آموزش


0020.jpg - 102.43 kBدستاوردهای پژوهشی و فناورانه، ماحصل تلفیق تلاشی مستمر و فزاینده با کوله باری از تجربیات بالینی موفق این استاد جوان است

دکتر صدیقه عبداله پور، استادیار و عضو هیأت علمی و پژوهشگر برتر دانشگاه علوم پزشکی مشهد یکی از چهره های موفق در حوزه های سه گانه‌ی بهداشت، درمان، آموزش و پژوهش دانشگاه است که طی سالهای اخیر با تلاش و پشتکاری ستودنی، دستاوردهای علمی- تحقیقاتی قابل توجهی را، هم در دوران دانشجویی و هم در دوره فعالیت های حرفه ای خود کسب نموده است که از جمله‌ی آن می توان به کسب عنوان پژوهشگر برتر دانشگاه اشاره نمود.

 وب دا: ضمن سپاس از حضور شما استاد گرامی در این مصاحبه، بفرمایید که متولد چه سالی هستید و از چه زمان با دانشگاه علوم پزشکی مشهد آشنا شدید؟  

من دکتر صدیقه عبداله پور، متولد ۱۳۵۹ هستم. از سال 1382 وارد سیستم دانشگاه علوم پزشکی شدم و فعالیت حرفه ای خود را با شروع طرح دوره کارشناسی؛ در حوزه بهداشت آغاز نموده و در آن زمان به واسطه تغییر چشمگیر شاخصهای بهداشتی و انتخاب به عنوان نفر اول همایش کشوری مدیریت جامع ارتقا کیفیت، در عرض مدت زمان کوتاهی به عنوان مسئول واحد خانواده و تسهیلات زایمانی علی رغم اینکه 22 ساله بودم، انتخاب شدم. پس از آن وارد طرح پزشک خانواده شدم و همزمان با خدمت­رسانی به مردم و دهگردشی در مناطق محروم، تجربیات ارزشمندی را کسب نمودم. سپس در سال 1386 در آزمون استخدامی کشوری با کسب امتیاز برتر در بیمارستان استخدام شدم و از آن پس در چندین سال متوالی به عنوان مامای نمونه کشوری و دانشگاهی و مامای نمونه نظام پزشکی در سالهای 84، 89، 90، 91، 95، 96 و 97 انتخاب شدم. پس از اتمام تحصیلاتم در کارشناسی ارشد به عنوان مسئول واحد مامایی ستاد معاونت درمان خدمت کردم که در دوره مدیریتی خود که همزمان با طرح تحول سلامت و راه اندازی اتاقهای تک نفره زایمانی بود، موفق به دریافت رتبه های برتر دانشگاهی از وزارت بهداشت و درمان، در راستای نقشه راه درمان وزارت، ترویج زایمان طبیعی، برپایی نمایشگاه های ترویج زایمان طبیعی، کاهش میزان سزارین، برگزاری کلاسهای آمادگی برای زایمان و مربیگری کارگاه های زایمان فیزیولوژیک شدم که در این زمینه بالغ بر 20 مورد تقدیرنامه از معاونین وقت وزارت متبوع دریافت نمودم.

وب دا: دوره های کارشناسی ارشد و دکترا در کجا و در چه رشته هایی طی شد؟

اینجانب پس از پایان تحصیلات در دوره کارشناسی در دانشگاه علوم پزشکی مشهد، کارشناسی ارشد را در رشته " مشاوره در مامایی" با معدل19.5در دانشگاه علوم پزشکی شاهرود گذراندم و در مقطع دکترا در رشته "بهداشت باروری" با معدل ۱۹ از دانشگاه علوم پزشکی مشهد فارغ التحصیل شدم و خوشبختانه در هر دو مقطع ارشد و دکترای تخصصی، عضو استعداد درخشان دانشگاه و نفر اول آزمون جامع بودم و تحصیلات دکترای تخصصی خود را در مدت 3.5 سال گذراندم و با شروع تعهدات هیأت علمی از سال 1402 رسماً وارد حوزه آموزش شدم و بسیار مایه خرسندی است که با ورود به حوزه آموزش، لینک تجربیات کاری در تمامی حوزه های بهداشت و درمان و آموزش برقرار شد و چرخه تربیت دانشجو به عنوان نیروی کار آینده در فیلدهای بالینی برایم معنی بیشتری پیدا کرد.

وب دا: برخی از دستاوردهای خود را در حوزه مامایی و بهداشت باروری که امسال کسب نمودید را بفرمایید؟   

امسال به عنوان پژوهشگر برتر دانشگاه انتخاب شدم. همچنین پایان نامه ام به عنوان پایان نامه برتر تجاری سازی شده و محصول محور در شورای فناوری دانشگاه انتخاب شد که نتیجه ساخت اپلیکیشن "مام آپ" بود.  این اپلیکیشن برای نخستین بار در سطح ایران و در سطح جهان طراحی شده است که به منظور مشاوره و ویزیت آنلاین مادرانی که در اثر عوارض شدید بارداری و زایمان دچار ناتوانی شده‌اند، مورد استفاده قرار می‌گیرد و هم اکنون از طریق بازار و گوگل پلی در دسترس عموم مخاطبان قرار دارد. اپلیکیشن مام آپ به عنوان اپلیکیشن برتر در جشنواره ایده پردازی سلامت نیز در سال ۱۴۰۱ انتخاب شد. همچنین امسال به عنوان مؤلف برتر کتاب نیز انتخاب شدم که به واسطه چاپ و انتشار 6 جلد کتاب توسط اینجانب است که دو جلد آن دانشگاهی و شش جلد آن غیردانشگاهی است و در حال حاضر دو کتاب در حال تألیف دارم که در مراحل نهایی چاپ هستند. امسال و سال گذشته به واسطه تدوین و نویسندگی محتوی غیرحضوری در آموزش مداوم از معاون آموزشی دانشگاه تقدیرنامه دریافت نموده و با همکاری در مواردی همچون تألیف کتاب تعیین و تدوین فرایندهای بیمارستانی جهت بهره برداری از بیمارستان دانشگاهی نیز تقدیرنامه هایی دریافت نموده ام.

وب دا: برخی از دستاوردهای کسب شده در سالهای گذشته چه بوده است؟

سال گذشته موفق به کسب عنوان برتر آموزشی در جشنواره شهید مطهری در حیطه یادگیری الکترونیک شدم. همچنین در جشنواره ماه بانو به عنوان نفر برتر زنان توانمند دانشگاه انتخاب شدم. همچنین نفر اول جشنواره ملی هنری سیمرغ در رشته نقاشی رنگ روغن و خوشنویسی نستعلیق در سطح دانشگاه انتخاب شدم. اینجانب در حال حاضر مدرک خوش از انجمن خوشنویسان ایران دارم. دستاوردهایی همچون نفر برتر پژوهشی در حوزه کارکنان، نفر برتر پژوهشی در جشنواره قرآن و عترت، نفر برتر فعالیتهای ورزشی و مشارکت در مسابقات دهه فجر نیز ماحصل فعالیتهای آموزشی پژوهشی اینجانب بود.

وب دا: لطفا در مورد فعالیتهای پژوهشی خود که منجر به کسب پژوهشگر برتر دانشگاه شدید بیشتر توضیح دهید؟

بسیاری از مقالاتم به عنوان نفر اول مقاله و در مجلات معتبر بین المللی چاپ شده است. تعداد مقالات منتشر شده من در حال حاضر، شامل ۴۱ مقاله می باشد و اچ ایندکس مقالات اینجانب در گوگل اسکالر 15 و  در سامانه علم سنجی ۱۱ می‌باشد. حدود ۴۱ مقاله‌ای که به چاپ رسانده‌ام، اغلب برگرفته از دغدغه هایی بود که به منظور پل زدن بین مهارتهای بالینی و افزایش کیفیت مراقبتها با انعکاس آن در پژوهشهای کاربردی بود و بر اساس تجربیات بالینی و مدیریتی بوده که در سطح دانشگاه و در راستای بهبود شاخص‌های سلامت مادران احساس نیاز می­شود. همچنین همیشه تلاشم بر این بوده که بتوانیم دانشجویان مامایی را به گونه‌ای تربیت کنیم که در آینده بتوانند یک مهره کلیدی در حوزه سلامت زنان جامعه ایفاگر نقش خود باشند و سعی میکنم به دنبال روش‌های نوین تدریس باشم و شاید انتخاب به عنوان نفر برتر در جشنواره آموزشی شهید مطهری بازتاب همین باور باشد.

وب دا: آیا حیطه فعالیتهای پژوهشی شما ملی است یا فعالیتهای بین المللی نیز دارید؟

بله. در سال گذشته به عنوان دبیر اجرایی کنگره بین المللی اخلاق در مامایی و سلامت باروری بودم و با سایر کنگره های بین المللی نیز همکاری دارم و امسال به عنوان عضو کمیته هماهنگی کنگره ایمنی و کیفیت مراقبت در آمستردام هلند و با افتخار با افیلیشن دانشگاه علوم پزشکی مشهد همکاری دارم. همچنین اینجانب به عنوان داور 22 مجله بین المللی معتبر هستم و با آنها به عنوان داور همکاری می نمایم. همچنین در حال حاضر بالغ بر 30 ارائه سخنرانی و پوستر در کنگره های بین المللی گواهی دریافت نموده ام، چون بسیار مایل هستم نتایج پژوهش‌های خود را از پشت تریبون این کنگره‌ها به گوش همه همکاران و محققان دنیا برسانم.

