آموزش


400.jpg - 19.29 kBمعاون آموزشی دانشکده طب ایرانی و مکمل دانشگاه علوم پزشکی مشهد از آمادگی این دانشکده برای شروع سال تحصیلی جدید خبر داد و گفت: جذب دانشجویان جدیدالورود در دو رشته طب سوزنی و طب سنتی انجام خواهد شد.

دکتر ملیحه متوسلیان در گفت‌وگو با وب‌دا اظهار کرد: در حال حاضر ۴۳ دانشجوی دکتری تخصصی در این دانشکده زیر نظر ۱۲ عضو هیأت علمی تحصیل می‌کنند و برای سال تحصیلی پیش‌رو، حدود ۱۲ دانشجوی جدید در مقطع دکتری تخصصی جذب خواهند شد.

وی با اشاره به اینکه دانشکده طب ایرانی و مکمل دارای دو گروه آموزشی طب سنتی ایرانی و طب سوزنی است، افزود: این دانشکده با پذیرش دانشجو در مقطع دکتری تخصصی، وظیفه خطیر تربیت نیروی انسانی متخصص در حوزه‌های مختلف طب ایرانی و طب سوزنی را بر عهده دارد.

معاون آموزشی دانشکده طب ایرانی و مکمل دانشگاه علوم پزشکی مشهد تأکید کرد: تربیت دانشجویانی با صلاحیت بالینی کافی همراه با رعایت اخلاق حرفه‌ای، گسترش دانش و پرورش متخصصان و پژوهشگرانی که با فراگیری مبانی نوین آموزشی و مهارت‌های پژوهشی قادر باشند با نوآوری و خلاقیت در رفع نیازهای کشور نقش‌آفرین باشند، از اهداف اصلی این دانشکده است.

دکتر متوسلیان با اشاره به جابجایی دانشکده به فضای جدید در مجموعه خوارزمی گفت: تجهیزات لازم برای برگزاری جلسات دفاع دانشجویان فراهم شده و تاکنون سه دانشجو از این دانشکده فارغ‌التحصیل شده‌اند.

وی در ادامه بیان کرد: دانشکده طب ایرانی و مکمل در سال ۱۳۸۸ با صدور موافقت اصولی شورای گسترش دانشگاه‌های علوم پزشکی کشور تأسیس شد. همچنین موافقت قطعی این دانشکده در بهمن ۱۴۰۱ از سوی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی اعلام شد و در همان سال شورای گسترش دانشگاه‌های علوم پزشکی کشور با تشکیل گروه‌های آموزشی طب ایرانی و طب سوزنی در دانشگاه علوم پزشکی مشهد موافقت کرد.


 


389.jpg - 56.03 kB

معاون آموزشی دانشکده داروسازی دانشگاه علوم پزشکی مشهد اعلام کرد: همزمان با آغاز سال تحصیلی جدید، 120 دانشجوی داروسازی عمومی در نوبت مهر و بهمن در این دانشکده پذیرش شده و تحت آموزش اساتید مجرب قرار خواهند گرفت.

دکتر محمدرضا عباس‌پور در گفت‌وگو با وب‌دا با اشاره به ظرفیت‌های آموزشی این دانشکده اظهار کرد: رشته‌های تخصصی این مرکز آموزشی شامل ۹ گرایش بیوتکنولوژی دارویی، داروسازی بالینی، داروسازی سنتی، شیمی دارویی، فارماسیوتیکس، فارماکوگنوزی، سم‌شناسی و داروشناسی، کنترل دارو و نانوفناوری دارویی است. وی افزود: در حال حاضر 65 عضو هیأت علمی، مسیر تحصیل دانشجویان را همراهی و هدایت می‌کنند.

وی با بیان اینکه دانشکده موافقت خود را برای جذب دانشجوی فلوشیپ در حوزه مراقبت‌های ویژه در گروه داروسازی بالینی اعلام داشته، خاطرنشان کرد: این دانشکده مجهز به مجموعه‌ای از آزمایشگاه‌های تخصصی شامل بیوتکنولوژی، کشت سلولی، آنالیز، شیمی دارویی، کنترل میکروبی، فارماکولوژی، سم‌شناسی و سامانه‌های نوین دارورسانی است. همچنین واحدهای تحقیقاتی مهندسی بافت، صنعتی، هرباریوم و کتابخانه‌ای با زیربنای ۳۱۶ متر مربع، ظرفیت ۱۳۰ نفر و بیش از ۱۱ هزار جلد کتاب فارسی و لاتین از دیگر امکانات این مرکز محسوب می‌شود.

