روایت یک استاد جوان داروسازی از اعتماد، مسئولیت، زنان، دانشجویان و آیندهای که باید ساخت
بعضی آدمها داروسازی را فقط در قفسههای داروخانه، نام داروها و نسخههایی که باید خوانده شوند، خلاصه نمیکنند. برای آنها، دارو نقطه شروع است؛ آغاز گفتوگویی که میتواند به بیمار آرامش بدهد، پلی برای اعتماد بسازد و گاهی مسیر درمان را هموارتر کند.
دکتر نیکتا شبیری، عضو هیأت علمی گروه کنترل دارو دانشکده داروسازی، از همین نگاه به حرفه خود سخن میگوید؛ نگاهی که در آن داروساز تنها متخصص دارو نیست، بلکه بخشی از زنجیره اعتماد میان بیمار و نظام سلامت است.
در روز داروساز، پای صحبتهای این استاد جوان نشستیم تا از داروسازی امروز، تغییراتی که این حرفه در سالهای اخیر تجربه کرده، چالشهای زنان در مسیرهای مدیریتی، انگیزههای او برای ادامه فعالیت دانشگاهی و توصیههایش به نسل جوان بپرسیم؛ گفتوگویی که بیش از آنکه درباره دارو باشد، درباره آدمهاست.
داروسازی که تغییر کرده است
وقتی دکتر شبیری به حدود یک دهه پیش برمیگردد، تصویر متفاوتی از داروسازی به یاد میآورد؛ سالهای ۱۳۹۴ و ۱۳۹۵، زمانی که تازه فارغالتحصیل شده و فعالیت حرفهای خود را آغاز کرده بود.
به باور او، آن روزها فضای رقابتی در داروسازی، بهویژه در حوزه داروخانه، آرامتر بود و مسائل اقتصادی و مالی نیز سهم کمتری در مناسبات حرفهای داشت. اما طی سالهای اخیر، شرایط تغییر کرده است.
فشار هزینهها و مسائل اقتصادی امروز تنها دغدغه یک حرفه یا یک گروه خاص نیست؛ بسیاری از مشاغل تخصصی با این واقعیت مواجهاند. از نگاه دکتر شبیری، گاهی فشارهای اقتصادی میتواند زمینهساز رفتارهایی شود که با اصول حرفهای فاصله دارند و نتیجه نهایی آن، پیش از هر چیز، متوجه بیمار خواهد شد.
برای او، در چنین شرایطی، اخلاق حرفهای بیش از گذشته اهمیت پیدا میکند؛ اینکه در تمام تصمیمها، حتی در سختترین شرایط اقتصادی، سلامت و منفعت بیمار همچنان نقطه اصلی تصمیمگیری باقی بماند.
داروساز؛ کسی که گاهی باید قبل از دارو، اعتماد بدهد
شاید یکی از زیباترین بخشهای داروسازی برای دکتر شبیری، جایی باشد که علم و ارتباط انسانی به هم میرسند.
او از «اثر پلاسبو» سخن میگوید؛ پدیدهای علمی که نشان میدهد باور و انتظار بیمار میتواند بر تجربه او از درمان اثر بگذارد. اما آنچه برای او اهمیت دارد، تنها تعریف علمی این پدیده نیست؛ بلکه نقشی است که یک داروساز میتواند با چند جمله درست و آگاهانه در ایجاد آرامش و اطمینان بیمار ایفا کند.
تصور کنید بیماری به دلیل شرایط مالی، میان یک داروی گرانتر و گزینهای ارزانتر مردد است. اگر داروساز بتواند با اطمینان و بر پایه دانش علمی به او توضیح دهد که گزینه ارزانتر از نظر اثربخشی تفاوتی با انتخاب گرانتر ندارد، در واقع فقط یک دارو پیشنهاد نکرده است؛ بخشی از اضطراب بیمار را نیز از دوش او برداشته است.
یا بیماری را تصور کنید که به دنبال دارویی کمیاب است و تصور میکند تنها همان دارو میتواند درمانش کند. توضیح علمی و صادقانه داروساز درباره یک جایگزین مؤثر، میتواند نگاه بیمار را تغییر دهد.
از نگاه دکتر شبیری، این لحظههای ساده اما مهم، همان جایی است که داروسازی از یک حرفه صرفاً تخصصی به حرفهای انسانی تبدیل میشود.
زنی در مسیر مدیریت؛ عبور از کلیشههایی که دیده نمیشوند
وقتی صحبت به اقتصاد و مدیریت دارو میرسد، نگاه دکتر شبیری گستردهتر میشود. او از چالشی سخن میگوید که تنها مربوط به حوزه داروسازی نیست: حضور زنان در جایگاههای مدیریتی و تصمیمگیری.
به اعتقاد او، هنوز در بسیاری از ساختارهای مدیریتی، درباره توانایی زنان در مدیریت بحران، رهبری تیم و تصمیمگیری، کلیشههایی وجود دارد؛ کلیشههایی که همیشه برآمده از واقعیت و شایستگی افراد نیستند و گاهی از عادتهای فرهنگی و اجتماعی شکل گرفتهاند.
از سوی دیگر، زنان در بسیاری از مواقع باید میان مسئولیتهای حرفهای و خانوادگی تعادل برقرار کنند؛ فشاری که میتواند مسیر پیشرفت شغلی را دشوارتر کند.
