پای تخت بیمار؛ جایی برای تمرین مسئولیتپذیری
استاد برتر آموزشی دانشگاه علوم پزشکی مشهد: پاسخ را نگوییم؛ بگذاریم دانشجو فکر کند
وبدا: گاهی بهترین شیوه آموزش پزشکی این نیست که استاد پاسخ را آماده در اختیار دانشجو بگذارد؛ بلکه باید او را کنار یک بیمار واقعی قرار داد و پرسید: «اگر این بیمار با شما بود، چه تصمیمی میگرفتید؟»
از همین نقطه است که آموزش واقعی آغاز میشود؛ جایی که دانشجو ناچار است آموختههای خود را مرور کند، شواهد و یافتههای بالینی را کنار هم بگذارد، تصمیم بگیرد و مسئولیت انتخاب خود را بپذیرد.
برای دکتر بهرام زرمهری، عضو هیأت علمی و استاد برتر آموزشی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، آموزش پزشکی زمانی به معنای واقعی اتفاق میافتد که دانشجو صرفاً شنونده نباشد، بلکه در فرآیند تشخیص و تصمیمگیری مشارکت کند؛ البته متناسب با سطح علمی و آموزشی خود.
این استاد گروه طب اورژانس که از سال ۱۳۹۳ به جمع اعضای هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد پیوسته است، سالها حضور در محیط اورژانس و مواجهه روزانه با بیماران را بخشی از تجربهای میداند که نگاه او به آموزش پزشکی را شکل داده است؛ نگاهی که در آن، بیمار واقعی مهمترین کتاب درسی و تفکر، مهمترین ابزار یادگیری دانشجوست.
استاد خوب، فقط انتقالدهنده اطلاعات نیست
دکتر زرمهری معتقد است مهمترین شاخص یک استاد برتر آموزشی، صرفاً توانایی انتقال حجم زیادی از اطلاعات نیست، بلکه استاد باید نیاز واقعی دانشجو را بشناسد و بداند یک پزشک عمومی در آینده به چه دانش و مهارتهایی نیاز خواهد داشت.
وی با اشاره به حجم گسترده اطلاعاتی که دانشجویان پزشکی با آن مواجه هستند، اظهار میکند: ما خودمان زمانی دانشجو بودهایم و میدانیم که دانشجوی پزشکی با حجم بسیار زیادی از مطالب علمی مواجه است؛ بنابراین وظیفه استاد این نیست که فقط اطلاعات بیشتری به این حجم اضافه کند، بلکه باید کمک کند دانشجو مطالب ضروری و کاربردی را از میان انبوه اطلاعات تشخیص دهد.
از نگاه این استاد دانشگاه، آموزش مؤثر زمانی شکل میگیرد که دانشجو بداند دانشی که میآموزد، در چه موقعیتی و چگونه باید در خدمت بیمار قرار گیرد.
دانشجو باید بیمار را «بیمار خودش» بداند
در نگاه دکتر زرمهری، یکی از مهمترین اهداف آموزش پزشکی، ایجاد حس مسئولیتپذیری در دانشجوست؛ به همین دلیل، دانشجو باید از جایگاه یک مشاهدهگر صرف خارج شود و متناسب با سطح آموزشی خود، در فرآیند مراقبت از بیمار مشارکت داشته باشد.
وی توضیح میدهد: ممکن است بیماری را به دانشجو معرفی کنیم و از او بخواهیم پس از گرفتن شرح حال، بررسی معاینه، نتایج آزمایشها و تصاویر، درباره ادامه روند درمان نظر بدهد؛ آیا بیمار نیاز به بستری دارد؟ امکان ترخیص او وجود دارد؟ چه اقدام تشخیصی یا درمانی باید در مرحله بعد انجام شود؟
در این روش، پاسخ از ابتدا در اختیار دانشجو قرار نمیگیرد. او ابتدا باید فکر کند، شواهد را کنار هم قرار دهد و تصمیم خود را مطرح کند و سپس استاد مسیر درست را برای او توضیح دهد.
به باور دکتر زرمهری، همین فرآیند باعث میشود مطلب علمی از یک اطلاعات حفظشده به یک تجربه تبدیل شود؛ تجربهای که احتمال ماندگاری آن در ذهن دانشجو بسیار بیشتر است.