معاون آموزشی دانشکده داروسازی دانشگاه علوم پزشکی مشهد با تأکید بر اینکه مأموریت اصلی این دانشکده تربیت داروسازان عمومی و متخصص و انجام تحقیقات دارویی متناسب با نیازهای جامعه است، گفت: دانشکده داروسازی مشهد هم اکنون نیز به همت اساتید فرهیخته و هیات علمی توانمند  در زمره دو دانشکده برتر داروسازی کشور قرار گرفته است.

 


383.jpg - 12.86 kBمعاون آموزشی تحصیلات تکمیلی دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد از جذب دانشجویان در دو رشته دکتری ویروس‌شناسی و تکنولوژی آموزشی در سال تحصیلی جدید خبر داد و گفت: دانشگاه در شرایط فعلی آمادگی کامل برای ارائه خدمات آموزشی به دانشجویان این مقاطع را دارد.

دکتر سید هادی موسوی در گفت‌وگو با وب‌دا اظهار داشت: آموزش تحصیلات تکمیلی علاوه بر تربیت نیروهای متخصص و کارآمد، امکان پژوهش در بالاترین سطح علمی را فراهم می‌سازد که این امر به تولید و ارتقای دانش فنی به‌عنوان سرمایه‌ای ارزشمند منجر می‌شود. وی افزود: چنانچه ارتباطی منسجم میان حوزه‌های دانشگاهی، صنعت و خدمات برقرار شود، این روند می‌تواند به توسعه اجتماعی و اقتصادی کشور کمک شایانی نماید.

وی با اشاره به سرعت پیشرفت علوم پزشکی و شتاب تحولات تکنولوژی تصریح کرد: تحصیلات تکمیلی در علوم پایه پزشکی به‌عنوان بنیان علوم مختلف پزشکی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و توسعه آن در گرایش‌های مختلف، افق‌های علمی گسترده‌ای را پیش‌روی دانشگاه‌ها قرار می‌دهد. این روند می‌تواند علاوه بر تأمین نیروی انسانی متخصص، زمینه ارتقای بیشتر علوم پزشکی را نیز فراهم آورد.

به گفته معاون آموزشی تحصیلات تکمیلی دانشکده پزشکی مشهد، در حال حاضر ۴۸۰ دانشجو در مقطع کارشناسی و ۲۱۸ دانشجو در مقطع دکتری در این دانشکده مشغول تحصیل هستند. همچنین ۷۵ دانشجوی بین‌الملل در مقطع کارشناسی ارشد و ۴۵ دانشجوی بین‌الملل در مقطع دکتری در این مجموعه فعالیت علمی دارند.

دکتر موسوی خاطرنشان کرد: پیشنهاد جذب ۱۴۹ دانشجو در مقطع کارشناسی ارشد و ۶۸ دانشجو در مقطع دکتری به سازمان سنجش آموزش کشور ارائه شده است.

وی در پایان تأکید کرد: در روند پرشتاب توسعه جوامع، یکی از مهم‌ترین و اساسی‌ترین عوامل موفقیت، برخورداری از نیروی انسانی متخصص، متعهد و کارآمد است. دانشگاه‌ها با برگزاری دوره‌های تحصیلات تکمیلی، علاوه بر تربیت چنین نیروی انسانی‌ای، نقش مهمی در تولید دانش فنی ایفا می‌کنند که این امر از ارکان اصلی توسعه علمی و اجتماعی کشور محسوب می‌شود.

