خودمان اجازه دهیم بپذیریم «حالم خوب نیست»، همین پذیرش، بخش بزرگی از فشار را کاهش می‌دهد.

وی " تنظیم حد و مرزها " را از دیگر راهکارهای پیشگیری از فروپاشی روانی برشمرد و در توضیح آن گفت: ذهن انسان ظرفیت محدودی دارد و پیگیری مداوم اخبار، تحمل روابط فرساینده یا مسئولیت‌های بیش‌ازحد، ذهن را به مرز فرسودگی می‌رساند و در همین راستا باید توجه داشت که “نه” گفتن، فاصله گرفتن موقت و کم‌کردن ورودی‌های استرس‌زا، نشانهٔ ضعف نیست؛ بلکه نشانهٔ بلوغ روانی است.

دکتر صمدی موضوع " جدی گرفتن بدن " را از دیگر راهکارهای پیشگیری از فروپاشی روانی دانست و گفت: خواب ناکافی، تغذیهٔ نامنظم و بی‌تحرکی مستقیماً روان را تخریب می‌کنند و لذا مراقبت از بدن حتی در ساده‌ترین شکلش مثل پیاده‌روی کوتاه یا نفس عمیق، پیام امنیت به مغز می‌فرستد.

دکتر صمدی همچنین، " صحبت کردن و نه فرو خوردن " را راهکاری دیگر در این زمینه برشمرد و گفت: احساساتِ گفته‌نشده، به شکل اضطراب، حملهٔ عصبی یا افسردگی بازمی‌گردند و صحبت با یک دوست امن، نوشتن، یا کمک گرفتن از متخصص، راه تخلیهٔ سالم فشار است.

وی، " معنا ساختن در دل آشوب " را نیز از راه های پیشگیری از فروپاشی روانی عنوان کرد و گفت: ذهن بدون معنا فرو می‌ریزد، حتی در سخت‌ترین شرایط، داشتن یک هدف کوچک، یک مسئولیت انسانی یا یک امید روزانه، روان را سرپا نگه می‌دارد.

مدیر مرکز مشاوره دانشگاه علوم پزشکی مشهد، در پایان تاکید کرد: پیشگیری از فروپاشی روانی یعنی به‌موقع ایستادن، گوش دادن به خود و کمک گرفتن قبل از شکستن، لذا مراقبت از روان، یک ضرورت است.

...................................................................................................................................................

مدیر گروه جراحی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، از فعالیت کامل و مستمر این گروه در تمامی زمینه‌های درمانی، اعم از بخش‌های اورژانس، درمانگاه‌ها و اتاق‌های عمل، حتی در ایام تعطیلات نوروز و شرایط بحران جنگ خبر داد.

دکتر عباس عبداللهی، در گفتگو با وب دا اظهار داشت: در ایام بحران جنگ و تعطیلات نوروز، گروه جراحی دانشگاه علوم پزشکی مشهد کاملاً فعال بوده و در تمام زمینه‌های درمانی و درمانگاه‌ها، به بیماران خدمات ارائه می‌شد.

وی افزود: چه بیماران اورژانسی و چه بیماران غیر اورژانسی، در بخش اورژانس به صورت ۲۴ ساعته و آنکال، دستیاران و اعضای هیأت علمی دانشگاه حضور داشتند و اعمال جراحی ضروری، مانند عمل‌های اورژانس، انجام می‌شد، در بخش‌های مختلف جراحی توراکس، جراحی عمومی و سایر مراکز بیمارستانی نیز خدمات ارائه می‌گردید.

مدیر گروه جراحی دانشگاه علوم پزشکی مشهد تأکید کرد: همه اساتید آماده‌باش هستند و نه تنها در شهر مشهد، بلکه در هر نقطه از این میهن عزیزمان که نیاز به کمک آنها باشد، به صورت شبانه‌روزی خدمات رسانی خواهند داشت. در ایام جنگ، تمام بخش‌های گروه جراحی، درمانگاه و اتاق عمل فعال بودند و برای بیمارانی که ضرورت داشت، اقدامات درمانی لازم صورت می‌گرفت.

دکتر عبداللهی همچنین به نقش کلیدی دستیاران در این فضا اشاره کرد و گفت: دستیاران، به‌ویژه در ایام خاص، نقش بسیار کمک‌کننده‌ای ایفا کرده و دارند و بخش عمده‌ای از خدمات در گروه توسط ایشان به بیماران ارائه می‌شود.

وی در خصوص تجهیزات و امکانات موجود، بیان کرد: تجهیزات و امکانات در گروه بحمدالله فراهم است و در صورت نیاز به لوازم خاص، نسبت به تهیه آن‌ها اقدام می‌شود. البته در بحث وسایل مصرفی و تجهیزات، بر صرفه‌جویی تأکید داریم و به اساتید محترم نیز اعلام شده که اعمال جراحی را به ۳۰ تا ۴۰ درصد کاهش دهند تا کار بیماران تسهیل گردد و فرایندهای آموزشی و درمانی به بهترین نحو صورت پذیرد.

مدیر گروه جراحی دانشگاه علوم پزشکی مشهد به آغاز آموزش‌ها در سال جدید هم اشاره کرد و افزود: از آغاز هفته جاری در سال جدید، آموزش‌ها در سطوح مختلف برای دانشجویان، اینترن‌ها، استاژرها و … آغاز شده است و قبل از سال جدید نیز این آموزش‌ها در ایام اسفند ماه تداوم داشت.

.......................................................................................................

عضو هیات علمی در گروه قلب و عروق دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با تأکید بر احتمال تشدید بیماری‌های قلبی در شرایط بحرانی گفت: هر گونه علائم هشدار مانند تنگی نفس غیرمعمول ، احساس فشار، سوزش و یا درد در قفسه سینه، فک، شانه ها و بازوها که بیش از دو یا سه دقیقه طول بکشد نیازمند بررسی پزشک خواهد بود.

دکتر علی اشراقی متخصص قلب و عروق در گفتگو با وب دا، اظهار کرد: در شرایط بحرانی که جامعه با اضطراب و فشارهای روانی ناخواسته روبه‌رو می‌شود، بیماران مبتلا به بیماری‌های قلبی ؛ از جمله ایسکمی قلبی ناشی از گرفتگی عروق یا نارسایی قلبی مرتبط با اختلال دریچه‌ها و ضعف عضله قلب  در معرض خطر بیشتری قرار دارند و این بیماران معمولاً به‌صورت مزمن تحت درمان دارویی قرار دارند، اما در وضعیت‌های حاد و استرس‌زا، ممکن است بیماری آنان تشدید شود یا از کنترل خارج گردد.

وی با اشاره به نقش مؤثر استرس‌های شدید روانی در بدتر شدن وضعیت قلب بیماران افزود: حوادثی مانند جنگ، فوت عزیزان یا ورشکستگی می‌توانند تعادل بدن را به‌هم بزنند؛ بنابراین لازم است بیماران با حفظ آرامش ذهنی و عدم افراط در دنبال‌کردن اخبار از منابع رسمی، از افزایش اضطراب جلوگیری کنند.

به گفته این پزشک متخصص، ادامه مصرف داروها بدون قطع حتی برای مدت کوتاه، عامل حیاتی در جلوگیری از حملات قلبی و نوسانات خطرناک است و افراد باید ذخیره کافی از داروهای قلبی داشته باشند تا در شرایط بحرانی، نیازی به جست‌وجوی دارو در چند روز آینده نباشد.

 دکتر اشراقی همچنین توصیه کرد: هر فردی که علائم تازه‌ای را تجربه می‌کند ؛ حتی اگر سابقه بیماری قلبی ندارد، باید موضوع را جدی بگیرد و هر گونه احساس غیرطبیعی در قفسه سینه، فک، شانه یا بازوها مانند درد، سوزش یا فشار که بیش از دو تا سه دقیقه طول بکشد یا در حالت استراحت و خواب به‌وجود آید، باید فوراً با پزشک یا اورژانس در میان گذاشته شود.

این استاد دانشگاه تأکید کرد: رعایت آرامش روانی، پایبندی به رژیم غذایی، حفظ بهداشت خواب و مشورت سریع با پزشک معالج، از مهم‌ترین عوامل حفاظت از سلامت قلب در شرایط بحرانی است.

دکتر اشراقی در پایان افزود: با مدیریت درست اضطراب و مصرف دقیق داروها، بیماران قلبی، فشارخونی، دیابتی و ریوی می‌توانند بدون آسیب جدی از بحران‌های اجتماعی عبور کنند.

............................................................................

مدیر گروه روانپزشکی و روانشناسی بالینی دانشگاه علوم پزشکی مشهد گفت: در پی حملات بی‌وقفه و غیرانسانی دشمن در جنگ رمضان، که مراکز درمانی، آموزشی و دانشگاهی را نیز هدف قرار داد، این گروه با تعهد و روحیه بالا، در خط مقدم جبهه سلامت روان، به ارائه خدمات حیاتی به آسیب‌دیدگان جنگ پرداخت.

دکتر فاطمه محرری، در گفتگو با وب دا، این اقدامات را شامل مشاوره و روان‌درمانی برای بهبود ترومای جنگی، به‌ویژه اختلال استرس حاد (ASD) و اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) و همچنین ارائه حمایت‌های روانی گسترده به آسیب‌دیدگان دانست و افزود: این گروه با برگزاری کارگاه‌های آموزشی تخصصی برای کادر درمان، از جمله پزشکان، پرستاران و امدادگران، به ارتقاء دانش و مهارت آنان در مدیریت بحران‌های روانی ناشی از جنگ و ارائه مراقبت‌های حمایتی پرداخته و پروتکل‌های کاربردی را تدوین نموده است.

توسعه اقدامات حمایتی و غربالگری سلامت روان

مدیر گروه روانپزشکی و روانشناسی بالینی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با اشاره به فعالیت این کارگروه از زمان جنگ ۱۲ روزه، بیان داشت که با پیش‌بینی وقوع جنگ، در ماه‌های اخیر بر آموزش کمک‌های اولیه روانشناختی (PFA)، مداخلات تاب‌آورانه و مدیریت استرس در بحران تمرکز شده است. وی یکی از اولویت‌های اصلی در این دوران را غربالگری سلامت روان برای شناسایی افراد آسیب‌پذیر و ارجاع آن‌ها به درمان دارویی یا روانشناختی دانست و خاطرنشان کرد که این خدمات در کلینیک و بیمارستان فوق تخصصی ابن سینا ارائه می‌شود. دکتر شیبانی همچنین به مدیریت استرس بیماران روانپزشکی و خانواده‌هایشان در شرایط بحرانی به عنوان دیگر اقدامات مهم اساتید و دستیاران این گروه در بخش‌های مختلف بیمارستان اشاره کرد. وی در ادامه افزود که دستیاران روانپزشکی نیز با مشارکت فعال در برنامه‌های داوطلبانه، گروه‌های حمایتی و پشتیبانی از کادر درمانی، نقش مهمی ایفا می‌کنند.

تولید محتوای آموزشی و اطلاع‌رسانی

دکتر محرری در خصوص اقدامات اطلاع‌رسانی در دوران جنگ رمضان، اعلام کرد که کارگروه سلامت روان در بحران با همکاری روابط عمومی دانشگاه، به تولید محتوای روانشناختی، ویدیوها و پادکست‌های آموزشی پرداخته است. وی توضیح داد که این محتواها که با هدف ارتقاء سواد سلامت روان شهروندان تهیه شده‌اند، در اختیار نهادهایی چون شهرداری مشهد و آستان قدس رضوی قرار گرفته و در دسترس عموم قرار می‌گیرد.

وی در پایان تاکید کرد: گروه روانپزشکی و روانشناسی بالینی و کارگروه سلامت روان در بحران دانشگاه، حفظ سلامت روان جامعه و کادر سلامت را وظیفه خود دانسته و تلاش خود را در این راستا ادامه خواهد داد. دکتر شیبانی ابراز امیدواری کرد که تجربیات حاصل از این دوران، راهگشای تقویت همکاری‌ها و توسعه دانش و خدمات در حوزه سلامت روان کشور باشد.

.................................................................................................................

داستان دکتر محمد نورمحمدی، عضو هیأت علمی گروه بهداشت حرفه‌ای دانشگاه، روایتی است از پشتکار، علاقه و تعهد عمیق به مقوله آموزش، او که متولد دوم خردادماه ۱۳۶۵ در شهرستان رشتخوار است، مسیر تحصیلی خود را از مقاطع ابتدایی در روستای احمدآباد آغاز کرد و با عبور از چالش‌ها و کسب افتخارات علمی متعدد، امروز به جایگاهی رفیع در دانشگاه دست یافته است. این گزارش، نگاهی است به فراز و نشیب‌های زندگی تحصیلی و حرفه‌ای او، همراه با دیدگاه‌های ارزشمندش درباره اولویت آموزش و تفکیک نقش اعضای هیئت علمی.

آغاز راه و درخشش در دوران تحصیل

دکتر نورمحمدی در سال ۱۳۸۴ با ورود به مقطع کاردانی، اولین گام‌های خود را در مسیر آموزش عالی برداشت. او با پشتکار مثال‌زدنی، مقطع کارشناسی ناپیوسته را با رتبه اول به پایان رساند و سپس در سال ۱۳۸۸، دوره کارشناسی مهندسی حرفه‌ای و ایمنی کار را در دانشگاه تهران با موفقیت به اتمام رساند. اما اشتیاق او به علم‌آموزی پایانی نداشت؛ همان سال مجدداً در آزمون ورودی کارشناسی ارشد دانشگاه تهران شرکت کرد و در سال ۱۳۹۰ با مدرک کارشناسی ارشد فارغ‌التحصیل شد.

دوران تدریس و ورود به مقطع دکتری

پس از اتمام مقطع کارشناسی ارشد، دکتر نورمحمدی به مدت دو سال (۱۳۹۰ تا ۱۳۹۲) به‌عنوان هیئت علمی طرحی در دانشگاه زابل مشغول به خدمت شد. در سال ۱۳۹۲، با قبولی در مقطع دکتری دانشگاه تهران، گام بلندی دیگر در مسیر تعالی علمی برداشت. او در سال ۱۳۹۵ با شرکت در فراخوان بورس، بورسیه دانشگاه علوم پزشکی مشهد شد و در نهایت در سال ۱۳۹۸ با دفاع از پایان‌نامه دکتری خود، فعالیت رسمی خود را به‌عنوان هیئت علمی در دانشگاه آغاز نمود.

دکتر نورمحمدی در پاسخ به سؤالاتی درباره رتبه‌ها و افتخارات تحصیلی، به نکته‌ای تأثیرگذار اشاره می‌کند: "در همان سالی که در کنکور شرکت کرده بودم، پدرم در کربلا به شهادت رسید." با وجود این غم بزرگ، خانواده او بدون استفاده از سهمیه، راه تحصیل را ادامه دادند. این پشتکار در مقطع کارشناسی، با کسب رتبه اول در مسیر کاردانی به کارشناسی و کارشناسی ناپیوسته، بار دیگر خود را نشان داد. در سال ۱۳۸۸، با اعطای سهمیه، دکتر نورمحمدی موفق به کسب رتبه ۸ کشوری شد و در سال ۱۳۹۲ نیز در مقطع دکتری با رتبه یک سهمیه و رتبه کشوری پذیرفته شد.

ورزش، یار همیشگی مسیر علم

علاقه دکتر نورمحمدی به ورزش، به‌ویژه فوتسال و فوتبال، همواره در کنار فعالیت‌های علمی او حضور داشته است. او در دوران دانشجویی عضو و کاپیتان تیم‌های فوتسال دانشگاهی بود و فعالیت ورزشی گسترده‌ای در تهران داشت. علاوه بر این، در سال ۱۳۸۵ به‌صورت اتفاقی در مسابقات دوومیدانی ۵۰۰۰ متر اصفهان شرکت کرد و مقام دوم را کسب نمود. او همچنین در مسابقات محلی و شهرستانی، همراه با تیم خود، موفق به کسب مقام‌های قهرمانی در رشته‌های فوتبال و فوتسال شده است.

اولویت آموزش؛ دغدغه اصلی دکتر نورمحمدی

دکتر نورمحمدی با نگاهی به سیاست‌های کلان کشور، معتقد است که اگرچه آموزش در بیانات رسمی اولویت دارد، اما در عمل و سیاست‌گذاری‌های اجرایی، حوزه درمان بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. با این حال، از نظر شخصی، آموزش برای او در اولویت اول قرار دارد: “آموزش بخشی است که از نظر روحی و روانی به من آرامش می‌دهد و علاقه‌مندم بیشترین تمرکز و انرژی خود را در این حوزه صرف کنم؛ چراکه ارتباط با دانشجو و فرآیند یاددهی–یادگیری، برای من ارزشمندترین بخش فعالیت حرفه‌ای محسوب می‌شود.” او ابراز امیدواری می‌کند که دانشگاه به سمتی حرکت کند که آموزش واقعاً در اولویت قرار بگیرد.

تفکیک نقش اعضای هیئت علمی؛ راهی به سوی ارتقاء

یکی از نکات مهمی که دکتر نورمحمدی بر آن تأکید دارد، تفکیک نقش‌ها و وظایف اعضای هیئت علمی است. او معتقد است نباید اساتید را درگیر همه مسائل به‌صورت هم‌زمان کرد و شاخص‌های ارتقا باید متناسب با حوزه فعالیت (درمان، آموزش یا پژوهش) تعریف شوند و این تفکیک می‌تواند به اعضای هیئت علمی اجازه دهد تا با تمرکز بیشتر بر حوزه تخصصی خود، عملکرد بهتری داشته باشند.

دکتر محمد نورمحمدی، با کوله‌باری از تجربه علمی و تعهد به آموزش، نمونه‌ای درخشان از اساتید دغدغه‌مند است. او با وجود موفقیت‌های متعدد در حوزه درمان و پژوهش، همچنان آموزش را اولویت اصلی خود می‌داند و امیدوار است با نگاهی واقع‌بینانه به نیازهای بخش آموزش، شاهد ارتقای جایگاه آن در دانشگاه باشیم. توجه به حقوق دانشجویان و تفکیک وظایف اعضای هیئت علمی، از دیگر دغدغه‌های اوست که می‌تواند راهگشای بسیاری از مشکلات در محیط‌های دانشگاهی باشد.

این استاد جوان در خصوص شاخص های یک استاد موفق هم معتقد است: " شاخص‌های استاد موفق شامل برقراری رابطه خوب با نسل جدید، ایجاد تعامل مؤثر و نوعی رفاقت و حس صمیمیت میان استاد و دانشجو است. البته این صمیمیت باید در چارچوب مشخصی باشد. بسیار مهم است که استاد بتواند در چارچوب وظایف و روابط حرفه‌ای خود، اطلاعات را منتقل کند و فضای کلاس را به‌گونه‌ای مدیریت کند که انگیزه بیشتری در دانشجویان ایجاد شود. به‌ویژه در شرایط فعلی، ایجاد انگیزه و سوق دادن دانشجویان به حرکت رو به جلو، به نظر من هدف اصلی آموزش است.

