از تجربه میدان تا سیاستگذاری ملی؛ روایت دکتر جوادی از دانشگاهی که باید برای جامعه راهحل بسازد
دکتر سید محمدحسین جوادی، مدیر گروه مددکاری اجتماعی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، عضو بورد توانبخشی و سلامت اجتماعی وزارت بهداشت و عضو گروه سلامت اجتماعی فرهنگستان علوم پزشکی، از جمله چهرههایی است که مسیر حرفهای خود را در نقطه اتصال دانشگاه و میدان عمل تعریف کرده است؛ مسیری که از فعالیتهای میدانی در حوزه آسیبهای اجتماعی آغاز شد و به مسئولیتهای مدیریتی و سیاستگذاری در سطح ملی رسید.
به گزارش وب دا، او معتقد است دانشگاه نباید در حصار تئوریها باقی بماند، بلکه باید به محیطی برای شناخت مسائل واقعی جامعه، تولید دانش کاربردی و ارائه راهکار برای حل بحرانهای انسانی و اجتماعی تبدیل شود.
از محله طلاب تا مدیریت گروه مددکاری اجتماعی
سید محمدحسین جوادی متولد سال ۱۳۵۵ در مشهد مقدس است و دوران کودکی و نوجوانی خود را در محله طلاب این شهر گذراند. او دوران ابتدایی تا دبیرستان را در همین محله سپری و دیپلم تجربی خود را از دبیرستان شهید علی ترابی دریافت کرد.
دکتر جوادی در کنار تحصیل، در دوران کودکی و نوجوانی به ورزش کشتی نیز میپرداخت و به گفته خودش، بخش مهمی از آموزههای زندگی و کاری را در کنار پدر و با تأکید بر مفهوم «نان حلال» آموخت؛ آموزههایی که بعدها در مسیر حرفهای او نیز نقشآفرین شد.
وی در سال ۱۳۷۶ وارد رشته مددکاری اجتماعی دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی تهران شد و در سال ۱۳۸۰ به عنوان دانشجوی ممتاز استان تهران معرفی شد. پس از پایان دوره کارشناسی، تحصیلات خود را در مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه علامه طباطبایی ادامه داد و در نهایت، با توجه به نبود مقطع دکتری مددکاری اجتماعی در آن مقطع زمانی، پس از وقفهای چندساله، در خرداد سال ۱۳۹۴ مدرک دکترای خود را از دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی دریافت کرد.
او پنج سال عضو هیأت علمی دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی بود و در ادامه، مسیر دانشگاهی خود را در دانشگاه علوم پزشکی مشهد ادامه داد و اکنون چهار سال است که مدیریت گروه مددکاری اجتماعی این دانشگاه را بر عهده دارد.
از میدان آسیبهای اجتماعی تا مدیریتهای ملی
مسیر حرفهای دکتر جوادی از سال ۱۳۸۰ و همزمان با دوران تحصیل آغاز شد؛ مسیری که تجربه فعالیت در سازمان زندانها، سازمان بهزیستی و جمعیت هلال احمر را برای او به همراه داشت.
وی فعالیت خود در سازمان زندانها را با کار در حوزه نوجوانان معارض با قانون آغاز کرد؛ تجربهای میدانی که به کسب عنوان مددکار اجتماعی نمونه کشور در سال ۱۳۸۲ و کارشناس نمونه سازمان زندانهای کشور در جشنواره شهید رجایی در سال ۱۳۸۳ انجامید.
دکتر جوادی در ادامه فعالیت خود در سازمان بهزیستی، به عنوان مدیرکل دفتر کودکان و نوجوانان این سازمان به مدت ۵۴ ماه فعالیت کرد و در این دوره، اجرای طرحهای ملی با رویکرد اجتماعمحور را دنبال کرد.
راهاندازی ۸ هزار «روستامهد» و اجرای طرح «یک وعده غذای گرم» در این مراکز، از جمله طرحهای اجراشده در این دوره بود که به گفته وی، بر اساس پیمایشهای وزارت بهداشت، به کاهش ۵۰ درصدی نرخ سوءتغذیه در کودکان بهرهمند از این خدمات منجر شد.
اجرای طرح مهدکودک در ۵۰۰ سکونتگاه غیررسمی نیز از دیگر اقدامات این دوره بود که با هدف توسعه خدمات برای کودکان مناطق کمبرخوردار اجرا شد.
تجربهای که در عرصه بینالمللی دیده شد
فعالیتهای دکتر جوادی در جمعیت هلال احمر نیز با اجرای طرحهایی در حوزه نوجوانان معارض با قانون ادامه یافت.
وی در جایگاه معاون دانشجویی و جوانان جمعیت هلال احمر کشور، طرح تغییر نگرش نوجوانان معارض با قانون را با استفاده از اصول و اهداف جمعیت هلال احمر دنبال کرد؛ طرحی که در سال ۲۰۱۳ موفق به کسب دو جایزه جهانی از جمله جایزه صندوق ملکه شوکن و جشنواره «جوانان در حرکت» فدراسیون بینالمللی صلیب سرخ شد.
این طرح همچنین موفق به جذب ۹۸ هزار فرانک کمک بینالمللی شد و با راهاندازی مراکز بشردوستانه در ۱۰ کانون اصلاح و تربیت کشور، به مرحله اجرا درآمد.
مثلث آموزش، درمان و پژوهش؛ سه ضلع یک مسیر
مدیر گروه مددکاری اجتماعی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، آموزش، درمان و پژوهش را سه ضلع یک مجموعه به هم پیوسته میداند و معتقد است جدایی این سه حوزه از یکدیگر، اثربخشی آنها را کاهش میدهد.