 


388.jpg - 78.36 kBگفتگو با عضو هیأت علمی گروه آموزش پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد 

دکتر مسعود حسینی، متولد ۱۳۴۵، عضو هیأت علمی گروه آموزش پزشکی دانشکده پزشکی مشهد، از جمله اساتید باسابقه و متعهد دانشگاه علوم پزشکی مشهد است که طی قریب به ۲۱ سال فعالیت در این مجموعه، خدمات ارزنده‌ای را در حوزه‌های مختلف دانشگاه و به‌ویژه آموزش و تربیت نیروی انسانی ارائه نموده و هم‌اکنون نیز در کسوت رفیع استادی به امر تعلیم و آماده‌سازی دانشجویان برای ورود به عرصه‌های گوناگون علوم پزشکی در آینده‌ای نزدیک مشغول است. پایگاه خبری وب‌دا، در گفتگو با این استاد باسابقه، جزئیات بیشتری از سال‌های فعالیت ایشان در دانشگاه علوم پزشکی مشهد را در قاب رسانه منعکس ساخته که در ادامه می‌خوانید:

وب‌دا: با تشکر از شما استاد گرامی جهت فرصتی که به این مصاحبه اختصاص دادید، بفرمایید تحصیلات ابتدایی تا دبیرستان را در کجا گذراندید و چه سالی وارد دانشگاه شدید؟

بنده دوره‌های تحصیلی قبل از دبیرستان را به‌واسطه شغل پدرم که نظامی بودند در شهر دیگری گذراندم، اما دوران دبیرستان را در مشهد بودم و سال ۱۳۶۳ در دانشگاه علوم پزشکی مشهد پذیرش شدم؛ البته ابتدا در دوره کاردانی و در ادامه دوره کارشناسی. پس از تحصیل به خدمت سربازی رفتم که در آنجا هم به‌عنوان مربی فعالیت می‌کردم و در ادامه دوره کارشناسی ارشد را در دانشگاه تربیت مدرس مشغول تحصیل شدم و با اتمام این مقطع به‌عنوان عضو هیأت علمی در دانشگاه علوم پزشکی قزوین شروع به کار کردم.

در طی دورانی که در دانشگاه قزوین بودم در رشته آموزش پزشکی پذیرفته شدم و ادامه تحصیل دادم. سال ۱۳۸۳ به دانشگاه علوم پزشکی مشهد منتقل شدم و در حال حاضر قریب به ۲۱ سال است که در عرصه‌های مختلف دانشگاه علوم پزشکی مشهد از جمله مرکز مطالعات و توسعه آموزش پزشکی و همین‌طور با تشکیل گروه آموزش پزشکی در دانشکده پزشکی مشهد به‌عنوان عضو هیأت علمی در دانشکده در خدمت دانشجویان محترم و همین‌طور همکاران و اساتید ارجمند دانشگاه هستم.

وب‌دا: از تجربه خود در دوران فعالیت در فضای دانشگاه علوم پزشکی مشهد بفرمایید؟

من در طول این دو سه دهه که در دانشگاه خدمت کرده‌ام این نگاه را دارم که در مسیری که معمولاً انسان در پیش می‌گیرد، اگر بتواند در کارش یک تداوم و مداومت داشته باشد، شاید در هر عرصه‌ای بهتر ظاهر شود. البته ممکن است برخی بنا به شرایط و ویژگی‌های فردی‌شان عرصه‌های مختلفی را آزمون کنند، اما من شخصاً یک سیر مداوم را در طول این دوران حرفه‌ای طی کردم و در این مسیر سعی کردم که خودم را هم از جهت فردی و هم از بعد حرفه‌ای تا حد امکان ارتقا دهم تا بتوانم نقشی را که باید در جامعه ایفا کنم و از اندوخته‌های علمی‌ام بهره‌گیری نمایم.

وب‌دا: آیا در دوران تحصیل و اشتغال با چالش‌هایی مواجه بودید و در صورت مثبت بودن پاسخ، چه راهکارهایی برای آن انتخاب کردید؟

بله، این مسیری که من به‌صورت خلاصه در چند دقیقه عرض کردم، برمی‌گردد به چند دهه فعالیت… در دوران فراغت از تحصیل، هر کسی دوست دارد در مراکز دارای امکانات و شهرهای بزرگ شاغل بشود ولی بیشتر وقت‌ها چنین چیزی به‌راحتی میسر نیست. البته فکر می‌کنم سیاست درستی هم بود در آن زمان که افراد برای ورود به دانشگاه‌های مطرح کشور باید یک‌سری تجربیات را به‌صورت حداقلی کسب می‌کردند و شاید مهم‌ترین چالش ما هم همین بود.