تلاش حداکثری در فضای علمی با امکانات حداقلی!

دکتر نورمحمدی از آغازین روزهای ورود خود به عرصه تعلیم و چالش های آن نیز سخنان شنیدنی دارد: "  از زمانی که وارد دانشگاه شدیم، گروه ما گروهی بود که شاید بتوان گفت با حداقل امکانات آغاز به کار کرد. عملاً گروه با دو استاد شروع شد؛ خود من و آقای دکتر میرزایی. امکانات خاصی نداشتیم و همه‌چیز را خودمان شروع کردیم. آزمایشگاه‌ها را از صفر ساختیم؛ چه با هزینه‌های شخصی و چه با استفاده از کمک‌های محدود طرح‌های پژوهشی دانشگاه."

" آزمایشگاه تهویه ما به‌طور کامل ساخته و توسط خود گروه تجهیز شد و شخصاً خودم تمامی مراحل آن را انجام دادم. همچنین یک آزمایشگاه تهویه در طبقه پایین داریم و در طبقه اول نیز آزمایشگاه کنترل آلودگی را کاملاً با امکانات گروه تجهیز کردیم. حتی در حوزه آزمایشگاه تهویه، حدود هفت دانشگاه دیگر از کار ما الگوبرداری کردند؛ آن‌ها از آزمایشگاه ما بازدید کردند و ما حتی برای آن‌ها نیز برخی از تجهیزات و دستگاه‌ها را طراحی و ساخته و ارسال کردیم. در طی این سال‌ها، آزمایشگاه‌های دانشگاه‌هایی مانند دانشگاه تربیت مدرس، دانشگاه نیشابور و دانشگاه برق نیز در حوزه تهویه توسط گروه ما تجهیز شدند".

" در زمینه مشاوره‌های صنعتی نیز، با توجه به اینکه فیلد کاری من صنعت و تهویه بود، به‌ویژه در بیمارستان‌ها فعالیت گسترده‌ای داشتیم. در دوران کرونا، شاید بتوان گفت که هفته‌ای چندین مشاوره در حوزه بیمارستانی ارائه می‌دادیم، چرا که یکی از مهم‌ترین موضوعات مطرح در آن دوران، … مدتی که سازمان جهانی بهداشت (WHO) اعلام کرد مهم‌ترین راه کنترل پاتوژن‌های هوابرد، استفاده از سیستم‌های تهویه مناسب است، اهمیت این موضوع به‌طور جدی افزایش پیدا کرد و بر همین اساس، ما نیز تمرکز فعالیت‌های خود را به این سمت سوق دادیم. با توجه به اینکه مجوز سطح ۳ حرفه‌ای را در سطح کشور داشتیم، توانستیم قراردادهای متعددی در حوزه ارتباط با صنعت منعقد کنیم و در زمینه مشاوره بیمارستانی اقدامات بسیار مؤثری انجام دهیم" .

طرح‌های پژوهشی اثرگذار و ثمرات آن

دکتر نورمحمدی درباره ثمرات تلاش های خود نیز اظهار می کند: " در این مسیر، طرح‌های اثرگذار و مهمی اجرا شد که نتایج آن شامل کاهش عفونت‌های بیمارستانی، کاهش مصرف آنتی‌بیوتیک‌ها و بهبود شرایط هوای محیطی و شرایط کلی فضاهای درمانی بود. در حال حاضر نیز با چند بیمارستان خصوصی از جمله بیمارستان آریا، بیمارستان امام زمان و بیمارستان امام موسی بن جعفر قرارداد فعال داریم و عمده این قراردادها در زمینه اصلاح و کنترل پاتوژن‌های هوابرد و بهبود شرایط تهویه است".

" در حوزه صنعت نیز، با توجه به اینکه رشته ما کاربرد صنعتی بالایی دارد، در صنایع مختلفی در زمینه مشاوره، طراحی و اجرای سیستم‌های تهویه فعالیت داشته‌ایم. حتی در قالب پایان‌نامه‌ها، برای حدود هشت صنعت مختلف طراحی سیستم تهویه انجام دادیم و هم اجرای پروژه و هم نظارت بر اجرای آن بر عهده خودمان بود و در حال حاضر نیز پایان‌نامه‌هایی که با آن‌ها کار می‌کنم، عمدتاً پایان‌نامه‌های محصول‌محور هستند؛ به این معنا که به سمت ساخت یک وسیله یا تجهیز جدید برای آزمایشگاه‌ها یا ارائه یک روش نوین برای حذف یا جایگزینی یک دستگاه حرکت کرده‌ایم. یکی از این موارد پایان‌نامه کارشناسی ارشد دانشجویان بود".

" همچنین یکی دیگر از پایان‌نامه‌ها مربوط به طراحی و ساخت سیستم‌های تهویه در یکی از صنایع با مواجهه با سرب بود که خوشبختانه جزو طرح‌های اثرگذار در سطح کشوری نیز قرار گرفت. به‌طور کلی، دو یا سه مورد از این پروژه‌ها برای من اهمیت ویژه‌ای دارند، چراکه علاقه‌مندم دانشی که وجود دارد، صرفاً در فضای آکادمیک و پشت سیستم باقی نماند. هدف من این است که این علم، هرچند محدود، در بستر جامعه به کار گرفته شود، مورد استفاده قرار گیرد و بتواند به‌صورت عملی به مردم و محیط‌های نیازمند خدمت ارائه دهد. در واقع جهت‌گیری اصلی من همواره به این سمت بوده است."

عدم رفع آلودگی های محیطی و تبعات آن از نگاه استاد حوزه بهداشت

استاد نورمحمدی به برخی خطرات ناشی از آلودگی محیطی اشاره و اظهار می کند: " در برخی آسایشگاه‌ها که حضور پیدا کرده‌ام، شرایط محیطی به‌قدری نامطلوب است که حتی با استفاده از ماسک‌های قوی هم مشکل به‌طور کامل برطرف نمی‌شود. در این زمینه باید توجه داشت که استانداردهای مرکز سلامت، به‌ویژه در محیط‌های بیمارستانی، برای هر بخش تعداد مشخصی تعویض هوا در ساعت را تعریف کرده‌اند. حتی پس از دوران کرونا، این استانداردها سخت‌گیرانه‌تر نیز شده‌اند. برای مثال، اگر پیش از این ۱۲ بار تعویض هوا در ساعت در نظر گرفته می‌شد، این به این معناست که فرض کنید یک فضای مشخص مانند ظرفی با حجم یک لیتر داریم؛ اگر در طول یک ساعت ۱۲ لیتر هوای تازه وارد آن شود، عملاً تمام آلودگی‌ها، پاتوژن‌ها و بوهای نامطبوع از محیط خارج خواهد شد. اما اگر هوای تازه وارد یک اتاق یا یک بخش نشود، همان اتفاقی رخ می‌دهد که اشاره شد؛ یعنی بوهای نامطبوع که منشأ مشخصی دارند، در فضا تجمع پیدا می‌کنند".

" در صورتی که نتوان این آلودگی‌ها را رقیق یا حذف کرد، این شرایط باعث ایجاد احساس ناخوشایند هم برای مراجعین و هم برای افرادی می‌شود که در آن فضا حضور دارند. به همین دلیل است که گاهی افراد وارد یک بخش می‌شوند و بلافاصله متوجه شرایط نامناسب هوای آن محیط می‌گردند. در بسیاری از فضاها، شرایط به‌گونه‌ای است که عملاً محیط  خفه  می‌شود. فرض کنید در یک فضا حدود ۱۰ تا ۱۵ نفر حضور دارند. هر فرد بر اساس متابولیسم پایه، حدود ۰٫۰۷ فوت مکعب در ساعت دی‌اکسیدکربن (CO₂) تولید می‌کند. در چنین شرایطی، اگر تهویه مناسب وجود نداشته باشد، CO₂ به‌تدریج در محیط تجمع پیدا می‌کند. این تجمع باعث کاهش غلظت اکسیژن مؤثر شده و پیامدهای آن به‌صورت احساس خواب‌آلودگی، سردرد، خستگی و ایجاد شرایط نامطلوب محیطی به‌مرور ظاهر می‌شود. به همین دلیل، ورود هوای تازه به فضا و هر بخش بیمارستانی اهمیت حیاتی دارد".

" در حال حاضر، در بسیاری از بیمارستان‌های پیشرفته دنیا، استاندارد تعویض هوا از ۱۲ بار در ساعت به سمت ۲۰ بار تعویض هوا در ساعت برای اتاق‌ها افزایش پیدا کرده است. در اتاق عمل که محیطی کاملاً استریل و حساس محسوب می‌شود، این موضوع اهمیت دوچندان دارد. یکی از مهم‌ترین دلایلی که در برخی بخش‌ها بوی نامطبوع احساس می‌شود یا حتی مشاهده می‌کنیم که با حضور در یک بخش، چند نفر دچار علائمی شبیه سرماخوردگی می‌شوند، عملکرد نادرست سیستم تهویه است. برای روشن‌تر شدن موضوع، اگر بخواهیم با یک مثال عددی توضیح دهیم: فرض کنید در یک فضا بوی نامطبوع یا آلودگی وجود دارد. اگر تنها یک بار تعویض هوا در ساعت انجام شود، یعنی اگر حجم فضا ۴۰ متر مکعب باشد و همان مقدار هوای تازه در طول یک ساعت وارد شود، فقط حدود ۶۳ درصد از آن آلودگی یا بوی نامطبوع از محیط خارج می‌شود"، اما اگر این تعویض هوا به ۱۲ بار در ساعت برسد، میزان باقی‌مانده آلودگی به کمتر از ۰٫۰۵ درصد کاهش پیدا می‌کند. بنابراین، اصلی‌ترین و مؤثرترین عامل کنترل آلودگی در محیط‌های بیمارستانی، اصلاح و عملکرد صحیح سیستم‌های تهویه است".

" در دوران کرونا، خوشبختانه توجه خوبی به این موضوع شد و اصلاح سیستم‌های تهویه در دستور کار قرار گرفت. با این حال، هنوز هم در برخی بیمارستان‌های دولتی مشاهده می‌شود که صرفاً یک هواساز با ظرفیت اسمی مناسب نصب شده، اما شرایط واقعی بخش، طراحی کانال‌کشی، فیلترها و نگهداری سیستم متناسب با آن نیست. در نتیجه، دوباره همان چرخه معیوب تکرار می‌شود و سیستم یا به‌درستی کار نمی‌کند یا کارایی لازم را ندارد".

" در مقابل، در بیمارستان‌های خصوصی، رویکرد کاملاً متفاوتی مشاهده می‌شود. آن‌ها به‌طور جدی به سمت اصلاح سیستم‌های تهویه، طراحی اصولی و خرید هدفمند هواساز حرکت کرده‌اند. در حال حاضر، حدود ۵ قرارداد فعال فقط در زمینه اصلاح شرایط تهویه، طراحی، ساخت و مشاوره خرید هواساز با بیمارستان‌های خصوصی داریم. به‌عنوان نمونه، برای بیمارستان امام زمان یک هواساز با ظرفیت 12 هزار طراحی و ساخته شد که شخصاً در تمام مراحل طراحی و ساخت آن حضور داشتم. طراحی سیستم توسط خودم انجام شد و ساخت آن توسط یک شرکت همکار صورت گرفت. همچنین، به‌تازگی بیمارستان آریا اعلام کرده که هواساز آن‌ها آماده شده و در مرحله نصب قرار دارد. هواسازهای بیمارستان امام موسی بن جعفر (ع) نیز در حال طی مراحل قرارداد هستند".

" در بیمارستان ایرانیان نیز، بدون خرید تجهیزات جدید، صرفاً با بررسی فنی و اصلاح ساختاری سیستم‌های موجود، امکان بهبود عملکرد تهویه بدون تحمیل هزینه‌های سنگین فراهم شد. این تفاوت نشان می‌دهد که اراده مدیریتی نقش تعیین‌کننده‌ای در بهبود شرایط دارد. وقتی سیستم به‌درستی طراحی و اجرا نشود، به‌تدریج آپشن‌ها و قابلیت‌های آن کاهش پیدا می‌کند، عملکرد افت می‌کند و ساختار دیگر به‌درستی کار نمی‌کند. معمولاً توجیه اصلی این وضعیت، بحث هزینه‌هاست؛ در حالی که واقعیت این است که اگر یک کار از ابتدا درست، اصولی و مطابق شرایط واقعی محیط انجام شود، ممکن است ۵۰ یا حتی ۱۰۰ سال بدون مشکل کار کند. اما وقتی یک کار نادرست انجام شود و دوباره همان اشتباه تکرار شود، وارد یک چرخه معیوب می‌شویم و اگر از همان ابتدا سیستم‌ها به‌درستی و متناسب با شرایط طراحی و اجرا می‌شدند، بسیاری از این هزینه‌های بعدی اصلاً به وجود نمی‌آمد و امیدوارم به سمتی حرکت کنیم که در حوزه تجهیزات پزشکی و مدیریت فنی، نگاه صرفاً مکانیکال نباشد و تصمیم‌گیری‌ها با درک درست از شرایط بهره‌برداری انجام شود. در نهایت، افرادی که در این فضاها بستری می‌شوند، با جان و سلامت شان درگیر هستند و این موضوع به‌نوعی حق‌الناس محسوب می‌شود".

" یکی از طرح‌های اثرگذار ما دقیقاً در همین راستا بود. در یکی از بیمارستان‌ها، میزان عفونت یک اتاق به‌طور غیرعادی بالا بود. ابتدا نرخ عفونت همان اتاق را بررسی کردیم. سپس متوجه شدیم که هواساز مربوط به آن اتاق با بخش‌های دیگر مشترک است. تصمیم گرفتیم سیستم کانال‌کشی را به‌طور دقیق بررسی کنیم. وقتی به بالا رفتیم و مسیر کانال‌ها را بررسی کردیم، مشخص شد که در داخل اتاق، کانال به دریچه دمش متصل نیست و هوا عملاً داخل کابین پخش می‌شود و وارد فضای اتاق نمی‌شود. فقط با اصلاح همین ایراد ساده، میزان عفونت آن اتاق حدود ۳۵ درصد کاهش پیدا کرد. در حال حاضر، حدود ۴ نفر به‌صورت تخصصی با من در این حوزه‌ها همکاری می‌کنند و الحمدلله در بحث ارتباط با صنعت، سه مرتبه عنوان بیشترین و برترین قرارداد تجاری دانشگاه را داشته‌ایم که مستندات و لوح‌های آن موجود است. همچنین به مدت سه سال استاد برتر آموزشی گروه و دو سال استاد برگزیده آموزشی دانشگاه بوده‌ام".

" در این ۵ تا ۶ سالی که در اینجا حضور داشته‌ام، چالش‌های متعددی را تجربه کرده‌ایم و به‌تدریج برای هرکدام راه‌حل پیدا کرده‌ایم. واقعیت این است که هر کسی که وارد مسیر تحصیل می‌شود، در هر مقطعی با چالش‌هایی روبه‌روست؛ چه در دوره کارشناسی، چه کارشناسی ارشد و چه دکتری. من همیشه یک اصل را برای خودم داشته‌ام: هرجا مسیر سربالایی می‌شود و می‌خواهیم بالاتر برویم، باید انرژی و توان بیشتری صرف کنیم".

" همیشه با توکل و تلاش جلو رفته‌ام و باور داشتم که می‌شود و حرکت می‌کردم . خدا را شکر تا امروز، تا حد زیادی به آنچه می‌خواستم رسیده‌ام. یک جمله همیشه در ذهن من بوده و بارها آن را برای خودم نوشته‌ام؛ اینکه: اگر تمام سلول‌های وجود انسان چیزی را بخواهند، حتی اگر محال به نظر برسد، آن محال در برابر اراده او ناتوان می‌شود. این جمله را زمانی که برای کارشناسی ارشد درس می‌خواندم جلوی چشمم نوشته بودم و در دوره دکتری هم همین کار را کردم؛ مفهومی که در کتاب قدرت ذهن هم به آن اشاره می‌شود، این است که ذهن می‌تواند انسان را به سمت تحقق اهدافش سوق دهد. همیشه می‌گویم توکل همراه با تلاش؛ یعنی حتی اگر الان هم در محیط کار با چالش‌هایی مواجه باشم، سعی می‌کنم تلاش خودم را بیشتر کنم. اما مهم‌ترین عامل در همه این‌ها، انگیزه است.

این موضوعی است که همیشه به دانشجویانم گفته‌ام و باز هم تکرار می کنم: " فارغ از تمام عوامل بیرونی، هر فرد باید برای خودش یک هدف مشخص داشته باشد، اگر هدف ادامه تحصیل و رسیدن به مدارج علمی بالاتر است، باید مسیر آن را پیدا کند و اگر هدف ورود به بازار کار و موفقیت در کسب‌وکار است، باید ببیند بازار کار چه مهارت‌ها و آیتم‌هایی را می‌خواهد و خودش را متناسب با همان محیط توانمند کند. لذا من همیشه به دانشجویان می‌گویم که بر اساس محیطی که قرار است در آن فعالیت کنند، خودشان را آماده کنند و توانمندی‌های لازم را در همان مسیر توسعه دهند…

به‌نظر من، باید افراد را توانمند کرد؛ البته واقعیت این است که بعضی از افرادی که سطح توانمندی بالایی دارند، گاهی دچار سرخوردگی می‌شوند؛ به‌ویژه به این دلیل که در برخی بخش‌های جامعه ما، موفقیت صرفاً بر پایه شایستگی تعریف نمی‌شود و گاه بیش از حد بر روابط و ارتباطات تأکید می‌شود. با این حال، باور شخصی من این است که توانمندی واقعی در نهایت پاسخ خود را می‌دهد و فرد را به آن جایگاهی که شایسته‌اش است می‌رساند.

حمایت خانواده؛ ستون استوار مسیر علم

دکتر محمد نورمحمدی، موفقیت‌های علمی خود را تا حد زیادی مرهون حمایت‌های خانواده می‌داند. او به نقش پررنگ مادرش در دوران تحصیل، به‌ویژه مقطع دکتری، و همراهی همسرش در این مسیر اشاره می‌کند. شرایط رفت‌وآمد مداوم به تهران در دوران دکتری، که عملاً زندگی خانوادگی را با چالش‌هایی مواجه می‌ساخت، با صبوری و درک همسرش هموار گردید. دکتر نورمحمدی معتقد است وقتی در یک خانواده، هدف مشترک و اولویت مشخصی مانند “علم” وجود داشته باشد، مسیر پیشرفت هموارتر خواهد شد و این اولویت، بر حرص مال اولویت می‌یابد.