وی با تأکید بر اهمیت پژوهش در این میان اظهار کرد: اساتید موفق کسانی هستند که هر سه بعد آموزش، درمان و پژوهش را در فعالیت حرفهای خود دنبال میکنند، اما اگر قرار باشد اولویتی برای این سه حوزه قائل شود، پژوهش را دارای وزن بیشتری میداند؛ چراکه تحقیق و توسعه میتواند موتور محرک پیشرفت در آموزش و درمان باشد.
دکتر جوادی بر ضرورت کاهش فاصله میان تئوری و عمل نیز تأکید دارد و در همین راستا به اقدامات انجامشده در گروه مددکاری اجتماعی دانشگاه علوم پزشکی مشهد اشاره میکند.
به گفته وی، توسعه فیلدهای کارورزی دانشجویان در حوزههای بهداشتی، درمانی و خدمات اجتماعی و همچنین ایجاد دو آزمایشگاه در زمینه گروهدرمانی و کار با کودک و مهارتهای اجتماعی، با هدف فراهم کردن محیطی عملی برای دانشجویان دنبال شده است؛ هرچند این زیرساختها همچنان نیازمند تکمیل و توسعه هستند.
دانشگاه؛ آزمایشگاهی برای حل بحرانهای اجتماعی
دکتر جوادی معتقد است دانشگاههای امروز باید از رویکرد صرفاً کارآفرینانه فراتر رفته و مسئولیت اجتماعی خود را جدیتر دنبال کنند.
وی با اشاره به چالشهایی مانند تصادفات رانندگی، کودکآزاری، خشونت خانگی و خودکشی اظهار کرد: جامعه با بحرانهای مختلفی مواجه است و دانشگاه باید بتواند بخشی از ظرفیت علمی خود را برای شناخت و حل این مسائل به کار گیرد.
از نگاه او، استادان دانشگاه به عنوان گروههای مرجع میتوانند دانشجویان را به سمت حل مسائل واقعی جامعه هدایت کنند و در این مسیر، استفاده از فناوریهای نوین و هوش مصنوعی برای مدیریت هوشمند دانش نیز میتواند ظرفیت جدیدی در اختیار نظام دانشگاهی قرار دهد.
تجربه ۱۰ ساله در سیاستگذاری مددکاری اجتماعی
دکتر جوادی که به گفته خودش ۱۰ سال است مسئولیت اداره مددکاری اجتماعی در وزارت بهداشت را نیز بر عهده دارد، تجربه همزمان فعالیت دانشگاهی و اجرایی را فرصتی برای پیوند دانش با نیازهای واقعی نظام سلامت میداند.
یکی از طرحهای مورد اشاره وی، تدوین پروتکل ملی مداخلات مددکاری اجتماعی در حوزه کودکآزاری است؛ طرحی که در جریان آن ۳۰۰ مددکار اجتماعی آموزش دیدند و به گفته وی، در ادامه، کارگروه حمایت از کودک در بیمارستانهای دانشگاهی کشور راهاندازی شد.
وی این دستاوردها را حاصل پیوند میان تجربه میدانی، دانش دانشگاهی و سیاستگذاری میداند و معتقد است حضور همزمان در دانشگاه و عرصه اجرایی، امکان شناخت دقیقتر مسائل و تبدیل تجربههای میدانی به دانش و برنامههای قابل اجرا را فراهم میکند.
شکست؛ پایان راه نیست، بخشی از مسیر یادگیری است
دکتر جوادی در روایت خود از مسیر حرفهای، موفقیت را تنها در مجموعهای از مسئولیتها و عناوین مدیریتی خلاصه نمیکند؛ بلکه نوع مواجهه با دشواریها را بخشی از مسیر رشد میداند.
او شکست را نقص یا پایان مسیر نمیداند و معتقد است تجربه شکست میتواند زمینهای برای یادگیری، افزایش تابآوری و آبدیده شدن در مسیر حل مسئله باشد.
وی همچنین نقش خانواده را در طی این مسیر بسیار مهم میداند و از حمایتهای عاطفی و اجتماعی پدر و مادر، همسر و فرزندان خود به عنوان یکی از عوامل مهم استمرار فعالیتهای حرفهایاش یاد میکند.
دکتر جوادی میگوید آموزههای دوران کودکی و نوجوانی، بهویژه تأکید پدر و مادر بر «نان حلال»، در شکلگیری مسیر زندگی او نقش داشته است و در سالهای فعالیت حرفهای نیز حمایت خانواده، پشتوانهای برای ادامه مسیر و پیگیری اهداف بوده است.
از کلاس درس تا میدان عمل؛ یک مسیر مشترک
کارنامه دکتر سید محمدحسین جوادی، روایتی از مسیری است که در آن تجربه میدانی از دانش دانشگاهی جدا نشده است؛ از فعالیت با نوجوانان معارض با قانون و اجرای طرحهای اجتماعمحور برای کودکان مناطق کمبرخوردار تا سیاستگذاری در حوزه مددکاری اجتماعی و تربیت دانشجویانی که قرار است در آینده با مسائل پیچیده اجتماعی و سلامت جامعه مواجه شوند.
نگاه او به دانشگاه نیز بر همین پیوند استوار است؛ دانشگاهی که باید مسئله را از متن جامعه دریافت، آن را با ابزار پژوهش تحلیل کند، راهکار ارائه دهد و دوباره نتیجه دانش تولیدشده را به میدان عمل بازگرداند.
از این منظر، آموزش، پژوهش و خدمت اجتماعی سه مسیر جداگانه نیستند؛ بلکه حلقههایی از یک زنجیرهاند که میتواند دانشگاه را از یک نهاد صرفاً آموزشی به نهادی اثرگذار در حل مسائل واقعی جامعه تبدیل کند.
درج نظر