تحصیل در محلی غیر از سکونت اصلی و بعد هم خدمت کردن، انسان را به چالش می‌کشید. به خاطر دارم که صبح‌ها ساعت چهار صبح بیدار می‌شدم و می‌رفتم به ترمینال برای اینکه خود را به دانشکده برسانم چون باید تعهداتم را در آنجا می‌گذراندم. آن زمان در خراسان شمالی، شهر بجنورد بودم و این مسیر را ابتدای هفته می‌رفتم و انتهای هفته برمی‌گشتم، در حالی که متأهل بودم و قاعدتاً سختی‌های خاص خود را داشت. لذا اینکه اکنون اینجا خدمت شما نشستم، قاعدتاً به‌راحتی نبوده و این نکته را به اساتید و همکارانی که جدیداً دانش‌آموخته می‌شوند عرض می‌کنم که اگر احیاناً موقعیتی برای ایشان فراهم می‌شود در شهر دیگری غیر از شهر محل سکونت، این را به‌عنوان یک فرصت در نظر بگیرند؛ چون هم فرصتی برای تجربه‌اندوزی است و هم می‌تواند محلی برای تعاملات بیشتر با همکاران و در حقیقت فرهنگ‌های متفاوت باشد.

در دوران تحصیلم در دانشگاه تربیت مدرس، متوجه شدم که این دانشگاه توجه ویژه‌ای به بهبود کیفیت آموزش دارد و برای تسهیل یادگیری دانشجویان، اصول و مبانی خاصی را در کورس‌ها و واحدهای درسی ارائه می‌کرد. این تجربه بسیار ارزشمند بود. بعدها، زمانی که در دانشگاه علوم پزشکی قزوین به‌عنوان عضو هیأت علمی فعالیت رسمی داشتم، متوجه شدم که دوره‌های کارشناسی ارشد هم می‌توانند نقش مهمی در بهبود مهارت‌های مرتبط با تدریس، تعامل با دانشجو و توسعه توانمندی‌های آموزشی داشته باشند. به همین خاطر تصمیم گرفتم در آزمون کارشناسی ارشد آموزش پزشکی شرکت کنم. خوشبختانه پذیرفته شدم و بسیار خوشحالم که توانستم به برخی از اصول علمی آموزش دست پیدا کنم که قطعاً برای فعالیت‌های دانشگاهی‌ام ضروری بودند.

البته این مسیر بدون چالش نبود و وقتی تصمیم گرفتم در این دوره شرکت کنم، در قزوین زندگی و کار می‌کردم، اما محل برگزاری دوره کارشناسی ارشد در دانشگاه شهید بهشتی تهران بود. این‌طور شد که مجبور بودم علاوه بر فعالیت شغلی‌ام، تحصیلاتم را هم ادامه داده و در کنار آن، مشکلات شخصی و خانوادگی را مدیریت کنم. با این حال، خوشحالم که به دنبال ارتقای خودم رفتم و امروز هم از تصمیمم رضایت دارم. همچنین معتقدم هر کسی وارد یک حوزه حرفه‌ای می‌شود بهتر است تلاش کند تا هرچیزی که ممکن است در آینده شغلی یا حرفه‌ای او تأثیرگذار باشد، بیاموزد؛ حتی اگر نکته‌ای جزئی باشد، در نهایت این دانش کمک فراوانی خواهد کرد.

وب‌دا: از نگاه شما آیا می‌توان سه حوزه آموزش، پژوهش و درمان را در دانشگاه اولویت‌بندی کرد؟

اگر بخواهم درباره اولویت‌بندی بین سه حوزه آموزش، پژوهش و درمان صحبت کنم، باید بگویم که رشته تحصیلی اصلی من آموزش پرستاری بود و در دانشگاه قبلی‌ام به‌عنوان مربی بالینی و مدرس مشغول تدریس دروس مرتبط با فوریت‌های پزشکی به دانشجویان بودم. بنابراین، تلاشم همیشه بر این بوده که به ماهیت کار آموزشی مرتبط با این رشته توجه ویژه داشته باشم.

من دو مدرک کارشناسی ارشد و یک مدرک دکترا دارم و کار خودم را ابتدا در قالب طرح نیروی انسانی در استان خراسان شمالی آغاز کردم. اما فعالیت رسمی‌ام به‌عنوان عضو هیأت علمی رشته پرستاری از دانشگاه علوم پزشکی قزوین شروع شد. حدود هفت تا هشت سال وظیفه اصلی من آموزش بالینی بود و این تجربه باعث شد شناخت کاملی نسبت به ماهیت آموزش بالینی و کار بالینی پیدا کنم.