او تأکید دارد: اگر دانشجو ابتدا درباره بیمار فکر کند و بعد توضیحات استاد را بشنود، آنچه یاد میگیرد بسیار عمیقتر و ماندگارتر خواهد بود تا زمانی که استاد از ابتدا پاسخ را در اختیار او قرار دهد.
اورژانس شلوغ؛ کلاس درسی که کتاب ندارد
شاید در نگاه نخست، شلوغی اورژانس یک مانع برای آموزش باشد، اما دکتر زرمهری معتقد است همین محیط شلوغ میتواند به یکی از واقعیترین کلاسهای آموزش پزشکی تبدیل شود.
اورژانس جایی است که پزشک با تعداد زیادی بیمار، شکایتهای متفاوت و شرایطی مواجه میشود که در آنها تصمیمگیری باید در زمان مناسب انجام شود. پزشک آینده نیز باید برای کار در همین محیط آماده شود.
این استاد دانشگاه میگوید دانشجوی پزشکی باید یاد بگیرد در میان انبوه اطلاعات، نکات مهم را تشخیص دهد، اطلاعات غیرضروری را کنار بگذارد، اولویتهای بیمار را مشخص کند و در نهایت به یک تصمیم بالینی برسد.
از نظر او، آموزش در یک محیط کاملاً کنترلشده و با تعداد محدودی بیمار منتخب، اگرچه ضروری و ارزشمند است، اما به تنهایی نمیتواند تمام واقعیت حرفه پزشکی را به دانشجو منتقل کند.
بنابراین اگر شلوغی و فشار کاری اورژانس به شکل صحیح مدیریت شود، میتوان همین شرایط را به فرصتی برای آموزش مهارتهای تصمیمگیری، اولویتبندی و مدیریت شرایط پیچیده تبدیل کرد.
وقتی درمان بر آموزش غلبه میکند
با وجود اهمیت آموزش بالینی، این مسیر با چالشهایی نیز همراه است. دکتر زرمهری یکی از مهمترین مشکلات آموزش پزشکی را حجم بالای فعالیتهای درمانی اعضای هیأت علمی در بیمارستانهای آموزشی میداند.
بخش قابل توجهی از بیماران شهر مشهد و مناطق اطراف برای دریافت خدمات تخصصی به بیمارستانهای دانشگاهی مراجعه میکنند و همین مسئله بار درمانی قابل توجهی را بر دوش اعضای هیأت علمی و گروههای آموزشی قرار میدهد.
با این حال، از نگاه این استاد جوان، افزایش حجم فعالیتهای درمانی نباید موجب شود آموزش دانشجویان به حاشیه برود.
وی معتقد است استاد باید در کنار فعالیتهای درمانی، زمانی مشخص را برای آموزش اختصاص دهد؛ زمانی برای گفتوگو با دانشجو، بررسی بیمار، پرسیدن سؤال و ایجاد فرصت برای فکر کردن و تصمیمگیری.
دکتر زرمهری دو موضوع را در این زمینه بسیار مهم میداند؛ نخست اینکه دانشجو باید با بیمار و مسائل واقعی درمان درگیر شود تا مسئولیتپذیری را تمرین کند و دوم اینکه اعضای هیأت علمی باید بخشی از زمان خود را به آموزش مستقیم دانشجویان اختصاص دهند.
آموزش پزشکی فقط انتقال دانش نیست
از نگاه دکتر زرمهری، آموزش پزشکی تنها انتقال مجموعهای از اطلاعات علمی نیست؛ رابطه انسانی میان استاد و دانشجو نیز بخش مهمی از فرآیند یادگیری است.
او معتقد است دانشجویان امروز با نسلهای گذشته تفاوت دارند؛ دغدغهها، شیوه ارتباط، دسترسی به اطلاعات و حتی انتظارات آنها از محیط دانشگاه تغییر کرده است. بنابراین استاد نیز باید این تغییرات را بشناسد و شیوه ارتباط خود را متناسب با شرایط دانشجوی امروز تنظیم کند.