وب دا: رساله دکترا و پایان نامه ارشد شما در رابطه با چه موضوعی بود؟

موضوع رساله دکترای من متمرکز بر مادران "نزدیک به مرگ" است که  مرتبط با مادرانی است که به علت عوارض شدید بارداری و زایمان تا نزدیک مرگ می­روند، اما از مرگ نجات می یابند و با ناتوانی های جسمی، روانی، اجتماعی متعددی به زندگی باز می­گردند. حوزه ارتقا کیفیت مراقبتها در اورژانس های مامایی و پیشگیری از مرگ و میر و عوارض مادری ارتباط مستقیمی با این حوزه دارد و در حال حاضر جزو شاخص های توسعه پایدار کشورها محسوب می­شود. دلیل انتخاب من برای این موضوع این بود که بنده بالغ بر ۱۲ سال عضو کمیته مرگ و میر عضو تیم پرسشگری دانشگاه هستم و از نزدیک زندگی این مادران و خانواده های آنها را درک کرده و صدای آنها را همدلانه شنیده ام و دلیل طراحی اپلیکیشن "مام آپ" نیز در راستای کمک به این مادران می باشد. در این راستا فعالیتهای بالینی و آموزشی را با کسب امتیاز کشوری در مربیگری و همکاری در تربیت مامای همراه و برگزاری کلاسهای زایمان فیزیولوژیک را به عهده دارم و با واحد آموزش کارکنان دانشگاه در حوزه هایی همچون اورژانس های مامایی، شیر مادر، احیا نوزاد، مهارت آموزی زایمان طبیعی، تکریم مادران باردار فعالیت دارم. در مقطع ارشد نیز بر روی ترومای روانی زایمان و سلامت روان زنان و مادران به دنبال بارداری و زایمان فعالیتهایی داشته ام و شاید علاقه من به تدریس و تدوین مراقبتهای کرامت محور و اخلاق مدار، پیشگیری از آسیبهایی است که هم راستا با عدالت در سلامت نبایستی متوجه زنان شود. ان شاالله در آینده شاهد شرایطی باشیم که هیچ مادری به خاطر افسردگی پس از زایمان یا سوگ نوزاد خود و یا به دلیل ترومای روانی زایمان رنج نکشد و با تسری فرهنگ تکریم مادران و نگاهی کلی تر در سطح خانواده، حمایت روزافزون و مشارکت همسران و خانواده‌ها را به عنوان عواملی که می‌توانند به توانمندی زنان به ویژه در خصوص مسائل روانی و اجتماعی و جسمانی کمک کنند را داشته باشیم.

وب دا: در دوره دانشجویی  هم دستاوردهای تحقیقاتی موفق داشته اید؟

بله، در دو سال متوالی در سال 98 و 99 به عنوان پژوهشگر برتر دانشجویی در دانشگاه علوم پزشکی مشهد و در سال 94 به عنوان دانشجوی برتر در دانشگاه شاهرود انتخاب شدم.

همکاری‌های پژوهشی، آموزشی نیز با کمیته تحقیقات دانشجویی داشته‌ام و در بحث آموزش کارکنان سطح بیمارستان‌ها و حوزه بهداشت و همینطور همکاری‌هایی با حوزه پرستاری و آموزش کارکنان این تعامل وجود داشته و خواهد داشت.

وب دا: در چه سالی ازدواج کردید؟

من در سال ۱۳۸۳ ازدواج کردم و هم اکنون یک فرزند ۱۷ ساله دارم.  پسرم در حال حاضر در مدارس استعدادهای درخشان در حال تحصیل است و در حوزه هنری هم مانند خود من فعال می‌باشد و در جشنواره نوجوان خوارزمی و جشنواره‌های ملی هنری سمپاد در سطح کشور مقام برتر را کسب نموده است. فرزندم سه جلد کتاب تألیف کرده و بسیار علاقمند به نویسندگی است و به عنوان جوان‌ترین نویسنده ایران در کتابخانه ملی کشور نام او ثبت شده است. ایشان نخستین کتاب خود را در سن ۱۴ سالگی نوشته و حوزه فعالیت وی هم اکنون در زمینه سنگ های قیمتی است. تقدیر نامه های زیادی نیز از رییس اداره منابع طبیعی و موزه علوم زمین استان خراسان دریافت نموده و اکنون در المپیاد زمین شناسی شرکت و موفقیت‌های کسب کرده است.

وب دا: آیا داشتن تنها یک فرزند خواست شما و همسر گرامی بوده است؟

خیر... من پس از فرزند اولم در زمان تحصیل در مقطع دکترا دو بار باردار شدم، اما هر دو مورد بارداری متأسفانه به سرانجام نرسید. افراد زیادی از من سوال می‌کنند که شما با توجه به اینکه در حوزه مامایی و فرزندآوری مشارکت دارید چرا تنها یک فرزند؟!... که در پاسخ آنها عرض می‌کنم تک فرزندی هدف من نبوده و متأسفانه بارداری‌های بعدی به سرانجام نرسیده است.

وب دا: همسرتان در چه حوزه ای مشغول به کار هستند؟

همسرم در رشته برق و قدرت تحصیل کرده اند و در شرکت توزیع برق منطقه خراسان مشغول به کار هستند.

وب دا: آیا توصیه ای به دانشجویان خود و سایر بانوان جامعه بزرگ ایران دارید؟

 یکی از نکات مهمی که مایل هستم به عنوان یک عضو هیأت علمی به دانشجویان، همکاران و خانواده های عزیز عرض کنم و البته به همه بانوان عزیز؛ این نکته است که خانم‌ها توانمندی و استعدادهای بسیار بالایی دارند و همزمان می­توانند بسیاری از اموراتی مانند خانه داری، مادری کردن، همسرداری، شاغل بودن، ادامه تحصیل دادن را به بهترین نحو ممکن پیش ببرند. کافی است اراده نمایند و در این زمینه هیچگاه نباید خودشان را دست کم بگیرند و شغل یا فرزند داشتن و سایر امور، نباید مانع پیشرفت آنها بشود، بنابراین بانوان ما به خود و توانمندی هایشان باور داشته باشند و بدانند که با تلاش باید اثبات نمایند که شاغل بودن یا ادامه تحصیل، مانعی برای فرزندآوری یا مادر نمونه یا همسر فداکار بودن نیست.  

 

 


0010.jpg - 59.07 kBحس و حال خوب بیمار پس از عمل جراحی، انرژی پزشک و انگیزه جراح، برای خدمات دهی بیشتر به بیماران را قوت می بخشد

دکتر امیررضا محسن زاده، رزیدنت جراحی سال آخر رشته تخصصی جراحی عمومی مرکز آموزشی، پژوهشی و درمانی امام رضا(ع) از مراکز زیر پوشش دانشگاه علوم پزشکی مشهد گفت: حال خوب و احساس خوشایندی که بعد از پایان عمل به یک پزشک تزریق می شود، با هیچ چیز دیگری قابل قیاس نبوده و باعث افزایش انرژی او برای ارائه خدمت بیشتر به بیماران می شود.

این پزشک جوان، در گفتگو با وب دا، ضمن اشاره به سختی ها و چالش های موجود در فضای کار خود خاطرنشان کرد: علیرغم همه خستگی ها و کشیک های سنگینی که همراه با رشته جراحی است، اما حال خوب یک بیمار بعد از پایان عمل جراحی یا در معاینات بعدی بسیار لذتبخش است و تمام سختی های این رشته را آسان و حال خوب را به ما تزریق می کند؛ حال خوبی که تجربه‌ی آن، قابل قیاس با هیچ چیز نخواهد بود وجایگزین هم ندارد، این امر در واقع باعث ایجاد انرژی و انگیزه بیشتر برای خدمت به بیماران می شود.

رزیدنت جراحی سال آخر رشته تخصصی جراحی عمومی بیمارستان امام رضا(ع) همچنین گفت: پزشکی که رشته تخصصی جراحی را انتخاب می کند، در واقع خدمت به مردم را انتخاب کرده و با کاهش ساعات استراحت و تفریحات خود و با گذراندن زمان بیشتر در بیمارستان و خدمت بیشتر به مردم حال، حس و جسم خوب را به مردم تحویل می دهد و این موضوع بسیار مهمی است.

دکتر محسن زاده، با اشاره به همکاری خوب بین اساتید و رزیدنت های گروه جراحی بیمارستان امام رضا(ع) نیز اظهار کرد: همه همکاران باید سعه صدر داشته و تلاش خود را برای همراهی با سایر همکاران گروه بیشتر کنند تا بتوانند بهترین خدمتگزاری را برای زائرین ومجاورین حضرت علی بن موسی الرضا(ع) داشته باشند و بالطبع طبق سنوات گذشته شاهد این همکاری در گروه جراحی بیمارستان امام رضا(ع) هستیم و به لطف خدا این گروه در تمام ایام تعطیلات و غیرتعطیلات از هیچ تلاشی برای ارائه بهترین خدمات درمانی به مردم فرو گذار نبوده است.

دکتر امیررضا محسن زاده در ادامه، پیرامون ماهیت رشته تخصصی جراحی عمومی هم گفت: افراد معمولا پس از ورود به دوره تخصصی نگاه تخصصی تری نسبت به بیماری ها و درمان در رشته تخصصی پیدا می کنند و دوره دستیاری برخی رشته ها سه ، چهار و برخی دیگر پنج ساله است که رزیدنت های رشته جراحی عمومی در واقع دوره چهار ساله ای را طی می کنند و بالطبع آموزشی که به رزیدنت ارائه می شود، بر مبنای افزایش مهارت او می باشد.

وی اضافه کرد: با توجه به اینکه رشته تخصصی جراحی عمومی رشته ای است، که نیاز به مهارت فیزیکی دارد، همزمان و به موازات آن، آموزش های تئوری و آموزش مهارت های جراحی نیز ارائه می شود.