خانواده‌ای در خدمت علم و سلامت

دکتر نورمحمدی در خانواده‌ای پرجمعیت با هفت فرزند (برادر و خواهر) رشد کرده است و جالب اینجاست که بخش عمده اعضای این خانواده پرشمار، در حوزه‌های آموزش، درمان و سلامت مشغول به فعالیت هستند؛ یکی از برادران معاون محیط‌زیست استانی، دیگری مدیر مدرسه با مدرک فوق‌لیسانس، برادر سوم پرستار در بیمارستان تأمین اجتماعی، برادر دیگر در حوزه اورژانس فعالیت می‌کند و خود دکتر نورمحمدی نیز عضو هیئت علمی دانشگاه است.

این هم‌افزایی خانوادگی در راستای خدمت به جامعه، نشان از توجه ویژه این خانواده به ارزش‌های اجتماعی دارد. دکتر نورمحمدی متاهل و دارای یک دختر ۷ ساله است. او بخش عمده اوقات فراغت خود را، به‌ویژه با توجه به سال‌های ابتدایی تحصیل فرزندش، به او اختصاص می‌دهد. فعالیت‌هایی مانند پیاده‌روی و گذراندن وقت در فضای باز و کشاورزی، از برنامه‌های مورد علاقه آن‌هاست. با این حال، دکتر نورمحمدی با صداقت به سهم قابل توجهی از وقت که در فضای مجازی سپری می‌شود، اشاره می‌کند و آن را مطلوب نمی‌داند. او تجربه شخصی خود از اتلاف وقت در این فضا را با دانشجویان نیز مقایسه می‌کند و معتقد است جذابیت‌های فضای مجازی، کنترل آن را برای همه دشوار ساخته است.

هم‌افزایی خانوادگی در مسیر آموزش، بهداشت و درمان

همسر دکتر نورمحمدی نیز در حوزه درمان و در مجموعه دانشگاه فعالیت دارند. این هم‌افزایی خانوادگی در حوزه‌های آموزش، بهداشت و درمان، باعث شده تا مسیر حرفه‌ای اعضای خانواده در همین راستا تعریف شود. فعالیت دو برادر به عنوان معلم، خود دکتر به عنوان معلم دانشگاه، و سایر اعضای خانواده در حوزه‌های مرتبط با سلامت، پرستاری و محیط‌زیست، تصویری روشن از تمرکز این خانواده بر خدمت به جامعه در این زمینه‌های حیاتی ارائه می‌دهد.

.......................................................................................................

مدیر گروه زنان و مامایی دانشگاه علوم پزشکی مشهد گفت: سلامت زنان و مادران باردار در شرایط مختلف از اهمیت ویژه ای برخوردار است و لذا تمهیدات و برنامه ریزی های مرتبط با این موضوع در ایام جنگ و تعطیلات نوروز نیز اتخاذ و خدمت رسانی به بیماران به نحو شایسته ای صورت گرفته و همچنان ادامه دارد.

دکترمرضیه لطفعلی زاده در گفتگو با وب دا، ضمن اشاره به تداوم فعالیت‌های آموزشی و درمانی گروه زنان و مامایی دانشگاه علوم  پزشکی مشهد در طی روزهای جنگ تحمیلی آمریکایی- صهیونیستی، بر استمرار این فعالیت ها پس از تعطیلات عید نوروز هم تاکید و خاطرنشان کرد: با توجه به پیشگامی دانشگاه علوم پزشکی مشهد در زمینه آموزش تخصصی و ارتقای مهارت‌های پزشکی، در گروه زنان هم آموزش‌ها به طور مستمر ارائه و خدمات دهی به بیماران بدون هیچ وقفه و بصورت شبانه روزی در حال انجام است.

مدیر گروه زنان و مامایی دانشگاه علوم پزشکی مشهد به نقش موثر دستیاران در تسهیل و تکمیل فرایند خدمات دهی به بیماران هم یاد کرد و افزود: خدمات تخصصی زنان در رشته های مختلف؛ طی ایام جنگ و تعطیلات نوروزی با حضور رزیدنت‌ها و اساتید مجرب و به صورت هماهنگ صورت گرفت و خوشبختانه هیچگونه خلل و وقفه ای در ارائه خدمات به بیماران ایجاد نشد.

دکتر لطفعلی زاده، امکانات و ظرفیت های موجود در بخش زنان دانشگاه را جهت خدمات رسانی به بیماران در ایام جنگ مطلوب برشمرد و در عین حال تاکید کرد: فضای خاص حاکم بر کشور در شرایط فعلی اقتضاء می کند که تا حد امکان بر صرفه جویی و مدیریت بهینه امکانات موجود اهتمام داشته باشیم.

................................................................

متخصص طب ایرانی، با اشاره به خواص برخی دمنوش ها و شربت ها در تقویت دستگاه گوارش و خواص آرامبخشی این نوشیدنی ها گفت: دمنوش برگ بو و پونه به عنوان ترکیبی آرامش‌بخش و مؤثر برای تقویت سیستم گوارش برجسته شده و دمنوش نعنا نیز برای کمک به هضم غذا، رفع نفخ و دل‌درد و دمنوش لیموعمانی و نعنا برای تقویت سیستم ایمنی توصیه می‌شود.

دکتر مهدی یوسفی، عضو هیأت علمی و مدیر گروه طب ایرانی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، در گفت‌وگو با وب‌دا توصیه های مفید و کاربردی را در جهت حفظ سلامت جسمی و روانی افراد ارائه و بیان داشت: در رابطه با شربت‌ها، شربت عسلاب ساده (۱۵۰ سی‌سی آب + ۱ قاشق مرباخوری عسل) به عنوان گزینه‌ای ساده و مؤثر برای آبرسانی و تأمین انرژی مطرح است و شربت گلاب و زعفران (شربت عسلاب ساده + ۲-۳ قاشق غذاخوری گلاب + ۱۵۰ میلی‌گرم زعفران) برای آرامش‌بخشی و ایجاد نشاط و شربت تخم بالنگو یا تخم شربتی با گلاب (شربت عسلاب ساده + ۲-۳ قاشق غذاخوری گلاب + ۱ قاشق چای‌خوری تخم بالنگو) به عنوان نوشیدنی خنک‌کننده و مفید برای رفع عطش معرفی شده‌اند. شربت عسلاب نارنجی (شربت عسلاب ساده + ۱-۲ قاشق غذاخوری آب نارنج تازه صاف‌نشده) نیز به عنوان مقوی و اشتهاآور توصیه شده است.

این استاد دانشگاه ادامه داد: سایر نوشیدنی‌ها از جمله آب سیب، آب سیب و هویج همراه پوره و آب کامل پرتقال همراه با بخش سفید به دلیل خواص تقویتی و ویتامینی‌شان مورد اشاره قرار گرفته‌ و دمنوش‌های گل گاوزبان، لیمو و زعفران برای نشاط‌آوری و بهارنارنج و گل محمدی برای آرامش‌بخشی و بهبود خواب پیشنهاد شده‌اند. همچنین برای روزهای سرد، دمنوش سیب و دارچین و دمنوش هل و دارچین به عنوان گزینه‌های گرم‌کننده و نیروبخش مطرح هستند.

دکتر یوسفی این نکته را هم عنوان کرد که شیره بادام (تهیه شده از ۱۰-۱۲ مغز بادام شیرین خیسانده و پوست‌گرفته + ۱ لیوان آب ولرم + ۱ قاشق مرباخوری عسل) به عنوان یک نوشیدنی مغذی و مناسب برای تقویت عمومی بدن معرفی شده است.

....................................................................................................................................................

متخصص طب ایرانی فهرستی از خوراکی‌ها شامل؛ سرکه، ترشی، پنیر شور، آجیل شور، قهوه و شکلات تلخ را به عنوان تشدیدکننده عوارض استرس معرفی کرده و بر مدیریت مصرف آن‌ها در شرایط استرس زا تاکید کرد.

دکتر مهدی یوسفی، عضو هیأت علمی و مدیر گروه طب ایرانی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، در گفت‌وگو با وب‌دا، با بیان اینکه مصرف برخی مواد خوراکی در شرایط استرس می‌تواند اثرات زیان‌بار داشته باشد اظهار کرد: افرادی که به‌طور ثابت یا تکرارشونده دچار خشکی و زبری پوست، شکنندگی ناخن، بی‌خوابی یا بدخوابی، اسپاسم و گرفتگی عضلات کتف و ساق، بواسیر، شقاق مقعد و خشکی مخاط‌ها هستند، بیش از دیگران در برابر این مواد آسیب‌پذیرند و باید در میزان و تکرار مصرف آنها احتیاط کنند.

دکتر یوسفی، خوراکی‌های تشدید کننده استرس در این گروه را شامل؛ سرکه، آبغوره، آبلیمو، ترشی‌های خانگی و بازاری، پنیر شور، خیارشور، آجیل شور، نمک زیاد، زنجبیل، خردل، فلفل سیاه، سیر، پیاز تند، فلفل قرمز، شاهی، تره، پیازچه، سس‌های تند، خرمای خشک، عسل کهنه، چای پررنگ، کاکائو، شکلات تلخ، قهوه، ذرت بو داده، نان خشک، گوشت گاو، فرآورده‌های گوشتی صنعتی مانند کالباس و سوسیس، میرزاقاسمی، فلافل، غذاهای سرخ‌کرده، غذاهای کبابی خشک، چیپس و پفک و... برشمرد و اضافه کرد: مصرف بیش از دو فنجان قهوه، نسکافه و چای سبز در روز توصیه نمی‌شود، چون این نوشیدنی‌ها با وجود افزایش کوتاه‌مدت هشیاری، در مصرف زیاد یا مداوم موجب تحریک سیستم عصبی و غدد درون‌ریز و در نهایت فرسایش و خستگی می‌شوند.

این استاد دانشکده طب ایرانی پیشنهاد کرد: برای افزایش کارایی جسمی و روانی، روزانه ۲ تا ۴ استکان چای سیاه غیرعطری همراه با هل، گل محمدی، مقدار اندکی زعفران و دارچین مصرف شود.

وی در خصوص تاثیرات مثبت موسیقی هم گفت: شنیدن قطعات موسیقی حاوی صداهای دفرمه، لیزری و افکت‌های شدید صوتی تعادل ذهنی و روانی را مختل می‌کند و نباید به آن عادت داده شود. همچنین مناسب‌ترین صداها برای آرامش در زمان فراغت شامل صدای آواز پرندگان، صدای برگ درختان در وزش نسیم، جریان آب، بارش باران و امواج ملایم دریا است.

دکتر یوسفی در بخش دیگری از توصیه‌های خود به اثرات روغن های گیاهی در کاهش استرس اشاره و خاطرنشان کرد: ماساژ روزانه عضلات اطراف گردن، شانه، طرفین ستون فقرات و پشت ساق با روغن بادام شیرین، گل محمدی در پایه بادام شیرین، بابونه یا کنجد می‌تواند مفید باشد و همچنین استفاده موضعی از روغن بادام شیرین یا روغن گل محمدی در پایه بادام شیرین روی شش نقطه سر شامل شقیقه‌ها، نواحی ماستوئید پشت گوش‌ها و فونتانل‌های قدامی و خلفی پیش از خواب توصیه می گردد.

 

 

.......................................................................

متخصص طب ایرانی فهرستی از خوراکی‌ها شامل؛ سرکه، ترشی، پنیر شور، آجیل شور، قهوه و شکلات تلخ را به عنوان تشدیدکننده عوارض استرس معرفی کرده و بر مدیریت مصرف آن‌ها در شرایط استرس زا تاکید کرد.

دکتر مهدی یوسفی، عضو هیأت علمی و مدیر گروه طب ایرانی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، در گفت‌وگو با وب‌دا، با بیان اینکه مصرف برخی مواد خوراکی در شرایط استرس می‌تواند اثرات زیان‌بار داشته باشد اظهار کرد: افرادی که به‌طور ثابت یا تکرارشونده دچار خشکی و زبری پوست، شکنندگی ناخن، بی‌خوابی یا بدخوابی، اسپاسم و گرفتگی عضلات کتف و ساق، بواسیر، شقاق مقعد و خشکی مخاط‌ها هستند، بیش از دیگران در برابر این مواد آسیب‌پذیرند و باید در میزان و تکرار مصرف آنها احتیاط کنند.

دکتر یوسفی، خوراکی‌های تشدید کننده استرس در این گروه را شامل؛ سرکه، آبغوره، آبلیمو، ترشی‌های خانگی و بازاری، پنیر شور، خیارشور، آجیل شور، نمک زیاد، زنجبیل، خردل، فلفل سیاه، سیر، پیاز تند، فلفل قرمز، شاهی، تره، پیازچه، سس‌های تند، خرمای خشک، عسل کهنه، چای پررنگ، کاکائو، شکلات تلخ، قهوه، ذرت بو داده، نان خشک، گوشت گاو، فرآورده‌های گوشتی صنعتی مانند کالباس و سوسیس، میرزاقاسمی، فلافل، غذاهای سرخ‌کرده، غذاهای کبابی خشک، چیپس و پفک و... برشمرد و اضافه کرد: مصرف بیش از دو فنجان قهوه، نسکافه و چای سبز در روز توصیه نمی‌شود، چون این نوشیدنی‌ها با وجود افزایش کوتاه‌مدت هشیاری، در مصرف زیاد یا مداوم موجب تحریک سیستم عصبی و غدد درون‌ریز و در نهایت فرسایش و خستگی می‌شوند.

این استاد دانشکده طب ایرانی پیشنهاد کرد: برای افزایش کارایی جسمی و روانی، روزانه ۲ تا ۴ استکان چای سیاه غیرعطری همراه با هل، گل محمدی، مقدار اندکی زعفران و دارچین مصرف شود.

وی در خصوص تاثیرات مثبت موسیقی هم گفت: شنیدن قطعات موسیقی حاوی صداهای دفرمه، لیزری و افکت‌های شدید صوتی تعادل ذهنی و روانی را مختل می‌کند و نباید به آن عادت داده شود. همچنین مناسب‌ترین صداها برای آرامش در زمان فراغت شامل صدای آواز پرندگان، صدای برگ درختان در وزش نسیم، جریان آب، بارش باران و امواج ملایم دریا است.

دکتر یوسفی در بخش دیگری از توصیه‌های خود به اثرات روغن های گیاهی در کاهش استرس اشاره و خاطرنشان کرد: ماساژ روزانه عضلات اطراف گردن، شانه، طرفین ستون فقرات و پشت ساق با روغن بادام شیرین، گل محمدی در پایه بادام شیرین، بابونه یا کنجد می‌تواند مفید باشد و همچنین استفاده موضعی از روغن بادام شیرین یا روغن گل محمدی در پایه بادام شیرین روی شش نقطه سر شامل شقیقه‌ها، نواحی ماستوئید پشت گوش‌ها و فونتانل‌های قدامی و خلفی پیش از خواب توصیه می گردد.

............................................................................................

روانپزشک و عضو هیات علمی ( استادیار) دانشگاه علوم پزشکی مشهد تاب‌آوری را توانایی سازگاری مؤثر و حفظ عملکرد در مواجهه با ضربه‌های روحی و فشارهای شدید توصیف و بر اهمیت آن در شرایط بحرانی مانند جنگ تأکید کرد.

دکتر سیده نرگس نجاتی فرد، روانپزشک و فلوشیپ روان‌درمانی، در گفتگو با وب دا، در تشریح مفهوم «تاب‌آوری» (Resilience) از منظر روان‌پزشکی اظهار داشت: تاب‌آوری به توانایی فرد یا جامعه در سازگاری مؤثر و حفظ عملکردی نسبتاً باثبات، در مواجهه با ضربه‌های روحی (تروما)، تهدیدها، یا فشارهای استرس‌زای شدید گفته می‌شود.

وی افزود: در میانه بحران‌ها و شرایط جنگی، فرد و جامعه با واقعیت‌های تلخ و بیرونی متعددی روبرو هستند که شامل انواع فقدان‌ها از مرگ عزیزان و معلولیت گرفته تا تخریب و خشونت، و همچنین ترس‌های درونی ناشی از ابهام شرایط و احساس خطر قریب‌الوقوع است. تاب‌آوری در چنین بستری، به معنای توانایی فرد در تحمل فشارهای روانی عظیم، حفظ سلامت روان، بازیابی عملکرد پس از آسیب‌های وارده، و حتی تجربه رشد شخصیتی است.

به گفته دکتر نجاتی فرد، تاب‌آوری یک فرایند پویا محسوب می‌شود که به فرد یاری می‌رساند تا در برابر این ناملایمات، دچار فروپاشی روانی نشود و بتواند مسیر زندگی خود را ادامه دهد. وی با ذکر مثالی از یک پزشک در منطقه جنگی که با وجود خستگی و ترس، همچنان قادر به تصمیم‌گیری‌های بالینی دقیق است و از تجربه‌اش برای رشد حرفه‌ای و انسانی بهره می‌برد، تصویر حقیقی تاب‌آوری را ترسیم کرد.

این روانپزشک در ادامه به دو جنبه اصلی تاب‌آوری که شامل "تاب‌آوری روان‌شناختی" و "تاب‌آوری عصبی زیستی" است اشاره کرد و گفت: تاب آوری روانشناختی به فرایندهای ذهنی و هیجانی مانند مثبت‌اندیشی، خودکارآمدی، مهارت حل مسئله، تصمیم‌گیری و معنا دادن به اتفاقات طاقت‌فرسا مرتبط است و به فرایندهای مغزی و جسمی مانند: نحوه‌ی ترشح هورمون‌های استرس، فعالیت محور هیپوتالاموس–هیپوفیز–آدرنال و نحوه‌ی بازگشت بدن به حالت تعادل مربوط می‌شود.

دکتر نجاتی فرد تأکید کرد: هر دو جنبه برای سلامت روان ضروری بوده و به یکدیگر وابسته هستند و ضعف در یکی می‌تواند بر دیگری تأثیر منفی بگذارد.

وی با اشاره به تأثیرات استرس شدید بر مغز و سیستم عصبی در موقعیت‌های بحران و جنگ، گفت: واکنش اولیه به اینگونه تهدیدها، فعال شدن سیستم جنگ یا گریز (Fight-or-Flight) است که باعث ترشح هورمون‌های استرس مانند آدرنالین و کورتیزول می‌شود. قرار گرفتن طولانی‌مدت در معرض این سطوح بالای استرس، می‌تواند منجر به تغییرات تطابقی و گاهی آسیب‌زا در سیستم عصبی، از جمله فعالیت بیش از حد محور هایپوتالاموس هیپوفیز ادرنال و تغییرات در انتقال‌دهنده‌های عصبی مانند سروتونین، دوپامین و نوراپی‌نفرین شود که اختلال در خلق‌وخو، انگیزه و تمرکز را به دنبال دارد.