به اعتقاد این استاد دانشگاه، اگر ارتباط مناسب و انسانی میان استاد و دانشجو شکل نگیرد، حتی انتقال صحیح مطالب علمی نیز ممکن است تأثیرگذاری لازم را نداشته باشد.
استاد باید بتواند علاوه بر نقش آموزشی، شنونده خوبی برای دانشجو باشد و فضای مناسبی ایجاد کند تا دانشجو بتواند پرسشهای خود را مطرح کند، درباره تصمیمهای بالینی فکر کند و حتی در محیط آموزشی از اشتباهات خود درس بگیرد.
اشتباه در آموزش، فرصتی برای یادگیری است
یکی از نکات مهم در روش آموزشی مورد تأکید دکتر زرمهری، فراهم کردن فرصت برای فکر کردن و آزمون تصمیمهای دانشجوست.
به باور او، دانشجو نباید از ترس اشتباه کردن، از اظهارنظر و تصمیمگیری فرار کند. اگر دانشجو در محیط آموزشی، زیر نظر استاد، فرصت داشته باشد درباره یک بیمار فکر کند و تصمیم خود را توضیح دهد، حتی اگر پاسخ او کامل نباشد، استاد میتواند نقاط قوت و ضعف استدلال او را مشخص کند.
این فرآیند کمک میکند دانشجو به جای حفظ کردن پاسخها، روش رسیدن به پاسخ را بیاموزد؛ مهارتی که در دوران طبابت و مواجهه با بیمارانی که پاسخ آنها همیشه در کتابها آماده نیست، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
پزشک آینده باید توان تصمیمگیری داشته باشد
دکتر زرمهری هدف نهایی آموزش پزشکی را تربیت پزشکی میداند که بتواند دانش خود را در موقعیت واقعی به کار گیرد.
از نگاه او، دانشجوی پزشکی نباید صرفاً مجموعهای از بیماریها، علائم و داروها را حفظ کند؛ بلکه باید بتواند در مواجهه با یک بیمار واقعی، شرح حال بگیرد، معاینه کند، یافتهها را تحلیل کند، تشخیصهای احتمالی را در نظر بگیرد و بر اساس شواهد، بهترین تصمیم را اتخاذ کند.
این مهارت تنها از طریق مطالعه کتاب به دست نمیآید و بخش مهمی از آن در کنار تخت بیمار و در تعامل مستقیم با استاد و تیم درمان شکل میگیرد.
آموزش باید از نیاز واقعی دانشجو شروع شود
دکتر زرمهری در نهایت بر یک اصل اساسی تأکید میکند: آموزش باید بر اساس نیاز واقعی دانشجو طراحی شود.
استادان باید همواره از خود بپرسند دانشجوی امروز چه چیزهایی را نیاز دارد، چه مهارتهایی برای آینده حرفهای او ضروریتر است و چه خلأهایی در آموزش پزشکی وجود دارد.
به باور این استاد دانشگاه، هدف آموزش پزشکی این نیست که دانشجو فقط حجم بیشتری از اطلاعات را به خاطر بسپارد؛ بلکه باید بتواند آنچه را آموخته است، در مواجهه با بیمار واقعی به کار گیرد، فکر کند، سؤال بپرسد، تصمیم بگیرد و مسئولیت حرفهای خود را تمرین کند.
شاید به همین دلیل است که در نگاه دکتر زرمهری، بهترین کلاس درس الزاماً جایی میان چهار دیوار کلاس و پشت میز استاد نیست؛ گاهی یک تخت بیمار در اورژانس شلوغ، یک آزمایش تازهآمده، یک تصمیم دشوار و سؤالی ساده از دانشجو که «اگر این بیمار با تو بود، چه کار میکردی؟» میتواند آغاز یکی از ماندگارترین درسهای پزشکی باشد.
در چنین آموزشی، استاد پاسخ را از دانشجو نمیگیرد؛ بلکه فرصت فکر کردن را به او میدهد تا پزشک آینده، پیش از آنکه مسئولیت یک بیمار را در دنیای واقعی بر عهده بگیرد، مسئولیت تصمیم خود را در کنار تخت بیمار تمرین کرده باشد.
درج نظر