ماهیت آموزش بالینی، رشته‌های علوم پزشکی را از سایر رشته‌های آکادمیک مثل مهندسی یا علوم پایه متمایز می‌کند. این تمایز به حضور عنصری به نام بیمار مربوط می‌شود که تأثیر آن در محیط‌های آموزشی غیرقابل انکار است. دانشجویانی که وارد عرصه بالینی می‌شوند، علاوه بر ارتباط با استاد و محیط آموزشی، باید رفتار و منش حرفه‌ای مناسبی در تعامل با بیمار داشته باشند. این رفتار حرفه‌ای نیازمند آموزش دقیق و مواجهه با الگوهای صحیح است که از طریق اساتید منتقل می‌شود.

خود من نیز چنین تجربه‌ای داشتم. رفتار و منش بسیاری از اساتید نه‌تنها بر یادگیری ما تأثیر داشت بلکه الگویی برای تعاملات حرفه‌ای‌مان شد. در سیستم آموزش علوم پزشکی مفهومی داریم به نام «برنامه درسی پنهان» یا Hidden Curriculum این مفهوم اشاره دارد به جنبه‌هایی از یادگیری که خارج از چارچوب‌های رسمی آموزشی اتفاق می‌افتند؛ رفتارهای اساتید، برخوردهای حرفه‌ای و نحوه تعامل با بیمار نمونه‌هایی از این برنامه پنهان هستند که برای دانشجویان پیامدهای عمیقی دارند.

ما حتی تحقیقی هم با همکاران گروه پزشکی اجتماعی درباره همین بحث بیمارمحوری در برنامه درسی پنهان انجام دادیم. فهمیدیم که برخورد اولیه دانشجوها با اساتید علوم پایه، از همان بدو ورود به دانشگاه، تأثیر زیادی در نهادینه شدن رفتار حرفه‌ای دارد. نوع لباس، لحن صحبت، احترام به همکاران و حتی کارکنان خدماتی محیط درمانی، همه این‌ها برای دانشجو نقش الگو دارد. به همین دلیل نقش استادها خیلی حساس است.

وب‌دا: در مورد اولویت‌بندی حوزه‌های پژوهش و آموزش، چه نظری دارید؟

در مورد اولویت‌بندی پژوهش و آموزش، به نظر من مشکل اصلی علوم پزشکی کشور این است که جامعه بیشتر انتظارش از ما در بخش درمان است، در حالی که نقش آموزش و تربیت نیروی انسانی کارآزموده هم حیاتی است. بعضی وقت‌ها پژوهش فدای آموزش می‌شود و برعکس. به نظر می‌رسد سیاست‌گذاری‌ها باید طوری باشد که علاقه‌مندان پژوهش در این مسیر هدایت شوند و لزوماً همه اساتید مجبور نباشند هر دو کار را به یک اندازه انجام دهند؛ چون آموزش‌دهنده خوب شدن نیازمند سال‌ها تمرین و دانستن اصول آموزش است.

گاهی در مجامع آکادمیک و علمی این ایده مطرح می‌شود که برخی اساتید بر اساس علاقه و توانمندی به‌طور اختصاصی در حوزه پژوهش فعالیت کنند، هرچند الزاما آموزش‌دهندگان خوبی نباشند. چون آموزش‌دهنده خوب نیازمند آموختن اصول آموزش و تمرین مستمر است. بنابراین صرف داشتن یک پژوهشگر موفق، به معنای داشتن یک استاد موفق در آموزش نیست و بالعکس.

راهکار می‌تواند این باشد که اساتید با تجربه بالینی بالا را با اساتید جوان‌تر و پژوهشگر پیوند دهیم تا هم آموزش بالینی به بهترین شکل انجام شود و هم از منظر ارتقای دانشگاهی به اساتید بالینی اجحاف نشود. علاوه بر این، شرکت اساتید تازه‌وارد یا حتی هم‌نسلان ما در دوره‌های رسمی آموزش مانند کارشناسی ارشد آموزش پزشکی، که اکنون در بسیاری از دانشگاه‌ها برگزار می‌شود، می‌تواند در ارتقای آموزش بسیار مؤثر باشد.

