از کلاس درس تا میدان خدمت؛ روایت دانشجوی پزشکی که دانشگاه را چندبعدی میبیند
برای سید عرفان عطار، دانشجوی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، دانشگاه تنها محل فراگیری دانش پزشکی نیست؛ بلکه فرصتی برای تجربه مسئولیت، فعالیت فرهنگی و جهادی، تقویت مهارتهای اجتماعی و تمرین نقشآفرینی در جامعه است. او که فعالیتهای دانشجویی خود را از نمایندگی ورودی و پیگیری مسائل آموزشی آغاز کرده، در ادامه در حوزههای فرهنگی، سیاسی، رسانهای و اجتماعی نیز تجربه کسب کرده و بر این باور است که دانشجوی موفق باید میان تحصیل و مسئولیت اجتماعی تعادل برقرار کند.
سید عرفان عطار، متولد ۱۳۸۴ و اهل مشهد است؛ دانشجویی که مسیر دانشگاه برای او از همان ابتدا تنها به حضور در کلاس درس و مطالعه منابع تخصصی پزشکی محدود نشد. او در کنار تحصیل، به تدریج وارد فضای فعالیتهای دانشجویی شد و در این مسیر، تجربههای متنوعی در حوزههای مختلف به دست آورد؛ مسیری که البته ریشههای آن به سالهای مدرسه بازمیگردد.
عطار سال پایانی دوران مدرسه را در محیطی با سطح علمی بالاتر از مدارس پیشین خود سپری کرد؛ دورهای که همزمان با رقابت جدی برای کنکور بود. به گفته او، حضور در محیطی با دانشآموزان و معلمان توانمندتر، اگرچه رقابت را افزایش داده بود، اما فرصتی برای شناخت بهتر توانمندیها، یادگیری بیشتر و تقویت مهارتهایی همچون برنامهریزی و مدیریت زمان فراهم کرد.
در نهایت، این مسیر به دانشگاه علوم پزشکی مشهد رسید؛ دانشگاهی که عطار حضور در آن و امکان تجربه فعالیتهای مختلف در کنار تحصیل را فرصتی ارزشمند برای رشد فردی و اجتماعی میداند.
از دانشآموزی درونگرا تا تجربه مسئولیتهای دانشجویی
عطار پیش از ورود به دانشگاه، تجربه چندانی در پذیرش مسئولیتهای اجرایی نداشت. خودش میگوید در دوران مدرسه بیشتر به عنوان دانشآموزی درسخوان شناخته میشد و شخصیتی نسبتاً درونگرا داشت؛ فردی که بخش عمده تمرکز خود را بر درس و مطالعات شخصی گذاشته بود.
ورود به دانشگاه اما شرایط متفاوتی را پیش روی او قرار داد. نخستین تجربههای جدی این دانشجوی پزشکی با پذیرش مسئولیت نمایندگی ورودی شکل گرفت؛ تجربهای که او را با مسائل و نیازهای جمعی دانشجویان آشنا کرد.
ساماندهی جزوهنویسی، راهاندازی تیم نویسهنویسی، ایجاد ساختار مشخص برای تبادل جزوات، پیگیری مسائل آموزشی دانشجویان و طراحی بانک سؤال، بخشی از اقداماتی بود که در این دوره دنبال شد.
این تجربهها به تدریج مسیر او را به سمت فعالیتهای گستردهتر دانشجویی هدایت کرد. در ادامه، عطار در کنار جمعی از دوستان خود، امور درسی، صنفی و رفاهی دانشجویان را پیگیری کرد و فعالیتهایش به حوزههای فرهنگی، رسانهای، سیاسی و جهادی نیز گسترش یافت.
مسئولیت در حوزههای رسانه، پشتیبانی، فرهنگی و سیاسی، مدیریت برنامهها، راهاندازی پویشهای خیریه و حضور در اردوهای جهادی، بخشی از تجربههای او در سالهای حضور در دانشگاه است.
با این حال، عطار این فعالیتها را صرفاً حاصل تواناییهای شخصی خود نمیداند و آنها را توفیقی میداند که به لطف خداوند نصیبش شده است.