همچنین، التهاب عصبی ناشی از استرس مزمن می‌تواند با اختلالات خلقی و شناختی همراه بوده و در برخی موارد منجر به کاهش حجم نواحی خاصی از مغز گردد و این واکنش‌ها می‌توانند علائمی چون اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)، افسردگی، اضطراب، اختلالات خواب، و مشکلات تمرکز را ایجاد کنند.

دکتر نجاتی فرد، مفهوم «انعطاف‌پذیری عصبی» (Neuroplasticity) را کلیدی در تقویت تاب‌آوری دانست و توضیح داد: مغز قابلیت تغییر و سازگاری در طول عمر را دارد و تاب‌آوری یک ویژگی قابل یادگیری و تقویت است.

وی تعامل پیچیده بین عوامل ژنتیکی، محیطی و یادگیری را در کیفیت و کمیت تاب‌آوری مؤثر دانست و بیان کرد: فرایند درمان در واقع به «سیم‌کشی مجدد» مغز بیمار برای ساخت مسیرهای عصبی جدید کمک می‌کند.

این روانپزشک در پایان، راهکارهای عملی متعددی را برای تقویت تاب‌آوری به شرح ذیل ارائه داد:

  • تکنیک‌های شناختی: شناسایی، به چالش کشیدن افکار منفی و جایگزینی آن‌ها با الگوهای فکری سالم‌تر.
  • تکنیک‌های رفتاری: بازگرداندن تمرکز ذهن به «اینجا و اکنون» از طریق تکنیک ۵-۴-۳-۲-۱ (مشاهده، لمس، شنیدن، بوئیدن، چشیدن)، تمرینات تنفس عمیق و تن‌آرامی.
  • ایجاد نظم‌های کوچک: کنترل اتفاقات کوچک روزمره برای ایجاد حس کنترل در شرایط بحران.
  • ذهن‌آگاهی (Mindfulness): افزایش آگاهی نسبت به لحظه حال، افکار و احساسات با پذیرش بیشتر.
  • حل مسئله: توسعه مهارت‌های حل مسئله گام به گام برای مواجهه با چالش‌ها.
  • تنظیم هیجانات: یادگیری شناسایی، درک و مدیریت مؤثر هیجانات دشوار.
  • تقویت شبکه‌های حمایتی اجتماعی: ایجاد و حفظ روابط سالم و معنادار با خانواده، دوستان و جامعه.
  • یافتن معنا و هدف: کشف و پیگیری اهداف و معانی در زندگی، حتی در شرایط سخت.

دکتر نجاتی فرد همچنین بر اهمیت خواب کافی و باکیفیت (۷-۸ ساعت)، رژیم غذایی متعادل و غنی از مواد مغذی، ورزش و فعالیت جسمانی منظم، و اجتناب از مکانیسم‌های مقابله‌ای ناسالم مانند مصرف مواد مخدر یا الکل، و جایگزینی آن‌ها با روش‌های سازنده تأکید و خاطرنشان کرد: داشتن روابط اجتماعی حمایتی، احساس تعلق و ارتباط با دیگران، در برابر اثرات منفی استرس محافظت کننده است.

.................................................................

استاد پیشکسوت گروه زنان دانشگاه علوم پزشکی مشهد با اشاره به آسیب‌پذیری مادران باردار در شرایط استرس زا گفت: فشارهای روانی ناشی از یک  بحران می‌تواند منجر به عوارضی همچون سقط جنین، افزایش فشار خون بارداری، اختلال در رشد جنین و مشکلات روحی و روانی برای مادر شود.

دکتر نفیسه ثقفی، متخصص زنان و زایمان در گفتگو با وب دا، با اشاره به اتفاقات اخیر و شرایط بحرانی جنگ در کشور، توجه ویژه به شرایط مادران باردار و اتخاذ تمهیدات لازم در جهت فراهم ساختن آرامش در فضای زندگی آنها را مورد تاکید قرار داد و گفت: خانواده و به خصوص همسر نقش حیاتی در حمایت از مادران باردار در این دوران دارد و حمایت‌های عاطفی، حفاظت از سایر فرزندان، تامین معاش و مدیریت هزینه‌های زندگی با توجه به کاهش احتمالی درآمدها، از جمله اقداماتی است که همسران می‌توانند برای کاهش استرس مادر باردار انجام دهند.

وی همچنین توصیه کرد: مادران باردار از مواجهه با اخبار و فضای رسانه‌ای مرتبط با جنگ پرهیز کنند و به جای آن، بر انجام حرکات ورزشی و تنفسی مناسب تمرکز نمایند؛ ضمن اینکه ارتباط مستمر با مراکز درمانی و افراد حامی، برای حفظ سلامت روحی و جسمی مادر ضروری است.

دکتر ثقفی، مسئولیت دولت و دانشگاه‌های علوم پزشکی را در ارائه خدمات رایگان یا با تعرفه کم روان‌درمانی به این گروه از مادران، یادآور شد و از پزشکان، مراکز درمانی و رسانه‌ها خواست تا نسبت به آگاه‌سازی مادران باردار در خصوص علائم هشداردهنده ای همچون؛ سردردهایی که با استراحت بهبود نمی‌یابند، تهوع و استفراغ مداوم، سردردهای تنشی که منجر به افزایش فشار خون می‌شوند و مشکلات ادراری ناشی از مسائل کلیوی که نیاز به مراجعه فوری به مراکز درمانی دارند؛ اقدام به آگاهی بخشی عمومی کنند.

دکتر ثقفی در حوزه تغذیه هم به مادران باردار توصیه کرد: از مصرف غذاهای مانده خودداری کرده و به اندازه نیاز روزانه غذا بپزند، همچنین مصرف غذاهای چرب، فست‌فودها، نمک و شیرینی‌جات را تا حد ممکن محدود ساخته و استفاده از قلیان که می‌تواند خطرناک‌تر از سیگار باشد را ترک کنند.

وی در عین حال یادآور شد: مصرف تخم مرغ، کشک کم‌نمک، حبوبات (پس از گرفتن نفخ)، هویج پخته، گوجه فرنگی و سبزیجات تازه میتواند برای تامین سلامت مادر و جنین مفید باشد.

دکتر ثقفی در پایان، آمادگی خود و همکاران پزشک را برای ارائه خدمات در هر زمان و مکانی که نیاز باشد، اعلام و اظهار داشت: جان، مال و علم خود را در اختیار مردم عزیزمان در سراسر این میهن قرار خواهیم داد.

....................................................

مدیر گروه میکروب‌شناسی و ویروس‌شناسی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، علوم آزمایشگاهی را چشم‌های بینای پزشکی توصیف و بر اهمیت حیاتی این حوزه در تشخیص و درمان بیماری‌ها تأکید کرد.

دکتر زهرا مشکات، در گفتگو با وب دا، به مناسب سی ام فروردین ماه و روز علوم آزمایشگاهی در خصوص ویژگی ها و اهمیت این رشته گفت: علوم آزمایشگاهی (حوزه تشخیصی پزشکی) به شاخه‌ای از علم پزشکی گفته می‌شود که به بررسی و آنالیز نمونه‌های بیولوژیک انسان مانند خون، ادرار، مدفوع، بافت و سایر مایعات بدن می‌پردازد و در واقع می توان این رشته را چشم‌های بینای پزشکی دانست که بدون نیاز به روش‌های تهاجمی گسترده، داده‌های عینی و قابل اندازه‌گیری از وضعیت درون بدن را ارائه می‌دهد.

اهمیت علوم آزمایشگاهی در پزشکی مدرن

مدیر گروه میکروب‌شناسی و ویروس‌شناسی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، اهمیت رشته علوم آزمایشگاهی را در پزشکی مدرن انکارناپذیر برشمرد و آن را در سه محور ذیل بیان کرد؛

  • تأیید یا رد تشخیص بالینی: بسیاری از بیماری‌ها نشانه‌های بالینی مشابهی دارند و آزمایشگاه نقش کلیدی در افتراق دقیق آن‌ها ایفا می‌کند.
  • پایش روند درمان: برای مثال، اندازه‌گیری منظم قند خون در بیماران دیابتی یا بررسی شاخص‌های انعقادی در افراد تحت درمان با داروهایی مثل وارفارین.
  • تشخیص زودهنگام و غربالگری: مانند تست‌های غربالگری دوران بارداری یا آزمایش‌های تشخیص زودهنگام انواع سرطان.

دکتر مشکات، ضمن چند وجهی برشمردن نقش فعالیت‌های تشخیصی در علوم آزمایشگاهی به چند مورد از این کاربردها به شرح ذیل اشاره کرد؛

  • بیماری‌های متابولیک و غدد درون‌ریز: تشخیص دیابت، اندازه‌گیری قند خون، اختلالات چربی (چربی خون) و بیماری‌های تیروئید.
  • بیماری‌های عفونی: شناسایی عوامل عفونی (باکتری، ویروس، قارچ و انگل) نظیر HIV، هپاتیت، سل و عفونت‌های ادراری.
  • بیماری‌های خونی و سرطان‌ها (انکولوژی): تشخیص انواع کم‌خونی، لوسمی (سرطان خون) و پیگیری پاسخ به شیمی‌درمانی.
  • بیماری‌های قلبی -عروقی: تشخیص حمله قلبی از طریق اندازه‌گیری آنزیم‌های قلبی مانند تروپونین.
  • بیماری‌های خودایمنی: مانند لوپوس و آرتریت روماتوئید.

مدیر گروه میکروب‌شناسی و ویروس‌شناسی دانشگاه علوم پزشکی مشهد،  در ادامه وضعیت رشته علوم آزمایشگاهی در دانشگاه علوم پزشکی مشهد را؛ به عنوان یکی از مهمترین و معتبرترین قطب‌های پزشکی در شرق کشور، برخوردار از ظرفیت‌های قابل توجهی برشمرد و افزود: دانشگاه علوم پزشکی مشهد دارای دانشکده پیراپزشکی و پزشکی مجهز و شبکه‌ای از آزمایشگاه‌های مرکزی و تخصصی در بیمارستان‌های آموزشی خود، مانند بیمارستان قائم (عج) و بیمارستان امام رضا (ع) است و در این مراکز، اساتید برجسته و متخصصانی در تمام گرایش‌های علوم آزمایشگاهی (از جمله باکتری‌شناسی پزشکی، ایمنی‌شناسی، انگل‌شناسی پزشکی، قارچ‌شناسی پزشکی، هماتولوژی، بانک خون، بیوشیمی بالینی و ویروس‌شناسی پزشکی) مشغول به فعالیت هستند.

وی اضافه کرد: دانشجویان در مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد، دکتری تخصصی (PhD) و دوره تکمیلی تخصصی (فلوشیپ) علوم آزمایشگاهی در این دانشگاه تحصیل می‌کنند که خود منبعی از نیروی انسانی کارآمد و جوان به شمار می‌روند.

دکتر مشکات در مورد سطح تجهیزات در این رشته هم عنوان کرد: بیمارستان‌های آموزشی مشهد معمولاً به سیستم‌های پیشرفته و خودکار آنالایزر، دستگاه‌های ایمونواسی مدرن، سیستم‌های کشت میکروبی و تجهیزات تشخیص مولکولی مانند دستگاه Real-Time PCR مجهز هستند و با این حال، دسترسی به فناوری‌های بسیار پیشرفته‌تر مانند طیف‌سنجی جرمی (MALDI-TOF) یا توالی‌یابی نسل جدید (NGS) معمولاً به برخی مراکز تحقیقاتی خاص یا بیمارستان‌های فوق تخصصی محدود می‌شود.

 

.......................................................................

رئیس بخش داخلی بیمارستان امام رضا(ع) و مدیر گروه داخلی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، از برقراری کامل خدمات درمانی و آموزشی در این بخش؛ طی ایام بحران جنگ و نیز در تعطیلات نوروزی خبر داد و گفت: تمامی پزشکان متخصص، فلوشیپ‌ها، رزیدنت‌ها و اینترن‌ها به صورت روزانه در بیمارستان حضور داشته و به بیماران اورژانسی و غیر اورژانسی رسیدگی می‌کنند.

دکتر محمد بهاری، در گفتگو با وب دا، با بیان اینکه تمامی خدمات آموزشی و درمانی در بخش داخلی بیمارستان امام رضا(ع) برقرار است، افزود: بخش داخلی این مرکز درمانی هر روزه پذیرای بیماران اورژانسی و غیر اورژانسی است و خدمات تخصصی مانند آندوسکوپی، کولونوسکوپی، ERCP و اندوسونوگرافی ارائه می‌شود.

دکتر بهاری با اشاره به حضور مستمر فلوشیپ‌ها و رزیدنت‌ها، بر برقراری همزمان جنبه‌های آموزشی و درمانی تأکید و بیان داشت : بخش‌های گوارش، هماتولوژی، ریه، کلیه، جنرال و سایر بخش‌ها طبق برنامه با حضور اساتید فعالیت می‌کنند و ویزیت بیماران با همراهی دستیاران تخصصی، فلوشیپ‌های فوق تخصصی و اینترن‌ها صورت می‌گیرد.

به گفته این استاد دانشگاه، ویزیت‌ها ترکیبی از جنبه‌های درمانی و آموزشی هستند تا ضمن رسیدگی به مشکلات بیماران، توضیحات لازم نیز ارائه شود و ویزیت‌ها به صورت روزانه توسط اساتید انجام می‌گیرد. همچنین آی‌سی‌یو داخلی در اختیار همکاران داخلی است و اساتید در دپارتمان‌های مربوطه حضور دارند.

وی در خصوص حضور اینترن‌ها هم گفت: با وجود مصوبه دانشگاه مبنی بر استفاده از اینترن کشیک، به دلیل حجم بالای بیماران در برخی بخش‌ها، با هماهنگی دانشکده، اینترن‌های بخش نیز در جریان امور بیماران قرار دارند و تمامی اینترن‌ها، دستیاران تخصصی، دستیاران فوق تخصصی و اساتید مربوطه حضور فعال دارند.

رئیس بخش داخلی بیمارستان امام رضا(ع) در ادامه اظهار داشت : تعداد بیماران بخش‌ها تغییری نکرده است، اما بیماران اورژانسی کاهش یافته‌اند تا مدیریت سریع‌تر شرایط بحرانی امکان‌پذیر باشد. بیماران الکتیو و بستری طبق روال گذشته پذیرش می‌شوند و تمامی مرخصی‌های همکاران لغو شده است تا حضور ۱۰۰٪ حفظ شود. همچنین دورکاری و آنکالی نیز وجود ندارد و تلاش بر این است که بیماران الکتیو کمتر بستری شوند تا فضای کافی برای بیماران اورژانسی احتمالی فراهم گردد.

دکتر بهاری بر دقت در حفظ تجهیزات و لوازم مصرفی و انجام پروسیجرهای حساب‌شده برای بیماران تأکید و افزود: برای شرایط فعلی و همچنین ایام نوروز، آمادگی کامل برای مقابله با هرگونه اتفاق غیرمترقبه و شرایط بحرانی پیش‌بینی شده است و برنامه‌های مقیمی و آنکالی نوروز نیز تدوین گردیده است.

وی همچنین از تامین پرسنل پرستاری، بهیار و کمک بهیار خبر داد و افزود: کمبود دستگاه ERCP که وجود داشت، با همکاری دانشگاه علوم پزشکی مشهد از تهران تهیه شده است.

دکتر بهاری در مورد بیماران ارجاعی هم گفت که هماهنگی با ستاد هدایت الزامی است و در صورت امکان، دستورات لازم برای عدم اعزام بیمار صادر می‌شود و در صورت اعزام بیمار، خدمات لازم به وی ارائه خواهد شد.

 ....................................................................................................................................................

همزمان با شرایط بحرانی جنگ در کشور و تعطیلات نوروزی، گروه طب اورژانس دانشگاه علوم پزشکی مشهد، در سه مرکز درمانی اصلی و سایر بیمارستان‌های این شهر به صورت شبانه‌روزی به زائران و مجاوران بارگاه رضوی خدمات درمانی ارائه کردند.

دکتر موسوی، مدیر گروه طب اورژانس دانشگاه علوم پزشکی مشهد، در گفتگو با وب دا، پیرامون جزییات این خبر اظهار کرد: با وجود شرایط خاص ناشی از جنگ و همزمانی آن با تعطیلات نوروز، تمامی اعضای هیأت علمی و دستیاران گروه طب اورژانس در سه مرکز آموزشی، درمانی و پژوهشی امام رضا(ع)، قائم(عج) و سوانح هاشمی‌نژاد، به صورت شبانه‌روزی به ارائه خدمات درمانی به زائران و مجاوران پرداخته و افزون بر آن متخصصان طب اورژانس در سایر بیمارستان‌های زیرمجموعه دانشگاه علوم پزشکی مشهد نیز به صورت مستقر حضور داشته و خدمات لازم به بیماران و مراجعان ارائه شد.

وی همچنین گفت: شهر مقدس مشهد به عنوان یکی از مقاصد اصلی سفرهای نوروزی نیازمند برنامه‌ریزی دقیق برای خدمات‌رسانی به بیماران است و در ایام جنگ و نوروز 1405 این برنامه ریزی ها به خوبی صورت گرفت، در همین راستا، کشیک اساتید به صورت فوق‌العاده تنظیم شد و سه مرکز درمانی بیمارستان امام رضا(ع)، بیمارستان هاشمی‌نژاد و بیمارستان قائم(عج) با کاهش خدمات درمانی غیر اورژانسی به میزان ۳۰ تا ۵۰ درصد زمینه را برای افزایش هر چه بیشتر خدمات به بیماران فراهم کردند.

دکتر موسوی با اشاره به جنبه آموزشی این خدمات، بیان داشت: برنامه آموزشی برای اینترن‌ها و رزیدنت‌ها در این ایام ادامه داشت و با توجه به اینکه دستیاران طب اورژانس در خط مقدم برخورد با بیماران قرار دارند، با در نظر گرفتن تنش‌ها و نگرانی‌های بیمار و خانواده بیماران، دستیاران عزیز ما با سعه صدر و حوصله فراوان، شرایط را مدیریت کردند.

عضو هیات علمی دانشگاه، در ادامه به تامین تجهیزات و ملزومات اشاره کرد و گفت: خوشبختانه مدیریت و برنامه‌ریزی در زمینه تأمین تجهیزات، امکانات و ملزومات مصرفی به خوبی انجام شد و در این ایام جنگ و تعطیلات نوروز، مشکل خاصی وجود نداشت. البته در حال حاضر با کمبود دستگاه‌های پرتابل سونوگرافی در مراکز درمانی دانشگاه مواجه هستیم که امیدواریم در آینده نزدیک اقدامات مناسبی برای رفع این نیاز صورت گیرد.

