تفاوت مرز باریک پیری طبیعی و افسردگی / دانشیار روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد تشریح کرد: چگونه با چهار گام کلیدی، نشاط دوران سالمندی را حفظ کنیم؟
دانشیار و فلوشیپ فوقتخصصی روانپزشکی سالمندان دانشگاه علوم پزشکی مشهد با تأکید بر اینکه سالمندی نه یک بیماری، بلکه مرحلهای طبیعی و ارزشمند از مسیر زندگی انسان است، به تشریح تفاوتهای اساسی میان تغییرات طبیعی سن با اختلالات روانی نظیر افسردگی پرداخت و بر ضرورت پیوند میان سلامت جسم و روان از طریق سبک زندگی هدفمند تأکید کرد.
دکتر علیاکبر اسماعیلی در گفتوگو با وبدا، به یکی از مهمترین چالشهای نظام مراقبت از سلامت روان اشاره کرد و گفت: با ورود به دوره سالمندی، تغییرات فیزیولوژیک متناسب با سن پدیدار میشود، اما خطای رایج میان خانوادهها و مراقبان این است که تمامی نشانههای بالینی بیماریها را به پای اقتضائات سن و پیری طبیعی میگذارند، در حالی که بسیاری از این علائم، نیازمند مداخلات تشخیصی و درمانی فوری است.
دکتر اسماعیلی در تبیین تفاوت میان فرآیند طبیعی پیری و بیماری افسردگی تصریح کرد که کندی حرکات و کاهش سرعت پردازش اطلاعات در سالمندی طبیعی، سیری تدریجی و سازگار دارد؛ در حالی که در افسردگی، افت سرعت روانیحرکتی روندی شتابان و پیشرونده به خود میگیرد. همچنین غمگینیهای ناشی از فقدانها در حالت طبیعی حالتی گذرا دارد، اما در افسردگی، خلق پایدار تحریکپذیر یا غمگین، بیعلاقگی فراگیر به امور روزمره و احساس پوچی و ناامیدی عمیق مشاهده میشود که مستقیماً استقلال فرد در امور روزمره را سلب میکند. وی افزود که بروز اختلالات خواب، کاهش شدید اشتها و وزن، شکایتهای متعدد از دردهای مبهم جسمانی و افت توجه و تمرکز که گاهی تظاهراتی شبیه به دمانس و آلزایمر ایجاد میکند، از نشانههای کلیدی افسردگی سالمندی است، با این حال، پیش از نهایی کردن هرگونه تشخیص، ارزیابی کامل بیماریهای زمینهای جسمی و تداخلات دارویی یک ضرورت بالینی است.
این دانشیار روانپزشکی در پاسخ به نقش سلامت روان در کیفیت زندگی خاطرنشان کرد که سلامت روان پایدار با تنظیم سیستم ایمنی، مدیریت بهتر بیماریهای مزمن و بهبود سبک زندگی، مانع از تشدید آسیبهای جسمانی میشود و ظرفیت مقابله با بیماری را بهشدت بالا میبرد.
وی در خصوص فعالیتهای پیشنهادی برای حفظ سلامت روان، بر چهار محور کلیدی تأکید کرد. دکتر اسماعیلی ابتدا به اهمیت فعالیتهای ذهنی نظیر مطالعه، یادگیری مهارتهای نو، بازیهای فکری و بهرهگیری از فناوریهای جدید اشاره داشت که ذهن را پویا نگه میدارد. در کنار آن، انجام فعالیتهای جسمانی از جمله پیادهروی روزانه، حرکات کششی و باغبانی را برای سلامت جسم و روان ضروری دانست. افزون بر این، وی ارتباطات اجتماعی و حضور در جمع دوستان و فعالیتهای داوطلبانه را عامل مهمی برای پیشگیری از انزوا برشمرد و در نهایت بر ضرورت داشتن فعالیتهای معنادار و هدفمند تأکید کرد تا فرد سالمند همواره احساس کند نقشی ارزشمند در خانواده و اجتماع دارد.
دکتر اسماعیلی در بخش پایانی این گفتوگو با تأکید بر جایگاه والای سالمندان به عنوان حافظه تاریخی و سرمایه ارزشمند انسانی جامعه، خطاب به خانوادهها و سالمندان تصریح کرد که در کنار مراقبتهای جسمی، باید با شنیدن صبورانه و احترام به استقلال سالمندان، مانع از شکلگیری حس انزوا و بیفایدگی در آنان شوند. وی خطاب به سالمندان عزیز نیز خاطرنشان کرد که کهولت سن به مفهوم پایان پویایی نیست و آنان باید تا حد توان، پیوندهای انسانی خود را زنده نگه دارند، بیاموزند و در صورت مشاهده نشانههای غم مداوم یا اضطراب، از مراجعه به متخصصان بهداشت روان دریغ نورزند؛ چرا که درخواست کمک، نشانه بینش و احترام به سلامت خویشتن است، نه ضعف.
درج نظر