• 1405/05/12
  • - تعداد بازدید: 1
  • زمان مطالعه : 10 دقیقه

از سنگر خدمت تا کرسی تدریس؛ روایت عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد از رسالت مددکاری و پیوند دانشگاه با بطن جامعه

245

 

مددکاری اجتماعی از جمله رشته‌هایی است که بیش از هر چیز، با زندگی واقعی انسان‌ها، مسائل اجتماعی، مداخلات حرفه‌ای و مسئولیت‌پذیری جامعه گره خورده است؛ حوزه‌ای پویا که در آن تجربه میدانی، آموزش دانشگاهی و پژوهش علمی در هم تنیده شده و هویت می‌یابند. دکتر فریبا ماهوتی، عضو گروه مددکاری اجتماعی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، از جمله متخصصانی است که مسیر حرفه‌ای خود را از خط مقدم مداخله در سازمان بهزیستی آغاز کرده و امروز در جایگاه مدرس و پژوهشگر، بر پیوند عمیق میان دانش نظری و عمل تأکید دارد. وی در گفت‌وگویی تفصیلی با خبرنگار وب‌دا، به تشریح سوابق، چالش‌ها، دیدگاه‌های آموزشی و عوامل موفقیت در این رشته پرداخته است.

دکتر ماهوتی در آغاز این گفت‌وگو با اشاره به مسیر تحصیلی خود اظهار کرد: متولد تبریز و بزرگ‌شده کرج هستم و هر سه مقطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری را در رشته مددکاری اجتماعی در دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی گذرانده‌ام. وی افزود: سال ۱۳۷۹ وارد دانشگاه شدم و در سال ۱۳۸۲ دوره کارشناسی را به پایان رساندم. پس از آن، کارشناسی ارشد را نیز بلافاصله ادامه دادم و پس از یک وقفه چندساله، در مقطع دکتری پذیرفته شدم و در سال ۱۳۹۹ از این دوره فارغ‌التحصیل شدم.

این عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد با بیان اینکه انگیزه اصلی او از همان سال‌های جوانی، شناخت آسیب‌های اجتماعی و یافتن راهی برای مواجهه علمی با آنها بوده است، تصریح کرد: در ابتدا هدفم این بود که درباره آسیب‌های اجتماعی بیشتر بدانم و ببینم برای حل آنها چه می‌توان کرد، اما هرچه بیشتر در مسیر تحصیل پیش رفتم، این دغدغه عمیق‌تر، علمی‌تر و آکادمیک‌تر شد. امروز هم باور دارم که باید دانش نظری مددکاری اجتماعی را با نیازهای واقعی جامعه پیوند بزنیم تا این رشته بتواند اثرگذاری واقعی خود را نشان دهد.

دکتر ماهوتی در ادامه به سوابق حرفه‌ای خود اشاره کرد و گفت: از سال ۱۳۸۳، پس از فارغ‌التحصیلی در مقطع کارشناسی، در سازمان بهزیستی استخدام شدم و فعالیت خود را به عنوان مددکار اجتماعی آغاز کردم. وی با بیان اینکه بخش مهمی از تجربه حرفه‌ای او در میدان عمل و در ارتباط مستقیم با جامعه هدف شکل گرفته است، افزود: در دوره‌ای به صورت تخصصی به عنوان مددکار اجتماعی ناشنوایان فعالیت داشتم و همچنین با افراد دارای معلولیت در حوزه حرفه‌آموزی کار می‌کردم. با افزایش سابقه و تجربه، وارد ساختار ستادی و سپس استانی سازمان بهزیستی شدم و مسئولیت‌هایی همچون کارشناس مسئول امور معلولین، کارشناس مسئول دفتر مراکز شبانه‌روزی و مراقبت بعدی استان و همچنین جانشین معاونت توانبخشی را برعهده داشتم.