دکتر محسن زاده درباره تحقیقات خود در حوزه جراحی های چاقی هم گفت: با توجه به اینکه بیمارستان امام رضا(ع)، یکی از مجهزترین مراکز جراحی های فوق تخصصی غیرتهاجمی و لاپاراسکوپی به شمار می رود، لذا با همکاری استاد دلیلی، فوق تخصص جراحی های غیر تهاجمی و لاپاراسکوپی بیمارستان امام رضا(ع)، تحقیقی پیرامون جراحی های چاقی و رژیم غذایی آنها و نیز مصرف پروبیوتیک ها و اثر آنها بعد از جراحی های چاقی انجام شده که به زودی، نتایج آن در مجلات منتشر خواهد شد.

رزیدنت گروه جراحی سال آخر رشته تخصصی جراحی عمومی بیماران مراجعه کننده و تحت ویزیت را دو گروه ذکر و عنوان کرد: یک گروه بیمارانی هستند که تحت اعمال الکتیو قرار می گیرند و گروه دوم بیمارانی که از اورژانس بستری می شوند. بیماران دسته دوم که تحت اعمال اورژانسی قرار می گیرند، ممکن است خود به اورژانس عدالتیان بیمارستان امام رضا(ع) مراجعه کرده، یا بیماری است که از شهرستان های اطراف توسط پزشک یا جراح آن مرکز به علت عدم امکانات یا عدم توانایی و نیاز به یک مرکز فوق تخصصی به مرکز درمانی امام رضا(ع) ما اعزام یا ارجاع شده است.

وی اضافه کرد: گروه جراحی بیمارستان امام رضا(ع)، طبق سنوات گذشته دارای یک نظم و ترتیب خاصی برای ویزیت بیماران است که گروه بیماران بستری بین رزیدنت های مقیم بیمارستان تقسیم می شوند و هرگروه شامل یک رزیدنت ارشد سال چهارم، یک ارشد سال سوم، سال دو و سال یک است، که به ترتیب این ویزیت ها صورت می گیرد و رزیدنت های ارشد اطلاعات خود و یا مهارت هایی که مربوط به معاینات بالینی است، در طی ویزیت ها به همکاران سال پایین تر خود آموزش می دهند و در انتها نیز یک ویزیت کامل با استاد مربوطه انجام می شود که شامل معاینه مجدد و ارزیابی کامل بیمار قبلی بعد از عمل می باشد.

رزیدنت گروه جراحی سال آخر رشته تخصصی جراحی عمومی همچنین گفت: مجموع بخش های جراحی و بخش اورژانس بیمارستان امام رضا(ع)، به طور میانگین حدود50 تا 60  بیمار تحت ویزیت صبحگاهی قرار می گیرند که این تعداد بیماران بین سه گروه رزیدنت ها تقسیم می شوند.

وی در پایان ضمن آرزوی سالی خوب برای تمام دستیاران و کارورزان و کارآموزان گفت: امیدوارم سال 1404 برای همه مردم سالی بدون بیماری و مشکلات باشد و همه مردم حال خوبی را در این سال تجربه کنند.

0011.jpg - 163.18 kB


827.jpg - 144.55 kB" پیشگیری، مقدم بر درمان"؛ اصلی که در پژوهش ها هم لازم الاجرا است/ تفاوت های منطقه ای در کشور، برنامه ریزی های متفاوت را می طلبد

دکتر سید علیرضا سجادی، متولد 1343 در شهر مشهد، عضو هیأت علمی و استاد پیشکسوت گروه روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، از جمله چهره های شاخص و اثرگذار، در حوزه های آموزش، پژوهش و درمان کشور است که پس از سال ها خدمت علمی و درمانی در دانشگاه علوم پزشکی زاهدان، در سال 1387 به خانواده بزرگ دانشگاه علوم پزشکی مشهد ملحق شده و در طول 16 سال خدمت در این مجموعه، با تربیت نیروهای متخصص و درمان بیماران متعدد، نقش پررنگی را در تأمین و ارتقاء سلامت عمومی جامعه در حوزه روانپزشکی ایفا نموده است. یکی از نکات قابل توجه در گفتگوی پایگاه خبری وب دا با این استاد باسابقه ، الگوپذیری عمیق ایشان از پدر طبیب شان؛ دکتر سید محمد سجادی است که سالیان  زیادی از عمر گرانبار خود را در شهرها و روستاهای دورافتاده کشور و در بین محروم ترین قشر جامعه سپری نموده و شخصیت نیک و بشر دوستش، همواره سرلوحه‌ی جامعه پزشکی و طبیبان جوان این مرزو بوم خواهد بود. در ادامه شرح گفتگوی وب دا با دکتر دکتر سید علیرضا سجادی را می خوانید: "

وب دا: ضمن سپاس از حضور شما استاد ارجمند در این جلسه‌ی گفتگو، لطفا در ابتدا بیوگرافی مختصری درباره خود عنوان بفرمایید؟

من دکتر سید علیرضا سجادی هستم، متولد ۱۳۴۳ در شهر مقدس مشهد. پدرم پزشک عمومی بودند و به دلیل شرایط کار ایشان چند سالی را  در شهرستان فردوس ساکن بودیم، در سال 1347 به دلیل وقوع زلزله در منطقه دشت بیاض که سبب تخریب گسترده در فردوس شد، خانواده ام به کاشمر نقل مکان کردند و من دوره ابتدایی را در دبستان مدرس کاشمر گذراندم. در سال ۱۳۵۵ خانواده مجدداً نقل مکان کرد و این بار به شهر مشهد و من دوره راهنمایی و دبیرستان را در این شهر گذراندم. دبیرستانی که بنده در آن تحصیل کردم ابن یمین نام داشت که اکنون به دبیرستان شهید مهدی حکمت تغییر نام یافته است ( من با شهید حکمت هم دبیرستانی بودم و نیز با تعداد زیادی از شهیدانی که اکنون عکس آنها بر دیوار دبیرستان نصب شده، افتخار همکلاسی یا هم مدرسه ای بودن را داشته ام).

وب دا: چه سالی وارد دانشگاه شدید؟

در سال ۱۳۶۴ در کنکور سراسری  شرکت کردم واز سهمیه منطقه 1 وارد دانشکده پزشکی مشهد شدم، البته همزمان با این آزمون، اولین دوره دانشکده پزشکی آزاد زاهدان نیز برگزار شد که من در آنجا هم پذیرفته شدم اما ترجیح دادم که در دانشکده پزشکی مشهد به تحصیل ادامه دهم. در سال ۱۳۷۱ پس از اتمام دوره پزشکی عمومی، برای گذراندن طرح به شهرستان گناباد (روستای بیلند) نقل مکان کردم. با پذیرش در رشته تخصصی روانپزشکی در سال ۱۳۷۲ جهت ادامه تحصیل به دانشگاه علوم پزشکی مشهد بازگشتم.

وب دا: در چه سالی ازدواج کردید؟

در سال ۱۳۶۹ و طی دوران استاژری که ۲۶ سالم بود ازدواج کردم و در گناباد همسرم نیز همراه من بودند، در سال ۱۳۷۵ که دوره دستیاری به اتمام رسید ما در حالی که یک فرزند دو ساله داشتیم و امکان ماندن در استان‌های خراسان نیز وجود داشت، تصمیم گرفتیم که برای ادامه طرح به استان محروم سیستان و بلوچستان برویم و بنابراین به مدت ۱۲ سال یعنی از سال ۷۵ تا ۷۸ من به همراه همسر و فرزندم در سیستان و بلوچستان ساکن شدیم.

همسرم در آن شرایط زمانی، خیلی خوب مرا همراهی کردند و من همواره مدیون ایشان هستم که با صبر و شکیبایی شرایط سخت زندگی در یک منطقه محروم را تحمل کرد. در آن سالها با توجه به اینکه ما نمی‌توانستیم فرزندمان را به کسی بسپاریم، همسرم علیرغم اینکه مدرک کارشناسی پرستاری داشت و امکان کارکردن برای ایشان فراهم بود، اما ترجیح داد در منزل بماند و از فرزندمان نگهداری کند، در همان سال‌ها بود که فرزند دوم نیز به دنیا آمد.

این نکته را هم عرض کنم که برخی افراد تصور می‌کنند ازدواج و تشکیل خانواده تابع یک شرایط خاص است و باید همه مقدمات فراهم شود تا بتوانند ازدواج کنند اما اصلاً اینطور نیست و چنانچه تفاهم و گذشت و تحمل سختی‌ها وجود داشته باشد می‌توان به راحتی ازدواج کرد.

وب دا: چه زمانی به عنوان عضو هیأت علمی مشغول به کار شدید؟

از سال 1375 در دانشگاه علوم پزشکی زاهدان شروع بکار کردم فعالت آموزشی در رشته پزشکی و پیراپزشکی را شروع کردم و در سال ۱۳۷۷ به عنوان عضو هیأت علمی پیمانی بطور رسمی وارد عرصه کار شدم. اقدامات زیادی را در سیستان بلوچستان انجام دادیم که بسیار برای من ارزشمند بود.

وب دا: لطفا نمونه هایی از این اقدامات را بفرمایید؟

یکی از اقدامات ما، راه‌اندازی کلینیک خود معرف در سازمان بهزیستی بود که افراد وابسته به مواد مخدر بطور داوطلبانه مراجعه و درمان می شدند. در آن زمان درمان ما بیشتر با کلونیدین و درمان‌های علامتی بود و در واقع این کلینیک سنگ بنایی شد برای اقدامات بیشتر در زمینه درمان اختلالات مصرف مواد . بعدها هفته ای یک روز هم برای کار در یک مرکز سالمندان وابسته به بهزیستی به زابل می‌رفتم و در آنجا بیماران را ویزیت می‌کردم.