مدیر گروه طب اورژانس دانشگاه علوم پزشکی مشهد در پایان تأکید کرد: با توجه به اینکه در ایام سفر، زائران و مسافران عزیز ممکن است دچار حوادث و سوانح شوند که نیازمند خدمات درمانی است، بخش طب اورژانس در مراکز مختلف دانشگاه به صورت شبانه‌روزی پذیرای این بیماران خواهد بود.

 

گفتگو با دکتر مجید درّودی؛ سفیر پژوهش و نوآوری در دانشگاه علوم پزشکی مشهد

در دنیای پرتلاطم علم و پژوهش، جایی که نوآوری و خلاقیت نبض پیشرفت را در دست دارند، دکتر مجید درّودی، عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با سابقه‌ای درخشان و مسیری پر فراز و نشیب، چراغ راه دانشجویان و پژوهشگران شده است. از دوران دانشجویی در دانشگاه فردوسی تا کسب عنوان دانشجوی برتر ایرانی در جنوب شرق آسیا و پژوهشگر برجسته در سطح ملی، دکتر درّودی نمادی از تعهد، پشتکار و عشق به علم است. این مصاحبه، روایتی است از سفیر پژوهش و نوآوری که چگونه با تکیه بر دانش و تجربه، گام‌های بلندی در توسعه علم نانوشیمی و نانوپزشکی و ارتقاء جایگاه پژوهش در دانشگاه علوم پزشکی مشهد برداشته است. دکتر مجید درّودی، متولد ۱۳۵۷ در شهر مشهد، مسیر تحصیلی خود را با ورود به دوره ابتدایی در سال ۶3 آغاز نمود و پس از طی مقاطع مختلف در مشهد، در رشته کارشناسی شیمی کاربردی در دانشگاه فردوسی پذیرفته شد. پس از اتمام دوره سربازی، مقطع کارشناسی ارشد خود را در رشته شیمی معدنی و با تمرکز بر “نانو بایو مواد” در همان دانشگاه به پایان رساند. با توجه به نبود دوره دکتری نانو در ایران در آن زمان، دکتر درّودی در سال 1386 برای ادامه تحصیل به کشور مالزی رفت و در دانشگاه UPM دوره دکترای خود را طی سه سال و نیم به اتمام رساند. او در این دوره موفق شد عنوان دانشجوی برتر ایرانی در منطقه جنوب شرق آسیا” را کسب کند. پس از بازگشت به ایران، دو سال دوره پسا دکترا را در دانشگاه علوم پزشکی مشهد گذراند و در سال ۹۲ به عنوان عضو هیأت علمی این دانشگاه استخدام شد. دستاوردها و افتخارات؛ در مسیر پیشرفت دکتر درّودی، که خود از پیشگامان پژوهش در حوزه نانوشیمی و نانوپزشکی محسوب می‌شود، افتخارات متعددی را در کارنامه علمی خود به ثبت رسانده است و در طول دوره دکترای خود، موفق به انتشار ۲۸ مقاله علمی ISI شده که تعداد ۹ مقاله از آن مربوط به پایان‌نامه ایشان بوده و علاوه بر این، فعالیت‌های پژوهشی جانبی وی نیز مورد توجه قرار گرفته است. از جمله مهمترین افتخارات دکتر درّودی می‌توان به موارد زیر اشاره کرد؛ " کسب عنوان دانشجوی برتر ایرانی در منطقه جنوب شرق آسیا، انتخاب به عنوان استاد برتر نانوفناوری در کشور و تقدیر توسط ستاد توسعه نانو فناوری کشور در سال ۹۴، انتخاب به عنوان یکی از دانشمندان یک درصد پر استناد جهان در سال ۹۶، کسب عنوان برگزیده پژوهشی دانشگاه در چندین دوره هفته پژوهش، کسب عنوان استاد نمونه استان و دریافت جایزه شهید چمران و ریاست مرکز تحقیقات پزشکی هسته‌ای دانشگاه و کسب رتبه برتر این مرکز در بین مراکز تحقیقاتی پزشکی هسته‌ای کشور در سال جاری. دکتر درودی با نصب تقدیرنامه‌ها و مدارک خود در اتاق کارش، انگیزه‌ای دوچندان به دانشجویان خود می‌بخشد و باور دارد که موفقیت‌های او می‌تواند مشوقی برای خودباوری و تلاش آنان باشد. توسعه نانوفناوری پزشکی در دانشگاه در گروه زیست فناوری و نانوفناوری پزشکی در دانشکده پزشکی، تلاش‌های دکتر درّودی و همکارانش منجر به دریافت مجوز کارشناسی ارشد “نانو فناوری در پزشکی” شده است. این دوره آموزشی با موفقیت در حال برگزاری است و دانشجویان این رشته مقالات ارزشمندی را منتشر کرده‌اند. در حال حاضر، پیگیری‌ها برای راه‌اندازی دوره دکترای “نانوفناوری پزشکی” نیز در دست اقدام است. همکاری‌های میان‌رشته‌ای و دستاوردهای پژوهشی ماهیت میان‌رشته‌ای نانوشیمی و نانوپزشکی، دکتر درّودی را به همکاری با گروه‌های مختلف دانشگاهی سوق داده است. وی و همکارانش در طول ۱۲ سال فعالیت مشترک، موفق به سنتز انواع نانوذرات با کاربردهای زیست‌محیطی، تصفیه آب و دارو رسانی هدفمند شده‌اند. این همکاری‌ها تنها به دانشگاه علوم پزشکی مشهد محدود نشده و با دانشگاه‌های دیگر نیز مقالات متعدد و مشترکی به چاپ رسیده است. همچنین، در مرکز تحقیقات پزشکی هسته‌ای، مطالعات حیوانی ارزشمندی در زمینه توزیع زیستی انواع نانوذرات در بدن با استفاده از لیبلینگ مواد هسته‌ای انجام شده که یافته‌های آن در ژورنال‌های معتبر بین‌المللی منتشر شده است. دکتر درّودی ابراز امیدواری کرده که این تحقیقات به سمت مطالعات انسانی پیش رود. راهنمایی دانشجویان و آینده پژوهشی دکتر درودی در طول دوران فعالیت خود، مسئولیت راهنمایی و مشاوره بیش از ۹۰ پایان‌نامه کارشناسی ارشد و دکترا را بر عهده داشته است. بسیاری از دانشجویان وی اکنون در دانشگاه‌های معتبر دنیا مشغول به تحصیل در مقاطع بالاتر هستند و یا به عنوان اعضای هیأت علمی در دانشگاه‌های علوم پزشکی سراسر ایران فعالیت می‌کنند. وی علاوه بر فعالیت‌های پژوهشی و آموزشی، مسئولیت‌های اجرایی متعددی را نیز بر عهده داشته است. وی به مدت دو سال (اواخر ۱۴۰۰ تا اواخر ۱۴۰۲) رئیس دانشگاه علوم پزشکی نیشابور بوده و در این مدت خدمات ارزنده‌ای را به این دانشگاه ارائه کرده است. در حال حاضر، دکتر درّودی معاون پژوهشگاه علوم پزشکی شهید رئیسی دانشگاه علوم پزشکی مشهد است. این پژوهشگاه که به عنوان اولین پژوهشگاه علوم پزشکی کشور شناخته می‌شود، با داشتن سه پژوهشکده علوم پایه، بالینی و دارویی و یک آزمایشگاه جامع مرکزی، نقشی کلیدی در پیشبرد تحقیقات علوم پزشکی ایفا می‌کند. دکتر درّودی معتقد است که این پژوهشگاه با چشم‌انداز روشن و برنامه‌های هدفمند، می‌تواند در آینده پژوهش علوم پزشکی کشور نقش مهمی را ایفا سازد. وی بر لزوم میان‌رشته‌ای بودن مراکز تحقیقاتی جدید و بهره‌گیری همزمان از ظرفیت اعضای هیأت علمی بالینی و پایه تأکید دارد. دکتر مجید درّودی، با دیدگاهی عمیق و تجربه‌ای گران‌بها، بر اهمیت ارتباط تنگاتنگ میان آموزش، پژوهش و درمان تأکید می‌ورزد. او که خود را همواره دانشجو می‌داند، با نگاهی پدرانه به دانشجویان، راه و رسم خودباوری و تلاش را می‌آموزد. این مصاحبه، پنجره‌ای است به دنیای فکری این پژوهشگر برجسته، تا از دیدگاه او، رازهای موفقیت در مسیر علم و ارتقاء جایگاه پژوهش در نظام سلامت آشکار گردد. وی، با لحنی صمیمی و پر از ارادت به علم، بر اولویت آموزش در کنار پژوهش و درمان تأکید می‌کند و آن را همچون دو بال پرواز برای یک پژوهشگر می‌داند، دکتر درّودی بر این باور است که آموزش متقن، سنگ بنای پژوهش‌های موفق آینده است. ارتباط مؤثر میان علوم پایه و علوم بالینی، کلید موفقیت دانشگاه و نظام سلامت کشور است و تلاش‌های چند سال اخیر در این زمینه قابل تقدیر است. نوسازی ساختار پژوهشی و نگاه میان‌رشته‌ای این استاد دانشگاه، با اشاره به روند جهانی در راه‌اندازی مراکز تحقیقاتی، بر لزوم ایجاد مراکز “میان‌رشته‌ای چند منظوره” تأکید می‌کند. او معتقد است که این رویکرد، که در آن گروه‌های مختلف علمی در کنار هم و به صورت تیمی کار می‌کنند، به هم‌افزایی بیشتر، دستیابی به محصولات نهایی و تجاری‌سازی تحقیقات کمک شایانی خواهد کرد. این حلقه مفقوده ارتباط میان گروه‌ها، می‌تواند به تجاری‌سازی محصولات پزشکی و تحقیقات دانشگاهی سرعت بخشد. پژوهش، بهداشت و پیشگیری؛ سرمایه‌گذاری هوشمندانه وی با اشاره به پارک علم و فناوری و پژوهشگاه دانشگاه، بر لزوم همکاری میان بخش‌های بالینی، علوم پایه و حوزه بهداشت تأکید دارد. دکتر درّودی پیشنهاد می‌کند که بسیاری از محصولات و راهکارها باید پیش از رسیدن به مرحله درمان، در حوزه بهداشت شکل بگیرند؛ به این معنا که با هزینه کردن کمتر در تأمین آب، هوا و خاک سالم، می‌توان از بروز بسیاری از بیماری‌ها پیشگیری کرد و نهایتا هزینه‌های سنگین درمان را کاهش داد. دانشجو، همیشگی؛ استاد، الگو دکتر درّودی، خود را همواره یک دانشجو می‌داند و دانشجویان را به جستجوی دانش و رشد مداوم تشویق می‌کند. او باور دارد که استاد موفق، کسی است که با درک شرایط دانشجو، به او خودباوری القا کند و نشان دهد که با تلاش و پشتکار، می‌توان در همین دانشگاه‌ها و با همین امکانات، به دستاوردهای بزرگ ملی و بین‌المللی دست یافت. وی بر این باور است که اخلاق، صبر و خودباوری باید با رفتار استاد به دانشجو منتقل شود، نه صرفاً با گفتار. چالش‌ها، سختی‌ها و غلبه بر آن‌ها زندگی علمی و کاری، همواره با فراز و نشیب‌های خود همراه بوده و دکتر درّودی معتقد است که انسان خودساخته، با تقویت خصال انسانی، روحی و علمی، و همچنین توکل به خداوند و تلاش مستمر، می‌تواند بر تمام کمبودها و سختی‌ها غلبه کند. او به دانشجویان توصیه می‌کند که ازدواج و تشکیل خانواده، نباید مانعی برای پیشرفت تحصیلی و شغلی تلقی شود، بلکه با همراهی خانواده و همسر همراه و فداکار، می‌توان در تمامی ابعاد زندگی موفق بود. قدردانی از خانواده و اساتید خانواده، ستون اصلی موفقیت‌های دکتر درّودی بوده‌اند. تشویق‌های پدر و حمایت مادر، و همراهی همسر فداکارش، نقش بسزایی در پیمودن مسیر علمی وی داشته است. او همچنین قدردان اساتید بزرگواری چون زنده‌یاد دکتر علی سرافراز یزدی و زنده‌یاد دکتر حسین اشتیاق حسینی است که همواره در ذهن و خاطر او جای دارند و آموزه‌های آنان، چراغ راهش بوده است. اوقات فراغت و نگاه به آینده هرچند مشغله‌های کاری و پژوهشی دکتر درّودی بسیار زیاد است، اما دکتر درّودی همواره تلاش می‌کند تا زمانی را به ورزش و مطالعه کتاب‌های مختلف، به ویژه در زمینه‌های تحقیقاتی جدید اختصاص دهد. ساعاتی نیز به خانواده تعلق دارد، وی با نگاهی خوش‌بینانه به آینده، بر لزوم بهره‌گیری از ظرفیت‌های علمی و انسانی کشور و تلاش برای حل چالش‌های درمانی و بهداشتی از طریق پژوهش‌های میان‌رشته‌ای تأکید می‌کند.

(شایان ذکر است که این مصاحبه قبل از جنگ تحمیلی سوم انجام شده است.)

 

ارائه‌ی خدمات درمانی و آموزشی مستمر در گروه زنان و مامایی دانشگاه؛ طی ایام جنگ و تعطیلات نوروز

مدیر گروه زنان و مامایی دانشگاه علوم پزشکی مشهد گفت: سلامت زنان و مادران باردار در شرایط مختلف از اهمیت ویژه ای برخوردار است و لذا تمهیدات و برنامه ریزی های مرتبط با این موضوع در ایام جنگ و تعطیلات نوروز نیز اتخاذ و خدمت رسانی به بیماران به نحو شایسته ای صورت گرفت.

دکترمرضیه لطفعلی زاده در گفتگو با وب دا، ضمن اشاره به تداوم فعالیت‌های آموزشی و درمانی گروه زنان و مامایی دانشگاه علوم  پزشکی مشهد در طی روزهای جنگ تحمیلی آمریکایی- صهیونیستی، بر استمرار این فعالیت ها پس از تعطیلات عید نوروز تاکید و خاطرنشان کرد: با توجه به پیشگامی دانشگاه علوم پزشکی مشهد در زمینه آموزش تخصصی و ارتقای مهارت‌های پزشکی، در گروه زنان هم آموزش‌ها به طور مستمرارائه و خدمات دهی به بیماران بدون هیچ وقفه و بصورت شبانه روزی در حال انجام است.

مدیر گروه زنان و مامایی دانشگاه علوم پزشکی مشهد به نقش موثر دستیاران در تسهیل و تکمیل فرایند خدمات دهی به بیماران هم یاد کرد و افزود: خدمات تخصصی زنان در رشته های مختلف؛ طی ایام جنگ و تعطیلات نوروزی با حضور رزیدنت‌ها و اساتید مجرب و به صورت هماهنگ صورت گرفت و خوشبختانه هیچگونه خلل و وقفه ای در ارائه خدمات به بیماران ایجاد نشد.

دکتر لطفعلی زاده، امکانات و ظرفیت های موجود در بخش زنان دانشگاه را جهت خدمات رسانی به بیماران در ایام جنگ مطلوب برشمرد و در عین حال تاکید کرد: فضای خاص حاکم بر کشور در شرایط فعلی اقتضاء می کند که تا حد امکان بر صرفه جویی و مدیریت بهینه امکانات موجود اهتمام داشته باشیم.

 

 

مهارت گفت‌وگو، حوصله ارتباط و آموزش، و نگاه پژوهشگرانه از شاخصه‌های یک استاد موفق است

 

دکتر علی ثاقبی، روانپزشک، زوج‌درمانگر و استادیار دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، مسیر شغلی خود را با علاقه‌ای آغاز کرد که از دوران راهنمایی در دهه هفتاد شکل گرفت؛ زمانی که حوزه روانپزشکی هنوز برای بسیاری ناشناخته بود.

 

این استاد ۴۷ ساله که اکنون در بیمارستان روانپزشکی ابن‌سینا به خدمت مشغول است، با وجود رتبه ممتاز در کنکور تخصصی که می‌توانست او را به رشته‌های پرطرفدار دیگری ببرد، انتخابی آگاهانه و عمیق برای تعمیق دانشش در حوزه روانپزشکی داشت؛ انتخابی که امروز، پس از نزدیک به دو دهه فعالیت، همچنان برای او سرشار از رضایت و انگیزه است.

 

دکتر ثاقبی که متولد سال ۱۳۵۸ در مشهد است، دوران تحصیل خود را نه به عنوان یک دانش‌آموز نابغه، بلکه به عنوان فردی درس‌خوان با گرایش‌های فرهنگی، ورزشی و مطالعه عمیق گذراند. نقطه عطف این مسیر در دوره راهنمایی رقم خورد؛ جایی که کشش عجیبی به حوزه‌های علوم انسانی پیدا کرد و تقریباً از آن زمان عزم جزم کرد که شغل آینده‌اش در سایه‌سار روانپزشکی رقم بخورد؛ «رشته روانپزشکی و روانشناسی آن سال‌ها مرسوم نبود و خیلی برای مردم شناخته‌شده نبود، اما علاقه من تغییر نکرد.» این جمله کلید درک تعهد او به این رشته است.

 

رشته روانپزشکی؛ در صدر گزینه‌های انتخابی دوره تخصص

 

دکتر ثاقبی پس از اتمام پزشکی عمومی در سال ۱۳۸۳ و گذراندن دوران سربازی در یگان پاکسازی میادین مین دهلران، برای دوره تخصص آماده شد. او در سال ۱۳۸۷ وارد دوره تخصصی روانپزشکی شد و نکته جالب توجه اینجاست که رتبه کنکور ایشان به رشته‌های متعددی می‌خورد و اطرافیان او را به انتخاب‌های دیگری سوق می‌دادند.

 

دکتر ثاقبی خاطره‌ای از گفتگو با دوستان در کتابخانه بیمارستان امام رضا(ع) تعریف می‌کند: «به من می‌گفتند که فرض کن همین امروز یا می‌توانی بدون درس خواندن و بدون کنکور تخصص، به جز روانپزشکی هر رشته دیگری بخواهی بروی، یا باید یک یا دو سال بخوانی تا روانپزشکی قبول شوی، من قطعاً گزینه دوم را انتخاب می‌کردم.» این تعهد قلبی به رشته، نشان می‌دهد که مسیر پیش رو، صرفاً یک شغل برای ایشان نبوده است.