وی با تأکید بر هویت حرفه‌ای مددکاران اجتماعی خاطرنشان کرد: ما مددکارها همیشه بر این باوریم که هر سمتی هم داشته باشیم، در اصل مددکار اجتماعی هستیم و این مهم‌ترین و اصلی‌ترین کاری است که باید انجام بدهیم. دکتر ماهوتی همچنین از افتخارات حرفه‌ای خود یاد کرد و گفت: یک دوره در سازمان بهزیستی به عنوان پژوهشگر برتر شناخته شدم و در چند نوبت نیز به عنوان مددکار اجتماعی نمونه از سوی سازمان بهزیستی و مدیرکل استان معرفی شدم. اینها برای من صرفاً عنوان نبودند، بلکه نشانه‌ای از اعتماد به مسیر خدمت و تلاش حرفه‌ای بودند.

عضو گروه مددکاری اجتماعی دانشگاه علوم پزشکی مشهد در بخش دیگری از این گفت‌وگو، درباره پیوستن خود به این دانشگاه توضیح داد و اظهار کرد: در سال ۱۴۰۳ برای گذراندن تعهدات قانونی خود به دانشگاه علوم پزشکی مشهد آمدم و از مهر ۱۴۰۳ در گروه مددکاری اجتماعی این دانشگاه مشغول به خدمت شدم. وی افزود: امروز در این مجموعه تلاش می‌کنم هم در حوزه کارورزی، هم به عنوان مدرس و هم به عنوان پژوهشگر، سهمی در ارتقای علمی و عملی رشته مددکاری اجتماعی داشته باشم.

دکتر ماهوتی درباره مهم‌ترین اقداماتی که می‌تواند فضای دانشگاهی را پویاتر و اثربخش‌تر کند، گفت: بر اساس تجربه‌ای که در این مدت به دست آورده‌ام، فضای دانشگاهی ما به سه اقدام اساسی نیاز دارد. نخست، ارتقای مهارت‌های عملی دانشجویان از طریق افزایش کارگاه‌های حل مسئله، کارورزی و حضور در محیط‌های واقعی اجتماعی است. به باور من، رشته مددکاری اجتماعی به شدت مبتنی بر عمل است و تجربه در فیلد، به اندازه حضور در کلاس درس اهمیت دارد. بنابراین باید شرایطی فراهم شود که دانشجو بتواند آنچه را در دانشگاه می‌آموزد، در میدان واقعی زندگی و جامعه تجربه کند.

وی در توضیح این نکته افزود: لازم است تفاهم‌نامه‌های مؤثرتری با سازمان‌هایی مانند بهزیستی، سازمان زندان‌ها، مدارس و حتی حوزه صنعت منعقد شود تا دانشجویان بیش از پیش در این فضاها حضور داشته باشند و مهارت‌های علمی و عملی خود را به هم پیوند بزنند. به گفته او، زمانی مددکار اجتماعی می‌تواند در میدان حرفه‌ای بدرخشد که پیش از ورود به کار، با موقعیت‌های واقعی و مسائل ملموس جامعه آشنا شده باشد.

این عضو هیأت علمی دانشگاه، دومین ضرورت دانشگاه را تقویت بسترهای گفت‌وگو و همفکری میان رشته‌ای دانست و اظهار کرد: مددکاری اجتماعی یک حرفه بین‌رشته‌ای است و ارتباط با رشته‌های دیگر در آن بسیار کمک‌کننده است. ما باید شرایطی ایجاد کنیم که استادان رشته‌های مختلف در دانشگاه، نه فقط در یک دانشکده، بلکه در کل دانشگاه، فرصت شناخت متقابل، گفت‌وگو و هم‌افزایی داشته باشند. این تعامل، هم برای آموزش مفید است و هم برای پژوهش، چون بسیاری از مسائل را می‌توان با نگاه‌های تخصصی و مکمل دقیق‌تر تحلیل کرد.

