از تنگی نفس در کلاس شنا تا مربیگری
روایت امیدبخش از شکست سرطان پس از یک دهه پیگیری
عارفه ۱۵ ساله بود که یک تنگی نفس ساده در کلاس شنا و تورمی غیرعادی در گردنش، او را با تشخیص لنفوم هوچکین روبهرو کرد؛ مسیری دشوار از شیمیدرمانی و پرتودرمانی که با همراهی خانواده، پایبندی به درمان و پیگیری منظم پزشکی پشت سر گذاشت و امروز، پس از ۱۰ سال، در سلامت کامل به زندگی ورزشی خود بازگشته و در جایگاه مربی شنا و مدیر یک مجموعه ورزشی فعالیت میکند.
همهچیز از یک تنگی نفس در کلاس شنا آغاز شد؛ نشانهای که در ابتدا چندان جدّی به نظر نمیرسید و حتی مربی تصور میکرد عارفه از آب میترسد. اما مدتی بعد، در ساعت ورزش و هنگام حضور در کلاس دارت، معلم متوجه تورم غیرطبیعی یک سمت گردن او شد. عارفه مقابل آینه سالن ایستاد و برجستگی سفت و مشخصی را دید؛ نشانهای که آغازگر مسیری غیرمنتظره در زندگیاش شد.
سال ۱۳۹۵ بود. عارفه ۱۵ سال داشت و دانشآموز هنرستان در رشته تربیتبدنی بود؛ دختری پرشور که هنوز نمیدانست این علامت کوچک، او را وارد مسیری از درمان، صبوری و امید خواهد کرد؛ مسیری که امروز، پس از گذشت یک دهه، به بازگشت به زندگی عادی و تحقق آرزوهای ورزشیاش رسیده است.
از یک معاینه ساده تا تشخیص لنفوم هوچکین
در ابتدا تصور میشد تورم گردن عارفه ناشی از سرماخوردگی یا عفونت ساده لنفاوی باشد؛ اما انجام آزمایشها و سونوگرافی، خانواده را وارد مرحلهای از بررسیهای بیشتر کرد. سرانجام تصاویر سیتیاسکن نشان داد تودهها علاوه بر ناحیه گردن، فضای قفسه سینه را نیز درگیر کردهاند؛ موضوعی که علت تنگی نفس او در استخر را مشخص میکرد.
پس از نمونهبرداری و انجام بررسیهای پاتولوژی، تشخیص لنفوم هوچکین به خانواده اعلام شد؛ خبری که برای عارفه نوجوان و خانوادهاش بسیار دشوار بود.
عارفه آن روزها را اینگونه به یاد میآورد:
«تا مدتی اصلاً باورم نمیشد. پیش خودم میگفتم حتماً دستگاه سیتیاسکن خراب بوده و عکسها اشتباه شده است. برای من که سرطان را فقط در فیلمها با چهرههایی غمگین و بیپناه دیده بودم، شنیدن این نام در ۱۵ سالگی بسیار ترسناک بود. حس میکردم دنیایم یکباره متوقف شده است.»
۲۷ اسفند؛ آغاز درمان در آستانه بهار
۲۷ اسفندماه ۱۳۹۵، در روزهایی که شهر در تکاپوی استقبال از سال نو بود و همکلاسیهای عارفه خود را برای تعطیلات نوروز آماده میکردند، او در بیمارستان امید مشهد بستری شد تا نخستین دورههای شیمیدرمانی را آغاز کند.
یکی از دشوارترین تجربههای این دختر نوجوان در مسیر درمان، مواجهه با ریزش موها بود؛ اتفاقی که در ابتدا فشار روحی زیادی برایش به همراه داشت.
او درباره آن روزها میگوید:
«وقتی موهایم شروع به ریختن کرد، بحران روحی بزرگی بود. گریه کردم، اما کمکم متوجه شدم اگر تمام ذهنم را درگیر ظاهرم کنم، روحیهام را میبازم. پذیرفتم که این فقط یک مرحله موقت از درمان است و موها دوباره رشد خواهند کرد.»
عبور از روزهای دشوار پرتودرمانی
پاسخ بدن عارفه به شیمیدرمانی بسیار مطلوب بود و در تصویربرداریهای بعدی، پاکشدن کامل تودهها گزارش شد. با این حال، برای تکمیل روند درمان، دورههای پرتودرمانی در نواحی گردن و قفسه سینه نیز انجام شد؛ مرحلهای که مراقبتهای ویژه و صبوری بیشتری میطلبید.
عارفه درباره این دوره توضیح میدهد:
«پس از شیمیدرمانی، مرحله پرتودرمانی آغاز شد؛ دورانی که چالشهای خاص خود را داشت. به دلیل حساسیتهای ناشی از تابش اشعه در ناحیه گردن، برای مدتی کوتاه در بلع دچار مشکل بودم و بدنم برای حفظ توانش به مراقبتهای تغذیهای حمایتی نیاز داشت. این دوره با وجود دشواریهایی که داشت، موقت بود و خیلی زود با فروکشکردن التهاب، توانستم تغذیه عادی را از سر بگیرم. همینکه توانستم دوباره بدون مشکل غذا بخورم، حس کردم بدنم جان تازهای گرفته و روزهای سخت رو به پایان است.»