 

جاذبه آموزش و همراهی با دستیاران

 

دوره تخصص روانپزشکی دکتر ثاقبی در دانشگاه علوم پزشکی شیراز ـ که در آن زمان به چهار سال تغییر یافته بود ـ از سال ۸۷ تا ۹۱ به طول انجامید و پس از گذراندن بخشی از طرح تخصص در فردوس، و هم‌زمان با تولد دخترش، یاس، در اسفند ۹۱، شرایطی پیش آمد که او به مشهد بازگشت. انتقال به دانشگاه علوم پزشکی مشهد و بیمارستان ابن‌سینا در ابتدا صرفاً برای نزدیکی به خانواده بود، اما این تغییر مسیر، بُعد دیگری از علاقه او را شکوفا کرد: تدریس.

 

دکتر ثاقبی که از ۱۸ سالگی سابقه تدریس زبان در جهاد دانشگاهی مشهد را داشت، می‌گوید: «وقتی به دانشگاه علوم پزشکی مشهد منتقل شدم، کار کردن با دانشجویان و به طور ویژه دستیاران، برایم جذاب شد.» او این فرآیند را شبیه به یک قصه می‌داند که در آن، قدم‌به‌قدم همراه فردی هستی تا از یک پزشک عمومی به یک روانپزشک تبدیل شود.

 

تعهد او به آموزش به قدری عمیق بود که ورود به هیئت علمی در مردادماه سال ۹۳ را تنها یک گام منطقی در مسیر شغلی خود می‌داند؛ مسیری که به گفته خودش، ۱۱ سال گذشته آن به سرعت برق و باد سپری شده است؛ رضایتی که ریشه در همان شور اولیه نوجوانی برای درک ذهن انسان دارد.

 

مسئولیت‌های حرفه‌ای، در فضای تخصصی دانشگاه

 

مسئولیت اصلی دکتر ثاقبی، در کنار تدریس و حوزه درمانی، مسئولیت واحد استاد مشاور آموزشی است که در واقع کمک کردن به دانشجویان است؛ برای طی مسیر دوره آموزششان با کمک استادان مشاوری که در آن زمینه فعالیت می‌کنند و طبق این رسالت، به دانشجویان در این زمینه راهنمایی و مشاوره داده می‌شود تا با چالش کمتر بتوانند این دوره را بگذرانند و اگر جاهایی نیاز به راهنمایی دارند، بتوان مشکلات آنها را رفع کرد.

 

اهمیت سه حوزه آموزش، درمان و پژوهش در فضای دانشگاه

 

دکتر ثاقبی عموماً مسئولیت پایان‌نامه‌هایی را که با دانشجویان پزشکی، روانشناسی یا دستیاران دانشگاه و سایر دانشگاه‌های دیگر بر عهده می‌گیرد، به عنوان استاد راهنمای آنها ایفا می‌کند؛ «برخی از استادان بیشتر بر امر پژوهش متمرکز هستند، اما من خیلی بر این حیطه تمرکز ندارم و بیشتر به حوزه آموزش و درمان علاقه دارم. جنبه پژوهش را من بیشتر یک مسأله ذهنی می‌بینم؛ یعنی اینکه ذهن باید درگیر پرسش‌ها باشد و هیچ چیزی را فرض نکنیم که تمام ماجرا فقط همین است که الان وجود دارد، همین است که تا امروز به آن رسیده‌ام، بلکه ذهن باید مدام پرسشگر باشد و سپس به دنبال رسیدن به پاسخ آن پرسش‌ها. به هر چیزی هم که یک پژوهشگر دست یافت، نباید فکر کند که انتهای مسیر است. باید این‌طور باشد که چطور می‌توان از منظر دیگری نیز به آن پژوهش نگاه کرد. و طبیعتاً اینجا به  موثر ابزارهای پژوهش مطرح است و تلاش برای این که به این سؤال‌ها پاسخ دهد. فردی شاید همه فرصت خود را در اختیار پژوهش قرار دهد، اما یکی مثل بنده، تنها ایده‌پرداز است.»

 

«در مجموع، به نظر من استادان ما باید در هر سه حوزه آموزش، پژوهش و درمان فعالیت داشته باشند و یک بخشی از آن، در درجه اول دغدغه سلامت جامعه و کیفیت زندگی آدم‌ها است، به تبع آن بخش دیگر مربوط به حوزه پیشگیری و بخش دیگر مربوط به حوزه‌های آموزش و پژوهش است. آموزش به دانشجویان در مقاطع عمومی یا تخصصی، یا آموزش به عموم جامعه. بخش بسیار مهمی از آموزش، توجه به آموزش خود فرد و ارتقای دانش شخصی است.»

 

این پزشک جوان ادامه می‌دهد: «بخش دیگر، پرسشگری است که طبق آن باید ذهنیت پرسشگر و پژوهشگری داشته باشیم و همیشه به دنبال این باشیم که چه چیز جدیدی به دست آمده و چه راه‌حلی برای مسائل قدیمی می‌توان پیدا کرد، یا برای مسائل جدیدی که به وجود می‌آید. و هیچ چیزی را فرض نگیریم که امر مطلق همین است. بخش دیگر هم، به‌کارگیری تمام این موارد برای ارتقای سلامت جامعه است که در عمل همان حوزه بهداشت و درمان است.»

 

علاقه‌ای که بر آموزش و درمان متمرکز است

 

دکتر ثاقبی معتقد است: «هر کسی در یک زمینه‌ای استعداد و علایق بیشتری دارد، ولی همه این ابعاد را هر فردی باید داشته باشد. من شخصاً علاقه‌ام بیشتر روی حیطه آموزش و درمان بوده و به پژوهش، به لحاظ عملی، کمتر پرداخته‌ام. البته در طی این ۱۱ سالی که در دانشگاه خدمت می‌کنم، طرح‌هایی بوده که خواه‌ناخواه درگیر آن بوده‌ام، از جمله پایان‌نامه‌ها و پژوهش‌هایی که همیشه بوده و خواهد بود.»

 

دکتر ثاقبی در پاسخ به این پرسش که چه اقدامات و برنامه‌هایی می‌تواند به هرچه بهتر شدن فضای علمی دانشگاه کمک کند، می‌گوید: «یک بخش موضوع این است که تفاوت‌های ذاتی افراد را به رسمیت بشناسیم؛ یعنی نباید از همه یکسان انتظار داشته باشیم. باید از هر کسی با توجه به مسئولیت شغلی که بر عهده دارد انتظار داشت. به عنوان مثال، یکی در امر آموزش خیلی برجسته‌تر است، یکی در امر پژوهش خیلی ذهن فعال‌تری دارد، یکی در حوزه درمان خیلی بهتر از عهده کار برمی‌آید؛ بنابراین، به درجاتی متناسب با استعداد غالب هر کس باید از او انتظار داشته باشیم. لذا به نظر من همکاری در تمام حیطه‌ها باید بین افراد و بخش‌ها و گروه‌ها وجود داشته باشد، ولی اینکه از همه بخواهیم یکسان باشند، مثلاً یک مقدار مشخصی درمان، و یک میزان خاصی آموزش و پژوهش، این تا حدودی خلاقیت‌های فردی و ویژگی‌های خاص افراد را نادیده می‌گیرد و باعث می‌شود که آن شکوفایی که باید، حاصل نشود یا اینکه افراد برای اینکه بخواهند در تمام این حوزه‌ها فعالیت داشته باشند و بتوانند به همه استانداردها و آن امتیازها و ارتقا دست یابند، در نهایت دچار فرسودگی شغلی شوند.

 

همان‌طور که دانشجو باید جویای دانش باشد و اگر فقط بخواهیم با امتحان و ورود و خروج زدن و… او را وارد مسیر کنیم، دانشجوی شکوفایی پرورش نمی‌یابد، یک استاد هم باید فردی باشد که این ذات در او وجود داشته باشد و اگر افراد را در قالب‌های خشک بگنجانیم، در خیلی از اوقات نشاط و خلاقیت‌های فردی که در سال‌های اولیه افراد با آن وارد دانشگاه شدند، کم‌کم پژمرده می‌شود. کاری که به آنها واگذار می‌شود باید واقع‌گرایانه باشد و البته منطبق با زمانی که افراد دارند، در نظر گرفته شود.

 

با توجه به محدودیت‌هایی که در محیط بیرونی وجود دارد و همین‌طور با توجه به اوضاع اقتصادی پیچیده، باید استادان و دانشجویان دغدغه مسائل رفاهی را نداشته باشند که خودشان را دائم با هم‌دوره‌ای‌هایشان که در بیرون در حال فعالیت هستند مقایسه نکنند. البته کسی که وارد دانشگاه شده است، علایق خود را در نظر گرفته است و می‌داند که به اندازه کسانی که در بیرون دارند مشغول به کار هستند، دستاورد اقتصادی‌ نخواهد داشت. اما نباید این فاصله نجومی باشد و نباید دغدغه مالی برای امور زندگی خودش و خانواده و فرزندانش داشته باشد؛ لذا باید در این زمینه برای دانشجویان و استادان تسهیلاتی را فراهم کرد که دغدغه ذهنی آنان را کاهش دهد.

 

فضای دانشگاه باید فضای تفاهم و همکاری باشد

 

علاوه بر این، فضای دانشگاه باید فضای تفاهم و همکاری باشد و نه رقابتی که دائم به دنبال این باشیم که ـ مثلاً ـ من چکار کنم که برنده شوم. یعنی گاهی اوقات شرایطی به وجود می‌آید که بیشتر از اینکه کار تیمی انجام شود، کار حذفی صورت می‌گیرد و هر کسی که می‌خواهد خودش را بالاتر بکشد، باید دیگری را کنار بزند. با این روش، کل فضا سمی می‌شود و به زیان همه و کل مجموعه است. همین‌طور باید فضاهایی ایجاد شود که دغدغه‌ها و حرف‌های یک استاد در زمینه‌های مختلف، از جمله کاری، معیشتی، فرهنگی، اجتماعی و… شنیده شود؛ یعنی استاد تصور کند که شأن او به رسمیت شناخته می‌شود و دیده می‌شود. این مساله بر اینکه چقدر شور و حال داشته باشد که دانشگاه را خانه خودش ببیند خیلی تأثیر می‌گذارد. تا اینکه تصور کند فقط یک فضای پیوند کارمند و کارفرمایی وجود دارد. به نظر من، این موارد می‌تواند به بهتر شدن کلیت فضای دانشگاه کمک کند و البته متأسفانه گاهاً هم مغفول باقی مانده است.

 

ماهیت رویکرد روان‌تحلیل‌گری و روند کمک به درمان بیماران

 

دکتر ثاقبی در ادامه به ماهیت رویکرد روان‌تحلیل‌گری اشاره و بیان می‌کند: «رویکردهای مختلفی که در حیطه روانشناسی و روان‌درمانی وجود دارد، دارای مبانی متفاوتی است و از زوایای مختلف سعی می‌کنند توضیح دهند که انسان چرا این‌گونه رفتار می‌کند و طبیعتاً بر اساس آن توضیح سعی می‌کند راهکارهایی برای درمان مشکلات پیدا کند.

 

هر رویکردی ممکن است در یک موقعیت خاصی یا برای یک مشکل مشخص بهتر جواب دهد و به این شکل نیست که بگوییم یک رویکرد داریم که به همه مسائل پاسخ خوبی می‌دهد. در روانپزشکی، رویکردهای مختلف برای مسائل و حل مشکلات مختلف بیماران وجود دارد. مبنای رویکرد تحلیلی بر این است: آن چیزی که در ذهن و یا رفتار ما اتفاق می‌افتد، حاصل دوره رشدی ما از بدو تولد است (و چه‌بسا از قبل از تولد) و بر شکل‌گیری مفهومی که به نام ناخودآگاه در درون ذهن ما شکل می‌گیرد تأثیر می‌گذارد.

 

در واقع، چیزهایی که به دلایلی در خودآگاه ما تحمل نمی‌شود، در طول دوره رشدی به ناخودآگاه فرد پس زده می‌شود و آن، سیر رشدی و تجربه‌های رشدی ما و این ناخودآگاه شکل‌گرفته در شکل‌دهی به رفتار ما، کنش‌های ما، واکنش‌های ما، احساسات ما، رفتارهایی که انجام می‌دهیم، رفتارهایی که انجام نمی‌دهیم، و برداشت‌هایی که از محیط خود داریم و… تأثیر می‌گذارد و درمانگر سعی می‌کند که ریشه این مشکلات را پیدا کند و با پیدا کردن آنها بتواند راهکارهایی را به بیماران خود جهت درمان آنها ارائه دهد. و علاوه بر این، برای حل و فصل آن گره‌هایی که در مسیر رشدی فرد اتفاق افتاده و آسیب‌هایی که وارد شده، و در قسمت‌هایی از زندگی که رشد متوقف شده یا آسیب‌هایی در روان فرد ایجاد شده، آنها را چاره کند و به فرد کمک کند که بتواند امروزش را، امروز سالم‌تر و مؤثرتری بسازد.»

 

یک استاد موفق و شاخصه‌های آن

 

دکتر ثاقبی، استاد موفق را کسی می‌داند که از عملکرد خودش راضی باشد؛ یعنی جایگاهی را که اکنون در آن قرار دارد، همواره دوست داشته و دنبال می‌کرده است؛ «استاد موفق استادی است که درس دادن و استاد بودن را دوست داشته باشد و حتی قبل از آن، یک استاد یاد گرفتن را دوست داشته باشد که حتی مهم‌تر از تدریس است؛ و به هر شکلی مدام باید در حال یادگیری باشد. یک استاد موفق، استادی است که حوصله و انرژی تدریس را دارد و هنگامی که دانشجو، بیمار، همراه بیمار یا هر کسی که در کنار او قرار می‌گیرد، باید مهارت گفت‌وگو و حوصله برقراری ارتباط و آموزش را داشته باشد.»

 

علاوه بر این، استاد موفق باید نگاه پژوهشگرانه هم داشته باشد. همچنین اساساً و به طور مشخص در حیطه علوم پزشکی دغدغه سلامت جامعه و ارتقای کیفیت زندگی آدم‌ها را نیز داشته باشد. البته کل وجود یک استاد نباید تنها به این موارد معطوف باشد. یک استاد نمونه، استادی است که به جز درس دادن و آموزش،جنبه‌های دیگری هم در زندگی‌اش داشته باشد. از جمله علایقی در حیطه‌های روابط اجتماعی و فعالیت‌های فرهنگی، هنری، ورزشی،….

 

تجربه شخصی من این است که در دوره کاری و آموزشی و نیز دوره‌ای که دانشجو بودم، جذاب‌ترین تجربیات و درس‌آموزترین و تأثیرگذارترین تجربیات من با استادانی رقم خورد که وجودشان به جز جنبه علمی و تخصصی، جنبه‌های دیگری هم  داشته و اصطلاحاً تک‌بعدی نبودند.

 

ابعاد مختلف وجود یک انسان، ارتباط انسانی را خیلی عمیق‌تر می‌کند و به نظر من ارتباط انسانی یک پیش‌شرط خیلی اساسی به شمار می‌رود برای اینکه آن فرآیند آموزش عمق و معنا پیدا کند، وگرنه اگر که بخواهیم صرف انتقال داده را مدنظر قرار دهیم چه‌بسا هوش مصنوعی بتواند به زودی بهتر از همه ما این مقصود را حاصل کند.

 

نگاهی متفاوت به چالش‌ها و موانع

 

این پزشک جوان نگاهی متفاوت و جالب به مسائلی دارد که شاید از نگاه دیگران چالش و مانع تلقی شود: «یک دانشجو طبیعتا در طول دوره تحصیل خود باید درس بخواند، مهارت‌هایی را بیاموزد، شب‌ها ساعاتی را بیدار بماند، کشیک دهد، طرح برود و… به نظر من این موارد کاملاً طبیعی است و من آنها را اصلاً چالش نمی‌دانم. این اتفاقات مسیر طبیعی کار ما است و همه آن را کمابیش به نوعی تجربه می‌کنند. من از همان دوران اول دبستان تا همین امروز که عضو هیئت علمی دانشگاه هستم، خیلی خوش‌شانس بوده‌ام و این را به تعبیری لطف خدا، شانس یا تقدیر می‌دانم و به هر حال هر چه که بوده، برای من این دوران‌ها خیلی خیلی راحت و آسوده و بی‌دغدغه گذشت.»

 

نقش خانواده در پیشرفت تحصیلی و شغلی

 

دکتر ثاقبی در ادامه از همراهی دلسوزانه کسانی می‌گوید که در رقم خوردن موفقیت‌هایش نقشی بی‌بدیل داشته‌اند: «هر فرد دو تا خانواده می‌تواند داشته باشد؛ خانواده‌ای که از آن آمده و در آن بزرگ شده و همه سهولت مسیری که اشاره کردم، به دلیل همین تسهیل‌گری خانواده بوده است. خانواده‌ام همیشه محیط بی‌دغدغه و آرامی برایم فراهم کرده بودند. سوق به مسائل تحصیلی بدون اینکه فشار و کنترل و مقایسه و جبر و اجباری باشد، وجود داشته، و تسهیل این فضا نیز همواره برایم فراهم بوده و تشویق و امکانات لازم را هم خوشبختانه همیشه داشته‌ام. به همین دلیل خانواده‌ام نقش جدی در پیشرفت تحصیلی و شغلی من داشته‌اند.

 

بخشی از پزشکی و حتی بخش عمده روانپزشکی‌ام را مدیون پدرم هستم؛ چرا که پدرم پزشک بودند. من از همان دوره کودکی با زیست پزشکی و فضای کاری طبابت آشنا شدم و برایم جذاب بود. با اینکه ایشان متخصص داخلی بودند، ولی مدل بیمار دیدنشان کاملاً یک حالت روان‌درمانگرانه داشت؛ یعنی در کنار بیمار می‌نشست و مدت‌های طولانی با او در مورد دغدغه‌ها و مشکلات و استرس‌هایش حرف می‌زد و حرف‌های او را می‌شنید و کمک می‌کرد و من فکر می‌کنم که این نوع رفتار، اخلاق و منش پدرم خیلی روی مدل اخلاق و رفتار و علائق من تأثیر داشته است.