دکتر ماهوتی سومین محور اصلاح فضای دانشگاهی را کاهش بار آموزشی غیرضروری برای اعضای هیأت علمی، به‌ویژه نیروهای تازه‌وارد عنوان کرد و گفت: اگر استاد تازه‌وارد ۱۶ ساعت تدریس در هفته داشته باشد، بخش زیادی از انرژی او صرف آماده‌سازی درس، تدریس، برگزاری آزمون و رسیدگی به امور آموزشی می‌شود و زمان کمتری برای پژوهش، به‌روزرسانی دانش و ارتقای کیفیت تدریس باقی می‌ماند. وی تصریح کرد: سرفصل‌های آموزشی نیز باید متناسب با نیاز روز جامعه بازنگری شوند، چون وقتی حجم واحدهای آموزشی زیاد باشد، ممکن است از کیفیت آنها کاسته شود.

وی در پاسخ به پرسشی درباره نسبت آموزش، درمان و پژوهش در دانشگاه، این سه حوزه را اضلاع یک مثلث دانست و اظهار کرد: به نظر من نمی‌توان این سه حوزه را از هم جدا یا اولویت‌بندی کرد. آموزش، درمان و پژوهش به هم پیوسته‌اند و حذف هر کدام، ساختار دانشگاه را دچار اختلال می‌کند. این سه حوزه، بنیاد هویتی دانشگاه را شکل می‌دهند و باید هم‌زمان و هماهنگ پیش بروند. در رشته ما نیز آموزش اثربخش زمانی معنا پیدا می‌کند که دانشجو در بستر مداخلات مستقیم قرار بگیرد و با مراجعان در ارتباط باشد، و پژوهش هم باید از دل چالش‌های واقعی مداخلاتی و آموزشی شکل بگیرد.

دکتر ماهوتی با تأکید بر اینکه در مقاطع مختلف ممکن است یکی از این حوزه‌ها پررنگ‌تر به نظر برسد، گفت: گاهی جامعه نیاز بیشتری به مداخله دارد، گاهی پژوهش اهمیت بیشتری پیدا می‌کند و گاهی آموزش در اولویت قرار می‌گیرد، اما در نگاه کلان، هر سه در کنار هم معنا پیدا می‌کنند و باید به صورت هم‌زمان رشد کنند تا هم دانشجویان پرورش یابند و هم استادان بتوانند مسیر حرفه‌ای خود را ارتقا دهند.

وی در ادامه به شاخصه‌های یک استاد موفق در حوزه‌های آموزشی، پژوهشی و درمانی اشاره کرد و گفت: در رشته مددکاری اجتماعی، مهم‌ترین ویژگی یک استاد موفق، مسئولیت‌پذیری اجتماعی است. استاد نباید فقط به تدریس و انتقال مطالب علمی اکتفا کند، بلکه باید نسبت به چالش‌ها و آسیب‌های اجتماعی حساس باشد، جامعه را بشناسد و در برابر مسائل روز، به‌روز و آگاه بماند. او باید با مطالعه مستمر، شرکت در کارگاه‌ها و دوره‌های علمی و آشنایی با تازه‌ترین پژوهش‌ها، خود را همواره در مسیر رشد نگه دارد.

به گفته این استاد دانشگاه، توانایی برقراری ارتباط مؤثر و همدلانه با دانشجویان، مراجعان و همکاران نیز از ارکان اصلی موفقیت در این حرفه است. وی تصریح کرد: رابطه حرفه‌ای و همدلانه، پایه این رشته است و استاد باید خودش بتواند همان چیزی را که تدریس می‌کند، در عمل اجرا کند تا دانشجو با دیدن رفتار او، معنا و کیفیت ارتباط انسانی را درک کند. دکتر ماهوتی همچنین پژوهش‌محوری، انعطاف‌پذیری و انتقادپذیری را از دیگر ویژگی‌های مهم استاد موفق دانست و افزود: علوم اجتماعی پویا هستند و رشد آنها در گرو پذیرش تغییر و استفاده از نقدهای سازنده است.