وب‌دا: در مسیر موفقیت‌ها نقش خانواده را چگونه می‌بینید؟

موفقیت قابل ذکر من این است که یک بار به‌عنوان استاد برگزیده آموزشی و یک بار به‌عنوان استاد برگزیده در حوزه پژوهش انتخاب شدم. خانواده کوچک ما، من، همسرم و یک فرزند که در رشته دامپزشکی تحصیل می‌کند، همیشه همراه و پشتیبان بودند. در محیط خانه، درک کردند که کار من با ساعات اداری معمول متفاوت است و گاهی نیاز بود در منزل هم به کار ادامه دهم. این همراهی بسیار مهم بوده است.

من به‌شدت معتقدم هیچ‌کدام از جنبه‌های زندگی شغلی، خانوادگی یا اجتماعی نباید فدای دیگری شود. هماهنگی بین این حوزه‌ها برای سلامت روان و آرامش شخصیت ضروری است. حتی ارتباطات دوستانه خارج از محیط کار نیز باید حفظ گردد.

وب‌دا: پیام شما به‌عنوان یک استاد به دانشجویان چیست؟

دانشجوها هر کدام شخصیت و سبک یادگیری خاص خود را دارند. استاد باید انعطاف داشته باشد، به‌ویژه در تعامل با دانشجویان تحصیلات تکمیلی که ارتباط نزدیک‌تری دارند. باید خودمان را جای آن‌ها بگذاریم و دغدغه‌های نسل جدید را بشناسیم.

به دانشجویان توصیه می‌کنم مسیر خود را از همین امروز مشخص کنند؛ چه بخواهند وارد بازار کار شوند، چه ادامه تحصیل دهند. باید مهارت‌های لازم را بیاموزند و احترام به پیشکسوتان را فراموش نکنند. من همواره تلاش کرده‌ام یاد و خاطره اساتید شاخص دوران تحصیلم همچون مرحوم دکتر برادران (میکروب‌شناسی) و دکتر شالچی (آناتومی) را زنده نگه دارم. آن‌ها با امکانات محدود، نهایت تلاش خود را برای انتقال علم به دانشجویان به کار می‌بردند. امروز دسترسی به منابع آسان‌تر است، اما احترام به معلم و روحیه نقدپذیری باید همواره باقی بماند. همچنین اساتید و همکاران دانشگاهی باید در حوزه‌های مختلف فردی و حرفه‌ای خود را ارتقا دهند و تک‌بعدی نباشند.

 

 


381.jpg - 155.94 kBسرطان، بیماری است که نمی‌توان با ترس از سد آن عبور کرد؛ بلکه لازم است با قدرت ایمان و امید، در برابر آن ظاهر شویم، این پیام روشن دکتر غلامحسین نوفرستی، استاد پیشکسوت دانشگاه و یکی از برجسته‌ترین متخصصان آنکولوژی ایران است که خود با سرطان ریه مبارزه کرده و اکنون نه‌تنها درمانگر بیماران سرطانی است، بلکه با تجربه زیسته خود، راهنمایی برای امیدواری و مقاومت بیماران در برابر این دشمن به ظاهر شکست ناپذیر است. پایگاه خبری وب دا، با افتخار پای گفتگویی صمیمی با این استاد صاحب سبک و پزشک متبحّر نشسته تا بشنود از روزهای پرامید ایشان در مبارزه با سرطان ریه و مسیر پرفراز و فرودی که در طول سالهای اخیر برای حمایت از بیماران سرطانی و درمان آنها طی کرده است؛

وب دا: استاد ارجمند جناب آقای دکتر نوفرستی، ضمن عرض خیر مقدم؛ لطفا در آغاز صحبت، مختصری از بیوگرافی و مسیر تحصیلی و شغلی خود بفرمایید؟

با سلام و تشکر از دعوت شما. بنده غلامحسین نوفرستی، متولد پنجم شهریور ماه ۱۳۳۴ در فریمان هستم. پدرم متولد بیرجند و مادرم نیز اهل همین شهر بودند. دوران کودکی و تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در فریمان گذراندم و در دوران دبیرستان، ابتدا به فکر افسر شدن بودم، اما علاقه به طبابت و تأثیر معلمان و همچنین مطالعه زندگی شخصیت‌های بزرگی چون آلبرت شوایتسر، ابن‌سینا و رازی، مرا به سمت پزشکی سوق داد.