همراهی خانواده؛ پشتوانهای برای عبور از بحران
در تمام این سالها، حمایت خانواده نقش مهمی در حفظ روحیه عارفه داشت. پدر و مادر او تلاش کردند فضای خانه همچنان سرشار از آرامش و امید باشد و بیماری، احساس ناتوانی یا ترحم را بر روابط خانوادگی حاکم نکند.
عارفه درباره این همراهی میگوید:
«بزرگترین لطف پدر و مادرم این بود که نگذاشتند حس بیماری ناتوانکننده به من دست بدهد. به اطرافیان سپرده بودند جلوی من اشک نریزند و طوری نگاهم نکنند که انگار امیدی وجود ندارد. در خانه دقیقاً مثل قبل با من رفتار میکردند؛ اگر کاری را انجام نمیدادم پیگیری میکردند و هر بار دلم میگرفت، با آرامش یادآوری میکردند که این یک دوره گذرا است و فردا روز بهتری خواهد بود.»
پزشک معالج: لنفوم هوچکین از سرطانهای با احتمال بالای درمان موفق است
دکتر الهه عاقل، متخصص رادیوانکولوژی بیمارستان امید مشهد، با تشریح روند درمان این بیمار گفت: عارفه در سال ۱۳۹۵ با تودههای حجیم در ناحیه گردن و درگیری قفسه سینه مراجعه کرد که پس از نمونهبرداری، تشخیص لنفوم هوچکین برای او قطعی شد. پس از انجام بررسیهای کامل و مرحلهبندی بیماری، بیمار تحت دورههای شیمیدرمانی و سپس پرتودرمانی قرار گرفت که خوشبختانه پاسخ درمانی بسیار عالی و کاملی به همراه داشت.
وی با تأکید بر اهمیت استمرار درمان و پیگیریهای پزشکی افزود: لنفوم هوچکین از سرطانهایی است که در صورت تشخیص بهموقع و پایبندی به پروتکلهای درمانی، احتمال بهبودی کامل در آن بسیار بالاست. یکی از نکات مهم در روند درمان این بیمار، نظم و همکاری مثالزدنی او و خانوادهاش در رعایت جلسات درمان و بهویژه پیگیریهای دورهای بود؛ پیگیریهایی که به مدت ۱۰ سال بهطور منظم ادامه یافت و امروز او در سلامت کامل به سر میبرد.
این متخصص رادیوانکولوژی درباره علائم هشداردهنده نیز خاطرنشان کرد: بروز تودههای بدون درد در نواحی گردن، زیربغل یا کشاله ران باید جدّی گرفته شود؛ بهویژه اگر با علائمی مانند تبهای مکرر، تعریق شدید شبانه و کاهش وزن ناگهانی همراه باشد. مراجعه بهموقع به پزشک میتواند در تشخیص زودهنگام و موفقیت روند درمان نقش مهمی داشته باشد.
بازگشت به همان استخر؛ این بار در جایگاه مربی
با پایان درمان و سپریشدن مراحل پیگیری، عارفه بار دیگر مسیر زندگی و تحصیل خود را ادامه داد. او نهتنها از علاقهاش به ورزش فاصله نگرفت، بلکه به همان استخری بازگشت که روزی نخستین نشانههای بیماری را در آن تجربه کرده بود.
عارفه دورههای تخصصی ورزشی را پشت سر گذاشت، مدارک مربیگری شنا و نجاتغریق را دریافت کرد و امروز در ۲۵ سالگی، بهعنوان مدیر یک مجموعه ورزشی فعالیت میکند؛ بازگشتی معنادار به دنیایی که روزی با یک تنگی نفس ساده، برایش رنگ دیگری گرفته بود.
او درباره تأثیر آن تجربه بر نگاهش به زندگی میگوید:
«هر وقت در زندگی با مانع یا مشکلی مواجه میشوم، به یاد آن روزهای سخت میافتم و به خودم میگویم وقتی در ۱۵ سالگی توانستم از پس آن روزهای درمان بربیایم، پس از پس چالشهای امروز هم برخواهم آمد.»
پیام عارفه به کسانی که در مسیر درمان هستند
عارفه برای بیمارانی که این روزها روزهای درمان را در بخشهای شیمیدرمانی و پرتودرمانی سپری میکنند، پیامی از جنس تجربه و امید دارد:
«میدانم روزهای سختی است؛ خستگی، تغییرات ظاهری و نگرانیها برای همه ما وجود داشته است. اما باور کنید این روزها دائمی نیست؛ فقط یک دوره از زندگی است که میگذرد. به درمان پایبند بمانید، صبوری کنید و به روزهای خوب بعد از درمان فکر کنید؛ روزهایی که در آینده به صبر و مقاومت امروزتان افتخار خواهید کرد.»
درج نظر