 

به هر حال، این نقش مهم خانواده اولیه بود. درباره نقش اثرگذار خانواده دوم باید بگویم که من سال ۸۷ برای دوره تخصص به دانشگاه علوم پزشکی شیراز  وارد شدم، و در فروردین‌ماه سال ۸۸ ازدواج کردم و همسرم از اوایل دوره تحصیل تخصص همراه من بود و همراهی خیلی بزرگوارانه و همدلانه‌ای از جانب همسرم داشتم. اصلاً هیچ جا نبود که احساس کنم که مثلاً این کشیک را که می‌روم، برای ایشان که در آن شهر آشنا و خویشاوندی هم نداشت، سخت است. البته الان فکر می‌کنم که خودم باید در آن زمان این مساله را می‌فهمیدم و درک می‌کردم، اما همسرم خیلی این فضا را برای من تسهیل کرد. شب‌های طولانی و روزهای متوالی که من باید درس می‌خواندم و برای شرکت در آزمون‌ها و… آماده می‌شدم یا دوره طرح تخصص که (در میانه بارداری ایشان بود و) به شهرستان فردوس رفتم، ایشان بدون هیچ‌گونه ابراز ناراحتی و با روی باز با من همراه شد.

 

سپس سال‌های ابتدایی دوره کاری من و آغاز هیئت علمی‌ام (که با توجه به اینکه ابتدای کار، مسئولیت‌ها و کارها خیلی سنگین‌تر و خیلی بیشتر از الان بود) خیلی دوره پرفشاری بود و هم‌زمان با تولد فرزندمان نیز بود، همسرم همراه بسیار خوبی برایم بود و من را با تمام وجود همراهی کرد. (البته من اکنون که به آن زمان برمی‌گردم، با خودم فکر می‌کنم کاش سختی‌ای را که همسرم تحمل می‌کرد بیشتر می‌فهمیدم و درک می‌کردم و من هم خیلی بیشتر از این همراه همسرم می‌بودم.) لذا اگر همراهی همسرم نبود، چه در دوره تحصیل، چه دوره کار و طرح و چه دوران هیئت علمی، من اصلاً نمی‌توانستم به این ترتیبی که الان گذشته (یعنی آن مسیری که من می‌گویم خیلی راحت گذشت) به این شکل سپری شود، و یک بخش مهم از جایگاهی که امروز دارم حاصل فداکاری و از خودگذشتگی و صبوری همسرم بوده است.»

 

ایام فراغتی که با فعالیت‌های متنوع سپری می‌شود

 

بر خلاف مشغله‌های کاری زیاد در گذشته، چند سالی است که هر روز ساعت ۵ عصر از محل کار به منزل می‌روم و در کنار خانواده هستم و ساعت‌هایی ارزنده را در کنار همسر و فرزندم سپری می‌کنم. البته ورزش منظم هم در برنامه زندگی ما وجود دارد. در کنار اعضای خانواده فیلم و سریال می‌بینیم، و به اتفاق آنها بیرون می‌رویم. علاوه بر این، در اوقات فراغت، به مطالعه کتاب می‌پردازم.

 

راهکارهای روانشناختی برای حمایت از کودکان و سالمندان در بحران ها

روانشناس بالینی و کارشناس سلامت روان گروه علوم اعصاب دانشگاه علوم پزشکی مشهد گفت: حمایت آگاهانه از کودکان و سالمندان در زمان بحران، می تواند در افزایش تاب‌آوری فردی - اجتماعی و تقویت همبستگی جامعه نقش بسزایی داشته باشد.

نسترن صادقی، در گفتگو با وب دا، ضمن تاکید بر توجه ویژه به نیازهای روانی کودکان و سالمندان گفت: کودکان در مقاطع بحران عموماً دچار سردرگمی و ترس می‌شوند و در این برهه های زمانی حساس پاسخگویی صادقانه و ساده به پرسش‌های آن‌ها مورد تاکید است ، همپنین توصیه می شود که والدین با لحنی آرام، به کودک اطمینان خاطر دهند که مراقبت از کودک در اولویت است و محیطی امن برای او فراهم خواهد شد.

این روانشناس گروه علوم اعصاب خاطرنشان کرد: “ایجاد مکان امن” و استفاده از روش‌های غیرکلامی مانند نقاشی، بازی و قصه‌گویی، ابزارهای مؤثری برای تخلیه هیجانی کودکان هستند و همچنین با استفاده از تکنیک‌هایی نظیر؛ ترسیم رنگ آرامش‌بخش یا تبدیل تصاویر ترسناک به شخصیت‌های دوست‌داشتنی، می‌توان به کاهش اضطراب کودکان کمک کرد.

صادقی اضافه کرد: حفظ نظم در برنامه روزانه (خواب، تغذیه، بازی) و محدود کردن مواجهه کودک با اخبار نگران‌کننده، به تقویت حس امنیت روانی آن‌ها یاری می‌رساند.

حمایت روانی از سالمندان: حفظ کرامت و ارتباط عاطفی

روانشناس بالینی و کارشناس سلامت روان گروه علوم اعصاب دانشگاه در بخش دیگری از سخنان خود گفت: سالمندان در بحران‌ها ممکن است با احساس تنهایی و کاهش حس کنترل بر زندگی مواجه شوند و بر همین اساس ارتباط عاطفی مستمر، حتی از طریق تماس‌های کوتاه، برای تقویت حس ارزشمندی و دیده شدن در سالمندان حیاتی است.

صادقی ادامه داد: “حفظ کرامت و استقلال” سالمندان از طریق واگذاری اختیارات تصمیم‌گیری در امور روزمره، به حفظ حس توانمندی و رضایت روانی آن‌ها کمک می‌کند و تمرین‌های آرام‌سازی مانند تنفس عمیق و مدیتیشن، در کنار مرور خاطرات مثبت، می‌تواند به کاهش تنش و تقویت حس هویت و امید در سالمندان یاری رساند.

وی همچنین بر لزوم توجه به نیازهای جسمانی، از جمله مصرف داروها و تغذیه مناسب، به عنوان عوامل مؤثر بر سلامت روان سالمندان تاکید کرد.

......................................................................................................................................................

مسئول واحد مددکاری بیمارستان امام رضا(ع) با تأکید بر نقش محوری این حرفه در تاب‌آوری جامعه، از برنامه‌ریزی‌های مدون، اقدامات حمایتی و همکاری‌های گسترده با نهادهای مختلف در ایام جنگ و پس از آن خبر داد.

رحمانی فر در گفتگو با وب دا، ضمن اشاره به گستردگی خدمات واحد مددکاری بیمارستان امام رضا(ع) اظهار داشت: مددکاری اجتماعی یک حرفه میان‌رشته‌ای است که روانشناسی، جامعه‌شناسی، حقوق و سایر علوم را در بر می‌گیرد و پروتکل حوادث و بلایا یکی از بخش‌های تخصصی آن است. این واحد، در کنار هلال احمر، به عنوان یک امدادگر از لحظه اول در کنار مردم حضور یافته و در کل روند بحران، نقش مددکار اجتماعی مستمر است.

وی خاطرنشان کرد: بحرانی که برای فرد بوجود می‌آید، نه تنها خودش بلکه تمام خانواده‌اش را تحت تاثیر قرار می‌دهد. لذا آنچه ما برنامه‌ریزی می‌کنیم، از نظر ارزیابی‌های روانی، اجتماعی و اقتصادی، نه تنها خود فرد، بلکه دایره ارتباطی او و خانواده‌اش را در برمی‌گیرد.

حضور میدانی از روز نخست جنگ

رحمانی‌فر با اشاره به خدمات واحد مددکاری بیمارستان امام رضا(ع) در ایام جنگ اخیر، اظهار داشت: از روز نخست درگیری، پیش از آنکه بیمارستان به طور رسمی کمیته بحران تشکیل دهد، ما و همکارانمان در واحد مددکاری جلسه برگزار کردیم و مجدداً مداخلات روانی، اجتماعی و پروتکل حوادث و بلایا را برای همکاران بازبینی و اجرا کردیم. راند (گردش) بیمار توسط همکاران انجام می‌شود، فرم‌های ارزیابی تکمیل و سپس با سازمان‌های دولتی، خصوصی، NGOها و سازمان هلال احمر که نقش بسیار مهمی داشتند، هماهنگی صورت می‌گیرد. این همکاری‌ها پیش از این نیز وجود داشته و به صورت دوجانبه ادامه دارد.

حمایت‌های همه‌جانبه؛ از دارو تا آرامش روانی

مسئول واحد مددکاری بیمارستان امام رضا (ع) به خدمات پس از ترخیص بیماران نیز اشاره کرد و گفت: بخشی از خدمات ما به بیماران مربوط به بعد از ترخیص است و مددکار ما پس از بازگشت بیمار و خانواده‌اش به زندگی عادی، همچنان در کنار آنهاست. در حوادث و بلایا، در کنار ابعاد درمانی و اقتصادی، بعد روانی از اهمیت بالایی برخوردار است و مددکار نقش پررنگی در این زمینه ایفا می‌کند.

وی در ادامه به تاب‌آوری و گروه‌های هدف این واحد که بطور خاص مورد حمایت هستند اشاره کرد و افزود: گروه‌های هدف ما شامل کودکان، سالمندان، مادران باردار و بخصوص شاغلانی هستند که بر اثر آسیب‌های ناشی از بحران جنگ، شغل خود را از دست داده و اقتصاد خانواده‌شان آسیب دیده و هر چند که ما در اینجا یک واحد درمانی مددکاری اجتماعی هستیم، اما چون بیماران به طور غیرمستقیم از آسیب‌های اقتصادی متضرر شده‌اند و توانشان برای پیگیری درمان کم شده، تلاش می‌کنیم تا حمایتشان کنیم؛ اعم از تهیه دارو، کارهای پاراکلینیکی و حتی جراحی. در این راستا از مجموعه های مختلف مردم‌نهاد، غیردولتی و همچنین دانشگاه علوم پزشکی مشهد که همواره پای کار بوده‌اند، کمک می‌گیریم. در همین راستا پوستر ها و بروشورهایی نیز برای ارائه اطلاعات بیشتر به این اقشار مورد حمایت تهیه گردیده است.

همدلی در نوروز و ماه رمضان

رحمانی‌فر به برنامه‌های روتین واحد مددکاری در ایام خاص سال نیز اشاره کرد و گفت: امسال با توجه به تقارن ماه مبارک رمضان با نوروز، از قبل آمادگی داشتیم که کمک‌هایی را به بیماران داشته باشیم. بسته‌های معیشتی و خواروبار ارائه می‌دهیم و از آغاز جنگ اخیر، یک جلسه فوری تشکیل دادیم و از خیرین کمک‌های بیشتری دریافت کردیم. وی اضافه کرد: برنامه‌ریزی‌ها به خوبی برای تهیه دارو، پوشاک و خوراک بیماران انجام شده و کمک‌های مردمی همواره حامی ما بوده وهمکاران مددکار ما به صورت شبانه‌روزی در خدمت بیماران هستند و در اورژانس نیز مستقرند تا خدمات‌رسانی به بیماران را تسریع کنند.

رحمانی فر در پایان از مشارکت مردم فهیم و انسان‌دوست مشهد و همکاری با خیریه‌های بیمارستان مانند «میزبانان خورشید» و «مشارکت‌های مردمی» قدردانی کرد و گفت: در همین ایام ماه مبارک رمضان، نذورات و بسته‌های خواروبار به دست ما می‌رسد و این کمک‌ها همچنان ادامه دارد. بسیار خوشحالیم که این مردم فهیم و نوع‌دوست را در کنار خود برای حمایت از بیمارانمان داریم.

مسئول واحد مددکاری بیمارستان امام رضا(ع) در خصوص نحوه کمک رسانی مردم به بیماران و مسیرهای ارتباطی با واحد مددکاری بیمارستان امام رضا (ع) مشهد هم گفت: مردم عزیز و خیرین می توانند از طریق شماره حساب و کارت اعلام شده و همچنین کانال واحد مددکاری در پیام رسان ایتا کمک های خود را به بیماران منتقل کنند.

  • اطلاعات حساب کمک‌های مردمی: مشارکت‌های مردمی بیمارستان امام رضا (ع)
  • شماره حساب: 230630 514030
  • شماره کارت: 6037-9988-0039-1152
  • شماره تماس واحد مددکاری: 05138547256
  •  

از مدارس نمونه دامغان تا طبابت در حوزه‌ی اطفال؛

روایتی خواندنی از تلاش های پزشک جوان، برای حفظ لبخند کودکان

مسیر حرفه ای‌اش از پذیرش در رشته پزشکی عمومی دانشگاه آزاد شاهرود تا خدمت در خط مقدم بهداشت روستایی و در نهایت ورود به دنیای فلوشیپ‌های فوق تخصصی، نشان از یک تلاش مستمر برای خدمت دارد. دکتر گوهر شهمیرزادی پزشک 39 ساله ای که، دوران کودکی خود را در دامغان سپری کرده، از همان سال‌های تحصیل ابتدایی و راهنمایی در مدارس ممتاز منطقه خود، نظیر «حضرت معصومه» و «ایمان»، نشان داد که مسیر آینده‌اش مسیر نخبه‌پروری خواهد بود. این روند با گذراندن دوره دبیرستان در مدرسه نمونه «حضرت زینب» تداوم یافت تا اینکه در سال ۱۳۸۴، گام در مسیر حرفه‌ای پزشکی گذاشت. در ادامه شرح گفتگوی وب دا، با دکتر شهمیرزادی را می خوانید:

بنده دوره طرح عمومی ام را در روستای جزن دامغان به عنوان پزشک خانواده خدمت کردم و در همان دوران در یک کلینیک داخل شهر هم فعالیت داشتم. بعد از اینکه دوره طرحم تمام شد در آزمون تخصص شرکت کردم و در رشته اطفال دانشگاه علوم پزشکی سمنان پذیرفته و شروع به تحصیل در دوره رزیدنتی کردم.

وب دا:  دوره تخصص چه زمانی آغاز شد؟

دوره تخصص ام را سال 95 شروع کردم و سه سال این دوره به طول انجاميد. بعد از آن وارد دوره طرح شدم و دوره طرحم را از شهرستان کاشمر شروع کردم یک دوره در این شهر بودم. در ادامه یک دوره گرمسار خدمت کردم و بعد از آن مجدد به دامغان رفتم و  حدود دو سال و نیم به عنوان متخصص اطفال خدمت کردم.

دوره ای را که در روستای جزن شهرستان دامغان بودم، مدتی در درمانگاه به عنوان مسئول اقدامات و فعالیت های بهداشتی را بر عهده داشتم و یک دوره هم مطب خصوصی داشتم و در آنجا به بیماران خدمت می کردم.

يكي از مقالاتم در ISI كه يك ژورنال معتبر بين المللي است به چاپ رسيده و در واقع نخستین مقاله ام در مورد بيماري هاي( مجراي شرياني باز) PDA نوزادان است كه تأثير داوريي را بر روي كودكان مبتلا مي سنجد؛ عنوان اين مقاله، مقايسه عوارض گوارشي داروي استامينوفن و ايبوپروفن در درمان اين نوزادان بود. نتايج اين تحقيق نشان داد، كه به دنبال مصرف داروي ايبوپروفن در كودكان PDA خوشبختانه عوارضي وجود ندارد و داروي ايبوپروفن به اندازه استامينوفن مي تواند كمك كننده باشد.

يك مقاله ديگر هم در دوران پزشكي عمومي نوشتم كه موضوع آن تحت عنوان " نقش كمبود آهن و تب و تشنج در كودكان " بود و نتايج اين تحقيق هم نشان داد كه، فقر آهن باعث افزايش احتمال تب و تشنج در كودكان مي شود. هر دو اين مقالات از پايان نامه هايم استخراج شده اما تا كنون كتابي ننوشته ام.

اساتید دانشگاه علوم پزشكي مشهد فعالیت‌های خیلی خوبی دارند، حداقل تا جایی که من اطلاع دارم در رشته ما خوشبختانه، بخش آموزشي خیلی خوبی داريم از جمله آموزش بالینی تا آموزشی که بر اساس بوک ریویو است، آموزش های خیلی مطلوبی صورت می گیرد و آخرین متدهای روز  توسط اساتید برای دانشجویان آموزش داده می شود.

در مورد حوزه پژوهش باید بگویم که، من همیشه از راهنمایی های اساتید بهره مند شدم و اگر این همراهی در بخش مقاله نویسی ببشتر توسعه پیدا کند قطعاکیفیت خروجی های پژوهشی ارتقا پیدا می یابد.

 همکاری بیشتری در نگارش مقاله داشته باشند؛.در حوزه درمان باید بگویم که ما برای درمان معمولاً از آخرین متدهای روز استفاده می‌کنیم. اساتید ما  همه اعضای هیأت علمی و به روز هستند ولی بعضی اوقات، بر اساس یک سری از مشکلات متأسفانه کمبود دارو داریم که نمی‌توانیم ادامه دهیم که این مشکل و برطرف کردن آن به سیاست‌های کلان کشوری بر می گردد.

با توجه به جایگاهم كه دوران فلوشيپ را را مي گذرانم، ترجیح می دهم هم از نظر بالینی هم از نظر تئوری بیشتر آموزش ببینم، که بتوانم بقیه مراحل را با موفقيت طی کنم؛ چرا که در  این جایگاهی که هستم آموزش بیشتر برای من مفید است. اگر مثلاً فارغ التحصیل و يا جزو اساتید بودم بحث تحقیقات هم برایم مهم می شد ولی الان در این جایگاه فلوشیپی که قرار دارم، بیشتر آموزش برایم مؤثر است. بعد از آموزش، حوزه های پژوهش و درمان هم که در همه مقاطع کاربرد دارد. ما با درمان گره خوردیم نمی‌توانیم آن را از خودمان جدا کنیم.

من در زمینه بیماری های کهیر مزمن و حاد و بیماری های دیگر آلرژی در بیمارستان قائم (عج) فعالیت می کنم. پایان‌نامه ام دوران فوق تخصصم در مورد رینوسینوزیت مزمن همراه با پولیپ است که روی داروی امالیزوماب کار می‌کنیم و تاثیر ان را روی این بیماران بررسی می‌کنیم. روند کار به این شکل است که مریض‌هایی که رینو سینوزیت مزمن همراه با پولیپ دارند و پاسخ به درمان‌های مدیکال ندادند روی یک داروی بیولوژیکی به اسم امالیزوماب که با اسم زرافیل در ایران در حال پخش است و مورد استفاده قرار می‌گیرد، در این بیماران بر اساس اسکوربندی که داریم به نام SNOT22 که یک سری آیتم‌ها را قبل از درمان و بعد از درمان در نظر می‌گیرند و تاثیر امالیزوماب را بر اساس SNOT بررسی می‌کند. بیمارانی که آلرژی شدیدی داشتند، یعنی علت رینوسینوز و پولیپشون آلرژیک بوده خیلی خوب به این درمان جواب می دهند.

 این یک داروی بیولوژیکی است که بر ضد igeساخته می شود و  چون سیستم کمک کننده آنها در سیستم آلرژیکشون است و ige زیادی تولید می‌کنند و این دارو بر ضد ige نیر عمل می کند بنابراین، کمک به درمان می کند و پاسخ به درمان خیلی خوب بوده است. بر طبق جمع آوری نمونه‌ها تا به اینجا، که البته هنوز هم کامل نشده ولی جواب‌های خیلی خوبی بیماران گرفتند و بیمارانی خیلی از روند درمان راضی بودند و با ان معیارهای بین المللی همخوانی دارد.