پس از اتمام دبیرستان، در کنکور اول قبول نشدم، اما پس از گذراندن دوره سربازی، در آزمون اعزام دانشجو به خارج پذیرفته شدم و راهی هندوستان شدم. دوره پیش‌پزشکی و پزشکی عمومی را در دانشگاه حیدرآباد گذراندم. پس از بازگشت به ایران و گذراندن دوره اجباری سربازی در اهواز، در رشته تخصصی رادیوآنکولوژی در بیمارستان امید مشهد پذیرفته شدم و از سال ۱۳۷۰ تا زمان بازنشستگی، افتخار خدمت در این مرکز را داشتم.

وب دا: در طول دوران فعالیت حرفه‌ای خود، چه فعالیت‌های پژوهشی و آموزشی برجسته‌ای داشتید؟

من در کنار درمان بیماران، با همکارانم در بیمارستان امید مقالات پژوهشی متعددی را منتشر کردیم. همچنین در ترجمه کتاب مهمی درباره علل سرطان با اساتید برجسته همکاری داشتم. با توجه به کمبود متخصص و حجم بالای کار، فرصت تحقیق گسترده کمتر بود، اما سعی کردم با ایجاد موزه‌های پاتولوژی و رادیولوژی در بیمارستان امید، آموزش را برای دانشجویان ملموس‌تر کنم. نگهداری نمونه‌های جراحی و کلیشه‌های تشخیصی با رعایت مشخصات بیماران، به دانشجویان کمک می‌کرد تا با موارد واقعی روبرو شوند و بهتر بیاموزند. در کنفرانس‌های ملی و بین‌المللی نیز فعال بودم و حتی دبیر اجرایی یکی از کنفرانس‌های جامعه جراحان در تهران بودم.

وب دا: شما جزو اولین پزشکان متخصصی بودید که خود با بیماری سرطان درگیر شدید. لطفاً از این تجربه شخصی و روند درمانتان بفرمایید؟

بله، در سال ۱۳۹۸ بود که ابتدا با مشکل مختصر قلبی و تنگی نفس مواجه شدم. پس از بررسی‌ها، متوجه وجود توده‌ای در ریه راستم شدم. در رشته ما، توده غالباً مترادف تومور سرطانی است و این خبر بسیار ناگوار بود. اما سعی کردم روحیه‌ام را حفظ کنم. تشخیص قطعی سرطان ریه داده شد. جراحی شدم و چهار دوره شیمی‌درمانی را پشت سر گذاشتم. متأسفانه، بیماری متاستاز داد و به استخوان پایم گسترش یافت. این آغاز فصل جدیدی از درد و مبارزه بود. پروتز پایم دو بار شکست؛ بار اول تشخیص داده نشد و عضله پاره شد، بار دوم دچار عفونت شد و ناچار به قطع پا شدم. پس از مدتی، پروتز جدیدی کار گذاشته شد. اکنون پنج، شش سال از تشخیص اولیه می‌گذرد، همچنان متاستازهایی در ریه دارم و سال گذشته ریه‌ام آب آورد، اما به لطف خداوند، زنده‌ام و به کارم ادامه می‌دهم.

وب دا: این تجربه شخصی چگونه بر رویکرد شما در قبال بیماران و نحوه درمانشان تأثیر گذاشت؟

این بیماری، در واقع برای من یک توفیق بود. وقتی بیماری با چهره‌ای غمگین به من مراجعه می‌کرد و می‌گفت دکتر، من ناراحتم، به او می‌گفتم: «عزیزم، من خودم سرطان دارم، آن هم سرطان ریه که از بدترین انواع آن است و با وجود این، همچنان زندگی می‌کنم.» کتاب خاطراتم را به مطب می‌آوردم و به بیماران نشان می‌دادم تا بدانند پزشکشان نیز با این بیماری دست و پنجه نرم کرده و امیدش را از دست نداده است. این ارتباط، حس تنهایی را از آن‌ها می‌گرفت و برای من بزرگترین افتخار بود.