همچنین مدت‌ها رئیس بیمارستان و مدیر گروه بودم و در کمیسیون‌های پزشکی دانشگاه، کمیسیون‌های پزشکی تأمین اجتماعی و کمیسیون پزشکی نظام وظیفه و کمیسیون روانپزشکی قانونی استان عضو بودم. از دیگر مسئولیت‌ها عضویت در کمیته انضباطی هیأت علمی بود.

 بیمارستان روانپزشکی زاهدان را تا اندازه ای از جهت ساختمانی و پرسنل متحول و با توجه به اقامت طولانی بیماران در بیمارستان تا حدی امکانات خروج از بخشها را در طی روزبرای بیماران فراهم کردیم. ( در شهر مشهد هم بنده پیگیرهستم که این امکانات یعنی خروج آزاد بیماران از بخش و استفاده از فضای آزاد سبز بیمارستان را فراهم کنم اما تاکنون موفقیت چندانی در این زمینه کسب ننموده ام. البته با کمک خیّرین فضایی برای بیماران فراهم شد اما آنچه که بنده انتظار داشتم هنوز میسر نشده است.)

  درتمام دانشکده‌های دانشگاه علوم پزشکی زاهدان از جمله، دانشکده های پیراپزشکی و دندانپزشکی تدریس داشتم و برای رشته‌های پزشکی نیز تدریس تئوری وعملی بود. با توجه به نبود رزیدنت اموردرمانگاه‌های بیمارستان، کشیک های شبانه و همه کارها را خودمان انجام می‌دادیم. آن زمان در بیمارستان روانپزشکی زاهدان همچون شهر مشهد ( به عنوان مثال ) متخصص داخلی یا نورولوژی نداشتیم و خیلی از کارهای داخلی و نورولوژی را خودمان انجام می‌دادیم. در دانشگاه زاهدان پایان نامه‌های زیادی را بنده راهنمایی کردم، و در نهایت از استخدام پیمانی به رسمی تغییر وضعیت دادم. در مجموع آن سال ها فشار کار درمان زیاد بود اما در عین حال برای بنده یک تجربه بسیار خوب بود و خوشحالم که این فرصت برایم فراهم شد.

وب دا: درباره برگشت تان به دانشگاه مشهد هم توضیحاتی بفرمایید؟

در سال 1387 ، به مشهد نقل مکان کردم و دو سال به عنوان مأمور به خدمت در دانشگاه مشهد فعالیت کردم، بعد از آن حکم بنده برای فعالیت در دانشگاه به صورت دائم ابلاغ شد و از آن زمان تاکنون توانسته‌ام از رتبه استادیاری به دانشیاری ارتقا یابم و طی این مدت تعداد زیادی مقاله به زبان انگلیسی و فارسی و همینطور پایان‌نامه نگارش شده و در کنگره‌های مختلف حضور داشتم.

وب دا: درباره اقدامات خود در دانشگاه علوم پزشکی مشهد توضیح بفرمایید؟

تقریبا در همان سال اول ورودم به مشهد انتخابات انجمن علمی روانپزشکان خراسان برگزار شد که بنده به عنوان دبیر انتخاب شدم و حدود چهار دوره در این سمت فعالیت داشتم. ضمن اینکه وظایفم در انجمن را هم انجام می‌دادم، رابط انجمن و گروه روانپزشکی دانشگاه هم بودم؛ به ویژه در مورد برگزاری جلسات بازآموزی و جلسات آموزش مداوم.

 پس از 4 دوره هیأت مدیره انجمن تصمیم گرفتند که همکاران جوان‌تر را مسئول انجمن قرار دهند و بنابراین کار به دست جوان‌ترها سپرده شد. در بیمارستان ابن سینا نیز مسئولیت کتابخانه بیمارستان به بنده سپرده شد و همینطور مسئول آموزشی بخش دو مردان که در ادامه ترجیح دادم جوان‌ترها این مسئولیت را به عهده بگیرند.

همچنین مسئولیت ناظر فنی شیفت عصر و شب بیمارستان به بنده محول شد و یک مدت کوتاه هم به در مرکز تحقیقات روانپزشکی و علوم رفتاری به عنوان معاون اجرایی فعالیت داشتم.

 از دیگر مسئولیت‌های محوله که در آن زمان برای گروه بسیار مهم بود، راه‌اندازی دوره روانپزشکی جامعه نگر بود که موضوعی تقریباً غریب در کشور ما بود و هنوز هم هست. در همین راستا با هماهنگی که با مرکز بهداشت داشتیم و جلساتی که بنده در تهران شرکت کردم و بازدید هایی که داشتم، توانستیم در مشهد یک مرکز CMHC یا مرکز روانپزشکی جامعه نگر را تاسیس کنیم. این مرکز روانپزشکی جامعه نگر در مرکز بهداشت شهید رفقی واقع در مطهری جنوبی راه اندازی شد و جمعیت منطقه را تحت پوشش داشت و دانشجویان ما هم در آنجا آموزش روانپزشکی جامعه نگر را می دیدند.

وب دا: هدف روانپزشکی جامعه نگر چیست؟

روانپزشکی جامعه نگر هدفش این است که خدمات روانپزشکی را از سطح بیمارستان به سطح جامعه انتقال یابد و به جای اینکه بیماران در بیمارستان تجمع کنند، در مراکز روانپزشکی جامع نگر خدمات بگیرند و در نهایت بار بیمارستانهای روانپزشکی کاهش یابد و انگ بیماری روانی با مراجعه به مراکز جامعه نگر از بین برود، در عمل باعث انگ زدایی مراجعین به سیستم بهداشت روان شود. در روانپزشکی جامعه نگر منظور از جامعه یک جمعیت یا یک محله است نه جامعه به مفهوم عام آن. این مراکز به بیماران همان منطقه خدمات می دهند و بیماران منطقه را پیگیری کنند. چنانچه وضعیت بیماری غیرقابل کنترل شود او را به بیمارستان ارجاع می دهند و پس از درمان،  به مراکز روانپزشکی جامعه نگر ارجاع داده میشود تا بمنظور جلوگیری از عود، پیگیریهای لازم درمانی انجام شود.

وب دا: در حال حاضر این مراکز روانپزشکی جامعه نگر در چه شرایطی هستند؟

 متأسفانه فعالیت این مراکز به دلیل کمبود اعتبارات و نیروی انسانی از یک سو و نداشتن درآمد مالی و دیر بازده بودن آنها از سوی دیگر، آنگونه که ما انتظار داشتیم پیش نمی رود. در حالی که این مراکز در دراز مدت نتایج کار خود را که جلوگیری از بروز و عود بیماری، انگ زدایی از بیماران روان و کاهش بار بیمارستانهای روانپزشکی و هزینه های سیستم بهداشت و درمان کشور است، نشان می‌دهند.

دستیاران محترم و دانشجویان محترم پزشکی بعد از فراغت از تحصیل  به مراکزمختلف بهداشتی درمانی کشور جهت انجام تعهدات قانونی اعزام میشوند. لذا به نظر می رسد، یکی از بزرگترین کارها در زمینه بهداشت روان راه‌اندازی تعداد بیشتری مراکز روانپزشکی جامعه نگرنه تنها در دانشگاه علوم پزشکی مشهد بلکه درکل دانشگاههای علوم پزشکی کشوراست، که سبب می شودنه تنها متخصصین روانپزشکی بلکه فارغ التحصیلان پزشکی عمومی نیز با این موضوع هرچه بیشتر آشنا باشند.

وب دا: در حال حاضر مشغول به چه اقداماتی در دانشگاه هستید؟

در حال حاضر از فعالیت من در دانشگاه حدود ۳۰ سال می‌گذرد و با توجه به اینکه مطب ندارم به مدت سه روز درشیفت بعد ازظهردر کلینیک ویژه های دانشگاه مشغول انجام وظیفه هستم و در نوبت صبح هم که در گروه روانپزشکی مشغول فعالیتهای آموزشی و پژوهشی هستم.

وب دا: دیدگاه تان نسبت به حوزه ای که در آن مشغول به کار هستید چگونه است؟

دیدگاه من نسبت به حوزه روانپزشکی این است که علی رغم قدمت درمان بیماران روانی بروشهای مختلف از گذشته های بسیار دور، شاید هنوز جوانترین رشته در پزشکی از نظرباشد. چون در مورد سبب شناسی بیماریهای روانی اطلاعات ما در مقایسه با بیماریهای سایر رشته های پزشکی بسیار اندک است و لذا هنوز مسیر پژوهش در مورد پیشگیری، سبب شناسی ، درمان و توانبخشی این اختلالات بسیار دراز است.

از نظر فردی هم این رشته نیاز به تاب آوری بسیار بالای دارد، بدلایل این که درآمد آن نسبت به سایررشته ها بسیار اندک است، باید تحمل زیادی در مدارا با برخی بیماران داشت و از طرفی متخصص روانپزشکی همیشه گمنام تر از سایر متخصصین هستند. لذا  دانشجویانی که طالب درآمد مادی بالا و نام ونشان هستند ممکن است در صورت ورود به این رشته دچار سرخوردگی شوند.

وب دا: نگاه شما به بحث پژوهش و ضرورت آن چگونه است؟

پژوهش‌های ما باید به سمت حل مشکلات جامعه حرکت کند و پژوهش‌های مؤثر در بحث پیشگیری مورد توجه بیشتر  قرارگیرند. پژوهشی که در پیشگیری مؤثر است اغلب دیر بازده است زیرا در بحث پیشگیری بررسی میشود که چگونه نسل فعلی و نسلهای آینده در برابر ابتلا به بیماری محافظت شوند، از تحمیل هزینه های درمانی به کشورجلو گیری گردد و بشود هزینه های سنگین درمان را بیشتر صرف بهداشت کرد.