به نظرم اساتید قبل از اینکه بخواهند دروس تخصصی خودشان را تدریس کنند، اول از همه باید الگویی مناسب برای مسیر دانشجو باشن، اول درس زندگی و اخلاق به انها دهند اگر این مرحله را جلو ببرند مطمئناً مراحل بعدی جذب خیلی خوبی دارد و بعد از ان آموزش، حتی ایرادات، انتقادها و یا تشویق‌ها است که یک شکل دیگری به خودش می‌گیرد و خدا را شکر در این بخش آسم، الرژی و ایمونولوژی بیمارستان قائم(عج)، همه اساتید ما از این ویژگی ها برخوردار هستند. از جمله مدیر گروه ما که خانم دکتر جباری هستند واقعاً الگوی یک انسان کامل هستند و بعد از آن بقیه اساتید همگی همین ویژگی های شخصیتی را دارا هستند.

علاوه بر این، همان طور که عرض کردم آموزش های اساتید گروه ما خیلی عالی است. از ديگر ويژگي هاي یک استاد موفق اين است كه باید به روز باشد، از آخرین تغییرات روز دنیا آگاه باشد، ژورنال های مختلف را مطالعه کرده باشند و آنها را در اختیار دانشجویان قرار دهد، که خدا را شکردر  این مراحل نیز همه اساتید گروه ما عالی هستند.

زمانیکه در دوره عمومی جنرال تحصیل می کردم، با توجه به اینکه مجرد بودم خیلی مشکلات نداشتم اما زمانی که وارد دوره تخصص شدم مشکلات خیلی زیادی داشتم. خیلی از اطرافیان هم پیشنهاد داده بودند که کتاب بنویسم و معتقد بودند و می گفتند که نگارش کتاب از رشته ات بیشتر فروش و درامد دارد. زمانی که من رزیدنت سال یک شدم شش ماه بعد از آن باردار شدم. با توجه به اینکه در یک دانشگاه کوچک درس می‌خواندم که همان دانشگاه سمنان بود و تعداد رزیدنت‌ها نيز در آنجا زیاد نیست، بنابراين رزیدنت‌ها مجبورند که در بیشتر شیفت ها حضور داشته باشند و همه مریض‌ها را چه در بخش اورژانس چه در NICU و ….وساير  بخش ها را باید پوشش می‌دادند. اتاق عمل می‌رفتند حجم کاری خیلی نسبت به ان تعداد رزیدنتی که می گیرند، زیاد است.

آن زمان من باردار شده بودم متاسفانه در دوران بارداریم مشکلی پیش امده بود، که حتی پیشنهاد سقط از سوی مدیر گروه به من داده شد؛ چرا وی اعتقادش بر اين بود كه يك رزيدنت سال يك نبايد باردار شود و ديگر مشكلات، كه البته با همه شرایط سخت آن روزها جنگيدم و سپري شد. وقتی که در سمنان بودم در واقع انجا هم من تنها بودم و خانواده‌ام در دامغان زندگی می‌کردند. در آن دوران سخت، بعضی اوقات انقدر مشکلات شدید بود که سِرُم به دست مجبور بودم از این بخش به ان بخش بروم و در شیفت صبح مورنینگ ارائه دهم . مرخصی زایمان من فقط 4 ماه بود. بعد از چهار ماه دوباره مجبور بودم و سرکار آمدم و شیفت ها را ادامه دادم. به دنبال ان دخترم از شیر مادر محروم و مجبور شد از شیر خشک استفاده کند .

وسط این همه خستگی‌ها خاطره خوبی هم كه دارم و البته در آن دوران جزء شرایط سختم به شمار می رفت ولی الان که  فکر می‌کنم می‌بینم که من چقدر رشته ام را دوست داشتم و به هیچ عنوان، به اجبار رشته اطفال را انتخاب نکرده بودم و فقط از روی علاقه وارد این رشته شدم.

خاطره ای که از روزهای سخت رزیدنتی دارم اين است كه سال 97یک شب كه من آنکال بودم و قرار بود که نوزاد 28 هفته دو قلو به دنیا بیایند. دخترم در منزل بود و پرستارش چون ماه رمضان بود نمی توانست تمام ساعات پرستاری را پوشش دهد. دخترم در آن زمان خيلي كوچک بود و تنها 5 ماه داشت. بنابراین مجبور شدم دخترم را با خودم به بیمارستان ببرم و از یکی از همکارانم خواهش کردم که، دخترم را نگه دارد تا من بتوانم بروم به دوقلوها که وقت زایمان مادر بود رسیدگی کنم اما دخترم پیش همکارم با اینکه دوستم بود و  با هم در ارتباط نزديك هستیم، نماند بنابراین مجبور شدم رفتم NICU، همکاران آنجا هم نتواستند دخترم را نگه دارند، تصمیم گرفتم و دخترم را با لباس گان، به پشت کمرم بستم و شروع به كارم كردم.

دوقلوها خوشبختانه سالم متولد شدند و حال مادر به لطف خدا خوب بود. اما من از آن، شرایطم و آن پشتکاري كه داشتم خیلی خوشم امده بود. حتي بعد از ان اساتیدم تشویقم کردند و ۲ روز مرخصی تشویقی بهم دادن که خیلی چسبید😊با پشت کار و علیرغم سختی های زیاد آن دوره را گذراندم. از این مشکلات در حرفه ام زیاد داشتم، گاهی پیش می آمد که نصف شب دخترم گریه می کرد و همسرم دخترم را پیش من می آورد و بعد که کمی در اغوشم بود و آرام می گرفت به منزل می بردند. الان که به آن دوران فکر می‌کنم هم یک لبخندی روی لبم میاید و هم اینکه اشکی در چشمانم جاری می شود که چقدرآن دوران سخت گذشت. خدا را شکر که دیگر سختی ها تمام شد. البته آنقدر دوران تخصصم و دوران طرحم سخت گذشته بود و مشکلات زیاد بود، که دیگر همسرم اجازه ادامه تحصیل به من نمی‌داد.

با همه این اتفاقات دوره طرح تخصصم سال 1402 به اتمام رسید و وقتی تمدید طرحم تمام شد یک شهریور ماه بود، یک ماه مرخصی گرفتم و آن موقع هم فرزند دومم را باردار بودم که در آبان ماه زایمان ‌کردم و با توجه به اینکه مطب هم داشتم همان موقع تصمیم گرفتم که برای فلویی درس بخوانم و امتحانم در دی ماه برگزار می شد .  قبل از آن در آبان ماه تکمیل ظرفیت را اعلام کردند و من چون دیر متوجه شدم و نتوانستم در تکمیل ظرفیت شرکت کنم تقریبادو ماه به امتحان باقی مانده بود؛ اما در این دو ماه نشستم و درس ‌خواندم تا حداقل آمادگی برای سال‌های بعد پیدا کنم . با توجه به سختی هایی که داشتم و همان طور عرض كردم و همسرم خیلی مخالف ادامه تحصیلم بود، بنابراين تصميم گرفتم ، به طور مخفیانه درس بخوانم، لذا همسرم که می‌خوابید من کتابم را برمی‌داشتم و در یک اتاق دیگر شروع  به درس خواندن می‌کردم. صبح که همسرم از خواب بیدار می شد، باز کتاب را زیر بالشتم پنهان می کردم که متوجه درس خواندنم نشود. 24 آبان ماه دختر دومم به دنیا امد و به خاطر دارم كه روی تخت زایمان ویس‌هایی که خودم ضبط کرده بودم را گوش می‌دادم چون در دی ماه امتحان فلوشیپ داشتم. به بهانه دوران نقاهت و دوران شیردهی دخترم از خواب بیدار می شدم و درس می خواندم و سپس کتاب ها را پنهان می کردم . در نهایت در آزمون فلوشیپ شرکت کردم و علیرغم اینکه قرار بود فقط یک آشنایی با امتحان برای سال های آینده داشته باشم اما خوشبختانه موفق شدم در این آزمون قبول شوم. 

همسرم استاد دانشگاه دامغان بود و بعد از اینکه من وارد دانشگاه علوم پزشکی مشهد شدم، او هم به صورت ماموریت به دانشگاه فردوسی مشهد منتقل و در رشته مهندسی فعالیت دارد. حالا چرا همسرم انقدر مخالف درس خوندن من بود،:

بهمن ماه سال ۹۸، زمانیکه دوره تخصصم شروع شد دقیقاً با پیک بیماری‌های ویروسی مصادف شده بود و وقتی رسیدم بیمارستان، همه‌ بیمارستان‌ها شبیه زمان جنگ و تمام سالن‌ها پر از مریض بود.یادم هست وقتی همسرم به بیمارستان امده بود و ان شرایط را از نزدیک دیده بود، واقعاً از تعداد زیاد مریض‌ها وحشت کرد. من حدود ۲۰ روز انجا کار می‌کردم. قبل از اینکه همسرم بیاید و بیمارستان و شرایط را ببیند، با خودم می گفتم چه حسی پیدا می کند. همسرم با ديدن آن صحنه ها اولین باری بود که من گریه‌ او  را از شدت ناراحتی دیدم؛ می‌گفت: این همه درس خواندی، حالا باید بیای اینجا؟ چون فرزند دو ساله داشتم و ان زمان هنوز نمی دانستیم که حتی قرار است شرایط بدتر از این شود. 20 روز بعد اعلام شد که بیماری کرونا است.

تا قبل از آن شرایط عادی تلقی می‌شد و اعلام رسمي بيماري نشده بود. بنابراين بعد از اعلام رسمی شیوع بیماری کرونا، رفت ‌و آمدها کاملاً محدود شد. رفت ‌وآمدها  فقط با نامه امکان‌پذیر بود؛ یا باید از بیمارستان نامه می‌دادند یا شهرداری و.. . که بتوانیم راحت رفت و آمد کنیم. بعد از آن، تمام خانواده‌ام عملاً در دامغان ماندند. با توجه به اینکه آن زمان دخترم دو ساله بود، اما  من مجبور بودم ۱۴ روز در کاشمر و 14 روز در دامغان بمانم و کشیک‌های پشت ‌سرهم بردارم تا بتوانم یک زمانی پیش خانواده ام برگردم. حتی برای برگشت هم حتماً باید آزمایش PCR کووید می‌دادیم و جواب باید منفی می‌بود. از شدت استرس و ترس از ابتلا به بيماري، هر بار اسکن هم می‌دادم كه با خيال راحت پيش خانواده ام بروم؛ چون در آن دوران پدرم تازه به بیماری قلبی مبتلا شده بود و مادرم دیابت داشت و دخترم خیلی کوچک بود بايد خيلي رعايت مي كردم.

من براي اينكه به شهر خودم برگردم، متأسفانه با چالش ها و مخالفت هاي زيادي به دليل كمبود پزشك مواجه شدم. زمانی که دوره طرح تخصصم را در شهرستان کاشمر بودم، درخواست جابه‌جایی داده بودم و با توجه به شرایط سختی که داشتم، وزارت‌ بهداشت با جابه‌جایی من موافقت کرد. از طرف دیگر استادم، آقای دکتر دانایی از دانشگاه سمنان، تماس گرفته و با توجه به نیازی که دانشگاه داشت، ایشان هم پیگیری کرده بودند. به هر حال، در اواخر بهمن‌ماه، زمانی که کرونا داشت خودش را نشان می‌داد، با نامه من موافقت شد که من جابه‌جا شوم. من خیلی خوشحال و خندان بودم که كه انتقالي ام بالاخره انجام مي شود.

آن زمان معاونت درمان، آقای دکتر نیک افشاری بودند. ایشان با نامه من موافقت نکردند و گفتند ما نیاز به پزشک داریم. همچنین باید هیأت کرونا اجازه جابجایی می‌داد و علیرغم پیگیری ها، همچنان مخالف جابجایی ام شدند. زمستان بود و هوا سرد و برفی. در دانشگاه علوم پزشکی مشهد، نزد معاون درمان وقت، آقاي دكتر شاپور بديعي رفتم . من، همسرم و دخترم با هم بودیم و با دکتر بدیعی صحبت کردیم. ایشان که فرزند من را دیدند لطف کردند و اجازه جابه‌جایی دادند البته علیرغم این موافقت همچنان آقای دکتر نیک‌افشار اجازه ندادند که من به دانشگاه سمنان منتقل شوم و تا آخر اردیبهشت ماه من را نگه داشتند.

یک ماه هم مرا به روستای بردسکن فرستادند و بعد از ان توانستند نیرو بگیرند، بالاخره یک نیرویی را با من جابه‌جا کردند و خردادماه من را به دانشگاه علوم پزشکی سمنان منتقل کردند. من بسیار از این اتفاق و جابجایی ام خوشحال بودم و فکر می‌کردم حتماً به دامغان یعنی شهر خودم می روم، اما دانشگاه علوم پزشکی سمنان به من اعلام کرد که شما بايد به دانشگاه علوم پزشکی گرمسار منتقل شوی.

سال 99روزی که کارم را در دانشگاه علوم پزشکی گرمسار شروع کردم، همان روزی بود که ملخ‌ها حمله کرده بودند. دقیقاً همان روز بدي بود که شرایط خیلی نامطلوب در اين شهر حاكم بود و از پانسیون، وقتی می‌خواستم بروم و سوار ماشین شوم، دخترم را محکم در آغوشم گرفتم، که با دیدن ملخ ها دخترم جیغ می‌کشید. من هم با گریه می‌رفتم و از آن محل عبور کردم. بالاخره چهار ماه، در گرمسار خدمت کردم و سپس منتقل دانشگاه علوم پزشکی دامغان شدم..

با توجه به شرایط سخت کاری که در کاشمر  داشتم، وقتي بعد از دو هفته برمی‌گشتم دامغان، دخترم طوری به من نگاه می‌کرد که انگار نمی‌دانست باید بیاید بغلم یا نه. واقعاً نمی‌دانست چه واکنشی نشان دهد. چون شب‌ها که می‌خوابید، من کنارش بودم؛ صبح بیدار می‌شد و می‌دید من نیستم. بعد تا ۱۴ روز دیگر من را نمی‌دید. يعني من 14 روز در دامغان و 14 روز درکاشمر به دور از خانواده و فرزندم بود. فقط همسرم پیش فرزندم بود. وقتی هم كه پيش خانواده برمی‌گشتم، روزها ترس و وحشت خیلی زیادي را داشتم. من همیشه جدا از خانواده می‌خوابیدم، جدا غذا می‌خوردم. شرایط واقعاً سختی بود.

 موقعیت های بسیار سختی را تجربه کردم و خوشبختانه به هر مشقتی که بود از تمام انها سختی ها عبور کردم.

بله خیلی زیاد.. در مرحله جنرال پدرم همیشه مشوقم بود و همه سختی ها بر عهده پدرم بود. در دوره تخصصم همسرم خیلی پا به پای من آمد  وبا اینکه بچه کوچک داشتیم خیلی به من کمک کرد و همراه من بود . در دوره فلویی هم خانواده خودم، پدرم و همسرم حامي ام بودند و البته  پدرم حمایت بسيار همه جانبه از من داشت. همسرم مخالف ادامه تحصیل من بود، پدرم ایشان را راضی کرد و بعد از آن هم که همچنان  همراه من است. مادرم خانه دار و پدرم شغل آزاد داشت،  یک برادر و یک خواهر دارم و در حوزه پزشکی فعالیتی ندارند.

ایام اوقات فراغتم را بیشتر با فرزندانم می‌گذرانم. البته فرصت فراغت چندانی هم ندارم و اگر به وجود آید، تا وقتی که در بخش هستم، جزوه‌هایم را مطالعه می کنم، چون در منزل فرزندانم هستند و نمی توانم مطالعه کنم. بنابراین فرصت کنم در بخش، ترجیح می دهم دروس‌ مربوط به رشته‌ ام را بخوانم که عقب نیفتم.

..............................................................................................................................................

عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد گفت: رشته‌ی علوم آزمایشگاهی یکی از بنیادی‌ترین شاخه‌های علوم پزشکی است که نقش پشت‌صحنه‌ اما حیاتی در تشخیص، پایش و حتی پیشگیری از بیماری‌ها دارد.

دکتر مژگان محمدی در گفتگو با وب دا، ضمن گرامیداشت سی‌ام فروردین ماه، روز آزمایشگاهیان اظهار کرد: رشته علوم آزمایشگاهی درواقع پلی میان علوم پایه و پزشکی بالینی ایجاد می‌کند و داده‌های دقیق و قابل اعتماد برای تصمیم‌گیری پزشکان فراهم می‌سازد. 

وی ادامه داد: این رشته، مجموعه‌ای از شاخه‌های تخصصی است که با استفاده از روش‌های علمی، ابزارهای پیشرفته و آزمایش‌های دقیق، به بررسی نمونه‌های بیولوژیک بدن انسان می‌پردازد و این نمونه‌ها شامل خون، ادرار، بافت، مایعات بدن و … هستند. 

استاد دانشگاه علوم پزشکی مشهد، هدف اصلی این رشته را تشخیص بیماری‌ها، ارزیابی عملکرد اندام‌ها، پایش درمان و بررسی وضعیت سلامت افراد برشمرد و افزود: حدود ۷۰ درصد تصمیم‌های درمانی بر اساس نتایج آزمایشگاهی گرفته می‌شود و حتی اثر بخشی درمانهای پزشکی می تواند با کمک آزمایشات محقق شود.

دکتر محمدی اضافه کرد: در برخی از مواقع از آزمایشات می توان برای غربالگری نظیر تستهای ژنتیکی که قبل از بارداری انجام می شوند استفاده کرد و بدینوسیله از تولد نوزادان دچار نقصهای مادرزادی که هزینه های مالی و روانی زیادی را بر خانواده و جامعه تحمیل می کنند جلوگیری کرد. در پاره ای از مواقع هم می توان شدت بیماری‌ها ی خطرناکی نظیر اختلالات کبدی و یا عفونتهایی نظیر ویروس مولد کرونا را با اندازه گیری آزمایشگاهی ایندکس های ارزشمندی همچون CRP مورد سنجش قرار داد.

 

 

اطلاعات تماس سامانه خبری وب دا

Image
آدرس: مشهد، خیابان دانشگاه، ساختمان قرشی
کد پستی :۹۱۷۷۸۹۹۱۹۱
نمابر: ۳۸۴۳۶۸۲۷ ۰۵۱
رایانامه :webda@mums.ac.ir
سامانه پیام کوتاه: ۳۰۰۰۲۱۹۱
Image
Image
Image
Image
Image
Image
Image