دانشگاه؛ فراتر از مرزهای کلاس درس
نگاه عطار به دانشگاه، نگاهی فراتر از آموزش تخصصی است. او معتقد است تحصیل و درس باید اولویت نخست دانشجو باشد، اما این اولویت نباید موجب حذف سایر ابعاد فردی و اجتماعی او شود.
به اعتقاد وی، دانشگاه باید محیطی برای رشد مهارتهای اجتماعی، تفکر انتقادی، خلاقیت و مسئولیتپذیری نیز باشد؛ چراکه دانشجو پس از پایان تحصیل قرار است در جامعه نقشآفرینی کند.
از نگاه این دانشجوی پزشکی، دانشجو باید در کنار کسب تخصص، مسائل پیرامون خود را نیز بشناسد و توانایی تحلیل آنها را به دست آورد. بهویژه در حوزه مسائل اجتماعی و سیاسی، تقویت قدرت تحلیل میتواند دانشجو را به فردی آگاهتر و اثرگذارتر در جامعه تبدیل کند.
عطار بر این باور است که دانشگاه نباید دانشجو را به فردی تکبعدی تبدیل کند؛ فردی که تمام هویت او در نمره، امتحان و مدرک دانشگاهی خلاصه شود.
فعالیت فرهنگی؛ زمانی ارزشمند است که اثر بگذارد
عطار در ارزیابی فعالیتهای فرهنگی دانشگاه نیز بر مفهوم «اثرگذاری» تأکید دارد. از نگاه او، فعالیت فرهنگی نباید تنها به برگزاری برنامههای تفریحی و ایجاد نشاط محدود شود.
وی معتقد است اگرچه نشاط و تفریح بخشی از نیازهای دانشجویان است، اما فعالیت فرهنگی زمانی ارزشمندتر خواهد بود که بتواند تغییری مثبت در نگرش، رفتار یا شخصیت فرد ایجاد کند.
به باور او، برنامههای فرهنگی باید در کنار ایجاد نشاط، فرصت یادگیری، تفکر و رشد شخصیت دانشجویان را نیز فراهم کنند؛ رویکردی که میتواند به تقویت مسئولیتپذیری و شکلگیری هویت اجتماعی دانشجویان کمک کند.
دانشگاه باید علم را به جامعه برساند
این دانشجوی پزشکی، فضای علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد را مثبت ارزیابی میکند و بر ظرفیتهای علمی مناسب دانشجویان و اعضای هیأت علمی این دانشگاه تأکید دارد.
با این حال، به باور او یکی از فرصتهای مهم پیش روی دانشگاه، تقویت ارتباط میان علم و جامعه است.
عطار معتقد است اگر دانشجویی پژوهشی انجام میدهد، به یک دستاورد علمی میرسد یا برای یک مسئله راهحل ارائه میکند، این دستاورد نباید صرفاً در محیط دانشگاه باقی بماند.
به گفته او، اجرای پروژههای کاربردی، ارتباط با سازمانهای مردمنهاد، انتشار عمومی نتایج تحقیقات و همکاری با مراکز صنعتی و شرکتهای دانشبنیان میتواند زمینه استفاده اجتماعی از دانش تولیدشده در دانشگاه را فراهم کند.
وی بر این باور است که دانشگاه میتواند به موتور محرک جامعه تبدیل شود؛ به شرط آنکه ارتباطی مستمر و دوطرفه میان دانشگاه و جامعه شکل بگیرد.
آموزش؛ حلقه اتصال درمان و پژوهش
وقتی صحبت از سه حوزه آموزش، درمان و پژوهش در دانشگاه علوم پزشکی میشود، عطار آموزش را زیربنای دو حوزه دیگر میداند.
به اعتقاد او، پزشک و پژوهشگر توانمند، محصول آموزش صحیح است و اگر آموزش به شکل جامع و دقیق انجام شود، آثار آن در کیفیت درمان و پژوهش نیز نمایان خواهد شد.