او از کمبود شبکههای حمایتی حرفهای نیز بهعنوان یکی دیگر از موانع یاد میکند و معتقد است بخشی از مسیرهای مدیریتی از طریق ارتباطات غیررسمی شکل میگیرد؛ شبکههایی که زنان ممکن است کمتر به آنها دسترسی داشته باشند.
اما دکتر شبیری در بیان این چالشها متوقف نمیشود. برای او، مسئله زمانی ارزشمند است که بتوان درباره راهحل آن نیز حرف زد.
او معتقد است سازمانها و نهادهای صنفی باید معیارهای شفاف و مبتنی بر شایستگی برای ارتقا داشته باشند، سیاستهای حمایتی مانند ساعات کاری منعطف را جدی بگیرند و برای زنان علاقهمند به مدیریت، برنامههای رسمی منتورشیپ ایجاد کنند.
در کنار این تغییرات ساختاری، خود زنان نیز باید حضور فعالتری در عرصههای تصمیمگیری داشته باشند، صدای خود را با اطمینان بیشتری مطرح کنند و در مسیر رشد یکدیگر را تنها نگذارند.
دانشجویان؛ آدمهایی که به استاد هم یاد میدهند
اگر بخواهیم بدانیم چه چیزی دکتر شبیری را در مسیر دانشگاهیاش نگه داشته، پاسخ او ساده است: دانشجویان.
برای او، کلاس درس فقط محلی برای انتقال دانش نیست. گفتوگو با دانشجویان، شنیدن دغدغهها و ایدههای آنها و همراهی با آنان در مسیر یادگیری، رابطهای دوطرفه ساخته است.
او میگوید همانقدر که تلاش میکند به دانشجویان انرژی و انگیزه بدهد، از حضور آنها انرژی میگیرد.
شاید همین نگاه است که باعث میشود حتی روزهایی که خستگی و کاهش انگیزه به سراغش میآید، دوباره به کلاس و مسیر دانشگاهی برگردد. دانشجویان برای او تنها مخاطب آموزش نیستند؛ بخشی از انگیزه ادامه دادن هستند.
در کنار این دنیای حرفهای، خانواده نیز جایگاه خودش را دارد. دکتر شبیری از پسر کوچکش که حدود یک سال و نیم است به جمع خانواده اضافه شده، بهعنوان یکی از مهمترین انگیزههای زندگی شخصی خود یاد میکند؛ انگیزهای که معنای ادامه دادن را برای او عمیقتر کرده است.
چند خط در پایان هر روز
در میان تمام برنامهها، مسئولیتها، کلاسها و دغدغههای کاری، دکتر شبیری یک عادت ساده برای حفظ مسیر دارد: نوشتن.
چند خط کوتاه از کارهایی که باید انجام شوند، برای او چیزی بیشتر از یک فهرست روزانه است؛ نوعی نقشه راه کوچک که کمک میکند تمرکز خود را حفظ کند و اهدافش را فراموش نکند.
شاید این عادت ساده، تصویری از نگاه او به زندگی حرفهای نیز باشد؛ اینکه برای رسیدن به هدف، همیشه لازم نیست کار بزرگی انجام داد. گاهی کافی است هر روز چند قدم مشخص برداشت و آنها را به پایان رساند.
توصیهای از جنس زندگی، نه فقط داروسازی
وقتی از او درباره توصیهاش به دانشجویان و جوانانی که تازه وارد این مسیر شدهاند میپرسیم، پاسخ او بیشتر از آنکه درباره کتاب و درس و امتحان باشد، درباره تجربه کردن زندگی است.
او به دانشجویان میگوید دوران دانشجویی را جدی بگیرند، اما نه فقط از منظر درس و آینده شغلی. با آدمهای مختلف ارتباط برقرار کنند، دایره ارتباطات خود را گسترش دهند، تجربههای تازه کسب کنند و از این سالها لذت ببرند.
در کنار اینها، دو توصیه ساده اما کاربردی دارد: ورزش کردن و نوشتن برنامه روزانه.
شاید برای یک دانشجوی داروسازی، میان حجم درسها، آزمایشگاهها و دغدغه آینده، ورزش و برنامهریزی در نگاه اول موضوعاتی فرعی به نظر برسند؛ اما از نگاه دکتر شبیری، همین عادتهای ساده میتوانند پایهای برای ساختن نظم، انگیزه و استمرار در سالهای آینده باشند.
داروسازی؛ حرفهای که هنوز میتوان در آن امید ساخت
در روایت دکتر نیکتا شبیری، داروسازی فقط درباره دارو نیست؛ درباره اعتماد است، درباره مسئولیت است، درباره علمی که باید در خدمت انسان قرار بگیرد و درباره نسلی از دانشجویان که قرار است آینده این حرفه را بسازند.
او از تغییرات اقتصادی و حرفهای این سالها میگوید، اما در نهایت نگاهش به آینده است؛ آیندهای که در آن دانش، اخلاق، ارتباط انسانی و شایستگی در کنار یکدیگر قرار بگیرند.
شاید روز داروساز بیش از آنکه فرصتی برای یادآوری یک عنوان شغلی باشد، فرصتی برای یادآوری همین معناست: پشت هر نسخه، یک انسان قرار دارد؛ انسانی که گاهی بیش از دارو، به توضیحی روشن، اعتمادی صادقانه و کسی نیاز دارد که با مسئولیت و همدلی در کنار او بایستد.
درج نظر