این عضو هیأت علمی دانشگاه در بخش دیگری از گفت‌وگو با اشاره به چالش‌های مسیر تحصیل و اشتغال خود گفت: یکی از مهم‌ترین چالش‌های من در ابتدای کار، فاصله میان تئوری و عمل بود. آنچه در کتاب‌ها می‌خواندیم، در محیط کار به شکلی متفاوت ظاهر می‌شد و همین تفاوت، کار را دشوار می‌کرد. وی افزود: دوران کارورزی کمک زیادی کرد تا بتوانم بخشی از این فاصله را مدیریت کنم، اما روشن بود که بسیاری از نظریه‌های علوم اجتماعی، به دلیل بومی نبودن، در شرایط کشور ما به سادگی قابل اجرا نیستند.

دکتر ماهوتی با تأکید بر ضرورت بومی‌سازی دانش در این رشته اظهار کرد: اگر استادان در حوزه نظریه‌پردازی، تألیف و تولید محتوای بومی فعال‌تر باشند، بسیاری از این چالش‌ها برای دانشجویان کمتر خواهد شد. وی افزود: ما در گروه مددکاری اجتماعی تلاش کرده‌ایم محیط‌های کارورزی را متنوع کنیم تا دانشجویان در شش ترم کارآموزی، با سازمان‌ها و نهادهای مختلف آشنا شوند و هنگام ورود به بازار کار، آمادگی بیشتری داشته باشند.

او در ادامه به یکی دیگر از چالش‌های جدی مسیر حرفه‌ای خود اشاره کرد و گفت: در محیط‌های کاری و اداری، معمولاً توجه کافی به پژوهش وجود ندارد و گاهی اگر هم بودجه‌ای در نظر گرفته می‌شود، صرفاً برای انجام ظاهری کارهاست. من تلاش کردم با صبوری، ارتباط با واحد پژوهشی و تعامل مؤثر با بخش‌های مرتبط، پژوهش را به نیازهای واقعی سازمان پیوند بزنم تا این حوزه نیز جایگاه واقعی خود را پیدا کند.

دکتر ماهوتی در پایان، نقش خانواده را در پیشرفت تحصیلی و حرفه‌ای خود تعیین‌کننده دانست و با قدردانی از همراهی‌های آنان گفت: وقتی وارد دانشگاه شدم، فرزندم چهار ساله بود و با دانشجویانی هم‌کلاس شدم که عمدتاً ۱۷ و ۱۸ ساله بودند، بنابراین شرایط من کاملاً متفاوت بود. با این حال، پدرم از کودکی مشوق اصلی من برای ادامه تحصیل بود و همسرم نیز با همراهی عاطفی و معنوی کم‌نظیر، بزرگ‌ترین پشتوانه من در این مسیر بود.

وی با اشاره به فداکاری همسرش در همراهی با او از کرج به مشهد افزود: مهاجرت هزار کیلومتری از کرج به مشهد و دوری از خانواده برای ادامه مسیر علمی، از بزرگ‌ترین حمایت‌هایی بود که از سوی همسرم دریافت کردم. فرزندم نیز با درکی عمیق از اولویت‌های کاری و پژوهشی من، همواره همراه من بوده است. من معتقدم هیچ موفقیتی بدون پشتوانه یک خانواده حمایتگر شکل نمی‌گیرد و این را در تمام سال‌های زندگی‌ام به‌خوبی لمس کرده‌ام.

گفت‌وگوی فریبا ماهوتی، روایت زنی است که از میدان عمل به دانشگاه رسیده، اما روحیه خدمت، دلسوزی و مسئولیت اجتماعی را با خود به فضای آموزش و پژوهش آورده است. او مددکاری اجتماعی را نه صرفاً یک رشته دانشگاهی، بلکه رسالتی انسانی می‌داند؛ رسالتی که در آن علم باید به خدمت مردم درآید و دانشگاه باید از دل جامعه، برای جامعه و در کنار جامعه معنا پیدا کند.

 

 

  • گروه خبری : آموزش,پزشکی
  • کد خبری : 189965
کلیدواژه
مسئول  پایگاه خبری وبدا
مؤلف

مسئول پایگاه خبری وبدا

نظرات

0 تعداد نظرات

درج نظر