وب دا: نقش چه کسانی را در زندگی حرفه ای خود پررنگ می بینید؟

یکی از کسانی که به شدت در زندگی من تأثیرگذار بودند و هنوز هم تأثیرات آنها وجود دارد والدین من هستند، پدر من یک پزشک عمومی بود و در بسیاری از مناطق محروم ایران که شاید پزشکان دیگر حاضر نمی‌شدند در آنجا کار کنند مثل خرقان قزوین تا بجستان، کاشمر و طرقبه و .... بدون هیچ منتی خدمت نمود.

 پدرم عاشق کار خود بود و شب و روز نمی‌شناخت؛ به خاطر دارم نیمه شب‌هایی را که مردم در شهرستانهای محل خدمتش درب منزل ما را می زدند و از پدرم می‌خواستند که بالای سر بیمارشان برود و ایشان میرفت. پدرم برای من الگوی بسیار بزرگی بود. در این رفت و آمدهای پدرم هرگز صحبت پول نبود و هرگز ایشان عنوان نکرد که برای مداوای فلان بیمار فلان مقدار پول دریافت کردم . زمانی هم که از دنیا رفت تنها یک خانه داشت اما شخصیت او بسیار برای ما ارزشمند و قابل احترام بود.

پدرم همواره به من نیز تأکید می‌کرد که قدر مقام خود را بدان که این موقعیت با هیچ ارزش مادی قابل مقایسه نیست. مادرم نیز بسیار فداکار بود و همواره همراه و حمایتگر پدرم بود، این موضوع نیز بسیار بر من تأثیر گذاشت. در مقطع دبیرستان هم دبیرانی داشتیم که شخصیت آنها برای من جذاب بود و در دانشکده پزشکی هم اساتید تأثیرگذار زیاد بودند. اما زمانی که من وارد بخش روانپزشکی شدم، با توجه به متفاوت بودن فضای این بخش با سایر بخش‌ها و صمیمیت و گرمی ارتباط بین همکاران سبب شد که به این رشته گرایش پیدا کنم، با وجود اینکه در آن زمان در بین دانشجویان چندان گرایشی به این رشته نبود وارد این رشته شدم. دوران فعالیت در سیستان و بلوچستان هم علی رغم همه سختی‌ها یکی از بهترین دوران‌های زندگی من بود. اکنون هم معتقدم کسانی که به عنوان عضو هیأت علمی قصد دارند جذب دانشگاه شوند، بهتر است که سال‌هایی را در مناطق محروم و دور افتاده فعالیت داشته باشند؛ حتی مسئولان وزارتخانه نیز به این مناطق بروند تا بتوانند در برنامه‌ریزی‌ها از این تجربه استفاده کنند و برای و منطقه برنامه خاص آن منطقه را تهیه کنند.

برای پزشک یا پرستاری که قرار است در مناطق محروم کشور فعالیت داشته باشد باید امتیازات خاصی در نظر گرفت تا انگیزه ماندن در آنجا را داشته باشند.

در حال حاضر علی رغم افزایش ظرفیت‌های پذیرش دانشجو می‌بینیم که ظرفیت‌های مناطق محروم همچنان خالی است و این نشان می‌دهد که باید بیشتر به نیازها و مطالبات پزشکان و پرستاران در مناطق محروم دقت و توجه داشته باشیم و نظرات و بازخوردهای آنها را نیز بشنویم؛ چرا که این نظرات و نقدها خیلی از اوقات می‌توانند وسیله رشد و ارتقای سیستم باشند.

یکی از اقداماتی که بنده در دانشگاه زاهدان انجام دادم، واگذاری مسئولیت مدیر گروهی به صورت نوبتی به همه اعضای گروه بود؛ این کار به دو دلیل انجام شد اول به دلیل برخوداری کلیه اعضا از این امتیاز و دوم کسب تجربه و اعمال نکته نظرات و ایده‌های جدید افراد جدید  که بتواند موجب رشد گروه شود.


اینجا همه چیز برای حضور کودکان آماده است؛ از میز و صندلی های رنگارنگ تا دفتر نقاشی و رنگ آمیزی، مدادهای رنگی، استند کارتونی عکاسی، عروسک ها، تابلوهای روی دیوار و ...؛ می شود گفت چیزی از یک مهد کودک کم ندارد اما مهد کودک نیست؛ کودکان اینجا به جای مربی مهد، توسط یک پزشک متخصص اطفال، میزبانی می شوند و در عین حال اشتیاقشان برای حضور در این مطب، کمتر از مهد کودک نیست بلکه برایش لحظه شماری هم می کنند. دکتر عزت خداشناس، متخصص خوش ذوق اطفال، باالگوگیری از خاطره شیرینی که پزشک خانواده در کودکی برایش رقم زد، تلاش دارد میزبانی خاطره‌انگیزی از کودکان داشته و آن ها را با پزشک آشتی دهد. حاصل گفتگوی مفصل ما با این عضو موفق هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد را در ادامه می خوانید.

تمرین معلمی از کودکی

آخرین روز پاییز 55 بود که به عنوان اولین فرزند خانواده متولد شد و با توجه به کارمند بودن والدین، شد مادر دوم چهار فرزند بعدی؛ «از همان ابتدا به درس خواندن شهره بودم و همیشه شاگرد اول؛ در عین حال آموزش دادن را هم دوست داشتم و باتوجه به غیبت والدین، همزمان هم درس های خودم را می خواندم، هم به دروس و تکالیف بچه ها رسیدگی می کردم. فاصله سنی کمی با خواهر و برادرهایم داشتم و چون بیشتر زمانمان با هم سپری می شد، مرا الگوی خود قرار می دادند به همین خاطر حواسم جمع بود که الگو یا مادر دوم خوبی باشم».

مهمترین شکلات عمرم

با اینکه عاشق معلمی و تدریس بود، در ادامه مسیر اتفاقی به ظاهر ساده اما ارزشمند او را به پزشکی هم علاقمند کرد؛ «یک روز که والدین به علت تب شدید مرا نزد پزشک خانوادگی مان برده بودند، آنقدر بدنم گرم بود که به محض گذاشتن گوشی معاینه، لرزیدم و شوکه شدم. پزشک که متوجه این ترس و بهتم شده بود، شکلاتی به من داد که هنوز طعم دلچسبش زیر زبانم هست و شکلات هایی که خودمان می خریدیم هرگز آن طعم خاص را نداشت. این شد که از آن به بعد هم دوست داشتم مریض شوم تا برویم دکتر و شکلات بگیرم، هم به حرفه پزشکی علاقمند شدم.»

شما متخصص کودکان می شوی!

به دبیرستان که رسید، پزشکی، رشته ای پرآوازه بود و نهایت آرزوی دانش آموزان، او اما هنوز تصمیمش را نگرفته بود و چه بسا حتی بیشتر به مهندسی یا معلمی ریاضی فکر می کرد؛ با این حال ناخوداگاه همه اطرافیان از دبیران و همکلاسی ها تا همسر، او را به پزشکی سوق می‌دادند؛ به جز والدین که فقط او را به ادامه تحصیل تشویق می کردند و انتخاب را به خودش واگذار کرده بودند؛ «ریاضی را خیلی دوست داشتم هر وقت می خواستم استراحت کنم، ریاضی حل می کردم و انرژی می گرفتم؛ به حدی قوی بودم که معلم ها از مسائلی که حل می کردم تعجب می کردند و مسائلی را که چندان هم سخت نبود ولی خودشان نمی‌توانستند حل کنند به من می دادند، به همین خاطر رشته دبیرستان را ریاضی انتخاب کردم. در این بین دبیر اجتماعی دوم دبیرستان، زنگ های تفریح تا مرا می دید می گفت در تو می بینم که خیلی پیشرفت کنی، حتما خوب درس بخوان و یک رشته خوب انتخاب کن. دبیر عربی مان هم می گفت تودر رشته ریاضی نمی مانی و متخصص کودکان می شوی! روی همین اعتقادش بود که موقع حضور و غیاب مرا دکتر عزت خداشناس صدا می زد! من ولی با خودم می گفتم از رشته ریاضی که کسی نمی‌تواند پزشک شود!».

تغییر مسیر در آخرین روزها/ نشان دادم ازدواج مانع پیشرفت خانم ها نیست

گذشته از همه این ها، آخرین و مهمترین عامل تعیین کننده در تصمیم و انتخابش، همسر بود؛ آن هم در شرایطی که همه فکر می کردند ازدواج، مانع ادامه تحصیل و پیشرفت خانم هاست؛ «سال 72 که دوم دبیرستان با معدل 20 تمام شد، ازدواج کردم اما به شرط امکان ادامه تحصیل؛ در واقع هم ما هم خواستگارم شرطمان این بود. بنابراین باتوجه به اینکه مدرسه در صورت آگاهی از ازدواجم، مانع ادامه تحصیل می شد، تازمان دیپلم ازدواج را ثبت نکردیم و هیچ کس حتی دوستانم مطلع نشدند؛ از بس سرم توی درس بود، فکرش را هم نمی کردند به این زودی ازدواج کنم، همیشه می گفتند تو پزشکی ات را که گرفتی، بعد شاید یادت بیاید ازدواج هم لازم است. اقوام هم متعجب بودند چون ازدواج پیش از دانشگاه بینشان مرسوم نبود و ازدواج را برابر با پایان تحصیلات می دانستند، می گفتند امید داشتیم پزشک شوی ولی حالا دیپلم هم بعید است بگیری. در حالی که به نظر خودم، ازدواج به پیشرفتم خیلی کمک کرد و در واقعیت هم با ادامه تحصیلم تا بالاترین مقطع، این موضوع ثابت شد؛ همسرم از همان ابتدا مدام برایم کتب درسی و کنکور هدیه می گرفت، برایم برنامه ریزی می کرد، شب های امتحان همراهم بیدار می ماند و کاملا حس می کردم که با او دارم به هدفم نزدیک می شوم. همسرم که آن زمان 25 ساله و دانشجوی رشته تربیت بدنی دانشگاه تهران بود برای انتخاب رشته هم مشورت خوبی داد؛ نهایتا به این نتیجه رسیدم که پزشکی برای خانم ها رشته مفیدتر و مناسبتری است و سال چهارم دبیرستان وارد رشته تجربی شدم».