با این حال، از نگاه او آموزش نباید تنها به انتقال دانش تخصصی محدود شود. دانشجوی علوم پزشکی باید در کنار مهارتهای حرفهای، شناخت اجتماعی و جهانبینی مناسبی نیز پیدا کند تا بتواند مسائل را عمیقتر تحلیل کرده و در آینده تصمیمهای مؤثرتری بگیرد.
استاد خوب؛ متخصصی که نسل جدید را میشناسد
عطار برای یک استاد موفق، در کنار دانش تخصصی، برخورداری از سواد عمومی و توانایی برقراری ارتباط مؤثر با دانشجو را ضروری میداند.
او معتقد است تفاوت نسلی میان استاد و دانشجو باید مورد توجه قرار گیرد. استادی که متعلق به نسلهای دهه ۵۰ یا ۶۰ است، هنگام تدریس به دانشجوی دهه ۸۰ با نسلی مواجه است که از نظر ذهنیت، سبک زندگی و شیوه یادگیری تفاوتهایی با نسلهای پیشین دارد.
به باور وی، شناخت این تفاوتها و استفاده از روشهای آموزشی متناسب با نسل جدید میتواند فضای کلاس را پویاتر کرده و زمینه یادگیری، مشارکت و پرسشگری بیشتر دانشجویان را فراهم کند.
دانشجوی پزشکی؛ هم درس بخواند و هم اثرگذار باشد
یکی از موضوعاتی که عطار بر آن تأکید دارد، ضرورت پرهیز از نگاه تکبعدی به دانشجویان علوم پزشکی است.
او میگوید حساسیت رشتههای پزشکی و ارتباط مستقیم پزشک با سلامت و جان انسانها، اهمیت آموزش دقیق و جدی را دوچندان میکند؛ اما این مسئله نباید به معنای حذف فعالیتهای فرهنگی، اجتماعی، جهادی و دیگر فعالیتهای دانشجویی باشد.
به اعتقاد او، دانشجوی پزشکی میتواند همزمان دانشجوی موفقی باشد و در فعالیتهای اجتماعی نیز نقشآفرینی کند؛ به شرط آنکه میان تحصیل و فعالیتهای جانبی تعادل ایجاد شود.
عطار معتقد است دانشگاهها نیز باید برای تحقق این هدف، برنامهریزی منعطفتری داشته باشند و زمینه فعالیت چندبعدی دانشجویان را فراهم کنند.
از نگاه وی، دانشجویی که در کنار تحصیل، تجربه مسئولیت و فعالیت اجتماعی نیز به دست میآورد، در آینده میتواند پزشکی مسئولیتپذیرتر، آگاهتر و نزدیکتر به نیازهای جامعه باشد.
خانواده؛ پشتوانه آرامش و ادامه مسیر
عطار در پایان، نقش خانواده را در مسیر تحصیلی و فعالیتهای دانشجویی خود بسیار مهم میداند و میگوید همراهی خانواده پیش از هر چیز آرامش ایجاد میکند و همین آرامش، پشتوانهای برای ادامه مسیر است.
شبهای طولانی مطالعه برای آزمونها، حضور در فعالیتهای فرهنگی و دانشجویی و گاهی مشارکت در برنامههای درمانی و امدادی، بخشی از سالهای دانشجویی او بوده است؛ فعالیتهایی که به گفته وی، بدون همراهی خانواده دشوارتر میشد.
او از ایثار و ازخودگذشتگی خانواده به عنوان یکی از عوامل مؤثر در پیشرفت خود یاد میکند و معتقد است این همراهی، هم در حفظ انگیزه و آرامش او نقش داشته و هم بسیاری از موانع مسیر را آسانتر کرده است.
روایت سید عرفان عطار، روایت دانشجویی است که تلاش کرده میان «دانش» و «مسئولیت»، «تخصص» و «خدمت» و «کلاس درس» و «جامعه» پیوند برقرار کند؛ نگاهی که دانشگاه را نه فقط مقصدی برای دریافت مدرک، بلکه فرصتی برای ساختن انسانی توانمند، مسئولیتپذیر و اثرگذار میبیند.
درج نظر