وب دا: علاوه بر فعالیت‌های پزشکی، شما چندین کتاب نیز نوشته‌اید. موضوع این کتاب‌ها چیست و انگیزه شما برای قلم زدن چه بود؟

قبل از بیماری، کتاب‌هایم را منتشر نکرده بودم، اما پس از درگیر شدن با سرطان، احساس کردم باید این تجربیات و یافته‌هایم را با جامعه در میان بگذارم. کتاب‌هایی در موضوعات مختلف نوشته‌ام؛ از جمله “تحقیق شیطانی” درباره سیاست و انقلاب، “روزه بر روزه است” در مورد روزه و ارتباط آن با مقاومت، “مسجد” پیرامون جایگاه مسجد در جامعه، “مسیح علیه السلام را نرنجانیم” در نقد ناعادلی‌های جهانی، “مزد من این نبود” برای تقویت روحیه بیماران سرطان پستان، و “ریزش مو” که به چالش‌های روانی بیماران سرطانی، به‌ویژه زنان، و نحوه مقابله با نگاه جامعه می‌پردازد. در نوشتن این کتاب‌ها، همکاری نزدیکی با دخترم، که روانشناس بالینی هستند، داشتم که از ایشان صمیمانه سپاسگزارم.

وب دا: اکنون که بازنشسته شده‌اید، کجا فعالیت دارید ؟

پس از بازنشستگی از بیمارستان امید در سال ۱۳۹۹، فعالیت خود را در انجمن خیریه حمایت از بیماران سرطانی در بیمارستان ناظران و مرکز رادیوتراپی انکولوژی رضا (ع) ادامه دادم. همچنین سه روز در هفته در مطبم به ویزیت بیماران می‌پردازم و برای هر بیمار جدید، وقت کافی می‌گذارم تا آرامش یابند و بدانند که سرطان به معنای پایان زندگی نیست.

وب دا: استاد دارای چند فرزند هستید؟

من سه فرزند دارم: پسر بزرگم دانشجوی دکترای مهندسی کشاورزی است، دخترم کارشناس ارشد روانشناسی بالینی است و همکار من در نگارش کتاب‌ها محسوب می‌شود، و پسر کوچکم در حال حاضر دانشجوی دکترای کامپیوتر در آمریکاست.

وب دا: برنامه‌های شما در زمینه پیشگیری و آگاهی‌بخشی به بانوان چگونه بوده است؟

با همکاری دانشگاه و مرکز بهداشت، “بنیاد سپند” را راه‌اندازی کردیم که با مدیریت بانوان، در محله‌های فقیرنشین، زندان‌ها و مناطق حاشیه‌ای فعالیت می‌کند و بانوان را در زمینه غربالگری و آموزش سرطان آگاه می‌سازد. در حال حاضر، ۵۳ مرکز بهداشتی در سراسر کشور با این بنیاد همکاری دارند. این یک جنبش خودجوش و زیربنایی است که توسط خود بانوان اداره می‌شود.

وب دا: در پایان، پیام نهایی شما به مردم، به‌ویژه کسانی که از کلمه “سرطان” می‌ترسند، چیست؟

پیام من این است: به هیچ وجه از سرطان نترسید. اگر علائم هشداری مانند توده جدید، تغییر خال، خون در ادرار یا مدفوع، یبوست یا اسهال مداوم، یا نامنظم شدن عادت ماهیانه را مشاهده کردید، آن‌ها را جدی بگیرید، اما لزوماً به معنای سرطان نیستند؛ بلکه صرفاً نیاز به مشاوره پزشکی را نشان می‌دهند. اگر بیمار شدید، ناامید نشوید. مسائل اعتقادی و ایمان، کمک بزرگی است؛ کسانی که ایمان دارند، حتی درد را با شکرگزاری می‌پذیرند. مرگ حق است و بهتر است با عزت و روحیه‌ای بالا به سوی خدا حرکت کنیم. در صورت احساس غم یا اضطراب، از روانپزشک کمک بگیرید؛ این یک بحران است که با مشاوره و دارو قابل درمان است و به معنای دیوانگی نیست.

 

 

 

اطلاعات تماس سامانه خبری وب دا

Image
آدرس: مشهد، خیابان دانشگاه، ساختمان قرشی
کد پستی :۹۱۷۷۸۹۹۱۹۱
نمابر: ۳۸۴۳۶۸۲۷ ۰۵۱
رایانامه :webda@mums.ac.ir
سامانه پیام کوتاه: ۳۰۰۰۲۱۹۱
Image
Image
Image
Image
Image
Image
Image