ورود به علوم پزشکی مشهد با رتبه دو رقمی

ایام کنکور همزمان بود با روزهای منتهی به مراسم عروسی و تشکیل زندگی که طبعا مسئولیت و مشغله ها را بیشتر می‌کرد، به همین خاطر با وجود همه گرفتاری ها تمام همتش را صرف کرد تا همان سال 74 قبول شود؛ «خود را مقید کرده بودم حتما آن سال قبول شوم؛ بیشتر از خوابم می زدم و همراه همسرم برنامه ریزی داشتم تا عقب نمانم. درست است که بعد از ازدواج، روابط و رفت و آمدها بیشتر شد اما همیشه در کیفم کتاب داشتم حتی در مهمانی ها، زمانی را در جمع بودم و زمانی را به مطالعه اختصاص می دادم؛ خانواده همسرم شرایطم را درک می کردند و توقع خاصی نداشتند، خانواده خودم هم نگران بودند که نکند به خاطر ازدواج، نتوانم قبول شوم. با اینکه همه تلاشم را کرده بودم ولی چون رقابت زیاد بود و ظرفیت، کم، امید چندانی به قبولی نداشتم؛ دانشگاه آزاد هم شرکت کردم که نتایجش یکی دوماه زودتر از دولتی آمد و پزشکی مشهد قبول شده بودم اما آن زمان یعنی حدود سی سال پیش هفت میلیون هزینه داشت که برایمان سنگین بود؛ در عین حال خانواده همسرم نیز حمایت کردند و داشتم راهی دانشگاه آزاد می شدم که نتایج دولتی اعلام شد و قسمت این بود که با رتبه 59 وارد دانشگاه علوم پزشکی مشهد شوم».

روی خط الف/ مادرشدن در سخت ترین شرایط

به این ترتیب با اینکه مراسم یک سال به تأخیر افتاد اما پس از آن دور جدیدی از چالش ها شروع شد؛ از سکونت در شهری غریب تا تولد فرزند همزمان با امتحانات و شب بیداری ها و...؛ اما هیچکدام باعث نشد معدل این دانشجوی موفق از الف پایین بیاید؛ «همسرم همزمان با قبولی من در دانشگاه، کارشناسی ارشد را تمام کرد و قاعدتا باید برای خدمت سربازی در دانشگاه مشهد مشغول کار می شد اما مشکلی پیش آمد و ناچار شد این دوره را در دانشگاه اراک بگذراند، به همین دلیل من هم از مهرماه 75 که ترم سه عمومی بودم، همراهش به اراک رفتم و در واقع زندگی مشترکمان آنجا آغاز شد که مشکلات خودش را داشت؛ سعی می کردم تا می شود مشغول درس و دانشگاه باشم که تنهایی و غریبی اذیتم نکند. به لطف خدا اواخر سال 76 که اوایل بارداری ام بود و علوم پایه تمام شد، با انتقال همسرم موافقت کردند و توانستیم به مشهد برگردیم؛ هر چند باز هم غیبت همسر وجود داشت چراکه همزمان با انتقال به مشهد، دکترا قبول شده و دو روز در هفته باید به تهران می رفت و روزهای دیگر هم به عنوان عضو هیأت علمی دانشگاه فردوسی مدام کلاس داشت. پسرم خرداد 77 متولد شد و فقط 10 روز تا شروع امتحانات فرصت داشتم، از طرفی چون نمی خواستم بچه شیرخشک بخورد، شب ها فقط دوساعت می توانستم بخوابم ولی خوشبختانه مادر بازنشست شده و جز شیردادن همه کارهای بچه را بر عهده گرفت. یکی از دوستان هم لطف می کرد شب ها تماس می گرفت و نکات مهم هر درس را خلاصه وار منتقل می کرد؛ این شد که با همه مشغله های بعد از تولد فرزند، باز هم معدلم الف ماند.»

اطفال؛ رشته ای پرزحمت اما جذاب

دکتر خداشناس پس از اتمام پزشکی عمومی در سال 81، به عنوان رییس مرکز بهداشت امام حسن مجتبی(ع)  در خیابان مفتح خدمت طرح خود را پشت سر گذاشت و از انجا که نیاز و ضرورتی برای ورود به تخصص احساس نمی کرد، تا سال 85 در درمانگاه های سطح شهر مشغول کار شد اما با توجه به عدم رضایت و نیز اولویت داشتن رسیدگی به خانواده، این کار ادامه پیدا نکرد؛ «دوره عمومی با وجود اتفاقات متعددش سخت گذشته بود به همین خاطر دیگر به تخصص فکر نمی کردم و ترجیحم حضور بیشتر کنار خانواده بود اما بعد از تجربه کار درمانگاه ها و بزرگتر شدن پسرم، نظرم تغییر کرد و سال 86 بعد از یک سال مطالعه، آزمون تخصص دادم و با توجه به علاقه ام وارد تخصص اطفال شدم؛ اواخر دوره عمومی که در بخش کودکان بودم، خیلی برایم لذت بخش بود؛ شاید الان دانشجوها هنگام انتخاب، بیشتر دنبال آورده مادی هر رشته باشند اما من دنبال رضایتمندی بیشتر از شغلم بودم وگرنه اطفال جزو تخصص های کم درآمد و پرزحمت است. بچه ها انرژی مثبت بالایی دارند و صداقت و پاکی شان انسان را مجذوب می کند، ارتباط گرفتن با آن ها نیز آسانتر از بزرگترهاست. از طرفی کودکان درمان پذیری بالاتری دارند و درصد موفقیت درمان در ان ها بالاتر است که این هم به نوبه خود حس خوب اثرگذاری و مفیدبودن بیشتر برای پزشکشان ایجاد می کند؛ وقتی کودکی درمان می شود و به زندگی بر می گردد، گویا 70 سال به او زندگی بخشیده ایم و این بسیار هیجان انگیز است».

بچه ها به سختی از اینجا می روند

آن خاطره زیبای دوران کودکی و این انتخاب آگاهانه تخصص اطفال، دکتر خداشناس را به متخصصی متفاوت در حوزه خود تبدیل کرد که با تدابیر مختلف درصدد ایجاد فضایی جذاب و خاطره ای خوش برای مراجعان است؛ از دیوارها و وسایل رنگارنگ و جایزه های متنوع تا نمایش عروسک انگشتی و ...؛ همه چیز به نفع کودکان است. البته آن ها هم کم نمی گذارند و ریسه برگه های نقاشی‌شان در اتاق دکتر خداشناس، حاکی از قدردانی‌شان از این همه دغدغه و توجه اوست؛ «بچه ها باید با پزشکشان ارتباط خوبی برقرار کنند تا معاینه موفق صورت گیرد؛ به ویژه از 10 ماهگی که نسبت به غریبه ها حساس می شوند، سخت تر ارتباط می گیرند؛ به همین دلیل معمولا به جای روپوش سفید، مانتوی رنگی استفاده می کنم و حین معاینه، با آن ها مشغول بازی هستم. بعد از اینکه اجازه معاینه دادند، به انتخاب خودشان از جعبه جایزه، هدیه برمی دارند. به حدی این کار برایشان جالب است که برخی تا از در وارد می شوند، می گویند جایزه مان کجاست؟ در زمان انتظار پیش از ورود به اتاق هم در سالن می توانند نقاشی بکشند یا رنگ آمیزی کنند که معمولا من و خودشان را نقاشی می کنند. در مجموع با این تدابیر، مشکلی برای ارتباط با بچه ها ندارم، آن ها هم آنقدر فضای مطب را دوست دارند که به سختی آن را ترک می کنند سخت است و والدینشان می گویند برای دوباره برگشتن لحظه‌شماری می کنند».

دغدغه اصلاح فرهنگ ولو به قیمت بی اعتبارشدن

این فوق تخصص اطفال، فراتر از جذابیت های ظاهری، توجه ویژه ای نیز به نکات اخلاقی دارد؛ از پرهیز از درمان‌های تهاجمی تا تاکید فراوان بر استفاده از شیر مادر؛ «با توجه به اینکه خودم مادر هستم، هم والدین را به خوبی درک و با آن ها همذات‌پنداری می کنم، هم زبان بچه ها را می دانم و راحت همقدشان می شوم. برای درمان هم بر مبنای اصول اخلاقی پیش می روم؛ عقیده دارم که در روند درمان نباید به بیمار صدمه وارد شود ولو اینکه برخلاف میل و پسند خودش یا جامعه باشد. بیمار را مانند فرزند خودم می دانم؛ به عنوان مثال از آنجاکه حداقل تا دوسالگی، هرگونه تحریک دردناک، باعث تخریب سیناپس ها و اخلال در تکامل مغز کودک می شود، برای خونگیری یا تزریق، از خود می پرسم اگر فرزند خودت هم بود، این تجویز را داشتی؟ یا در بیماری های ویروسی که معمولا خودبه خود خوب می شوند، فورا آنتی بیوتیک و کورتون تجویز نمی کنم زیرا سیستم ایمنی را ضعیف و دوره بیماری را طولانی تر می کنند. این سبک درمانی هرچند به نفع بیمار و خانواده اش است، اما به مذاقشان خوش نمی آید چراکه فرهنگ جامعه، ویزیت خوب و مفید را، همراه با تجویز داروی زیاد و متنوع می شناسد؛ یادم هست برای طرح تخصص که در چناران مطب گرفته بودم، به خاطر همین باور غلط مردم، فقط ضرر کردم چون به منشی سپرده بودم هر کس به خاطر عدم دریافت دارو ناراضی بود، هزینه ویزیت را پس بگیرد و اغلب مردم پس می گرفتند. اما من باور دارم که در درازمدت این فرهنگ اصلاح شده و متوجه می شوند که به نفع خودشان است».

بیمار باید از پزشک راضی باشد

سبک خاص دکتر خداشناس صرفا به خود بیمار محدود نمی شود بلکه گستره ای وسیعتر دارد؛ گاهی که علاوه بر والدین، مادربزرگ و پدربزرگ یا سایر بستگان کودک هم به مطب می آیند، برای تک تکشان زمان می گذارد و پاسخ سوالاتشان را می دهد تا نگرانی شان رفع شود؛ علاوه بر این به فکر بیماران راه دور هم بوده و برای رسیدگی به سوالاتشان در اینستاگرام، تلگرام و ایتا صفحه ای ایجاد کرده است که روزانه دوسه ساعت از وقتش را می گیرد؛ «از اساتیدم یاد گرفته ام بیمار باید حس رضایت از پزشک داشته باشد (تا جایی که باعث ضرر و آسیب نشود) و این برایم خیلی مهم است به همین دلیل در مطب معمولا تعداد ویزیت ها کم اما مدت زمان هر یک و کیفیت، زیاد است». 

چالش های رشته اطفال

رشته اطفال در کنار همه زیبایی ها و جذابیت ها، چالش هایی نیز به همراه دارد که دکتر خداشناس اینطور شرح می دهد: «فرد بالغ به راحتی می تواند از درد و مشکلش صحبت کند اما زبان بچه، گریه است بنابراین باید سر تا پا همه چیز را چک کنیم تا به تشخیص درست برسیم؛ حتی آن ها هم که بزرگتر و قادر به حرف زدن هستند، علایمشان غیراختصاصی است مثلا ممکن است بیماری ناشی از عفونت باشد ولی بیمار با علامت دل درد مراجعه کند. از این گذشته گاهی همراهان یا والدین بیمار انتظار غیرمنطقی دارند که البته از پایین بودن اطلاعاتشان نسبت به سیستم درمانی نشأت می گیرد؛ برای نمونه بیماری داشتم که دچار عفونت و به شدت بدحال بود ولی مادر اصرار داشت که من خسته شده ام، مرخصش کنید و با دیدن مخالفت من که به خاطر بدحالی فرزندش بود، این تصور برایش ایجاد شد که مخالفتم به علت نفع مالی است!».

جهاد در سه سنگر؛ سخت اما ممکن

بانوي برتر جشنواره ماه‌بانو سال 1402 در دانشگاه علوم پزشکي مشهد که سال 90 بلافاصله پس از اتمام تخصص، برای دومین بار مادر شد، در کنار اینکه در سنگر تحصیل و اشتغال، سنگ تمام گذاشته و سال 99 نیز فوق تخصص را به پایان رساند، از خانواده و رسالت مادری و همسری هم غافل نیست؛ «راهبری سه وظیفه مهم فرزندپروری، خانه داری و اشتغال خارج از منزل، دشوار اما با برنامه ریزی و مدیریت زمان، ممکن است؛ از آنجاکه رسیدگی به خانواده و فرزندان برایم اولویت دارد، با اینکه هنگام بازگشت از محل کار، از لحاظ جسمی و روحی به شدت خسته هستم، برای اعضای خانواده زمان می گذارم و بعد از دورهمی و صرف غذا که بقیه در حال استراحت هستند، سراغ کارهای منزل می روم».

کارنامه پژوهشی 

او که حالا از دانشیاران دانشگاه علوم پزشکی مشهد است، کتاب های «راهنمای زردی نوزادان»، «شروع غذای کمکی کودکان» و «مبانی عصب شناسی حرکت انسان» را با همراهی پسر و همسر خود نگاشته و در نگارش کتاب های «ورزش در بیماری های شایع کودکان»، «بیماری های تنفسی کودکان»، «رشد جسمانی» و «بررسی پیامدهای بیماری کرونا» نیز مشارکت داشته است. همچنین ترجمه کتاب های «بیماری های نوزدان» نلسون و «مبانی طب نوزادی پیرامون تولد»، 52 مقاله، 72 طرح و حدود سی پایان نامه، از دیگر فعالیت های پژوهشی این پزشک متخصص است که سال 1402 جزو پژوهشگران برتر گروه کودکان در جشنواره پژوهش و فناوري دانشکده پزشکي قرار گرفت.

از اُفت جایگاه اجتماعی پزشکی تا افزایش ظرفیت جذب/ تنها مرکز ارجاعی بیماران قلبی در شرق کشور، نیازمند یاری خیّرین

دکتر خداشناس با تجربه 12سال تدریس در دانشگاه علوم پزشکی مشهد، از ارتباط با نسل جوان و نشاط و سرزندگیشان ابراز خرسندی می کند اما از کاهش انگیزه شان که علل متعددی دارد، دلگیر و متأسف است. او یکی از دلایل این بی انگیزگی را اُفت ارزش و جایگاه اجتماعی رشته پزشکی در جامعه می داند و معتقد است: «پزشکی قبلا بین مردم جایگاه و قداستی داشت ولی الان اینطور نیست و اعتماد بین بیمار و پزشک خدشه دار شده است. در حوزه درمان نیز یکی از چالش های جدی، افزایش ظرفیت پذیرش رشته پزشکی بدون تقویت زیرساخت ها و امکانات است که خصوصا در بیمارستان امام رضا(ع) موجب شده است ابزارهای موردنیاز را یا خیّرین تأمین کنند یا خود ما پزشکان چراکه دیدن شدت نیاز بیماران و ناتوانی بیمارستان در پاسخ به نیازشان برایمان قابل تحمل نیست؛ نمی شود دست روی دست گذاشت تا بیمار از دست برود اما در عین حال این شیوه تأمین، همیشگی و پایدار نیست؛ این در حالی است که بخش NICU بیمارستان امام رضا(ع)، تنها مرکز ارجاعی بیماران قلبی در شرق کشور به شمار می رود».

اگر همه برویم چه کسی بسازد؟

«تا به حال اصلا فکرش را نکرده ام»؛ فوق تخصص اطفال بیمارستان امام رضا(ع) این جمله را در پاسخ سوالم پیرامون امکان مهاجرتش می گوید و اضافه می کند: «برای مهاجرت پیشنهاد زیاد داشته ام ولی حتی فکرش را هم نمی توانم بکنم؛ رفته ها هم پشیمان هستند. اعتقادم دارم و همیشه به دانشجویان می گویم که کم و کاستی‌ها را خودمان باید جبران کنیم؛ اگر همه برویم چه کسی می خواهد بسازد؟ اینجا هر چقدر هم سخت بگذرد، وطنمان است و برای خودمان کار می کنیم اما خارج از این خاک، هرجا که باشد شهروند درجه2 محسوب می شویم و برای اجنبی کار می کنیم». از نگاه او یکی از علل بالاگرفتن تب مهاجرت خصوصا در رشته های پزشکی، این است که دانشجویان با مقایسه نادرست درامد پزشکان در ایران و کشورهای دیگر، فکر می کنند آینده روشن و مناسبی در انتظارشان نیست.

چکاب را جدی بگیرید

دکتر خداشناس که بنا به توصیه بزرگان دین نسبت به نشر علم و دانش، از خدمت به محرومین در قالب جلسات آموزشی رایگان (پیرامون مسائل کودکان) برای پرسنل بهداشت و درمان یا والدین در مناطق محروم استان غافل نیست، از والدین می خواهد باتوجه به اهمیت حیاتی تشخیص به موقع بیماری ها، دست کم تا دوسالگی چکاب فرزندانشان را جدی بگیرند (تا شش ماهگی، هرماه یک بار، شش ماه تا یکسالگی هر دوماه یک بار و پس از آن تا ورود به دبستان، هر سه ماه یک بار). او همچنین توصیه می کند والدین برای درمان بیماری فرزندان از منابع اینترنتی نامعتبر یا تجارب بزرگترها (که ارزشمند است ولی قابل تعمیم برای همه نیست) پرهیز و فقط به متخصص مراجعه کنند تا هم فرزندشان آسیب نبیند و هم روند درمان دچار مشکل نشود.

نجات از 90درصد ریسک

رییس سابق بخش مراقبت های ویژه کودکان بیمارستان قائم(عج)  در پایان برایمان از تلخ و شیرین حیطه کاری اش می گوید؛ از نوزادان نارسی که در اوج نگرانی والدین، زنده می مانند و بزرگ می شوند تا بیمارانی که با تمام وجود برایشان مایه می گذارد اما از دست می روند؛ «نوزادان نارس زیر یک کیلوگرم معمولا تکامل خوبی ندارند و اگر هم زنده بمانند، عقب مانده می شوند اما همین چهارماه پیش در بیمارستان امام رضا(ع)، نوزادی 32 هفته ای داشتیم که فاقد شریان ریه بود و از شدت تنگی نفس رنگش سیاه شده بود. از متخصص قلب مشاوره گرفتیم، معلوم شد یک بیماری نادر است که تاکنون در ایران سابقه نداشته و جراحی اش 90درصد ریسک دارد. با این حال چون تنها شانس فرزندداری والدینش بود و آن ها با اینکه زیر سی سال داشتند دیگر امکان فرزندآوری ولو با شیوه های لقاح آزمایشگاهی را نداشتند، رضایت دادند و شکر خدا عمل با موفقیت انجام شد و حالا آقاابوالفضل چهار ماهه و یک نوزاد با رشد طبیعی است. در مواردی هم که بیمار با وجود همه تلاش ها از دست می رود، به اندازه مادرش ناراحت می شوم، خصوصا وقتی نوزاد نارس باشد چون بیش از مادرش من با او در تماس بودم؛ برای همین برخی مادرها معتقدند من مادر اول فرزندشان هستم».

288.jpg - 78.65 kB

289.jpg - 97.60 kB

290.jpg - 122.05 kB

291.jpg - 125.00 kB


811.jpg - 51.05 kBدكتر سارا خاكي، متولد خرداد ماه 1373 در شهر مشهد و پژوهشگر برتر دانشگاه علوم پزشکی مشهد، یکی از جوان ترین چهره های فعال در عرصه تحقیقات این دانشگاه است که محور اصلي مقالات خود در دوران رزیدنتی را حول رشته تخصصي اش یعنی رشته قلب و عروق قرار داده و در مورد بخش های مختلف رشته ی تخصصی قلب و عروق اعم از؛ فاکتور های خطر و پروگنوز  بیماران، تحقیقات متفاوتی را به سرانجام رسانده و در همین راستا به عنوان پژوهشگر برتر در دانشگاه نیز شناخته شده است. پایگاه خبری وب دا در گفتگویی کوتاه با این محقق جوان، جزئیات بیشتری از فعالیت های وی در عرصه پژوهش دانشگاه را در این مصاحبه منعکس ساخته که شرح آن را در ادامه می خوانید:

وب دا: ضمن سپاس از حضور شما در این گفتگو، بفرمایید تحصیلات دانشگاهی را در کجا و چه رشته ای گذراندید و محور اصلي مقالات مورد پژوهش شما در رابطه با چه موضوعاتی بوده است؟

من دوره پزشكي عمومي را با کسب رتبه 230 در کنکور سراسری در دانشگاه علوم پزشكي مشهد آغاز كردم و با توجه به اينكه عضو بنياد ملي نخبگان و انجمن استعدادهاي درخشان بودم، به صورت مستقيم وارد دوره تخصص شدم و بعد از پشت سر گذاشتن آزمون دستياري وارد رشته قلب و عروق دانشگاه علوم پزشكي مشهد شدم. محور اصلي مقالاتم در دوران رزیدنتی، پيرامون رشته تخصصي خودم بود و در مورد بخش های مختلف رشته ی تخصصی قلب و عروق اعم از؛ فاکتور های خطر و پروگنوز بیماران، تحقیقات متفاوتی انجام دادم.

بر اساس فعالیت های تحقیقاتی هم که در این زمینه داشته ام، توصیه میکنم همه عزیزانی که وارد دنیای پژوهش میشوند، ابتدا یک فیلد تخصصی را انتخاب کنند و سپس در مورد زیر شاخه های آن رشته شروع به انجام تحقیق و پژوهش کنند. من در دوران عمومی به دلیل عدم انتخاب قطعی رشته تخصصی، مقالاتی را با سایر رشته های تخصصی انجام دادم ( مثلا رشته ارتوپدی ) که در دانشگاه علوم پزشکی مشهد، یکی از بخش های بسیار فعال در زمینه تولید علم و پژوهش است، اما اکنون عملا در آن زمینه هیچ فعالیتی ندارم.

وب دا: تاكنون چه تعداد مقاله ارائه كرده ايد و در مورد طرح هاي پژوهشي انجام شده یا در دست اقدام خود توضيحاتي بفرماييد؟

تعداد مقالاتم در دوران رزيدنتي و به صورت تخصصي 10 مقاله بوده است. طرح های پژوهشی انجام شده شامل: بررسي تأثير  نوشيدني هاي گازدار و نوشيدني هاي شيرين شده صنعتي موجود در بازار اعم از نوشابه ها و آب هاي گاز دار شيرين شده بر بيماري هاي قلب و عروق و همچنین مصرف مواد غذایی دارای پروبيوتيك بر روي بيماران قلبي عروقي بوده است.

چندين كيس ريپورت از بيماري هاي نادر قلبي كه در آنژيوگرافي يا اكوكارديو گرافي با آنها مواجه شده بوديم را نیز گزارش كردیم و يكي ديگر از پروژه هاي در حال انجام، تأثير كرونا بر فاكتورهاي قلبي عروقي بعد از گذشت يك يا دو سال است، كه با فالوآپ بيماراني كه در دوره ابتلا به کووید، درگیری قلبي داشتند، شروع به انجام پژوهش کردیم.

از ديگر پروژه هاي در دست اقدام، دو عدد کارآزمایی بالینی بزرگ بوده که به بررسی تأثير پست بيوتيك ها و پرورش باكتري هايی با سوش مشخص در آزمایشگاه و وارد کردن آن ها به رژیم غذایی بیماران مبتلا به بیماری قلبی- عروقی و بررسی تأثیر آنها بر فاکتور های مختلف خونی بیماران می پردازد.

وب دا: در مسير پژوهش با چه چالش هايي مواجه هستيد؟

فالوآپ كردن بيماران یکی از چالش های مهم در مسير فعاليت های تحقیقاتی ما است؛ چون برخي بيماران از شهرستان های دور دست مراجعه می کنند و هنگامي كه داروها و دارونماها  برای ایشان تجویز می شود، فالوآپ دقیق و نظارت بر نحوه مصرف داروها عملا از دسترس ما خارج است، همچنين بعضا برای پيگيري هاي بعدي که نیاز به حضور فیزیکی بیمار در بیمارستان های شهر مشهد بوده، بیمار مراجعه نمی کند و سیر فالوآپ کاملا" مختل می شود.

يكي ديگر از چالش ها عدم تمايل بيماران به مصرف داروها و دارونما و اصولا شرکت در تحقیقات است، كه برخي بيماران مقاومت خاصي در اين راستا نشان داده و شرکت در این پژوهش ها را به منزله تبدیل شدن به موش آزمایشگاهی در نظر می گیرند! تهيه داروها و دارو نماها در كارآزمايي هاي باليني و همين طور جمع آوري داده ها از بايگاني هاي بيمارستان در مورد مطالعات گذشته نگر هم يكي ديگر از چالش هاي حوزه تحقيقاتي ما است.

خوشبختانه در طی سالهای اخیر بخاطر سیاست های کاملا صحیح کلان کشوری، شركت هاي دانش بنيان جديد مختلفی در حوزه تولید دارو فعاليت مي كنند، که ما توانستیم با کمک از این گروه ها بدون اينكه سوگرایی يا دخالتي در مسير فعاليت پژوهشی ما داشته باشند، پروسه تحقیقات را سرعت ببخشیم.

وب دا: جایگاه شما در تحقیقات انجام شده، چگونه تعریف شده است؟

در تمام پروژه هايي كه انجام شده، بنده نويسنده اول يا نويسنده مسئول بوده ام. در زمينه نوشتن کیس ریپورت بیماری های نادر و یا اپروچ های درمانی جدید و هم چنین مطالعات پایه و اصیل بخش عمده كار اعم از گرد آوری اطلاعات و نوشتن تا سابمیت کردن در ژورنال ها به عهده خودم بوده و با توجه به زحمت فراوان پروسه نوشتن و چاپ یک مقاله، تمام تلاشم را کرده ام که مقالات در ژورنال های معتبر جهانی و ایندکس شده در پایگاه های ISI ، پاب مد و اسکوپوس منتشر شوند که این مساله به ارتقای جایگاه علمی – پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، کمک شایانی کرده باشد.

وب دا: چه پيامي براي دانشجويان و جامعه دانشگاهي در حوزه پژوهش داريد؟

با توجه به اينكه، دانشجویان در دوره پزشكي عمومي نسبت به دوره دستياري اوقات فراغت بیشتر و مسوولیت درمانی کمتری  برعهده دارند، اگر دانشجويی تمايل به فراگیری نحوه نوشتن مقالات، چاپ آنها و وارد شدن به دنیای پژوهش دارد، بهتر است از دوره پزشكي عمومي این پروسه را آغاز كند، به این ترتیب در دوره دستیاری، به راحتی می تواند در حوزه تخصصي خود، پژوهش های گسترده ای انجام دهد.

و سخن پایانی؟...

فرصت مغتنمی است که از زحمات تمام اساتيد گرانقدرم در گروه قلب و عروق بيمارستان قائم (عج) كمال تشكر را داشته باشم، اساتيد ارجمند گروه قلب و عروق با فراهم سازی بستر مناسب برای فعاليت هاي پژوهشي و حمایت های بی شائبه شان، باعث شدند که بنده اکنون در این جایگاه علمی- پژوهشی قرار بگیرم و آرزوی موفقیت برای همه همکاران در حوزه تحقیق و پژوهش دارم.

اطلاعات تماس سامانه خبری وب دا

Image
آدرس: مشهد، خیابان دانشگاه، ساختمان قرشی
کد پستی :۹۱۷۷۸۹۹۱۹۱
نمابر: ۳۸۴۳۶۸۲۷ ۰۵۱
رایانامه :webda@mums.ac.ir
سامانه پیام کوتاه: ۳۰۰۰۲۱۹۱
Image
Image
Image
Image
Image
Image
Image